خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 128 views
  • بدون نظر

این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

منگنز يكي از مهمترين فلزات براي فروآلياژها بحساب مي آيد. منگنز نه تنها براي ساخت فولادهاي با منگنز بالا ضروري مي باشد. بلكه اغلب يك فلز بدون جانشين و لازمه براي ساختن تمام فولادهاي كربن دار است. براي توليد هر تن فولاد مقدار ۱۳ تا ۲۰ پوند منگنز نياز مي باشد. حدود ۹۵ درصد منگنز توليد شده در صنعت متالورژي بكار مي رود.
و مقدار كمي از آن براي ساخت ديگر آلياژها مانند بعضي از برنزها استفاده مي گردد.
مهمترين و اصلي ترين هدف كاربرد منگنز در ساخت فولاد، اكسيژن و گوگردزدائي از آن مي باشد. زيرا منگنز همانند يك فيلتر عمل مي كند بطوريكه محصول نهائي بصورت فلز بي عيب و سالم بدست مي آيد.
از كانسنگي كه شامل حداقل عيار ۴۶ درصد منگنز است مي توان فرومنگنز با عيار ۸۰ درصد منگنز و ۱۵ تا ۱۸ درصد آهن توليد نمود. همچنين منگنز در ساخت آلياژ اشپيلايزن (۲۰ درصد منگنز، مابقي آهن) نقش اساسي را ايفاء مي كند. 
كانسنگ منگنز با خلوص زياد به جهت ساخت باطري هاي خشك و ديگر صنايع از جمله شيشه سازي، رنگسازي، رنگ دانه ها، رنگرزي و كودها استفاده مي شود. 
منگنز در صنعت فولاد به جهت سفتي و استحكام دادن به محصولات آن از جمله ورقه هاي فولادي، آرماتورها، چرخهاي ماشين، سوزنهاي راه آهن، صندوقهاي نسوز، سنگ شكن ها، دستگاههاي برش و آسياب، ماشين ابزار، چرخ دنده ها، اسكلت فلزي، پلهاي فلزي و خيلي موارد ديگر كاربرد دارد. 
۲-كاني شناسي منگنز (۲ و ۱) 
منگنز در بسياري از كانيهاي موجود در پوسته زمين وجود دارد و تاكنون بيش از ۳۰۰ كاني حاوي منگنز شناخته شده است، اما تعداد كانيهاي منگنزدار كه داراي ارزش اقتصادي مي باشد كمتر از ۱۲ كاني است. جدول شماره ۱ تركيب شيميايي Mn موجود در برخي از كاني هاي مهم منگنز را نشان مي دهد.
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:
در این فایل به توضیحات چند سنگ قیمتی وگرانبها پرداخته شده از قبیل الماس-فیروزه-کانی-و…در ادامه برای آشنایی بیشتر شما یک نمونه از این سنگها را بررسی می کنیم:
الماس از کربن خالص تشکیل شده و سیستم تبلور آن کوبیک است. وزن مخصوص الماس ۳٫۵ ضریب شکست آن ۲٫۴۲ و سختی آن در مقیاس موس ، مساوی ۱۰ است. الماس به رنگهای مختلف پیدا می‌شود. الماس با سنگهای کیمبرلیتی که از اعماق زیاد منشا گرفته‌اند، همراه است. در رسوبات رودخانه‌ای به صورت پلاسر یافت می‌شود. بیشترین بخش الماس جهان امروه از معادن الماس واقع در کشورهای آفریقایی استخراج می‌گردد.
شاید به زودى تصور متداول درباره الماسها به کلى دگرگون شود. الماسهایى که بخاطر زیبایى ، کمیاب بودن و زمان طولانى تولیدشان ارزش فوق العاده‌اى داشتند، امروزه در آزمایشگاه و در مدت زمانى حدود یک ساعت بوجود مى‌آیند. اینکه این دگرگونى چه تأثیرى در صنعت جواهرسازى یا قیمت الماسهاى طبیعى در بازار خواهد داشت هنوز در پرده‌اى از ابهام است. اما درباره نقش این الماسهاى آزمایشگاهى در تکنولوژى ، شایعه‌هایى برخاسته از مجامع علمى به گوش مى‌رسد. 
بیشتر از هشتاد درصد از الماسهاى معدنى طبیعى به مصارف صنعتى از قبیل ابزارهاى برش یا مواد ساینده براى تراشکارى و پرداخت دیگر سنگهاى قیمتى ، فلزات ، گرانیت و شیشه مى‌رسند. استفاده از الماس به عنوان نیم رسانا نیز نیازمند شرایط ویژه‌اى مثل بالاترین درجه خلوص ، بهترین بلورینگى و تعیین اتمها به لحاظ الکتریکى فعال براى ایجاد گذرگاه الکتریکى در وسیله مورد نظر است.

اما تمامى الماسهاى طبیعى بخاطر نقصها ، ناخالصیها و ساختار ضعیفشان براى مصارف الکترونیکى نامناسبند. حتى با اینکه الماسهاى مصنوعى و طبیعى داراى کیفیت جواهرى بسیار ارزشمند هستند، اما ممکن است بخاطر رگه‌هاى ناچیز ناخالصیها براى استفاده به عنوان نیم رسانا مناسب نباشند. در واقع تنها خالصترین این سنگها در کاربردهاى الکترونیکى پرقدرت از سلفونها گرفته تا کامپیوترهاى شخصى و خطوط ارتباطاتى قابل استفاده‌اند. 
دورنماى الماس 
میزان ذخیره الماس جهان در سال ۱۹۷۹ بدین شرح می‌باشد. زئیر ۱۲۰ ، شوروی (سابق) ۲۵۰ ، آفریقای جنوبی ۷۲ ، بوستوانا ۶۰ ، نامیبیا ۱۵ ، آنگولا ۲۰ ، سیرالئون ۶ و لسوتو ۵ میلیون قیراط ذخیره دارند. همچنین میزان الماس تولیدی جهان در سال ۱۹۷۹ بدین شرح می‌باشد: زئیر ۱۱۱۶۰ ، شوروی (سابق) ۱۰۷۰۰ ، آفریقای جنوبی ۷۶۴۰ ، بوتسوانا ۳۳۴۰ ، نامیبیا ۱۹۵۰ ، عتا ۱۵۰۰ ، آنگولا ۷۵۰ ، ونزوئلا ۷۵۰ و سیرالئون با ۷۱۰ قیراط بیشترین تولید الماس جهان را به خود اختصاص داده‌اند. 
تولید الماس 
الماس بطور طبیعى تحت فشارهاى زیاد اعماق زمین و در زمانى طولانى شکل مى‌گیرد. اما در آزمایشگاه مى‌توان به کمک دو فرآیند مجزا در زمانى بسیار کوتاهتر الماس تولید کرد. فرآیند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقلیدى است از فرآیند طبیعى شکل گیرى الماس در حالى که فرآیند رسوب گیرى بخار شیمیایى (CVD) دقیقاً خلاف آن عمل مى‌کند. در واقع CVD بجاى وارد کردن فشار به کربن براى تولید الماس با آزاد گذاشتن اتمهاى کربن به آنها اجازه مى‌دهد با ملحق شدن به یکدیگر به شکل الماس در آیند.

این دو تکنیک براى اولین بار در دهه ۱۹۵۰ کشف شدند. به گفته باتلر که هفده سال روى تولید الماس با استفاده از تکنیک CVD کار کرده است «از آنجا که پیشگامان تولید الماس بدون فشار بالا در دهه ۱۹۵۰ با تمسخر سایرین از میدان به در شدند. تکنولوژى CVD هنوز دوران کودکى‌اش را سپرى مى‌کند.» هر دو فرآیند قادرند با سرعتى خیره کننده الماسهایى با کیفیت جواهر تولید کنند، اما در نهایت این فرآیند CVD است که بخاطر کنترل ساده ناخالصى و اندازه محصول براى تکنولوژیهاى الکترونیکى مناسب‌ترین خواهد بود.

فرآیند CVD با قرار دادن ذره بسیار کوچکى از الماس در خلأ آغاز مى‌شود. سپس گازهاى هیدروژن و متان به محفظه خلأ جریان مى‌یابند. در ادامه پلاسماى تشکیل شده باعث شکافته شدن هیدروژن به هیدروژن اتمى مى‌شود که با متان واکنش مى‌دهد تا رادیکال متیل و اتمهاى هیدروژن بوجود آیند. رادیکال متیل نیز به ذره الماس مى‌چسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تکنیک CVD ، فرآیندى خطى است، بنابراین تنها عوامل محدودکننده اندازه محصول در این روش بزرگى ذره ابتدایى و زمان قرار دادن آن در دستگاه است.

به گفته دیوید هلیر (D. Hellier) ، رئیس بخش بازاریابى کمپانى ژمسیس ، «فرآیند HP HT نیز با ذره کوچکى از الماس آغاز مى‌شود. هر ذره الماس در محفظه‌هاى رشدى به اندازه یک ماشین لباسشویى ، تحت دما و فشار بسیار بالا درون محلولى از گرانیت و کاتالیزورى فلزى غوطه‌ور مى‌شود. در ادامه تحت شرایط کاملاً کنترل شده‌اى این الماس کوچک به تقلید از فرآیند طبیعى ، مولکول به مولکول و لایه به لایه شروع به رشد مى‌کند.»

گر چه جنرال الکتریک در تولید الماسها به این روش پیشگام است و الماسهاى ساخته شده با تکنیک HP HT را براى مصارف صنعتى به بازار عرضه مى‌کرد اما تا پیش از آنکه کمپانى ژمسیس با ساده سازى این فرآیند امکان تولید نمونه‌هایى با کیفیت جواهر را فراهم کند، هرگز آن الماسها به عنوان سنگهاى قیمتى به فروش نرسیده بودند. 

در واقع الماسهاى زینتى مصنوعى بخش کوچک و در عین حال پر سودى از صنعت الماس را تشکیل مى‌دهند. این الماسهاى رنگى که در مقایسه با همتاهاى بى‌رنگ شان فوق العاده کمیاب و در نتیجه بسیار گرانبها ترند با توجه به نوع ناخالصیها در رنگهاى گوناگون از قرمز و صورتى گرفته تا آبى ، سبز و حتى زرد روشن و نارنجى تولید مى‌شوند. در واقع این الماسها مى‌توانند چنان کیفیت بالایى داشته باشند که حتى ماشینهاى ساخته شده براى تشخیص سنگهاى مصنوعى از طبیعى در تفکیکشان از یکدیگر دچار مشکل شوند، همانطور که امروزه برخى از بزرگترین الماس فروشان در صنعت نیز به زحمت از پس آن بر مى‌آیند.

شباهت فوق العاده نمونه هاى مصنوعى و طبیعى باعث شده است تا تاجران الماس براى تشخیص الماسهاى رنگى مصنوعى از سنگهاى طبیعى دست به دامن آزمایشگاههاى الماس بلژیک و دیگر نقاطى شوند که بطور سنتى عهده دار تجزیه و تحلیل و تأیید الماسها از نظر بزرگى قیراط ، رنگ و شفافیت هستند. 
تشخیص الماسهای مصنوعی 
آزمایشگاه آنتورپ و چند تایى دیگر در سراسر جهان براى تشخیص الماسهاى مصنوعى بطور عمده از دو نوع دستگاه استفاده مى‌کنند. در دستگاه نوع اول با تابش نور به الماس مشخصات طیفى نور جذب یا ساطع شده تجزیه و تحلیل مى‌شود. اگر نشانه‌هایى از الماس مصنوعى مشاهده شد، آزمایشگاه دستگاه دوم را بکار مى‌گیرد که این دستگاه براى آشکار ساختن ساختار درونى کریستال از نور فرابنفش استفاده مى‌کند. این دستگاهها نقصهاى موجود در الماس را حتى در مقیاس میکروسکوپى یا اتمى نیز بررسى مى‌کنند.

در واقع الماسها نیز درست مثل درختان داراى حلقه‌هاى رشدى در اطراف هسته درونى هستند. الماسهایى که در آزمایشگاه تولید یا براى تغییر رنگ دستکارى شده باشند، ساختار رشد متفاوتى از خود نشان مى‌دهند. بنابراین با اینکه آزمایشگاهها با استفاده از این دستگاهها قادر به تشخیص الماسهاى مصنوعى از طبیعى هستند اما نگرانى عمده در صنعت الماس جایى است که افراد بدون این دستگاهها توانایى تشخیص سنگهاى مصنوعى را نخواهند داشت. 
الماس مصنوعی 
این نوع الماس برای نخستین بار توسط گروهی از دانشمندان سوئدی در سال ۱۹۵۳ساخته شده است. جنرال الکتریک در سال ۱۹۵۴ برای اولین مرتبه با استفاده از گرافیت در فشار ۵۰ تا ۶۰ کیلو بار و دمای ۱۵۰۰ درجه سانتیگراد توانست الماس مصنوعی بسازد. 
در روش جدید که توسط ژاپنیها ابداع گردیده ، بخار کربن بر روی یک صفحه سرد جمع می‌شود، ابتدا CH4 و H2 در میکروویو در دمای بیش از ۲۰۰۰ درجه سانتیگراد حرارت داده می‌شود و بخار کربن بر روی یک صفحه سرد متمرکز می‌شود. 
موارد مصرف الماس 
الماس دارای مصارف صنعتی و زینتی است. گر چه الماس را بیشتر به عنوان زینت بخش می‌شناسند، ولی بیش از ۸۰ درصد آن به مصارف صنعتی می‌رسد. میزان الماس مصرفی در صنعت از ۷۴ درصد در سال ۱۹۳۴ به ۸۹ درصد در سال ۱۹۷۹ فزونی گرفته است. مصارف عمده الماس در صنعت جهت برش مواد بسیار سخت نظیر فولادهای آلیاژی و کاربید تنگستن ، ساییدن ، اره کردن سنگ و بتون و حفاریها بکار می‌رود. 
تقسیم بندی الماسها بر اساس مصارف صنعتی 
الماسها بر اساس مصارف صنعتی آنها به چهار گونه تقسیم می‌شوند:

۱٫ الماس صنعتی که به علت شکل و رنگ آن ، مصرف زینتی ندارد. 
۲٫ الماس بورت که قطعه‌های کوچک و شکل نامناسب دارد. 
۳٫ الماس کاربونادو که مخلوطی از الماس ، گرافیت و کربن بی‌شکل (آمورف) است. 
۴٫ الماس بالاس

۱۲٫۵ درصد الماس تولیدی جهان به مصرف ساخت مته‌های حفاری و چاله زنی می‌سرد. ۲٫۵ درصد دیگر هم از الماس تولیدی در ساختن ماشینهای برش و پولیش و ۷۵ درصد دیگر به صورت پودر و یا مواد ساینده به مصرف می‌رسد. مصارف صنعتی الماس به اختصار شامل ، مته‌های الماسی ، مواد ساینده‌ها ، اره‌های الماسی ، لوازم دندانپزشکی و جراحی و دستگاههای برشی و پولیش می‌گردد. 
الماس در صنعت الکترونیک 
به گفته جیمز باتلر (J.Butler)، یکى از شیمیدانان محقق در آزمایشگاه تحقیقات نیروى دریایى ایالات متحده ، به لحاظ تاریخى سه مشکل عمده سر راه استفاده از الماسهاى طبیعى در کاربردهاى الکترونیکى وجود داشته است. الماسهاى طبیعى همیشه به شکل بازدارنده‌اى براى استفاده همه جانبه گران بوده‌اند و یافتن سنگهاى بزرگ با خلوص کافى نیز بسیار دشوار است. علاوه بر این هیچ دو سنگى دقیقاً شبیه هم نیستند و خواص منحصر به فرد در هر یک مى‌تواند مشکلاتى را در مدارهاى الکترونیکى به بار آورد. آخرین مشکل در استفاده از الماس براى کاربردهاى الکترونیکى و کامپیوترى نیز نیاز به دو نوع الماس یعنى سنگهاى نوع n و p براى هدایت الکترونیکى بوده است.
  • بازدید : 124 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق حفاری زیر زمینی-دانلود رایگان مقاله حفاری زیر زمینی-دانلود رایگان پایان نامه حفاری زیر زمینی-مقاله حفاری زیر زمینی

این فایل در ۱۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
هدفهاي اصلي اكتشافات زمين‌شناسي
۱ـ تعيين شرايط اوليه تشكيل و وضعيت واقعي سنگها، شرايط فيزيكومكانيكي آنها در محدوده حفريات و فاصله بين حفريات تا سطح زمين
۲ـ تعيين شرايط سطحي زمين از نقطه‌نظر آبهاي سطحي، زهكشي‌هاي طبيعي، قناتها، چشمه و رودخانه‌ها
۳ـ جمع‌آوري اطلاعات مربوط به گازدهي، حرارت و آب در زيرزمين
۴ـ تعيين مشخصات زمين ساختي، تنشها و اثرات آنها روي دامنه فشارها در محدوده حفريات زيرزميني

مـراحـل اكتشـافي زمين‌شناسي از ديدگاه حفر و احداث حفريات زيرزميني
اقدامات اكتشافي از ديدگاه احداث حفريات زيرزميني شامل سه مرحله زير است:
الف ـ تحقيقات و اكتشافات مربوط به مشخصات عمومي طرح قبل از شروع طراحي
۱ـ الف ـ بررسي كلي منطقه از ديدگاه تاريخي و آمارهاي موجود، سنگ‌شناسي چينه‌شناسي و محيط زيست
۲ـ الف ـ بررسي عكس‌هاي هوائي، وضعيت گياهان منطقه، مشخصات بارز شيميائي سنگها و كشف شرايط اوليه تشكيل آنها (آذرين يا رسوبي)، مطالعه گسل‌ها و چين‌خوردگي‌ها
۳ـ الف ـ مطالعات آب‌شناسي، وضعيت رودخانه‌ها، سيل‌ها، تعيين PH آب، تعيين مشخصات حرارتي و شيميائي و املاح موجود در آبهاي سطحي براي تشخيص طبيعت سنگها و جنس زمين
۴ـ الف ـ مطالعات ژئوشيمي براي تعيين مشخصات شيميائي سنگها و خاكهاي سطحي
۵ـ الف ـ تعيين مشخصات ژئوفيزيكي با روشهاي مقاومت الكتريكي، لرزه‌نگاري و غيره و مقايسه آنها با نمونه‌هاي حاصل از گمانه‌هاي اكتشافي
۶ـ الف ـ مطالعات دقيق درزه‌ها، گسيختگي‌ها و تهيه نقشه‌هاي مربوطه
ب ـ تحقيقات دقيق ژئوتكنيكي (زيرزميني) بموازات طراحي و قبل از شروع عمليات احداث
۱ـ ب ـ جمع‌اوري اطلاعات مسلم از شرايط فيزيكي و شيميائي سنگهاي دربرگيرنده حفريات، هوازدگي، وزن مخصوص و مقاومت آنها
۲ـ ب ـ جمع‌اوري اطلاعات در مورد استقرار و شيب لايه‌ها، چين‌خوردگي‌ها، گسل‌ها، سطوح لايه‌بندي و درزه‌ها
۳ ـ ب ـ جمع‌اوري اطلاعات مربوط به: مقدار، كيفيت، خواص شيميائي و عمق آبهاي زيرزميني
۴ ـ ب ـ جمع‌اوري اطلاعات مربوط ب: مقدار، كيفيت و خواص شيميائي گازها و افزايش درجه حرارت زمين نسبت به عمق
ج ـ تحقيقات تكميلي در زمان عمليات احداث حفريات
تحقيقات تكميلي زير نه تنها براي كنترل اطلاعات داده شده توسط طراحان كه براي اطمينان از درستي روش اجرائي انتخاب شده و در صورت لزوم اصلاح و تغيير روشها بايستي صورت گيرد.
نمونه اين تحقيقات تكميلي در زمان احداث حفريات زيرزميني عبارتند از:
۱ـ ج ـ حفر پيش تونلها و نمونه‌گيري از سنگهاي جلوتر از سينه‌كار و مطالعه ساير شرايط زمين محل طرح
۲ ـ ج ـ تجزيه شيميائي آبها و گازها
۳ـ ج ـ اندازه‌گيري تنش‌ها و تقارب مقاطع

نتيجه‌گيري
احداث سازه‌هاي زيرزميني، در جهت دستيابي بهر هدف و يا در مسير حل هر مشكلي كه باشد، نسبت به احداث سازه‌اي مشابه در روي زمين بسيار پيچيده‌تر و مشكل‌تر و در نهايت بسيار گرانتر و پرهزينه‌تر خواهد بود
اجراي اينگونه طرحها، حتي با بكارگيري بهترين امكانات و توجه به كليه مقررات ايمني، نسبت به سازه‌هاي روي زمين، با خطرات جاني و مالي بيشتري روبرو مي‌باشد با توجه به اين حقايق است كه تهيه طرح توسط مهندسين مشاور، كه بر پايه مطالعات مقدماتي و تفصيلي زمين‌شناسي صورت پذيرفته باشد از الزامات و ضروريات هر پروژه زيرزميني است.
بدين ترتيب مشاور انتخابي براي طراحي سازه‌هاي زيرزميني بايد داراي توانائيهاي لازم جهت انجام دقيق اكتشافات و مطالعات موردنياز بوده و قدرت تحليل و طبقه‌بندي اطلاعات و كاربرد آنها را در طراحي صحيح پروژه داشته باشد و با كليه دستورالعمل‌هاي بين‌المللي اجرائي و روشهاي مدرن حفاري آشنا باشد.
بررسي نيروهاي وارده بر فضاهاي زيرزميني
۱ـ تنش در پوسته زمين
وضعيت تنش در پوسته زمين، براي زمان و مكان معين، نتيجه تأثير نيروهايي با خصوصيات و فشارهاي گوناگون مي‌باشد. معمولاً قبل از شروع هر كار مهندسي در ساختارهاي زميني سعي مي‌شود وضعيت تنش را بدست آورد. وضعيت تنش زمين در حالت بكر پس از انجام عمليات حفاري و ايجاد ساختار دچار دگرگوني شده است و توزيع جديدي از تنش در سنگ‌ها و محدوده آن به وجود مي‌آيد.
تنش‌هاي مؤثر بر هر نقطه از پوسته زمين را مي‌توان ناشي از فشاهاي زير دانست.
۱ـ تنش‌هاي ثقلي: اين تنش‌ها بر اثر وزن طبقات فوقاني ايجاد مي‌شود. به واسطه محصور بودن سنگ‌ها در دل زمين، تنشهاي جانبي نيز در اثر فشار ثقلي گسترش مي‌يابد. (اثر پواسون)
۲ـ تنش‌هاي تكتونيكي: اين تنش‌ها بواسطه تنش‌ها بواسطه تأثير نيروهاي تكتونيكي و زمين ساختي نظير كوهزائي و يا گسل بوجود آيد.
۳ـ تنش‌هاي محلي: اين تنش‌ها بواسطه ناهمگوني در جنس طبقات يا سنگ‌هاي همجوار بوجود مي‌آيند. نظير تمركز تنش در عدسيهاي ماسه سنگي يا اطراف كنكرسيونها.
۴ـ تنش‌هاي باقيمانده: اين تنش‌ها در حين تشكيل طبقات يا توده سنگها و در اثر فرآيندهايي نظير كريستاليزاسيون، دگرگوني، رسوبگذاري، تحكيم و بي‌آب شدن در سنگها بسته به مورد گسترش مي‌يابد. مثلاً تنش حاصل در مرز بين كريستالهاي يك سنگ كه داراي خواص فيزيكي متفاوت بوده و سرد شدن آنها متشابه يكديگر نيست از اين نوع مي‌باشند.
از بين انواع تنش‌هاي فوق تنش‌هاي ثقلي را مي‌توان از طريق محاسبه بدست آورد. ذيلاً به انواع تنش‌هاي ثقلي و نحوه برآورد آنها اشاره مي‌كنيم.
فرض كنيم كه توده سنگي در عمق H و تحت محدوديت كامل داراي رفتار الاستيك باشد. در اين صورت وضعيت تنش چنين خواهد بود.
  تنش قائم اصلي
كه در آن v وزن مخصوص سنگهاي فوقاني مي‌باشد.
 
كه در آن  ضريب پواسون سنگ موردنظر مي‌باشد.
در اين حالت نسبت تنشهاي اصلي عبارتند از:
 
اگر محدوديت جانبي براي سنگ كامل نباشد مقدار H بيشتر از حد بالا خواهد بود. همينطور اگر سنگ ما كاملاً داراي رفتار پلاستيك باشد ميزان تنش هيدرواستاتيكي (M=1 و SH=Sv)
بايد توجه داشت براي سنگي با مشخصات مكانيكي معين يك عمق بحراني وجود دارد كه پس از آن سنگ داراي رفتار الاستيك بوده و تنش افقي ثقلي را مي‌توان از ملاك تسليم بدست آورد به نحوه‌ي كه:
 
كه در آن OF برابر تنش تسليم (yield stress) مي‌باشد.
همينطور تنش قائم Sv در سنگهاي غيرهمگن (Heteregenous) ممكن است بواسطه تأثير ساختهاي زمين‌شناسي در يك فاصله افقي محدود دچار نوسانات زياد گردد. در شكل زير همانطوري كه ملاحظه مي‌شود وضع تنش قائم در صفحات افقي موازي كه يكسري طبقات چين خورده را قطع مي‌كند يكسان تغيير نمي‌كند در طول خط  تنش قائم واقعي در زير ناوديس به ۶۰% بيشتر از مقدار  و در نقطه درست زير تاقديس به صفر مي‌رسد.
  • بازدید : 96 views
  • بدون نظر

معدنها یکی از بزرگترین و ارزشمندترین خلقتهای خداوند است که انسانها از ان استفاده بسیا زیادی میکنند ودر زندگی روزمره هم از تولیدات معدنها استفاده زیادی میکنند .کانی کرومیت یکی از استخراجات معدنها است که در این پایان نامه به ان میپردازیم.

در خدمت شما هستیم با ارائه پایان نامه رشته معدن –بررسي مقايسه اي فراوري كانسار هاي كروميت دار با روشهاي ثقلي و فلوتاسيون و ليچينگ که با فرمت pdf فارسی ودر قالب 171 صفحه میباشد

  • بازدید : 93 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق موقعيت جغرافيائي و شرايط جوي منطقه بافق و معدن اسفوردي-خرید اینترنتی تحقیق موقعيت جغرافيائي و شرايط جوي منطقه بافق و معدن اسفوردي-دانلود رایگان مقاله موقعيت جغرافيائي و شرايط جوي منطقه بافق و معدن اسفوردي-تحقیق موقعيت جغرافيائي و شرايط جوي منطقه بافق و معدن اسفوردي

این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين شهرستان به وسيله راه آهن و راه آسفالته منشعب از يزد قابل دسترسي مي‌باشد. از ديگر راههاي ارتباطي مي‌توان به محورهاي بافق- بهاباد، بافق- شيطور و بافق- معدن چادرملو اشاره كرد. 

معدن اسفوردي در ۳۵ كيلومتري شمال شرقي شهر بافق و در ارتفاع ۱۷۰۰ متري از سطح دريا واقع شده است و داراي كوههايي با روند شمال غربي – جنوب شرقي مي‌باشد.

ميزان بارندگي سالانه در منطقه بطور متوسط ۵۰ ميلي‌متر و ميزان تبخير فوق‌العاده شديد مي‌باشد. به همين دليل داراي آب و هواي گرم و خشك و اختلاف درجه حرارت زياد در شبانه‌روزي مي‌باشد. آب و هوا در قسمتهاي كوهستاني منطقه معتدلتر مي‌باشد. از لحاظ جريان آب در منطقه مذكور هيچگونه جريان آب دائمي وجود ندارد. پوشش گياهي منطقه ضعيف و شامل بوته‌ها و به مقدار كمتر درخت و درختچه مي‌باشد. از مهمترين حوضه‌هاي آبگير منطقه مي‌توان به دشت حسن‌آباد، دشت شيطور، دشت بهاباد و ده قطروم اشاره نمود.

اين كانسار كه در منطقه نسبتاً كوهستاني و با ارتفاع متوسط ۱۷۰۰ متر از سطح دريا قرار دارد داراي كوههايي با روند شمال غرب- جنوب شرقي مي‌باشد. اين كوهها به صورت ارتفاعات نه چندان مرتفع در منطقه كشيده شده‌اند و در ادامه آنها تپه‌هايي با دره و فرو رفتگي‌هاي كم و بيش عريض قرار گرفته است.

از نظر آب و هوائي داراي آب و هواي خشك و بياباني مي‌باشد. و از نظر ميزان نزولات جوي، داراي بارندگي نسبتاً كم و در حدود تقريبي ۵۰ ميليمتر در سال مي‌باشد. البته گاهي اوقات مقدار بارندگي از اين مقدار ذكر شده نيز تجاوز مي‌نمايد. از لحاظ جريان آب در منطقه مذكور، هيچگونه جريان آب دائمي وجود ندارد و تنها رودخانه منطقه، رود شور است كه به درياچه شور بافق مي‌ريزد.

از لحاظ دما، دماي متوسط هوا در اين منطقه در حدود ۴۰ سانتي‌گراد است كه اين دما از حدود صفر درجه در زمستان تا ۵۰ درجه در تابستان در حال تغيير است.

از نظر پوشش گياهي، پوشش گياهي منطقه نسبتاً ضعيف بوده بطوريكه ارتفاعات فاقد پوشش گياهي و مناطق پست داراي پوشش گياهي شامل بوته‌ها و درختچه‌ها مي‌باشند.

۲-۲- زمين شناسي عمومي منطقه

محدوده مورد بحث در يكي از بالا، آمدگيهاي قديمي كه قسمتي از واحد زمين شناسي ايران مركزي محسوب مي‌شود قرار گرفته است. فازكوهزايي آلپي در تشكيل بلوكهاي ساختماني مجزايي آن نقش اساسي را ايفا كرده است. يكي از اين بلوكهاي تشكيل شده، بلوك پشت بادام- بافق مي‌باشد. كه از طرف شرق و غرب بوسيله گسلهاي بزرگ كوهبنان و دويران محدود شده است. بطوريكه اين بلوك منطقه وسيعي از جمله كانسار فسفات اسفوردي را شامل شده است.

بلوك مورد نظر در محدوده شناخته شده متالوژني ايران قرار دارد. در اين بلوك معادني از قبيل چفارت (آهن) اسفوردي (فسفات)- كوشك (سرب ورودي)- چادرملر (آهن و آپاتيت) قرار دارند.

در اين ناحيه سنگهايي كه كاني‌سازي آپاتيت در آنها انجام شده است. سنگهاي آذرين (نفودي- خروجي) به سن پركامبرين- كامبرين مي‌باشند كه در اينجا براي واضحتر شدن موضوع، توضيح مختصري در رابطه با چينه‌بندي- تكتونيك- ماگماستيم و متامورفيسم آن داده مي‌شود.

۲-۲-۱- چينه‌شناسي منطقه

چينه‌شناسي منطقه مذكور با توالي قديم به جديد عبارتست از:

دوره پركامبرين

ابتدا سنگهاي دگرگوني با رخساره شيست سبز- آمفيبوليت- مرمر- گنيس (كمپلكس سركوه – كمپلكس بنه شور) بوجود آمده‌اند بعد روي اين واحدها را سنگهايي با رخساره شيست- گريواك- ماسه سنگ كوارتزيتي- شيلهاي اسليتي (سازند تا شك) پوشانيده‌اند.

دوره اينفراكامبرين

در اين دوره مجموعه سنگهاي منتسب به سري ريز و درزو در اين دوره بوجود آمده‌اند كه اين سري با يك رخساره و لكانيكي- رسوبي و زمين ساختي در هم و بهم خورده شامل رسوبات پوشش تلماسه‌اي- دولوميتهاي خاكستري تا قهوه‌اي رنگ چرت‌دار- ماسه سنگ‌هاي زرد رنگ- آهكهاي سياهرنگ- ريوليتهاي صورتي- آجري و بالاخره افقهاي آهن- آپاتيت و دايكهاي ديابازي پوشيده مي‌شود. بين سنگهاي اين سري و سنگهاي ولكانيكي با تركيب اسيدي تا متوسط و بين سنگهاي اين سري با نهشته‌هاي كامبرين حد فيزيكي شناخته شده‌اي وجود ندارد.

دوره مزوزوئيك

در اين دوره نهشته‌هاي قاره‌اي ترياس و ژوراسيك و نهشته‌هاي كرتاسه بصورت گسترده‌اي و به فرم دگر شيبي روي واحدهاي قديميتر قرار گرفته‌اند.

دوره نئوزوئيك: اين دوره به سه بخش تقسيم مي‌شود.

سنگهاي پالئوسن تا ائوسن: سنگهاي پالئوسن مربوط به گلنگلومراي كرمان هستند. سنگهاي ائوسن شامل لايه‌هاي قاره‌اي همراه با مواد آتشفشاني مي‌باشند كه بصورت محدود در طول مناطق گسله رخنمون دارند. رسوبات ميوسن شامل لايه‌هاي قرمز قاره‌اي مي‌باشند كه به طور دگرشيبي روي سنگهاي مربوط به دوره ائوسن قرار گرفته‌اند و نهايتاً توسط كنگلومراي دوره نئوژن به صورت دگرشيب پوشيده مي‌شوند.


دوره كواترنري

اين دوره شامل پادگانه‌هاي آبرفتي- مخروطه افكنه‌هاي قلوه سنگي- آبرفتهاي جديد تلماسه‌اي- كوهپايه‌ها و رسوبات كويري و نواحي بياباني وسيع پيرامون رشته كوهها مي‌باشد.

۲-۲-۲- وضعيت تكتونيكي منطقه

از نظر تكنونيكي، منطقه تحت تاثير رخداد زمين ساختي بابگالي (كاتانگايي) و نيز حركات كوهزايي پس از دوره ترياس قرار گرفته است كه پيامد آن، شكستگي پي سنگ پره كامبرين و نيز ايجاد و دگرشيبي زاويه‌اي شديد بين رسوبات كرتاسه و نهشته‌هاي قديمتر مي‌باشد.

در دوره‌هاي جديدتر (پليو- پليستوسن) منطقه تحت تاثير پيشروي دريا قرار گرفته است. بطوريكه در نهايت و بدنبال حوادث ذكر شده، گسلهاي بزرگ بويژه گسلهاي اصلي با روند شمال- جنوب پديد آمده است.

  • بازدید : 108 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۲صفحه قابل ویرایش تهی شده وشامل موارد زیر است:

مطالعات زمين شناسي و ژئومورفولوژي بعنوان مطالعات پايه نقش اساسي را در طرحهاي آبخيزداري دارد زيرا با استفاده از نقاط ضعف و قوت تشخيص داده شده در اين مطالعات ضمن هدايت گروههاي ساير بخش ها طراحان وبرنامه ريزان را براي اتخاذ راهبردها و تصميم هاي مبتني بر شناخت صحيح و حقيقي از عوامل موجود در عرصه آبخيز رهنمون مي سازد .
اين مطالعات با در نظر گرفتن مجموعه عوامل و شرايط اقليمي ، زمين شناسي ، زمين ساخت و زمين ريخت شناسي و … حاكم بر زير حوزه ها و مناطق مورد مطالعه به ارزيابي و بررسي استعداد هاي طبيعي حوزه  و تعيين اولويت بندي هر يك از زير حوزه ها از نطقه نظر مسائل و مشكلات عارض بر آنها نظير فرسايش ، سيل خيزي ، تخريب پوشش گياهي و كم آبي و … مي پردازد 
از طرفي ديگر عوامل زمين شناسي نظير جنس سنگ ، مقاومت آن در برابر بارگذاري ، روند و نوع شكستگيها ، فاصله داري و بازشدگي درزه ها ، موقعيت گسلهاي فعال ، امكان لرزه خيزي منطقه و… نقش اساسي را در تعيين موقعيت مكاني سازه هاي آبخيزداري دارد . 
عوامل زمين شناسي سبب ايجاد منابع قرضه سنگي و خرده سنگي در حوزه مي شوند كه شناسايي موقعيت مكاني و كيفيت آنها امري اساسي در تعيين نوع سازه ها و اجراي اقتصادي آنهاست .
نظر به اولويت مناطق روستايي و محروميت زدائي از آنها و به منظور كنترل سيل و فرسايش و رسوب وذخيره سازي بهينه منابع آب و خاك طرح تفضيلي – اجرائي حوزه آبخيز برنطين شهرستان رودان در دستور كار مديريت آبخيزداري سازمان جهادكشاورزي استان هرمزگان قرار گرفته است. 
مطالعات زمين شناسي و ژئومورفولوژي داراي مجموعه اي از اهداف پايه به منظور ايجاد مبنا براي مطالعات ساير بخشها و مجموعه اي از اهداف مستقل به شرح ذيل مي باشد :
۱- بررسي واحدهاي چينه سنگي حوزه به منظور شناسايي انواع رخساره هاي سنگي موجود در حوزه جهت بكارگيري در مطالعات خاك شناسي .
۲- بررسي زمين ساخت وتكتونيك منطقه در راستاي نقش عناصر ساختاري و گسلها در لرزه خيزي و پايداري سازه ها و …
۳- تعيين واحدهاي ليتولوژيك حساس به فرسايش پذيري به منظور بكارگيري در مطالعات فرسايش و رسوب .
۴- تعيين مناطق نفوذپذير و نفوذناپذير به منظور شناسايي استعداد سيل خيزي واحدهاي سنگي و مناطق با ارزش از نقطه نظر آب زيرزميني وپخش سيلاب ومطالعات سيل خيزي در هيدرولوژي و تلفيق 
۵- تعيين واحدها ، تيپ ها و رخساره هاي ژئومورفولوژيكي به عنوان يك مبنا در مطالعات خاك شناسي ، فرسايش و رسوب پوشش گياهي وواحدهاي برنامه ريزي .
۶ – مشخص نمودن منابع قرضه سنگي و خرده سنگي مناسب جهت استفاده در ساخت سازه هاي آبخيزداري و رتبه بندي واحدهاي سنگي از ديدگاه ساختگاه و پي سازه ها 
۷- بررسي و مشخص نمودن موارد خاص تاثير گذار در حوزه نظير زمين لغزشها ، گنبدهاي نمكي ، برف و بهمن و …
جهت انجام مطالعات زمين شناسي و ژئومورفولوژي حوزة آبخيز برنطين شرح خدمات صفحة بعد از طرف كارفرماي محترم به اين مشاور ابلاغ گرديده است : 
 زمين شناسي و ژئومورفولوژي :
۱- جمع آوري عكس ، نقشه ، منابع اطلاعاتي و آماري . 
۲- ارائه متدولوژي . 
۳- ارائه خلاصه گزارش . 
۴- ارائه  موقعيت جغرافيايي و راههاي دسترسي و نقشه مربوطه . 
۵- تدقيق فتوژئولوژي و ارائه جزئيات جديد در نقشه با مقياس ۱:۲۵۰۰۰  يا   1:10000  .
۶- تدقيق نقشه زمين شناسي با مقياس ۱:۲۵۰۰۰  يا ۱:۱۰۰۰۰  .
۷- تدقيق واحدهاي چينه اي ( جنس ، لايه بندي ، كنتاكت لايه ، شيب و جهات شيب . 
۸- تدقيق ارائه درصد گسترش هر سازند . 
۹- تدقيق تكتونيكي ( معرفي چين خوردگي ها ، گسلها ، شكستها ) و ارائه نقشة زمين ساخت . 
۱۰- تدقيق فرآيند هاي فرسايش در حوزه ( معرفي اناع هوازدگيها در واحدهاي سنگي حوزه ) .
۱۱- تدقيق حساسيت به فرسايش واحدهاي سنگي و ارائه نقشه حساسيت به فرسايش . 
۱۲- تدقيق منشأ رسوبات و اثرات عوامل جابجايي آنها و ارائه راهكارهاي عملي جهت جلوگيري و مقابله با خطرات احتمالي . 
۱۳- تدقيق نفوذپديري حوزه و ارائه نقشه نفوذ پذيري . 
۱۴- تدقيق خصوصيات هيدروديناميكي واحدهاي سنگي و تأثير كمي و كيفي آنها بر منابع آب . 
۱۵- تدقيق برشهاي زمين شناسي در امتداد رودخانه اصلي و ارائه نقشة آن . 
۱۶- تدقيق اطلاعات منابع قرضه و ارائه نقشه موقعيت و تعيين روشهاي مناسب بهره برداري با هدف جلوگيري از ايجاد فرسايش و رسوب . 
۱۷- بررسي واحدهاي سنگي از نظر احداث سازه ها و ابنيه هاي آبخيزداري و مشخص كردن محدوديت ها و مشكلات و نيز قابليتها . 
۱۸- تدقيق موارد خاص تأثير گذار در حوزه نظير گنبدهاي نمكي و معادن و مناطق بهمن گير و …. .
۱۹- تدقيق واحدها ، تيپ ها و رخساره هاي ژئومورفولوژي و ارائه نقشه . 
۲۰- تدقيق پايداري ، پهنه هاي لغزشي و ريزشي و تهيه نقشه ناپايداري شيبها و تكميل پرسشنامه مخصوص اطلاعات زمين لغزش . 
۲۱- پيشنهاد عمليات اجرايي كنترل رسوبات واحدهاي سنگي رسوب گير و پايداري شيبها و حركات توده اي و اولويت بندي عمليات اجرايي . 
۲- پیشینه مطالعاتی:
محدوده مطالعاتی درشهرستان روران استان واقع گردیده است. مطالعلت زمین شناسی در این نواحی همانند سایر نواحی ایران با بررسیهای به مقیاس ۰۰۰/۱:۲۵۰ بوده است حوزه آبریز – در شیت زمین شناسی ۰۰۰/۱:۲۵۰ میناب واقع است که به عنوان بخشی از پهنه ساختاری –رسوبی مکران محسوب می شود که در آن پی سنگ از نوع پوسته های اقیانوسی است که با – نسبتاً ضخیمی از رشته های فلیشی و مولاسی کرتاسه پسین پلیوس پوشیده شده اند. این بررسیها توسط تیمی مشترک از کارشناسان شرکت مهندسین پاراگن استرالیا و سازمان زمین شناسی کشور طی سالهای اولیه انقلاب اسلامی انجام شد. زمین شناسی همچون Bailey, child, Dalaei, Jones, swain, smith, pooyai, motamedi, peterson  تحت رهبری دکتر مورگان ، مک گال و مهاجر اشجعی این تحقیقات را با تهیه نقشه ۰۰۰/۱۰۰ :۱ زمین شناسی میناب در سال ۱۳۵۹ به پایان رسانیده اند. علاوه بر این بررسیهایی پایه ای توسط سازمان زمین شناسی کشور مطالعات و بررسیهای دیگر زمین شناسی در قالب پروژه های عمران ، اکتشافها و … در منطقه به انجام رسیده است. به عنوان نمونه می توان به 
طرح پی جویی مواد معدنی خاص درمیناب ۱۳۷۱ (سازمان صنایع و معادن استان هرمزگان)
طرح پی جویی سنگهای تزئینی و نما در میناب ، رودان و جاشک ۱۳۷۸ (مهندسین مشاور تحقیقات معدنی خاک –)
پی جویی مواد معدنی کانیهای فلزی در سطح استان هرمزگان ۱۳۷۶ (سازمان صنایع و معادن و سازمان زمین شناسی کشور)
شناسایی عناصر گروه پلاتین در نواحی — و فاریاب ۱۳۷۹ (سازمان زمین شناسی کشور)
پی جویی ذخایر متامورفیک ها اولترامانیک در ایران در منطقه میناب ۱۳۶۶ (سازمان زمین شناسی کشور)
مطالعات زمین شناسی محور و مخزن سد استقلال میناب وزارت نیرو
پژوهش در ژئومورفولو– — دینامیک جلگه میناب پایان نامه کارشناسی ارشد ۱۳۷۸
نقش فرسایش و رسوب در تعیین الگوی مورفولوژیک بخش تحتانی رودخانه میناب پایان نامه کارشناسی ارشد ۱۳۸۰
ژئو شیمی و زمین شناسی – کروسیت فاریاب استان هرمزگان پایان نامه کارشناسی ارشد ۱۳۷۴
مطالعه پترولوژی ، پترو گرافی و ژئوشیمی سنگهای اولتراوائیک – پایان نامه کارشناسی ارشد ۱۳۷۶
مطالعات زمین شناسی و ژئومورفولوژی مرحله توجیهی آبخیز شمیل واحدی شرکت خدمات مهندسی بهار ۱۳۷۹
مطالعات ژئوفیزیکی برداشت و تفسیر اطلاعات مغناطیسی سنجی منطقه رودان پایان نامه کارشناسی ارشد ۱۳۷۵
مطالعات ژئوفیزیک دشت توکهور جغین ، شرکت مهندسی منابع آب ۱۳۷۲
مطالعات ژئوفیزیک منطقه رودان ، دفتر بقررسیهای منابع آب بخش آبهای زیر زمینی ۱۳۶۶
در این گزارش جهت بررسی واحدهای چینه سنگی از راهنمای نقشه زمین شناسی ۰۰۰/۱۰۰: ۱ میناب همراه با –  — آن از طریق فتوژئولوژی عکسهای هوایی منطقه استفاده شده و از منابع دیگری همچون ۱۹۸۷ hubber,1993,1985,1983 ma call و.. نیز بهره گیری شده است. اکنون با ارج نهادن به زحمات کلیه زمین شناسان و محققینی که در راستای طرحهای عمرانی دیگر به بررسی منطقه پرداخته اند سعی نمائیم داده ها یمورد نیاز جهت مطالعات اجرایی آبخیز داری را بر اساس شرح خدمات خواسته شده در حد بضاعت ارائه نمائیم.
۳- متدولوژي و روش كار : 
در تهيه گزارش زمين شناسي و ژئومورفولوژي حوزه آبخيز مورد مطالعه مراحل كاري ذيل انجام شده است .

۱- جمع آوري و بررسي گزارشها ، مطالعات و نقشه هاي موجود از منطقه مطالعاتي كه ذكر  برخي از آنها در مبحث پيشينه وسوابق مطالعاتي  رفت .
۲- بررسي نقشه هاي توپوگرافي و زمين شناسي منطقه مورد مطالعه شامل نقشه هاي توپوگرافي ۰۰۰/۱:۵۰ شيت هاي كهنوج بالا و جغين نتشار يافته توسط سازمان جغرافيائي نيروهاي مسلح در سال ۱۳۷۶ و نقشه هاي توپوگرافي ۱:۲۵۰۰۰ منطقه مطالعاتي . 

و نقشه هاي زمين شناسي شيت ۱:۲۵۰،۰۰۰  و ۱:۱۰۰،۰۰۰ ميناب به شماره ۷۴۴۴ انتشار يافته توسط سازمان زمين شناسي كشور در سال ۱۳۵۹ .
۳- مطالعه وتفسير عكسهاي هوايي منطقه به مقايس ۰۰۰،۱:۵۵ و  1:40،۰۰۰و انجام عمليات فتوژئولوژي مقدماتي محدوده مطالعاتي .
حوزه آبخيز برنطين  شهرستان رودان بر روي عكسهاي هوايي به مقايس ۱:۴۰،۰۰۰  برداشت شده در سال ۱۹۵۷ توسط سازمان نقشه برداري با مشخصات ذيل واقع شده است .
  • بازدید : 135 views
  • بدون نظر

دانلود پروژه پایان نامه زلزله شناسی رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.
برخی از عناوین موجود در این مقاله :
۱-پیشگفتار
۲- مقدمه و تاریخچه
۳- ساختار زمین
۴- مکانیزم عمل زلزله
۵- ثبت و پیش بینی زلزه
امیدوارم این مقاله مورد استفاده شما دوستان عزیز قرار بگیره.
پیشگفتار
بسیاری از افرادی که میخواهند با مفاهیم امداد ونجات آشنا شوند.و اینکه بتوانند برای شرایط بحران خود را آماده ای مقابله نمایند،بر این باورند که نیازی به شناخت پدیده زلزله  و اساس و پایه های علمی آن ندارند.به این افراد باید گفت که باری مقابله با هر پدیده ای بای ابتدا آنرا تا حدودی شناخت چرا که با شناخت مکانیسم زلزله ،خانواده ها بهتر می توانند برای مقابله با آن تصمیم بگیرندو راههای صحیح مقاوم سازی را انتخاب نمایند.برای مثال نقاط امن را تشخیص دهند و بدانند که زلزله چگونه و چه نوع سازه ها را تخریب می کند.
در این مقاله تمام مفاهیم زلزله  از پایه های زمین شناسی آن گرفته تا نحوه اندازه گیری و سایر مسائل درگیر با آن مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
  • بازدید : 107 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۱۰ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.

مقدمه:

چوب، از نظر گیاه‌شناسی، بخش جامد و سخت زیر پوست ساقه درخت یا دیگر گیاهان چوبی است که به شکل بافت آوندی وجود دارد

گرچه در باور عموم چوب تنها در درخت و بوته یافت می‌شود، از نظر علمی‌در همه گیاهان آوندی وجود دارد. در چوب مجراهای زیر قابل مشاهده اس ت:

۱-بافت چوبی یا مجراهای چوبی، که شیره خام، آب و نمک‌های معدنی محلول را از ریشه به برگ‌ها و غنچه‌های هوایی می‌برد

۲-آوند آبکشی یا مجراهای لیبر، که غذای آماده برای برگ‌ها (شیره تولیدی) به شکل محلول از طریق آنها برای تغذیه بقیه گیاه به گردش در می‌آید

مجراهای چوبی بوسیله سلولهای مرده و دیواره‌های چوبی شده بوجود می‌آیند. در هر دو حال پروتوپلاسم سلولی پدیدار می‌گردد و دیوارها بوسیله ته‌نشین شدن ماده لیگنین (که سختی چوب از آن است) افزایش می‌یابند

سطوح تار و آوندی در نخستین سال رشد خود را در فاصله‌ای معین در بافت میان آوندهای چوبی و آبکشی قرار می‌دهند، این لایه کامبیوم نامیده می‌شود.

  • بازدید : 83 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مسئول معدن يا سرپرست معدن:
شخصي است كه توسط دارنده پروانه عمليات به اين سمت منصوب مي‌شود و مسئوليت كليه عمليات معدن را به عهده دارد.
۲ – مسئول فني:
طبق ماده ۶۶ آيين نامه اجرايي قانون معادن مسئول فني عمليات كسي است كه اداره كليه امور فني معدن به عهده اوست و توسط دارنده پروانه عمليات از ميان افراد واجد شرايط انتخاب و به وزارت صنايع و معادن معرفي مي‌شود و طبق ماده ۶۵ آيين نامه اجرايي ضوابط و حدود صلاحيت مسئولين فني معادن تا تصويب و ابلاغ قانون نظام مهندسي معدن توسط وزارت معادن و فلزات تعيين مي‌شود.
– مسئول ايمني:
مسئول ايمني هر معدن نظارت بر ايمني عمليات معدن را به عهده داشته توسط مسئول يا سرپرست معدن به اين سمت منصوب مي‌شود. طبق ماده ۶۵ آيين نامه اجرايي قانون معادن ضوابط و حدود صلاحيت مسئول ايمني از طريق وزارت كار و امور اجتماعي با هماهنگي‎وزارت صنايع‎ومعادن تعيين‎مي‌شود.جانشين‎مسئول ايمني نيز تابع همين‎شرايط است.
۴ – مهندس ناظر:
شخصي است كه طبق ماده ۶۹ آيين نامه اجرايي قانون معادن تعيين مي‌شود و از طرف وزارت صنايع و معادن مامور نظارت و كنترل عمليات معدني است.
۵ – پروانه اكتشاف – پروانه بهره برداري:
طبق مواد مندرج در قانون معادن و آيين نامه اجرايي آن تعريف مي‌شود.
۶ – تونل:
حفاري زيرزميني افقي يا تقريباً افقي است.
۷ – تونل شيب دار:
تونل‌هايي كه تا حدود ۱۸ درجه شيب داشته باشند.
۸ – چاه مايل:
حفاري مايلي كه به سطح زمين راه داشته و داراي شيب بين ۱۸ درجه تا ۹۰ درجه باشد و براي باربري مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
۹ – چاه يا چاه قائم:
حفاري قائم يا با شيب ۹۰ درجه است كه به سطح زمين راه داشته باشد و معمولاً براي باربري مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
۱۰ – دويل:
حفاري زيرزميني شيب دار و با سطح مقطع نسبتاً كوچك كه معمولاً به طرف بالا حفاري مي‌شود و براي منظورهاي مختلف مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
۱۱ – پذيرگاه:
محل توقف، بارگيري و تخليه واگن‌ها و انجام وظايف مختلف زيرزميني كه معمولاً در محل ارتباط با چاه قائم يا چاه مايل در زيرزمين احداث مي‌شود.
۱۲ – گالري – راهرو:
انواع حفاري‌هاي زيرزميني و معمولاً با طول زياد است.
۱۳ – راه مورب:
به انواع راهروهاي شيب دار راه مورب گفته مي‌شود.
۱۴ – بونكر:
محلي براي تخليه و انباشت سنگ مي‌باشد.
۱۵ – چال:
سوراخي كه در سنگ براي قراردادن ماده منفجره حفر مي‌شود.
۱۶ – خرجگذاري:
قراردادن مواد منفجره در داخل چال است.
۱۷ – فشنگ:
به هر قطعه ماده منفجره جامد (معمولاً انواع ديناميت) گفته مي‌شود.
۱۸ – آتشباري:
به عمليات خرجگذاري و انفجار مواد منفجره براي تخريب سنگ آتشباري گفته مي‌شود.
۱۹ – آتشبار:
شخصي كه مسئوليت عمليات آتشباري را به عهد دارد.
۲۰ – مواد ناريه – مواد منفجره:
موادي كه قابليت انفجار داشته و در معدن براي تخريب سنگ مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
۲۱ – گاز ذغال:
گازي كه دركانسارهاي ذغالسنگ همراه با ساير هيدروكربورها وجوددارد و عمدتاً از متان تشكيل شده‎است. اين‎گاز چنانچه به‎نسبت معيني با هوا مخلوط‎شود قابليت‎انفجار‎پيدا مي‌كند.
۲۲ – كليه تجهيزات، دستگاه‌ها و ماشين آلات معدني كه در اين آيين نامه از آنها نام برده شده:
مانند شاول يا بيل مكانيكي، لودر، بلدوزر، پرفراتور، گريدر، واگن، لوكوموتيو، دستگاه گمانه‎زني، دستگاه سيم برش، بالا بر چاه، وينچ و غيره و كليه قسمت‌ها و قطعات آنها مطابق تعاريفي است كه در متون و كتاب‌هاي معدني آورده شده است.

فصل دوم – كليات
ماده‌ ۱: منظور از عمليات در اين آيين نامه كليه عمليات معدني (اعم از اكتشاف يا بهره‌برداري و استخراج معدن) است كه در قانون معادن و آيين نامه اجرايي قانون معادن پيش‌بيني شده است.
ماده‌ ۲: دركليه معادن كه داراي حداقل ۲۵ نفر كارگر مي‌باشند، مي‌بايست يك نفر ذيصلاح به عنوان مسئول ايمني و يك نفر به عنوان مسئول بهداشت حرفه‌اي به استناد آيين‌نامه كميته حفاظت فني و بهداشت كار تعيين گردد. بديهي است در معادن كمتر از ۲۵ نفر كارگر وجود يك نفر مسئول ايمني ضروري است، اما اين مسئوليت را مي‌توان به مسئول فني واگذار كرد كه تعيين صلاحيت وي به استناد آيين نامه فوق الذكر خواهد بود.
ماده‌ ۳: مسئول ايمني هر معدن به عنوان ناظر و كنترل كننده عمليات و انطباق دادن معدن با بندهاي مندرج در اين آيين نامه و ديگر آيين نامه‌هاي مصوب شورايعالي حفاظت فني تعيين مي‌گردد، كه با حضور و بارزسي از معدن توصيه‌ها و پيشنهادهاي خود را جهت پيشيگيري و رفع خطر تذكر داده و در صورت حساسيت موضوع آن را كتباً به مسئولين معدن گزارش مي‌نمايد و در صورت تشخيص خطر حتمي برابر مقررات اين آيين نامه تا رفع خطر نسبت به توقف عمليات در محل خطر اقدام نمايد.
ماده‌ ۴: كليه كارگاه‌هاي معدني اعم از سطحي يا زيرزميني لازم است در هر شيفت كاري حداقل يك بار توسط مسئول ايمني يا جانشين وي مورد بازديد قرار گيرد.
ماده‌۵: قبل ازشروع به‎كار در هرشيفت‎كاري مسئول ايمني معدن و يا جانشين او بايد از كارگاه مربوطه بازديدنمايد و پس‎از اطمينان ازايمن بودن آن‎به‎كارگران‎مجوز‎ ورودداده شود.
ماده‌ ۶: وزارت صنايع و معادن مي‌بايست رونوشت پروانه‌هاي اكتشاف و بهره برداري را به وزارت كار و امور اجتماعي ارسال نمايد و دارنده پروانه اكتشاف يا بهره برداري مكلف است تاريخ شروع عمليات خود را به وزارتخانه‌هاي معادن و فلزات، كار و امور اجتماعي (ادارات كل كار و امور اجتماعي) اطلاع دهد.
ماده‌ ۷: اكتشاف كننده يا بهره بردار بايد مدارك مشروحه زير را در سر معدن نگهداري كرده و براي ارايه به مهندسين ناظر وزارت صنايع و معادن و بازرسان كار وزارت كار و امور اجتماعي آماده داشته باشد.
الف – پروانه اكتشاف يا پروانه بهره برداري يا كپي آنها.
ب – نقشه محدوده به مقياس حداقل  و نقشه بهره برداري به مقياس حداقل   و براي معادني كه عمليات زيرزميني دارند، نقشه به مقياس حداقل  از قسمت درون معدن و همچنين يك نقشه از كارگاه‌ها و تاسيسات خارج معدن به مقياس حداقل .
ج – دفتر حاوي مشخصات كاركنان معدن و استخراج روزانه طبق نمونه‌اي كه وزارت صنايع و معادن تعيين خواهد كرد.
د – دفتر مخصوصي جهت ثبت نظرات و تذكرات و دستوراتي كه در اجراي آيين نامه‌هاي مربوط نسبت به طرز كار و رعايت اصول فني و حفاظت و بهداشت كار و ساير مواردي كه از طرف مهندسين ناظر وزارت صنايع و معادن و بازرسان كار وزارت كار و امور اجتماعي داده مي‌شود. 
هـ – دفتر مخصوص ثبت حوادث و گزارش اقدامات معموله طبق نمونه‌اي كه از طرف وزارت كار و امور اجتماعي تعيين مي‌شود.
و – دفاتري مخصوص جهت ثبت كليه اقدامات ايمني و بهداشت كار كه به ترتيب توسط مسئول ايمني و مسئول بهداشت حرفه‌اي كه در اجراي آيين نامه‌ها و مقررات مربوطه تكميل مي‌گردد.
ز – آيين نامه ايمني معادن و كليه آيين نامه‌هاي حفاظتي فني و بهداشت كار مصوب شوراي عالي حفاظت فني.
ماده‌ ۸: رعايت مفاد كليه مقررات و آيين نامه‌هاي مصوب شوراي عالي حفاظت فني درخصوص نكات ايمني مرتبط با لوازم، كالاها و تجهيزات معدني لازم الاجرا است.
تبصره – كليه سفارشات و نكات احتياطي و ايمني كه از طرف سازندگان و توليدكنندگان لوازم، كالاها و تجهيزات معدني توصيه مي‌شود لازم الاجرا است.
ماده‌ ۹: تمام شاغلين در معادن زيرزميني و كارگراني كه با تغيير شغل از قسمتي به قسمت ديگر معدن منتقل مي‌شوند بايد با راه‌هاي خروجي و اضطراري معدن آشنا شده و آگاهي كامل پيدا كنند.
ماده‌ ۱۰: ورود كليه افراد غيرشاغل در معدن منوط به كسب اجازه از سرپرست معدن يا جانشين وي مي‌باشد.
ماده‌ ۱۱: ورود و كار در كارگاه‌ها و معادن زيرزميني متروكه منوط به كسب مجوز از سرپرست معدن يا مسئول ذيربط بوده و بايد با رعايت مقررات ايمني و پس از حصول اطمينان از برقراري تهويه مناسب و سالم بودن وسايل نگهداري و عدم ريزش حفريات انجام گيرد.
ماده‌ ۱۲: با تمهيداتي كه از طرف سرپرست معدن انجام مي‌گيرد، بايستي همواره تعداد و اسامي كاركناني كه در هر لحظه داخل معدن و بخصوص زيرزمين بوده مشخص باشد و تا زماني كه كارگران در زيرزمين مشغول كار هستند حداقل يك نفر از مسئولين مي‌بايست در دفتر سرمعدن حضور داشته باشد.
ماده‌ ۱۳: محل يا محل‌هاي حادثه ساز در معدن بايد بوسيله سيم خاردار يا وسايل محصور‌كننده مناسب و علائم اخباري و هشدار دهنده از محل‌هاي مجاور مجزا باشد به طوري كه مانع عبور اشخاص متفرقه و حيوانات گردد.
ماده‌ ۱۴: معادن زيرزميني (به استثناي جبهه كارهاي در حال حفاري) بايد به وسيله حداقل دو راه با شرايط زير به خارج ارتباط داشته باشد.
الف – راه‌هاي مذكور در داخل معدن به هم ارتباط داشته باشد.
ب – عبور افراد از هر يك از آنها به آساني ميسر باشد.
پ – فاصله بين آنها بيش از ۱۵ متر بوده و دهانه آنها زير پوشش يك ساختمان واحد نبوده و مدخل آنها در نقاط سيل گير و يا بهمن گير و مانند آن نباشد.
ماده‌ ۱۵: كارگاه مي‌بايست طوري تجهيز شود كه به كسي آسيب نرسد. چنانچه فردي مشاهده كرد نقصي در كارگاه وجود دارد كه آسيب به ديگران مي‌رساند بلافاصله مي‌بايست افراد را مطلع نموده و مراتب را به رييس قسمت جهت رفع نقص اعلام نمايد.
ماده‌ ۱۶: هيچ كس نمي‌بايست بدون اجازه به محل ممنوعه وارد شده و اين محل بايد به وسيله تابلوي اخباري هشدار دهنده مشخص شود.
ماده‌ ۱۷: نقاط نقشه برداري شده نبايد توسط اشخاص غيرمسئول تخريب شود.
ماده‌ ۱۸: رعايت ماده ۹۲ قانون كار جمهوري اسلامي ايران در مورد معاينات پزشكي و بهداشتي شاغلين در معدن الزامي است.
ماده‌ ۱۹: با توجه به ماده ۹۰ قانون تامين اجتماعي ارجاع مشاغل معدني به كاركنان جديدالاستخدام و يا كاركناني كه مي‌خواهند به كار جديدي گمارده شوند پس از انجام معاينات پزشكي از نظر قابليت جسماني و رواني متناسب با نوع كارهاي مرجوع ميسر است.
ماده‌ ۲۰: استعمال دخانيات در كارگاه‌هاي زيرزميني ممنوع است.
ماده‌ ۲۱: به استناد آيين نامه حفاظت و بهداشت عمومي در كارگاه‌ها مصوب شوراي عالي حفاظت فني ورود افراد همراه با سيگار، كبريت، فندك يا هر نوع وسايل و لوازم آتش‎زا به معادن زغال‎سنگ و ساير معادني كه‎خطر آتش‎سوزي يا انفجارداشته‎باشد مطلقاً ممنوع است.
تبصره – در اين گونه معادن همراه داشتن دوربين عكاسي يا فيلم برداري يا نظاير آنها كه چراغ فلاشر آنها از نظر جرقه حفاظت شده نيستند نيز ممنوع است.
ماده‌۲۲: روشن كردن آتش در سطح زمين تا شعاع ۲۰ متري از دهانه دويل‌ها، چاه‌ها و ورودي معادن زيرزميني كه احتمال خطر آتش سوزي و انفجار وجود دارد مطلقاً ممنوع مي‌باشد.
ماده‌ ۲۳: درصورت بروز حادثه يا بيماري ناشي از كار مي‌بايست برگه‌هاي مربوطه تكميل و نسخه‌اي از آن را به ادارات كار و امور اجتماعي ، مراكز بهداشت و سازمان تامين اجتماعي محل ارسال نمود.
تبصره – برگه مربوط به حوادث ناشي از كار از سوي وزارت كار و امور اجتماعي و برگه مربوط به بيماري‌هاي ناشي از كار از سوي وزارت بهداشت،‌درمان و آموزش پزشكي تهيه و به ترتيب مي‌بايست توسط مسئول ايمني و مسئول بهداشت حرفه‌اي تكميل گردد.
ماده‌ ۲۴: به استناد آيين نامه وسايل حفاظت انفرادي مصوب شوراي عالي حفاظت فني كليه كارگران شاغل در معادن مي‌بايست در هنگام ورود به معدن به وسايل حفاظت فردي مناسب و بر اساس نوع و شرايط كار مجهز گردند.
تبصره – كليه مفاد آيين نامه مذكور درخصوص نحوه انتخاب،‌ بكارگيري، تعمير و تعويض وسايل مذكور الزامي است.
ماده‌ ۲۵: به استناد فصل هشتم قانون كار جمهوري اسلامي ايران و آيين نامه حفاظت و بهداشت عمومي در كارگاه‌ها مصوب شورايعالي حفاظت فني مي‌بايست تسهيلات بهداشتي مناسب و كافي شامل روشوئي، حمام، توالت،‌رختكن، محل غذاخوري و نمازخانه و غيره در محل مناسبي از سطح زمين وجود داشته باشد.

فصل سوم – حفاري‌هاي معدني و اكتشافي
ماده‌ ۲۶: در حفاري‌هاي سطحي و معادن روباز شيب موقت ديواره‌ها و شيب كلي آنها با توجه به خصوصيات مكانيكي سنگ‌ها بايد به گونه‌اي تعيين شود كه خطر ريزش نداشته باشد. در جبهه كارهاي فعال وقتي انتخاب شيب موقت براي پايداري كوتاه مدت مجاز است كه اطمينان كافي از عدم ريزش وجود داشته باشد.
ماده‌ ۲۷: عبور و مرور وسايل نقليه در جاده‌هاي معدني مشمول مقررات عمومي مربوطه كشور مي‌باشد.
ماده‌ ۲۸: در معادني كه از دستگاه سيم برش الماسه استفاده مي‌شود، به منظور جلوگيري از پرتاب سگمنت (دندانه‌هاي الماسه روي سيم برش) و يا صدمات ناشي از شلاق زدن سيم پاره شده لازم است در مسير سيم برش پوشش حفاظتي مناسب بكار گرفته شود.
ماده‌ ۲۹: در هنگام برش، جدا كردن و جابجايي بلوك‌هاي سنگ، استقرار ماشين آلات و افراد در پايين دست بلوك سنگ ممنوع است.
  • بازدید : 102 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق ديرينه شناسي  (ماكروفسيل)-خرید اینترنتی تحقیق ديرينه شناسي  (ماكروفسيل)-دانلود رایگان مقاله ديرينه شناسي  (ماكروفسيل)-تحقیق ديرينه شناسي  (ماكروفسيل)

این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیراست:

  • بازدید : 89 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

     در این مقاله یک بررسی دقیق در زمینه زمین شناسی منطقه خوی (شمال غرب ایران) و افیولت های موجود در ان ارائه شده است همچنین نقشه زمین شناسی جدیدی از این منطقه به چاپ رسیده است. مهمترین نتیجه گیری حاصله اینست که در منطقه خوی یک کمپلکس افیولیتی وجود نداشته و دو کمپلکس افیولیتی موجود می باشد که عبارتند از: 
   1- افیولیت پلی متامورفیک قدیمی که از لحاظ تکتونیکی مربوط به یک کمپلکس فرورانشی دگرگونی است و قدیمی ترین آمفیبولهای دگرگونی آن با استفاده از روش ۴۰kn-40Ar سن ظاهری ژوراسیک تحتانی را نشان داده و سن ماگمایی اولیه آن نیز قاعدتا بایستی قبل از ژوراسیک باشد. 
تکامل Tethyan (تتاین) در ایران و نواحی اطراف آن در ترکیه، عمان و بلوچستان بسیار پیچیده بوده و نتیجه گیری در این زمینه کار مشکلی است. بالاخص مطالعاتی که توسط sengor و همکاران (سنگور و ییلماز ۱۹۸۱) انجام شده است با نتایج حاصل از مطالعات که به صورت محلی انجام شده است قابل تطابق نمی باشد. به منظور کمک در جهت حل این پیچیدگیها در این مبحث نتایج کارهای صحرایی آزمایشگاهی مختلفی را که در منطقه خوی انجام شده است ارائه خواهیم نمود. (شکلهای ۱ الی ۳)
افیولیت های خوی در منطقه ای واقع در شمال غرب شهر خوی و به عبارتی در بخش شمال غربی استان آذربایجان ایران قرار گرفته و تا مرز ترکیه نیز کشیده شده است. (شکل ۱).
هنوز اطلاعات دقیقی از زمین شناسی منطقه در دست نمی باشد کامیننی و مورتیمر (۱۹۷۵) (kamineni and Mortimer (1975)) یک توصیف کلی را در ارتباط با زمین شناسی منطقه خوی ارائه نموده اند که عمدتا شامل سنگهای دگرگونی و حضور شیست های درجه بالای دارای گلوکوفان می باشد. اطلاعات کاملتری توسط نقشه های سازمان زمین شناسی ایران (GIS) از شیست های خوی با مقیاس ۰۰۰/۲۵۰/۱ (قرشی و ارشدی ۱۹۷۸)، خوی با مقیاس ۰۰۰/۱۰۰/۱ (رادفر و همکاران ۱۹۹۳) و دیزج با مقیاس ۰۰۰/۱۰۰/۱ (امینی و همکاران ۱۹۹۳) ارائه شده است. مولفین این نقشه ها (از جمله مرتضی خلعتبری یکی از مولفین این مقاله) متوجه کمپلکس افیولیتی خوی شده و براساس اطلاعات میکروپالئونتولوژی (حضور گلوبوترونکانا در لایه های آهک که به همراه گدازه های بالشی افیولیتها هستند) سن این افیولیتها را به کرتاسه فوقانی نسبت دادند. 
اخیرا نیز حسنی پاک و قاضی (Ghazi) اولین گزارش پترولوژی و ژئوشیمی افیولیتهای خوی را ارائه نمودند. مولفین این مقاله مشخص نمودند که در سکانس ولکانیک افیولیتی، واحدهای بازالت بالشی تحتانی الگوهایی از REE را نشان می دهد که حد واسط پروفیلهای N-MORB, E-MORB است و واحدهای بازالت توده ای فوقانی نیز الگوهای REE نوع E-MORB را نشان می دهند. الگوهای REE گابروها و دیوریتها نشان می دهد که سری سنگ پوسته ای (crustal rock suit) حاصل از تبلور بخشی یک مذاب بازالت معمولی است و با ۲۰-۲۵% ذوب بخشی یک منشا لرزولیتی ساده ایجاد شده است. این مولفین در نتیجه گیری خود چنین عنوان کردند که افیولیت خوی معادل افیولیت های موجود در نواحی مرکزی ایران است (بعنوان مثال می توان به نائین، شهر بابک، سبزوار، چهل کوره Tchehel kureh و بند زیارت اشاره کرد) و در نتیجه بسته شدن شاخه باریکی از دریای مزوزوئیک در شمال غرب ایران بوجود آمده است که در گذشته خرده قاره ایران مرکزی را احاطه نموده است. در نهایت می توان چنین عنوان کرد که توصیف زمین شناسی منطقه خوی توسط مولفین فوق بسیار شماتیک بوده و معمولا هم نادرست است همچنین موقعیت نمونه های آنالیز شده مشخص نمی باشد.
توزیع نوارهای افیولیتی در ایران به اقتباس از امامی و همکاران (۱۹۹۳) و موقعیت منطقه خوی . اصلی ترین افیولیت های ایران عبارتند از: BZ= بندزیارت (یا کمپلکس کهنوج). KM: کرمانشاه: NA: نائین. NY: نیریز، SB: سبزوار، SHB: شهربابک، THL: تربت حیدریه، TK: چهل کوره

قاضی و همکاران (۲۰۰۱) وجود یک زون دگرگونی را دربخش تحتانی افیولیت، نشانه ای از یک گرادیان دمایی معکوس می دانند که از رخساره های آمفیبولیت تا شیت سبز در تغییر است. این مولفین با استفاده از روش ۴۰Ar-39Ar سنین ۶/۱۵۸± ۴/۱ Maو Ma1/0± ۱۵۴/۹ را برای هورنبلند گابرو ها بدست آوردند و چنین نتیجه گرفتند که سنگهای پلوتونیک افیولیت خوی در طی ژوراسیک فوقانی تشکیل شده اند. آنها همچنین چهارسن ۴۰Ar-39Ar را که در گستره Ma 110-104 می باشد برای هورنبلندهای موجود در زون دگرگونی تحتانی ارائه نمودند که نشاندهنده جایگزینی تکتونیکی کمپلکس افیولیتی آلبین میانی است. از آنجا که سنگ آهکهای پلاژیک به صورت بین لایه ای با گدازه های بالشی افیولیتی دیده شده و سن موجودات میکروسکوپی موجود در آن جوانتر هستند (آلبین فوقانی تا سنومانین تحتانی یعنی سنی حدود Ma 100) مولفین در توضیح اینکه چگونه گابروهای پلوتونیک و گدازه های بالشی ولکانیک در یک کمپلکس افیولیتی واحد، تفاوت سنی بیش از ۵۰ میلیون سال را نشان می دهند و اینکه چگونه گدازه های بالشی می توانند جوانتر از بستر دگرگون شده باشند با مشکلاتی مواجه شده اند؟
ما در اینجا نتایج حاصل از مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی جدیدی را ارائه کرده ایم که منجر به تشخیص دو کمپلکس افیولیتی در منطقه خوی شده و بسیاری از این تناقضات را مرتفع می سازد: (اشکال ۲ و ۱۶) 
۱) یک کمپلکس متا افیولیتی که شامل قطعات تکتونیکی بزرگی است که در یک کمپلکس دگرگونی تحت عنوان کمپلکس دگرگونی شرقی قرار گرفته است. عقیده ما اینست که این کمپلکس دگرگونی از چندین صفحه با سنین متفاوت در طی مزوزوئیک و به صورت توده های انباشته روی هم تشکیل شده است و در کمپلکس فرورانش که در زیر حاشیه شمال غربی بلوک ایران مرکزی قرار دارد گسترده شده است. از دیدگاه ما این افیولیت ها بر جای مانده های لیتوسفر اقیانوسی نئوتیتس هستند که در طی زمان مزوزوئیک در حوضه اقیانوسی خوی بوجود آمده اند عمل فرورانش در طی تریاس میانی – فوقانی و پس از برخورد بلوک ایران مرکزی با اوراسیا اغاز گردیده و باعث انباشتگی لیتوسفر اقیانوسی تیتس شده است. 
۲) افیولیت غیر دگرگونی جوان با سن کرتاسه فوقانی که در بخش غربی منطقه مورد مطالعه قرار گرفته است و فاقد هیچگونه اثری از دگرگونی ناحیه ای است. گدازه ها هنوز پوسته شیشه ای خود را حفظ کرده اند و گابروهای لایه ای فاقد آمفیبول هستند و این مساله نشاندهنده بافتها و ساختهای ظریف و متعددی است که در انها وجود دارد
نقشه ساده شده زمین شناسی منطقه خوی که واحدهای اصلی زمین شناسی توصیف شده در متن مقاله را نشان می دهد. خطوط زرد موقعیت مقاطع زمین شناسی را نشان می دهند (شکلهای ۶-۵ و ۹-۱۰-۱۱) که در این مقاله ارائه شده اند. 

عتیقه زیرخاکی گنج