امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 91 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,500 تومان
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده شامل موارد زیر است:

اسلام، تنها نسخه مكتوب نيست. تنها در وجود لفظي و وجود كتبي خلاصه نشده است. رهبران معصوم ما تجسّم واقعي حقيقت اسلام در زمان خود بوده اند. اميرمؤمنان كه خود امكان اداره حكومت در ساليان محدود به دست آورد، زيباترين چهره عدالت اجتماعي را به نمايش گذاشت؛ به گونه اي كه گفتند به خاطر شدت عدالت در محراب عبادت كشته شد. در زندگي شخصي، زندگي فرزندان و نزديكان، در عرصه قضايي، در عرصه سياسي و اقتصادي جامعه، به بهترين وجه چهره عدالت را مجسم ساخت
حضرتش در مسأله عدالت اجتماعي و مساوات با ديگران، تنها به زندگي شخصي خويش 
نمي نگريست، بلكه فرزند و برادر و… را نيز مراقبت مي كرد و بر طبق آيه شريفه …قوا أنفسكم و أهليكم ناراً… (۲۵) پس از خود از اهل مراقبت مي كرد. 
در نامه اي به يكي از كارگزاران خود از سأ استفاده و اسراف كاري وي نسبت به بيت المال انتقاد كرد و نوشت: به خدا سوگند اگر حسن و حسين مثل عمل تو را انجام داده بودند، از من روي خوش نمي ديدند و از سوي من به آرزوي خويش نمي رسيدند تا آنكه حق از آنان بازستانم و اثر ظلم پديد آمده را باطل كنم. (۳۵) شيوه برخورد ايشان با عقيل كه در اثر نداري و گرسنگي فرزندانش به تيرگي گراييده بودند، مشهور است. (۴۵) ياران و همراهان خليفه قبل نيز از اين عموميت و شمول در عرصه عدالت ناخرسند بودند و تقسيم مساوي بيت المال را برنتافتند و به حضرت امير (ع) ش كوه بردند. آنان را نظر آن بود كه براساس سبقت در جهاد و اسلام و نژاد عربي، سهم بيت المال متفاوت باشد و امكانات دولت همچنانكه در دوره عثمان و عمر تقسيم مي شد، تقسيم شود. حضرت امير (ع ) فرمود: اگر اين بيت المال مال و حال )اينگونه رفتار نكنم (شخصي خودم بود نيز به تساوي تقسيم مي كردم، پس چگونه آنكه مال، مال خداست. (۵۵) 
وي بر تساوي همه در برابر قانون تأكيد مي كرد. به فرزندانش توصيه كرد كه در قصاص قاتل وي فقط به او بسنده كنند و آنهم فقط يك ضربه در برابر يك ضربه اي كه وي وارد ساخته است. (۶۵) 
به اجراي عدالت توسط كارگزاران حساس بود و از ظلم آنان به كمترين مردم، از جهت حمايت و موقعيت اجتماعي، بر مي آشفت و با شدت برخورد و سخت تهديد مي كرد. (۷۵) 
در حقيقت چهره مجسم عدالت اسلامي روشن تر از آثار مكتوب و ملفوظ اسلامي برارزش والاي اين محور اساسي اداره جامعه دلالت دارد و جايگاه رفيع و بي بديل آن رامي نمايد. 
 
امام خميني و مباحث مفهومي در حوزه عدالت اجتماعي
امام خميني در تعريف عدالت به مفهوم لغوي و ريشه آن بسنده كرده اند و مي نويسند:
«بدان كه عدالت عبارت است از حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امّهات فضايل اخلاقيه است. (۸۵) 
و در كلامي ديگر به فطري بودن عدالت در سرشت انسان پرداخته اند:
فطرتاً در مقابل قسمت عادلانه خاضع است و از جور و اعتساف فطرتا انسان گريزان و متنفّر است. از فطرتهاي الهيه كه در كمون ذات بشر مخمّر است حب عدل و خضوع در مقابل آن است و بغض ظلم و عدم انقياد در پيش آن است اگر خلاف آن را ديد بداند در مقدمات نقصي است. (۹۵) 
چون عدالت خواهي و عدالت گستري امري فطري است، مرور زمان آن را كهنه نمي كند و اصلي دايمي و مستمر محسوب مي شود:
«اجراي قوانين بر معيار قسط و جلوگيري از ستمگري و حكومت جائرانه و بسط عدالت فردي و اجتماعي ومنع از فساد و فحشا و كجروي ها و آزادي بر معيار عقل و عدل و استقلال و خودكفايي و جلوگيري از استعمار، استثمار و استعباد، و حدود و قصاص و تعزيرات بر ميزان عدل… و صدها از اين قبيل چيزهايي نيست كه با مرور زمان در طول تاريخ بشر و زندگي اجتماعي كهنه شود. (۰۶) 
جداي از فطري و دايمي بودن عدالت اجتماعي توجه به عمومي بودن عدالت، به طوري كه گستره آن همه افراد جامعه را بگيرد. 
اجراي آن براي همه علي السويه باشد و توجه به فايده مندي آن براي اقشار محروم مورد توجه ويژه ايشان بوده است:
«در جمهوري اسلامي براي فقرا فكر رفاه خواهد شد. مستمندان به حقوق خودشان مي رسند. عدالت الهي سايه مي افكند. (۱۶) 
«عدالت اسلامي را مي خواهيم در اين مملكت برقرار كنيم. يك همچو اسلامي كه در آن عدالت باشد. اسلامي كه در آن هيچ ظلم نباشد. اسلامي كه آن شخص اوّل با آن فرد آخر همه علي السوأ در مقابل قانون باشد. (۲۶) 
«در اسلام نژاد، گروه، دسته جات و زبان و اينطور چيزها مطرح نيست. اسلام براي همه است و به نفع همه. (۳۶) 
از بيانات بالا روشن مي شود كه اصل عدالت اجتماعي يك واقعيتي است كه ريشه در فطرت دارد و در عرصه هاي مختلف سياسي، قضايي، اجتماعي و اقتصادي جاري مي شود و نه تنها عدالت ميان رعيت كه عدالت ميان حاكم و رعيت نيز بايد رعايت شود. دانه درشت ها و دانه ريزها در اجراي عدالت يكسان هستند؛ به ويژه در عرصه قضا كه مساوي بودن، سيره اميرمؤمنان ع و بزرگان ديني مااست. 
 
ريشه عدالت اجتماعي از نگاه امام خميني ( ره) 
اسلام دين فطري است و احكام فطري بيشتر به صورت اوامر ارشادي و يا مولوي، از جانب شارع مقدس طرح گرديده است و در اين ميان ارتباط بين عقايد و اوامر شرعي را نيز نبايد ناديده گرفت. 
آنچه با عنوان ارتباط جهان بيني و ايدئولوژي در نظر بعضي از متفكّران معاصر مطرح شده است. امام بر اين اساس بحث عدالت ر متخذ از توحيد مي دانند. 
انقلاب اسلامي بر مبناي اصل توحيد استوار است كه محتواي اين اصل در تمام شؤون جامعه سايه مي افكند… 
همه امتيازها لغو مي شود، فقط تقوي و پاكي ملاك برتري است. زمامدار با پايين ترين فرد جامعه برابر است و ضوابط و معيارهاي متعالي الهي و انساني مبناي پيمانها و يا قطع روابط است. (۴۶) 
بحث فوق مبتني بر اعتقاد به وحدت معبود است. خداوند يكتا به عالم تشريع و تكوين عادلانه حكم كرده است و قوانين تشريعي و تكويني او اقتضاي عدالت را دارد. در عبارت زير نيز به طور صريح عدالت اجتماعي را از عدالت الهي مي دانند:
«بحث عدالت همان بحث صفت حق تعالي است براي اشخاصي كه چشم دارند، بحث عدالت هم مي كنند. بحث عدالت اجتماعي هم به دست آنهاست. حكومت هم تأسيس مي كنند. حكومتي كه حكومت عادله باشد. 

خرید و دانلود

با قیمت 5,500 تومان
  • انتشار : ۲۹ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج