خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 92 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,500 تومان
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

این انسان نیرومند كه سر آمد نیرومندان است در محراب عبادت بخاطر شدّت عدالتش شهید شد. این چه «دادگری» است كه این همه انسان را در طول تاریخ جذب خود كرده و در عین حال خود جذب دنیا نشده است دنیا با تمامی ویژگیهایش (آقائی و سروری، نژاد و خویشاوندی و…) او را جذب نكرد، امّا عدالت، او را جذب كرد.
«وَ تَمَّتْ كَلِمَهُٔ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا» مشیّت و اراده و عمل پروردگار تو بر مبنای صدق و عدل استوار شده است. 
حتما توجّه فرموده‏اید كه این سؤال را تحلیل گران تاریخ و كامجویان و كاموران حیات طبیعی- اگر هم تصریح نكرده باشند- از علی بن ابی طالب پرسیده‏اند كه: «تو در عدالت چه دیده بودی» زیرا رفتار و اندیشه و هدف گیریهای فرزند ابی طالب با الگوها و معیارهای آنان سازگار نیست. و شگفتی و تعجّب آنان در مشاهده سرتاسر زندگی امیر المؤمنین مشهود بوده است. 
اینها نباید از علی بن ابی طالب در باره عدالت می‏پرسیدند بلكه باید این را از خود عدالت پرسید. حقیقت این است چنانكه آرمانهای معقول انسانی مفسّر شخصیتهاست، و شخصیّت‏ها مفسّر عظمت آن آرمانها هستند، برای شناخت این معنا كه علّت عشق ورزی امیر المؤمنین چه بود كه در روزگاری كه قدرت، بطور مطلق در دستش بود احساس بی نیازی كرد و بنای طغیانگری نگذاشت و عدالت ورزید این مسئله‏ای است كه بار دیگر انسان شناسان، یا آنان كه می‏خواهند در تاریخ و روش شخصیّتهای سازنده، مسائل مفیدی برای بشر پیدا كنند بدنبال آن هستند. 
نوشته و سخن و تألیف در این زمینه‏ها زیاد است. در طول تاریخ، ما با رگبار نظریات گوناگون روبرو هستیم. هر كس از دیدگاه خود در این مسائل اظهار نظر نموده است. به گمان من آنان كه به تفسیر شخصیّتی همچون علی بن ابی طالب دست می‏زنند اگر حقیقت عدالت و اختیار و تحمّل و شكیبائی در برابر حوادث كوبنده تاریخ را ندانند، تفسیر و اظهار نظرشان به چند كلمه، «خوب است» و «عالی است» تمام می‏شود این یك اصلی است كه چرا در باره علی علیه السلام «گفته شده: «قتل فی المحراب لشدّهٔ عدله». 
این انسان نیرومند كه سر آمد نیرومندان است در محراب عبادت بخاطر شدّت عدالتش شهید شد. این چه «دادگری» است كه این همه انسان را در طول تاریخ جذب خود كرده و در عین حال خود جذب دنیا نشده است دنیا با تمامی ویژگیهایش (آقائی و سروری، نژاد و خویشاوندی و…) او را جذب نكرد، امّا عدالت، او را جذب كرد.
معاد 
مقدمه 
كتاب حاضر مجموعه‏ای است مشتمل بر ده جلسه بحث و انتقاد پيرامون‏ مسأله ” معاد ” در انجمن اسلامی پزشكان كه تاريخ آن به سال ۱۳۵۰ هجری‏ شمسی باز می‏گردد . در اين جلسات ، علاوه بر نظريات مشهور درباره معاد ، نظريه جديدی كه از ناحيه برخی روشنفكران مسلمان ابراز شده و در واقع معاد را به ” تجديد حيات مادی دنيا به شكل ديگر ” تفسير كرده‏اند ، نيز به‏ تفصيل مورد بررسی قرار گرفته و با اظهارات پايه گذار اين نظريه ، گاهی‏ بحث حالت مناظره به خود گرفته و اين امر بر شيرينی مطلب افزوده است . 
سبك بحث در اين كتاب ، همچون سبك بحث در كتابهای ” توحيد ” ، ” نبوت ” و ” امامت و رهبری ” يك سبك جديد است و در يك قالب خاص‏  نمی‏گنجد و مخصوصا به نظريات جديد درباره معاد و يا نظريات جديد علمی‏ مرتبط با مسأله معاد نيز توجه شده است . 
بديهی است چنانچه استاد شهيد حضور داشتند ، اين كتاب با تنقيح بيشتر عرضه می‏ش د ولی گذشته از اينكه احاطه علمی ما به هيچ وجه در حد استاد شهيد نيست ، حق تنقيح بيشتر را نيز نداريم و می‏بايست عين كلام ايشان درج‏ گردد ، و اين امر در همه آثاری از استاد كه پس از شهادت ايشان منتشر می‏شود جاری است .
تنظيم اوليه و تصحيح چاپی اين كتاب به عهده جناب آقای محمد كوكب‏ بوده است و در اينجا از زحمات ايشان قدردانی می‏شود . 
اميد است به ياری حق ساير آثار چاپ نشده استاد نيز به زودی در اختيار شيفتگان آثار آن فرزانه شهيد قرار گيرد . 
شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهيد مطهری
كلياتی درباره مسأله معاد 
بحث ما درباره مسأله معاد است . مسأله معاد از نظر اهميت ، بعد از مسأله توحيد مهمترين مسأله دينی و اسلامی است . پيغمبران ( و بالخصوص‏ آنچه از قرآن درباره پيغمبر ما استفاده می‏شود ) آمده‏اند برای اينكه مردم‏ را به اين دو حقيقت مؤمن و معتقد كنند : يكی به خدا ( مبدأ ) و ديگر به‏ 
قيامت و يا فعلا به اصطلاح معمول ما معاد مسأله معاد چيزی است كه برای‏ يك مسلمان ايمان به آن لازم است ، يعنی چه ؟ يعنی در رديف مسائلی نيست‏ كه چون از ضروريات اسلام است و ايمان به پيغمبر ضروری است ، پس ايمان‏ به آن هم به تبع ايمان به پيغمبر ضروری است . 
ما بعضی چيزها داريم كه بايد به آنها معتقد بود ، به اين معنا كه‏ اعتقاد به آنها از اعتقاد به پيغمبر منفك نيست ، ” بايد ” به اين‏ معناست نه به معنی تكليف ، به معنی اين است كه انفكاك پذير نيست كه‏ 
انسان به پيغمبر و اسلام ايمان و اعتقاد داشته باشد ولی به اين چيز ايمان‏ نداشته باشد . مثلا روزه ماه رمضان ، می‏گويند كه روزه ماه رمضان از ضروريات اسلام است . اگر كسی روزه نگيرد و بدون عذر روزه بخورد ، اين‏ آدم فاسق است ولی اگر كسی منكر روزه باشد ، از اسلام خارج است ، چرا ؟ 
برای اينكه اسلام ايمان به وحدانيت خدا و ايمان به پيغمبر است و امكان‏ ندارد كه كسی به گفته پيغمبر ايمان داشته باشد ولی روزه را منكر باشد ، چون اينكه در اين دين روزه هست از ضروريات و از واضحات است ، يعنی نمی‏شود انسان در ذهن خودش‏ ميان قبول گفته‏های پيغمبر و منها كردن روزه تفكيك كند . ولی خود مسأله‏ اعتقاد به روزه داشتن مستقلا موضوع ايمان و اعتقاد نيست ، يعنی در قرآن‏ هيچ جا وارد نشده : ” كسانی كه به روزه ايمان می‏آورند ” . اما گذشته از اينكه مسأله معاد و قيامت مثل روزه از ضروريات اسلام‏ است ( يعنی نمی‏شود كسی معتقد به پيغمبر باشد ولی منكر معاد باشد) در تعبيرات قرآن كلمه ايمان به قيامت ، ايمان به يوم آخر آمده است ، يعنی‏ پيغمبر مسأله معاد را به عنوان يك چيزی عرضه كرده است كه مردم همان‏ طوری كه به خدا ايمان و اعتقاد پيدا می‏كنند ، به آخرت هم بايد ايمان و اعتقاد پيدا كنند ، كه معنی آن اين می‏شود كه همين طوری كه خداشناسی لازم‏ است ( يعنی انسان در يك حدی مستقلا با فكر خودش بايد خدا را بشناسد) 
در مسأله معاد نيز انسان بايد معادشناس باشد ، يعنی پيغمبر نيامده است‏ كه در مسأله معاد بگويد چون من می‏گويم معادی هست شما هم بگوييد معادی‏ هست ، مثل اينكه من گفتم روزه واجب است شما هم بگوييد روزه واجب است‏ 
. نه ، ضمنا افكار را هدايت و رهبری و دعوت كرده كه معاد را بشناسند ، معرفت و ايمان به معاد پيدا كنند . 
 
اثبات حكمت الهي
يكى از مسائل عمومى افعال الهى آن است كه آيا اعمال خداوند داراى غايت و غرض است يا آنكه بدون هيچ غايت خاصى انجام مى پذيرد؟ اين بحث ارتباط وثيقى با مساله ((حكمت الهى(( دارد, زيرا يكى از معانى حكمت آن است كه فاعل از انجام افعال لغو و بيهوده خوددارى كند و كارهاى او داراى اغراض معقول و موجهى باشد. بر اين اساس, مساله حاضر به اثبات يا نفر حكمت الهى, به معناى بالا, بار مى گردد.۱ در پاسخ به پرسش بالا بين عدليه (يعنى متكلمان اماميه و معتزله) و اشاعره اختلاف شده است. عدليه بر اين اعتقادند كه افعال الهى غايات و اغراض خاصى دارند و اشاعره, آن را خالى از هرگونه غايتى مى دانند. قبل از شاره به دلايل طرفين, مناسب است اندكى دربارهئ راى عدليه توضيح دهيم: 
غايت فاعل و غايت فعل
با تامل در افعال اختيارى و هدفمند خود, در مى يابيم كه ما, در چنين افعالى ,ابتدا غايتى را براى خود در نظر
مى گيريم كه از طريق وصول به آن , مى توانيم نيازى را از خود بر طرف كنيم . تصور اين غايت در ذهن ما, قبل از
انجام فعل, ما رابر مى انگيزاند تا به انجام آن اقدام ورزيم و از اين رهگذر, به منفعتى دست يابيم . بنابراين, در
افعال ما دست كم دو خصوصيت وجود دارد: نخست آنكه , غايت فعل در جهت رفع نيازها و كمبودهاى فاعل
است و فاعل از طريق انجام فعل استكمال مى يابد. خصوصيت دوم آن است كه تصور غايت قبل از انجام فعل, در
انجام آن تاثير مى گذارد و فاعل را براى ارتكاب فعل بر مى انگيزاند.
اينك بايد در نظر داشت وقتى سخن از غايتمندى افعال الهى در ميان است, مقصود ما مشابهت آن با افعال انسانها نيست . به عبارت ديگر , دو ويژگى يادشده به هيچ وجه در فعل خداوند وجود ندارد: اولاً , غايت افعال خداوند رسيدن به كمال نيست , زيرا فاعل (يعنى ذات مقدس الهى) كامل مطلق است و نقصى ندارد تا بخواهد از طريق فعل خود آن را برطرف سازد , بلكه غايت افعال الهى به مخلوقات او باز مى گردد و در جهت استكمال مخلوقات اوست . از سوى ديگر, چنين نيست كه تصور غايت فعل , سبب انجام آن گردد, زيرا علم خداوند از سخن علم حصولى كه ملازم با تصور مفاهيم باشد, نيست ; بلكه ذات الهى به گونه اى است كه به دليل كمال مطلق خود مقتضى رساندن مخلوقات خود به كمالات مطلوب آنها مى باشد.

خرید و دانلود

با قیمت 5,500 تومان
  • انتشار : ۲۳ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج