• بازدید : 71 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 4,500 تومان
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

این پ‍ژ‍وهش به منظور بررسي ديدگاه شهید مطهري در زمینه “آزادانديشي در تعلیم و تربیت اسلامی” صورت گرفته است. نوع تحقيق، بنيادي و روش تحقيق توصيفي ـ تحليلي است. روش جمع¬آوري اطلاعات اسنادي (كتابخانه¬اي) است. براي تجزيه و تحليل اطلاعات از روش كيفي استفاده شده است. تعقّل، نبود مانع در جلوي تفکر، تعبّدي و تقليدي عمل نکردن از عوامل اساسی مفهوم آزاداندیشی است. عوامل زمینه¬ساز آزاداندیشی دینی را می توان در عوامل بیرونی از قبیل بنیانهای منطقی دینی و نبود حاکمیت مستبدانه جستجو کرد و یا در درون انسان عواملی از قبیل تربیت ربّانی، تقوا و زهدورزی را پرورش داد. متناسب با عواملی که بیان می¬شود، روشهای پرورش آزاداندیشی¬ دینی را نیز می¬توان به دو دسته “برون تربیتی” از قبیل جدال احسنِ، تذکر، رفق و مدارا در تبیین مسائل دینی، تسامح دینی، هدایت افکار و “خود تربیتی” از قبیل جستجوگری، برخوردی استدلالی با جهان، تزکیه نفس، عادت به تفکر تقسیم کرد.
استادشهید مطهري علاوه بر انکه در فلسفه اموزش و پرورش اسلامی صاحب نظربودند
و یادداشت هاي بسیاري در منابع اسلامی و غربی در حوزه ي تعلیم و تربیت داشتند
در تربیت شاگردان و ت علیم طلاب و دانشجویان از استاد ان نمونه کشور محسوب می
شدند.
ازنظر تربیتی به مقوله ي تقوا و تزکیه نفس وخودسازي و سیرو سلوك عرفانی توجه
خاص داشتند و معنویت گرایی از وي گیها ي ممتاز ایشان محسوب می شود .به لحاظ
تعلیمی نیز روح علمی و جست وجوگر مطهري وي را طالب جدي علم وحقیقت کرده
بود. براي یادگیري از کودکی تا سنین اخر عمر نشاط فوق العاده اي داشتند و روز به
روز احساس می کردند قدرت یادگیري شان درحال افزایش است .وي معتقد بودافراد از
نظر یادگیري دو دسته اند . گروهی در جوانی استعداد وافري براي تعلیم دارند اما به
محض انکه پاي درسن می گذارند استعداد انها خشک می شود اما برخی دیگر تا اخر
عمر شوق علم و استعداد علمی دارند.استاد خود رااز
گروه دوم می دانستند و می گفتند “من امروز بیش از گذشته در خودم امادگی براي
اموختن احساس می کنم .من امروز دلم می خواهد که دایما مطالعه کنم و بیاموزم و
تدریس کنم و بیاموزانم.”
/به نقل از مصاحبه دکتر حسین غفاري جلوه هاي معلمی استاد
٣
اخلاف معلمی
معلم موفق علاوه بر قدرت علمی نیازمند رفتار هاي اخلافی است که شایسته ي یک
معلم و استاد ممتاز است .درباره ي شهید مطهري خصلت ها یی نظیر نظم و انضباط و
وقت شناسی در کلاس داشتن روحیه انعتاف و عدم بر خورد خشن با شاگردان و سخن
حق راحتی اگر به ضرر وي باشد پذیرفتن داشتن روحیه ي تواضع و احترام به
شاگردان مدارا با دانش اموختگان ازاد اندیشی رازداري خیر خواهی احترام گذاشتن
به همکاران و اساتید دیگر پر کاري علمی متفاوت از دیگران ساخته بود ب ه طوري که
شاگردان نه تنها به درس استاد مطهري عشق می ورزیدند که شیفته ي رفتار و منش
اخلاقی اشان بودند.
کلیات اساسی تربیت
دراین سر فصل استاد مباحث مهمی را مطرح کرده اند .
الف-اخلاق و فعل اخلاقی
انسان ها افعال گوناگونی انجام می دهند .برخی از این افعال افعالی است که مشترك
با کار هاي حیوانی است .مانند غذا خوردن چنین افعالی را عادي می گویند و برخی
دیگر از افعال انسانی یا اخلاقی است . لازم به تذکر است که میان اخلاق و تربیت
تفاوت است. هر تربیتی اخلافی نیست اما هرکار اخلاقی تربیتی هم است.
علت این امر ان است که در مفهوم اخلاق تقدس و پاکی خوابیده است اما تربیت
چنین نیست چنانکه تربیت اعلم از پرورش نیک یا بد انسان است اما اخلاق جنبه ي
٤
مثبت دارد . در این مبحث دغوا برسر این است که ملاك تقدس و اختاقی بودن یک
عمل چیست؟در اینجا نظرات مختلفی ابراز شده است :
۱٫معیار فعل اخلاقی غیردوستی است:همین مقدار که کار انسان از حوزه ي فردي خارج
شد و جنبه ي غیر دوستی به خود گرفت و براي جلب منافع براي غیر و دفع ضرر از
غیر شد این کار کار اخلاقی است.
۲٫نظریه ي مذهبی :طبق این نظریه فعل اخلاقی مساوي با فعل دین است .ما اخلاق
علمی فلسفی و عقلی نمی توانیم داش ته باشیم .فقط و فقط می توانیم اخلاق مذهبی
داشته باشیم .این مکتب به دوشکل تقریرمی گردد .یک شکل ان است که اخلاق دینی
رامبتنی برترس وطمع نسبت به جهان دیگربدانیم .این تعبی رازاخلاق دینی راویل
دورانت وراسل و …گفته انداین نظریه به یک معناطرفداري ازمنفعت فرداست امانه
براساس هوشیاري چنانکه راسل می گفت مبتنی است برایمان .
جمع بندي ونتیجه گیري
همه این نظریات به یک معنی صحیح وبه یک معنی نادرست است .همه اینهاوقتی
درستندکه یک حقیقت مذهبی پشت سرهمه انهاباشدیعنی خدایی باشدکه سرسلسله
معنویات وهم پاداش دهنده کارهاي خوب به حساب اید .بدون اعتقادبه خدا احساسات
نوع دوستانه نمی توانددرانسان بروزوظهورکامل داشته باشد.اساسا ماتا به یک
حقیقت وزیبایی معقول ومعنوي به نام خداقائل نباشیم نمی توانیم به یک زیبایی
معنوي دیگرمعتقدباشیم .فعل زیباهم یعنی فعل خدایی .وجدان اخلاقی هم که کانت
به ان معتقداست بدون اعتقادبه خدابراي انسان معنی نمی یابد.
٥
ب –اطلاق یانسبیت اخلاق
ایااخلاق مطلق است یانسبی .ایامی توان فعل اخلاقی رابراي همه وقت وهمه کس
ودرهمه زمانهاتوصیه کردهمچنانکه عددچهاردوبرابردواست ودرهمه شرایط چنین است
.درصورتی که به نسبی بودن معتقدشدیم هیچ خصلت وهیچ خوي وهیچ فعلی رانمی
توان به عنوان فعل اخلاقی به طورمطلق توصیه کرد.برخی اخلاق رانسبی دانسته وبویزه
می گویندباتحولات وشرایط هم تغییرمی کند .اگرسخن این دسته رابپذیریم سنگ روي
سنگ بندنمی شودولذانمی توان اصول ثابتی رابراي تربیت سفارش کرد .براي
مامسلمانان این بحث کاملاضروري ودرارتباط بامسائل اساسی دین همچون خاتمیت
وجاودانگی اصول دین است .یکدسته درتوصیه نسبی بودن اخلاق گفته اندهیچ معیاري
براي اخلاقی بودن خارج ازخو دانسان وجودنداردیعنی خارج ازپسندوانتخاب خودانسان
معیاري براي اخلاقی بودن وجودندارد .ریشه این نظریه به گروهی ازاندیشمندان یونانی
برمی گرددکه معتقدبودندخارج ازانسان وتشخیص انسان حقی وجودندارد. نظیرنظري که
معتزله درباب اجتهادداشتندکه معتقدبودنداجتهادخطابردارنیست .بنابراین اگرده
تامجتهدده جورتشخیص دادندهمه درست گفته اند وبنابراین حق ده جوراست .البته
بحثی که یونانیهامی کردنددرباب حقیقت بوداماشبیه این نظردردوره هاي جدیددرباب
اخلاق پیداشده است .گفته اندکه درباره انچه که بایدباشدیعنی خیراخلاقی هیچ
معیاري جزپسندانسان د رکارنیست وچون پسندهامتغیرودرطول زمان متحول می شود
خوداخلاق حمیده طبعاتغییرمی کند.

خرید و دانلود

با قیمت 4,500 تومان
  • انتشار : ۲۸ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج