گردنبند مرغ آمین خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 133 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مهمترين نگرش در اين مورد فراوري هرچه بهتر مواد معدني و نتيجتاً افزايش ارزش آن به چند برابر قيمت خام بوده است. توليد كرم نيز در اين بازار آشفته، خالي از مشكل نبوده، بطوريكه قيمت آن به دلايل بالا، شديداً سقوط كرد. راه چاره اين بود كه كارخانه‌هاي فراوري توسعه داده مي‌شد، به جز يك مورد عمده احداث كارخانه فروكرم در استان هرمزگان در بقيه موارد توفيق آنچناني حاصل نشد، زيرا به دليل آلوده كردن محيط زيست توسط كارخانه‌هاي تبديل كاني كرم به مواد قابل استحصال، كمتر كشور پيشرفته‌اي حاضر به خريد كرم به صورت خام بوده. با توجه به ذكر مشكلات بالا، به عنوان Case دو مورد از تغليظ كرم به روش‌هاي مختلف در اين نوشتار آمده است. 
كانسارهاي كرم 
ژئوشيمي كرم: كرم در طبيعت هميشه به صورت سه ظرفيتي (Cr3+) پيدا مي‌شود. اين فلز در پوسته زمين تقريباً در سنگ‌هاي آذرين قليايي مربوط به مرحله اول تبلور ماگما و سرپانتين حاصل از آنها ديده مي‌شود. در اين سنگ‌ها كرم معمولاً با آهن (دو و سه ظرفيتي) نيكل و منيزيم و كبالت همراه است، احتمالاً سيلكات‌هاي قليايي همچون هورن بلند اوژيت و اوليوين نيز ممكن است در تركيب خود داشته باشد.

كاني‌شناسي كرم
كرم به صورت اكسيد مضاعف كرم و آهن و به صورت FeOCr2O3  و يا FeCr2O4  مي‌باشد. 
فرمول عمومي كرميت به صورت (Mg, Fe, …) (Cr, Al, Fe, …) نوشته مي‌شود.

سنگ‌هاي كرميت‌دار
كانسارهاي كرميت‌دار با وجود تنوع اشكال آن در داخل سنگ‌هاي آذرين قليايي تا بسيار قليايي تشكيل مي‌شود. سنگ‌هاي فوق فاقد كوارتز و فلدسپانهاي و آلكالن‌ها مي‌باشد و از نظر تركيبات گوگردي نيز در درجه پائين قرار دارند. مقدار سيليس كمتر از ۴۵ درصد مي‌باشد. نوع كانه كرم شكل و وسعت كانسار آن تابع تركيب شيميايي ماگما و به طور كلي تغييرات عوامل ptc (فشار)، درجه حرارت و تركيب) مي‌باشد.

كانسارهاي كرميت
كانسارهاي كرميت كه داراي ارزش اقتصادي است، به دو صورت لايه‌اي و آلپي مي‌باشد.
۱٫ نوع لايه‌اي: مثال بارز در اين مورد كرميت بوشولد (آفريقاي جنوبي) و كمپلكس استيل واتر (آمريكا)، كمپلكس دايك بزرگ در جنوب رود زيارا را مي‌توان نام برد. 
۲٫ نوع آلپي: از مشخصات اين نوع كانسار، همراهي آنها با سنگ‌هاي پريدوتيت‌هاي سرپانين مي‌باشد.
مهمترين مثال در اينگونه كرم، توده‌هاي كوه دون (نيوزلاند) دموا و ناحيه كاماگئي (كوبا) را مي‌توان نام برد.
كانسارهاي كرميت ايران همراه سرپانتين‌ها و پريدوتيت‌هاي سرپانتين مي‌باشد و اغلب از نوع آلپي است، اما در جنوب ايران از مشخصات كانسارهاي لايه‌اي نيز گزارش شده است. تا كنون كانسارهاي كرميت زياد در ايران مورد بهره‌برداري قرار گرفته و تعدادي از اين معادن، به علت پائين بودن عيار و مشكلات مالي و بالا رفتن قيمت تمام شده تعطيل شده است. 
تا كنون از وجود معادن كرم در هفت استان كشور گزارش شده است، ولي عمده‌ترين آنها عبارتند از: فارياب و اسفندقه، خواجه جمالي در نيريز شيراز مي‌باشد. در نزديكي‌هاي اين معادن، كارگاه‌هاي فراوري در مقياس كوچك احداث شده است. از جمله فراروي كرم در خواجه جمالي، گفت در جغتاي با استفاده از اسپيرال و جيك به روش ثقلي انجام مي‌گيرد، ولي عمده‌ترين كارخانه فروكرم در استان هرمزگان مي‌باشد.

كاربرد كرم در صنايع مختلف 
با توجه به خصوصيات فيزيكي و شيميايي فلز كرم و كاني‌هايي كه اين فلز در آنها يافت مي‌شود، موجب شده كه اين فلز در صنعت كاربرد گسترده‌اي داشته باشد. همانند: صنعت آبكاري، تهيه فولادي‌هاي مرغوب، صنعت ديرگدازها، رنگ، چرم، شيشه و داروسازي از صنايع برجسته‌اي هستند كه مواد ياد شده را به گونه‌هاي مختلفي به كار مي‌گيرند. در صنايع متالوژي معمولاً موادي با ۴۸ درصد اكسيد كرم كه نسبت    آن بيش از ۳ و ميزان گوگرد و فسفر آن كمتر از يك درصد باشد. 
در صنايع شيميايي موادي با بيش از ۴۴ درصد اكسيد كرم كه Fe2O3 آن كمتر از ۱۴ درصد و سيليس آن كمتر از ۵ درصد باشد، مصرف مي‌شود. در صنايع ديرگدازها براي تهيه آجرهاي نسوز بكار مي‌رود. در ديرگدازهاي كروميتي موادي مصرف مي‌شوند كه داراي ۴۵-۳۱درصد اكسيد كرم، ۳۵-۲۴درصد آلومين، ۲۰-۱۴درصد اكسيد منيزيم، ۲۰-۱۲درصد اكسيد آهن، 
۶-۳ درصد سيليس و كمتر از يك درصد اكسيد كلسيم مي‌باشد. 
سبزهاي كروم يا كروم ـ كبالت (به همراه عناصري چون سيليسيم، آلومينيوم و يا كلسيم) يا زرد و نارنجي (به همراه آنتي‌موان و نيتانيوم) يا قرمز و بنفش (به همراه كلسيم، سيليسم و قلع) يا قهوه‌اي (به همراه آهن، زيركونيم، سيليسيم، واناديم، آهن و منگنز) در صنايع رنگسازي، جايگاه ويژه‌اي دارند. علاوه بر آن كرميت به عنوان رنگ طبيعي در صنايع شيشه، سراميك و آجرهاي صنعتي بكار گرفته مي‌شود. كروميت به عنوان كاسه‌ ريخته‌گري جايگاه ويژه‌اي دارد. مواد اوليه‌اي با حداقل ۴۴ درصد اكسيد كروم، حداكثر ۲۶ درصد اكسيد آهن، ۴ درصد سيليس، ۵درصد اكسيد كلسيم و با دانه‌بندي معين بكار مي‌رود.

در حاشيه روش‌ها
جنبه‌هاي نو در فراوري مجدد باطله كرميت به روش ثقلي 
چكيده:
پرعيارسازي كرميت (Karagedik) كه در منطقه Fathiye (جنوب تركيه)  واقع شده است، توسط شركت ETI انجام يافته است. اين كرميت داراي Cr2O3 با عيار ۳۵-۳۰ درصد مي‌باشد. از آن كرميت‌هاي داراي Cr2O3 با عيار ۴۸-۴۷ درصد در سال ۱۹۲۰ توليد مي‌شده است. باطله به مقدار ۲/۱ ميليون تن داراي Cr2O3 با عيار ۱۴-۱۳ درصد بوده است. عموماً تغليظ‌ كننده‌هاي كرم مانند تغليظ كننده‌هاي كرم Karagedik ذرات با سايزهاي ريز را (حدوداً ۰٫۰۳۸ميليمتر) را به عنوان باطله دفن مي‌كرده‌اند. 
ذرات كوچكتر از ۰٫۰۳۸ ميليمتر، ۴۲درصد كل باطله را تشكيل مي‌دهد كه از اين مقدار ۲۳درصد Cr2O3  مي‌باشد كه ۷۶درصد آن به صورت پراكنده است. در جهت بازيابي ذرات خيلي ريز از كرميت Karagedik فرايند جديدي شامل جدايش به روش مغناطيسي تروفلوتاسيون گسترش يافت و تحقيقات در سطح بايلوت پلنت در سال ۱۹۹۹ شروع شد. در اين طرح در محصول نهايي غلظت Cr2O3 بين ۴۸-۴۷ درصد مي‌باشد و بازيابي طرح بين ۶۰ تا ۶۵ درصد نيز مي‌باشد.

مقدمه
استفاده از متدهاي جدايش به روش ثقلي براي پرعياركردن كرم، اگر ساير ذرات كرم حدوداً كمتر از ۱ ميليمتر باشد، بنا به ساختمان مينرالوژيكي و ژنر ماده معدني تمايل دارند به صورت خرد درآيند، عموماً بعد از خردايش ميزهاي لرزان و اسپيرالها به عنوان تغليظ‌كننده بكار مي‌روند. بنابراين ذرات ريز كرميت (۰۳۸/۰ميليمتر) به قسمت باطله انتقال مي‌يابد.
توزيع ابعادي نمونه موجود بدست آمده از بخش باطله معدني Karagedik  در شكل a-1 آورده شده است. مقدار Cr2O3  فراكسيون ابعادي ۱/۰ ميليمتر ۳/۵۲درصد از كل و ۵۸/۱۹درصد Cr2O3  با توزيع ۶/۸۲درصد مي‌باشد. در جهت افزايش عيار ذرات فراكسيون ابعادي كمتر از ۱/۰ ميليمتر باطله با عيار ۲۰درصد Cr2O3 پايلوت پلنت Karagedik كه شامل دستگاه‌هاي جداكننده مغناطيسي شدت بالاي مرطوب و واحد فلوتاسيون ستوني مي‌باشد كه بوسيله بخش كانه‌آرائي دانشگاه صنعتي استانبول نصب و راه‌اندازي شد پايلوت پلنت Karagedik در شكل ۱ نشان داده شده است. 
  • بازدید : 145 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل مواردزیر است:

سنگ‌هاي آذرين بيروني هستند كه از ماگما‌هاي آندزيتي ( بازيك ) توليد مي‌شوند. ماگما‌هاي آندزيتي معمولاً از آتشفشان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هاي استراتوولكان به صورت گدازه با دماي بين نهصدتاهزاروصددرجه‌ي سانتيگراد خارج مي‌شوند و مي‌توانند منطقه‌اي در حدود چندين كيلومتر را بپوشانند. اين ماگماها مي‌توانند فوران‌هاي انفجاري بسيار قوي همراه با مقدار زيادي مواد پيروكلاستيك توليد نمايند. آندزيت‌ها سنگ‌هاي دانه‌ريز و تقريباً روشن مي‌باشند كه كاني‌ها اصلي سازنده‌ي آنها ( پلاژيوكلاز، پيروكسن، آمفيبول و بيوتيت ) در زمينه‌اي خاكستري رنگ تا سياه قرار گرفته است.

يك سنگ سخت و سياه و دانه ريز ولكانيكي با كمتر ازپنجاه و دو درصدسيليس(SiO2) است. بافت سنگ‌هاي بازالت مي‌تواند حفره‌دار و يا متراكم باشد. ماگماهاي سازنده اين سنگها به دليل  كم بودن ميزانSiO2 ،ويسكوزيته‌ كمي دارند. به همين دليل گدازه‌هاي بازالتي بر روي زمين مي‌توانند سطحي تا حدودبیست کیلومتر را  بپوشاند
 
بازالت
بازالت‌ها كه معادل بيروني گابرو به شمار مي‌روند فراوانترين سنگ آذرين بيروني در پوسته اقيانوس‌ها هستند در صورتي كه ماگماي بازالتي در زير آب فوران نمايند اشكال ويژه‌اي را كه به گدازه‌هاي بالشتي(Pillow lava) معروفند ايجاد مي‌‌كند. وجود اين اشكال در توالي‌هاي سنگي قديمي در شناسايي محيط‌هاي دريايي و آبي قديمي به زمين‌شناسان كمك فراواني مي‌كند.
 
گدازه های بالشتی
فراوانترين كاني‌هاي سازنده‌ي اين  عبارتند از، اليوين، پيروكسن و پلاژيوكلاز.  رنگ بازالت بر اساس ميزان و نوع كاني‌هاي موجود در سنگ بخصوص اليوين مي‌تواند از خاكستري روشن تا خاكستري تيره و سياه تغيير نمايد.
دماي گدازه‌هاي بازالتي معمولاً بين هزاروصد تا هزارودویست و پنجاه درجه‌ي سانتيگراد مي‌باشد.
در صورتي كه گدازه‌هاي بازالتي به سرعت سرد شوند يك نوع شيشه‌ بازالتي سياهرنگ مي‌سازد كه تاكي‌ليتtachylite ناميده مي‌شوند.
 
تاکیلیت
ديوريت
ديوريت يك سنگ حد واسط دانه درشت و ندرتاً نهانبلوراست كه رنگ آن معمولاً متمايل به سبز مي‌باشد
كاني‌هاي اصلي سازنده‌ي اين سنگ عبارتند از كوارتز، پلاژيوكلاز، فلدسپات، آمفيبول و بيوتيت. ديوريت از كلمه‌اي يوناني به همين شكل به معني تشخيص دادن گرفته شده است. اين سنگ در تزئين ساختمان‌ها و بناها كاربرد فراوان دارد.
 
گابرو
گابروها سنگ‌هاي آذرين دروني سخت، تيره، دانه درشت و بازيكي هستند كه درشتي بلور آنها بيانگر سردشدن آرام مواد مذاب در درون زمين است گاهي مي‌توان آثار جريان مواد مذاب را در اين سنگ مشاهده نمود.
گابرو فراوانترين و معمولي‌‌‌‌‌‌ ترين سنگ‌هاي پلوتونيك در پوسته‌ي اقيانوس‌ها و بعد از گرانيت‌ها، فراوان‌ترين سنگ‌هاي پلوتونيك در نواحي قاره‌اي محسوب مي‌شوند.
پيروكسن و پلاژيوكلاز دو كاني اصلي سازنده‌ي اين نوع سنگ به شمار ‌مي‌روند.
نام آن از كلمه‌اي ايتاليايي به همين شكل گرفته شده ‌است.
گرانيت ( سنگ خارا ):
فراوانترين و معمولي‌ترين سنگ پلوتونيك در نواحي قاره‌اي كه سازنده‌ي بزرگترين باتوليت‌هاي جهان محسوب ‌مي‌شوند.
با توجه به گرانيتي بودن پوسته‌ي قاره‌ها مي‌توان نتيجه گرفت كه اغلب اين سنگ‌هاي اسيدي از ذوب پوسته تشكيل شده‌اند. گرانيت‌ها سنگ‌هايي به رنگ روشن با كوارتز فراوان ( حداقل ۲۵% ) و دانه درشتند. طول بلور كاني‌هاي سازنده‌ي اين سنگ‌ها ممكن است به چندين سانتي‌متر نيز برسد وجود اين بلورهاي درشت تجزيه سنگ را تسهيل كرده و در اثر تجزيه فلدسپات، آنها به كائولن تبديل مي‌‌شود .
ساختار کائولن

كاني‌هاي اصلي سازنده‌ي آنها عبارتند از كواتز، فلدسپات، آمفيبول و بيوتيت.
كاني‌هاي آپاتيت، زيركن، تورمالين، توپازو ……. به صورت كاني‌هاي فرعي در گرانيت‌ها يافت مي‌گردند.
سختي‌ و مقاومت‌ گرانيت‌ سببب شده كه از آن به طور گسترده در تزئين ساختمان‌ها و سنگ‌فرش پياده‌رو‌ها و …. به عنوان سنگ نما استفاده گردد.
نام گرانيت از كلمه گرانوم Granum به معني دانه گرفته شده ‌است.

كيمبرليت Kimberlite
يك نوع سنگ آذرين تيره رنگ، فاقد فلدسپات و داراي كاني‌هاي كربناته و فلوگوپيت است.
اين سنگها به صورت برش‌هاي انفجاري پركننده‌ي دودكش‌ها و يا در برخي از دايك‌ها و سيل‌ها يافت مي‌گردند.
كيمبرليت در سطح زمين به آساني تجزيه شده و به صورت سنگي سست و به رنگ خاكستري مايل به آبي ديده مي‌شود.
در برخي نقاط جهان مانند آفريقاي جنوبي كيمبرليت‌ها منابع اقتصادي الماس به شمار مي‌رود.
 
ريوليت
يك سنگ آتشفشاني اسيدي به رنگ روشن با بيش ازشصت و هشت درصدSiO2 است كه معادل بيروني (آتشفشاني) سنگهاي گرانيتي محسوب مي‌شود و مانند آنها در مناطق قاره‌اي يافت مي‌گردد.
كاني‌هاي اصلي سازنده‌ اين سنگ‌ عبارتند از كوارتز، فلدسپات و بيوتيت كه قبل از فوران ماگما متبلور شده‌اند اغلب در زمينه‌اي شيشه قرار دارند و حكايت از انجماد سريع مواد پس از فوران دارد. ريوليت در فورانهايي با دماي بين هفتصد تا هشتصدوپنجاه درجه سانتي‌گراد ديده مي‌شود.

 
ریولیت

   سنگ شناسی  آذرین   
 
بافت Texture 
بافت سنگهاي آذرين به اندازه، شكل ،چگونگي قرار گرفتن و رابطه فيزيكي كانيهاي موجود در سنگ اشاره مي كند.
برخي سنگها از بلورهاي بسيار دانه درشت ساخته شده اند ، بلورهاي سازنده برخي ديگر بسيار ريز بوده و گروهي مخفي بلور و يا فاقد بلور مي باشند. 
به طور كلي سنگ‌هاي آذرين داراي يكي از بافت‌هاي درشت بلور،ريز بلورو يا شيشه‌اي هستند.
 
بافت پورفيري 
بافت پورفيري يكي از معمولي‌ترين و فراوانترين بافتهاي سنگهاي آتشفشاني است.
در اين سنگها بلورهاي درشت در يك زمينه‌‌ي ريزدانه و يا شيشه‌اي قرارگرفته‌اند. اين اختلاف اندازه‌‌ي بين بلورها و زمينه سنگ ناشي از تغيير شرايط تبلور ماگما است. بلورهاي درشت در اعماق زمين به آرامي شكل مي‌گيرندو در اثر خروج ناگهاني مواد مذاب و سردشدن سريع آن در سطح زمين، زمينه‌ دارند ريزبلور يا شيشه‌اي شكل مي‌گيرد.
اين بافت معمولاً در سنگهاي آتشفشاني، دايكها، سيلها، و يا توده‌هاي نفوذي كوچك ديده مي‌‌شود.
 
بافت درشت بلور
در اثر انجماد آرام مواد مذاب در اعماق زمين،بلورها فرصت كافي براي رشد پيدا مي كنند و گاهي طولشان به چندين سانتي متر نيز مي رسد. اين نوع بافت فاقد بخش شيشه‌اي و غير متبلور بوده و كاني‌هاي سازنده آن داراي شكل بلورشناسي مشخصي هستند. بافت‌هاي درشت بلور انواع مختلفي چون بافت دانه‌اي،بافت پگماتيتي ،بافت كروي و … دارند.
 
 بافت ريز بلور 
اين نوع بافت مخصوص سنگ‌هاي آذرين بيروني (آتشفشاني)،دايكها،سيلها و سطح خارجي توده‌هاي نفوذي است. در اين نوع بافت كه در اثر انجماد سريع ماگما پديد آمده است گاهي بلورهاي دانه ريز با چشم غير مسلح قابل تشخيص نمي‌باشند.
از انواع بافت ريز بلور مي‌توان به بافت دانه‌اي ريز بلور اشاره كرد كه مشخصات بافت دانه‌اي درشت بلور را در مقياس كوچكتر دارا مي‌باشد.
 
در اين نوع بافتها فضاي بين بلورها را شيشه و يا خميره‌اي با بلورهاي بسياردانه ريز پر نموده است.

بافت شيشه‌اي Hyaline
در اين نوع بافت تقريبا تمامي سنگ غير متبلور و شيشه‌اي است. اين بافت بيانگر سرد شدن بسيار سريع ماگما است و در ماگماهاي بازالتي بيشتر از ماگماهاي اسيدي و خنثي ديده مي‌شود.
شكل و ساخت توده‌های ماگمايی 

مواد آتشفشانی بر اساس انجماد در اعماق و يا سطح زمين اشكال متنوعی پديد می‌آورند.
توده‌های آذرين بيرونی عمدتاً مخروط آتشفشانی، گدازه‌ و مواد تخريبی يا آذرآواری را ايجاد می‌كنند.
 

توده‌های آذرين درونی نسبت به سنگ‌های اطراف خود (سنگ‌های درونگير) اشكال متفاوتی ايجاد می‌نمايند كه بر حسب وضعيت نسبت به لايه‌بندی سنگ‌های رسوبی و يا شيستوزيته (تورق) سنگ‌های دگرگونی مجاور خود به دو دسته‌ی توده‌های نفوذی هم‌شيب و دگرشيب يا متقاطع تقسيم می‌گردند.
 

باتوليت Batholithe 
Bothos به معنی عميق و lithos به معنی سنگ می باشد.
باتوليتها توده های آذرين نفوذی بسيار بزرگی هستند كه وسعتي بالغ بر ۱۰۰ كيلومتر مربع را اشغال می كنند.

با افزايش عمق، وسعت باتوليتها افزايش می يابد و در زير آنها مواد رسوبی ديده نمی شود.

 

حجم ماگمای سازنده اين توده ها به قدری زياد است كه انجماد كامل آن گاهی ميليونها سال به طول می انجامد . توده های كوچك باتوليت كه وسعتی كمتر از ۱۰۰ كيلومتر مربع داشته باشند،استوك خوانده می شوند.

دايك dike
توده‌های نفوذی لايه‌ای شكل كه طبقات در بر‌گيرنده‌ی خود را قطع می‌كنند و نسبت به آنها به صورت زاويه دار قرار می‌گيرند. ضخامت دايك بين چند سانتی‌متر تا چندين متر و طول آن ممكن است به دهها كيلومتر برسد. به دليل مقاوم‌تر بودن جنس اين توده‌ها نسبت به سنگ‌های اطرافشان، پس از فرسايش به صورت ديواره‌ای ديده می‌شوند. مدت انجماد كامل ماگما در دايك‌های سطحی به چند روز و در دايك‌های عميق به صدها سال می‌رسد.
 
لاكوليت

در اثر تزريق مواد به درون لايه‌های رسوبی اشكالی شبيه به عدسی پديد مي‌آيد به گونه‌ای كه سطح محدب آن به سمت بالا و سطح مسطح ان به سمت پايين قرار می‌گيرداين اشكال ر اكه با سنگ‌های درونگير خود هم شيب بوده و ممكن است قطرشان به چندين كيلومتر و ضخامتشان به يك كيلومتر برسد لاكوليت ناميده می‌شوند. لاكوليت‌ها نسبت طول به ضخامت آنها كمتر ازده بوده و طبقات رويی آنها معمولاً گنبدی شكل هستند.

 

لوپوليت lopolith

توده‌های نفوذی پياله مانندی كه به صورت هم‌شيب با طبقات درونگير خود ايجاد می‌شوند و سطح بالای آنها مقعر و سطح زيرينشان محدب است.
گاهی قطرلوپوليت‌ها به صد كيلومتر و ضخامت آنها به یک كيلومتر نيز می‌رسد.
  • بازدید : 131 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سنگ از نظر زمين‌شناسان به ماده‌ي سازنده‌ي پوسته‌ و بخش جامد سست‌كره‌ي زمين گفته مي‌شود. سنگ‌ها از يك يا چند كاني درست شده‌اند و از نظر چگونگي پديد آمدن در سه گروه سنگ‌هاي آذرين، سنگ‌هاي رسوبي و سنگ‌هاي دگرگوني جاي مي‌گيرند. سنگ‌هاي آذرين از سرد شدن گدازه‌ي آتش‌فشان‌ها به وجود مي‌آيند. سنگ‌هاي رسوبي پيامد فرسايش سنگ‌ها و انباشته شدن رسوب‌ها در درياها هستند. هنگامي كه سنگي در فشار و گرماي زياد قرار گيرد، سنگ دگرگوني پديد مي‌آيد. 
سنگ‌ها و كاني‌ها 
كره‌ي زمين از نظر ويژگي‌هاي فيزيكي ساختار لايه‌اي دارد. بخش مركزي آن جامد است، بيش‌تر از آهن و نيكل درست شده و هسته‌ي دروني ناميده مي‌شود. پيرامون هسته‌ي دروني را لايه‌ي مايعي از آهن و نيكل فراگرفته كه هسته‌ي بيروني نام دارد. پيرامون هسته‌ي بيروني را لايه‌اي به نام گوشته در بر مي‌گيرد كه خود از لايه‌ا‌ي جامد و سخت به نام گوشته‌ي زيرين و لايه‌اي نرم‌تر و خميري به نام سست‌كره درست شده است. پيرامون گوشته را لايه‌ي نازك و جامدي به نام پوسته فراگرفته كه بيش‌تر از سيليس، اكسيژن و آلومينيوم درست شده است. زمين‌شناسان به مواد طبيعي و بي ‌جان سازنده‌ي پوسته سنگ مي‌گويند و بيروني‌ترين لايه‌ي زمين را سنگ‌كره مي‌نامند. 
سنگ‌ها از يك يا چند كاني درست شده‌اند. كاني به موادي بي‌جان، جامد و بلوري گفته مي شود كه تركيب شيميايي به نسبت ثابتي دارند. بيش از ۳ هزار گونه كاني در طبيعت يافت شده است كه نزديك ۲۰ تا ۲۵ گونه از آن‌ها در ساختمان بسياري از سنگ‌ها وجود دارند. بيش‌تر سنگ‌ها از چند كاني درست شده‌اند، مانند گرانيت كه بخش زيادي از آن از سه كاني كوارتز، فلدسپات و بيوتيت است. هر گروه از سنگ‌ها نيز داراي كاني‌هاي مشخصي هستند كه در گروه سنگ‌هاي ديگر وجود ندارند يا بسيار اندك هستند. براي نمونه، كاني هاليت فقط در سنگ‌هاي رسوبي ديده مي ‌شود و در سنگ‌هاي آذرين يا دگرگوني ديده نمي ‌شود. كاني ولاستونيت نيز فقط در سنگ‌هاي دگرگوني يافت مي شود. با اين همه، برخي از كاني ‌ها، مانند كوارتز، ممكن است در هر گونه سنگي وجود داشته باشند. 


سنگ‌ها و كاني‌هاي آن‌ها 
گونه‌ي سنگ كاني‌هايي كه در آن يافت مي‌شود 
سنگ‌هاي آذرين ارتوز، پرتيت، ميكروكلين، پلاژيوكلاز، كوارتز، نفلين، 
لوسيت، هورنبلند، اوژيت، بيوتيت، مسكوويت، اليوين 
سنگ‌هاي رسوبي كاني‌هاي رسي، كلسيت، دولوميت، كوارتز، هاليت، سيلوين، 
ژيپس، انيدريت،گلوكونيت، اكسيدها(به‌ويژه آهن)،كربنات‌هاي ديگر 
سنگ‌هاي دگرگوني استروليت، كيانيت، آندالوزيت، سيليمانيت، گرونا، ولاستونيت، 
تروموليت، كلريت، گرافيت، تالك 
سنگ‌هاي آذرين 
هرچه بيش‌تر به ژرفاي زمين برويم، دما بالاتر مي ‌رود و در ژرفاي زياد به اندازه‌ي مي‌رسد كه براي ذوب‌ شدن سنگ‌ها كافي است. با اين همه، مواد دروني زمين به حالت مذاب نيستند و فشار زيادي كه از لايه‌هاي بالايي بر لايه‌هاي زيرين وارد مي‌شود، از ذوب شدن سنگ‌ها جلوگيري مي‌كند. اما در جاهايي از ژرفاي زمين كه به دليلي(براي نمونه، در پي جايه‌جايي ورقه‌هاي سنگ كره) از فشار كاسته مي‌شود يا سنگ‌هاي سطحي زمين به زير سطح فرو مي‌روند، سنگ‌ها ذوب مي‌شوند. هر جايي كه سنگ‌ها ذوب شوند، ماده‌ي مذاب، كه ماگما نام دارد، به سوي بالا راه پيدا مي‌‌كند و آرام آرام دماي آن كاهش مي‌يابد و سنگ‌هاي آذرين را پديد مي‌آورد. 
ماگما ممكن است به بخش‌هاي بالايي پوسته نفوذ كند يا از راه شكاف‌ها و سوراخ‌ها به سطح پوسته راه يابد. ماگمايي كه از سطح پوسته بيرون نمي‌زند به آهستگي و طي سال‌ها سرد مي‌شود و سنگ‌هاي آذرين دروني را مي‌سازد. به ماگمايي كه از دهانه‌ي آتش‌فشان بيرون مي‌آيد و به سطح زمين مي‌رسد، گدازه مي‌گويند. همه‌ي حجم گدازه‌اي كه به سطح زمين مي‌آيد، به حالت مذاب نيست و قطعه‌هاي ذوب نشده‌ي سنگ و كاني‌هاي بلوري را نيز در خود دارد. گدازه طي چند روز سرد مي‌شود و سنگ‌هاي آذرين بيروني را مي‌سازد. 
بررسي تركيب شيميايي سنگ‌هاي آذرين و گدازه‌ي آتش‌فشان‌هاي فعال نشان داده است كه ماگما يك تركيب سيليكاتي با اندكي اكسيدهاي فلزي، بخار آب و مواد گازي است. سنگ‌هاي آذرين را بر پايه‌ي درصد اين مواد در سه گروه گرانيتي(اسيدي)، بازالتي(بازي) و آندزيتي(ميانه) جاي مي‌دهند. سنگ‌هاي آذريني مانند ريوليت و داسيت را كه محتواي سيليس آن‌ها بالاست، يعني بيش از ۶۳ درصد ۲ SiO دارند، از گروه سنگ‌هاي آذرين اسيدي به شمار مي‌آورند. سنگ‌هاي آذريني مانند آندزيت كه بين ۵۲ تا ۶۳ درصد ۲ SiO دارند، از سنگ‌هاي آذرين ميانه و سنگ‌هايي مانند بازالت و گابرو را كه محتواي سيليسي كم‌تري دارند، از سنگ‌هاي آذرين بازي هستند. برخي از سنگ‌هاي آذرين، مانند پريدوتيت، را كه محتواي سيليسي آن‌ها بسيار پايين است، فرابازي مي ‌دانند. 
بافت سنگ‌هاي آذرين 
زمين‌شناسان در بررسي‌هاي صحرايي، كه ابزارهاي پيچيده‌ي آزمايشگاهي در دسترس نيست، از اندازه و آرايش بلورهاي سنگ، كه بافت سنگ نام دارد، براي توصيف سنگ‌ها بهره مي‌گيرند. اصطلاح بافت سنگ هنگام بررسي سنگ زير ميكروسكوپ نيز به كار مي ‌رود. بافت سنگ آذرين علاوه بر اين كه آن را از سنگ‌ها ديگر جدا مي‌كند، ما را از دروني بودن يا بيروني بودن آن و حتي ژرفايي كه سنگ در آن‌جا از ماگما پديد آمده است، آگاه مي‌سازد. 
۱٫ بافت نهان‌بلورين. بلورها را نمي‌توان با چشم غيرمسلح ديد. اگر بلورها به اندازه‌اي كوچك باشند كه فقط با ميكروسكوپ‌ پولاريزان ديده شوند، اصطلاح ميكروكريستالين و اگر فقط با ميكروسكوپ الكتروني يا پرتوهاي ايكس شناسايي شوند، اصطلاح كريپتوكريستالين را به كار مي‌برند. 
۲٫ بافت آشكاربلورين. بلورها درشت و از ۲ تا ۵ ميلي ‌متر هستند. اين بافت زماني پديد مي‌آيد كه ماگما به آهستگي درون زمين سرد شود. 
۳٫ بافت پگماتيتي. گونه‌اي از بافت آشكاربلورين است كه اندازه‌ي بلورهاي آن بزرگ‌تر از ۵ سانتي‌متر و حتي چند متر است. 
۴٫ بافت پرفيري. گونه‌اي از بافت آشكاربلورين است كه داراي بلورهاي درشت در زمينه‌اي از بلورهاي ريز است. اين بافت نتيجه‌ي سرد شدن آهسته زير سطح زمين و آمدن ناگهاني ماگما به سطح زمين است كه نخست با پديدآمدن بلورهاي درشت و سپس با بلورهاي ريز همراهي مي‌شود. 
۵٫ بافت سوراخ‌دار. در پي سرد شدن تند گدازه‌اي كه گاز فراوان در خود دارد، بر سطح زمين پديد مي‌آيد. سنگ‌پا نمونه‌اي از اين بافت است. 
۶٫ بافت شيشيه‌اي. در برخي فوران‌هاي آتش‌فشاني، گدازه به درون آب ريخته مي‌شود و بسيار تند سرد مي‌شود. اين گونه سنگ‌ها بلور ندارند و بافتي مانند شيشه دارند. 
۷٫ بافت آذرآواري. هنگامي كه گدازه به صورت ذره‌هاي خاكستر به هوا پرتاب مي‌شود و آن ذره‌ها به صورت لايه‌اي ته‌نشين مي‌شوند، سنگ‌هايي را مي‌سازند كه ذره‌هاي سازنده‌ي آن‌ها آذرين، ولي ته‌نشيني آن‌ها شبيه سنگ‌هاي رسوبي است. 
۸٫ بافت آگلومرا. اگر اندازه‌ي ذره‌هاي پرتابي از دهانه‌ي آتش‌فشان بزرگ باشد، پس از ته‌نشين شدن به يكديگر جوش مي‌خورند و سنگ يكپارچه‌اي را مي‌سازند كه آگلومرا ناميده مي‌شود. 
خانواده‌هاي سنگ‌هاي آذرين 
سنگ‌هاي آذرين را بر پايه‌ي بافت، درصد سيليس، رنگ، چگالي، تركيب شيميايي و در نظر داشتن ويژگي‌هاي ديگر، طبقه‌بندي مي‌كنند. 
۱٫ خانواده‌ي گرانيت- ريوليت. گرانيت از شناخته‌شده‌ترين سنگ‌هاي آذرين دروني است كه فراواني و زيبايي آن پس از صيقل يافتن، باعث شده است كه در معماري مورد توجه باشد. نام اين سنگ از واژه‌ي لاتين گرانوم به معناي دانه‌ي گندم گرفته شده است، زيرا بيش‌تر كاني‌هاي آن به اندازه‌ي دانه‌ي گندم است. بافت‌ آن از نوع آشكاربلورين است و بيش‌تر از فلدسپات پتاسيم‌دار، پلاژيوكلاز سديم‌دار و كوارتز درست شده است. كاني‌هاي بيوتيت، آمفيبول، هورنبلند و گاهي ميكاي سفيد نيز در ساختمان آن ديده مي‌شود.گرانيت‌ها به رنگ‌هاي سفيد، خاكستري و صورتي ديده مي‌شوند كه برخاسته از نوع فلدسپات آن‌هاست. 
ريوليت از نظر نوع كاني‌ها با گرانيت تفاوت زيادي ندارد و در واقع گرانيتي است كه بيرون از پوسته‌ي زمين پديد مي‌آيد. ريوليت‌ها رنگ روشني دارند و چون جهت‌يافتگي ماده‌ي مذاب را به آساني مي‌توان در آن‌ها شناسايي كرد، به اين نام خوانده مي‌شوند( ريوليت به معناي جريان يافته است.) در اين خانواده سنگ‌هايي با بافت شيشه‌اي نيز وجود دارد كه ابسيدين شناخته‌شده‌ترين آن‌هاست. اين سنگ تيره‌رنگ است و تيرگي آن به اين علت است كه هيچ گونه بلوري در آن وجود ندارد. به سنگ‌هاي بيروني با بافت سوراخ‌دار اين خانواده، پونس، پاميس يا سنگ‌پا مي ‌گويند. توجه داشته باشيد كه سنگ‌پا ممكن است در خانواده‌هاي ديگر نيز وجود داشته باشد. 
۲٫ خانواده‌ي گرانوديوريت- داسيت. گرانوديوريت يكي از فراوان‌ترين سنگ‌هاي آذرين دروني است كه از نظر كاني ‌شناسي، در ميانه‌ي سنگ‌هاي گرانيتي و ديوريتي جاي مي‌گيرد. زيرا درصد كوارتز آن اندكي از گرانيت كم‌تر ولي از ديوريت اندكي بيش‌تر است. داسيت همانند بيروني گرانوديوريت است. اين سنگ در ايران فراوان است و بيش‌تر به رنگ روشن ديده مي شود. 
۳٫ خانواده‌ي ديوريت- آندزيت. ديوريت‌ها سنگ‌هايي هستند كه بيش‌تر از فلدسپات‌ پلاژيوكلاز سرشار از كلسيم درست شده‌اند. اين سنگ‌ها اغلب كوارتز ندارند، اما گاهي اندكي كوارتز و فلدسپات پتاسيم‌دار نيز در ساختمان آن‌ها ديده مي‌شود.كاني‌هاي تيره‌رنگ ديوريت‌ها اغلب آمفيبول، پيروكسن و بيوتيت است. آندزيت همانند بيروني ديوريت است كه به رنگ خاكستري تيره ديده مي‌شود به صورت سنگ‌پا و آذرآواري نيز وجود دارد. 
۴٫ خانواده‌ي گابرو- بازالت. گابروها سنگ‌هاي تيره با چگالي به نسبت بالا هستند كه بيش‌تر از پيروكسن و پلاژيوكلاز كلسيم‌دار درست شده‌اند. البته، ممكن است اندكي اليوين نيز در آن‌ها ديده شود. بازالت همانند بيروني گابرو است. بازالت و گابرو ۷۵ درصد سنگ‌هاي آذرين پوسته‌ي زمين را مي‌سازند. بازالت سوراخ‌دار را اسكوري مي‌گويند كه شبيه سنگ‌پاست. بازالت شيشه‌اي نيز وجود دارد كه به آن‌ها تاكي‌ليت مي‌گويند. در پيرامون آتش‌فشان خاموش دماوند، به‌ويژه در كناره‌ي جاده‌ي هراز، مي‌توان گونه‌هاي اسكوري، پرفيري و آگلومراي بازالتي را پيدا كرد. 
۵٫ خانواده‌ي پريدوتيت. پريدوتيت سنگي بسيار بازي است كه بيش‌تر از كاني‌هاي آهن و منيزيم‌دار درست شده است.پريدوتيت‌ها چگالي بالايي دارند و رنگ آن‌ها تيره است. اليوين فراوان‌ترين كاني پريدوتيت‌هاست، اما ممكن است اندكي پيروكسن و حتي آمفيبول نيز در آن‌ها ديده شود. پريدوتيت‌ها سرشار از اليوين را دونيت گويند و پريدوتيت‌هاي سرشار از پيروكسن را پيروكسنيت مي‌نامند. در صورتي كه هم اليوين و هم پيروكسن را داشته باشند، لرزوليت خوانده مي‌شوند. لمبورژيت، كه بسيار كمياب است و از بلورهاي ريز اوژيت(نوعي پيروكسن) و اليوين آهن‌دار درست شده است، همانند بيروني پريدوتيت‌هاست و به رنگ قرمز قهوه‌اي ديده مي ‌شود. كيمبرليت را نيز همانند بيروني آن‌ها مي‌دانند كه سرشار از اليوين است و بلورهاي ريز و اندكي گرونا(كاني دگرگوني) و الماس دارد. 
سنگ‌هاي رسوبي 
چهره‌ي زمين همواره در حال دگرگوني است و عامل‌هايي مانند نيروي گرانش، آب‌هاي جاري، موج‌هاي دريا، باد، يخچال‌ها و حتي انسان، همراه با كنش‌هاي شيميايي موادي مانند آب، اكسيژن، دي‌اكسيد كربن، اسيدها و مواد ديگر، باعث از هم‌پاشي ساختمان سنگ‌ها و خرد شدن آن‌ها مي ‌شوند. خرده‌سنگ‌ها همراه با مواد محلول به جاهاي پستي مانند درياها، درياچه‌ها، كنار رودخانه‌ها، غارها و جاهاي ديگر مي‌روند و در آن‌جا ته‌نشين مي‌شوند. مواد ته‌نشين شده، كه رسوب ناميده مي‌شوند، در اثرعامل‌هاي گوناگوني، مانند فشار و گرما، به هم پيوسته مي شوند و سنگ‌هاي سخت و يكپارچه‌اي را مي‌سازند كه به آن‌ها سنگ‌هاي رسوبي مي‌گويند. 
سنگ‌هاي رسوبي به علت لايه‌لايه بودن و نيز داشتن برجاي ‌مانده‌هايي از جانداران گذشته، به زمين‌شناسان كمك مي‌كنند تاريخ گذشته‌ي زمين را بازسازي كنند. سنگ‌هاي رسوبي در مقايسه با سنگ‌هاي آذرين و دگرگوني بخش كم‌تري از پوسته‌ي زمين را مي ‌سازند، اما چون در سطح زمين ساخته مي ‌شوند، بخش زيادي از سطح قاره‌ها را پوشانده‌اند. اين سنگ‌ها جاي انباشته شدن و جابه‌جايي آب‌هاي زيرزميني هستند و به دليل اندوخته‌هاي زغال‌سنگ، نفت و گاز، نمك، كاني‌هاي آهن‌دار و ديگر كاني‌هايي كه در صنعت ارزش دارند، بسيار مورد توجه هستند. 

عتیقه زیرخاکی گنج