امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 74 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ستارگان اجرامي هستند آسمان ي که داراي منبع انرژي بوده (به سه صورت انرژي گرانشي ، حرارتي و هسته اي) و اين انرژي را با تابش خود بصورت امواج الکترومغناطيسي خرج مي کند(از امواج راديويي تا اشعه گاما)

بطور کلي ستارگان داراي مراحل مختلف جنيني ، کودکي و جواني و پيري هستند. پس از اکتشاف برابري جرم و انرژي توسط انيشتين ، دانشمندان تشخيص دادند، که کليه ستارگان بايد تغيير و تحول يابند. هر ستاره هنگامي که نور (انرژي) پخش مي کند، مقداري از ماده خويش را مصرف مي کند. ستارگان هميشگي نيستند، روزي به دنيا آمده اند و روزي هم از دنيا خواهند رفت. ستارگان گويهاي بزرگي از گاز بسيار گرم هستند که بواسطه نورشان مي درخشند.
در سطح دماي آنها هزاران درجه است و در داخل دمايشان بسيار بيشتر است. در اين دماها ماده نمي تواند به صورتهاي جامد يا مايع وجود داشته باشد. گازهايي که ستارگان را تشکيل مي دهند بسيار غليظتر از گازهايي هستند که معمولا بر سطح زمين وجود دارند. چگالي فوق العاده زياد آنها در نتيجه فشارهاي عظيمي است که در درون آنها وجود دارد. ستارگان در فضا حرکت مي کنند، اما حرکت آنها به آساني مشهود نيست. در يک سال هيچ تغييري را در وضعيت نسبي آنها نمي توان رديابي کرد، حتي در هزار سال نيز حرکت قابل ملاحظه اي در آنها مشهود نمي افتد.

نقش و الگوي آنها در حال حاضر کم و بيش دقيقا همان است که در هزار سال پيش بود. اين ثبات ظاهري در نتيجه فاصله عظيمي است که ميان ما و آنها وجود دارد. با اين فواصل چندين هزار سال

طول خواهد کشيد تا تغيير قابل ملاحظه اي در نقش ستارگان پديد آيد. اين ثبات ظاهري مکان ستارگان موجب شده است که نام متداول (ثوابت) به آنها اطلاق شود. اختر فيزيکدانان بر اين باورند که در بعضي کهکشانها ، از جمله کهکشان راه شيري ، ستارگان نوزاد بسياري در حال تولد هستند، افزون بر آن که پژوهشگران اظهار مي دارند تکامل ، تخريب و محصول نهايي يک ستاره ، به جرم آن بستگي دارد. در واقع سرنوشت نهايي ستاره که تا چه مرحله اي از پيشرفت خواهد رسيد با جرم ستاره ارتباط مستقيم دارد.

● نحوه تشکيل ستاره

گوي آتشين مورد نظر در نظريه انفجار بزرگ ، حاوي هيدروژن و هليوم بود، که در اثر انفجار بصورت گازها و گرد و غباري در فضا بصورت پلاسماي فضايي متشکل از ذرات بسياري از جمله الکترونها ، پروتونها ، نوترونها و نيز مقداري يونهاي هليوم به بيرون تراوش مي کند. با گذشت زمان و تراکم ماده دربرخي سحابيها شکل مي گيرند. اين مواد متراکم رشد کرده و توده هاي عظيم گازي را بوجود مي آورند که تحت عنوان پيش ستاره ها معروفند و با گذشت زمان به ستاره مبدل مي شوند. بسياري از اين توده ها در اثر نيروي گرانش و گريز از مرکز بزرگ و کوچک مي شوند، که اگر نيروي گرانش غالب باشد، رمبش و فرو ريزش ستاره مطرح مي شود و اگر نيروي گريز از مرکز غالب شود، احتمال تلاشي ستاره و شکل گيري اقمار و سيارات مي رود.

● مقياس قدري

همه ستارگان به شش طبقه روشنايي که قدر ناميده مي شود، تقسيم شده اند. روشنترين ستارگان داراي قدر اول و کم نورترين ستارگان که توسط چشم غير مسلح قابل روءيت بودند به عنوان ستارگان قدر ششم و بقيه ستارگان داراب قدرهاي بين ۱۶ – ۱ هستند. قدر يک ستاره عبارت است از: سنجش لگاريتمي از روشنايي ستارگان ، اگر قدر يک ستاره را با m نمايش دهيم، داريم:

ـ (قدر ظاهري) ۲.۵logL + Cte = m-

ـ که مقدار ثابت Cte همان صفر مقياس قدري است.

● روشنايي ستاره

مقدار انرژي تابيده شده از ستاره به واحد سطح زمين را روشنايي يکم ستاره مي نامند. مقدار ثابت (صفر مقدار قدري) را طوري انتخاب مي کنند که قدر ستاره &#۹۴۵; چنگ رومي (Vega) برابر صفر شود. علامت منفي در فرمول نشان مي دهد که قدر روشنايي ستاره بالا باشد، داراي قدر پايين خواهد بود.

● ستارگان اصلي

ستارگان اصلي ، ستارگاني هستند که در نوار باريکي قرار مي گيرند که از گوشه چپ بالا تا گوشه راست پايين کشيده شده است. ستارگان داغ و نوراني در گوشه چپ بالا و ستارگان سرد و کم نور در گوشه راست پايين جاي دارند. ستارگان سري اصلي در حالت تعادل هستند. ستاره هاي آبي ، سفيد ، زرد و قرمز در اين سري هستند.
● دماي ستارگان
▪ دماي سطح ستارگان داغ آبي رنگ ، ۲۰۰۰۰ درجه کلوين است. آنها بسيار سنگينتر و داغتر هستند.
▪ دماي سطح ستارگان سفيد در حدود ۹۰۰۰ درجه کلوين است.
▪ ستارگان زرد ، سرد هستند و دمايشان به ۶۰۰۰ درجه کلوين مي رسد.

▪ خورشيد ما ، يکي از ستارگان زرد سري اصلي است. دما در سطح خورشيد ۶۰۰۰ درجه کلوين است. بنابراين انتظار مي رود که دما در مرکز خورشيد به مراتب از ۲x۱۰۶ درجه کلوين بيشتر باشد.
▪ ستارگان قرمز ، کوچکترين و سردترين ستارگان اصلي هستند و دمايشان ميان ۲۲۰۰ تا ۲۷۰۰ درجه کلوين است.
● غولها و ابرغولها
غولها و ابرغولها در بيرون سري اصلي جاي دارند. آنها بطور غير معمولي ، پر جرم و نوراني هستند. هسته آنها فرو ريخته و اکنون در لايه هاي بيروني ستاره ، ماده به انرژي تبديل مي شود. رنگ غولها ممکن است قرمز يا زرد باشد. ابرغولها به رنگ سفيد ، آبي ، زرد يا قرمز هستند. آنها کميابتر از غولها هستند.
● کوتوله هاي سفيد
کوتوله هاي سفيد نيز در بيرون سري اصلي واقع هستند. آنها کم نور بوده و ماده بسيار فشرده اي دارند. شانزده و نيم سانتيمتر مکعب از ماده آنها حدود يک تن جرم دارد. در اين ستاره ها تغييرات انرژي بسيار کمي صورت مي گيرد.
● ستارگان متغير
ستارگان متغير نورانيت متغيري دارند. آنها شامل نواختران و ابر نواختران ، قيقاووسيها و دوتاييهاي گرفتگي هستند. نورانيت نواختران و ابر نواختران ناگهان چندين قدر افزايش مي يابد و سپس به تدريج به حالت اول بر مي گردد. به نظر مي رسد که نواختر مرحله اي است که ستاره فرو مي ريزد تا به کوتوله سفيد تبديل شود. ابر نواختران بسيار پر جرم تر از نواختران هستند.
برخي از آنها ممکن است بعد از اوج نورانيت ، آنقدر کم نور شوند که ديگر به چشم نيايند. برخي ديگر ، در اثر انفجار ، مقادير زيادي ماده به فضا مي پراکنند. سحابي خرچنگ باقيمانده انفجار يکي از ابر نواخترها است. در دو هزار سال گذشته تنها انفجار شش يا هفت ابر نواختر گزارش شده است. قيفاووسيها ستارگان متغير ديگري هستند که لايه بيروني آنها بطور متناوب منبسط و منقبض مي شود.
دماي سطح ستاره به هنگام انقباض ، افزايش مي يابد. اختلاف دما در اين حالت از ۷۰۰ تا ۱۲۰۰ درجه کلوين است. قيفاووسيهايي که دوره تناوبشان بلند است، نوراني هستند و برعکس ، آنهايي که دوره تناوب کوتاهتري دارند ، کم نور و کوچک اند. از اينرو ، اخترشناسان مي توانند از دوره تناوب قيفاووسيها به نورانيت واقعي آنها پي ببرند و به عنوان مقياسي براي اندازه گيري فاصله مورد استفاده قرار دهند.
● دوتاييهاي گرفتگي
دوتاييهاي گرفتگي منظومه هايي از دو يا چند ستاره هستند که به دور مرکز جرم مشترکشان مي گردند. در بيشتر حالتها ، يک ستاره کم نور و کم جرم بوده و ستاره ديگر پر نور و بزرگ است. هنگامي که ستاره کم نور از مقابل ستاره ديگر مي گذرد، جلو نور آن را مي گيرد و از اينرو ستاره بزرگ کم نور ديده مي شود.
  • بازدید : 75 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جالب است بدانيد كه ستارگان هم مانند موجودات زنده متولد مي‌شوند، زندگي مي‌كنند و سپس مي‌ميرند، ولي طول زندگي آنها بسيار طولاني است. متاسفانه عمر كوتاه انسانها كفاف نمي‌دهد تا بتوانند زندگي يك ستاره را در مراحل مختلف شاهد باشند. با اين حال اخترشناسان اين مراحل را براي ما مشخص مي‌كنند.
در طول زندگي انسان ، ستارگان بيشمار راه شيري عملا بدون تغيير به نظر مي‌رسند. گاهي يك نواختر (ستاره‌اي كه بطور ناگهاني و انفجاري مقاديري عظيم انرژي از خود آزاد مي‌كند) 
ناگهان ظاهر آشناي يك صورت فلكي را به مدت چند هفته عوض مي‌كند و دوباره كم نورتر مي‌شود. منظره زيبايي كه يك ابرنواختر در آسمان پديد مي‌آورد، بسيار نادر است. ستارگان نيز در نهايت تغيير مي‌كنند و هيچ كدام تا ابد پايدار نمي‌مانند. ستاره ، هنگامي كه انبار عظيم سوخت هسته‌اي آن به پايان برسد، مي‌ميرد. ستارگان بسيار جوان هنوز در ميان گازهايي كه از آن شكل مي‌گيرند، پنهان هستند.

ستاره بعد از تولد
بعد از آنكه ستاره شكل مي‌گيرد (تولد ستاره)، بلافاصله حياتي پايدار بدست مي‌آورد. در همين زمان واكنشهاي هسته‌اي در داخلي‌ترين هسته ستاره ، هيدروژن را به هليوم تبديل مي‌كند و انرژي آزاد مي‌گردد. سرانجام همه هيدروژن درون آن به مصرف مي‌رسد. بعد از اين ، تغييراتي در لايه‌هاي دروني ستاره آغاز مي‌شود. در حالي كه واكنشهاي جديدي از هليوم شروع مي‌شوند، لايه‌هاي بيروني باد مي‌كنند تا ستاره را به اندازه غول برسانند.
در اثر تغييرات زياد ، ستاره به مرحله متغير بودن مي‌رسد. در نهايت هيچ منبع ممكن براي آزادسازي انرژي باقي نمي‌ماند. ستارگان كوچكتر در اثر انقباض به كوتوله‌هاي سفيد تبديل مي‌شوند. ستارگان سنگين‌تر به‌صورت ابرنواختر منفجر مي‌شوند. ماده بيرون ريخته از يك ابرنواختر ، بخشي از گاز بين ستاره‌اي را تشكيل مي‌دهد كه زادگاه ستارگان جديد است.
سحابي سياره‌اي
ستارگان در يكي از آخرين مراحل زندگي خود ، قبل از آن كه به كوتوله سفيد تبديل شوند، منظره بسيار زيبايي در آسمان بوجود مي‌آورند. اين مرحله سبب پيدايش سحابي‌هاي سياره‌اي مي‌شود. يك سحابي سياره‌اي هنگامي تشكيل مي‌شود كه ستاره مركزي آن ، لايه‌اي به بيرون پرتاب كند. لايه گاز همانند حلقه‌اي از دود منبسط مي‌شود.
تأثير نيروي گرانش بر زندگي ستارگان
سراسر زندگي ستاره به يك ميدان نبرد شبيه است. نيروي گرانش سعي دارد كه ستاره را منقبض كند، ولي با مقاومت فشار رو به بيرون ستاره مواجه مي‌گردد. سرانجام ستاره تحليل مي‌رود و گرانش ، كنترل را بدست مي‌گيرد. در اين حالت ستاره شكل كاملا متفاوت با ستاره‌اي معمولي و سالم به خود مي‌گيرد.

مراحل مختلف زندگي ستاره
تشكيل كوتوله سفيد
نيروي گرانش يك نيروي جاذبه است، لذا ذرات ماده در اثر اين نيرو به هم نزديكتر مي‌شوند. همچنين چون نيروي گرانش با جرم ذرات نسبت مستقيم دارد و نيز چون جرم ستاره فوق‌العاده زياد است، لذا جاذبه گرانشي درون آن بسيار شديد خواهد بود. به عنوان مثال در اعماق خورشيد فشار در فاصله يك دهمي سطح تا هسته ، تقريبا يك ميليون بار بيشتر از فشار جو در سطح زمين است. در اين فاصله فشار تا هزار ميليون بار بيشتر از فشار جو زمين صعود مي‌كند. اين فشار با مقاومت گازهاي داغ درون خورشيد مواجه مي‌شود. اين گاز توسط كوره هسته‌اي گرم نگه داشته مي‌شود.
هنگامي كه آتش هسته‌اي رو به كاهش مي‌گذارد، گاز داغ درون ستاره سرد مي‌شود. بنابراين نيروي گرانش غالب مي‌شود. آنچه در اين مرحله روي مي‌دهد، به جرم ستاره بستگي دارد. ستاره‌اي رو به مرگ مانند خورشيد ، درهم فرو مي‌ريزد تا به اندازه زمين برسد. در اين روند هيچ انفجار واقعي و قابل توجه رخ نمي‌دهد. ستاره فقط به توده‌اي از خاكستر راديواكتيو تنزل پيدا مي‌كند و به آرامي سوسو مي‌زند. در اين حالت ستاره به يك كوتوله سفيد تبديل مي‌شود. يك فنجان از ماده آن يك صد تن وزن دارد.
تشكيل ستاره نوتروني
اگر جرم ستاره‌اي بيشتر از خورشيد باشد، فشار فرو ريزش مرحله كوتوله سفيد را نيز پشت سر مي‌گذارد و متوقف نمي‌شود. فرايند فرو ريزش تا جايي كه قطر ستاره به حدود ده كيلومتر برسد، ادامه پيدا مي‌كند. در اين نقطه ، ستاره گلوله‌اي چگال از ذرات هسته‌اي است كه آن را ستاره نوتروني مي‌نامند. يك فنجان از ماده آن ، يك ميليون ميليون تن وزن دارد.
تشكيل تپ اختر
برخي از ستارگان نوتروني به سرعت مي‌چرخند و در هر بار چرخش ، تابشهايي در محدوده امواج راديويي گسيل مي‌كنند. اينگونه ستارگان نوتروني ، تپ اختر ناميده مي‌شوند.
تشكيل ابرنواختر
يك ستاره نوتروني بدون وقوع يك انفجار شديد اوليه شكل نمي‌گيرد. ستاره رو به مرگ ، ممكن است در چند ثانيه آخر حيات خود ، به صورت يك ابرنواختر شعله‌ور شود. درخشش آن چند روز از تمام كهكشانها پيشي مي‌گيرد. از بخش مركزي ابرنواختر ، يك ستاره نوتروني تشكيل مي‌شود.

تشكيل سياهچاله‌ها
يك ستاره رو به مرگ ، مثلا با جرمي ۱۰ برابر جرم خورشيد چنان زير بار گرانش توليد شده قرار مي‌گيرد كه هيچ نيرويي نمي‌تواند در برابر فرو ريزش آن مقاومت كند. وقتي كه چنين ستاره‌اي منقبض مي‌شود و به اندازه‌اي در حدود دو كيلومتر مي‌رسد، گرانش به حدي زياد مي‌شود كه سرعت گريز از سطح آن به بيشتر از سرعت نور مي‌رسد.
از موشك گرفته تا ذرات نور و علائم راديويي ، هيچ يك نمي‌توانند از سطح آن بگريزند. اين گرانش به قدري نيرومند است كه همه چيز را به طرف خود مي‌كشد. ما فقط مي‌دانيم كه در اين حالت ، ستاره به يك سياهچاله تبديل مي‌شود. سياهچاله‌ها را نمي‌توان ديد، چون نور نمي‌تواند از سطح آن بگريزد.
  • بازدید : 79 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بیش از صد هزار نوع از چوب های مختلف، در رابطه بشر با طبیعت شناخته شده است که بیشتر آنها به گونه تجاری و در صنعت بکار می روند. نسبت وزن آب یک چوب تازه بریده شده به وزن خود چوب پس از خشک شدن، بین ۳۰ تا ۳۰۰ درصد می باشد. برای بعمل آوردن یا خشکانیدن چوب، دو راه وجود دارد. یکی صنعتی، با استفاده از وسایل مصنوعی و دیگر به صورت طبیعی و در هوای آزاد. چوبهایی که برای ساختن آلات موسیقی بکار می رود، باید حتماً به طور طبیعی خشک گردند و در اصطلاح، «سایه خواب» و یا «سایه خشک» (خشک کردن چوب در سایه) شوند.
خشکانیدن چوب در هوای آزاد و خشک، با روش صحیح معمولاً یک تا سه ماه وقت می گیرد. پس از این مدت، چوب باید در حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد رطوبت داشته باشد، اما هرگز نباید این میزان به ۱۹ درصد برسد. همانطور که گفته شد، چوب مورد استفاده در ساختن ساز، باید به روش طبیعی (و نه به روش کارخانه ای و مصنوعی) سالها بماند تا رطوبت آن به میزان نیم تا یک درصد برسد و نه بیشتر، در غیر اینصورت امکان پیچیدن چوب بعد از خشک شدن کامل آن، زیاد است. 
چوبهایی که برای ساختن سازهای ایرانی به کار می روند عبارتند از چوبهای گردو، شمشاد، توت، شاه توت، توت سیاه، آزاد، فوفل، که از میان آنها، چوبهای گردو، فوفل و آزاد مورد استفاده بیشتری در سنتورسازی دارند و باز در این سه نوع چوب، گردو به مناسبتهای مختلف که بعد خواهیم گفت، بیشتر در سنتورسازی کارآیی دارد، هر چند که این کارآیی به معنی انتخاب اصلح نمی باشد. زیرا همانطور که خواهد آمد، مناسب ترین چوب برای ساخت سنتور، چوب آزاد است. همیشه استاد ناظمی می گفتند که مرحوم سماعی به وی سفارش می نمود: “ناظمی آزاد یادت نرود و از چوب آزاد برای ساختن سنتور غافل مشو، بخصوص آزاد پوست ماری” و ایشان اعتقاد داشتند که سنتوری که از چوب آزاد ساخته شود، دارای لطافت بی نظیری خواهد بود. 
سن چوب را بطور کلی می توان از حلقه های آن که در بدنه چوب قرار دارند، تشخیص داد. چوب گردو نیز از جمله همین چوبهاست. گردوی قهوه ای یا سیاه جهت بکارگیری مناسب تر است. چوب سفت دارای مشخصاتی است مانند وزن آن، مثلاً یک چوب گردوی قدیمی در ابعاد مشخص با همان چوب از دسته چوبهای کاج (با همان ابعاد) تقریباً دو برابر وزن دارد. برای باز نمودن خلل و فرج چوب و صمغ های آن، اعمالی بر روی چوب انجام می گیرد. البته برای چوبهای صنعتی غیر از سازسازی، چوب را در کوره (فرهای) بزرگ قرار می دهند و نخست آن را به مرحله اشباع می رسانند (مرحله ای که چوب نهایت تری و رطوبت را دارا است) و به تدریج با دمیدن هوای گرم توسط پنکه های بزرگ و تهویه توسط پنکه های بزرگ دیگری و اضافه نمودن مواد شیمیایی، صمغ چوب و سایر آلکالوئیدهای غیرضروری در صنعت را از چوب می گیرند اما برای ساختن ساز، ناگزیر از قرار دادن چوب در طبیعت هستیم تا چوب به صورت طبیعی، به گونه دلخواه درآید.

مراحل ساخت سنتور
در مورد ابعاد سنتور و همینطور برخی از بخش های این مطلب، گاهی کلمه “حدود” یا “در حدود” مشاهد می شود. از آزمایشهایی که بر روی بسیاری از سنتورهای ساخت قدما و سازندگان امروز (با آنکه الگوی قدما را معیار قرار داده اند) انجام گرفت، تغییراتی اندک در برخی از سازها دیده شده و صلاح بر آن قرار گرفت که کلمه “حدود” دربرخی موارد ضروری بکار گرفته شود، گرچه تغییرات ناچیز و بسیار اندک می بود لیکن از لحاظ یک تحقیق بر اساس صداقت قلم، بازگویی همان جزئیات لازم به نظر رسید. همانطور که گذشت، چوب و بکارگیری صحیح آن از مهمترین عوامل در ساخت هر ساز و از جمله سنتور می باشد.
سنتور را معمولاً از چوب گردو می سازند یا بهتر است گفته شود، چوب گردو به مناسبت استحکام و امتیازاتی که دارد، بیشتر مورد استفاده سازندگان سنتور قرار می گیرد. برای بعمل آوردن چوب جهت ساختن سازهای مختلف، بعضی اعمال شیمیایی بر روی آن انجام می گیرد که در مهیا نمودن چوب به گونه دلخواه سازنده، نقش اساسی را دارا است. قدمت چوب همیشه مورد نظر بوده است. یحیی تارساز در انجام اینگونه اعمال به روی چوب، مهارت و شهرت داشته و تارهایی که ساخته، نمونه ای از کار اوست. در سنتور نیز مسئله شناخت چوب و انجام بعضی از اعمال بر روی آن، از مهارت کار است زیرا چوب باید به گونه ای از کار در آید که در نهایت بتواند فشار سیمها را تحمل کند و جوابگو باشد. در سنتور که فشار سیمها بر صفحه زیاد است، با کوچکترین اشتباهی در انتخاب چوب، صفحه ها تغییر شکل داده و اساس کار در هم می ریزد.
مثلاً هر گاه چوبی که برای صفحه باید بکار گرفته شود، بجای کلاف بنشیند، قطعاً نتیجه مطلوب نخواهد بود. استاد مهدی ناظمی که مشهورترین سازنده سنتور بودند، دقت بسیاری برای پروراندن چوب به عمل می آوردند، که از آن جمله قرار دادن چوب به مدتهای طولانی زیر فضولات حیوانی است. البته از نوعی داروهای شیمیایی مخصوص چوب نیز استفاده می شود. از نخستین مراحل ساخت، برش چوب در کارگاه است. چوب به گونه طبیعی به کارگاه حمل می شود و در آنجا از وسط
کُنده، برش می خورد و سپس تنه آن را چهار شکاف نموده و آن را برای پختگی و آمادگی در مرحله آزمایش های فوق الذکر قرار می دهند و این مرحله گاه تا دو سال و شاید اگر تعجیل در کار نباشد، سالهای بیشتری به طول می انجامد و چوبی که پس از این مدت مورد استفاده قرار می گیرد، چوبی «جا افتاده» است. 
استفاده از تکه های مختلف چوب در قسمتهای مختلف ساز، به شناسایی سازنده از چوب، بستگی تام دارد و این مسئله گاه به قدری حائز اهمیت است که از یک قطعه چوب به کلی صرفنظر می شود، زیرا در اصطلاح «بد راه» است و انتخاب نادرست و اشتباه در مسأله فوق باعث دگرگونیهای ظاهری سنتور و بد صدائی ساز می شود
  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر

این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


يافتن جهت‌هاي جغرافيايي را جهت‌يابي گويند. جهت‌يابي در بسياري از موارد کاربرد دارد. براي نمونه وقتي در کوهستان، جنگل، دشت يا بيابان گم شده باشيد، با دانستن جهت‌هاي جغرافيايي، مي‌توانيد به مکان مورد نظرتان برسيد. يکي از استفاده‌هاي مسلمانان از جهت‌يابي، يافتن قبله براي نماز خواندن و ذبح حيوانات است. کوهنوردان، نظاميان، جنگل‌بانان و … هم به دانستن روش‌هاي جهت‌يابي نيازمندند.
هرچند امروزه با وسايلي مانند قطب‌نما يا GPS مي‌توان به راحتي و با دقت بسيار زياد جهت جغرافيايي را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش‌هاي ديگر جهت‌يابي مفيد و کاراست.
اگر رو به شمال بايستيم، سمت راست‌مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ‌مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. اين چهار جهت را جهت‌هاي اصلي مي‌نامند. بين هر دو جهت اصلي يک جهت فرعي وجود دارد. مثلاً نيمساز جهت‌هاي شمال و شرق، جهت شمالِ شرقي (شمالِ شرق) را مشخص مي‌کند.
با دانستن يکي از جهت‌ها، بقيه‌ي جهت‌ها را مي‌توان به سادگي مشخص نمود. مثلاً اگر به سوي شمال ايستاده باشيد، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.
روش‌هاي جهت‌يابي
برخي روش‌هاي جهت‌يابي مخصوص روز، و برخي ويژه‌ي شب اند. برخي روش‌ها هم در همه‌ي مواقع کارا هستند. توجه شود که:
بسياري از اين روش‌ها کاملاً دقيق نيستند و صرفاً جهت‌هاي اصلي را به صورت تقريبي‌ مشخص مي‌کنند. براي جهت‌هاي دقيق بايد از قطب‌نما استفاده کرد، و ميل مغناطيسي و انحراف مغناطيسي آن را هم در نظر داشت. 
آن‌چه گفته مي‌شود اکثراً مربوط به نيمکره‌ي شمالي است؛ به طور دقيق‌تر، بالاي ۲۳٫۵ درجه(بالاي مدار رأس السرطان). در نيم‌کره‌ي جنوبي در برخي روش‌ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن‌چه گفته مي‌شود باشد. 
روش‌هاي جهت‌يابي در روز
جهت‌يابي با سمت خورشيد
۱- خورشيد صبح تقريباً از سمت شرق طلوع مي‌کند، و شب تقريباً در سمت غرب غروب مي‌کند.
اين مطلب فقط در اول بهار و پاييز صحيح است؛ يعني‌ در اولين روز بهار و پاييز خورشيد دقيقاً از شرق طلوع و در غرب غروب مي‌کند، ولي در زمان‌هاي ديگر، محل طلوع و غروب خورشيد نسبت به مشرق و مغرب مقداري انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشيد شمالي‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبي‌تر از شرق و غرب مي‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشيد حداقل حدود ۲۳٫۵ درجه با محل دقيق شرق و غرب فاصله دارد، که اين خطا به هيچ وجه قابل چشم پوشي‌ نيست. در واقع از آن‌جا که موقعيت دقيق خورشيد با توجه به فصل و عرض جغرافيايي متغير است، اين روش نسبتاً غيردقيق است. 
تنها جايي که خورشيد هميشه دقيقاً از شرق طلوع و در غرب غروب مي‌کند، استواست. 
۲- در نيمکره‌ي شمالي زمين، در زمان ظهر شرعي خورشيد هميشه دقيقاً در جهت جنوب است و سايه‌ي اجسام رو به شمال مي‌افتد.
ظهر شرعي يا ظهر نجومي در موقعيت جغرافيايي شما، دقيقاً هنگامي است که خورشيد به بالاترين نقطه‌ي خود در آسمان مي‌رسد. در اين زمان، سايه‌ي شاخص به حداقل خود در روز مي‌رسد، و پس از آن دوباره افزايش مي‌يابد؛ همان زمان اذان ظهر. 
براي دانستن زمان ظهر شرعي مي‌توانيد به روزنامه‌ها مراجعه کنيد يا منتظر صداي اذان ظهر باشيد. ظهر شرعي حدوداً نيمه‌ي بين طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.
۳- حرکت خورشيد از شرق به غرب است؛ و اين هم مي‌تواند روشي براي يافتن جهت‌هاي جغرافيايي باشد.



جهت‌يابي با سايه‌ي چوب(شاخص)
شاخص، چوب يا ميله‌اي نسبتاً صاف و راست است (مثلاً شاخه‌ي نسبتاً صافي از يک درخت به طول مثلاً يک متر) که به طور عمودي در زميني مسطح و هموار و افقي(تراز و ميزان) فرو شده است. 
روش اول: نوک(انتهاي) سايه‌ي شاخص روي زمين را [مثلاً با يک سنگ] علامت‌گذاري مي‌کنيم. مدتي (مثلاً ده-بيست دقيقه بعد، يا بيشتر) صبر مي‌کنيم تا نوک سايه چند سانتيمتر جابه‌جا شود. حال محل جديد سايه‌ي شاخص (که تغيير مکان داده است) را علامت‌گذاري مي‌نماييم. حال اگر اين دو نقطه را با خطي به هم وصل کنيم، جهت شرق-غرب را مشخص مي‌کند. نقطه‌ي علامت‌گذاري اول سمت غرب، و نقطه‌ي دوم سمت شرق را نشان مي‌دهد. يعني اگر طوري بايستيم که پاي چپ‌مان را روي نقطه‌ي اول و پاي راستمان را روي نقطه‌ي دوم بگذاريم، روبروي‌مان شمال را نشان مي‌دهد، و رو به خورشيد (پشت سرمان) جنوب است.
از آن‌جا که جهت ظاهري حرکت خورشيد در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سايه‌ي خورشيد بر روي زمين از غرب به شرق خواهد بود. يعني در نيم‌کره‌ي شمالي سايه‌ها ساعتگرد مي‌چرخند. 
هر چه از استوا دورتر بشويم، از دقت پاسخ در اين روش کاسته مي‌شود. يعني در مناطق قطبي (عرض جغرافيايي بالاتر از ۶۰ درجه) استفاده از آن توصيه نمي‌شود. 
در شب‌هاي مهتابي هم از اين روش مي‌توان استفاده کرد: به جاي خورشيد از ماه استفاده کنيد. 
روش دوم(دقيق‌تر): محل سايه‌ي شاخص را زماني پيش از ظهر علامت گذاري مي‌کنيم. دايره‌ يا کماني به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاري شده مي‌کشيم. سايه به تدريج که به سمت شرق مي‌رود کوتاه‌تر مي‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترين اندازه‌اش مي‌رسد، و بعداز ظهر به تدريج بلندتر مي‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سايه‌ي شاخص از روي کمان گذشت (يعني سايه‌ي شاخص هم‌اندازه‌ي پيش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطه‌ي دوم علامت‌گذاري مي‌کنيم. مانند روش پيشين، اين نقطه سمت شرق و نقطه‌ي پيشين سمت غرب را نشان مي‌دهد.
در واقع هر دو نقطه سايه‌ي هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص مي‌کنند. 
با اين‌که روش پيشين نسبتاً دقيق است، اين روش دقيق‌تر است؛ البته وقت بيشتري براي آن لازم است. 
براي کشيدن کمان مثلاً طنابي(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنيد. يک طرف طناب را به شاخص ببنديد، و طرف ديگرش را به يک جسم تيز؛ به شکلي که وقتي طناب را مي‌کشيد دقيقاً به محل علامت‌گذاري شده برسد. نيم‌دايره‌اي روي زمين با جسم تيز رسم کنيد. 
وقتي سايه‌ي شاخص به حداقل اندازه‌ي خود مي‌رسد(در ظهر شرعي)، اين سايه سمت جنوب را نشان مي‌دهد (بالاي ۲۳٫۵ درجه). 
جهت‌يابي با ساعت عقربه‌دار
ساعت مچي معمولي(آنالوگ، عقربه‌اي) را به حالت افقي طوري در کف دست نگه مي‌داريم که عقربه‌ي ساعت‌شمار به سمت خورشيد اشاره کند. در اين حالت، نيمسازِ زاويه‌اي که عقربه‌ي ساعت‌شمار با عدد ۱۲ ساعت مي‌سازد(زاويه‌ي کوچک‌تر، نه بزرگ‌تر)، جهت جنوب را نشان مي‌دهد. يعني مثلاً اگر چوب‌کبريتي را [به طور افقي] در نيمه‌ي راه ميان عقربه‌ي ساعت‌شمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهيد، به طور شمالي-جنوبي قرار گرفته‌است.
نکات
اين که گفته شد عقربه‌ي کوچک ساعت به سمت خورشيد اشاره کند، يعني اين‌که اگر شاخصي [مثلاً چوب‌کبريت] اي که در مرکز ساعت قرار دهيم، سايه‌اش موازي با عقربه‌ي ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. يا اين‌که سايه‌ي عقربه‌ي ساعت‌شمار درست در زير خود عقربه قرار گيرد. يا مثلاً اگر چوبي ده-پانزده سانتيمتري را در زمين به‌طور عمودي قرار دهيم، ساعت روي زمين به شکلي قرار گرفته باشد که عقربه‌ي ساعت‌شمارش موازي با سايه‌ي چوب باشد. 
نيمساز، خطي است که يک زاويه را به دو قسمت مساوي تقسيم مي‌کند. در واقع بايد ميان عقربه‌ي ساعت‌شمار و ۱۲ را بيابيد و با خطي فرضي به مرکز ساعت وصل نماييد. 
دليل اين‌که زاويه(ي بين عقربه‌ي ساعت‌شمار و ۱۲) را نصف مي‌کنيم اين است که: وقتي خوشيد يک بار دور زمين مي‌چرخد، ساعت ما دو دور مي‌چرخد(دو تا ۱۲ ساعت). يعني گرچه روز ۲۴ ساعت است(و يک دور کامل را در ۲۴ ساعت طي مي‌کند)، ساعت‌هاي ما يک دور کامل را در ۱۲ ساعت طي مي‌نمايد. اگر ساعت ۲۴ ساعته‌اي مي‌داشتيد، که دور آن به ۲۴ قسمت مساوي تقسيم شده بود، هر گاه عقربه‌ي ساعت‌شمار را رو به خورشيد مي‌گرفتيد عدد ۱۲ ساعت هميشه جهت جنوب را نشان مي‌داد. 
اين روش وقتي سمت صحيح را نشان مي‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظيم شده باشد. يعني اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد يک‌ساعت جلو مي‌برند، ما بايد آن را تصحيح کنيم(ابتدا ساعت‌مان را يک ساعت عقب ببريم سپس روش را اِعمال کنيم؛ يا نيمساز عقربه‌ي ساعت‌شمار را [به جاي ۱۲] با ۱ حساب کنيد). همچنين در همه‌ي سطح يک کشور معمولاً ساعت يکساني وجود دارد، که مثلاً در ايران حدود يک ساعت متغير است(ايران تقريباً بين دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعي در شرق و غرب ايران حدوداً يک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحيح هر مکان همان ساعتي است که هنگام ظهر شرعي در آن در طول سال، اطراف ساعت ۱۲ ظهر است. در واقع براي تعيين دقيق جهت‌هاي جغرافيايي ساعت بايد طوري تنظيم باشد که هنگام ظهر شرعي ساعت ۱۲ را نشان دهد. 
روش ساعت مچي تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد. براي دقت بيشتر بايد از آن در عرض جغرافيايي بين ۴۰ و ۶۰ درجه [شمالي يا جنوبي] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافيايي ۵/۲۳ تا ۵/۶۶ درجه [شمالي يا جنوبي]نتيجه‌اش قابل قبول است.(البته در نيم‌کرده‌ي جنوبي جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزديک‌تر شويم، از دقت اين روش کاسته مي‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن اين روش به ظهر شرعي نزديک‌تر باشد، نتيجه‌ي آن دقيق‌تر خواهد بود. (کشور ايران داراي عرض جغرافيايي بين ۳۶ و ۳۹ درجه‌ي شمالي است.) 
اگر مطمئن نيستيد کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به ياد بياوريد که خورشيد از شرق بر مي‌خيزد، در غرب مي‌نشيند، و در ظهر سمت جنوب است. 
توجه کنيد که اگر اين روش را در هنگام ظهر شرعي (يعني ساعت ۱۲) اجرا کنيم، جهت عقربه‌ي ساعت‌شمار خود به سوي جنوب است. يعني مانند همان روش «جهت‌يابي با سمت خورشيد»، که گفتيم خورشيد در ظهر شرعي به سمت جنوب است. 
اگر از ساعت ديجيتال استفاده مي‌کنيد، مي‌توانيد ساعت عقربه‌داري را روي يک کاغذ يا روي زمين بکشيد (دور دايره‌اي از ۱ تا ۱۲ بنويسيد، و عقربه‌ي ساعت‌شمار را هم بکشيد)، و سپس از روش بالا استفاده کنيد. 
حتي وقتي هوا آفتابي نيست و خورشيد به راحتي ديده نمي‌شود هم گاه سايه‌ي خوشيد را مي‌توان ديد. اگر يک چوب‌کبريت را عمود نگه داريد، سايه‌ي آن برعکس جهت خورشيد مي‌افتد. 
به شکل عکس، اگر جهت‌هاي جغرافيايي را بدانيم، مي‌توانيم زمان را در روز بدانيم. با همين روش ساعت‌هاي خورشيدي در گذشته ساخته مي‌شدند. براي ساخت آن بايد نيم‌دايره‌اي را روي زمين به طرف شمال رسم کنيم و از ۶ تا ۱۸ به شکلي شماره‌گذاري نماييم که عدد ۱۲ آن رو به شمال، عدد ۶ در سمت غرب و عدد ۱۸ در سمت شرق باشد. حال اگر شاخصي در مرکز دايره قرار دهيم، سايه‌ي شاخص به منزله‌ي عقربه‌ي ساعت‌شمار ساعت است. چنين ساعتي کاملاً دقيق نيست. ساعت‌هاي آفتابي‌اي ساخته شده است که دقت بسياري دارند. 
روش‌هاي جهت‌يابي در شب
جهت‌يابي با ستاره‌ي قطبي
 
از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ي قطبي در آسمان مي‌چرخند، ممکن است پياله‌ي دب اکبر را صحيح يا وارون يا به پهلو ببينيد؛ و همچنين ديگر صورت‌هاي فلکي را
در نيم‌کره‌ي شمالي زمين ستاره‌ي قطبي با تقريب بسياري خوبي(حدود ۰٫۷ درجه خطا) جهت شمال جغرافيايي (و نه شمال مغناطيسي) را نشان مي‌دهد؛ يعني اگر رو به آن بايستيم، رو به شمال خواهيم بود. براي يافتن ستاره‌ي قطبي روش‌هاي مختلفي وجود دارد:
۱٫ به وسيله‌ي مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکي دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره‌ي آن تشکيل يک ذوزنقه را مي‌دهند، و سه ستاره‌ي ديگر مانند يک دنباله در ادامه‌ي ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌اي که لبه‌ي بيروني ملاقه را تشکيل مي‌دهند(دو ستاره‌ي قاعده‌ي کوچک ذوزنقه؛ لبه‌ي پياله‌ي ملاقه؛ محلي که آب از آن‌جا مي‌ريزد) را [با خطي فرضي] به هم وصل کنيم، و ۵ برابر فاصله‌ي ميان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهيم، به ستاره‌ي قطبي مي‌رسيم. 
۲٫ به وسيله‌ي مجموعه ستاره‌هاي «ذات‌الکرسي»: صورت فلکي ذات‌الکرسي شامل ۵ ستاره است که به شکل W يا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستاره‌ي وسط W (رأس زاويه‌ي وسطي) را حدود ۵ برابرِِ «فاصله‌ي آن نسبت به ستاره‌هاي اطراف» به سوي جلو ادامه دهيم، به ستاره‌ي قطبي مي‌رسيم. 
نکات
صورت‌هاي فلکي ذات‌الکرسي و دبّ اکبر نسبت به ستاره‌ي قطبي تقريباً روبه‌روي يکديگر، و دور ستاره‌ي قطبي خلاف جهت عقربه‌هاي ساعت مي‌چرخند. اين دو صورت فلکي هيچ‌گاه غروب نمي‌کنند. اين دو هميشه در يک شب صاف قابل رؤيت اند. ولي اگر يکي از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با ديگري مي‌توان ستاره‌ي قطبي را يافت. فاصله‌ي هر کدام از اين دو صورت فلکي تا ستاره‌ي قطبي تقريباً برابر است. 
ستاره‌ي قطبي، خود آخرين ستاره‌ي دسته‌ي ملاقه‌ي صورت فلکي ملاقه‌اي شکل «دبّ اصغر» است. برخي ستاره‌هاي دبّ اصغر چندان پرنور نيستند، و گاه ممکن است به راحتي ديده نشوند. 
اگر براي يافتن ستاره‌ها در آسمان از ستاره‌ياب(افلاک‌نما) استفاده مي‌کنيد، به‌خاطر داشته باشيد که ستاره‌ياب‌ها موقعيت ستاره‌ها را در زمان، تاريخ و موقعيت جغرافيايي(طول و عرض جغرافيايي) خاصي نشان مي‌دهند. 
زمين دور محوري فرضي که از شمال و جنوب کره‌ي زمين مي‌گذرد مي‌چرخد. اين چرخش زمين موجب مي‌شود که ما تصور کنيم همه‌ي ستاره‌هاي آسمان حول محوري مي‌چرخند(حرکت ظاهري دارند)، که در محل محور گردش آن‌ها ستاره‌ي قطبي مي‌درخشد؛ ستاره‌ي پرنوري که در راستاي محور گردش زمين قرار داد، و بدين دليل در آسمان ثابت به نظر مي‌رسد. 
هر چه از استوا به سوي قطب شمال برويم، ستاره‌ي قطبي در آسمان بالاتر (در ارتفاع بيشتر) ديده مي‌شود. يعني ستاره‌ي قطبي در استوا (عرض جغرافيايي ۰ درجه) تقريباً در افق ديده مي‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافيايي ۹۰ درجه) تقريباً بالاي سر(سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) ديده مي‌شود. بالاتر از عرض جغرافيايي ۷۰ درجه‌ي شمالي عملا نمي‌توان با ستاره‌ي قطبي شمال را پيدا کرد. 
در شب هم مي‌توان به وسيله‌ي ستاره‌ي قطبي و دب اکبر زمان را تشخيص داد؛ همان‌طور که در مدخل ساعت ستاره‌اي آمده است. 
جهت‌يابي با هلال ماه
 
در زمان قرص کامل نمي‌توان از اين روش استفاده کرد
اگر به دليل وجود ابر يا درختان نمي‌توانيد ستاره‌ها را ببينيد، مي‌توانيد از ماه براي جهت‌يابي استفاده کنيد.
ماه به شکل هلال باريکي تولد مي‌يابد، و در نيمه‌هاي ماه قمري به قرص کامل تبديل مي‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالي مي‌شود. در نيمه‌ي اول ماه‌هاي قمري قسمت خارجي ماه (تحدب و کوژي ماه، برآمدگي و برجستگي ماه) مانند پيکاني جهت غرب را نشان مي‌دهد. در نيمه‌ي دوم ماه‌هاي قمري، تحدب ماه به سمت مشرق است.
اين روش جهت‌يابي چندان دقيق نيست، ولي حداقل راه‌نمايي تقريبي را فراهم مي‌سازد. 
اگر خطي از بالاي هلال به پايين آن وصل کنيم و ادامه دهيم، در نيمه‌ي اول ماه قمري شکل p و در نيمه‌ي دوم شکل q خواهد داشت. 
کره‌ي ماه در نيمه‌ي اول ماه‌هاي قمري پيش از غروب آفتاب طلوع مي‌کند، و در نيمه‌ي دوم پس از غروب، تا پايان ماه که پس از نيمه‌شب طلوع مي‌نمايد. 
پيدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطي فرضي ميان دو نوک(تيزي) هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمين ادامه دهيد، تقاطع امتداد اين خط با افق، نقطه جنوب را [در نيم‌کره‌ي شمالي زمين] نشان مي‌دهد. 
وقتي ماه به صورت قرص کامل است، مي‌توان به کمک حرکت ظاهري ماه -که از مشرق به طرف مغرب است- جهت‌يابي کرد. 
روش‌هاي ديگر جهت‌يابي در شب
حرکت ظاهري ماه در آسمان از شرق به غرب است. 
خوشه پروين: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده عدد) ستاره، به شکل خوشه انگور، در يک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ي پروين مي‌گويند. اين ستارگان مانند خورشيد از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است. 
ستارگان بادبادکي: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک يا علامت سوال مي‌باشند. اين ستارگان نيز از شرق به غرب حرکت مي‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها به‌طرف جنوب است. 
کهکشان راه شيري توده‌ي عظيمي از انبوه ستارگان است که تقريباً از شمال شرقي به جنوب غربي امتداد يافته است. در شمال شرقي اين راه باريک است، و هر چه به سمت جنوب غربي مي‌رود، پهن‌تر مي‌شود. هر چه به آخر شب نزديک‌تر مي‌شويم، قسمت پهن راه شيري به طرف مغرب منحرف مي‌شود. 
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بخشي از نزولات جوي پس از رسيدن به سطح زمين به داخل خاك نفوذ كرده(infiltration) پديده نفوذ فقط شامل وارد شدن آب به داخل خاك است.
نفوذ آب در خاك بايد از دو جهت مورد بررسي قرار گيرد، يكي شدت نفوذ و ديگري مقدار نفوذ. شدت يا سرعت نفوذ به مقدار آبي گفته مي شود كه اگر در روي زمين وجود مي داشت مي توانست در واحد زمان (فرضاً يك ساعت) در زمين نفوذ كند.
سرعت نفوذ يكي از خصوصيات فيزيكي خاك بوده و به عوامل متعددي بستگي دارد. با توجه به اينكه سيلاب هاي حاصل از بارندگي ها علاوه بر شدت بارندگي به سرعت نفوذ آب در خاك نيز بستگي دارد.لذا، برآورد سرعت نفوذ آب در خاك در حوزه هاي آبخيز حائز اهميت فراوان است. ورود آب به خاك در نتيجه تاثير توام نيروهاي ثقلي و موئينگي صورت ميگيرد. نيروي ثقل فقط در جهت قائم عمل مي كند. ولي نيروي موئينگي در ابتدا كه خاك و منافذ موئين خالي از آب است، هم در جهت عمودي و هم در جهت افقي عمل مي كند.
ولي به تدريج كه منافذ موئين از آب اشباع شد تنها نيروي ثقل دخالت كرده ، و جريان نفوذ تقريباً فقط عمودي است. به همين دليل سرعت نفوذ در ابتداي وارد شدن آب به خاك زياد و سپس به تدريج تقليل يافته و به مقدار ثابتي كه فقط نتيجه عمل بر روي ثقل است ، مي رسد.
بنابراين مقدار آبي كه در زمين نفوذ مي كند صرف نظر از وضعيت سطح خاك به صورت تجمعي با زمان افزايش مي يابد.

تعيين مقدار كلسيم 
براي تعيين مقدار كلسيم ۵ سانتيمتر عصاره را با ۲۰ سي سي آب مقطر و ۵ قطره NaoH4 نرمال و ۲ گرم سوركسيد اضافه مي كنيم و بعد مقداري EDTA اضافه مي كنيم تا تغيير رنگ را ملاحظه كنيم. 
هر گاه ميزان املاح محلول در آب يك خاك به حد زيان آوري براي گياه برسد خاك را شور مي نامند . چنانچه سديم قابل تبادل خاك تا حد زيان آوري برسد خاك را سديمي مي ناميم . اين گونه خاك ها خاص مناطق خشك و نيمه خشك هستند . مناطقي كه ميزان بارندگي سالانه آنها كمتر از جمع تبخير بالقوه سالانه رطوبت از سطح خاك است .
خاك هاي شور و قليايي از نظر منشا شوري به دو دسته تقسيم مي شوند : 
الف ) خاك هاي كه به طور طبيعي شور بودند و يا از اول شور بودند 
ب) خاك هاي كه در اثر مديريت ناصحيح شور شدند يا خاك هاي شور ثانويه . خاك هاي قليايي يا سديمي خاك هاي هستند كه در اثر وفور سديم قابل تبادل در سطح كلوئيد هاي خاك ، تخريب شدند و رشد و نمو گياه در آنها مواجه با مشكل است . نام جديد خاك هاي قليايي خاك هاي سديمي است .

 تعيينPH خاك
در شرايط طبيعي از هر ۱۰ مولكول آب يكي تجزيه شده و توليد يون هاي H و OH مي نمايد. هر گاه محيط بتواند يكي از اين دو يون را از محلول خارج و يا بدان وارد نمايد، نسبت يون ديگر در محلول افزايش يا كاهش پيدا مي كند و محيط تابع فعاليت يون غالب مي گردد. اين عامل را با PH نشان مي  دهند كه پتانسيل يون هاي هيدروژن موجود در محلول است .

تعيين هدايت الكتريكي (EC) 
مقدار املاح محلول در خاك را معمولاً توسط اندازه گيري قابليت هدايت الكتريكي عصاره از آن خاك تعيين مي نما يند. اساس كار اين است كه آب خالص،يك هادي الكتريكي بسيار ضعيف مي باشد در صورتي كه آب حاوي املاح تجزيه شده( املاحي كه به طور عادي در خاك وجود دارند ) جريان را متناسب با مقدار نمك موجود در خاك هدايت مي نمايد.
بنابراين اندازه گيري قابليت هدايت الكتريكي عصاره معيار دقيق از غلظت كل اجزاي يونيزه شده اين املاح بدست مي آيد. اندازه گيري قابليت هدايت الكتريكي بر اين اساس است كه مقاومت الكتريكي بين دو الكترود موازي كه در داخل عصاره فرو مي نماييم اندازه مي گيريم، در چنين سيستمي محلول ما بين الكترود در حكم يك هادي الكتريكي عمل نموده و قوانين فيزيكي مربوطه در مورد آن قابل اجراست.

  بافت خاك 
   مطالعه فيزيكي خاك از تجزيه مكانيكي آن آغاز مي شود كه عبارت از تفكيك ذرات خاك از روي وزن آن ها. خاك از ذراتي به ابعاد مختلف تشكيل شده است كه عبارتند از :شن سيلت و رس .منظور ما دراينجا نيز ذرات اوليه و بنيادين خاك است نه خاكدانه ها.
بافت خاك عامل نگهداري رطوبت و تنظيم كننده غلظت محلول خاك حاوي عناصر غذايي وتغذيه گياه است.از اين رو در تعيين حاصلخيزي خاك و قابليت بهره برداري از آن نقش اساسي دارد.به همين خاطر در ارزيابي خاك ها و طبقه بندي آنها.
مطالعه و برسي بافت لايه هاي گوناگون نيم رخ  خاك ضرورت دارد .بهترين خاك از نظر بافت كشاورزي خاكي است كه حاوي ۱۰تا۲۰ درصد مواد آلي و مابقي نيز به تساوي از سن وسيلت باشد .
  • بازدید : 76 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فرایند خارج کردن آب سطحی اضافی و مدیریت سفره آب زیر زمینی کم عمق از طریق نگه داشت و دفع آب و مدیریت کیفیت آب برای رسیدن به منافع دلخواه اقتصادی و اجتماعی است، در حالی که محیط زیست نیز حفظ شود. 
زهکشی در گذشته های دور: 
زهکشی کشاورزی، بنا به عقیده سازمان خواروبار و کشاورزی جهانی، نه هزار سال پیش در بین النهرین آغاز شد. در آن هنگام لوله به کار برده نمیشده بلکه به احتمال زیاد از سنگ و سنگ ریزه و شاخه و برگ گیاهان بهره گیری می شد
اولین لوله های زهکشی حدود چهار هزار سال قدمت دارند. در اروپا اولین زهکشی زیرزمینی حدود دو هزار سال پیش نصب شده است. 
در کتابی که در حدود سه هزار سال پیش در چین نگاشته شده، نقشه هایی از سیستم زهکشی مشاهده می شود. هرودت در حدود ۲۴۰۰ سال پیش اشاره هایی به کاربرد زهکشی در درده نیل دارد. 
زهکشی مدتی در جهان به فراموشی سپرده شد تا اینکه در ۱۵۴۴ در انگلستان دوباره زندگی جدیدی یافت. اولین تنبوشه ساز سفالی در ۱۸۴۰ در انگلستان به کار گرفته شد. در آمریکا زهکشی لوله ای در دو سده پیش آغاز شد. 
زهکشی در گذشته های نزدیک: 
زهکشی زیر زمینی به شیوه امروزی اولین بار در سال ۱۸۱۰ میلادی در انگلستان به کار گرفته شد و بتدریج به سایر نقاط اروپا رفت. با اختراع تنبوشه ساز سفالی (۱۸۴۰)؛ روند توسعه زهکشی در اروپا تسریع شد. زهکشی در اوایل دهه ۱۹۶۰، با پیدایش لوله پلاستیکی با دیوار صاف و نازک، سپس با ابداع لوله های کنگره دار شتاب قابل ملاحظه ایی یافت. در حوالی سال ۱۹۷۰ استفاده از ماشین های زهکشی آغاز شد و شتاب بیشتری به توسعه زهکشی زیرزمینی داد. کاربرد فرستنده و و گیرنده های لیزری، دقت در کنترل نصب زهکشی ما را افزایش داد. 
زهکشی در ایران: 
احداث اولین شبکه های نوین  آبیاری و زهکشی در دهه ۱۳۱۰ در جنوب کشور صورت گرفت و اولین زهکشی روباز با استفاده از ماشین در حوالی سال ۱۳۳۵ در شاوو خوزستان ساخته شد. در سال ها ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ اولین شبکه زهکشی زیر زمینی با استفاده از لوله های سفالی در دانشکده کشاورزی دانشگاه جندی شاپور (شهید چمران) واقع در رامین اهواز در وسعتی حدود ۵۰۰هکتار با نیروی کارگری به اجرا در آمد. 
در همین سال ها بود که اولین ماشین زهکشی وارد کشور شد. اولین طرح بزرگ زهکشی به وسعت ۱۱۰۰۰ هکتار در هفت تپه به اجرا درآمد. سپس زهکشی اراضی کشت و صنعت کارون و همزمان با آن زهکشی اراضی آبخور سد و شمگیر در گرگان آغاز شد. دشت های مغان، دالکی در بوشهر، زابل، میان آب، بهبهان، طرح های هفت گانه توسعه نیشکر در خوزستان از جمله طرح های بزرگ دیگری هستند که اجرای آنها به اتمام رسیده است. 
  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

یکی از مسائلی که امنیت جامعه را با خطر مواجه می کند، بروز جرایم مختلف از جمله مواد مخدر است. این معضل پس از شیوع و رواج یافتن در یک کشور در داخل شهرها نیز رسوخ نموده و امنیت شهری و جامعه را تهدید می کند. پژوهش حاضر به منظور و با هدف«بررسی جغرافیایی پدیده مواد مخدر در کلان شهر تهران» به روش توصیفی- تحلیلی، به شناسایی نقاط و محلات مهم بروز جرم در مورد پدیده مواد مخدر، انجام شده است. در این راستا سه فرضیه مطرح شده است، مبنی بر این که :۱- مناطق حاشیه ای شهر تهران از مهمترین کانون های توزیع و مصرف مواد مخدر به شمار می روند.۲-موقعیت مکانی برخی مناطق شهر تهران در بروز جرائم ناشی از مواد مخدر تأثير گذارند.۳-نيروي انتظامي، در رابطه با برقراري امنيت و مبارزه با مواد مخدر، کنترل هماهنگ دارد. برای بدست آوردن اطلاعات و آمار مربوط به پدیده مواد مخدر از آمار حاصله از اطلاعات پلیس مبارزه با مواد مخدر در شهر تهران و دیدن فضاها و معتادانی که به طور محسوس در جامعه وجود دارد، استفاده شده است
        بدون شک رابطه ای منطقی بین پدیده مواد مخدر با شرایط و ویژگی های جغرافیایی شهرها وجود دارد. از آنجاییکه وظیفه دانش جغرافیا درک رابطه میان پدیده های اجتماعی با عوامل طبیعی است، بنابراین پدیده مواد مخدر را می توان به عنوان یک موضوع جغرافیایی مورد بررسی و مطالعه ی علمی قرار داد.در دنياي امروز از جنبه سياسي و امنيتي به جغرافيا نگريسته شده و كشورها سعي دارند از مقوله جغرافيا در راستاي ارتقاي امنيت عمومی، مقابله با انحرافات اجتماعی و توسعه ملی نهايت استفاده را ببرند. جغرافيا به دو حوزه مهم و اساسی یعنی مطالعه محيط و مكان پرداخته و به جغرافياي انساني و طبيعي تقسيم مي‌شود. با توجه به بروز جرم‌هاي بسيار از جمله مواد مخدر در سطح شهر تهران و گسترده بودن محيط جغرافيايي تهران، پديده مواد مخدر شكل گسترده و وسيعي به خود گرفته كه نيازمند اتخاذ سياستهاي امنيتي حساس‌تري مي‌باشد كه مبارزه با آن توجه بيشتر نيروي انتظامي را در راستاي برقراري امنيت شهر تهران به خود جلب مي‌كند و محيط جامعه نيازمند برقراري امنيت درسطح شهر تهران مي‌باشد. 
  رشد سریع شهر نشینی در کشورهای در حال توسعه، موجب مشکلات اجتماعی حادی شده است. تهران که در ابتدا شهری کوچک با چند دروازه و محله مشخص و محدود بود، امروزه به یکی از کلان شهرهای جهان تبدیل شده که با افزایش مهاجرتهای بی رویه روزافزون، در آینده ایی نه چندان دور با انفجار جمعیتی مواجه خواهد شد. هر چند که اکنون نیز این پدیده تا حدی به وقوع پیوسته و فشار ناشی از افزایش جمعیت، گرانی و مسکن، بسیاری را به محلات و شهرکهای اطراف کشانده است. حاشیه نشینی از جمله عواملی است که به دلیل فقر اقتصادی و عدم دسترسی مهاجران به مشاغل اقتصاد شهری، تأثیر بر بوجود آمدن مشاغل کاذب، بروز جرم و خلاف گشته است و بسیاری از این محلات یا مخفیگاه انواع فعالیتهای غیرقانونی است یا منشاء بروز معضلاتی از جمله و مهمتر مواد مخدر می باشد. مواد مخدر در مقایسه با سایر جرایم می تواند عامل فریبنده ایی برای بدست آوردن درآمد بیشتر بوده و افراد زیادی را تحت شمول قرار دهد. اما آنچه مسلم است، در محلات حاشیه نشین این پدیده علاوه بر علنی بودن بین افراد در سطح کوچکی انجام می شود، چرا که این محلات همواره مورد توجه و بازرسی مأموران ناجا می باشد. باندهای بزرگ و مخوف این عامل همواره در سطح شهر پخش بوده و با رعایت ظاهری بس گمراه کننده و حتی آبرومند به فعالیت خود ادامه می دهند. پس به طور یقین نمی توان گفت که حاشیه نشینی کانون پدیده مواد مخدر است، حاشیه نشینان آلوده این معضل هستند. نه آلوده کننده. با توجه به این مهم این تحقیق درصدد بررسی پدیده مواد مخدر در سطح شهر تهران می باشد و به دنبال پاسخ یافتن به این سؤال اساسی است که آیا معضل مواد مخدر در تمامی شهر تهران شیوع و گسترش دارد؟ چه نوع موادی در محلات مختلف استعمال و رد و بدل می گردد و جغرافیای محیطی آن محل چه رابطه ایی با این پدیده دارد؟ و عملکرد نیروی انتظامی برای برچیدن این معضل چگونه بوده است؟

پرسش های  تحقيق:
۱٫ آیا مناطق حاشیه ای شهر تهران از مهمترین کانون های توزیع و مصرف مواد مخدر به شمار می روند؟ 
۲٫ آیا موقعیت مکانی برخی مناطق شهر تهران در بروز جرائم ناشی از مواد مخدر تأثير می گذارند؟
۳٫ آیا نيروي انتظامي، در رابطه با برقراري امنيت و مبارزه با مواد مخدر، کنترل هماهنگ دارد؟ 
فرضيه های تحقيق:
۱٫ مناطق حاشیه ای شهر تهران از مهمترین کانون های توزیع و مصرف مواد مخدر به شمار می روند.
۲٫ موقعیت مکانی برخی مناطق شهر تهران در بروز جرائم ناشی از مواد مخدر تأثير گذارند.
۳٫ نيروي انتظامي، در رابطه با برقراري امنيت و مبارزه با مواد مخدر، کنترل هماهنگ دارد. 

اهميت و ضرورت تحقيق:
     امنیت اجتماعی اصطلاحی است مشعر بر فقدان تهدید به هنجارها و  ارزشهای اجتماعی. وضعیتی است که در آن ارزشهایی که از دید تصمیم سازان برای بقا و بهتر زیستن جامعه حیاتی است، مورد حمایت و تقویت قرار می گیرند. مفهوم امنیت مصادیق خود را از گفتمانهای گوناگون می جوید، از این رو پیوسته مشمول عدم ثبات و سیالیت شکلی و ماهوی است. از چنین منظری است که گفتمان های امنیتی هر جامعه، از درون داده های تحمیل شده از محیط داخلی و خارجی سیستم تأثیر می پذیرد. با بروز متغیرهای نو، امنیت نیاز به باز تعریف دارد. محیط امنیتی، چارچوبی فضایی و مفهومی است که هر کشور بر اساس ارزشهای حیاتی و منافع ملی خود تصور می کند. این چارچوب در زمانهای مختلف تابع متغیرهایی چون ساختار نظام بین الملل، تحولات فن آوری، نظام ارزشی، قدرت ملی، نگرش هیئت حاکمه به تهدیدات امنیتی، نحوه پراکنش استقرارگاههای انسانی، زیرساختهای اقتصادی، ارتباطی و مناسبات درون ملی و فراملی است. یکی از تهدیدات امنیتی افزایش جمعیت و بوجود آمدن تقاضای انسانی برای ادامه بقا می باشد که انسان ها را با مشکلات مواجه کرده و در این راستا زمینه بروز جرم فراهم می گردد.با توجه به گسترش روزافزون شهرنشيني، گسترش محيط‌هاي جغرافياي انساني، نا امني و بروزپدیده مواد مخدر در برخي از مناطق خاص(مانند مناطق حاشيه نشين شهر) و سطح شهر تهران، شدت گرفته و لزوم مبارزه با آن تاكيد مي گردد 
يكي از نهادهاي مهم برقراري وحفظ امنيت در كشور نيروي انتظامي است.به تعبيري روشنتر، نيروي انتظامي پيشاهنگ نهادهاي تامين امنيت در كشور محسوب مي شود. به طور كلي مي توان امنيت ملي را شرايط و فضايي (ملي و فراملي)دانست كه يك ملت طي آن قادر است اهداف و ارزشهاي حياتي مورد نظر خود رادر سطح ملي و بين المللي گسترش دهدو يا حداقل انها را در برابر تهديدات بالقوه و بالفعل عوامل داخلي و خارجي حفظ نمايد.(ربیعی، ۱۳۸۳: ۱۱).
ازاين رو مباحثي مانند خرابكاري، تروريسم، شورش، مواد مخدر، مبارزه با قاچاق و برخي از مسائل مرزي مرتبط با امنيت داخلي در حيطه وظايف نيروي انتظامي است و درحوزه امنيت داخلي طرح مي شود. برخي از نويسند گان با عطف به اين وجه از امنيت ملي  يعني امنيت داخلي و در پيوند با وظايف و كاركردهاي سازمان پليس از مفهوم امنيت انتظامي نام برده اند و آن را امنيتي دانسته اند كه  از طريق انتظام بخشي امور جامعه به دست مي آيدو وجهي داخلي دارد. معمولاً در ‌‌‌‌كشورهاي جهان اين نوع امنيت، توسط نيرويي تامين مي شود كه نام پليس بدان اطلاق مي شود.از اين رو وظايف پليس و نيروي انتظامي در كليت خود همواره مسئول و مدير انتظام بخشي به امور داخلي بوده و كمتر به مسائل خارج از مرزها توجه كرده است. (افتخاري ۱۳۸۱: ۵۰). 


اهداف تحقيق: 
   هدف اصلي، بررسی جغرافیای پدیده مواد مخدر در کلان شهر تهران، می باشد.
اهداف فرعي، شناسايي منطقه جغرافیایی و شناسايي عوامل توزیع مواد مخدر در جهت مبارزه با علل و ريشه آنها در راستاي برقراري امنيت اجتماعي، از اهداف فرعي تحقيق مي‌باشد.

روش تحقیق:
روش تحقیق توصیفی-تحلیلی می باشد.  

ساختار تحقیق:
    از آنجایی که دیدگاه این تحقیق ، دیدگاه تحلیل فضایی است و به بررسی موقعیت مکانی، وسعت، تراکم، بافت و جهت و فاصله می پردازد، ساختار این تحقیق نیز براساس دیدگاه  تحلیل فضایی به تحلیل مناطق شهر تهران می پردازد. لذا بدین ترتیب پایان نامه در ۵ فصل تدوین گشته است.
فصل اول: کلیات (مقدمه، بیان مسئله، اهداف، فرضیه ها و روش و نوع تحقیق).فصل دوم: مفهوم شناسی و چهارچوب نظری تحقیق می باشد.فصل سوم: تاریخچه شهر تهران و حاشیه نشینی، فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق.فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات می باشد.

روش گردآوري آن: 
 اطلاعات مربوط از روش کتابخانه ای استفاده شده است، به صورت استفاده از کتابهای معتبر، منابع و آمارهای مستند و سایت های اینترنتی.
  • بازدید : 76 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در اصطلاح نوسنگی یعنی دوره انتقال از گرد آوردی شکار به تولید غذا می باشد، دوره ای که بشر دچار تحول و دگرگونی در فناوری تولید غذا(کشاورزی) ، معماری ، تولید سفال، اهلی سازنده، شد ، که این روند را می توان در گستره هلال حاصلخیز جست.
به دلیل نامناسبی شرایط زیست محیطی منطقه، ناامنیتی را برای بقای زیست به وجود آورد که این عامل نیازی را  می طلبید تا بشر این چالش ها را پر کند و در مضیقه قرار گرفتن محتیاجات زندگی، مسبب یکسری ابداعاتی شد که این تحولات را می توان از دوره فراپارینه سنگی پیدا کرد که با تجربه اندوزی که بشر کرده بود توانست زمینه یکسری از تحولات شود.با توجه به مطالعاتی که باستان شناسان بر روی گرده های دریاچه زریبار در کرمانشاه انجام داده اند شرایط دما و بارش نوسنگی را مطلوب عنوان کرده اند 
قدیمی ترین نمونه های تحولات کشاورزی را در شرق مدیترانه (لوانت) جستجو کرد، چرا که شواهد وجودی از سایت دوره فراپارینه سنگی در حوالی ۱۱۰۰۰ سال را نشان می دهد که اولین قدم کشاورزی در آن تجربه شد.
آغاز نو سنگی در ایران در حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش آغاز شد که کم کم با استقرار در دامنه ها و بعد در دشت ها فرآیند اهلی کردن گیاهان و نباتات را در این برهه زمانی جست که اهلی کردن بز و گوسفند را در شمال بین النهرین و مناطق زاگرس واهلی سازی خوک و سگ و گاو را در آناتولی و حوالی شمال بین النهرین صورت گرفت، و مهمترین اقتصاد معیشتی دوره نوسنگی را گیاهان چون گندم ، جو، عدس  و حیواناتی چون بز، گوسفند ، خوک، گاو تشکیل می دادند. که این گستره کم کم در کل جهان شمول را دربر گرفت.
تحولات و ابداعات در دوره نوسنگی را می بایست بر پایه مقتضیات زمانی و مکانی مناطق مطالعه کرد زیرا هر منطقه دارای شرایط خاص خود است و این فرآیندهای آغازین نوسنگی را با توجه به تحولات و ابداعات مردمان آن منطقه مطالعه کرد. 
حفریاتی که باستان شناسان خارجی و داخلی در محدوده هلال حاصلخیز انجام داده اند کم و محدود است وبا توجه به گزارشات و مقالات آنها یک شبهه ای در میان آنها وجود دارد که تحلیل کلی در آنها دیده نمی شود چرا که هر داده سایت ها در هر منطقه ای دارای شرایط خاص محیطی منطقه و مردمان آن وابسته است و با توجه به کمبود حفریات و شرایط خاص پراکندگی سایتها تحلیل درستی تا به امروز نشده است. و این هماهنگی بستگی به حفریات سایت های آتی و تحلیل بازنگری مجدد در آنها می بایست انجام داد و با مطالعه این فرآیند ها می توان به بعد معیشتی و فرامعیشتی دوره نو سنگی پی برد که تا حدودی از وضعیت ساختاری در سایت های بزمرده، گوران، آسیاب، جارمو، کریم شهیر، شانیدر، زاوی چمن بوده است(نقشه شماره ۱)
طرح سوال:
۱- چه معیاری باعث تحولات و ابداعات در دروه نو سنگی شده است.
۲- نقش محوری انسان درفرآیند نوسنگی شدن چه بوده است.
۳- آیا دگرگونیها و نواوریهای بنیادی تکنولوژی و معماری با معیشت کشاورزی آغاز شد.
با توجه به این کمیت ها این نگارنده سعی نموده با توجه به مطالعات کتابخانه ای و در ارتباط با اسناد و مدارک مقالات سعی در پایان از جناب دکتر روح الله یوسفی که این نگارنده رادر جهت نگرش به موضوع تحقیق یاری کرده است کمال تشکر را دارم و از مسئول کتابخانه موزه ملی و مسئول کتاب خانه پژوهشکده ومسئول کتابخانه بریتانیا که این نگارنده رادر جهت فراهم کردن و دردسترس قراردادن منابع تحقیق مطالعه آنها و عکاسی از طرح ها، و نقشه ها سپاسگزاری از آنها را برخورد لازم می دانم.
حامد یوسفیان
محیط زیست در مناطق کوهستانی زاگرس در غرب ایران
۱- منطقه زاگرس مرتفع:
این منطقه از طریق جاده ای که بغداد را از راه کرمانشاه- همدان به فلات مرکزی ایران پیوند می دهد به دو منطقه شمالی و جنوبی تقسیم شده است که هر یک محیط زیست ویژگیهای جغرافیایی خود را دارد دامنه کوهها را پسته و بلوط به صورت نسبتا متراکمی پوشانده است در شمال تقریبا کردستان ایران بارندگی نسبتا زیاد است اما به علت ساختار جغرافیایی و ناهموار بودن زمین آب کافی برای کشاورزی مقدور نیست.
دره های خاکی و قابل کشاورزی محدود و دور از یکدیگرند در جنوب و غرب لرستان امروزی میزان بارندگی بسیار پایینتر است و در واقع ارتفاع زیاد و زمستانهای سرد بستری خوبی برای کشاورزی نیست.
دره های کرمانشاه شاه آباد به دلیل میزان بارندگی و خاک حاصلخیز خوب حوضه کشاورزی را در این مناطق فراهم می کند.
۲-زاگرس درونی :
این منطقه بین کوههای مرتفع زاگرس و الوند قرار دارد و لرستان شرقی و دره های واقع در طول جاده ابریشم که از شرق کرمانشاه می گذشته است.
از ویژگی های بارز زاگرس درونی وجود دره های نسبتاً باز وسیع خاک خوب آن است. این دره ها عبارتند از بیستون، صحنه کنگاور، اسد آباد ، تویسرکان ، نهاوند و بروجرد.
در این منطقه کشاورزی با کمک آب باران در چند منطقه و بخشهای دیگر با آبیاری بهره کشی از زمین ممکن است.
۳- مناطق کوهپایه ای : 
این منطقه دامنه های غربی کوههای زاگرس را تشکیل می دهد و میزان بارندگی بالا که در جهت شرق این میزان به سمت کوهپایه ی زاگرس فزونی می یابد. کشاورزی دیم در سراسر منطقه عملی است و مرز میان کوهپایه ها و جنگلهای زاگرس مرتفع را مرغزارهای وسیعی می پوشاند.
۴- فلات ایران:
این منطقه در شرق کوههای الوند واقع شده است و میزان بارندگی در دشت همدان محدود است. کشاورزی دیم تنها در قطعات جدا افتاده از یکدیگر صورت می گیرد و کل منطقه مناسب برای گله داری است و در شرق همدان کویر مرکزی ایران واقع شده است و کشاورزی و نقاطی در دامنه جبهه جنوبی البرز و جبهه شرقی سلسله جبال زاگرس محدود می شود.



۵- حوزه دریاچه ارومیه:
 در این منطقه میزان بارندگی زیاد است که علاوه بر باران، رودها و نهرهای دایمی که در منطقه جاری است. منبع مهمی را برای کشت آبی فراهم می سازد درختان بلوط و پسته در شیبهای تند غربی دیده می شود.
عوامل تغییراتی در روند پیش از تاریخ حوزه ایران را می توان از دو بعد نظاره کرد.
۱- استفاده بیش از حد از مراتع  ودرختان جنگلی ۲- پس از پایان عصر پالیستوسن دگرگونیهایی در وضعیت اقلیمی و شرایط محیطی منطقه را به وجود آورده است.
به نوشته رایت درباره محیط زیست طبیعی ایران چنین نوشته است.
ازطریق مطالعات پژوهشگران که از طریق مطالعات ژئومورفولوژیک در ارتفاعات زاگرس و مناطق کوهپایه ای آن بدست آمده بود معتقد بودند که از طریق ده هزار سال پ . م صرف نظر از داخل و تصرفات انسانی در محیط طبیعی منطقه دگرگونی چندان حاصل نشده است. احتمالاً در حدود ده هزار سال پ . م مناطق کوهپایه ای دامنه های غربی کوههای زاگرس با صورت پراکنده درختان بلوط و پسته می روییده و هم در این ناحیه و هم در دشتهای پر آب شمال بین النهرین علفزارهای انبوهی وجود داشته است.
دگرگونی محیطی به عنوان عامل احتمالی عمده در جابجایی مشهود فرهنگی و اقتصاد ناچیز شمرده و آن را به حساب نمی آورد.(تصویر شماره ۱)
به نوشته آقایان مکاردررایت و زیست و وابسی لیکووا درباره شرایط زیست محیطی ایران چنین گفته اند:
اما اطلاعات اخیر که بر اساس چندین نمونه های کربن از آبهای شیرین دریاچه های واقع در منطقه زاگرس انجام گرفته تصویر قابل توجهی از شرایط اقلیمی زیست محیطی منطقه داده است که تغییر عمومی و تدریجی از وضعیت سرد و خشک به هوای گرمتر و مرطوبتر بین اواخر عصر پالیستوسن تا حدود سال ۳۵۰۰ ق. م در منطقه زاگرس و منطقه همسایه رخ داده است و قبل از حدود سال ۱۲۰۰۰ ق.م هوا تدریجاً گرمتر و مرطوبتر که پیدایش درختان بلوط و پسته را در منطقه مشاهده می کنیم و در حدود ۹۰۰۰ ق.م سه حادثه مهم در وضعیت محیطی منطقه رخ می دهد مناطق وسیعی مبدل به علفزارهای متراکم می شود شمار درختان بلوط یکباره زیاد می شود و گیاهی خاص با نام پلانتاگو در زمینهای کشاورزی پدیدارمی شود.
بین سالهای ۳۵۰۰-۶۰۰۰ ق. م حجم گروه بلوط افزایش می یابد و از حجم گیاهان و پسته کاسته می شود و وضعیت آب و هوای محیط زیست در مناطق کوهستای زاگرس از اواخر دوران عبید حدود ۳۵۰۰ ق.م به صورت امر روزی در آمده باشد.(مجید زاده، ۱۳۸۵، ه.ش ص ۸۶-۷۹)
دهلران:
این جلگه پست در دامنه کوههای زاگراس واقع شده است و مناطقی چون دشت دهلران، دشت شوشان ، دشت رامهرمز را در میان گرفته است تغییرات اقلیمی این سرزمین بسیار شدیداست. تابستانهای این منطقه به دشت گرم و خشک با دمایی تا ۵۰ درجه سانتیگراد است در زمستان بندرت یخبندان می شود و بادهای سرد شمالی بر شدت افزایش ابرها و سرمای زمستانی منطقه می افزاید. میزان بارش در منطقه دارای نوساناتی است که این بارش بر ارتفاعات افزوده می شود که در بخش بالایی جلگه ۳۰۰ میلیمتر در سال است که در ماههای دی تا فروردین به اوج خود می رسد اگر متوسط باشد برای کشت دیم مناسب است ولی در صورتی که زمان بارش بازمان کشت و زرع هماهنگی نداشته باشد کافی نیست و اگر بارندگی با آبیاری همراه نباشد محصولات فقط از حدود ۵۰ درصد زمان بارش استفاده خواهند کرد.
دشت دهلران:
دشت دهلران حدود شصت کیلومتری غرب شوش در ارتفاعاتی کمی بلندتر از حد متوسط دشت دهلران واقع شده است. دشت دهلران اساساً بین مهمه و دوایریچ و بین دامنه کوههای زاگرس و جبل حمرین در نزدیکی مرز عراق واقع شده است و دارای ۵ محوطه می باشد که عبارتند از علی کش، چغاسفید، تپه سبز، فرخ آبادو موسیان.
نخستین بار گروه باستان شناسی در سال ۱۹۰۳ م از دهلران بازدید کردند که در سال ۱۹۰۵ م گروه فرانسوی گوتپه و لمپر در موسیان خزینه و علی کش و هول و فلانری ۱۹۶۲ م در علی کش و در موسیان ، علی کش و سبز(هول، فلانری ونیلی، ۱۹۶۹ م و درچغاسفید هول ۶۹-۱۹۶۸ م در فرخ آباد هنری رایت ۱۹۶۸ م و خفاری و بررس کرده اند.
در دهلران زمین و ریخت شنای مایکل کرکبای ۷۷-۱۹۶۷ م بود و هول در سال ۱۹۷۳ م در بخش شمال دشت به جستجوی اردوگاههای کوچ نشینی پرداخت و رنفر وجود ابسیدین در ارتباط با دریاچه وان در سال ۱۹۷۴ م پرداخت. بایستی ۱۳۸۶و ص ۶۸-۶۳ 
هیات باستان شناسی فرانسوی با توجه به بررسی انجام گرفته بقایای سنگ چخماق که نوع فلينت را مشخص کردند و در سال ۵۹-۱۹۵۸م دوره نئولتیک را هول و فلانری بررسي كرده اند و درسال ۱۹۶۲ م تپه علی کش توسط فلانری انجام گرفت و آدام ۱۳۰ سایت پیش از تاریخ در شوش شناسایی کرد ۱۹۶۲ انجام گرفت.
حفاری در تپه علی کش، تپه سبز، تپه موسیان ۱۹۶۵ م توسط هول و فلانری انجام گرفت هول گفت که سازمان اجتماعی گذشته بر پایه ای از دانسته های محیط و پیرامون  والگوی استقراری و اندازه جمعیت، تقسیمات کاری، تجارت و تخصصی صنعتی می باشد.
مطالعات در دهلران نشان داد که اهل سازی در حوالی ۷۰۰۰ ق.م به صورت تدریجی جایگزین شد و آبیاری و زمین های کشاورزی و اهلی سازی گاو ۵۰۰۰ ق. م آغاز شد.
بر اساس نوشته کون :اهلی سازی بز مقدم بر اهلی سازی گاو وقفه ۲۰۰۰ ساله داشته است.(SINGH 1974.P182.183)
بزمرده:
تپه علی کش در حدود ۲۱۵ کیلومتری غرب منطقه موسیان قرار دارد.
علی کش تپه مدوری که قطر آن در حدود ۱۳۵ متر با ارتفاع ۴ متر بالاتر از محیط اطراف دشت واقع شده است و ضخامت نهشته های فرهنگی آن ۷ متر می باشد.
در علی کش سه دوره فرهنگی مشخص شد که از قدیم به جدید به ترتیب دوره بزمرده – علی کش و محمد جعفر نامیده شده اند که هر یک از مراحل به دو دوره با حروف لاتین مشخص شده است. 
معماری:
دوره بزمرده C2:
اج دیوارهای دو اطاق با یک انبارک، فرش چین شدن راهروها با قلوه سنگها، خشت ها بدون شاموت و دیوارها بدون قفل و بسته ارتفاع دیوارها ۶۰ سانتیمتر باقی مانده بود که به ضخامت ۵ تا ۱۰ سانتیمتر که کف اتاق ها با ملاط گل کوبیده شده بودند و عرض ورودی اتاق ها حدود ۱ الی ۱۰ سانتی متر بود و ضخامت این آثار ۱ متر و تا سطح خاک = تا ۲۰ سانتی متر زیر سطح تپه دامه داشت.
C1 آثار و بقایای به جاما شد مانند دوره ی قبلی بوده است.(ملک، ۱۳۸۲، ه.ش ص)
خانه های کوچک خشتی به ابعاد ۵/۲×۲ متر می باشد این خانه ها به نظر می رسد که بهتر از خانه های گوران ساخته شده است که تنها قابل مقایسه با گنج دوره می باشد.
اندازه خشتهای خام ۱۰×۱۵×۲۵ سانتیمتر است و کف خانه ها با اندود گل بوده است.
اقتصاد (معیشت):
معیشت نشان بر پایه کشاورزی ودامداری و حتی شکار به طور کم دیده می شود مجموعه دانه هایشان از پهنای مختلفی از لوبیا و عدس و گیاهان وحشی چون گندم ایمر وجود و ردیفه که بومی خوزستان بودند و گندم وحشی اینکرن بومی منطقه نبود و حبوبات با داس های چخماقی در و ماشه و گند آسیاب باری خرمن کوبیدن استفاده می شد.
نسبت بز به گوسفند زیادبود.
مردمان بز مرده همچون غزال گورخر، گاو وحشی و گراز وحشی را شکار می کردند و از جانوران آبزی چون ماهی کپور، گربه ماهی، صدف دو کفه ای و لاک پشت استفاده و بهره برداری می کردند.(SING 1974 76.PP.183-185) 
بافت معیشتی مرده به دلیل فراوان بودن، رژیم غذایی در منطقه دهلران نشان از یک نوع عدم وابستگی به رشته کوههای زاگرس دیده می شود.
هل باک دانه های بدست آمده از این دوره را که حدود ۴۵۰۰۰ دانه بود تجزیه نمود که ۱۰/۹ دانه ها را سبزیجات با دانه و علفهای وحشی بومی شمال خوزستان تشکیل می دادند که بطور سیستماتیک از یونجه وحشی- ماش – جود و سر…استفاده می کردند و از طریق دانه های کربنیز شده اینطور استنباط کرد که زمینهای کشاورزی می بایست در کنار حاشیه مردابها واقع شده باشند. اغلب بزهای خورده شده جوان و نر بودند  وگوسفند کم داشتند و یک عدد جمجه گوسفند در کف اتاق بدست آمد و قدیمی ترین مکانی که گوسفند اهلی شد.
به دلیل وجود کمبود فراورده های دی کربناتی وابستگی به زندگی شبانی روی آوردند که غلات کشت شده ۳% و شبدر و یونجه ۵۹ % و کشتار بز و گوسفند ۶۷% و جمع آوری علف های وحشی ۱۵% بوده است.
ابزار:
از ۴۰۰۰۰ قطعه سنگ ۱۵ هزار قطعه تیغه و سنگ چخماق ۲۳۰۰۰ قطعه خرده های تراشه سنگ مادر، ۱۵۹ قطعه تراشه ابزار، ۱۲۱۶ قطعه میکرولیت و شکاف دهنده ها وسته ها تشکیل می داد و تعدادی قلم حکاکی و سنگ های سابنده خرد کننده کروی شکل … بدست آمد. اشیاء تزیینی استخوانی و صدفی شامل دندان گراز ، صدفهای سه گوش سوراخ شده درفش استخوانی و سوزن بوده است.
از لحاظ ابزار سازی و معماری دوره بزمرده پیشرفته تر از کریم شهر بوده است تفاوت اساسی کریم شهیر وبزمرده تیغه های سنگ ابسیدین است.(فاضلی، ۱۳۸۰، ص ۲۵-۲۰)
ابزار سنگی میکرولیت ، تیغه مته، قلم حکاکی، تراسه و ابزار کلنگی نیز مشاهده شد که جنس آنها از فلینت بوده است. 
  • بازدید : 93 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مسافرت و صنعت جهانگردی به عنوان بزرگترين و متنوع ترين صنعت در دنيا به حساب مي آيد. بسياری از كشورها اين صنعت پويا را به عنوان منبع اصلي درآمد، اشتغال، رشد بخش  خصوصي و توسعه ساختار زيربنايي مي دانند. بويژه در كشورهاي در حال توسعه كه شكل هاي ديگر توسعه اقتصادي مثل توليد يا استخراج منابع طبيعي، از نظر اقتصادي به صرفه نيست، يا نقش چندان مهمي در صحنه تجارت و بازرگاني ندارد. به توسعه صنعت گردشگري توجه زيادي  مي شود. بنابراين ترديدي نيست كه همه كشورهاي جهان تلاش مي كنند تا در رقابتي تنگاتنگ در پي بهره گيري از مزاياي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي برآمده و سهم بيشتري از درآمد و بالا بردن سطح اشتغال ناشي از بهينه سازي اين صنعت خدماتي در كشور خود داشته باشند.
بيان مسأله:
امروزه صنعت توريسم در دنيا يكي از منابع مهم درآمدزايي و در عين حال از جمله پارامترهاي مؤثر در تبادلات فرهنگي بين كشورها مي باشد. در اين ميان كشور ايران با يك قدمت تاريخي چندين هزارساله و وجود جاذبه هاي سياحتي و زيارتي از جمله مراكز مهم توريستي جهان مي باشد. در اين راستا استان آذربايجان شرقي داراي جاذبه هاي طبيعي، تاريخ، فرهنگي و هنري مي باشد كه شامل: كوهها، دشتها، درياچه ها، قلعه ها، بناهاي قديمي و مذهبي همراه با شبكه ارتباطي شوسه، راه آهن و هوائي اهميت توريستي اين استان را نشان مي دهد. و در اين ميان منطقه كليبر داراي جاذبه های  مطلوب و كم نظير در جهت جذب جهانگردان مي باشد كه تا به حال با اين همه استعداد و پتانسيل در اين زمينه مورد بي توجهي قرار گرفته است و به صورت يك ضرورت براي تحقيق مي باشد.
ورود جهانگردان به منطقه كليبر مي تواند منافع زيادي در برداشته باشد. و منطقه را متحول سازد. چه از بعد اقتصادي و چه از بعد فرهنگي و اجتماعي، از لحاظ بعد اقتصادي باعث افزايش درآمدهاي ارزي، افزايش تحرك در صنعت جهانگردي و ايجاد زمينه هاي اشتغال،گسترش مبادلات با خارج از كشور كمك به گسترش بخشهاي اقتصادي وابسته به جهانگردي تسريع در روند عمراني شهر خواهد شد. از لحاظ بعد فرهنگي باعث تسريع در تعالي فرهنگي شهر، معرفي فرهنگ و تمدن و جلوه هاي طبيعي منطقه و استان حفظ ميراث فرهنگي و تاريخي شهرستان نقش به سزائي دارد. از لحاظ بعد اجتماعي باعث توسعه متعادل اجتماعي شهر، در هم شكستن فاصله هاي اجتماعي، رفاه فراگير و همه جانبه در شهر، بهسازي سلامت رواني شهر، و با توجه به ارتباطات سريع اجتماعي و جغرافيايي ضمن افزايش آگاهي هاي ملي در مورد نحوه زندگي، باورها، آداب و رسوم و سنتهاي اقوام مختلف بستر مناسبي براي تحكيم و پيوند هر چه بيشتر مردم و همبستگي بيش از پيش ملي را فراهم مي كند.
اين پژوهش در دو سطح ا نجام مي شود: يكي سطح توصيف و ديگري سطح تبيين آنچه به عنوان پرسش آغازين مطرح است اينكه چرا در شهرستان كليبر صنعت جهانگردي رونق چنداني نداشته (چرا  منطقه كليبر با قدمت چندين هزار ساله و داشتن جاذبه هاي توريستي بي نظير در جهت جذب جهانگردان به صورت ناشناخته باقي مانده است) و چه عواملي بر اين مسأله تأثيرگذار بوده است و از طرف ديگر به معرفي توانها و پتانسيل هاي توريستي شهرستان كليبر مي پردازيم.
در واقع اين پژوهش به دو قسمت اساسي تقسيم مي شود:
۱- قسمت اول پژوهش به معرفي توانها و پتانسيل هاي توريستي شهرستان كليبر مي پردازد. براي بدست آوردن اطلاعات در مورد جاذبه هاي توريستي از طريق روشهاي توصيفي، كتابخانه اي، و مشاهده و عكسبرداري به معرفي جاذبه هاي توريستي شهرستان مي پردازيم.
۲- قسمت دوم پژوهش به دنبال يافتن موانع و عدم جذب جهانگردان (از طريق يافتن عوامل جذب و دفع جهانگردان) به شهرستان كليبر مي باشد. براي پاسخ به اين پرسش جامعه آماري ما را مسؤلان شهري شهرستان كليبر تشكيل مي دهد.
 
(۱-۳)-اهميت و ضرورت تحقيق:
قرن بيستم همراه با دگرگونيها و تحولات عميق سياسي، اجتماعي، اقتصادي، علمي درون خود سده انقلاب جهاني توريسم است. انقلابي در صنعت توليد بازرگاني و تبليغات توريسم كه اين صنعت را از زمره بزرگترين و سودآورترين صنايع درآورده است.
افزايش  عمومي درآمد كشورهاي صنعتي و پذيرفتن قوانين اجتماعي، پيشرفت صنايع حمل و نقل و كاهش هزينه هاي سفر ازجمله عواملي است كه باعث گسترش سيرو سياحت بين المللي مي گردد. سفر به ديگر نقاط مي تواند عامل مهم پيشرفت اجتماعي و فرهنگي تلقي شود. سفر عاملي است كه امكان برخورد تمدنها را فراهم مي آورد، به بهتر شدن نهادهاي آموزشي مي انجامد و انديشه هاي جديد و نو آوريها را پديد مي آورد و يا آنها را به ديگر سرزمينها منتقل   مي كند. آذربايجان در شمالغربي فلات ايران از نظر موقعيت جغرافيايي (اقليمي، طبيعي، انساني، فرهنگي، اقتصادي، تاريخي) يكي از غني ترين و جالب ترين استانهاي ايران و در رديف كلان استانهاي مورد توجه و علاقه محققان و گردشگران و مسافران داخلي و خارجي مي باشد و پيوسته ارزشها و پتانسيل هاي موجود در آذربايجان مورد نظر كساني است كه به اين ديار و سرزمين سفر مي كنند. 
در بررسي سابقه گردشگري و سياحتي منطقه ارسباران در صدها سال پيش اين منطقه بنا به گواهي و روايت تاريخ سياحان و مطالب مندرج در سفرنامه هاي جهانگردان اسلامي و اروپايي بيش از ساير شهرهاي ايران مورد توجه قرار گرفته است. حالا كه امكانات بالقوه در اختيار اين منطقه است و طبيعتش بسيار زيبا و آثار تاريخي اش ارزشمند و در رديف ميراث جهاني قرار دارد و غذا و آداب و رسوم و سنت هايش دلپذير است. بايد اين منطقه  را بهتر از آ ن چه هست آماده پذيرش جهانگردان نمود. و در هر شرايطي امكانات لازم را فراهم ساخت. تا سود بيشتري در كنار شناخت واقعي منطقه  عايد اين شهرستان شود. پس با وجود اين منابع غني و توانمندي هاي منطقه توسعه صنعت جهانگردي در اين منطقه امري  ضروري به نظر مي رسد و بررسی موانع موجود بر توسعه اين صنعت اهميت اين تحقيق را بيشتر مي كند.
از ميان برداشتن موانع و مشكلات موجود، در واقع راه را براي دستيابي به اهداف و مقاصد هموار مي كند. يك برنامه ريزي دقيق در اين راستا به دنبال يافتن راه حلهاي منطقي و قابل اجرا براي حل مشكلات و معضلات است. چرا كه محور اصلي اجراي برنامه هاي پيش بيني شده حذف موانع و مشكلات بازدارنده است . تنها از طريق رفع اين دشواريها و معضلات است كه صنعت جهانگردي شهرستان كليبر جايگاه خود را خواهد يافت و هدفها و ايده آلها قابل دسترسي خواهد شد.
پس چنانچه اين صنعت در شهرستان كليبر گسترش يابد مزاياي زيادي را از قبيل: گسترش زمينه اشتغال، توسعه و گسترش امور زير بنايي ، رونق وايجاد درآمد بيشتري براي مردم كسب درآمد ارزي، متعادل كردن توزيع درآمدها و…. به دنبال خواهد داشت.

(۱-۴)-اهداف پژوهش:
۱- به كاربردن اطلاعات و تكنيك هاي بدست آورده در دوره كارشناسي ارشد پژوهش علوم اجتماعي
۲- توجه و شناخت مشكلات و تنگناهاي شهرستان كليبر به عنوان يك منطقه از نظر توريستي ا عم از توريست گذري و توريست اقامتي
۳- بررسي وضع موجود و شناخت توانها و پتانسيل هاي شهرستان كليبر اعم از طبيعي، تاريخي، فرهنگي، مذهبي، اقتصادي و اجتماعي. 
۴- شناسايي عوامل مؤثر بر جذب و دفع جهانگردان به شهرستان كليبر
۵- دست يابي به علت هايي كه موجب شده است صنعت جهانگردي شهرستان كليبر نسبت به ساير شهرهاي ايران چندان رونقي نداشته باشد در حاليكه منطقه شهرستان كليبر نسبت به اكثر شهرهاي ايران داراي قدمت تاريخي و  جاذبه هاي جهانگردي فراواني است.
  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

استان اصفهان با مساحتي حدود ۱۰۵٫۹۳۷ كيلو متر مربع بين ۳۰ درجه و۴۳ دقيقه تا۳۴ درجه و۲۷ دقيقه عرض شمالي خط استوا و۴۹ درجه و۳۶ دقيقه تا۵۵ درجه و۳۱ دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان كه در مركز ايران واقع شده،از شمال به استانهاي مركزي،قم و سمنان؛از جنوب به استانهاي فارس و كهكيلويه و بويراحمد؛از شرق به استانهاي خراسان و يزد؛و ازغرب به استانهاي لرستان و چهار محال و بختياري محدود است. 
اصفهان منطقه نسبتاً كوهستاني وسيعي به مساحت ۱۹۷،۴۰۳ كيلو متر مربع است(به انضمام چهارمحال و بختياري) كه در مركز فلات ايران واقع شده. از شمال محدود است به نواحي كاشان و گلپايگان، از جنوب به آباده و بهبهان، از مشرق به شهرستان يزد، از مغرب به نواحي بختياري و حدود خوزستان. طول آن از زردكوه در خاك بختياري كه منبع زاينده رود است تا درياچه گاو خوني  تقريباً سيصد كيلومتر و عرض آن را از كوههاي قهرود كه حد شمالي آن است تا قريه امين آباد كه حد جنوبي آن و در خاك فارس واقع است۲۴۰ كيلومتر ذكر كرده اند.  وسعت استان اصفهان و شهرستانهاي تابعه آن به تفكيك به شرح زير است: 
استان اصفهان به استثناي چهارمحال وبختياري ۱۷۰،۳۹۶ كيلو متر مربع
شهرضا                                                         9،۲۵۶            «
شهر اصفهان                                                 24،۲۱۲         «
اردستان                                                        14،۲۴۰         «
فريدن                                                          7،۱۴۰           «
نائين                                                             46،۷۲۰        «
نجف آباد                                                     3،۶۰۴          «
شهر اصفهان امروز در جلگه سبز و خرمي در كنار زاينده رود واقع شده  و طول آن از مشرق به مغرب ۱۸ كيلومتر و عرض آن از شمال به جنوب۱۲ كيلومتر است(ما فروخي اصفهاني در قرن پنجم هجري طول و عرض اين شهر را چهارده فرسنگ در شش فرسنگ با هشت دروازه ذكر كرده و گفته است كه هشتصد پاره ديه و مزرعه دارد.)   
طول و عرض جغرافيايي ـ قدما اصفهان را به حسب طول و عرض از اقليم سوم گرفته اند. طول آن را از جزاير خالدات(عوم) و عرض آن را از خط استوا(لب) ذكر كرده اند. طول و عرض جغرافيايي آن بر حسب اندازه گيري بين المللي امروز از اين قرار است: طول شرقي آن از نصف النهار گرينويچ۵۱ درجه و۳۹ دقيقه و۴۰ ثانيه و عرض شمالي آن از خط استوا۳۲ درجه و۳۸ دقيقه و۳۰ ثانيه است. 
ارتفاع اصفهان از سطح دريا بين ۱،۴۷۵ تا ۱،۵۸۴ متر ضبط شده است. 
حداكثر ارتفاع استان اصفهان در شهركرد۲،۰۶۶ متر و حداقل آن در يزد ۱،۲۳۳ متر است. 
جلگه اصفهان در حدود ۳۰۰ متر از تهران بلندتر است و اختلاف ساعت آن با تهران ۲۰ ثانيه است. 
پستي وبلندي ـ اصفهان در مركز فلات ايران واقع شده و منطقه اي است نسبتاً كوهستاني كه از سمت مغرب در طول دره وسيعي كه بستر زاينده رود است به وسيله كوههاي مرتفع محصور شده. ارتفاع متوسط آن از سطح دريا ۱۴۷۵ متر و كوههاي آن از شمال غربي به جنوب شرقي كشيده شده. 
ارتفاع كوههاي اطراف اصفهان در حدود ۳۰۰۰ متر است و مهمترين رشته آن در جنوب غربي واقع شده كه جنس سنگهاي آن آهكي است و نقاط صعب العبور دارد. سرچشمه رودخانه هاي كارون و زاينده رود در اين قسمت است. 
سلسله كوههاي منطقه اصفهان از زردكوه بختياري كه آن نيز از شعبات كوههاي لرستان است منشعب مي شوند. كوه منگشت به ارتفاع ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ متر مانند ديواري ييلاق بختياري را از قشلاق جدا مي كند و شعبه آن سبزكوه بين پشتكوه و چهارمحال قرار دارد. ارتفاع كوههاي فريدن از دو تا سه هزار متر است كه به موازات يكديگر مانند پنجه اي از جنوب به شمال امتداد يافته و به كوههاي خونسار مي پيوندند. كوههاي كرون در مغرب اصفهان از مغرب به مشرق ممتد هستند و فواصل آنها به طور متوسط از ۲۴ تا ۳۰ كيلومتر است. بدنه كوههاي اين قسمت عاري از آب و اشجار است و فقط در چند نقطه آب و درختي مشاهده مي شود. دالان كوه حد غربي ناحيه كرون را تشكيل مي دهد. از شاه كوه لنجان كه امتداد آن شمالي و جنوبي است دو رشته كوه از مغرب به مشرق منشعب مي شود كه جاده اصفهان به شهرضا را قطع مي كند. يكي كوههاي كلاه قاضي است و ديگري كوههاي مهيار كه گردنه و تنگ چالشتر و ارچيني در آن واقع است. 
ارتفاعات نزديك شهر ـ دنباله ارتفاعات شاه كوه لنجان در جنوب اصفهان به دو رشته كوه كم ارتفاع صفه و بابا سعيد متصل مي شود كه جهت آنها از جنوب به مشرق است. ارتفاع كوه صفه در جنوب شهر اصفهان به ۲۴۰۰ متر مي رسد. اين رشته كوه با تضاريس زيادي كه دارد و به علت نزديكي آن به شهر، بر زيبايي موقع طبيعي اصفهان افزوده است. در ۲۵ كيلومتري شمال غربي اصفهان كوههاي سيد محمد واقع شده كه از كنار جاده شوسه اصفهان شروع مي شود و به كوههاي كرون و قميشلو و علوي اتصال مي يابد. اين كوه دو سه چشمه كم آب دارد و يكي از آنها به نام چشمه منظر در بين اهالي شهرت دارد و از گردشگاههاي شهر به شمار مي رود. 
ارتفاعات شمال اصفهان به منزله تپه هاي خاكي محسوب مي شوند كه به گردنه مادر شاه در سه راه اصفهان به تهران متصل شده، به كوه چاله سياه در ۳۵ كيلومتري شمال غربي اصفهان ختم مي شود. 
اندكي دورتر شمال جلگه اصفهان را كوههاي نطنز و قمرود كاشان محدود مي كند و كوه معروف كركس به ارتفاع ۳۳۵۰ متر به خط مستقيم در پنجاه كيلومتري شمال اصفهان واقع شده كه اغلب از برف پوشيده است و به واسطه ارتفاعي كه دارد از دور به خوبي نمايان است. 
تنگ و گردنه ـ گردنه هاي معروف اطراف شهر عبارت است از: گردنه گاوميش، گردنه رخ و تنگ بيدكان كه در سر راه اصفهان به بختياري واقع شده اند. تنگ بيدكان به طول ۱۲ كيلومتر در كوه بيدكان واقع شده و در مدخل آن آب بسيار گوارايي جريان دارد و راه شوسه اصفهان به شهركرد از اين تنگ مي گذرد. گردنه رخ در شمال غربي كوه رخ واقع شده و راه شوسه جديد الاحداث اصفهان به شهرضا و شيراز از آن مي گذرد. 
تنگ لاشتر(عامه مردم اين تنگ را لارشتر مي نامند) به طول شش كيلومتر بين كوه كلاه قاضي و كوه لاشتر كه راه شوسه اصفهان به شهرضا و شيراز از آن مي گذرد از گردنه هاي خيلي نزديك به شهر است. 
گردنه گاو پيسه، تقريباً در يك فرسخي جنوب باغ وحش و گردنه آب نيل بين اصفهان و قريه پير بكران از گردنه هاي سهل العبور اصفهان در جنوب غربي اين شهر و در بلوك لنجانات واقع شده است. 
ديگر از گردنه هاي معروف گردنه مورچه خورت در شمال اصفهان و تنگ اشترگان، ديزي از دهات لنجان عليا و دهكده اشترگان است. 
گردنه هايي كه از شهر فاصله بيشتري مي گيرد، بيشتر در ناحيه كوهستاني چهارمحال و بختياري و فريدن واقع شده اند و مشهورترين آنها عبارتند از: از گردنه خراجي كه از قهمرخ به شلمزار مي رود و گردنه مرداركش بين شلمزار و پشتكوه و گردنه تل بين پشتكوه و ايذه(مال امير سابق) و گردنه ساطعي و گردنه بازفت بين خاك اصفهان و گرمسير. 
گردنه هاي امامزاده و گاو جفت و بارز و آب ملخ در كوههاي فريدن واقع شده و محل عبور طايفه موگويي و چهارلنگ به پشتكوه است. گردنه هاي ديگر عبارتند از: گردنه دزدان در كوههاي آخوره عليا، گردنه سرخ و آب گرم سرراه كرون به چادگان فريدن. گردنه آب پونه و گردنه فوده در سرراه شهرضابه لنجان. 
دشت ها
ـ دشت برخوار
دشت مسطح برخوار در جهت شمال شرقي به رشته كوههاي مركزي در جنوب غربي اردستان ختم مي شود و داراي آب و هوايي نيمه بياباني، گرم و خشك در تابستان و سرد و خشك در زمستان، است. 
ـ دشت آبرفتي كاشان 
اين دشت، دشتي نسبتاً هموار است كه طرف جنوب به ارتفاعات كركس و از طرف شمال به نوار ريگ بلند(در محلي به نام بندريگ) ختم مي شود. 
ـ دشت مباركه 
دشت مباركه در شهرستان مباركه به وسيله رشته كوه هاي متعدد احاطه شده است كه از معروف ترين آن ها مي توان به كوه هاي خولنجان، طالخونچه، كوه زرد، كوه قلعه بزي اشاره نمود. 
آبشارها
جاذبه هاي طبيعي؛ 
۱- آبشار شالورا:
اين آبشار در ۶۵ كيلومتري غرب اصفهان و در نزديكي روستاي جوميهن قرار دارد. 
۲- آبشار كرد عليا:
اين آبشار كه در ۹۰ كيلومتري غرب اصفهان و در ارتفاعات دالانكوه قرار دارد، از آب شدن برف هاي دالانكوه بوجود آمده است و در بهار منظره بسيار زيبايي ايجاد مي كند. 
۳- چشمه آب معدني ورتون:
در ۴۳ كيلومتري جاده اصفهان به يزد جاده اي فرعي وجود دارد كه پس از طي ۱۸ كيلومتر به ناحيه ورتون مي رسد. بعد از ورتون در فاصله ۱۲ كيلومتري، چشمه هاي معدني ورتون قرار گرفته اند. در اين منطقه حمام هايي به سبك دوره صفويه است كه اكثر‌اً مخروبه اند و برخي از آنها كه سالم است مورد استفاده مردم قرار مي گيرد آب گرم ورتون از دسته آبهاي مكروه بي كربناته و سولفاته گرم است. خواص درماني استحمام در اين آب عبارتست از: تسكين دهندگي دردهاي عصبي و رماتيسمي. اين آب در صورت نوشيدن باعث ازدياد ترشح معده مي گردد به سبب وجود سولفات سديم در تركيب آن، اين آب خاصيت ملين دارد و سرانجام وجود آهن در تركيب. 
رشته كوه ها 
استان اصفهان 
ـ رشته كوههاي قميشلو در بخش مركزي و دنباله بيدگان در غرب، رشته كوههاي زردكوه، كوه كالخوني و سفيدكوه در مركز، كوه قاضي در شمال شهرستان شهرضا. 
ـ كوه بهوروز، چالقفا، پشم كن و كوه باغك در سميرم.
ـ رشته كوههاي اردستان از انشعابات كوه كركس در كاشان. 
ـ كوه سراش، محمديه و زردكوه از مهمترين ارتفاعات شهرستان نائين.
ـ كوه دنيار، الجوق، دنباله زردكوه و قميشلودر سميرم.
ـ بلندترين قله كوههاي سلسله جبال مركزي ايران كه از شهرستان گلپايگان مي گذرد در اين ناحيه قله حاجي تارا به ارتفاع ۳۵۶۰ متر مي باشد.
رودها:
مهمترين رودخانه هاي اين استان عبارتند از:
۱- زاينده رود كه از ارتفاعات زردكوه بختياري در شهركرد سرچشه ميگيرد، جهت جريان آن از غرب به شرق است آب اين رودخانه بخصوص پس از حفر تونل كوهرنگ در كوه كاركنان با طول ۱۶۰ كيلومتر و با انشعابات كوچك خود كليه قراء و مزارع اطراف را مشروب مينمايد و سيلاب آن به باتلاق گاوخوني منتهي ميگردد .
سرچشمه زاينده رود نزديك سرچشمه اصلي رود كارون است و حد فاصل اين دو رود از زيركوه در حدود سه كيلومتر ميباشد.
۲- رودخانه مرغاب از كوههاي داران سرچشمه گرفته نجف آباد را مشروب و در نزديكي آبادي جوزدان به زاينده رود منتهي ميشود.
۳- رودخانه هاي گندمان، شمس آباد، حنا در سميرم واقع و به رودخانه خرسان ملحق ميگردند.
۴- رودخانه قبله از كوههاي جنوبي خوانسار سرچشمه گرفته وارد قسمت مركزي شهرستان گلپايگان گشته و پس از مشروب كردن اين ناحيه و گذشتن از گلپايگان با نام رودخانه لعل يار به جريان خود ادامه ميدهد.
۵- رودخانه كرون از ارتفاعات نبله و داران و شعبه ديگر آن نيز از كوه صالح و مكه سرچشمه گرفته پس از آبياري دهستانهاي اطراف خود در شمال جوزدان به زاينده رود ميريزد.
آب و هوا ـ شهر اصفهان در جلگه واقع شده. اراضي آن رسي است و در نقاط مختلف آن به تفاوت از ۷۵ سانتيمتر تا يك مترو نيم به قشري محكم از رس مي رسد كه سخت و غير قابل نفوذ است. پي منازل و ساختمانهاي معمولي بر روي همين قشر رس بنا مي شود. ديوارهاي گلي قديمي كه حصار باغات داخل و خارج شهر را تشكيل مي دهد بر روي همين قشر رس تركيب شده و بعضي از آنها حتي چند صد سال دوام كرده است. خشت خامي كه از اين خاك رس ساخته مي شود به اندازه آجر پخته استحكام دارد و در بيشتر بناهاي قديم چندين صد سال دوام كرده است. دوام نوع مخصوصي از اين خشت خام در آثار كهن آتشگاه حتي به دو هزار سال مي رسد. رشته كوههاي محلي اصفهان در اطراف شهر از مغرب و جنوب به سوي مشرق كشيده شده و با ارتفاع يكنواخت و تضاريس قلل آنها، هماهنگ آثار تماشايي داخل شهر منظره اي طبيعي و تماشايي به وجود آورده است. منظره زيباي كوههاي اطراف اصفهان از فراز عمارت عالي قاپو در ميدان نقش جهان و از قله كوه آتشگاه به خوبي نمودار مي شود. چون به غير از نواحي نجف آباد و دهستانهاي برخوار و كوهپايه  بقيه بخشهاي اصفهان در كنار رودخانه پر بركت زاينده رود واقع شده، آب و هواي آن معتدل و فصول چهار گانه آن منظم است. شمال اصفهان تا نود كيلومتر باز است و بادهاي خنك شمالي از اين طريق مي ورزد، اما جنوب آن از سه كيلومتري بسته مي شود.(جغرافيادانانقديم عرب گفته اند كه اصح مساكن و بلاد شهري است كه شمال آن گشاده و جنوبش گرفته باشد) وبه طوري كه ذكر شد اصفهان داراي چنين موقعيتي است و چون جنوب و غرب آن كوهستاني و شمال و شرق آن جلگه است داراي اختلاف هوا و بارندگي است، چنانچه در فريدن و چهارمحال كه در مغرب واقع شده و كوهستاني است بارندگي زياد و در مدت زمستان كليه اراضي آن نواحي مستور از برف است و قسمت عمده زراعت آنان ديم است و به واسطه سردي هوا محصول صيفي به ندرت به عمل مي آيد. بالعكس در شمال و مشرق كه عموماً جلگه و شوره زار است بارندگي كمتر و بي دوام مي باشد و كشاورزان زراعت تابستاني خود را با آب قنات و چاه مشروب مي كنند. هواي اين قسمت خيلي خشك و در تابستان بسيار گرم است. اراضي شرقي به واسطه مجاورت با باتلاق گاوخوني و ريگزار و كوير هنگام روز به واسطه تابش آفتاب بي اندازه گرم و در شب خيلي سرد است. 
به طور كلي در هر موقع از سال در اين شهر وزش باد جريان دارد، ولي عموماً بادها از سمت جنوب غربي مي وزند و به همين سبب است كه ابر باران نيز از همين سمت نمايان مي شود. بادهاي موسمي اصفهان كه از مغرب به مشرق مي وزد در دو موقع از سال شروع مي شود. يكي از نيمه اول اسفند تا نيمه اول ارديبهشت كه بادهاي سرد مي وزد و ديگري از اوايل شهريور تا اواسط مهر كه بادهاي خزاني نسبتاً گرم مي وزد. در بعضي سالها شدت فشار و سرعت باد زيادتر از حد معمول مي شود ولي كمتر شنيده شده كه بادهاي شديد در اصفهان خساراتي ببار آورده و زندگي مردم را فلج كرده باشد. 
تقسيمات آب و هوايي
استان اصفهان در مركز فلات ايران است و به علت گستردگي زياد، شامل بخشهاي متعدد كوهستاني و جلگه اي است. اين نواحي عبارتند از: 
۱- ناحيه كوهستاني اردستان؛ كه شهرستان اردستان را به وسيله دو رشته كوه: يكي در غرب از حوزه زاينده رود و ديگري در شرق از كوير لوت جدا مي سازد. اين ناحيه كوهستاني به وسيله يك رشته از كوه هاي كم ارتفاع به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم مي شود. قسمت شمالي شهرستان هاي نائين، اردستان، كاشان و قسمت جنوبي شهرستان يزد را كه در دامنه شيركوه واقع شده است، در بر مي گيرد. 
۲- ناحيه كوهستاني شمال شرقي و شرق؛ كه شهر نطنز نيز در دامنه بلندترين قله آن يعني كوه كركس كوه قرار گرفته است. 
ناحيه كوهستاني غرب كه شهرستانهاي فريدن و فريدون شهر را در بر مي گيرد.
۳- قسمت جلگه اي؛ كه از آبرفت هاي زاينده رود به وجود آمده و با شيب ملايمي به باتلاق گاوخوني در جنوب شرقي اصفهان منتهي مي گردد.
آب و هواي استان اصفهان به طور كلي معتدل خشك است، اما با توجه به تأثير بادها و دوري و نزديكي به منطقه كوهستاني غرب و دشت كوير در شرق و جنوب شرقي، مي توان آب و هواي آن را به ۳ بخش متمايز تقسيم كرد. 
۴- آب و هواي بياباني؛ كه شمال شهرستان نائين، حوزه بيابانك و انارك تا شمال اردستان را در بر مي گيرد. مشخصه ويژه آن تغيير شديد و سريع درجه حرارت، كمي بارش باران و وزش بادهاي تند در طول سال است.
۵- آب و هواي نيمه بياباني؛ كه شهرستان اصفهان را در بر مي گيرد و خشكي هوا و كمي بارندگي از مشخصات اين نوع آب و هواست. رودخانه زاينده رود به طرز چشمگيري بر روي آب و هواي اين ناحيه تأثير مثبت دارد و آن را تعديل مي كند.
  • بازدید : 74 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۹۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

موضوع امنیت سیاسی و امنیت ملی از جمله موضوعات مهم و حیاتی برای هر کشوریست. در این راستا و برای دستیابی به امنیت ملی و امنیت سیاسی همه جانبه ، بایستی به طرح مسئله در ابعاد کوچکتر پرداخت که بحث جغرافیای سیاسی و امنیتی مناطق و استان ها این جا منشاء می گیرد. 
وقتی ما بتوانیم تمام مولف های امنیتی و عوامل سیاسی هر منطقه را به صورتی مجزا بررسی نمائیم، باعث می گردد که بتوانیم به یک الگوی درست و منطبق با هر استان دست پیدا کنیم. لذا داشتن یک الگوی صحیح و درست سیاسی، امنیتی یعنی رسیدن به یک ثبات سیاسی و امنیتی پایدار. 
همانطوریکه در بخش طرح مسئله بیان نمودم علت انتخاب موضوع جغرافیایی سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه، پی بردن به یک سری زیر ساخته هایی است که در بعد سیاسی و بعد امنیتی استان تأثیر داشته و باعث ثبات و بی ثباتی سیاسی و امنیتی استان می گردد. 
این زیر ساخته ها یا به عبارتی عوامل امنیت به پنج گروه تقسیم می گردد: امنیت اقتصادی- امنیت نظامی- امنیت سیاسی امنیت فرهنگی، اجتماعی و امنیت زیست محیطی. 
اینجانب جهت بیان ضرورت و اهمیت مطالعه جغرافیای سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه به یکی از این عوامل اشاره نموده و ضرورت و اهمیت مطالعه را تشریح می نمایم. یکی از عوامل امنیت که در بالا ذکر نمودیم امنیت اقتصادی است که این عامل خود دارای زیر مجموعه هایست، یکی از این زیر مجموعه های عامل اقتصادی در مناطق مرزی ، وجود و یا ایجاد بازارچه های مرزیست که می تواند نقش و تأثیر به سزایی در ثبات امنیتی و سیاسی منطقه داشته باشد. 
لذا تأثیر این عامل با توجه به حجم بالای بیکاری به لحاظ عدم سرمایه گذاری در این بازارچه های باعث گردیده که حداقل توانسته تا حدودی مشکل بیکار ی را رفع نمایدبرای مثال: پرویز خان در مرز خسروی- بزرگترین مرز زمینی صادر کننده کشور حدود ۲۰۰۰ نفر به عنوان کارگر این بازارچه مشغول کار هستند که به طور حتم با بسته شدن این بازارچه علاوه بر بیکار شدن این افراد بیش از سه هزار نفر نیز به طور غیر مستقیم آسیب خواهند دید. از طرف دیگر در حال حاضر بخش زیادی از کالاهای مورد نیاز کشور عراق ازاین مرز به داخل این کشور ترانزیت می شود و مسدود شده آن امکان استفاده دیگر کشورهای منطقه از جمله ترکیه را از بازار مستعد عراق را به ضرر تجار و بازرگانان ایرانی فراهم خواهد کرد. 
 امنیت استان های مرز هم جواور با عراق (پنج استان خوزستان- ایلام- کرمانشاه- کردستان- آذربایجان غربی) نیز در چارچوب اصل و قاعده فوق تابعی از امنیت ملی ایران در حوزه امنیت داخلی و خارجی است لذا امنیت استان های مرزی ترکیبی از متغیر های موجود در چهار حوزه ذیل است:
۱- متغیرهای امنیتی درون استانی 
۲- متغیرهای امنیتی بین استانی 
۳- متغیرهای امنیتی در سطح ملی 
۴- متغیرهای امنیتی در سطوح منطقه ای و فرا منطقه ای. 
نکته مهم در این میان جایگاه تجارت مرزی در رشد و توسعه مناطق مرزی و به تبع آن تقویت امنیت این مناطق است. در شرایطی که پنج استان مرزی غرب و جنوب غربی کشور در جریان جنگ تحمیلی دچار خسارات سنگینی شده و بسیاری از زیر ساخت های اقتصادی آن ها تخریب شده است، هنوز به صنایع و سرمایه گذاران انگیزه و رغبت کافی را برای استقرار در این مناطق دارند و نه کشاورزی و دامداری آلوده به مین و خطرآن هاکفاف معیشت شان رامیدهد.درچنین شرایطی مردم ساکن در مناطق مرزی راه بیشتر روی ندارند یا باید به سمت قاچاق و فعالیت های غیر قانونی بروند یا به سمت تجارت مرزی قانونمند. به طبیعی بسیاری از مردم مناطق به این دلیل که ایرانی اند و تابع قانون و هم به این دلیل که فعالیت تجاری قانونی با آرامش بیشتر و خطر کمتر همراه است تمایل دارند تجارت مرزی قانونمند ی را انجام دهند. 
ایجاد بازارچه های مرزی در سالهای گذشته و نقش مفید و مؤثر آن ها در جذب مردم به فعالیت تجاری و اقتصادی قانونمند باعث شد بسیاری از مردم این مناطق کار در بازارچه ها را حتی با درآمد اندک و غیر مستمر، مبنای زندگی و معیشت خود قرار دهند. 
در واقع بازارچه هم کمک میکندمردم منبع درآمدی برای معیشت خود بیابند واز سر معیشت به سمت قاچاق نروند و هم به گرایش مردم به سوی تجارت مرزی، به طور منطقی گرایش به سوی قاچاق و عبور و مرور غیر قانونی از مرز کاهش یابد و زمینه تقویت امنیت کوتاه مدت و دراز مدت نیز فراهم شود زیرا در کوتاه مدت، عبور و مرور غیر مجاز و درگیریهای ناشی از آن کاهش می یابد و در دراز مدت نیز مردم مناطق مرزئی به سکونت در مرز پایبندتر می شوند که این یکی خود مبنا و رکن دفاع در برابر تهدیدات خارجی و در آمایش سرزمین مناطق مرز ی است. 

۱- ۳- محدوده مورد مطالعه 
استان کرمانشاه با مساحتی حدوداً ۲۴۳۶۱ کیلومتر مربع و تقریباً ۵/۱ درصد از کل مساحت کشور ایران و در غرب آن بین ۳۳ درجه و ۴۰ دقیقه تا ۳۵ در جه و ۱۱ دقیقه عرض شمالی و ۴۵ در جه و ۲۴ دقیقه تا ۴۸ درجه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد. 
این استان از شمال با استان کردستان، از شرق با استان همدان، از جنوب شرق و جنوب با استان های لرستان و ایلام، و از غرب با کشور عراق محدود می گرددو کر مانشاه در بشترین طول و عرض خود به ترتیب حدود ۲۰۰ و ۱۲۲ کیلومتر است. 
ارتفاع استان کرمانشاه از سطح آب های آزاد ۱۴۲۰ متر فاصله هوایی آن تا تهران ۴۱۳ کیلومتر است. این استان دارای ۱۴ شهرستان به نام های: اسلام آباد غرب- دالاهو- سنقر- صحنه- کنگاور- هرسین- پاوه- جوانرود- روانسر- ثلاث باباجانی- گیلانغرب- سرپل ذهاب- قصر شیرین و کرمانشاه می باشد. دارای ۲۸ شهر، ۲۹ بخش و ۸۵ دهستان می باشد.

 1- 4- اهداف اصلی مطالعه 
بررسی و مطالعه مسائل جغرافیای سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه 

۱- ۵- سئوالات تحقیق
۱- آیا تحولات کشور عراق می تواند باعث به وجود آمدن تحولاتی در مرزهای غربی ایران شود؟
۲- آیا ارتباط و اتصال مجدد استان کرمانشاه در بعد اقتصادی با کشور عراق می تواند تأثیری در رونق اقتصادی داشته باشد؟
۳- آیا شناسایی مؤلفه های امنیتی در برنامه ریزی های کلان در سطح منطقه می تواند نقش اساسی داشته باشد؟

۱- ۶- فرضیات تحقیق
۱- با توجه به تحولات عراق به نظر می رسد که مرزهای غربی ایران دچار تحولاتی شود. 
۲- ا حتمالا” ارتباط و اتصال مجدد استان کرمانشاه با کشور عراق در بعد اقتصادی تأثیر مهمی در رونق اقتصادی استان دارد. 
۳- شناسایی مؤلفه های امنیتی در برنامه ریزیهای کلان در سطح منطقه نقش اساسی دارد. 

۱- ۷- روش شناسی تحقیق :
الف: مطالعات کتابخانه ای 
ب: طبقه بندی اطلاعات جمع آوری شده 
ج : مطالعه و تجزیه و تحلیل  

  -8-1پیشینه تحقیق :
درباره امنیت و زیر مجموعه های آن تحقیقاتی صورت گرفته و در کتب دیگر از جمله کتاب کرمانشاهان وتمدن دیرینه آن نیز در باره سیاست و امنیت در کرمانشاه مطالبی و جود دارد ولی بااین عنوان و به صورت تخصصی پیشینه ای ندیدم.   

۱- ۹- ساختار تحقیق :
این تحقیق در ۵ فصل  تدوین شده است 
فصل اول:به طرح مسئله و فرضیات و سئوالات اصلی تحقیق و همجنین روش های تحقیق ، محدوده مورد مطالعه و … می پردازد
فصل دوم:به موضوع جغرافیایی طبیع استان کرمانشاه پرداخته ام که  در آن به موقعیت ، ا رتفاع، کوهها، و… پرداخته ام.
فصل سوم:به بررسی جغرافیایی انسانی و اقتصادی کرمانشاه پرداخته ام و آن را به دو بخش انسانی و اقتصادی تقسیم نموده ام .
در بخش انسانی سابقه تاریخی ، ویژگی ها ی جمعیتی ، اشتغال،بیکارو علل آن و… موردبررسی قرار گرفته ودر بخش اقتصادی، به صنایع ( ماشینی و دستی ) معادن و بازارچه ها اشاره شده است.     
فصل چهارم:نیزازدو بخش جغرافیای امنیتی و سیاسی تشکیل شده . در بخش امنیتی اول به تعریفی از امنیت ، ا نواع آن ، عوامل امنیتی در استان و معبر نفوذی و محورهای ارتباطی و … پرداخته و در بخش سیاسی ،  کرمانشاه را در ادوار مختلف مورد بررسی  قرارداده ، نهضتهای ، اوضا ع استان در  جنگ های جهانی اول و دوم و شناسنامه سیاسی روستاها و جغرافیایی انتخابات را  مورد بررسی قرار گرفته .
فصل پنجم:نیز به نتیجه گیری ، محدودیتهای  پژوهش و پیشنهادات را شامل میشود. 
  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر

این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


دریای خزر با جذابیتهای خاص ، با بیش از۸۵۰ نوع جانور آبزی ،  بیش از ۵۰۰ نوع گیاه دریایی و با ۴۰۰گونه جاندار انحصاری ، سالانه پذیرای یک میلیون متر مکعب ” فاضلاب خام ” از همسایگان ساحلی است . 
   با فرو پاشی شوروی سابق پرده از سوابق تاریک این رژیم در زمینه حفاظت ا زمحیط زیست دریای خزربرداشته شد. سکوهای زنگ زده ، ساحل آلوده ، زباله های سمی و نفتی ناشی از فعالیت پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی ، دریاچه های پر شده ازلجنهای نفت و چاه هایی که سالها در ساحل می سوختند، جمهوری  آذربایجان را طی یکصد سال تولید نفت ، به عنوان آلوده ساز ترین ناحیه خزر معرفی می کند
تخلیه زباله های  رادیو اکتیو جامد و مایع  نیروگاه اتمی قزاقستان در دریای خزر نیز به شدت نگران کننده است .  نتیجه آزمایش ها دراین کشور نشان داده است که شیوع بیماریهای خونی ، سل و غیره درمنطقه ساحلی ، چهار برابر سایر نقاط است . 
سه کشور دیگر حوزه دریای خزر هم به سهم خود این حوضچه را مسموم می کنند .  
صرف نظر از مسایل بهداشتی و زیست محیطی ، موقعیت جغرافیایی دریای خزر نیز مشکل آلودگی را دوچندان ساخته است . منطقه شمالی خزر که زیستگاه بیش از ۸۰ درصد آبزیان این دریاچه است به دلیل عمق کم و فقدان جریان آب کافی ، با ورود  حجم بسیار زیاد آلاینده ها با خطر جدی بحران زیست محیطی ناشی از تراکم آلودگی روبروست  . پسابهای تصفیه نشده ا ز رود  ولگا – که نیمی از جمعیت روسیه و بسیاری از صنایع آن کشور فاضلابهای خود را د ر آن می ریزند – مستقیما وارد دریای خزر می شود . حدود ۱۳۰ رودخانه بزرگ  و کوچک دیگر نیز با همین شرایط از سواحل شمالی و غربی به دریای خزرمی ریزند .  
از طرفی دیگر از سال ۱۹۷۸ تاکنون سطح آب دریای خزر ۵/۲ متر بالاآمده  و موجب آب گرفتگی نیروگاه های صنایع شیمیایی
 و پتروشیمی ، مناطق مسکونی ، راه ها و اراضی کشاورزی شده و این مساله نشت مستقیم آلاینده ها به دریا وآلودگی  آب به فلزات سنگین ، مواد نفتی ، صنعتی  و رادیواکتیو و غیره  را د رپی داشته است . 
آمار تکان دهنده کاهش جمعیت ماهیان استروژن  دریا نیز ضرورت رسیدگی به آلودگی صنایع سنگین ،کشاورزی و نفتی را د رکوتاهترین زمان یاد آوری می کند . گفته می شود علاوه بر آلوده سازی نفتکشها  ضرورت انتقال نفت ا زطریق خطوط لوله  به دلیل بسته بودن محیط دریای  خزر، در سالهای اخیر، روند مهاجرت آبزیان را در بسیاری مناطق مختل کرده است . 
از آغاز دهه شصت  میلادی دو دولت ایران و شوروی سابق  به منظور حفظ و افزایش  هرچه بیشتر آبزیان دریای خزر از طریق صید بی رویه و ضایع شدن آن به وسیله مواد  آلوده کننده ، تصمیم به همکاری گرفتند  . 
موافقتنامه های همکاری اقتصادی و فنی مورخه ژوییه ۱۹۶۳  و در پی آن اولین نشست گروه دائمی کار مبارزه با الودگی محیط زیست دریای خزر در تهران در آن راستا بود . 
موافقتنامه دیگری  در دسامبر سال ۱۹۹۱  همسایگان را  موظف به مبادله اطلاعات  مربوط به منشا آلودگیهای  ساحل – پایه و دریا- پایه با یکدیگر کرد .  همچنین از این تاریخ  بررسی عوامل موثر در چگونگی نوسان سطح آب و مهار کردن آن در حیطه فعالیت  گروه قرار گرفت  .
پس از فروپاشی شوروی  این فعالیتها  در مجموعه برنامه محیط زیست ملل متحد( SEP) با همکاری هرپنج کشور همسایه ادامه یافت  و پس از نشست های  متعدد در ژنو ، مسکو ، باکو و تهران ،  ضرورت  وجود توافقنامه ای همه جانبه  که  طرفها را ملزم به رسیدگی به حفاظت از محیط زیست خزر کند ، گروه کاری را به سوی تدوین کنوانسیونی در این رابطه سوق داد . 
مدیر کل حقوقی سازمان حفاظت  محیط زیست  جمهوری اسلامی ایران در این باره می گوید: از سال ۱۹۹۷ بحث کنوانسیون  دریای خزر بطور جدی مطرح و پس از ۷ نشست کاری  پیش نویس آن تدوین شد .  
دکتر دبیری  می افزاید : مطرح شدن مساله رژیم حقوقی دریای خزر در مراحل پایانی شکل گیری کنوانسیون ایجاد اخلال کرده است .  با توجه به اهمیت محیط زیست  این دریا ، جمهوری اسلامی ایران هماهنگ  با مراجع  بین المللی در این گروه  بیش از همه برای تصویب کنوانسیون تلاش می کند ، این در شرایطی است که جمهوری ترکمنستان بر پیوند مسائل زیست محیطی خزر با رژیم حقوقی آن اصرار دارد . 
وی محل  نشست  بعدی گروه  کاری  محیط زیست خزر را  تهران  و زمان آن را نامشخص اعلام می کند.      
کارشناسان مانع اصلی ایجاد تعادل بین منافع توسعه منابع اقتصادی دریای خزر  و سلامت ساکنان منطقه را اقتصاد بیمار کشور های گردا گرد این دریا و چالش بر سر رژیم حقوقی آن می دانند . 
این در شرایطی است که مهدی صفری نماینده ایران در گفتگوهای تعیین رژیم حقوقی خزر،  پس از نشست  آلماتی در اواخر اردیبشت ماه امسال در مورد اختلاف نظر۵ کشور گفت :  قزاقها معتقد به تقسیم کف آب هستند ، روسها معتقدند که حاکمیت بر منابع است ، یعنی وقتی منابع به پایان رسید ، حاکمیت نیز به پایان می رسد ، ترکمنها می خواهند  15 مایل از دریا محدوده کشوری  و ۲۵ مایل نیزتحت قانون ماهیگیری باشد ،  قزاقها و آذریها نیز با این مساله کم وبیش  موافقند ، اما روسها نمی پذیرند. اولویت و گزینه اصلی جمهوری اسلامی ایران نیزبراساس سیستم مشاع است که البته چهار کشور دیگر این مساله را قبول ندارند.

عتیقه زیرخاکی گنج