امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 76 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 6,500 تومان
دانلود رایگان تحقیق موسيقي سنتي و مقامي كردي-خرید اینترنمتی تحقیق  موسيقي سنتي و مقامي كردي-دانلود رایگان مقاله  موسيقي سنتي و مقامي كردي-دانلود فایل تحقیق  موسيقي سنتي و مقامي كردي-تحقیق  موسيقي سنتي و مقامي كردي
 
این فایل در ۴۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بزرگان و انديشمندان جهان تعابير گوناگون از هنر به دست آورده اند، شايد بررسي آن آراء از اصل وظيفة‌ اين پروژه خارج است اما به طريق اختصار سخني چند در اين باب خالي از لطف نيست. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما به ارائه توضیحات مفصل می پردازیم

هنر معجزه، عشق است. هر لحظه به شكلي و يا فرزند عشق است كه هر دم به لباسي هنر زيباترين جلوة‌ محبت و تابش انواري از خورشيد عالمتاب عشق است.

از آنجا كه عشق آموختني نيست وعلم آن در دفتر نمي گنجد زائيده اش يعني هنر نيز كسبي و تقليدي نيست و همچو علت اصليش وطن خاكي نمي شناسد هنر تفسير عشق است، نتيجة‌ نهايي و هدف اصلي از خلق يك پديدة‌ هنري تعبير و تفسير، رمز و راز عشق نهفته در دل صاحب هنر است.

          هنر جلوه هاي گوناگون و بسياري دارد كه هر يك به نوعي تعبير عشقند، گاهي پيام هنرمند به اهل راز از راه چشم قابل دريافت است، بدين منظور در قالب نقاشي يا صورتگري و پيكر تراشي، معماري، حجاري ، قلم زني، خوشنويسي، تهذيب و غيره متجلي گرديده و در شمار هنرهاي بصيري قرار مي گيرد و گاهي اين پيام سمعي است و درك آن از راه شنيدن مسير است كه دو تجلي عظيم آن، يكي شعر است و ديگري موسيقي كه اين دو براي رسانيدن پرندة معني به آشيانة فهم دو بال پروازند كه در اين بخش حقير به موسيقي آن اشاره مي كنم.

موسيقي و پيدايش آن:

          واژة موسيقي يا موزيك كه گاهي در ادبيات فارسي از آن « موسيقار» نيز ياد شده يك واژة‌‌ يوناني است تا اينكه امروز همة آنرا به رسميت شناخته اند و در نوشته ها و گفتارها به كار مي برند. اما از موسيقيدان در ادبيات دري به نام رامشگر  يا خنياگر ياد شده. دربارة‌ پيدايش موسيقي نظرهاي مختلف است، گروهي گويند همزمان با پيدايي سخن و آغاز زندگي بشري مي دانند. گروهي آنرا به زمان حضرت موسي مربوط مي كنند. برخي گويند هندوان از ققنوس آموخته اند، برخي گفته اند كه فيثاغورث آنرا از شنيدن آواي پتك آهنگران ديد و گروهي را از ستارة‌ زهره مي دانند و غيره.

اما عارفان بر اين نظرند كه اين علم برمي گردد به «حضرت آدم (ع)». پس فرمان الهي شرف نفاذ يافت كه روح به جسد ابوالبشر آدم صفي الله نقل كرده متمكن شود. چون رحمت پروردگار دربارة ابوالبشر نامتناهي بود نداي عزت به جبرئيل(ع) رسيد كه به لطائف الحيل روح را به مسكن ابدي او راه نمايد. روح الامين (جبرئيل) به فرمان رب العالمين به درون پيكر مطهر حضرت آدم درآمد و به آواز حزين و مقام راست كلمة‌ درآدرتن ادا فرمود. نداي جبرئيل موجب غذاي روح گشته و روح در پيكر آدم وارد شده كه سرماية‌ فرح و شادماني انسان كامل است. پس، از اين است كه هرگاه شخصي نغمه سرائي كند خواه از آلات نغمات و خواه دهني، در جهت سير معنوي، روح را به ياد اصل خويش مي اندازد و چون اين علم، علم جبرئيل است كه او را روح الامين گويند كه حكما علم روحش گويند و حكماء فلسفه صاحب اين فن را عزيز و نيكو داشتند.

          از نظر قدما و عارفان موسيقي، در جهت اصلاح بشر و تقرب روح انسان مي باشد پس هر مقامي از پيغمبري صلوات الله عليه پيدا شد به جهت حاجات به درگاه قاضي الحاجات. نزد حكماء و فيلسوفان موسيقي را فايدة عظيم است و در بسيار حالها اين را به كار داشته اند، چنانك در محرابها استجابت دعا را. چنانكه كه حضرت داوود عليه السلام در محراب بربط زدي و غناء خوش بر آن راست كردي و چنانك در بيمارستانها به سحرگاهان بزدندي تا بيماران را خواب گرفتگي و از دردها برآسودندي، چنانك در صومعه ها بنهادندي و چون   عامه به زيارت شوندي، خلوت گزيدگان معابد آن را بزدندي تا عامه به راه توبه درآمدندي و باز گفته اند كه روح آدمي از علم قدس سرچشمه  گرفته و توسط طلسمي كه بشر آن فقط بر حق تعالي مكشوف است با بدن خاكي پيوند يافته كه از اين پيوند حيات آدمي در اين عالم تحقق پذير است و در اين زندان تن روح از طريق موسيقي بار ديگر ياد آور سرزمين اصلي خود مي شود و حتي آن طلسم كه روح را به تن پيوند مي دهد از اين راه شكسته مي شود و براي لحظه اي چند هم كه شده مرغ روح اجازه مي يابد تا بالهاي خود را آزاد سازد و به عالم معنوي و فضاي ملكوتي به پرواز درآيد.

موسيقي معنوي مانند موسيقي اصيل ايراني از قويترين طرق بيداري انسان از خواب غفلت است و مركبي مطمئن كه مي تواند انسان را از جهان پررنج و عالم مادي به اوج عالم معني كه هر گونه درد و رنج از ياد رفته برساند و شنونده اي كه روحش مستمد صعود است به وصال حضرت دوست نايل سازد. البته اجراي اين نوع موسيقي كه نوازنده ( چه شخصيتي ) باشد بسيار جاي بحث مي باشدكه در اين فصل نمي گنجد. فقط اشاره مي كنم كه از لذتهاي دنيايي بريده و داراي باطني پاك مي باشد و تسلط كامل به هواي فكري و هوس خود داشته ومعنويات را به دنيا برتري داده و عابد و صالح مي باشد.

 قسمت چهارم: تأثير گذاري موسيقي

حكيم ابونصر فارابي موسيقي را به سه گونه تقسيم كرده:

۱)    بعضي از آهنگها موجب مي شود كه روح انسان را به لذت خوشي رهنمود كند مانند مناجات نامه هاي عرفاني كه در بخش هاي پيشين گفته شد.

۲)    بعضي آهنگها انسان را به انديشه فرو مي برد، در اين باب گويند خسرو پرويز اسب سياه رنگي داشته به نام شبديز كه در وصف آن، آنچنان سخن گفته اند كه در وصف رخش رستم. مجسمة‌ سنگي اين اسب نامدار در طاق بستان كرمانشاه مي باشد، گويند كه خسرو پرويز گفته است كه هر كس خبر مرگ شبديز را برايم بياورد در آن لحظه فرمان مرگش را خواهم داد، مرگ شبديز پيش مي آيد و هيچكس جرأت گفتن اين خبر را به خسرو نداشت تا اينكه اميران دربار به پيش باربد كه موسيقيدان خسرو بود رفتند و به او گفتند و او آهنگي ساخت كه خسرو وقتي آنرا شنيد آنچنان در انديشه و غم فرو رفت كه خسرو گفت: باربد مگر شبديز مرده است كه اينطوري مي نوازي، باربد گفت: خودت اين خبر را گفتي، بله صحيح است.

۳)    دستة سوم آهنگها در انسان عكس العملي به وجود مي آورند و او را به حركاتي مناسب با آهنگ وا مي دارند كه رودكي شاعر و موسيقي دان مشهور سامانيان بوده و چنگ نيز مي نواخت. نصربن احمد ساماني كه رودكي ملازم دربار او بود به منطقه اي كه سفركرد و به واسطة صفاي آنجا دل از بخارا بركند. ملازمان سلطان كه آرزوي ديدار وطن و دوستان و نزديكان خود را داشتند انديشه اي كردند و رودكي را كه تقرب مخصوص به نصر داشت مأمور اين كار نمودند رودكي نيز كه خود طالب ديدار وطن بود قصيده اي ساخت و صبحگاهان به خدمت امير شتافت و چنگ برگرفت و با آواز خوش آن قصيده بخواند كه بيت اول آن چنين است:

بــوي جــوي مولـــيان آيـد همــــي          يــاد يــار مهـــربان آيــد همـــي

بطوري رودكي بيت بعدي را خواند كه گويند امير را بدون موزه وادار به پريدن روي اسب كرد و به وطن بازگشت.

خرید و دانلود

با قیمت 6,500 تومان
  • انتشار : ۳۰ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج