امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 79 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 4,000 تومان
این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خدايا از تو درخواست مي كنم به آن رحمت بي انتهايت كه همه موجودات را فراگرفته است و به توانائي بي حدت كه بر همه چيز مسلط و قاهر است و همه اشياء مطيع اوست و تمام عزت ها در مقابلش ذليل است و به بزرگيت كه سراسر عالم را محشون كرده است و به پادشاهيت كه بر تمام قواي عالم برتري دارد و به ذات پاكت كه پس از فناي همه موجودات باقي، ابدي است و به نام هاي مباركت كه در همه اركان تجلي كرده است و به علمت كه بر تمام موجودات محيط است و به نور تجلي ذاتت كه همه عالم را روشن ساخته است، اي نور حقيقي و اي منزه از توصيف، اي پيش از همه سلسله و اي بعد از همه موجودات پسين
خدايا، ببخش آن گناهاني كه پرده عصمتم را مي درد، خداي، ببخش، آن گناهاني كه بر من كيفر عذاب نازل مي كند، خداي، ببخش، آن گناهاني را كه در نعمتت را به روي من مي بندد، خداي، ببخش ، آن گناهاني را كه مانع قبول دعاهايم مي شود، خدايا، ببخش آن گناهاني را كه بر من بلا مي فرستد. 
خدايا، هر گناهي كه مرتكب شده ام و هر خطائي كه از من سرزده همه را ببخش . اي خدا، من با ياد تو به سوي تو تقرب مي جويم و تو را سوي تو شفيع مي آورم و از درگاه وجود و كرمت مسئلت مي خواهم كه مرا به مقام قرب خود نزديك سازي و شكر و سپاست را به من بياموزي و ذكر و توجه حضرتت را بر من الهام كني.
خدايا، از تو مسئلت مي خواهم با سوالي از روي خضوع و ذلت و خشوع كه كاربر من آسان گير و به حالم ترحم كني و مرا به قسمت مقدر خود خشنود و قانع سازي و در هر حال مرا متواضع گرداني.
خدايا، من از تو مانند سائلي درخواست مي كنم كه در شدت فقر و بيچارگي باشد و تنها به درگاه تو در سختي هاي عالم عرض حاجت كند و شوق و رغبتش به نعم ابدي كه حضور توست باشد.
اي خدا پادشاهي تو بسيار با عظمت است و مقامت بسي بلند است و فكر و تدبيرت در امور پنهان است و فرمانت در جهان هويدا است و سطوت و قهرت بر همه غالب است و قدرتت در همه عالم نافذ است و كسي از قلمرو حكومت تو فرار نتوان كرد.
خدايا، من كسي را كه گناهانم را ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاي بدم به كار نيك بدل كند، جز تو نمي يابم، خدايي جز تو نيست اي ذات پاك و منزه و ستايش مخصوص توست، و من به عصيان بر خود ستم كردم و از ناداني بر نافرماني تو جرات يافتم و دلم آرام و خاطرم آسوده به اين بود كه هميشه مرا ياد كردي و بر من لطف و احسان فرمودي.
اي خداي اي مولاي من، چه بسيار كارهاي زشتم مستور كردي و چه بسيار بلاهاي سخت از من دور بگردانيدي و چه بسيار از لغزش ها كه مرا نگاه داشتي و چه بسيار مكروه و ناپسند ها كه از من دور كردي و چه بسيار ثناي نيكو كه من لايق آن نبودم و تو از من بر زبان ها منتشر ساختي .اي خدا، غمي بزرگ در دل دارم و حالي بسيار ناخوش و اعمالي نارسا.
زنجيرهاي علايق مرا در بند كشيده و آرزوهاي دور و دراز دنيوي از هر سودي مرا بازداشته و دنيا به خدعه و غرور و نفس به جنايت مرا فريب داده است. اي خداي بزرگ و سيد من، به عزت و جلالت قسم كه عمل بد و اعمال زشت من دعاي مرا از اجابتت منع نكند و به قبايح پنهانم كه تنها تو بر آن آگاهي مرا مفتضح و رسوا نگرداني و بر آنچه از اعمال بد و ناشايسته در خلوت به جا آورده ام و تقصير و ناداني و كثرت اعمال غفلت و شهوت كه كرده ام زود مرا به عقوبت مگير.
اي خدا، به عزت و جلالت سوگند كه با من در همه حال رافت و رحمت فرما و در جميع امور, عطوفت و مهرباني كن. اي خدا, اي پروردگار، جز تو من كه را دارم تا از او درخواست كنم كه غم و رنجم را برطرف سازد و به حالم از لطف توجه كند، اين خدا، اي مولاي من، تو بر من حكم و دستوري مقرر فرمودي و من در آن به نافرماني وپيرو هواي نفس گرديدم و خود را از وسوسه دشمن كه معصيت ها را در نظرم جلوه گر ساخته و فريبم داد، خود را حفظ نكردم و قضاي آسماني نيز مساعدت كرد تا آنكه من در اين رفتار از بعضي حدود و احكامت قدم بيرون نهادم و در بعضي اوامرت راه مخالفت پيمودم ، حال در تمام اين امور، تو را ستايش مي كنم.
و حال آنكه مدت آن عذاب طولاني است و زيست در آن هميشگي است و هيچ بر اهل عذاب در آن جا تخفيفي نيست، چنانچه آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست كه هيچكس از اهل آسمان و زمين تاب و طاقت آن را ندارد.
اي سيد من ، پس من بنده ناتوان و ذليل و حقير و فقير و دورمانده تو چگونه تاب آن عذاب را دارم؟ اي خداي من اي پروردگار من و سيد و مولاي من ، از كدامين سختي هاي امورم به سوي تو شكايت كنم؟ و از كدام يك به درگاهت بنالم و گريه كنم؟ 
از دردناكي عذاب آخرت بنالم يا از طول مدت آن بلاي سخت زاري كنم؟ پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت مغرب گرداني و با اهل عذابت همراه  كني و از جمع د وستان و خاصانت جداسازي در آن حال در آتش عذاب تو قرار گيرم.
اي خداي من و سيد و مولاي من و پروردگار من ، صبوري كنم؟ چگونه بر فراق تو صبر توانم كرد و گيرم آنكه بر حرارت آتشت شكيبا باشم، چگونه چشم از لطف و كرمت توانم پوشيد يا چگونه در آتش دوزخ آرام گيرم با اين اميدواري كه به عفوت دارم، باري به عزتت اي سيد و مولاي من به راستي سوگند مي خورم كه اگر مرا با زبان گويا گذاري من در ميان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همي كنم و بسي فرياد مي زنم و مانند آنكه عزيزي گم كرده بر تو زار زار مي گريم و به صداي بلند تو را مي خوانم ، كه اي ياور اهل ايمان و اي منتهاي آرزوي عارفان و اي فرياد رس فرياد خواهان و اي دوست دل هاي راستگويان و اي خداي عالميان .
آيا درباره تو اي خداي منزه وستوده صفات، گمان مي توان كرد كه بشنوي در آتش فرياد بنده مسلمي را كه به نافرماني در دوزخ زنداني شده و سختي عذابت را به كيفر گناه مي چشد و ميان طبقات جهنم به جرم و عصيان محبوس گرديده و ناله اش با چشم انتظار و اميدواري به رحمت به سوي تو بلند است و به زبان اهل توحيد تو را مي خواند و به ربوبيت تو متوسل مي شود باز چگونه در آتش عذاب خواهد ماند؟ در صورتي كه به سابقه حلم نامنتهايت چشم دارد يا چگونه آتش ب او الم رساند و حال آنكه به فضل و كرمت اميدوار است؟ يا چگونه شراره هاي آتش او را بسوزاند با آنكه تو خداي كريم ناله اش را مي شنوي و مكانش را در آتش مي بيني يا چگونه شعله هاي دوزخ بر او احاطه كند با آنكه ضعف و بي طاقتي او را مي داني يا چگونه در طبقات آتش به خود بپيچد و مضطرب بماند با آنكه تو به صدق او آگاهي يا چگونه ماموران ، او را زجر دهند با آن كه به صداي يا رب، تو را مي خواند، يا چگونه به فضل تو، اميد آزادي از آتش دوزخ داشته باشد و تو او را به دوزخ واگذاري.
هيهات كه هرگز چنين معروف نباشد و اين گمان به فضل تو نرود و به رفتار با بندگان موحدت كه همه احسان و عطا بوده، اين معامله شباهت ندارد. پس من به يقين قاطع مي دانم كه اگر تو بر منكران مرا در آن چه رفته است بر تو هيچ حجتي نخواهد بود، با آنكه در او قضاي تو بوده و حكم و امتحان و آزمايش تو مرا به آن ملزم ساخته و با اين حال بارخدايا، به درگاهت پس از تقصير و ستم بر نفس خود بازآمده ام، با عذرخواهي و پشيماني و شكسته دلي و تقاضاي عفو و آمرزش و توبه و زاري و تصديق و اعتراف بر گناه خود، نه آنچه كردم جاي فراري دارم و نه جايي براي اصلاح كارم كه بدانجا روي كنم و پناه برم، مگر آنكه تو باز عذرم را بپذيري و مرا در پناه رحمت بي منتهايت داخل كني، اي خدا، عذرم بپذير و بر اين حال پريشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهايي بخش.
اي پروردگار من، بر تن ضعيف و پوست رقيق و استخوان بي طاقتم ترحم فرما، اي خدايي كه اول به خلعت وجودم سرافراز كردي و مرا خلق كردي و مرا به لطف و كرم ياد فرمودي و به تربيت و نيكي پرورش دادي و به غذا از نخست عنايت داشتي، اينكه به همان سابقه كرم و احساني كه از اين پيش با من بودت بر من ببخش.
اي خداي من، اي سيد و مولاي من، آيا باور كنم كه مرا در آتش مي سوزاني با وجود آنكه به توحيد يكتائيت گرويدم وبا آنكه دلم به نور معرفت روشن گرديد و زبانم به ذكرت گويا شد و در باطنم عقد محبتت استوار گرديد و بعد از آنكه از روي صدق و خضوع و مسكنت به مقام ربوبيت اعتراف كردم؟
هيهات كه باور نمي كنم، تو اي خدا از آن كريم تر و بزرگوارتري كه آنكس كه خود تربيت كرده اي ضايع گذاري و آنرا كه مقام قرب عطا كردي بازدورگرداني، و آنرا كه بر در خود پناه دادي باز از اردوگاه رحمت براني و آنرا كه خود كفايت امرش نموده و در حقش مهربان بودي باز به دست عقوبت بسپاري و اي خداي من و اي سيد من، كاش مي دانستم كه آيا تو آتش قهر و عذابت را مسلط مي كني بر آن رخسارها كه در پيشگاه عظمتت سر به سجده عبوديت نهاده اند؟
يا بر آن زبان ها كه از روي راستي ناطق به توحيد تو و گويا به حمد و سپاس تو هستند يا بر آن دلها كه از روي صدق و يقين به خدايي تو معترف هستند يا بر آن جان ها كه از علم و معرفت در پيشگاه جلالت خاضع و خاشع هستند يا بر آن جوارحي كه مشتاقانه به مكان هاي عبادت و جايگاه طاعتت مي شتابند و با اعتقاد كامل از درگاه كرمت آمرزش مي طلبند و هيچكس به تو اين گمان نمي برد و چنين خبري از تو اي خداي با فضل و كرم به ما بندگان نرسيده، در صورتي كه تو خود بي طاقتي مرا بر اندك رنج و عذاب دنيا و آلامش مي داني و آنچه جاري شود در آن از بد آمدني هاي آن بر اهل آن با آنكه رنج و الم دنيا اندك است و زمانش كم است و دوامش ناچيز است و مدتش كوتاه است، پس چگونه طاقت آورم و عذاب آخرت و آلام سخت آن عالم را تحمل كنم؟
خدايي ات حكم به آتش قهر خود نكرده و فرمان هميشگي عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودي محققاً تمام آتش دوزخ را سرد و سالم مي كردي و هيچكس را در آتش جاي و منزل نمي دادي و ليكن تو اي خدا نام هاي مباركت مقدس است و قسم يادكرده اي كه دوزخ را از جميع كافران جن وانس پرگرداني و معاندان را در آن عذاب داخل سازي و تورا ستايش بي حد و عظيم سزاست كه با وجود آن كه خويش را ثنا گفتي و به همه خلق از بزرگواري، لطف و كرم انعام نمودي، باز در كتاب خود فرمودي آيا اهل ايمان با فاسقان يكسان هستند؟
هرگز يكسان نيستند ، اي خداي من. اي سيد من از تو درخواست مي كنم به مقام قدرتت كه مقدرات عالم بدان كردي و به مقام قضاي مبرم كه بر هر كه فرستادي غالب و قاهر شدي كه مرا در همين شب و همين ساعت ببخشي و درگذري از هر جرمي و هر گناهي كه كرده ام و هر كار زشتي پنهان داشته ام و هر علمي آشكار يا پنهان به جهالت مرتكب شده ام و هر بدكاري كه فرشتگان عالم پاك را مامور نگارش آن نموده اي كه آن فرشتگان را به حفظ هرچه كرده ام موكل ساختي و شاهد اعمال با جوارح و اعضاي من گردانيدي و فوق آن فرشتگان تو مراقب من و شاهد و ناظر بر آن اعمالم بودي و از فرشتگان هم به فضل و رحمتت پنهان داشته اي همه را ببخشي و نيز درخواست مي كنم كه مرا حظ زياد بخشي و هر خيري كه مي فرستي و هر احساني كه مي افزايي و هر نيكويي كه منتشر مي سازي و هر رزق وروزي كه وسيع مي گرداني و هر گنه كه مي بخشي و هر خطا كه بر آن پرده مي كشي. اي پروردگار من اي پروردگار من، اي خداي من اي سيد و مولاي من، اي كسي كه زمام اختيارم بدست اوست، اي واقف از حال زار و ناتوانم، اي آگاه از بيناي و وضع پريشانم اي آگاه به احتياجم و بي چيزيم. 

خرید و دانلود

با قیمت 4,000 تومان
  • انتشار : ۱۶ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج