امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 77 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت 2,000 تومان

 دانلود تحقیق و مقاله مديريت اخلاق مديريت و مناسبات انساني در مديريت اسلامي+ارزانتر از همه جا آماده ارائه به دانشجویان و علاقمندان گروه هدف


چکیده : 

مقدمه :

امروزه شاهد پيشرفت چشمگير جوامع بشري هم از لحاظ فكري و عقيدتي و هم از لحاظ علمي و عملي هستيم. اما آن چيزي كه مي تواند انسان را به كمال و سعادت برساند واقعاً همين است ؟ شايد در نگاه اول بگوئيم بلي و پيشرفت را با توسعة سعادت بشري هم تراز دانست امابا نگاهي ژرف تر ، مسلماً به اين نكته خواهيم رسيد كه سعات بشري چيزي جز پيشرفت نسبي جوامع بشري است.

ما در اين تحقيق با نگاهي باز و وسيع سعي مي كنيم به يكي از اين عوامل اساسي و حياتي و لازمة تداوم هر جامعه اي كه همان مديريت و شكل صحيح انتخاب و ادارة‌آن است بپردازيم . اما چيزيكه شايد مهمتر از آن باشد به موضوع اخلاق و مديريت از نظر اسلام و شيوه هاي درست آن مي پردازيم و بعد از آن با ذكر نمونه هايي از مكاتب نظري غربي و مقايسة آن مكاتب با شيوه و سبك صحيح آن از نظر اسلام و خصوصاً ائمة اطهار به مقايسة مناسبات انساني در مديريت اسلامي و مديريت غير اسلامي مي پردازيم .


تعريف اخلاق

قبل از تبيين مفهوم و موضوع (( اخلاق مديريت )) ، شايسته است شناسايي اجمالي در مورد مفهوم اخلاق داشته باشيم .

اخلاق جمع (( خٌلق )) است و در لغت (( خُلق )) و ((خَلق)) از يك ماده (خ ل ق) هتند . خَلق ناظر به شكل ظاهري انسان است ، و خُلق به شكل باطني و نفساني انسان در نظر دارد . همانطوري كه شكل ظاهري انسان متصف به صفت نيك و بد زشت و زيبا است ، شكل باطني و نفساني انسان نيز داراي اوصاف خوب و بد و ‌زشت و زيبا است .

(( راغب )) در ((مفردات ))‌ مي گويد :

   (( الحق و الخلق في الاصل واحد كاشرب والشرب و الصرم والصرم ‏ لكن خص الخلق بالهيات و الأشكال و الصور الكدركه بالبصر ، و خص الخبق القوي و السجايا الكدركه بالبصيره ))

يعني خَلق و خُلق در ريشه لغوي يكي هستند . لكن خَلق اختصاص به شكل صورتي دارد كه با چشم ظاهر ادراك مي شود ، و خُلق اختصاص به قواي روحي و طبع باطني دارد كه با بصيرت و چشم دل ادراك مي شود .

(( طرايحي )) در كتاب (( مجمع البحرين )) ، جلد پنجم ، قريب به مضامين مورد اشاره مي‌گويد : 

(( الخبق بضمتين :‌اسجيه . و الجمع اخلاق … الخلق :‌الدين و الطبع و السجيه و عن بعض الشارحين : حقيقه حسن الخلق انه لصوره الانسان الباطنه و هي نفسه و اوصافها و معانيها المختصه بها ، بمتزله الخلق الصوره الظاهره و أوصافها و معانيها ، ولها اوصاف حسنه و قبيح ))

خُلق در اصطلاح (( علم اخلاق)) عبارت است از (( ملك نفساني )) ‏‌و اين كيفيت يا از (( فضائل )) است ، مانند حلم ،‌عفت و شجاعت ، و يا (( زدائل )) است ، مانند كينه و ترس و بخل .

در تعريف خُلق گفته شد كه (( ملكة نفساني )) است . (( ملكه )) ، كيفيتي است راسخ در نفس ، كه زوال آن به سختي و كندي انجام مي گيرد ، و موجب مي شود كه افعال متناسب با آن كيفيت نفساني به سهولت و بدون تأمل و مشقت صورت پذيرد . (( حال )) كيفيتي است در سطح و قشر روح ، كه به سرعت و سهولت زائل مي شود ( ناپايدار است ) ، و افعال با مشقت و تأمل از آن صادر مي شوند . 

موضوع اخلاق ، (( نفس انسان )) است .  مراد از آن حقيقت واحده ايست كه نفس ناطقه ،‌روح ، روان و قلب هم نام گرفته است ، و نفس اماره ، لوامه ، و مطمئنه ،‌جلوه هاي گوناگوني از همان حقيقت هستند . 

 


اخلاق مديريت

۱-    شرائط و لوازم مديريت و رهبري

تكيه زدن بر جايگاه مديريت و رهبري ‏،‌ و كسب توفيق در انجام وظائف و مأموريتهاي آن ، بطور كلي نيازمند احراز سه نوع بلوغ ، توانائي و قابليت است :‌دانش ، مهارت و اخلاق .

الف- دانش

مديريت موفق ، نيازمند كسب پاره اي آگاهيها ، اطلاعات و معلومات است . بديهي است كسب هر نوع علمي موجب توفيق در امر مديريت نيست ، بلكه دانشهاي ويژه اي مورد نظر است ، كه ذيلاً يادآوري مي كنيم :

يك – (( دانش مديريت عمومي )) : كه به اتكاء آن ، مدير با اصول ، اقسام و روشهاي برنامه ريزي ، سازماندهي ، هديت و رهبري ، نظارت و كنترل ، و ايجاد هماهنگي ميان اجزاء مختلف سازمان ، آشنائيهاي ضروري را بدست مي آورد .

دو – (( دانش مديريت خاص )) : مديريتهاي نوع واحدي نيستند ، و در نتيجه سبكهاي يكنواخت و روشهاي واحدي در حسن انجام آنها نمي توان قائل شد . انواع و اقسامي از مديريتها كه امروزه متصور و موجودند ، به اين شرحند :

       مديريت دولتي

       مديريت صنعتي

       مديريت بازرگاني

       مديريت آموزشي

       مديريت و فرماندهي نظامي

بنابراين ، علاوه بر ضرورت آشنائي با دانش مديريت عمومي ، آشنائي با مسائل خاص آن نوع و رشته اي از مديريت كه بدان مي پردازيم ،‌همچنين ضروري است .

سه – (۰ ساير دانشها )) : علاوه بر دانشهاي مورد اشاره ، به اعتبار اينكه مدير با اصول و قوانين حاكم بر انسان و جامعه مدد مي كند ، ضرورت دارد .  از جمله دانشهايي كه در اين رهگذر مفيد فايده هستند ، عبارتند از : جامعه شناسي ، روانشناسي عمومي ؤ روانشناسي اجتماعي ، تعليم و تربيت ، و حقوق .


ب – مهارت

در كنار شرط (( دانش )) ، همچنين بايد از شرط (( مهارت)) و ضرورت آن در حسن اداره امور نام برد . دانشهاي مورد اشاره ، براي موفقيت در مديريت ، اگرچه لازمند ولي كافي نيستند . 

ج – اخلاق

مديريت و رهبري ، تنها با آگاهيهاي عمومي و تخصصي ، و نيز مهارتها و زبر دستيها در اجراي آموخته ها،‌به سامان نمي رسد . عنصر ديگري د راين ميدان  نقش آفرين است ، كه با عنوان (( اخلاق )) از آن ياد مي كنيم . منظور ما از عنصر اخلاق ، منش ، روحيه و شخصيت اخلاقي ويژه‌اي است كه مديران و رهبران بايد آن احراز كنند . 

۲- مفهوم و موضوع اخلاق مديريت

اخلاق را گاهي به اقسام چندي تقسيم مي كنند : اخلاق فردي ، اخلاق اجتماعي ، اخلاق خانواده ، اخلاق معلم ، اخلاق دانشجو و مانند اينها .

 منشأ اين تقسيمات چيست ؟ مفهوم اخلاق در همة اينها يكي است  و آنهم (( ملكات نفساني )) است . آيا اين تقسيم بندي به اعتبار موضوع اخلاق صورت مي پذيرد ؟ قطعاً موضوع اخلاق كه (( نفس انسان )) است در همة اقسام مورد اشاره مشترك و واحد است ، و بدين لحاظ منشأ اين تقسيمات نمي تواند (( موضوع اخلاق باشد .

يكي از رابطه ها ، مناسبات و موقعيتهاي مهم در زندگي انسانها ، موقعيت ((مديريت  و رهبري )) است . بدين لحاظ ، توفيق در انجام وظائف و رسالتهاي آن ، نيازمند اخلاق ويژه است .  بنابراين در تعريف اخلاق مديريت بايد گفت ــ :

   (( اخلاق مديريت ، عبارت است از ملكات نفساني انسان ، از آن جهت كه ادارة امور جمعي از انسانها را در نيل به اهداف معين ، عهده دار است )) .

       و موضوع اخلاق مديريت عبارت است از ــ :‌

       (( نفس انسان مدير))

بنابراين اگر چه فضائلي همچون : شجاعت ، تاني ، شرح صدر ، وقار ، حلم ، بخشش و گذشت ، نظم و انضباط ، و التزام به قانون ، براي همة انسانها در همة شرائط زندگي خوب و بايسته است ، لكن براي مديران و رهبران ، خوب تر ، پسنديده تر و بايسته تر است .همچنين اگر چه رذائلي همچون : ترس ، تزلزل ، اضطراب ، يأس ، شتابزدگي ، انتقامجوئي ، بي نظمي ، ظلم و خيانت ، براي همة انسانها در هر شرائط و موقعيتي زشت و ناپسند و خطرناك است ، لكن براي موقعيت مديريت و رهبري زشت تر و خطرناك تر است .

۳- اخلاق مديريت و روانشناسي مديريت 

با طرح مفهوم ، موضوع و جايگاه اخلاق مديريت ، اين سؤال ممكن است در ذهن خوانندگان بوجود آيد كه تفاوت (( اخلاق مديريت )) و (( روانشناسي مديريت)) چيست ؟ و چه رابطه اي مي توانند با يكديگر داشته باشند ؟ براي روشن شدن مطلب ، به دو نكته اشاره مي كنيم :

الف- تفاوت اخلاق و روانشناسي

مهمترين تفاوتهايي كه ميان اخلاق و روانشناسي وجود دارد ، بشزح زير است:

۱/ الف – موضوع اخلاق (( نفس )) آدمي است ، ولي موضوع روانشناسي ((رفتار)) انسان – و بلكه رفتار موجود زنده – است .  اگر روانشناسي در مورد ذهن و روان آدمي به بررسي و تحقيق ميپردازد ،‌از حيث تأثيري است كه آنهابر رفتار فرد باقيمي گذارند . چنانكه در مورد عوامل حياتي – كه از مباحث علوم زيستي و بيولوژيك محسوب مي شوند – نيز مطالعه و تحقيق مي كنند ، بجهت تأثر رفتار و فعاليتهاي انان از آنها . بدين لحاظ ،  موضوع اخلاق امري نا محسوس است ، و موضوع روانشناسي امري محسوس  و قابل تجربه و مشاهده است . 



خرید و دانلود

با قیمت 2,000 تومان
  • انتشار : ۰۳ فروردین ۹۵
  • دسته بندی :
  • نویسنده :

عتیقه زیرخاکی گنج