گردنبند مرغ آمین خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 125 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 6,000 تومان
این فایل در ۹۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هنر اين سخنگوي روح انساني از بدو تولد انسان تا آخرين دم اسرار دروني و عواطف واحساسات ما را بيان مي كند . بشر از همان ابتداي خلقت در پي آفرينش وخلق زيبائي بوده چرا كه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: « از روح خود در انسان دميديم » و اين روح آفرينش وزيبا آفريني خداوند است كه در ضمير همه انسانها وجود داشته وانسان را از همان ابتداي كودكي به آفرينش زيبايي رهنمون مي سازد از آنجا كه خداوند انسانها را از يك جنس ولي متفاوت از هم آفريده اين حس زيبايي آفريني در برخي بيشتر ودر برخي كمتر، و گاهي به صورت موسيقي و شعر وگاهي به صورت نقاشي وتصوير بروزمي كند . 
در ساعت نه وسي دقيقه ، شب بيست و پنجم اكتبر سال ۱۸۸۱ در خانه شماره سي و شش در ميدان مرسد ، در شهر مالاگا كودكي به دنيا آمد كه بعدها از بزرگترين هنرمندان تاريخ جهان شد . اين كودك را پابلوپيكاسو ناميدند . وي نخستين فرزند پدر ومادرش بود . پدرش خوزه روئيز بلاسكو از نسل كاستيلي هاي جديد بود . او استاد طراحي در مدرسه ايالتي حرفه و فن و معلم هنر در مدرسه سان تلمو در مالاگا بود . مادرش ماريا پيكاسو از نژاد اندلسي ها بود و خون عربي در رگهاي خود داشت . آنها كودك را در كليساي مجاور منزلشان نامگذاري كردند واو را پابلو ، ديه گوما خوزي سافرانسيسكو، دپاال ، خوان ، نپرموسنو ، كريسپيانودلانستيسما ترينيداد ناميدند . اما پسر جوان چنانچه در ميان اسپانياييها رسم است هم نام پدر وهم نام مادر را پذيرفت وتابلوهاي خود روئيز پيكاسو ، وبعدها با اسم پيكاسو امضاء مي كرد . بسياري از نياكان وي هم از طرف پدري وهم از طرف مادري استعداد هنري داشتند . انگار تمام استعداد ومهارتهاي هنري خانواده ذخيره شده بود تا سرانجام پسردون خوزه بياني نيرومند ومتمركز را بدان بخشد . دون خوزه علاوه بر پابلو پيكاسو داراي دو فرزند ديگر نيز بود يكي لولا وديگري كونچيتا. 
پيكاسو كودكي خود را بندري مديترانه اي مالاگا ، در شهري كه به آن شهر آفتاب سوزان وسايه هاي زمهرير معروف بود گذراند . وي از همان كودكي به دنيا آ‎مده بود تا نقاشي كند درست مثل موتزارت كه براي موسيقي به دنيا آمده بود . او مستقيم به سمت هدف خود مي رفت حتي نقل است كه دركودكي كه هنوز بدرستي توان سخن گفتن نداشت كلمه ( پير ) رامرتب به زبان مي آورد اين كلمه در زبان اسپانيايي به معني قلمو مي باشد . او ابتدا به نقاشي از كبوترها و مگسها توجه مي كرد وكمتر به درس ومشق مي پرداخت وهمه چيز را با دقت وتوجه مي نگريست ونقاشي مي كرد . 
در سال ۱۸۹۱ او به همراه خانواده اش به شهر كورونا مسافرت كرد . در كورونا آنها زندگي سختي را شروع كردند چرا كه پابلو وپدرش كه در مالاگا سرشناس بوده وهميشه به مسابقات گاوبازي مي رفتند در كورونانه دوستي داشتند . نه خبري از گاو وگاو بازي بود به همين دليل پدر كم كم افسرده و بي‌رمق شد ؛ طوري كه حتي نمي توانست تصوير كبوتري را در ذهن تصور كرده ونقاشي كند ، به همين دليل بعد از چند سال پابلو استعداد خود را بروز داد ونخستين پرده رنگ روغن خود را درنه سالگي ترسيم كرد ومهم آنكه اين يك تصوير از صحنه گاو بازي را نشان مي داد وبعد از آن تشويقهاي والدينش او را به سمت نقاشي سوق داد . او تكاليف مدرسه را به زور انجام مي داد . بعد از آن در سال ۱۸۹۴ پدرش تخته رنگ وقلموهايش را به پابلو داد وفهميده بود كه بعد از پدر مسئوليت سنگيني را بر دوش دارد . در اين زمان او ۱۴ سال داشت در ژوئيه ۱۸۹۵ آنها به مالاگا بازگشتند تا تعطيلات را در وطن بگذرانند . در پايان سپتامبر آنها به بارسلون رفتند . در آنجا دون خوزه به معلمي هنر در مدرسه هنري « لالونخا » گماشته شد اما باز هم لذتي از كار نمي‌برد . تك چهره هايي كه پابلوي جوان از او كشيده تنها اين نكته را به وضوح نشان مي دهد كه اين مرد هيچ سرسازگاري با جهان ندارد . 
پابلو براي ورود به لولانخابه رقابت پرداخت ، او تكليفي را كه براي امتحان ورودي بايد ظرف يك ماه انجام مي داد يك روزه تمام كرد وباعث شگفتي معلم ها شد . به اين ترتيب او در سال ۱۸۹۶ وارد مدرسه لولانخاشد . در تابلويي كه وي براي امتحان ورودي كشيد يك مرد برهنه ديده مي شد كه پابلو بدون آنكه هيچ تغييري در آن بدهد دقيقاً همان تصويري را كه ديده بود كشيد . در همان سالها پابلو تصوير آبرنگي از پدر را كشيد كه او را در حالي كه سرش را به دست را ستش تكيه داده بود نشان مي داد . همچنين تصوير ديگري در موزه شهر مالاگا وجود دارد كه با آبزنگ در ۱۸۹۵ توسط وي ترسيم شده در اين تصوير نيز نيم رخ از دون خوزه در حالي كه پتوئي به خود كشيده وشب كلاهي بر سر گذاشته ديده مي شود . 
در همان سال پسر جوان با پاستل به نيم رخي از مادرش پرداخت كه مادر ، در آن بلوز سفيد پوشيده است و پدرش كار گاهي شامل يك اطاقي زير شيرواني در كوچه لاپلاتا براي پيكاسوي ۱۵ ساله اجاره كرد . 
تصوير علم ونيكوكاري در همين جا نقاشي شد واين عنوان را پدر بر روي تابلوي پابكو گذاشت . اين تصوير پزشك وراحبه‌اي را در كنار يك بيمار عليل نشان مي دهد . پابلو با اين تصوير نخستين شناسائي همگاني را بدست آورد ودر نمايشگاه هنرهاي زيباي مادريد در ۱۸۹۷ نشان شايسته اي دريافت كرد . درهمان سال درماه اكتبر او به تنهايي به مادريد مسافرت كرد . و چيزي نگذشت كه در آكادمي سلطنتي سن فرناندو پذيرفته شد . اما چيزي نگذشت كه از آكادمي و آموزشهاي خشك و ملال آور آنجا خسته شد او بيشتر وقتها به موزه پراد و مي رفت او پس از چندي به علت بيماري به نزد خانواده بازگشت. او كه پيش از اين مزه آزادي را چشيده بود ، كوشش خانواده براي جا انداختن فكر ازدواج با دختر عمويي به سن وسال خود او بي ثمر ماند . پابلو چندان در بارسلون نماند وبه همراه بادوستش پالارس به ارتاد سن خوان در كاتولونيا رفت و بار ديگر سلامتي خود را باز يافت . 
در آوريل سال ۱۸۹۸ پيكاسو به بارسلون بازگشت . در آنجا شور و شوق تاثيرهاي نو را جذب كرد و بعد در ۱۵ سالگي به مطالعه بر روي سنتها و نقاشي هاي كشورهاي مختلف پرداخت پيكاسو هر سفارش را بي درنگ قبول مي كرد وتصوير گيري مجلات را به عهده داشت ونخستين طرحهايش در سال ۱۹۰۰ در نشريه Javentut به چاپ رسيد . 
او در سال ۱۹۰۴ دوره آبي را به وجود آورد در اين سال به پاريس سفر كرد . بعد از سفر خود با سباستيان خونير هم سفر بود وهمين سفر به ماندگاري هميشگي پيكاسو در پاريس انجاميد . 
پيكاسو در پاريس به كارگاهي در خيابان راوين يون كه بعداً به ميدان امل گودوشهرت يافت نقل امكان كرد اين كارگاه كه همه چيز آن زهوار دررفته ونخ نما بود ، قبلاً در اختيار پاكودوريو بود او در آن منزل با فرناند والويه آشنا شد كه بعدها از او در نقاشيهايش استفاده كرد و كارهاي خود را در نمايشگاهها به فروش مي رساند ، سپس با ماكس ژاكوب ، آشنا شد . 
پيكاسو در دوره آبيش از گوگن تاثير گرفته و بعد از آثار گوگن در سالن پائيز وهمچنين كارهاي سزان  در سال ۱۹۰۴ وكارهاي ماتيس ودرن بهره فراوان برده وشيوه نقاشي خود را اصلاح كرد . 
پيكاسو در سال ۱۹۰۴ با تغييري در كارهاي خود مواجه شد كه بعد از آن در همين سال با پرده دوشيزگان آوينيون توسعه اي بيشتري به اين تغيير داد. 
در اواخر ۱۹۰۶ وي پرده دوشيزگان آوينيون را كه از اهميت خاصي در آثار روي برخوردار است به تصوير كشيد . اهميت عمده اين اثر در انحراف وتفاوت كلي وشديد آن نسبت به نقاشي آن زمان است . پيكاسو با ساده سازيهاي خود وبا رفتار هاي كاملاً تازه اش بافضا كه بدون منطق پرسپكتيوي يا رنگي القاء مي شد حتي از سزان وگوگن هم فراتر رفت . در اينجا پيكاسو براي نخستين بار نمايش عيني   را رها كرده وبه نمايش ذهني روي آورد . او در اين سالها با براك ، گوگن وماتيس آشنا شد براك وپيكاسو هم گام ودوش به دوش هم كار مي كردن ، ولي وقتي كه براك تابلوي دوشيزگان آوينيون را ديد روي خوشي نشان نداد ودر نقاشيهاي خود به مناظر رو كرد وهمچنين به ساده كردن تصوير اجسام پرداخت به طور مثال : يكي از كارهاي او به نام « خانه ها در لوستاك » مي باشد ، كه در اين كارخانه ها از همه جزئيات حتي درها وپنجره ها پاك شده ، تنه درختان به شكل استوانه هاي ساده و شاخ وبرگها از سطوح بند وصافي تشكيل شده ودرجنب خانه ها سطوح خنثي ومحو هستند . 
در سال ۱۹۰۸ ضيافت مشهور پيكاسو به افتخار دنيا بر پاشيد . در سال ۱۹۰۹ او به كارگاه جديدي نقل مكان كرد. در اين سال نخستين نمايشگاه او در آلمان درگالري تا ون ها ورز در شهرمونيخ برگزار شد . 

خرید و دانلود

با قیمت 6,000 تومان
  • انتشار : ۰۷ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج