• بازدید : 66 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,500 تومان
دانلود رایگان تحفیق تاريخ اسلامخرید اینترنتی تحقیق تاريخ اسلام-دانلود رایگان مقاله تاريخ اسلام-دانلود فایل تحقیق تاريخ اسلام-تحقیق تاريخ اسلام-پروژه تاريخ اسلام

این فایل در ۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وبه موار زیر می پردازد:

نهضتي که پيامبر اسلام پايه گذار و رهبر آن بود به مانند هرنهضت انقلابي ديگري با يک جنبش و انقلاب ارتجاعي مواجه شد.

نهضتهاي انقلابي ساير پيامبران هم از اين جنبش هاي ارتجاعي در امان نمانده اند،قرآن و تاريخ بسياري از اين نمونه ها را بيان مي کند در ادامه برای آشنایی بیشتر شما به ارائه توضیحات مفصل می پردازیم

همچنين جنبشهاي ارتجاعي درانقلابهاي اخير نيز به وضوح قابل مشاهده است ،همانند جنبش ارتجاعي که پس از انقلاب فرانسه رخ داد و به بازگشت استبدادطلبان و رجعت جامعه فرانسه به وضعيت قبل از انقلاب انجاميد.

البته بايد در نظر داشت انقلابهاي ارتجاعي با توجه به وسعت و ابعاد هر انقلاب با انقلابهاي ديگر متفاوت است.عمق هرجنبش ارتجاعي به ابعاد و عمق انقلاب تکاملي آن جامعه بستگي دارد .بعنوان مثال در انقلابي همانند انقلاب فرانسه که جنبه سياسي و آزاديخواهانه داشت جنبش ارتجاعي محدودتر از جنبش ارتجاعي است که در انقلابي که پيامبر اسلام پايه گذار آن بودکه تحول ژرفي در کليه ابعاد جامعه بر جاي نهاد مي باشد .

ما همواره در تاريخ شاهد اين فراز و نشيبها مي باشيم .وبايد توجه داشته باشيم که از ثمره اين سنت تاريخ است که جوهره انسانيت نمايان مي شود.اين شکست ها و رجعتها جزو طبيعت تاريخ است زيرا اگر خط تکاملي تاريخ بدون فراز و نشيب تداوم داشته باشد ،عنصر انتخاب و کوشش جهت رسيدن به آن از بين خواهد رفت. و اين امر به اين معني است که در تاريخ اصالت به کار انسانهااست و اگر خط تکاملي تاريخ همواره باقي باشد ،آن وقت ديگر کار انساني و تلاش و زحمت و رنج انسانها ديگر بي معنا مي شود.

پس وجود اصل رجعت در تاريخ براي ما انسانها پيام دارد و آن اينست که :”اين انسانها هستند که با کار خود تاريخ را مي سازند”.

در اين مقاله سعي مي کنيم به جنبه ها و گوشه هايي از ماهيت و دلايل و ابعاد رجعت در تاريخ اسلام بپردازيم و در مقاله هاي بعدي با الگو گرفتن از تجربه جنبش ارتجاعي که در” انقلاب اسلامي پيامبراکرم” صورت پذيرفته است به مکانيزم هاي رجعت در انقلاب اسلامي ايران که در حقيقت با الگو برداشتن از انقلاب پيامبر اسلام به پيروزي رسيده است مي پردازيم.

۱)           معني و ماهيت ارتجاع و مراحل عملي شدن آن :

ارتجاع،گريز از رويه و نظام اسلامي و رجعت به رويه و نظام جاهلي است.رويه اسلامي از قرآن و سنت گرفته مي شود.قرآن رويه مکتوب و سنت رويه معمول است . گاه از ارتجاع به تخطي از احکام الهي و سنت پيامبر نيز ياد شده است.

در زمان پيامبر رجعت نمي توانسته است به صورت يک جريان اجتماعي نيرومند و مقتدر در دستگاه و حکومت وجود داشته باشد ،بلکه در شکل رجعت فردي پديدار مي گشت.

رجعت در فرد با بازگشت به اعمال و عادات و پندارهاي جاهلي صورت مي پذيرد.

“ان الذين امنوا ثم کفروا ثم امنوا ثم کفروا ثم ازدادوا کفرا لم يکن الله ليغفر لهم و لا ليهديهم سبيلا/ بشرالمنافقين بان لهم عذابا اليما”  ( سوره نساء آيه ۱۳۷و۱۳۸)

“آنان که ايمان آوردند بعد کافر شدند سپس ايمان آورده و باز کافر شدند و آنگاه بر کفر خويش افزودند خداوند نه مي آمرزدشان ونه راه مي نمايدشان. منافقان را مژده ده که برايشان عذابي دردناک است.”

اما فرد مرتجع در بحث ما بيشتر بر مرتجعي اطلاق مي شود که مي کوشد اجتماع را به جاهليت باز گرداند يا عملا باز مي گرداند،کسي که علاوه بر گرايش شخصي به سنن و عادات و رسوم جاهلي در رجعت سايرين و در نتيجه رجعت جامعه موثر و سهيم است.

اينان براي تسريع و توفيق بيشتر در تبهکاري نخست بر مقامات عاليه دست انداخته و پس از چيرگي بر مردم و بدست آوردن قدرت نظامي و نفوذ و آمريت سياسي شروع به دگرگونسازي سياست و اقتصاد و قضا، بتدريج نظامات جامعه را دستخوش تحول انحطاطي مي گردانند.

رجعت سياسي نقطه عطفي در جنبش ارتجاعي محسوب مي شود،زيرا تسلط رجعت طلبان برقدرت سياسي و حکومت ،عوامل چندي را بخدمت جريان رجعت مي گمارد و جريان آن را به طرز وحشتناکي تشديد    مي کند:

الزام موسسات اجرايي،تهديدو اعدام،تطميع بوسيله پول و جاه و مقام و شهرت،اغواي ناشي از رفتار مقامات برجسته و…عواملي هستند که رفته رفته کردار و خوي اشخاص را دگرگون مي سازد و مايه تثبيت متقابل اعتقاد و رفتار اجتماعي ،معتقدات و جهان بيني مردم با رفتار جاهلانه حاکمان تجانس و توافق مي يابد.

در تاريخ اسلام نيز همان گونه که بعدا اشاره خواهيم کرد ،امويان که پيش قدم وگرداننده وعامل جنبش وانقلاب ارتجاعي بودند،ابتدا دست به رجعت سياسي زدند و سپس رجعت اقتصادي را به اتمام رساندند و کار رجعت اقتصادي را به بعد از تحقق اين دو موکول کردند.اين کار بسيار هوشمندانه بود.زيرا هر گاه با عقايد اسلامي به ستيزه بر مي خواستند مشتشان واشده و پرده نفاق از چهره شان دريده مي شد و باعکس العمل مسلمانان مواجه مي شدند و نه تنها نمي توانستند جنبش ارتجاعي را به پيروزي برسانند بلکه در رسيدن به سلطنت و مقام هم ناکام مي ماندند.در صورتي که دگرگوني اعتقادي پس از قبضه کردن حکومت و شريان هاي اقتصادي کشور ناممکن  وناشدني نبود.

در حديثي هم که از پيغمبر بيان شده است مراحل جنبش ارتجاعي کاملا بيان شده است:

“اذا بلغ بنوالعاص ثلاثين رجلا اتخذوا مالالله دولاو عبادالله خولا و دين الله دغلا”

“هنگامي که پسران عاص به ۳۰تن برسند اموال عمومي را که متعلق به خدااست به ثروت شخصي تبديل کرده دست به دست خواهند گردانيد،و بندگان خدا را برده خويش خواهند ساخت و دين خدا را مايه فريب و خيانت خواهند کرد.”

در اين حديث ۳مرحله مهم اقتصادي،سياسي و عقيدتي بيان شده است.دررجعت اقتصادي رابطه حکام و مردم با ثروت عمومي تغيير يافته و بشکل جاهلي در مي آيد.تعبير “اتخذوا عبادالله خولا” بيان رجعت سياسي و تغيير رابطه حکام با مردم از همساني به عبوديت مردم و حاکميت مطلقه است.رجعت اعتقادي نيز با تعبير “اتخذوا دين الله دغلا”بيان گشته است و آن تغيير نقش دين در معتقدات مردم از عامل سعادت و رستگاري به ابزار تحميق و بدبختي است.

۲)دلايل وجود ارتجاع در هر نهضت انقلابي و تکاملي:

در هر انقلاب،تحول در نيروي اجتماعي يعني انسانها روي مي دهد و هر گونه تغيير و تحول بر تحول در خوي و اخلاق و عادات مردم مبتني مي شود و نيروي اجتماعي تربيت شده و تحول پذيرفته بعنوان ضامن اجرا و ادامه نظامات اجتماعي تلقي خواهد گشت.از طرفي تحول اعتقادي و اخلاقي امري نسبي است نه مطلق.بعبارت ديگر،در هر نهضت انقلابي،اولا:تحول اساسي اعتقادي-اخلاقي در فرد بکمال نمي رسد و ثانيا همه افراد مشمول تحول نمي شوند.درنتيجه هم بقاياي دوران کهن و آثار اعتقادي،رواني،اخلاقي،فکري پيشين تا اندازه يي در فرد باقي      مي ماند و هم برخي افراد اصلا تحول نمي پذيرند و همچنان اعتقادات و اخلاق گذشته را در خويش نگه مي دارند.عناصر تحول ناپذيرفته و بقاياي عقايد و خوي و عادات قديم در افراد عامل اصلي و عمده گرايش جامعه به عهد کهن و نظام پيشين است.

الف)عناصر تحول ناپذيرفته:

اين عناصر که در اصطلاح اسلام ،کافر ناميده مي شوند به ۲ دسته تقسيم مي شوند:کفار ومنافقين.

کفار خصومتشان را نسبت به اسلام و مسلمانان تصريح مي نمايند و به همين دليل خطر تاثيرشان بر جامعه اسلامي کمتر است،اما منافقين کفاري هستند که چون با استتار و تظاهر به مسلملني بدرون جامعه رخنه کرده اند نقش ارتجاعي خطيري بازي مي کنند بطوريکه نقش کفار در اين زمينه در مقايسه با آنان ناچيز است . در قرآن هم خطر منافقين بيشتر از خطر کفار مورد تاکيد قرارگرفته است.همچنين کفار در بيرون منطقه اسلامي ساکن اند و منافقين در درون جامعه اسلامي مقيم اند و همين امر باعث ارتقايشان به مقامات و موقعيت ها مي شود و خطرشان را به بي نهايت مي رساند

خرید و دانلود

با قیمت 5,500 تومان
  • انتشار : ۰۳ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج