امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,000 تومان
این فایل در ۳۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انسان با ساختن خانه از محيط بي انهاي پيرامون خود در يك نقطه گرد مي آيد و از پراكندگي و گريز از طبيعت به تمركز و حضور روي مي آورد و بدين گونه به طبيعتي كه بدون حضور انسان رها شده و پراكنده و فاقد معني است معني مي دهد و با بنا كردن خانه به اين تمركز و تجمع هويت مي بخشد و به ايجاد درون و برون دست مي زند. درون و بروني كه قبل از حضور انسان و سكني گزيدنش بروي زمين وجود داشته اند و با پديد آوردن خانه دروني را مي سازد كه بدون حضور انساني كه در آن ساكن مي شود و سكني مي گزيند تحقق نمي يابد
روند پژوهش(تحقيقات)
در اين پروژه يك مجموعه مسكوني به گونه اي كه بيشترين امكانات را در طول زمان در يك مكان فراهم آورده مورد نظر بوده است. در روش طراحي خطوط اصلي سايت، بررسي نقاط مهم سايت و محورهاي تاثيرگذار و ويژگي اصلي يك مبناي مسكوني و باورهاي يك فرد از يك مبناي مسكوني در دستور كار طراحي قرار گرفته است.
با توجه به اينكه مجموعه مورد استفاده اقشار مختلف قرار ميبايستي نيازها و تمايلات آنها پاسخ داده شود در اين راستا با توزيع فرمهاي نظرسنجي در بين افراد و بررسي نظرات آنها مباني كلي كار مشخص هستند توجه به فضاي سبز باز، حركتها و چرخشها. مسيرهاي حد پياده ديد و منظر مناسب و نحوه دسترسي به مجموعه از نكات مهمي بودند كه در طراحي مدنظر قرار گرفته. ابزار مورد استفاده در طراحي، كتابهاي موجود و مقالات و نشريات سازمانها و ادارات است كه توجه به استانداردهاي موجود حداقل هاي مورد نياز و ابعاد فضاها پيش بيني شده است.
اهميت موضوع:
در ميان فضاهاي معماري، مسكن اولين نيازي بود كه در ذهن انسان جاي گرفت. توجه انسان اوليه به مسكن تنها به دليل رفع نياز به سرپناه و ايجاد فضاي امن بوده است ولي به تدريج كسب آسايش بيشتر از نظر فيزيكي و رواني در راستاي پيشرفت انسان در طول تاريخ به عنوان اولويتهاي بعدي مطرح شدند بدين ترتيب مي توان گفت مسكن با اهميت ترين فضاي معماري در ميان فضاهاي مختلف هم از نظر پيشينه تاريخي و هم از نظر مدت حضور در آن براي بشر بوده است.
خانه ها در كنار هم هسته اوليه شهرها را تشكيل مي دهند و ديگر عناصر شهري به عنوان فضاي هدماتي وابسته به آن مطرح مي شوند.
بنابراين مسكن در معناي فضاي زندگي بايد به تمام ابعاد فيزيكي و رواني انسان پاسخ دهد چرا كه الگوهاي رفتاري اعضاي جامعه از روحيه حاكم بر فضاي زندگيشان نشات 
مي گيرند.
آنچه موجب شاخص شدن يك فضاي معمار از مي شود توجه به همين تعريف موضوع است كه خانه را از طراحي براساس روشهاي ساخت و استانداردها خارج كرده و مفاهيم جديدتر و عميق تري را ارائه مي دهد. به طوري كه مفهوم مسكن در هر زمان و مكان، با توجه به نياز و روحيات مخاطبان خود تغيير و تحول يافته است.
مفهوم سكونت:
سكونت را مي توان بيانگر تعيين موقعيت و احراز هويت دانست. بيانگر برقراري پيوندي پر معنا بين انسان و محيطي موزون كه اين پيوند از تلاش براي هويت يافتن معيني به مكاني احساس تعلق داشتن ناشي مي شود بدين ترتيب انسان زماني به خود وقوف مي يابد كه مسكن گزيند و در نتيجه هستي خود را در جهان تثبيت كرده باشد. بنابراين سكني گزيدن هدف و مقصود ساختن را نشان مي دهد.
ساختن تنها وسيله اي براي سكونت كردن به معناي پناه گرفتن نيست بلكه به نحوه ي خودي پيش از همه چيز سكونت كردن است. رابطه انسان با مكان و به تبع آن با فضا ويژگي هاي سكني گزيدن است هنگاميكه به ارتباط مكان و فضا و انسان مي انديشيم فوري بر ماهيت چيزهايي كه مكان هستند و ما آنها را ساختمان مي نمايم پرتو مي افكند.
مكان انسان را مي پذيرد و به آن استقرار مي بخشد. مكان به دو معني براي انسان مكان 
مي سازد. پذيرفتن و استقرار بخشيدن كه اين دو به يكديگر وابسته اند. مكان به عنوان يك فضا سازي دوگانه يك سرپناه به شمار مي رود و براي انسان يك مسكن و جايگاه سكني گزيدن است.
اين مكان هاي زندگي است كه انسانها را پناه مي دهد و مسكن شمرده مي شود اگر چه به طور مسلم خانه هاي مسكوني در معناي محدود آن نباشند، ايجاد چنين مكانهايي ساختن است و ساختن چون چيزها را به عنوان اماكن توليد مي كند به ماهيت فضاها و منشا سرقت فضا نزديكتر است تا به هندسه و رياضيات بناهاي اصيل به سكني گزيدن شكل مي دهند و سكني گزيدن براي حضور بناها مكان ايجاد مي كند و ساختن فراهم آوردن زمينه سكني گزيدن است و اين است ماهيت ساختن ما فقط آنگاه مي توانيم باشيم كه سكني گزينيم و براي سكني گزيدن هم ساختن و فكر كردن هر يك به گونه اي خاص خود اجتناب ناپذير به نظر مي رسند.
از روزگاران كهن تاكنون مسكن مكاني بوده كه با تامين آن انسان به«بودن» دست يافته است و در اين بودن هستي و زندگي را تجربه كرده است و چون هستي در حال شدن است نحوه نگرش به هستي نوع بودن و شكل سكونت را رقم مي زند و از پذيرش خبري هستي به نيستي تا به اين باور كه از هستي به نيستي، آني از شدن است و هستي جاوداني است. شكل هاي متفاوتي از مسكن را تجربه كرده ايم بنابراين انسان با سكونت به بودن دست يافته و سكونت چگونگي بودن را معني كرده است.
انسان جهان ماقبل صنعتي به لحاظ دگرگوني هاي اندك آن جهان در طول ساليان دراز شدني آرام را تجربه مي كرد و در اين آرامش بر آن بود كه سكونت خويشتن را براي بودني جاوداني شكل بخشد.
خشتهايش را محكم بر هم مي نهاد و سنگهايش را استوار بر هم قرار مي داد. در جهان ايستايي او همه چيز لايتغير مي نمود و مسكن نيز چنين مكاني بود براي هستي يافتن چندين نسل، نسلهايي كه كماكان بر سنت پدران خويش مي رفتند. دگرگوني حادث شده از انقلاب صنعتي نه تنها چارچوب كهن زيست و توليد را بر هم زد بلكه جهاني را سبب گرديد كه شدن در آن بس شتابان است.
نيروهاي گسلنده اين انقلاب و خيزشها و موجهاي پياپي آن نوعي ديگر از بودن را طلب مي كند و به تبع آن شكلي ديگر از سكونت را. انسان اين جهان نوعي ديگر از چادر نشيني را تجربه مي كند بي آنكه سازمان اجتماعي آنرا شكل بخشيده باشد.
اگر در روزگار چادرنشيني، نخستين امكان انتخاب مكان را مي داشت اين مكان اكنون از او سلب شده و همانگونه كه مفهوم«بودن» در نحوه سكونت چادرنشيني سخت مي شود امروز نيز اين مفهوم ناتوان جلوه مي كند الزامات شيوه زيست و توليد صنعتي حكم به آن تعيين كننده شكلي از سكونت مي گردد كه دست يابي به بودن در آن اگر نه هيچ كه معناي بس كمرنگي مي يابد و هستي يافتن به هيچ مي رسد ولي از آن جا كه بودن يكي از نيازهاي اوليه انسان است تلاش براي يافتن مكاني كه اين امر در آن تحقق يابد يكي از خواستهاي انسان معاصر مي گردد. از حركتهايي كه به نوعي آرام صورت مي پذيرد و 
مي توان به اين دست يافت كه انسان معاصر نيز برآن است كه با سكونت گرفتن در مكاني شايسته بودن خويش را تجربه كند. در سنت ديني حضور انسان بر روي زمين سكني گزيدن و آرامش يافتن كه در بهشت نخستين به انسان هديه شده بود با شب، همسر، زمين آبي كه در دسترس باشد و ابراي كه چند گاهي سايه بيندازد قرين شده كه مظهر و جامع همه آنها خانه ها شده است.
اشتياق، سكونت، معماري:
«مسكن» محل سكونت فضاي زندگي خصوصي و در زبان محاوره و روزمره خانه است معنايي حساس اين اصطلاح با«خانه شخصي» متفاوت است كه براساس اراده و تمايلات صاحب آن شكل گرفته است. مسكن بحث گسترده تري است كه با اقتصاد، سياست و فناوري ارتباطي مستقيم دارد. در طراحي مسكن عوامل زيادي دخيل هستند كه راه را بر خلاقيت و احساسات مي بندند.
صرفه جويي در مصرف انرژي، مقررات زلزله، ساختمان شهرسازي، آتش سوزي، بهداشت استاندارد توليد انبوه شبكه بهينه سازي و تاسيسات، ابعاد مشخص فضاء، سطوح پنجره ها، شكل پلكان و راهروها و صدها مسئله ديگر معماران را به سوي اتخاذ راه حلهاي از پيش تعيين شده سوق مي دهند.
راه حلهايي كه از واكنش خارج از اراده مجموعه عوامل مستقل تعيين كننده پروژه بوجود مي آيند و مستقل از اميال طراحان، بهره برداران، سازندگان و سفارش دهندگان كار تحقق مي يابد به جز در مواردي خاص كه اراده قوي اقتصادي با مديريتي پشتوانه كار طراحي باشد عموما همين بند از بند گسيخته جايگزين طراح و تعيين كننده انتخابهاي فرمال پروژه است.
در شرايط فعلي عامل سوداگري ساختماني نيز كه ارزشها را فداي قيمت و سود آسان 
مي كند فعال است و در تقابل مخرب با معيارهاي فني و اقتصادي ملغمه اي بوجود 
مي آورد كه فقط از ناچاري محل سكونت ناميده مي شود.
اين مسكني نيست كه انسان با ميل و رغبت در آن زندگي كند و به آن باز گردد. اين گونه مسكن كاذب، خريده و اشغال مي شود ولي هرگز به لحاظ حسي و عاطفي تصرف 
نمي شود و انسان هويت خود را در آن باز نمي يابد. كودكان در نقاشيهاي خود با سعي فراوان خانه هايي تصوير مي كنند كه از غريزه طبيعي آن ها ناشي شده است و درك آنها را از مفهوم سكونت، مركز، مبدا و مرجع زندگي نشان مي دهد.
بيشتر اين تصاوير خانه اي نيست كه كودكان در آن زندگي مي كنند بيشتر خانه ها تبلور تمايلات نامرئي و غير قابل توصيف بزرگسالان نيستند.
طرح مسكن را مي توان ناشي از تمايلات شخصي معمار يا سازنده بنا نيز دانست و اراده جمع نيز، كه فرضا در ضوابط و معيارهاي ساختماني تبلور بيابند و به طور غيرمستقيم در طرح مسكن تاثير بگذارند از آن چنان مسيرهاي پيچ در پيچ اداري عبور مي كنند در نهايت نقش موثر و دلخواهي را در شكل گيري مسكن ايفا نمي كند. اگر يك لحظه عادت چشم را فراموش كنيم و به اطراف خود نگاه كنيم در خواهيم يافت كه در اين عرصه بي كران ساختمانهاي زشت يكسان و در عين حال متفاوت چيزي وجود ندارد كه ما را به خود جلب كند.
يكي از مسائل بسيار اساسي كه اغلب در برنامه ريزي هاي مسكن از قلم مي افتد ميل طبيعي انسان به سكونت به عنوان يك عامل تعيين كننده در انتخابهاي معمارانه و رابطه مستقيم با ميل غريزي ساختن و اشتياق به كار معماري است. سكونت يك نياز ديرينه است همچنان كه زنده ماندن، غذا خوردن و زندگي اجتماعي اين گونه هستند انسان به طور غريزي كارهاي غروري زندگي خود را تحت فرمان اشتياق انجام مي دهد حتي نيازهاي فرهنگي نظير آموختن خواندن، نوشتن، نقاشي و بازديد موزه، گوش كردن به موسيقي يا نواختن ساز نيز با محركه اشتياق صورت مي گيرد در يك زندگي سالم و طبيعي حتي فعاليت كاري، آشپزي، پياده روي و رانندگي نيز با ميل و علاقه انجام مي شود.
در پس هر اشتياق همواره يك ضرورت يا يك نياز وجود دارد.
خانه مكاني است كه در آن بخش مهمي از فعاليتهاي ضروري انسان كه با اشتياق سر و كار دارند اتفاق مي افتد توجه به ميل زيستن در فضاي معماري و تجربه جلوه هاي جذاب آن از ياد رفته است. در دوره شكوفايي معماري هم معماران و هم مردم در اين اشتياق مهم بودند و خصوصا سفارش دهندگان ساختمان پا به پاي معلمان در ماجراي طراحي شركت مي كردند.
امروز اشتياق معماران به طراحي و اشتياق  بهره برداران به سكونت سركوب شده است. نتيجه معماري نيم بعدي كه بيشتر اوقات هم طراح و هم مردم از آن راضي نيستند. البته اشتياق و ارضاي آن دو مسئله جداگانه هستند و همچنان كه ويتروبوگرگوئي 
مي گويد:«فقط فرآيند طراحي است كه اين دو را به هم پيوند مي دهد.»
اشتياق به بيان اشتياق از طريق معماري بسيار اهميت دارد. وقتي نيازهاي اوليه مانند نياز به داشتن سرپناه تامين شوند دامنه اشتياق گسترش مي يابد و به دامنه هنر كشيده مي شود. جامعه امروزي به سوي تامين وسايل و امكانات و پيشرفت فني اشياي زندگي پيش از حد نياز حركت مي كند. ساعتي كه بر مچ مي بندد بيش از حد نياز دقيق است اتومبيلي كه سوار مي شويم مي تواند سريعتر از حد نياز حركت كند و تلفن همراهي كه مي خريم بيش از حوصله ي ما امكانات و گزينه هاي فني دارد. خانه ي خود را از وسايلي پر 
كرده ايم كه ۳۰ سال پيش از اين حتي در تصور نمي گنجد.
در چنين جامعه اي به گفته دمارني جامعه شناس ايتاليايي زيبايي شناسي مهم ترين عامل تعيين كننده رفاه است. امروز ساعت مچي خود را نه براي دقت بلكه به دليل طرح ويژه آن مي خريم و اين كار را از روي اشتياق و نه صرفا از روي ضرورت انجام مي دهيم.
اگر چه جامعه ما و بسياري از جوامع بشري به حدي از رفاه نرسيده اند كه همه انتخابهاي آن از توجه به زيبايي تاثير بپذيرد. هنگام ساختن يك ساختمان هر چند اقتصادي، توجه به غريزه طبيعي انسان در اشتياق به سكونت و محل زيست اصلي است كه نبايد فداي كم توجهي و جلوتر از آن سوداگري ساختماني شود.
مسلم اينكه كيفيت خاسته بسيار مهمي است كه در كار معماري از بحث اشتياق تفكيك ناپذير است مخاطب معماري فقط كاري را مي پذيرد كه نخست طراح از آن راضي باشد اشتياق امري غريزي است ولي شكل تبلور آن را فرهنگ تعيين مي كند و در معماري طراحان وظيفه پيشبرد مفاهيم فرهنگي و زيبايي شناسي را بر عهده دارند.
طراح با عمل طراحي، در مقابل فرهنگ در مقياس محلي يا جهاني واكنش نشان مي دهد. اين واكنش مي تواند در جهت پذيرش و برجسته كردن ارزشهاي زيبايي شناسي نهفته در شرايط موجود باشد. به عنوان كردن مفاهيم جديد منحصر شود يا گزينه اي در تضاد با متن ساختماني و فرهنگي موجود ارائه كند.
در هر صورت اشتياق عامل تعيين كننده اي در انتخابهاي معمارانه است.
دانيل ليبسكنبد در كار خود به سه عامل مهم اشتياق، روش دايره اشاره مي كند. به نظر او بين اين سه موضوع فاصله اي وجود دارد كه هرگز طي نمي شود. زيرا هر يك از قضا متفاوتي نتيجه مي شوند.
اشتياق به آرزوي شخصي طراح در تبلور بخشيدن به يك تصور، رساندن يك پيام، از خود به جاي گذاشتن اثري بر صفحه يا به انجام رساندن تجربه اي جديد مربوط مي شود.
ايده، جهشي شهودي است كه مستقل از اراده و حتي ميل طراح به وقوع مي پيوندد و روش يك فن است كه از طريق آموزش و تجربه حاصل مي شود.
به طور كلي لزومي ندارد همواره فاصله بين اين سه عامل طي شود و كار معماري به وحدتي مطلق برسد چنين وحدتي هرگز وجود ندارد و حتي مهم ترين شاهكارهاي تناقض هايي آشكار دارند كه از چندگانگي عوامل موثر بر طراحي و اجرا نشات 
مي گيرند.
عوامل وحدت دهنده اشتياق، ايده و روش را به هم مربوط مي كنند دو عامل مهم به شرح زير هستند:
الف: اثر به مشابه موجودي مستقل كه گويي ميلي دروني به دگرگوني در آن وجود دارد.
ميكل آنژ معتقد است مجسمه سازي خلق يك اثر جديد نيست بلكه آزاد كردن فرمي است كه درون سنگ اسير است. او با ديدن يك تخته سنگ مي توانست تصور كند چه شكلي مي تواند از درون حجم نامنظم سنگ بيرون آيد و به بهترين وجه با موضوع كار و فرم سنگ هماهنگ شود.
نويسنده پيش از اين كه نوشته را آغاز كند ايده اي در سر دارد پس از شروع كار، خود متن نويسنده را هدايت مي كند. هر اثر معماري سزاوار اين نام، مشخصات و شرايطي دارد كه ايده ها و شوق اوليه را در جهت مشخصي راهنمايي مي كنند.
ب: توجه به اشتياق مخاطب معماري.
هنر زماني به ضرورت تبديل مي شود كه در مخاطب خود اشتياقي برانگيزد. معماري نبايد از موقعيت ممتاز خود نسبت به ديگر هنرها در ارتباط با ضرورت عملي خود سوء استفاده كند.
يك گالري هنري را كه اگر دوست نداشته باشيد معني نمي بينيد ولي معماري اينگونه نيست از خيابان چه زشت و چه زيبا اجبارا عبور مي كنيم. توجه به نيروهاي دروني هر اثر و در نظر گرفتن آنچه مي تواند مخاطب معماري را به شوق آورد مي توانند تضادها و كثرت داده هاي يك پروژه را در جهتي مشخص هدايت كنند.
در اين جا سعي شد اشتياق كه ظاهرا از جنس موضوعات معماري نيست به بحث گذاشته شود و نقش تعيين كننده اي آن در طراحي و ايجاد معماري مورد اكيد قرار گيرد.

خرید و دانلود

با قیمت 5,000 تومان

عتیقه زیرخاکی گنج