• بازدید : 37 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,500 تومان
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

علوم متعددي كه اخلاق انسانها را از جهات و حيثيات گوناگون مورد كنكاش و بررسي قرار داده‌اند به قرار ذيل مي باشد :
۱-علم اخلاق      2-فلسفه علم اخلاق ۳-تعليم و تربيت   4-اخلاق توصيفي      5-فرا‌اخلاق ۶-اخلاق هنجاري   7-فلسفه اخلاق  
معناي لغوي اخلاق : 
با توجه به صفات و خصوصيات مختلف انسانها از قبيل شجاعت ، امانتداري ، سخاوت يا زذلي و بخل و خيانت مي توان دريافت كه در بعضي از انسانها اين صفات بگونه اي پايدار و راسخ است كه معمولاً كارهاي متناسب و مطابق با آن صفات را بدون تامل و تفكر به سادگي انجام مي دهند . آن صفات در آنها ملكه شده است و گاهي بعضي ديگر گاه گاهي به اين صفات متصف مي شوند و احياناً با تامل در اطراف آن كار ، خود را به انجام آن وادار مي كنند . 
خلق در لغت به معناي صفت پايدار و راسخ يعني ملكه است و اخلاق به مجموعه اينگونه صفات اطلاق مي شود . معناي لغوي اخلاق تنها اختصاص به صفات نيكو و پسنديده نداشته است ، بلكه شامل صفات زشت و زيبا هم مي‌شود . همانطور كه بعضي از انسانها داراي خلق نيك و سخاوتمند و برخي ديگر گرفتار خلق ناپسند بخل مي باشند .  
فلسفه علم اخلاق به مباحثي نظير تاريخچه علم اخلاق و تحولات آن و هدف از علم اخلاق و فايده آن و علماي بزرگ اين علم و مسائلي از اين دست مي پردازد . در تعليم و تربيت شيوه هاي علمي آراسته شدن به صفات نيكو و پسنديده و دفع رذايل و صفات ناپسند مورد بحث واقع مي شود . 

اخلاق توصيفي :
درصد توصيف و گزارش اخلاقيات افراد جوامع اديان و مكاتبات خاص مي باشد . 
فرا اخلاق : 
در علم اخلاق قضايايي مانند ظلم كار ناپسندي است . شجاعت و سخاوت از صفات خوب هستند . در امانت نبايد خيانت كرد . در فرااخلاق به بررسي كل مفاهيم ظلم شجاعت سخاوت پرداخته مي شود . 

اخلاق هنجاري : 
شامل ۲ بخش است : بخش اول از معيارهاي كلي اخلاقي صحبت مي كند و اينكه خوبها و بديهاي كلي چيست ؟ معيار كار درست كدام است و خوبي و درستي چه رابطه اي با هم دارند . پاسخ اين سوالات بررسي مي شود . 
در بخش دوم از خوبي و بدي و درستي و نادرستي و اخلاق بودن يا غير اخلاقي بودن افعال خاص سخن مي گويد مثل اينكه آيا خيانت بد است . پرسش نخست از معيار كلي خوبي و بدي و درستي و نادرستي افعال بحث مي كند و بخش دوم مصاديق آن معيار كلي را تشخيص مي دهد . در بخش نخست تقدم منطقي بر بخش دوم را دارد . زيرا مبادي تصديقي آن را فراهم مي كند . 

فلسفه اخلاق : 
مجموعه مطالعات فلسفي درباره اخلاق است و از اين رو فرا اخلاق و اخلاق هنجاري را در برمي گيرد .  

اهميت فلسفه اخلاق و تزكيه : 
بر كسي پوشيده نيست اصلاح انسانها و جوامع مختلف و نجات آنها از مشكلات و مفاسد اجتماعي جنگ و خونريزي ها و … تنها در پرتو ترويج اخلاق صحيح و دعوت انسانها به آراسته شدن فضايل اخلاقي ميسر است ولي اين هدف اساسي و والا وقتي محقق خواهد شد كه اخلاق صحيح از اخلاق ناصحيح و نيز مباني اخلاق صحيح مورد بحث واقع شود و بطور عقلاني تبيين شود . 
پيامبر گرامي اسلام نيزهدف خود را از بعثت ، تتميم مكارم اخلاق ذكر نموده است . 
(بعثت لاتمم مكارم الاخلاق) من براي اتمام فضايل اخلاق مبعوث شده ام .  
علم اخلاق : 
علم اخلاق از صفات فاضله و رذيله خوب و بد كه از طريق كارهاي اختياري و ارادي انسان قابل كسب هستند بحث مي كند . و چنين صفاتي موضوع علم اخلاق مي باشند به نظر عالمان اخلاق مسلمان ، هدف علم آراستن نفس به خلقهاي پسنديده است و فعل پسنديده و كار نيك در واقع وسيله اي براي تحقق صفات راسخ نيكو در جان آدمي است . اين ديدگاه ريشه در انسان شناسي خاص اين عالمان دارد كه گوهر وجود آدمي را نفس و روح او دانسته و كمال انسان را نيز به كمالات روحي او مي داند . 
اما برخي از عالمان مغرب زمين علم اخلاق را مربوط به رفتار آدمي دانسته اند نه سجايا و صفات باطني او . 
فولكيه مي گويد : «علم اخلاق عبارت است از مجموع قوانين رفتار كه انسان با عمل به آن مي تواند به هدفش نائل آيد .  
ژكس مي گويد : «علم اخلاق عبارت است از تحقيق در رفتار آدمي بدان گونه كه بايد باشد.» 
غايت انسان : 
ارسطو غايت انسان را در سعادت مي داند و مي گويد سعادت توسط فضيلت حاصل مي شود و فضيلت انسان اين است كه وظيفه خود يعني فعاليت نفس را به موافقت با عقل به بهترين وجه انجام دهد و علم اخلاق عبارت است از اينكه بدانيم براي اينكه فعاليت نفس به موافقت عقل انجام گيرد ؛ در احوال و موارد مختلف عمل انسان چه بايد باشد . يعني درچه وقت و درچه مورد و چگونه نسبت به كه و براي چه بايد عمل كند .  

فضيلت : 
سقراط نخستين كسي است كه مساله تعاريف كلي را در ارتباط با فضايل اخلاقي مطرح كرد . او معتقد بود كه هر كس بيش از آنكه جوياي منافع خود باشد بايد جوياي فضيلت و حكمت باشد و لذا درصدد تعريف مفهوم خوب ، حكم ، فضيلت و امثال آن بود رابطه ميان معرفت و فضيلت ، مشخصه اخلاق سقراط است . او معرفت و فضيلت را يكي مي دانست به اين معنا كه شخص عاقل كه مي داند حق چيست به آنچه حق است عمل مي كند و هيچ كس دانسته از روي قصد ، مرتكب بدي نمي شود . هيچ كس شر را به عنوان شر انتخاب نمي كند .  

مفاهيم اخلاقي و ويژگي هاي آن : 
مفاهيم كلي كه در علوم مختلف به كار مي روند سه دسته اند . ۱-مفاهيم ماهوي ۲-مفاهيم فلسفي ۳-مفاهيم منطقي . 

۱-مفاهيم ماهوي : 
دسته اي از مفاهيم كلي هستند كه ذهن به صورت خودكار از موارد خاص انتزاع مي كند و بيانگر چيستي اشياء واقعي هستند مانند مفاهيم سفيدي ، انسان ، درخت . 

۲-مفاهيم فلسفي : 
مفاهيمي هستند كه ذهن انسان پس از ملاحظه و مقايسه ميان دوشي آن را بدست مي آورد مانند مفاهيم علت و معلول و وجوب و امكان . اين دسته از 
مفاهيم به امور واقعي نسبت داده مي شوند . 

۳-مفاهيم منطقي : 
مفاهيمي هستند كه تنها بيانگر خصوصيات مفاهيم ذهني بوده و هيچگاه به امور خارج از ذهن نسبت داده نمي شوند . مانند مفاهيم جزئي و كلي .  
به كار برده شده در جملات اخلاقي ۲ نوعند : 
۱-مفاهيمي كه محمول جملات اخلاقي را تشكيل مي دهند مانند مفاهيم حسن و قبح و درست و نادرست وظيفه تكليف و مسئوليت .
۲-مفاهيمي كه موضوع جملات اخلاقي واقع مي شوند مانند مفاهيم عدل – ظلم – راستگويي – غضب – موضوع جملات اخلاقي را مي توان فلسفي ناميد چون پس از ملاحظه رابطه افعال اختياري انسان با امري واقعي ، از آن افعال انتزاع شده و به‌انها نسبت داده مي شوند . اما محمول جملات اخلاقي بايد و نبايد و حسن و قبح و خوبي و بدي است كه مورد افعال اختياري انسان به كار مي روند و بيانگر آن هستند كه بعضي از اين افعال متناسب با هدف و مطلوب اصلي اخلاق هستند و بعضي ديگر با ان مغايرت دارند از آنجا كه اين تناسب و تغاير ، رابطه اي واقعي ميان افعال و اهداف موردنظر اخلاق است مي توان گفت اين مفاهيم چون از طريق مقايسه بدست آمده اند و نيز به دليل اينكه داراي منشاء انتزاع واقعي مي باشند از قبيل مفاهيم فلسفي هستند . 

خرید و دانلود

با قیمت 5,500 تومان
  • انتشار : ۰۲ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج