گردنبند مرغ آمین خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 150 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,000 تومان
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه به منظور نيل به پيشرفت روزافزون سازمانها از جنبه هاي مديريت و نيروي انساني,افزايش کارايي و کاهش ضايعات,پيروزي در ميدان رقابت و مواردي از اين گونه,مشارکت صحيح و موفقيت آميز کارکنان در تصميم گيريها و امور سازمان امري ضروري به نظر ميرسد.
يکي از مهمترين شيوه هاي مديريتي که ميتواند  در دستيابي به اهداف سازماني مورد استفاده قرار گيرد مديريت مشارکتي است.بسياري از صاحبنظران و انديشمندان جهان بر اين عقيده اند که مديريت مشارکتي يکي از روشهاي مديريت نوين,کارساز و نجات بخش در موسسات و سازمانها ميباشد.
ممشاركت دراداره امور از دير بازكه گروهها و سازمانها ي انساني به وجود آمدند،مورد توجه بوده و به عنوان يك پديده نوين در مديريت تلقي نميگردد،بلكه درطول تاريخ از اين اصل كمابيش پيروي شده است و برخي مكاتب تاكيد خاصي برآن داشته اند.ولي بررسي علمي اين پديده انساني بعدازانقلاب صنعتي مورد توجه جدي قرار گرفت .توجه به عامل انساني و استفاده بهينه از افكارخلاق و پوياي آنها ميتواند به بهبود كليه امور سازماني كمك كند.بكارگيري مديريت مشاركتي بطور اعم يكي از راهبردهاي موثر و تجربه شده كشورهاي مختلف دراين راه است. 
مفهوم مشارکت:
مشاركت از لحاظ لغوي(شركت دادن،با هم شريك شدن،سهيم شدن،انجام  كار گروهي و نيز بهره برداري گروهي است.
مشاركت عبارت است از همكاري،تشريك مساعي متقابل،متعهدانه و مسئوليت آوركاركنان درتعيين سرنوشت سازمان،جامعه و….كه از طريق آن مرزهاي مجازي و كاذب در روابط انسانها جاي خود را به مودت،صميميت،صداقت و حسن نيت ميدهد.در اين مفهوم مشارکت جنبه صرفا حقوقي و اقتصادي ندارد و منجر به پويايي,بروز شدن خلاقيت کارکنان ميگردد.و منافع (مادي و معنوي)همگان را تامين مينمايد.
از طرفي:
مديريت عبارت است از هماهنگ كردن منابع انساني و مادي براي نيل به هدف.
پس مديريت مشاركتي عبارت است از مجموعه گردش كار و عملياتي كه تمام كاركنان و زيردستان يك سازمان را،درروند تصميم گيريهاي مربوط به آن سازمان دخالت ميدهد و شريك ميسازد.
تاكيد اصلي اين نوع مديريت،بر همكاري و مشاركت علاقه مندانه و داوطلبانه عموم افراد است و ميخواهد از ايده ها،نظريات و ابتكارات آنها درحل مشكلات و مسائل سازمان استفاده كند. لذا اساس فرايند اين مديريت،بر بنيان تقسيم اختيارات،بين مديريت و كاركنان استوار است.(مهندس عين الله شفيعي و دکتر عصمت مسعودي,۱۳۸۵)

مديريت مشارکتي چيست؟
مديريت مشارکتي فلسقه اي است که ايجاب ميکند تصميم گيري سازماني چنان صورت گيرد که اطلاعات و درون داده ها و مسئوليت به پايين ترين رده مربوط به آن تصميم واگذار گردد.
مقصود مديريت مشارکت جو اطمينان ياقتن از اين امر است که کارکنان صالح به گرفتن تصميمهاي موثري بپردازند.سپردن اختيار وسيله اي براي دستيابي به مديريت مشارکت جو است.سازو کاري است که از راه آن مسووليت به گروهها يا افراد مسئول داده ميشود.درگير کردن کارکنان سازوکاري است که از راه آن اطمينان حاصل ميشود که اطلاعات و درون داد متناسب به نظام تصميم گيري داده شده است.از اين رو,سپردن اختيار و در گير کردن را ميتوان سنگ بناي فلسفه مديريت مشارکت جو به شمار آورد.
سازگار با تعريفي که از مديريت مشارکتي داده ايم ,گروهها ابزار ديگري در جعبه ابزار مديريت مشارکت جو به شمار مي آنند.
شجره نامه مديريت مشارکتي:
اامروزه مديريت مشاركتي به عنوان يكي از عناصر تئوري نئوكلاسيك مطرح است.
تئوريهاي سازماني و مديريتي مختلفي در طول سالها با تاكيد بر تصميم گيري مشاركتي شكل گرفته اند كه مهمترين آنها شامل:مديريت كيفيت فراگير،يادگيري سازماني و دموكراسي صنعتي است.(فريد ضيايي و محسن حسيني،۱۳۷۹)

سير تکوين مديريت مشارکتي:
مديريت مشاركتي علي رغم قدمت تاريخي خود،بعد از انقلاب صنعتي به صورت علمي مورد بررسي قرار گرفت.درسال ۱۹۷۲التون مايو و همكارانش سعي كردند بين شرايط كاري و بهره برداري رابطه اي پيدا كنند.اين مطالعات برحسب تصادف اهميت مديريت مشاركتي را كشف كرد و رفته رفته با تاكيد بر جنبه هاي اجتماعي گروههاي كار،مكتب جديدي با نام ((روابط انساني))پايه گذاري شد كه سعي ميكرد مشاركت واقعي را مورد تشويق قرار دهد.
مديريت مشاركتي با كار انديشمنداني چون 
آرجريس(۱۹۵۵)ليكرت(۱۹۶۱)هرزبرگ(۱۹۶۸)و لاور(۱۹۸۶) رو به رشد نهاد و با اشكال و عناوين مختلف نظير مديريت بر مبناي هدف،نظام پيشنهادات،گروههاي خودگردان به حيات خود ادامه داد.(اينترنت،۲۰۰۷)
فلسفه مشارکت:
فلسفه نظام مشاركت داراي سه اصل اساسي است كه عبارتند از:
الف:هر كاري كه انسان انجام ميدهد هرگز بهترين و كامل ترين شكل خود را ندارد بلكه همواره امكان دارد كه آن را بصورت بهتر و باز هم بهتري انجام داد.
ب-هر فردي كه در سازمان كارميكند ،هرگز نبايد پيچ و مهره كوچكي ازيك ماشين بزرگ محسوب شود بلكه همواره بايد توجه داشت كه او انساني است داراي قدرت تفكر و پويندگي كه اگر با شوق و دقت به اطراف خود بنگرد و امكانات  و زمينه هاي مساعد و مناسبي در اختيارش باشد هميشه ميتواند كارهايش را به صورت بهتري انجام دهد و در نتيجه هم براي بهبود زندگي خود قدم بردارد.
ج-مشاركت همگاني كاركنان به صورت صحيح و فعالانه باعث ميشود كه مديريت از بسياري از كارهاي روزمره و دست وپا گيرآسوده شود و با سپردن اين كارها به ديگر كاركنان سازمان خودفرصت كافي داشته باشد تا به كارهاي اساسي و سياست گذاري مهم و سرنوشت ساز بپردازد(مهندس عين الله شفيعي و دکتر عصمت مسعودي,۱۳۸۵)
از ديد فلسفي مشارکت بر جنبه هاي معنوي و رواني بالندگي و رشد شخصيت انسان تاثير مي گذارد و به ارزشهاي والاي شکوفا کردن وجود تامين نيازهاي فرامرتبه وي نظر ميدوزد.(دکتر محمد علي طوسي
مفروضه هاي ارزشي مشارکت:
۱-پذيرش برابري ارزش انساني همه مردمان:هر انساني را بايد در مقام جانشيني پروردگار در کره خاک  و برخوردار از ارزش والاي انساني دانست و با وي بر آن پايه رفتار کرد.پذيرش اين واقعيت روشن و مستدل خلقت,راه را براي مشارکت همه مردمان باز ميگشايد و فراگرد شکوفايي هستي آنان را بر پا ميدارد.
۲-پذيرش مشارکت به عنوان يک فراگرد شکوفايي:از راه مشارکت مردمان در فراگرد دگرگوني و تازه گرداني وجود خويش قرار ميگيرند و راه را براي رسيدن به برتري جويي مي پيمايند.در فراگرد مشارکت انسان مي تواند بودن خود را به شدن مبدل گرداند و قدرت هاي نهفته در هستي خويش را آشکار سازد و به فعل برساند.در فراگرد مشارکت فرصتهاي پيشرفت و شکوفايي بر رده هاي زيرين جامعه فراهم مي آيد و موجبات توانمندي و سپردن اختيار به آنان آسان مي گردد.
۳-پذيرش برابري حقوق طبيعي مردمان:حق آزادي بيان يکي از گرامي ترين حقوق طبيعي انسان به شمار ميرود.مشارکت در همه وجوه آن وسيله اي است که از راه آن انسان فرصت مي يابد تا انديشه هاي خويش را بيان کند و آنها را در پرتو واکنشهاي ديگران پرورش داده و سنجيده و برتر گرداند و فرصت بيان انديشه پيدا کند.(دکتر محمد علي طوسي,۱۳۷۹)
اهداف مديريت مشارکتي:
چند هدف اساسي را براي نظام مبتني بر مشاركت ميتوان برشمرد كه بيشتر مورد توجه و موافقت عامه قرار دارند.اين اهداف عبارتند از:
اهداف كيفي:
۱-تكامل و ارتقاء سطح كيفي اداره امور جامعه،سازمان و دستگاه اداري
۲-كاهش تعارضات و ايجاد محيطي سرشار از احترام و اعتماد متقابل در كاركنان و حاكميت روابط انساني در محيط كار
۳-ايجاد احساس رضايت و خشنودي از كار در بين كاركنان،در حدي كه كار را عبادت بدانند.
۴-سهيم كردن كاركنان در تصميم گيري.
۵-ايجاد تعلق درآحاد كاركنان نسبت به جامعه،سازمان و گروه.
۶-ايجاد روحيه خود فرماني و خود كنترلي
۷-برقراري اعتماد به نفس و تقويت اعتماد و اطمينان بين مسئولين و كاركنان.
۸-فراهم آوردن زمينه هاي رشد و توسعه ابتكار در عمل كاركنان.
۹-ايجاد روحيه تعاون،و اجتماع افراد حول يك راهبردي و مقصد واحد.(حيات جمعي و همكاري متقابل)
اهداف كمي:
۱-سرعت بخشيدن به روند دستيابي به اهداف.
۲-كوتاه كردن راه وصول به اهداف.
۳-افزايش بهره وري وسود.
۴-استفاده بهينه از منابع مادي و معنوي(كاهش هزينه ها و صرفه جويي دراستفاده از منابع و ابزار كار)
۵-آفرينش دانش هاي جديد و كشف مجهولات.
بايد متذکر شد که جدا کردن اهداف کمي از اهداف کيفي کار ساده اي نيست و اساسا نمي توان آنها را در عمل از هم جدا کرد.جدا کردن آنها در انيجا صرفا به دليل نمايش برجستگي اهداف کيفي صورت گرفته است.(مهندس عين الله شفيعي و دکتر عصمت مسعودي,۱۳۸۵)

خرید و دانلود

با قیمت 5,000 تومان
  • انتشار : ۲۳ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج