امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 79 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 4,500 تومان
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اينك افق را بنگريد كه خورشيد طالع مي شود ، تاريكي ها را مي شكافد و شوكت و سطوت خويش را بر همه جا مي گستراند ، سپاه فرشتگان در پيش رويش به تعظيم ايستاده ، چشم بر فرمان ، در پيشاپيش آنان جبرئيل امين دست ادب بر سينه دارد تا با اذن خداي جليل فرياد بردارد و از كران تا كران بانگ خويش را بگسترد كه اي مردمان ! گوش فرا داريد و بهوش باشيد :
جاءَ الحَق و زَهَقَ اَلباطِ:
 حق آمد و باطل نابود شد
آري در طليعه آن روز دو خورشيد طلوع مي كند :خورشيد منظومه از شرق و خورشيد مهدوي از غرب ، با ياران و همرزمان خويش در كنار يكتا معبد توحيد ، كعبه مقدس .
آري فرزند مولود كعبه قيام الهي خويش را از اين جا به جهانيان اعلام مي دارد 
راستي تا آن زمان كه خورشيد بدمد چگونه بايد زندگي را گرمي بخشيد ؟ بهتر آنكه ياد خورشيد را لحظه به لحظه در سينه ها مان زنده بداريم تا فروغش روحمان را گرمي بخشد كه فرموده اند :  تَوقع اَمر صاحِبك لَيلَك و نَهارِك :  شبانه روز در انتظار ظهور صاحب الامر خود باشيد . خورشيد را بايد پاس داشت ، و از نور و گرميش سخن گفت و او را شناخت و شناساند و تا سرزدنش با تمامي وجود فرياد كنيم : كه در انتظار طلوع نشسته ايم . چه بهتر كه به فرمودة پيامبر بزرگوارe در حديث ثقلين اين شناخت را از سخـن خداونـد متعـال و كـلام دُربار پاكـان از آل محمـدe برگيريم و گوش به پيـام دل 
از اين رو بر آن شديم تا خورشيد را در اين مجموعه با آن كلمات مقدس توصيف كنيم ، هر چند كه اين گزيده برگي از گلستان عطرآگين معارف آن بزرگواران مي باشد . 
آب دريا را اگر نتوان كشيد پس به قدر تشنگي بايد چشيد 
با اذعان به ناتواني خود در اين خوشه چيني از خرمن معرفت از حضرت دوست ميخواهيم تا ياريمان كند و بتوانيم با استناد به احاديث و روايات به سوالاتي چند پاسخگو باشيم 
همه افراد كنجكاو ازخود مي پرسند : 
۱- آيا سرنوشت آينده بشريت صلح وعدالت و امنيت وآزادي انسانها از چنگال هرگونه ظلم و ستم وتبعيض واستعمار است ؟ يا آ نگونه كه بعضي پيش بيني ميكنند هرج ومرجها روز افزون فاصله ها بيشتر ، ناهماهنگي ها ونا به سامانيها فراوانتر ، وسرانجام يك جنگ اتمي – يا فوق اتمي – عالمگير ، پايه هاي تمدن انساني را ويران خواهد ساخت ، و اگر انسانهاي بر روي كره زمين باقي بمانند افرادي عقب مانده ، معلول ، بينوا ودرمانده خواهند بود. 
۲- اگر عقيده نخست صحيح است وسرانجام صلح وعدالت است به چه دليل ؟
۳- اگر بنا هست جهان به سوي عدل وصلح وبرادري گام بر دارد ، آيا اجراي اين اصول بدون انقلاب ممكن است ؟ و به تعبير ديگر : آيا اصلاحات تدريجي و رفورمها توانايي بر دگرگون ساختن چهره عمومي جهان با اين همه ناهنجاريها دارند ؟
۴- اگر لازم است انقلابي صورت گيردآيا تنها از طريق قوانين مادي امكان پذير است ، يا بدون استمداد از اصول معنوي وارزشهاي اصيل انساني ممكن نيست.
۵- باز اگر قبول كنيم چنين انقلابي بهرحال انجام گرفتني است ، رهبر اين انقلاب چه صفاتي بايد داشته باشد ؟
۶- آيا اين انقلاب الزاماُ به حكومت واحد جهاني ميانجامد ؟
۷- آيا آمادگيهاي خاصي براي چنان حكومتي قبلا لازم نيست ؟
۸- اين آمادگيها در دنياي كنوني وجود دارد يا نه ؟ و اگر ندارد آيا درحال حاضر جهان به سوي اين آمادگيها گام برميدارد يا به سوي عكس آن ؟
۹- آيا اين امور – بهرحال باعقيده عمومي مذاهب جهان نسبت به ظهور يك مصلح بزرگ آسماني ارتباطي دارد ؟
۱۰- اعتقاد عمومي مسلمانان به ظهور مهدي چگونه است و پيوند آن با اين مسائل سرنوشت سازچيست ؟
۱۱- آيا اعتقاد به چنان ظهوري ما را به اصلاح عمومي جهان از طريق يك انقلاب همه جانبه نزديكتر ميسازد يا آنچنانكه بعضي مي انديشند دور ميكند ؟ 
۱۲- و آخرين سؤال اينكه آيا اين فكر و عقيده عمومي مذاهب يك واقعيت عيني است و مولود دلايل منطقي ، يا يك تخيل است براي اشباع كاذب تمايلات سركوفته انسانها در مسير گمشده عمومي يعني ((صلح)) و ((عدالت )) ؟ ! …
شك نيست كه در يك نظر ابتدايي قرائن گواهي مي دهد كه دنيا به سوي فاجعه پيش مي رود ، فاجعه اي كه زائيده ” ترك عواطف ” ، در “افزايش فاصله ميان جوامع ثروتمند و فقير” ، ” شدت گرفتن اختلافات و برخوردهاي دولتهاي بزرگ وكوچك ” ، ” سير تصاعدي جنايات ” ، ” نا بسامانيهاي اخلاقي و روحي و فكري ” ، و ” فرآورده هاي نا مطلوب و پيش بيني نشده زندگي ماشيني ” و مانند آن است . فاجعة مقايسه وضع موجود با گذشتة نزديك ، چهرة آن را مشخص مي سازد ، و عامل مؤثري براي نمو جوانه هاي بدبيني در اعماق فكر خوشبين ترين افراد محسوب مي گردد . آگاهان بين المللي مي گويند تنها حجم بمبهاي هسته اي موجود در زراد خانه هاي دولتهاي بزرگ براي نابود ساختن تمام آباديهاي كره زمين نه يك بار بلكه هفت بار! كافي است . اين سلاحها را با آن هزينه هاي سرسام آور كه با ارقام نجومي قابل بيان است بي جهت نساخته اند ، بازيچه نيست ، براي مصرف در يك جنگ اتمي وحشتناك ساخته شده و پيدا كردن بهانه براي شروع آن ، در جهاني كه اين همه برخورد مرزي و تزاحم منافع ، و مناطق قابل انفجار وجود دارد كار مشكلي نيست . در سران بزرگ امروز دنيا نيز ” حس جاه طلبي ” و ” جنون قدرت ” نيز به اندازه كافي براي شروع چنين جنگي سراغ داريم ! بنابراين پيش بيني ميتوان كرد كه در آينده اي نه چندان دور ” فاجعة بزرگ ” روي دهد و احتمالاٌ بشريت در يك جنگ وسيع اتمي ، يا بر اثر فقر اقتصادي ناشي از انحصارطلبي قدرتهاي بزرگ ، يا پايان گرفتن منابع انرژي و يا غير قابل زيست شدن محيط زيست ، از مبان برود ! ولي در برابر اين همه عوامل بدبيني ابتدايي ، مطالعات عميقتر نشان ميدهد آينده درخشاني در پيش است :
اين ابرهاي تيره و تار با غرش تندرهاي وحشت انگيز سرانجام كنار خواهد رفت . اين شام سياه قيرگون را صبح سپيد اميدي به دنبال است . اين سرماي سوزان زمستان جهل و فساد و زورگويي و ستم بهار شكوفان عدالتي در پي دارد . اين اندوه كشنده ، اين طوفان مرگبار ، و اين سيل ويرانگر سرانجام ، پايان ميگيرد ، و اگر خوب بنگريم در افقهاي دور دست نشانه هاي ساحل نجات به چشم مي خورد ! 
نخستين دليل منطقي براي اين موضوع قانون سير تكاملي جامعه هاست :
از آن روز كه انسان خود را شناخته هيچ گاه زندگي يكنواخت نداشته ، بلكه با الهام از انگيزه دروني وشايد ناآگاه كوشش داشته كه خود و جامعه خويش را به پيش براند . 
از نظر مسكن يك روز غار نشين بود و امروز آسمان خراشهايي ساخته كه يك دستگاه آن ميتواند جمعيتي معادل يك شهر كوچك را در خود جاي دهد ، با تمام وسايل زندگي و همه امكانات لازم براي مردم يك شهر ! 
از نظر لباس يك روز از برگ درختان استفاده ميكرد ولي امروز هزاران نوع لباس با هزاران طرح ، و هزاران شكل در اختيار دارد و باز در جستجوي رنگها و طرحها و جنسهاي ديگر است .
يك روز غذايش فوق العاده ساده و محدود بود ، اما امروز به قدري متنوع و گوناگون شده كه تنها ذكر نام آنها نيازمند به يك كتاب بزرگ است . 
يك روز مركبش تنها پايش بود ، اما امروز بر سفينه هاي فضائي سوار ميشود ، و آسمانها را زير پا ميگذارد ، و از كرات ديگر ديدن ميكند .
اما از نظر علم ودانش ، يك زمان بود كه تمام معلومات او در يك صفحه كاغذ ميگنجيد –گر چه هنوز خط اختراع نشده بود – ولي امروزه حتي ميليونها كتاب در رشته هاي مختلف بيانگر علوم و دانشهاي او نيست . 
آن روز كشف آتش ، و اختراع جسم مدوري به شكل ” چرخ ” ، و حربه نوك تيزي مانند” خنجر ” براي او كشف و اختراع بزرگي محسوب ميگشت ، و از اينكه با انداختن يك كنده درخت روي يك نهر توانسته از روي آن بگذرد بسيار خوشحال بود كه پلي ساخته است ، اما امروز صنايع سنگين و اختراعات حيرت انگيزش هر بيننده اي را گيج ميكند ، و سيستم پيچيده مغزهاي الكترونيكي او را در عالمي از رؤيا فرو ميبرد .
و عجيب اينكه به هيچيك از اينها قانع نيست و باز براي وصول به سطحي بالاتر و برتر ، تلاش وكوشش ميكند ، تلاشي پي گير و خستگي ناپذير .
از مجموع اين سخن نتيجه ميگيريم كه عشق به تكامل در درون جان آدمي شعله اي است جاودانه و خاموش ناشدني و در حقيقت يكي از امتيازات بزرگ انسان كه او را از حيوانات و جانداران ديگر يعني جانداراني كه مليونها سال است درجا ميزنند و زندگي ظاهراٌ يكنواختي دارند جدا ميكند همين موضوع است .
و باز بخوبي ميتوان نتيجه گرفت كه اين نهاد بزرگ آرام نخواهد نشست ، و همچنان انسان را در مسير تكاملها به پيش ميراند ، و نيروهايش را براي غلبة بر مشكلات و نابسامانيها و ناهنجاريهاي زندگي كنوني بسيج ميكند . و بسوي جامعه اي پيش ميبرد كه ” تكاملهاي اخلاقي ” در كنار ” تكاملهاي مادي ” قرار ميگيرد .
و بسوي جامعه اي كه در آن از جنگ و خونريزيهاي ويرانگر و ضد تكامل اثري نباشد .
و بسوي جامعه اي كه تنها ” صلح و عدل “حاكم بر مقدرات انسانها باشد ، و روح تجاوزطلبي و استعمار كه مهمترين سد راه ” تكامل مادي و معنوي ” او است ، در آن مرده باشد . ممكن است كساني بگويند كه تكاملهاي گذشته همه در جنبه هاي مادي صورت گرفته ، و دليلي ندارد كه سير تكاملي معنويات را هم در برگيرد . ولي پاسخ اين سخن روشن است زيرا اولاٌ در تكاملهاي گذشته بسياري از اصول معنوي و انساني را نيز ميتوان يافت مثلاٌ در علوم و دانشهاي بشري كه در پرتوي تكامل پيشروي عظيم كرده است .

خرید و دانلود

با قیمت 4,500 تومان
  • انتشار : ۱۳ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج