گردنبند مرغ آمین خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 104 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 8,000 تومان
این فایل در ۱۶۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كارهايی كه ما به آنها می‏گوئيم كار اخلاقی ، می‏بينيم فرقشان با كار عادی‏ 
اين است كه قابل ستايش و آفرين و تحسين اند به عبارت ديگر بشر برای‏ 
اين گونه كارها ارزش قائل است تفاوت كار اخلاقی با كار 

طبيعی در اين است كه كار اخلاقی در وجدان هر بشری دارای ارزش است يعنی‏ 
يك كار ارزشمند و گرانبها است و بشر برای خود اين كار ، قيمت قائل‏ 
است آن قيمتی هم كه برايش قائل است نه از نوع قيمت و ارزشی است كه‏ 
برای كار يك كارگر قائل است كه ارزش مادی به اصطلاح ايجاد می‏كند و 
استحقاق مبلغی پول يا كالا در مقابل كار خودش پيدا می‏كند ، بلكه يك نوع‏ 
ارزش ما فوق اين ارزشهاست كه با پول و كالای مادی قابل تقويم نيست آن‏ 
سربازی كه جان خودش را فدای ديگران می‏كند ، كارش كار با ارزشی است ولی‏ 
ارزش آن از نوع ارزشهای مادی نيست كه مثلا بگوئيم فلان عمله كارش ساعتی‏ 
بيست و پنج تومان ارزش دارد ، معمار هشتاد تومان ، مهندس صد و پنجاه‏
تومان ، آن ديگری پانصد تومان ، و خيلی بالا باشد ، مثلا می‏گويند فلان كس‏ 
آمد چاه نفت را خاموش كرد و برای هر ساعت كارش پنج هزار تومان ارزش‏ 
قائل بودند ، بالاخره قابل تقويم به ارزشهای مادی است . 
كارهای اخلاقی ، در ذهن و وجدان بشر دارای ارزش و قيمت است ، گرانبها 
است ولی نوع ارزشش با ارزشهای مادی مقياس را هر اندازه بالا بگيرد 
متفاوت است آن يك ارزش ديگری است ، ارزشی است مافوق ارزشهای مادی‏ 
قضايايی كه از علی عليه السلام نقل كرديم ، قابل اين نيست كه بگوئيم اين‏ 
كار علی را حساب بكنيد ببينيد چند ميليون تومان يا چند ميليارد دلار 
قيمت دارد اين با تومان و دلار قابل تقويم نيست البته ارزش و قيمت‏ 
دارد ولی نوع ارزشش اساسا با اين ارزشها متفاوت است . 
بعد از آنكه ثابت شد كه در ميان كارهای انسان يك سلسله كارها هست‏ 
دارای ارزش و قيمت ، آن هم نوعی ارزش كه با ارزشهای مادی 

متفاوت است ، قهرا اين سوال پيش می‏آيد كه توجيه اين ارزشها چگونه است‏ 
؟ يعنی با چه فلسفه ای ، با چه مكتبی می‏توانيم اين ارزشها و قيمتها را 
برای كارهای اخلاقی بشر توجيه بكنيم ؟ به عبارت ديگر كدام مكتب می‏تواند 
ارزش اخلاقی كار بشر را تفسير و توجيه و تاييد كند ؟ آيا همه مكتبها 
قادرند اين گونه كارها را توجيه كنند ؟ خود مكتب قادر است ؟ همه مكتبها 
قادر نيستند اكنون نمی‏خواهم اين مطلب را بسط بدهم اين را عرض كردم برای‏ 
اينكه از حالا ذهن شما آماده باشد برای اين مطلب كه ارزشهای اخلاقی را 
كدام مكتب از مكتبها می‏تواند توجيه كند ، و كدام مكتب قادر به توجيه‏ 
نيست ؟ مكتبهايی كه قادر به توجيه نيستند بعضی صراحت دارند ، به روی‏ 
خودشان می‏آورند ، خجالت هم نمی‏كشند ، انكار می‏كنند می‏گويند : ” اصلا ” 
اخلاق ” حرف مفت است ، كار اخلاقی انجام دادن از ساده دلی است ، آدم‏ 
عاقل دنبال كار اخلاقی نمی‏رود ، دنبال خوشی و لذت می‏رود جز سود و لذت‏ 
هيچ چيز ديگری در عالم منطقی نيست ” باز اين خوب است ، بالاخره می‏گويد 
من مكتبی دارم كه نتيجه اش همين است ولی پاره ای از مكتبها ، جهان بينی‏ 
شان ، فلسفه و اساس فكرشان همين نتيجه را می‏دهد يعنی به همين جا می‏رسد 
اما به روی خودشان نمی‏آورند بلكه بر عكس ، می‏گويند : ما هم به ارزشهای‏ 
اخلاقی قائل هستيم و برای انسانيت ارزش قائليم ولی با كدام مكتب ؟ ! 
اينها با آن اساسی كه تو چيدی جور در نمی‏آيد به هر حال ما بعدا روی اين‏ 
مطلب بحث می‏كنيم . 
حال می‏پردازيم به مثالهای ديگر برای اخلاقی بودن بعضی از كارها . 
عفو و گذشت 
اين خودش يك مسئله ای است حديث پيغمبر هم هست : « ثلاث من مكارم‏ 
الاخلاق : تصل من قطعك و تعطی من حرمك و تعفو عمن ظلمك » ( ۱ ) يك كسی‏ 
درباره شما مرتكب خطا يا جنحه و يا جنايتی می‏شود البته در اينجا بخشی از 
عمل مربوط به شخص شماست ، و بخش ديگر مربوط به جامعه مثل اينكه قاتلی‏ 
می‏آيد انسانی را می‏كشد ، كه اين عمل ، هم جنبه جنايتی دارد و هم جنبه‏ 
اجتماعی سخن در آنجا است كه آن عمل به جامعه ارتباط ندارد و حقی در 
جامعه توليد نمی‏شود : يك كسی به شما تهمتی زده ، دروغی بسته ، از شما 
غيبتی كرده و از اين نوع كارها ، يا از همان كارها ولی نه از جنبه‏ 
اجتماعيش بلكه از جنبه شخصی و فردی اش ، شما عفو و گذشت می‏كنيد ، او 
تقاضای بخشش می‏كند ، شما هم می‏بخشيد ، می‏گذريد اين عمل نيز يك عمل‏ 
اخلاقی تلقی می‏شود ما فوق عمل عادی ، و يك نوع عمل قهرمانانه . 
حق شناسی و وفا 
ديگری به انسان ، احسان و نيكی كرده عكس العمل انسان در مقابل او دو 
جور می‏تواند باشد يكی اينكه بعد كه فهميد ديگر به اصطلاح 
خرش از پل گذشته ، اصلا اعتنا نمی‏كند ، فراموش می‏كند و كاری به كار او 
ندارد ، و ديگر اينكه در مقابل او تا آخر عمر حق شناسی می‏كند ، نيكی او 
را فراموش نمی‏كند ، تشكر می‏كند و وفا به خرج می‏دهد ، بعد از بيست سال‏ 
هم اگر يك وقتی پيش بيايد كه آن شخص احتياجی داشته باشد ، فورا به حكم‏ 
« هل جزاء الاحسان الا الاحسان » ( ۱ ) – كه خود همين يك اصل اخلاقی فطری‏ 
است كه قرآن ذكر كرده است – در مقام پاداش و احسان او بر می‏آيد اين‏ 
عمل يك عمل اخلاقی است . 
ترحم به حيوانات 
حتی حيواناتی كه از يك نظر پليدند ، آن پليدی منافات ندارد با ترحم‏ 
به آنها مثلا سگ به دليل ميكروبی كه در لعاب دهانش يا در همه بدنش‏ 
هست ، می‏گوئيم پليد است يعنی با او مانند شيئی كه دارای يك ميكروب‏ 
خطرناك هست رفتار می‏كنيم اين منافات ندارد با اينكه در عين حال اين‏ 
حيوان قابل ترحم باشد ، و هست انسان حيوان گرسنه يا تشنه ای می‏بيند يك‏ 
نفر ممكن است بی تفاوت باشد ، يك نفر ديگر او را تيمار می‏كند در حديث‏ 
است كه مردی در بيابان می‏گذشت ، سگی را ديد كه از شدت تشنگی زبانش را 
به خاكهای نمناك می‏مالد در آنجا چاه آبی بود خف خودش را ، يعنی كفش‏ 
خودش را به دستار يا شالی بست فرستاد داخل چاه و از آن آب كشيد و بعد 
ظاهرا با دست خودش به اين حيوان آب داد و او را سيراب كرد و از مرگ‏ 
نجات داد . وحی رسيد به پيغمبر زمانش كه خدا 

كار اين انسان را شكر كرد ، يعنی قدر اين كار را دانست ( يعنی اين كار 
نزد خدا قدر دارد ) : « شكر الله له و ادخله الجنه » خدا قدر كار اين‏ 
شخص را شناخت يعنی عملا شناخت ، به اين معنی كه به اوپاداش داد : او 
را به بهشت برد . همين [ حديث ] است كه سعدی در بوستان آورده : 
يكی در بيابان سگی تشنه يافت 
برون از رمق در حياتش نيافت 
سعدی می‏گويد “كله دلو كرد” ولی حديث می‏گويد كفش خودش را دلو كرد . 
كله دلو كرد آن پسنديده كيش 
چو حبل اندر آن بست دستار خويش (۱) 
به خدمت ميان بست و باز و گشاد 
سگ ناتوان را دمی آب داد 
خبر داد پيغمبر از حال مرد 
كه داور گناهان او عفو كرد 
رمز مطلب در كجاست كه اين كار نزد خدا و خلق خدا ارزش دارد ؟ 
سخن سری سقطی 
می‏گويند يكی از عرفا به نام ” سری سقطی ” می‏گفت : من سی سال است كه‏ 
استغفار می‏كنم به خاطر يك ” الحمد لله ” كه گفته ام ، به خاطر يك‏ 
شكری كه خدا را كرده ام : انی استغفر الله منذ ثلاثين سنه لقولی الحمد لله‏ 
گفتند چطور ؟ گفت من در بغداد دكاندار بودم ( اين داستان را هم سعدی به‏ 
شعر در آورده است ) يكوقت خبر رسيد كه فلان بازار بغداد را حريقی پيدا 
شد و سوخت . دكان من هم در آن بازار بود . به سرعت 
 

رفتم ببينم دكان من سوخته يا نه ؟ يك كسی به من گفت : آتش به دكان تو 
سرايت نكرده گفتم : الحمدلله بعد با خودم فكر كردم كه آيا تنها تو در 
دنيا بودی ؟ بالاخره آتش چهار تا دكان را سوخته دكان تو را نسوخته يعنی‏ 
دكان ديگری را سوخته ” الحمدلله ” معنايش اين است كه الحمدلله آتش‏ 
دكان مرا نسوخت ، دكان او را سوخت پس من راضی شدم به اينكه دكان او 
سوخته بشود و دكان من سوخته نشود بعد به خودم گفتم : اولاتهتم للمسلمين‏ 
سری ! تو غصه مسلمين در دلت نيست ؟ ( اشاره است به حديث پيغمبر : 
« من اصبح لا يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم » (۱) هر كس كه صبح كند و 
همتش خدمت به مسلمانان نباشد ، او مسلمان نيست ) و من سی سال است كه‏ 
دارم استغفار آن الحمدلله را می‏كنم . اين چيست ؟ 
دعای مكارم الاخلاق 
” صحيفه سجاديه ” دعاهای بسيار معتبری است – هم از نظر سند و هم از 
نظر مضمون – از زين العابدين علی بن الحسين سلام الله عليه كه علمای شيعه‏ 
از صدر اسلام به اين كتاب توجه كرده اند ، و بعد از قرآن تنها مجموعه ای‏ 
است كه از اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجری به صورت يك كتاب در 
دست بوده است نهج البلاغه هم كتاب است ولی نهج البلاغه ، خطب [ و نامه‏ 
ها و كلمات قصار ] علی عليه السلام است كه در ميان مردم متفرق بود ، سيد 
رضی در قرن چهارم اينها را جمع كرد و به صورت يك كتاب در آورد . اصول‏ 
كافی در قرن چهارم به صورت يك كتاب جمع آوری 

شده ، و كتابهای ديگری قبل از اصول كافی بوده است كتابهايی مثل مصحف‏ 
فاطمه سلام الله عليها و كتاب علی ( ع ) كه گاهی ائمه از آن اسم می‏بردند 
الان در دست ما نيست بنابر اين بعد از قرآن ، قديمترين كتاب شيعی كه از 
اول به صورت كتاب به وجود آمده و الان در دست ما هست صحيفه سجاديه‏ 
است كه جناب زيد بن علی بن الحسين وقتی كه در جنگ با امويان شهيد می‏شد 
همين كتاب همراهش بود ، و آن را به كسی سپرد ، و از آن دو نسخه بوده ، 
كه در ابتدای صحيفه اين را نوشته اند صحيفه سجاديه دعاهای زيادی دارد حالا 
من نمی‏خواهم درباره ارزش صحيفه صحبت بكنم كه از بحث خودم دور بشوم يكی‏ 
از دعاهای صحيفه سجاديه دعائی است به نام دعای [ ( مكارم الاخلاق ” يعنی‏ 
دعای اخلاق مكرمتی . 
قبلا اين حديث را خواندم كه پيغمبر اكرم – به تعبيری كه اهل تسنن‏ 
روايت كرده – اند فرمود : « بعثت لا تمم مكارم الاخلاق » ( ۱ ) – و به‏ 
تعبيری كه شيعه روايت كرده‏اند – فرمود : « عليكم بمكارم الاخلاق فان ربی‏ 
بعثنی بها » و گفتيم شايد هر دو تعبير در دو نوبت از زبان پيغمبر اكرم‏ 
صادر شده باشد ، ولی مضمون به هر حال يكی است اين دعا اسمش دعای مكارم‏ 
الاخلاق است ، شايد به اين علت كه يك جمله از آن اين است : « وهب لی‏ 
معالی الاخلاق » ( ۲ ) اگر ما در اين شبها فرصت پيدا بكنيم لااقل در بعضی‏ 
از شبها قسمتهايی از اين دعای شريف را برای شما بخوانيم [ بسيار مناسب‏ 
است ، زيرا برای ] معرفی مكتب اخلاقی اسلام يكی از بهترين نمونه ها دعای‏ 
مكارم الاخلاق است . و از جمله آرزوهايی كه من سالهاست دارم اين‏ 
است كه يك وقتی توفيق پيدا بكنم اين دعا را به فارسی ترجمه و مخصوصا 
شرح بكنم ، فلسفه ها و نكاتی را كه در اين دعای شريف هست تشريح كنم و 
در اختيار فارسی زبانان خودمان قرار بدهم اين جزء آرزوهای من است‏ 
اميدوارم خدای متعال اين توفيق را به من عنايت كند و خود وجود مقدس علی‏ 
بن الحسين سلام الله عليه از خدای متعال بخواهد كه اين توفيق برای من پيدا 
بشود حالا من قسمتی از اين دعا را می‏خوانم برای همين نمونه ها هر كس كه‏ 
اين مضمونها را بشنود و انسانی را كه آرزويش اينجور شدن است و البته او 
اينجور هست و دارد به همه ياد می‏دهد كه انسان اسلام بايد اينجور باشد در 
نظر بگيرد ، با خود می‏گويد چگونه است كه اين كارها اينقدر ارزش و قيمت‏ 
پيدا می‏كند ؟ اين دعا هر قسمتش با صلوات شروع می‏شود ، حضرت يك صلوات‏ 
بر پيغمبر و آل پيغمبر می‏فرستد ، بعد چند جمله دعا می‏كند ، دو مرتبه‏ 
صلوات می‏فرستد و حال قسمتی از اين دعا : 
به خدای خود عرض می‏كند : « اللهم صل علی محمد و آله و سددنی لان اعارض‏ 
من غشنی بالنصح » پروردگارا درود بفرست بر پيامبر و آل پيامبر ، و به من‏ 
توفيق بده كه با آن كسانی كه با من دغلی می‏كنند ، به ظاهر دوستی می‏كنند 
ولی در باطن می‏خواهند به من بدی كنند معارضه كنم ²و اجزی من هجرنی بالبر» 
آن كسانی كه مرا ترك و رها كرده اند ، دوستانی كه ديگر به سراغ من‏ 
نمی‏آيند ، جزای آنها را كف دستشان بگذارم چگونه ؟ در مقابل اينكه آنها 
مرا ترك كردند و ترك احسان كردند من نسبت به آنها برو احسان بكنم‏ 
« و اثيب من حرمنی بالبذل » پاداش بدهم آنكه مرا محروم كرده است ، به‏ 
اينكه به او ببخشم « و اكافی من قطعنی بالصله » و مكافات بدهم هر كس با 
من قطع رابطه می‏كند : ارحام و دوستانی كه قطع صله رحم يا قطع صله مودت‏ 
می‏كنند ، [ به اينكه رابطه را برقرار كنم ] آنها می‏برند ، من پيوند كنم‏ 
مكافات من اين باشد كه آنها اين رابطه را می‏برند من در مقابل وصل كنم ، 
آنها فصل می‏كنند ، من وصل كنم « و اخالف من اغتابنی الی حسن الذكر » 
مخالفت كنم با آن كسانی كه از من غيبت می‏كنند ، پشت سر من از من‏ 
بدگويی می‏كنند ، و مخالفتم با غيبت كن های خودم اين باشد كه پشت سر 
آنها هميشه نيكی آنان را بگويم . « و ان اشكر الحسنه و اغضی عن السيه » 
نيكيهای مردم را سپاسگزار باشم و از بديهای آنها چشم بپوشم اين چه آرزويی‏ 
است برای انسان ؟ حالا اعم از اينكه ما خودمان اهل اين آرزوها باشيم يا 
نباشيم ، اهل اين عملها باشيم يا نباشيم ، آيا اينها يك امور قابل‏ 
ستايش در حد اعلی هست يا نه ؟ آيا اين امور ارزش دارد يا ارزش ندارد 
؟ گرانبها است يا گرانبها نيست ؟ ارزشش چه نوع ارزشی است ؟ آيا 
انسانی كه اينگونه است ، در نظر ما يك قهرمان هست يا نيست ؟ قهرمان‏ 
است اين قهرمانی يعنی چه ؟ راز اين قهرمانی در كجاست ؟ اين است معنی‏ 
سؤالی كه هی طرح می‏كنيم تا بعد جوابش را بدهيم : راز اخلاقی بودن اين‏ 
كارها ، اين فكرها ، اين نيتها ، اين ميلها ، اين اراده ها در كجاست ؟ 
سخن خواجه عبدالله انصاری 
تعبيری دارد خواجه عبدالله انصاری كه حالا شايد از خودش تعريف كرده به‏ 
هر حال او مردم عارف وارسته ای بوده می‏گويد : ” بدی را بدی كردن سگساری‏ 
است ” يك كسی به آدم بدی می‏كند ، انسان در مقابل بدی او بدی می‏كند اين‏ 
، سگ رفتاری است چون اگر سگی سگ ديگری 

را گاز بگيرد او هم گازش می‏گيرد ” و نيكی را نيكی كردن خر كاری است ” 
يك كسی به آدم نيكی می‏كند ، انسان در مقابل نيكی او نيكی می‏كند اين هم‏ 
كار مهمی نيست نمی‏دانم ديده ايد يا نديده ايد ؟ هر كس مثل من دهاتی‏ 
باشد ديده : يك الاغ وقتی كه شانه يك الاغ ديگر را می‏خاراند ، او هم فورا 
شانه او را می‏خاراند اگر ديد او شانه او را می‏خاراند كه از اين خاراندن‏ 
خوشش می‏آيد ، فورا شانه رفيقش را می‏خاراند ” بدی را نيكی كردن كار 
خواجه عبدالله انصاری است ” حالا يك چهارمی هم دارد : ” و نيكی را بدی‏ 
كردن كار ما مردم ايرانی است ” . 

خرید و دانلود

با قیمت 8,000 تومان
  • انتشار : ۳۰ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج