• بازدید : 65 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,500 تومان
دانلود رایگان تحقیق جزوه تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم-خرید اینترنتی تحقیق جزوه تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم-دانلود رایگان مقاله جزوه تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم-تحقیق جزوه تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم
این فایل در ۴۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سيستم مجموعه اي است از اجزاي به هم وابسته که به علت وابستگي حاکم بر اجزاي خود کليت جديدي را احراز کرده و از نظم و سازمان خاصي پيروي مي نمايد و در جهت تحقق هدف معيني که دليل وجودي آن است فعاليت مي کند. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

         نمونه هايي از سيستم

         سيستمها بيشمار هستند. برخي از نمونه هاي سيستم عبارت است از:

         مولکولها؛ سلولها؛ نباتات؛ حيوانات؛ انسانها؛ جوامع؛ ماشينها و ديگر نظامهاي مکانيکي؛ منظومه هاي کيهاني؛ نظامهاي اجتماعي, سياسي, اقتصادي و فرهنگي؛ سيستم اطلاعات؛ کامپيوتر؛ نظامهاي توليدي, آموزشي, تامين اجتماعي, خدمات درماني, ارتباط جمعي؛ حسابداري بايگاني؛ نظام حقوق و دستمزد, بازنشستگي, ارزشيابي, کارکنان و کنترل و … . در اين کتاب مفاهيم نظام و سيستم مترادف گرفته شده است.

         ترکيب سيستم

         هر سيستم از اجزايي تشکيل شده است و هر جزء نقش خاصي را در جهت تحقق هدف سيستم ايفا مي کند. ترکيب سيستم را مي توان در شکل زير نشان داد:

         درونداد Input

         دروندادها يا داده ها عبارتند از کليه آنچه که به نحوي وارد سيستم مي شود و تحرک و فعاليت سيستم را سبب مي گردد. بديهي است که بدون تزريق داده, ادامه حرکت و زيست سيستم ممکن نخواهد بود. در يک نظام توليدي، داده ها عبارتند از مجموعه اي از نيروي انساني با درجات متنوعي از مهارتها و تخصصها, مواد اوليه, سرمايه, انرژي, تکنولوژي, اطلاعات و غيره.

         فرايند تبديل (ميانداد) Through put or Process

         دروندادي که به سيستم وارد مي شود طبق برنامه سيستم در جريان تغيير و تبديل قرار مي گيرد در واقع کار در سيستم انجام مي شود و در نتيجه در داده ها تغيير به وجود مي آيد در نظام دانشگاهي دانشجو که يکي از داده هاي سيستم است در فرايند تبديل قرار ميگيرد و ذهن او با مفاهيم واژه ها و مطالب علمي آشنا مي شود و در نگرش او تغييراتي پديد مي آيد.

         برونداد (ستاده ها) Out put

         داده هايي که در فرايند تبديل قرار مي گيرند, طبق نظم و سازماني که بر سيستم حاکم است, به صورت کالا يا خدمت, از سيستم به محيط صادر مي شوند. دانشجوي فارق التحصيل, تحقيق و پژوهش, برخي از ستاده هاي نظام دانشگاهي هستند. کالاي توليد شده ستاده يک نظام توليدي است. خدمات عمومي از ستاده هاي  بعضي از سازمانهاي اجتماعي مي باشند.

         بازخور (بازداد) Feedback

         بنا به نظر «لودويک فون برتا لانفي»

           (Ludwig Von Bertanffy)بازخور فرايندي دوراني است که در آن قسمتي از ستاده, به عنوان اطلاعات به درونداد پس خوانده ميشود و به اين تيب, سيستم را خود کنترل ميسازد مثل ترموستات که وظيفه حفظ دماي ثابت را بر عهده دارد. به عبارتي ديگر بازخور يعني يک مدار ارتباطي که نحوه عملکرد سيستم را مشخص مي نمايد و انحرافات را تعيين مي کند.

         محيط سيستم

         هر سيستم در محيطي قرار دارد و از عوامل محيط تاثير ميپذيرد و بر آنها اثر مي گذارد. به عبارت ديگر, سيستم و عوامل محيطي, مانند عوامل طبيعي, فرهنگي, ايدئولوژيکي, اجتماعي, سياسي و اقتصادي بر هم تاثير  و تاثر متقابل دارند. به اين ترتيب, محيط هر سيستم را عواملي تشکيل مي دهند که اگر چه جزء سيستم نيستند, اما تغيير در هر يک از آنها مي تواند موجب تغييراتي در سيستم شود.

         طبقه بندي سيستم ها

         الف: سيستم هاي اصلي و فرعي

             سيستم ها به دو دسته اصلي و فرعي تقسيم شده اند. سيستم هاي فرعي جزيي است که بر خود نظارت دارد و وظيفه خاصي را انجام ميدهد و براي رسيدن به هدف معيني مي کوشد . با ديد گسترده تري اين سيستم فرعي که نقش ويژه اي را ايفا ميکند خود يکي از اجزاي تشکيل دهنده سيستم بزرگتري است که مي توان آن را سيستم اصلي نام نهاد. بنابراين سيستم اصلي از به هم پيوستن چند سيستم فرعي پديد مي آيد.

         ب: تقسيم سيستم ها به باز و بسته

             سيستم بسته سيستمي ساده است که با محيط خود ارتباطي برقرار نميکند. سيستم باز سيستمي است که با محيط خود در ارتباط است. سيستم هاي بسته در برخورد با محيط سازمان خود را از دست ميدهند يا جهت فعاليتشان تغيير مي کند.

             در هر سيستم عواملي وجود دارند که در خلاف جهت نظم سيستم عمل مي کنند و مختل کننده انتظام سيستم هستند. اين عوامل را «آنتروپي» (entropy)  مي خوانند. آنتروپي به دو گونه تقسيم مي شود: آنتروپي مثبت که عملکردش در خلاف جهت نظم سيستم است و آنتروپي منفي که عملکردش در خلاف جهت آنتروپي مثبت است يعني: براي ايجاد تغييرات و تعديلاتي در جهت اصلاح انحرافات و به منظور بقاي سيستم در محيط عمل ميکند.

         خواص سيستم هاي باز

         1-کليت و جامعيت وجودي

         سيستم در کليت وجودي خود خواصي را ظاهر مي سازد که در اجزاي تشکيل دهنده آن به تنهايي وجود ندارد اين کليت نيز نتيجه گرد آمدن اجزا مجرد نيست بلکه ارتباط اجزا با يکديگر و نحوه ترکيب نظم و سازمان يافتن آنهاست که کليت سيستم را به وجود مي آورد و سيستم با چنين جامعيت وجودي است که خواصي را از خود نشان مي دهد. سيستم سازماني در کليت و جامعيت وجودي خويش توان و بضاعتي را مي يابد که او را به انجام وظايفي قادر مي سازد.

         2-سلسله مراتب :

             در سيستم ها نوعي سلسله مراتبي از نظر ساختاري (يعني نظم اجزا) عملکردي و رفتاري (يعني فرايندها) وجود دارد. در هر سيستم عناصري وجود دارد که آن عناصر به نوبه خود سيستم هاي کوچکتري هستند که ساخت و عملکرد ساده تري دارند . به اين ترتيب مراتب وجود يک زنجيره مرتبه اي است که هريک از مرتبه ها ساخت و خواصي علاوه بر ويژگي هاي مرتبه پيشين دارد .

         طبقه بندي سلسله مراتبي بولدينگ به صورت زير است

         اول- سطح بافتها و چار چوبهاي وجودي يا سازه هاي ايستايي: سطحي است که سيستم ها در آن حالت ايستا دارند مثل اتمها و مولکولها.

         دوم- سطح سيستم هاي ديناميک ساده يا ساعت گونه ها : در اين سطح حرکت و پويايي آغاز مي شود و سيستم ها از خود حرکت نشان مي دهند . مثل گردش منظومه هاي کيهاني.

         سوم- سطح سيستمهاي ((سايبرنتيک)) يا سيستمهايي که با مکانيسم بازخورکنترل مي شوند . مثل ترموسات: از ويژگيهاي اين سطح انتقال و تبادل اطلاعات است (مثل الگوهاي تعادل بدن).

         چهارم- سطح سيستم هاي باز يا سطح ياخته با خصوصيت توليد مثل: حيات از اين سطح آغاز مي شود مثل سلولها و ارگانيسم به طور کلي.

         پنجم- سطح نباتات يا سطح ارگانيسم هاي پست: مشخصه اصلي اين سطح تقسيم کار بين ياخته هاست. ارگانيسم ها حسي در اين سطح در حدي بسيار ابتدايي شروع به فعاليت مي کنند. مثلا گياه با کمک ريشه  ساقه برگ گل و ساير اجزاي خود گرما و سرما يا تاريکي و روشنايي را حس مي کند و عکس العمل مناسب از خود نشان    مي دهد.

         ششم- سطح حيوان: سطح يادگيري هوشياري و آگاهي نسبت به وجود خود و با تحريک و رفتار قابل پيش بيني تکامل گيرنده ها و   دستگاه هاي عصبي .

         هفتم- سطح انسان : با خصوصيات تحريک زياد ورفتار قابل پيش بيني با گيرنده هاي اطلاعاتي پيشرفته و نيز: آگاهي نه تنها نسبت به وجود خود بلکه نسبت به غير ارتباط به وسيله زبان و غيره.

         هشتم- سطح سيستم هاي اجتماعي : اجتماع انسانها با خصوصيات فرهنگي و نظام ارزشها و رفتارهاي خاص اجتماعات بشري.

         نهم- سطح سيستم هاي نمادين و سطح استعلايي يا سطح ناشناخته ها و مطلقها : سيستم هاي نمادين مثل زبان منطق رياضيات علوم هنرها اخلاق و غيره . سطح نا شناخته ها سطحي است که ما فوق اجتماعات بشري و سطحي برتر از آن است که در حال حاضر بتوان آن را درک کرد.

         3- همبستگي بين اجزا

             يکي از مهمترين مشخصه هاي سيستم,وجود همبستگي بين اجزاي تشکيل دهنده آن است . منظور از همبستگي اين است که هر جز در سيستم , به نحوي با ساير اجزا مرتبط است و به علت وجود اين همبستگي چنانچه در جزيي خللي وارد شود, ساير اجزاي نيز از آن خلل, متاثر مي گردنند اگر عضوي به درد آيد, ديگر عضوها نيز بي قرار مي شوند.

         4- تناسب بين اجزا

         بين اجزاي هر سيستم تناسب سنخيت و اکمال متقابل موجود است. وجود تناسب بين اجزا سبب حفظ هويت و کليت سيستم مي شود. چنانچه اجزاي سيستم با هم متناسب نباشد , در کار سيستم خلل ايجاد مي شود. در يک نظام دانشگاهي, تعداد دانشجويان بايستي با تعداد استادان متناسب باشد و همچنين بايستي بين کادر علمي و کار اداري و واحداي خدماتي تناسب لازم برقرار شود .

         5- گردش دايره وار

         فرايند درونداد, تبديل, و برونداد, جرياني مستمر و مداوم است. به اين معني که با صدور برونداد, سيستم بار ديگر آماده کسب نيرو و تجديد فعاليت مي شود و اين جريان به شکل گردش دايره وار ادامه مي يابد. در يک نظام توليدي , وقتي کالايي توليد مي شود, به بازار عرضه مي گردد و با فروش آن در آمدي به دست مي آيد که اين درآمد مجداّّ براي خريد مواد اوليه مورد استفاده قرار ميگيرد  و سيستم از آن تغذيه مي کند و به حرکت خود ادامه مي دهد .

 

 

         6- خاصيت توليد مثل

             از ديگر ويژگيهاي سيستم هاي باز, ميل به جاودانگي است. سيستمها گرايش به جاودانه سازي خود دارند و تا جايي که امکان داشته باشد به حيات خويش ادامه   مي دهند. چنانچه در کار سيستم, نقصي پديد آيد, در رفع آن مي کوشد و براي ادامه حيات تلاش مي کند و در غير اين صورت, از طريق توليد مثل وجود خود را در ديگري ادامه مي دهد .

         7- همپاياني

         سيستم مي تواند از راهها و مسيرهاي متفاوتي به هدف واحدي برسد. به عبارت ديگر , حالات پاياني واحدي ممکن است از شرايط اوليه متفاوت و با راههاي متفاوت حاصل شود .

         برتالنفي اصل همپاياني را در سال ۱۹۴۰ مطرح کرد و مثالهايي نيز براي آن برشمرد . از جمله به خار پوست دريايي اشاره کرد که مي تواند از طريق يکي از راههاي زير به وجود آيد:

         الف- از يک تخمک کامل

         ب  –  از هر يک از دو نيمه يک تخمک تقسيم شده

         ج  –  از آميزش دو تخمک کامل

         8-گرايش به فنا

         در درون سيستم ها عواملي به وجود مي آيند که سيستم را از جهت اصلي آن منحرف مي سازند و تمايل در جهت عدم تعادل دارند . همان طور که قبلاّ گفته شد اين عوامل را آنتروپي مي خوانند . آنتروپي در سيستم هاي بسته , معيار کهولت يا از هم پاشيدگي سيستم است و باعث مي شود که سيستم سرانجام به سوي بي نظمي و اغتشاش تمايل يابد .

         9-گرايش به تکامل

         منظور از تکامل عبارت است از پيچيدگي ساخت و تنوع خواص. چنانچه ساختار سيستم, پيچيده تر شود و در اثر آن پيچيدگي, عملکردهاي متنوع تري از سيستم به ظهور رسد و خواص بيشتري ارائه شود, سيستم متکاملتر شده است.

 

 

         10- گرايش به تعادل يا خودنگهداري پويا

         از ديگر ويژگيهاي سيستمهاي باز خصوصيت تعادل گرايي يا خودنگهداري پويا و حالت پابرجايي است. منظور از اين حالت که به هوموستاسيس معروف است تلاش سيستم در حفظ متغيرهاي ضروري خود در      محدوده اي معين به منظور ادامه حيات سيستم مي باشد.

         نظريه عمومي سيستم ها و نگرش سيستمي

         نگرش سيستمي, برسي پديده ها از طريق در نظر گرفتن کل پديده است. در واقع مي توان گفت که اين نگرش, آميزه جديدي است از روشهاي قياسي و استقرايي که ضمن دارا بودن محاسن هر دو, فاقد عيوب آنهاست. زيرا در آن, هم کليت پديده مورد نظر است و هم ارتباط بين اجزاي تشکيل دهنده آن مورد توجه قرار ميگيرد.

         نگرش سيستمي چارچوبي منطقي و علمي ارائه مي دهد که با ساير نگرشها متفاوت است و اين تفاوت از چندبعدي بودن آن ناشي مي شود. لذا فردي که قالب ذهني خود را بر مبناي سيستم نگري استوار است مي تواند به شناخت کامل تري از محيط خود دست بيايد.

         بنابراين مي توانيم نتيجه بگيريم که فردي که جهان بيني و نحوه تفکر خود را بر نگرش سيستمي استوار مي سازد نه تنها از يک بعدي بودن و قشري فکر کردن مبري است و از تعصب ناآگاهانه و يک سو نگري دوري ميجويد, بلکه با بررسي کامل درباره کليت يک موضوع و در نظر گرفتن کليه ارتباطات ممکن (در حد امکان) ميکوشد تا به شناخت کاملتري از موضوعات و سيستمهاي محيطي خويش دست يابد و در موقعيت شناخته شده اي وظايف خويش را انجام دهد.

v     فصل دوم

         تجزيه و تحليل سيستم چيست و تحليل کننده سيستم کيست ؟

         هدف هاي کلي :

¡     تعريق تجزيه و تحليل سيستم

¡     ارتباط مديريت با تجزيه و تحليل سيستم

¡     وظايف واحد تجزيه و تحليل سيستم ها

¡     فوايد تجزيه و تحليل سيستم ها

¡     تحليل کننده سيستم کيست ؟

¡     سيکل تجزيه و تحليل

         تعريف تجزيه و تحليل سيستم

         تجزيه و تحليل سيستم عبارت است از شناخت جنبه هاي مختلف سيستم و

خرید و دانلود

با قیمت 5,500 تومان
  • انتشار : ۱۰ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج