امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 76 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,000 تومان
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اولين و شايد مهمترين سوالي كه درذهن شما خطور مي كند، اينست كه چرا ما نياز به بحث و گفتگو و تحليل  مسئله ( رابطه خدا و انسان) درقرن حاضر داريم؟! دلايل زيادي را مي توان نام برد، اما ٣ دليلي را كه شايد پررنگ تر نسبت به دلايل ديگر به نظر مي رسند در اينجا يادآور مي شويم. لازم به ذكر است كه دراين بحث تا حد ممكن سعي شده است مطالب بصورت ساده و خلاصه بيان شود 
 
الف ـ فقدان معنويت در جهان كنوني
ب ـ سو استفاده از اديان
ج ـ پيشرفت علم
 
پس از شرح و توضيح مختصری درباره سه دليلی که در بالا نام برده شده است، به مسئله اثبات خدا و برهان ها و دلايل وجود خدا می پردازيم. سپس به مسئله جبر و اختيار انسان در اديان پرداخته و تا حد مختصری آن را تحليل می کنيم. اميد انكه اين مقاله براي شما مفيد واقع شود.   
 
الف ـ فقدان معنويت در جهان کنونی
 
همانطور كه مي دانيم قرن ۲۱ ، قرن فضا ، قرن علم و قرن مشينيزم مي باشد ، كه در آن احساسات  ، عواطف ومعنويات جاي خود را به سيستم هاي كامپيوتري و انسان هاي آهني داده اند و هـرروز اين مسئله پررنگ تر مي شود.   
مكتبهاي فلسفي نو با طرح ريزي  ايديالوژي و راه و رسم زندگي بشر سعي كرده اند تا مسير زنده گي انسان را به سوي ايده آلها سمت و سو بدهند. سوال اينست كه آيا براستي نوع بشر مي تواند براي موجودي همسان خود راه و روش زنده گي را طرح ريزي كند و او را به كمال برساند يا نه؟ آيا انسان مي تواند به جاي ‹ من › كل تصميم بگيرد و هنجارها و ناهنجارها را معين ساخته و تمام خواسته هاي بشر را كشف كرده و آن را درسيستمي قانون مند ارائه كند؟!    
 
در واقيعت هيچ علمي نتوانسته است ثابت كند كه امكان حدس زدن لحظه بعدي انسان وجود دارد يا چه عملي از بشرسر خواهد زد و چه تصميمي دارد. درعصر امروز همچنان كه مي بينيم به علت فقدان معنويت ، روابط انساني و عاطفي روز به روز سرد تر شده و رو به زوا ل مي باشد. اين زوا ل و كاستي نتيجه توجه بيش از حد مكتب هاي فلسفي به مادي گرايي و يا بهتر بگوييم مكتب متريالزيم است.            
 
اغلب اين مكتبها با كشيدن خط بطلاني برمسائل الهي و وجود اديان و يا ايجاد سفسطه و نقد نادرست اديان، بشر را به ترك معنويات دعوت كرده و او را به زرق و برق دنيوي و ماده گرايي علاقه مند مي كنند. گاهي بشرچنان غرق دراين مسائل مي شود كه حتي فرصت فكر كردن درباره  زنده گي خويش را نيزپيدا نمي كند و پيوسته در اين تلاش است كه مبادا چيزي ازاين دنيا را از دست بدهد و به همين علت است كه گاهي حاضر مي شود هر عملي را براي رسيدن به اهداف  دنياي خود انجام دهد و ذهن مشوش خود را تسكين بخشد. بنابراين براي بشر امروزي ، معنويت و اعتقاد به وجود نيروئي ماوراي ذهن بشري، فكتوري مهم و ضروري به شمارمي رود.  
 
ب ـ سؤ استفاده از اديان و تبليغ نادرست
 
موضوع ديگری که امروزه متأسفانه باعث پيدايش نگرشی منفی به اديان شده است مسئله سوءاستفاده از اديان است. در زمانی که اروپا به نام اروپای سياه (دوران پيش از رنسانس) ياد می شد، کشيشان مسيحی به مردم قطعه های بهشت را می فروختند. در آن دوران کسی حق اکتشاف و اختراع نداشت و پيشرفت علم را مبارزه با نيروی خداوندی تبليغ می کردند.
امروزه نيز بهره برداری های سياسی – شخصی و اجتماعی از اديان می شود و چهره ای نا خوشايند را از معنويات و الهيات ترسيم می کند که باعث بد بينی و به کناری گزاردن اديان می شود. 
 
در اسلام، اغلب ملّا ها، چهره ای عبوس از اسلام طرح می کنند، گويی که اسلام فقط دين نفی کردن است. در حاليکه اگر منافع شخصی و سياسی را از ميان برداريم و با نگاهی دقيق تر و بازتر به تحليل اسلام بپردازيم می بينيم که خداوند در همه جای کتاب آسمانی اش «قرآن» از عطوفت و مهربانی گفته است و هر جايی که چيزی را نفی کرده است، به جای آن راهی را که در لياقت و شأن انسان است پيش پای او گزارده است. برای نمونه عمل زنا در اسلام نفی شده است و از منفورترين عمل ها به حساب می آيد که اکثر عالمان دينی آن را مکررآ اعلام می کنند. اما سوال اينست که آيا به همان مقدار که اين عمل زشت را نفی می کند، عمل ازدواج و عروسی را نيز تبليغ می کنند يا نه؟ 
 
خداوند در سورۀ بقره، آيه ۱۸۷ در مورد زن و شوهر فرموده است:
 
هُنَّ لِبَاسٌ لَکُم و اَنتُم لباس لَهُن
                                            «آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها»
به اين معنی که هر دو زينت و سبب حفظ يکديگرند.
 
امروزه، بخصوص طبقه جوان نوعی بدبينی به مبلغان دين (شايد بهتر باشد که بگوييم با روش تبليغ آنها) پيدا کرده اند که فاجعه بزرگی است! بنا بر اين طبقه روشنفکر (البته بايد يادآور شويم که مسئله روشنفکری خود بحث بزرگی است که از بحث اين مقاله خارج است، چون امروزه بسياری از مردم روشنفکر مأب ها را با روشنفکران به اشتباه می گيرند) وظيفه دارند که با تبليغی علمی و روشی روشن تر به تحليل مسائل معنوی و فلسفی اديان بپردازند.    
 
ج ـ پيشرفت علم
 
چندين صد سال پيش چه کسی می توانست قبول کند روزی فراخواهد رسيد که چند تن فلز بتواند در هوا معلق بماند؟ اما امروز برای ما انسانهای امروزی قبول کردن اين موضوع امری بديهی به شمار می رود. واضح است که بشر امروزی چه در زمينه علم و چه در زمينه هاي ديگر پيشرفت های عظيمی کرده است. فرزندی که در دنيای امروزی متولد می شود برای سوالهای خود، پاسخی منطقی با دليل و مدرک و شواهد می خواهد.
 
امروزه ديگر نمی توانيم بزور چيزی را به کسی بقبولانيم يا بگوئيم چون پدرت فلان کار را کرده است تو هم آن را بايد انجام بدهی. بنا بر دلايلی که ذکر شد، امروزه برای ترويج مسائل الهی، احتياج به بيانی روشن و دلايلی عقلانی داريم که بتوانيم نسل امروزه را به ضرورت و اهميت اين مسئله آگاه کنيم و آنها نيز بتوانند مروج نسل های آينده بشوند. 
 
اثبات وجود خدا
 
همانطور که در مقدمه يادآور شديم، با پيشرفت روزافزون علم بشری، برای توضيح و تحليل اديان احتياج به اثبات وجود خدا از طريق علمی داريم تا بتوانيم برای آنان که دست به ا نکار قادر مطلق می زنند دليل و شواهد متعدد بياوريم.  ما در اين قسمت شماري از استدلالها و براهين اثبات خدا را نام برده و مختصری درباره آنها توضيح می دهيم.   
 
۱٫ برهان انتظام هستی (The Cosmological Argument)
 
اگر بخواهيم با بيانی ساده به تعريف اين استدلال بپردازيم شايد بتوان گفت: «که وجود جهان هستی بهترين و محکمترين گواه برای وجود داشتن خداوند است.»
 
دو روش مختلف از برهان انتظام هستی عبارتند از:
۱٫ استدلال علت اوليه
۲٫ استدلال از احتمال وقوع
 
برای اينکه بدانيم تفاوت اين دو روش چيست، پس از تعريف کلی برهان انتظام هستی خواهيم ديد که اين دو روش چگونه توانسته اند با نقد و اعتراض به استدلال انتظام هستی روبرو شوند و در واقع اعتراضهاي‌ وارده را رد بنمايند.   
 
تعريف کلی برهان انتظام هستی بصورت استدلالی عبارتست از:
۱٫ هر چيزی برای وجود داشتن نياز به علتی دارد.
۲٫ دنيا وجود دارد.
بنابراين:
۳٫ دنيا نياز به علتی برای وجود داشتن دارد.
۴٫ اگر دنيا علتی برای وجود داشتن دارد، پس آن علت خدا می باشد.
۵٫ خدا وجود دارد. 
 
کسانی که به اين استدلال اعتراض کرده اند و آن را رد نمودند، اعتراض خود را با سـؤالی اينگونه بيان می کنند:         
«آيا خدا هم علتی برای وجود داشتن دارد؟»
اگر با نگاهی سطحی به اين سؤال بنگريم، مطمئنآ فکر خواهيم کرد که اين اعتراض ساده سبب از بين بردن کل استدلال ما خواهد شد. همانطور که در چند سطر بالاتر عنوان شد استدلال اوليه و استدلال از احتمال وقوع با روشی منطقی به بحث با سوال اعتراض کنندگان مبنی بر علت به وجود آمدن خدا پرداخته اند.         
 
نخست استدلال بر پايه علت اوليه:
 
تفاوت بزرگی که بين دنيا و خدا وجود دارد اينست که دنيا در زمانی خاص به معنای فيزيکی آن به وجود آمده است. طبق استدلال بر پايه علت اوليه، می توان گفت هر چيزی که شروع و آغازی در بعد زمان دارد، نياز به علتی برای بوجود آمدن دارد.                         
برای اينکه بتوان اين مسئله را ساده تر بيان کرد در اينجا مثالی می آوريم.
يک ميز چوبی را نجار در زمانی مشخص درست می کند که خود آن نجار هم در زمانی مشخص (که همان تاريخ تولد اوست) متولد شده است.    
بنابراين باعث بوجود آمدن آن ميز چوبی، نجار بوده است و خود نجار هم بوسيله والدين خود متولد شده است. چه ميز چوبی و چه نجار هر دو آغازی در زمان داشته اند. بنابراين بايد باعث و علتی برای بوجود آمدن داشته باشند. بنا بر گفته های بالا، خداوند چون آغازی در بعد زمان ندارد، احتياجی نيز به علتی برای پيدايش ندارد. در قالبی ساده تر و کامل تر «لم يلد و لم يولد»، نه زاده شده است و نه می زايد.                              
 
دوم استدلال از احتمال وقوع:
 
اين استدلال را اينطور بيان می کنيم که تفاوت بين وجود داشتن دنيا و خدا اينست که ما به راحتی می توانيم بگوئيم چنين احتمالی می توانست وجود داشته باشد که اصلا دنيا به وجود نمی آمد. طبق «استدلال از احتمال وقوع»، هر چيزی که بتوان احتمال وقوعش را پيش بينی يا نفی کرد، علتی برای پيدايش و به وجود آمدن دارد. بنابراين در بحث موجوديت خدا يا وجود داشتن او بصورت احتمالي يك واقعه نبوده بلکه لازم بوده است، پس می توان گفت که خداوند بدون هيچ علتی و باعثی موجوديت دارد. چنانچه به مثال ميز و نجار دوباره توجه کنيم، در نظر داشتن به استدلال احتمال وقوع می توان آنرا به صورت زير بيان کرد:               
 
ما می توانيم بگويم که امکان به وجود نيامدن و ساخته نشدن ميز چوبی به دست نجار وجود داشت، شايد نجار به جای آن ميز چوبی وسيله ای ديگر می ساخت، همين تئوری برای خود نجار نيز صدق می کند. والدين او می توانند اصلا چنين فرزندی را نداشته باشند و يا فرزند آنها شخص نجار مذکور نباشد.  
 
 
استدلال هدف دار بودن جهان  (The Teleological Argument)
 
در جهانی که ما در آن زندگی می کنيم همه چيز به سوی هدفی در حرکت است، همچون تيری که از کمان رها شده و به سوی نشان خود در حال حرکت است. در حقيقت هدف دار بودن جهان از برهان نظم جهان استدلال می شود. در مثال تير و کمان که بالاتر در جمله ای ذکر کرديم، ما نياز به کسی داريم که تير را به سوی هدف يا نشان هدايت کند. اگر همين مثال بسيار کوچک را در دامنه ای بزرگتر بخواهيم بررسی کنيم، خواهيم ديد که اين جهان بزرگ هم نياز به نيرويی مافوق طبيعت دارد تا بتواند همه چيز را به سوی هدف و نشان خود هدايت کند.
 
بنابراين اين موجود کامل و مطلق کسی جز خدا نمی تواند باشد. ويليام پَلی، يکی از اساتيد الهيات انگليس دنيا را به ساعتی تشبيه کرده است که همه قسمتهای آن با نظم و ترتيب در کنار هم کار می کنند تا به آن هدف نهايی که نشان دادن زمان است برسند. پس با توجه به مثال ساعت، می توانيم دنيا را نیز به همين طریق در بعد وسيعتری مشاهده کنيم. تمام جانداران و غيرجانداران در نظمی شگفت انگيز به سوی هدفی در حال حرکت هستند. 

خرید و دانلود

با قیمت 5,000 تومان
  • انتشار : ۲۸ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج