• بازدید : 58 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 6,500 تومان
این فایل در ۷۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

همزمان با آغاز سال تحصيلي روساي جمهور سئوالاتي را از دانش آموزان        مي پرسند و زمينه تحقيق و پژوهش و تفحص آنان را فراهم مي كنند امسال هم در آغاز سال تحصيلي ۸۵كه با حضور رياست محترم جمهوري در شهرستان بم برگزار شد دكتر احمدي نژاد سئوالاتي را مطرح كردند تا دانش آموزان كه آينده سازان فرداي ايران ما هستند را به تلاش و تحقيق و تفحص به پادارند و زمينه را براي رشد اخلاقي جوانان امروز بوجود آورند نكته جالبتر اين حركت فرهنگي سئوال مطرح شده آن است كه موضوع مهرورزي را نشانه گرفته است واين خود نشان ازآينده نگري درسئوال است زيراجوانان را برآن وا ميدارد كه براي زندگي كردن درعصرجديد راهي مطمئن را پيدا كنندكه آن راه خود نيز باعث هويت بخشيدن به زندگي‌ مي‌شود وبشر               مي تواند در سايه آن طعم لذيذ زندگي را بچشد وبه اين شيوه زندگي كردن را به كودكان خود بياموزد تا آينده اي روشن را براي او به ارمغان بياورد 
دكتراحمدي نژادرياست محترم جمهوردريكي ازسخنراني هاي خود با اشاره به دوراني كه اصول مهرورزي درآن رعايت شد، نشان دادند كه اين حركت جز درزير سايه دين مبين اسلام بودن و زير سايه پيامبران الهي تحقق نمي يابد .
كه به يكي از اين سخنرانيها اشاره مي كنم:
امروز آنچه از خوبى، اخلاق، جوانمردى، انسانيت، علم، كرامت، مطالبه عدالت و اخلاق مشاهده مى كنيد، حاصل مجاهدت انبياست. بشر آنچه از خوبيها در اختيار دارد از تلاش، حركت و مجاهدت انبياست. اگر لبخندى، زيبايى اى، محبتى، عشقى، خداپرستى و عدالت طلبى اى هست، همه از عليمات انبيا و به ويژه پيامبر بزرگ اسلام است. هرجا نقصى، نابسامانى اى ظلمى، بداخلاقى، كينه ورزى و جنايت هست، نتيجه دورى از خط و تعليمات انبيا به ويژه تعليمات پيامبر بزرگ اسلام است. هر جا كه جهل، دورى از انسانيت، فساد، از هم پاشيدگى بنيانهاى خانواده و اجتماع هست، ناشى از دورى از تعليمات انبياست. اگر امروز در دنيا مسابقه تسليحاتى است و بسيارى از كشورها به جاى اينكه پولشان، منابعشان و ثروتشان را در خدمت رفاه و آبادانى و پيشرفت ملتشان قرار بدهند، دنبال پر كردن انبارها از انواع تسليحات و جنگ افزار هستند به خاطر دورى از تعليمات انبياست. 

پيامبر عزيز ما مظهر رأفت و محبت بود. اسوه، الگو و نماد كامل مهرورزى و عشق به انسانها بود. او در عشق به انسانها مى سوخت و سر تا سر وجودش مهر و محبت و مودت نسبت به انسانها بود. او مظهر اخلاق كامل بود. همه زندگى او از سكوت، نگاه، لبخند، خشم و لحظه به لحظه رفتار او كامل ترين اخلاق الهى است در اختيار بشر قرار گرفته است. او مكرمتهاى اخلاق را به نهايت خود رساند. پيامبر عزيز ما مظهر مهربانى بود. امروز امت و پيروان او بايد مظهر مهربانى باشند. مهرورزى و عشق به همنوع، هم كيش و هموطن از اخلاق انبيا و پيامبر عزيز ماست. پايه تمام پيشرفتها، ترقيها و تحولات مثبت در يك ملت عشق و محبت بين آن ملت و آحاد آن ملت است. امروز ملت ما به تأسى از پيامبر عزيز اسلام شعارمهرورزى را انتخاب كرده است. ما نه تنها ملت خودمان و هموطنان خودمان، بلكه همه انسانها را دوست مى داريم و براى آنها دل مى سوزانيم. محبت پيامبر بود كه دلهاى بشريت را به هم نزديك كرد و بشريت را از توحش، جهالت و كينه ورزيها دور كرد. 
مهرورزى و محبت پيامبر بود كه پايه تمدن بزرگ اسلامى را بينان نهاد. مهرورزى و رحمت پيامبر بود كه جباران و ظالمين تاريخ را سركوب كرد و ان شاء الله در آينده هم سركوب خواهد كرد. ما پيرو چنان پيامبرى هستيم. مهر و محبت بايد در خانواده، مدرسه، كارخانه، مزرعه، دانشگاه و كوچه و بازار و در همه جاى زندگى ما موج بزند. مهر و محبت و مهرورزى نشانه خدا پرستى و حيات طيبه است. مهر و محبت يك عطيه الهى است كه خداوند به واسطه وجود پيامبر عزيز اسلام براى بشريت به ارمغان آورد. مهر و محبت موجب آرامش، وحدت و همبستگى دلها، دستها و فكرهاست. امروز ما به تأسى از پيامبر عزيز اسلام بايد مهرورزى را در بين خودمان گسترش بدهيم و ايران عزيز را به الگوى محبت، مودت و همبستگى و همدلى براى همه ملتها تبديل بكنيم. 
ويژگى ديگر پيامبر عزيز ما كار و مجاهدت پيوسته و مستمر بود. پيامبر عزيز ما در طول ۶۳ سال عمر با بركت خودش حتى يك لحظه آرامش نداشت. او مظهر كار و مجاهدت بود. چه در دوران قبل از بعثت و به خصوص دوران بعد از بعثت. در تمام طول عمر و تمام لحظات سرشار از كار و تلاش و فعاليت و مجاهده بود. كار و تلاش براى ساختن، تربيت كردن، پيش بردن، برپايى عدالت، مبارزه با ظلم و زور، مبارزه با انحرافات و تلاش و كار براى هدايت و راهنمايى بشريت. شما مى بينيد پيامبر عزيز ما به محض اينكه وارد مدينه منوره شد بلافاصله دست به سازندگى و برپايى اركان يك جامعه مترقى زد. در ساختن مسجد، آباد كردن مزارع، آبها، كار، توليد و در دفاع از اسلام و خداپرستى، مجاهدتها، جنگها، جهاد و نبردهاى پى در پى. پيامبر عزيز ما الگوى كار و مجاهدت است. 
يك ملت براى فتح قله هاى بلند نيازمند كار و مجاهدت است. هيچ ملتى و قومى بدون كار، تلاش و مجاهدت به هيچ نقطه افتخارى دسترسى پيدا نكرده است. امروز ما به پيروى از پيامبر عزيز اسلام، به تأسى از آن روح بزرگ، انسان كامل و عقل كل نيازمند مجاهدت، نيازمند كار و تلاشيم. 

عزيزان من! ملت ايران يك خانواده بزرگ است. ما امروز بايد ايران عزيز را بسازيم. همه جاى ايران عزيز را بايد بسازيم. ساختن ايران و دسترسى به جامعه پيشرفته، آباد، مرفه، مقتدر و اسلامى، نيازمند كار و مجاهدت امروز من و شماست.

حال بايد با ديد ديگري به اين سئوال نگاه كرد زيرا ديگر يك سئوال نيست چون يك هدف بلند مرتبه است و براي رسيدن به اين هدف بايد مواردي را بدانيم كه منبع محبت و مهرورزي كجاست بايد بدانيم كه نبود آن چه تاثيري بر محيط اطاف ما مي گذارد بايد دانست كه بهترين مكان براي مهرورزي كجاست بايد دانست كه اگر بخواهيم جامعه اي استوار ، پرقدرت ، ايثارگر با روحي پراميد وآينده اي روشن براي نيل به آرمانهاي ديني و اجتماعي مردمش داشته باشيم از كجا شروع كنيم و مقام و منزلت آن را درك كنيم.
نظام هستى براساس مهر و محبت پروردگار به انسان پديد آمده است. و خداوند انسان را فقط به خاطرلطف وكرمش به او پديد آورد اگر محبت نبود، نه طلوعى بود و نه غروبى. نه بهارى بود نه زمستاني نه باغي بود و نه شكفتن گلي و نه نغمه هاى شورانگيز بلبلان كه برفراز درختان براي رهگذران خسته بخواند نه كوهسارى وجود داشت و نه آبشارى ونه ستاره اي در آسمان بود كه به مردم شهر چشمك بزند و نه امواج غلتان درياها به چشم مى خورد و نه نسيمي خنك كه در دشت و صحرا صورت كودكان را نوازش دهد. پس اگر عشق و دلدادگى نبود شوريدگان به دنيا نمى آمدند و اشعار نغز و زيبا سروده نمى شد. اگر سوز و گداز دلدادگان نبود كوه بيستون شكافته نمى شد و ذوق و هنر هرگز تولد نمى يافت، ديگر معلم شوريده دلى پيدا نمى شد كه همراه عشاير باشد و به كودكان آنها درس مهر و وفا بياموزد و كلاس هاى درس تعطيل مى گرديد وسكوت مي كرد وصداي پيشرفت ديگر به گوش نمي رسيد ، صداي عدالت در پشت  درهاي بسته خفه مي شد وديگر اميدي به زندگي نبود.
دفتر زندگى با واژه محبت آغاز شد و جلوه هاى گوناگون جمال و كمال در كل هستى پديد آمد. انسان ها هم كه جزيى از نظام كلى هستى هستند با محبت متولد مى شوند با دلدادگى به كوشش مى پردازند و در آخرين لحظات زندگى سرشار و لبريز از عشق و دلدادگى چون حباب ها به اقيانوس هستى و ابديت مى پيوندند.
پس آغاز و سرانجام زندگى و هستى از مهر و محبت آكنده است و آنان كه از مهر و دلدادگى خبرى ندارند نامشان در دفتر و جريده انسان ها ثبت و ضبط نمى شود.


تعريف محبت و مهرورزي
محبت انسان را مي سازد و براي حيات آدمي هدف و غرض نشان مي دهد و به همت او كرامات وارزش مي بخشد ، زيرا محبت مثبت رشد دهنده همه سعادت ها و اساس اعتماد و زير بناي تواضع وامانت و حكمت و عدالت است وبه همه ، تهذيب اخلاق و ازخود گذشتگي هديه مي كند.


پاسكال در تعريف محبت و مهرورزي مي گويد:
محبت برتر از ماده و عقل است ،نه از اين جهت كه آدمي از قيد و بند اين جهان مادي نجات مي‌دهد بلكه از اين حيث كه شخص را از قيد نفس خود هم آزاد مي نمايد و اورا با ساير آدميان مربوط مي سازد . محبت از عقل و ماده بالاتر است زيرا آدمي را از جهان وجودش نجات داده و به سوي خدا مي برد تا متحد شدن با اقيانوس هستي را تحقق بخشد.
مي توان گفت محبت يگانه نيروي است كه جباران قدرتمند را مي ترساند و همين محبت است كه اثبات مي كند جهان هستي غير از جهان مادي است كه تا حدي محكوم قدرت و خواست ما انسان هاست ، در حالي كه جهان هستي واقعي محكوم يك قدرت بالاتر از اداره مي باشد كه خير و نيكي و حيات را مجسم مي كند و مانع از اين مي شود كه ماده با همه استحكامي كه دارد به وي حكومت كند
بنابراين محبت ، اصل همه تمدن ها و پيشرفت هاست و بدون وجود محبت ، اضطراب وپريشاني جاي آرامش و سعادت را مي گيرد، در نتيجه برخوردها جاي ايثار و حماقت ها جاي حكمت را اشغال مي كند و تعدي و زورگويي ، جانشين عدالت و شهوت ، جايگزين عاطفه مي گردد، همان طوري كه بدون وجود محبت ، در عوض الهام ، شك و وسواس به آدمي غلبه مي كند.
تعريف خانواده: 
خانواده گروهي است متشكل از افرادي كه از طريق نسب يا سبب و رضاع با يكديگر به عنوان شوهر، زن، فرزندان، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشتركي پديد آورده و در واحد خاصي به نام خانواده زندگي مي‌كنند. كه كوچكترين نوع يك اجتماع را تشكيل مي دهند و كانون پرورش محبت و مهرورزي در بشر مي باشد زيرا دانه مهرورزي در اين جامعه كوچك كاشته مي شود ،خانواده به خاطر اهميت زيادي كه دارد در جامعه داراي نقشهاي  نيز مي باشد كه مي توان اين نقش  ها را مورد بررسي قرارداد.

نقش خانواده:
خانواده از ابتداي تاريخ تاكنون در بين تمامي جوامع بشري، به عنوان اصلي‌ترين نهاد اجتماعي؛ زيربناي جوامع و منشأ فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و تاريخ بشر بوده است، پرداختن به اين بناي مقدس و بنيادين و حمايت و هدايت آن به جايگاه واقعي و متعالي‌اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انساني و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حيات حقيقي و سقوط به ورطه هلاكت و ضلالت بوده است.
مي توان گفت که خانواده هر چند ساده ترين و کوچکترين شکل زندگي اجتماعي است، در اسلام، در رديف مهمترين نهادهاي اجتماعي قرار دارد و به نقش و تاثير آن اهميت بسيار داده شده و به پايه داري و دوام آن توجه فراوان شده است. خانواده واحد بنيادين جامعه و كانون اصلي رشد و تعالي انسان است، قوانين ومقررات و برنامه‌هاي جامعه بايد در جهت آسان كردن تشكيل خانواده، حمايت و پاسداري از قداست آن واستواري روابط خانوادگي باشد. تربيت و عواطف اجتماعي به عنوان مهمترين ويژگي‌هاي نظام انساني از خانواده نشأت مي‌گيرد از اين رو خانواده در اجتماع داراي جايگاه هاي مختلفي مي باشد.پس خانواده منطقه اي كليدي در يك جامعه دارد كه اگر به آن توجه اي نشود باعث ازبين رفتن جامعه مي شود 

نقش عاطفي خانواده در توسعه مهرورزي:
انسان نيازمند محبت است. با محبت، زندگي سرد و افسرده او گرم گرديده، عطر و طعمي دلپذير پيدا مي کند. دوستي و مهرباني و صلح و صفا و آرامش، مطلوب همه انسانهاست. زندگي بدون محبت، مانند پيکر بدون روح است. خانواده کانون گرم محبت است. آنجاست که انسان مي تواند ديگران را، بدون هيچ شائبه اي، دوست بدارد و احساس کند که ديگران نيز او را دوست دارند. بهمين سبب است که كسانيکه مي خواهند زندگي بشر را در اجتماعي دلپذيرتر سازند اجتماع را به يک خانواده تشبيه کرده اند و از مردم مي خواهند تا ديگران را به چشم افراد خانوادة خود نگاه کنند. لذا مهمترين اصل در تشكيل يك اجتماع كوچك جايگاه عاطفي آن است هرچقدر بناي اين اصل محكمتر ساخته شود تاثير آن در جامعه به صورت آشكارترنمايان مي شود و جامعه اي كه بر اساس محبت پايه ريزي شده است بسيارتوانمند است و زندگي دراين اجتماع  بسيار دلپذير است زيرا تمام اعضاي اين اجتماع خود را نسبت به ديگري مسئول مي داند وبراي حل مشكلات جامعه تمامي توان خود را به كار ميبندند پس خانواده در اجتماع از نظر عاطفي نقش بزرگي دارد و هر خانواده اي كه در آن مهر و محبت باشد باعث ترويج و انتشارمهرورزي در جامعه مي شود كه اين خود نيز باعث روشن ماندن آينده كشور مي گردد واميد به زندگي را در جامعه بالا مي برد زيرا هريك اعضاي جامعه دليلي براي زندگي دارند و آن مهرورزيست.

نقش اجتماعي خانواده در توسعه مهرورزي:
زندگي خانوادگي فرد را براي زندگي اجتماعي آماده مي سازد از آنجا که خانواده نخستين اجتماعي است که فرد رسما در آن عضو مي شود اين اجتماع مي تواند چگونگي اجتماعي زيستن را بياموزد، فرزندان در خانه از رهگذر تقسيم کار هر يک وظيفه و مسئوليتي بر عهده مي گيرند و از طريق همکاري با ساير اعضاي خانواده طرز کار دسته جمعي در يک واحد اجتماعي را تمرين مي کنند، سازندگي مهمتر خانواده، هنگامي آغاز مي شود که مرد و زن جوان ازدواج مي کنند و خانودة جديدي تشکيل مي دهند. تشکيل خانواده عملا به معني پذيرش مسئوليت ادارة يک واحد اجتماعي است.پس اگر در حفظ اين  نظام اجتماعي خانواده محبت و مهرورزي را به صورت عادلانه بين اعضاي خانواده تقسيم كنيم مي توانيم شاهد حركتي عظيم باشيم زيرا توانسته ايم در اين اجتماع كوچك رابطه اي صميمانه بين اعضاي آن ايجاد كنيم و هريك از اعضاي اين اجتماع علاوه بر تلاش براي زندگي وانجام وظايف خود به ساير اعضاء وفادار بمانند وبراي بهبود حال آنها تمام تلاش خود را بكارببندند. پس براي آنكه به فرزندان خود درس احساس مسئوليت كردن را بياموزيم تا در اجتماع مسئوليتي را برعهده بگيرند بايد ابتدا راه مهر ومهرورزي را به آنان نشان  داد تا در سايه آن بتواند مسئوليتهاي بزرگ جامعه را برعهده بگيرد. 

خرید و دانلود

با قیمت 6,500 تومان
  • انتشار : ۲۴ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج