امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 100 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 7,000 تومان

این فایل در ۶۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


دین اسلام توصیه و تأکید می کند که به نسل جوان با نظر خوشبینی و عطوفت نگاه کنید و جایگاه جوان را در اجتماع بشناسید. حضرت پیغمبر (ص) فرمودند:
اوصیکم بالشبان خیرا فانهم ارق افئده ان الله بعثنی بالحق بشیرا و نذیرا فحالقنی الشبان و خالقنی الشیوخ
یعنی : «به شما  توصیه می کنم که نسبت به جوانان نظر خوب و مساعد داشته باشید، زیرا آن ها دارای دل های نازکتر و انعطاف پذیرتر هستند. خداوند مرا برای دعوت – به حق به عنوان مژده دهنده به نیکوکاران و بیم دهنده از عذاب نسبت به بدکاران – برانگیخت و در این میان جوانان با من پیمان همکاری بستند و در راه دعوت به اسلام به من کمک کردند ولی پیرمردان با من از راه مخالفت و ستیزه جویی درآمدند»
جوانان زودتر حق را می پذیرند
یکی از راویان حدیث و ارادتمندان مخصوص اهل بیت عصمت (ع)  «ابوجعفر احول» که از جهت قدرت منطق و بیان نیز ممتاز بود، بر خود لازم می دانست که در فضای حکومت بنی عباس در راه تبلیغ مذهب تشیع و نشر تعالیم اهل بیت (ع) به کوشش و تلاش بپردازد و در مدتی که به این کار ادامه می داد روزی به محضر امام صادق (ع) شرفیاب شد حضرتش از او پرسیدند : با در نظر گرفتن وضعی که حکومت بنی عباس هم اکنون به وجود آورده است توجه مردم به مذهب تشیع و تعالیم اهل بیت (ع) چگونه است؟
او در پاسخ گفت: متأسفانه توجه مردم کم و اقبال آن ها اندک است. حضرت امام صادق (ع) فرمودند : علیک بالاحداث فانهم اسرع الی کل خیر یعنی، توجه تبلیغی خود را به نسل جوان معطوف وار و نیروی خویش را در راه هدایت آن ها به کار انداز، زیرا جوانان زودتر حق را می پذیرند و سریع تر به هر خیر و صلاحی می گرایند.
۲) حمایت پیغمبر اسلام (ص) از نسل جوان
پیغمبر اسلام (ص) حمایت خود را از جوانان و استفاده از شایستگی و ظرفیت آن ها را در مواردی بسیار نشان می داد و مشاغل مهم اجتماع را به آن ها می سپرد. و این کار هر چند در آن روز و آن محیط جهل و تعصب کار آسانی نبود  ولی حضرتش برای این که درس مهمی به جوامع اسلامی داده باشد نسبت به این موضوع عنایت مخصوص داشته، و در موارد زیادی عملاً پایبندی خود را به این مهم نشان داده اند که اینک به برخی از آن موارد اشاره می شود:
الف) نخستین نماینده پیغمبر (ص)
پس از اینکه تعداد نسبتاً زیادی از مردم مدینه در نتیجه مسافرت به مکه و ارتباط با پیغمبر اسلام (ص) و شنیدن آیات قرآن مجید و مشاهده احوال پیغمبر (ص) به اسلام گرویده و ایمان آوردند از آن حضرت تقاضای اعزام نماینده ای به آن شهر برای تعلیم قرآن و بیان احکام و معارف اسلامی نمودند. بدیهی است که برای انجام چنین مأموریت خطیری کسی باید برگزیده شود که از جهت قدرت منطق و بیان به درجه ای باشد که بتواند از عهدة وظیفة خطیر تبلیغ دین برآید و از لحاظ تدبیر و حسن معاشرت در حدی باشد که بتواند چراغ مهر و صفا و محبت را که یکی از مظاهر اسلام است در آن شهر روشن کند و اختلافات خونین مخصوصاً اختلاف میان دو قبیله «اوس» و «خزرج» را که سال ها ادامه داشته است برطرف سازد. حضرتش از میان همه مسلمانان سالخورده و جوان، جوانی به نام مصعب بن عمید را که دارای همه ی این امتیازات بود برگزید و به مدینه اعزام کرد و او مأموریت خود را به بهترین وجهی انجام داد، حتی فعالیت مؤثر و تبلیغات نافذ و تدبیر وافی و حسن معاشرت معصب بن عمیر زمینه را برای هجرت حضرت پیغمبر (ص) از مکه به مدینه مهیا کرد. این جوان در جنگ بدر شرکت کرد و یکی از پرچمداران این جنگ بود، سرانجام با شرکت به جنگ احد به شهادت نایل گردید.
ب) عقاب بن اسیر و فرمانداری مکه
پس از اینکه حضرت پیغمبر (ص) به مدینه هجرت کرد و در آن شهر با توفیقی خداوند و همکاری مسلمین، اسلام را تثبیت نمود، بزرگترین آرزویی که مسلمین در دل داشتند این بود که شهر مکه را فتح کنند و خانه ی کعبه را از بت های گوناگونی که مشرکین در آن قرار داده بودند، پاک نمایند و به این وسیله راه پیشرفت اسلام را هموار کنند به خواست خداوند متعال این آرزوی بزرگ جامة عمل پوشید و پیغمبر اسلام (ص) با جهادگران سلحشور و با ایمان در سال هشتم هجرت شهر مکه را فتح کردند و بت ها را شکستند و حرم خدا را از پلیدی های شرکت پاک نمودند. اکنون که شهر مکه فتح شده و زیر چتر اسلام قرار گرفته است پیغمبر گرامی اسلام (ص) و همراهانش تصمیم مراجعت به مدینه را دارند لازم است برای تنظیم امور آن شهر که به تازگی از دست مشرکین خارج شده است فرماندار لایق و مدیری تعیین کند که در کمال شایستگی هم به کارهای مردم رسیدگی کند و هم از بی نظمی هایی که ممکن است دشمنان به وجود بیاورند جلوگیری نماید. پیشوای بزرگ اسلام از میان تمام مسلمانان، جوان بیست و یک ساله ای بنام «عتاب بن اسیر» را برای انجام این کار خطیر برگزید و به او فرمود: « من از این جهت تو را حاکم و امیر اهل  حرم خدا و ساکنین مکة معظمه نمودم که کسی را شایسته تر از تو برای این موضوع ندیدم.»
انتصاب این جوان به چنین مقام بزرگی باعث رنجش خاطر جمعی از رجال عرب و بزرگان مکه شد به طوری که زبان به اعتراض گشودند.
حضرتش در پاسخ فرمودند : هرگز نباید هیچ یک از شما جوانی عتاب بن اسیر را اساس اعتراض خود قرار دهد زیرا ملاک فضیلت انسان، کبر سن و سال زیاد نیست بلکه برعکس میزان بزرگی انسان فضیلت و کمال معنوی اوست.
و بالاخره آن جوان تا آخر عمر پیغمبر اکرم (ص) فرماندار مکه بود و در کمال لیاقت و شایستگی انجام وظیفه کرد و به خدمات درخشانی نایل گردید.
و این جویدن نیز نمونه ای از ارج نهادن اسلام به نسل جوان و حمایت از شایستگی های آن ها در عرصه فعالیت های سیاسی و اجتماعی است.
۳) دوره ی جوانی، دوره ی قدرت و شکوفایی :
می دانیم عمر انسان دوره های مختلف دارد و فصل جوانی بهترین دوره های زندگی است. قرآن مجید می فرماید:
الله الذی خلقکم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه ثم جعل من بعد قوه ضعفاً و شبیهً
یعنی، خداوند آن پروردگاری است که شما را از ضعف و ناتوانی آفرید و بعد از ضعف و ناتوانی ، دورة قدرت و توانایی برای شما به وجود آورد و پس از آن دوباره برای شما دوران ضعف و ناتوانی قرار داد.
در این آیه مبارکه دوران قدرت که دو طرف آن دورة ضعف دینی ضعف کودکی و ضعف پیری قرار دارد همان دورة جوانی است و بالاخره همانطور که فصل بهار دورة رشد و شکوفایی و بالندگی است فصل جوانی نیز دورة قدرت و نشاط و شکوفایی وبالندگی است.
استفاده از فرصت جوانی
بر جوان عزیز لازم است قدر این مرحله از عمر خود را بدانند و با آگاهی و جدیت گام های استواری در راه ترقیات علمی و کمالات معنوی و نیز در راه پیشرفت های مادی بردارند و فرصت های جوانی خویش را مغتنم بشمارند حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند : پنج چیز را قبل از فرا رسیدن پنج چیز غنیمت بشمارید:
۱- جوانی خود را در پیش از فرا رسیدن دورة پیری
۲- سلامت بدن قبل از بیماری
۳- توانایی و توانگری قبل از فقر
۴- فراغت خود را پیش از گرفتاری
۵- زندگی خویش را قبل از فرا رسیدن مرگ
حضرت امیر مؤمنان (ع) فرمود: دو چیز است که اشخاص به اهمیت آن ها پس از اینکه آنها را از دست دادند پی می برند . 
۱- جوانی ۲- تندرستی
در این حدیث حضرت علی (ع) نعمت جوانی را در ردیف بزرگترین نعمت های الهی یعنی صحت و سلامت آورده است.
چنین گفت روزی به پیری جوانی 
بگفتش در این نامه حرفیست مبهم
تو به کز توانایی خویش گویی
جوانی نگهدار کین مرغ زیبا
متاعی که من رایگان دادم از کف
هر آن سر گرانی که من کردم اول
چو سرمایه ام رفت بی مایه ماندم
از آن برد گنج مرا دزد گیتی 
که چونست با پیریت زندگانی
که معنیش جز وقت پیری ندانی
چه می پرسی از دورة ناتوانی
نماند در این خانة استخوانی
تو گر می توانی مده رایگان
جهان بیشتر گرد از آن سرگرانی
که بازیست بیمایه بازارگانی
که در خواب بودم گه پاسبانی


اصحاب کهف همگی جوان بودند
داستان جالب اصحاب کهف که یکی از قصه های قرآنی است را همه شنیده ایم، در فضایی که پرستش بت ها در آن، رایج و اجباری بود و سلطان وقت و مردم مملکت او تعصب بسیار شدیدی در بت پرستی به خرج می دادند به طوری که بردن نام خدا و اعتقاد به توحید مجازاتی جز شکنجه و عذاب و کشته شدن نداشت. افرادی در سایه ایمان محکم و قدرت روحی کامل و پایداری در راه حق در برابر سلطه گران جبار در فضای وحشت و ارعاب قیام کردند و جو سکوت و وحشت را شکستند، با شجاعت و قاطعیت ندای توحید سر دادند و حقیقت را آشکار ساختند و بعد از انجام این رسالت خطیر، خداوند آن را در داخل یک غار در پناه لطف خود صدها سال حفظ کرد و نامشان را در طومار نهضت کنندگان برای حق ثبت و بلند آوازه کرد و آن ها را در جو گذره پویان راه قیام و انقلاب قلمداد کرد.

خرید و دانلود

با قیمت 7,000 تومان
  • انتشار : ۱۷ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج