• بازدید : 48 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 4,500 تومان
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در بازپردازى و تحول افكار سياسى اهل سنت، نقش تعيين كننده دارند. طبق اين تحليل، 
ساختار زندگى عمومى در هر زمانه كه در ناخودآگاه قدرت تجلى مى‏كنند، نه تنها 
انديشه‏هاى سياسى هر دوره را تحت تأثير قرار مى‏دهند، بلكه حتى مبانى كلامى متناسب 
با آن را باز توليد و سامان مى‏دهند. 
برخلاف ديدگاه فوق، نظريه ديگرى كه تا حدودى سنتى و مانوس است به مبانى 
كلامى اصالت بيش‏ترى مى‏دهند و شرايط تاريخى يا ناخودآگاه زمان را به عوامل 
غير عمده و درجه دوم تقليل و تحويل مى‏كنند. به نظر مى‏رسد كه اين نوع از بررسى‏ها، 
چهارچوبه‏هاى فكرى را بيش از حد واقع متصلب و انعطاف‏ناپذير تلقى مى‏كنند.[۲] كوشش 
ما در اين مقاله استفاده از لوازم معرفتى و روش شناختى هردو ديدگاه فوق در بررسى مبانى 
انديشه‏هاى جديد اهل سنت مى‏باشد. ابتدا مختصات دوران‏هاى سه‏گانه تاريخ انديشه 
سياسى اهل سنت را مورد اشاره قرار مى‏دهيم
اين دوره كه با رحلت پيامبر بزرگ اسلام(ص) و شكل‏گيرى خلافت مدينه آغاز مى‏شود، دورانى 
است كه انديشه و عمل سياسى مسلمانان با استناد به نصوص و سيره هدايت مى‏شود. مهم‏ترين 
ويژگى اين مرحله از تاريخ تفكر مسلمين، فقدان يك منظومه يا نظريه سياسى منسجم، و نقش 
برجسته صحابه در داورى نهايى منازعات و تصميمات سياسى است. افكار عمومى تقريباً بر 
محور صحابه دور مى‏زد و اظهارنظرها و مواضع آنان ملاك نهايى مشروعيت حاكمان بود.[۳] 
قطع‏نظر از مبانى متأخرى كه در باب عدالت صحابه و با ملاحظات ويژه‏اى تدوين 
شده‏اند، صحابه پيامبر(ص) در اين دوران احترام و جايگاه تعيين كننده‏اى در عرصه 
سياسى و زندگى عمومى مسلمين داشتند. چنين جايگاهى درواقع، مقبول خاص و عام، 
و فرمانروا و فرمانبردار بود. امام على بن ابى طالب(ع) آنان را با عنوان اهل شورا معرفى 
مى‏كند و خطاب به فرمانرواى نافرمان شام مى‏فرمايد
هر چند عبارت فوق در نظر بسيارى از نويسندگان شيعى، از مصاديق «الزموهم بما 
الزموا به انفسهم» تلقى شده است. اما گفتار امام(ع)، قطع‏نظر از مبانى مذهبى متفاوت، 
بيانگر نقش تعيين كننده صحابه در معادلات سياسى اين دوره است. 
اهل سنت، چنان‏كه اشاره خواهيم كرد، تفاسير متفاوتى در باب علل و سرشت اين 
مسئله، يعنى جايگاه ويژه صحابه و اهل شورا دارند [۵]، نظريه‏ها و نظريه پردازان دوران دوم 
تفكر اهل سنت، با حفظ مبناى مهمى كه توسط ابوالحسن اشعرى در باب عدالت صحابه 
تأسيس شده بود، عمل و مواضع سياسى صحابه را كاشف از ولايت حاكم اصلح و نه 
لزوماً افضل- مى‏دانستند و طبق اين تفسير، شوراى پس از تعيين خليفه را به گونه‏اى كمك 
فكرى خليفه و به هر حال التزام به آن را غير واجب مى‏ديدند. اما برخلاف، اين ديدگاه كه 
ولايت خليفه را مورد تأكيد قرار مى‏دادند و التزام خليفه به نظر صحابه را غيرواجب 
مى‏دانستند، متفكران متعلق به دوران سوم، خليفه را نه ولى بلكه وكيل صحابه و اهل شورا 
تلقى مى كنند و با قول به وجوب شورا، حاكم اسلامى را ملزم به تصميمات برآمده از شور 
صحابه مى‏نمايند. به هرحال، طبق نظر اين انديشمندان، اگر ولايتى هم وجود دارد، 
بالاصالة از آن اهل شورا است و درست به همين لحاظ است كه خداوند هرگز پيامبر خود را 
مأمور به تعيين خليفه نكرده، و بلكه، برعكس، رسول الله(ص) طبق مفاد دليل شورا ملزم 
بوده كه سياست امت را به خود آنان واگذارد. 
به هرحال، اشارات ما به ديدگاه‏هاى مذهبى در اين جا صرفاً به منظور تأكيد بر جايگاه 
صحابه در دولت‏هاى نص‏گراى مدينه و به عنوان يك امر واقع است. فراتر از تحليل‏هاى 
مذهبى و كلامى، ديدگاه‏هاى ديگرى نيز در توضيح اهميت صحابه ارائه شده است. حميد 
ربّانى در كتاب خود تحت عنوان اقتدار در اسلام، احترام صحابه را منبعث از احترام 
كاريزمايى پيامبر(ص) دانسته و بدين ترتيب، ضمن استخدام الگوى كاريزماى وبرى، 
گرايش مردم به صحابه را ناشى از تعلّق خاطر مسلمين صدر اسلام نسبت به شخصيت ويژه 
پيامبر(ص) مى داند. اساس اين نوع بررسى‏ها روان شناسانه است.[۶] 
برداشت ديگرى نيز وجود دارد كه تا حدودى به تحليل‏هاى ساختارگرايانه توجه دارد. 
طبق اين نظريه‏ها جايگاه صحابه در دولت مدينه، ادامه سنتى است كه قبايل جاهلى در 
رابطه بين افراد قبيله با شيوخ و سادات داشتند. در سنت عربى به اين بزرگان با عنوان 
«سيد» و يا «شرفاء» و «وجوه» قبايل عرب اشاره و خطاب مى‏كردند.[۷] 
اشاره به اين مطلب شايد خالى از فايده نباشد كه صحابه النبى(ص) على رغم تشابه 
موقعيت، تفاوت‏هاى قابل توجهى با «شرفاء» عرب جاهلى داشتند، يكى از اين تفاوت‏ها 
به شقاق و اختلافى برمى‏گردد كه برخلاف شرفاى جاهلى در ميان صحابه النّبى(ص) نقش 
برجسته و دوران سازى داشت[۸]. اين شقاق و اختلاف كه از حادثه سقيفه برخاسته بود، 
به تدريج گسترده شد و به معركه احاديث و آرا بدل گشت.[۹] 
بدين ترتيب، سقيفه بنى ساعده اختلافات تاريخى اعراب قحطانى و عدنانى، مدنى و 
كلى، انصار و مهاجر، و سرانجام منازعات درونى قريش را تشديد نمود. اين منازعات 
نهايتاً در آل عبدمناف و بنى‏اميه و بنى‏هاشم متمركز گرديد. نتيجه مهم اين مناقشات تقسيم 
و تفرق صحابه و قرارگرفتن آنان در مواضع سياسى متعارض بود. متعاقب اين امر، 
احاديث و سيره نبوى نيز يك‏پارچگى خود را از دست داد و علاوه بر تفسيرها و 
دسته‏بندى‏هاى متفاوت، دچار افزودگى‏ها و تحريفات گرديد.[۱۰] 
در چنين وضعيتى، به نظر مى‏رسيد كه دور نص‏گرايى سياسى و به ويژه جايگاه سياسى 
صحابه به سر آمده است. مناقشات سياسى زمان خلافت امام على‏ابن ابى‏طالب(ع) كه خود 
نتيجه اين وضعيت بود، موجبات تشديد شكاف‏ها و افول تدريجى موقعيت صحابه در انظار 
و افكار عمومى گرديد. جنگ صفين كه در تاريخ‏نگارى اسلامى به عنوان «فتنه اكبر» ناميده 
شده است، پايان نقش سياسى-اجتماعى صحابه، و ترور امام على(ع)، پايان دوران اول 
حيات فكرى سياسى مسلمانان را رقم زد. پرسش‏هاى برخاسته از اين وضعيت، به ناگزير، 
مقدمات نخستين نظريه‏سازيها در باب نظام سياسى اسلام را تدارك نمودند. در سطور آتى 
مبانى تاريخى و كلامى اين تحول را بررسى مى‏كنيم. 

خرید و دانلود

با قیمت 4,500 تومان
  • انتشار : ۱۱ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج