• بازدید : 54 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 4,000 تومان
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اینان شفا دهندگان بیماری لاعلاج کوری و کوردلی هستند و به همراه پیامبر عظیم الشان(ص) در روز قیامت شفاعت خواهند کرد؛ و قصیده را با شکایت و گلایه به محضر شریف حضرت رسول(ص) به خاطر ظلم و ستم و کشتار اهل بیتش به پایان می بود و اینکه خورشید دشمن ستمگران (بنی امیه و بنی عباس ) است هرچند که فعلا مظلوم واقع شده ولی روز حسابی هم وجود دارد. 
و اما قضیه ساختگی بودن این قصیده که قائلین به آن اعتقاد دارند به دلایل زیر، این قصیده ، سروده طرفداران ائمه ( ع) است که از زبان رضی (ره) بیان کرده اند و توسط ابوحکیم الخبری جزء اضافات وارد دیوان شده است
راجع به سست بودن برخی ابیات ، همه واقفند که شاعر نیز همچون بقیه دارای حالتهای گوناگونی است و لذاحالتهای متعدد ومتنوع او بر روی اشعارش نیز ناخاسته تاثیر می گذارد و حتی بزرگترین شعرای عرب و فارسی گو هم دچار این نقیصه بوده اند و آثار آنان حکایت از این موضوع دارد. بنابراین بشهری اخیر نیز همچون بقیدی تردیدها هیچ پایه و اساس اصولی و عقلی ندارد.و اما قصاید رضی و سوگنامه هایش فقط در همین پنج مورد خلاصه نمی شود بلکه در قصاید دیگری به صورت مستقل به مرثیه سرایی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام پرداخته و ضمن اظهار شوق و علاقه برای زیارت آن حضرات (ع)مکان مراقد مطهره ای آنان را نیز یک به یک در ابیات این قصیده نام می برد و چنین می فرماید: قبر امام حسن (ع) در قبرستان بقیع مدینه، و غری در کوفه (مرقد مطهره ی حضرت علی علیه الاسلام )، معطوف (کنار رودخانه فرات) جائی که حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) با لب تشنه جان داد، سامراً در عراق و بغداد و طوس (مشهد الرضا (ع)). 
— این مکان ها مصجع شریف جگر گوشه های زهرا مرضیه (ص) است و لذا رضی از ابرها می خواهند که در فراز این مکان مقدس ذوب شوند وآبی روی آنها فرو ریزند تا شاید داغ دلیل شیعه اندکی خنک گردد و پس از ورود و تحیات بی کران بر این بزرگواران، می افزاید که دو قبر دیگر نیز در زوراء (بغداد) است که مشکل گشا است که زیارتشان از خانه دل نگار گناه و معصیت را می زداید و بوی بهشت می دهند.این دو قبر ، مرقد مولای متقیان ، امیر مومنان علی ابن ابیطالب و فرزندش امام حسین (ع) است.
با توجه به مفهوم سوگنامه هایی که برای امام حسین و اهل بیت (ع) سروده می توان دریافت که مرثیه های رضی تجلی گاه عشق و دلدادگی او به حضرات ائمهی معصومین (ع) است که هم به خاطر وابستگی نسبی و قرابت و هم به دلیل صداقت و وفاداری اوسرشار از شور و شیدایی است.
و نکته و دیگر اینکه با توجه به معانی سبک و اشتیاق قصاید رضی می توان نتیجه گرفت که هدف رضی از سوگنامه های حسینی اش ، — مرثیه سرایی و نوحه خوانی مرسوم نبوده است بلکه طبق دلایلی که قبلاً شمردیم چون ؛ بر ملا ساختن چهره واقعی و ستمگر بنی امیه و بیان و ثبت وقایع کربلا در قالب ادبی و بیان مظلومیت های خاندان حضرت رسول (ص) و جلوگیری از تحریف درقضایای مسلم عاشورا و … بوده است. ولذا هجوهایی که در ضمن این قصاید به چشم می خورد کاملاً متفاوت از هجوهای معاصر و حتی قبل و بعد است که از الفاظ رکیک و نا مربوط اصلاً استفاده نکرده ولی تمام لعن و نفرین هایش را نثار بنی امیه می کند و با این کار یک هشدار باش کامل به بنی عباس می دهد که دلیل هجوآنان ظلم و ستم هایی است که در حق اهل بیت وائمه طاهرین روا داشته اند و دامن عباسیان نیز از این ننگ پاک و منزه اینست.
ج: — مادر و تجلیل از مقام و منزلت زن مسلمان:
هنوز بیست و شش سال از عمر پر بار نابغه ی زمان ویگانه زمان و یگانه دوران «–» نگذشته بود که ماد رمهربان و به قول خود او ، تکیه گاهش را از دست داد و لذا موجی از غم و اندوه وجود سید رضی را احاطه کرد.
سید بزرگوار که ارزش و جایگاه مادر را در فرهنگ اسلامی می شناخت و عواطف و رنج های مادر را در فرهنگ اسلامی می شناخت و عواطف و رنجهای مادررا به یاد می آورد ، فقدان مادر شعله ای بر خرمن دل و جانش زد که در آن می سوخت و آب می شد.سید رضی در کشاکش این غم جانسوز ، همچونکوهی استوار در برابر طوفانهای شکننده ی طعنه وزخم زبان حسودان بود. ناگهان با مرگ و فقدان مادر ، سوز و گداز نیمه خاموش درونی اش چونآتشفشانی زبانه کشید ولهیب آتش حسرت و اندوه بیرون ریخت و سیل خروشانی در بستر قصیده ایبلند وبا احساسش در – مادر جاری گشت که هر کس دل به آن سپارد . چنان سرشک دیدگانش سرازیر می شود که گویا خود مادر از دست داده است وزبان حال وی است.
مادر! در سوگ تو می گویم شاید که اشک دیدگانم و سوز سرشک سرازیر شده از چشمان اندوه بارم کرده غم فقدان تو را ذوب می کند و از میان ببرد.
مادر!اب به سخن می گشایم ومی سرایم ، بلکه بدینوسیله بار اندوه بر آمده از مصیبت تو سبک گردد؛ وفرزند سوگوارت درفراق تو ، حیران وسرگردان به این سو و ان سو      می دود وهراسان در جستجوی پناهگاهی است. اما اوچگونه آرامش یابد ، وکدامین پناهگاهی است که بتواند به او آرامش وتسلی بخشد ، به جز در مستحکم صبر و شکیبایی؟.تازه اگر آن بتواند در این عرصه ی هولناک ، کارساز باشد.
آری! جز صبر وتحمل ، پناهگاه دیگری وجود ندارد ، اما به هر حال چون حادثه بسیار تلخ ورویداد بس بزرگ است ، این فایدهای ندارد و این حصار ودژ محکم فرو می ریزد وسیل اشک سرازیر شد.از دل طوفان دیده، دیواره های این قلعه را نیز درهم می کوبد.
مادر! در اندوه فقدان تو ، صبر وشکیبایی رااز دست داده ام و موفقیت اجتماعی و شخصیت خود را فراموش کرده ام ، گاهی که بغض درگلویم جمع می شود، سعی می کنم اندوه و غصه ترا آشکار نکنم ولی بی اختیار بغض در گلویم می ترکد و گاهی هم ، اندوه درونم چون نفسی عمیق وسوزان از گلویم بیرون می آید و بالخره در رشته های غصدی مرگ تو در پیچ وتابم.
ای مادر! اندوهی که امروز همچون باری سنگین بردل من نشسته وغصه ای که امروز از مرگ و فقدان تو دل مرا به درد می آورد تاوان آن دردهایی است که در دوران حمل و به هنگام زایمان بر دل می ساختم و ناراحتی هایی که برای دنیا آمدن ، مراتب ایجاد       می کردم.
ای مادر تو آن گوهر نفیس وآن در گرانبهایی هستی که من در بازپس گرفتن آن از دست دشمن غارتگر ، از پرداخت هر نوع تاوانی ، دریغ ندارم. اما افسوس که مرگ تو را از دست من ربود و کسی از چنگ اوبر نمی گردد. 
زن از دیدگاه سیدرضی یا دیدگاه یک اسلام شناس درباره ی جایگاه زن مسلمان:
قصیده ی فوق که سروده های سید رضی است بیش از هزاران سال قدمت دارد. ظاهر قصیده سوگنامه ای بسیار غم انگیز ولی محتوای آن بیانگر دیدگاه آیین حیاتبخش اسلام و ژرف نگری و متوفی بودن افکار غم انگیز ولی محتوای آن بیانگر دیدگاه آیین حیاتبخش اسلام و ژرف نگری ومتوفی بودن افکار ترتیب یافتگان مکتب قرآن و اندیشمندان مسلمان است. چنانچه اشاره شد ظاهر این قصیده سوگنامه ای بسیار درد آور در بزرگداشت کرامت یک مادر است که تراوش قریحه ی سیدی غمدیده است که در قالب شاعرانه ترین احساسات وزیباترین احساسات و زیباترین تشبیهات وظریف ترین واژه ها ولطیف ترین معانی حالت یتیمی خود را بهتصویر کسیده است ، که حقیقت این اشعار و ابیات ، بیان هویت هویت اصلی و شخصیت واقعی و قداست ذاتی و کرامت وموهبت خدادادی یک زن مسلمان است که در جامعه ی اسلامی از چه جایگاه والایی برخوردار است. سید ژرف اندیش ما در قالب قصیده و شعر ؛ بار دیگر با سلاح بیان درآیندی زمان ، نقش و نگاری تازه آفرید وبا رنگ معرفت و حقیقت لوح رنگین دیگری بر صفحه ی هستی کشید و درقعر جهالت قرن چهارم که زن را موجودی بی ارزش تلقی می کردند وفلاسفه ومکتب های ساختگی و— این موجود ارزشمن  را خوار و زبون ساخته بودند فریادی خروشان به بلندای تاریخ مظلومیت این موجود نفیس الهی سر می دهد که هنوز هم درگوشزمانه طنین انداز است و چشمان خفته کوردلان را به رشهایی معرفت فرا می خواند.
سید علامه، زن مسلمان را گوهری گرانبها ، موجودی فداکار ، دژی محکم و مربی بزرگ بشریت معرفی میکند وبا بیان این اوصاف از مقام زن دفاع همه جانبه نموده است و برای زنده کردن وزنده نگه داشتن هویت اصیل زن تلاشهای زیادی را انجام داده است. در اینجا برای آشنایی بیشتر با اندیشه های عالی سید اندیشمند به فرازهایی از این «سپاس نامه» یا « مقام نامری مادر» گوش می سپاریم:
ای مادر! اگر عمدی مادران نیک روزگار همانند تاو می بودند ، راستی که فرزندان ، هرگز به وجود پدر نیازمند نمی شدند
مادر! تو نمرده ای ، بلکه در میان زنان صالح روزگار زنده ای و آوازه ای فراموش نشدنی داری ، و دراین حادثه ، بیشترین ضرر را من دیده ام زیرا که پس از این ، با کدامین دست که دست مشکل گشای تو همراه نباشد .مشکلی را خواهم گشود ویا با که امین وسیله ، مانع را از سر راهم بر نخواهد داشت؟

خرید و دانلود

با قیمت 4,000 تومان
  • انتشار : ۳۰ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج