امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,500 تومان
دانلود رایگان پایان نامه نقد و بررسی عوامل مؤثر بر فرآیند توسعه جامعه­شناسی در ایران-خرید اینترنتی پایان نامه نقد و بررسی عوامل مؤثر بر فرآیند توسعه جامعه­شناسی در ایران-پایان نامه نقد و بررسی عوامل مؤثر بر فرآیند توسعه جامعه­شناسی در ایران
این فایل در ۹۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جامعه­شناسی در ایران از جنبه­های گوناگون سیاسی، علمی، تاریخی و فرهنگی می­تواند مورد بحث قرار گیرد. این تحقیق به طرح عوامل مؤثر در فرآیند توسعه این علم می­پردازد در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات مفصلی درباره فایل می دهیم

بیان مسأله

در اغلب جوامع در حال توسعه مسائل و معضلات فرهنگی و اجتماعی در حوزه علوم اجتماعی قرار می­گیرند و متفکران و متخصصین رشته­های این علوم در طرح صحیح موانع و مشکلات نقشی اساسی دارند. در جوامع درحال گذار امروزی که بین صنعت و مدرنیته در نوسان است علوم انسانی به طور اعم و رشته­های علوم اجتماعی به طور اخص با مسائلی روبه­روست که مختص این جوامع می­باشد. در کشورما و در سال­های اخیر ضرورت توجه به این رشته­ها بیشتر به نظر می­رسد.

در گذر زمان جامعه­شناسی در ایران از علمی صرفاً حاشیه­ای به حوزه اصلی بحث و گفتگو تبدیل شده و نظر بسیاری از سیاستمداران، روشنفکران و منتقدان را به خود جلب کرده است. جامعه­شناسی در ایران از موضوعاتی است که تاکنون به طور جدی و همه­جانبه مورد مطالعه و ارزیابی قرار نگرفته است. ضمن آن­که رویکرد نقد و ارزیابی جامعه­شناسی در ایران بیشتر بیرون از حوزه­ی جامعه­شناسی صورت گرفته است.

در تحقیق حاضر سعی براین است که ضمن طرح این سؤال که روند شکل­گیری، تحول و موقعیت و عملکرد جامعه­شناسی در ایران چگونه است؟ و اساساً مشکلات ساختاری این علم چیست؟ شناسائی موقعیت جامعه­شناسی در ایران، ریشه­ها، زمینه­ها و عواملی که موجب پیدایش و رشد جامعه­شناسی در ایران شده است مورد بررسی علمی و موشکافانه­تری قرار گیرد و با طرح مسائل و ارائه راه حل­ها به یک جمع­بندی کلی و عمومی در این زمینه­ها پرداخته شده و درنهایت کمکی به ارتقاء سطح علمی جامعه­شناسی و جریان آموزش این علم در دانشگاه­ها و حل مسائل و مشکلات در جامعه باشیم.

ضرورت و اهمیت تحقیق

وضعیت جدید جامعه­شناسی در ایران با ضرورت­های جدید در بازسازی جامعه­ی ایران پس از انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق و دوره­ی اصلاحات اجتماعی و سیاسی تا زمان حاضر توأم می­باشد. شرایط پیش آمده در کشور، جامعه­شناسان را به سوی ایجاد تغییرات بنیادی به لحاظ مفهومی، روشی، موضوعی و بینشی کشانده است.

با رشد و توسعه­ی جامعه­شناسی در فرآیند نوسازی علمی و اجتماعی در ایران نقد و ارزیابی این علم که یکی از محصولات نوسازی علمی است نیازمند توجه همه­جانبه می­باشد. علم جامعه­شناسی در ایران از بدو ورود تا زمان حاضر در فرآیند تحول و تغییر قرار دارد و با وجود این­که تاکنون به استثنای یک تا دو اثر منتشر شده به صورت معدود، بررسی و ارزیابی از روند تحول و تغییر این علم در ایران با توجه به دوره­های تاریخی و سیاسی به عمل نیامده است.  ارائه­ی سیمای دقیقی از وضعیت جامعه­شناسی در ایران ضروری به نظر
می­رسد.

با توجه به مطالب فوق­الذکر ضرورت پرداختن به این موضوع احساس گردیده و به عنوان گامی در جهت رفع این نارسایی­ها و تدوین راهکارها برای توسعه بیشتر جامعه­شناسی، تحقیق حاضر صورت پذیرفته است تا بررسی­ها را در این زمینه­ها انجام و با جمع­بندی از آن­ها کمکی به حل گوشه­ای از مشکلات موجود باشیم.

اهداف تحقیق

آن­چه ما را در انجام این تحقیق و اهداف مورد مطالعه راهنما بوده است:

الف- اهداف کلی: نقد و بررسی عوامل مؤثر در فرآیند توسعه جامعه­شناسی

 در ایران با جریان توسعه اجتماعی، اقتصادی و علمی است.

ب- اهداف اختصاصی (فرعی):

۱)     بررسی پیدایش جامعه­شناسی در ایران

۲)     روند شکل­گیری و رشد و توسعه جامعه­شناسی در ایران

۳)     بررسی مناقشات اصلی و فراز و نشیب­های جامعه­شناسی در ایران

۴)     بررسی وضعیت تحقیقات انجام گرفته در حوزه­ی علوم اجتماعی و به ویژه جامعه­شناسی در ایران

۵)     بررسی وضعیت آموزش جامعه­شناسی در ایران (مشکلات و فرصت­ها)

۶)     بررسی و پیش­بینی آینده جامعه­شناسی در ایران

با توجه به موارد فوق، جهت نیل به این اهداف، جامعه­شناسی در ایران با رویکرد نقد و بررسی، از زمان شکل­گیری این علم در ایران که مصادف با طرح برنامه­های توسعه از دهه­ی ۱۳۲۰ تاکنون می­باشد مورد کنکاش قرار خواهد گرفت.

تعریف مفاهیم و اصطلاحات (فضای مفهومی)

۱)     مفهوم جامعه­شناسی: جامعه­شناسی دانش بررسی جامعه می­باشد. جامعه­شناسی را می­توان به عنوان مطالعه­ی نظام­یافته­ی جوامع انسان­ها تعریف کرد. این رشته علمی به مطالعه­ی قوانین و فرآیندهای اجتماعی می­پردازد که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضاء انجمن­ها، گروه­ها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار می­دهد. جامعه­شناسی مطالعه­ی زندگی اجتماعی گروه­ها و جوامع انسانی است. دامنه­ی جامعه­شناسی بی­نهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرآیندهای اجتماعی جهانی را دربرمی­گیرد.

این علم چشم­اندازی مشخص و فوق­العاده روشنگر درباره­ی رفتار انسانی ارائه می­کند. یادگیری جامعه­شناسی به معنای رها کردن تبیین­های شخصی درباره­ی جهان و نگریستن به تأثیرات اجتماعی است که زندگی ما را شکل می­دهند.

جامعه­شناسی واقعیت تجربه­ی فردی را انکار نمی­کند، یا دست کم نمی­گیرد. اما با ایجاد حساسیت نسبت به جهان وسیع­تر فعالیت اجتماعی که همه­ی ما در آن درگیریم، آگاهی ژرف­تری از ویژگی­های خودمان و دیگران به دست می­آوریم.

مطالعه­ی جامعه­شناسی متضمن به دست آوردن آگاهی درباره­ی خودمان، جوامعی که در آن زندگی می­کنیم و جوامع دیگری است که از نظر زمان و فضا با جوامع ما متفاوت هستند. نتایج مطالعات جامعه­شناسی باورهای معمول ما را درباره­ی خودمان و دیگران هم متزلزل می­کند و هم غنی­تر می­سازد. نتایج به دست آمده از مطالعات جامعه­شناسی همیشه با نظرات مبتنی بر باورهای معمول تناقض ندارد. اندیشه­های مبتنی بر باورهای معمول اغلب سرچشمه­های بصیرت درباره­ی رفتار اجتماعی را فراهم می­سازند. اما آن­چه باید مورد تأکید قرار گیرد این است که جامعه­شناس باید آمادگی داشته باشد که در مورد هریک از باورهای ما درباره­ی خودمان، هرچند که به آن­ها دلبستگی داشته باشیم، این پرسش را مطرح کند که آیا واقعاً چنین است؟ با این کار، جامعه­شناسی نیز به غنی­تر ساختن هر آن­چه که در زمان و مکان «باور معمول» است کمک می­کند. جامعه­شناسی به مثابه کوششی برای درک دگرگونی­های فراگیری که در طول دو سه قرن گذشته در جوامع انسانی رخ داده­اند به وجود آمد. صنعتی شدن، شهرنشینی و انواع جدید نظام سیاسی از جمله ویژگی های مهم جهان اجتماعی امروزی هستند.

جامعه­شناسان زندگی اجتماعی را با مطرح کردن پرسش­های مشخص و کوشش برای یافتن پاسخ آن­ها از راه پژوهش نظام­یافته مورد بررسی قرار می­دهند.

کار جامعه­شناسی متضمن توانایی اندیشه­ورزی خلاق و دور نگهداشتن خود از عقاید از پیش تصور شده پیرامون روابط اجتماعی است. جامعه­شناسی پیوند نزدیکی با دیگر علوم اجتماعی دارد. همه­ی علوم اجتماعی با رفتار انسانی سروکار دارند. اما توجه خود را به جنبه­های گوناگون آن متمرکز می­سازند. پیوستگی­های میان جامعه­شناسی، انسان­شناسی و تاریخ به ویژه مهم است. جامعه­شناسی علم است به این مفهوم که متضمن روش­های نظام­یافته­ی پژوهش و ارزیابی نظریه­ها در پرتو مدارک و استدلال منطقی است، اما
نمی­تواند مستقیماً به قالب علوم طبیعی ریخته شود زیرا مطالعه­ی رفتار انسانی اساساً با مطالعه­ی جهان طبیعت فرق می­کند.

جامعه­شناسان کوشش می­کنند مطالعاتشان در مورد زندگی اجتماعی عینی بوده و به شیوه­ای آزاداندیشانه با کارشان برخورد کنند. عینیت نه تنها به نگرش­های پژوهشگر، بلکه به ارزیابی عمومی از پژوهش و نظریه که یک جزء اساسی جامعه­شناسی به عنوان رشته­ای علمی است بستگی دارد.

جامعه­شناسی رشته­ای برخوردار از آثار علمی مهم است. جامعه­شناسی
می­تواند به شیوه­های گوناگون به انتقاد اجتماعی و اصلاحات اجتماعی علمی کمک کند. نخست، درک بهتر مجموعه­ای از شرایط اجتماعی معمولاً امکان نظارت بهتری را بر آن­ها فراهم می­کند. دوم، جامعه­شناسی ما را متوجه
 تفاوت­های فرهنگی کرده و امکان می­دهد تا سیاستگذاری­ها بر پایه­ی آگاهی از ارزش­های  فرهنگی مختلف استوار گردد. سوم، می­توانیم نتایج اتخاذ
برنامه­های عمل خاص را مورد بررسی قرار دهیم. سرانجام و شاید مهم­تر از همه، جامعه­شناسی موجب خودروشنگری گردیده و فرصت بیشتری به گروه­ها و افراد برای تغییر شرایط زندگیشان ارائه می­کند.

جامعه­شناسی با کوشش­های متفکران برای درک تأثیرات نخستین
دگرگونی­هایی که با صنعتی شدن در غرب همراه بود آغاز می­گردد و همچنان یگانه رشته­ی اصلی است که با تحلیل ماهیت آن­ها سروکار دارد. جهان ما امروز با دنیای اعصار پیش اساساً متفاوت است. وظیفه­ی جامعه­شناسی است که به ما کمک کند که این جهان و آینده­ی اجتماعی آن را بشناسیم. در ادامه مباحث مربوط به جامعه­شناسی شایان ذکر است که جامعه­شناسی جوان­ترین رشته­ی علوم اجتماعی است. واژه­ی جامعه­شناسی را در سال ۱۸۳۸ آگوست کنت فرانسوی در کتاب فلسفه اثباتی­اش بدعت گذاشت. کنت را عموماً بنیان­گذار جامعه­شناسی می­دانند. او معتقد بود که علم جامعه­شناسی باید برپایه مشاهده منتظم و طبقه­بندی استوار گردد.

درس جامعه­شناسی در دهه­ی ۱۸۹۰ م. در بسیاری از دانشگاه­های اروپا و غرب ارائه شد. در سال ۱۸۹۵ م. مجله آمریکائی جامعه­شناسی انتشارش را آغاز کرد و در سال ۱۹۰۵ م. انجمن جامعه­شناسی آمریکا بنیان گذاشته شد. اولین مکتب جامعه­شناسی مکتب دورکیم بود. این مکتب که توسط جامعه­شناس فرانسوی امیل دورکیم تأسیس شد تأکید زیادی بر وجود واقعیت­ها در سطح اجتماع داشت.

ابوزید عبدالرحمن­بن محمدبن خلدون تاریخ­نگار، جامعه­شناس، مردم­شناس و سیاستمدار مسلمان است. وی را از پیشگامان تاریخ­نگاری به شیوه­ی علمی و از پیشگامان علم جامعه­شناسی می­دانند که حدود ۴۰۰ سال پیش از آگوست کنت مؤسس علمی به نام جامعه­شناسی (به فرانسه، Sociology) می­زیست. ابن خلدون این علم جدید را عمران نام نهاد.

 شایان ذکر است با توجه به این­که بررسی عوامل مؤثر در فرآیند توسعه جامعه­شناسی در ایران مورد نظر می­باشد درخصوص پیدایش، روند
شکل­گیری و تحول آن در فصل­های بعدی به آن پرداخته خواهد شد.

۲- مفهوم جامعه­شناسی علم

اگر بپرسیم که جامعه­شناسی علم چیست؟ می­توان پاسخ داد که در مفهوم گسترده، جامعه­شناسی علم رشته­ای از جامعه­شناسی است که روابط متقابل میان علم و جامعه را مورد بررسی قرار می­دهد.

چگونه علم بر ارزش­ها، آموزش و پرورش، ساخت طبقاتی، شیوه­ی زندگی، تصمیم­گیری­های سیاسی و شیوه­های نگرش به جهان مؤثر واقع می­شود؟ و به همین ترتیب چگونه جامعه بر رشد و توسعه علم اثر دارد؟ این نوع پرسش­ها به قدری در افق فکری دنیای معاصر مطرح و آشکار بوده است که بسیاری از علما نخواسته­اند در توجه و تعمق در این مسائل آن­قدر صبر کنند که
جامعه­شناسان به این مسائل بپردازند و از این­رو خود آن­ها نیز گاهی به خیلی از این مسائل پرداخته­اند [
Kaplan, 1988:852] با این حال جامعه­شناسی علم به بخشی از شناخت هم توجه دارد که به تعریف ماهیت اندیشه­های علمی و توصیف روابط آن­ها با سایر انواع اندیشه (مانند ایدئولوژی، فلسفه، زیبایی­شناختی، دین) و عوامل نهادی می­پردازد. به یک تعبیر دیگر، براساس تعریف فرهنگ  «روبر» جامعه­شناسی علم مطالعه سیستماتیک روابط میان دانش علمی و مجموعه شرایط اجتماعی حاکم برآن است. می­توان نتیجه گرفت که موضوع جامعه­شناسی علم عبارت است از بررسی علم به عنوان یک نهاد اجتماعی، نظام روابط اجتماعی در قلمرو علم و پیوندهای آن با جامعه. جامعه­شناسی علم درصدد برقراری رابطه میان ویژگی­های اجتماعی علم و فعالیت­های علمی از یک طرف و خصلت­های معرفت­شناسانه از طرف دیگر است. افزون براین، انجام بررسی­هایی در زمینه ماهیت اجتماعی شناخت علمی، عوامل اجتماعی مشروط­کننده رشد علمی، ویژگی­های فعالیت­ها و روابط علمی و … بررسی در حیطه فوق را تکمیل می­نماید. جامعه­شناسی علوم، علم را یک فرآورده­ی اجتماعی خاص می­داند و شناخت­های علمی را همانند نتیجه فعالیت یک گروه اجتماعی (پژوهشگران) مورد تجزیه و تحلیل قرار می­دهد.

واقعیت آن است که چند سالی بیش نیست که «علم» فی­نفسه موضوع بررسی علمی قرار گرفته است، هم علم در مفهوم پویا (یعنی تمامی فعالیت­های تحقیقی) و هم در مفهوم سکونی (یعنی مجموعه تولیدات این فعالیت­ها مانند مجموعه حقایق علمی) در هر دو مفهوم علم می­تواند به گونه­های مختلف موضوع تحقیق باشد.

زوکرمن زمینه موضوعی مطالعه در جامعه­شناسی علم را به سه دسته تقسیم می­کند:

۱)     سازمان اجتماعی و شناختی (Cognitive) کار علمی.

۲)     روابط متقابل میان علم و مجموعه شرایط اجتماعی مربوط به آن نتایج اجتماعی علم و تأثیر سایر نهادهای اجتماعی و فرهنگ بر علم.

۳)     جامعه­شناسی و شناخت علمی.

دیدگاه­های عمومی در حوزه­ی جامعه­شناسی علم نشانگر تنوع قابل توجهی است.

عده­ای در کنار واژه­ی جامعه­شناسی علم، در توسعه­ی مفهوم جامعه­شناسی شناخت علمی تلاش می­کنند. زمینه­ی اندیشه ­این گروه ادامه مطالعات جامعه­شناسی معرفتی به شیوه­ای جامعه­شناسانه­تر است.

خرید و دانلود

با قیمت 5,500 تومان

عتیقه زیرخاکی گنج