• بازدید : 91 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,000 تومان
این فایل در ۱۶۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

     مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي مرتبط به هم يا متعامل كه ورودیها را به خروجیها تبديل مي‌كند. 
مجموعه‌ ورودی هاي يك فرآيند عمومأ خروجیهای  سايرفرآيندها هستند.  
فرآيندها در سازمان عمومأ برنامه‌ريزي مي‌شوند و تحت شرايط كنترل شده به اجرا در‌مي‌آيند تا ارزش‌افزوده ايجاد شود.
     يك فعاليـت كه با  استفاده از منابـع و بصـورت هدايت شده در جهت كسب توانايي براي تبديل داده ها به  ستانده‌ها عمل مي‌كند را مي‌توان به عنوان يك فرايند در نظر گرفت.
هر سازماني براي عملكرد مؤثّرتر بايد تعدادي فرآيند مرتبط باهم  و مؤثّر برهم را تعيين و مديريت نمايد.
 شناسايي و مديريت نمودن فرآيندهاي به كارگرفته شده در يك سازمان و به ويژه تعامل ميان  اين فرآيندها به شكل سيستماتيك رويكرد فرآيندي ناميده مي شود.
به زباني ساده:
اولين مزيت رويكرد فرآيندي، نگاهي مجدد به سازمان از ديدگاه يك مشتري است. 
شناخت فرآيندهاي سازمان از ديدگاه مشتري، 
شناخت ساير فرآيندهايي كه از ديدگاه مشتري پنهان است و 
بررسي ارزش فرآيندها در سازمان
۱- براي كاركرد موثر يك سازمان ، شناسايي و ادارة فعاليتهاي به هم وابسته ضروري است. 
۲- نگرش فرآيندي، به سازمان امكان مي‌دهد تا روي ارتباط بيـن تك تك فرآيندهاي موجود در مجموعه‌اي از فرآيندها و نيـز تركيب و تعامل آنها، كنترل مستمر داشته باشد.  
فرآيندهاي ارزشمند از نظر مشتري:
مشتري آنها را تشخيص مي دهد، حاضر به پرداخت هزينه هاي آن مي‌باشد. كاري براي مشتري
فرآيندهاي بي‌ارزش از نظر مشتري:
براي سازمان ضروري است، وليكن مشتري بهايي براي آن نمي‌پردازد. 
كاري براي شركت
فرآيندهاي زائد: 
كارهاي غير ضروري، نه ارزشي براي مشتري دارد و نه براي سازمان
كاري براي هيچكس 
مدل اختاپوس بصورت شماتيک فرآيندهايي را نمايش مي دهد که مستقيماً ورودي از مشتري به سازمان دارند و / يا مستقيما خروجي را از سازمان تحويل مشتري مي دهند. 
با استفاده از اين نمودار و تجزيه و تحليل يك فرآيند مشتري مدار(COP)، مي‌توان ريسك‌هاي مرتبط با فرآيند را شناسايي، بررسي و در حد امكان كاهش داد.
پي‌آمد تجزيه و تحليل ريسك يك فرآيند مشتري مدار (COP)، شناسايي فرآيندهاي پشتيباني هستند كه براي ايجاد و نگهداري يك فرآيند مشتري مدار مؤثر نياز است. 
در بررسي اثر بخشي، پاسخ به پرسش‌هاي زير حائز اهميت مي‌شود:
آيا سازمان به اهداف و مأموريت خود دست يافته است؟
آيا استفاده‌كنندگان نهايي از محصولات و خدمات رضايت خاطر دارند؟
آيا كيفيت كار قابل قبول است؟
در بررسي كارايي، پاسخ به پرسش‌هاي زير حائز اهميت مي‌شود:
آيا هزينة صرف شده با بودجة اختصاصي مطابقت دارد؟ 
مقدار محصول و خدمات توليد شده چه ميزان است؟
منابع صرف شده اعم از مواد اوليه، نيروي انساني و ماشين آلات چقدر است؟
  وظيفة مديران اجرايي و سطوح پايين‌تر، افزايش بهره‌وري و كارايي فعاليت واحدهاي تحت سرپرستي شان مي‌باشد.
وظيفة‌ مديران بالاي سازمان افزايش اثربخشي از طريق ايجاد هماهنگي بين فعاليت‌ واحدهاي مختلف سازمان است. 
– وظيفة مديران اجرايي و سطوح پايين‌تر، افزايش بهره‌وري و كارايي فعاليت واحدهاي تحت سرپرستي شان مي‌باشد.
– درسطوح بالا نيز كارايي و در سطوح پايين نيز اثربخشي مورد توجه قرار دارد. به بياني ديگر، درعين حال كه لازم است هر فرآيند، فرد يا واحد يا سيستم فرعي داراي حداكثر كارايي و بهره‌وري باشد، مي‌بايست در راستاي اهداف سازماني اثر بخش نيز باشد. 

خرید و دانلود

با قیمت 5,000 تومان
  • انتشار : ۰۸ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج