امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 83 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 7,500 تومان

دانلود رایگان تحقیق وحی ونبوت-خرید اینترنتی تحقیق وحی ونبوت-دانلود رایگان کتاب وحی و نبوت- -کتاب وحی ونبوت

این فایل در موارد زیر تهیه شده است:
 نقش تاريخی پيامبران
آيا پيامبران نقشی مثبت يا منفی در حركت تاريخ داشته اند يا بكلی‏
فاقد نقش بوده اند ؟ اگر نقشی داشته اند چه نقشی بوده است ؟ مثبت بوده‏
يا منفی ؟
اينكه پيامبران نقش مؤثری در تاريخ داشته اند و مردمی بی‏اثر و نقش‏
نبوده اند ، حتی از طرف مخالفان دين و مذهب جای انكار نيست پيامبران‏
در گذشته مظهر يك قدرت عظيم ملی بوده اند قدرتهای ملی در گذشته در
مقابل قدرتهای ناشی از زر و زور منحصر بوده به قدرتهای ناشی از گرايشهای‏
خونی و قبيله ای و ميهنی كه سران قبايل و سرداران ملی مظهر آن به شمار
می‏رفته اند ، و ديگر قدرتهای ناشی از گرايشهای اعتقادی و ايمانی كه‏
پيامبران و ارباب اديان مظهر آن به شمار می‏رفته اند در اينكه پيامبران‏
با پشتوانه نيروی مذهبی ، قدرتی بوده اند سخنی نيست ، سخن در جهت‏
عملكرد اين نيروست اينجاست كه نظريات مختلف ابراز شده است . 

الف . گروهی معمولا در آثار و نوشته های خود با يك صغرا و كبرای ساده‏
مدعی می‏شوند كه نقش پيامبران منفی بوده است ، به اين بيان كه : جهت‏
گيری پيامبران ، جهت گيری معنوی و ضد دنيايی بوده است ، محور تعليمات‏
پيامبران انصراف از دنيا و توجبه به آخرت ، پرداختن به درون و رها
ساختن برون ، گرايش به ذهنيت و گريز از عينيت بوده است ، از اين رو
هميشه نيروی دين و مذهب و پيامبران كه مظهر اين نيرو بوده اند ، در جهت‏
دلسرد كردن بشر از زندگی و به مثابه ترمزی برای پيشرفت بوده است و به‏
اين ترتيب نقش پيامبران در تاريخ همواره منفی بوده است .
معمولا متظاهران به روشنفكری اينچنين اظهار نظر می‏كنند .
ب . گروهی ديگر به نحوی ديگر نقش ارباب اديان را منفی معرفی می‏كنند
اينان برعكس گروه اول برای ارباب اديان جهت گيری دنياگرايانه قائل اند
و جهت گيری معنوی آنان را فريبی و پوششی بر روی اين جهت گيری می‏دانند و
مدعی هستند اين جهت گيری دنيا گرايانه همواره در جهت حفظ وضع موجود و
به سود طبقه زبردست و عليه طبقه زيردست و در جهت مبارزه با تكامل‏
جامعه بوده است مدعی هستند كه تاريخ مانند هر پديده ديگر حركت‏
ديالكتيكی دارد ، يعنی حركت ناشی از تضاد درونی با پيدايش مالكيت ،
جامعه به دو طبقه متخاصم تقسيم شد : طبقه حاكم و بهره كش ، و ديگر طبقه‏
محروم و بهره ده طبقه حاكم هميشه طرفدار حفظ وضع موجود برای حفظ
امتيازات خود بوده است و علی‏رغم تكامل جبری ابزار توليد می‏خواهد جامعه‏
را در يك حال نگه دارد ، اما طبقه محكوم ، هماهنگ با تكامل ابزار توليد
، می‏خواهد وضع موجود را واژگون سازد و وضع كاملتری جانشين آن سازد . طبقه‏
حاكم در سه چهره مختلف  
نقش خود را ايفا كرده است : دين ، دولت ، ثروت ، به عبارت ديگر :
عامل زور ، عامل زر ، عامل فريب نقش ارباب اديان ، اغفال و فريب به‏
سود ستمگران و استثمارگران بوده است آخرت گرايی ارباب اديان ، واقعی‏
نبوده ، فريبی بوده بر چهره دنياگرايی آنان برای تسخير وجدان طبقه محروم‏
و انقلابی و پيشرو پس نقش تاريخی ارباب اديان از آن جهت منفی بوده كه‏
همواره در جناح طبقه كهنه گرا و محافظه كار و طرفدار حفظ وضع موجود ،
يعنی صاحبان زر و زور ، بوده است .
تز ماركسيسم در توجيه تاريخ همين است از نظر ماركسيسم سه عامل دين و
دولت و ثروت ، همزاد اصل مالكيت و در طول تاريخ عوامل ضد خلقی بوده‏
اند .
ج . بعضی ديگر تاريخ را به نوعی ديگر و بر ضد نظريه بالا تفسير می‏كنند و
در عين حال نقش دين و مذهب و مظاهر آن يعنی پيامبران را منفی می‏دانند
اينان مدعی هستند قانون تكامل طبيعت و تكامل تاريخ بر اساس غلبه اقويا
و حذف ضعفاست ، نيرومندان عامل پيشرفت تاريخ و ضعيفان عامل توقف و
انحطاط بوده و هستند ، دين و مذهب اختراع ضعفا برای ترمز اقوياست ،
ارباب اديان مفاهيم عدل ، آزادی ، راستی ، درستی ، انصاف ، محبت ،
ترحم ، تعاون ، را ، به عبارت ديگر اخلاق بردگی را به سود ضعفا يعنی طبقه‏
منحط و ضد تكامل و به زيان طبقه اقويا يعنی طبقه پيشرو و عامل تكامل‏
اختراع كردند و وجدان اقويا را تحت تاثير قرار دادند و مانع حذف و از
بين رفتن ضعفا و اصلاح و بهبود نژاد بشر و پيدايش ابر مردها گشتند لهذا
نقش مذهب و پيامبران كه مظهر اين نيرو بوده اند ، از آن جهت كه طرفدار
” اخلاق بردگی ” و بر ضد ” اخلاق خواجگی ” – كه عامل تكامل تاريخ و جامعه است – بوده‏اند ، منفی بوده است .
” نيچه ” فيلسوف ماترياليست و معروف آلمان طرفدار اين نظريه است‏
.
د . از سه گروه بالا كه بگذريم ، گروه های ديگر حتی منكران اديان ، نقش‏
پيامبران را در گذشته مثبت و مفيد و در جهت تكامل تاريخ می‏دانند اين‏
گروه ها از طرفی به محتوای تعليمات اخلاقی و اجتماعی پيامبران و از طرف‏
ديگر به واقعيتهای عينی تاريخی توجه كرده اند و به اين نتيجه رسيده اند
كه پيامبران در گذشته اساسی‏ترين نقشها را در اصلاح و بهبود و پيشرفت‏
جوامع داشته‏اند . تمدن بشر ، دو جنبه دارد : مادی و معنوی جنبه مادی تمدن‏
جنبه فنی و صنعتی آن است كه دوره به دوره تكامل يافته تا به امروز رسيده‏
است ، جنبه معنوی تمدن مربوط به روابط انسانی انسانهاست جنبه معنوی‏
تمدن مرهون تعليمات پيامبران است و در پرتو جنبه معنوی تمدن است كه‏
جنبه های مادی آن نيز مجال رشد می‏يابد عليهذا نقش پيامبران در تكامل‏
جنبه معنوی تمدن به طور مستقيم است و در تكامل جنبه مادی به صورت غير
مستقيم .
از نظر اين گروه ها در نقش مثبت تعليمات پيامبران در گذشته سخنی‏
نيست ، منتها بعضی از اين گروه ها نقش مثبت اين تعليمات را منحصر به‏
گذشته می‏دانند و امروز دوره اين گونه تعليمات را منقضی می‏شمارند و مدعی‏
هستند كه با پيشرفت علوم ، تعليمات دينی نقش خود را از دست داده و در
آينده بيشتر از دست خواهد داد ، ولی بعضی ديگر مدعی هستند كه نقش ايمان‏
و ايدئولوژی مذهبی نقشی است كه هرگز پيشرفتهای علمی جايگزين آن نخواهد
شد ، همچنانكه مكاتب فلسفی نيز نتوانسته اند جايگزين آن گردند . در 


خرید و دانلود

با قیمت 7,500 تومان
  • انتشار : ۰۳ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج