گردنبند مرغ آمین خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 178 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 6,000 تومان
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:
چگونگی تقسیم نقش های خانوادگی یکی از موضوعات مورد بحث در خانواده است که در طول تاریخ بر اثر عوامل متعددی دستخوش تحول شده است.
سؤال اساسی پژوهش حاضر این است که تقسیم نقش های خانوادگی متأثر از چه عواملی است و چه عواملی موجب شکل گیری تقسیم نقش تفکیکی و یا اشتراکی در خانواده است؟
جامعه مورد مطالعه در این تحقیق زنان متأهل ۲۵ تا ۴۵ ساله ساکن در شهر تهران هستند که حداقل ۳ سال از ازدواج آنها گذشته باشد و حداقل یک فرزند داشته باشند؛ که یک نمونه ۲۰۱ نفری را شامل می شود.
نتیجه این پژوهش نشان می دهد که تقسیم نقش های خانوادگی تحت تأثیر عواملی همچون شبکه اجتماعی خانواده، پایگاه (طبقه) اجتماعی و اقتصادی خانواده، وضعیت اشتغال زنان، میزان تحصیلات زنان و مردان، درآمد مردان و منزلت شغلی مردان قرار دارد.
نتیجه این پژوهش نشان می دهد که در خانواده هایی که شبکه اجتماعی متراکم دارند، تقسیم نقش تفکیکی و در خانواده هایی که شبکه اجتماعی پراکنده دارند تقسیم اشتراکی است. در خانواده هایی که به طبقه پایین تعلق دارند تقسیم نقش بستر شکل تفکیکی به خود می گیرد و در مقابل در خانواده هایی با طبقه اجتماعی اقتصادی متوسط و با گرایش بیشتری به تقسیم نقش اشتراکی دیده می شود. اشتغال زنان یکی از عوامل مهم و اثر گذار در تقسیم نقش های خانوادگی است و موجب شکل گیری تقسیم نقش اشتراکی در خانواده می شود. همچنین در خانواده هایی که زنان و مردان دارای تحصیلات دانشگاهی هستند، تقسیم نقش های خانوادگی اشتراکی می باشد. افزایش درآمد مردان موجب کاهش مشارکت آنان در انجام کارهای مربوط به خانه می شود. و در مقابل بالا رفتن منزلت شغلی مردان تقسیم نقش های خانوادگی اشتراکی تر می شود.
در صحبت از مسائل و مشکلات زنان، چگونگی تقسیم نقش های خانوادگی میان زن و مرد، از جمله موضوعات بحث برانگیز است. در جوامع امروزی، زنان گرایش بیشتری به اشتغال و سایر فعالیت های اجتماعی پیدا کرده اند و لازمه این امر، حضور بیشتر آنان در فضاهای خارج از خانه است؛ اما تا زمانی که حوزه های زنانه و مردانه در خانواده مستقل از یکدیگر تعریف شده اند و به ویژه زنان مسئول انجام تمام وظایف مربوط به حوزه خانگی هستند، حضور فعالشان در عرصه های اجتماعی دور از دسترس می نماید.
حوزه های تفکیک شده زنانه و مردانه هم در خانواده و هم در جامعه از دیر باز وجود داشته است؛ حتی وقتی به زنان اجازه داده می شود به آن بخش از عرصه های اجتماعی که حوزه ای مردانه تلقی می شود وارد شوند، باز هم نوعی تقسیم جنسیتی در مشاغل زنان و مردان به چشم می خورد؛ به گونه ای که زنان عموماً به مشاغلی چون منشی گری، امور دفتری، معلمی، پرستاری و… که تا حدودی زیادی به وظایف و نقش های آنان در خانه نزدیک است، اشتغال می یابند. البته این گونه تفکیک نقش های اجتماعی روز به روز در حال دگرگونی است و زنان به شکل فزاینده وارد مشاغلی می شوند که قبل از این کاملاً در اختیار مردان بوده است.
البته اگر حضور زنان به عرصه های اجتماعی همراه با تغییراتی در نحوه تقسیم نقش های خانوادگی و به خصوص کار در خانه نباشد، فشار مضاعفی بر زنان وارد خواهد شد. بنابراین تغییر در چگونگی تقسیم نقش های خانوادگی در کنار تغییر در نقش های اجتماعی و ورود زنان به عرصه های اجتماعی، امری لازم می نماید. تا زنان بتوانند استعدادها و توانایی های خود را هر چه بهتر به منصه ظهور رسانند و جامعه نیز حداکثر بهره را از این استعداد ها و توانایی ها برای دستیابی به توسعه ببرد.
از سوی دیگر زنان در جوامع در حال توسعه تابع سنت های رایج و فرهنگ های محلی هستند که تقسیم کار سنتی و اجباری را بر آنان تحمیل کرده است. جامعه در حال توسعه ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و فرهنگ مردسالاری در تمام عرصه های خانوادگی و اجتماعی قابل مشاهده است. تقسیم نقش جنسیتی و تفکیک حوزه های زنانه و مردانه از یکدیگر، انعطاف ناپذیر بودن این تقسیم نقش و عدم امکان جابه جایی میان زن و مرد در انجام وظایف و قبول مسئولیت های خانگی از جمله نشانه های فرهنگ مردسالار هستند.
نقطه مقابل تقسیم نقش تفکیکی، تقسیم نقش اشتراکی است که تحقق آن در خانواده ها، مرز میان حوزه های مردانه و زنانه را محو می کند و به زنان و مردان امکان می دهد تا براساس توانایی ها و علایق خود، نقش های متفاوتی را در خانواده ایفا کنند. این وضعیت گردش وظایف و مسئولیت های خانگی میان زن و مرد را تسهیل می کند.
با کمی اغماض می توان تقسیم نقش های تفکیکی را به خانواده های سنتی و تقسیم نقش های اشتراکی را به خانواده مدرن نسبت داد.
در جامعه ایران که جامعه ای در حال گذار از سنت به مدرنیته است، نابرابری میان زن و مرد چه در خانواده و چه در جامعه دیده می شود. در این وضعیت توزیع نابرابر و جنسیتی نقش های خانوادگی، موجب تحمیل کارها و وظایف تکراری خانگی به زنان شده و آنان را از ورود به عرصه های اجتماعی دور کرده است. وجود کلیشه هایی که بر مبنای آن زنان از ورود به برخی عرصه های اجتماعی که مردانه تلقی می شوند، منع می گردند و در عین حال مردان نیز پرداختن به برخی کارها و خصوصاً کارهای خانگی را به سبب “زنانه بودن” دور از شأن می پندارند، موجب تثبیت نابرابری جنسیتی در خانواد ه های ایرانی شده است.
بدیهی است که دگرگونی این وضعیت و بهبود شرایط زنان مستلزم شناخت ابعاد مختلف آن و به ویژه عوامل مؤثر بر تقسیم نقش های خانوادگی است؛ چه آن که شناخت این عوامل، در وهله اول امکان کنترل و در وهله دوم امکان تغییر شرایط در جهت ایجاد روابط نقشی اشتراکی را فراهم می آورد.
گفتار حاضر بر آن است که تصویر روشنی از چگونگی تقسیم نقش های خانوادگی به دست دهد و معلوم دارد که چه عواملی موجب تنوع در تقسیم نقش های خانوادگی و شکل گیری انواع تقسیم نقش های تفکیکی و اشتراکی می شوند.
برای دستیابی به این مهم پاسخ به پرسش های زیر ضروری به نظر می رسد:
شبکه اجتماعی خانواده چه تأثیری بر تقسیم نقش های خانوادگی دارد؟
وضعیت اشتغال زن چه تأثیری بر تقسیم نقش های خانوادگی دارد؟
منزلت شغلی زن چه تأثیری بر تقسیم نقش های خانوادگی دارد؟
میزان درآمد زن چه تأثیری درتقسیم نقش های خانوادگی دارد؟
چه رابطه ای میان پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده و تقسیم نقش های خانوادگی وجود دارد؟

خرید و دانلود

با قیمت 6,000 تومان
  • انتشار : ۲۹ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج