گردنبند مرغ آمین خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 145 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 4,000 تومان
این فایل در ۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ممبدا علم الكتريسيته به مشاهده معروف تالس ملطي در ۶۰۰ سال قبل از ميلاد بر مي گردد. در آن زمان تالس متوجه شد كه يك تكه كهرباي مالش داده شده خرده هاي كاه را مي ربايد. از طرف ديگر مبدا علم مغناطيس به مشاهده اين واقعيت بر مي گردد كه بعضي سنگها (مانند سنگهاي ماگنتيت) به طور طبيعي آهن را جذب مي كنند. اين دو علم تا سال ۱۱۹۹/۱۸۲۰به موازات هم تكامل مي يابد. در سال ۱۱۹۹/۱۸۲۰ هانس هانس كريستسان اورستدمشاهده كرد كه جريان الكتريكي در يك سيستم مي تواند عقربه قطب نماي مغباطيسي را تحت تاثير قرار دهد
بدين ترتيب الكترومغناطيس به عنوان يك علم مطرح شد. اين علم جديد توسط بسياري از پژوهندگان  كه مهمترين آنها مايكل فاراده بود،تكامت بيشتري يافت. جيمز كلرك ماكسول قوانين مغناطيس را به شكلي كه اساسا امروزه مي شناسيم ، در آورد . اين قوانين كه  معادلات ماكسولناميده مي شوندهمان نقشي را در الكترو مغناطيس دارند كه قوانين حركت و گرانش نيوتن در مكانيك دارا هستند. 
اگر چه تلفيق الكتريسيته و مغناطيس توسط ماكسول بيشتر مبتني بر كار پيشينيانش بود اما خود او نيز سهم عمده اي در آن داشت. ماكسول چنين نتيجه گرفت كه كه ماهيت نور ، الكترو مغناطيسي استو سرعت آن را مي توان با اندازه گيري هاي صرفا الكتريكي ومغناطيس تعيين كرد. از اين رو اپتيك با الكتريسيته و مغناطيس رابطه ي نزديكي پيدا كرد
ميدان عمل معادلات ماكسول وسيع است ؛اين ميدان اصول اساسي وسايل الكترومغناطيسي و اپتيكي بزرگ مقياس، از قبيل موتور ها ،راديو، تلويزين،فرستنده ،رادار،ميكروسكوپ ها و تلسكوپ ها را در بر مي گيرد.
تكامل الكترو مغناطيس كلاسسيك به ماكسول ختم نشد. فيزيك دان انگليسي اليور هويسايدو بويژه فيزيك دان هاندي اچ. آ.لورنتس، در پالايش نظريه ماكسولمشاركت اساسي داشتند. هاينريش هرتز بيست سال و اندي پس از آنكه ماكسول نظريه خود را مطرح كرد ، گام موثري برداشت. وي ((امواج ماكسولي)) الكترو مغناطيسي را ، از نوعي كه امروزه امواج كوتاه راديو مي ناميم ، در آزمايشگاه توليد كرد. ماركوني و ديگران كاربرد عملي امواج الكترومغناطيسي ماكسول و هرتز را مورد استفاده قرار ذاذند.
امروزه الكترومغناطيس از دو جهت مورد توجه است . يكي در سطح كاربردهاي مهندسي ،كه در آن معادلات ماكسول عموما در حل تعداد زيادي از مسايل عملي مورد استفاده قرار مي گيرندو ديگري در سطح مباني نظري. در اين سطح چنان تلاش مداومي براي گسترش دامنه آن وجود دارد كه الكترو مغناطيس حالت ويژه اي از يك نظريه عمومي تر جلوه مي كند. اين نظريه عمومي تر نظريه هاي مثلا گرانش و فيزيك كوانتومي را در بر مي گيرداما پرداخت اين نظريه كلي هنوز به نتيجه ي نهايي نرسيده است.
الكتريسته به ۶۰۰ سال قبل از ميرسد در داستانهاي  ميلتوس ميخوانيم كه 
 
يك بار در اثر مالش كاه را جذب ميکند
 
 مغناطيس از موقعي شناخته شد كه مشاهده گرديد بعضي از سنگها 
 
مثل مگ ني تيت اهن را ميربايند علم الكتريسيته ومغناطيس در ابتدا جدا 
 
گانه تو سعه پيدا كرده اند تا اينكه در سال ۱۸۲۰ هنس كريستا ل اور ستد
 
۱۷۷۷تا ۱۸۵۱ رابطه بين انها مشاهده كردند وبه اين ترتيب كه اگر 
 
جرياني از سيم بگذرد ميتواند مغناطيس را تحت تا ثير قرار دهد
 
بعد از او علماي زيادي راجع به الكترو مغناطيس تحقيق يكي از مهشور 
 
ترين انها فارادي است ولي خدمات ماكسول۱۸۳۱-۱۸۷۹ بود كه قوانين 
 
الكترو مغناطيس به صورتي در امد كه امروز مي شنا سيم كه اين قوانين 
 
به معدلات ماكسول شناخته شدند اين قوانين به اندازه قوانين حركت جاذبه 
 
نيوتون در مكانيك اهميت دارند ماكسول نشان داد كه نور يك موج الكترو 
 
مغناطيس است و سرعتش را تنها با انداره گيري هاي الكترو مغناطيس 
 
ميتوان پيدا كرد بدين ترتيب علم نور با علم الكترو مغناطيس رابطه پيدا 
 
كرد  . معادلات ماكسول شامل:
 
قسمتهاي اساسي الكترو مغنا طيس ونور مثل سيكلو ترنها – ماشين هاي 
 
محاسبه – راديو –رادار …ميباشد 
 
تئوري الكترو مغناطيس با معدلات ماكسول خاتمه پيدا نكرد فيزيسين 
 
انگليسي هوي سايد۱۸۵۰-۱۹۲۵ و فيزيسين
 
هلندي لرنس ۱۸۵۷-۱۹۲۶ معادلات ماكسول را تشريح كرده ند هرتس 
 
۱۸۵۷-۱۸۹۴ ۲۰سال بعد از ماكسول در لابراتوار امواج            
 
الكترو مغنا طيس را به طور  
 
تجربي به وجود اورد امواج هرتس را امواج كوتاه ميناميم . 
 
الکترو مغناطيس در دو جهت تو سعه مييابد:از طرفي در صنعت واز 
 
طرف ديگر تئورسين ها كوشش ميكنند كه قوانين ماكسول را ديسكتئوريش 
 
عمومي تری  بگنجانداين تئوري شامل قوانين  ماكسول وقوانين
 
جاذبه وقوانين كوانتومي خواهد بود                                   
 
 
                 (هاديها وعايقها)
 
 
هر گاه  ميله فلزي رادر دو دست گرفته وبا پوست خود مالش دهيم اين 
 
ميله داراي بار الكتريكي نخواهد شد در صورتي كه اگر يك ميله شيشه را 
 
مالش داده ودست به ان بزنيم داراي بار الكتريكي خواهد شد .دليلش اين 
 
است كه فلزات وبدن هادي الكتريسيته هستند  در حالي كه ميله شيشه اي 
 
الكتريسيته را هدايت نميكند وان را عايق الكتريسيته نامند در اجسام هادي 
 
بار هاي الكتريكي  ميتوانند حركت كنند ولي در عايق ها نميتوانند
 
(حركت بار الكتريكي منطق است )          
 
در زمان فرانكلين عقيده بر اين بود كه جريان الكتريسيته جريان پيوسته 
 
است ولي تئوري اتمي ماده نشان داد كه حتي اب هم پيوسته نيست بلكه از 
 
حركت اتم ها تشكيل شده است. تجربه نشان ميدهد كه جريان الكتريسيته 
 
مجموعه اي از يك بار الكتريكي كه حداقل بار اكتريسيته است ميباسد اين 
 
حداقل بار الكتريكيكه نام ان را (اي ) گذاسته ابم .هر بار الكتريكي (كيو)
 
ديگري را ميتوان بصورت (ان.اي)نوشت .(ان)يك عدد صحيح مپبت يا 
 
منفي است .وقتي يك خاصيت فيزيكي قبل حركت بار بار الكتريكي دائمي 
 
نبوده و منطق باشد ميگويند اين خاصيت و يا كوانيتزه است. كوانيتزه  
 
بودن پايه فيزيك مدرن است.
 
وجود اتم والكترون وپورتون نشان ميدهد جرم هم كوانيتزه است كه 
 
خواص زيادي كوانيتزه هستند به شرط اينكه انها را با مقياس اتمي مشاهده 
 
كنيم .ممتنم زاويه اي وانرژي جزو اين خواصند.تئوري كلاسيك المترو 
 
مغناطيس در باره منطق بودن حركت بار الكتريكي  بحثي نميكند هم چنين 
 
قوانين نيوتون از وجود پرتون ها و الكترون ها در ماده حرفي نميزند هر 
 
دو تئوري نا قصند چون خواص بار و ماده را با مقياس اتمي شرح 
 
نميدهند تئوري كلاسيك الكترو مغناطيس مثلا كاملا تشريح ميكند كه چه 
 
اتفاقي مي افتد اگر يك ميله مغناطيسي را وارد يك سيم پيچ ميكنيم ولي 
 
شرح ولي شرح خواص مغناطيسي ميله از روي اتم هايي كه تشكيل
 
 ميله را ميدهند با تئوري كلاسيك الكترئ مغناطيس ممكن نيست براي 
 
اينطور مسائل و نظير انها تئوري فيزيك كووانت ها لازم است 

خرید و دانلود

با قیمت 4,000 تومان
  • انتشار : ۱۰ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج