امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 79 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 7,500 تومان
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

انسان از آغاز به كارگيري زبان گفتاري به دليل نياز به اطلاعات داده هايي را جمع آوري و براساس آنها داده ها يا اطلاعات جديدي به دست آورد. سپس با كنجكاوي در پديده هاي طبيعت و ايجاد نخستين ابزارها و لوازم دست ساز ، فناوري را در ابتدايي ترين شكل آن آموخت. با پيدايش زبان نوشتاري ، اطلاعات انسان مكتوب شد و قابل انتقال به معاصران يا آيندگان گرديد. بدين ترتيب ، رسانه هاي ذخيره سازي اوليه كاملا ابتدايي ، دستي ، و از نوع لوحهاي سنگي ، گلي ، چوبي يا پوستي و… بودند . با گسترش تمدن ، به تدريج حجم اطلاعات فزوني يافت و ضرورت نظم و ترتيب در ذخيره سازي اطلاعات و بازيابي مجدد آنها مطرح شد
تكنولوژي را كه امروز فناوري ترجمه مي كنند از دو واژه (techne) به معني “فن ” و (logy) به معني”دانش ” يا منطق تشكيل شده است . بنابراين به تكنولوژي ، دانش فني هم مي توان گفت .
      اگر علم را آگاهي و شناخت انسان نسبت به كاينات و طبيعت و پديدآورنده دانش تعريف كنيم ؛ “فناوري “(تكنولوژي يا دانش فني ) بنا به تعريف يونيدو  (سازمان توسعه صنعتي ملل متحد) كاربرد علوم در صنايع با استفاده از روشها و مطالعات منظم و هدف دار است ” و يا كاربرد دانش علمي به منظور بهبودو ارتقاي سطح زندگي است .
     “فناوري ” مجموعه اي نظام يافته ، متشكل از ماشين افزار  ، انسان افزار  ، اطلاعات و سازمان افزار  است (مهدوي ، ۱۳۷۹)
     تكنولوژي اطلاعات مبحث نسبتا جديدي است كه در اواخر ۱۹۷۰ مطرح و در ۱۹۸۰جايگاه خويش را يافت . جالب است بدانيد تا سال ۱۹۸۴ در ، فرهنگ اصطلاحات علمي و تكنولوژي مك گراهيل هيچ مدخلي درباره تكنولوژي اطلاعات وجود نداشته است . حتي امروزه نيز تعريف جامعي از اين عبارت وجود ندارد . اين شايد بعلت ماهيت در حال تغيير آن باشد. بسياري از مردم تكنولوژي اطلاعات را مترادف با علوم كامپيوتر و برخي ديگر آن را را به عنوان ارتباطات راه دور مي دانند. در بعضي مواقع نيز حتي بعنوان تكنولوژي انتشاراتي مورد استفاده قرار گرفته است . 



    شايد تعريف زير يكي از جامع ترين تعاريف باشد: به مجموعه وسايل ، تجهيزات ، ابزارها و نيز دانش و مهارت استفاده از آنها در امر گردآوري ، ذخيره ، بازيابي و انتقال اطلاعات ، تكنولوژي اطلاعات مي گويند. در اين مبحث از ساده ترين وسايل و ابزارهاي كتابخانه تا پيچيده ترين و پيشرفته ترين ماهواره هاي ارتباطي و كامپيوترها در امر انتقال اطلاعات استفاده مي شود.
     رشد سريع و غير قابل مهار حجم اطلاعات توليد شده در جهان امروز، غالب مردم بويژه كساني كه در امور كنترل ، سازماندهي و هدايت جريانهاي اطلاعاتي فعاليت مي كنند را با مسئله اي مهم روبرو ساخته است . اطلاعات به صورت تصاعد هندسي رشد مي يابدو تقريبا هر ده سال ، حجم اطلاعات توليد شده ، در زمينه هاي علمي و فني حدودا دو برابرمي شود..
     كامپيوتر در دهه ۱۹۶۰به كتابخانه ها راه يافت و در دهه ۱۹۷۰مهمترين ابزار بازيابي سريع و دقيق منابع عظيم كتابخانه هاي بزرگ اروپا و آمريكا شد. كم حجم شدن كامپيوترها ، ارزان شدن قيمت و حجيم شدن حافظه آنها ،‌ عرضه نرم افزار ساده تر و برقراري همكاري جدي ميان متخصصان كامپيوتر و كتابداران از عواملي بودند كه استفاده از كامپيوتر را در امر ذخيره و بازيابي اطلاعات غير قابل اجتناب كردند. ورود ميني كامپيوترها با حافظه هاي وسيع و ارزان قيمت ، كتابخانه هاي كوچك را نيز به ماشيني كردن خدمات تشويق كرد. پيشرفت تكنولوژي كامپيوتر از جمله امكان ذخيره مقدار زياد اطلاعات ، حجم استفاده از اطلاعات ذخيره شده در كامپيوترها را بسيار افزايش داد(دياني ، ۱۳۶۹، ص۷۲) . 
تاريخچه فناوري اطلاعات را به صورت زير مي توان تقسيم بندي كرد: (مهدوي ، ۱۳۷۹ ، ص۴) 
۲-۲-۱- از ابتدا تا قرن ۱۸
قرنهاست كه دانشمندان تلاش مي كنند تا مدارك دستنويس ، كتابها ، اسناد و هر آنچه را كه گواهي بر انديشه و دانش بشري است ، سازماندهي كنند. سازماندهي چنين فعاليتهايي قواعد خاص خود را دارد . اين قواعد از زماني شكل گرفت كه بشر انديشه اش را بر چيزي نگاشت . ترتيب و توالي مطالب نگاشته شده ، خود از نوعي قواعدسخن مي گويد . وقتي بشر مي انديشد تا آنچه را مي نگارد به دنبال هم قرار دهد، نخستين گام و مهمترين گام را در بازيابي آنچه ثبت و ضبط كرده بود ، برداشت . شروع فعاليت هايي براي ثبت و ضبط مطالب را مي توان در تاريخ رده بنديها و تاريخ كتابخانه ها جستجو كرد.  كهن ترين پيشينه اي كه از تقسيم بندي و طبقه بندي اطلاعات در تاريخ سراغ داريم ، سياهه اي گلين كتابهاي اكد و سومر بوده كه روي سنگ حك شده است و از خرابه هاي نيپور شهري باستاني واقع در بين النهرين كنار رود فرات ،‌ فهرستي از واژه هاي رده بندي شده بدست آمده كه قدمت آن به ۲۰۰۰سال قبل از ميلاد مسيح (ع) مي رسد. 

      در شهر باستاني اريك  بخشي از يك فرهنگ لغت كشف شده كه باستان شناسان ، قدمت آن را تا ۲۳۰۰سال قبل از ميلاد ذكر كرده اند. اولين گامهاي جدي مستند سازي ، در ارتباط با كتابهاي مذهبي برداشته شده كه در آن زمان بيش از ساير مواد ، مورد استفاده قرار مي گرفتند. 
     به طور كلي ، آغاز تهيه كتابشناسي هاي نظام يافته را مي توان با سياهه برداري و فهرست بندي كتابخانه هاي اختصاصي در خاورميانه ، آسيا و اروپا ، همزمان دانست كه تاريخ آن به بيش از ۲۰۰۰سال قبل باز مي گردد. بدون ترديد قبل از آن نيز، تلاشهايي صورت گرفته است كه ما از آن بي اطلاعيم . 
      با توسعه صنعت چاپ ، كتابخانه هااز نظر منابع غني شده و مورد استفاده دائمي مراجعين جهت بازيابي قرار گرفتند و به موازات آن ، رده بندي ، فهرست نويسي و نمايه سازي هم روبه گسترش نهادو بر پايه نيازهاي جديد، نخستين كتابشناسي هاي نظام يافته تدوين گرديد.
۲-۲-۲- نخستين كتابشناسي ها
اولين كوشش شناخته شده در تاليف كتابشناسيهاي جهاني توسط دانشمندي به نام سويس كنراد گسنر  انجام گرفت كه فهرست رده بندي شده اي از ۲۰۰۰۰عنوان كتاب را در سال ۱۵۴۸منتشر كرد . در سال ۱۶۸۳نيز كتابفروشي به نام كرانليوس بوهم   در شهر آمستردام ، كتابي انتشار داد كه در آن ۲۰۰۰عنوان كتاب به شيوه اي دقيق ، رده بندي شده بود . در سال ۱۸۵۳نيز در ايالات متحده آمريكا ، پيشنهادي براي تهيه يك فهرستگان ملي از همه مواردي كه در آمريكا در دسترس بود ،‌ارائه شد كه به علت نبود تكنولوژي مناسب ، اين كار صورت نگرفت ، اما در عين حال تلاشهاي ديگري براي تهيه كتابشناسيهاي نظاميافته ، هم در آمريكا و هم در اروپا در طول همان دوره انجام مي گرفت .
۲-۲-۳- قرن هجدهم 
قرن هجدهم ، نقطه عطفي در تاريخ دكومانتاسيون و عرصه درخشاني در تاريخ علوم و فنون دانشهاي كتابداري و اطلاع رساني است . در قرن هجدهم علوم ، خصوصا علم فيزيك روبه گسترش نهادند كه ضرورت طبقه بندي هاي تازه اي در علوم احساس شد و تقسيم بنديهاي گوناگوني از علوم و معارف بشري به دست آورده شد. 
     انقلاب صنعتي ، تكنولوژي را كانون اصلي توجهات بشر قرار داد. پيوند علم و تكنولوژي و نياز خاصي كه به استفاده از آخرين نتايج علمي احساس مي شد ، دانش جديدي را به نام دانش” اطلاع رساني ” به وجود آورد. 

۲-۲-۴- قرن نوزدهم 
در قرن نوزدهم ، دانشهاي كتابداري و اطلاع رساني به شكوفايي رسيد . در پايان قرن نوزدهم ، مسئله تهيه كتابشناسيها ، جدي تر شد و در پاسخ به اين مهم در سال ۱۸۹۳ ، موسسه بين المللي كتابشناسي  در بروكسل پايتخت بلژيك به منظور برنامه ريزي براي ثبت داده هاي كتابشناختي ، تاسيس گرديد. در طول ۵۰سال اين وظيفه ، گسترش يافت ، تكنيكهايي جديد سازماندهي ، تجزيه و تحليل موضوعي ، كتابشناسي توصيفي و حاشيه نويسي و تفسيرنويسي را نيز شامل گرديد. اين وظايف جديد كه در تئوري وعمل با نظامهاي كتابداري سنتي يا قرار دادي متفاوت بود(دكومانتاسيون ) ناميده شد. 
      در اروپا ، دكومانتاسيون ترجيحا ، به كتابداري غير قراردادي ، يا روشي كه براي سازماندهي و تجزيه و تحليل مواد چاپي غير كتابي ، مورد استفاده قرار مي گيرد ، اطلاق گرديد. طبقه بندي دهدهي جهاني نيز كه در اين زمان گسترش يافته بود ، هرگز براي طبقه بندي كتابها در كتابخانه به كار گرفته نشد و به عنوان نظامي كه با استفاده از كدها و علائم براي طبقه بندي و مواد غير كتابي بهتر و مناسبتر است ، مورد توجه قرار گرفت . 
      همزمان با تحولي كه در شيوه هاي بازيابي محتواي مدارك صورت مي گرفت ، در سالهاي ۱۹۳۰و بعد از آن نسخه برداري نيز توسعه يافت و انتقال حجم عظيمي از دانش مكتوب را در قالب كتاب ، مجله و ساير مواد فراهم آمده بود ، با استفاده از ميكروفيلم و ميكروفيش آسانتر و عملي تر ساخت . 
۲-۲-۵ . دكومانتاسيون بعد از ۱۹۵۸
در حاليكه در اروپا ، بحثهاي گسترده اي بين دكومانتاسيونيستها براي ارائه تعاريف دقيقي از دكومانتاسيون وجود داشت ، در ايالات متحده آمريكا ، اين اصطلاح “به هر روش كتابداري غير قراردادي براي تجزيه و تحليل موضوعات مدارك رديف اول و هرنوع فعاليت تحقيقي مربوط به روشها ” تعبير مي شد.
     اطلاق(( علم اطلاع رساني )) به(( دكومانتاسيون )) را مي توان از ۱۹۵۸ به بعد دانست ، يعني زماني كه كنفرانس بين المللي اطلاع رساني علمي در شهر (( واشنگتن )) برگزار گرديد. در اين كنفرانس جنبه هاي مختلف دكومانتاسيون ، تشريح و بسط داده شد كه شامل زبانشناسي ، ترجمه ماشيني ، چكيده نويسي و نمايه سازي خودكار ، آموزش حرفه اي براي تربيت دانشمندان علم اطلاع رساني بود.
     در اين نشست ، چهره هاي مهم دكومانتاسيون از اروپا ، امريكاي شمالي و جنوبي و آسيا شركت داشتند . از طرفي افزايش استفاده از اطلاعات علمي و فني سبب گرديد كه افرادي كه با تحقيق و پژوهش سرو كار دارند ، مانند دانشمندان ، مهندسين ، دانشگاهيان ، مديران صنايع ، انجمنهاي علمي ،‌سازمانهاي دولتي و … در انتظار يافتن شيوه هاي مناسبي براي سازماندهي اطلاعات علمي و فني از سوي دكومانتاسيونيستها بودند ، زيرا آماده سازي و انتقال اطلاعات ، جزء جدايي ناپذير تحقيق و توسعه به شمار مي رفت . 
      اگرچه ، استفاده از اصطلاح ((علم اطلاع رساني)) بعد از ۱۹۵۸ رايج گرديد، مع هذا، بحث پيرامون تعاريف آن همچنان ادامه داشت . شايد پذيرفته ترين تعريف از علم اطلاع رساني ، تعريفي باشد كه در سال ۱۹۶۲در موسسه تكنولوژي جورجبا از آن به عمل آمد. در اين تعريف آمده است :
((اطلاع رساني دانشي است كه به بررسي خصوصيات و رفتار اطلاعات ، نيروهاي حاكم بر جريان اطلاعات و ابزار آماده سازي اطلاعات براي به حداكثر رساندن دستيابي و قابل استفاده نمودن آن ، مي پردازد . آماده سازي اطلاعات شامل جمع آوري ، سازماندهي ، ذخيره ، بازيابي ، تفسير ، اشاعه و استفاده از آن مي گردد. همچنين دانش اطلاع رساني ، سه ركن اساسي و شناخته شده دارد كه شامل موارد زير مي باشد:
 □ تئوري اطلاعات (سيبرناتيك ، زبان شناسي و منطق )
□ تكنولوژي اطلاعات (ارتباطات و علوم كامپيوتر)
□ مديريت كتابخانه ها و مراكز اطلاعاتي 
 مهمترين محرك و عامل توسعه علوم اطلاع رساني از ۱۹۵۸ به بعد كامپيوتر بوده است . كامپيوترهاي نسل سوم مانندIBM375/148 كه در آن زمان ، بهترين تكنولوژي براي تجزيه و تحليل داده هاي عددي به شمار مي رفتند ، در آماده سازي ماشين اطلاعات بكار گرفته شدند ، آنهاقادر بودند ميليونها واحد اطلاعات ذخيره شده را در دسترس مراجعين قرار دهند. استفاده از كامپيوتر ، همراه با پيشرفتهايي كه در تكنولوژي ارتباطات راه دور حاصل شده بود، مناسبترين پاسخ به مشكلات علم اطلاع رساني به شمار مي رفت . 
۲-۲-۶ . عصر حاضر
از ۱۹۷۰به بعد دانشمندان علم اطلاع رساني پي بردند كه مسائل و مشكلات سازماندهي ، دستيابي و بازيابي اطلاعات ، پيچيده تر از آن است كه آنها تصور مي كردند. 
     به كارگيري كامپيوتر در پردازش اطلاعات در عين حالي كه ظرفيت استفاده از اطلاعات را افزايش مي داد ، پيچيده تر شدن كار را نيز به دنبال داشت ، تا مدتها روش ذخيره و بازيابي اطلاعات بصورت دستي انجام مي گرفت و براي اين منظور ، قواعدي نيز وضع گرديده بود كه پاسخگوي نياز نظامهاي دستي بود و كتابخانه ها و مراكز اطلاعاتي نيز كم و بيش آنها را رعايت مي كردند. اما با ورود كامپيوتر به عرصه خدمات اطلاع رساني ، لازم بود كه قواعد و استانداردهاي جديدي وضع گردد تا با استفاده از تسهيلاتي كه كامپيوتر فراهم آورده بود ، نظامها مختلف بتوانند در منابع يكديگر سهيم شوند. تقسيم منابع و انتقال اطلاعات ، از 

طريق مبادله ديسك ، نوار ، وترمينالها ( اتصال مستقيم  On-line) مستلزم آن بود كه در همه مراحل ذخيره و بازيابي ماشين اطلاعات ، از استانداردهاي معين مانند استاندارد فرمهاي ماشين خوان ، استانداردارتباطات ، استاندارد الگوي استفاده كننده و غيره … پيروي شود(مهدوي ، ۱۳۷۹، ص۵)
۲-۲-۷ . نقش ارتباطات 
ارتباطات ، زماني وارد مقوله علم اطلاع رساني شد كه استفاده كننده توانست از راه دور از پايگاه داده ها كه شامل اطلاعات ذخيره شده در كامپيوترهاي بزرگ مي باشد مستقيما از طريق ترمينال يا هر خط ارتباطي ديگر ارتباط برقرار كند ، بنابراين اين امكان فراهم آمد تا اطلاعات فقط در يك جا نگهداري شود و در عين حال همه استفاده كنندگان از همه جا بتوانند به آن دسترسي پيدا كنند. اينجاست كه تقسيم منابع ، اهميت پيدا مي كند و رعايت استانداردها و روشهاي ذخيره و بازيابي اطلاعات ، محسوس تر مي گردد. 
۲-۳- اهميت فناوري اطلاعات  
هماهنگي و استاندارد كردن روشها، مهمترين نقش را در دستيابي استفاده كنندگان و مراكز اطلاعاتي ، از طريق ارتباطات راه دوربه پايگاه داده ها داشته اند. اگرچه تكنولوژي كامپيوترابتدا منجر به تمركز پايگاهها اطلاعاتي گرديده است . اما اكنون با توسعه تكنولوژيهاي نوين ، گرايش بسوي عدم تمركز مي باشد. سه عامل مهم اين گرايش عبارتند از :
الف ) فشرده سازي اطلاعات كه شامل روشي است كه براي ذخيره بايتهاي اطلاعات كامپيوتر كه تقريبا كم خرج بوده و به منظور افزايش ظرفيت و فشرده تر كردن حجم حافظه كامپيوتر ، از آن استفاده مي شود، كه هزينه و اندازه حجم كامپيوترها را به نحو موثري كاهش داده است ، نتيجتا استفاده از يك ميكروكامپيوتر براي كوچكترين كتابخانه ها يا مراكز اطلاعاتي عملي تر شده و در دسترس همگان قرار گرفته است . اين بدان معني است كه هزينه ارتباطات اكنون به مراتب بالاتر از ريزپردازنده ها ست و نتيجه نهايي آن عدم تمركز است .
ب ) استفاده از فيبر نوري در كابل كشي ، به جاي سيمهاي مسي (براي عبور جريان الكتريسيته )در پردازش و انتقال اطلاعات كه افزايش اطلاعات را به دنبال داشت .
ج)انتقال اطلاعات از طريق ماهواره ، يكي از مزاياي انتقال ماهواره هاي اطلاعات ، آن است كه اطلاعات را مي توان در سطح وسيعي انتشار داد.



     قرنها طول كشيد تا كتابخانه ها و مراكز اطلاعاتي ، شكل منطقي خود را يافتند. اما در يكي دو دهه پاياني قرن بيستم ، با پيشرفت تكنولوژيهاي نوين اطلاع رساني ، به ويژه تركيب كامپيوتر و ارتباطات راه دور، انقلابي در امر خدمات اطلاع رساني رخ داد و موجب تغيير نگرش كتابداران در اهداف و شرح وظايف در حوزه علوم اطلاع رساني گرديد.
     آنچه ، امروزه مسئله اصلي علم اطلاع رساني را تشكيل مي دهد، شيو ه هاي دسترسي با اطلاعات است ، نه جمع آوري آن . اگر قبلا نگراني متخصصان علم اطلاع رساني ، جمع آوري منظم منابع و فراهم آوردن كتابشناسيها بود، اكنون بيشتر تلاشها ، معطوف به فراهم آوردن اطلاعات بيشتر و رساندن آنها به استفاده كنندگان نهايي است . به همين دليل مي توان گفت كه امروزه ، ساختارهاي سنتي كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني درهم ريخته و نظم نويني جاي آن را گرفته است .
      بشر تاكنون دو موج (عصر كشاورزي و عصر صنعتي ) را پشت سرگذاشته است و در حال حاضر موج سوم يعني عصر اطلاعات را تجربه مي كند. موجي كه با سرعت زياد مي رود تا زندگي همه انسانها را تحت الشعاع قرار دهد ، موجي كه به قول تافلردر آن برخلاف موج اول و دوم كه در آنها زمين و ماشين آلات و زور بازو و ابزار معيار قدرت محسوب مي شدند، اطلاعات و دانايي برتري خواهد بود. در واقع در اين موج سلاح برتر اطلاعات است و قدرتمند كسي است كه به اطلاعات بيشتر و دقيقتري دسترسي داشته باشد و از همين روست كه مي گويند (دانايي ، قدرت است  ). اين نكته مهمي است كه بدانيم ارزش واقعي شركت هايي چون سوني ، كداك ،‌مايكروسافت و مانند آنها بيشتر به ايده ها و اطلاعاتي است كه در مغز كاركنان آنها قرار دارد و نيز متكي به بانكهاي اطلاعاتي و حق امتياز اختراعاتي است كه اين شركتها در اختيار دارند، نه به تعداد كاميونها و خطوط توليد و ديگر داراييهاي ظاهريشان .
      اهميت اطلاعات تا آنجا پيش رفته است كه گورباچف در يكي از سخنرانيهاي خود در مورد علل فروپاشي شوروي سابق چنين مي گويد: ما تقريبا آخرين كساني بوديم كه پي برديم در عصر علوم اطلاعاتي ، ارزشمندترين دارايي ، دانايي است ! (كبيري ، ۱۳۸۲، ص۳۲) .
     در همين راستا يكي از محققين بزرگ درباره پيشرفتهاي ژاپن معتقد است : اگر تنها يك عامل يگانه بتواند دستاوردهاي ژاپن را تبيين كند، به يقين آن عامل ميل به جستجوي دسته جمعي در پي دانش و اطلاعات نزد اين مردم است .


     در واقع در نظامهاي جديد، مردم و سازمانها به طور مداوم خواهان اطلاعات بيشتري هستند و كل جامعه همچون قلب تنها با جريان هرچه بيشتر اطلاعات است كه مي تواند به بقاي خود ادامه دهد.
     جالب است اگر بدانيد ميزان توليد علم از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۵ مساوي كل علم كسب شده توسط بشر از ابتداي خلقت تا سال ۱۹۷۵بوده است و براساس سطح دانش فعلي ، هر چهار سال يكبار علم بشر ده برابر خواهد شد! (كبيري ، ۱۳۸۲،ص۳۲) .
۲-۴- فناوري اطلاعات  در كشورهاي در حال توسعه 
 مدت مديدي است كه جوامع انساني از كتاب ، كتابخانه و كتابدار به اطلاعات ،‌مراكز اطلاعاتي و متخصصان اطلاعاتي رسيده اند. بايد به اين نكته توجه شود كه كلمه اطلاعات در هر سه اين اصطلاحات مشترك است .
      در دنياي امروز، اطلاعات در انواع و اشكال متعددي توليد و به عنوان منبعي ملي و حياتي تلقي مي گردد. منبعي كه زوال ناپذير است و وجه تمايز كشورهاي پيشرفته و كشوهاي فقير در بسياري از كشورهاي دنياست . كشورهايي كه بيشترين اطلاعات را توليد مي كنند پيشرو هستند.
     بخش اعظم فن آوريها ، مهارتها ، پايگاهها اطلاعاتي و تجهيزات مخابراتي راه دور توسط كشورهاي صنعتي جهان توليد مي شود. آيا كشورهاي در حال توسعه داراي فن آوري اطلاعاتي هستند؟ اگر جوامع پيشرفته اطلاعات نياز دارند ، كشورهاي در حال توسعه خيلي بيشتر به آن نيازمندند . اما كشورهاي در حال توسعه ، به دليل مشكلات اجتماعي – اقتصادي نمي توانند اطلاعات زيادي توليد كنند. دستيابي به اطلاعات در اين كشورها تحت تاثير كمبود و منابع مالي و نيروي انساني آموزش ديده بسيار مشكل است . لذا عدم توليد اطلاعات كافي ، كشورهاي در حال توسعه شديدا متكي به متون خارجي هستند كه بسيار پرهزينه است . در واقع هزينه اطلاعات مانعي بر سر راه جريان آزاد اطلاعات محسوب مي شود.اين كشورها از عهده هزينه هاي خريد متون خارجي مورد نياز بر نمي آيند. بنابراين مجموعه هاي كتابخانه هاي آنها فقير است و كتابداران آنها همواره از مجموعه هاي نامناسب و خارج از رده گله مند و شاكي هستند. كشورهاي در حال توسعه براي تسريع در ايجاد زيرساخت اطلاعاتي و تربيت نيروي انساني متخصص ، نيازمند فن آوري اطلاعات هستند.
     تا دهه ۱۹۷۰، تصور براين بود كه انتقال تكنولوژي هاي پيشرفته به كشورهاي در حال رشد به راحتي ، رشد اقتصادي – اجتماعي را در اين كشورها به بار مي آورد. ديري نپاييد كه اين كشورها بدهي هاي كلاني نصيب شان شد. چون مشكلات فرهنگي و اجتماعي زيادي برايشان رخ داد، اكنون كشورهاي مذكور در 

جستجوي الگويي هستند كه با فرهنگ خاص خودشان همگن ومتناسب باشد كه لازمه آن بهبود عوامل اجتماعي – اقتصادي كشورهاي درحال توسعه در اين جوامع مي باشد(داورپناه ، ۱۳۸۴، ص۱۱۴) .
      در كشورهاي در حال توسعه هرچند تمايل اجتماعي – سياسي براي بهره گيري از طرحهاي كشورهاي پيشرفته وجود دارد، موانع اقتصادي و گاه جغرافيايي مانع نيل به اهداف آنها مي شوند. اين كشورها ناگزيرند هريك به گونه اي به وارد كردن تكنولوژي هاي كشورهاي پيشرفته اقدام كنند و براساس تجربه هايشان در محل ، آنها را با شرايط كشور متناسب سازند.
     كشورهاي توسعه نيافته ، فاقد ثبات اقتصادي ، سازگاري سياسي و جو اجتماعي مناسب هستند ، ولي مي توانند تا حدودي برخي تكنولوژيهاي موجود را از كشورهاي در حال توسعه به كشور خود منتقل كنند . اما تكنولوژي كشورهاي توسعه يافته را نمي توانند وارد كنند.
     كشورهاي در حال توسعه مي توانند به كشورهاي توسعه يافته برسند، اگر زيرساختهاي لازم را براي تكنولوژي اطلاعات فراهم آورند. زيرا اصلاح نظام اطلاع رساني كشورها مستلزم بهبود زيرساختهاي اطلاع رساني است .
      تكنولوژي ها بطور اعم و تكنولوژي اطلاعات به طور اخص وسيله و ابزار صرف نيستندكه تابع محض اراده و اميال ما باشند. بهره گيري از تكنولوژي مستلزم تغيير سنجيده و برنامه ريزي شده و شامل تغييراتي در درون ساختار كشورهاي در حال توسعه مي باشد. انتقال و بهره گيري از تكنولوژي اطلاعات بر سياست ، ساختار و فعاليتهاي اطلاعاتي كشور تاثير مي گذارد. 
     براي استفاده بهينه از تكنولوژي اطلاعات نياز به فعاليت ها و تهيه زيرساخت هايي است كه در ذيل به اختصار به آن اشاره مي شود.
الف ) فعاليت هاي تهيه و تنظيم سياست ها و خط مشي ها و تطابق آن با استانداردهاي موجود در حفاظت مالكيت معنوي و امنيت اطلاعات . 
ب ) سرمايه گذاري در ايجاد تاسيسات و زيرساخت هايي نظير خدمات پشتيباني كامپيوتري ، شبكه هاي همكاري ، ارتباطات راه دور.
ج ) غلبه بر موانعي كه بر سر راه  اشاعه پايدارتكنولوژي اطلاعات وجود دارند از جمله موانع اقتصادي به ويژه در بين كتابخانه هاي كوچك و متوسط كه موجب عدم استفاده و كاربري تكنولوژي اطلاعات مي شود و بالاخره سرمايه گذاري براي غلبه بر موانع عمومي استفاده و كاربردهاي فردي از تكنولوژي هاي اطلاعات كه غالبا غير قابل توجيه اند. 

     به طور كلي موانع مختلفي بر سر راه اشاعه فناوري اطلاعات هم در كشورهاي در حال توسعه و هم در كشورهاي صنعتي وجود دارندكه موجب كندي روند رشد و توسعه تكنولوژيهاي اطلاعاتي مي شوند:
     اولين مانع : فقدان زيرساخت هاي فني و حمايتي است . استدلال مي شود كه تكنولوژي اطلاعات داراي يك مشخصه ذاتي است كه موجب مي گردد فرايند اشاعه آن از حساسيت زيادي برخوردار باشد و آن هم جنبه هاي استفاده و به كار گيري آن در مسايل مختلف اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي است و لذا اين تكنولوژي اغلب در كشورهاي گسترش يافته كه اولا داراي نظام هاي توزيع انرژي (الكتريكي ) قابل اطميناني هستند و ثانيا از اقتصادهاي  پيشرفته و نظام هاي اجتماعي ، سياسي و فرهنگ توسعه يافته برخوردارند. علاوه بر آن ، اين تكنولوژي وابستگي شديدي به تكنولوژيهاي ارتباطات راه دور مثل تلفن و تلفكس دارد. اين سيستم ها  مي توانند زمينه هاي استفاده و مبادي ورود به بهره گيري از تكنولوژي اطلاعات را هم در سطح محلي و هم در سطح جهاني فراهم كند.
     دومين مانع اين است كه اشاعه تكنولوژي اطلاعات نياز به مهارت هايي براي سيستم هاي عملياتي متكي بر اين تكنولوژي دارد ؛ مثل استفاده از سيستم هاي كتابخانه ، سيستم هاي كنفرانس از راه دور. واژه پردازها ، شبيه سازها و بسياري ديگر از برنامه ها . بنابراين در كشورهايي كه مهارت هاي لازم براي به كارگيري اين سيتم ها وجود ندارد و يا به لحاظ مقاومت هايي كه در برابر تغيير از سوي افراد و سازمان ها ، نشان داده مي شود ، اشاعه تكنولوژي اطلاعات به كندي صورت مي گيرد .
     سومين مانع : تكنولوژي اطلاعات به سرعت تغيير مي كند و تقاضا براي آن بسيار زياد است .
     چهارمين مانع : تكنولوژي كامپيوتر موجب وابستگي كشورهاي در حال توسعه به كشورهاي صنعتي خواهد شد .
     پنجمين مانع : درك تاثير تكنولوژي اطلاعات بر اقتصاد امري مشكل و پيچيده است كه نمود آن را در حرفه كتابداري مي توان نشر الكترونيك و به تبع آن قوانين حق مولف در مورد انتشارات الكترونيك و قوانين حاكم بر آن ديد. 
     عوامل زيرساختي متفاوتي نظير عوامل فني ، مديريتي ، پرسنلي ، اقتصادي ، فرهنگي – اجتماعي و دولتي قطعا بهره گيري تكنولوژي اطلاعات در كتابخانه هاي كشورهاي در حال توسعه را تحت تاثير قرار خواهند داد. اين عوامل را مي توان به عنوان عوامل زيرساختي تكنولوژي اطلاعات قلمداد كرد(داورپناه ، ۱۳۸۴، ص۱۱۴) .



۲-۴-۱- زيرساخت فناوري  اطلاعات در كشورهاي در حال توسعه
در تمدن نوين ، كاملا آشكار است كه اطلاعات و ارتباطات ، اهميت راهبردي گسترده اي پيدا كرده است . فناوري اطلاعات بسياري از جنبه هاي زندگي روزمره ما را تحت تاثير قرار داده است و امروزه ، ناگزير به استفاده از انواع فناوريهاي اطلاعاتي هستيم .
     تا دهه ۱۹۷۰ ، تصور براين بود كه انتقال فناوريهاي پيشرفته به كشورهاي در حال توسعه براحتي رشد اقتصادي – اجتماعي را در اين كشورها به بار مي آورد، بنابراين ، بسياري از اين كشورها خواهان انتقال پيشرفته ترين فناوريها شدند. اما ديري نپاييد كه بي پايگي اين تئوري روشن گرديد، زيرا بدهي هاي كلاني نصيب اين كشورها شد و مشكلات فرهنگي – اجتماعي زيادي رخ نمود. بدين گونه آشكار شد كه بكارگيري فناوري نامناسب براي پيشرفت اقتصادي – اجتماعي ، هزينه هاي غيرمستقيم زيادي براي كشورهاي در حال توسعه به بار مي آورد. 
      اكنون كشورهاي در حال توسعه در جست و جوي الگويي هستند كه با فرهنگ و خلقيات خاص خودشان همگن و متناسب باشد. لازمه انتقال و به كارگيري موفقيت آميز فناوري اطلاعات ، آن است كه در آغاز كار ظرفيت و توانايي پيشرفت و عوامل اجتماعي – اقتصادي دست اندركار تجزيه و تحليل شوند.
     انديشمندان ، فاصله زياد ميان كشورهاي كم رشد و كشورهاي پيشرفته را ناشي از گنجايش هاي علمي – فني ناكافي دانسته اند. به منظوركمك در فهم بهتر بحث زير ساخت فناوري اطلاعات ، كشورها را از جهت بهره مندي از اطلاعات و فناوري آن مي توان به سه گروه تقسيم كرد:
كشورهاي توسعه يافته  
كشورهاي در حال توسعه  
كشورهاي توسعه نيافته  
در كشورهاي توسعه يافته براي ذخيره و بازيابي جزئي ترين اطلاعات تخصصي در يك زمينه خاص و همچنين راههاي مختلف انتقال اطلاعات ، نظام هاي جامع و پيشرفته اطلاعات علمي – فني وجود دارند. همه اين كشورها با در اختيار داشتن منابع كلان مالي توان آن را دارند كه در هر شرايطي به منظور ارائه خدمات بهتر دست به انتقال و انطباق فناوري بزنند. به عبارت ديگر، اين كشورها از موقعيت اقتصادي ، سياسي و اجتماعي بسيار مناسبي برخوردارند و همواره انجام گرفتن تحقيقات علمي را تشويق و از به كارگيري نتيجه آنها حمايت مي كنند.

خرید و دانلود

با قیمت 7,500 تومان
  • انتشار : ۱۵ اسفند ۹۴
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج