امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 133 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 4,000 تومان
دانلود رایگان تحقیق فلسفه تکنولوژی ونظریه رسانه ها-خرید اینترنتی تحقیق فلسفه تکنولوژی ونظریه رسانه ها-دانلود رایگان مقاله فلسفه تکنولوژی ونظریه رسانه ها-تحقیق فلسفه تکنولوژی ونظریه رسانه ها
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
چکیده:

ارزيابي تكنولوژي، محدود به نتايج توسعه تكنولوژيك نيست؛ در عوض، وابستگي مستقيم فرآيند تصميم سازي تكنولوژيك به منافع و جهان بيني هاي آدمي را هم بايد در نظر گرفت
فلسفه تكنولوژي به بررسي ابعاد تأثير تكنولوژي بر محيط زيست و روابط انساني مي پردازد. 

فلسفه تكنولوژي

دو ديدگاه افراطي بر مباحثات جاري در باب تكنولوژي و ارزيابي آن حاكم است. از سويي، برخي بر اين باورند كه بشر بايد بر تحركات خود انگيخته توسعه تكنولوژيك مهار زند. چنين ملاحظاتي تحت تأثير مصيبت فاجعه بار نابودي احتمالي بشريت قرار دارند(علل ممكنه چنين سناريوهايي: تأثيرات گلخانه اي، زمستان هسته اي، سوانح هسته اي، پيامدهاي مهندسي ژنتيك). ديگران تكنولوژي را فرصتي مي دانند براي اثبات و تحقق خود يعني، عامل رهاسازي از محدوديت هايي كه طبيعت بر ما روا داشته است. اما تا زماني كه مشخص نشود حدود و حيطه واقعي واژه «تكنولوژي» چيست، در موقعيتي نيستيم كه ميان خطر و امكان آن، ميان ماشين ستيز و دوستدار تكنولوژي دست به انتخاب بزنيم.
نگاهي گذرا به بحث مطرح در باب اين حيطه، به طريق نظام مند، گستره ذيل را نمايان مي سازد. من بين دو نظريه متفاوت در خصوص تكنولوژي تمايز قائلم كه يكي را «نظريه خودگرداني» مي نامم و ديگري را «نظريه وابستگي» .هر يك از اين نظريات نيز خود به دو گروه ديگر تقسيم مي شود
۱- نظريه خودگرداني

مطابق اين نظريه، تصميمات راجع به توسعه تكنولوژي بر محدوديت ها و الزاماتي مستقل از منافع و خواست هاي انسان مبتني اند. اين استقلال به نوبه خود مي تواند به دو معناي نسبي و مطلق تفسير گردد.
الف) از نظر رويكرد استقلال نسبي، تكنولوژي موجد حوزه اي از تصميمات شبه خودگردان است؛ اين امر عقلانيت خاص خود را دارد. توسعه تكنولوژيك، هر چند هم كه منافع و باورهاي انساني باعثش باشد، نسبت به تصميمات تكنولوژيك چيزي است خنثي و فارغ از ارزش. اين نگاه ابزارگرايانه به تكنولوژي است. طبق اين ديدگاه، تكنولوژي تنها يك ابزار است، جرياني تابع قاعده كه به وسيله اهداف عقلاني هدايت مي شود. در تكنولوژي، چنانچه تكنولوژي به مثابه فرآيند حل مسأله تفسير شود، منافع آدمي در آغاز و انجام توسعه تكنولوژيك قرار دارند و نه در مركز آن. در نتيجه، پرسش هاي مربوط به ارزيابي تكنولوژي به نتايج توسعه تكنولوژيك محدود مي شوند. براي مثال، مي توانيم تصميم بگيريم از مواد خام به عنوان منبع انرژي استفاده كنيم. اما تكنولوژي خاصي كه بدين منظور به كار مي گيريم، صرفاً به واقعيات و اطلاعاتي بستگي دارد كه بر ملاحظات فني استوارند. باز مطابق اين ديدگاه، تكنولوژي چيزي نيست مگر ابزار حل مسائلي از قبيل تولد و عمل آوري مواد اوليه، مسائل حمل و نقل و غيره. تا جايي كه به منافع بشر مربوط مي شود، تصميمات تكنولوژيك بالنسبه خودگردان اند. اين بدان معنا است كه تصميم گيري هاي يك مهندس بستگي به اهداف منافع آدمي دارد، اما انتخاب ابزارها تنها به ملاحظات فني وابسته است. از ديد علوم انساني و پژوهش اجتماعي تكنولوژي به لحاظ منطق تصميم دروني خود صرفاً جعبه اي سياه است كه جذابيت بيشتري براي دانشمند ندارد. در وراي اين ديد، اين اعتقاد هست كه تكنولوژي مي تواند همچون علوم طبيعي از منافع آدمي مجزا گردد. تصميم گيري هاي مهندسان و دانشمندان فارغ از تأثير عوامل بيروني است. علوم طبيعي و تكنولوژي قلمرويي از استدلال منطقي را شكل مي دهند. تكنولوژي در عين حال به علت اهداف عملگرايانه تري كه دارد مستقل از علوم طبيعي است.
ب) مطابق ديدگاه دوم يعني؛ استقلال مطلق تكنولوژي، تكنولوژي به هيچ وجه يك ابزار نيست. برعكس، ابناء بشرند كه كاملاً  در چنگ توليدات تكنولوژيك گرفتارند، توليداتي كه با ضرورتي قانون وار توسعه پيدا مي كنند. اين ديدگاه اغلب جبرگرايي تكنولوژيك ناميده شده است. اما معلوم نيست كه موضوع جبرگرايي تكنولوژيك چيست. تفسير مباني ضرورت فوق بستگي به مواضع فلسفي خاصي دارد و از اين روي به تفصيل وارد بحث آن نخواهم شد. در اين ديدگاه مي توان مواضع متفاوتي از قبيل مواضع مارتين هيدگر و هرمان اشميت را يافت
.
۲-نظريه تكنولوژي وابسته

پيش از بيان مفصل اين نظريه ، مايلم ايده هاي اصلي در پس و پشت اين نظريه را خلاصه كنم. في الجمله، نظريه وابستگي بر آن است كه تصميمات فني در اصل و اساس خود، متكي بر منافع، خواست ها و جهان بيني هاي الگووار آدمي هستند. برخلاف رويكرد ابزارگرايانه، تصميمات تكنولوژيك با عنايت به ابزارها و وسايل، خودگردان به شمار نمي روند. انتخاب ابزار و وسايل بر مفروضات غيرفني استوار است. تصميمات تكنولوژيك جعبه سياه علوم انساني و اجتماعي نيستند؛ آنها في نفسه جز جداناشدني حوزه پژوهشي خودشان هستند.
بنابراين ارزيابي تكنولوژي، محدود به نتايج توسعه تكنولوژيك نيست؛ در عوض، وابستگي مستقيم فرآيند تصميم سازي تكنولوژيك به منافع و جهان بيني هاي آدمي را هم بايد در نظر گرفت. ضرورتي ندارد كه هميشه اين منافع و جهان بيني ها آشكار باشند. اينها پس زمينه پنهان تصميم گيريهاي مهندسي را شكل مي دهند. نمونه اي كه بدان اشاره مي كنم، پژوهشي است از كلوگه و شرام تحت عنوان «يادداشتهاي آب: «يك محيط و تاريخ اجتماعي آب آشاميدني»(۱۹۸۶) در اين پژوهش،  گزارشي آمده از مناقشه اي بر سر اين موضوع كه منابع آب آشاميدني حالت مركزي داشته يا نه. با پايان مناقشه، بيشتر مهندسان حالت مركزي سازي را ترجيح دادند. اما دلايل ايشان براي اخذ چنين تصميمي آن قدرها هم عقلاني نبود. جانبداري ايشان از راه حل مركزي بر ايده يك آبراه و كانال يكپارچه، خودكفا و دوراني اتكا داشت. انگيزه هاي حاضر در پس و پشت اين تصميم در مفروضاتي ايدئولوژيك از قبيل يكنواختي طبيعت ريشه داشت. پرسش جاري در نظريه تكنولوژي وابسته اين است كه چگونه اين منافع و جهان بيني هاي بشري كه در اتخاذ تصميمات تكنولوژيك دخالت تام دارند، تعريف مي شوند. تا جايي كه مي دانم، دو امكان براي اين تعريف وجود دارد:
الف) توليدات تكنولوژي چيزي نيستند جز بازتاب بيروني و مادي سازي ايده هايي كه در سر داريم. حالت روان شناختي توليدكنندگان مصنوعات فني مبناي تصميمات تكنولوژيك است. پس اگر در پي نقد دستاوردهاي تكنولوژي هستيم، بايد ايده هاي درون ذهن مهندس را نقد كنيم. مسأله، مصنوعات تكنولوژيك ساخت بشر نيست؛ مسأله، خود بشر است. بشر در مقابل توليدات و ساخته هايش مسئوليت دارد.
ب) در شق دوم نظريه تكنولوژي وابسته، فراورده هاي تكنولوژيك نه تنها بازتاب ايده هاي ذهن آدمي نيستند، بلكه جريان كور توسعه تكنولوژيك كه حالات ذهني ما را تعين بخشد، آن گونه كه تلقي جبرگرايي تكنولوژيك است، نيز وجود ندارد. حالات ذهني و توليدات تكنولوژي هر دو مخلوق عامل سومي هستند. عامل مزبور تشكيل مي شود از عادات و رسوم اجتماعي كه نه فقط حالات ذهني فردي ما بلكه توليدات تكنولوژي را نيز شكل مي دهند. نكته اصلي اين وضعيت را مي توان با نمونه زير كه «پديده اليزا» مي نامم،  نشان داد. برنامه ويزنباوم موسوم به اليزا، به ما اجازه مي دهد تا با كامپيوتر به طريقي مشابه زبان طبيعي ارتباط برقرار كنيم. ايده اين برنامه عبارت است از نصب يك مكالمه روان درماني در كامپيوتر. اين كار كه انجام شد، پروژه اليزا بسيار موفق بود. اما دليل واقعي اين توفيق نه هوش اين برنامه كامپيوتري بود و نه كند ذهني كساني كه با برنامه ارتباط برقرار كردند. دليل اصلي اين موفقيت نقشي اجتماعي بود كه مكالمه روان درماني، بويژه مطابق روش كارل راجرز، در آن نقش انجام گرفت. تنها اگر اين مكالمه به گونه اي نيمه خودكار صورت گيرد، شخصاً مي توانيم باور كنيم كه اين مكالمه ارتباطي ماشين گونه است و تنها پس از اين است كه جايگزيني مكالمه كامپيوتري با مكالمه زبان طبيعي صورت امكان مي يابد. در يك كلام:  موفقيت اليزاي ويزنباوم به خاطر ماشين گونه نقش هاي اجتماعي ماست و نه به خاطر خود ماشين. 
اكنون كه اين طرح طبقه بندي شده را براي تعاريف گوناگون حوزه تكنولوژي عرضه كردم، يك نكته ديگر را هم بيفزايم. اين طرح دوگانه اي كه ارائه شد، تنها يك خلاصه اجمالي از ديدگاه هاي استانده است. شرح و توصيف حد و حدود واقعي ترم «تكنولوژي» برخلاف اين چهار نوع ايده آل، كم و بيش تركيبي مبهم خواهد بود از ديدگاه هاي استانده اي كه فهرست شدند. متأسفانه نمي توانم مطلب را از اين كه هست وضوح بيشتري ببخشم
آنچه بخصوص از قلم افتاده تمايز قاطع ميان تكنولوژي به عنوان علم، روند توسعه تكنولوژيك و توليدات تكنولوژي است. علت اين ابهام نيز آن است كه چنين تمايز قاطع و واضحي تنها پس از تعريف و تعيين حوزه تكنولوژي و نه پيش از آن مي تواند گذاشته شود. جبرگرايي تكنولوژيك يا ابزارگرايي صرفاً مي توانند عناصر متفاوتي از مفهوم «تكنولوژي» را مؤكد سازند.
تعريف حدود و حيطه تكنولوژي براي تعيين ميزان آزادي اي كه براي كنترل توسعه تكنولوژيك داريم، ضروري است. معلوم است كه جبرگرايي تكنولوژيك و ابزارگرايي در اين باره پاسخ هاي متفاوتي دارند.
نظريه  رسانه ها
در بحثي كوتاه از نظريه رسانه ها كه در ذيل آمده، دو مؤلفه از يكديگر تفكيك شده اند:
الف) ايده اساسي نظريه رسانه ها كه مي تواند در شعار مارشال مك لوهان، «رسانه  همان پيام است»، خلاصه شود. اين شعار، كمابيش، بر اين نظر است كه رسانه هاي مختلف به كار گرفته شده، ساختارهاي ذهن ما را به كلي تغيير مي دهند

خرید و دانلود

با قیمت 4,000 تومان

عتیقه زیرخاکی گنج