امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 90 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 4,500 تومان
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است. اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام در عرب پيدا شده است. 
ويل دورانت در صفحه ۳۰ جلد ۱۲ «تاريخ تمدن» راجع به قوم يهود و قانون تلمود مي نويسد: 
«اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت، چنانكه مثلاً بي آنكه چيزي بر سرداشت به ميان مردم مي رفت و يا در شارع عام نخ مي رشت, يا با هر سنخي از مردان دردودل مي كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم مي نمود همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.»
همه مي دانيم كه در اسلام چنين مقرراتي هرگز وجود نداشته است و ندارد. زن حائض در اسلام فقط از برخي عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است و همخوابي با او نيز در مدت عادت زنانگي جايز نيست، ولي زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچگونه ممنوعيتي ندارد كه عملاً مجبور به گوشه نشيني شود. 
عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش مي كرد: 
«مرحبا به زنان انصار، همينكه آيات سوره نور نازل شد، يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد. سرخود را با روسري هاي مشكي مي پوشيدند. گويي كلاغ روي سرشان نشسته است» آيه ۳۱ سوره نور
به هر حال آنچه مسلم است اينست كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست. 
علت پيدا شدن حجاب
در باب علت پيدا شدن حجاب نظريات گوناگوني ابراز شده است و غالباً اين علتها براي ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است. 
۱- ميل به رياضت و رهبانيت (ريشه فلسفي) 
۲- عدم امنيت و عدالت اجتماعي (ريشه اجتماعي)
۳- پدر شاهي و تسلط مرد بر زن (ريشه اقتصادي)
۴- حسادت و خودخواهي مرد (ريشه اخلاقي)
۵- عادت زنانگي زن و احساس او به اينكه در خلقت از مرد چيزي كم دارد. (علت رواني)

بالا بردن ارزش
عللي كه قبلاً ذكر كرديم كم و بيش مورد استفاده مخالفان پوشيدگي زن قرار گرفته است، دقيق ترين مطلب آن است كه حيا و عفاف و ستر و پوشش تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كار برده است. زن باهوش فطري و با يك حس مخصوص به خود دريافته است كه از لحاظ جسمي نمي تواند با مرد برابري كند و اگر بخواهد در ميدان زندگي با مرد دست و پنجه نرم كند، از عهده زوربازوي مرد بر نمي آيد، و از طرف ديگر نقطه ضعف مرد را در همان نيازي يافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب، و زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرار داده است. در طبيعت، جنس نر گيرنده و دنبال كننده آفريده شده است. 
وقتي كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد يافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست, همانطور كه متوسل به زيور و خود آرائي و تجمل شد, كه از آن را ه قلب مرد را تصاحب كند، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نيز شد. دانست كه نبايد خود را رايگان كند بلكه بايست آتش عشق و طلب او را تيزتر كند و در نتيجه، مقام و موقع خود را بالا برد. 

فلسفه پوشش در اسلام 
واژه حجاب: به معناي لغوي، حجاب كه در عصر ما اين كلمه براي پوشش زن معروف شده است، چيست؟
كلمه حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب. 
بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت، هر پوششي حجاب نيست. آن پوشش حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد. 
در قرآن كريم در داستان سليمان، غروب خورشيد را اينطور توصيف مي كند: 
(حَتي تَوارَت بِالحِجابِ) يعني تا آنوقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي شد. 
پرده حائز ميان قلب و شكم را «حجاب» مي نامند. 
استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتاً جديد است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه «ستر» كه به منع پوشش است به كار رفته است. فقها و چه در كتاب الصلوة و چه در كتاب النكاح كه معترض اين مطلب شده اند كلمه ستر را به كار برده اند نه كلمه قبلی را استفاده می كردند. همين امر موجب شده كه عده زيادی گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. 
پوشش زن در اسلام اينست كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمائی نپردازد. آيات مربوطه همين معنی را ذكر می كند و فتوای فقها هم مؤيد همين مطلب است. 
فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چيز است. بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی و بعضی ديگر جنبه اجتماعی، و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيری از ابتذال او. 
حجاب در اسلام از يك مسأله كلی تر و اساسی تري ريشه می گيرد و آن اينست كه اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع ديگر به محيط خانوادگی و در كادر ازدواج قانونی اختصاص يابد، اجتماع منحصراً برای كار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربی عصر حاضر كه كار و فعاليت را با لذتجوئيهای جنسی به هم می آميزد، اسلام می خواهد اين دو محيط را كاملاً از يكديگر تفكيك كند.
اكنون به شرح چهار قسمت فوق می پردازيم: 




۱)آرامش روانی
نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار هيجانها و التهابهای جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای سكس را به صورت يك عطش روحی و يك خواست اشباع نشدنی در می آورد. غريزه جنسی، غريزه ای نيرومند، عميق و «دريا صفت» است، هرچه بيشتر اطاعت شود سركش تر می گردد. همچون آتش كه هرچه به آن بيشتر خوراك بدهند شعله ورتر می شود.
اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است، اين است كه، ميل به خودنمائی و خودآرائی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچی. ميل زن به خودآرائی از اين نوع حس شكارچيگری او ناشی می شود. در هيچ جای دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهای بدن نما و آرايشهای تحريك كننده به كار برند. اين زن است كه دلبری كند مرد را دلباخته.

۲)استحكام پيوند خانوادگی 
اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محيط خانوادگی و در كادر ازدواج مشروع، پيوند زن و شوهری را محكم می سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر می شود. 
فلسفه پوشش و منع كاميابی جنسی از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگی اينست كه همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت كردن او به شمار برود. در حاليكه در سيستم آزادی كاميابی، همسر قانونی از لحاظ روانی يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتيجه كانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پايه گذاری می شود.

خرید و دانلود

با قیمت 4,500 تومان
  • انتشار : ۱۶ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج