امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 93 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 6,000 تومان
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده  وشامل موارد زیر است:

عصر پسا نوينگرايي با توسعه فن آوري اطلاعات و با کمک افزايش ارتباطات جهاني, آغاز شده است. قطعا بايد تئوريها و نظريات عصر نوين گرايي جاي خود را به تئوريهاي جديد بدهند تا ابزارهاي لازم براي اداره و مديريت دوران پسا نوين گرايي فراهم شود. مقاله حاضر زمينه هاي تغيير “تئوريهاي مديريت صنعتی منابع انساني و سيستم روابط صنعتي” به ” مديريت کارگران دانشي” را مورد بررسي قرار مي دهد.
واژگان کليدي:فن آوري اطلاعات, ارتباطات, جهاني شدن, مديريت منابع انساني، روابط صنعتي سنتي و روابط صنعتي استراتژيک, تغيير در سازمان توليد و سازمان کار.
از مدتها پيش در ادبيات مديريت استعاره اي به اين مضمون بکار گرفته مي شد: “شريان حياتي سازمان «شبکه اطلاعات» و خون جاري در آن «اطلاعات» مي باشد. اگر ارتباطات سازمان به نحو احسن در سازمان برقرار باشد، قلب سازمان خوب کار مي کند و نحوه گردش صحيح اطلاعات داخل سازمان دال بر سلامت سيستم قلبي است.”با توجه به انقلاب عظيمي که تکنولوژي اطلاعات ايجاد نموده و به کمک ارتباطات، دهکده جهاني را پي ريزي کرده است
 دكتر ديويد مك‌دونالد متخصص ارشد سازمان بين‌الملي كار در ارتباط با تغيير سازمان توليد صنعتی معتقد است كه :
اولاً توليد انبوه Mass Production و توليدات كارخانه‌اي Manufacturing  نسبت به زمان تيلور ، تغييرات شگرفي داشته است . تكنولوژي جديد و سيستم‌هاي مديريت جديد اين امر را امكان‌پذير ساخته كه همان سطوح قبلي توليد هم با تعداد كارگران كمتري ارائه شود بدون اينكه از كارگران كار اضافه خواسته شود (توليد انبوه امروزه به تعداد كارگر كمتري نياز دارد )ثانياً : توليد انبوه جاي خود را روز به روز به« توليد ناب» Lean Production مي‌دهد . يعني در حاليكه مؤسسات در حال خدمت و سرويس دادن به بازارهاي بيشتر تخصصي شده هستند ، فرآيندهاي توليد و خطوط زنجيره‌اي توليد روزبه‌روز كوچكتر و محدودتر مي‌شوند و اين همان توليد ناب است . مجموعه عوامل فوق در ارتباط با تغيير سازمان توليدافزايش تأكيد روي كارگران دانشي Knowledge Workers داشته و اين وضعيت اختلافات و تمايزات كاركردي و سلسله مراتبي را بين انواع مشاغل مختلف و نيز كارگران و مديران به شدت كم‌رنگ ساخته است . در نتيجه با تشكيل تيم‌هاي انجام كار ، تضاد پيش‌بيني شده در سيستم روابط صنعتي سنتي فوق‌العاده بي‌اثر و بلااثر مي‌شود . 
تغيير ساختار سازمان‌ها از ديدگاه چارلز هندي (۱۹۹۰)چارلز هندي در اوايل دهه ۱۹۹۰ پيش‌بيني مي‌كند كه سازمانهاي آينده سازمانهاي شبدري Shamrock Organizations خواهد بود . اين سازمانها پيش از آنكه واجد جنبه‌هاي فيزيكي باشند بيشتر سازماني مجازي Virtual Organization خواهند بود . ساختار سازمانهاي شبدري كاملاً متفاوت از سازمانهاي سنتي مي‌باشد . تعداد لايه‌هاي مديريت در سازمانهاي شبدري كاهش پيدا مي‌كند ، مديريت به جاي اينكه مظهر و نماد يك طبقه تشريفاتي و بالا در سازمان باشد ، بيشتر يك فعاليت حرفه‌اي خواهد بود . و در اين عصر (عصر سنت گريزي) حتي شركتهاي توليدي ، تبديل به يك سري مؤسسات زنجيره‌اي مي‌شوند و تعدادي شركت خدماتي به عنوان واسطه مصرف‌كننده را به تأمين كننده مواد اوليه متصل مي‌نمايند .
سازمانهاي شبدري چارلز هندي از سه جزء مهم تشكيل شده‌اند :
۱-گروه اول : هسته حرفه‌اي Professional Core سازمان صنعتی است : اين هسته يا قسمت اصلي سازمان را تعدادي افراد حرفه‌اي با تخصص‌هاي بالا در زمينه فني و دانش مديريت به وجود مي‌آورند . اين گروه اشخاص با در اختيار داشتن اطلاعات حساس و دانش خاصي كه سازمان را از رقباي آن متمايز مي‌سازد ، ركن اصلي سازمان مي‌شوند . از اين رو جايگزيني اين افراد تقريباً غير ممكن است و معمولاً سازمانها به اين اعضاي خود حقوق و مزاياي چشمگيري مي‌پردازند .
۲-مقاطعه‌كاري Subcontracting  و پيمانكاري‌هاست . سازمانها صنعتی بسياري از توليدات و خدمات خود را از طريق انعقاد قرارداد با يك سري شركتهاي ديگر انجام مي‌دهند تا خط‌مشي كوچك سازي و صرفه‌جويي در امكانات را اعمال نمايند . اين قسمت شبدري(حالت سه برگي ) حاشيه قراردادي هم Contractual Fringe ناميده مي‌شوند . 
۳-تأمين نيرو از خارج Out – Sourcing : در اين قسمت سازمان بيشتر از نيروي كار انعطاف‌پذير يا منعطف
Force Labour Flexible استفاده مي‌نمايد اين نيروي كار منعطف شامل نيروهاي‌ قرادادي ، پاره‌وقتي‌ها ، نيمه وقتها، كارگران موقتي و فصلي و همه كساني كه به صورت پروژه‌اي براي سازمان كار مي‌كنند ، مي‌شود . چارلز هندي پيش‌بيني مي‌كند كه قوانين كار و اتحاديه كارگري و «امر و نهي آنها » فقط در بخش هسته حرفه‌اي كه تعداد بسيار كمي هستند كاربرد دارند و براي بخش‌هاي عمده سازمان كه بخش‌هاي دوم و سوم يا برگه‌هاي دوم و سوم از برگه شبدري مي‌باشند كاربرد چنداني ندارد.
تغيير در ساختار سازمان ها صنعتی از ديد Bergquist )1993 )
Bergquist با توجه به جهاني شدن ، مدل بهينه سازمان را سازمان پست مدرنيزم مي‌خواند . سازمان هاي پست مدرن از ديد وي داراي خواص زير هستند :
● مؤسسات كوچكي كه به جاي بوروكراسي هاي عريض و طويل ، داراي اندازه هاي تعديل شده بوده و پيچيدگي هم دارند ( كوچك و تخصصي هستند)
● مؤسساتي كه جهت تعديل و تطبيق ساختارهاي منعطف خود با شرايط آشوبناك   Chaos و متلاطم امروزي تلاش و كوشش مي كنند .
● تاكيد بر روي مأموريت نامه هاي Mission  قوي و واضح دارند .
● مؤسسه‌اي كه پذيرش پراكندگي جغرافيايي دارد و مرزهاي داخلي آن ضعيف است و مرزهاي آن بر روي نفوذ كننده هاي خارجي باز و آزاد است
● مؤسسه‌اي كه رهبري را به مديريت صنعتی ترجيح مي دهد ، زيرا كه رهبران در زمان‌هاي حاد و مجموعه شرايط ويژه ، مؤثرتر از مديران ، ملاحظه مي شوند .
● مؤسسه‌اي كه قبول مي نمايد كه حوزه و قلمرو رهبران اغلب كوتاه و متزلزل است .
● مؤسسه‌اي كه سيستم ارتباطي اش از طريق رسانه هاي الكترونيكي و ديجيتالي فوق العاده سريع بوده و ارتباطات چهره به چهره يا مكاتبات طولاني مدت ندارد .
● مؤسسه‌اي كه روابط بين پرسنل را بيشتر به صورت كوتاه مدت تجربه مي كند به جاي اينكه آنرا در بلند مدت تجربه كند .
● مؤسسه‌اي كه در درون سازمان خود اهميت اطلاعات و تخصص را حداقل همپاي سرمايه بداند .
● مؤسسه‌اي كه اهميت و تأثير كارگران دانشي را واقف است و مي داند كه آنها نسبت به كارگران غير دانشي ازكار و شغل خود رضايت بيشتري دارند .
تغييرات حادث در توسعه علم و تأثير آن بر سيستم روابط صنعتي تغييرات حادث در توسعه و گسترش علم به همراه ملحقات آن از عوامل تأثير گذار مهم ديگر بر سيستم روابط صنعتي و قانون كار كشورها بوده است . از جمله پديده هايي كه به عنوان لواحق و لوازم اين تغيير محسوب مي‌شوند عبارتند از :
● پيشرفت دانش تكنولوژي اطلاعات   IT و رشد فزاينده آن
● افزايش مبادله اطلاعات علمي ميان انديشمندان و صاحب نظران در سطح ‌جهان
● افزايش ارتباطات ميان مردم جهان  
● كاهش هزينه هاي ارتباطات و حمل ونقل در سطح جهان
● افزايش مؤسسات ( R / D ) توسط شركتها و مؤسسات چند مليتي و فرامليتي به منظور بهبود كيفيت كالاها و افزايش مشتري
● كم رنگ شدن مرزهاي تبادل اطلاعات ميان كشورها
● آزاد شدن جريان اطلاعات و داد و ستد آن در سطح جهان
● افزايش همگرايي Convergence فرهنگي ميان مردم جهان در اثر افزايش ارتباطات و توسعه IT
● افزايش سرعت منسوخيت علم و تئوري هاي مطروحه علمي
● كاهش « چرخه عمر محصول » و كالا Product Life Cycle
● كاهش زمان « طراحي محصول جديد » New Product Design به علت فعاليت‌هاي مستمر
واحدهاي ( R / D )
● گسترش بكارگيري ريز پردازنده ها ( ميكرو پروسسورها )
● افزايش استفاده از سيستم‌هاي هوشمند و خبره و ربات هاي هوشمند به جاي انسان چند برابر شدن
« اندوخته هاي علمي بشر» در فواصل زماني‌كوتاه
● كاربرد بيشتر علوم جديد در طراحي و توليد محصولات جديد .
 تغييرات حادث براي ” نيروي كار ” از ديدگاه لوبرز ( ۱۹۹۸ )
● در اثر جهاني شدن ايجاد شغل به اندازه كافي دشوار و سخت است ، يعني براي هر كارگر بالقوه در سطح معقول و مناسب در مجموعه جهاني شدن ، شغل نمي توان ايجاد نمود . 
● بازارهاي كار در حال تغيير هستند آنچنانكه « مشاغل با دستمزد پايين » و يا مشاغل كم حقوق براي كارگران كمتر آموزش ديده ( غير ماهر ) در حال كمياب شدن ( كم شدن ) مي باشند .
● همزمان ميزان « مشاغل با دستمزد پايين » براي كارگران آموزش ديده ( ماهر ) در حال افزايش مي باشد
● اين روندها يك حالت عدم تطابق ميان « نيروي كار در دسترس » و نيروي كاري كه 
تقاضا برايش وجود دارد » ايجاد مي نمايد و جويندگان كاري كه فاقد آموزش هاي حرفه اي هستند ، فرصت‌هاي شغلي بيشتري را از دست مي دهند .
● وضعيت ايجاد شده ، موجب مي شود كه تنها « رقابتي‌ترين افراد » مي توانند موقعيت كاري خود را در بازار حفظ نمايند .
● برندگان در اين وضعيت كساني هستند كه از سرمايه هاي مادي خود درآمدي بدست 
مي آورند و يا آنهايي كه از هنر مديريت صنعتی برخوردار هستند و سرانجام افرادي كه با داشتن مهارت‌هاي فني به نيروهاي كمياب ( خبره ) بدل شده اند . تغييرات حادث براي « نيروي كار » از ديد Querenghi مسئول سازمان كارگري I.L.O
● به علت رقابت بيشتر در مقياس توليد ( Economy of Scale) در سطح جهان ، از كارگران انتظار مي‌رود تا با تعداد كارگران كمتر ، بازدهي بيشتري داشته باشند . 
● ساعات كار بيشتر و شيفت هاي طولاني تري به كارگران ارائه مي شود ، بدون اينكه سيستم جبران آنها افزايش يابد . 
● كوچك سازي Down – Sizing منجر به سطوح بالاتري از عدم اشتغال ( بيكاري ) گرديده است .
● هرگاه مديريت هزينه هاي نيروهاي انساني را از حدي بيشتر نتوانسته كاهش دهد ، حالت تهاجمي پيدا نموده است تا افزايش توليد داشته باشد .
●  اشكال مختلف بي ثباتي و تزلزل شغلي افزايش يافته و سيستم تامين اجتماعي كم‌رنگ‌تر گرديده است .
● چانه زني هاي دسته جمعي و نقش و نفوذ اتحاديه هاي كارگري تحت حمله رقابت جويي، در معرض انهدام قرار گرفته است . 
تغييرات حادث براي « نيروي كار » از ديدگاه ( ۱۹۹۶ ) Kyloh
● كارفرمايان و حتي حكومت ها تشويق شده اند كه رويه خصمانه اي با ادعاهاي اتحاديه ها در پيش گيرند و حتي با فعاليت اتحاديه ها مخالفت و مقابله كنند .
● قدرت اتحاديه هاي كارگري به خاطر رقابت روي سطح دستمزدها و شرايط استخدامي تضعيف شده است و اين وضعيت به دليل اقتصاد جهاني صورت گرفته كه بازارها، تقاضاي مداوم كاهش هزينه‌ها را ، مي طلبد.  
● كارگران با كارفرمايان خود در مورد شغل هايشان يكسره در حال چانه زني هستند ، به دليل اينكه همان كارفرما در كشورهاي ديگر به كارگران ارزان تري دسترسي پيدا نموده است . 
● كارگران به دليل تعطيلي كارگاهها در مكان هايي كه هزينه زندگي پايين است مجبور هستند همان دستمزدها را در مكان هايي كه هزينه زندگي بالاست پذيرا شده و براي جلوگيري از بيكاري در اين مكان هاي جديد مشغول بكار شوند .
● شركت ها و سازمان ها در مناطق صنعتي كه هزينه هاي توليد بالاست ، روش هاي قرارداد مقاطعه كاري Sub – Contracting را با توليد كنندگان كشورهاي در حال توسعه كه هزينه توليد پايين است ، منعقد نمايند.
● تاثيرات منفي و پي آمدهاي روندهاي فوق در صنايع با تكنو لوژي پايين (Low – Tech) مانند صنايع فولاد، نساجي ، پارچه بافي و … بيشتر مي شود زيرا رقابت ميان توليد كنندگان با هزينه پايين شديدتر و حادتر است .
● در صنايع خاصي كه مي توانند با تاكيد روي خلاقيت ، دانش ، يادگيري و مهارت و … وضعيت را تغيير دهند ، آسيب پذيري كارگران دانشي كمتر مي شود زيرا اين مؤسسات روي كيفيت توليد و محصول ، خدمت به مشتري ، پيشرفت هاي تكنولوژي و … متمركز مي‌شوند.
تغييرات حادث در مكان كار : Work – Place
براون وهاردي (۱۹۹۴ ) پيش بيني مي كنند كه در سال ۲۰۰۰ مكان هاي كار جديد در آمريكا چنين خواهد بود.
● كار به جاي اينكه روي فعاليت هاي فيزيكي تاكيد داشته باشد ، روي دانش تكيه خواهد داشت و حداقل نيمي از كارگران آمريكايي دانشي خواهند بود .
● بيش از ۹۰% همه شغلهاي آمريكايي تحت تاثير و بعضي هم جايگزين با سيستم هاي كامپيوتري هوشمند و سيستم‌هاي كامپيوتري خبره خواهند بود .
● بيش از ۹۰% كارگران جديد از اقليت ها و زنان خواهند بود .
● در حدود ۸۰ % كليه مشاغل ، نياز به آموزش و تحصيلات دانشگاهي خواهند داشت و ۱۰۰% مشاغل بصورت فزاينده اي به سطوح بالاتري از مهارت ها نياز خواهند داشت .
● حركت فراينده اي از مشاغل توليدي به سوي مشاغل خدماتي صورت خواهد گرفت .
● روش مديريت آتوكريته و مستبدانه منسوخ خواهد شد .
تغييرات حادث براي  HRM وIR  در اثر جهاني شدن از ديدگاه پروفسور اسكيولا
۱-كارگران ماهر و دانشي Knowledge Workers  بيشتر متحرك و سيال خواهند شد و مرزها را در مي نوردند تا بازار كارها را در سطح جهان تعقيب كنند . 
۲-مطلب مذكور در بند يك به صورت ضمني اشاره به اين دارد كه نيرويابي Recruitment  اين نوع كارگران از منبع جهاني يا حوضچه هاي جهاني بيشتر صورت خواهد گرفت تا منابع و حوضچه هاي داخلي .
۳-كارفرمايان و دولتها براي جذب اين نوع كارگران ( به عنوان منابع كمياب ) با هم در رقابت قرار گرفته و بايد بسته هاي پاداشيRemuneration Packages  مناسب تري را تدارك ببينند تا موفق به جذب و نگهداري اين نوع افراد ماهر باشند.
۴-در نيرويابي كارگران جديد از حوضچه هاي جهاني ، كارفرمايان بايد به جاي استفاده از رسانه هاي داخلي و ملي به رسانه هاي جهاني روي آورند . در نتيجه كارفرمايان براي دسترسي به بازارهاي هدف Target Market  در جذب كارگران خوب ، استفاده از اينترنت و وب هاي گسترده جهاني ، موثرتر از نيرويابي از طريق رسانه هاي سنتي همچون روزنامه ها و يا تابلوهاي آگهي شهري خواهد بود . ارتباط برقرار كردن با اين كارگران از طريق پست هاي الكترونيكي بيشتر از هرنوع وسيله ديگري باب خواهد شد . 
۵- رويه هاي انتخاب Selection Procedures اين نيروها هم با استفاده از تكنولوژي اطلاعات الكترونيكي خواهد بود. آزمون هاي چهره به چهره و مصاحبه هاي حضوري به دليل بعد مسافت و عوامل هزينه زا كمتر به كار خواهد رفت و اين انتخاب‌ها بوسيله رويه هاي انتخاب كه دستگاههاي الكترونيكي واسطه قرار مي گيرند ، جايگزين خواهد شد . 
۶- انتصاب‌ها Appointments  بر اساس موافقت نامه ها و قوانين قرارداد كار پذيرفته شده بين المللي خواهد بود . بدين منظور مديران منابع انساني ( نيرويابان و كارفرمايان ) بايد از الزامات قوانين استخدامي در سطح بين المللي و الزامات پاداش هاي مناسب آگاهي داشته باشند .
۷- در نتيجه تكنولوژي هاي جديد و نيز تغيير ماهيت مشاغل ( از توليد كارخانه اي به مشاغل خدماني ) امكان پذير گرديده است كه كارگران جذب شده از منابع و مكان هاي مختلف جهاني ، ضرورتاً لازم نباشد كه به محل فيزيكي استقرار كارفرما منتقل شوند و در سازمان اصلي كارفرما مشغول به كار گردند . بلكه اين امكان پذير خواهد بود كه در همان آدرس فعلي كارگر بوسيله شبكه هاي الكترونيكي خود براي كارفرما ، كار كنند . و نيز قبل از كار دوره هاي اجتماعي شدن و جهت دهي Socialization and Orientation  و نيز بعد اشتغال به كار دوره هاي H.R.D ( بهبود و بازسازي ) را نيز از طريق همين شبكه ها فرا گيرند .
۸- به دليل افزايش مهاجرت ها توسط كارگران دانشي و تغيير قوانين مهاجرت توسط دولت ها ، كارفرمايان و مديران منابع انساني بايد فرايند مكان يابي مجدد كار (Relocation) را به نحو احسن با معيارهاي بين اللملي اداره و مديريت نمايند .
۹- اين نوع كارگران ( كارگران دانشي ) را از طريق سيستم هاي كنترل سنتي نمي توان نظارت و سرپرستي نمود و آنها نيازمند ترتيبات سازماني خلاق و جديد هستند . از طريق ترس يا سلسله مراتب نمي توان در اينگونه كارگران دانشي ايجاد انگيزه نمود . 
بلكه راههاي اداره و مديريت صنعتی و انگيزش اينگونه كارگران عبارتند از :
– رهبري از طريق تخصص
– افزايش انگيزه از طريق رهبري عشق و عاطفه
– انگيزش بوسيله پاداش هاي دروني Internal Rewards
– مشاغل داراي محتواي برانگيزاننده
– مديريت نتيجه بر اساس مديريت عملكرد و نه ارزيابي عملكرد
– ربط دادن پاداش هاي بيشتر به افزايش مهارت و دانش و توان فراگيري آنها ( يادگيري چگونه آموختن و يا يادگيري مادام العمر و در طول زندگي )
۱۰- به علت تغيير سريع حرف و مشاغل جهاني شده ، تغيير شرح شغل ها و وظائف شغل ، كوتاه شدن دوره عمر دانش، كوتاه شدن چرخه عمر محصول و … فشارهاي جديدي روي كاركنان اعمال مي شود تا بتوانند از عهده اين تغييرات برآيند و به طور مداوم ، ظرفيت ها و توانايي هاي خود را بروز دهند . در نتيجه اين احتمال وجود دارد كه اين مسائل منجر به شكل هاي جديدي از مشاغل و كارهاي استرس زا ، آسيب زا و مستعد براي خستگي مفرط ( كار زدگي و افسردگي )Burnout , Rustout and Workholick   گردد كه مديريت منابع انساني بايد رويه هاي جدي براي ايمني و بهداشت رواني كاركنان بوجود آورد تا با اين فشارهاي رواني مقابله نمايند .
۱۱- ماهيت مشاغل در اين مجموعه جهاني ، بيشتر حالت موقتي خواهد داشت كه خود نيازمند تجديد نظر در موافقت‌نامه‌ها و قرارداد هاي كار است .
 مشخصه هاي اصلي شكل جديد روابط صنعتي ( استراتژيك )
مشخصه هاي اصلي شكل جديد روابط كار كه در مؤسسات پيشرفته جاري است، از ديد فرنكل (۱۹۹۵)
 به شرح زير است :
● تامين شغلي براي كارگران اصلي Core – Workers
● قراردادهاي كار منعطف براي كارگران ثانوي Peripheral – Workers
● شرح شغل هاي وسيع‌تر و چالشي
● تشكيل تيم هاي كاري براي تسري تعهدات به همگان
● نظارت به وسيله دستگاههاي تسهيل كننده ( نه كنترل هاي سلسله مراتبي ) 
● بالا بردن مداوم مهارت ها
● ارزيابي عملكرد فردي
● سيستم هاي پاداشي بر اساس عملكرد
● دخالت كارگر در تصميم گيري ها بدون دخالت اتحاديه هاي مركزي
  نتيجه گيري:
با توجه به تغييراتي که تکنولوژي اطلاعات برروي سازمان کار، سازمان توليد، ساختار سازمانها، سيستم روابط مدیریت صنعتي، نيروي کار، مديريت منابع انساني ايجاد نموده است شکل رشته هاي مديريت منابع انساني و روابط صنعتي بطورکلي تغيير نموده است بطوريکه بعضي از اين تغييرات بشرح ذيل مي باشند:
۱-اولويت دادن به دو جانبه گرايي Bipartite و سه جانبه گرايي Tripartiteبه جاي تأكيد روي قوانين كار حمايتي Protectionism
۲-در مذاكرات سه جانبه (سه جانبه گرايي) هدف اصلي دولتها بر حمايت از توليد و كارآفرينان به منظور افزايش سرمايه گذاري قرار مي‌گيرد تا از اين طريق بيكاري و عدم تأمين شغلي كارگران را كاهش دهند (فعال ساختن بازار كار به جاي حمايت از كارگر كه البته خود به صورت طبيعي حمايت از كارگر را به همراه دارد) (سيلوا ۱۹۹۷)
۳-ايجاد امنيت شغلي براي كارگران Job- Security از طريق ايجاد سيستمهاي آموزشي سنگين و چند مهارته نمودن كارگران و تبديل كارگران به كارگران يقه سفيد (كارگران دانشي). در سيستم روابط صنعتي استراتژيك استخدام مادام العمر، رسمي قطعي، طويل المدت و … مفهوم ندارد و حتي در ژاپن هم كه با استخدام مادام العمر شناخته مي‌شد، امروزه از اين روند فاصله مي گيرد. (و ونگ كان سنگ: چهارم جولاي ۲۰۰۲)
۴-كمرنگ شدن اهميت سيستم طبقه بندي مشاغل سنتي و تغييرات عمده در سيستم طبقه بندي مشاغل Job – Classification ، در اين سيستم جديد شرح شغلهاي جديدي نوشته مي شود كه وظايف بيشتري را براي انجام يك شغل تدارك ديده و از ركود كار در اثر نبودن يك كارگر خاص، جلوگيري مي كند. (مك دونالد ۱۹۹۷)
۵-جايگزين شدن سيستم پرداختهاي منعطف Flexible Payment و پرداخت بر اساس عملكرد
Pay Systems For Performance با سيستم پرداخت بر اساس ارشديت و سابقه و رسمي بودن: در سيستم روابط مدیریت صنعتي استراتژيك اهميت تعيين حداقل دستمزدها Minimum Wages كم رنگ مي شود. البته سيستم حداقل دستمزد از بين نمي رود، بلكه اهميت آن كاهش مي يابد و كارفرمايان با پرداختهايي بر اساس عملكرد و كارايي و نتيجه كار كارگران، آنها را تشويق به بهره ور شدن و افزايش كارايي «و اصالت دادن به تخصص» مي نمايند تا بتوانند در محيط جهاني رقابت نمايند. (سيلوا ۱۹۹۷)
۶-باز گذاشتن دست مديران و كارفرمايان در اعمال تشويق و تنبيه (با اولويت دادن به سياستهاي تشويقي) به منظور افزايش رقابت جويي آنان در سطح جهان از طريق تسهيل كننده نمودن قوانين كار و كاهش جنبه هاي حمايتي اين قوانين به خصوص در كشورهاي تازه صنعتي شده آسيا و اقيانوسيه (Venkatarantam 1965) 

خرید و دانلود

با قیمت 6,000 تومان
  • انتشار : ۲۲ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج