گردنبند مرغ آمین خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 105 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامکل موارد زیر است:

– بافت در سنگهاي آذرين
بافت سنگهاي آذرين به اندازه، شكل، چگونگي قرار گرفتن و رابطه فيزيكي كانيهاي موجود در سنگ اشاره مي كند.  برخي سنگها از بلورهاي بسيار دانه درشت ساخته شده اند ، بلورهاي سازنده برخي ديگر بسيار ريز بوده و گروهي مخفي بلور و يا فاقد بلور مي باشند. به طور كلي سنگ‌هاي آذرين داراي يكي از بافت‌هاي درشت بلور، ريز بلورو يا شيشه‌اي هستند.
بافت پورفيري:  بافت پورفيري يكي از معمولي‌ترين و فراوانترين بافتهاي سنگهاي آتشفشاني (ولكانيك) است. در اين سنگها بلورهاي درشت در يك زمينه‌‌ي ريزدانه و يا شيشه‌اي قرارگرفته‌اند. اين اختلاف اندازه‌‌ي بين بلورها و زمينه سنگ ناشي از تغيير شرايط تبلور ماگما است. بلورهاي درشت در اعماق زمين به آرامي شكل مي‌گيرند و در اثر خروج ناگهاني مواد مذاب و سردشدن سريع آن در سطح زمين، زمينه ي‌ ريزبلور يا شيشه‌اي شكل مي‌گيرد. اين بافت معمولاً در سنگهاي آتشفشاني، دايكها، سيلها، و يا توده‌هاي نفوذي كوچك ديده مي‌‌شود.
بافت درشت بلور يا فانريتيك: در اثر انجماد آرام مواد مذاب در اعماق زمين، بلورها فرصت كافي براي رشد پيدا مي كنند و گاهي طولشان به چندين سانتي متر نيز مي رسد. اين نوع بافت فاقد بخش شيشه‌اي و غير متبلور بوده و كاني‌هاي سازنده آن داراي شكل بلورشناسي مشخصي هستند. بافت‌هاي درشت بلور انواع مختلفي چون بافت دانه‌اي، بافت پگماتيتي ، بافت كروي و … دارند.
 بافت ريز بلور يا آفانيتيك: اين نوع بافت مخصوص سنگ‌هاي آذرين بيروني (آتشفشاني)، دايكها، سيلها و سطح خارجي توده‌هاي نفوذي است. در اين نوع بافت كه در اثر انجماد سريع ماگما پديد آمده است گاهي بلورهاي دانه ريز با چشم غير مسلح قابل تشخيص نمي‌باشند. از انواع بافت ريز بلور مي‌توان به بافت دانه‌اي ريز بلور اشاره كرد كه مشخصات بافت دانه‌اي درشت بلور را در مقياس كوچكتر دارا مي‌باشد. در اين نوع بافتها فضاي بين بلورها را شيشه و يا خميره‌اي با بلورهاي بسياردانه ريز پر نموده است.
بافت شيشه‌اي Hyaline: در اين نوع بافت تقريبا تمامي سنگ غير متبلور و شيشه‌اي است. اين بافت بيانگر سرد شدن بسيار سريع ماگما است و در ماگماهاي بازالتي بيشتر از ماگماهاي اسيدي و خنثي ديده مي‌شود.

– شكل و ساخت توده‌هاي ماگمايي
مواد آتشفشاني بر اساس انجماد در اعماق و يا سطح زمين اشكال متنوعي پديد مي‌آورند. توده‌هاي آذرين بيروني عمدتاً مخروط آتشفشاني، گدازه‌ و مواد تخريبي يا آذرآواري را ايجاد مي‌كنند. توده‌هاي آذرين دروني نسبت به سنگ‌هاي اطراف خود ( سنگ‌هاي درونگير) اشكال متفاوتي ايجاد مي‌نمايند كه بر حسب وضعيت نسبت به لايه‌بندي سنگ‌هاي رسوبي و يا شيستوزيته ( تورق ) سنگ‌هاي دگرگوني مجاور خود به دو دسته‌ي توده‌هاي نفوذي هم‌شيب و دگرشيب يا متقاطع تقسيم مي‌گردند. 
– باتوليت Batholithe Bothos : به معني عميق و lithos به معني سنگ مي باشد. باتوليتها توده هاي آذرين نفوذي بسيار بزرگي هستند كه وسعتي بالغ بر ۱۰۰ كيلومتر مربع را اشغال مي كنند. با افزايش عمق، وسعت باتوليتها افزايش مي يابد و در زير آنها مواد رسوبي ديده نمي شود. حجم ماگماي سازنده اين توده ها به قدري زياد است كه انجماد كامل آن گاهي ميليونها سال به طول مي انجامد. توده هاي كوچك باتوليت كه وسعتي كمتر از ۱۰۰ كيلومتر مربع داشته باشند، استوك خوانده مي شوند كه استوك سرچشمه كه عامل اصلي كاني سازي مس است از مثالهاي معروف آن است.
دايك dike: توده‌هاي نفوذي لايه‌اي شكل كه طبقات دربر‌گيرنده‌ي خود را قطع مي‌كنند و نسبت به آنها به صورت زاويه دار قرار مي‌گيرند(قطع لايه بندي). ضخامت دايك بين چند سانتي‌متر تا چندين متر و طول آن ممكن است به دهها كيلومتر برسد. به دليل مقاوم‌تر بودن جنس اين توده‌ها نسبت به سنگ‌هاي اطرافشان، پس از فرسايش به صورت ديواره‌اي ديده مي‌شوند. مدت انجماد كامل ماگما در دايك‌هاي سطحي به چند روز و در دايك‌هاي عميق به صدها سال مي‌رسد.
لاكوليت : در اثر تزريق مواد به درون لايه‌هاي رسوبي اشكالي شبيه به عدسي پديد مي‌آيد به گونه‌اي كه سطح محدب آن به سمت بالا و سطح مسطح آن به سمت پايين قرار مي‌گيرد. اين اشكال را كه با سنگ‌هاي درونگير خود هم شيب بوده و ممكن است قطرشان به چندين كيلومتر و ضخامتشان به يك كيلومتر برسد لاكوليت ناميده مي‌شوند. لاكوليت‌ها نسبت طول به ضخامت كمتر از ۱۰ بوده و طبقات رويي آنها معمولاً گنبدي شكل هستند.

لوپوليت lopolith: توده‌هاي نفوذي پياله مانندي كه به صورت هم‌شيب با طبقات درونگير خود ايجاد مي‌شوند و سطح بالاي آنها مقعر و سطح زيرينشان محدب است. گاهي قطر لوپوليت‌ها به صد كيلومتر و ضخامت آنها به ۱ كيلومتر نيز مي‌رسد.
فاكوليت phacolite: فاكوليت‌ها توده‌هاي نفوذي هم شيبي هستند كه لولاي چين و فضاي بين طبقات چين خورده را پر مي كنند و در قله تاقدسيها و يا قعر ناوديسها ديده مي شوند. 
سيل :sill توده‌هاي نفوذي با ضخامت كم و به صورت صفحه‌اي هستند كه به موازات طبقات رسوبي يا شيستوزيته ( تورق‌) سنگ‌هاي دگرگوني تزريق شده‌اند. سيلها، بافت متراكم و بدون حفره داشته و از نظر اندازه‌ي بلورهاي سازنده داراي ساخت يكنواخت مي‌باشند. سن اين لايه‌ها همواه از سنگ‌هاي درونگيرشان كمتر است و به كمك اين مشخصه مي‌توان آنها را از گدازه‌ها كه تنها از لايه‌هاي زيرين خود جوانترند تشخيص داد. نسبت طول به ضخامت در سيل‌ها بيشتر از ۱۰ مي‌باشد. 
– مشخصات ماگما
تركيب : ماگما از عناصرSi, Al , Ca, Na, K, Fe, Mg, H, O تشكيل شده است. مهمترين تركيبات موجود در ماگما AL2o3,Sio2,H2o,Cao مي‌باشند. سنگهاي آذرين دروني نمي‌تواند معرف خوبي براي تركيب شيميايي ماگما باشند چون كانيهاي مختلف بسته به نقطه انجماد خود در مراحل مختلف از ماگما جدا مي‌شوند و سنگهاي متفاوتي را تشكيل مي دهند. به همين خاطرنماينده و نشانگر قسمت خاصي از ماگما مي‌باشد ولي اگر گدازه به سرعت سرد شود در اين حالت مراحل تفريق ماگما صورت نگرفته و اين دسته سنگها به تركيب واقعي ماگما نزديك‌تر هستند. با بررسي اين دسته گدازه‌ها آنها را به سه دسته كلي كه ۴۵ تا ۷۵ درصد وزني آنها را سيليس تشكيل مي‌دهند تقسيم كرده‌اند. 
۱) ماگماي بازالتي (ماگماي بازيك ) ۲) ماگماي آنذريتي (ماگماي حد واسط) ۳)ماگماي ريوليتي (ماگماي اسيدي)
گازهاي محلول در ماگما در حدود ۵% ماگما را تشكيل مي‌دهند. تعيين نوع و مقدار واقعي آنها بسيار مشكل است ولي مي‌توان مهمترين آنها را، بخار آب همراه با دي‌اكسيدكربن دانست كه ۹۰% گازهاي خروجي آتشفشانها را تشكيل مي‌دهد. از جمله اين گازها در ماگما ازت، كلر، گوگرد و آرگون مي‌باشند.  از مطالعات به عمل آمده در مورد منشاء بخارات آب ماگما چنين برداشت مي‌شود كه تمام بخار آب خارج شده از آتشفشان به صورت محلول در ماگما نبوده بلكه مقداري از آن از تبخير آبهاي زيرزميني در نتيجه حرارت ناشي از ماگما حاصل شده است. 
دما : دما در ماگماي گرانيتي(اسيدي) و بازالتي(بازي) متفاوت است. دماي ماگما از ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ درجه متغير مي‌باشد. دماي ماگماي بازالتي از ماگماي گرانيتي بيشتر است.
گرانروي يا وزيسكوزيته : گرانروي ماگماهاي مختلف متفاوت است هر چه گرانروي زياد شود سياليت آن كاهش مي‌يابد. گرانروي بستگي با تركيب شيميايي، درصد سيليس، دما، فشار، بخارات و گازهاي مخلوط در ماگما و فاز جامد ماگما دارد. ماگماي بازالتي كمترين گرانروي و ماگماي گرانيتي بيشترين گرانروي را دارد. ماگماي بازي(بازالتي) همانند رودخانه در سطح زمين جريان مي يابد.

– انواع سنگ‌هاي آذرين
آندزيت
سنگ‌ آذرين بيروني هست كه از ماگما‌ي آندزيتي ( حدواسط ) توليد مي‌شود. ماگما‌هاي آندزيتي معمولاً از آتشفشان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هاي استراتوولكان به صورت گدازه با دماي بين ۹۰۰ تا ۱۱۰۰ درجه‌ي سانتيگراد خارج مي‌شوند و مي‌توانند منطقه‌اي در حدود چندين كيلومتر را بپوشانند. اين ماگماها مي‌توانند فوران‌هاي انفجاري بسيار قوي همراه با مقدار زيادي مواد پيروكلاستيك توليد نمايند. آندزيت‌ها سنگ‌هاي دانه‌ريز و تقريباً روشن مي‌باشند كه كاني‌ها اصلي سازنده‌ي آنها ( پلاژيوكلاز، پيروكسن، آمفيبول و بيوتيت ) در زمينه‌اي خاكستري رنگ تا سياه قرار گرفته است. آندزيت‌ها به دليل مقاومت‌ زياد در مقابل عوامل جوي در ساختمان‌‌سازي به عنوان سنگ‌نما بكار برده مي‌شوند.
بازالت (سنگ سياه ) 
يك سنگ سخت و سياه و دانه ريز ولكانيكي با كمتر از ۵۲% سيليس(SiO2) است. بافت سنگ‌هاي بازالت مي‌تواند حفره‌دار و يا متراكم باشد. اين ماگماها به دليل كم بودن ميزانSiO2، ويسكوزيته‌ كمي دارند. به همين دليل گدازه‌هاي بازالتي بر روي زمين مي‌توانند سطحي تا حدودKM 20را بپوشاند.
بازالت‌ها كه معادل بيروني گابرو به شمار مي‌روند فراوانترين سنگ آذرين بيروني در پوسته اقيانوس‌ها هستند در صورتي كه ماگماي بازالتي در زير آب فوران نمايند اشكال ويژه‌اي را كه به گدازه‌هاي بالشتي(Pillow lava) معروفند ايجاد مي‌‌كند. وجود اين اشكال در توالي‌هاي سنگي قديمي در شناسايي محيط‌هاي دريايي و آبي قديمي به زمين‌شناسان كمك فراواني مي‌كند.  فراوانترين كاني‌هاي سازنده‌ي اين سنگ عبارتند از، اليوين، پيروكسن و پلاژيوكلاز. رنگ بازالت بر اساس ميزان و نوع كاني‌هاي موجود در سنگ بخصوص اليوين مي‌تواند از خاكستري روشن تا خاكستري تيره و سياه تغيير نمايد. دماي گدازه‌هاي بازالتي معمولاً بين ۱۱۰۰ تا ۱۲۵۰ درجه‌ي سانتيگراد مي‌باشد. در صورتي كه گدازه‌هاي بازالتي به سرعت سرد شوند يك نوع شيشه‌ بازالتي سياهرنگ مي‌سازد كه تاكي‌ليتtachylite ناميده مي‌شوند.
 ديوريت 
ديوريت يك سنگ حد واسط دانه درشت و ندرتاً نهان بلوراست كه رنگ آن معمولاً متمايل به سبز مي‌باشد. كاني‌هاي اصلي سازنده‌ي اين سنگ عبارتند از كوارتز، پلاژيوكلاز، فلدسپات، آمفيبول و بيوتيت. ديوريت از كلمه‌اي يوناني به همين شكل به معني تشخيص دادن گرفته شده است. اين سنگ در تزئين ساختمان‌ها و بناها كاربرد فراوان دارد. 
  • بازدید : 133 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نظرات اوليه درموردشكل گيري فلات ايران مبتني برشكل ظاهري زمين بود كه آن را بخشي ازكمربند كوهزايي آلپي به صورت دورشته كوه چين خورده درحاشيه ويك توده مياني سخت مابين آنها تفسيرمي كرد.اما باتهيه اولين نقشه تكتونيك ايران كه گزارش آن توسط اشتوكلين صورت گرفت معلوم شد كه سرزمين ايران ازقطعات مختلفي تشكيل شده كه درطول زمان تكامل جداگانه داشته اند.
قديميترين حركات شناخته نشده مربوط به كوهزايي اواخرپركامبرين مي باشد كه درپي آن ايران به صورت يك پلاتفرم متشكل ازچندقطعه به صورت هورست وگرابن درآمده است،باشروع حركات آلپي درترياس تحولات چشمگيري شروع مي شود.بلاخره دركرتاسه باريكه هاي اقيانوسي يا ريفتهايي كه سنگهاي الترا بازيك ورخساره هاي عميق درآنها شكل گرفته بود بسته شده وقطعات جدا ازهم به همديگر جوش مي خورند.
كمربند البرز-بينالود:
اين كمربندازسه رشته كوه تالش،البرز،بينالودساخته شده كه ازآستاراتادره هريررودامتدادمي يابد.
ازنظرساختمان زمين شناسي اين سه رشته كوه به روشني ازهم تفكيك نشده ودربيشترتقسيمات ساختماني هرسه يكجا به عنوان زون البرزموردبحث قرارگرفته است.دربعضي تقسيمات حتي تمام زمينهايي كه درشمال گسل تبريزقرارداردجزءاين زون محسوب شده است.(نبوي ۱۳۵۵).
ارتفاعات جنوبي چاله مشهد(چاله كشف رود)راتحت عنوان زون بينالودازالبرز جداكرده وآن راازنظرويژگيهاي زمين شناسي يك زون حدوسط بين البرز وايران مركزي نام برده است.
(جداري عيوضي ..۱۳۸۳٫ص۵۱) 

زمين شناسي زون بينالود:
اين زون بخشي ازالبرزراشامل مي شودكه ازنظرزمين شناسي اختصاصات ويژه اي دارد. واحد زمين شناسي بينالود را زون تدريجي بين ايران مركزي والبرزدرنظرمي گيرند.زيرارسوبات ورخساره هاي پالئوزوئيك  اين زون شبيه البرزاست.
زون مزبور،طي دونين پسين –كربونيفرباالبرزغربي ومركزي ودرپرمين باسايرقسمتهاي ايران ازنظرحوضه رسوبي وضع تقريبا مشابه اي داشته ودرارتباط بوده است. مجموعه آذرين ودگرگوني اين زون كه بويژه درجنوب ومغرب مشهدبيرون زدگي داردشامل سه فازناحيه اي ودومرحله گرانيت زائي است ودرآنها توده هاي اولترابازيك نيزوجوددارد.درموردسن اين مجموعه هاي دگرگوني وآذرين اتفاق نظروجودندارد،برخي آن رابه پركامبرين وبعضي به ژوراسيك نسبت مي دهند.ولي شواهدزمين شناسي وتعيين سن مطلق نشان داده است كه فازهاي دگرگوني وگرانيت زائي اوليه آن به فازكوهزايي هرسي نين وبعدها درترياس مياني نيزمجموعا تحت تاثيردگرگوني هاي سيمرين پيشين قرارگرفته است.بولن (۱۹۸۸) ادامه قسمتي ازعملكردكوهزايي هرسي نين راكه تيان شان –پامير-هندوكش به جنوب مشهد مي رساند،نوع فرورانش پوسته (اقيانوسي پالئوتتيس)مي داند. دراين زون رسوبات  كامبرين فسيل داروجودداشته وطي سيلورين ودونين زيرين،درياي مشتركي شمال ايران وايران مركزي فرامي گرفت.زيرارسوبات مشابه اي طي اين مدت دربينالودوايران مركزي برجاگذاشته شده است.ارتباط مزبورتاكربونيفرزيرين نيزوجودداشته است درحالي كه درالبرزرابطه مزبوربه كلي قطع شد.اين حركات رابه حركات خشكي زايي اواخردونين مربوط مي دانند وكنگلومراي قاعده اي كربونيفرزيرين رادليل اين حركات ذكرمي كنند.
رسوبات كربونيفرفوقاني دربينالود،شامل مجموعه اي ازماسه سنگ كوارتزيتي سياه رنگ وشيل است.رسوبات ترياس البرزباايران مركزي تفاوت داشته ولي بينالود هيچ نوع رسوبي درترياس تشخيس داده نشده، تنها درمنطقه آق دربند(۱۰۰ كيلومتري مشهد)رسوبات شيل وماسه سنگ همراه با لايه هاي آهكي آمونيت داروجودداردكه آن رابه ترياس مياني وفوقاني مربوط مي دانند.
به عقيده لامر،وديگران (۱۹۸۳)گسل سنگ بست شانديزمجموعه دگرگوني پالئوزوئيك وتوده هاي نفوذي جنوب مشهد راازاسليت ها وماسه سنگهاي سازندشمشك ورسوبات جوان ترمجزامي كند.
باحركات كوهزايي سيمرين پيشين وپس روي دريا محيط مناسبي براي رشدگياهان دراين منطقه فراهم كرده است.
درزون بينالود،رسوبات ژوراسيك دربسياري ازنقاط به طورهم شيب رسوبات پالئوزوئيك ومجموعه هاي دگرگوني رامي پوشاند ودركنگلومراي قاعده اي آن مي توان قطعات مختلف وفراوان دگرگوني وآذرين پالئوزوئيك راپيداكرد.
رسوبات لياس نيزمشابه رسوبات شمشك البرزاست ودرآن گاهي لايه هاي ماسه سنگ بين لايه اي وجوددارد كه حاوي فسيل هاي گياهي زياداست.
رسوبات آهكي دوره كرتاسه نيزمشابه البرزبوده ودرجنوب غربي قشلاق،گرانيت هاي مشهدرافرامي گيرد(درويش زاده،۱۳۷۰،۲۵۱).
توده اصلي بينالودازسنگ گرانيت است كه باساختمان باتوليت درميان رسوبهاي پا لئوزوئيك سربرآورده است.نفوذتوده باتوليت سبب به هم خوردن نظم چينها درمحل گرديده است.بااين حال لايه هاي رسوبي چين خورده منظم همچنان دراطراف مشاهده مي شود.غيرازسنگ گرانيت،اسليت،كوارتزيت،شيست،وسنگهاي ماگماي اولترابازيك ازجمله سنگهايي هستندكه رشته بينالودراساخته اند،توده هاي اولترابازيك متعلق به پالئوزوئيك فوقاني است ووجودآنها نشانه اي ازبسته شدن اقيانوس تتيس قد يمي دراين محل است.دردامنه هاي شمالي بينالود شبكه هيدروگرافي نسبتا متراكم باعمق زيادگسترش يافته اند.شبكه آبي ساختمان ناهمواريهارا به شدت به هم زده وشرايط خاصي رابه وجودآورده است وشبكه ها گاهي باساختمان ناهمواري تطابق يافته اندوزماني نيزمحورچين ها رابريده ودرمحل ،تنگ ايجادكرده اند.علاوه برآن ديناميك دامنه اي به صورت حركات توده اي ازنوع لغزش درسطح ميان آبها فعال مي باشد.(علايي طالقاني،۱۳۸۱،۱۸۹).
چينه شناسي وسازندسطحي زون بينالود:
به عقيده افتخارنژاد(۱۳۵۹)،البرزشرقي (شامل كوههاي بينالود وآلاداغ)جزئي ازايران مركزي است كه درآن رسوبات اپي كنتيننتال پالئوزوئيك تقريبآ درهمه جامشاهده مي شود،ولي دربخش هاي بالا آمده
(هورست)به طورمحلي قسمت هايي ازرديف هاي رسوبي حذف شده ودرآن نبودچينه شناسي مشخص ي ديده مي شود.بعلاوه زون مزبور،طي دونين پسين-كربونيفرباالبرز غربي ومركزي ودرپرمين باساير قسمت هاي ايران ازنظرحوضه رسوبي وضع تقريبآ مشابهي داشته ودرارتباط بوده است.
دراين زون رسوبات كامبرين فسيل داروجودداشته(مجيدي،۱۹۸۷)وطي سيلورين ودونين زيرين،درياي مشتركي،شمال شرقي ايران وايران مركزي رافرامي گرفت،زيرارسوبات مشابهي طي اين مدت دربينالود وايران مركزي برجاي گذاشته شده است.ارتباط مزبورتاكربونيفرزيرين تيزوجودداشته است درحاليكه درالبرزرابطه مزبوربه كلي قطع شد.اين وضعيت رابه حركات خشكي زايي اوايل دونين مربوط مي دانند (بزرگ نيا،۱۹۷۳)وكنگلومراي قاعده اي كربونيفرزيرين رادليل اين حركات ذكرمي كنند.
رسوبات ترياس درالبرزباايران مركزي تفاوت داشته ولي دربينالود، هيچ نوع رسوبي درترياس تشخيص داده نشده است.تنها درمنطقه آق دربند(۱۰۰ كيلومتري مشهد)رسوبات شيل وماسه سنگ همراه بالايه هاي آهكي آمونيت داروجودداردكه آن رابه ترياس مياني وفوقاني مربوط مي دانند.(درويش زاده ۱۳۷۰)درزون بينالود،رسوبات ژوراسيك دربسياري ازنقاط به طورهم شيب رسوبات پالئوزوئيك ومجموعه هاي دگرگوني رامي پوشاندو دركنگلومراي قاعده اي آن مي توان قطعات مختلف وفراوان
دگرگوني وآذرين پالئوزوئيك راپيداكرد.رسوبات لياس نيزمشابه رسوبات سازندشمشك سايرنواحي ايران است ودرآن گاهي لايه هاي ماسه سنگ بين لايه اي وجودداردكه حاوي فسيل هاي گياهي زيادي است.رسوبات آهكي دوره كرتاسه نيزمشابه البرزبوده ودرجنوب غربي قشلاق،گرانيت هاي مشهدرافرا
مي گيرد.رسوبات پالئوژن دردامنه شمالي البرزوبينالودگسترش نداشته است.درضمن فعاليت شديدآتشفشاني ائوسن دراين ناحيه به چشم نمي خورد.نهشته هاي ترسيردرجنوب بينالودوجودداردولي گسترش آنها بسيارمحدوداست.(درويش زاده۱۳۷۰)(پايان نامه كارشناسي ارشدصنايع،۱۳۸۰)
-پالئوزوئيك دربينالود:
الف-دولوميت سلطانيه: (Cs ) اين واحدشامل دولوميت هاي قهوه اي تاسياه رنگ است كه فاقدطبقه بندي متمايزوبصورت حجيم massive()است كه اكسيدهاي آهن بصورت ثانويه درآنها جايگزين شده اند.دراين واحدفسيل پيدانشده ونامگذاري آن صرفآ براساس شباهتهاي رخساره سنگي(Lithofacies)
بوده است.
ب-كوارتزآرنايت معادل كوارتزيت راسي(Topquartzite):اين واحدشامل كوارتزآرنايتهاي سفيدتا
خاكستري رنگ وبسيارسخت است.تعيين موقعيت چينه شناسي اين واحدبراساس شباهت رخساره سنگي (Lithofacies)واستنادبه برداشتهاي ورقه زمين شناسي مشهددرمقياس۲۵۰۰۰۰:۱:بوده است.

پ – سازندلالون: (CI) قسمت عمده اين سازندازسنگ ماسه هاي قرمزتيره بالايه بندي نامشخص نسبتآ ضخيم باتركيب ساب آركوزتشكيل شده است.رنگ تيره اين واحدبعلت وجودمقاديرزيادي اكسيدآهن بصورت سيمان درسنگ است.درسنگ ماسه هاي اين واحدساختهاي رسوبي ازقبيل ريپل مارك،طبقه بندي مورب وساختهاي وزني ديده مي شود.اين سازند،درنقاط مختلف،توسط مجموعه اي ازدايك ها
كه احتمالآ همزمان بافعاليتهاي آتشفشاني اردوويسين-سيلورين شكل گرفته اند،تحت نفوذقرارگرفته است.نامگذاري اين مجموعه تحت عنوان سازندلالون،برپايه تشابه سنگ شناسي آن باسازندمزبورمي باشد
ت-سازندميلا: (CM) بطوركلي اين واحدرامي توان به دوقسمت فوقاني وتحتاني تقسيم كرد،قسمت تحتاني باتركيب آهكي وتناوبي ازلايه هاي نازك شيلي درآن مشخص مي گردد.آهكها برنگ روشن ولايه هاي نازك بين آن تيره رنگ هستند.قسمت فوقاني سازند،ازسنگ آهك دولوميتي خاكستري بالايه بندي متوسط تانازك تشكيل شده است.اين واحددربعضي نقاط،بصورت تناوبي ازلايه هاي سنگ آهك خاكستري وزردرنگ ديده مي شود.سطح فوقاني وزيرين اين واحدگسلي است وخودتشكيل يك ورقه رورانده رامي دهد.
ث-مجموعه آتشفشاني سيلورين-اردوويسين: (〖(Os〗^vاين مجموعه داراي تركيبي تقريبآبازالتي است كه به صورت گدازه،آگلومراوتوف رخنمون دارد.درزه هاي ستوني به خوبي درگدازه ها ديده مي شوند،كه نشانگرسردشدن آن درمحيط خشكي است.

ج-سازندنيور: (SN) دردره باغرود مجموعه اي برونزدداردكه برروي سري آتشفشاني سيلورين اردوويسين ودرزيرسازندپادها قراردارد.اين مجموعه شامل دولوميت وآهك باضخامت ۲۵ متراست.اين واحدتدريجآبه دولوميت ماسه اي وشيل بنفش رنگ تبديل مي شود،كه نشانگرانتقال تدريجي اين مجموعه به واحدسنگ-ماسه اي وكوارتزيتي پادها است.

    چ – سازندپادها:(Dp)  شامل ماسه سنگ ضخيم تامتوسط لايه تناوب ماسه سنگ وشيل،ماسه سنگ وسيلت دربخش فوقاني است. مقطعي ازاين سازنددرارتفاعات بينالوددردامنه هاي جنوبي بينالوددردامنه جنوبي كوه هاي پونه زارسه كيلومتري شمال باختري دره پيوه ژن توسط وديگه (Weddige ) معرفي شده است.چون سازندپادها فاقدفسيل است،برپايه موقعيت چينه شناسي سن آنرااواخردونين مياني گزارش كرده اند.
  • بازدید : 135 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سنگهايي كه در ته دريا تشكيل مي شوند اغلب آثاري از جانداران قديمي به نام سنگواره يا فسيل را به همراه دارند . اگر روي گل نرم مرطوب راه برويد جاي پاي شما در آنجا باقي مي ماند وقتي جانور يا گياهي مي ميرد و در ميان گل ها يا ماسه‌هاي نرم مي افتد بدنش فاسد و تجزريه مي شود اما آگاهي اثري از جانداران روي سنگ باقي مي ماند كه نشان مي دهد آن جاندار چه شكلي داشته است. گاهي جاي خالي مانده‌ي بدن جاندار با ماسه ، گل يا كاني پر مي شود . در اين صورت قالب جامدي ، از بدن جاندار درست مي شود كه كاملاً شبيه به صدف برگ يا استخوان جاندار اوليه است 
ديرينه شناسي   شاخه اي از علم زمين شناسي است كه به مطالعه‌‌ي حياط ديرينه به اتكا به سنگواره ها مي پردازد . در اصل واژه ي فسيل   به معناي كندن هر چيز جالب توجه از زمين است و از كلمه اي لاتين   گرفته شده است . اما امروزه فسيل به معناي آثار و بقاياي موجودات باقي مانده از ادوار زمين‌شناسي در لابه‌لاي سنگ ها به كار مي‌رود . فسيل ها انواع بسيار دارند بقاياي موجودات نسبتاً جديد ممكن است به كلي از بين نرود بلكه از آن چيزهايي مثل دندان،‌ استخوان و صدفها باقي بماند . گاهي بدن جاندار بطور كامل همراه گوشت يافت مي‌شود و در اين گونه از فسيل ها در شرايط غير عادي و خاصي حفظ شده اند مانند بقاياي فسيلهاي ما قبل تاريخ به نام ماهوت كه در يخ هاي سيبري و آلاسكا محفوظ مانده اند و بقاياي موميايي شده تنبهاي خاكي در غارهاي صحرايي خشك نوادا . 
سنگواره هاي ديگري نيز يافت مي شوند كه بعضي از آنها شامل آثار موجودات ما قبل تاريخ است نمونه هاي چنين شواهدي عبارتند از : 
۱- ردپا :   ردپاي جانوران در رسوبات نرم كه بعداً سخت شده اند . 
۲- حفرات : لوله هايي كه توسط جانوران در رسوبات چوب يا سنك حفر مي شود اين حفرات ممكن است بعداً با مواد معدني پرشده و حفظ شود بعضي از قديمي‌ترين سنگواره هاي شناخته شده را حفرات كنده شده توسط كرمها تشكيل مي‌دهد. 
۳- كوپروليتها : عبارت از سنگواره مدفوع جانوران و يا محتويات شكم آنها است كه در مورد نوع تغذيه موجودات اطلاعات زيادي در اختيار ما مي گذارند . 

۲-۱-۱ اهميت موضوع پژوهش 
در پژوهش مسئله ي مهمي كه مورد توجه قرار مي گيرد اهميت موضوع آن است . 
هر چند كه فسيل ها در زندگي روزمره ي ما شايد به نظر بي ارزشي بيايند اما در خيلي مواقع براي ما كاربرد زيادي دارند . مثلاً ممكن است گاهي با يك فسيل روبرو شويم و بر اساس مطالعاتي كه انجام داده ايم آن را مورد بررسي قرار داده و نوع آن را متوجه شويم . 
و همانطور كه در متن تحقيق بيان شده است سوخت هاي فسيلي در زندگي آدمي امروزه كاربرد فراواني دارند و طور يقين مي توان گفت بيشتر نيازهاي انسان توسط سوخت هاي فسيلي بر طرف مي شود .
 
۱-۲-۱ سيري در زندگي ويليام اسميت 
ويليام اسميت   ميلادي ) زمين‌شناس انگليسي بود . شهرت او به سبب كارهايي كه در زمينه نقشه برداري از لايه هاي زمين انجام داد . هنگام نقشه برداري از تونلهايي كه براي استخراج معدنهاي زغال سنگ مي كندند و كانالهاي آب ، به پژوهش درباره ي لايه ها و چينه هاي زمين علاقه مند شد . قدري به اين كار دل بست كه دوستانش او را «اسميت چينه» مي خواندند . 
اسميت در سال ۱۸۱۶ ميلادي كتاب نقشه ي زمين‌شناسي انگلستان را ، كه حاصل سالها تجربه وپژوهشهايش در زمينه ي بررسي لايه ها و چينر هاي زمين در قسمت‌هاي گوناگون انگلستان بود ، منتشر كرد . در اين كتاب نوشت كه هر چينه اي كه بر سطح كنوني زمين نزديكتر باشد جوانتر از چينه هاي ديگر است . بنابراين ، مي‌توان از چينه ها براي طبقه بندي سنگواره بر حسب زمان نيز استفاده كرد . او عقيده داشت كه هر چه چينه هاي زمين پايينتر باشد ، سنگواره هايي كه در آن يافت مي شود قديميتر است و بنابراين ،‌اختلاف آنها با صورتهاي زندگي امروزه بيشتر است . از اين رو ، با مطالعه ي چينه ها ،‌مي توان به گذشته ي كره‌ي زمين و موجوداتي كه بر آن زيسته اند پي برد و تغييرهايي را كه به تدريج در شكل و ساختمان زمين روي داده است دريافت . 
پژوهشهاي اسميت در چينه شناسي ، كه قسمتي است از علم زمين‌شناسي ، يعني شناخت لايه اي از سنگ كه سرتاسر آن كمابيش يكسان و نسبت به لايه هاي زير و روي آن مشخص باشد و شرايط تشكيل آن و سن نسبي و پراكندگي و ويژگي هاي ديگر لايه ، تأثير فراوان داشت . 
ما نيز به پاس زحمات ارزشمند اين ديرينه شناس نام گروه تحقيقاتي خود را ويليام اسميت نهاديم 
 

 
۱-۳-۱ نخستين سنگواره ي حيواني در كجا پيدا شد و از چه زماي مطالعه درباره فسيل ها آغاز شد ؟ 
طي دو يا سه هزار ميليون سال گذشته انواع موجودات حيواني و نباتي بر سطح زمين زيست مي كرده اند كه سپس فسيل آنان منقرض شده و از بين رفته اند ما آنچه اطلاع درباره ي سرگذشت آنان حاصل مي كنيم از طريق مزالعه در بقاياي فسيل شده ي آنهاست . 
اجسام فسيل كه امروز به ما رسيده است بقاياي گياهان و حيواناتي هستند كه در دل سنگ ها نگهداري شده اند . سنگواره ها يا فسيل ها به اشكال مختلف در مي آيند . گاهي به صورت گوش ماهي ، استخوان ، فلس و ساير قسمت هاي سخت حيوان باقي مانده اند ولي اغلب اوقات مواد شيميايي جاي قسمتهاي سخت را گرفته است جاي پاي باقي مانده از حيوانات هم به صورت سنگواره در آمده ان . فسيل ها بقاياي جانداراني است كه ميليونها سال پيش از آنكه اسان از سرگذشت زندگي آنان آگاهي حاصل كند در زمين مي زيستند با اينحال شواهدي نيز در دست است كه برخي از انسان هاي اوليه فسيل هاي مزبور را مي شناخته اند و براي آنان ارزش قائل بودند و از همين رو نتيجه گيري كردند كه در اعصار گذشته اين كوه ها زير آب دريا بوده اند دانش مندان در حقيقت ، تحقيقات راجع به فسيل ها را در اواخر قرن هفدهم ميلادي آغاز كردند (جان ري) طبيعي دان انگليسي كه او را پدر تاريخ طبيعي انگليستان ناميده‌اند از نخستين دانشمنداني بود كه كه در اين مورد به تحقيقات جالبي دست يافت همچنين «بارون ژرژكو وير» طبيعي دان بزرگ فرانسوي ودانشمندان ديگري همچون ويليام اسميت به اين كار همت گماشتند . 
 
  • بازدید : 135 views
  • بدون نظر

این پایان نامه در ۱۳۰ صفحه می باشد.

که شامل ۵ فصل مختلف است.

در زیر قسمتی از فهرست قرار گرفته است.

-۲- ژئوشيمي اورانيوم

۱-۱-۲- ژئوشيمي اورانيوم در محيط‌هاي ثانويه

۲-۱-۲- ژئوشيمي رسوبات روخانه‌اي

۳-۱-۲- ژئوشيمي خاک

۴-۱-۲- امانومتري

۵-۱-۲- بيوژئوشيمي

۶-۱-۲- آنومالي چيست

مقدمه :

پراکندگي و گسترش کاني‌ها در پوسته زمين تصادفي نيست و مشخصاً توسط عوامل زمين شناسي فيزيکو شيميايي و ترموديناميکي

کنترل شده‌اند. بدين ترتيب زمين شناسان با استفاده از دانسته‌هاي خود راجع به اين عوامل و نقش تعيين کننده آنها در متمرکز ساختن

عناصر در نواحي مختلف و پديده‌هاي زمين شناسي در گذشته و حال و رابطه آنها با هر عامل قادرند با سعي و تلاش و تجزبه و

تحليل داده‌هاي خود مناطق مستعد و داراي پتانسيل‌هاي معدني را شناسايي کنند و يک الگوي منسجم و کارآيي در اختيار مهندسان

اکتشاف معدن قرار دهند.

از طرف ديگر مهندسين اکتشاف با بهره‌گيري از داده‌هاي ژئوفيزيکي مثل بررسي داده‌هاي گاماي طبيعي چاههاي اکتشافي در

آنومالي‌هاي احتمالي اورانيوم و يافتن همبستگي اين داه‌ها با عوامل زمين شناسي کنترل کننده و مؤثر در محيط ميزبان و سنگهاي

درونگير ، و يا ارتباط بين داده‌هاي ژئوشيمي مختلف يا هاله‌هاي ژئوشيميايي ، و يا ارتباطات سني سنگهاي ميزبان با خصوصيات

ژنتيکي و منشاء ذخاير اورانيوم قادر خواهند بود حتي ذخاير نهفته و ناپيدا را نيز پيش بيني کنند.

  • بازدید : 125 views
  • بدون نظر

این پایان نامه در ۱۱۵ صفحه می باشد.

قسمتی از فهرست :

بلايا

مهم ترين آثار بلايا بر محيط

انواع بلاها

تاریخچه :


مرور وقایع گذشته و آمارهای بهداشتی در طول ۲۰ سال گذشته نشان می دهد که بلایای طبیعی باعث مرگ

بیش از سه میلیون و حداقل ۸۰۰ میلیون نفر زخمی در جهان شده است. تنها طی سال های ۱۹۹۶-۱۹۹۷

میلادی خسارت های ناشی از بلایای عظیم به بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار رسیده و این در حالیست که در دهه قبل

میزان خسارت ۱۴۷ میلیارد ، در دو دهه قبل ، یکصد میلیارد دلار گزارش شده است و در سه دهه گذشته

میزان وقوع بلایا ۳ برابر و زیان های مالی ناشی از آن ها ۸ برابر شده است. ایران جزء ۱۰ کشور بلاخیز

جهان است و ۹۰ درصد جمعیت کشور در معرض خطرات ناشی از سیل و زلزله قرار دارند. بلایای طبیعی تنها

در هفت سال گذشته بیش از ۲۱۵۷ میلیارد ریال خسارت به کشور ما وارد نموده است و کشور ما را از نظر

آمار و وقوع حوادث طبیعی در مقام ششم جهانی قرار داده است. در ۹۰ سال اخیر بیش از ۱۲۰ هزار نفر از

مردم ایران بر اثر وقوع بلایای طبیعی کشته شده اند که از این تعداد ۷۶ درصد بر اثرزلزله ، ۱۳ درصد براثر

سیل و ۱۱ درصد بر اثر سایر بلایای طبیعی جان خود را از دست داده اند.

  • بازدید : 138 views
  • بدون نظر

این پایان نامه در ۲۲۹ صفحه می باشد.

که شامل ۶ فصل مختلف است.

در زیر قسمتی از فهرست قرار گرفته است.

فصل ۱

مطالب واطلاعات كلي در مورد كروميت

فصل ۲

فرآوري مجدد با طله هاي كروميت

۱-۲ مقدمه

۲-۲ روش آزما يشگاهي

۳-۲ نتايج وبحث در مورد موضوع

۴-۲ نتيجه گيري

فصل ۳

استخراج با حلال اسيد سولفوريك از كروميت غليظ تركي

۱-۳ مقدمه

۲-۳ مواد لازم براي شروع به كار

۳-۳ تشكيلات آزمايشگا هي و روش كار

۴-۳ نتايج به دست آمده و بحث

۵-۳ نتيجه گيري


كاني كروميت تا پيش از سال ۱۷۶۶ به نام « سرب قرمز» شناخته مي‌شد. در سال ۱۷۶۱، johann Gottlob Lehmann

دريافت که يک کاني قرمز نارنجي در کوههاي اورال وجود دارد که او آن را سرب قرمز سيبرين Siberian ناميد.
در سال ۱۷۷۰، Peter Simon PallaS مکان مشابه Lehmann را ديد و يک کاني سرب قرمز رنگ را يافت که خواص

خيلي مفيدي را مانند رنگ ها در نقاشي داشت.
در سال ۱۷۹۷، Nicolas-Louis Vauquelin شيميدان فرانسوي براي اولين بار عنصر كرم (Cr) و نمونه هاي کانسنگ

کروکوئيت را در يکي از معادن طلاي سيبري نخستين کاني کروم دار کشف شد و کروکوائيت با ترکيبPbCrO4 نامگذاري شد. او قادر بود که اکسيد کروم CrO3 را از اختلاط کروکوئيت با اسيد هيدروکلريک بدست آورد.
او متوجه شد كه كاني كروميت به فرمول شيميايي ۴PbCro،

  • بازدید : 142 views
  • بدون نظر

این پایان نامه در ۱۹۳ صفحه می باشد.

که شامل ۸ فصل مختلف است.

در زیر قسمتی از فهرست قرار گرفته است.

 

فهرست

تقدير و تشكر…………………………………………………………………………………………… ۱

فصل اول ……………………………………………………………………………………………….. ۲

مقدمه : ۳

نحوه پراكندگي استاني تعاوني هاي فعال در معادن سنگ هاي نما وتزئيني  6

فصل دوم : ۳۱

گسترش جغرافيايي ـ استراتيگرافي سنگهاي نما و تزئيتي ايران . ۳۲

گسترش جغرافيايي ـ استراتيگرافي سنگهاي نما و تزئيتي ايران. ۳۳

انواع سنگ هاي تزئيني : ۳۵

سنگ لوح (Slate  ) : .. 36

سنگ آهك و تراورتن Lime Stone and Travertine. 36

مرمر( Marble ) .. 37

تراورتن :.. ۳۹

مرمريت ( مرمر آهكي ) :Lime Stone marble . 40

مرمر اونيكس (Onix marble ) :.. 42

مرمر سرپانتين ( Serpantin marble ) :.. 43

بررسي فني واقتصادي يك كانسار سنگ (فرمها ودستورالعمل هاي استاندارد):…………………… ۴۳

بررسي فني واقتصادي يك كانسار سنگ (فرمها ودستورالعمل هاي استاندارد): ۴۴

مقدمه اي بر استانداردهاي سنگ هاي تزئيني : ۴۷

روشهاي آزمون استاندارد ASTM 48

آزمون مقاومت خمشي   : ASTM C88048

آزمون مدول گسيختگي ASTM C99  : .. 48

آزمون خمشي براي سنگ‌لوح:(مدول گسيختگي والاستيسيته (ASTM C120:   49

آزمون مقاومت تراكمي : ASTM C170   :………….. 49

آزمون جذب آب وچگالي نسبي : ASTM C97:.. 50

آزمون جذب آب سنگ لوح (ASTM C 121):.. 50

آزمون مقاومت سايشي : ASTM C241:.. 50

آزمون عملكرد سازه اي سيستمهاي پوشش با سنگ(ASTM C120 –۹۱):   51

فصل سومروشهاي استخراج سنگ قواره :………………………………………………………….. ۵۲

روشهاي استخراج سنگ قواره : ۵۳

۱ . آماده سازي دستگاه برش .. ۵۶

۲٫ حفاري    57

  • بازدید : 149 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فرمول شیمیایی caco3 – سیستم رده بلوری هگزاگونال اسکالنرهدرال – سختی ۵/۳۰۲ – چگالی ۷۱/۲ – رخ- شکستگی و ضربه پذیری  رخ کامل (۱۰ ̅۱۱) – شفافیت و جلا شیشه ای تا خاکی شفاف تا نیمه شفاف – رنگ سفید بی رنگ در حالت خلوص قهوه ای تا سیاه – رنگ خاکه ندارد – ماکل دارای سطح (۰(۱۱) ̅۲) – سایر مشخصات نوع بی رنگ کلسیت به نام اسپات دیسلند دارای خاصیت شکست مضاعف است .
برخی از سنگهای دگرگونی متشکل از تناوبی از لایه هایی از کانیهای دارای بافت گرانوبلاستیک و جهتدار هستند. این لایه ایی شدن معمولاً بصورت تناوب لایه های روشن و تیره دیده می شود که بخش جهت دار معمولاً لایه های تیره را تشکیل می دهد ترکیب لایه ایی شدن و جهتدار شدن را گنیس شدن می نامند و سنگی که این بافت را در خود نشان می دهد گنیس نام دارد.
آراگونیت 
فرمول شیمیایی caco3 – سیستم رده بلوری اورتورومیک دو هرمی  – سختی ۵/۴۰۳ – چگالی ۹۵/۲ –شکستگی و ضربه پذیری  رخ مشخص در  (010) – شفافیت و جلا شیشه ای شفاف تا نیمه شفاف –  بی رنگ و سفید و زرد و کم رنگ – رنگ خاکه ندارد – ماکل حلقوی هگزاگونال کاذب .
 گوتیت 
فرمول شیمیایی  Feooh – سیستم رده بلوری اورتورومیک دی پیرامیدال  – سختی ۳۷/۴ در اثر ناخالصی ۳/۳– چگالی ۵/۵۰۵ –شکستگی و ضربه پذیری  رخ کامل در جهت  (010) – شفافیت و جلای الماسی تا تیره و ابریشمی شیشه ای –  قهوه ای متمایل به زرد تا قهوه ای سیاه– رنگ خاکه قهوه ای متمایل به زرد – ماکل ندارد.
مگنتیت 
فرمول شیمیایی  Fe3o4-  سیستم رده بلوری مکعبی هگزا اکتا هگرال – سختی ۶ -چگالی ۱۸/۵ – رخ و شکستگی و ضربه پذیری جدایش  اکتا هدری – شفافیت و جلا فلزی مات رنگ سیاه و آهنی – رنگ خاک سیاه – ماکل ندارد – سایر مشخصات به شدت مغناطیسی است . 
پیریت
فرمول شیمیایی  Fes2 سیستم رده بندی بلوری مکعبی پیریتو هدرو – سختی ۶۵/۶-چگالی ۰۲/۵  – رخ و  شکستگی ضربه پذیری سطح شکستگی صدفی مات – شفافیت و جلا فلزی براق مات – مات زد برنجی پریده به علت هوازدگی تیره می شود- رنگ خاکه سیاه متمایل به زرد – ماکل تداخلی به نام صلیب آهنی – سایر مشخصات دارای خاصیت پارامغناطیسی است .
  • بازدید : 70 views
  • بدون نظر

این پایان نامه در ۸۷ صفحه می باشد.

که شامل ۴ فصل مختلف است.

در زیر قسمتی از فهرست قرار گرفته است.

۱-۴– منشأ و انواع كانسارها

۲-۵- گرهك هاي منگنز در اعماق اقيانوسها

۶-نحوه رسوب گذاري و جدايش منگنز و آهن از يكديگر

۱-۷- شرايط رسوب گذاري

۲-۷- درياچه و لجن زارها

۳-۷- حوضه هاي باتلاقي

۴-۷- تشكيل كانسارهاي منگنز در محيط هاي دريائي

۸-تمركز كانسارهاي منگنز برجا

۹- منابع تشكيل كانه هاي منگنز

۱۰- طريقة تشكيل كانسارهاي منگنز نوع برجا

۱۱- توزيع و طبقه بندي كانسارهاي منگنز

  • بازدید : 186 views
  • بدون نظر

در قدیم برای رسیدن به آب در مناطق خشک قنات و چاه حفر میکردند. امروزه هم در برخی مناطق ایران حفر قنات رواج دارد . قنات ها از زیر و در اعماق زمین به وسیله کانال هایی به هم مرتبط می شوند . تحقیق زیر درباره قنات ها می باشد و به بررسی آن می پردازد و عوامل بوجود آمدن آن را تحقیق کرده است .  تحقیقی مناسب دانش آموزان و دانشجویان عزیز  رشته های زمین شناسی و زیست شناسی .

شاید اولین گام مردمان زحمتکش قدیمی ، فقط جستجو برای یافتن آب در زیر زمین بود ، و وقتی مقنی ها در اعماق چاه بدنبال رگه های آب حرکت کردند اولین قدم را در راه ابداع قنات برداشتند .

آنها آنقدر بدنبال رگه آب در چاه حفاری کردند و پیش رفتند ، تا دیگر هم نفس کشدن مشکل شد و هم تخلیه مواد حفاری سخت تر گردید . در این نقطه بود که یک چاه رو به بالا حفاری کردند و خود را به روی زمین رساندند .

هم راه تنفس باز شد و هم راه آسانی برای تخلیه مواد و آوار های کنده شده .

بله اینگونه قنوات ابداع شدند و سالیان درازی به بشر خدمت کردند .

 

 

 

  • بازدید : 160 views
  • بدون نظر

زیر دریاها دنیای متفاوتی وجود دارد و جانداران گوناگونی زندگی می کنند . یکی از جانداران زیبا که در کف اقیانوس ها زندگی می کند عروس دریایی نام دارد . عروس های دریایی رنگ های متفاوتی دارد و سایز های آن متفاوت است. تحقیق زیر به بررسی این جاندار زیبا پرداخته است . تحقیقی مناسب دانش آموزان و دانشجویان عزیز.

عمومی‌ترین صفات جانوران که طی مراحل رشد نیز قبل از همه ظاهر می‌شود، تراز ساختمانی آنهاست. همه جانوران زندگی را از یک سلول آغاز می‌کنند و برخی از تراز بافت بالاتر نمی‌روند، اما بقیه آنها از این تراز می‌گذرند و بدن پیچیده‌تری می‌یابند. بدین ترتیب جانوران (متازوآ) را صاحب دو شعبه رده بندی در نظر می‌گیرند. در شعبه پارازوآ ، بالاترین تراز ساختمانی را بافت تشکیل می‌دهد. این شعبه فقط شاخه اسفنجها را شامل می‌شود. همه جانوران دیگر که به شعبه یومتازوآ تعلق دارند، با داشتن اندام و دستگاه مشخص می‌شوند.

 

دومین صفت عمومی که بعد از تراز ساختمانی در حین رشد جانوران ظاهر می‌شود، نوع تقارن آنهاست. در ابتدا جنین همه جانوران دارای تقارن شعاعی یعنی به صورت کره‌ای توپر و یا توخالی و متشکل از تعدادی سلول است. بعضی از گروههای جانوری مانند عروس دریایی این تقارن شعاعی را تا مرحله بلوغ حفظ می‌کنند، اما در بقیه پس از مدتی جنین تقارن شعاعی ثانویه (مانند ستاره دریایی) و یا تقارن دو طرفی می‌یابد و لارو و جانور بالغ حاصل از آنها نیز معمولا همین نوع تقارن را نگه می‌دارند. بر همین اساس شعبه یومتازوآ را می‌توان به دو دسته دارای تقارن شعاعی (Radiata) و دارای تقارن دو طرفی (Bilateria) تقسیم بندی می‌کنند.

وضعیت سلوم یا حفره عمومی بدن در عروس دریایی

هر گونه فضا یا حفره عمومی که کاملا توسط بافتهای مزودرمی و بویژه توسط پرده‌های صفاقی احاطه شده باشد، سلوم (Coelom) نام دارد. بنابراین جانوران دارای سلوم را متعلق به گروه سلوماتها ، می‌دانند. معنای اصطلاحات آسلومات و پزدوسلومات نیز به همین ترتیب روشن می‌شود. آسلوماتها جانوران فاقد سلوم و در واقع فاقد هر گونه حفره عمومی هستند. پزدوسلوماتها دارای پزدوسل یا سلوم کاذب یعنی حفره عمومی هستند که پوشش آن را مستقیما اکتودرم و آندودرم تشکیل می‌دهند نه صفاق. چنین حفره‌ای در ظاهر به سلوم واقعی می‌ماند. عروس دریایی جز آسلوماتها می‌باشد

  • بازدید : 137 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ايستگاه اول: همان طور كه بر روي نقشه زمين‌شناسي مشخص است از بزرگراه كرج قزوين به طرف طالقان حركت مي‌كنيم. حوضه آبخيززيان بعد از روستاي زياران در كنار آب زياران كه از آن براي آبياري دشت قزوين و كرج استفاده مي‌شود. بر روي نقشه توپوگرافي با مقياس ۵۰۰۰۰/۱ ديده مي‌شود ( به اين معنا هر يك  سانتيمتر روي نقشه برابر با ۵۰۰۰۰ سانتيمتر بر روي زمين است.)
گسل طالقان شرقي غربي است و اين پديد باعث شده كه يك سري از سازندهاي قديمي مربوط به ژوراسيك را مثل سازند شمشك در كنار سازند كرج قرار داده است.
حوضه‌هاي بين كوهستاني: در اين حوضه‌ها كه البته بيشتر در خارج از ناحيه و شمال گسل طالقان و بخصوص دره طالقان دره طالقان گسترش دارند و محدود به گسل هاي ديگر نيز هستند، رسوبات قرمز نئوژن مشاهده مي‌شوند. نظر به اينكه سنگ شناسي اسامي اين سازند از مازن، مازن‌هاي رسي، سنگ جوش، سنگ رس، گچ، نمك و … بوده و مقاومت هر كدام از سنگهاي فوق در مقابل فرسايش متفاوت است، لذا زمين ريخت‌شناسي اين سازند نيز در قسمت‌هاي مختلف آن با هم فرق دارد. با توجه به ميزان بارندگي زياد در ناحيه، جريان‌هاي آب قادر به حمل مواد شده و درنتيجه شيب دامنه‌ها هم زياد و عاري از پوشش گياهي مي‌باشد كه در اين حالت آب بتدريج بستر خود را حفر نموده و آبراهه‌هاي نسبتاً تنگ و باريك شاخه‌اي شكل بوجود آورده به طوريكه فاصله دره‌ها خيلي كم و بوسيله بال‌هاي نوك تيز از يكديگر جدا مي‌گردند و در نهايت ريخت‌شناسي خاصي بنام هزار دره ايجاد شده است. به دليل وجود رس وجذب آب، بروز پديده لغزش در آن به فراواني صورت گرفته است. در نقاطي كه ماسه سنگ و سنگ جوش نئوژن وجود دارد، توجه به اينكه در بعضي نقاط بخصوص شمال ناحيه رودخانه‌هايي از جمله رودخانه طالقان از ميان اين سازند مي‌گذرد لذا در محل تلاقي سيلابهاي كوهستاني و رودخانه‌، مخروط افكنه‌هايي ايجاد شده است. وجود پيچان رود از ديگر خصوصيات زمين‌ ريخت‌شناسي در اين سازند است كه بدليل متفاوت بودن جنس سنگها، طبقات سخت مقاومت كرده ولي طبقات نرم در معرض تخريب و فرسايش قرار گرفته‌اند كه در اين پديده باعث انحراف مسير جريان آب شده و به تدريج پيچان رود به وجود آمده است. البته پيچان رود در مناطق كم ارتفاع و پست تر اتفاق مي‌افتد و اين پيچان بودن رودخانه در ارتفاع زياد در طالقان را نمي‌توان يك پيچان رود در نظر گرفت و به خاطر عبور از كنار مخروط افكنه‌ها يك چنين شكلي گرفته است و بهتر است آن را يك پيچان رود دروغي ناميده شود.
نواحي كوهستاني : در اين نواحي سنگهاي آتشفشاني پالئوژن و سنگهاي آتشفشاني- رسوبي سازند كرج و نيز سازندهاي دوران اول ودوم به طور چشمگيري بيرون زدگي دارند. در سازند كرج به طور كلي از نظر تركيب شيميايي بيشتر توف اسيدي و گدازه‌هاي قليايي مشاهده مي‌شوند. با توجه به اين كه گدازه ها قليايي در مقابل فرسايش مقاومتر از توف اسيدي است لذا مقاوت آن در برابر فرسايش بيشتر بوده و ارتفاع زيادتري از خود نشان مي دهد در سنگهاي آتشفشاني پالئوژن آبراهه‌هاي زيادي نيز ديده مي‌شوند كه بيشتر آنها از نوع V شكل غيرقرينه و آبراهه‌هاي كنترل شده توسط عوامل زمين ساختي و زمين‌شناسي هستند.
در اين واحدها پرتگاه و بريدگي‌هاي زيادي مشاهده مي‌شوند كه بر اثر عوامل شديد زمين ساختي و اختلاف جنس سنگها بوجود آمده‌اند. در سازند كرج لايه‌هاي سنگهاي سخت رسي بسيار لغزنده بوده و به صورت سطح لغزشي براي توده سنگهاي آتشفشاني در آمده كه در نتيجه قطعاتي از اين سنگها در نقاطي كه شيب دامنه‌ها زياد است، به صورت فروريزش در شيب دامنه حركت مي كنند. رسوبات دوران اول از قبيل ماسه سنگهاي زاگون و لالون و درلومتيها و آهكهاي ميلا و آهكهاي روته و سازندهاي دوران دوم به خصوص دولوميتها و آهكهاي دولوميتي و آهكهاي ميلا و آهكهاي روته وسازندهاي دوران دوم به خصوص دولوميتها و آهكهاي دولوميتي ترياس و آهكهاي لارو تيز كوه ايجاد برجستگي هاي مرتفع و صخره‌ها و خط رأسها را مي‌نمايند. رسوبات رسي، ماسه سنگي و پالمه سنگي سازند ششمك بيشتر به صورت فرورفتگي ها و مناطق پست مشاهده مي‌شوند و به علت ذخيره رطوبت اغلب به وسيله پوشش گياهي به رنگ سبز زيتوني درمي‌آيند، در واقع رسهاي ماسه‌دار سازند شمشك نقش سفره‌هاي ابدار را ايفا مي‌كند.
نواحي كوهپايه‌اي : اين واحد كه داراي ارتفاع كمتر و شيب ملايمتري است بلافاصله بعد از ناحيه كوهستاني قرار دارد. در ناحيه مطالعاتي اين واحد بيشتر از سنگريزه با سيمان سست در رسوبات آبرفتي تشكيل شده است. در اين واحد مخروط افكنه‌هاي كوهپايه اي بادبزني شكل متعددي نيز مشاهده مي‌شوند. در حقيقت اين واحد به صورت يك (Bahada) است كه در بخش فوقاني و نزديك به كوهستان واحد بريدگي‌ها و فرسايش شديدتر نسبت به بخش تحتاني خود است. آبراهه‌ها به صورت كانال‌هاي ممتد و موازي هستند كه به هنگام بارندگي از آب پرشده و مواد ريز و درشت را با خود حمل نموده و به طرف دشت سرازير مي‌نمايد.
نواحي دشت : آخرين و پست‌ترين واحد زمين‌ ريخت‌شناسي در جنوب منطقه است كه شامل بخش شرقي دشت قزوين است و بيشتر از رسوبات آبرفتي جوان و رسوبات دشت سيلابي پوشيده شده است. در اين واحد كانال‌هاي متعدد زيرزميني مشاهده مي‌شوند كه جهت استخراج آب حفر شده‌اند.
دستگاه GPS: اين دستگاه مانند يك كامپيوتر كوچك است كه با ماهواره‌ها تماس دارند و داراي تعداد صفحه است كه مي‌تواند طول و عرض جغرافيايي منطقه و ارتفاع منطقه را نشان مي دهد. و براي دقيق بودن اين اعداد بايد صبر كرد، تا دستگاه حداقل با سه ماهواره ارتباط برقرار كند كه در اين نقطه داراي طول شرقي “۳۷ ’۵۰ º۵۴ و عرض شمالي “۰ ‘۰ º۳۳ است و ارتفاع ۱۳۸۴ متر كه كاملاً دقيق نيست زيرا دستگاه فقط با يك ماهواره ارتباط برقرار كرده است.
نقشه ديگري كه بايد همراه داشته باشيم نقشه زون‌هاي زمين شناسي ايران است. ايران از نظر زمين شناسي يكنواخت نيست بلكه تكه تكه است. و به هر تكه يك زون گفته مي‌شود. زون البرز از شرق به غرب در قست شمال ايران كشيده مي شود. زون زمين‌شناسي البرز جنوبي اين است كه البرز را از خط رأس آن كه تونل كندوان باشد به دو قسمت شمالي كه به طرف شمال مي‌افتد و جنوبي كه به طرف فلات مركزي ايران مي‌افتد تقسيم مي‌كند از طرف ديگر البرز را از شرق به غرب به سه تكه تقسيم مي‌كند: البرز شرقي- مركزي و غربي با تقسيم‌بندي كه گفته شد ما در البرز غربي قرار مي‌گيريم و از نظر تقسيمات قبلي نيز در البرز جنوبي هستيم. گسل طالقان به صورت شرقي غربي است. و بسيار طولاني مي باشد كه شرقي‌ترين آن را از منشاء فشم از جاده هراز به سمت غرب و نزديك قزوين تمام مي شود. ماسه سنگ و شيل ژوراسيك را و لكانيك‌ها و آتشفشاني دونين آورده و در مقابل سازند كرج كه مربوط به ائوسن قرار داده است. در يك زمان قابل توجهي از ژوراسيك (۶ ميليون سال) تا كرج كه (۳۰-۲۰ ميليون سا) هستند پس با توجه به اين فاصله زماني مي‌ توان نتيجه گرفت كه يك گسل اينها را در كنار هم قرار داده است. ما در سازند كرج وكلانيكي هستيم كه مي توانيم آن را آندزيت در نظر بگيريم كه بادامكي و حفره‌اي هستند. يك پديده كه مي‌توانيم در سازند كرج ببينيم اين است كه يك سنگ نفوذي آمده و در داخل اين سازند نفوذ كرده است كه به آن مونزونيت گفته مي شود.
اهميت مونزونيت : اگر دنباله مونزونيت را د رجاده كرج- چالوس بگريم اين مونزونيت در منطقه سد كرج ظاهر مي‌شود و چون يك سنگ نسبتاً مستحكمي است سد كرج را بر روي آن بنا كرده‌اند. 
اگر خود سازند كرج را در نظر بگيريم به علت آذر آوري بودن و درز و شكاف‌هاي زيادي كه دارد فرار آب از آن زياد بوده اند بنابراين نمي توانستيم سد كرج را بر روي آن بنا كنيم.
آندزيت : شكل هاي شش ضلعي كه در اين سنگ ديده مي‌شوند فلوسپاتوايد يا شبه فلوسپات آناليسم است.
شبه فلدسپات : يعني سيليس ماگما آنقدر كافي نبوده است كه فلادسپات‌ها ساخته شدند و به جاي آن شبه فلدسپات ساخته شده‌اند. اگر آناليسم را با كات سديم دار مقايسه كنيم دقيقاً همان تركيب است. ولي اگر ۴Si قرار است در فلدسپات‌ها باشد ۲Si در آن قرار مي‌گيرد.
«موقعيت زمين‌شناسي و ساختاري ناحيه زيان و خور » :
ارتفاعات واقع در محدوده خور- زياران (نواحي شمالي و شرق آبيك) جزو رشته‌ كوههاي طالقان محسوب مي شوند. رشته‌ كوههاي طالقان نيز همانند ساير رشته‌ كوههاي البرز داراي روندي تقريباً شرقي- غربي بوده و بخشي از سلسله جبال عظيم آلپ – هيماليا محسوب مي شوند كه ريخت شناسي آن در طي حركات كوهزائي آلپي پاياني شكل گرفته است.
البرز جزو قلمرو مركزي محسوب مي‌شود كه اين تقسيم‌بندي با توجه به ارتباط البرز با رشته جبال آلپي آسياي مركزي گرفته است كه داراي پوسته‌ قاره‌اي و پي سنگ متبلور سخت شده در پركامبرين فرض شده است. در اين تقسيم‌بندي همچنين البرز بعنوان يك قطعه حاشيه‌اي از شمال خشكي بزرگ گندوانا در نظر گرفته شده است كه در طول پالئوزئيك تا ترياس مياين همانند زاگرس و ايران مركزي خشكي واحدي را تشكيل مي‌داده‌اند.
در پركامبرين پسين و پالئوزئيك البرز به طور كلي داراي رخساره‌هاي قاره‌اي كم عمق و كناره خشكي بوده و از خشكي اورازياد در شمال بوسيله درياي پالئوتيتس جدا بوده است، در دوران دوم با تشكيل نئوتيتس يا «اقيانوس آلپي زاگرس مرتفع» كه پيدايش آن تقريباً همزمان با بسته شدن پالئوتيتس بوده است از خشكي گندوانا جدا گرديده و در نتيجه به بخش جنوبي ابر قاره بزرگ اورازيا در شمال متصل مي‌شود كه در كرتاسه فوقاني با بسته شدن درياي نئوتيتس مجدداً به خشكي گندوانا ملحق مي‌شوند.

عتیقه زیرخاکی گنج