امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 107 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,000 تومان
دانلود رایگان تحقیق تعریف گروه-خرید اینترنتی تحقیق تعریف گروه-تحقیق تعریف گروه-مقاله تعریف گروه
این فایل در ۳۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مطالعه پيرامون گروهها وارتباط فردي، دواصل را نشان مي دهد كه ارتباطي تنگاتنگ و وابسته به يگديگر دارند واز اين رو بايد پيش از هر موضوع ديگري، مورد بحث قرار گيرند،
ازآنجا كه اكثريت قريب به اتفاق روابط بين اشخاص در چارچوب يك گروه انجام مي‌گيرد، از اين رو بخش نخست را به مطالعه گروهها، حوزه ها و چگونگي شكل‌گيري آنها اختصاص مي دهيم و سپس به گونه اي غير مستقيم به بررسي روابط بين اشخاص مي پردازيم. (آن ماري روشبلاو- اديل بورونيون؛ترجمه دكتر سيد محمد دادگران،روانشناسي اجتماعي، چاپ دوم ۱۳۷۱ )
بعضي از روانشناسان اجتماعي مدعي شده اند كه واقعيتي به نام گروه وجود خارجي ندارد. فلويد آلپورت هميشه مي گفت :« پاي شما نمي تواند بهيك گروه گير كند». ومعني گفته اوآن بود كه گروه ها تنها در ذهن افراد وجود دارند و وجود خارجي ندارند. به گفته آلپورت، گروه ها چيزي بيش از مجموعه مشتركي ار ارزشها، عقايد، انديشه‌ها و عادتها كه همزمان در ذهن چند نفر حضور دارند، نيستند. صاحبنظران ديگر به نوبه خود و به شكلي موجه اظهار داشته اند كه گروهها جوهرهايي مستقل اند كه بايد به آنها به صورت اشيا يا پديده هايي مستقل و يگانه درمحيط نگريست(‌دوركيم،۱۸۹۸، وارينر ، ۱۹۵۶) اين صاحبنظران اين انديشه را كه همه رفتارهاي اجتماعي رامي توان در سطح فردي تبيين كرد، رد مي‌كنند. آنان به جنبه ها و وجوه منحصر به فرد ويگانه گروه كه مستقل از افراد هستند، تأكيد دارند.
روشن است كه دراين مورد ديدگاههاي متعددي وجود دارد كه فرد مي تواند با اتخاذ آن ديدگاهها، تأثيرات بيش از يك فرد را دريك مجموعه مورد توجه قرار دهد. بيشتر ما احتمالاً موافقيم كه بسياري از فعاليتهاي زندگي ما متضمن تعامل با افراد ديگر است.[روانشناسي اجتماعي ، نظريه ها ، مفاهيم و كاربردها ، تأليف كريمي ، يوسف ، (‌ويرايش دوم ، تهران ، نشر ارسباران ،‌۱۳۷۸)]
تعريف
بدون ترديد، همه گمان مي كنند كه مي دانند گروه چيست. زيرا برخلاف پيچيدگي مفاهيم فرهنگي، رواني يا اجتماعي، در اينجا يك مفهوم وجود دارد كه به سهولت قابل فهم و به واقعيت نزديك است و آن اين است كه گروه مجموع كل يا بهتر بگوييم عبارت از اجتماع تعدادي از افراد است.
اما در اينجا اين پرسش مطرح مي‌شود كه اين «تعداد» يعني چه؟ يعني يك گروه از چند نفر تشكيل مي شود يا به عبارت ديگر چه تعداد افرادي مي توانند يك گروه را تشكيل دهند.
در اين زمينه ميان برخي مؤلفان، اختلاف نظر جدي وجود دارد.شماري مؤلفان برآنند كه گروه دست كم از دو نفر تشكيل مي شود. بنابراين، اين تعريف داراي دو مرحله خواهد بود. درمرحله نخست ميان اين دونفر مي تواند روابط گوناگوني وجود داشته باشد و هريك براي ايجاد ارتباط با ديگري بايد از خود خارج شود و در مرحله دوم،حتي دريك ارتباط دونفره، گروه به عنوان نفر سوم الزاماً حضور خواهد داشت.
ارتباط منحصر بين دو نفر، دقيقاً غير قابل تصور است؛ زيرا اين نوع ارتباطي بسته درخود، غير پويا و حتي مرده به حساب مي آيد؛ اگر درآن فرد سوم ولو به عنوان وجود ۳/۱ نيرو بالقوه مطرح نباشد. در واقع، موقعيت ومعني گروه ها در صورتي كه ازدو يا سه نفر تشكيل شده باشد،  با يكديگر متفاوت خواهد بود( حتي اگر وجود نفر سوم درمجموعه دونفري گروه الزامي باشد)
بنابراين، مي توان گفت كه وجود فرد سوم، وضعيت زوج را تغيير مي دهد و به روابط بين آنها بعد تازه اي مي بخشد.
جامعه شناسان ورود فرد سوم را در يك مجموعه همبسته مورد بررسي قرار داده اند. زيمل  در سال ۱۹۰۲، تغييرات قابل توجهي را كه براثر مورد فرد سوم پيش مي آمد، به خوبي نشان داده است. در مقابل دونفر قبلي گروه، فرد سوم مي تواند خنثي بماند و از آن دو نفر بهره مند شود ويا با ايجاد تفرقه بين آنها، بر آنان حكومت كند.
در حدود سال ۱۹۵۶ ميلز  پژوهشي تجربي بر روي گروه هاي سه نفره انجام داد. او دراين پژوهش، به مطالعه ساختار چيزي پرداخته كه آن را «نقش رفتاري»  ناميده است.( او اين اصطلاح را به كاربرد تا آن را از نقش هاي اجتماعي نهادي شده متمايز سازد) او همچنين، تقسيم بندي گروه به سه نفر، يعني « يك زوج دونفره» و « يك نفره» را تأييد مي‌كند. او بر آن است كه اين جدايي بر اساس ميزان نوع عملكرد آنها متفاوت مي‌شود.
از ديدگاه ديگر مي‌بايست وضعيت گروه را در اجتماع مشخص كرد، زيرا گروه از شماري افراد تشكيل يافته است؛ كه در ظاهر جنبه عيني و ملموس ندارد. و ما مي‌توانيم فقط با در نظر گرفتن پاره اي از احكام گروه، از خارج به توصيف آن بپردازيم و همچنين از درون و دركنار گروه هاي محدود كه ما در بطن آنها جاي داريم، مي توانيم به موجوديت آن پي ببريم.
اين امر نشان مي‌دهد كه اگر بخواهيم به اين تعداد از افراد، عنوان گروه اطلاق كنيم، تعداد افراد آن نبايد پيش از حد معيني باشد. هومنز  گروه را چنين تعريف مي كند:« معدودي افراد كه اغلب به مدت طولاني با يكديگر ارتباط دارند و به همين دليل هريك از آنها مي‌تواند بدون واسطه و به طور مستقيم با يكديگر ارتباط چهره به چهره داشته باشد». تعريف هومنز كه ‍‍]لازم است بيشتر] به آن بپردازيم پيش از حد بر ارتباطات يعني بركنشهاي متقابل ميان افراد تكيه دارد.
 بنابراين در ابتدا، مي توانيم، گروه را از تجمعات ديگر مجزا سازيم؛ زيرا برخي از افراد اين گونه تجمعات را با گروه اشتباه مي‌گيرند. و همچنين، برخي مؤلفان از گروه هاي سني وجنسي سخن به ميان مي آورند. بديهي است كه اين افراد اعم از مرد و زن با هر سن و سال با يكديگر را نمي شناسند و هيچ گونه روابطي ميان آنها وجود ندارد.
(آن ماري روشبلاو- اديل بورونيون؛ترجمه دكتر سيد محمد دادگران،روانشناسي اجتماعي روانشناسي اجتماعي)، چاپ دوم ۱۳۷۱ )
شايد يك تعريف ساده و عملي از گروه اين باشد كه بگوييم:«گروه عبارت است از دو فرد يا بيشتر كه با هم تعامل دارند به نحوي كه هريك مي‌تواند در ديگري تأثيرگذاشته و از آنان متأثر شود»(شاو ۱۹۸۱). يك تعريف جامعتر ازاين اصطلاح، شامل ويژگيهاي زير است:« تعامل بين افراد، داشتن درك و تصور از ديگر اعضاء، ايجاد پيوندهاي عاطفي و وابستگي متقابل يا نقشهاي متقابل» (دولاماتر ، ۱۹۷۴). به عبارت ديگر، اعضاي يك گروه داراي نوعي روابط با يكديگرند واين روابط غالباً پيچيده بوده و در طول زمان ادامه دارد.
ما مي توانيم واژه انبوهه (تجمع) را براي مجموعه هايي از افراد كه با يكديگر در تعامل نيستند، به كار ببريم نظير اشاخصي كه پشت چراغ قرمز در جلوي خط عابر پياده ايستاده و منتظر سبز شدن چراغ براي عبورند، افرادي كه داخل يك آسانسور با هم هستند، تماشاچيان يك فيلم واز اين قبيل، اين گونه افراد نوعاً با يكديگر تعامل يا اشتراك احساسات و عواطف، به ميزاني كه يكديگر را تحت تأثير قرار دهند، ندارند.
در اينجا ابتدا شيوه هاي عمل گروه ها را در نظر مي گيريم،يعني،اينكه افراد گروه چگونه دور هم جمع مي شوند، چگونه با يكديگر ارتباط برقرار مي سازند، و چگونه عمل مي كنند.
نفوذ اجتماعي 
بررسي خود را با طرح يك سؤال ساده آغاز مي‌كنيم.حضور ديگران چگونه رفتار فرد را تحت تأثير قرار مي‌دهد؟ اگر به تاريخ روانشناسي اجتماعي برگرديم به ياد مي‌آوريم كه در آنجا آزمايش نورمن تريپلت،نشان دهنده نفوذ و تأثير افراد ديگر بر روي عملكردفرد بود اين آزمايش نخستين كوشش عملي براي نشان دادن صرف تأثير حضور ديگران برعملكرد فرد را آشكار ساخت كه حضور ديگران حتي اگر عملاً به صورت يك گروه عمل نكنند نيز مي تواند در رفتار فرد مؤثر باشد. از آن پس، آزمايش تريپلت با تعداد قابل توجهي از تحقيقات دنبال شده است.   
مشخصه هاي گروه 
ما بررسي گروه‌ها را با تعامل افراد در موقعيتهاي نسبتاً ساده كه در َآنها فرد به وسيله يك نفر يا بيشتر مورد مشاهده يا همراهي قرارمي گيردآغاز مي‌كنيم. اما يك گروه بيش از عده اي افراد در حال انجام يك فعاليت يكسان در يك زمان يا مكان خاص است. گروه‌ها مي توانند شامل تعامل،ايجاد ادراكهاي مشترك و پيوندهاي عاطفي و وابستگي متقابل نقشها باشند.
مي توان گفت كه گروه‌ها به همان تنوع و گوناگوني افراد هستند. وقتي ما بخواهيم ويژگيهاي يك گروه خاص را توصيف كنيم، مي توانيم چندين مشخصه را درنظر بگيريم:
نخست مي توانيم درباره تركيب گروه  بحث كنيم.در اينجا به ويژگيهايي نظير اندازه توجه داريم كه مي توانند توضيح دهند گروه به چه شبيه است. جنبه هاي ديگر گروه كه ممكن است مورد توجه باشد ويژگيهايي هستند از قبيل: جنس افراد، قوميت ونژاد اعضا يا تواناييها و شخصيتهاي افراد در داخل گروه.
راه دوم، نگريستن به گروه برحسب ساختار آنهاست،مثلاً در داخل گروه چه كانالهاي ارتباطي برقرار است، يعني، كي باكي مي تواند ارتباط برقرار كند؟ چه نوع نظامهاي طبقاتي در داخل گروه تشكيل مي‌شود؟ رهبري گروه به دست كيست؟
سومين موضوع در بررسي گروه‌ها، فرايند عملي گروه است كه گاهي پويايي گروه ناميده مي‌شود. اين بدان معناست كه اعضاي يك گروه چگونه به يكديگر پاسخ داده وچگونه بر يكديگر نفوذ وتأثير دارند؟ پيوند‌هاي عاطفي كه سبب انسجام و نگهداري گروه اند،كدام اند؟  
و بالاخره چهارمين موضوع در مورد گروه‌ها عملكرد گروه است؛ يعني، گروه در رسيدن به هدف خود تا چه اندازه خوب يا بد عمل مي كند؟
اگرچه براي بحث روي موضوعها در اينجا همه آَنها را بيان نمي كنيم اما به برخي از اين مشخصه ها اشاره خواهيم كرد.
اندازه
اين امكان وجود دارد كه گروه را از نظر تعداد افراد از يك زوج تازه ازدواج كرده تا كل نفرات و مجلس قانونگذاري يا مجموعه افراد هيئت دولت يا همه اعضاي يك دانشكده يا دانشگاه در نظر بگيريم. اما بيشتر تحقيقات آزمايشي روي گروه هاي كوچك كه از سه تا ۱۰ نفر را شامل مي‌شدند، متمركز بوده است. در اين بيان، موضوعي كه بيش از همه مطالعه شده، رابطه بين اندازه گروه وعملكرد آن بوده است.
كوششهايي به عمل آمده است تا اندازه ايده آل گروه را براي يك گروه حل مسئله مشخص كنند. به عنوان مثال اسليتر (۱۹۵۸) به اين نتيجه رسيده است كه گروه‌هاي مركب از پنج نفر مناسب ترين تعداد براي انجام كارهاي فكري است كه در آنها اعضاي گروه به جمع آوري و مبادله اطلاعات پرداخته وبه تصميم گيري برمبناي ارزشيابي آن اطلاعات مبادرت مي‌كنند.آزبورن (۱۹۵۷)مبتكر اصطلاح بارش مغزي(سيلان فكر )معتقد است كه اندازه مطلوب براي چنين گروه‌هايي بين ۵ تا ۱۰ نفر است. با اين همه اين گونه نتيجه گيريها در مورد اندازه ايده آل گروه‌هاي حل مسئله احتمالاً نوعي ساده انگاري است.
نخست، معيارهاي متنوعي براي تعيين موفقيت وجود دارد.گروه‌هاي كوچكتر ممكن است از نظر شركت كنندگان راضي كننده تر باشد؛ زيرا آنان در گروه‌هاي كوچكتر فرصت بيشتري براي ارائه كامل نظرهاي خود دارند. اضافه شدن چند عضو ديگر ممكن است مهارتهاي ضروري گروه را افزايش داده و راه حل‌هاي بهتري براي مسئله فراهم كند؛ اما مي‌تواند به ميزان شركت اعضاي ديگر و روحيه آنها لطمه وارد كند. دوم، ساختار خود تكليف مي‌تواند با اندازه گروه تعامل داشته باشد. 
برخي از تكاليف ممكن است تنها وجود يك نفر را ايجاب كند. حال آنكه تكاليف ديگر تنها به وسيله چندين نفر قابل انجام باشند. سوم اينكه ميزان سازمان يافتگي تكليف مورد نظر با اندازه آن تعامل مي‌كند. هرچند گروه‌هاي بيش از پنج نفر غالباً ثمر بخشي كمتري ازگروه‌هاي كوچك دارند،گروه‌‌هاي بزرگ نيز مي توانند مؤثر باشند بدون آنكه صدمه اي به روحيه گروه وارد شود به شرط آنكه تكليف مشخصاً سازمان يافته باشد.اثرات اندازه گروه در زندگي روزمره نيز داراي اهميت است

خرید و دانلود

با قیمت 5,000 تومان
  • انتشار : ۳۱ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج