• بازدید : 37 views
  • بدون نظر

خرید و دانلود
با قیمت
دانلود پروژه پایان نامه کارشناسی ارشد علوم انسانی گرایش زبان و ادبیات عرب بررسي سير تاريخي زبان و ادبيات عرب از دوره صفويه تا قاجاريه,دانلود پروژه و پایان نامه رشته علوم انسانی درباره بررسي سير تاريخي زبان و ادبيات عرب از دوره صفويه تا قاجاريه,دانلود رایگان پروژه و پایان نامه های کارشناسی ارشد علوم انسانی شاخه زبان و ادبیات عرب,دانلود پاورپوینت و پروپوزال رشته علوم انسانی گرایش زبان و ادبیات عرب,دانلود تحقیق و مقاله ورد word مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم انسانی شاخه زبان و ادبیات بررسي سير تاريخي زبان و ادبيات عرب از دوره صفويه تا قاجاريه
با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ادبیات و علوم انسانی گرایش زبان و ادبیات عرب با عنوان بررسي سير تاريخي زبان و ادبيات عرب از دوره صفويه تا قاجاريه رو برای عزیزان دانشجوی رشته علوم انسانی شاخه زبان و ادبیات عرب قرار دادیم . این پروژه پایان نامه در قالب ۱۴۳ صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیز با تخفیف ۵۰ درصدی فقط ۱۷ هزار تومان میباشد …

از این پروژه و پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید .

این پروژه پایان نامه برای اولین بار فقط در این سایت به صورت نسخه کامل و جامع قرار داده میشود و حجم فایل نیز ۲۵ مگابایت میباشد .

دانشگاه تهران
دانشکده ادبيات و علوم انساني ، گروه زبان و ادبيات عرب
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
رشته ادبیات و علوم انسانی
گرایش زبان و ادبیات عرب

عنوان پایان نامه و پاورپوینت :  بررسي سير تاريخي زبان و ادبيات عرب از دوره صفويه تا قاجاريه

راهنمای خرید فایل از سایت : برای خرید فایل روی دکمه سبز رنگ (خرید و دانلود) کلیک کنید سپس در فیلدهای خالی آدرس ایمیل و سایر اطلاعات خودتون رو بنویسید سپس دکمه ادامه خرید رو کلیک کنید . در این مرحله به صورت آنلاین به بانک متصل خواهید شد و پس از وارد کردن اطلاعات بانک از قبیل شماره کارت و پسورد خرید فایل را انجام خواهد شد . تمام این مراحل به صورت کاملا امن انجام میشود در صورت بروز مشکل با شماره موبایل ۰۹۳۳۹۶۴۱۷۰۲ تماس بگیرید و یا به ایمیل info.sitetafrihi@gmail.com پیام بفرستید.


۱-۱ بیان مسئله
بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه در فاصله زمانی بین سالهای ۹۱۰هـ..ق الی ۱۲۱۰هـ..ق می باشد. با توجه به فارسی زبان بودن ایرانیان ، حس کنجکاوی در مورد ضعف ادبیات عرب در ایران ، همچنین اوج گیری شیعه و تقابل به وجود آمده با تسنن و چگونگی تسری و داخل شدن ادبیات عرب در ایران آن زمان بود، که مرا برآن داشت تا سیر تحولی ادبیات عرب در این دوره را بررسی کنم و آشنایی بيشتر با این سیر تحولاتی را عرضه نمایم.
۱-۲ هدف های تحقیق
به طور اجمال می توان هدف از تحقیق فوق را در چند مسئله بیان نمود،به طوری که نه تنها اطلاعاتی از زبان ادبیات عرب بر ما آشکار سازد. بلکه بتوان اطلاعاتی در زمینه ادبیات عرب در این دوره و شناخت تحولات این دوره را برای ما نمایان سازد. که به اجمال به بیان اهداف مورد نظر به صورت فهرست وار می پردازم.
۱- بررسی دوران صفویه ، افشاریه و زندیه شامل سلاطین و وضعيت اين دوران ۲- علما و دانشمندان و نویسندگان و آثار علمی آنها که نوشته شده است و وسوابقی که از انها در دسترس ما می باشد.۳-نمونه ای از ادبیات شعری عالمان در قرون۱۰ و۱۱ و۱۲وترجمه ابیات
۱-۳ اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن
باید اذعان نمود از آن جهت اين موضوع اهمیت دارد که کمتر شخصی ادبیات عرب این زمان را مورد تحلیل قرار داده است . در این زمان ادبیات عرب به نوعی دارای نقصان شده است چرا که از طرفی سلاطین به نوعی مخالفت خود را با ترویج ادبیات عرب اظهار داشته اند و از طرفی شاهان ایرانی زنده نگاه داشتن ادبیات فارسی را در اذهان خود پرورش می دادند. پس انگیزه بيشتر من جهت انتخاب موضوع فوق ارتباط کاری،تحصیلی و بررسی وضعیت ادبیات عرب در آن زمان میباشد لذا بر آن شدم که موضوع رابررسی نمایم.
۱-۴ سوالات فرضیه تحقیق
سوالاتی که برایم در این زمینه مطرح شد عبارتند از :
۱- دوران صفویه و افشاریه و زندیه چه دوره اي  می باشند؟
۲- چه دانشمندان و نویسندگانی در این دوره در ایران می زیسته و فعالیت می کرده اند؟
۳- آیا نمونه ای از شعرا در زمینه ادبیات عرب توسط نویسندگانی ایرانی موجود می باشد؟
۴- سیر تاريخي ادبیات عرب ونقش دانشمندان و علما و مدارس در سه دوره فوق
فرضیه های تحقیق : شامل ادبیات عرب و چگونگی عدم شکوفایی در سه قرن فوق و نویسندگان در دوره مورد نظر ، علل فترت ادبیات عرب ، برخورد علما با ادبیات عرب ، چگونگي رفتار سلاطین با ادبیات عرب و علت پس رفت ادبیات عرب در این دوره.
۱-۵ روش تحقیق: کتابخانه ای و فيش برداري- اينترنت
۱-۶ قلمرو تحقیق : کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه ملی- اینترنت- کتابخانه حوزه علمیه خوانسار.
۱-۷ مشكلات تحقيق : موجود نبودن تحقیق و پيشينه اي در رابطه با موضوع فوق.
عدم دسترسی به منابع کتب که در دوره فوق به نکارش  درآمده.

فصل دوم
زبان و ادبيات عربي و فارسي در دوره صفويه و علماي قرن دهم

۲-۱ مقدمه
همواره تاریخ وادب مقوله ای پرجاذبه، زیبا و دوست داشتنی برای بشر به شمار میرود. همیشه انسانها به سرگذشت پیشینیان علاقمند بوده اند. و گاه به عنوان سرگرمی یا به منظور تجربه اندوزی از آن بهره می جستند. با نگاهی به کتابها و مطالب موجود در کتابخانه ها تعدد و فراوانی مطالب در رابطه با تاریخ قابل توجه است و بیشتر به چشم میخورد. به سبب انکه اغلب شاعران ایرانی با ادبیات عرب که مدیون قران و اموزه های دینی، بلاغی، حکمی و ادبی است مانوسند .بنابراین در طول تاریخ ادبیات ایران فارسی زبانان عربی سرای فراوانی را میتوان معرفی کرد و اثار انهارا بررسی نمود .
در روزگار معاصر، موضوع زبان وادب عربي در ايران ، هنوز چنانكه بايد مورد بررسي قرار نگرفته است ، ولي در لابه لاي آثاري كه دربارة‌ تاريخ‌هاي ادبيات فارسي نوشته شده، اطلاعاتي عرضه گشته است، خاصه كه در قرون اوليه‌ اسلامي تفكيك زبان و فرهنگ عربي و فارسي تقريباً محال بوده است و نويسندگان تواريخ ادبيات به ناچار از منابع فرهنگ عربي در اين باره كه آكنده از مايه‌هاي ايراني است،‌ سود برده‌اند؛و بايد از كتابهای زبان تازي که در ميان ايرانيان ودر اين باب است و هوشمندانه به موضوع پرداخته استفاده کرد، اما برخي به جاي بررسي ادبيات عرب در ايران، فهرستي از بزرگان ايراني عربي نويس تدارك ديده‌اند كه هدفي جز بزرگ نمايي ايرانيان نداشته است.
فضاي فرهنگي ايران از فتح اسلامي تا حدودی تحت تاثیر اذبیات عرب قرار گرفته وهمة فرهنگ ديرپاي آن گويي تنها از مجراي بين النهرين سيل وار به رودهاي خروشاني كه در زبان عربي جاري بود، مي‌پيوست و گويي سرزمين ايران بر اثر اين انتقال،از مايه‌هاي فرهنگي وتاريخي خود تهي مي‌گشت تا جاي را براي ادب عربي ـ‌ ديني بگشايد.عربها كه گروه گروه در ايران سكني مي‌گرفتند، زبان و ادب خود را به كار مي‌بردندوآن را به كارگزاران و موالي خويش مي‌آموختند؛پس بايد گفت بي گمان زبان ادب نيز ميان عرب‌ها و بسياري از ايرانياني كه راهي به مراكز قدرت مي‌جستند، عربي بود.به طوری که میتوان گفت زبان دولتی در ایران ودر قرن چهارم هجری عملا عربی بود
از آن سوي با توجه به آنكه  تازيان ايران، در آغاز  به لهجه‌هاي  گوناگون  سخن مي‌گفتند و سپس  عربي فصيح را، نخست به گونه‌اي طبيعي و با ممارست، و آنگاه در مكتب و  مدرسه  فرا مي‌گرفتند، اين امر وضع آنان را تا حدي به وضع فارسي زبانان عربي آموز شبيه مي‌ساخت و هر دو گروه مجبور بودند رنج تحصيل را بر خود هموار سازند.؛از اینروست که زبان عربي رواج تمام داشت و تقريباً هيچ درباري، حتي سراي اميران و وزيران دست دوم و سوم، از شعر و ادب خالي نبود و مرزي ميان ايشان و مراكز بزرگ عربي يا دستگاه خلافت وجود نداشت و رابطه و آمد و شد امري طبيعي بود، هيچ غريب نيست كه شاعري يا اديبي بزرگ از خراسان،كه خود از مراكز مهم ادب عربي شد ، برخيزد و در این ادبیات بدرخشد.
پس ترديدی نيست كه ادب عربي در ادب فارسي جرياني مداوم يافته، و ادب عربي نيز به نوبه خود از فرهنگ ايراني بهره برده است. با اين همه، گويي حائلي عظيم ميان ادبيات دو جهان عربي و فارسي قد برافراشته است.
اما فهم موقعيت زبان عربي در ايران، در بسياري وجوه آن، بدون پرداختن به ظهور و رواج ادب فارسي میسر نيست.
مي‌توان دريافت كه فارسي دري با گامهايي لرزان و بيشتر به پشتوانة عربي در حال تكوين است و به واديه های گو ناگون ادبي و علمي وارد مي‌شود. در اين آثار هر چند واژگان عربي اندك است، ولي ساختار دستوري بيشتر عربي است و هر چه در زمان پيش مي‌رويم، اين حالت معكوس، وسپس تشديد مي‌گردد: از قرن ۵ ق به  بعد  پيوسته  ساختارهاي  دستوري، فارسي‌تر مي‌گردند، اما واژگان عربي، سايه‌اي سنگين و گاه مزاحم بر زبان فارسي مي‌افكند. در پايان قرن ۴ و‌ آغاز قرن ۵ كشاكشي سخت اما نهانی ميان دو زبان عربي و فارسي آغاز مي‌گردد. از يك سو شعر و ادب عربي رواج بيشتري مي‌يابد و كتابهاي بزرگ علمي به اين زبان نوشته  مي‌شود و چهره‌هاي  تابناك  و جاويدان ايراني چون رازي، فارابي‌، ابن سينا، بيروني و خوارزمي آثار بزرگ خود را به عربي مي نويسند،‌ از سوي ديگر برخي چون ابوعلي سينا نيز ناچار مي شوند به خواستة‌ مردم يا فرمانروايان ايراني آثاري به فارسي بنويسند، يا برخي از آثار عربي به همين سبب به فارسي ترجمه گردد.
یکی از این دوره ها که این ویزگی و تعامل بین ایران و اسلام بیشتر صورت گرفت ،دوره صفویه است ،که ایران به صورت کانون گرم برای شیعیان سراسر جهان درامده و بسیاری از دانشمندان شیعه ازدیگر سرزمینهاروبه ایران اوردند. وبرخی از انها فارسی اموختند و ذواللسانین شدند.برخی نیز فارسی دان وعربی دان بودند و اثاری را پدیداوردند.مطالعه وبررسی این دوره تاریخی یعنی قرنهای دهم یازدهم و دوازدهم مورد نظر صاحب این قلم است
از این نظر تاریخ مانند ادبیات است که از اثار فراوانی برخوردار است ،این همانندی نشان میدهد که تاریخ و ادبیات نسبتی با یکدیگر دارند. ادبیات در بستر تاریخ پدید میاید وتاریخ رامی توان در سیمای ادبیات نگریست .
تاریخ ادبیات فارسی وتاریخ ادب عرب نیز به نحوی به سبب سرچشمه های مشترک وهمسنگی با همدیگر به نحو چشمگیری در هم تنیده اند ،به ویزه در سر زمین هاي اسلامی این رخداد روی داده است.  لذا بر آن شدم که گوشه ای کوچک از سرگذشت این ادبیات را گردآوری کنم، بدین منظور در این فصل ضمن گذری برادبیات عرب کوشیده ام به این دوره تاریخی بپردازم. از این رو خلاصه ای از تاریخ صفویه ، افشاریه ، زندیه را بیان کردم ،انگاه وضع ادبیات و علوم در سده های دهم یازدهم و دوازدهم پرداخته ام وبه معرفی علما و دانشمندان هر قرن اقدام کرده ام، که زندگی انها بین سالهای ۹۱۰ ه.ق تا۱۲۱۰ ه.ق بوده است .
هرچند در اثر جنگها و حتی حمله افغانها به اصفهان در دوره صفوی بسیاری از ارزش فرهنگی ایران زمین از بین رفته است و ليكن آثار معماری بسیاری که از دوره صفویه بر جای مانده است، که نشان از شکوفایی علوم در آن دوران در ایران دارد.
۲-۲ زبان و ادبیات عربی و فارسی دردوره صفویه
ادبیات در دوره صفویه در زمره ادبیات منحط به شمار می رود.زیرا صفویه را مشغله و گرفتاری پیش از آن بود که به شعر و شاعری توجهی داشته باشند.علایق فرهنگی آنان بر محور تبلیغات و تحکیم مبانی مذهب آمیخته با سیاست دور می زند، که از یک سو از راه تقویت علوم دینی و از سوی دیگر به وسیله ادبیات مذهبی انجام می گیرد و البته هر دو در مسیر تشیع پیش می رود.
نباید نادیده گرفت ،که قبل از برآمدن این سلسله بخش قابل توجهی از ملت پیرو تسنن بود ،بدیهی است که نه آسیای مرکزی و نه افغانستان و نه هندوستان که همگی کشورهای سنتی مذهب بودند. نمی توانستند در هماهنگ ساختن ادبیات با مذهب تشیع که لازمه ی سیاست خاص شیعی بود،وفق دهند. به عبارت ديگر ادبیات از جنبه بین المللی خود خارج شد و به تدریج جنبه ای صرفاً فازسی پیدا کرد.
با آنکه زبان خانوادگی صفویه ترکی بود زبان فارسی اهمیت خود را از دست نداد. زبان فارسی در نگارش مسائل دینی هم که قبلا” فقط به زبان تازی نگاشته می شد، به کار رفت .صرف نظر از این قسمت نثر دوره صفویه دنباله ی مستقیم در نثرقبل از ان  دوره است.
سروده هایی که در نیایش پیامبر (ص) در مدح علی (ع) و اشعاری که در رثاء آنان سروده می شد، جای قصاید مدیحه و غزلیات دنيوي را گرفته است .
پس اختلاف شعر و ادب این دوره بادوره های پیش در این است که قبلا” ادبیات روی هم رفته پر مایه تر بود، این کم مایگی را می توان نشانه ای یک انحطاط واقعي دانست. ولی از سوی دیگر چنانچه در سبک نوین هندی ،که تا حدودی جانشین سبک خراسانی و عراقی گشته است، فضایی عمیق تر به وجود آورده بود.
حال با بر آمدن دوره صفویه امور شدیداً متمرکز می شود. آنان عقاید مذهبی را تحت اصول معینی قرار داده و به یکسان ساختن آراء عمومی می پردازند ،و به موازات آن به طور کلی تحصیلات را مقید می سازند.
تحصیل علوم دینی غایت آمال جوانان عصر صفوی است و هدف آنان مجتهدی توانا شدن می باشد. (یان و یبکا ، ترجمه شهابی ۱۳۵۴، ۴۶۵)
از این رو نظر به اینکه شاهان صفویه کمر به توسعه متصرفات خود داشته اند ،تفکرات و دید عرفانی از عرصه شعر وادب رخت بر می بندد.
در دوران صفویه که نزدیک به دو قرن و نیم طول کشید تنها دو پادشاه لایق وجود داشت و تا حدودی فقط در عصر شاه عباس ،اوضاع تا حدودی برای شاعران مساعد بوده و در عرصه های بعد شاعران به کشور هند کوچ نموده در آنجا به فعالیت می پردازند، که این امر، دلیلی بر نامساعد بودن ادبیات و سبک ادبی در این دوره مي باشد.وهمچنین ترك تازي افغانان تباهی بی حد و حصری به بار آورد، و به حيات فرهنگی و ادبی ضربات سهمگین وارد ساخت ،که اثراتش مدتها بر جاي ماند .(همان منبع ، ص ۴۸۴).
در دوران حکومت ناتوان شاه سلطان حسین و در پایان غم انگیز صفویه و در عهد کشور گشایی های نادری فتوري کاملاً چشمگیر و توجیه پذیر دامنگیر ادبیات می گردد. (همان منبع ، ۴۸۹).
در دوره صفویه، تعداد ایرانیانی که به زبان تازی (عربی) شعری می سرایند به حداقل می رسد، لکن این زبان هنوز مقام خود را در علوم طبیعی علوم دقیقه و بعضی علوم انسانی حفظ می کند. مستحکم ترین جایگاه های زبان عربی علم کلام،  فقه و فلسفه است، ولی در دوران صفویه که تبلیغات نیرومند شیعه به عنوان مذهب رسمی دولت طبقات بزرگ جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد ، فارسی مخصوصاً در علم کلام و فقه نفوذ می کند. (همان منبع ، ۵۰۱).
در قرن دهم و یازدهم شیوه کار علوم ادبی همان است که در قرن هشتم بود، يعني تلخیص وحاشیه نویسی و شرح کتب درسی و گاه تنظم قواعد ادبی زبان عربی ،که به منظور آسان نمودن کار معلمان صورت میگرفت. در این زمان نکته ای که قابل شرح است ،کاسته شدن از میزان تالیفات به زبان عربی و افزوده شدن بر شمار کتابهای فارسی در زمینه علوم ادبی است و این خود نشانه ای از ادامه داشتن گسیختگی ارتباط ایرانیان در زیر سلطه مغولان و ترکان جغتایی در قلمرو و رواج فرهنگ عربی اسلامی است.( صفا ، ۱۳۶۴ ، ۱۱۰).
دراین زمان حاکمان شرع ومجتهدین در نظر سلاطین صفویه از احترام خاصی برخوردار بوده اند، چراکه در نظر آنان یک تن مجتهد، نایب امام عصر (عج) بود، وآن حضرت را صاحب ملک میدانستند، وکسی را حق این نبود، که در ملک امام بی اذن آن حضرت ویا اذن نایب او دخل و تصرف نماید، و چون امام زمان (عج)غایب است اذن مجتهد جامع الشرایط نایب آن حضرت است، که در میان مسلمین حافظ حدود الهی باشد(فاضلی خوانساری ، ۱۳۷۸،  ۲۲)
از این لحاظ تدوین کتابهایی در صرف و نحو عربی در این عهد به شیوه دیگر دانشها، و نگارش شروح و حواشي به آثار علمای گذشته متصور بوده است و مقصود از این حاشیه نویسی ها و شرح و و حاشیه بر شرح، همواره خدمت به طالبان علم در مدارس و تسهیل کار در فراگیری بوده است ، همچنانکه در سایردانشها باب شده بود.در صرف و نحو عربی هم ،ترتیب دادن دفترهای به پارسی یا حتی منظومه های پارسی در درک قواعدزبان فارسی معمول اهل زمان بود (صفا ، ۱۳۶۴ ، ۱۱۴).
پس در زمانی که صفویه دولتی عظیم و متحد در ایران تشکیل دادند، علم و حکمت و ادب در این کشور در حال جان سپردن بود (حلبی ، ۱۳۸۱ ، ۶۰۳).
از این روآثار حمله مغولان و استیلا و ستمگری های تیمور لنگ انحطاط و تنزل علمی و ادبی ایران را در عهد صفویه کاملاً ظاهر ساخت ،و شاهان صفوی علی رغم ایجاد دولتی منسجم بر اساس وحدت ملی و دینی و علی رغم ایجاد اعتباری فوق العاده برای ایرانیان به علت قدرت طلبی و فرقه سازی و ترویج تعصب مذهبی شدید به آزار برخی از حکیمان پرداخته وتعدادی از مدارس تدریس حکمت و فلسفه را ممنوع کردند ، این پادشاهان از فهم شعر درست و لطیف به کلی بی نصیب بودند، به همین جهت ادبیات در عهد آنان به منتهاي پستي  افتاد و شعر و نثر این دوره به استثنای یک عده کتابهای تاریخی که تحت تاثیر سبک هندی قرار گرفت ،مابقی و نمونه های آن قابل قیاس با متوسط ترین آثار ادبی پیش از صفویان نیست .(همان منبع ، ۶۰۲).
شکی نیست که در عهد صفویه ادبیات و حکمت به پایه پستي افتاد ،و حتی یک شاعر درجه اول هم در این عصر به ظهور نیامد ،که بزرگترین علت این قضیه ظاهراً این است که سلاطین صفویه به حسب نظرات سیاسی و ضدّيتي که با دولت عثمانی داشتن،د بیشتر نیروی خود را صرف ترویج مذهب شیعه و تشویق علمایی که از علم اصول و قوانین این مذهب اطلاعات کامل داشتند می نمودند. اما اگرچه علمای مزبور تلاشهای زیادی را در امور مذهبی به کار بردند، که نتیجه آن وحدت سیاسی مملکت شد و اساس ایران فعلی را بر پا نمود که ساکنانش به طور کلی دارای مذهب و لسان و نژاد واحد هستند.لیکن از طرف دیگر از لحاظ ادبیات و شعر و عرفان و حکمت و به قول خودشان هرچه متعلق به کمالات بود در مقابل شرعیات نه تنها در توسعه و ترقی آن کوشش نکردند بلکه به نوعی به آزار و اذیت نمایندگان کمالیات پرداختند (همان منبع ، ۶۰۶) لازم به ذکر است که علت فقر زمان صفویه از شاعر نامدار بیشتر نبودن مشوق و مربی است تا فقدان ذوق ادبی هنرمند(نسیم عربی، ۱۳۸۵،  ۶۲)
حال با توجه به اینکه دوره افشاریه وزندیه در ادامه وهمزمان بادوره صفویه بوده است چنین به نظر میرسدکه انحطاط ادبی دراین دوره ها نیز دامنگیر ادبیات میگردد ومیتوان بیان نمود، که دردوره افشاریان و زندیان ،اثر درخور توجه یا عالم توانای ظهور نکرده وناپایداری ادب و ادبیات مشهود است.

خرید و دانلود

با قیمت

عتیقه زیرخاکی گنج