امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 94 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 5,000 تومان

هيچ دادگاهي نميتواند به دعوايي رسيدگي کندمگر اين که شخص يا اشخاص ذينفع يا وکيل يا قائم مقام يا نماينده قانوني آنان رسيدگي به دعوي را برابر قانون درخواست نموده باشند”.( ماده ۲ قانون آيين دادرسي مدني) صلاحيت ذاتي و محلي دادگاهها *صلاحيت دادگاهها از حيت نوع رسيدگي، دعاوي مطروحه، اشخاصي که مورد محاکمه قرار ميگيرند و گوناگوني جرائم و محل وقوع آنها، اقامتگاه خوانده و نظاير آن تعيين ميگردد. به طور کلي صلاحيت دادگاهها درنظام موجود قضايي به دو دسته تقسيم ميشود.

صلاحيت:

شايستگي . درخوري . سزاواري .اهليت . اين کلمه را اغلب به تشديد ياء تلفظ کنند ولي خطاست . در تاج العروس آمده : صلاحية الشي مخففة کطواعية و ليس في کلامهم فعالية مشددة کذا نقلوه: و چون به نماز برخاستند بيش از آن کرد که عادت او بود تا ظن صلاحيت در حق او زيادت کنند. (گلستان ).

·  (اصطلاح قضائي ) صلاحيت در آئين دادرسي عبارت است از اختياري که قانون بدادگاهي ميدهد که بموجب آن بدعوائي رسيدگي کند. بعبارت ديگر شايستگي قانوني دادگاه براي رسيدگي بدعواي خاصي در اصطلاح حقوقي صلاحيت ناميده مي شود. بنابراين دادگاهها فقط نسبت بدعواهائي که قانون اختيار رسيدگي به آنها داده صلاحيت دارند و نسبت بدعواهائي که قانون چنين اختياري به آنها نداده غيرصالح هستند. بديهي است که اختيار مزبور را قانون يا بموجب حکم خاص بدادگاهي غير دادگاههاي عمومي ميدهد، مانند اينکه قانون خاصي اختيار رسيدگي به پاره اي امور را بدادگاه اختصاصي دارائي يا بازرگاني واگذار مينمايد. و يا بموجب حکم عام اختيار رسيدگي بتمام دعاوي را بجز آنچه بموجب قانون استثناء شده بدادگاههاي عمومي دادگستري ميدهد، چنانچه ماده ۱ آئين دادرسي مقرر ميدارد: «رسيدگي به کليه دعاوي مدني راجعبدادگاههاي دادگستري است مگر در مواردي که قانون مرجع ديگري معين کرده است ». بنابراين تشخيص صلاحيت در آئين دادرسي موقوف به تشخيص انواع دعاوي و اقسام مختلفه دادگاه ها است که به اختصار در زير آورده مي شود:
تعريف دعوي : دعوي يا مرافعه يا ترافع عبارت از اختلاف و مناقشه است بين دو طرف يا دو حريف که اظهار و ادعاشان با يکديگر معارضه دارد. ادعاي يک طرف که موجد مرافعه است موسوم به تعقيب يا دادخواست بوده و دعوي بمعناي اخص نيز ناميده ميشود و ادعاي طرف مقابل که عکس العمل (واکنش ) دادخواست يا دعواي اقامه شده است ، آن را دفاع يا جواب (پاسخ ) نامند. جمع بين دادخواست يا دعوي بمعناي اخص از يک طرف و دفاع از طرف ديگر، دعوي بمعناي اعم را تشکيل ميدهد. (آئين دادرسي مدني دکتر متين دفتري ج ۱ صص ۲۶۰ – ۲۶۱). معلوم است که دعوي بمنظورتثبيت حقي که مورد تجاوز يا تضييع واقع شده انجام ميگيرد بنابراين دعوي با حق ارتباط کامل دارد و اقسام مختلفه دعاوي به اعتبار اقسام مختلفه حق پيدا مي شود، مثلاً: دعوي مربوط بحق مالکيت ، دعوي مالکيت و دعوي مربوط بحق تصرف ، دعوي تصرف و دعوي مربوط بحق عيني ،دعوي عيني و دعوي مربوط بحق شخصي و ديني ، دعوي شخصي يا ديني ، ناميده مي شود. ولي هر دارنده حقي نميتواند حق خود را اعمال نمايد به اين معني که شخص يا حق تمتع و حق استيفاء هر دو را داراست که در اين صورت ميتواند نسبت به آن حق اقامه دعوي نمايد مانند غير محجورين ، يا اينکه تنها حق تمتع دارد مانند صغار و محجورين که نمي توانند حق خود را اعمال نمايند و نسبت به آن اقامه دعوي کنند وبدين جهت قانون براي اقامه دعوي شرائط زير را لازم دانسته است : ۱- حقي که در دادگستري اعمال و اظهار مي شود بايد منجز بوده ، معلق و مشروط نباشد. ۲- اعمال کننده حق بايد ذينفع باشد. ۳- بايد سمت او از حيث اصالت يا نمايندگي قانوني محرز باشد. ۴- بايد اهليت قانوني داشته باشد.


خرید و دانلود

با قیمت 5,000 تومان

عتیقه زیرخاکی گنج