• بازدید : 72 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با توجه به اهميت كانسارهاي غير فلزي در اين پروژه به يكي از كانسارهاي غير فلزي مهم يعني دولوميت كه مصارف عمده‌اي در صنعت دارد پرداخته شده است.
دولوميت با فرمول شيميايي Camg(Co3)2 شناخته مي شود.
در اين پروژه اطلاعاتي راجع به شناخت دولوميت، كاني شناسي، موارد كاربرد، ذخاير، بررسي آماري معادن دولوميت (شامل ۱۰ معدن) و همچنين بررسي كلي دولوميت آورده شده است. سپس به بررسي ذخاير دولوميت در جهان پرداخته و اطلاعاتي در مورد معادن دولوميت ايالات متحده آورده شده است، همچنين توضيحاتي در مورد مراحل اكتشاف و استخراج دولوميت آورده شده است.
در كتابهاي علمي هر جا كه صحبت از سنگ آهك مي شود دولوميت نيز در كنار آن مي باشد كه اين دو ارتباط تنگاتنگي با يكديگر دارند. بطور كلي واژه سنگ آهك فقط در مورد آن دسته از سنگهايي به كار مي رود كه ذرات كربناته آن نسبت به اجزاي تشكيل دهنده غير كربناته بيشتر باشد (ذرات كربناته آنها بيشتر از كلسيت يا آراگونيت تشكيل شده است) در صورتي كه واژه دولوميت در مورد سنگهايي به كار مي رود كه عمدتاً از كاني دولوميت تشكيل شده اند. هر چند كه دولوميت خود يك سنگ حاوي آهك است. علاوه بر اين سنگهاي ديگري نيز وجود دارد كه حاوي هر دو كاني كلسيت و دولوميت مي باشند سنگهاي آهكي و دولوميت ها با هر سني حتي در اوايل پركامبرين (آركئن) مشاهده مي شوند. هرچند كه فراواني آنها در رسوبات قديمي تر نسبت به سنگهاي جوانتر به مراتب كمتر است.
سنگهاي آهكي و دولوميت هاي با ضخامت و گسترش زياد در پركامبرين پسين (پروتروزوئيك) نسبتاً فراوان بوده و در رسوبات اوايل دوران اول به ويژه در آمريكاي شمالي، نيز بسيار فراوان است. به طور كلي رسوبات كربناته اوليه بيشتر به صورت دولوميتي هستند و نسبت Ca به Mg با كاهش سن رسوبات در امريكاي شمالي به طور فزاينده اي افزايش مي يابد.
سنگهاي آهكي و دولوميت هاي مربوط به مناطق پايدار كريتونيكي نازك (Cratonuc) و بسيار گسترده بوده و تقريباً تمام پهنه كريتونيكي آمريكاي شمالي را در دوره اردويسين مي پوشانده اند. ضخامت اين سنگها در حاشيه مايوژئوسنكلينال بسيار قابل توجه است و در بعضي موارد ضخامت تواليهاي رسوبي به بيش از ۱۵۰۰۰ فوت (۵۰۰۰متر) مي رسد. اين سنگها معمولاً در گوديهاي ايوژئوسنكلينال وجود ندارند. اما گاهي اوقات به صورت سنگهاي آهكي نازك توربيديتي يا آلوداپبك ديده مي شوند. دولوميت در بعضي از سنگهاي آهكي همراه با كلسيت يافت مي شود. معمولاً تشخيص اين دو كاني از يكديگر مشكل است. اختلاف هاي مهم اين دو كاني در جدول A خلاصه شده است. معمولاً سنگ شناسان از شكل رومبوهدرال براي تشخيص دولوميت استفاده مي كنند ولي اين خود نيز مصون از خطا نمي باشد
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

زئوليت ها يك گروه مشهور از كاني ها براي كلكسيونرها و وبه منظور اهداف صنعتي وديگر هدفها است.اين كاني ها تركيبات نادر، زيبا و منحصر به فردي هستند .زئوليت ها نتيجه دگرگوني ضعيف هستند. تعدادي از اشكال زئوليت ها در دما و فشار پايين كه به سختي مي‌توان آن را دگرگوني ناميد، تشكيل مي‌شوند. در حالي كه تعدادي ديگر ار آنها در شرايط دگرگوني قابل مشاهده اي بوجود مي آيند.كريستالهاي زئوليت به دليل ساختار و خصوصيات نادرشان مورد تحقيق وبررسي قرار مي گيرند.
زئوليت ها داراي ساختار كريستالي متشكل از تتراهدرون هاي به هم متصل شده Alo4 ,Sio4 هستند. يون آلومينيوم، به دليل كوچك بودن در مركز تترا هدرون با ۴ اتم اكسيژن قرار مي گيرد وجايگزيني همشكلي يون  si+4با يونAl+3، باعث ايجاد بار منفي در شبكه مي شود. ساختار سيليكاتهاي آلومينيومي، داراي بار‌منفي مي باشد و كاتيون هاي با بار مثبت را بر روي سايتهاي با بار منفي جذب مي كند. بار خالص منفي با كاتيون هاي تبادلي مثل سديم، پتاسيم و كلسيم خنثي مي شود واين كاتيون ها نيز با كاتيون هايي مثل zn+2,cd+2, pb+2,Mn+2 قابل تبادل هستند.(۹،۱۰). 
برخلاف تكتو سيليكاتهاي ديگر، زئوليت‌ها فضاهاي خالي يا محفظه هايي در ساختار خود دارند كه به كاتيون‌هاي بزرگ ماند سديم، پتاسيم،باريم و كلسيم و هر مولكول بزرگي و همچنين يونهاي هيدراته مانند آمونيوم، يونهاي بيكربنات و يونهاي نيترات اجازه عبور مي دهند. گروه ديگري از زئوليت ها داراي فضاهاي بهم مرتبط و كانال هاي عريض با اندازه هاي متفاوت هستند كه كاربرد بيشتري در مصارف گوناگون دارند.
ويژگي مهم زئوليت ها، توانايي در جذب و از دست دادن آب بدون صدمه زدن به ساختار كريستالي است. كانال هاي بزرگ موجود در اين كاني ها باعث مي شوند كه اين كاني ها وزن مخصوص پاييني داشته باشند.
زئوليت ها كاربردهاي مفيد زيادي دازند. اين كاني ها به منظور فيلتر كردن مواد ، حذف بو ازمحيط و تصفيه‌كننده هاي شيميايي و حذف گاز از محيط استفاده مي شوند.
خصوصيات مرفولوژي اين كاني، نشان مي دهدكه يك ساختار شبكه اي باكانال هاي باز ۸تا۱۰ حلقه اي، زئوليت را تشكيل داده است.(۱۱) تحقبقات قابل توجهي ، ‌برروي خصوصيات شيميايي و خصوصيات تبادل يوني و خصوصيات سطح كاني clinoptilolite انجام شده است. 
زئوليتها از نوع سيليكاتهاي آبدار نوع داربستي شمرده مي شوند. قابليت تعويض يوني زيادي دارند و در دماي پايين آب خود را از دست مي دهند. كانيهاي مهم اين خانواده در جدول زير گزارش شده است.
كاني هاي مهم زئوليتي

نام فرمول
آناليسم NaAlSi2O6
ناتروليت Na2Al2Si3O10.2H2O
اسكولسيت CaAl2Si3O10.3H2O
تامسونيت NaCa2Al5Si3O20.6H2O
هيولانديت Ca2 Al4 Si14 O 36.12 H2O
فيليپسيت K2, Na2,Ca)( Al2 Si6) O16.6H2O)
موردنيت Na2, K2,Ca) Al2 Si10 O24.7H2O)
هارموتوم K2,Ba(Al2 Si6) O16,6 H2O
استيلبيت Na2, Ca)( Al2 Si7 O18).7 H2O)
شابازيت Ca, Na2)( Al2 Si4 O12). 6 H2O)
لامونتيت Ca ( Al2 Si4 O12). 4H2O
كلينوپتاليت Na6{(Al O2)6(SiO2)3O}.24 H2O
نحوه تشكيل زئوليتها به روش طبيعي 
زئوليت ها در طبيعت به صورت هاي زير تشكيل مي شوند:
در درياچه هاي قليايي ونمكي 
در سيستم باز آبهاي زيرزميني 
رسوبات عميق دريا
ازآلتراسيون توفها
درخاكهاي محيط قليايي

درياچه هاي قليايي ونمكي 
در درياچه هاي قليايي و نمكي واقع در مناطق گرم و خشك مواد زيرمي توانند به زئوليت تبديل شوند: شيشه هاي طبيعي، توفها، كائولينيت، مونتموريونيت، وپلاژيوكلاز.
زئوليتهايي كه در اين محيط تشكيل مي شوند عبارتند از فيليپسيت، كلنوپتاليت، اريونيت و به مقدار كمتر موردنيت وشابازيت.علاوه بر زئوليتها ، سديم فلدسپات ، پتاسيم فلدسپات وكاني هاي داراي بر نيز تشكيل مي شود.
آلتراسيون 
زئوليتها در شرايط مناسب از تاثير محلولهاي گرمابي تشكيل مي شوند. معمولاً كلينوپتاليت و موردنيت در اعماق كمتر (دماي كمتر) و آناليست ، هيولانديت، لامونتيت، و واراكيت در اعماق بيشتر ( دماي بيشتر) تشكيل مي شوند.
مناطق با سيستم هاي آبهاي زيرزميني باز
در اين مناطق خاكستر و ديگر مواد پيرو پلاستيكي تحت تاثير آبهاي زير زميني و سطحي قرار گرفته و تغييراتي از سطح به عمق در آنها ايجاد مي شود. در سطح، كاني هاي رسي  بويژه اسمكتيت تشكيل مي شود. و با حمل مواد به اعماق بيشتر ضمن افزايش pH شرايط براي تبديل شيشه به زئوليتها فراهم مي شود.
خاكستر ومواد پيرو كلاستيكي كه در محيط خشكي تشكيل شده اند تا اعماق ۲۰ تا ۵۰۰ متر حاوي كانيهاي رسي بوده و بعد از آن در صورت مناسب بودنpH آبهاي زير زميني، زئوليتها تشكيل مي شوند. 
خاكهاي محيط هاي قليايي 
در محيط هاي خشك ونيمه خشك به دليل تبخير زياد، كربناتها و بيكربناتها ي سديم در افق سطحي خاك افزايش يافته وبا افزايش pH محيط براي تشكيل زئوليتها مناسب مي شود. محدوده تشكيل زئوليتها از سطح آبهاي زير زميني به طرف سطح زمين است.
رسوبات عميق سطح دريا
توفها ورسوبات عميق دريايي تحت تاثير چرخه هاي آب گرم قرار مي گيرند و اگر شرايط مناسب باشد به زئوليت تبديل مي شوند. 
موارد كاربرد زئوليت:
زئوليت ها به طور كلي شامل دو دسته طبيعي و مصنوعي بوده كه اكثر گونه هاي طبيعي بفرم مصنوعي نيز تهيه شده اند.خصوصيت تعويض يوني زئوليت ها اولين بار بوسيله ايچورن (Eichhorn) مورد بررسي وتجزيه و تحليل قرار گرفت و از آن پس در مقياس صنعتي و در نقش سختي گير آب مورد استفاده واقع گرديد.
     اگر چه انواع مصنوعي زئوليت ها به دلايل گوناگون از جمله درجه خلوص بالا،قابليت دسترسي اسان ونيز قابل تغيير و تنظيم بودن اندازه حفره ها با تنظيم شرايط سنتز بر انواع طبيعي برتري داشته ولي بدليل كشف منابع و ذخائر عظيم و نسبتاً خالص انواع گونه هاي طبيعي در اقصي نقاط دنيا ونيز بدليل ارزاني و عدم انحصار آنها در دست شركتها و كمپاني هاي بزرگ،نظر بسياري از محققين رشته هاي مختلف علوم و همچنين صنايع گوناگون را به خود جلب كرده است ونتايج بسيار اميد بخشي را بدنبال داشته است
   فراوانترين زئوليت هاي طبيعي شامل كلينوپتيلوليت (Clinoptilolite)، آنالسيم (Analsim)، لامونيت (Lamunite)، فيليپسيت (Philipsite)، موردنيت (Mordenite) وهيولانديت (Heulandite) مي باشند كه از نظر جغرافياي در كشورهاي مثل آمريكا،مكزيك،بلغارستان،ايتاليا،روسيه و…ذخائر عظيمي وجود دارند.در ايران نيز ذخائر عظيمي از اين ماده معدني شناسائي شده است و نيز با توجه به طبيعت ايران كه پتانسيل مناسبي براي زئوليت زائي داشته، منابع و ذخائر عظيمي در مناطق گوناگون وجود خواهد داشت.
      با وجود اينكه گونه هاي طبيعي ومصنوعي زيادي شناخته شده است ولي تاكنون تنها تعدادكمي از آنها كاربرد صنعتي پيدا كرده اند واز نقطه نظر اقتصادي و تجاري مورد توجه واقع شده اند.كه از آن جمله ميتوان از زئوليت هاي سنتزي ZSM-5,F,X,Y,L,A وW   و  زئوليت هاي طبيعي كلينوپتيلوليت، موردنيت،فيليبسيت, شابازيت واريونيت را نام برد.
        زئوليت ها در صنايع مختلفي اعم از صنايع نفت وپتروشيمي بعنوان كاتاليزور،صنايع نسوزوسراميك،صنايع شوينده بعنوان جايگزين فسفاتها،صنايع كشاورزي بعنوان حاصلخيز كننده و اصلاح كننده خاك،در دامپروري واز همه مهمتر در تصفيه و پاك سازي فاضلابهاي شهري،صنعتي وهسته أي از آلاينده هاي مضروسمي نظير فلزات سنگين ،آمونياك وراديو ايزوتوپهاي نظير سزيم واسترانسيم كاربرد تجارتي پيدا كرده اند.
  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر

بررسي كاربرد سيستم اطلاعات جغرافيايي

سیستم اطلاعات جغرافیایی، سامانهٔ اطلاعات مکانی، یا جی‌آی‌اس یک سیستم اطلاعاتی (معمولاً کامپیوتری) است که به تولید، پردازش ، تحلیل، و مدیریت اطلاعات جغرافیایی می‌پردازد. به عبارت دیگر جی‌آی‌اس یک سیستم کامپیوتری برای مدیریت و تجزیه و تحلیل اطلاعات مکانی بوده که قابلیت جمع‌آوری، ذخیره، تجزیه و تحلیل و نمایش اطلاعات جغرافیایی (مکانی) را دارد.هدف نهایی یک سیستم اطلاعات جغرافیایی، پشتیبانی جهت تصمیم‌گیری‌های پایه‌گذاری‌شده بر اساس داده‌های مکانی می‌باشد و عملکرد اساسی آن بدست آوردن اطلاعاتی است که از ترکیب لایه‌های متفاوت داده‌ها با روش‌های مختلف و با دیدگاه‌های گوناگون بدست می‌آیند. به كارگيري اين ابزار با امكان استفاده در شبكه هاي اطلاع رساني جهاني، يكي از زمينه هاي مناسب و مساعد در جهت معرفي توا نها و استعدادهاي كشور در سطح جهاني است.گسترش روزافزون شبكة كاربران اين سيستمها از جمله نكات اساسي است كه مي تواند به قابليت ها و توانايي هاي اين سيستم بيفزايد. در حال حاضر از اين سيستمها بسته به نيازهاي هر منطقه يا كشور در بخش هاي مختلف (مانند مطالعات زيست محيطي، برنامه ريزي شهري و شهرداري، خدمات ايمني شهري، مديريت حمل و نقل و ترافيك شهري، تهية نقشه هاي پايه، مديريت كاربري اراضي، خدمات بانكي، خدمات پستي، مطالعات جمعيتي و مديريت تأسيسات شهري مثل برق، آب،گاز، و..) استفاده مي شود و با گذشت زمان و توسعة سيستم ها، كاربرد جي آي اس به كلية بخش هاي مرتبط با زمين گسترش يافته است.

در ايران، اولين مركزي كه به طور رسمي استفاده از سيستم اطلاعات جغرافيايي را در كشور آغاز كرد سازمان نقشه برداري كشور بود كه در سال ١٣٦٩ براساس مصوبة مجلس شوراي اسلامي، عهده دار طرح به كارگيري اين سيستم شد. اين سازمان در حال حاضر مشغول تهية نقشه هاي توپوگرافي ١:٢٥٠٠٠ از عكس هاي هوايي با مقياس ١:٤٠٠٠٠ مي باشد و اين فرصتي است براي تبديل اين نقشه ها به ساختارهاي رقومي و تأسيس پايگاه توپوگرافي ملي ٣ كه نيازهاي كاربران را در زمينة جي آي اس برآورده مي كند. مقاله حاضر بررسي كاربرد سيستم اطلاعات جغرافيايي (جي آي اس) ، درقالب word و ۳۰صفحه  جهت خرید ودانلود برای شما عزیزان آماده کرده ایم که امیدواریم مورد رضایت شما واقع گردد.

در این پست خرید و دانلود فایل مقاله بررسي كاربرد سيستم اطلاعات جغرافيايي (جي آي اس) را براتون گذاشتم  موضوع اصلي در اين مبحث، معرفي بخشي از توان ها و مزاياي سیستم اطلاعات جغرافیایی در دسترسي سريع به اطلاعات، تحليل اطلاعات به طور يكجا و با هم، بهنگام سازي، دقت و سرعت بالاي عمل، و ….، كاربرد و نحوة استفاده از آن را در ارتباط با مجموعه اطلاعات علوم زمين موجود در پايگاه هاي اطلاعاتي مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران مورد بررسي قرار داده و ارزيابي می نمايد.

پژوهش حاضر با اين ديدگاه و با هدف بررسي كاربرد جي آي اس در ساماندهي مدارك علوم زمين موجود در مركز انجام شده است. در راستاي رسيدن به اين هدف، پس ازگردآوري كليه اطلاعات توصيفي و مكاني مورد نياز مرتبط با علوم زمين از پايگاه هاي مركز،كار تفكيك،كنترل، دسته بندي وكدگذاري آ نها براي ورود به سيستم اطلاعات جغرافيايي انجام شد. به منظور ايجاد پايگاهي از اطلاعات فوق، با مجموعة داده ها، لايه هاي اطلاعاتي مربوطه تشكيل شد و به منظور نمايش، تشريح و انجام تحليل هاي لازم بر روي داده ها، مورد استفاده واقع گرديد.  شما می توانید این مقاله  را از این فروشگاه دانلود نمائید.

  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مهمترين كاري كه نقشه هاي زمين شناسي انجام مي دهند مشخص كردن جنس لايه ها و نوع سنگها است و سن سنگها را نيز نشان مي دهد كه مربوط به كدام دوران، دوره و كدام دور است و يك سري از عوارض زمين ساختي مانند گسل، تاقديس، ناوديس و چين و درز را نشان مي دهد.
دوران هاي زمين شناسي به ترتيب عبارتند از: پركامبرين ۲) پالئوزوئيك
۳) مزوزوئيك ۴) سنوزوئيك ۵) عهد حاضر كه به كواترنر نيز معروف است كه هركدام داراي دوره هايي هستند:
دوران پالئوزوئيك: ۱) كامبرين ۲) اردوويسين ۳) سيلورين ۴) كربونيفر
۵) پرمين
دوران مزوزوئيك: ۱) ترياس ۲) ژوراسيك ۳) كرتاسه
دوران سنوزوئيك: ۱) پالئوسن ۲) ائوسن ۳) اوليگوسن ۴) ميوسن ۵) پليوسن
۶) پليئوستوسن ۷) هولوستن
مقياس نقشه:
ضريب كوچك شدگي زمين را مقياس نقشه مي گويند كه به صورت كسري آن را مي نويسند.
محدوده اي كه از تهران به طرف جاده چالوس حركت كرديم دو نقشه با مقياس   آنها را مي پوشاند اولين نقشه تهران و دومين نقشه مرزن آباد مقياس   يعني اگر بين دو نقطه در روي نقشه ۱ سانتيمتر باشد معادل
Cm100000 روي زمين است يا ۱ كيلومتر روي زمين است.
نقشه داراي رنگهاي متنوعي است كه اين رنگها مربوط به جنس و سن خاصي هستند همچنين نقشه ها داراي راهنما هستند كه در كنار نقشه درج شدند. برروي رنگهاي نقشه حروفي لاتين مشخص است و فسيل ها را با علامت ستاره مشخص مي كنند و تمام خطوطي كه قرمز رنگ هستند مشخص كنندة گسل ها مي باشند.
از محدوده اي كه از سمت دانشگاه حركت كرديم و تا اين منطقة پوركان رسيديم مجموعاً آبرفيتي هستند آبرفتي كه حاصل قطعات خرد شده كوه هاي شمالي است و به خاطر شيبي كه داشتند آبرفتها را تشكيل دادند آبرفتها جوانترين حالت ممكنة آن منطقه است.
گسل ها يك سري شكستگي ها هستند كه در پوستة زمين ايجاد شدند و اگر انرژي (نيرو) به اين پوسته ها وارد شود شكستگي كه ايجاد مي شود در امتداد اين گسل ها خواهد بود اين نيروها باعث مي شوند در امتداد محور گسل ها حركت كنند.
تهران در عهد كواترنر است يكي از طويل ترين گسل ها كه سراسري و بسيار خطرآفرين است از اتصال دشت تهران با شمال تهران است و از كوه هاي البرز و لواسانات تا كرج كشيده شده است و به نام گسل مشافشم معروف شدند كه از نظر فعاليت معروف مي باشد هر گسلي وقتي حركت مي كند يك نيرويي به آن وارد مي شود كه مي توان آن را محاسبه كرد اين گسل بايد هر ۱۶۰ سال يك فعاليت كند كه شدت آن در حد معمولي ۵ تا ۶ ريشتر است وقتي از ۱۶۰ سال بگذرد بايد گسل فعال شود اما چند سال است كه از آخرين فعاليت آن گذشته و اين امر باعث مي شود فعاليت آن از ۷ ريشتر هم قويتر شود.
گسل هاي ديگري مانند آرژانتين، تجريش، داوديه، فرحزاد هستند كه خرده گسل هاي درون شهرند و از گسل قبلي كمترند.
گسل ديگري در جنوب تهران به نام گسل ري وجود دارد كه در پائين كوه بي بي شهربانو قرار گرفته و داراي سابقة خيلي خطرناك است كه آخرين فعاليت اين گسل بعد از مغولها انجام شده است.
توقف اول: منطقة پوركان
اين منطقه تماماً از نظر سن زمين شناسي مربوط به دوران سنوزوئيك و دورة ائوسن است در دورة ائوسن از نظر سنگ شناسي منطقه زير آب بوده و يك حوضة رسوبي بوده و ذرات رسوبي در آن رسوب مي كردند مثل سنگ رسوبي تخريبي از جمله كنگلومرا، ماسه سنگ، سيلتستون (سيلت استن) و شيل قسمت اعظم را تشكيل داده است و توفيتهاي سبز كه مانند ماسه سنگ و سيلتستون مي باشد و تنها فرق آنها جنس سنگهاي سازنده از سنگ آتشفشاني تخريب شده است و معمولاً سبزرنگ هستند تركيب سنگ شناسي و سن آن با چيزي كه در كوهستان تهران مي بينيم هيچ فرقي نمي كند و تمام همان تشكيلات و سن هستند و همگي مربوط به همان دوران بالا يعني سنوزوئيك هستند. تركيب سنگ شناسي دربند و فرحزاد و دركه و كلك چال و … مثل همين جاست و مربوط به دوران سنوزوئيك و دوره ائوسن ميباشد. معمولاً سنگهايي كه از نظر جنس و سن و شرايط تشكيل يكسان هستند تشكيلات يا سارند نام دارند و نامي در ادامه مي آورند كه نام همان روستاي اطراف است مثلاً تشكيلاتي كه در اين منطقه وجود دارد به نام تشكيلات كرج معروف است.
در اين منطقه سنگي با خميرة قرمز رنگ يا جگري وجود دارد خميرة آن به قدري ريزبلورند كه آنها را نمي بينيم اين سنگ فاقد كوارتز بوده، رنگ متوسط دارد (رنگ حد واسط) بافت آن ريزبلور مي باشد و از جمله سنگ آذرين بيروني بنام آندزيت است.
سنگ ديگري با بلورهاي روشن و تيره در كنار هم مشاهده مي شود كه از سنگهاي آذرين دروني است، بدون كوارتز بوده و رنگ آن حد واسط است و نام آن ديوريت مي باشد.
سنگ گابرو نيز در اين ناحيه ديده مي شود كه تيره تر از ديوريت هستند.
تشكيلات بيثشتر رسوبي هستند سنگ آذرين هم در بين سنگهاي رسوبي مي باشد. در واقع محدوده كوچكي از سنگهاي آذرين در بين محدودة بزرگي از سنگهاي رسوبي قرار گرفته اند. بعد از تشكيل شدن سنگهاي رسوبي يك سري فعاليتها كه در سن جوانتر ايجاد شده زير سنگهاي رسوبي رفته و سپس طبق پديده فرسايش به سطح زمين رسيدند كه به اين تكه هاي آذرين سيل گفته مي شود (سنگ آذرين جوانتر است سنگ رسوبي پير شده و فرسايش يافته و به صورتهاي سيل، دايك، باتوليت ديده مي شوند)
گاهي وقتها، سنگ آذرين دارد از ماگما شكل مي گيرد و سخت مي شود گاهي اوقات سنگهايي كه جزو سنگهاي ديوارة ماگما هستند اين قطعات در داخل ماگما قرار مي گيرد كه به آنها سنگ بيگانه يا گزنوليت يا زينوليت هستند كه در اين ناحيه آدرين در آذرين ديده مي شود. اين سنگهاي بيگانه هم رنگ و هم شرايط ساخته شدنشان فرق مي كند.


توقف دوم: منطقه پايين سد
اين منطقه نيز همان دوران سنوزوئيك است لايه هايي كه ديده مي شوند از نوع سنگهاي رسوبي است سنگهاي رسوبيي تخريبي مثل ماسه سنگ، سيلتستون توفيتهاي سبز كرج. شيب طبقات در اين قسمت تا حدي افقي است.
در اين قسمت بخشي دره مانند وجود دارد كه لايه بندي ها تقريباً افقي بودند. از اين منطقه به بعد:   لايه ها شيب خواهند داشت و خاصيت دگرشيبي پيدا كرده اند و گسل خوردگي در كف دره عمل كرده اين دره دقيقاً دره اي گسلي است كه دو سري ساختار با دو رژيم تكنولوژيكي به وجود آورده در دو طرف منطقه از نظر چينه بندي و اختلاف لايه ها اختلاف فاحش وجود دارد. تا به اينجا هيچ فشار نيرويي وارد نشده بود و لايه ها افقي بودند و از اين به بعد:   شيب پيدا كردند.
يكي از عواملي كه گسل مي گوئيم به خاطر اين است كه در دو طرف اين منطقه از نظر چينه بندي رو روي هم قرار گرفتن لايه ها با هم فرق دارند. دگرشيبي ها در اثر يك مدتي كه رسوبگذاري نمي شود و بعد از چندين سال كه فرسايش يافته دوباره سيكل جديدي به روي آن ايجاد مي شود معمولاً در دگرشيبي ها جنس دو طرف دگرشيبي با هم متفاوتند و انواع مختلف دارند: دگرشيبي آذرين‌پي، موازي، مايل، هم شيب و جنس سنگها يكي است اين ويژگي فرق ميان دگرشيبي و گسل را معين مي كند.
توقف سوم: سد كرج يا سد اميركبير
  سنگ هاي اين قسمت فاقد كوارتز و در آن اوليوين و فلدسپات در آن ديده مي شود سنگ آذرين دروني تا حدي تيره رنگ و درشت بلور و نام آن گابرو است اين سنگها همه از يك ماگما درست شده اند و با سنگهاي توقف قبل يكي هستند فقط كمي در بافت فرق دارند. در واقع تفاوت سنگهاي گابرو به علت تفاوت در فاصله زماني در سرد شدن لست بافت اين قسمت درشت تر است يعني زمان سرد شدنش بيشتر بوده و اين همان تودة سيل است.
در اين محل اتصال اين سنگها با سنگهاي رسوبي وجود دارد مرزي كه در آن تغيير رنگ ايجاد شده سيستم رسوبي سبز در يك طرف از مرز است و طرف ديگر مرز گابرو است قسمتي نخودي رنگ كه كاني رسي هستند كه كاني ثانويه بودند يعني از كاني هاي ديگر فلدسپاتها درست شدند. حرارت توده اي از پائين به بالا مي آمده باعث شده تبادل صورت گيرد و تبديل فلدسپات به كاني رسي شده است آن تودة نخودي از كائولن و پنتونيت تشكيل شده با بالا رفتن دما  فلدسپاتهاي اين سنگها به كاني هاي رسي تبديل شده است. قسمت بالاي تونل بافت خاصي در سنگ ديده مي شود كه حالت لانة زنبوري يا حفره دارد كه نام آن تافوني است جنس سنگهاي اين ناحيه توفيت و ماسه سنگ است تافوني حفراتي كه بر اثر هوازدگي هايي كه عامل آنها باد است ايجاد مي شود (عامل ايجاد تافوني باد است) اگر جنس سنگ ها آهك بود و در عامل باد قرار مي گرفت پودر مي شد و از بين مي رفت و يا غار يا تافوني عميق ايجاد مي شود..
داغ آب: ماكسيمم حدي كه آب در يك دريا يا درياچه يا رودخانه مي رسيده داغ آب ناميده مي شود يعني در بالاي آن قهوهن اي كمرنگ است.
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

کانسار چادرملو در سال ۱۳۱۹ توسط يک مهندس ايراني به نام آقاي مهندس سبحاني و تحت نظر زمين شناس آلماني بنام کومل شناسائي گرديد. پژوهشهاي اوليه زمين شناسي در خلال سالهاي ۴۳-۱۳۴۲ با حفر تونلهاي اکتشافي انجام شد. اکتشافات کلي منطقه و مغناطيس سنجي هوائي که از سال ۱۳۴۷ در مساحتي به وسعت ۴۰ هزار کيلومتر مربع آغاز شده بود منجر به ثبت ناهنجاري (Anomaly) مغناطيسي در کل منطقه بافق ساغند و زرند کرمان گرديد. اکتشافات تکميلي در سالهاي ۱۳۵۷-۱۳۵۲ انجام شد. 
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، کانسار چادرملو به عنوان يک طرح مستقل مورد توجه قرار گرفت، در سال ۱۳۶۲ مذاکره براي ادامه مطالعات و طراحي تفصيلي با شرکت LKAB سوئد آغاز شد که به نتيجه نرسيد.
در سال ۱۳۶۵ مهندسين مشاور آلماني شرکت E.B.E به منظور انجام مطالعات اوليه و طراحي تفصيلي انتخاب و قرارداد مهندسي فاز يک در سال ۱۳۶۵ و فازهاي ۲ و ۳ در سال ۱۳۶۹ بين شرکت ملي فولاد ايران و مهندسين مشاور مذکور منعقد گرديد. پس از انجام مطالعات فاز ۱ مشاور مزبور، با تائيد شرکت ملي فولاد ايران روش فرآوري سنگ آهن چادرملو را از طريق جداکننده ميدان ضعيف، جداکننده مغناطيسي ميدان قوي، فلوتاسيون کنسانتره غير مغناطيسي به منظور کاهش فسفر و بازيابي آپاتيت (کنسانتره فسفر) انتخاب و طراحي تفصيلي را بر اساس اين روش آغاز نمود. بموازات فعاليتهاي مهندسي فوق، مجوز شروع عمليات اجرائي در اواخر سال ۱۳۶۸ از طرف سازمان برنامه و بودجه وقت صادر و طرح بمورد اجراء گذاشته شد که حجم عمليات پروژه هاي طرح تا خاتمه عمليات در نمودار پيوست منعکس شده است. خلاصه تاريخچه معدن و سابقه طرح از زمان کشف کانسار تا خاتمه عمليات تجهيز و راه اندازي و بهره برداري به شرح نمودار پيوست مي باشد. 
موقعيت جغرافيايي معدن:
معدن سنگ آهن چادرملو در قلب کوير مرکزي ايران، در دامنه شمالي کوههاي خاکستري رنگ چاه محمد در حاشيه جنوبي نمک زار ساغند بفاصله ۱۸۰ کيلومتري شمالي شرقي شهر يزد و ۳۰۰ کيلومتري جنوب طبس قرار گرفته است. چادرملو بواسطه موقعيت جغرافيايي کويري داراي آب و هواي خشک و سرد در زمستان و گرم در تابستان مي باشد ميزان سرما در شبهاي زمستان گاه تا ۱۶ درجه زير صفر ميرسد و گرماي هوا در تابستان تا ۴۵ درجه بالا مي رود. سرعت باد تا ۹۰ کيلومتر در ساعت هم رسيده است که باعث طوفانهاي شن مي گردد.  
توليدات شركت و مصرف كنندگان:
توليدات اصلي شركت كنسانتره، سنگ آهن دانه بندي شده (درشت دانه و ريز دانه) و كنسانتره آپاتيت مي باشد. 
مصرف كنندگان محصول سنگ آهن، مجتمع هاي فولادسلزي، كه به روش احيا مستقيم مبادرت به توليد محصولات فولادي مي نمايند، مي باشند. سنگ آهن به عنوان ماده اوليه اصلي مورد نياز در صنايع فولاد است. بنابراين يكي از مزيتهاي مهم اقتصادي در توليد فولاد هر كشور، استفاده از سنگ آهن داخلي مي باشد. در ايران مجتمع هاي فولاد سازي، به خصوص فولاد مباركه و ذوب آهن اصفهان كاملا از اين مزيت برخوردار مي باشند. با استفاده از سنگ آهن داخلي با توجه به ملاحضات موجود علاوه بر صرفه جويي هاي ارزي، زمينه كاهش عمده در قيمت محصولات فولادي را در اين دو واحد فراهم مي كند.
مشخصات معدن:
ذخيره معدن: ۴۰۰ ميليون تن 
ذخيره قابل استخراج: ۳۲۰ ميليون تن 
عمر معدن: با توجه به ظرفيت توليد فعلي ۵۰ سال 
کل محصول نهائي توليدي: ۲۰۰ ميليون تن

كيفيت عمومي محصولات شركت معدني و صنعتي چادرملو
کارخانه تغلیظ بر اساس کیفیت سنگ آهنهای تغذیه شده بر مبنای ۵۹٫۹% = Fe و ۶۱٫۶% = Fe/Feo و ضریب بازیافت کنسانتره خشک حدود ۶۸ درصد طراحی و ظرفیت تولید محاسبه گردید. با عنایت به کیفیت سنگ های استخراجی و عیار آهن متوسط ۵۶-۵۴ درصد متوسط ضریب بازیافت قابل دسترسی حدود ۶۰-۵۸ درصد و کاربرد ظرفیت کارخانه فرآوری موجود حدود ۴٫۲ میلیون تن کنسانتره سنگ آهن پیش بینی گردیده، ضمناً تولید حدود ۸۰۰ هزار تن سنگ آهن دانه بندی (به نسبت ۷۵ درصد درشت دانه و ۲۵ درصد ریزدانه) مورد مصرف در صنایع فولاد به روش کوره بلند (ذوب آهن اصفهان) امکان پذیر می باشد. 

تحلیل بنیادی| بررسی آخرین وضعیت شرکت صنعتی و معدنی چادرملو از کل فروش پیش‌بینی‌شده شرکت که ۱۷۲۷ میلیارد ریال است مبلغ ۱۶۱۵ میلیارد ریال معادل ۵/۹۳ درصد از محل فروش کنستانتره سنگ‌آهن و ۱۱۲ میلیارد ریال معادل ۵/۶ درصد …. 
معدن سنگ آهن چادرملو در سال ۱۳۱۹توسط مهندس سبحانی تحت نظر یک زمین شناس آلمانی مورد شناسایی قرار گرفت. این معدن در ۱۸۵ کیلومتری شمال غربی یزد و در مسیر راه آهن بافق مشهد قرار دارد. مشخصات معدن  به شرح جدول زیر است :
 ذخیره معدن ۳۹۹  میلیون تن
ذخیره قابل استخراج ۳۲۰  میلیون تن
عمر معدن (با ظرفیت تولد فعلی) ۴۰ سال
کل محصول نهایی تولیدی ۲۰۰  میلیون تن
عیار متوسط آهن ۲/۵۵  درصد
به  منظور بهره‌برداری از معدن سنگ آهن چادرملو، شرکت معدنی و صنعتی چادرملو در سال ۱۳۷۱ به ثبت رسید، کارخانه در سال ۷۶ افتتاح گردید و شرکت در سال ۷۸ شروع  به فروش محصولات تولیدی به صورت تجاری نموده است.
در اردیبهشت ماه سال ۸۲، شخصیت حقوقی شرکت از سهامی خاص به سهامی عام تغییر یافت.
 سرمایه شرکت در حال حاضر ۱۰۰ میلیارد تومان است. 
 سهامداران این شرکت عبارتند از: شرکت سرمایه‌گذاری امید ۴/۳۷ درصد،سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع ایران ۷/۳۰ درصد، سرمایه‌گذاری توسعه معادن و فلزات ۱۴ درصد
 تولید و فروش شرکت 
 تولیدات شامل کنسانتره سنگ آهن، سنگ آهن شکسته دانه‌بندی شده و کنسانتره آپاتیت می‌باشد. ظرفیت تولید کنسانتره سنگ آهن و سنگ دانه‌بندی در حال حاضر ۱/۴ میلیون تن در سال است، ظرفیت تولید سنگ‌آهن شکسته دانه‌بندی شده یک میلیون تن و کنسانتره آپاتیت ۱۰۰ هزار تن در سال می‌باشد. 
 مصرف کنندگان محصول سنگ آهن، مجتمع فولاد اهواز و فولاد مبارکه می‌باشند. کنسانتره آپاتیت برای تولید اسیدفسفریک یا کود فسفاته در صنایع پتروشیمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. سنگ آهن دانه بندی شده در ذوب‌آهن اصفهان استفاده می‌شود. صنایع فولاد کشور که با روش احیاء مستقیم تولید می‌کنند در ظرفیت‌های فعلی طبق برنامه سال ۱۳۸۵ به منظور تولید حدود ۳/۶ میلیون تن فولاد خام نیاز به حدود ۱۰ میلیون تن سنگ آهن کنستانتره دارند که ۵ میلیون تن آن از محل تولیدات چادرملو می‌باشد.
 در سال ۱۳۸۴ دو شرکت در کشور سنگ آهن کنستانتره تولید کرده‌اند که کل تولیدات بالغ بر ۸/۹ میلیون تن گردیده است که ۵۵% آن سهم چادرملو بوده است.
چادرملو در سال ۱۳۸۴ معادل ۳۳/۵ میلیون تن کنستانتره سنگ آهن تر و ۸۰۷ هزارتن سنگ آهن دانه بندی شده تولید کرد که در حدود ۱۱۶ درصد برنامه تولید سال(تولید ۳/۵ میلیون تن شامل ۵/۴ میلیون تن کنستانتره سنگ آهن و ۸۰۰ هزارتن سنگ آهن دانه‌بندی شده) بوده‌است.
 وضعیت تولید و فروش کنسانتره سنگ آهن در مقایسه با ظرفیت حقیقی این شرکت طی سالهای گذشته به شکل جدول زیر است
 جدول میزان تولید و فروش شرکت طی سال‌های گذشته و پیش بینی سال ۱۳۸۵
شرح واحد پیش بینی ۱۳۸۵ ۱۳۸۴ ۱۳۸۳ ۱۳۸۲ ۱۳۸۱
مقدار تولید تن ۵۳۲۵۰۰۰ ۶۱۳۸۰۰۰ ۵۴۴۳۰۰۰ ۴۸۲۰۰۰۰ ۴۵۳۹۰۰۰
مقدار فروش تن ۵۲۲۵۰۰۰ ۵۵۸۷۲۷۲ ۵۰۳۹۰۱۸ ۴٫۴۱۲٫۹۲۰ ۳٫۶۳۱٫۱۹۲
 همانگونه که در جدول بالا مشخص است روند تولید شرکت صعودی بوده و هر سال پیوسته افزایش یافته است. در نمودار زیر روند مقایسه ای فروش و سود خالص شرکت مشاهده می شود.
 
  این نمودار به خوبی نشان دهنده روند رو به رشد حاشیه سود خالص شرکت است. البته به نظر می‌رسد جادرملو پیش بینی سال جدید را با محافظه کاری اعلام کرده است.
  • بازدید : 75 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آب زير زميني يكي از مهمترين منابع تامين آب شيرين مورد نياز انسان است. آب زير زميني ، بعد از يخچالها و يخ پهنه ها، بزرگترين ذخيره آب شيرين زمين را تشكل مي دهد. امروزه بهره برداري از منابع آب زير زميني ، براي مصارفي چون كشاورزي ، صنعت و شرب ، توسعه زيادي پيدا كرده است. در مناطق خشك و دور از رودخانه ها و درياچه هاي آب شيرين ، غالباً تنها تامين آب براي مصارف مختلف استفاده از منابع آب زيرزميني است. حتي در نقاطي كه آبهاي سطحي به قدر كافي موجود باشد ، ممكن است آبهاي زير زميني ترجيح داده شود. استفاده از آب زير زميني ، با وججود آن كه استخراج آن معمولاً گرانتر از برداشت آب از رودخانه هاست و نمكهاي محلول در آن به طور كلي بيش از رودخانه هاست، به دلايل زير بيشتر مورد توجه است:
۱- معمولاً آبهاي زير زميني عاري از جانداران بيماري زاست و احتياج به تصفيه ندارد.
۲- دماي آبهاي زير زميني نسبتاً ثابت و براي عمل تبادل حرارتي در كارخانه ها مفيد است.
۳- تركيب شيميايي آبهاي زير زميني معمولاً ثابت است.
۴- آبهاي زير زميني غالباً بي رنگ و فاقد مواد تيره كننده است.
۵- آلودگيهاي زيستي و راديواكتيو كمتر روي آب زير زميني تأثير دارد.
۶- آبهاي زير زميني غالباً تحت تأثير خشك ساليهاي كوتاه مدت قرار نمي گيرد.
۷- در بسياري از مناطقي كه آب سطحي قابل اطميناني وجود مدارد آبهاي زير زميني غالباً در دسترس است.
استفاده از آبهاي زير زميني در كشور ما، كه فاقد منابع آب سطحي فراروان است، از دير باز رواج بسيار داشته است. امروزه نيز بخش مهمي از آبهاي مورد نياز ، بخصوص در كشاورزي و براي مصارف شهري ، از منابع زير زميني تأمين مي شود. در حال حاضر در سطح كشور سالانه حدود ۴۹ ميليارد متر مكعب آب از منابع زير زميني برداشت مي شود (جدول ۱-۱ ) اين رقم بخش بزرگي از كل آبهاي مصرفي در كشور ما را تشكيل مي دهد. مقايسه اين رقم با حجم جريانهاي سطحي ، اهميت استفاده از آبهاي زير زميني را رد ايران نشان مي دهد. بنا به آمار موجود حجم تقريبي جريانهاي سطحي در حوضه هاي آبريز كشور به طور متوسط سالانه حدود ۶۸ ميليار متر مكعب است، كه تمام اين آب نيز توسط سدهاي مخزني مهار نشده و بخشي از آن بخصوص در ماههايي از سال كه نياز كمتري به آب وجود دارد هدر مي رود.

جدول ۱-۱ ميزان بهره برداري و تخليه منابع آب زيرزميني در ايران سال آبي ۷۰-۶۹ (به ميليون متر مكعب)
چاه عميق چاه نيمه عميق قنات چشمه جمع
۲۳۷۴۱ ۹۲۲۵ ۷۸۹۹ ۷۹۱۹ ۴۸۷۸۴

تاريخچه بهره برداري از آبهاي زير زميني
بهره برداري از آبهاي زير زميني ، براي رفع نيازهاي روزمره ، به گذشته هاي دور بر مي گردد. پيش از آن كه انسان راه استفاده از آبهاي زير زميني را بيابد ، در كنار رودخانه ها، درياچهها و چشمه ها زندگي مي كرده است. مسلماً يكي از قدمهاي بزرگ تمدن زماني برداشته شد كه انسان راه به دست آوردن آب با وسايل مصنوعي را يافت . بهره برداري از آبهاي زيرزميني ، بخصوص در مناطق خشك آسيا سابقه هاي طولاني دارد. اولين راه بهره برداري از آب زيرزميني احتمالاً چاه بوده است . قديمي ترين چاه آبي كه تاكنون بجاي مانده در دره رود سند است كه ساختمان آنرا به ۶۰۰۰ سال پيش مربوط مي دانند . مصريان در ۳۰۰۰ يال قبل از ميلاد مسيح در حفر چاه در زمينهاي سنگي مهارت داشته اند. چينيان قديم با روش حفاري آهسته ، كه ساله و بلكه دهها سال طول مي كشيد و شبيه روش حفاري ضربه اي امروزي بود، چاههايي با عمق اعجاب انگيز ۱۵۰۰ متر نيز حفر كرده اند.
بزرگترين ابتكار در استفاده از آبهاي زير زميني در گذشته ساختن قننات يا كاريز بوده است ايرانيان مبتكر ساختن قنات اند. ساختن قنات در ايران از حدود ۳۰۰۰ سال پيش شروع شده و سپس به ديگر نقاط گسترش پيدا كرده است. آثار قناتهاي قديمي در نقاط مختلف كشور ما به فراواني ديده مي شود . طول پاره اي از اين قناتها به دهها كيلومتر مي رسد.
در اوايل قرن ۱۲ ميلادي با پيدا شدن چاههاي آرتزين در اروپا ، تكنيك حفاري چاهها توسعه زيادي پيدا كرد. معهذا تا اواخر قرن ۱۸ عمق چاهها به ندرت از ۳۰۰ متر تاوز مي كرد. تنها در اواخر قرن ۱۹ بود كه عمق چاههاي حفر شده با وسايل ماشيني جديد توانست از عمق چاههاي قديمي چيني ها بيشتر شود.
گرچه بهره برداري از آبهاي زير زميني از گذشته هاي دور معمول بوده و روشهاي استخراج آن توسعه پيدا كرده ولي نظريه هاي مربوط به منشاء و حركت آب زير زميني همپاي آن بسط نيافته است فيلسوفان قديم يونان اغلب چنين تصور مي كردند كه مجراهايي در زير زمين وجود دارند كه مستقيم يا غير مستقيم با درياها در ارتباط اند و آب دريا از طريق آنها ، پس از صاف شدن به صورت چشمه در سطح زمين ظاهر مي شود. در تمام قرون وسطي حتي تا قرن ۱۷ ميلادي ، نظريه هاي فيلسوفان يوناني ، در ميان دانشمندان مغرب زمين رواج داشته است اغلب چنين مي پنداشتند كه باران و برف به تنهايي نمي تواند آب چشمه ها و رودخانه ها را تأمين كند.
برخي از دانشمندان ايراني نيز در خصوص آبهاي زير زميني و سطحي نظران ارزنده اي ارائه كردهاند. از جمله «ابوبكر محمد بن الحسن الحاسب كرجي» (قرن چهارم و پنجم هجري قمري) در كتابي تحت عنوان «استخراج آبهاي پنهاني» در باره منشاء و راههاي استخراج آب زيرزميني گفتگو مي كند. در اين كتاب به روشني گفته شده كه «ماية آبهاي ساكن در شكم زمين و منشاء چشمه ها ، رودها و نهرها از باران و برف است» ابوريحان بيروني (قرن چهارم و پنجم هجري قمري) در آثار الباقيه منشاء آب چشمه ها و علت تغييرات مقدار آب آنها را ذكر كرده است. وي براي اولين بار خروج آب از چاههاي آرتزين را بر اساس قانون ظروف مرتبط بيان مي كند. «ابوحاتم مظفر اسفرازي» (قرن پنجم و ششم هجري قمري) در «رسالة آثار علوي» در باره پديد آمدن جويها، رودها و چشمه ها ، نفوذ آب به زمين ، حركت آب در زير زمين ، تغيير كيفيت آب به دليل وجود كانيهاي قابل حل در مسير آب و بسيار مسايل آب شناسي ديگر به تفضيل سخن گفتن است.
اولين كساني كه توانستند بر اساس مشاهده تجزيه منشاء آبهاي سطحي و زير زميني را نشان دهند، «پيرپرو» (۱۶۸۰ – ۱۶۰۸) و «آدمه ماريوت» (۱۶۸۴ – ۱۶۲۰)، دانشمندان فرانسوي ، بودند . پرو با اندازه گيري مقدار بارندگي و آب جاري در يك حوضه نشان داد كه مقدار آب جاري خيلي كمتر از مقدار باران بوده است. ماريوت ضمن تأييد تجزبه پرو ، راجع به نفع آب در زمين بررسيهايي انجام داد و نتيجه گيري كرد كه چشمه ها با باراني كه به زمين نفوذ مي كند ، تغذيه مي شوند. «ادموند هالي» (۱۷۴۲-۱۶۵۶) دانشمند انگليسي نشان داد كه مقدار تبخير از درياي مديترانه براي تامين كليه آبهايي كه رودخانه ها ب اين دريا مي ريزند كافي است. «هنري دارسي» (۱۸۵۸ – ۱۸۰۳) مهندس فرانسوي ، اولين كسي بود كه قانون حاكم بر جريان آب در محيطهاي متخلخل را بيان كرد و قدم بزرگي در راه مطالعه آبهاي زير زميني برداشت.
در خلال قرن نوزدهم و قرن حاضر ، باپيشرفت علوم زمين شناسي و هيدروليك ، كه رابطه نزديكي با مطالعه آبهاي زير زميني دارند، همچنين گسترش مطالعات شيمي آب ژئوفيزيك ، دانش انسان دربارة شناخت آبهاي زيرزميني توسعه بسيار يافته است.
فصل ۲
 آب در زمين و لايه هاي آبدار
آب در زمين در منافذ و فضاهاي خالي سنگها و خاكها جمع مي شود . اما همه آب موجود در زير سطح زمين به راههاي معمولي ، مثل حفر چاه قابل برداشت نيستند. وقتي چاهي در زمين حفر مي شود ممكن است به خاكها يا سنگهاي مرطوب يا حتي اشباع از آب برخورد كند. ولي تا زماني كه اين آبها نتوانند آزادانه به داخل چاه تراوش كنند. مستقيماً قابل بهره برداري نيستند. «آب زيرزميني» يا «آب زير سطحي» اصطلاحي است كه به تمام آبهاي موجود در زير سطح زمين اطلاق مي شود. ولي هيدروژئولوگها عمدتاً با آبهايي سر و كار دارند كه تمام منافذ سنگها و خاكها را در زير سطح ايستابي اشغال كرده است. از اين رو غالباً اصطلاح «آب زيرزميني » را براي اين بخش از آبهاي زير سطح زمين ، كه قابل برداشت به وسيله چاه ، چشمه يا قنات است، به كار مي برند. قسمت اعظم آب موجود در زير زمين بخشي از «چرخه آب» است. بنابر اين آب باران و برف (به طور كلي آبهاي جوي) منشاء اصلي آبهاي زيرزميني است. البته مقادير كمي آب از منابع ديگر مثلاً آبهاي محبوس يا فسيل (آبهاي باقيمانده در منافذ سنگهاي رسوبي از زمان تشكيل) يا آبهاي جوان (آبهاي ماگمايي يا آتشفشاني ) نيز ممكن است وارد اين چرخه شود.
ويژگيهاي فيزيكي و سنگ شناسي محيطهاي متخلخل
حجم آب موجود در منافذ خالي سنگه و خاكها ممكن است نسبتاً كم يا زياد باشد. به علاوه آب در پاره اي از سنگها به سختي و در برخي ديگر به آساني جا به جا مي شود. امكان تشكيل مخزن آب زيرزميني و قابليت آبدهي هر مخزن قبل از هر چيز به ويژگيهاي فيزيكي و سنگ شناسي محيطهاي متخلخل وابسته است. از اين رو بررسي خصوصيات سنگها و منافذ موجود در آنها، از نظر مطالعه آبهاي زيرزميني اهميت زيادي دارد.
  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فعالیتهای آتشفشانی ایران بر دو امتداد قرار دارند یکی امتداد ایران شمالی یا البرز است که روی ان بطوری که دیدیم آتشفشانهای دماوند ، سهند ، سبلان ، آرارات کوچک و بزرگ قرار گرفته است و دیگری ، قوس ایران جنوبی یا زاگرس است که آتشفشانهای الوند و تفتان را دربر می‌گیرد. با توجه به این دو امتداد می‌توان گفت که امتدادهای مزبور در حقیقت امتداد نقاط ضعیف ایران هستند.

با توجه به اینکه اکثر زلزله‌های ایران در این دو ردیف متمرکز بوده‌اند (زلزله‌های قوچان ، بجنورد ، گرگان ، ترود لاریجان ، بوئین زهرا و آستارا در ردیف ایران شمالی و زلزله‌های بلوچستان ، لار ، کردستان ، شاپور و خوی در ردیف ایران جنوبی) صحت این ادعا تایید می‌شود
آتشفشان‌هاي بزرگ باعث وقوع رعد و برق مي‌شوند 
محققان براي نخستين بار موفق به مشاهده مستقيم ارتباط آتشفشان با وقوع رعد و برق شدند. 
به گزارش خبرنگارايرنا به نقل از ماهنامه علمي،آموزشي و خبري سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور، آتشفشان‌ها مي‌توانند سبب وقوع زلزله، ريزش بهمن و جاري شدن مواد مذاب شوند كه براساس نتايج مطالعه جديد ، ارتباط فوران آتشفشان‌ها با وقوع آذرخش را نيز اثبات مي‌كند. 
گروهي از محققان در آمريكا براي شناسايي ارتباط فوران آتشفشان‌ها با وقوع رعد و برق ، اقدام به نصب گيرنده‌هاي راديويي اطراف كوه آتشفشان ” آگوستاين ” در نزديكي آلاسكا كردند ، آتشفشان ” آگوستاين ” در يك جزيره غيرمسكوني در خليج” كوك” واقع شده وتقريبا هر ‪ ۱۰‬سال يك بار فوران مي‌كند. 
محققان پيش از نيز از روش مشابهي براي مطالعه رعد و برق‌هاي ايجاد شده در طوفان‌ها استفاده كرده بودند، وقوع رعد وبرق سبب ايجاد پالسهاي راديويي مي‌شود كه در صورت روشن بودن راديوي خانگي و يا راديوي خودرو نيز مي‌توان نشانه‌هاي اين پالسها را به صورت صداهاي ” هيس” مانند در لحظه وقوع آذرخش از طريق اين دستگاه‌ها شنيد. 
دانشمندان مي‌توانند بااستفاده از گيرنده‌هاي راديويي كه در نقاط مختلف كار گذاشته‌اند،پالسهاي راديويي آذرخش‌ها را در دريافت و از آنها براي شناسايي محل دقيق وقوع آذرخش در يك ابر استفاده كنند و به عبارتي ، تصويري سه بعدي از شكل آذرخش درون ابر را ترسيم كنند. 
محققان عقيده دارند هنگام فوران آتشفشان و درلحظات اصلي اين واقعه به دليل برخورداري اين ذرات از ميزان زيادي بار الكترونيكي ، همانند لحظه‌اي كه ابرهاي باردار با يكديگر برخورد مي‌كنند ، پديده آذرخش رخ مي‌دهد. 
دانشمندان از مدتها قبل به وقوع آذرخش در پي فوران‌هاي بزرگ آتشفشاني پي برده بودند، اما هم‌اكنون محققان موفق شدند مرحله ابتدايي وقوع آذرخش در اين فوران‌ها را كه درست در دهانه آتشفشان رخ مي‌دهد ، شناسايي كنند. 
به گفته آنها،اطلاعات جمع‌آوري شده از آتشفشان ” آگوستاين ” نشان مي‌دهد جرقه‌هاي بزرگي از دهانه آتشفشان به درون ستون خاكستر وغبار موجود در بالاي آتشفشان پرتاب مي‌شود ، سپس درون ابري كه بالاي آتشفشان در حال شكل‌گيري است ، آذرخش رخ مي‌دهد . 
هنگامي كه ابر خاكستر و غبار بر فراز آتشفشان رشد كرده و ابعاد آن افزايش يابد ، اين آذرخش‌ها مستقل از دهانه آتشفشان و درون خود اين ابر شكل مي‌گيرند. 
رعد وبرق در ابرهاي بزرگ آتشفشاني از بسياري جهات مشابه رعد و برق‌هاي ايجاد شده درون توفان‌ها است و از لحاظ ظاهري شاخه‌هاي متعددي دارد كه ظرف حدود نيم ثانيه در ابر آتشفشاني ايجاد مي‌شود ، دراين مطالعه محققان تنها موفق به شناسايي آذرخش‌هايي شدند كه درون ابر آتشفشاني جابه جا مي‌شوند، اما در گذشته گزارش‌هايي ازبرخورد آذرخش‌هاي مربوط به فوران‌هاي آتشتفشاني با زمين ، وجود داشته است. 
سال ‪ ۱۹۸۰‬درخلال فوران آتشفشان “سنت هلنز” برخورد آذرخش ناشي از آتشفشان به زمين سبب بروز آتش سوزي در جنگل‌هاي اطراف كوه شد. به گفته دانشمندان ،احتمالا بين شدت فوران آتشفشان و وقوع آذرخش‌هاي آتشفشاني ارتباط كلي وجود دارد زيرا هرچه آتشفشان شديدتر باشد ذرات باردار بيشتري ازآن بيرون پرتاب مي‌شود و احتمال وقوع اين پديده افزايش مي‌يابد.
شكل آتشفشانها
بطور عمومي آتشفشانها سه شكل هندسي عمده دارند:
مخروطها ( Cones ) , سپر ها ( Shields ) و ورق ها ( Sheets ) .
ورق ها( Sheets )
سپر ها ( Shields )
مخروطها ( Cones )
مخروط ميتواند متقارن باشد, مانند آنچه در مورد برخي ازآتشفشانهاي آندزيتي ملاحظه مي گردد.  
مخروط ميتواند بواسطه يك كالدراي مركزي قطع شده باشد.مخروط ميتواند كنده مانند كوتاه با دهانه مركزي وسيع باشد ( مانند مخروطهاي توفي حلقوي ) غلظت , ميزان فوران , دوره فازهاي فوراني , نوع ميكانيسم انفجاري از جمله فاكتور هاي عمده در نحوه شكل يافتن مخروط ها و ديگر اشكال آتشفشان مي باشند.
نمایی از یک مخروط
گدازه هاي بسيار غليظ ( يا جريانهاي پيروكلاستيك غليظ ) در اطراف دامنه آتشفشان و يا در پاي آن تجمع مي يابند ( حتي اگر ميزان فوران بالا باشد ) در حالي كه گدازه هاي بسيار رقيق و همچنين جريانهاي پيروكلاستيك جيم و روان , بسرعت از دهانه مركزي آتشفشان دور شده و تشكيل دامنه هاي كم شيب و بالنتيجه سپرهاي آتشفشاني كم ارتفاع مي دهند.
 آتشفشانهاي سپري مي توانند بعنوان حد واسط مخروط ها و ولكانيسم ورقي محسوب شوند. 
نمایی از یک آتشفشان سپری
آتشفشانهاي اخير تشكيل بازالتهاي سيلابي و يا جلگه اي مي دهند. اين بازالتها تجمع عظيمي از مواد خروجي بصورت ورقي يا صفحه اي داده كه برخي از جريانها گدازه اي مساحتي متجاوز از يكصد هزار (۰۰۰/۱۰۰) كيلومتر مربع را مي پوشانند, بدون اينكه تغييرات مهمي در ضخامت جريانها ملاحظه گردد . 
همچنين برخي از گدازه هاي تحول يافته و رقيق شده تشكيل ورق هاي گسترده داده اند. وسيع ترين نوع ته نشستهاي آتشفشاني ورقي مواد آذر آواري و يا در واقع تفراهاي ريزشي  ( Fallout tephra ) مي باشند كه تشكيل پوشش هاي گسترده از لاپيلي هاي پاميسي و يا خاكستر هاي آتشفشاني مي دهند . 
تفراي ريزشي  ( Fallout tephra )
شكل عمومي اينگونه  صفحات تفرائي بيضوي مي باشد زيرا بعلت تاثير جريان باد در يك جهت خاص كه منطبق با جهت وزش باد است بيشتر پراكنده ميشوند ‏بطوريكه طول آن ممكن است به صدها و حتي هزاران كيلومتر برسد . البته اكثر اين ورق ها كم ضخامت مي باشند و حجم بازالتهاي جلگه اي يا سيلابي و جريانهاي پيرو كلاستيك عمده را ندارند . چنين ورق هاي تفرائي منفرد نتيجه انفجارهاي پر قدرت مي باشند كه رد آنها را مي توان تا مبداء  كه معمولاً يك كا لدرا مي باشند دنبال نمود . اين ته نشستهاي تفرائي بخصوص لايه هاي خاكستر دار آتشفشاني را كه خوب حفظ شده اند مي توان ما بين ته نشستهاي عميق دريائي ملاحظه كرد. در روي خشكي , بخش عمده اي از آنها فرسوده مي گرددو يا ممكن است آثار آنها را در توپوگرافيهاي پست, در بين ته نشستهاي درياچه اي در زير جريانهاي آذر آواري و غيره مشاهده نمود. 
 ماگما را در اينجا به دو گروه تقسيم ميكنند:
الف: ماگماي اوليه و يا مادر ( Parental magma ) كه بواسطه ذوب بخشي گوشته فوقاني ( Upper mantle ) و يا پوسته تشكيل مي شوند.
ماگماي مادر ( Parental magma )
ب : ماگماي اشتقاقي  ( Derivative magma ) كه بواسطه پديده تفريق از ماگما ي اوليه و يا در اثر اختلاط ماگماها ( Magma mixing ) حاصل شده اند.
سنگ حاصل از ماگمای اشتقاقی
 دو دسته از شرايط در تحول ماگمائي مي توانند مد نظر قرار گيرند:
 -دسته اول آنهايي مي باشند كه در محل تشكيل ماگما آنرا متاثر ميسازند. 
–  دسته دوم آنهايي هستند كه ضمن صعود ماگما و تا زمان فوران ماگما, آنرا تحت تاثير قرار مي دهند.

ماگما هاي بازالتي عموماً بعنوان ماگماهاي اوليه نگريسته شده اند . البته در هر صورت هر ماگمائي مي تواند بعنوان ماگماي مادر ديگر ماگماي بيشتر تفريق شده محسوب گردَد.
عواملي كه باعث كنترل تركيب ماگماهاي بازالتي مي شوند پيچيده بوده و از جمله عبارتند از :
الف – تركيب : كه شامل تركيب شيميائي  و كاني شناسي سنگ مادر   ( منشاء ) و همچنين تركيب مواد فرار ( Volatipes ) يعني نوع مواد فرار و فراواني نسبي آنها مي گردد.
  ب  – فرايند ذوب:   كه ارتباط با درجه ذوب بخشي  ( كه خود در ارتباط با      فشار , حرارت و   ميزان مواد فرار  مي باشد) و    عمقي كه ماگما در آنجا تشكيل مي شود دارد.
ماگماهاي بازالتي هنگامي اوليه اطلاق مي شوند كه مستقيماً از محل تشكيل به سطح زمين برسند ( از طريق شكستگيها ) و عملاً متحمل هيچگونه تغيير شيميائي ضمن انتقال نشده باشند.
ماگماهائي كه بتوان آنها را اوليه ناميد كم و نادر ميباشند زيرا اغلب ماگماها ضمن سرد شدن ممكن است متحمل تبلور بخشي شده و يا با اختلاط و آلودگي در مسير خود به سطح زمين دچار تغيير تركيب شيميايي بشوند.درجه ذوب بخشي در هر عمقي در رابطه با فشار و ميزان مواد فرار سيستم مي باشد. كارهاي  انجام شده در دهه اخير نشان داده است كه نوع ميزان مواد فرار تاثير عمده اي بر درجه حرارت ذوب , درجه ذوب بخشي پريدوتيت گوشته و تركيب شيميائي ماگماي حاصله بر اثر ذوب بخشي دارد. مواد چفرار اصلي مطالعه شده همانا آب H2O و گاز كربنيك CO2 مي باشند.
فوران هاي انفجاري از ويژگيهاي ماگماهاي مافيك خيلي تحت اشباع از سيليس بوده بنظر ميرسد بواسطه فراواني مواد فرار موجود در ماگماهاي مزبور ميباشد. 
نمایی از فوران ماگما از نوع استرامبولی
همچنين خروج غير انفجاري بازالتهاي توله ئيتي, محتملاً بواسطه پايين بودن ميزان مواد فرار موجود در آنها مي تواند باشد. ميزان پايين مواد فرار مي تواند بواسطه درجه ذوب بخشي بالا و يا پائين بودن آن در سنگ ها در گوشته باشد. در واقع درجه ذوب بخشي بالا سبب ترقيق مواد فرار ميشود.زيرا اين مواد فراركه درمواد ذوب شده اوليه ( براثر ناپايداري زودرس فازهاي هيدراته ) تمركز مي يابند , بر اثر ذوب بخشي زيادتر در ماده مذاب ترقيق مي گردند.
دانشمندان در جست‌و‌جوي عامل زمين‌لرزه‌ها و آتشفشان‌ها [ January 31, 2006 ] 
ايسنا:يكي از بزرگترين كشتي‌هاي تحقيقاتي جهان موسوم به چيكوي (CHIKYU) كه مجهز به بزرگترين مته ويژه ايجاد حفره در زير دريا و يك آزمايشگاه شناور بسيار پيشرفته است، پس از پشت سرگذاشتن آزمايش‌هاي اوليه آماده انجام ماموريت اصلي خود است.
اين كشتي ژاپني مجهز علمي و پژوهشي با بودجه‌اي بالغ بر ۵۰۰ ميليون دلار به همراه قايق‌هاي مجهز خود راهي اقيانوس خواهد شد تا به تحقيقات گسترده‌اي در قالب نفوذ به قلب زمين با استفاده از پيشرفته‌ترين تجهيزات تحقيقاتي نخستين نشانه‌هاي حيات زميني را در اعماق پوسته اقدام كنند. 
  • بازدید : 75 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مجوعه‌های افیولیتی که به نام Alpin Ultramafic Complexes هم خوانده شده است. به نظر عده زیادی از زمین شناسان ، معرف پوسته اقیانوسی است که در نتیجه پدیده‌ای که به نام فرارانش خوانده می‌شود در پوسته قاره‌ای قرار گرفته است. افیولیت‌ها از مجموعه‌ای از بازالت‌ها ، گابروها ، سنگهای اولترامافیک و رسوبات عمیق دریایی تشکیل شده است. افیولیت‌ها معمولا ضخیم بوده و ضخامت آنها تا ۸ کیلومتر هم می‌رسد. 
نام افیولیت توسط «برونیار» (۱۸۲۷) برای توصیف سرپانتینیت‌ها یا سنگهایی که از گروه سرپانتین تشکیل شده بودند، ابداع شد. وی این نام را از لغت یونانی قدیمی افی به معنی مار و لیت هم که به معنی سنگ است، گرفت. 
تاریخچه 
پس از نامگذاری افیولیت‌ها توسط برونیار ، «استینمن» (۱۹۰۶) مفهوم مجموعه یا سری سنگی افیولیت را بکار برد. این مجموعه سنگی اصولا حاوی سنگهای اولترامافیک (مثل کانی سرپانتینت و پریدوتیت) ، گابرو ، اسپیلیت و سنگهای وابسته است. او همچنین مشاهده کرد که این سنگها اصولا در چرتها و رسوبات پلاژیک مستقر شده‌اند یا با آنها وابستگی دارند. در سال ۱۹۲۶ ، «بنسون» گابروها و سنگهای اولترامافیک موجود در سنگهای سبز و سنگهای افیولیتی را توصیف نمود. توصیف او شامل سنگهایی می‌شد که در نواحی رورانده و کوهزایی آلپی (مثل سنگهای آذرین نوع آلپی) گسترش داشت. «تایر» (۱۹۶۷) بیان نمود که واحدهای اولترامافیک و گابرویی مجموعه‌های افیولیتی با قسمتی از سری سنگ آذرین آلپی شباهت دارند. 
سیر تحولی و رشد 
در سال ۱۹۵۷ «درور» ابراز داشت که بعضی از توده‌های پریدوتیت نوع آلپی ، قطعات گوشته فوقانی می‌باشند که به طریقه تکتونیکی کنده شده اند. «دیتز» (۱۹۶۳) اشاره نمود که سرپانتینیت های آلپی قطعاتی از کف اقیانوس بوده‌اند که در یک رخداد کوهزایی به صورت تکتونیکی از جا کنده شده‌اند. در همان سال ، «گاس» مقاله‌ای در مورد این موضوع نوشت که آیا ماسیف ترودوس در قبرس قطعه‌ای از لیتوسفر اقیانوسی به سن مزوزوئیک بوده است یا نه؟ 
در سال ۱۹۶۷ گاس ، زمین شناسی و ژئوفیزیک سنگهای اولترامافیک ماسیف ترودوس واقع در قبرس را توصیف کرد. در سپتامبر ۱۹۷۲ سازمان زمین شناسی آمریکا در مورد افیولیت کنفرانس بزرگی برگزار نمود. در همین کنفرانس قرار شد که نام افیولیت به یک مجموعه مشخص از سنگهای مافیک تا اولترامافیک اطلاق گردد. 
سکانس افیولیت‌ها 
سکانس افیولیت‌ها یا پوسته اقیانوسی معمولا از ۵ قسمت تشکیل شده است که از سمت بالا به پایین شامل قسمتهای زیر است:
رسوبات پلاژیک و عمیق دریایی:
این رسوبات شامل رادیولادیت ، چرت ، آهکهای پلاژیک مناطق عمیق دریا و رسوبات آبیسال می‌باشد.
پیلولاوا :
در اثر انجماد سریع ماگمای بازالتی در مجاورت آب ، بازالت حاصل و بی‌پوست به خود می‌گیرد که دارای ترکهای زیادی در سطح است. رنگ این قسمت سبز تیره تا سبز زیتونی است و اغلب حفره‌دار است که حفرات توسط مواد ثانوی مانند کلسیت ، کلسدونی ، زئولیت ، کلریت ، پرهنیت و … پر شده‌اند.
بازالت متراکم : بازالت متراکم در زیر پیلولاوا قرار دارد و به دایکهای صفحه‌ای ختم می‌شود.
دایکهای صفحه‌ای :
دایکهای صفحه‌ای به موازات محور گسترش اقیانوسها قرار دارند. و این دایکها مسلسل‌وار در کنار هم چیده شده‌اند و معمولا یک طرف اینها حاشیه انجماد سریع دارد.
گابروهای لایه‌ای :
ترکیب گابرو عینا مثل بازالت است. در داخل این گابروها حجم‌هایی از پلاژیو گرانیت دیده می‌شود، که محصول تفریق ماگما است.
کانی پریدوتیت قاعده (تکتونیت) :
پریدوتیت قاعده‌ای ممکن است هارزبوژیتی و یا لرزولیتی باشد. 
طرز تشکیل افیولیت‌ها 
وجود افیولیت‌ها و پراکندگی آنها در اغلب قاره‌های دنیا نشان می‌دهد که در جایگیری بخش اعظم آنها پدیده تصادم قاره – قاره دخیل بوده و اقیانوس مابین دو قاره در اثر فرآیند فرورانش از بین رفته و در حین تصادم بخشهایی از پوسته اقیانوسی بر روی حاشیه غیر فعال رانده شده‌اند. عدم وجود دگرگونی حرارتی قابل توجه در مرز تماس آنها با رسوبات بیانگر فرورانش آنها در حالت سرد می‌باشد. 
در اثر تغییرات مکرر تکتونیکی و یا از ذونهای فرورانش پر شیب ، افیولیت‌ها به ملانژهای تکتونیکی تبدیل می‌شوند و به دلیل سرپانتینی شدن بخش اولترامافیک قاعده‌ای ، واجد خاصیت پلاستیکی شده و به راحتی تغییر شکل می‌یابند. سرپانتینی شدن به تحرک افیولیت ملانژ کمک کرده و ورود قطعات سنگهای درونگیر و بیگانه به داخل سکانس افیولیتی را تسهیل می کند. 
انواع افیولیتها 
ون تکس سنگهای اولترامافیک و پریدوتیتها را به دو دسته استراتیفرم (غیر کوهزایی) و آلپی (کوهزایی) تقسیم می‌کند و انواع آلپی خود به دو دسته زیر تقسیم می‌شوند :
پریدوتیت‌های واقعی یا افیولیت‌های تیپ هاروزبورژیتی (HOT) :
بخش اولترامافیک قاعده‌ای شامل تناوبی از هارزبورژیت و دونیت بود، و توسط دایکهای پیروکسنیتی قطع می‌شود. زون تحولی شامل هارزبورژیت با رگه‌های دونیت که به سمت بالا به گابروهای لایه‌ای همراه با لنزهای کرومیت و دونیت تبدیل می‌شود. سپس گابرو و ورلیت بصورت نوارهای تیره و روشن قرار دارند و به سمت بالا واجد گابروهای لایهای ، دایکهای دیابازی حاوی پلاژیو گرانیت و سپس بازالت‌های تولئیتی از نوع N-MORB است. وجود هارزبورژیت در بخش قاعده و بازالت تولیتی با سرشت Normal-Middle oceam Ridge Basalt) N-MORB) توسعه زیاد دایکهای دیابازی نشان از حجم زیاد ماگمای تزریق شده در شکاف محوری و نرخ بالای ذوب بخشی درگوشه فوقانی است و این ویژگیها در شکافهای با نرخ گسترش تند ، (Fast spreading Ridge) FSR دیده می‌شود.
  • بازدید : 82 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

چندین سیستم مختلف برای طبقه بندی سنگهای آذرین ارائه شده است. نکته مشترک تمامی این سیستمهای طبقه بندی این است که در جزئیات همگی جنبه‌ای اختیاری و مصنوعی داشته و متکی به پاره‌ای خواص هستند که نمی‌توان آنها را از روی نمونه دستی و یا در صحرا تعیین کرد. در طبقه بندی سنگهای آذرین بافت و ترکیب سنگهای آذرین از مهمترین مواردی هستند که باید در نظر گرفته شوند. در این نوع طبقه بندی نمودارهایی که در آنها نسبت سیلیکاتها در هر یک از سنگهای آذرین را نمایش می‌دهد کاربرد دارند
سنگهای آذرین روشن 
این سنگها از رنگی روشن و نیز وزن مخصوصی نسبتا کم برخوردارند. گاهی اوقات این سنگها را تحت عنوان سنگهای سیاسی می‌شناسند. دو سنگ ، گرانیت و گرانودیوریت روی هم رفته ۹۵ 
 

درصد از کل سنگهای آذرین قاره‌ای ناشی از انجماد ماگما را تشکیل می‌دهند.
 
گرانیت سنگی دانه‌ای است و ترکیب کانیایی آن شامل دو قسمت فلدسپات اورتوکلاز + یک قسمت کوارتز + یک قسمت فلدسپات پلاژیو کلاژ + مقادیر ناچیزی از آهن – منیزیم‌دارها.
سنگهایی که ترکیب کانی شناسی آنها مشابه گرانیتها باشد ولی به جای بافت دانه‌ای دارای بافت ریز بلور باشد، ریولیت نامیده می‌شود. معادل شیشه‌ای گرانیت، ابسیدین نام دارد. این سنگ معمولا ظاهری قیرگون دارد و کاملا سیاه است ولی باید توجه داشت که اگر قطعه‌ای بسیار نازک از ابسیدین را که ظاهری نیمه شفاف دارد را در مقابل زمینه روشن قرار دهیم رنگی سفید دودی از خود نشان می‌دهد. 
سنگهای آذرین تیره 
بر اساس تخمین های انجام گرفته ۹۸ درصد از حجم کل سنگهای تشکیل شده از ماگماهای بیرون ریخته بر روی سطح زمین ترکیبی بازالتی ، آندریتی دارند. واژه مترادف بازالت سنگ پلاکانی است و این اسم از آنجا ناشی می‌شود که بازالت در برخی از بیرون زدگی‌ها ، ستونهایی تشکیل می‌دهد که ظاهری شبیه به پلکان دارند. این ستونها حاصل فرآیند سرد شدن بوده و در اثر هوازدگی ظاهر می‌شوند. بازالت بافتی ریز بلور داشته و ترکیب کانی شناسی آن به شرح زیر است:
یک قسمت فلسپار پلاژیوکلاژ + یک قسمت آهن – منیزیم‌دارها. 
گابرو سنگی است که ترکیبی مانند بازالت داشته اما بافت آن به جای ریز بلورین بودن دانه‌ای است. 
پریدوتیت سنگ آذرینی با بافت دانه‌ای است که عمدتا از آهن – منیزیم‌دارها تشکیل می‌شود. 
سنگهای آذرین بینابینی 
هنگامی که در نمودار طبقه بندی سنگها از جهت دربر دارند سنگهای روشن به طرف جناح دربرگیرنده سنگهای تیره حرکت می‌کنیم. ترکیب سنگهای آذرین بطور پیوسته از نوعی به نوع دیگر تغییر می‌یابد. آندزیت نامی است که به سنگی آذرین و ریزبلوری که ترکیبی بین گرانیت و بازالت دارد اطلاق می‌شود. این سنگها برای اولین بار در کوههای آند در آمریکای جنوبی دیده شدند و نام آنها نیز از همین امر ناشی شده است. آندزیتها اکثرا در مناطق اطراف اقیانوس آرام یافت می‌شوند و معادل دانه‌ای آندزیت ، دیوریت نام دارد.  
پگماتیت 
محلولهایی را که در مراحل آخر سرد شدن و انجماد ماگما تولید می‌شوند، محلولهای گرمایی می‌نامند. از تبلور این محلولها سنگ آذرین بسیار درشت دانه‌ای موسوم به پگماتیت تشکیل می‌شود از واژه لاتین پگمات به معنی به هم بافته شده مشتق شده است. کوارتز و فلدسپات پتاسیم‌دار کانیهای اصلی حاصل از تبلور محلولهای گرمایی هستند. پگماتیتها صرفا بر مبنای اندازه‌های غیر عادی دانه‌های کانی موجود قابل تشخیص‌اند.
  
در معدودی از پگماتیت‌ها دانه‌های فلدسپات پتاسیم و کوارتز رشد در هم داشته و اساسا یک واحد را تشکیل می‌دهند. در این پگماتیت‌ها کوارتز رنگی تیره تر از فلدسپات داشته و در نتیجه شکل کلی آن شبیه کتیبه‌های باستانی آشوری و بابلی است. به همین علت این نوع رشد در هم به ساختار گرافیک شهرت یافته است (از واژه لاتین گرافین به معنی نوشتن مشتق شده است). 
سنگهای آذرین کره ماه 
تجزیه شیمیایی سنگهایی که طی ماموریتهای مختلف سفینه آپولو از کره ماه به زمین آورده شد نشان می‌دهد که بجز در مورد فقدان آب و اکسیژن آزاد ، ترکیب سنگهای کرده ماه بسیار شبیه ترکیب سنگهای زمین است. اکثر سنگهای ماه از نظر منشا آذرین هستند. برای مثال سنگهای حوضچه ماریا همه گدازه‌های بازالتی و نمونه‌های مناطق مرتفع ماه همه از انواع گابرو ، نوریت (گابرویی متشکل از پلاژیوکلاز و پیروکسن ارتورومبیک) و آنورتوزیت (سنگی عمدتا متشکل از پلاژیوبافت سنگ آذرین   
تعریف 
منظور از بافت ، شکل و اندازه بلور و رابطه فیزیکی آنها با یکدیگر است که توسط میکروسکوپ مورد مطالعه قرار می‌گیرد. بنابراین بافت سنگ آذرین می‌تواند مراحل مختلف انجماد نحوه تبلور سنگ آذرین را مشخص نماید. از این رو بافت سنگهای آذرین بصورت زیر تقسیم‌بندی می‌شوند. 
  

بافت درشت بلور 
بافت درشت بلور به سنگهای آذرینی اختصاص دارد که آرام در اعماق سرد شده و همه بلورها فرصت کافی برای رشد یافته‌اند. در بافت درشت بلور اندازه بلورها بین چند دهم میلیمتر تا چند سانتیمتر متغیر است. در این بافت به هیچ وجه بخش شیشه‌ای و غیر متبلور وجود ندارد. اغلب کانی در این بافت ، اتومورف بوده و شکل بلور شناسی خود را در سنگ حفظ می‌کنند و بعضی دیگر که حد فاصل کانی‌های اتومورف را پر کرده‌اند، گزنومورف می‌باشند.
بافت دانه‌ای :
در این بافت بلورهای گزنومورف کوارتز بصورت منفرد و یا مجتمع فصای بین بلورهای اتومورف را پر کرده‌است. در بافت دانه‌ای فلدسپاتهای پلاژیوکلاز تقریبا اتومورف می‌باشند و در بین آنها فلدسپاتهای آلکالن بصورت گزنومورف و گاهی تقریبا اتومورف دیده می‌شوند.
بافت پورفیروئید :
گاهی در بعضی از سنگها بعضی از بلورها به قدری رشد می‌کنند که اندازه آنها به چند سانتیمتر می‌رسد. لذا به آن ساخت پورفیر مانند یا پورفیروئیدی می‌گویند. بلورهای بسیار درشت را پورفیروبلاست می‌گویند.
بافت پگماتیتی :
در این بافت بلورها بسیار درشت می‌شوند. بطوری که اندازه آنها بین چند سانتیمتر تا چند دسیمتر متغیر است.
بافت پگماتیک گرافیک :
موقعی است که یک بلور کوارتز و یک بلور فلدسپات آلکالن طوری در هم داخل شده‌ باشند که یکی از آنها (معمولا فلدسپات آلکالن) متن را تشکیل داده و بلور دیگر ادخال‌ها را بسازد.
بافت کروی : 
در این بافت زمینه سنگ دارای بافت دانه‌ای است و در این زمینه اجتماعاتی از بلورها بصورت کره با ساخت شعاعی قرار گرفته‌اند. هر کره از طبقات متحدالمرکز و متناوب کانیهای تیره و روشن تشکیل شده به نحوی که کانیهای روشن در امتداد شعاعها کره و کانیهای تیره موازه با سطح کره رشد کرده‌اند.

بافت آپلیتی :
در این بافت بلورها ریز و یکنواخت هستند که با چشم غیر مسلح به آسانی قابل رویت نمی‌باشند. این بافت مخصوص دسته‌ها و فیلونهای توده‌های آذرین اسیدی غنی از پلاژیو کولز است. 
بافت ریز بلور 
بافت ریز بلور مخصوص سنگهای آتشفشانی ، دایکها ، سیل‌ها و سطح خارجی توده‌های نفوذی است.
بافت دانه‌ای ریز بلور :
در این بافت اندازه دانه‌ها از بافت آپلیتی تا بافت کریپتو کریستال (نامرئی بلور) تغییر می‌کند. بافت دانه‌ای ریزبلور بافت فلسی تیک نیز نامیده می‌شود. در بافت فلسی تیک پرفیریک بلورهای درشت در متن دانه‌ای ریزبلور مشاهده می‌گردند.
بافت میکرولیتیک :
بافت میکرولیتیک مخصوص گدازه‌هاست. در این بافت قسمت اعظم فلدسپات بصورت بلورهای اتومورف و باریک متبلور می‌گردد که میکرولیت خوانده می‌شود. فضای بین میکرولیتها را بخشی متبلور و نامرئی و یا غیر متبلور شیشه‌ای پر می‌کند که اصطلاحا مزوستاز گفته می‌شود.
بافت میکرولیتیک پورفیریک :
اگر در بافت میکرولیتیک بلورهای درشت کانیها نیز دیده ‌شود به آن بافت میکرولیتیک پورفیریک می‌گویند.
بافت دلریتی :
بافت دلریتی در سنگهای بازیک که بصورت فیلون ، دایک یا سیل تشکیل شده‌ باشند دیده می‌شود. در بافت دلریتی بلورهای اتومورف پلاژیو کلاز طوری در کنار هم قرار می‌گیرند که بین خود فضاهای چند گوش بوجود می‌آورند و این فضاها بوسیله خمیره‌ای ریز بلور یا شیشه‌ای پر می‌شود. در بافت دلریتی انترسرتال فضاهای بین پلاژیوکلازها را پیروکسن یا الیوین پر می‌کند.
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دانه‌ها پس از تخریب در منشا توط عواملی از قبیل آب و هوا و یخ به ریف حوضه رسوبی حرکت می‌کنند. دانه‌های جامد ممکن است به صورت معلق ، جهشی ، غلتیدن و سرخوردن بر روی دانه‌های دیگر حرکت کنند. نحوه حرکت به اندازه سرعت و شدت جریان بستگی دارد. بسته به سرعت آب در رودخانه‌ها دو نوع جریان خطی و آشفته قابل مشاهده است. در جریانهای خطی ذرات جامد از مایع به صورت خطی در یک لایه از مایع حرکت می‌کنند به نحوی که لایه پایین و بالایی باهم موازی است.
در جریانهای آشفته که در اثر افزایش سرعت آب بوجود می‌آید. ذرات جامد در مایع به صورت مارپیچی حرکت می‌کنند. در این نوع جریانها ذرات به طرف جلو ، بالا و پایین حرکت می‌کنند ولی در جریانهای خطی ذرات فقط به طرف جلو حرکت می‌کنند. تغییر جریان از خطی به آشفته به طول لوله یا کانال ، سرعت انتخاب شده ، شکل هندسی کانل و خوصیات دیگر حداکثر است ولی در جریانهای آشفته آب دائما در حرکت است از کناره رودخانه به مرکز می‌رود و دائما تغییر مکان می‌دهد. بطور کلی در حرکت دانه ریز نیروی ویسکوزیته اهمیت دارد ولی در حرکت ذرات درانه درشت نیروی جاذبه به اهمیت بیشتری دارد. 
مکانیزم حرکت اولیه دانه (تخریب(
بطور کلی دانه‌ها در کف بسته به حالت سکون قرار دارند. هنگامی که جریان مواد سیال از روی دانه‌ها عبور می‌کند، دانه‌ها تحت تاثیر چها نیروی مختلف قرار می‌گیرند که این نیروها عبارتند از نیرو وزنی دانه بستگی دارد و از حرکت آن جلوگیری می‌کند، نیروی اصطکاک بین دانه و دانه‌های اطراف که این نیرو نیز از حرکت دانه‌ها جلوگیری می‌کند. نیروی کشش مایع که تمایل دارد دانه را دانه را بر روی دانه‌های دیگر حرکت داده و به صورت غلتیدن جابجا کند. میزان این نیرو به سرعت جریان بستگی دارد و بالاخره نیروی هیدرولیکی بررسی نشان می‌دهد که دانه به صورت عمودی از زمین بلند کند و در جهت جریان قرار دهد.
بررسیها نشان می‌دهد که دانه به صورت عمودی از زمین بلند می‌شود و سپس در هنگام پایین و برخورد به دانه‌های دیگر به حرکت خود ادامه می‌دهد که این عمل را جهش می‌گویند. فرآیند جهش در هوا بهتر از آب صورت می‌گیرد، زیرا نیروی بلند کردن دانه فقط هنگامی که دانه در روی سطح زمین قرار دارد موثر است و مسئول حرکت اولیه آن می‌باشد ولی زمانی که دانه از جای خود بلند شد نیروی کششی هوا یا آب مسول حرکت آن است.
برای حرکت دانه‌ها سرعت جریان باید به حد بحرانی برسد تا اینکه بتواند دانه‌ها را از جای خود حرکت دهد و با خود حمل سرعت بحرانی برای تخریب و حرکت دانه‌ها با افزایش قطر آنها زیاد می‌گردد. با استثنای ذرات رس که برای تخریب آنها سرعت زیادتری لازم است. زیرا ذرات دانه ریز دارای خاصیت چسبندگی بوده و به یکدیگر متصل می‌شوند همچنین ذرات دانه ریز رسی در سطح دارای ناهمواریهای زیادی بوده و زاویه‌دارتر می‌باشند لذا در مقابل جریان آب مقاومت بیشتری از خود نشان می‌دهند. 
انواع مختلف حرکت دانه‌ها 
هنگامی که میزان انرژی موجود در کف بسته از حد بحرانی گذشت، دانه‌ها در سطح لایه شروع به حرکت می‌کنند. نوع حرکت ذرات به اندازه آنها و سرعت جریان بستگی دارد. دانه‌ها در آب و هوا به چهار صورت غلتیدن، سر خوردن ، جهشی و معلق حرکت می‌کنند. 
در شرایط ثابت با سرعت مشخص دانه‌های درشت (گراول) به صورت غلتیدن و سرخوردن در سطح لایه حرکت می‌کنند. همچنین در این شرایط دانه‌های سبک (ماسه‌ها) از زمین بلند شده و در اثر برخورد به دانه‌های دیگر به صورت جهشی و دانه‌های بسیار ریز (سیلت و رس) به صورت معلق حرکت می‌کنند.
در این شرایط به گراول هل و ماسه‌ها که در بستر حرکت می‌کنند بار بستر (Bed load) و ذرات دانه ریز سیلت و رس را بار معلق (Sus pension load) می‌گویند. به علت اختلاف چگالی آب و هوا عمل جهش در هوا بهتر صورت می‌گیرد. دانه‌ها در هنگام برخورد به رسوبات سطح لایه (عمل جهش در هوا) مقداری از انرژی جنبشی خود را به دانه‌های در حال استراحت در سطح لایه منتقل می‌کنند و باعث حرکت آنها به صورت خزیدن در سطح لایه می‌شوند. این نوع حرکت را به نام خزش سطحی (Surface Greep) می‌نامند. 
جورشدگی هیدرولیکی 
روشهای مختلف حرکت دانه‌ها باعث می‌شود که دانه‌ها در اندازه‌های متفاوت به روشهای مختلف حرکت کنند. این اختلاف در نوع حرکت باعث می‌شود که یک جدایی در اندازه و شکل دانه‌ها بوجود آید که به نام جورشدگی هیدرولیکی (Hydroulic Sorting) نامیده می‌شود. این جورشدگی در رسوبات بادی که اختلاف چگالی بین دانه‌های ماسه و هوا زیاد است بخوبی دیده می‌شود. در نتیجه این اختلاف باد قادر به حمل دانه‌های درشت ماسه نمی‌باشد.
بطور کلی تمام ذراتی که با یکدیگر توسط فرآیندهای آبی یا بادی رسوب می‌کنند ذرات با تساوی رسوبگذاری نامیده می‌شوند. تساوی قطری در ذراتی را که به صورت معلق حرکت می‌کنند بهتر از دانه‌هایی است که به صورت بار بستر حرکت خوهند کرد. زیرا ذراتی وجود دارند که از نظر شکل و اندازه یکسان نیستند ولی به علت اختلاف چگالی با یکدیگر رسوب کرده‌اند. 
فرآیندهای حمل و نقل و رسوبگذاری 
فرآیندهای حمل و نقل و رسوبگذاری دانه‌های رسوبی توسط جریانهای کششی ، جریانهای دانسیته‌ای یا چگالی ، معلق و یا یخچالها انجام می‌شود و موجب تشکیل رسوبات مختلفی می‌گردد که هر یک دارای اختصاصات بافتی مخصوص به خود می‌باشند.
جریانهای دانسیته‌ای که در اثر احتلاف چگالی بین مواد سیال ایجاد می‌شود، پس از رسوبگذاری مواد رسوبی مخلوطی از ذرات ماسه ، سیلت و رس بر جای گذاشته می‌شود که معمولا فاقد طبقه بندی مورب هستند این نوع رسوبات طبقه بندی تدریجی از خود نشان می‌دهند. در حالت تعلیق ، ذرات دانه ریز به صورت معلق حمل شده و پس از کاهش شدت جریان در محیط آرامی رسوب می‌کنند.
اگر دانه‌های رسوبی توسط یخچالها یا جریانهای گلی حمل می‌شوند، پس از رسوبگذاری تشکیل رسوبات ناجورشدگی خیلی بد را می‌دهند. این نوع رسوبات می‌توانند در آب یا خشکی تشکیل شوند. همانطور که توضیح داده شد فرآیندهای حمل و نقل و رسوبگذاری در محیطهای مختلفی همچون محیطهای خشکی ، محیطهای آبی ، حمل ونقل توسط نیروی جاذبه و همچنین حمل و نقل توسط یخچالها انجام می‌شود. 
فرآیندهای رسوبگذاری در محیط آبی 
در محیطهای آبی حمل و نقل و رسوبگذاری توسط جریانهای مختلفی همچون کششی ، هر یک از این سه حالت رسوبات با بافت مخصوص به خود را تشکیل می‌دهند که موجب تمایز آنها از یکدیگر می‌شود. در جریانهای کششی در اثر تغییرات سرعت جریان ساختمانهای رسوبی مختلفی بر اساس اندازه دانه‌ها تشکیل می‌شود که از روی این ساختمانها به تعبیر و تفسیر محیط پرداخته و به جهت جریان و همچنین میزان انرژی آب پی برد.
جریانهای دانسیته‌ای یا آشفته در اثر اختلاف چگالی بین دو مایع حاصل می‌شود که این اختلاف در اثر درجه حرارت شوری و یا میزان ذرات معلق در آب می‌باشد. در این نوع جریانها توالی بوما حاصل می‌شود. که از یک سری رسوبات با ساختمانهای رسوبی مختلف تشکیل شده است. در رسوبگذاری ذرات معلق ، ذرات دانه ریز مثل سیلت و رس که غالبا به صوت معلق در آب حمل می‌شوند در یک محیط آرام شروع به رسوبگذاری می‌کنند. 
فرآیندهای رسوبگذاری در محیط های بادی 
مکانیزم حرکت ذرات جامد در آب و هوا (مواد سیال) بسیار شبیه به یکدیگر می‌باشند. در محیطهای بادی ذرات درشت (ماسه) به صورت کششی و ذرات دانه ریز (سیلت و رس) به فرم معلق حرکت می‌کنند. جز در مواد خاص جریانهای آشفته در محیطهای بادی دیده نمی‌شود. در کل رسوبات بادی به صورت کششی و معلق حرکت می‌کنند. در محیطهای بادی ساختهای رپیل مارک توسط جریان کششی بوجود می‌آید که جهت جریان باد را می‌توان از روی این ساختها تشخیص داد. لس‌ها توده‌هایی هستند که در اثر رسوبگذاری ذرات موجود در باد تشکیل می‌شوند. 
فرآیندهای یخچالی 
یخچالها در مناطق کوهستانی بر اثر انبا شته شدن برفها و فشار بر روی آنها تشکیل می‌گردند. یخچالها پس از تشکیل تحت تاثیر نیروی جاذبه به طرف پایین حرکت می‌کنند. حرکت یخها در کف و دیواره دره‌ها کنده شدن سنگها در مسیر خود می‌شوند و آنها را با خود حمل می‌کنند. سرعت حرکت یخچالها به مراتب آهسته تر از حرکت آب و باد می‌باشد.
یخچالها پس از متوقف شدن و تغییرات آب و هوایی شروع به ذوب شدن کرده و رسوباتی را با خود حمل کرده‌اند، بر جای می‌گذارند. رسوباتی که در اثر ذوب شدن یخها بر جای می‌ماند دارای جورشدگی بد بوده و اندازه آنها از رس تا تخته سنگهای بزرگ تغییر می‌کند. دانه‌های گراوال موجود در رسوبات یخچالی زاویه‌دار بوده و سطح آنها مخطط می‌باشد. این خطوط در اثر حرکت ذرات ریزتر بر روی آنها بوجود آمده است. این رسوبات فاقد طبقه بندی بوده و دارای گسترش زیاد می‌باشند. 
فرآیندهای نیروی جاذبه زمین در رسوبگذاری 
نیروی جاذبه زمین باعث حرکت و رسوبگذاری ذرات در مناطق شیبدار می‌شود. در اغلب این حرکتها آب عامل اصلی است و باعث کاهش نیروی اصطکاک و حرکت ذرات جامد می‌شود. در فرآیندهای نیروی گرانشی زمین حرکت و رسوبگذاری بیشتر به صورت سقوط سنگها از مناطق مرتفع ، لغزش و ریزش و جریانهای توده‌ای می‌باشد. لغزش و ریزش در مناطق شیبداری بوجود می‌آید که غالبا شیب آنها کمتر از مناطقی است که در آنها سقوط سنگی صورت می‌گیرد.

هنگامی که رسوبات در روی سطح شیبدار شروع به حرکت می‌کنند طرز قرار گرفتن یا آرایش دانه‌های رسوبات به هم خورده و به هم نزدیکتر می‌شوند به همین خاطر میزان تخلخل بین ذرات کاهش پیدا می کند ولی فشار داخل حفرات زیاد شده و باعث سهولت در حرکت ذرات بر روی سطح شیبدار می‌شود. 
  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر
این فایل در قالبwordتهیه شده وشامل ویرایش می باشد:

با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه و پایان نامه کارشناسی ارشد رشته  مهندسی معدن معادن نمک گرمسار(گنبدهای نمکی) را دراختیار شما عزیزان قرار داده ایم  . این پروژه پایان نامه در قالب ۲۰۶صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیز درمقایسه با سایر فروشگاهها با قیمت مناسب تر در اختیار عزیزان قرار میگیرد
از این پروژه پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید 
عنوان صفحه 
فصل اول:كليات 
۱-۱)هدف ۱۵
۱-۲)پيشينه و تحقيق ۱۵
۱-۳)روش كار و تحقيق ۱۵
فصل دوم : اختصاصات عمومي نمکها در ايران ۱۷
الف : کلياتي درمورد نمکها ۱۸
۱-۲ تاريخچه نمک ۱۸
۲-۲ نمک وموارد استفاده آن   20
۳-۲ پراکندگي و  مقدار توليد  نمک درجهان ۲۰
ب: ژئو شيمي و کاني شناسي ۲۷
۴-۲ ژئوشيمي ۲۷
۵-۲ کاني شناسي نمکي  (‌هاليت )‌ ۲۸
۶-۲ کاني هاي همراه  هاليت ۳۱
۷-۲ فرايندهاي بعد  از رسوبگذاري ۳۴
پ: شرايط ومحيط  تشکيل هاليت   37
۸-۲ شرايط تشکيل هاليت ۳۷
۹-۲ محيط تشکيل نمک  (‌هاليت )‌ ۳۹
۱۰-۲ ذخاير تبخيري  قديمي و محيط تشکيل آن ۴۱
۱۱-۲ موقعيت هاي  مناسب براي رسوب تبخيري ها ۴۴
۱۲-۲ سبخا ۴۶
۱۳-۲ محيط هاي دريايي ۴۷ 
۱۴-۲ نمک هاي غول آسا چگونه بوجود  آمدهاند ؟ ۴۸
ث:انواع ژنتيکي کارنسارها نمک ۵۳
۱۵-۲ اقيانوس ها ودرياها ۵۳
۱۶-۲ درياچه ها ۵۴
۱۷- ۲ آبهاي زير زميني  (‌شورابه ها )‌ ۵۶
۱۸-۲ حوضه هاي درياچه اي نوع  پلايا ۵۷
۱۹-۲ نهشته هاي نمک  لايه اي ۵۷
۲۰-۲ گنبدهاي نمکي   59
۲۱-۲ کاني هاي همراه  گنبدهاي نمکي   61
۲۲-۲ پديده دگرگوني  در گنبدهاي نمکي ۶۲
۲۳-۲ چگونگي حرکت در  گنبدهاي نمکي   63
ج)‌برخي از مدلهاي پيدايش ذخاير  تبخيري ۶۹ 
۲۴-۲ مدل يا تئوري   حوضه هاي داراي سد (Ochsenius , 1877)) 69
۲۵-۲ مدل درياچه اي والتر ( ۱۹۰۳) ۷۰
۲۶-۲ مدل تبخيرهاي آب هاي عميق (Schmalz , 1969) 70
۲۷-۲ تئوري يا مدل  حوضه خشک  شده (Hus, 1972) 75
۲۸-۲ مدل حوضه خشک شده در درون مدل  استاتيک ۷۵
۲۹-۲ مدل ولکانوژنيک نهشته هاي تبخيري ۷۷
آثار ومعادن  نمک ايران در دورانهاي مختلف زمين شناسي ۸۲
۳۰-۲ نمك هاي پركامبرين پسين در زون زاگرس ۸۲
۳۱-۲ گنبدهاي نمكي استان هرمزگان ۸۶
۱-۳۱-۲ گنبد نمكي قشم ۸۶
۲-۳۱-۲ گنبد نمكي سياهو ۸۸
۳-۳۱-۲ گنبد نمكي گچين ۸۹
۳۲-۲ نمك هاي ژوراسيك فوقاني ۹۰
۳۳-۲ آثار و گنبدهاي نمكي استان كرمان ۹۱
۱-۳۳-۲ گنبد نمكي علي آباد ۹۱
۲-۳۳-۲ گنبد نمكي اسماعيل آباد ۹۱
۳-۳۳-۲ نمك آبي راين ۹۲
۴-۳۳-۲ نمك آبي كوير لوت شهداد ۹۲
۵-۳۳-۲ نمك آبي نوق ۹۳
۳۴-۲ نمك هاي ائوسن در زون ايران مركزي ۹۳
۱-۳۴-۲ زمين شناسي حوضه كلوت (شمال خاوري اردكان) ۹۵
۲-۳۴-۲ برخي از معادن و آثار نمكي اردكان يزد ۹۷
۳-۳۴-۲ گنبدهاي نمكي حوضه يزد ۹۷
الف-معدن متروكه نمك حاجي آباد ۹۸
ب-معدن متروكه نمك رستاق يزد ۹۸
ج-كانال نمك عقدا ۹۹
۳۵-۲ نمك هاي ائو-اليگوسن ۹۹
۳۶-۲ نمك هاي ترسير در زون ايران مركزي ۱۰۱
۳۷-۲ آثار و ذخاير نمكي ترسير استان سمنان ۱۰۳
۱-۳۷-۲ خلاصه اي از زمين شناسي استان سمنان ۱۰۴
۲-۳۷-۲ انديس ها و معادن نمك در منطقه گرمسار-ايوانكي ۱۰۵
الف-معدن كوه نمك ۱۰۵
ب-معدن تخت رستم ۱۰۵
ج-معدن سردره ۱۰۶
د-معدن سيالك ۱۰۶
ه-برونزدهاي نمكي باختر و جنوب باختري گرمسار ۱۰۷
و-برونزدهاي نمكي باختر كوه كلرز (شمال باختري گرمسار) ۱۰۷
ز-معدن راه راهك ۱۰۸
ح-معدن كرند ۱۰۸
ط-معدن ناروبنه ۱۰۹
ي- معدن بنه كوه ۱۰۹
ك-معدن رودخانه شور ۱۰۹
۳-۳۷-۲ انديس ها و معادن نمك در محدوده ده نمك گرمسار ۱۱۰
الف-معدن گزوشك ۱۱۰
ب-معدن چاه غلغل ۱۱۱
ج-معدن شهر آباد ۱۱۱
د-معدن حسين آباد ده نمك ۱۱۲
ه-برونزدهاي نمكي لاسگرد دشت ۱۱۲
و-نمك هاي محدوده سرخه ۱۱۳
ز-معدن لاهورد ۱۱۳
ح-برونزدهاي نمكي نمكان ۱۱۳
۶-۳۷-۲ انديس ها و معادن نمك محدوده ميامي ۱۱۹
۳۸-۲ آثار و ذخاير نمك ترسير استان خراسان ۱۲۰
۱-۳۸-۲ زمين شناسي استان خراسان ۱۲۰
۲-۳۸-۲ معادن و آثار نمكي استان خراسان ۱۲۲
۱-معدن نمكي آبقوي ۱۲۲
۲-معدن نمك عمارلو ۱۲۳
۳-معدن نمك حصار يزدان ۱۲۴
۴-معدن نمك سلطان آباد ۱۲۴
۵-معدن نمك غار ۱۲۴
۶-معدن نمك اسلام قلعه ۱۲۵
۷-كالشور سبزوار ۱۲۵
۸-معدن نمك آبي گدار خماري ۱۲۵
۹-نمك زار سبزوار ۱۲۵
۱۰-نمك آبي جاجرم ۱۲۶
۳۹-۲ ذخاير يا آثار نمكي ميوسن ۱۲۷
۱-۴۰-۲ خلاصه اي از زمين شناسي زاگرس طي نئوژن
الف-آثار نمكي استان لرستان ۱۲۸
۱-نمك چل قادي (سفيد دشت) ۱۲۸
۲-مظهر معدن نمكي چالكل ۱۲۸
۳-نمك چم چير (امير آباد) ۱۳۰
۴-مظهر معدني نمك بابا بهرام ۱۳۰
۴۱-۲ آثار و معادن نمك زون ايران مركزي در ميوسن ۱۳۱
۱-۴۱-۲ خلاصه اي از زمين شناسي ايران مركزي در ميوسن ۱۳۱
الف-گنبدها يا معادن نمك محدوده قم ۱۳۲
زمين شناسي نواحي قم در نئوژن و كواترنر ۱۳۲
۱- گنبد نمكي قم يا كوه نمك ۱۳۴
۲- گنبد نمكي يزدان ۱۳۵
۳- گنبد نمكي آخ ۱۳۶
۴- گنبد نمكي شيخ حاجي ۱۳۶
۳-۴۱-۲ خلاصه اي از زمين شناسي استان تهران در ترسير و كواترنر ۱۳۷
۴۲-۲ آثار و معادن نمك زون البرز در ميوسن ۱۴۰
۱-۴۲-۲ خلاصه اي از زمين شناسي زون البرز در ميوسن ۱۴۰
۲-۴۲-۲ گنبد ها يا آثار نمك در استان آذربايجان ۱۴۰
خلاصه اي از زمين شناسي آذربايجان ۱۴۰
۱-گنبد نمك مزرعه ۱۴۱
۲-گنبد نمكي ايوند ۱۴۲
۳-گنبد نمكي سار ۱۴۲
۴-گنبد نمكي ترب ۱۴۲
۵-گنبد نمكي منور ۱۴۳
۶-گنبد نمكي شوره دره ۱۴۳
۷-گنبد نمك قره آغاج تبريز ۱۴۳
۸-گنبد نمك تازه كند ۱۴۴
۹-گنبد نمك نهند ۱۴۴
۱۰-گنبد نمكي داش اسپيران ۱۴۴
۱۱-گنبد نمكي خواجه ۱۴۵
۱۲-گنبد نمكي چوپانلو (دوزلاخ) ۱۴۵
۱۳-گنبد نمكي قزلجه ۱۴۵
۱۴-معدن نمك هريس ۱۴۶
۱۵-معدن نمك قاپولوق ۱۴۶
۱۶-گنبدهاي نمكي اواوغلي ۱۴۶
۱۷-گنبد نمكي خاك مردان ۱۴۶
۱۸-گنبد نمكي قليچ تپه ۱۴۶
۱۹-گنبد نمكي زنجيره ۱۴۸
۲۰-گنبد نمك امير بيك ۱۴۸
۲۱-گنبد نمكي شعبانلو ۱۴۸
۲۲-گنبد نمكي كشك سراي ۱۴۹
۲۳-معدن نمك مامان ۱۴۹
۳-۴۲-۲ معادن و آثار نمك استان زنجان ۱۵۰
۱-معدن نمك خرم آباد(جبا) ۱۵۱
۲-معدن نمك زهستر آباد ۱۵۲
۳-مظهر نمك گنبد ۱۵۲
۴-مظهر نمك گچي قشلاق ۱۵۲
۵-نمك آبي و نمك سنگي ردوبار الموت (گرما رود سفلي) ۱۵۳
۶-مظهر نمك طالقان ۱۵۳
۴۳-۲ نمك هاي پليوسن ۱۵۳
۴۴-۲ نهشته هاي نمكي كوير (هولوسن تا كنون) ۱۵۴
۱-۴۴-۲ پلاياهاي خور ۱۵۵
۲-۴۴-۲ مرداب يا باتلاق گاو خوني ۱۵۷
۳-۴۴-۲ چگونگي تشكيل نمك در مرداب گاو خوني ۱۵۸
۴۵-۲ نمك هاي عهد حاضر ۱۶۰
۱-۴۵-۲ درياچه هاي شور ايران ۱۶۰
الف-درياچه اروميه ۱۶۰
ب- درياچه نمك ۱۶۲
ج-درياچه حوض سلطان ۱۶۳
د-درياچه بختگان ۱۶۴
ه- درياچه مهارلو ۱۶۵
۹- درياچه شورابيل اردبيل ۱۶۶
فصل سوم : گنبدهاي نمكي گرمسار ۱۶۷
۱-۳- موقعيت جغرافيايي ۱۶۸
۲-۳- مطالعه كارهاي انجام شده قبلي ۱۶۹
– زمين شناسي ۱۷۱
۲-۳ – زمين شناسي عمومي ۱۷۲
۴-۳- زمين شناسي شمال غرب گرمسار ۱۷۲ 
۴-۳-۱- نمك S 173
۴-۳-۲- نمك و مارن زرشكي MP-S 174
۴-۳-۳- مارن زرشكي   174
۴-۳-۴- مارن الوان ۱۷۵
۴-۳-۵- ولكانيك ۱۷۶
۴-۳-۶- شيل سبز sh 177
۴-۳-۷- گچ وشيل sh – G 178
۴-۳-۸- ژيپس توده‌اي   178
۴-۳-۹- آهك قم O-M 179
۴-۳-۱۰- سازند قرمز فوقاني ۱۸۰
۴-۳-۱۱-سازند هزار دره ۱۸۱
۴-۳-۱۲- سازند كهريزك ۱۸۲
۴-۳-۱۳- گچ كواترنر ۱۸۳
۴-۳-۱۴- پادگانه هاي آبرفتي ۱۸۳
۴-۳-۱۵- رسوبات عهد حاضر و مخروط افكنه ۱۸۴
۴-۳-۱۶- كفه هاي رسي و نمكي ۱۸۵
۴-۳-۱۷- آبراهه و كانال هاي رودخانه اي ۱۸۵
۵-۳-۱- زمين شناسي ساختماني ۱۸۶
۵-۳-۲- گسل‌ها ۱۸۷
-معادن فعال نمک گرمسار ۱۸۹
۳-۱-معدن كوهدشت كهن ۱۹۰
۳-۲-معدن نمك قائم ۱۹۲
۳-۳- معدن نمك غرب قائم ۱۹۳
۳-۴-معدن نمك مرواريد ۱۹۳
۳-۵- معدن نمك سالار ۱۹۴
۳-۶- معدن نمك راهراهك ۱۹۵
۳-۷- معدن تخت رستم ۱۹۵
۳-۸-معدن نمك سيالك ۱۹۶
۳-۹- معدن نمك ميلاد ۱۹۹
۳-۱۰- معدن نمك صادقي ۲۰۱
۳-۱۱- معدن نمك سرو ۲۰۲
فصل چهارم : شرح كوتاهي بر فرآوري سنگ نمك ۲۰۶
۴-۱- كارخانه نمك كوبي زهره ۲۰۶
۴-۲- كارخانه نمك تصفيه خوراكي زهره ۲۰۸
فصل پنجم :نتيجه گيري و پيشنهادات ۲۱۱
منابع ۲۱۳

چکیده:
۱-۱) هدف:بررسي اجمالي و جمع آوري محتواي مقالات و كتب نگاشته شده در خصوص گنبد نمكي گرمسار و معرفي بهتر آن به متخصصين معدن و زمين شناس 
۱-۲) پيشينه و تحقيق: گنبد نمكي گرمسار و معادن نمك آن . اولاً بدليل موقعيت جغرافيايي خاص گرمسار و نزديكي به تهران .ثانياً بدليل كيفيت و ذخيره بالاي نمك گنبد نمكي وهمچنين گسل هاي متعدد و فعال آن . ثالثاً بدليل ذخاير نفت در منطقه گرمسار تا كنون نظر متخصصين معدن و زمين شناسان داخلي و خارجي زيادي را به خود جلب كرده است و تحقيقات گوناگون فراواني نيز روي آن انجام شده و مي شود. رابعاً بدليل جنگ نادرشاه افشار با اشرف افغان در كوههاي اين گنبد نمكي حدود ۲۸۰ سال پيش مورد توجه باستان شناسان نيز بوده است.
۱-۳) روش كار و تحقيق: بازديد عمومي از معادن و نحوه اكتشاف و استخراج سنگ نمك مطالعه مدارك و مستندات مربوط به هر معدن و ايضاً ساير مقالات و تحقيقات محققين كه در گذشته انجام شده است.

هدف : معرفي گنبد نمكي گرمسار بعنوان بزرگترين و با كيفيت ترين ذخاير نمك ايران و آشنائي مهندسي معدن و زمين شناسان با ساز و كار دياپيرها
۱-۱) پيشينه تحقيق : از ساليان گذشته با توجه به موقعيت ممتاز جغرافيايي گنبد نمكي گرمسار و نزديكي به تهران محققين و زمين شناسان و حتي باستان شناسان متعددي را به دليل جنگ نادرشاه با اشرف افغان حدود ۲۸۰ سال پيش در اين منطقه به خود جذب كرده است .

۱-۲) روش كار و تحقيق : بازديد عمومي از منطقه ومعادن فعال ‌آن و بررسي عيني نحوه‌ي استخراج و بارگيري و همچنين افراد و منابع و مأخذيي كه از گذشته تا كنون در منطقه تحقيق و يا مقاله نوشته‌اند .
 
  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مواد طبيعي غير الي هستند كه داراي ساختمان و تركيب شيميايي مشخصي هستند .

خصوصيات فيزيكي كانيها :
۱-رنگ                olivine سبز  رنگ                  Azurite ابي رنگ 
۲-فرم كريستالي  :كريستالها بلورهائي هستند كه كوچكترين قسمتهاي آنها يعني اتمها به شكل منظمي كنار هم قرار گرفته اند .
قانون يكساني تارپ ها :
هرنوع كاني كريستالي داراي نوع خاصي زاويه بين وجه هايشان است كه به آنهاSpaue angle مي گويند و براي تمام كريستالهاي يك كاني يكسان باقي 
مي مانند .
كليواژ  (cleavage) هنگامي كه يك كاني ضربه ببيند در راستاي صفحات ضعيفي كه ناشي از پيوند ضعيف بين اتمها در ان صفحه است شكسته ميشود كه اين صفحه شكست را كليواژ گويند .
مانندMica  (طلق) يك كليواژ است .
۴- شكستگي(Fracture)  : بعضي از كاني ها داراي كلواژ نيستند ولي در عوض داراي سطح شكنندگي خاصي مي باشند كه ممكن است منظم باشد مانندOliyine يا نامنظم و زبر مانندQuartz  
۵- سختي (Hardness) : مقاومت در برا بر خراش را سختي سنگ گويند .
انواع سختيها :
۱-talkيا پودر بچه                               6- آزتور
۲-Gepsum ژيپس  يا سنگ گچ                   7- كوارتز
۳- كلسيت يا سنگ اهگ                           8- توپاز
۴- فلوئورين                                     9-گرندون   
۵- آپاتيت                                         10-الماس 
۶- خاكه:(streak)
۷- وزن مخصوص :نسبت وزن كاني به آب هم حجم خود است 
۸- سنگيني(Heft) : .وزن نسبي كاني را سنگيني گويند  .
۹- جلا(luster)  :درخشش ظاهري يك كاني است .

جلاي كلي كانيها:
۱- جلاي فلزي Metalic  luster
۲- جلاي غير فلزيNon  Metalic luster 

انواع جلاها : 
۱- جلاهاي فلزي :نور را به خوبي منعكس ميكند مثل پيريت و گالن 
۲- جلاهاي شيشه اي :روشن هستند  مثل شيشه و هاليت (سنگ نمك)
۳- جلاهاي صمغي : روي سطح كاني حالتي مانند صمغ دارند مثل سولفيد روي .
۴- جلاهاي ابريشمي : ظاهري رشته رشته دارند مانند پنبه نسوز 
۵- جلاهاي چرب : مثل اين است كه  سطح آن را چرب كرده اند مثل گل سر شور talk
۱۰- شكست نور نوري كه مي تابد به دو قسمت تقسيم مي گردد 
۱۱- شفافيت : نوشته و تصوير از پشت آن قابل روئيت است مثل Salt.  quartz
۱۲- چكش خواري : 
الف ) شكنندگي (brittle) : مثل quartz و سنگ نمك 
ب ) تورق(Mallable)  : مثلMica  و سنگ مس
ج) خاصيت انحراف پذيري : پس از تغيرفرم به حالت اوليه بر نمي گردد مثل كلسيت 
د) خاصيت الا ستيك : كه اگر آن را خم كنيد به حالت اوليه بر مي گردد مثل  Mica
كانيهاي متعاول تشكيل دهنده سنگها : 
پوسته زمين از كانيهاي زير تشكيل شده است (مهمترين آنها) : 
۱- فلدسپاتها          2- كوارتز                  3- پيروكسن 
۴- آمفي بول          5- ميكا                    6- آلوين 

۱-فلدسپاتها :
رنگ روشن دارد عمدتا ۲ كليواژ خوب دارند 
الف – اورتوكلاسها : فرمول شيمياييds1o2 ,Al2C3  ,k1O سختي حدود۶ رنگ سفيد يا صورتي دارند و زاويه بين كليواژ هايشان ۹۰ درجه است .
ب – PLagioclaseها داراي كليواژ هاي با زاويه ۸۶ درجه هستند وداراي رنگ خاكستري ويا سبز بوده و سختي آنها حدوداً۵/۶است  و داراي فرمول شيميايي Nao + ,Al2o3 ,6sio2 مي باشند 
ج-Micraocline ها : تركيبي شبيه اورتوكلاسها دارند و تفاوت در فرم كريستالي آنها است و داراي رنگ از كرمي تا قرمز به صورت متغير هستند . 
موارد استفاده فلد سپاتها در صنايع چيني و سراميك سازي است .

۲-كوارتز ها : 
كوارتز خالص : بي رنگ و خالص هستند و بي دون كليواژ بوده  و شكننده اند داراي سطحي ناصاف اند و ضريب سختي آنها ۷ است . 

۳-پيروكسنها : 
داراي فرمول شيمياييMgfe sid3  ,camg(sid3)2 هستند و دو كيلواژ خوب دارند زاويه بين كليواژشان ۸۷ درجه و ۹۳ درجه است . و داراي رنگ سبز و تيره هستند . 

آمفي بولها:
 داراي فرمول شيميايي                                Tremo lite: 2co2mgsi8o22(OH)2  
                                                         Actinotite:Ca2(Mgfe)5Si8O22(OH)2
و سبز رنگ تا مشكي رنگ هستند كريستالهاي ۶ وجهي دارند و زاويه بين كليواژها  است .

۵-ميكا :
الف ) Muscoviteيا ميكاي كه  سفيد و بي رنگ هستند داراي فرمول شيمياييKAL3Si3O10(OH)2 مي باشند .
ب ) bictteيا ميكاي سياه كه داراي فرمول شيميايي K(Mgfe)3 Alsi3O10(CH)2 هستند .
ميكاها داراي ۱ كليواژن خوب هستند و در عايق سازي استفاده مي شوند . 

۶- آلوين : 
آلوينها جلاي شيشه اي دارند و معمولا به رنگ سبز هستند داراي فرمول شيميايي(Mgfe)2 SIC4 هستند .
كانيهاي رسي (Ciay minerals):
۱- كائولينت (Kaolinite)
۲- ايليت (Illite)
۳- مونت موريلونيت (Mant Marilonite)
واحدهاي اصلي كه رسها از آنها تشكيل يافته اند :
۱- واحدهاي سيليكا تترا ميدرال Sio2
۲- واحدهاي ۱۰ كتاهيدرال Al2C3
۱- كائولينت : دانه هاي ريز كائولينت ورقه اي شكل هستند و در مناطق مرطوب يافت مي شود مثل هالوژنها :
در آزمايشگاه براي بررسي آن دقت زيادي لازم است .
۲- ايليت : اين نوع كانيها از تخريب سنگ ميكا بدست مي آيد و در آنها اگر مشكل يون پتاسيم نداشته باشد مشكل جذب آب نخواهيم داشت .
۳- مونت موريلونيت : اين سهاتورم خيلي زيادي دارند و در مناطق گرم وخشك يافت مي شوند چادر خاكستري آتشفشاني .

سنگها DOCKS)):
مواد  طبيعي متراكم ، نيز سخت تا سخت كه از يك يا چند نوع كاني تشكيل يافته است .

عتیقه زیرخاکی گنج