خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 96 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق قاره آسیا-خرید اینترنتی تحقیق قاره آسیا-دانلود رایگان مقاله قاره آسیا-تحقیق قاره آسیا
این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
آسيا، وسيع‌ترين و پرجمعيّت‌ترين قارّة زمين، با وسعتي قريب ۴۴ ميليون كمـ ۲، يعني ـ از كل سطح زمين و بيش از۷۲۲‘۲ ميليون نفر جمعيت (۱۹۸۲م)، واقع در نيمكرة شمالي، از نزديكي خط استوا تا نزديكي قطب شمال؛ شمالي‌ترين حد اين قاره، شبه‌جزيره تايمير با ْ۷۷ و َ۴۰ عرض در اقيانوس منجمد شمالي و جنوبي‌ترين نقطة آن، رأس شبه‌جزيرة مالاكا با ْ۱ و َ۱۶ عرض شمالي در نزديكي خط استوا واقع است  در ادامه برای آشایی بهتر شما توضیحات مفصلی می دهیم
بخش اوّل ـ سيماي طبيعي 
موقع جغرافيايي: آسيا از نظر اشكال گوناگون زمين و آب و هوا، متنوع‌ترين خشكي بزرگ زمين است و از ديدگاه ارتباط با ساير قاره‌ها داراي موقعيت ممتازي است. در جنوب غربي، اگرچه تعلق عربستان به قارة آسيا از لحاظ ساختمان طبيعي مورد ترديد است، اما به لحاظ همبستگيهاي فرهنگي، درياي سرخ و كانال سوئز را مي‌توان مرز آسيا با آفريقا دانست (برونينگ، ۱۰). مرز آسيا با اروپا نسبتاً مشخص‌تر است. مرز سنتي و قديمي اين دو قاره، كوههاي اورال و دنبالة شمالي آن، جزيره نوايازمليا (ارض جديد) است. البته، اين مرز را نمي‌توان حدي شاخص بين دو قاره به شمار آورد. در همين زمينه، لفظ اوراسيا نشان مي‌دهد كه اروپا تنها شبه‌جزيره‌اي از آسياي بزرگ است (نيف، ۲۱۱). بخش جنوبي مرز آسيا و اروپا، يعني تنگة داردانل و بوسفر و نيز درياي مرمره، به واسطة پيوندهاي تاريخي ـ فرهنگي مشخص‌تر است (برونينگ، ۱۰). آسيا از طرف شمال شرقي تقريباً به سواحل آمريكاي شمالي مي‌رسد و تنگة باريك و كم‌عرض برينگ به عرض ۸۵ كمـ ، اين دو قاره را از يكديگر جدا مي‌سازد. در آسياي جنوب شرقي، مرز طبيعي و همچنين فرهنگي را مي‌توان جزاير سوندا و هالماهرا به شمار آورد، زيرا گينة نو بر روي لبة فرو رفتة قارة استراليا قرار دارد و سكنة بومي آن از نظر نژادي و فرهنگي با سكنه عمدتاً مالائيايي اين جزاير تفاوت دارند (همانجا). 
زمين‌شناسي و اشكال ناهمواري: شالودة زمين‌شناسي آسيا را ۳ عنصر ساختاري گوناگون تشكيل مي‌دهد. در شمال، شرق و بخشهاي مركزي، توده‌هاي قديمي مختلف، هستة اصلي قاره را مي‌سازند كه در زير آنها، سيبري مياني (خشكي آنگارا ) به عنوان اولين آنها شناخته شده و بزرگترين ناحيه را نيز در بر مي‌گيرد (نيف، ۲۱۱؛ شاباد، ۱۰-۱۱). در مقابل اين خشكي، در جنوب، توده‌هاي چين‌خوردة هند و شبه‌جزيرة عربستان، يعني قسمتهايي از خشكي قديمي گوندوانا قرار دارند (بلنک ۵۵؛ بومن، ۲۰-۲۳)، در ميان اين دو قسمت، کمربندی گسترده از رشته‌کوههای جوانتر مربوط به آخر مزوزوئيک که در دوران سوم چين‌خورده‌اند، قرار گرفته است (بلنک،۶۶ به بعد). در حالی که در دوره‌های اوليه زمين، توده‌های سخت و يخ بسته شمالی به واسطه کوه‌زايی به يکديگر می‌پيوستند و هسته خشکی آسيا را می‌ساختند، در دوره ژوراسيک، قاره بزرگ جنوبی گوندوانا – که هند، عربستان، آفريقا و استراليا را در بر می‌گرفت ـ درهم شکسته شد و قسمتهای قاره‌ای امروزی پديد آمدند (نيف، ۲۱۲؛ اشميدر، ۱۰-۱۱). فشار حاصل از نشست توده‌های رسوبی ژئوسنکلينال تتيس در دوران سوم، در چين‌خوردگيهای شديد امروزی که از قفقاز تا آسيای جنوب شرقی امتداد دارند، اهميت تعيين کننده‌ای داشته است (گروسه، ۵؛ بومون ۲۰). 
آسيای شمالی و جنوبی در ابتدا به واسطه اين روند تکتونيک، به صورت يک قاره مجزا درآمد. بخشی از مناطقی که پيشتر چين‌خورده بودند، به قطعات چندی تقسيم شدند و به صورت جزاير و سکّوهايی درآمدند و با اصولاً به شکل پديده‌هايی وسيع بالا آمدند يا فرو رفتند. البته، در اين ميان، توده‌های آتش‌فشانی از اعماق زياد زمين فعاليت داشتند و با آتش‌فشانهای سطحی که امروزه هنوز فعال هستند، در ارتباط بوده‌اند. کوه‌زاييها به مرحله پايانی اين چنين‌خوردگيها مربوط بوده و عمدتاً در پليوس آغاز شده‌اند (برونينگ، ۱۳). درنتيجه، به سبب اين کوه‌زاييها، آسيای جنوبی، خاورميانه خشک و گرم، آسيای مرکزی با زمستانهای خشک و سرد و قسمتهای حاره و موسمی آسيای جنوب شرقی از يکديگر مجزا شدند (بلنک، ۵۵). امروزه، همان‌گونه که زلزه‌های متعدد نشان می‌دهند، روند کوه‌زايی در آسيا هنوز ادامه دارد (نيف، ۲۱۳). کوههای چين‌خورده جوان که در قاره آسيا به‌طور کلی از غرب به شرق کشيده شده‌اند، تکيه‌گاه واقعی اين واقعی به شمار می‌آيند. اين کوهها در غرب و بيشتر در آسيای مرکزی، دشتها و جلگه‌های مرتفعی را تشکيل می‌دهند که مهمترين عنصر ساختار سطحی زمين در آسيا هستند. اين‌گونه اشکال، جلگه‌های متفاوتی از فلات تبت با ارتفاع را تشکيل می‌دهند که مهمترين عنصر ساختار و سطحی زمين در آسيا هستند. اين‌گونه اشکال، جلگه‌های متفاوتی از فلات تبت با ارتفاع متوسط ۰۰۰‘۴ متر از سطح دريا تا چاله تورفان را که پايينتر از سطح دريا قرار گرفته است در بر می‌گيرند (ايست، ۲). 
خشکيهای سکو مانند، عنصر ديگری از ساختار اشکال سطحی در آسيا به شمار می‌روند که در حاشيه کوههای چين‌خورده و جلگه‌های مرتفع قرار دارند. نمونه‌های مشخص آنها عبارتند از سکوی عربستان، سيبری و هند (برونينگ، ۱۳). در کنار اين اشکال، دشتهای پست واقع در حاشيه که از نظر ساختار متفاوت هستند و به ولسطه عبور رودخانه‌های بزرگ قطع می‌شوند، چشم‌اندازهای ويپه‌ای برای درپايی و توسعه فرهنگهای انسانی و فضای زيستی برای نيمی از جمعيت جهان فراهم آورده‌اند. اين نواحی، پيش از همه عبارتند از دشتهای دجله و فرات، سند، گنگ و براهماپوترا که از دوران باستان دارای اهميت بوده‌اند، و دشتهای رودخانه‌ای واقع در آسيای جنوب شرقی و آسيای جنوبی و همچنين دشتهای وسيع سيبری زمين‌شناسی و اشکال سطحی زمين نقش تعيين کننده‌ای به عهده دارد (لومون، ۲۵). بيش از هرجا، در جزاير ژاپن و آسيای جنوب شرقی، چشم‌اندازهای خاص آتش‌فشانی همراه با قلل خاموش يا فعال وجود دارند. فعاليت اين آتش‌فشانها، معمولاً با زلزله‌های دريايی و خشکي که صرفاً به علل تکتونيکی روی می‌دهند، همراه است و غالباً برای سکنه آنها خساراتی به بار می‌آورد (نيف، ۲۱۳؛ و آن، ۱۳-۱۷). 
در آسيا، اشکال گوناگون ساحلی نيز، چه از نظر نحوه تشکيل و چه از نظر اهميت، بسيار متنوعند (بلنک، ۷۷-۷۸؛ سينگ، ۱۱-۱۳؛ ايست، ۴۵۰-۴۵۱). براساس چنين ويژگيهايی، آسيا از لحاظ توده‌های کوهستانی و رشته‌کوههای منشعب از آنها در ميان قاره‌ها منحصر به فرد است. تفاوتهای شديد از نظر اشکال پستی و بلندی يعنی وجود سرزمينهای پست جلگه‌ای وسيع در کنار سرزمينهای مرتفع گسترده و رشته‌کوههای بلند و همچنين تأثير جداسازندة‌ اين رشته‌کوهها، باعث شرايط خاص و تنوع اقليمی اين قاره شده است، به نحوی که در هيچ قسمت ديگری از کره زمين، اين پديده‌ها به اين صورت در کنار يکديگر مشاهده نمی‌شوند (گروسه، ۶-۸؛ برونينگ، ۱۰). 
آسيا را از نظر اشکال پستی و بلندی، می‌توان به ۴ بخش تقسيم نمود: الف ـ زمينهای پست جلگه‌ای شمالی؛ ب ـ مثلث مرکزی کوهها و فلاتها؛ ج ـ فلات قديمی جنوبی؛ د ـ دره‌های وسيع رودخانه‌ای (الوی، ۱۵۱). 
بيش‌تر قاره آسيا کوهستانی است. تنها ۴/۱ آن جلگه‌ای و پست و بيش از ۳/۱ آن زيادتر از ۰۰۰‘۱ متر ارتفاع دارد (بروشرت، V/2). جلگه‌های مرتفع و دشتهای پست، دورتادور توده‌‌های کوهستانی مرکزی را فرا گرفته‌اند. آسيا نه تنها مرتفع‌ترين قلل جهان (هيماليا با قلل بسياری بيش از ۰۰۰‘۸ متر ارتفاع و قله اورست به ارتفاع ۸۴۸‘۸ متر) را در خود جای داده است (بلنک، ۲۸۲)، بلکه در حاشيه شرقی خود، عميق‌ترين چاله‌های دريايی (چاله فيليپين با ۵۱۶‘۱۰ متر عمق) را نيز داراست (نيف، ۲۹۰). 
آب و هوا: با توجه به وسعت بسيار زياد آسيا و تنوع شديد از نظر عوامل جغرافيايی مؤثر در شرايط آب و هوايی، مانند عوض جغرافيايی، پراکندگی و طرز قرار گرفتن ناهمواريها و دوری و نزديکی به درياها در اين قاره انواع گوناگون آب و هوا مشاهده می‌شود (نيف، ۲۱۴). قلل مرتفع آسيا از لحاظ اقليمی در ناحية يخ‌بندان دائمی قرار دارند. از سوی ديگر، قسمتهای وسيعی از جلگه‌های مرتفع تبت داراي ارتفاعي هستند كه تراكم هوا در آنجا به نيمي از مقدار تراكم هوا در ارتفاع هم‌سطح دريا مي‌رسد. 
كوههاي گسترده در قسمتهاي مركزي آسيا، به صورت ديواري از غرب به شرق، بخشهاي وسيعي از شمال قاره را از آسياي جنوبي و نزديك (خاورميانه) جدا مي‌سازد و بدين‌سان، يك خط تقسيم اقليمي مشخص به وجود مي‌آورد. سرزمينهاي بلند و مرتفع با حواشي كوهستاني باعث ايجاد چشم‌اندازهاي جلگه‌اي با انواع متباين آب و هوا مي‌گردند (بلنك، ۷۶-۷۷). آسيا بيش از بقية قاره‌ها داراي تنوع درجة حرارت است. اين امر به علت موقع جغرافيايي اين قاره و وسعت زياد آن به عنوان يك خشكي به هم پيوسته است. سردترين نقاط جهان در آسيا قرار دارد. درجة حرارت در سيبري تا ْ۳/۸۸- سانتي‌گراد (ورخويانسك ) كاهش مي‌يابد، هرچند درجة حرارت در تابستانهاي كوتاه اين منطقه تا ْ۳۸ سانتي‌گراد مي‌رسد. در قسمتهاي جنوبي‌تر نيز زمستانها بسيار سرد است. به عنوان نمونه، در شرق درياچة بالكال، درجة حرارت متوسط ژانوي/دي به ْ۳۰- سانتي‌گراد مي‌رسد (بريتانيكا؛ پوكشيشفسكي، ۲۳۷؛ شاباد، ۲۶-۲۷). 
از سوي ديگر، گرم‌ترين مناطق جهان نيز در آسيا واقع است. به عنوان نمونه، يعقوب‌آباد، واقع در مرز شرقي بلوچستان، بالاترين متوسط ماهانة كره زمين، يعني ْ۵/۳۶ سانتي‌گراد را نشان مي‌دهد (برونينگ، ۱۴). 
قارة آسيا از نظر ميزان بارندگي نيز بيشتر تفاوتها را نشان مي‌دهد. بخشهاي وسيعي از بين‌النهرين، عربستان و دشتهاي آسياي مركزي و نزديك (خاورميانه) داراي ميزان بارشي كمتر از ۲۰۰ ملي‌متر سالانه هستند (فيشر، ۶۵-۶۸؛ شاباد، ۲۵). برعكس، در چراپونچيِ آسام و در دامنة براهماپوترا، متوسط بارش سالانه به ۴۳۰‘۱۱ ميلي‌متر مي‌رسد (چادهوري، ۳۷). 
وسعت بسيار زياد و يكپارچگي قارة آسيا، به صورتي طبيعي باعث تعديل جريان هواي جهاني مي‌گردد. در اين ميان، پستي و بلندي نيز نقش تعيين‌كننده‌اي دارد. از آنجا كه بخش عمدة شمال آسيا در منطقة بادهاي غربي قاره‌اي قرار دارد، از آنجا كه بخش عمدة شمال آسيا در منطقة بادهاي غربي قاره‌اي قرار دارد، در زمستان به سبب نحوة تابش خورشيد، يك منطقة فشار زياد مداوم به وجود مي‌آيد كه هواي شديداً سرد را از طريق قلل و گردنه‌هاي ارتفاعات به سوي درياي اُخوتسك و منچوري هدايت مي‌كند. اين منطقة فشار زياد، تنها در قسمتهاي آزاد و باز آسياي شمالي به صورت بادهاي شديد و توفان عمل مي‌كند (نيف، ۲۲۱). آنتي‌سيكلونهاي زمستاني آسياي شمالي در حاشية شمالي ارتفاعات عمل كرده و تنها در اين قسمتها باعث جريان هواي شرقي مي‌گردند، اما اين بادها به سوي فلات تبت و كوههاي مرتفع جريان نمي‌يابند. نواحي دستي منفرد، حوزه‌هاي هواي سرد زمستاني را مي‌سازند كه شدت سرما در اين نواحي توسط ويژگي كوهها و ارتفاعات پيراموني تعيين مي‌گردد (برونينگ، ۱۵). بادهاي موسمي شمالي هندوستان و آسياي جنوب شرقي كه در زمستان مي‌وزند نيز به همين نحو هيچ‌گونه ارتباس مستقيم با آنتي‌سيكلون آسياي شمالي ندارند (بلنك، ۴۷ به بعد). در مقابل، بادهاي موسمي شمال شرقي درياهاي ژاپن و چين شمالي از منطقة فشار زياد آسياي شمالي تغذيه مي‌گردند (ايست، ۳۵۷؛ نيف، ۲۵۶). 
هستة فشار زياد هواي زمستاني، در قسمت شمالي كوهستان آلتاي قرار دارد (برونينگ، ۱۵). بادهاس زمستاني، بسيار خشك و سردند. اين بادها پس از عبور از روي دريا جذب رطوبت نموده، بدين‌سان باعث ريزش باران مي‌گردند (برونينگ، ۱۶). بادهاي موسمي زمستاني در آسياي جنوب شرقي، عامل اصلي بارندگي هستند. اين بادها در سوماترا، بورنئو و جاوه، بادهاي موسمي غربي تابستاني در هندوستان اشتباه گرفت (بلنك، ۴۷ به بعد). 
در تابستان، يك منطقة فشار كم بر روي قارة آسيا به وجود مي‌آيد. تحت تأثير اين منطقه فشار كم، منطقة بادهاي غربي ناحية داخلي حارّه به سوي قسمتهاي شمالي كشيده مي‌شود. البته، تأثير كمتر از ارتفاعات گاتهاي غربي و هيماليا را كه باعث صعود بادهاي موسمي تابستاني مي‌شوند نيز بايد در نظر داشت. 
بادهاي موسمي غربي به قسمتهاي داخلي هندوستان، يعني در مسافاتي دورتر از هيماليا نيز به صورت حارّه‌اي مي‌رسند. بارانهاي موسمي، به شكل يك حادثة طبيعي، در زماني خاص شروع مي‌شود. بادهاي موسمي تابستاني آسياي شرقي را گذشته از آن كه بسيار ضعيف‌ترند، نبايد با بادهاي موسمي حاره‌اي آسياي جنوبي يكسان دانست (برونينگ، ۱۶). گذشته از بادهاي متغير و منظم آسياي جنوبي، بايد از تايفونها (توفانها) نام برد. اين بادها در شمال استوا شكل گرفته و غالباَ در جهت شمال غربي و شمال مي‌وزند و سپس به سمت شمال شرقي و شرق، مسير خود را تغيير مي‌دهند. بادهايي مشابه، در دورة متغير موسمي در درياي عمان و خليج‌فارس، يعني در ژوئن و اكتبر پديد مي‌آيند. اين نوع بادها در خليج بنگال طي ماههاي ژوئيه و سپتانبر و در شرق درياي چين در سپتامبر شدت مي‌گيرند (برونينگ، ۱۷). 
آبها: به سبب وسعت زياد اقاليم خشك در قسمتهاي داخلي آسيا، اين قاره بزرگ‌ترين حوضة آبريز داخلي در جهان به شمار مي‌رود. اين حوضه حدود ۰۰۰‘۰۰۰‘۱۳ كمـ ۲، يعني ۳/۱ خشكيهاي جهان را در بر مي‌گيرد (برونينگ، ۱۹). علاوه بر اين، حوضه‌هاي كوچك‌تر در شبه‌جزيرة عربستان و نيز در سوريه و آسياي صغير ديده مي‌شوند (بومون، ۸۲). از سوي ديگر، رودخانه‌هاي بزرگي همچون سير دريا و آمودريا (سيحون و جيحون) يا تاريم مشاهده مي‌شوند كه به درياچه‌هاي بسته مي‌ريزند و يا در شنهاي بياباني فرو مي‌روند (اشميدر، ۳۶۹-۳۷۰؛ نيف، ۲۱۶). شبكه‌هاي بزرگ رودخانه‌اي آسيا به بزرگ‌ترين جريانهاي سطحي زمين تعلق دارند. اين رودخانه‌هاي طويل از توده‌هاي مرتفع كوهستاني سرچشمه گرفته، عمدتاً به سوي شمال، شرق و جنوب شرقي، به درياهاي پيراموني مي‌ريزند (برونينگ، ۲۰). 
آبدهي (دِبي) رودخانه‌ها در آسيا با نوسانات شديد فصلي و سالانه همراه است (بومون، ۸۲-۸۳؛ كول، ۳۹). رودخانه‌هاي واقع در سيبري، در بخشي از سال يخ‌بسته و در بهار و آغاز تابستان، به علت ذوب يخ و برف از جنوب به شمال، و رها شدن خشكي از يخ‌بندان، باعث جاري شدن سيل مي‌گردند (شاباد،‌۲۲-۲۳). حداكثر آب تابستاني رودخانه‌هاي آسياي جنوبي و شرقي به علت بارانهاي موسمي است (بلنك، ۶۲). ۲ رودخانة دجله و فرات نيز در فصل بهار، باعث جاري شدن سيل مي‌شوند و در پاييز كم‌ترين مقدار آب خود را دارند (اشميدر، ۷۴-۷۵). 
آسيا داراي درياچه‌هاي بسياري است. از يك سو، درياچه‌هاي بسته در چاله‌ها از جمله خزر، آرال، درياچه‌هاي واقع در استپهاي قرقيزستان و نيز درياچه‌عايي كه داراي منشأ تكتونيكي هستند (مانند درياچة بالكال با عمق بيش از ۱۷۰۰ متر) مشاهده مي‌شوند (شاباد، ۲۳) و از سوي ديگر، درياچه‌هايي كه به سبب بسته شدن كناره‌هاي درّه‌اي و يا بسته شدن دلتاهاي بزرگ رودخانه‌اي به وجود مي‌آيند (مانند درياچة واقع در دلتاي هوانگ‌هو ، يانگ تسه كيانگ و مكونگ ) جلب توجه مي‌كنند. بالاخره مي‌توان از درياچه‌هاي كوچك بسياري كه حفره‌هاي آتش‌فشاني خاموش را پُر كرده‌اند (مانند جاوه و منچوري) نام برد 
  • بازدید : 190 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شهرستان اردکان به عنوان پهناورترین شهرستان استان یزد ، در شمال این استان و در قلب کویر مرکزی ایران در مسیر بزرگراه تهران – بندرعباس قرار گرفته است ، این شهرستان از طرف شمال و شمال غربی به ناحیه کویر جندق و دشت طبس و نائین و از طرف مشرق و جنوب شرقی به کویر مرکزی ایران و شهرستان یزد و از طرف جنوب و مغرب به شهرستان میبد و باتلاق گاوخونی و کوههای منفرد کوتاه کویری محدود می شود . مساحت کل شهرستان اردکان ۲۸۹۴۵ کیلومتر مربع می باشد که از این مقدار ۱۷% کوهستانی و ۱۱% نیمه کوهستانی و ۷۲% جاگه ای است و موقعیت جغرافیائی آن بین ۳۱ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۳۳ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و ۵۳ درجه و ۲ دقیقه تا ۵۶ درجه و ۲۰ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ می باشد 
سابقه تاریخی :
اکثر مورخین بنای اردکان را مربوط به بعد از اسلام می دانند و معتقدند که قبل از تولد حضرت رسول اکرم (ص) این منطقه جرئی از دریای ساوه بوده که در شب تولد آن حضرت خشک گردیده و بعداً اردکان در این محل احداث شده است . اما در ترجمه دائرة المعارف اسلامی بنای اردکان را مربوط به قبل از میلاد مسیح ذکر نموده اند : بطلمیوس در کتاب مشهور خود الجغرافیا این شهر را به زبان یونانی به نام « ارتاکاوا » ذکر کرده است و این سند در نوع خود منحصر به فرد می باشد . 
در اطلس تاریخی ایران در نقشه شماره سه آن که مربوط به هزاره سوم و دوم پیش از میلاد می باشد نامی از اردکان برده شده است . اما به نظر مولف هیچکدام از آنها نمی تواند صحیح باشد و در اردکان هیچ اثر یا سندی که مربوط به قبل از اسلام باشد وجود ندارد . 
رباط حاجی ابوالقاسم رشتی :
رباط یا کاروانسرای بزرگ و خوش طرحی که از آجر در وسط آبادی و بر کنار خیابان اصلی بنا شده و از آثاری است که چون به شکل و ترتیب رباطهای شاه عباسی ساخته اند جلب توجه می کند . رباط دارای بادگیر بلندی است که از فاصله دور مشخص شده است که نام واقف و بانی به خط نستعلیق در آن مذکور است ، بدین عبارت ” هو الواقف علی السرائر … و بعد وقف نمود قربه الی الله جناب سعادت ماب حاجی ابوالقاسم تاجر رشتی این رباط را برای انتفاع مترددین به نحو متعارف و برای حیازت خاکروبه و محلله آنجا که مضر انتفاعات مسلمانان نشود به این ترتیب که اولاً تعمیرات ضروریه رباط بشود و ثانیاً مصنعه ای « یک کلمه محو شده » جلو رباط که وقف است بر عامه مسلمانان از آب یا از آن اقسام انتفاعات منتفع شوند . « یک کلمه خوانده نشد » و کنند و همه را صرف تعمیر نمایند وجوه برر آب عقدا نمایند ، حتی اتمام کردن مصنعه فاطمه (( فاتحه )) خواند وابناالسبیل آنجا ، مقرر آنکه بدون اذن متولی احدی به جهت ضبط خاکروبه در آن تردد نکنند و تولیت آن را به جهت خود و سایر متولیان مزرعه قاسم آباد وقفی خود در قرب شهر به همان ترتیب قرار داد نمود ، و کان فی المحرم الحرام من شهور سنه ۱۲۶۲ ” . این رباط مدتی در اختیار پاسگاه ژاندارمری عقدا بوده است و فعلاً در حال تعمیر اساسی می باشد . 
حاجی ابوالقاسم رشتی از تجار مشهور عصر خود بود که خز یزد در بلاد دیگر هم شهرت داشت . مولف ” دستور الاعقاب ” « که رساله ای در سیرت و ذم حاجی میرزا آقاسی است » از او به نام شاخص یاد کرده است « راهنمای کتاب ۴ : ۴۷۷ » در ” کتابچه موقوفات یزد ” تالیف عبدالوهاب طراز موقوفات و خیرات و مبرات او بر شمرده شده است « فرهنگ ایران زمین ، جلد دهم » . اما در کتاب کاروانسراهای ایران که اشتباهاً این رباط را رباط اردکان نامیده است درباره آن چنین نگاشته است : 
تاریخ ۱۲۳۳ هجری بدستور یک بازرگان ثروتمند یزد به نام ارباب قاسم رشتی تاجر یزدی ساخته شد . این کاروانسرا با آب انباری که در برابرش ساخته شده مجموعه زیبائی را تشکیل می دهد که بدون شک کار معمارانی است که از دسته کاروانسراهای نوع زواره الهام گرفته اند البته طرح بنا از نوع خانواده کاروانسراهای عهد صفویه است و همان خصوصیات را شامل است مانند دهلیز در مدخل کاروانسرا و اصطبل های اطراف کاروانسرا ولی از نظر فن ساختمان به پای بهترین کاروانسراهای همزمان خود نمی رسد . مثلاً برای پوشش چهار گوشه کاروانسرا در داخل اصطبلها ، سازنده این بنا نتوانسته است راه حل مناسبی پیدا کند و طاقی در این گوشه ها زده است بی تناسب و حتی خطرناک است . چون ناحیه اردکان تابستانها ی بسیار گرمی دارد از ایوانهایی که مجاور تالاری است بادگیری برای خنک کردن هوای اطاق برپا ساخته اند . 
این کار در بیشتر ایالات ایران معمول است و ما راجع به بادگیرها و آب انبارها فصل بخصوصی را در این کتاب آورده ایم ضمناً چون مگس نیز دراین ناحیه فراوان است ترتیبی فراهم آورده اند که مستراحها نیز هواخور کافی داشته باشند . گذشته از خرابیهایی که در اثر عدم مهارت در ساختن بعضی از گنبدها ایجاد شده بنا بسیار خوب محفوظ مانده زیرا تمام آن از آجر است ، حتی پایه دیوارها . مدخل کاوانسرا بیش از اندازه ساده و محقر است و در ردیف بقیه قسمتهای ساختمانی این کاروانسرا نمی تواند قرار گیرد . 
رباط یغمیش « یقمیش » 
به فاصله چها فرسخ از شورآب در راه فرعی که به ورزنه « اصفهان » منتهی می شود رباطی مستحکم که گاه قلعه نامیده شد . به مساحت ۳۵ ۴۵ متر از سنگ و آجر قرار دارد که وضع ظاهری و عظمت بنا حکایت از اعتبار رباط و مرکزیت داشتن آن در دورانی می کند که راه اصفهان به یزد از ورزنه می گذشته یاغمیش بر سر آن راه واقع بوده است و ابتدای خاک یزد از یغمیش می شمرده اند صاحب جامع مفیدی « ج ۳ ص ۶۶۱ » در وصف این رباط می نویسد : 
« به سر حد یزد و اصفهان در میان بیابان واقع است . جائی است خوفناک و مکانی است پروحشت در قدیم الایام قلعه ای ساخته بودند از سنگ رخام اما خرابی تمام در بنیان آن راه یافته بود . ایالت و شوکت پناه جانی خان قورچی باشی در زمان آن برجهای عالی ترتیب داد و در مساحت آن چاهی حفر نمود که مترددین از آن مستفیض می گردد و بانی آن را به دعا یاد می کنند . » وضع فعلی قلعه نیز موید نوشته صاحب جامع مفیدی است . یعنی دیوارهای قسمت قدیمی رباط همه از سنگ سرخ و بسیار محکم است و بعداً تعمیرات و مرمتهائی که در آن شده با آجر به انجام رسیده و مخصوصاً برجها و گاوپهلوهایی به آن الحاق شده است . 
در کتاب یادگارهای یزد آمده است : سر در ورودی که در طرف دیوار شمالی است تماماً از آجر و احداث عصر صفوی است . دو برج متصل به سر در به محیط خارجی پانزده متر از آجر و یک گاوپهلو و جرز که حکم شمع و حمال برای دیوار دارد در همین سمت ساخته شده در زاویه  دیوار سمت مغرب دو برج و در وسط آن یک برج سنگی هست و یک شمع آجری هم در همین سمت دیده می شود . 
در دیوار سمت چپ مشرق دو برج سنگی اصلی و دو گاوپهلوی آجری متصل دیده می شود بلندی دیوارها قریب ۹ متر است بالای سر شاه نشین برجی از آجر به بلندی سه متر ساخته است و در همانجا سه سوراخ تعبیه شده که جای ریختن روغن داغ و آب جوش بوده است . دو متر از سر دیوار برجهای اطراف قلعه از آجر ساخته شده . در داخل رباط صفه ها و عقب سر آنها طویله و اصطبلها همه از آجر بنا گردیده و بطور کلی این رباط از حیث استحکام و استواری از رباط مهم و نسبتاً سالم صفحات یزد و از لحاظ نقش و طرح هم استادانه و خوش کار است . 
در حال حاضر این رباط جهت پرورش مرغ گوشتی استفاده می گردد و همین امر باعث شده تا کمی از خرابی این رباط با عظمت جلوگیری بعمل آید اما در عین حال ویرانی در بعضی از قسمتها مخصوصاً ضلع جنوبی رخنه نموده و اگر در ساهای آینده نزدیکی به سرنوشت رباط خرگوشی که ذکر آن خواهد آمد دچار خواهد شد . 
رباط خرگوشی 
این رباط که از بناهای خیر و استوار شاه عباس صفوی است نزدیک باتلاق گاوخونی و یر سر راه قدیمی واقع شده که امروزه حدود چهارده فرسخ است چون راه یزد به اصفهان از معبر قدیم به مسیر کنونی تغییر یافته اهل تحقیق گذارشان بدین رباط نیفتاده است و فرنگی ها هم ذکری از آن در کتب اساسی معماری و باستانشناسی ایران نکرده اند . از این رباط در تاریخ عالم آرای عباسی یاد شده است . 
اسکندر بیک ترکمان ذیل مقاله یازدهم از صحیفه اول بعنوان آثار خیر شاه عباس می نویسند . « … و رباط گاوخونی و رباط دیگر در بیابان خرگوشی مابین ورزنه رودشتین اصفهان و ندوشن یزد که همیشه از بیم قطاع الطریق محل خوف و خطر مترددین بود و حالا امن است … » « ص ۱۱۱۱ ، چاپ تهران ۱۳۳۵ » .
بیابان خرگوشی بیابانی است برر کناره شرقی و جنوبی گاوخونی و رباطی که در آن ساخته شده به همان نام محل نامیده شده است این رباط ده فرسخ تا عقدا فاصله دارد و راه آن از جلیل آباد جدا می شود . 
رباط بسیار عالی و بزرگ و معتبر و تمام از سنگ و آجر ساخته شده است و طول و عرض آن حدود ۸۰ ۸۰ متر است متاسفانه بعلت انحراف راه و بی مصرف ماندن رباط ، چوپانان و ساربانان قسمتهای زیادی از آن را خراب کرده اند و تقریباً رو به انهدام است . این رباط از بزرگترین و زیباترین و خوش طرح ترین رباط های عصر صفوی است رباطهایی که در اطراف سیاه کوه « مشهور به عین الرشید و قصر بهرام نزدیک ورامین » ، اصفهان و جز اینها دیده ام هیچ یک بدین پایه نیست و بسیار افسوس که ویرانی در ارکان آن چنگ انداخته است . وضع ساختمانی رباط بدین شرح است : 
در دوره اصلی رباط اصطبل و جلو آنها حجرات و پیش اطاقها صفه ها قرار دارد . 
در داخل رباط بر دست چپ بدنه دیوار ورودی سنگ سیاه رنگی نصب بوده است که فعلاً در یکی از ادارات اردکان نگهداری می شود و این عبارت بر آن نقر شده است « هو الله سبحانه ، به سعی العبد الملک المعبود الا له اسد الله بن حسن جانه خواه ، سنه ۱۰۲۳ » بر سمت راست همین بدنه و قرینه سنگ مزبور در ورودی سنگ دیگری نصب بوده است که آن را از جای خود خارج کرده اند اما اینکه آنرا به کجا برده اند و چه بر آن نوشته بوده خدا عالم است . در حال حاضر ویرانی برر ارکان این رباط عظیم افتاده است و دیوار ضلع غربی آن همانگونه که در عکس مشهود است بکلی ویران گردیده و اکثر قسمتهای دیگر نیز رو به ویرانی است و فقط چند نفر چوپان در اطاقک کوچکی از آن سالم مانده است اطراق می کنند و برای دوشیدن گوسفندان و آب دادن به آنها از این رباط استفاده می نمایند شایسته است مسئولین میراث فرهنگی با تعمیر جزئی لااقل از ویرانی بیشتر این قلعه جلوگیری نمایند . 
نه گنبد 
در کنار جاده نائین – اردکان چند ساختمان سالم و خرابه وجود دارد که در اصطلاح محلی به نوگنبد مشهور است و این ساختمانها استان یزد را از استان اصفهان و یا به عبارتی دیگر شهرستان اردکان را از نائین جدا می کند و از آنجا که این ساختمانها بعلت قرار گرفتن در یک منطقه خالی از سکنه و مشرف به کویر مرکزی ایران زمانی دارای اهمیت خاصی بوده اند که در اکثر کتب تاریخی مربوط به یزد نامی از آن محل به میان آمده است اهم آنها چنین است : در بیست فرسخی اردکان نه گنبدی است که بنایش کمتر است و معلوم نیست از کی بنا شده و به چه عنوان بدین نام و وضع در آمده است . در کتب تاریخی یزد درباره نه گنبد آمده است : عمارتی است چنان در هیچ دیار نیست کاروانسرا و حمام و مسجد و دهی چهل خانه به یکدیگر که بام هر چهل یکی بود و اساس آن از سنگ و گچ و آجر پخته و برجها و در آهنین . 
همچنین در کتب تاریخی یزد آمده است امیر شمس الدین فرزند سید رکن الدین از آغاز تعدیات یوسف شاه کسانش او را پنهان کردند و چون وسایل نجات او از یزد فراهم آمده شبانه با استری که خواجه علیشاه به او داده بود از یزد حرکت کرده در شب دیگری به نه گنبد رسید . 
در نه گنبد ، گنبد چند خراب بود و چشمه ای آبی شور ، چون سید شمس الدین بدانجا رسید تشنه شد جز اندک آب شور آبی نجست نذر کرد اگر امورش اصلاح شود آب شیرینی در نه گنبد جاری کند . پس از نجات پدرش سید رکن الدین خودش به وزارت رسید و در دستگاه غازان لقب صاحبدیوانی گرفت و به نذر خود وفا کرده از اهرجان « اهرکان » قریه سه فرسخی قناتی خریده آبش را به نه گنبد آورده و از آن زمان تا کنون مسافرین از حیث آب آسوده اند . سید شمس الدین چهل تن را معین کرد که در آنجا ساکن شوند و مرسوم معین کرد و آشی جهت فقرا و ابناءالسبیل روانه کرد و بسیار موقوفات بر آن وفق کرد . امیر شمس الدین در سال ۷۴۳ هجری در تبریز وفات یافت و رباط نه گنبد و رباط جوگند و رباط عقدا و رباط نیستانک و قریه شمس آباد « سی کیلومتری اردکان » از بناهای اوست .
اما آنچه بسیار دیدنی و جالب توجه است کوچه های کج و معوج خرانق است و طبق روال کوچه های شهرستان باستانی ایران ساخته شده و نایانگر قدمت خرانق می باشد . کوچه های فعلی خرانق که همان بافت قدیمی را دارد اکثراً تاریک و بسیار مک عرض می باشد و بیشتر آنها بدون اینکه انتهای آنها به صورت ظاهر معلوم باشد بن بست است . یعنی در انتهای کوچه پیچی قرار دارد و به محض پیچیدن ، کوچه بن بست می شود . 
این شیوه کوچه سازی در قدیم الایام معمول بوده و در هنگامیکه سارقین یا دشمن پس از حمله قصد فرار داشتند بعلت بلد نبودن راه در این بن بستهای نامعلوم محاصره و می شده اند . 
خانههای داخل قلعه معمولاً دو طبقه یا بیشتر می باشد که طبقه زیرین برای نگهداری حیوان و حشم و طبقه فوقانی برای سکونت اهالی بوده است و منازلی که بیش از دو طبقه دارد یک طبقه آن هم برای نگهداری آذوقه و علوفه بکار می رفته است و هم اکنون نیز داخل قلعه دارای همان بافت قدیمی می باشد و بسیار جالب و دیدنی است . در خارج از قلعه در سالهای اخیر ساختمانهائی از قبیل : مدرسه ، قهوه خانه ، پاسگاه و غیره ساخته شده است و اهالی نیز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به خارج از قلعه انتقال یافته اند . 
  • بازدید : 113 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هزاران سال پیش یکدسته از مردم فقیر اما نیرومند و دلیر در نواحی شمال ایران سکونت گزیدند و این عده که در نوشته های مورخین مارد یا امارد نامیده می شوند ابتداء در اکثر کشورهای آسیای باختری پراکنده بودند و بتدریج در اثر فشار قبایل مختلف در منطقه ای متمرکز گردیدند . 
از وضع زندگی و اوضاع اجتماعی و دینی این گروه اطلاعات دقیقی در دست نیست و همینقدر معلوم است که قومی چادر نشین و بیابانگرد بودند و در درون غارها و شکاف کوهها زندگی می نمودند و غذای آنان از گوشت حیوانات تأمین می گردید . 
پیرنیا بنقل از کنت کورث می نویسد که زنان آنان فاقد صفاتی می باشند که از خصائص زنهاست یعنی ظرافت و لطافت ندارند و لباس آنان تا زانو نمی رسد موهای سرشان راست ایستاده و فلاختی بر سر دارند که هم زینت و هم اسلحۀ آنهاست . 
بعضی از مورخین سه طایفه مشهور دیگر یعنی طایفۀ تپوری و گیل و کادوزی یا کادوسی را شعبه ای از مارد می دانند . دسته ای نیز کادوزیها را از اعقاب طایفۀ گیل می پندارند . 
این گروه از اوایل قرن ششم قبل از میلاد استقلال داشته و از هیچیک از پادشاهان چه قبل از اسلام و چه بعد از آن پیروی ننمودند . 
حدود سرزمین آنها از خاور بگرگان و استان خراسان و از شمال بدریای خزر و از باختر بلنکران و از جنوب خاوری به سمنان و دامغان و بسطام و از جنوب باختری به قزوین ( کسپین ) محدود می گردید . 
بعضی از مورخین حوزۀ زندگی ماردها را بین تپوریها که در مازندران سکونت داشتند و کادوزیان که در گیلان زندگی می کردند تعیین می نمایند . 
با توجه بحدود زندگی ماردها و اینکه سفیدرود را نیز در قدیم امارد می نامیدند می توان گفت تاریخ طالقان از حوادث زندگی این قوم جدا نبوده و در هر حال مطالعه در زندگی ماردها مطالعه در اوضاع و حوادث تاریخی و مذهبی و اجتماعی مردم این منطقه نیز می باشد . 
 از مجموع گزارش مورخین پیداست که طالقان از زمان اسکندر ( ۳۳۰ ق م ) تا دوران سلطنت قباد ( ۴۹۶ م ) در دست خاندان جشنسف بوده است و در نامه تنسر جشنسف شاه و شاهزاده طبرستان و فدشوارگر ( گیلان و دیلمان و رویان و دماوند ) نامیده می شود و پس از انقراض آل جشنسف کیوس ( کیوش ) پسر یزرگ قباد بحکومت این ولایت منصوب گردید و پس از آنکه کیوس بدست برادرش انوشیروان کشته گردید فرمانروائی این ناحیه بآل قارن یا سوخرائیان داده شد . 
در سال ۲۲ هجری یعنی پس از گسسته شدن رشته استقلال ایران از دیلمان مردی بنام موتا ( مورتا ) برای راندن تازیان با نعیم بن مقرن بجنگ پرداخت ولی موتا پس از نبرد سختی شکست خورده و کشته شد تازیان ری و قزوین را گشودند اما از حدود قزوین خارج نگشته آنجا را برسم دوره ساسانیان ساخلوگاه خود ساختند همینکه امپراطوری اسلام دچار دودستگی گردید و جنگ جمل و صفین پیش آمد دیالمه از کوهستان خود بسمت قزوین هجوم آوردند تازیان را از آن نواحی بیرون کردند بنی امیه و سپس بنی عباس لشکریانی بسوی دیالمه و بخشهای مختلف طبرستان که عبارت بودند از رویان ( طالقان در بخش جنوب رویان قرار داشت ) . مازندران . رستمدار . فدشوارگر . فیروزکوه  قصران ( شمیرانات و لواسانات ) دماوند فرستادند . این جنگلها ساکنین اطراف دریای خزر را زودتر تسلیم اعراب نمود و در سال ۲۲ هجری مردم مازندران بدستور و تدبیر فرخان اصفهبد اصفهبدان طبرستان با تازیان صلح نمودند و بدرخواست آنان ( اسلام یا جزیه ) گردن نهادند اما آنانیکه در رشته کوههای البرز زندگی می نمودند تازیان را بسر زمین خود راه ندادند . 
طالقان و نهضت جنگل   
در سال ۱۳۳۳ ه با بر افروخته شدن آتش جنگ جهانی اول و نفوذ قوای بیگانه بداخل خاک ایران در شمال این سرزمین یک نهضت چریکی که بعدها به قیام جنگل شهرت یافت شکل گرفت که یکی از اعضاء مؤثر و سازمان ده آن دکتر ابراهیم حشمت فرزند میرزا عباسقلب حشمت الاطباء شهر اسری بوده است . 
جنگلیها این مبارزه را با نام و رهبری هیئت اتحاد اسلام دنبال نمودند و با اعدام دکتر حشمت دوران فرمانروائی هیئت اسلام که بعدها به کمیته اتحاد اسلام تغییر نام داده بود بپایان میرسد و بفاصله کوتاهی حکومت جمهوری شوروی ایران جانشین آن می گردد . تردیدی نیست که نقش مردم طالقان در این دوران حساس با پیوندهای دیرینه ای ارتباط می یابد که امید است روزی با بدست آمدن اسناد و یادداشتهای بیشتر در این باره اطلاعات سودمندتری در اختیار قرار گیرد و عجالةً آنچه را که می توان در این باره گفت آنست که در منابع تاریخی با نام گروهی از مردم طالقان که در حوادث انقلاب گیلان و مقاومت در برابر بیگانگان از آغاز قرار داد تقسیم ایران ( قرار داد ۱۹۰۷ ) و سازماندهی قیام جنگل با آزادیخواهان همکاری داشته اند برخورد می کنیم که عبارت بودند از :
۱ – دکتر ابراهیم حشمت که در چهارم اردیبهشت ۱۲۹۸ – در میدان قرق کارگزار رشت اعدام شد و در مسخد چله خانه دفن گردید . 
۲ – علی طالع میری – در رشت سکونت داشته از جمله اعضاء شورای جنگل و مسئول خوار و بار و تهیه اسلحه برای جنگلیها بود و در تجارتخانه ای به کار اشتغال داشت . 
۳ – حاج نظر علی میری که موجب آشتی میان دکتر حشمت و امیر اسعد تنکابنی گردیده و در تنکابن به تجارت می پرداخت . 
۴ – شیخ محمود طالقانی که موجب پیوستن خوانین دیلمان بجنگل گردید و در سیاهکل به وعظ و تبلیغ می پرداخت . 
۵ – میرزا علی خان پسر فضل اله شهر اسری از خویشاوندان دکتر حشمت که در تسخیر تهران هم همراه بود مدتی نیز رئیس شهربانی ساری گردید و بایفرم خان به زنجان رفت و رئیس شهربانی این شهر شد و پس از تجاوز روسها به این شهر اعدام گردید . 
۶ – میرزا غفار خان برادر میزا علی خان و پسر فضل اله بعد از انقلاب مشروطه برای مدتی حکمران قم گردید . 
۷ – سهرابخان پسر میرزا خلیل طالقانی در دوران ریاست شهربانی میرزا علی خان در زنجان معاون انتظامات شهری بود . 
۸ – عبد اله خان کرکبودی – چریک نظام ملی جنگل و از جمله مجاهدین در دستگیری محسن خان امین الدوله در لشت نشا بوده است که در کرکبود بکار زراعت اشتغال داشت و پس از پایان کار جنگل کارمند یکی از ادارات دولتی گردید . 
۹ – میرزا ابراهیم نسائی که کشاورز و معلم در روستاهای گیلان و انباردار جنگل در گیلاس شرق و از جمله همراهان قوای جنگل در دستگیری محسن امین الدوله در لشت نشا بود و پس از پایان کار جنگل به روستا نساء طالقان رفته و بکار معلمی و زراعت پرداخت . 
۱۰ – خدابخش اوانکی – کشاورز و پیک جنگل بوده است و پس از استقرار دکتر حشمت در بخش شرقی گیلان پیک مخصوص وی بطالقان بود . 
جز این گروه با نام تعدادی از سوهانیها وکشی ها و کشرودیها و گورانیها آشنا هستیم که از حضورشان در نهضت جنگل و همکاری آنان با دکتر حشمت نام برده شده است . 
جنگلیها از دلبستگی مردم طالقان به نهضت جنگل آگاه بودند که یارآور می شوند میرزا پس از ورود بلاهیجان و مشورت با دکتر حشمت تصمیم گرفتند از راهی امن به طرف لاهیجان رفته و از آنجا خود را بمناطقی برسانند که بتوانند قوای خود را جمع و جور نمایند اما پیشنهاد دکتر با مخالفت احسان اله خان و خالو قربان روبرو گردید . 


طالقان از انقلاب … تا انقلاب 
حوادث و دگرگونیهای بهد از انقلاب مشروطه طالقان را نیز در جریان تحولات تازه ای قرار داد که چهره آنرا در بخشهای آینده خواهیم دید اما به این نکته نیز باید اشاره گردد که آن تغییرات نتوانست دلبستگی مذهبی و اعتقادی مردم این منطقه پرنام و آوازه را کاهش دهد گوئی روحیه حمایت و نگهبانی از فرهنگ پویای اسلام همه جا و همه وقت همراه آنان خواهد بود از تلاش سیاسی و مذهبی نمونه که بعدها کوششهای دو نسل را در بر گرفت و به انقلاب اسلامی پیوند یافت باید نام برد و آن همکاری مرحوم حاج سید ابوالحسن طالقانی پدر آیت اله طالقانی با مرحوم حاج عباسقلی پدر آقای مهندس بازرگان است که با تشکیل جلسات منظمی جهت ارشاد و راهنمائی علاقمندان بمسائل مذهبی و انتشار مجله ای بنام « بلاغ » در سال ۱۳۰۳ بود که در نهضت بیدارگری دنیای اسلام در میان مردم تأثیر خود را بر جای گذاشت و ناشر افکار این گروه شناخته می شود . 
نخستین مدرسه در طالقان قبل از سال ۱۲۹۹ با موافقت وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه از محل در آمد موقوفات بصورت ملی تأسیس گردید و بنای فرهنگ طالقان در سال ۱۳۰۶ با افتتاح دبستان سعادت در دهکده سفچخانی پی ریزی شد و در سال ۱۳۰۹ به شهرک ( مرکز بخش ) منتقل گردید و آمار سازمانهای فرهنگی این بخش در سال ۱۳۴۴ – ۱۳۴۵ بصورت زیر گزارش داده شد . 
۱ – تعداد دبیرستان چهاریاب 
۲ – تعداد دبستان ۵۱ باب 
۳ – تعداد کلاسهای سپاه دانش ۱۲ باب 
۴ – تعداد کلاسهای سالمندان ۱۲ باب 
۵ – جمع دانش آموزان دبستانها و کلاسهای سپاه دانش ۳۵۱۳ نفر این گزارش جمع دهات طالقان را ۷۳ قریه دانسته و دوازده روستا را فاقد دبستان اعلام می نماید و باز در همین گزارش جمعیت طالقان سی هزار نفر تخمین زده است که در حدود ده درصد مردم آن بیسواد می باشند و باید دانست که منظور از ده درصد بیسواد کسانی می باشند که خواندن و نوشتن را نمی دانند در اینصورت باید گفت تعداد افراد بیسواد کمتر است زیرا هستند کسانی را که می توانند بخوانند اما توانائی نوشتن را ندارد . 
برای اولین بار در چهارم تیر ماه ۱۳۲۶ اتومبیلی تا پل شهرک رفت و در بیست و پنجم مرداد ماه ۱۳۳۸ دستگاه بی سیم در طالقان بکار افتاد و در ۲۸ آبانماه ۱۳۴۴ رشته سیم تلفن از طریق آبیک – صمغ آباد بشهرک کشیده و آغاز بکار شد و بر توسعه ادارات و سازمانهای دیگر آن نیز افزوده گردید . 
پروژه احداث سد طالقان نیز می تواند چهره اقتصادی و اجتماعی این دهستان را با تغییرات بنیادی بهتری نشان دهد از مسایل اقتصادی و عمومی که بگذریم باید در زمینه کوششهای انسانی و سیاسی به سالهای پس از جنگ دوم جهانی برگردیم راههای ماشین رو به گسترش آن کمک کرد و کاشانه مردم انسان دوست آن مانند گذشته ها و از زمانهای دور پناهگاه ستمدیدگان گردید که در جستجوی مکان امنی برای خود بودند مرحوم نواب صفوی از جمله آنان که در سال ۱۳۳۴ مدت سه ماه در طالقان و بیشتر در روستای ورکش زندگی مخفیانه ای را میگذرانید بیشک از جمله عوامل پیشرفت اندیشه های سیاسی و اجتماعی افزایش و گسترش رسانه های گروهی و تسهیل در رفت و آمد و در بخشی از آن محبوبیت آیت اله طالقانی در میان مردم روستاها بوده است او هر وقت که با تعبیر مختلف می گفت « من افتخار می کنم که از شما مردم زحمتکش می باشم » موجی از احساسات انسانی را بر می انگیخت و چون روشن بین و صادق بود سخنانش بر دل می نشست هر بار که بطالقان می آمد مردم روستاها به استقبال او آمده و یا در دستجاب چند نفری بدیدنش میرفتند و اگر این دیدارها از نظر سیاسی دارای مشکلاتی بوده است شبها به ملاقاتش می شتافتند و پیش از طلوع آفتاب از دهکده خارج می شدند . کوشش های سیاسی در آخرین سالهای رژیم گذشته افزایش بیشتری یافت . بسیاری از اعلامیه ها در طالقان آسانتر بدست می آمد . حتی پاره ای از مقالات جراید بیگانه در آنجا ترجمه و تکثیر می شد . 
ظاهراً رژیم از وسعت این کوششها بیخبر نبود و می کوشید که بر رفت و آمد چهرهای سیاسی نظارت بیشتری داشته باشد . علاوه بر مأموران امنیتی که بر سر راه از صمغ آباد تا جوستان داشته است در روستاهای محدود طالقان حدود هفتاد کانون حزبی ( حزب رستاخیز ) نیز بوجود آورده بود و سرانجام در تاریخ ۶/۹/۱۳۵۷ بر اساس دستور فرماندار نظامی کرج شورای تأمین عمومی تشکیل گردید تا کار مبارزه با تظاهرات و تلاشهای انقلابیون با نظارت بیشتری سازمان داده شود و چون ماه محرم نزدیک بود مأمورانی در روستاها به تعداد زیر از میان مردم محل جهت زیر نظر نگهداشتن حوزه های سیاسی و دینی و ارتیاط با ارگانهای دیگر دولتی انتخاب گردیده جوستان ۶ نفر – زیدشت ۵ نفر – گلینگ ۵ نفر – سوهان ۴ نفر – شهرک ۴ نفر – حسنجون ۳ نفر – کش ۳ نفر – مرجان ۱ نفر – امیرنان ۱ نفر – شهرلسو ۱ نفر – خسبان ۱ نفر حصیران ۱ نفر با وجود بر این باید به این نکته اشاره نمود که چون همواره میان مردم و دستگاههای اداری از لحاظ شناخت مسائل و طرز تفکر فاصله زیادی بوده است شاید بعضی از گزارش دهندگان که آشنا به روانشناسی مردم و بیگانگی ارگانها و ضعف درک آنان بودند برای حفظ آرامش زندگی مردم مسئولان را با گزارشهای مختلف و تا حدی کودکانه دلخوش و سرگرم نگاه می داشتند که نمونه ای از آن گزارش جشنی است که با حضور نمایندگان چند قریه بخاطر انتشار یک سری اسکناس از طرف بانک ملی ایران در سال ۱۳۵۵ می باشد که توسط شعبات آن بانک به طالقان رسیده بود . 
حدود و محل جغرافیائی طالقان 
حدود و محل جغرافیائی طالقان باختلاف نگاشته شده است برخی آنرا رستاق و بعضی شهر و رستاق و دسته ای بلوک می نگارند که در نتیجه می توان گفت طالقان در زمان قدیم منطقه ای وسیع و آباد بوده است در ضبط این کلمه نیز اختلاف نظر وجود دارد بعضی آن را بفتح لام و دسته ای بسکون و عده ای هم بکسر خوانده اند . ابن اثیر در ذیل کلمه طالقانی آنرا بفتح طا و سکون لام و فتح قاف دانسته است یاقوت گوید : لام بعد از الف مفتوحه است در مراصد الاطلاع نیز بفتح آورده شده است ابوالفداء نیز ضبط آنرا بنقل از مشترک بفتح لام و بنقل از اللباب بسکون لام ذکر می کند در فرهنگهای خارجی غالباً طالقانرا بفتح لام ذکر می نمایند فولر طالقانرا بکسر لام ضبط نموده است . 
آراء مؤلفین کتب جغرافیائی درباره اینکه طالقان متعلق به کدام ناحیه است مختلف می باشد گاهی آنرا طالقان طبرستان و زمانی طالقان ری و وقتی هم طالقان قزوین خوانده اند . 
اصطخری گوید : ابهر و زنجان و طالقان از نواحی قزوین می باشد و طالقان بدیلم نزدیک تر است . ابن حوقل گفتۀ اصطخری را تکرار کرده و می نوسید : نواحی قزوین که متصل بآن است ابهر و زنجان و طالقان می باشد و طالقان بدیلم نزدیک تر است . 
مؤلف گمنام کتاب حدود العالم طالقان را در ناحیه مختلف طخارستان و جوزجانان و ری نام برده و درباره هریک گوید : طالقان شهریست بر حد میان تخارستان و ختلان جائی است بر دامنه کوه و با کشت و بذر بسیار و آنرا طارقان و طایفان نیز گفته و نوشته اند . 
۲ – طالقان جوزجانان بر سرحد گوزگانست و بعد از آن این پادشایست و شهریست با نعمت بسیار از او نبیذ خیزد و نمد خیزد . 
  • بازدید : 75 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

استان گلستان بین ۳۵ درجه و ۵۷ دقیقه تا ۵۶ درجه و ۲۲ دقیقه و ۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه تا ۳۸ درجه و ۸ دقیقه عرض شمالی کشور واقع گردیده است. این استان از شمال به کشور ترکمنستان، از جنوب به استان سمنان، از شرق به استان خراسان شمالی و از غرب به دریای خزرواستان مازندران محدود می شود.
مساحت استان گلستان بالغ بر ۷/۲۰۴۳۷ کیلومتر مربع (۳/۱ درصد از کل مساحت کشور و به عبارتی رتبه نوزدهم در بین استان ها) است.
این استان از طرف شمال با  جمهوری ترکمنستان ۲۰۵ کیلومتر مرز مشتکر دارد که ۱۲۰ کیلومتر آن را مرز آبی رودخانه اترک تشکیل می دهد. (نقشه شماره ۱)
استان گلستان محدوده منطقه معتدله شمالی قرار گرفته است که این عامل نقش مؤثری را در اقلیم استان بر عهده دارد. این استان بین رشته کوه های البرز، دشته ای جنوبی کشور ترکمنستان، کوه های استان خراسان و دریای خزر واقع شده است. کوه شاهوار با ارتفاع ۳۹۴۵ متر بلندترین و نقاط ساحل با ارتفاع ۲۶ متر پست ترین نقاط استان می باشد.
آب و هوای استان تحت تأثیر عرض جغرافیایی، ارتفاعات، امتداد رشته کوه های البرز نزدیکی به دریا و بیابان ترکمنستان توده های هوایی و پوشش جنگلی از تنوع زیادی برخوردار است.
استان گلستان به دلیلی برخورداری از شرایط اقلیمی و آب و هوایی متفاوت و به دلیل همجواری با استان های خراسان بزرگ و سمنان که از موهبت های طبیعی کمتر برخوردارند قابلیت جذب مهاجران زیادی را دارد که از عمده مهاجران می توان به موارد زیر اشاره کرد:
مهاجران داخلی یا موقت: این نوع مهاجرت ها برای کار و در مدت زمان کوتاه از سال صورت می گیرد از آن جمله مهاجرت روستاییان مینو دشت، رامیان به گرگان، کردکوی، بندر گز و علی آباد را می توان نام برد. مهاجرت آن ها با آغاز درو شالی در مزارع شروع می شود و در مهرماه به پایان می رسد. همچنین مهاجرت روستاییان شهرنشین یا جلگه نشین در فصل گرم به روستاهای ییلاقی و کوهستانی نوع دیگری از مهاجرت است. روستاهای ییلاقی در فصول سرد سال اغلب خالی از سکنه اند یا تعداد کمی جمعیت دارند. برای مثال می توان به روستاهای نواحی کوهستانی مینو دشت، رامیان، علی آباد، گرگان و کردکوی و بندرگز اشاره کرد. از مهاجران فصلی یا موقت می توان به عشایر و کارگران کشاورز اشاره کرد.
مهاجران خارجی یا دائم: از انواع مهاجران دائمی می توان سیستانی های، کاشمری ها، طرودی ها و خراسانی ها، سمنانی ها و …. را نام برد.
مراتع استان گلستان مورد استفاده ی دام های کوچ نشین کرد شمالی خراسان، دامداران سمنان و شاهرود قرار می گیرد.
در فصول سرد سال عشایر زیادی به این استان می آیند به طوری که نزدیک به ۵/۰ درصد کل جمعیت استان را تشکیل می دهند. این عشایر قشلاقشان را در شهرهای گنبد و کلاله سپری می کنند.
طوایف کرد بیشترین عشایر استان را تشکیل می دهند. ییلاق عشایر کرد کوه های شمالی خراسان در اطراف شهرهای بجنورد، شیروان و قوچان می باشد. اما ییلاق دامداران رمه گردان و زندگی دامداران کوهستانی استان در ارتفاعات البرز می باشد.
در گذشته ترکمن ها کوچ نشین بودند و زندگی ایلی داشتند. گوکلان ها در شرق گنبد تا مرز خراسان و یموت ها در غرب گنبد کاووس تا دریای مازندارن ساکن هستند. در حال حاضر بخشی از آن ها اسکان یافته اند و بخشی دیگر در چادرهایی به نام آلاچیق زندگی می کنند.

تاریخچه:
آثار و اسناد به دست آمده در استان نشانگر آن است که استان گلستان از دیرباز جامعه ای اسکان یافته بوده و قدمت سکونت به ۶هزار سال پیش برمی گردد در حقیقت استان گلستان یکی از قدیمی ترین ایالت های ایران و مرکز عمده ترین آریایی ها در شمال ایران بوده است.
استان گلستان در زمان هخامنشیان به بعد به صورت یک ایالت با تشکیلات منظم درآمد. در آن دوران با نام هیرکانی یا هیرکانیا شناخته می شد که از معروفترین ایالت ایران بوده است. زمان ساسانیان به همراه چندین ایالت دیگر در مجموعه سرزمین خورآسان قرار داشت. با ورود اسلام در سده های اولیه آن به خصوص دوران طلایی اسلام و بعد از آن گرگان نقش مهمی در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی داشته است.
این ایالت در قرن ۷ با تهاجم مغولان ویران گشت پس از آن بر اثر لشکر کشی های امیر تیمور در پایان قرن ۷ تا چهاردهم بنام ایالت استرآباد معروف بود.
استان گلستان تا سال ۱۳۱۶ تحت عناوین ایالت یا ولایت گرگان (استرآباد) یکی از تقسمیات مهم کشوری به حساب می آمد. در سال ۱۳۱۶ با توجه به تقسیمات جدید با مجموعه استان های تهران، مازندران، قم و سمنان استان دوم را تشکیل می داد. از سال ۱۳۳۵ به بعد هر یک از مناطق به تدریج به نام های مختلف از استان دوم جدا شدند و استان مستقلی را تشکیل دادند. استان گلستان تا سال ۱۳۷۶ قسمتی از استان مازندران بود. در این سال به صورت استان مستقل ب مرکزیت شهرستان گرگان درآمد.
در حال حاضر (۱۳۸۷) 
  • بازدید : 120 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 واحدی از تقسیمات کشوری است با محدوده جغرافیایی معین که از به هم پیوستن چند شهرستان همجوار با توجه به موقعیتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و طبیعی تشکیل می‌شود.
شهرستان: واحدی از تقسیمات کشوری با محدوده جغرافیایی معین است که از به هم پیوستن چند بخش همجوار که از نظر عوامل طبیعی و اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی واحد متناسب و همگنی را به وجود آورده اند، تشکیل شده است. 
بخش: واحدی از تقسیمات کشوری با محدوده جغرافیایی معین است که از به هم پیوستن چند دهستان همجوار مشتمل بر چندین مزرعه، مکان، روستا و احیاناً شهر، که از نظر عوامل طبیعی و اوضاع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، واحد همگنی را به وجود آورده اند، تشکیل شده است.
دهستان: کوچک ترین واحد تقسیمات کشوری یا محدوده جغرافیایی معین است که از به هم پیوستن چند روستا، مکان و مزرعه همجوار تشکیل می شود و از لحاظ محیط طبیعی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی همگن بوده و امکان خدمات رسانی و برنامه ریزی در سیستم و شبکه ای واحد را فراهم می نماید.
شهر: محلی با حدود قانونی است که در محدوده جغرافیایی بخش واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های شهر می باشد
قسیمات سرزمینی در قلمرو اسلامی یکی از وجوه جغرافیایی است که کمتر شناخته شده است. این تقسیمات که در طول تاریخ گاهی بر مبنای تاریخ و فرهنگ و گاهی براساس اوضاع جغرافیایی و جمعیت، سیاست و مسایل اجتماعی صورت گرفته، همواره معرف شرایط حاکم بر سرزمینهای اسلامی است.
برای بررسی دقیق چگونگی تقسیم بندی سرزمینهای اسلامی از آغاز دوره اسلامی تا دوره معاصر، توجه به چند نکته در این مقاله ضروری است. نخست آنکه اساساً تقسیم بندی سرزمینی اسلامی که مبتنی بر مطالعات جغرافیایی اسلامی باشد، از زمانی بوجود آمده است که جغرافیدانان مسلمان در دوره عصر طلایی (قرنهای سوم و چهارم) شکوفایی این علم را موجب شدند. بنابراین، تقسیمات سرزمینی اسلامی تا حد زیادی مرهون تلاش جغرافیادانان مسلمان است. نکته دوم آنکه برای بررسی دقیق چگونگی تقسیم‌بندی سرزمین در سرزمینهای اسلامی مراجعه به منابع اصیل و مستندات وقت اجتناب ناپذیر بود. بنابراین، در این مقاله سعی شده تا به تمامی منابع دست اول مورد بحث مراجعه شود. در نهایت لازم به اشاره است، بخشهای مقاله پس از بررسی مجدد یادداشتها و تألیف نهایی، به صورت شبه جزیره عربستان، سرزمین شامات، عراق و آناطولی، افغانستان و شبه قاره هند طبقه بندی شده است. ضمن آنکه می‌بایست به این مساله نیز اشاره شود که مناطق دیگر سرزمینهای اسلامی مانند جنوب شرقی آسیا و بخشهایی از اندلس به دلیل در دسترس نبودن منابع کافی در مقاله حاضر بررسی نشده است.
 
مواد و روشها:
مواد اصلی اسلامی در مقاله حاضر شامل مجموعه اطلاعاتی است که درباره شیوه‌های تقسیم بندی سرزمینی در منابع جغرافیایی قدیم وجدید ذکر شده است. به عبارت دیگر مجموعه اطلاعات پیرامون شیوه های تقسیم‌بندی سرزمینی در گذشته و تقسیمات کشوری در دوره معاصر که در منابع آمده، مواد اصلی تحقیق حاضر را تشکیل می‌دهد. از آنجا که این اطلاعات دارای پراکندگی موضوعی و حاوی اصطلاحات تخصصی متعددی بوده است، جهت سهولت بررسی، مناطق مختلف سرزمینهای اسلامی به صورت جداگانه بررسی شده است. برای مثال، مجموعه مواد و داده‌هایی که درباره قسمتهای مختلف کشورهای شبه جزیره عربستان یا شامات و شمال آفریقا آمده در یک محور قابل بررسی بوده است.
روش بررسی در این مقاله نیز به صورت مراجعه مستقیم به مهمترین و معتبرترین منابع موجود و جمع‌آوری داده‌ها، پردازش و در نهایت تحلیل آنها بوده است. به عبارت دیگر از آنجا که مقالات تحقیقی مستند به متون قدیمی می‌بایست از استواری و اعتبار لازم برخوردار باشند، در مقاله حاضر سعی شده تا مهترین منابع موجود مورد بررسی قرار گیرد و پس از جمع‌آوری اطلاعات و طبقه‌بندی موضوعی داده‌ها بر مبنای سرزمینهای اسلامی، تحلیل و ارزیابی صورت گرفته است.
بررسیها و یافته‌های تحقیق:
الف) کلیات تقسیم بندی:   اندیشه تقسیم بندی سرزمینهای اسلامی در ابتدا با فتوحات و گسترش سرزمینهای اسلامی مقارن بوده است، اما پیش از آن تقسیم بندیهای کلی مانند تقسیم‌بندیهایی که در ایران یا روم و یونان مرسوم بوده، در بخشهایی از قلمرو اسلامی وجود داشته است. براساس شواهد روشن، می‌توان گفت که اغلب تقسیم بندیهای سرزمینی پیش از اسلام یا براساس طول و عرض جغرافیایی بوده،  یا براساس اقالیم هفتگانه صورت می‌گرفته است]۱،صص۴۴-۴۹[. در میان مسلمانان، تقسیم بندیهای کلی جهانی یا تقسیم‌بندی سراسری سرزمینهای اسلامی از قرن سوم به بعد آغاز شده است. ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله بن خرداذبه (متوفی سال ۳۰۰ هجری قمری) که جغرافیانویس معتبر و مشهور مسلمان در قرن سوم است و کتاب ارزشمند المسالک الممالک را در سالهای ۲۳۰ تا ۲۳۴ هجری قمری تألیف کرده، بخش آباد و مسکونی کره زمین را به چهار قسمت به نامهای اروفی (اروپا)، لوبیه (شمال افریقا)، اتیوفیا (شرق افریقا) و اسقوتیا (مناطق شمال و شرق شبه جزیره عربستان) تقسیم کرده است ]۳،ص ۱۵۵[. او سراسر سرزمینهای اسلامی را نیز به چهار بخش مشرق، مغرب، جربا (سرزمینهای شمالی) و تیمن (سرزمینهای جنوبی) طبقه‌بندی کرد ]۳، صص ۱۸،۷۲،۱۱۸،۱۵۳).
در تقسیم بندی سرزمینهای اسلامی که ابن خرداذبه ارائه کرده است، سرزمینهای اسلامی عمدتا به کوره‌ها (تقریبا معادل استان)، رستاقها (ناحیه‌ای کوچکتر از کوره) و طسوجها (ناحیه‌ای کوچکتر از رستاق) تقسیم شده‌اند ]۳،صص۵-۸ [ طبقه‌بندی ابن خرداذبه از سرزمینهای اسلامی نشان می‌دهد که وی به منابع فارسی پیش از اسلام نیز دسترسی داشته است؛ چرا که اصطلاحاتی چون رستاق و طسوج که در دوره ساسانیان متداول بود به کتاب وی راه یافته است.
در میان جغرافیا نویسانی که در عصر طلایی جغرافیا از سراسر سرزمینهای اسلامی تقسیماتی ارائه کرده‌اند، اعتبار علمی اصطخری و مقدسی در قرن چهارم هجری قمری از بقیه بیشتر است؛ چرا که این دو طبقه‌بندی و تقسیم بندی جدیدی از سرزمینهای اسلامی ارائه کرده‌اند. در این مقاله به سبب اعتبار اثر علمی مقدسی، بر تقسیم‌بندی وی تاکید بیشتری شده است.
ابواسحاق ابراهیم بن محمد اصطخری (متوفی نمیه دوم قرن چهارم هجری قمری) جغرافیدان مسلمان و از اهالی اصطخر فارس بود که کتاب معروف مسالک الممالک را بعد از سال ۳۴۰ هجری قمری تألیف کرده است. او تمام سرزمینهای اسلامی زمان خودش را به بیست اقلیم شامل دیار عرب، دریای فارس، مغرب، مصر، شام، دریای روم، جزیره، عراق، خوزستان، فارس، کرمان، منصوره (سند و هند)، آذربایجان، جبال، دیلم، دریای خزر، بیابان میان فارس و خراسان (یزد)، سجستان، خراسان و ماوراء النهر تقسیم کرده است ]۵،ص ۳-۴[ این طبقه‌بندی علاوه بر آنکه نشان می‌دهد که اصطخری توجه دقیق‌تری به سرزمینهای ایرانی در میان سرزمینهای اسلامی داشته است، بیانگر تاثیر طبقه‌بندی بر مبنای اقالیم در طبقه‌بندیها و تقسیم بندیهای دوره اسلامی است.
ابوعبدالله مَقْدَسی یا مُقَّدَسی (متوفی اواخر قرن چهارم هجری قمری) که متولد بیت المقدس و مادرش ایرانی بود، کتاب گرانقدرش به نام احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم را در نیمه دوم قرن چهارم هجری قمری تألیف کرده است. مطالب کتاب وی، بیانگر آن است که مقدسی نسبت به هم عصران خود، از امتیازات زیادی در ابتکارات علمی، تیزبینی مسایل جغرافیایی، بویژه مسایل مرتبط با مباحث دینی و از مشاهدات دقیقتری برخوردار بوده است. از جمله امتیازاتی که مقدسی داشته و خود به آن اشاره کرده اینکه تا قبل از وی کسی به طبقه‌بندی و تقسیم‌بندی سرزمینهای اسلامی مبتنی بر تعاریف و مفاهیم جدید اسلامی نپرداخته است .
در تقسیم‌بندی سراسری مقدسی، سرزمینهای اسلامی زمان او به چهارده اقلیم شامل شش اقلیم عربی به نامهای جزیره العرب، عراق، اقور، شام، مصر و مغرب و هشت اقلیم غیر عربی به نامهای خاوران، دیلم، رحاب، جبال، خوزستان، فارس، کرمان و سند تقسیم شده است   ] 27،صص۹-۱۰[.   در این تقسیم‌بندی هر اقلیم چند کوره (استان) و هر کوره چند قصبه (به مرکزیت یکی از قصبات) دارد و هر قصبه دارای چند شهر (مدینه) و قریه تابعه است ]۲۷،ص۴۷[. در طبقه‌بندی مقدسی، شرط مدینه بودن، داشتن منبر بود و گاهی مصر که به معنای شهر بسیار بزرگ منطقه‌ای است خود دارای چند ناحیه و شهر وابسته به آن بود. برای مثال، مقدسی گفته است که امصاری مانند قیروان و دمشق، شهرهایی هستند که مقر سلطان در آنجا قرار داشته و والیان سرزمینهای تابعه از آنجا به مناطق دیگر فرستاده می‌شدند و شهرهای یک اقلیم به آن وابسته بودند]۲۷،ص۴۷[. 
یکی از اعتبارات تقسیم‌بندی سرزمینی مقدسی توجه و دقت او به نظریه‌های دیگر علوم در باب موضوع است. در این ارتباط مقدسی نظرات فقها، لغت شناسان و حتی عوام در تفکیک سرزمینها و طبقه‌بندی شهرها را در کتابش آورده است. برای مثال، وی گفته است که به نظر فقها، مصر شهری دارای مسجد جامع و محل اجرای حدود اسلامی و جایگاه امیر بوده است مانند شهر نابلس، اما به نظر لغت‌شناسان مصر شهری بزرگ و حائل میان دو منطقه بزرگ است مانند شهر بصره و در نظر عوام، مصر شهری بزرگ و باشکوه است مثل ری و موصل]۲۷،صص۴۷-۴۸[.
نوشته‌ها و طبقه‌بندی شهرها و تقسیمات سرزمینی که مقدسی ارائه کرده ، نکات بسیار مهم دیگری از امتیازات وی را نشان می‌دهد. برای مثال، تا پیش از وی، تمامی جغرافیا نویسان مسلمان تنها به تقسیم‌بندی سرزمینی می‌پرداختند و به طبقه‌بندی شهرهای مهم یا کم اهمیت و روستاها به عنوان کانونهای جمعتی توجهی نشان نمی‌دادند، اما مقدسی بدقت و موشکافانه و حتی مبتنی برنظریه‌های علوم مختلف به این مساله پرداخته است.
 
۱- شبه جزیره عربستان (جزیره‌العرب):
 شبه جزیره عربستان خاستگاه دین اسلام است، از اینرو نخستین تقسیم بندی سرزمینی اسلامی در این منطقه صورت گرفته است. بررسیهای مقدماتی نشان میدهد که در اوایل دوره اسلامی، تقسیم بندی سرزمینی که این منطقه پیش از اسلام داشته، پذیرفته شده بود. این مطلب از آنجا قابل استحصال است که در آغاز اسلام، تعداد والیانی که از میان صحابه یا فرماندهان سپاهیان اسلام انتخاب می‌شدند و به مناطق یا نواحی فرستاده می‌شدند، تقریبا برابر با تعداد سرزمینهای تفکیک شده متعارف آن زمان بود. برای مثال، پیامبر اکرم (ص) در زمان حیاتش، ابوزید انصاری را روانه عمان و زیاد بن لبید بیاضی را به حضرموت در جنوب شبه‌جزیره فرستاد]۹،صص۱۰۳،۹۳[ که نشاندهنده متعارف بودن این تقسیم‌بندی در اوایل دوره اسلامی است.
سرزمین عربستان که درنوشته‌های یونانیان به سه قسمت عمده به نامهای عربستان بیابانی، (شامل بیابانها)، عربستان سنگی (شامل نواحی کوهستانی) و عربستان خوشبخت (شامل سواحل غربی و جنوبی) تقسیم می‌شد، پس از اسلام به پنج قسمت به نامهای حجاز، تهامه، یمن، نجد و عروض تقسیم بندی شد که این تقسیم‌بندی به عبدالله بن عباس منسوب است ]۱۶،ج۱،ص۱۶۳؛۳۱،ج۲،ذیل جزیره العرب[.
در عصر طلایی جغرافیا یا قرنهای سوم و چهارم هجری قمری شبه جزیره عربستان گسترده‌ترین اقلیم سرزمینهای اسلامی به شمار می‌رفت و شامل چهار کوره به نامهای حجاز، یمن، عمان و هجر وچهار ناحیه به نامهای احقاف، اشحار، یمامه و قرح می‌شد و صنعا سرآمد شهرهای آن بود]۲۷،صص۶۷-۶۹ .[پس از این دوره، این منطقه از سرزمینهای اسلامی تحولات متعددی مانند نفوذ فاطمیان مصر، عثمانیها، وهابیون و استعمار را تجربه کرد و در هر یک از این دوره‌ها، تقسیم‌بندی‌ خاصی داشت که بیشتر منطبق با عصر طلایی جغرافیا اما با اصطلاحات تقسیماتی ویژه بود.
در دوره معاصر، مبنای تقسیمات کشوری عربستان منطقه و محافظه است. در واقع، هر یک از مناطق ۱۳ گانه این کشور که مطابق با استان است، به دو یا چند محافظه یا شهرستان تقیم‌بندی شده است. در این تقسیمات، گاهی محافظه‌ها به سبب اهمیت، طبقه‌بندی جداگانه‌ای مانند محافظه درجه یک یا دو دارند. همچنین، علاوه بر شهرهای مهم مناطق که مراکز منطقه‌ای هستند، و شهرهای بزرگ و متوسط که مرکز محافظه به شمار می روند، گاهی شهرهای کوچک نیز مرکز محافظه تعیین شده‌اند، حاکم هر منطقه امیر خوانده می شود و پادشاه عربستان وی را انتخاب می‌کند ]۱۹،ص۹؛۶،صص۱۴-۱۵[.
 
یمن که قبل از اسلام بخشی از سرزمین پادشاهی سبا بود، در اوایل اسلام و زمان فتوحات اسلامی با انتخاب والیانی از صحابه به چند ولایت تقسیم شد و پیامبر اکرم (ص) برای حضرموت، صنعا و اراضی آن، زبید، رمع، عدن و سواحل آن، نجران و ولایت کنده و صدف والی انتخاب کرد ]۹،ص۷۶[. در قرون اولیه اسلامی یمن به چند مخلاف (مطابق با کوره یا استان) تقسیم می‌شد و ابن خرداذبه نخستین جغرافیدانی است که از مخالیف یمن نام برده است ]۳،صص۱۳۶-۱۳۹[. وی علاوه بر ذکر تقسیم بندی کلی یمن، به سه والی نشین جند، صنعا و حضرموت (هرکدام با مخلافها یشان ) اشاره کرده است ]۳،ص۱۴۴[. پس از او، یعقوبی مورخ مشهور قرن سوم هجری قمری در کتابش تاریخ یعقوبی ۸۴ مخلاف یمن را بدون اشاره به وسعت و کیفیت آنها نامبرده است]۳۲،ص۳۱۷[.
 
مخلافهای یمن از نظر وسعت گاهی برابر با رستاق، گاهی برابر باکوره و گاهی مطابق جند یا استان (به معنای لشگرگاه) نزد مسلمانان شام بود ]۱۷،ص۵۳؛۲۱،ص۲۵۴[. در قرن چهارم هجری قمری، اصطخری در معرفی یمن اصطلاحاتی مانند بلاد (مانند بلاد اباضیه)، اعمال (مانند اعمال حضرموت)، شهر (مانند شهر صنعا) و شهر کوچک (مانند شهر کوچک عدن) را به کار برده است]۵،صص۲۳-۲۵[که نشان می‌دهد تقسیم‌بندی براساس مخالیف به تدریج در حال تغییر است.
مقدسی یمن را به دو قسمت اصلی به نامهای جنوب (در کرانه دریا که قصبه آن زبید بود) و منطقه کوهستانی و سرد سیر نجد (دور از ساحل که قصبه آن صنعا بود) تقسیم کرده است ]۲۷،صص۶۹-۷۰[ . امروزه در تقسیمات کشوری یمن مبنای تقسیمات کشوری محافظه (استان) و لواء (شهرستان) است]۱۷،ص۵۳؛۲۲،ص۲۲[. سرزمین عمان نیز در قرون اولیه اسلامی یکی از چهار کوره بزرگ شبه جزیره عربستان به مرکزیت شهر صحار بود]۱،ص۲۳۷؛۲،ص۳۸[. در تقسیمات کشوری این کشور در سال ۲۰۰۰، اصطلاحات محافظه، منطقه و ولایت اساس تقسیم‌بندی است. سه محافظه مسقط، ظفار و مسندم و پنج منطقه باطنه، ظاهره، شرقیه، داخلیه و وسطی جمعا ۵۹ ولایت دارند]۱۸،ص۲۹[.
۲- شام و عراق و آناطولی:
 شام سرزمین شمالی شبه جزیره عربستان و مشتمل بر کشورهای کنونی سوریه، فلسطین، اردن و لبنان است و در سده‌های اولیه اسلامی به همراه عراق، شام و سواد (عراق) خوانده می‌شد. این سرزمین در دوره‌ اسلامی مطابق الگوی دیگری تقسیم‌بندی می‌شد. سرزمین شام که قبل از اسلام یکی از استانهای روم (به نام استان شرقی) مشتمل بر یازده اقلیم یا شهرستان بود]۱۲،ص۱۰۹[، در قرون اولیه اسلامی به چند جند تقسیم بندی می شد. به گفته یکی از مورخان بزرگ این دوره به نام بلاذری که کتاب ارزشمند تاریخی- جغرافیایی به نام فتوح البلدان را نوشته، در اینکه چه بلادی در شام جند نامیده می شد، اختلاف نظر وجود داشت ]۹،صص۱۳۳-۱۳۴[. مسلمانان، فلسطین، اردن، دمشق، حمص و قنسرین را به سبب آنکه دارای مجموعه‌ای از کوره‌ها بودند، جند می‌خواندند، اما گروهی دیگر به هر ناحیه‌ای که سپاهیان مسلمان هزینه‌ها و نیازهای خود را از آنجا می‌گرفتند، جند می‌گفتند. در تقسیمات سرزمینی شام، گاهی نقش حاکمان برای تعیین حدود مناطق داخلی، بیش از تقسیمات معمول اهمیت داشت. در زمان حکومت ابوبکر (متوفی سال ۱۳ هجری قمری) هرکس که قسمتی از شام (مانند فلسطین، دمشق و اردن) را فتح می‌کرد، والی آنجا می‌شد. در زمان خلافت عمر (متوفی سال ۲۳ هجری قمری) تمام شام تحت حاکمیت یک والی به نام ابوعبیده جراح قرار داشت ]۱۲،ص۱۱۱[ و هنگامیکه یزیدبن معاویه به حکومت شام رسید، قنسرین و انطاکیه را از حمص جدا کرد و به همراه توابع آنها به جند مستقلی تبدیل ساخت]۹،صص۱۳۳-۱۳۴[. در قرن چهارم هجری قمری، مقدسی شام را به شش کوره (هر کوره دارای یک قصبه و چند شهر) و قسمتهای دیگری که تفصیل آن در اینجا میسر نیست، تقسیم بندی کرد ]۲۷،صص۱۵۴-۱۵۵[. در سده‌های بعد نیز، الگوهای تقسیماتی دیگری در این منطقه دیده شده است. امروزه الگوی تقسیمات کشوری در کشورهای این منطقه مانند سوریه و لبنان، بر مبنای محافظه (استان) و قضا (شهرستان) است ]۳۰،ص۲۰۰؛۲۵،جاهای گوناگون[.
سرزمین عراق که پیش از اسلام، بخشی از آن جزو ایران بود، پس از اسلام ابتدا به دو قسمت سواد یا سواد عراق (بین‌النهرین سفلا) و جزیره یا اقلیم اقور (بین‌النهرین علیا) معروف شد. جزیره سه کوره یا دیار داشت که هر یک از آنها به نام قبیله ساکن در آنجا دیار بکر، دیار مضر و یا دیار ربیعه خوانده می‌شد.
 
هر یک از این قسمتها یک قصبه داشتند و به چند ناحیه کوچکتر تقسیم می‌شدند]۲۷،صص۱۳۶-۱۳۷[. سواد که ظاهراً به درخواست مردم در اواخر خلافت منصور عباسی تقسیم‌بندی شد]۹،ص۲۶۷[، مشتمل بر چند کوره و طسوج بود که حکایت از تاثیر اصطلاحات تقسیمات سرزمینی ایرانی در آنجا بود. ابن خرداذبه در قرن سوم هجری قمری، سواد را دارای ۱۲ کوره (هر کوره شامل چند طسوج) و ۶۰ طسوج دانسته و مقدسی در قرن بعدی آنرا به شش کوره تقسیم‌بندی کرد]۳،ص۵؛۲۷،ص۱۱۴[.
وضعیت آسیای صغیر یا آناطولی در موضوع مورد بحث مقاله متفاوت بود. این منطقه که حدود آن تقریباً با ایالات قدیم برابر بود]۲۰،صص۳۵۴-۳۵۶[ پس از غلبه ترکهای عثمانی کاملا در قلمرو سرزمینهای اسلامی قرار گرفت. پس از آن، آسیای صغیر به ولایات متعدد و هر ولایت (استان) به چند سنجق (شهرستان) و هر سنجق به چند قضا (بخش) و هر قضا به چند ناحیه کوچک تقسیم‌بندی شد]۲۴،ص۱۸؛۳۵،صص۳۸۷-۳۸۸[. حکام عثمانی پس از تسلط بر مناطق جنوبی آسیای صغیر (شام و عراق) از همین الگوی تقسیماتی استفاده کردند.
  • بازدید : 124 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

زمين از چهار لايه متفاوت تشكيل شده است. بسياري از زمين شناسان معتقدند كه زمين در مركز خود از مواد سنگينتر و با چگالي بيشتر تشكيل شده است و مواد سبكتر به سمت بالا حركت مي كنند. زيرا پوسته زمين غالبا از مواد سبكتر(سنگهاي بازالت و گرانيت) ساخته شده در حاليكه هسته آن شامل فلزات سنگين(نيكل و آهن) است.
پوسته لايه اي است كه شما بر روي آن زندگي مي كنيد، اين لايه به خوبي مطالعه و درك شده است. گوشته بسيار گرمتر از پوسته است و توانايي جريان زيادي دارد. هسته هاي دروني و بيروني همچنان گرمتر هستند و فشار وارده در مركز زمين به اندازه اي است كه شما مي توانيد به وسيله آن، يك توپ را به يك تكه سنگ مرمر تبديل كنيد.
پوسته زمين، شبيه پوسته يك زمين است. اين لايه نسبت به سه لايه ديگر، بسيار نازكتر است. پوسته، در محل اقيانوسها(پوسته اقيانوسي)تنها حدود ۵-۳ مايل(۸كيلومتر) ضخامت دارد و در قاره ها(پوسته قاره اي) حدود۲۵ مايل(۳۲كيلومتر) ضخامت دارد. درجه حرارت پوسته از درجه حرارت هوا در بالاترين بخش آن، تا ۱۶۰۰درجه فارنهايت(۸۷۰ درجه سلسيوس) در عميق ترين بخش پوسته تغيير مي كند. شما مي توانيد يك قرص نان در تنور(اجاق) خودتان در حرارت ۳۵۰درجه فارنهايت) بپزيد. در حرارت ۱۶۰۰درجه فارنهايت،‌سنگها شروع به ذوب شدن مي كنند. پوسته زمين به قطعاتي كه ورقه ناميده مي شوند، تقسيم شده است. ورقه ها نيز بر روي يك گوشته پلاستيكي نرم كه زير پوسته قرار گرفته اند شناورند. اين ورقه ها معمولا به آرامي حركت مي كنند ولي اغلب، به هم مي چسبند و فشار زيادي را ايجاد مي نمايند. فشار ايجاد شده و سنگها خميده مي شوند تا حدي كه بشكنند. به هنگام رخداد اين پديده، زمين لرزه ايجاد مي شود. به ضخامت كم پوسته، در مقايسه با ساير لايه ها توجه كنيد. كلا هفت ورقه اقيانوسي و قاره اي بر روي گوشته اي كه از مواد داغتر و با چگالي بيشتري تشكيل شده است،‌شناور مي باشند. 
پوسته از دو نوع سنگ اصلي تشكيل شده است، گرانيت و بازالت. پوسته قاره اي بيشتر از گرانيت تشكيل شده در حاليكه پوسته اقيانوسي شامل نوعي از سنگهاي آتشفشاني، كه بازالت ناميده مي شوند، مي باشد. 
سنگهاي بازالتي ورقه هاي اقيانوسي،‌چگالي بيشتري داشته و از سنگهاي گرانيتي ورقه قاره اي سنگينتر هستند. شاهد اين قضيه نيز، رانده شدن پوسته قاره اي بر روي پوسته سنگينتر اقيانوسي در طي برخورد ورقه ها مي باشد. پوسته و قسمت بالايي گوشته، پهنه اي از سنگهاي صلب و شكننده را ايجاد مي كنند كه سنگ كره(ليتوسفر) ناميده مي شود. لايه پاييني سنگ كره صلب، پهنه اي با محتويات قيرمانند است كه سست كره(آستنوسفر) نام دارد. سست كره، بخشي از گوشته است كه جريان دارد و ورقه ها بر روي آن حركت مي كنند. 
گوشته:
گوشته لايه اي است كه مستقيما بر روي سيما قرار دارد. اين لايه بزرگترين قسمت زمين است كه حدود ۱۸۰۰مايل ضخامت دارد. گوشته از سنگهاي بسيار داغ و چگال تشكيل شده است. اين لايه سنگي، ‌شبيه قير جريان مي يابد. اين جريان در اثراختلاف زياد درجه حرارت از كف تا بالاي گوشته مي باشد. حركت گوشته، دليل حركت ورقه هاي زمين است. درجه حرارت گوشته، از ۱۶۰۰درجه فارنهايت در بالاي آن تا ۴۰۰۰درجه در قسمتهاي قاعده اي اس،‌ تغيير مي كند. 
جريانهاي همرفتي:
گوشته از مواد بسيار چگالتر و با ضخامت بيشتر ساخته شده است. ورقه ها بر رو ي آن مانند روغني كه بر روي آب شناور است،‌ شناورند. بسياري از زمين شناسان معتقدند كه گوشته به سبب وجود جريانهاي همرفتي،‌جريان دارد. 
جريانهاي همرفتي، به علت وجود موادبسيار داغي است كه از عميق ترين قسمت گوشته بالا مي آيند سپس سرد شده، دوباره پايين رفته، سپس داغ شده و باز بالا مي آيند و اين چرخه بارها و بارها ادامه مي يابد. 
شما سوپ يا پودينگ را در ماهيتابه اي گرم مي كنيد و جريانات همرفتي را مي توانيد در اين مايع ببينيد كه شروع به حركت مي كند. 
هنگامي كه جريانان همرفتي در درون گوشته جريان مي يابند، مي توانند پوسته را نيز به حركت درآورند. در اثر اين جريانات، پوسته آزادانه حركت مي كند. 
نوار نقاله، دركارخانه جعبه ها را حركت مي دهد همانند جريانات همرفتي در گوشته، كه ورقه هاي زمين را حركت مي دهد.
هسته خارجي:
هسته زمين، شبيه توپي است از مواد بسيار داغ(۹۰۰۰-۴۰۰۰ درجه فارنهايت). هسته خارجي آنقدر داغ است كه فلزات در آن همگي به صورت مايع هستند. هسته خارجي، ۱۸۰۰ مايل پايينتر از پوسته قرار دارد و حدود ۱۴۰۰مايل ضخامت دارد. هسته خارجي از نيكل و آهن مذاب تشكيل شده است. 
  • بازدید : 102 views
  • بدون نظر

خرید دانلود فایل پایان نامه جهانگردی +  ارزانتر از همه جا آماده ارائه به دانشجویان و علاقمندان گروه هدف+۹۷ ص

چكيده مطالب پروژه :

ضمن تشكر و قدرداني از استاد گرامي و دست اندركاران دانشكده سماء كرج ، در فرهنگ عامه مردم ايران ، سفر و مسافرت جايگاه ويژه اي در بابت گسترش اطلاعات ، آگاهيها و شناخت دارد. « مرد پخته» در اين فرهنگ به انسان جهان ديده اطلاق مي گردد و به سير و سفر به اطراف و اكناف جهان پرداخته و از هر قوم و ملتي شناخت و نشانه اي در ذهن خود دارد اين انسان جهان ديده به صفاتي همچون صبوري ، متانت ، افتادگي ، علم و اطلاعات وسيع برخوردار است ، طبيعتاً او حرفهاي تازه وشنيدني براي گفتن دارد .

مرز و بوم ايران عزيز ما نيز بستر مناسبي براي بروز و ظهور ، اين نمادهاي فرهنگي است به لحاظ طبيعي ، ما از آب و هوا و شرايط اقليمي متنوعي در هر گوشه از مملكت خود برخورداريم ،‌كه در هر فصل گوشه اي از آن ، جذب كننده انسانهاي خوش ذوق است . فرهنگ غني و قدمت و تنوع فرهنگي ايران نيز شايستگي سير و سفر در آن را دو چندان نموده است . اقوام و مليتهاي فراوان با تنوع زباني و فرهنگي ، هر يك جاذبه هايي را براي شناخت و تعمق در آنها فراهم نموده است كه مي تواند بستر مناسبي براي سير و سفر ملل ديگر باشد . آثار باستاني به جاي مانده از همين اقوام و مليتها ، جاذبه هايي براي اين تبادل فرهنگي و ارتباطات فرا مليتي است .

علم مديريت جاذبه هاي توريستي ، غناي فرهنگي و تاريخي و تنوع اقليمي يك كشور را منابع ملي آن كشور دانسته و بهره برداري از اين منابع را در گرو يك تلاش سيستماتيك ، علمي و باثبات مي داند تلاشي كه نتيجه سياست گذاري صحيح مسئولين و متصديان اداره آن كشور است .

جهانگردي در دهه هاي اخير توسعه فزاينده اي يافته است و بخش عمده اي از درآمد پاره اي از كشورها را به خود اختصاص داده است . براي بهبود ارائه خدمات در اين بخش فنون و دانش هاي گوناگوني گردآوري شده اند تا جائيكه لقب « صنعت » را به خود تخصيص داده است . در اين وادي علم مديريت مهمترين دانشي است كه جهانگردان را ارتقاء مي بخشد .

دانشمندان معتقدند كه با نگرش سيستمي يه علوم مختلف ، تخصصهاي جديدي حاصل مي شود كه آنها را علوم بين رشته اي ناميده اند در اين راستا مديريت ،‌ علمي است كه امكان ادغام با اغلب علوم و فنون را داراست و پروژه حاضر نمونه اي كوچك از اين پديده مهم به شمار مي آيد .

 

هدفهاي كلي سازمان :

۱ ـ انتقال زايي در صورتي كه دفاتر خدمات مسافرتي به گونه اي مناسب و با شرايط خوب به كار خود مشغول شود مي تواند در قسمتهاي مختلف جامعه از قبيل : هتلها ، مراكز خريد ، مكانهاي تاريخي و گردش گري ، رستورانها و باعث رونق و فعاليتهاي مالي بيشتر شود .

۲ ـ كسب در آمد و منافع شخصي در مؤسسات خصوصي يكي از اهداف بزرگ و مهم آژانس ها مي باشد .

۳ ـ داشتن نقش در توسعه اقتصادي كشور و صنعت جهانگردي .

اهداف جزئي :

۱ ـ شناخت فرهنگي : ممكن است جهانگرد در پي شناخت فرهنگ ، آداب و رسوم ، سنتهاي يك گروه ، جامعه در يك منطقه باشد . سازمان جهانگردي بايد بتواند اين را برآورد ساخته و كساني را كه چنين مقصودي از جهانگردي دارند ، ارضاء كند .

۲ ـ شناخت تاريخ : بازديد از بناهاي باستاني ، آثار تاريخي ، موزه ها و شناخت تاريخ يك كشور از ديگر مقاصد جهانگردان است در اين زمينه نيز سازمان جهانگردي بايد جوابگو باشد .

۳ ـ زيارت اماكن مقدس و مذهبي : بسياري از مردم بويژه در مشرق زمين خواهان زيارت اماكن مقدس خود هستند و برآوردن اين هدف كه گروه كثيري را در بر مي گيرد از جمله وظايف سازمان جهانگري خواهد بود .

۴ ـ سرگرمي و ورزشي : اين هدف نيز خواست گروههايي كه جهانگردي را از زاويه تفرج و سرگرمي ، ورزش و فعاليتهايي چون كوه نوردي ، اسكي و مي بينند . سازمان جهانگردي با فراهم آوردن امكانات مناسب مي تواند اين نياز را برآورده ساخته و موجبات توسعه جهانگردي در منطقه را نيز ميسر مي سازد .

۵ ـ هدفهاي تجاري و تخصصي : بعضي افراد مايلند دركنگره هاي علمي ، المپيادهاي تخصصي و نمايشگاهها مصنوعات جديد شركت جويند . آنان نيز مطابق تعريف سازمان ملل جهانگرد محسوب مي شوند . سازمان جهانگردي بايد قادر باشد تا در اين مورد نيز نكات امكانات و اطلاعات لازم را بوسيله واحدهاي خود براي علاقه مندان فراهم آورد و اين گروه از هدفها را برآورده سازد .

 

 

بيان مسئله :

نبود كار و نقش صنعت جهانگردي در ايجاد اشتغال در يك كار مولد چه مي تواند باشد .

در صورتي سازمان جهانگري آگاهيهاي مناسب و گسترده اي را در اختيار جهانگردان و گردش گران در زمينه مكانهاي زيارتي ، تفريحي ، هنري و تاريخي و استراحتگاهها و قرار دهد . هتلها مي توانند پذيراي مسافران و جهانگردان بيشتري باشند كه در اين صورت هتلها باعث ايجاد اشتغال مي شوند و ميزان رفت و آمد و مسافرتها در كشور افزايش پيدا مي كند . همين طور ديدن از مراكز هنري و تاريخي و موزه ها فزاينده مي شود و خريد از كالاها و محصولات سنتي و هنري كشور افزايش مي يابد كه افزايش متقاضيان باعث سير صعودي توليد مي شود كه در اشتغال نقش مؤثري دارد و در تمام اين مراحل « ارز » وارد كشور مي شود كه مي تواند تأثير به سزايي در ميزان سرمايه گذاري در بخش اشتغال زايي داشته باشد . كه اين رويدادها موجب رونق اقتصادي و پيشرفت صنعت كشور مي شود .

 

 

ضرورت تحقيق :

در اين پروژه سعي شده است تا به نقش صنعت جهانگرديو دفاتر خدمات مسافرتي در پيشرفت كشور و اشتغال زايي اشاره كرد و نشان داد كه اين صنعت تا چه اندازه اي مي تواند موجب كسب درآمد براي كشور و ارتقاي سطح فرهنگي و دانش مردم يك جامعه شود . در كشورهاي صنعتي امروزه بخش اعظمي از درآمدهاي آنها حاصل صنعت جهانگردي مي باشند مثل كشورهاي فرانسه ، انگليس ، چين و ايتاليا و

 

محدوديتهاي جهانگردي :

موانع جهانگردي در مقاصد و اهداف جهانگردان مؤثر واقع مي شود و از علاقه آنان به سير و سفر مي كاهد توجه به اين موانع و محدوديتها و سعي در از ميان بردن يا كاهش آنها از وظايف مهم سازمان جهانگردي است .

 

برخي از محدوديتها عبارتند از :

۱ ـ هزينه ها جهانگردي : هزينه يكي از موانع اصلي سير و سفر به شمار مي رود براي كاهش اثر منفي اين عامل به انگيزه ها بايد سفرهاي مختلفي را براي سطوح مختلف درآمد طراحي و اجرا نمود . طبقات متوسط و كم درآمد گاهي از نظر تعداد بيش از طبقات پر درآمد بوده و بازار جهانگري را پر رونق مي سازد . توجه به اين گروه و برنامه ريزي سفرهاي ارزان از زمره وظايف سازمان جهانگردي است .

۲ ـ كمبود وقت : كمبود وقت نيز عامل بازدارنده ديگري در سير و سفر است اما ببينيم كمبود وقت به چه معناست؟ آيا ممكن است وقت نداشته باشد ؟ مسلماً همه ما از زمان يكساني بهره منديم ، منتها اهميت كارمان به گونه اي است كه به ترتيب اهميت اين ظرف زماني را پر مي كند و براي استراحت و تفريح وقتي باقي مي گذارد يا نمي گذارد . انگيزه جهانگردي اگر باقي باشد وقت ما را آزاد كرده و اولويت سير و سفر را در حدي قرار مي دهد كه در ظرف زماني ما جايي به خود اختصاص مي دهد . بدين ترتيب باز به اين نكته مي رسيم كه بايد انگيزه ها تقويت شوند تا موانع كم رنگ گردد .

۳ ـ محدوديت جسماني : محدوديتهاي جسماني و ضعف بدني مي تواند عامل محدود كننده در سير و سفر باشد اما سازمانهاي جهانگردي بايد بتوانند سفرهاي كوتاه و راحتي را براي اين دسته افراد نيز فراهم آورند و بر اين محدوديت فائق آيند .

۴ ـ وضعيت خانواده : والدين بچه هاي كوچك و خردسال غالباً مي توانند به جهانگردي بپردازند همين طور افراد مجرد يا بيوه ها به علت تنها بودن ممكن است تمايلي به سفر نشان ندهند برنامه ريزي سفرهاي خاص براي اين گروه ها از شدت اين مسئله مي كاهد .

۵ ـ بي علاقگي به علت ناآگاهي : عدم آگاهي از جاذبه هاي جهانگردي يكي از موانع به شمار مي آيد كه بايد با آگاه ساختن جاذبه ها و نقاط ديدني آن را از ميان برداشت .

۶ ـ احساس نا امني : در صورتي كه افراد احساس نا امني در مورد محلي كه به آن مي روند داشته باشند اين امر خود مانعي به شمار مي آيد ايجاد همكاري سازمانهاي حفاظتي و امنيتي با سازمان جهانگردي و وجود نماينده آن سازمانها در تشكيلات جهانگردي شايد بتواند از اثر منفي اين عامل بكاهد .


مستندات تحقيق :

تاريخچه مسافرت و جهانگردي :

با وجود اينكه واژه يا مفهوم مسافرت و جهانگردي به قدمت تمدن است و برسي تاريخچه صنعت مذبور گوياي اين است كه مسافرت هميشه با تجربه هاي خوش آيند همراه نبوده است . براي ارج نهادن به محيط نوين جهانگردي و درك مسله ها يا چالشهايي كه پيش روي صاحبان اين صنعت قرار دارد ، در حالي كه جمعيت كره زمين كه به هزاره جديد پاي مي نهد مروري گزرا برروند تاريخ اين صنعت از اهميت خاصي بر خوردار است .

 

  • بازدید : 105 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

      پيچيدگي، تنوع وحجم انبوه اطلاعات جغرافيايي ازيك سو و توانايي‌هاي رايانه درعرصه اطلاعات ازسوي ديگر، فلسفه وجودي سيستم‌‌هاي اطلاعات جغرافيايي(جي‌آي‌اس) را تبيين مي‌كند.
 ازآنجاكه بخش عمده اطلاعات علوم زمين موجود در پايگاه‌هاي مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران، شامل اطلاعات مكاني وتشريحي است، مناسب ورود به سيستم‌هاي اطلاعات جغرافيايي مي‌باشد و مي‌توان اين اطلاعات را آماده استفاده در اين سيستم‌ها نمود. پژوهش حاضر با اين ديدگاه و با هدف بررسي كاربرد جي‌آي‌اس در ساماندهي مدارك علوم زمين موجود در مركز انجام شده است. 
بدين وسيله علاوه بر دسترسي صحيح و سريع به داده‌هاي مورد نياز در يك حجم وسيع، امكان ارائه و به تصويركشيدن اطلاعات مكاني و موضوعي در قالب نقشه، جدول و نمودار، ويرايش و بهنگام نمودن داده‌ها ونيز امكان استفاده از داده‌هاي موجود در جهت اهداف مختلف و براساس نيازهاي گوناگون كاربران فراهم مي‌گردد. همچنين زمينه‌اي براي شناساندن و معرفي قابليت‌ها و پتانسيل‌هاي متعدد و در عين حال، تشخيص خلأ‌هاي مطالعاتي مناطق مختلف جغرافيايي ايجاد خواهد شد. نهايتاً به‌منظور تعميم كاربرد اين سيستم در ارتباط با ديگر اطلاعات موجود در پايگاه‌هاي مركز (كه به نحوي با موقعيت مكاني در ارتباط‌اند)، مدلي از فرايند انجام اين طرح ارائه شده است.
مقدمه
(جي‌آي‌اس) يك سيستم اطلاعاتي است كه پردازش آن بر روي اطلاعات مكان مرجع يا اطلاعات جغرافيايي است و به كسب اطلاعات در رابطه با پديده‌هايي مي‌پردازد كه به‌نحوي با موقعيت مكاني در ارتباط‌اند. به‌كارگيري اين ابزار با امكان استفاده در شبكه‌هاي اطلاع‌رساني جهاني، يكي از زمينه‌هاي مناسب و مساعد در جهت معرفي توان‌ها و استعدادهاي كشور در سطح جهاني است.گسترش روزافزون شبكه كاربران اين سيستم‌ها از جمله نكات اساسي است كه مي تواند به قابليت‌ها و توانايي‌هاي اين سيستم بيفزايد.
در حال حاضر از اين سيستم‌ها بسته به نيازهاي هر منطقه يا كشور در بخش‌هاي مختلف (مانند مطالعات زيست‌محيطي، برنامه‌ريزي شهري و شهرداري، خدمات ايمني شهري، مديريت حمل و نقل و ترافيك شهري، تهيه نقشه‌هاي پايه، مديريت كاربري اراضي، خدمات بانكي، خدمات پستي، مطالعات جمعيتي و مديريت تأسيسات شهري مثل برق، آب،گاز، و..) استفاده مي‌شود و با گذشت زمان و توسعه سيستم‌ها، كاربرد جي‌آي‌اس به كليه بخش‌هاي مرتبط با زمين گسترش يافته است.
  مطالعه حاضر نيز با در نظرگرفتن مسائل فوق درصدد است ضمن معرفي بخشي از توان‌ها و مزاياي اين سيستم در دسترسي سريع به اطلاعات، تحليل اطلاعات به طور يكجا و با هم، بهنگام‌سازي، دقت و سرعت بالاي عمل، و ….، كاربرد و نحوه استفاده از آن را در ارتباط با مجموعه اطلاعات علوم زمين موجود در پايگاه‌هاي اطلاعاتي مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران مورد بررسي قرار دهد و ارزيابي نمايد.
تاريخچه ايجاد جي‌آي‌اس (مروري بر مطالعات انجام شده)
اولين نمونه از يك جي‌آي‌اس ملّي، جي‌آي‌اس كانادا[۲] است كه از اواخر۱۹۶۰ به اين طرف ‌به صورت پيوسته مورد استفاده قرار گرفته است. در دهه‌هاي ۱۹۷۰ و۱۹۸۰ ميلادي پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي در فناوري جي‌آي‌اس به وجود آمد، به طوري كه عبارت «سيستم اطلاعات جغرافيايي» در مورد مجموعه ابزارهايي براي تحليل و نمايش نقشه‌ها و ادغام فنون و شيوه‌هاي آماري و نقشه‌اي و كاربرد فراگيرتر آن، بويژه براي تحليل تأثيرات وخط مشي‌هاي دولتي به كارگرفته شد. در حالي‌كه سابقه فناوري جي‌آي‌اس دركشورهاي غربي ازجمله كانادا وآمريكا به بيش از۴۰ سال مي‌رسد، فناوري جي‌آي‌اس در اغلب كشورهاي جهان سوم بسيار جوان مي‌باشد. از ويژگي‌هاي جي‌آي‌اس در كشورهاي غربي هماهنگي بين فناوري و آموزش وكاربرد آن است، درحالي كه دركشورهاي جهان سوم، ورود فناوري قبل از آموزش و مهارت‌اندوزي مربوط به آن صورت مي‌گيرد. 
در ايران، اولين مركزي كه به طور رسمي استفاده از سيستم اطلاعات جغرافيايي را در كشور آغاز كرد سازمان نقشه‌برداري كشور بود كه در سال ۱۳۶۹ براساس مصوبه مجلس شوراي اسلامي، عهده‌دار طرح به كارگيري اين سيستم شد. اين سازمان در حال حاضر مشغول تهيه نقشه‌هاي توپوگرافي ۱:۲۵۰۰۰ از عكس‌هاي هوايي با مقياس ۱:۴۰۰۰۰ مي‌باشد و اين فرصتي است براي تبديل اين نقشه‌ها به ساختارهاي رقومي و تأسيس پايگاه توپوگرافي ملي[۳] كه نيازهاي كاربران را در زمينه جي‌آي‌اس  برآورده مي‌كند.
در همين راستا «شوراي ملي كاربران سيستم‌هاي اطلاعات جغرافيايي»[۴] به منظور سياست‌گذاري، برنامه‌ريزي و هماهنگ‌سازي فعاليت‌ها در زمينه جي‌آي‌اس، تحليل نيازمندي‌ها و همچنين بهره‌برداري شايسته از كليه ظرفيت‌هاي علمي، فني و نيروي انساني در راستاي ايجاد و به كار‌گيري جي‌آي‌اس و با توجه به وظايف سازمان نقشه‌برداري كشور در خصوص تدوين و ايجاد سيستم‌هاي اطلاعات جغرافيايي ملي، در دي ماه ۱۳۷۲ تأسيس گرديده است.
  فعاليت‌هاي اجرايي پروژه ايجاد سيستم اطلاعات جغرافيايي در وزارت صنايع و معادن، از فروردين ۱۳۷۱ آغاز گرديد و هم‌اكنون از اين سيستم به طور گسترده در ارتباط با فعاليت‌هاي آن استفاده مي‌گردد.
از ديگر مؤسساتي كه در زمينه اين سيستم فعاليت مي‌كنند مي‌توان شهرداري تهران، وزارت مسكن و شهرسازي، وزارت جهاد كشاورزي، مؤسسه بين‌المللي زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله، و سازمان جنگل‌ها و مراتع را نام برد. در دانشگاه‌هاي كشور تاكنون از اين سيستم، چنان كه بايد، به عنوان يك فناوري با قابليت بسيار بالا براي در اختيار قراردادن طراحي پروژه‌ها و كاربرد آن در رشته‌هاي مختلف استفاده نگرديده است.
در زير به نتايج برخي از مطالعات انجام شده در اين زمينه اشاره مي‌گردد:
«پرهيزكار» (۱۳۷۶) در پايان‌نامه دكتري خود با عنوان «ارائه الگوي مناسب مكان‌گزيني مراكز خدمات شهري با تحقيق در مدل‌ها و جي‌آي‌اس شهري» مشخص نموده است كه جي‌آي‌اس، توانمندي‌ها و قابليت‌هاي فوق‌العاده‌اي در جمع‌آوري، ذخيره، بازيابي، به روزكردن، كنترل، ادغام، تحليل، مدلسازي و نمايش داده‌هاي جغرافيايي به صور گوناگون دارد و مي‌تواند متغيرهاي كمي و كيفي متعدد و با ابعاد گسترده را در تصميم‌گيري‌ها و مديريت شهري دخالت دهد. 
«علي گلي» (۱۳۷۸) در تحقيقي ديگر با عنوان «طراحي سيستم اطلاعات منطقه‌اي با به كارگيري سيستم اطلاعات جغرافيايي در محيط شبكه اطلاع‌رساني جهاني»، بدين نتيجه رسيده است كه بهره‌گيري از داده‌هاي فناوري‌هاي جديد مانند سنجش از دور، سيستم اطلاعات جغرافيايي و سيستم موقعيت‌يابي جهاني در سيستم اطلاعات منطقه‌اي، بستر و زمينه مناسب‌تري را در جهت شناسايي مشكلات و توان‌هاي مناطق فراهم مي‌آورد.
«بهبودي» (۱۳۸۰) در پايان‌نامه خودكه با طرح مسئله «كاربرد جي‌آي‌اس در تحليل شهرهاي باستاني» تدوين شده است، به بررسي مباني نظري سيستم‌هاي اطلاعات جغرافيايي و جنبه‌هاي كاربردي اين فناوري در باستان‌شناسي مي‌پردازد و نهايتاً با در نظرگرفتن توانايي و قابليت‌هاي جي‌آي‌اس كه در محيط نرم‌افزارهاي «آرك اينفو»[۵]،  «آرك ويو»[۶] و «آيديريسي دبليو»[۷] مهيا بوده است، ويژگي‌‌هاي طبيعي و جزئيات ساختماني محوطه باستاني بسطام را مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌دهد و سپس به صورت سه بعدي به معرض نمايش در مي‌آورد.
«رنجبران» (۱۳۸۰) در پايان‌نامه خود با هدف «ارائه يك ساختار مناسب براي پشتيباني در تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي شهر» ضمن مقايسه سيستم‌هاي اطلاعاتي به صورت ريشه‌اي، توانايي‌هاي جي‌آي‌اس را به عنوان سيستم فضايي پشتيبان تصميم‌گيري مشخص نموده است.

تعاريف جي‌آي‌اس GIS
   از ابتداي شكل‌گيري سيستم‌هاي اطلاعات جغرافيايي، با توجه به گستردگي اطلاعات و تنوع كاربردهاي آن در رشته‌هاي مختلف، تعاريف متفاوتي از اين سيستم‌ها ارائه شده است كه به نمونه‌هايي از آن‌ها اشاره مي‌گردد:
– سيستم اطلاعات جغرافيايي، مجموعه‌اي از ابزار قدرتمند براي ذخيره و بازيابي اطلاعات در آينده، تبديل و نمايش داده‌هاي فضايي از جهان واقعي است (بارو، ۱۹۸۶).
– سيستم اطلاعات جغرافيايي يك سيستم سخت‌افزاري و نرم‌افزاري رايانه‌اي است كه به منظور دسترسي، نگهداري و استفاده از داده‌هاي كارتوگرافي طراحي گرديده است (تاملين،۱۹۹۰).
– سيستم اطلاعات جغرافيايي، سيستمي است براساس رايانه براي جمع‌آوري، ذخيره‌سازي، كنترل، بازيابي، به روزكردن، ادغام، پردازش، تحليل، مدلسازي و نمايش داده‌هاي جغرافيايي به صور گوناگون (پرهيزكار، ۱۳۷۶).
– سيستم اطلاعات جغرافيايي يك سيستم پايگاه داده‌ها داراي مشخصات فضايي (x,y) است و مجموعه‌اي از روش‌ها براي پاسخگويي به سؤالات در آن قابل اجرا مي‌باشد (عليمحمدي، ۱۳۷۶).
– سيستم اطلاعات جغرافيايي، يك سيستم مديريت پايگاه اطلاعات براي واردكردن، ذخيره، بازيافت، تحليل و نمايش اطلاعات فضايي (بعد مكاني) مي باشد (بنياد ملي علوم).

عناصراصلي تشكيل دهنده سيستم‌هاي اطلاعات جغرافيايي GIS
جي‌آي‌اس بر روي هرمي با چهار طبقه زيربنايي ساخته شده است:
– سخت‌افزار: با توجه به مرحله‌اي كه مطالعات در آن قرار دارد، كاربران مي‌توانند از سخت‌افزارهاي موجود در دسته‌بندي زير استفاده نمايند:
٭ سخت‌افزارهاي مرتبط با ورود اطلاعات (صفحه كليد، رقومي‌كننده، اسكنر، و …)،
٭ سخت افزارهاي مرتبط با مديريت اطلاعات (سخت‌افزارهاي جانبي رايانه‌ها مانند ماوس، …)،
٭ سخت‌افزارهاي مرتبط با خروج نتايج (چاپگرها، رسام‌ها، و …).
– نرم افزار: براي راه اندازي جي‌آي‌اس برنامه رايانه‌اي لازم است. از معروف‌ترين آن‌ها مي‌توان به «آرك اينفو»، «آرك ويو»، «اسپانز[۸]»، «مپ اينفو[۹]» اشاره نمود كه داراي توابع عملياتي متعدد در جهت تجزيه و تحليل مسائل و محاسبات آماري هستند و عمدتاً توسط شركت‌هاي بزرگ رايانه‌اي توليد مي‌گردند. هر يك از اين نرم‌افزارها براي مطالعات خاصي برنامه‌ريزي شده و داراي محدوديت‌ها و محاسن خاص خود مي‌باشند. در اين پژوهش از دو نمونه از نرم‌افزارهاي رايج اين سيستم (يعني‌«آرك اينفو» و «آرك ويو» استفاده شده است.
– اطلاعات: بدون اطلاعات نه هدفي وجود دارد و نه پيشنهادي. تمركز توجه روي اطلاعات است. در واقع اكثر فعاليت‌ها براي اطلاعات انجام مي‌شود، زيرا اطلاعات قلب جي‌آي‌اس را تشكيل مي‌دهد. كيفيت اطلاعات يكي از مهم‌ترين موضوعات قابل توجه و اساسي مي‌باشد. كيفيت اطلاعات در ارتباط مستقيم با دقت، صراحت، مباني علمي، تركيب اطلاعات، و تحليل و مدلسازي است.
– سازمان و نيروي انساني: مهم‌ترين بخش تشكيل‌دهنده جي‌آي‌اس مي‌باشد، زيرا سازمان و نيروي انساني است كه عمليات جي‌آي‌اس را كنترل مي‌كند. سخت‌افزارها و نرم‌افزارهاي بسيار قوي جي‌آي‌اس بدون پشتيباتي كادر متبحر، به كارآيي مناسب نخواهند رسيد.  براي اجراي موفق سيستم، سازماندهي نيروهاي متخصص و كارآمد كه در جهت اجرا، بهينه نمودن و نهايتاً راهبري سيستم‌ها نقش‌هاي گوناگوني را ايفا مي‌نمايند، الزامي است.
  • بازدید : 132 views
  • بدون نظر

این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فرسایش عبارت از جابجایی خرده‌های سنگی و خاک توسط باد ، رودخانه و یخ می‌باشد. مواد فرسایش یافته وارد دریاها گردیده و به صورت رسوباتی از گراول (Gravel) ، ماسه ‌، سیلت و رس در کف دریاها بجای گذاشته شد و در نهایت سنگهای رسوبی جدید را بوجود می‌آورند.

تمام سنگها در سطح زمین در اثر پدیده‌های مختلف فرسایش خصوصا در اثر تغییرات آب و هوا ، تجزیه و متلاشی می‌شوند. هوازدگی کمکی که به فرسایش می‌کند، سائیدن قطعه سنگها و حمل آنها به جاهای دیگر است. این عمل منجر به تسطیع و سست شدن تدریجی سطح زمین می‌شود. 
عوامل مؤثر در فرسایش 
نیروی متحرک در تمام حالات فرسایش ، نیروی کشش جاذبه به طرف پایین است. اما عوامل اصلی که توسط آن سنگها تخریب و جابجا می‌شوند، رودخانه‌ها ، یخچالها ، امواج و جریانهای باد است. مواد رسی در اثر پدیده‌ای به نام حرکات توده‌ای به طرف پایین می‌لغزند. 
عوارض سطحی ایجاد شده توسط فرسایش 
بسیار از عوارض سطح زمین دارای اشکال مشخصی هستند که پدیده‌های عمده‌ای را که تحت تاثیر آن شکل گرفته‌اند را منعکس می‌کنند. مثالهای بارز در این مورد عبارتند از : دره‌های رودخانه‌ای ، دره‌های یخچالی ، دریابارهای ساحلی (دیواره‌های قائم فرسایش یافته با شیب زیاد) و آثار لغزیدگی زمین. عوامل جوی چون مقدار و پراکندگی فصل باران ، برف تبخیر و نوسان درجه حرارت و جهت باد ، پدیده‌های فرسایشی را در هر ناحیه کنترل می‌کنند. 
فرسایش در گذشته 
شرایط آب و هوایی زمین پیوسته در حال تغییر است. مثلا میلیونها سال گذشته قشرهای یخی ، نواحی معتدل امروزی را به وسعت زیادی می‌پوشانیدند و با تغییرات چرخه اتمسفر باعث بارندگی کافی در قسمتهایی از صحرای آمریکا و سبب نگهداری رودخانه‌های دائمی گردیده است. همینطور بعضی از نواحی گرمسیری که در حال حاضر مرطوب می‌باشند، در گذشته شرایط صحرایی داشته‌اند.

فرآیندهای فرسایش در این محلها با پدیده‌های امروزی متفاوت بوده است و خیلی از ساختمانهای مناظر امروزی تحت شرایط حاکم در گذشته شکل گرفته‌اند و سنگهایی با مقاومت متنوع که به نسبتهای متفاوت تحت تاثیر خوردگی ، کج شدگی و گسل خوردگی قرار داشته‌اند، در معرض هوازدگی و فرسایش قرار گرفته‌اند. مثلا فرسایش بلافاصله در طول خطوط ضعیف مانند درز گسل‌ها عمل نموده است. 
شکلهای مختلف فرسایش 
فرسایش ارتفاعات 
در طول مدت زیاد فرسایش ارتفاعات را از بین برده و آنها را تبدیل به دشت کم ارتفاع می‌کند که در آن ساختمانهای زمین شناسی به صور مختلف تشکیل گردیده است. این دشت‌ها ممکن است در نتیجه بالا آمدگی پوسته قاره‌ای تشکیل فلات را بدهند که با ارتفاع بلندتر و شیب تندتر رود‌خانه‌ها مشخص‌اند و دره‌های عمیق و تنگی را حفر می‌کنند. 
فرسایش نواحی شیب‌دار 
در نواحی شیب‌دار ، فرسایش سریع و با شتاب بیشتری صورت می‌گیرد. در نواحی نیمه خشک شیب‌دار پوشش‌های گیاهی تا اندازه‌ای مانع فرسایش می‌شوند. اما در صحراها و زمین‌های سرد ، فرسایش آهسته تر عمل می‌نماید. بطور کلی نسبت فرسایش برای زمین‌های خشک (زمین‌هایی که از آب بیرون هستند) ۸٫۶ سانتیمتر در ۱۰۰۰ سال برآورد شده است. 
فرسایش سطح زمین توسط باد 
فرسایش بادی به دو صورت «روبش یا بادروبی» و «سایش» است. در جا‌هایی از سطح زمین که پوشیده از ذرات ریز و ناپیوسته و عاری از رطوبت و پوشش گیاهی است، جریان هوا می‌تواند ذرات را با خود حمل کند. باد بردگی تا رسیدن به سطح ایستابی ادامه می‌یابد. در جاهایی که زمین از ذرات ریز (لای و ماسه) و درشت (قلوه سنگ و شن) درست شده است، باد بطور انتخابی ذرات ریز را حمل می‌کند و ذرات درشت به تدریج به صورت پوش ممتدی در می‌آیند که اصطلاحا «سنگفرش بیابان» نامیده می‌شود. این پوشش ، از فرسایش بیشتر سطح زمین توسط باد جلوگیری می‌کند.

هر چه سرعت باد بیشتر باشد ذرات را به ارتفاع زیادتری بلند می‌کند، به فاصله دورتر می‌برد و بالاخره ذرات بزرگتری را حمل می‌کند. ذرات حمل شده بوسیله باد ، مخصوصا بادهای قوی ، به دو بخش بار بستری و بار معلق تقسیم می‌شوند. ذراتی که توسط باد حمل می‌شوند پس از برخورد به موانعی که بر سر راه آنها قرار دارند، موجب سایش سطح آنها می‌شوند. قطعات و تکه سنگهای پراکنده ، بیرون زدگیها و حتی موانع مصنوعی از قبیل ساختمانها ، دیوارها ، تیرهای برق یا تلفن ممکن است در معرض فرسایش بادی قرار گیرند. سایش معمولا در اثر برخورد ذراتی که نزدیک سطح زمین حرکت می‌کنند، انجام می‌گیرد. 
  • بازدید : 109 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به گفته مقامات محیط زیست ایران، بیش از یک‌صد میلیون هکتار از زمین‌های ایران تحت تأثیر بیابان‌زایی است که از این مساحت هفتاد و پنج میلیون هکتار، تحت فرسایش آبی، بیست میلیون هکتار تحت فرسایش بادی و پنج میلیون هکتار تحت تأثیر سایر عوامل شیمیایی و فیزیکی بیابان‌زایی، شوری‌زایی و دیگر ویرانی‌هاست. 
حسن احمدپور، دبیر شبکه‌های زیست‌محیطی منطقه شمال ایران به خبرگزاری دانشجویان، ایسنا، گفت محیط زیست در شمال ایران در آستانه خطری فاجعه‌آمیز قرار دارد و زیان‌های اقتصادی و زیست‌محیطی بی‌توجهی به این وضعیت و قطع و فروش درختان، هزاران میلیارد ریال است. 
فرایند جدا شدن ذرات تشکیل دهنده ی خاک از یکدیگر، از دست رفتن انها را توسط جریان اب (رواناب)یا وزش باد را فرسایش گویند.میزان فرسایش خاک در سطح جهانی حدود ۱۰و تن در هکتار است و در ایران بالغ بر ۲۵ تن در هکتار در سال می باشد.
تخریب مخصوص عبارت است از مقدار مواد برداشت شده در واحد سطح (هکتار)در سال برای محاسبه خاک از بین رفته و شدت فرسایش مورد استفاده قرار می گیرد.در کنترل فرسایش ابی در اراضی شسب دار شخم باید بطور کنتوری یعنی عمود به جهت شیب زمین انجام شود . بطور کلی هر چه قدر نفوذ پذیری خاک بیشتر باشد قسمت بیشتری از اب باران در خاک نفوذ پیدا می کند در نتیجه میزان هرزروی اب سطحی و فرسایش نیز کمتر است.
در فرسایش خاک به همراه شستشو و جابجایی ذرات خاک سطحی ،عناصر غذایی نیز جابجا شده و از دسترس ریشه […] 
جلسه کمیته تخصصی فرسایش خاک در ژئوتکنیک (Geotechnics of Soil Erosion,TC33) در تاریخ ۳۱ اکتبر سال جاری (۲۰۰۶) در شهر آمستردام هلند برگزار شد.
این کمیته تخصصی که در سال ۱۹۹۷ تشکیل شده است علاوه بر فعالیتهای جاری خود تاکنون اقدام به برگزاری ۳ همایش بین‌المللی نموده‌است و دارای ۳۰ عضو از ۲۵ کشور جهان است.
در جلسه اخیر این کمیته ۱۸ نفر شرکت کرده بودند که ۱۲ نفر از آنها از اعضای این کمیته و ۶ نفر دیگر مهمان (همراه) بودند. عضو ایرانی این کمیته تخصصی (آقای مهندس حیدری) نیز از طرف انجمن ژئوتکنیک ایران در این جلسه شرکت نمودند.
مهمترین موارد و مطالبی که در این جلسه مورد بحث و تصمیم‌گیری قرار گرفت عبارتند از:
شرایط جدید عضویت در این کمیته، فعالیت زیر کمیته‌ها، تهیه دستورالعمل متحد برای پروژه‌ها و ارسال آن برای همه کشورهای عضو، گردآوری آدرس الکترونیکی اعضا و علاقمندان، گسترش و به روز کردن پایگاه اینترنتی کمیته تخصصی و تعیین میزبانان همایش‌های چهارم و پنجم. همچنین دبیر همایش سوم (آقای دکتر هافمن، عضو هلندی کمیته) گزارشی از نحوه برگزاری و میزبانی این همایش ارائه کردند.


ترازین چیست ؟
آترازین علف کشی است که به صورت انتخابی رشد علف هرزهای با برگ پهن را کنترل میکند مانندvelvetleaf,pig weed, cochlebur و برخی از علفهای هرز معین در مزارع غلات وذرت .
کنترل انتخابی به این معناست که برخی از علفهای هرز معین و گزینش شده کنترل شده و رشد انها متوقف می شود که البته این امر بایستی با کمترین میزان خسارت به گیاهان مفید باشد که معمولا همان غلات می باشند .غلات و ذرت نسبت به اترازین مقاومت خوبی نشان می دهند. در سال ۱۹۵۹ اترازین به عنوان یک علف کش کنسانس پذیرفته شد و این ماده همچنان به صورت گسترده استفاده می شود چرا که با کارایی خوب وصرفه خوب اقتصادی بسیاری از علفهای هرزه را مهار می کند استفاده از این علف کش می تواند با استفاده از متدهای جدید کشاورزی و پرورش غلات وذرت کاهش یابد. 
اترازین یک علف کش با فرمول شیمیایی :
۲-chloro-4-ethylamino-6-isopropylamino-1-3-5-triazinre
 یکی از پر مصرف ترین علف کشها در شمال امریکا ست تنها در امریکا بیش از ۵۰ میلیون کیلو گرم از این ماده استفاده می شود که جهت سم پاشی ۲۵ میلیون هکتار است پس مانده های این علف کش در ابهای زیر زمینی و همچنین رودخانه ها به عنوان dealkylationیافت می شوند .
نیمه عمر اترازین در خاک حدود ۴ روز است ولی این مقدار به طور معمولی می تواند  تا ۳۸۵ روز در مناطق خشک و شنی افزایش یابد .در اب خالص نیمه عمر اترازین ۳ روز است .این نیمه عمر در اب دریا ۳۰ روز است ودر ته نشینهای دریایی ۳۵ روز و در حیوانات مهره دار کمتر از ۷۲ ساعت است .
 تاثیر آترازین روی چاههای زیر زمینی پس از استفاده در مزارع:
آترازین بعضی مواقع درابهای زیر زمینی یافت می شود دربیشتر مواقع منبع اترازین درچاهها درابتدای دیواره بالایی چاه وجود دارد که از همان قسمت وارد چاه شده و ابها را الوده میکند اترازین جهت استفاده در مناطقی که سطح اب بالاست پیشنهاد نمی شود که در این صورت ترکیب شدن اترازین با خاکهای سطحی باعث می گردد چون اترازین وارد ابهای زیر زمینی شود . مصرف اترازین برای چاههایی که کمتر از ۵۰ فوت عمق دارند منع شده است .
بین آترازین وآب آشامیدنی رابطه وجود دارد و تاثیر منفی آترازین روی آب چیست به علت اینکه اترازین در امریکا به طور گسترده به مصرف میرسد وسالانه بین۲٫۱ تا۲میلیون اکرس از زمینهای غلات و ذرت بوسیله این علف کش متداول سم پاشی می شود بنابر این وجود ارتباط بین اب اشامیدنی و اترازین اثبات شده است .پس از اینکه اترازین سم پاشی شد میزان عملکرد ان بوسیله میکروبهایی که درون خاک موجود می باشند واز ان به عنوان منبع انرزی استفاده می کنند کاهش می یابد و با استفاده از اب تجزیه می شوند .میزان زمانی که اترازین در سطح بالایی خاک وتحت شرایط هوای گرم و نمناک میتواند به عنوان علف کش عمل کند ۶۰ روز است که این نیمه عمر نسبت به سایر علف-کشها قابل توجه است .
اترازین معمولا درخاک کندتر اثر خود را از دست می دهد وباعث الودگی اب می شود و به خاطر گستردگی منابع زیر زمینی الودگی اب توسط اترازین مهم است .EPA یا سازمان حفاظت محیط زیست میزان اترازین موجود در اب سالم اشامیدنی را۱۵۰ ppb برای یک استاندارد جهانی در نظر گرفت .اگر میزان اترازین کمتر از این مقدار باشد اب اشامیدنی سالم است ولی اخیرا این سازمان میزان اترازین را تا مقدار ۳ ppb  کاهش داده است .
هم اکنون برخی از ابهای زیر زمینی در منطقه کانکاس امریکا بیش از این مقدار اترازین در خود دارند این در حالی است که در منطقه شرق این قسمت مهمترین منبع اب ابهای زیر زمینی و سطحی است و همین امر باعث افزایش نگرانیها در مورد استفاده از اترازین شده است .
تاثیر آترازین روی پرندگان 
میزان زیان اترازین روی پرندگان در محیطهای طبیعی زیاد و چشمگیر است و در سطوح مختلف برای مثال در سطحoral LD -50 values were >2/000 mg/kg اترازین با تاثیر بر روی محیطهای ابی ومناطق مرطوب و ارگانیزمهای طبیعی و زنجیره های غذایی می تواند سمیت خود را برای پرندگان اعمال کند.با این حال هنوز میزان تاثیر غیر ستقیم سمیت اترازین بر روی پرندگان با تاثیر بر روی حشرات تائید شده نیست و تحقیقات لازم انجام نشده وهمین امر ممکن است باعث به خطر افتادن برخی گونه ها و مشکلاتی در اینده شود به همین جهت تحقیقات بایستی دامنه وسیع تری داشته باشدو گسترش تحقیقات به دانه ها حشرات واثر اترازین بر روی پرندگان دانه خوار از این طریق معین می گردد.
 جوجه های خانگی به سرعت میتوانند اترازین را با کمک قسمتی از فرایند n-dealkylation که همراه با هیدرولیز نیز هست متابولیز کند.    n-dealkylationمعمولا در گروه های اتیل امینو صورت می گیرد و همین امر باعث کاهش محصولات میشود .
در تحقیقات شهر ویترو حتی پرندگانی نیز که دچار بیماریهای کبدی بودند به میزان قابلتوجهی اترازین ترشح میکند .کبد پرندگان نیز پسمانده اترازین غیر قابل استخراج را که درگیاهان غلات تجمع یافته اند به صورت ترکیبzholoro mono7- dealkylated compoand ترشح میکنند و سپس انها رابه ۲ هیدروکسی متابولیز مینماید .در جگر غازها نیز انزیمی وجود دارد که میتواند با قسمتی از فرایندn-dealkylated وهیدرولیز مقداری از اترازین را به هیدروکسی اترازین تبدیل نماید این فرایند به نسبت کارایی یشتری نسبت به پرندگان دیگر از خود نشان می دهد و بلافاصله با فرایند n-dealkylated  هیدروکسی  اترازین به مواد دیگری تبدیل میکند مانند :
deethylatrazin,deisopropylatrazine که البته هر دو از مشتقات هیدروکسی ها هستند.
سمیت آترازین روی انسان و حیوان
میزان سمیت مواد شیمیایی به طرق مختلفی اندازه گیری می شود و میزان سمیت یک ماده بر روی یک گونه خاص به عنوان مثال پرستوها بایستی اندازه گیری شود به عنوان مثال : تاثیر سمیت اترازین بر روی موشها در ازمایشگاه  5 mg/kg و۱۰۰است .
اگر میزان سمیت را بر روی انسان نیز همانند سمیت اترازین بر روی موشهای ازمایشی در نظر بگیریم یک انسان ۱۵۰ پوندی با احتمال ۵۰درصد در اثر مصرف ۷۵ /پوند اترازین خواهد مرد .مقدار نیم پوند نمک یا ۵٫۲اونس اسپرین نیز میتواند با همان احتمال باعث مرگ بر اثر مسمومیت شود.
البته تاثیر اترازین بیشتر بر روی علفهای هرز است واثرات سمی کمی برای حیوانات دارد واترازین با متوقف کردن چرخه فتوسنتزدرگونه های گیاهی حساس نسبت به اترازین عمل می کند .
تاثیرات منفی و مرگبار آترازین
اترازین دراکوسیستمهای زمینی باعث متوقف شدن فتوسنتز در دانه ها وحتی تاثیر بر روی برخی گیاهان زراعی می شود تنزل فتوسنتزدر گیاهان معمولا بسیار سریع است حتی اترازین می تواند بیش از یک سال ویا یک فصل زراعی در زمین باقی بماند. تمام موجودات زنده درون خاک در صورتی که حضور اترازین به مدت کوتاهی باشد تحت تاثیر کمتری قرار می گیرد .اما در صورت حضور طولانی اترازین تاثیر بر روی موجودات قابل توجه است برخی از گونه های حساس از گیاهان ابزی در صورت استفاده اترازین به مقدارug/l 1تا۵ دچار زیانهایی با درجات مختلف می شوند . با این وجود برخی معتقدند که میزان اثرات منفی اترازین بر روی این گونه ها چندان موثق نیست واطلاعات کافی هنوز جمع نشده است .
تحقیقات انجام شده بر روی گیاهان ابزی در شهر چساپیک نشان می دهد که در صورت استفاده اترازین به اندازه ug20تاثیر ان غیر مستقیم بوده به طوری که میتوان از ان چشم پوشاند اما در صورت استفاده اترازین بین ۹۴تا۵۰۰ug تاثیر ان بیشتر بوده و بر روی زنجیره غذایی گیاه خواران تاثیر منفی می گذارد .
پرندگان نیز نشانه هایی از تاثیر منفی اترازین نشان میدهند ولی هنوز مدارک موثق در این زمینه وجود ندارد دهند.حدس زده میشود که تاثیر اترازین بر روی پرندگان بیشتر غیر مستقیم وبا تاثیر بر روی حشرات و پرندگان دانه خوار است.داده ها نیز در مورد پستانداران نیز چندان کافی نیست ولی تحقیقات بر روی حیوانات خانگی وازمایشگاهی نشان میدهد که پستانداران مقاومت نسبی در برابر اترازین دارند.


تاثیر روی گیاهان زینتی و بی مهرگان
اترازین در مرحله اول از طریق ریشه ها و در مرحله دوم از طریق برگها جذب می شوند وسپس از طریق جریان توده ای اوندها پخش می شوند ودر سر تا سر گیاه جریان می یابند و پس از ان در مریستمهای راس تجمع یافته وسپس دفع میشوند.
مهمترین عامل تاثیر گذار در اختلال فتوسنتز ان است که اترازین با جلوگیری از جریان الکترونها در فتوسیستم ۲ مانع از فتوسنتز می گردد که این ممانعت مانع از تثبیت دی اکسید کربن می شود ممانعت در عمل صحیح فتوسیستم ۲ باعث کاهش میزان کربن وافزایش تولید دی اکسید کربن در برگها میشود که متعاقب ان بسته شدن روزنه ها و متوقف شدن تعرق را به دنبال دارد.
اترازین در برخی از گیاهان مقاوم به ترکیبی از هیدرو اترازین و امینو اسید متابولیسم میشود .برخی از گیاهان می توانند هیدرواترازین تولیدی را بوسیله dealkylationهای زنجیرههای جانبی وبا هیدرولیز کردن گروههایی از امینو اسیدها درون حلقه های دی- اکسید کربن تقلیل کنند.
گیاهان مقاوم به اترازین میتوانند قبل از ورود آترازین به درون چرخه فتوسنتز اثر انها را کاهش دهند.  برای مثال غلات با استفاده از آنزیم:
۲,۴dihydroxy-7-methoxy-1,4(2h)berzoxazin-3[4h]one می توانند آترازین را به هیدرو اترازین غیر سمی تبدیل کنند .
در گیاهان حساس مثل جو دو سر و خیار و یونجه که قادر به خنثی کردن اثر سمی اترازین نیستند تجمع اترازین باعث از بین رفتن کلروفیل انها و در نتیجه مرگ انها می شود.غلات وذرت خوشه ای ۵۰ درصد از اترازین تجمع یافته را از خود دفع کرده و مقدار باقی مانده را نیز به صورت پس مانده های نا محلول در می آورند که قابل هضم برای گوسفند وموش نیست .
این نتایج درنهایت نشان میدهد که متابولیسم نا بجای آترازین درون گیاهان و حیوانات ایجاد نمی شود ولی در نهایت باعث خسارتهای microbial می شود.باقی ماندن طولانی آترازین در محیط باعث کاهش در میزان تولیدات غلات می شود .در اصل مواد هیدروکسی شده مشابه که در خاکهایی که توسط اترازین به مدت طولانی سم پاشی شده اند و قابلیت باقی ماندن در محیط را حتی پس از دوازده ماه استفاده از علف- کشها را دارند ممکن است وارد گیاهان خوراکی شوند که در همان خاکها  کشت شده اند.
برای مثال به مدت بیست سال به طور متوالی اترازین به یک مزرعه کشت غلات خورانده شد و میزان ان بین ۴ تا ۲ برای هر هکتار بود. خاک برداشته شده پس از ۱۲ ماه بعد از اخرین سم پاشی شامل اترازین ug/kg dry weight 55و هیدروکسی اترازین ۲۹۶ ug/kg  وانواع متنوعی از monodealkylatedها وهیدروکسی های مشابه مثل
,deethylhydroxyatzazin at17ug/kg,deethylatrazin at 14ug/kg,
deisopropylhydroxyatrazine at 23ug/kg بود. برای جوانه های جو دو سرکه در این زمین کشت شده بود شاملug/kg fresh weight 64 تا۷۳ هیدرو اترازین است وug/kg deisopropylhydroxyatrazine 84 تا۱۱۶ بود.
نتایج مشابه نیز در مورد گیاهان تیمو تاوس (یک نوع گیاه در اروپا و یک نوع علف)بدست آمده. در مناطقی با فصلهای طولانی زراعی کشت همزمان سوی بینها که پس از درو غلات جهت علوفه و دانه انجام گرفته نتایج رضایت بخشی را به دنبال داشته است و میزان تاثیر آترازین درانها کم بوده .
در شرایط هوایی گرم بارانهای خوب دائمی وخاکهای شنی سوی بینها می توانند به خوبی پس از غلات کشت شوند(۱۴تا۲۰ هفته پس از اخرین سم پاشی بوسیله اترازین )که در این زمان میزان اترازین به مقدار نرمال و طبیعی جهت کنترل علف هرزه خواهد بود.که مقدارنرمال اترازین باید بین۱۲٫۱تا ۴۸٫۴ کیلو گرم در هکتار باشد. رویش دانه های گونه های حساس به میزان ۵۰ درصد در خاکهای سم پاشی شده بوسیله اترازین کاهش می یابد .
  • بازدید : 106 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در این مطالعات حتی الامکان باید از ابزار موجود و مطمئن بهره گرفت . نقشه ها و عکس های هوایی از جمله ابزار قدرتمندی هستند که جغرافیدانان و برنامه ریزان شهری را در انجام تحقیقاتشان یاری می دهند و کاربرد عکسهای هوایی در شناسایی وضع موجود مناطق جغرافیایی و چشم اندازهای ساخته دست انسان و بهره گیری از امکانات لازم بر کسی پوشیده نیست .
آنچه که امروزه در علوم زمین مطرح است توجه به جنبه کاربردی آن است . افزایش سریع جمعیت و محدودیت منابع غذایی و معدنی ، چنان مشکلاتی را برای انسان به وجود آورده است که امر برنامه ریزی به عنوان یک ضرورت برای همه کشورها تلقی می شود . تخلیه روستاها ، گسترش شهرها ، و گرایش به زندگی شهر نشینی با توجه به مسائل خاص خود به ویژه در کشورهای جهان سوم از چنان پیچیدگی هایی برخوردار است که بی توجهی به آن بر مشکلات اقتصادی ، اجتماعی آنان خواهد افزود ، از این جهت برای دستیابی به یک روند توسعه متعادل ، مطالعات و پژوهش های جغرافیایی هم می تواند راهگشا باشد . 
در این مطالعات حتی الامکان باید از ابزار موجود و مطمئن بهره گرفت . نقشه ها و عکس های هوایی از جمله ابزار قدرتمندی هستند که جغرافیدانان و برنامه ریزان شهری را در انجام تحقیقاتشان یاری می دهند و کاربرد عکسهای هوایی در شناسایی وضع موجود مناطق جغرافیایی و چشم اندازهای ساخته دست انسان و بهره گیری از امکانات لازم بر کسی پوشیده نیست . مهمترین مراکز تجمع انسانی شهرها هستند . 
شهر جایی است که مرکز کلیه فعالیت های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی است و اغلب ساکنین آن از طریق اشتغال در فعالیت های صنعتی و یا خدماتی امرار معاش می کنند ، گرچه قسمت عمده شهرها را مناطق مسکونی تشکیل می دهد ، اما بخش های دیگری چون خدمات و فضای سبز نیز در آنها دیده می شود . مناطق داخل شهر را از نظر نقش به بخش های مسکونی ، صنعتی ، خدماتی ، فضای سبز و نظایر آن تقسیم می کنند . تمامی این عارضه های شهری و به عبارتی عارضه های مربوط به انسان با استفاده از معیارهای مخصوص خود در روی عکس های هوایی شناسایی می شوند و اطلاعات بسیار زیادی درباره موقعیت و اندازه هر کدام از پدیده های شهری استخراج می گردد که به امر برنامه ریزی شهری کمک شایانی می نماید . 
کاربرد دیگر عکس های هوایی در امور شهری مربوط به آمد و شد شهری و تشخیص و تعیین شبکه های ارتباطی متراکم و پرترافیک است که دست اندرکاران امور راهنمایی و رانندگی را در انجام وظایفشان یاری می دهد . 
در باستان شناسی و جامعه شناسی نیز می توان از عکس های هوایی کمک گرفت . در باستان شناسی هدف اساسی مطالعه عکس ها بررسی و شناسایی آثار ساختمانی زیر زمین است . 
این بررسی به طور غیر مستقیم صورت می گیرد . بدین گونه که ساختمان های مدفون شده در زیر خاک تغییری قابل توجه در پوشش گیاهی چه از نظر نوع و رشد آن ها به وجود می آورد و باستان شناسان با تمرین و مطالعه و تفسیر عکس ها قادر به شناسایی چنین عوارضی خواهند بود . در جامعه شناسی و جمعیت شناسی نیز عکس ها کمک مؤثری در بررسی تراکم و پراکندگی جمعیت و ساختمان های مسکونی می نمایند و بدین ترتیب در برنامه ریزی مسائل جمعیتی و جامعه شناسی شهرها استعانت از عکس های هوایی به پیشبرد کار خواهد افزود . 
شهر رم
▪ آشنایی با ساختار شهری 
۱) ساختار شهری و عکس های هوایی 
بخش های عمده ای که ساختار شهری را تشکیل می دهند را به دو صورت می توان تقسیم بندی کرد : اول منطقه مسکونی ، منطقه تجارتی ، بخش صنعتی ، بخش خدمات ، فضای سبز ، و شبکه ارتباطی . 
دوم بخش مرکزی شهر ، منطقه قدیمی شهر ، منطقه جدید شهر و شهرک های حومه شهر . این بخش ها به صورت دوایری متحد المرکز هستند که در بیرون همدیگر قرار دارند . تقسیم بندی اول نقش شهر را مشخص می کند . در صورتی که در تقسیم بندی دوم وضعیت تاریخی و رشد شهر ارزیابی می گردد . البته هیچ کدام از این مدل ها در همه شهرهای فعلی ایران صدق نمی کند ، بلکه این ها مدل هایی کلی و عام هستند . برای مثال در شهر های فعلی ایران کمتر شهری پیدا می شود که توسعه آن در همه جهات و به یک اندازه صورت گیرد . در نتیجه مشاهده دوایر متحدالمرکز بسیار مشخص ، چندان آسان نیست . امکانات توسعه در بعضی قسمت های شهر بیشتر از نواحی دیگر آن وجود دارد و سبب می شود که شهر در آن جهت و به صورت زبانه ای رشد پیدا کند . در هر قسمتی از شهر ممکن است انواع فعالیت های تجارتی و یا صنعتی و خدماتی وجود داشته باشد ولی در مجموع و در چهارچوب کلی شهر ، فعالیت های شهری تمرکز 
مکانی پیدا می کنند و هر کدام در قسمتی از شهر شکل غالب را پیدا می کنند . به طوری که می توانیم در اکثر شهرهای ایران بخش هایی چون بخش مسکونی ، تجارتی ، و غیره را مشخص نماییم . 


● میدان نقش جهان اصفهان 
۱-۱) مناطق مسکونی شهر 
منطقه مسکونی به آن قسمت از شهر گفته می شود که قسمت عمده مساحت آن ( حداقل ۵۰ درصد ) به واحدهای مسکونی ساکنین شهر اختصاص داده شده است . در واقع قسمت اعظم شهرها را بخش مسکونی تشکیل می دهد . در داخل منطقه مسکونی ، خیابان ها ، مراکز خدمات رسانی ، فضاهای سبز و خطوط ارتباطی نیز دیده می شود . البته ممکن است واحدهای صنعتی – تجارتی کوچک در داخل منطقه مسکونی پراکنده شوند ولی واحدهای صنعتی – تجارتی کوچک در داخل و یا بیرون منطقه مسکونی به خود اختصاص می دهند . در عکس های هوایی کوچک مقیاس تشخیص واحدهای خدماتی و فضای سبز پراکنده در داخل منطقه مسکونی مشکل است . در هر صورت نامگذاری یک منطقه به عنوان منطقه مسکونی یا تجارتی و … بستگی به مقیاس عکس هوایی و اندازه آن دارد . 

اغلب خانه ها در شهرهای ایران به صورت خانه های تک خانواری هستند که به وسیله دیواری از خانه های مجاور ، خیابان ، و یا کوچه کنارش جدا می گردد . تقریبا نصف مساحت خانه ، بنا و نصف دیگر آن را حیاط خانه تشکیل می دهد . دیوار عمده ترین ویژگی خانه های مسکونی ایران است . وسعت و عظمت خانه ها نشان دهنده وضع اقتصادی مالک آن است . شرایط طبیعی نیز بر وسعت خانه های مسکونی تاثیر دارند . مثلا در مناطق سرد خانه ها روی هم رفته کوچکتر از خانه های مناطق گرم است . در مجموع اندازه خانه از شهری به شهر دیگر فرق می کند ، ولی در هر شهری خانه طبقات مرفه و پردرآمد بزرگتر و مجلل تر از خانه طبقات کم درآمد است . خانه های تک خانواری اغلب یک طبقه است و به ندرت دیده می شود که در یک خانه یک طبقه ، دو خانوار در جوار هم زندگی کنند . اغلب خانه های دو طبقه یا چند طبقه مورد استفاده چندین خانواده قرار می گیرند ، در این واحدها هر طبقه ، محل سکونت یک خانوار می باشد ، این نوع خانه های دو طبقه جزء بافت قدیمی شهرهای ایران محسوب می شود . 
در سالهای اخیر در اکثر شهرها ، به ویژه در شهرهایی که توسعه امکانات شهری چندان آسان نیست ، ساختمان های بزرگ و چندین طبقه ساخته می شود . 

در این ساختمان ها ، هر طبقه به چندین واحد مسکونی تقسیم می شود . این گونه ساختمان های چندین طبقه ، از نشانه های معماری جدید است و در شهرهای پرجمعیتی چون تهران ، اصفهان ، مشهد ، تبریز و … متداول است و در شهرهای کوچک کمتر یافت می شوند . بهترین نشانه تعیین طبقات ساختمان ها ردیف های پنجره هاست . هر طبقه حتما یک ردیف پنجره دارد که از روی شمارش ردیف های پنجره ها ، تعداد طبقات معلوم می شود . تعیین تعداد خانوارهای ساکن در هر طبقه چندان آسان نیست . مساحت واحد مسکونی تنها معیار مناسب برای این منظور است . خانه ها بر اساس تعداد خانوارها به دو گروه تک خانواری و چند خانواری تقسیم می شود . از نظر کیفیت نیز ، به خانه های گرانقیمت و ارزان قیمت تقسیم می شوند . خانه های گران قیمت مساحت نسبی بیشتری دارند و از مصالح مرغوب ساخته شده و حیاط وسیع و باغچه خوب دارند . 
در اکثر خانه های ارزان قیمت مساحت کل خانه کوچک است و از این مساحت کوچک هم نسبت کمتری به حیاط اختصاص یافته است . نمای بیرونی خانه ها بسیار ساده و از مصالح نسبتاْ ارزان ساخته شده است . 
منطقه مسکونی شهر از نظر موقعیت مکانی و قدمت ساختمان ها به بخش های جداگانه ای تقسیم می شوند . بخش قدیمی شهر از نظر موقعیت مکانی و قدمت ساختمان ها هم به بخشهای جداگانه ای تقسیم می شوند . در بخش قدیمی شهر ، خانه ها قدیمی رنگ زمینه آنها نسبتاْ تیره است . کوچه ها باریک و غیر مستقیم و اغلب خیابان های بزرگ به مرکز شهر ختم می شوند و آرایش شعاعی دارند . کوچه ها و خیابان های کوچک تر با زاویه کمتر از ۹۰ درجه به خیابان های بزرگتر وصل می شوند . کل منطقه از پوشش گیاهی کمتری برخوردار است و فقط در برخی خانه ها تک درخت هایی وجود دارد که اغلب حمام ، مسجد ، و درختی بزرگ در آن دیده میشود . در مجموع علائم مشخص منطقه قدیمی شهر ، وجود خانه های کوچک گِلی ، کوچه های تنگ و خیابان های شعاعی ، یک میدان مرکزی ، و پوشش گیاهی کمتر است . دیگر ویژگی مهم منطقه قدیمی شهر های ایران وجود بازار سرپوشیده است .قسمت جدید شهر در بیرون منطقه قدیمی به صورت کمربندی پیرامون آن را احاطه کرده است . در این منطقه خیابان ها وسیع ، منظم ، و دارای فضای سبز می باشند . 
مصالح ساختمانی از موادی به غیر از گل می باشد و اغلب خانه ها از آجر و یا سنگ درست شده اند .پشت بام خانه ها به وسیله موزائیک ، آسفالت و یا شیروانی پوشیده شده است .خانه ها از یک تا سه یا چهار طبقه دیده می شوند . کنار بیشتر خیابان ها به مغازه ها و واحدهای صنعتی کوچک اختصاص یافته است . فضاهای سبز فراوان یافت می شود . فضاهای پارکینگ خودرو در کنار خیابان ها و یا در فضاهای مخصوص مشاهده می شود . ساختمان های نسبتا بزرگ که اغلب بیمارستان یا مرکز آموزشی هستند ، در داخل این منطقه پراکنده شده است . حاشیه بیرونی منطقه مسکونی جدید ، در حال توسعه است . درنتیجه زمین های خالی ، ساختمانهای در دست احداث و مواد زاید پراکنده شده در داخل مزارع بیرون شهر دیده می شوند .توسعه اغلب شهرهای ایران در دو شکل کاملاْ متمایز و در دو جهت متفاوت انجام می شود . در یک طرف شهر خانه های گران قیمت با خیابان های وسیع ، مشجر و منظم توسعه می یابد . استفاده از مصالح خوب ، توسعه بر طبق برنامه از پیش تعیین شده و بر اساس اصول معماری و شهرسازی جدید ، وجود امکانات شهری از ویژگی های این بخش از شهر می باشد . در طرف مقابل خانه های ارزان قیمت توسعه می یابند . و افراد متناسب با توان اقتصادی خود سعی می کنند که یک سرپناهی برای خود بسازند . خیابان ها منظم و حساب شده نیستند و اغلب کج و معوج و نامنظم اند . ویژگی عمده و علایم شناسایی این منطقه در عکس های هوایی وجود خانه های کوچک و ساده و پراکنده ، خیابان های نامنظم ، وسایل نقلیه ارزان قیمتی چون موتور ، دوچرخه و وانت و زمین های خالی وسیع بین خانه ها می باشند . 

در سالهای اخیر ، توسعه شهرهای ایران به صورت شهرک های اقماری صورت می گیرد ، یعنی در حومه شهر ، بعضی از نقاط به علت امتیازات خاص خود به عنوان یک مرکز مسکونی جدید منظور می گردد و به تدریج و طبق برنامه تنظیم شده توسعه می یابند . ساکنین این شهرک ها در مراکز اداری و صنعتی داخل شهر اصلی و در مراکز مجاور کار می کنند . این شهرک ها در واقع خوابگاه شبانه کارکنان و کارمندان و کارگران شهر می باشند . علائم شناسایی این شهرک ها بر روی عکس های هوایی ، وجود راه ارتباطی با شهر ، خیابان های منظم و مشجر و خانه های نوساز با قیمت های متوسط و یکنواخت است . 

۲-۱) مناطق تجاری شهر 
منطقه تجاری ، مراکز خرید و فروش شهر را تشکیل می دهد . مراکز تجاری شهرهای قدیم ایران به صورت بازارهای سرپوشیده است که در مرکز بافت قدیمی شهرها واقع اند . امروزه به علت مشکلات ترافیک و ارزش بالای زمین در مرکز شهرها ، انبار فروشگاههای بازار مرکزی در حومه شهرها قرار دارند و در اینجا فقط عمل داد و ستد انجام می گیرد و کالا در جای دیگر رد و بدل می شود . توسعه شهر و مشکلات فزاینده ترافیک شهری سبب شده است که امروزه مراکز تجاری در نقاط دیگر شهر هم ایجاد شوند . این مراکز تجاری یا به صورت مغازه های کنار خیابان و یا به صورت مجتمع های تجاری به اسم ” پاساژ ” دیده می شوند . در کشورهای غربی ، مراکز خرید و فروش به صورت ساختمان های بزرگی هستند که در حومه شهر واقع شده اند و دارای فضای وسیع پارکینگ خودرو می باشند . 
شناسایی مراکز تجاری کنار خیابان چندان آسان نیست . تنها معیار شناخت آنها وجود وسایل جلو آنها و یا وجود یک ردیف طولانی بام ها در امتداد و کنار خیابان می باشد . بدین جهت است که شناسایی و محاسبه مساحت این گونه مراکز برروی عکس های هوایی نسبتاْ دشوار است . 

۳-۱) مراکز خدمات شهری 
مراکز خدماتی شهر شامل ادارات ، مدارس و دانشگاهها ، بیمارستانها و درمانگاه ها ، مساجد ، میهمانخانه ها ، و مراکز تفریحی است که به صورت واحدهای پراکنده در داخل منطقه مسکونی دیده می شوند . معیار شناسایی آن ها اغلب اندازه بزرگ و آرایش ساختمان ها و وجود حیاط بزرگ آن ها است . 
مساجد و امامزاده ها توسط گنبد و مناره بلند آن ها شناخته می شوند . 
اغلب مدارس دارای میدان بازی و امکانات بازی مانند دروازه های میدان فوتبال و خط کشی های میدان والیبال و یک میله بلند پرچم می باشند . 
بیمارستان ها با حیاط وسیع و گل کاری شده و ساختمان چندین طبقه شناخته می شوند . 
شناسایی ادارات بر روی عکس های هوایی مشکل تر از واحد های خدماتی دیگر است . تنها معیار مناسب برای شناسایی آنها تجربه مفسر و اندازه نسبتاْ بزرگ آنها در مقایسه با خانه های مجاور است . 
بعضی از مراکز خدماتی شهرها مانند دانشگاه ها ، منطقه بسیار وسیعی را به خود اختصاص داده اند . معیار شناخت دانشگاه ها وجود ساختمان های بزرگ و چندین طبقه همراه با فضای سبز وسیع بین آنها است . 
مراکز تفریحی عبارتند از میدان های ورزشی ، استخرهای شنا ، باشگاه های تفریحات سالم و پارک های بازی . استخرهای شنای سرباز به آسانی شناخته می شوند . اغلب میدان های ورزشی دارای چمن فوتبال ، تورهای والیبال ، زمین های تنیس و سکوهای تماشاچیان و در مجموع فضای وسیع می باشند .شناسایی باشگاه ها و استخرهای شنای سرپوشیده در روی عکس های هوایی نسبتاْ مشکل است . پارک های بازی معمولا با وسایل بازی برقی مثل چرخ و فلک شناخته می شوند . 

۴-۱) فضاهای سبز شهری 
فضای سبز شهری شامل پارکها و میدان ها و مناطق درختکاری شده کنار خیابان ها می باشند . این مناطق به دلیل وجود درختان به آسانی قابل تشخیص اند . در روی عکس های هوایی با مقیاس بزرگ می توان تعداد و نوع درختان را مشخص کرد . در قسمت های قدیمی شهر فضای سبز کمتر است . اما در بخش های تازه ساخت علاوه بر پارک ها و کنار خیابان ها ، وسط خیابان ها نیز درختکاری شده است و به اصطلاح بلوارها را به وجود آورده اند . فضای سبز برای تبدیل هوای شهر و تصفیه آلودگی های آنها لازم است در شهر هایی که فضای سبز داخل ، تکافوی نیازهای حیاتی را نمی کند ، دور شهر هم منطقه ای به نام کمربند سبز زیر کشت رفته است . این کمربند سبز در اطراف شهر تهران به خوبی مشهود است و به جنگل های مصنوعی معروف شده اند . 

۵-۱) شبکه های ارتباطی و راه های دسترسی شهر 
میدان ها ، خیابان ها ، و کوچه ها شبکه ارتباطی شهر را تشکیل می دهند . خیابان ها معمولاْ به تناسب بزرگی و عرض آنها به خیابان های یک طرفه و دو طرفه تقسیم می شوند . بعضی خیابان های دوطرفه عریض به وسیله دیوار سیمانی و یا نوار سبز کاشته شده به دو مسیر تقسیم می شوند . این گونه خیابان ها را بلوار گویند . خیابان های کوچک از خیابان های بزرگتر منشعب می شوند و کوچه ها کوچکترین واحد ارتباطی هستند که در داخل منطقه مسکونی به جهات مختلف خزیده اند . 
ایستگاههای قطار ، فرودگاهها و پایانه های اتوبوس های مسافربری و توقفگاه های کامیون ها نیز جزء فضای حمل و نقل و شبکه ارتباطی شهر به حساب می آیند . شناسایی این مراکز بر روی عکس های هوایی آسان است . علامت ایستگاه قطار وجود تعداد زیادی خطوط آهن است که در دو طرف ایستگاه به تدریج به هم می رسند . در فرودگاهها ، برج کنترل و باندهای پرواز بهترین معیار شناسایی هستند . در ابتدای هر باند پرواز شماره باند بر اساس گرای مغناطیسی آن نوشته می شود و پایانه اتوبوس های مسافربری نیز به وسیله وجود اتوبوس ها و توقف گاههای کامیون ها از روی وجود کامیون ها شناخته می شوند .

در این مطالعات حتی الامکان باید از ابزار موجود و مطمئن بهره گرفت . نقشه ها و عکس های هوایی از جمله ابزار قدرتمندی هستند که جغرافیدانان و برنامه ریزان شهری را در انجام تحقیقاتشان یاری می دهند و کاربرد عکسهای هوایی در شناسایی وضع موجود مناطق جغرافیایی و چشم اندازهای ساخته دست انسان و بهره گیری از امکانات لازم بر کسی پوشیده نیست .

۲) کاربرد عکس های هوایی در مطالعات شهری 

رشد بی رویه جمعیت و مهاجرت و جابجایی روستاییان به شهرها ، باعث توسعه سریع زندگی شهری شده است . لذا اغلب شهرهایی که با مطالعه قبلی طراحی نشده اند پاسخگوی نیازهای کنونی جمعیت نمی باشند . از این گذشته رشد بی رویه مجتمع های شهری مشکلات زیادی را به وجود آورده است . از این رو لزوم برنامه ریزی های شهری امری اجتناب ناپذیر است . 

برای تهیه طرح های جامع شهری و مطالعه شهر باید از کلیه اسناد و مدارک ، نقشه ها و بخصوص عکس های هوایی استفاده کرد . زیرا عکس های هوایی تصویر کاملی از تمام عوارض ظاهری شهر را نشان می دهد . از خصوصیات عکس هوایی بویژه در مقیاس بزرگ ، آن است که بافت شهر را می توان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد . همچنین با مطالعه عکس هوایی قدیمی تر می توان نحوه گسترش و تحول تدریجی شهر را مورد بررسی قرار داد و یا به عبارت دیگر از گذشته شهرها اطلاعات دقیقی به دست آورد . برای مثال هسته اصلی و اولیه شهر ، توسعه شهر و شبکه های ارتباطی قدیمی را می توان از روی عکس های هوایی مشخص کرد . هسته اولیه شهر را از روی عدم تجانس ساختمان ها و بافت قسمت های مختلف آن می توان شناخت ، همچنین مراحل مختلف توسعه شهر را می توان با توجه به سبک ساختمان ها مشاهده نمود . با مطالعه عکس های هوایی می توان جاذبه ای در توسعه شهر از جمله نقش رودخانه ها و وضع آبهای جاری و همچنین جنس خاک و تشکیلات زمین شناسی و ناهمواری های طبیعی را مورد بررسی قرار داد . حال پس از بررسی روابط محیط طبیعی و مسکونی می توان نحوه تکامل شهر را که به طرق مختلف ( مانند گسترش خطی در اطراف جاده ها ، گسترش پراکنده و گسترش یکنواخت ) انجام می گیرد ، مورد بررسی قرار داد . حال با مقایسه عکس های هوایی که در زمان های مختلف گرفته شده است می توان نتیجه گرفت که چگونه و طی چه مراحلی ازدیاد جمعیت موجب انفجار شهر و گسترش آن خواهد شد . 
با مطالعه عکس های هوایی می توان مناطق شهری را از یکدیگر تفکیک کرد ، مثلاْ حدود مناطق مسکونی را می توان دقیقاْ ترسیم و مشخصات آن ها را مانند مجتمع های مسکونی و منازل انفرادی تعیین کرد . 
همچنین فضاهای سبز و فضاهای خالی از ساختمان ها را نیز می توان از یکدیگر تشخیص داد و محدوده آن ها را از سایر مناطق جدا کرد و پس از محاسبه سطح این اراضی میزان درصد آن ها را به دست آورد .عکس های هوایی اطلاعات مهمی از عمر ساختمان ها را در اختیار ما قرار می دهند . برای این منظور باید به سبک ساختمان ها و وضعیت پراکندگی آن ها و در صورت تشخیص به نوع مصالح ساختمانی و به نوع جنس بام ساختمان ها توجه داشت . اطلاعات دیگری نظیر تراکم ساختمانها ، ارتفاع و حجم و سطح زیربنا در دید استریوسکپی قابل تشخیص است . گاهی تعداد طبقات بناها را در تصاویر حاشیه عکس می توان مشاهده کرد . 
به طور کلی برای تشخیص ساختمان ها و تاسیسات مختلف می توان از شاخص های مستقیم مانند شکل ( مثل کلیساهایی که دارای نقشه ای به شکل صلیب می باشند ، یا بازارهای سرپوشیده که دارای گنبدهای متعدد و ردیفی هستند ) و شاخص های غیرمستقیم مانند رابطه بناها و تاسیسات ، ابعاد و تناسب ساختمان ها و طرز قرار گرفتن قسمت های مختلف ساختمان ها نسبت به یکدیگر استفاده کرد ( مثل تاسیسات صنعتی و کارخانجات دارای توقفگاه وسایط نقلیه ، منبع آب و حوض ، مخازن مختلف ، ساختمان اداری ، آزمایشگاه و کارگاه ) . اهمیت تعداد کارکنان و کارگران از روی اندازه سطح زیربنای کارگاه ها و پارکینگ ها تا حدودی مشخص می شود. 
یکی دیگر از موارد استفاده عکس های هوایی در مطالعات شهری ، تهیه عکس از نقاط گرم سطح زمین با استفاده از امواج مادون قرمز است . این عمل را ترموگرافی می نامند . برای تهیه این عکس ها باید از طول موج های مناسب ( ۳ تا ۶ میکرون ) و ارتفاع پرواز ۲۰۰ تا ۳۵۰ متر استفاده کرد . این گونه عکس ها نقاط گرم را با رنگ روشن و نقاط سرد را با رنگ تیره نشان می دهند ، این نوع عکس برداری بویژه برای مطالعات شهری بهتر است در شب انجام گیرد . ساختمان های مسکونی بخصوص در فصول سرد که حرارت منتشر می کنند در روی عکس روشن و خانه های غیر مسکونی به علت سردتر بودن ، تیره رنگ هستند .بدین وسیله می توان خانه های مسکونی را از خانه های خالی تشخیص داد . 
به کار بردن این روش توأم با کنترل زمینی در شهرهای ایران به ویژه در شرایطی که به علت مشکل مسکن تهیه لیستی از منازل خالی مورد توجه دستگاه های اجرایی است توصیه می شود . چون این عکس ها از ارتفاع کم گرفته می شود حتی اتوموبیل های در حال کار کردن را مشخص می سازد . ساعت و فصل عکس برداری در این گونه عکس برداری ها بیشتر از عکس های هوایی معمولی اهمیت دارد . 
  • بازدید : 84 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ستاره‌ها و سیاره‌های بزرگ از تراکم گازها و غبارهای میان ستاره‌ای ایجاد می‌گردند و علت آن همان نیروی جاذبه موجود بین ذرات منفرد است و چون نیروی جاذبه متوجه به مرکز جسم جذاب است، لذا پدیده‌های تراکمی الزاما کروی هستند. شکل زمین کمی از کرویت انحنا داشته و قرص مشتری در قطبین فشرده است. در کهکشان ستارگان زیادی موجودند که به علت دوران سریع آنها نمی‌توان شکل آنها را دقیقا مشخص کرد
در آن هنگام که برای نخستین بار می‌خواستند از راه علایم درباره منشأ جهان فکر کنند، توجه بیشتر مردم به اصل زمین و سایر سیارات منظومه شمسی معطوف بود. و این مایه کمال تعجب است که در زمان حاضر که این همه درباره اصل و منشأ انواع مختلف ستارگان می‌دانیم و با کمال صراحت و جدیت درباره مسائل مربوط به پیدایش کل جهان بحث می‌کنیم، هنوز مسئله تشکیل زمین چنانکه که باید طرح و حل نشده است. فیلسوف بزرگ آلمانی ایمانوئل کانت (Immanuel Kant) نخستین فرضیه قابل قبول علمی را درباره اصل پیدایش منظومه شمسی طرح ریخت و پس از وی ریاضیدان بزرگ فرانسوی بنام پریسمون دو لاپلاس (Pierre Simonde Laplace) آن فرضیه را تکیمل کرد.
بنابر این فرضیه ، ستارگان منظومه شمسی همه از یک حلقه گازی بوجود آمده‌اند که در نتیجه نیروی گریز از مرکز از جرم مرکزی و اصلی این منظومه ، یعنی خورشید ، در ابتدای انقباض آن جدا شده است. نخستین اشکال در این است که با تحلیل ریاضی معلوم شده است که هر حلقه گازی که احتمال تشکیل شدن آن بر گرد خورشید گردنده در حالت انقباض می‌رود، هرگز بصورت سیاره ساده‌ای در نخواهد آمد، بلکه از آن عده زیادتری اجسام کوچکتر شبیه حلقه‌های زحل تولید می‌شود.
دشواری دیگر و مهمتر در برابر فرض لاپلاس – کانت این است که ۹۸ درصد از گشتاور دورانی منظومه شمسی همراه با حرکت سیارات است و فقط ۲ درصد آن به دوران خود خورشید مربوط می‌شود و محال است که بتوان گفت چرا چنین در صد بزرگ از گشتاور دورانی در حلقه‌های جدا شده مانده عملا چیزی برای جرم گردنده اولی باقی نمانده است. 
عکس پیدا نشد 

فرضیه چمبرلین و مولتون (Chamberlin and Muhon) 
گشتاور دورانی از خارج به منظومه سیارات داده شده و به این ترتیب تشکیل سیارات را نتیجه تصادم خورشید خودمان با جرم آسمانی دیگری به بزرگی آن تصور کنیم. در آن هنگام که خورشید تنها بوده و خانواده سیاراتی همراه خود نداشته ، با جرم مشابه خود در آسمان تلاقی کرده است. برای تولد سیارات برخورد و تلاقی فیزیکی ضرورت نداشته ، بلکه نیروی متقابل از فاصله دور هم می‌توانسته است بر هر دو ستاره برجستگیهای عظیمی ایجاد کند که به طرف یکدیگر متوجه باشند. هنگامی که این برآمدگیها که عملا مدهای غول پیکری بوده ، از ارتفاع معین حدی تجاوز کرده‌اند، ناچار در امتداد خطی که هر دو ستاره را به یکدیگر متصل می‌کرده ، بریدگی پیدا کرده و از آنها قطرات چند جدا از یکدیگر بوجود آمده است.
حرکت نسبی این دو پدر و مادر سیارات نسبت به هم بایستی به این سیارات گازی ابتدایی دوران شدیدی داده باشد و در آن هنگام که دو ستاره از یکدیگر دور می‌شدند، با هر یک دسته‌ای از سیارات که دورانی سریع داشته اند همراه شده است. امواج مدی سطح آن دو ستاره همچنین سبب آن شده است که خود آنها نیز ناچارا به کندی در همان جهت سیارتشان حرکت دورانی پیدا کنند و این خود نشان می‌دهد که چرا محور دوران خورشید ما این اندازه با محور مدارهای سیارات انطباق نزدیک دارد. با در نظر گرفتن فاصله عظیم موجود میان ستارگان و شعاع نسبی کوچک آنها ، به آسانی می‌توان حساب کرد که در طول مدت چند بیلیون سالی که از تشکیل آنها گذشته ، احتمال چنین برخوردی برای هر یک از ستارگان تنها یک چند بیلیونیوم است. 
عکس پیدا نشد 
نتیجه گیری 
ناچارا چنین نتیجه گیری می‌شود که منظومه‌های سیاره‌ای از نمودهای نادر جهان به شمار می‌رود و خورشید ما خوشبخت است که یکی از چنین منظومه‌ها را همراه خود دارد. ولی با فرض اینکه تشکیل سیارات مربوط به اوایل تکامل جهان و هنگامی باشد که هنوز خود ستاره‌ها ساخته شده بودند، همه این اشکالات از میان برداشته می‌شود. 
سیارات منظومه شمسی 
بزرگترین آنها به نام مشتری است که جرمی معادل یک هزارم جرم خورشید را دارد، در صورتی که مجموعه جرم اعضای خانواده خورشید فقط کمی بیشتر از یک دهم درصد جرم خود خورشید است. تا بحال سیستم سیاره‌ای نظیر آنچه به خورشید مربوط است کشف نشده است. سیارات ، اجرام سماوی سرد بوده و انعکاس نور خورشید باعث مرئی شدن آنها می‌گردد. بعضی از آنها را با چشم غیر مسلح می‌توان رویت کرد ولی سه سیاره سیاره اورانوس ، نپتون و سیاره پلوتو را بدون تلسکوپ نمی‌توان رویت کرد. در مورد تشخیص سیارات از ستارگان در آسمان شب می‌توان گفت که سیارات با نور پایدار می‌درخشند، ولی نور ستارگان هم از لحاظ رنگ و هم از لحاظ روشنایی به شدت تغییر می‌کند. سیارات در آسمان حرکت کرده و محل آنها تغییر می‌کند، ولی ستارگان نسبت به هم دارای مکانهای تقریبا ثابتی هستند.
به علت زیادی جرم خورشید ، تمامی سیارات ، سیارکها ، ستارگان دنباله دار و شهابها با تقریب زیاد ، حول خورشید حرکت می‌کنند و بطور جداگانه به سمت خورشید جذب می‌شوند. مدار هر کدام از آنها به شکل بیضیهایی با اندازه‌های متفاوتند که خورشید در کانون این بیضیها واقع شده است. در مورد کلیه حالت سیارات ، خروج از مرکز آنها کوچک بوده و از ۰٫۱ تجاوز نمی‌کند و به غیر از مدارهای سیاره‌های عطارد و سیاره پلوتو که برای آن دو مقدار خروج از مرکز به ترتیب ۵٫۲۰۶ و ۵٫۲۵۰ است. 
 
محل استقرار و مدارات سیارات منظومه شمسی 
سیارات به ترتیب فاصله از خورشید عبارتند از: عطارد (تیر) ، زهره (ناهید) ، زمین ، مریخ ، مشتری ، زحل ، اورانوس ، نپتون و پلوتو. اخیرا کشف دهمین سیاره منظومه شمسی نیز تأیید شده است. انجمن بین المللی اختر شناسی کشف دهمین سیاره گردنده به دور خورشید که در مرز منظومه شمسی قرار دارد را تأیید کرده است. این شی ابتدا در سال ۲۰۰۳ کشف شده بود، اما سیاره بودن آن اخیرا تأیید شده است. فاصله این شی از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتون از خورشید است. این بزرگترین جرم آسمانی است که از زمان کشف نپتون در سال ۱۸۴۶ در مدار خورشید کشف می‌شود و در فاصله ۹۷ واحد نجومی (فاصله متوسط زمین – خورشید) از ما کشف شده است. همه سیارات بجز عطارد و زهره دارای یک چند قمر هستند.
سحابیها 
در جهان علاوه بر ستاره‌ها مقادیر زیادی گرد و غبار و گاز وجود دارد که ما بین کهکشانها پراکنده گردیده است. یعنی چگالی گاز در فضای بین کهکشانها فقط برابر ۲۰ اتم در هر اینچ مکعب است. سحابیها به علت نور ستارگان مجاور خود قابل رویت هستند. به کمک تلسکوپ به ساختمان و ویژگی آنها می‌توان پی برد. بعضی از سحابیها نیز تاریک بوده و مانع عبور نور ستارگانی که در پشت آنها قرار دارند می‌گردند. 
سیارات 
اجرام تقریبا کروی ، جامد و بزرگی هستند که به دور خورشید می‌گردند. بزرگترین آنها به نام مشتری است که جرمی معادل یک هزارم جرم خورشید را دارد. تا به حال سیستم سیاره‌ای نظیر آن چه به خورشید مربوط است، کشف نگردیده است. سیارات اجرام سماوی نسبتا سرد بوده و انعکاس نور خورشید باعث مرئی شدن آنها می‌گردد. 
تشخیص سیارات از ستارگان در آسمان شب 
سیارات با نور ناپایدار می‌درخشند، ولی نور ستارگان هم از لحاظ رنگ و هم از لحاظ روشنایی به سرعت تغییر می‌کند.
سیارات در آسمان حرکت کرده و محل آنها تغییر می‌کند، ولی ستارگان نسبت به هم دارا ی مکانهای تقریبا ثابتی هستند.
سیارات هنگام رصد با تلسکوپها بصورت قرص نورانی بزرگ دیده می‌شود، در صورتی که ستارگان بصورت نقاط روشن به نظر می‌رسند.
سیارات را می‌توان در نواحی باریکی از آسمان مشاهده کرد، ولی ستارگان را می‌توان در هر قسمتی از آسمان یافت. 
سیارکها 
سیاره‌های خرد ، اجرام جامد کوچکی هستند که به دور خورشید می‌چرخند و تفاوت آنها با سیارات در بزرگی آنها است. بزرگترین این سیارکهای خرد به نام سیرس می‌باشند، که قطرش برابر با ۸۰۰ کیلومتر است. قطر اکثر آنها در حدود ۳ کیلومتر می‌باشد. سیارکها نیز توسط انعکاس نور خورشید قابل رویت می‌باشند و آنها را بدون تلسکوپ نمی‌توان دید. 
قمرها 
قمرها اغلب از اجتماع و تمرکز دیسکهای غبار و گاز در پیرامون سیاره‌ها درست می‌شوند. شش سیاره از نه سیاره بزرگ هر کدام یک یا چند قمر دارند که به دور آنها می‌چرخند. تا به حال ۴۵ قمر در منظومه شمسی کشف کردیده است. 
ستارگان دنباله دار 
ستارگان دنباله دار اجرام سماوی هستند که گه گاه ظاهر می‌شوند. هر ستاره دنباله دار از یک مسیر نورانی و دنباله طویلی تشکیل شده است. سر آن ممکن است به بزرگی خود خورشید و دم آن نیز در حدود چندین صد میلیون کیلومتر بوده باشد. هر ستاره دنباله دار با وجود اینکه صدها کیلومتر در ثانیه سرعت دارد برای یک چشم غیر مسطح همچون ما، بی حرکت به نظر می رسد. سرعت آنها را می‌توان از تغییر مکانش نسبت به ستارگان زمینه ثابت آسمان تعین کرد.

عتیقه زیرخاکی گنج