گردنبند مرغ آمین خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 105 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 3,500 تومان
د انلود رایگان تحقیق گناه وتوبه-خرید اینترنتی تحقیق گناه وتوبه-دانلود رایگان مقاله گناه وتوبه-دانلود رایگان پروژه گناه وتوبه-تحیق گناه وتوبه
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

توبه در آيات و روايات از منزلت خاص برخوردار بوده چرا كه نجات و رهايي انسانها از امواج خطرناك و سهمگين گناهان در گرو آنست و ده ها آيه از قرآن بر اين مسئله اشاره دارد. توبه يكي از ابواب بهشت است نبودن آن مساوي با هلاكت عامه اهل معصيت است توبه تنها راه نجات گناهكاران، وسيله تقرب و دوستي با خدا، تبديل كننده سيات به خسات و مايه اميد نا اميدان ونخستين مقام عارفان است. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات کامل تری را ارائه می دهیم.


معني گناه و گوناگون آن

گناه به معني خلاف است و در اسلام هر گونه كاري كه بر خلاف فرمان خدا باشد، گناه است، گناه هر چند كوچك باشد چون نافرماني خداست بزرگ است رسول اكرم در سخني به ابوذر فرمود: (كوچكي گناه را ننگر بلكه آنرا بنگر كه از چه كسي نافرماني مي كني).

واژه هاي بيانگر گناه در قرآن

در زبان قرآن و پيامبر و امامان به واژه هاي مختلف از گناه ياد شده است كه هر كدام گويي بخشي از آثار شوم گناه پرده بر مي دارد و بيانگر گوناگون بودن گناه است واژه هايي كه در قرآن در مورد گناه آمده عبارتند از:

۱)     ذنب: بر معني دنباله است چون هر عمل اخلاقي يك نوع پيامد و دنباله به عنوان مجازات اخروي يا دنيوي دارد (تكرار ۳۵ بار)

۲)     معصيت: به معني سر پيچي و خروج از فرمان خدا است و بيانگر آن است كه انسان را مرز بندگي خدا بيرون رفته است (تكرار ۳۳ مرتبه).

۳)     اثم: به معناي سستي و كندي و واماندن و محروم شدن از پاداشهاست و بيانگر آن است كه در حقيقت گناه كار خود يك فرد وامانده است، مبادا خود را زرنگ پندارد. اين واژه در قرآن ۴۸ بار تكرار شده است.

۴)     سيئه: به معني كار قبيح و زشت است كه موجب اندرد و نكبت گردد، در برابر حسد كه به معناي سعادت و خوشبختي است اين واژه ۱۶۵ بار در قرآن آمده است، و كلمه سو نيز از اين واژه گرفته شده كه ۴۴ بار تكرار شده است.

۵)     جرم: در اصل به معني جدا شدن ميوه از درخت و يا به معني پست است جريمه و جرائم از همين ماده مي باشد. جرم عملي است كه انسان را از حقيقت سعادت تكامل وهدف جدا سازد كه اين واژه ۶۱ بار در قرآن آمده است.

۶)     حرام: به معني منع و ممنوعيت است لباس احرام لباسي است كه انسان در حج و عمره مي پوشد و از يكسري كارها ممنوع مي شود (تكرار ۷۵).

۷)     خطيئه: غالبا به معني گناه غير عمومي است و گاهي گناه بزرگ نيز استعمال شده است چنانكه در آيه ۸ سوره بقره و ۳۷ سوره الحاقه بر اين مطلب گواه است (تكرار ۲۲)

۸)     فسق: در اصل به معني خروج هسته خرما از پوست خود مي باشد و بيانگر خروج گناهكار از مدار اطلاعات و بندگي خدا است كه او با گناه خود حريم وحصار فرمان الهي را شكستد و در نتيجه بدون قلعه و حفاظ مانده است(تكرار ۵۳).

۹)     فساد: به معني خروج از حد اعتدال است كه نتيجه اش تباهي و به هدر رفتن استعدادهاست (تكرار ۵۰)

۱۰)                        فجور: به معني دريدگي و پاره شدن پرده حيا و آبرو و دين است كه باعث رسوائي خواهد گرديد (تكرار ۶).

۱۱)                        منكر:در اصل از انكار به معني ناآشناست چرا كه گناه به فطرت و عقل سالم هماهنگ ومانوس نيست و عقل و فطرت سالم آنرا زشت و بيگانه مي شمرد (تكرار۱۶)

۱۲)                        فاحشه: سخن وكار زشتي است كه در زشتي آن ترديدي نيست و به معني كار بسيار زشت و ننگين و نفرت آور به كار مي رود اين واژه ۲۴ بار در قرآن آمده است.

۱۳)                        خبط: به معني عدم تعادل در نشست و برخاست است گوئي گناهكار يكنوع حركت نامتعادل همراه با سستي و سقوط دارد.

۱۴)                        شر: به معني هر زشتي است كه نوع مردم از آن نفرت دارند و بر عكس واژه خير به معني كاري است كه نوع مردم آنرا دوست دارند.

۱۵)                        لمم: به معني نزديك شدن به گناه و به معني اشيا و اندك است و در گناهان صغيره بكار مي رود. (تكرار يك بار در نجم آيه ۳۲).

۱۶)                        وزر: به معني سنگين است و بيشتر در مورد حمل گناه ديگران به كار مي رود. (تكرار ۳۶).

۱۷)                        حنس بر وزن جنس در اصل به معني تمايل به باطل و بازخواست آمده است و بيشتر در مورد گناه پيمان شكني و مختلف بعد از تعهد كه از گناهان بزرگ است آمده است.

اين واژه هاي هفده گانه هر كدام بيانگر بخشي از آثار شوم گناه و حاكي از گوناگوني گناه مي باشند و هر يك با پيام مخصوص و هشدار ويژه اي انسانها را از ارتكاب گناه بر حذر مي دارد[۱]

اقسام گناه :

علماي اسلام از قديم گناه را به دو گونه تقسيم نموده اند.

۱-   گناه كبيره

۲-   گناهان صغيره اين تقسيم بندي از قرآن در روايات سرچشمه گرفته است براي مثال چند آيه را ذكر مي كنيم.

(اگر از گناهان كبيره اي كه نهي شده ايد اجتناب كنيد گناهان صغيره شما را مي پوشانيم و شما را در جايگاه خوبي قرار مي دهيم. (نسا- ۳۱).

(و نامه اعمال در آنجا گذارده شود گناهكاران را مي بيني كه از آنچه در آنست ترسان و هراسانند و مي گويند اي واي بر ما اين چه كتابي است كه هيچ عمل كوچك بزرگ نيست مگر اينكه آنرا شماره كرده است؟ (كهف-۴۹)

(نيكو كاران كساني هستند كه از گناهان بزرگ و زشتيها جز گناهان كوچك پرهيز مي كنند بي گمان آمرزش پروردگارت وسيع است) (نجم- ۳۲).

(مواهب آخرت جاودانه است براي آنكه از گناهان بزرگ و كارهاي زشت پرهيز مي كنند) (شوري- ۳۷)[۲]

ضرورت شناخت گناه

در مقدمه خوانديم كه توبه از گناه واجب است و بايد فورا انجام شود. همانطور كه شناخت بيماري اولين گام در پيشگيري و درمان آنست، شناخت (بيماري گناه) كه از تمام بيماريها هلاك كننده تر است براي همه ضرورت دارد. شناخت براي پيشگيري از ابتلاء خود را اطرافيان و جامعه شناخت، براي تشخيص وجود آن در خود و ديگران و شناخت براي درمان آن.

بيماري گناه در مقايسه با انواع بيماريها، از تمام آنها خطرناك تر است اگر ساير بيماريها تب و درد بر انسان عارض مي شود و برخي اعضاي جسم انسان را تهديد مي كند، بيماري گناه سلامت جسم و جان، هستي جامعه واجتماع و سرانجام زندگي مادي ومعنوي ما را تباه مي كند و سرنوشت و دنيا و آخريت ما را براي هميشه تيره و تار مي سازد. [۳]

گناه چيست؟

گناه ومعصيت، نا فرماني خداوند حكيم است مخالفت بااموري است كه پروردگار از انسان مي خواهد مخالفت با او امر و نواهي است. بنابراين ترك هر واجب و انجام هر حرام يك معصيت و گناه است در مقابل معصيت و گناه طاعت است كه به معناي فرمانبرداري است فرمانبرداري جهان آفرين بي نياز و مهربان و اين طاعت انسان را به سر منزل مقصود مي رساند اين اطلاعات نه براي رفع نياز از خداست كه او بي نياز مطلق است، بلكه طريقه رسيدن به سعادت نهايي خود انسان است در اين ارتباط هر گناه و معصيت خروج از راه سقوط در پرنگاهها و دره هاست.

علل گناهان چيست؟

مرحوم فيص كاشاني در اين رابطه مي گويد: سر چشمه همه گناهان يكي از صفات چهار گانه است

تشبيه به خدا ۲ تشبه به شيطان ۳ تشبه به حيوانات و ۴ تشبه به درندگان است

بنابراين علل گناهان يكي از صفات چهار گانه مي باشد:

۱-   صفت ربوبيت ۲ و يا صفت شيطانيت ۳- و يا صفت بهيميت ۴ و يا صفت سبعيت

از گناهان مربوط به صفت شيطانيت مي توان به ظلم و حسد و حيله گري، امر بر فاسد و منكرات وگمراهي ها و از گناهان مربوط به صفت بهيميت و حيوانيت مي توان به زنا، لواط، سرقت و حرام خواري و از گناهان مربوط به صفت سبعيت و درندگي مي توان به قتل و غضب و … اشاره نمود.

اينها ريشه گناهان ومنبع آنها مي باشند كه بعضي مربوط به قلب و بعضي مربوط به اعضا و جوارح و عمده گناهان مربوط به زبان و گوش و چشم ودست و پاها است.[۴] بطوريكه امام سجاد در اين رابطه مي فرمايند: (زبان بني آدم هر روز صبح به بقيه اعضا و جوارح مي گويد چگونه صبح كرديد؟ در جواب مي گويند ما خواب هستيم اگر تو ما را رها كني و مي گويند بترس از خدا درباره ما، و او را قسم مي دهند و مي گويند ثواب و عقاب ما به تو بستگي دارد)[۵]

علت اصلي گناهان چيست؟

اما در اين ارتباط كه علت اصلي گناهان چيست نظرات متفاوتي وجود دارد. بعضي معتقدند كه جهل و بي سوادي علت اصلي گناهانند و برخي علت اصلي گناهان را فقر وتنگدستي مي دانند وعده اي علت اصلي آنرا غريزه شهوت و يا غرايز ديگر مي دانند.اما تمام اينها نمي توانند علت اصلي گناهان باشند زيرا كه افراد دانشمند و ثروتمند و حتي افراد كه غريزه شهوتشان تامين است نيز گناه مي كنند پيامبر اكرم حب وعلاقه دنيا را سر منشا اصلي تمام خطاها و گناهان دانسته اند و مي فرمايند: (حب الدنيا راس كل خطيبه)

از مجموعه احاديث، روايات و آيات قرآني چنين به نظر مي رسد كه اولين چيزي كه به واسطه آن معصيتي انجام شد تكبر و خودبيني است كه شيطان انجام داد[۶] و دومين آن حرص بود كه آدم و حوا بوسيله آن نافرماني كردند موقعي كه خداوند به آنها فرمود بخوريد هر آنچه را كه دوست مي داريد ولي نزديك اين درخت نرويد كه از ظالمين مي شويد[۷] وسومين آن حسد بود كه پسر آدم نسبت به برادرش انجام داد و او را به قتل رساند از مجموعه اين سه گناه راه هايي براي گناه بوجود مي آيد مانند حب زن، دنيا، ريا، راحتي، ثروت، برتري كه جامع همه آنها حب دنياست. فلذا انبياء وعلماء گفته ان:( دنيا دو قسم است، دنيايي كه انسان را به هدف مي رساند و دنيايي كه مورد لعن و مزمت است[۸]

آثار ويرانگر گناه:

گناه اثرات بسيار بدي بر روح و روان انسان مي گذارد يكي از مهمترين زيانهايي كه گناه باعث آن مي شود تباهي دل است. گناه دل را ويران مي كند. ولي كه حرم وخانه خداست دلي كه تنها مجراي ارتباط مستقيم با حضرت حق است. دلي كه كانون معنويت و پايگاه رشد وتقويت نيروهاي روحاني انسان است. گناه دل را نابود مي كند و قواي معنوي آن را تضعيف و ريشه هاي درخت ايمان را مي سوزاند دلي كه با معاصي آلوده گردد، ديگر حرم الهي نيست آنجا مركز فرماندهي شيطان است، دل حرم خداست. در حرم خدا جز خدا و آنچه به نحوي به او وابسته است نبايد داخل شود. امام صادق در اين رابط مي فرمايند: (قلب حرم خداست و در حرم خدا، كسي غير از خدا نبايد ساكن شود).

هر حرمي حريمي دارد. حرم الهي هم حريمي دارد. گناهان، معاصي، عشق بدنيا، و… حق ورود به اين حرم را ندارند. آغشته نمودن دل به معاصي يعني حريم خدا را شكستن گناه كردن در واقع به منزله روي گرداني از خداست، سرپيچي از فرامين الهي و آلوده شدن به گناهان، سياهي و تباهي و غلفت دل را در پي دارد. قرآن مي فرمايد: (نه چنين نيست، علت اصلي تكذيبشان اين است كه در اثر اعمال زشتشان دلهايشان زنگار بسته است.[۹]

گناه آثار زيانباري دارد كه بعضي از اثرات آنرا بصورت فهرست وار در زير مي خوانيد.

۱)     گناهان زايل كننده ايمان هستند و هر كسي ايمانش زايل گردد عاقبت بخير نمي گردد و در آخرت در آتش قهر الهي گرفتار خواهد شد.[۱۰]

۲)     گناهان باعث فراموشي علم مي شود. در اين رابطه شايد برخي افراد خود را با يهوديان و يا مسيحيان مقايسه كنند و بگويند آنها بيشتر از ما گناه مي كنند پس چرا به لحاظ علمي از ما جلوتر هستند؟ كه در اين نظريه اي كاملا غلط است زيرا تكليف ما مسلمانها سخت تر و سنگين است زيرا كه ما مكلف به انجام و يا پرهيز از اعمال زيادي هستيم در حاليكه دين آنها، آنان را مكلف ننموده است و نيز علم بدون تزكيه و آميخته با گناه حجاب اكبر است پيامبر اكرم نيز فراموشي علم را يكي از مضرات گناه معرفي مي كنند و مي فرمايند:

(هر گاه بنده گناهي را مرتكب شود گناه باعث فراموشي علمي مي شود كه آنرا آموخته است)[۱۱]

۳)     يكي ديگر از مضرات گناه كم كردن، حبس كردن و محروم كردن انسان از روزي خداوند است امام صادق مي فرمايند همانا به درستي كه انسان گناهي را مرتكب مي شود و با آن گناه رزق و روزي از او دفع مي گردد.[۱۲]



خرید و دانلود

با قیمت 3,500 تومان
  • انتشار : ۰۸ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج