• بازدید : 97 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,000 تومان
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مديريت استراتژيك هنر و علم تدوين, اجرا و ارزيابي براي رسيدن به هدفهاي بلند مدت مي¬باشد. آنچه‌ كه‌ سالهاست‌ كمبود آن‌ را در حوزه‌هاي‌ مختلف‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ كشور احساس‌ مي‌كنيم‌ فقدان‌ برنامه‌ريزهاي‌ شفاف‌، دقيق‌، قابل‌ اندازه‌گيري‌ و ارزيابي‌ براي‌ آينده‌ است‌. به‌ نظر مي‌رسد از گذشته‌هاي‌ دور تاكنون ‌هميشه‌ آينده‌ براي‌ همه‌ اقشار جامعه‌ حتي‌ مديران‌ و برنامه‌ريزان‌ رازآلود و پرابهام‌ و شديداً ناشناخته‌ بوده‌ است‌، در صورتي‌ كه‌ بگفته‌ كن‌كاكس‌ مي‌توان‌ براي‌ آينده‌ برنامه‌ريزي‌ كرد و خود خالق‌ آينده‌ بود
مديريت يكي از مهمترين اركان تمام فعاليتهاي دنياي كنوني ما مي باشد. با توجه به اينكه كشور ما از لحاظ رخدادهاي طبيعي يكي از پر مخاطره ترين كشورهاي جهان مي باشد موضوع مديريت در بحران اهميت ويژه اي دارد كه در سالهاي اخير بخصوص با تهيه طرح جامع امداد و نجات مورد توجه بيشتري قرار گرفته است. استفاده از فن آوري هاي روز و سيستم هاي رايانه اي از مهم ترين مولفه هايي است كه امروزه در بحث مديريت بحران مورد الزام قرار گرفته است. سيستم اطلاعات جغرافيايي يا GIS يكي از علومي استكه كاربردهاي فراواني در زمينه هاي مختلف داشته و توجهات فراواني به استفاده از آن در عملياتهاي امداد و نجات شده است به طوري كه مقالات فراواني در اين زمينه نيز ارائه گرديده است. 
مقدمه
ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه هميشه در حال تغيير و تحول است. رشد سريع علم و تكنولوژي، تغييرات شرايط اقتصادي، سياسي و اجتماعي سازمان را تحت تأثير خود قرار مي‌دهند. بنابراين سازمانها بايستي در درون خود داراي يك مكانيزم مناسب براي تطبيق خود با تحولات علمي، تكنولوژي و اجتماعي باشند و دائما”همه سيستم¬هاي فني و منابع انساني خود را توأماً توسعه داده و آنها را به روز نمايند. مديريت استراتژيك منابع انساني، با استفاده از روش¬هاي SPACE  و SWOT استراتژي¬هاي موفقي را براي مديريت منابع انساني پيشنهاد و انتخاب مي‌نمايد. در اين فرآيند سازمان از تعداد صحيح، نوع و تخصص و مكان و زمان مناسب، كارآمدي و… مطمئن مي‌گردد.
نگرش استراتژيك به روندهاي اساسي جامعه از ضرورت‌هاي بنيادين مديريت توسعه است. توسعه بدون رويكرد استراتژيك با مسايل جامعه و بدون طراحي فرآيندهاي درازمدت براي رشد هر بخش از فعاليت‌هاي اقتصادي مي‌تواند به اتلاف وسيع منابع مادي و معنوي كشور منجر شود. امروز تعميق نگرش استراتژيك در دستور كار مديريت سياسي- اجرايي كشور قرار گرفته است و دولت در قالب گروه‌هاي كاري- مشورتي تخصصي حركت براي ساماندهي برنامه‌هاي استراتژيك توسعه را آغاز كرده است، اما طراحي و پيشبرد برنامه‌هاي استراتژيك نه فقط نيازمند به كارگيري مديراني است كه رويكردي استراتژيك با مسايل دارند، بلكه آموزش هرم مديريت كشور تا پائين‌ترين رده‌هاي سرپرستي با اين مفهوم و قانونمندي¬هاي علمي آن در هماهنگ ساختن همه نيروهاي اجتماعي در جهت توسعه‌اي پايدار ضروري است.
آينده به قدري سريع حركت مي¬كند كه نمي توان آن را پيش¬بيني كرد، لذا بايد به جاي برنامه¬ريزي محض، بر روي ديدگاه استراتژيك در شرايط محيطي با پاسخگوئي سريع سرمايه¬گذاري كرد.
شتاب تغييرات سبب تغيير  قواعد پيروزي در تجارت و صنعت شده است. شرايط جديد، توانمندي¬هاي فكري فراتر از تك¬تك ابر مردهاي كارآفرين را مي¬طلبد و بايد با مكانيسم¬هايي به تجمع دانايي پرداخته تا بتوان به بهترين دستاوردها رسيد.
مديريت استراتژيك با استفاده از جديدترين تحقيقات، تجربيات و تجزيه و تحليل¬هاي موردي توانسته است زمينه را براي تقويت بينش، دانش و مهارت¬هاي مناسب براي رويارويي با دنياي امروز كه با شتابي متفاوت از گذشته در حال تغيير است، فراهم آورد.
مديريت استراتژيك يك حوزه ميان¬رشته¬اي است كه حوزه¬هايي چون اقتصاد، مهندسي،‌ بازاريابي،‌ مالي و رفتار سازماني و … را در بر دارد. هر يك از اين حوزه¬ها داراي واحدهاي تجزيه و تحليل،‌ فرضيات و روش¬هاي تحقيقاتي متفاوت مي¬باشند. به دليل اين تنوع،‌ نظريه¬پردازي در زمينه مديريت استراتژيك روش¬هاي بسيار گوناگوني از تحقيق را مي¬طلبد. اين تحقيق تلاشي است در تبيين اينكه يك محقق خوب مديريت كيست؟ و يك تحقيق خوب مديريت چگونه است؟ سپس روش¬هاي مختلف تحقيقات سازماني به ويژه در زمينه مديريت استراتژيك مورد بررسي قرار مي¬گيرند. 
با توجه به رقابت فزاينده در سطح جهان، مسأله در دست‌داشتن بازارها هم از لحاظ عرضه كالا و خدمات و هم از لحاظ تأمين منابع براي انجام فرايندهاي منتهي به توليد كالا و خدمات و در نظر‌داشتن اينكه اين مجموعه فعاليتها به هر حال در قالب سيستم¬هاي خرد و كلان و مرتبط به هم صورت مي¬گيرد. توليد كالا و خدمات به هر شكل و تحت هر عنوان متأثر از عوامل بي¬شمار هستند.
امروزه يكي از مهم¬ترين مقوله¬هايي كه سازمانها براي حصول موفقيت در آينده مي¬توانند از آن بهره گيرند، مديريت استراتژيك است كه عمر زيادي از معرفي و بكاربردن آن نمي¬گذرد، به تعبيري الگوي مديريت جامع را ارائه مي¬دهد. بقاء و تداوم سازمان‌ها و همچنين توسعه آنها نيازمند درك به هنگام فرصت‌هاي محيطي و تغييرات در قواعد بازي است, سازمان¬‌هايي كه توان درك  قواعد جديد  بازي را دارند, شانس بيشتري براي بهره‌مندي از فرصت‌ها مي‌يابند. تكنولوژي‌هاي جديد, نگرش‌هاي نو و روش‌هاي نوين, همه مي‌توانند قواعد موجود را دگرگون ساخته و شرايطي كاملاً نوين براي بازي بيافرينند. تشخيص به موقع, ضرورت و جهت چرخش, كاري بسيار دشوار است و ”نيازمند توسعه ظرفيت تفكر استراتژيك” و درك درست مفهوم استراتژي و چگونگي ايجاد و اجراي آن مي‌باشد.
برخي از مردم, استراتژي را واژه‌اي نو مي‌انگارند, اما اين پديده سابقه‌اي طولاني دارد و تنها در قرن كنوني است كه متفكران و صاحب‌نظران براي حل مسائل مبتلا به جوامع و سازمان‌ها بيشتر به آن پرداخته و از آن سود جسته‌اند. در پي آن است كه از معاني مفاهيم و كاربر‌دهايي كه اين واژه از زمان‌هاي كهن تا به امروز داشته است بكاهد و چگونگي ايجاد و بهره¬‌جويي از آن در سازمان¬هاي پيشرفته را تشريح كند.
استراتژي عبارت ‌است از الگو يا طرحي كه هدف‌ها, سياست‌ها, و زنجيره‌هاي عملياتي يك سازمان را در قالب يك كل به هم پيوسته با يكديگر تركيب مي‌كند. مديريت استراتژيك, مديريت در شرايط پر‌تلاطم و رقابتي جهاني است.
 
تاريخچه
انسان از اولين روزهاي خلقت خود با مفهوم مديريت همراه بوده است. اما براي اولين بار اين چيني‌ها بودند كه در حدود ۱۱۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح, به صورت سازمان¬‌يافته چهار وظيفه مديريتي برنامه‌ريزي, سازمان‌دهي, رهبري و كنترل را تجربه كردند. بعد از آنان نيز ايرانيان, مديريت را  با تجربيات و نگرش‌هاي خود آزمودند. در حدود سال‌هاي ۳۵۰ تا ۴۰۰ قبل از ميلاد, يونانيان مديريت را بعنوان يك هنر متمايز تشخيص داده و رويكردي علمي را براي آن ابداع نمودند. در آغاز قرن بيستم, مديريت بعنوان يك رشته و مقوله رسمي و ساخت¬يافته مطرح شد. 
۳۴۰ سال قبل از ميلاد مسيح سردار چيني به نام سان تزو (SUN-TZU) كتابي تحت عنوان هنر جنگ را نوشت كه در آن بسياري از مفاهيم رويكرد استراتژي معرفي شده است. در اوايل دهه ۱۹۶۰ وزارت دفاع آمريكا، تجربيات مهم و استراتژيك مربوط به جنگ جهاني دوم را تدوين كرد و مباني برنامه¬ريزي استراتژيك را پايه¬گذاري كرد. دو سال بعد آلفرد چندلر (Alfred Chandler)، استاد دانشگاه هاروارد و در سال ۱۹۶۵ كنت اندروز (Keneth Andrews) اين مفاهيم را در دنياي كسب و كار مطرح ساختند. ايگورانسوف (I.ANSOFF)، مديرعامل شركت لاكهيد، اين ايده را در شركت خود با موفقيت پياده كرد و به اين ترتيب توجه همگان به رويكرد برنامه¬ريزي استراتژيك جلب شد و از دهه ۱۹۶۰ تاكنون برنامه-ريزي استراتژيك يكي از مطرح¬ترين مفاهيم مديريت بوده است.
تعاريف مديريت‌ استراتژيك از ديدگاه¬هاي مختلف 
مديريت‌ استراتژيك‌، جرياني‌ از تصميمها و اقدام¬هايي‌ است‌ كه‌ منجر به‌ ايجاد يك‌ يا چند استراتژي‌ مؤثر براي‌ تسهيل‌ دستيابي‌ به‌ هدف¬هاي‌ سازماني‌ مي‌شود. (Jauch and Glueck 1988, 5).
مديريت‌ استراتژيك‌، مجموعه‌اي‌ از تصميمها و اقدام¬هايي‌ است‌ كه‌ در نتيجه‌ آنها استراتژي¬هايي ‌براي‌ دستيابي‌ به‌ هدف¬هاي‌ يك‌ سازمان‌ طراحي‌ و اجرا مي‌شوند. (Pearce and Robinson 1988, 6).
مديريت‌ استراتژيك‌، فرايندي‌ مداوم‌ و تكراري‌ است‌ كه‌ با هدف‌ انطباق‌ مناسب‌ يك‌ سازمان‌ با محيط خود‌ انجام‌ مي‌شود. (Certo and Peter 1990, 5).
فرايندي که در آن نگرش استراتژيک لحاظ شده باشد. يعني قادر باشد موضوعات استراتژيک سازمان را شناسائي و تحليل کرده، سپس هدف¬گذاري نموده و رسالت¬ها و اهداف سازمان را بشناسد سپس بتواند استراتژي مناسب را انتخاب کند.
مديريت استراتژيک مجموعه مفاهيم، مدلها و فرايندهايي است که به کمک آنها مي¬توان از منبع ارزشمند و کليدي تفکر سازماني براي مديريت چالش¬هاي محيطي و نيل به اهداف سازمان بخوبي استفاده کرد.
تعريف مديريت استراتژيک از نظر (گري هامل)
تحت نظم و قاعده در‌آوردن (فرموله کردن)، به اجرا در آوردن و ارزيابي کردن کليه اقدامات و عملياتي که سازمان را قادر مي¬سازد آينده را دقيقاً (دقيقتر) و روشن¬تر ترسيم نموده و اهداف خويش را تحقق بخشد.
تصميم‌ استراتژيك‌
تصميم‌هاي‌ استراتژيك‌، تصميم¬هايي‌ هستند كه‌ مسير و جهت‌ كلي‌ يك‌ سازمان‌ و حيات‌ آن‌ را در پرتو تغييرهاي‌ قابل‌ پيش‌بيني‌، غيرقابل‌ پيش‌بيني‌ و ناشناخته‌ در محيط‌ پيرامون‌ آن‌، تعيين ‌ مي‌كنند. (uinn1995, 5).
تصميم‌هاي‌ استراتژيك‌، تصميم‌هايي‌ هستند كه‌ بايد توسط‌ مديريت‌ ردة‌ بالا اتخاذ شوند، به ‌تخصيص‌ منابع‌ زيادي‌ از سازمان‌ منجر مي‌شوند، سازمان‌ را براي‌ مدت‌ زيادي‌ متعهد مي‌كنند، آينده‌مدار هستند، هماهنگ¬كنندة‌ بخش¬هاي‌ گوناگون‌ سازمان‌ هستند و الزاماً بايد شرايط‌ محيطي‌ و بيروني‌ را ملحوظ‌ دارند. (Pearce and Robinson1988, 7 – 8).
تصميم‌هاي‌ استراتژيك‌، ابزاري‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ هدفها هستند، اين‌ تصميم‌ها در بردارندة‌ تعريف ‌نوع‌ كسب‌ و كار، محصولات‌، بازارهايي‌ كه‌ بايد به‌ آنها ارائه‌ محصول‌ كرد، وظايفي‌ كه‌ بايد انجام‌ شوند و سياست¬هاي‌ بنياديني‌ كه‌ نياز هستند تا سازمان‌ چنين‌ تصميم‌هايي‌ را براي‌ دستيابي‌ به‌ هدفهايش‌ به‌ انجام‌رساند، مي‌باشند. (Jauch and Glueck 1988, 6).
تعريف مديريت
درباره‌ تعريف مديريت اتفاق¬نظر خاصي در دست نيست و صاحبنظران و نظريه¬پردازان علم مديريت با اهداف و سوگيري‌هاي گوناگون، تعاريف متفاوتي ارائه كرده‌اند.
– مديريت عبارتست از: هنر انجام كار به وسيله‌ ديگران (فالت،۱۹۲۴).
– فراگرد تبديل اطلاعات به عمل؛ اين فراگرد تغيير و تبديل را تصميم¬گيري مي¬ناميم (فوستر،۱۹۶۷). 
– فراگرد هماهنگ‌سازي فعاليت فردي وگروهي در جهت هدف¬هاي گروهي (دانلي و همكاران،۱۹۷۱).
– فراگرد برنامه¬ريزي، سازماندهي، رهبري و نظارت كار اعضاي سازمان و استفاده از همه‌ منابع موجود سازماني براي تحقق هدف¬هاي موردنظر سازمان (استونر و همكاران،۱۹۹۵).
تعريف عملياتي(Operational definition)، مفهوم مديريت را با رعايت ملاك¬هاي عيني منوط مي‌سازد. از اين رو، اگر در موقعيتي ملاك¬هايي شامل فعاليت منظم و سازمان‌يافته، هدفها، روابط ميان منابع، انجام كار به وسيله‌ ديگران و تصميم¬گيري برقرار باشد، مي‌توان گفت در آن موقعيت، مديريت اعمال مي¬شود (كلاندوكينگ،۱۹۷۲).
استراتژي
بد نيست ابتدا به ريشه‌ لغوي استراتژي اشاره شود. واژه‌ استراتژي (STERATEGY) از ريشه‌ يوناني STRATEGEMA به معناي فرمانده‌ ارتش، مركب از STRATOS به معني ارتش و AGO به معناي رهبر گرفته شده است.مفهوم استراتژي ابتدا به معناي فن، هدايت، تطبيق و هماهنگ‌سازي نيروها جهت نيل به اهداف جنگ در علوم نظامي بكار گرفته شد. در جاي ديگر استراتژي بدين شكل تعريف مي‌شود: «استراتژي (STRATEGY) مجموعه¬اي از اهداف اصلي و سياستها و برنامه¬هاي كلي به منظور نيل به اين اهداف است به گونه¬اي كه قادر به تبيين اين موضوعات باشد كه در چه كسب و كاري (BUSINESS) و چه نوع سازماني فعاليت مي¬كنيم و يا مي¬خواهيم فعاليت نماييم.»
تعريف ديگري هم از استراتژي مي¬توان ارائه كرد: «استراتژي يك برنامه واحد، همه جانبه و تلفيقي است كه محاسن يا نقاط قوت اصلي سازمان را با عوامل و تغييرات محيط مربوط مي¬سازد و به نحوي طراحي مي¬شود كه با اجراي صحيح آن از دستيابي به اهداف اصلي سازمان اطمينان حاصل شود».
سپس نظريه¬پردازن علم مديريت، استراتژي را چگونگي تخصيص مطلوب منابع كمياب، جهت رسيدن به اهداف اقتصادي تعريف كرده¬اند. استراتژي تعيين¬كننده‌ زمينه¬هاي فعاليت در محيطي پيچيده و پويا و ابزاري است كه به عنصر انساني در يك نظام سازماني حيات بخشيده و افراد را به حركت وا مي‌دارد. آنسوف (‌ANSOFF) بعنوان اولين دانشمندي كه استراتژي را به شكل جامع و معنادار توضيح داد، معتقد است كه هر قدر بين اهداف و فعاليت¬هاي فعلي سازمان سازگاري بيشتري وجود داشته باشد، نرخ رشد و توسعه بزرگتر و منظم¬تر خواهد بود.
شاندلر (Chandler,1962) استراتژي را به اين صورت تعريف مي‌كند:
استراتژي عبارت است از يك طرح واحد، همه¬جانبه و تلفيقي كه نقاط قوت وضعف سازمان را با فرصت‌ها و تهديدهاي محيطي مربوط ساخته و دستيابي به اهداف اصلي سازمان را ميسر مي‌سازد.
اندروز (Andrews ،۱۹۷۱) مي‌گويد: استراتژي عبارت است از الگوي منظورها، مقاصد، اهداف، خط-مشي‌هاي اصلي و طرح¬هايي جهت دستيابي به اهداف.
ميتزبرگ (MINTZBERG) تعريف كوتاهي راجع به استراتژي ارائه داده است. از نظر وي استراتژي عبارت است از الگوي به جريان انداختن تصميمات. در حال حاضر نيز در زبان فارسي واژه‌ استراتژي را از نظر لغوي راهبرد معني مي‌كنند.
پارادايم¬هاي مديريت برتر در هزاره سوم
مديريت سازمانها، همانند هر پديده¬اي داراي ماهيتي پويا هستند. ميزان پويايي مديريت سازمان، بسته به مجموعه اقدامات عملي و كنش¬هاي فكري مديران است. براي برون¬رفت از چالش¬هايي كه سازمانها با آن رو به رو هستند، همخواني كنش¬هاي فكري و اقدامات عملي مديران جزء حياتي¬ترين عرصه عملياتي است. به منظور پويا و نوآورانه¬كردن مديريت سازماني، بايد شاخص¬هاي عمل را مورد توجه جدي قرار داد. يك بخش عمده از شاخصها كه نياز به توجه جدي دارند، شاخص¬هاي ضعف مديريت سنتي است و بخشي ديگر توجه عميق بر شاخص¬هاي مديريت برتر و نوين است. در نوشته حاضر تلاش شده است هر دو دسته از شاخص¬هاي مديريت سنتي و مديريت برتر ارائه و تشريح شود.
شاخص¬هاي مديريت سنتي
اساس ضعف مديريت سنتي، ريشه در عوامل يا شاخص¬هاي پيچيده¬اي دارد كه مانع عمده¬اي براي نشان‌دادن كنش¬هاي اثر گذارند.
فقدان بينش: تحولات شتابنده محيط جهاني و عدم قطعيت در توانايي براي درك و فهم آينده، مديريت را با مسايل كوتاه¬مدت و تصميمات كوتاه دامنه رويارو مي¬سازد. از اين رو، مسايل بودجه¬اي جايگزين بينش بلندمدت يا «گسترده دامنه» مي¬شود.
تكيه بر رهبري فني: راه¬حل¬هاي كوتاه¬مدت براي حل مسايل عميق در بيشتر موارد در سطح فني باقي مي¬مانند و آثار تداومي ايجاد نمي¬كنند. ولي رهبري استراتژيك، مستلزم داشتن بينشي درباره غايات سازمان تحت مديريت است.
عدم باور به تغيير: اگر نظام مديريت سازمان بر اصل مشاوره و مشاركت بي¬توجه باشد و راه¬حل¬هاي فني را اساس عمليات قرار دهد، در اين وضعيت نمودي از توجه به تغييرات مفروض و تغييرات الزامي پديد نخواهد آمد. جايي كه نظام مديريتي عمدتاً به صورت تجويزي و دستوري عمل مي¬كند، رويكرد مشاركتي مورد غفلت خواهد بود.

خرید و دانلود

با قیمت 5,000 تومان
  • انتشار : ۳۱ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج