امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 115 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بنتونيت ي سنگ رسي با خاصيت ويژه اي مي باشد. رنگ اين سنگ در حالت هوازده سبز روشن و سبز مايل به زرد است و تركهايي مثل تركهاي موم سفت در آن موجود مي باشد. وقتيكه يك تكه از اين سنگ را خيس كنيم به چند برابر حجم خود افزايش پيدا مي كند و در اثر شكسته شدن به يك خمير صابوني تبديل مي شود.
به طور كلي بنتونيتها به سه دسته تقسيم مي شوند:
۱- بنتونيت با تورم زياد يا بنتونيت سديم 
۲- بنتونيت با تورم كم يا بنتونيت كلسيم
۳- بنتونيت با تورم متوسط يا بنتونيت متوسط
بنتونيت فعال به خاكهايي گفته مي شود كه با يك ماده شيميايي تغييراتي در آن بوجود آورند. فعال سازي بنتونيتها بيشتر با استفاده از محلول آب نمك براي تعويض يونهاي كلسيم با سديم است كه با اين عمل خاصيت تورمي و تعليق پذيري بنتونيتها افزايش پيدا مي كند.
گل سرشور يا رس رنگ زدا يا رس چربي زدا كه احتياج به فعال سازي ندارد و مصرف فعلي آنها براي تهيه گل حفاري، رنگ زدايي، خالص كردن روغنهاي معدني، جذب روغن از كف كارگاهها و غيره مي باشد.
در فصل اول بنا به توضيح مختصري كه داده شد علاوه بر تعريف و تقسيم بندي بنتونيت، مصارف و كاربرد آن از جمله استفاده بنتونيت در گل حفاري- گندله سازي- بي رنگ كننده- مصارف كشاورزي- مواد سمي- كودها- كاتاليزور- مصارف ساختماني و ساير مصارف موردبحث و بررسي قرار گرفته است.
كانسارهاي بنتونيت در شش منطقه ايران پديد آمده است كه بشتر آنها در ارتباط با فعاليتهاي ولكانيكي سنوزوئيك است كه كليه خصوصيات و مشخصات به تفصيل در فصل دوم آمده است.
در فصل سوم كليه آزمايشات مربوط به بنتونيت معادن موجود در ايران مورد ارزيابي قرار گرفته است. در قسمت آزمايشگاه بنتونيت براي پي بردن به خصوصيات فيزيكي و شيميايي بنتونيتهاي ارسالي از معادن فعاليت هاي گوناگوني و براي تشخيص اينكه بنتونيت هاي استخراج شده در كداميك از مصارف صنعتي قابل كاربرد مي باشند انجام مي گيرد.
 
مقدمه:
ميليونها سال مواد معدني در دل خاك مدفون بوده اند و بشر به پيروي از نيازهاي تدريجي خود اقدام به كشف و بهره برداري از آنها نموده اند و پس از آن اعمال فرآيندهاي مناسب محصولات قابل استفاده در مورد امور مختلف از آنها بدست آورده است. تنوع مواد معدني و كاربردهاي متعدد هريك از آنها سبب شده است كه اين مواد بطور چشمگيري در زندگي روزمره ايفاي نقش كرده و در نتيجه استخراج معادن شاخه اي از فنون و علوم متداول گرديد. مسلم است كه بخش عمده اي از نيازهاي بشر بايد از زمين تأمين شود و پتانسيل كشاورزي و ذخاير معدني از منابع اصلي تأمين اين نيازها بوده است. ارتباط كشاورزي، صنعت و معدن با يكديگر جاي هيچ گونه بحثي ندارند. لذا نمي توان هيچ يك را بر ديگري ترجيح داد و در مسير تمدن بشر هريك جايگاه مخصوص به خود دارند.
بديهي است كه معادن به عنوان تأمين كننده مواد اوليه صنايع موردتوجه قرار مي گيرند هميشه سعي بر اين بوده كه استخراج مواد معدني به صورت اقتصادي و امن صورت گيرد بدين منظور علاوه بر مطالعه گزارشها و نتيجه كارهاي معادن مختلف دنيا تحقيقات پيوسته اي در زمينه چگونه گي اكتشاف، بهبود تكنيك استخراج و كشف و كاربردهاي جديد مواد معدني صورت مي گيرد و امروز معدن كاري و صنايع معدني اقلام بسيار بزرگي از درآمد برخي از كشورها را تشكيل مي دهد.
 
فصل اول
مصارف بنتونيتهاي موجود در طبيعت و نحوه پيدايش
۱-۱- تعريف بنتونيت
بنتونيت يك ماده معدني از دسته رسها و شبه رسها است كه از كاني مونت موريونيت و به مقدار كم بيدليت (نوع پرمايه تر از بنتونيت آلومينيوم دار) تشكيل شده است.
اصطلاح بنتونيت براي اولين بار در سال ۱۸۹۸ توسط نيت (Knight) به خاك رسي كه از شيل بنتون در آن زمان استخراج گرديد، اطلاق شد. نام شيل بنتون نيز از كوه فورت بنتون كه در ۴۰۰ مايلي شمالي رودخانه راك (Rock) قرار دارد گرفته شده است.
در اوايل قرن بيستم چندين زمين شناس تشخيص دادند كه اصولاً بنتونيت در لايه هاي سنگهاي كرتاسه و ترشيري بوده و از مواد آتشفشاني حمل شده منشأ مي گيرد اين تشخيص آنها را به خاستگاه بنتونيت كه توسط راس و (Roos) شانون (Shannon) عنوان شده بود هدايت كرد. به نظر آنها بنتونيت اساساً سنگي است مركب از يك شبه رس متبلور كه از تغيير حالت شيشه اي به حالت بلوري يك ماده آذري شيشه اي كه (معمولاً اغلب توف يا خاكستري آتشفشاني است) در اثر هوازدگي شيميايي تشكيل شده است و اكثراً داراي مقادير مختلفي از دانه هاي ديگري است كه به صورت بلور در شيشه آتشفشان وجود داشته اند.
اين دانه هاي بلورين فلدسپات (معمولاً ارتوكلاسز و اليگوكلاز) بنتونيت، كوارتز پيروكسين ها زيركون و انواع ديگر كانيهاي مختلف مخصوص سنگ آذرين است.
موروثي با باقت بي فرنژانس بالا، كيلواژ آسان، مشخصه كاني شبه رس دارابودن شكل ميكائي توف يا خاكستر بوده و معمولاً مونت موريونيت و يا مقدار اندكي بيدليت است.
توصيف فوق براي بنتونيت به عنوان يك كاني سنعتي اين مشكل را به وجود مي آورد كه طبق بنتونيت محدود به خاكستر توف و ماده اوليه شيشه اي، اين تعريف و براساس خاستگاه اعلام شده آتشفشاني مي گردد و كانسارهاي مطبق داراي كانيهاي رسي كه بر اين تعريف انطباق داشته ولي نمي توانند بنتونيت ناميده شوند. خاستگاه نامعلوم دارند و يا فاقد مواد اوليه شيشه اي مي باشند از طرف ديگر بسياري از كانسارها در غرب امريكا و ساير نقاط دنيا كه استخراج و بنام بنتونيت بفروش مي رسند با تعريف فوق مطابقت ندارد.
شايد مهمترين تعريف براي بنتونيت بعنوان يك كاني صنعتي توصيف ارائه شده توسط گريم (Grim.A.R) در مادريد اسپانيا در سال ۱۹۷۲ است.
طبق اين تعريف بنتونيت، خاك بنتونيت خاك رسي است كه ذاتاً از كانيهاي اسمكتيت بدون توجه به خاستگاه آن تشكيل شده است.
با اين تعريف اختلاف بين بنتونيت عنوان شده توسط زمين شناسان و بنتونيت صنعتي از بين رفته و مشكل رسهاي اسمكتيتي كه از سنگهاي آذرين غير از توف خاكستر يا شيشه تشكيل شده، يا اسمكتيت هايي كه رسوبي بوده و منشأ نامعلومي دارند حل مي شود. در هر صورت وقتي بنتونيت با اين تعريف و معني بكار مي رود جزو سنگهاي داراي بيش از يك كاني محسوب و در خيلي از موارد تشخيص آن از كل سر شور (Fullers Earth) ممكن نخواهد بود. بنتونيت ها را به چندين طريق تقسيم بندي مي نمايند كه يكي از اين روشها تقسيم بندي برمبناي ظرفيت تورمي آنها در حالت تر يا مخلوط با آب است. چنانكه بنتونيت هايي كه داراي يون سديم Na+ غالب يا يون سديم قابل تعويض فراوان مي باشند ظرفيت تورمي خيلي زيادي از خود نشان مي دهند و وقتي به آنها آب اضافه شود، توده هاي ژل مانندي را تشكيل مي دهند.
ظرفيت تورمي بنتونيت هايي كه كلسيم قابل تعويض آنها از ساير يونها بيشتر است (Ca++) كمتر از نوع سديم دار آن است. بعضي از انواع كلسيم دار كمي بيش از رسهاي معمولي متورم مي شوند و در آب به صورت گلوله هاي ريز با دانه هاي به هم چسبيده در مي آيند.
بنتونيتهاي داراي كلسيم و سديم متوسط، بنتونيتهاي مخلوط ناميده مي شوند. تمايل اين نوع به تورم متوسط بوده و ژل كم حجمي را نسبت به نوع سديم دار (با وزن مساوي) تشكيل مي دهند.
بنابراين با توجه به موارد بالا بنتونيتها را به سه دسته زير تقسيم مي كنند:
الف) بتونيت با تورم زياد يا بنتونيت سديم
ب) بنتونيت با تورم كم يا بنتونيت كلسيم
ج) بنتونيت با تورم متوسط يا بنتونيت متوسط
در صنعت به بنتونيت ها با تورم كم و متوسط عنوان ساب بنتونيت (Bentonite Sub) اطلاق مي گردد.
بنتونيت در امريكا برحسب محل جغرافيايي كانسار و همچنين كاربردهاي آن تقسيم بندي مي كنند مثلاً:
بنتونيت هاي جنوبي، به بنتونيت هاي كلسيم كم تورم واقع در كنار خليج مكزيك گفته مي شود.
بنتونيت وايومينگ يا غربي، به بنتونيت هاي سديم با تورم زياد واقع در وايومينگ و ايالات نزديك آن گفته مي شود.
بنتونيتهاي گل حفاري بنتونيتهاي چسبيده مصرفي در ماسه ريخته گيري و بنتونيت چسبيده يا كونيتي با توجه به مصرف آنها توسط بازرگانان عنوان مي شود.
ساير عناوين مثل بنتونيت ييلد بالا و ييلد پايين، بنتونيت ژل بالا و پايين، بنتونيت با مقاومت زياد و كم نيز براي تشخيص بنتونيت از نظر كيفي در بازار مصطلح است.
تقسيم بندي مختلف ديگري نيز وجود دارد كه خيلي مودر توجه نيست. بنتونيت داراي چنان انواع گوناگوني است كه بعضي از آنها در تقسيم بندي متعارف نمي گنجد يكي از اين بنتونيت ها مكتوريت است كه داراي خاصيت تورمي زيادي بوده و از نوع اسمكتيت ليتيم دار است كه عمدتاً در كاليفرنيا و ايالتهاي هم جوار آن قرار دارند و نمي توانند جزو بنتونيتهاي وايومينگ قرار گيرند و حتي در غرب قرار نگرفته اند تا جزو بنتونيتهاي غربي محسوب گردند. غير از آن بنتونيت هايي هستند كه منيزيم (Mg++) و يا هيدروژن (H+) فراوان داشته و يا يون قابل تعويض غالب دارند. اين نوع بنتونيت سديم يا كلسيم دار نبوده و ظاهراً بعضي از آنها خاصيت تورمي كمي داشتند و بقيه ظرفيت تورمي نسبتاً بالايي دارند.
  • بازدید : 109 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سنگتراشي‌ در ايران قرنها قبل از ميلاد مسيح، با تهيه لوازمي‌ جهت شکار حيوانات و وسايل‌‌اوليه زندگي‌ آغاز شده و بتدريج‌ به‌ اوج‌ رونق‌ و شکوفائي‌ خود رسيده است‌.‌
باز يافته هاي باستاني‌ از جمله اشيائي‌ که‌ از حفاريهاي تپه يحيي واقع‌ در کرمان بدست‌ آمده ‌مويد آن است‌ که‌ پيشينه اين‌ صنعت به‌ ۴۵۰۰ سال پيش از ميلاد مي‌رسد و کشف اين‌‌ظروف‌ نشانگر آن است‌ که‌ در آن ايام تراش اشيا مختلف مصرفي‌ و تزئيني از سنگ سبز در‌کرمان رواج داشته که‌ البته هنوز هم‌ اين‌ نوع سنگ استخراج و به‌ مشهد فرستاده‌ ميشود.‌بطور کلي بايد گفت که‌ سنگتراشي‌ در ايران قديم‌ بيشتر به‌ تهيه وسايل‌ کشاورزي‌ و آلات و‌ابزار شکار و کندن پوست‌ حيوانات اختصاص داشته و لوازم‌ سنگي بدست‌ آمده از غار‌مسکوني‌ کمربند يا غار هوتو در نزديکي بهشهر که‌ متعلق به‌ ۱۱۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال قبل از‌ميلاد مسيح مي‌باشد نيز دلالت‌ بر همين امر دارد. سنگ در ساختن بناهاي تاريخي و آثار‌باستاني‌ هم‌ نقش بسيار مهم و اساسي‌ داشته است‌
قط‌عاتي‌ از طلا و سنگهاي قيمتي به‌ آن اضافه‌ شده و نوشتهاي بنام آشوربانيپال دارد.‌همچنين يک‌ جام پايه‌ دار از سنگ با کتيبهاي بنام خشايار شاه جزو ظروف‌ اخير است‌. روي‌‌لبه اين‌ جام دوازده‌ قو مجسم گرديده که‌ داخل‌ جام را نگاه مي‌کنند. در دوره‌ اشکانيان نيز‌سنگبري رايج‌ بوده‌ و نمونه‌ آن در بيستون و در قسمت پائين حجاري‌ بزرگ‌ داريوش وجود‌داشته و بعدها که‌ طاقچهاي بر روي‌ آن کندهاند تقريبامحو شده است‌. در آثار اين‌ دوره‌‌صورت‌ برجستگي مختصري دارد ولي‌ حالت‌ اشخاص خشک و بدون‌ حرکت‌ است‌ همچنين‌نقش انسان سوار بر اسب‌ مورد توجه‌ فراوانهنرمندان اين‌ دوره‌ و نقوشي‌ ديگر از اين‌ جمله ‌موبد در حال نيايش‌ و سوزاندن عود در آتشدان در ميان آثار اين‌ عصر نقش مهمي دارد.‌
سنگتراشي‌ دوره‌ ساساني‌ راازکنده کاري‌ و نقوش برجسته بر روي‌ ۴ سنگ ميتوان شناخت‌‌که بيشتر آنها در دامنه کوههاي فارس‌ بوجود آمده است‌. اکثر اين‌ نقوش بمنظور نماياندن‌پيروزي‌ بر سلاطين روم‌ ايجاد گرديده است‌. کليه حجاري‌هاي دوره‌ ساساني‌ عبارتست از ۲۰‌حجاري‌ که‌ در نقش رستم، نقش رجب‌ (۲ کيلومتري شمال تخت جمشيد) فيروز آباد، سر،‌مشهد و شاپور واقع‌ شده و علاوه‌ براينها بايد از يک‌ حجاري‌ در سلماس (شمال غربي‌ درياچه‌‌اروميه) و حجاري‌ مفصل طاق بستان در نزديکي باختران نام برد که‌ تمام اين‌ حجاريها بجز طاق‌بستان در يک‌ دوره‌ هفتاد ساله‌ (بين سالهاي ۲۲۵ تا ۲۹۵ ميلادي‌) ساخته شده است‌.

هنر مجسمه سازي‌ و هيکل تراشي‌ طاق بستان تفاوتي‌ کلي با ساير آثار مشابه‌ دارد زيرا اگر‌چه تصاوير فرشتگان که‌ در قسمت ديوار غار قرارگرفته با سنن اوايل‌ دوره‌ ساسانيان انط‌باق ‌دارد ولي‌ نقوش بزرگ‌ قسمتهاي ديگر که‌ شکار گراز و آهو را مجسم مي‌کند.‌
چه از لحاظ موضوع و چه‌ از حيث سبک با صور مورد اشاره‌ تفاوت‌ ، دارد. اين‌ نقوش که‌‌برجستگي آن چندان زياد نيست قسمت بنديهاي بسيار مشکل و غامضي را نشان ميدهد‌بطوريکه حرکات گرازها، آهوان و فيلها را کاملا ظاهر ساخته و چنان دقيق است‌ که‌ حتي‌پارچه‌ لباس شکارچيان نيز کاملا نمايان مي‌باشد. اين‌ نقوش برجسته از لحاظ سبک، همان‌نقاشي‌ بر روي‌ ديوار است‌.‌
با وجود آنکه در دين‌ مبين اسلام نقش نمودن‌ صورت‌ انسان بر روي‌ سنگ، پارچه‌ و غير منع‌شده است‌ اما نمونه‌هاي متعددي‌ از سنگتراشي‌ که‌ در موزه‌هاي مختلف جهان باقي‌ مانده نشا ‌نه هائي‌ بارز از کندهکاريهاي با ارزش‌ اين‌ دوران را بدست‌ مي‌دهد. از جمله ميتوان از سنگ ‌قبري که‌ در سال ۵۳۲ هجري تهيه شده و هم‌ اکنون در موزه‌ هنرهاي زيبا بوستن موجود‌است‌ و با طرحهاي خانه‌ و نوشتههاي گوناگون تزئين شده و نيز نمونه‌هاي از سنگ مرمر که‌ در ‌حال حاضر در موزه‌ متروپوليتن نيويورک‌ نگهداري‌ ميشود و متعلق به‌ دوره‌ مغولها است‌ و‌اشکالي‌ به‌ شکل محراب روي‌ آن ديده ميشود، نام برد. از زمان قاجار يک‌ نمونه‌ در چشمه‌علي قابل‌ ذکر است‌. با اين‌ وجود به‌ آنکه به‌ نظ‌ر برخي‌ از محققان و باستان شناسان ايران‌سرزمين سنگ مي‌باشد و منابع‌ سرشاري‌ از انواع سنگها همچون مرمر و سنگ گندمي‌ و سنگ ‌سياه (که‌ در تخت جمشيد بکار رفته) ويش‌ يزدي‌ و سنگ سماق و سنگ آهکي و سنگ ميکا‌را دارد ، بايد گفت که‌ عليرغم‌ اين‌ فراواني‌، سنگ در معماري‌ و هنر ايران پايگاهي‌ نسبتا فرعي‌ داشته‌و شايد در اين‌ امر شکل پذيري گل‌ سفال که‌ با ذوق‌ ايرانيان سازگارتر بوده‌ بي‌ تاثير نبوده‌‌است‌. امروزه‌ دو مرکز اصلي سنگتراشي‌ در ايران، قم‌ و مشهد است‌ و هم‌ اکنون در‌شهرهاي مذکور عده اي از افراد در مراحل‌ مختلف استخراج سنگ سنگ بري، سنگتراشي‌ و‌حکاکي‌ روي‌ سنگ اشتغال دارند. سنگتراشان در مشهد از انواع سنگها نظ‌ير سنگ مرمر،‌سنگ نسوز، سنگ سياه، سنگ زرد، سنگ قرمزو سنگ سفيد استفاده‌ مي‌نمايند که‌ صرفنظر‌از سنگ سبز بقيه از معادن‌ موجود در استان خراسان تامين مي‌شود. مصرف سنگ سياه‌مشهد بعلت ارزاني‌ و نقش پذيري زياد بوده‌ و نزديک‌ به‌ ۷۰% سنگتراشان اين‌ نوع سنگ را‌مصرف مي‌کنند ولي‌ سنگ سبز کرمان بعلت گراني‌ و نياز به‌ صرف وقت‌ زياد جهت توليد‌محصول مصرف کمتري دارد و فقط براي ساخت‌ اشيا تزئيني بکار ميرود.‌

سنگتراشان قم‌ از سنگ آلاباستر براي توليد محصولات استفاده‌ ميکنند و قابل‌ ذکر است‌ که‌ ‌سنگتراشان در هر دو شهر علاوه‌ بر انواع سنگ که‌ شرح آن گذشت‌ از مواد ديگري نظ‌ير گچ‌،‌چسب سنگ، رنگ‌ و پوليش نيز در جريان توليد محصولات استفاده‌ مي‌نمايند و آلات و ابزار‌متداول‌ در کارگاههاي سنگتراشي‌ معمولا بسيار ساده‌ و ابتدائي‌ بوده‌ و شامل‌ وسايلي نظ‌ير‌چرخ سنگتراشي‌، الماسه‌، پرگار، قلم آهني سوهان اره‌ و غيره ميگردد. محصولات سنگي قم‌‌که سفيد رنگ‌ مي‌باشد شامل‌ شمعدان، گلدان، سيني، کاسه‌، بشقاب، پايه‌ آباژور، زير‌سيگاري‌، چراغ خواب، تابلو، شکلات خوري‌، گلابپاش، مجسمه و… در طرحها و اندازه‌هاي‌گوناگون است‌ و محصولات سنگي مشهد را از نظ‌ير کيفيت به‌ سه‌ دسته ميتوان تقسيم کرد:‌
۱- فرآورده‌هاي سنگ سياه مشهد عبارت‌ است‌ از کاسه‌ بشقاب، شکلات خوري‌، گلدان، قدح،‌ليوان پايه‌ دار، ليوان ساده‌ و فنجان که‌ بيشتر بصورت‌ منقوش بوده‌ اغلب به‌ طرحهاي گل‌،‌کاروان و غيره مزين‌ است‌.‌
۲- فرآورده‌هاي سنگي مصرفي‌ که‌ شامل‌ ديزي، هاون‌ و غيره است‌‌
‎۳- اشيائي‌ که‌ ازسنگ سبز کرمان و مرمر ساخته ميشود. اين‌ مصنوعات بيشتر تزئيني بوده‌ و ‌به قيمت گراني‌ به‌ فروش‌ مي‌رسد و انواع متداول‌ آن شامل‌ زير سيگاري‌، قلم دان، جاي‌نوار، چسب، گلدان، پايه‌ پرچم‌ و… در اندازه‌هاي مختلف است‌.

در مشهد براي توليد فرآورده‌هاي سنگي پس‌ از استخراج سنگ از معدن با استفاده‌ از‌اره‌هاي دو سر اقدام به‌ برش آن به‌ قط‌عات کوچک‌ نموده‌ و پس‌ از حمل آن به‌ کارگاههاي‌سنگتراشي‌ بر اساس نقشه تقريبي مي‌تراشند سپس توسط‌ دستگاه تراش آنرا به‌ شکل‌اصلي و موردنظ‌ر در مي‌آورند. آخرين‌ مرحله توليد سوهان کاري‌ است‌ که‌ پس‌ از اين‌ عمل‌محصول بصورت‌ مط‌لوب در مي‌آيد. بمنظور ايجاد نقوش مختلف در فرآورده‌هاي سنگي پس‌‌از سوهان کاري‌ آنرا در اختيار قلمزن قرار مي‌دهند و قلمزن تصوير مورد سفارش‌ را با‌استفاده‌ از قلمهاي آهني روي‌ سنگهاي سياه حکاکي‌ مي‌کند و به‌ اين‌ ترتيب مراحل‌ مختلف‌ساخت‌ مصنوعات سنگي شامل‌: استخراج سنگ از معدن، تقسيم سنگ به‌ قط‌عات کوچک‌،‌تراش سنگ بااندازه‌ اصلي با دستگاه، سوهان کاري‌ قلمزني‌ و حکاکي‌ محصول آماده‌ ميباشد.‌محصولات مشهد به‌ ويژه محصولات زينتي آن، معمولا به‌ شکلي حکاکي‌ شده عرضه‌ ميشود.‌در اين‌ زمينه لازم‌ به‌ توضيح است‌ که‌ هر گاه صنعتگران بخواهند بشقاب يا کاسه‌ اي را با‌کنده کاري‌هاي اسگرافيت زينت دهند، روي‌ آن را با رنگ‌ مشکي مي‌پوشانند و سپس به‌‌کمک قلمهايي‌ ظريف‌ و با دقت‌ و مهارت‌ کافي‌ روي‌ آن را به‌ اشکال مورد نظ‌ر مي‌تراشند و در‌نتيجه، سط‌ح‌ رنگ‌آميزي شده دست‌ نخورده‌ باقي‌ مانده و نقش، حالت‌ مشکي برجسته اي به‌‌خود ميگيرد .‌

سنگتراشان قم‌ نيز باين‌ نحو عمل ميکنند که‌ پس‌ از تحويل‌ سنگ در محل کارگاه و بريدن آن‌با اندازه‌ تقريبي محصولي‌ که‌ قصد توليدش را دارند، ابتدا با کمک تيشه شکل ابتدائي‌ به‌‌آن مي‌دهند و سپس بوسيله قلمهاي فلزي درشت‌ داخل‌ آن را خالي‌ مي‌کنند و توسط‌‌ قلمهاي کوچکتر آنرا پرداخت‌ نموده‌ و در مرحله نهايي‌ نيز براي صيقل دادن‌ سط‌ح‌ بيروني‌‌محصول از سوهان يا سنگ سمباده‌ استفاده‌ مي‌نمايند.‌
قابل‌ ذکر است‌ که‌ در حال حاضر در برخي‌ از کارگاههاي سنگتراشي‌ سنگتراشان تکنولوژي‌ را‌براي سرعت‌ بخشيدن به‌ کارشان به‌ خدمت‌ گرفته آن و اکثرا از دستگاهي‌ که‌ شبيه اره‌هاي‌چوب بري است‌ استفاده‌ مي‌کنند ولي‌ در هر حال بايد گفت که‌ سنگتراشي‌ به‌ کار مداوم‌ و‌تلاش زياد نياز دارد، از اينرو در قيمت تمام شده يک‌ محصول سنگي عامل‌ کار نقش مهمي‌دارد و حدود ۸۰ درصد قيمت را تشکيل مي‌دهد.‌در خاتمه بايد گفت که‌ سنگتراشي‌ اين‌ صنعت هفت هزار ساله‌ به‌ توجه‌ بيشتري نياز دارد و‌لازمست به‌ مسائل‌ و مشکلاتش‌ بيش از پيش پرداخته شود تا انشاا.. شاهد رونق‌ و‌شکوفائي‌ آن باشيم.‌
  • بازدید : 77 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در كشور نروژ راه حلهاي فن آوري ابتدايي هميشه براي حداقل رساندن و كنترل‌رهايي از آلودگيها در اثر معادن غير قابل استعمال سولفيد وسيله‌اي ارجح بوده است. اين برآورد و ارزيابيها شامل راه حلهاي متنوع، رسوبات زيرآب، جبران گذشته و بهره وري از بخش كثير آبهاي طبيعي مي باشد. معيار اصلي اين قبيل راه حلها، علاوه بر تاثير كم و هزينه نگهداري، هميشه مورد استفاده بوده
دورنما
olivine – عامل رونشست و خنثي كردن
ساختار كريستال (بلور) olivine   (Sio4  Fel2  و mg) متشكل از چهار وجه SioA A به طور منفي، پرت و مكلف مي باشد كه يكديگر را توسط كاتيون (يونهاي داراي بار مثبت) حاوي دولانس هم عرض  octahedrally  نگه مي دارد. فقدان ارتباط قوي پاوندهاي Si – O – Si بين SiO4  مجزاي چهاروجهي باعث مي‌شود Olivine  سريعتر فرسايش مادة معدني سيليكات شود. وارفتگي وزوال Olivine توسط تعدادي از محققان ابه نامهايSanemaasaetal  درسال ۱۹۷۲، luce etal در سال ۱۹۷۲، Lasage ، Blum درسال ۱۹۸۸ ، Herketal در سال ۱۹۸۹، Wogelius، Walther  درسال ۱۹۹۱، ۱۹۹۲) مورد پژوهش واقع شده و يك مروري به ادبيات موجود توسط Jonckbloedt در سال ۱۹۸۸ شده است كسي كه انحلال olivine را درون اسيد سولفوريك در درجه حرارتي بالابر بررسي كرد. Jinckbloedt  در تحقيقش از منيزيم فراوان بنابر Alsolivin در نروژ استفاده مي كندو بيشترين تحقيقات از بكارگيري olivin هاي منيزيم طبيعي يا Forsterite مصونوعي انجام شده اند. واكنش مكانيسم در اكثر اين تحققات نشان مي دهد ك عملكرد تساوي زير مي تواند گويا باشد.
Mg 2 SiO A + AH+  → ۲ Mg2 + Si (oH) A 
طي حل در اسيد، يونهاي Mg2+  توسط يونهاي هيدروژن، منومرهاي Si (oH)A  قابل انعطاف و يونهاي Mg2+  در محلول جايگزين مي شوند. اين واكنش در يك  كاهش بسيار خاصيت اسيدي نتيجه مي دهد. اكثر پژوهشگران يك وضع كنايي تقريبا ۵۰۵ براي يون هيدروژن گزارش داده اند. يعني لگاريتم ميزان افزايش متناسب با PH 505 2001 و Rimstidt و Rosso  مي باشد. وابستگي شديد PH  اينگونه معني مي دهد كه Forsterite از وجود يك ماده معدني كمابيش به يك اده معدني زود فرسوده درون يك رديف PH نسبتا محدود مي آيد. استفاده از حداكثر ظرفيت olivine به منظور سولفوريك خنثي توسط محققين متعددي توصيف شده به نامهاي Schuiling  از سال ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۸، Jonckbloete در سال ۱۹۹۸ ، Kleivetal در سال۲۰۰۱، Herbert و morales در سال ۲۰۰۱، Thorhill و Kleiv در سال (۲۰۰۲) به واسطة حل پذيري بسار بالاي سولفات منيزيم، كاربرد olivin به مدنند يك عامل خنثي و يابي طرف درون رسوبات حجيم سولفات نتيجه نخواهد داد.
بهرحال اين ميتواند معضل باشد زمانيكه مصرف كربنات كلسيم مانند يونهاي كلسيم از تلقيق مواد معدني با يونهاي سولفات به منظور تركيب سنگ گچ فروشويي مي كند (فروشويي يعني عملي براي جدا كردن مواد معدني).
به منظور تركيب سنگ گچ فروشويي مي كند (فروشويي يعني عملي براي جدا كردن مواد معدني).
Kliev در سال ۲۰۰۱ نشان داد كه olivine  Forsterite يك رونشست مس از نوع خوب است و روچگالش مناسب ترين حوزة دروني طبيعت است (يعني Chemisorption) همينطور براي اكثر سيستمهاي شامل يونهاي فلزي داراي دووالانس در حضور يك سطح سيليكات، گرايش مس به رونشين شدن به olivine با افزايش PH افزوده خواهد شد.
در تحقيق سابق كاربرد غلظت مس و بخشهاي محلول / جامد شبيه به توضيحاتي است كه در اين ورق آمده است.
محققيني چون Kleiv و Sandvik در سال ۲۰۰۲ پي بردند كه در چگالش اطراف PH4  حائز اهميت مي باشد و در سراسر PH 6  به ۱۰۰ درصد رسيد.
۲۰۲ معدن  kken L
معدن kkex   L  از كار افتاده در نروژ مركزي تقريبا ۵۰ كيلومتري  جنوب غربي تروندهمي كه در تصوير شماره يك نمايان است باشد. نهشت و رسوب معدن
 kken L ، در اصل شامل ۳۰ ميليون تن سنگ عدن با پيويت (سولفيد آهن F 2¬ S 2  ) ، چالكوپيريت و اسفالريت مانند تركيبات عمدة سنگ معدن مي باشد. رسون معدن  kken L بزرگترين رسوب پرحجم سولفيدي است كه تا به حال درنروژ يافت شده.
استخراج معدن kken   L  در سال ۱۶۵۴ آغاز شده زمانيكه قطعات سنگ معدن (كانه) براي وسعت مس بهره برداري مي شد. اواخر،ؤ هم پيريت و هم روي (فلز سفيد مايل به آبي) فرآورده هاي ارزشمند و گرانبهاي شدند.
از سال ۱۹۷۴ چگالشهاي مس و روي توسط فرايند گزينش توليد شدند.
در اواخر هفتاد سال ۱۹۷۰ سنگ معدن در قسمت شرقي معدن ذخيره مي شد و نيز معدن و النبرگ معرفي مي شده كه سنگ عدن بيشتر يا كمتري مصرف شده است. توليد در قسمت غربي معدن، كه معدن آستروپ ناميده مي‌شود تا سال ۱۹۸۷ ادادمه داشت تا هنگاميكه عملكردهاي استخراج نفت سرانجا به انتها رسيد.
به جر دورة ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۲ آب معدني هميشه منبع عمدة  آلودگي معدني kken   L  (Arnesen ، سال  1999) بوده است در اصل، آن مستقيما به مستقيم آب محلي معرفش شده است. بنابراين سبب يك تأثير منفي مهم در چگونگي و كيفيت آب رودخانه Orkla مي‌شود. از سال ۱۹۵۲ يك كانال ارتباطي چوبي در امتداد سي‌كيلومتر به جهت انتقال آب معدني به فجور در او رنكنجر كشيده شده است. در ابتدا آن دورن يك دستگاه رسوبگر سولفايد عمل شد، اما از سال ۱۹۶۲ به موضوع پالايش نشده فجور معرفي شده. تا اواخر دهة ۷۰ سال ۱۹۷۰، m3  000 و ۶۰۰۰ – ۵۰۰ (يعني نزديك به PH2) آب معدني اسيدي بسيار هر ساله توليد مي‌شد. معمولاً حاوي ۱/۵۰۰ ميلي گرم مس مي شد. (۱۹۹۹ ۰ Arnesen) بيش از ۹۰ درصد از‌ آب معدني معدن kkex   L از معدن Wallenbery سرچشمه مي گيرد. در سال ۱۹۸۳ معدن والنبرگ دو از معدن استروپ با در پوشهاي بتوني و ترك به طغيان تعيين مي‌شود. طي گذشت چهارسال كاركرد، آب معدني از معدن آستروپ به معدن والنبرگ روانه شد. اين موجب يك حالت موقتي و زودگذر درصد ور آب معدني از معدن kken   L كه به مدت ۹ سال جديدترين بود مي‌شود.  در سال ۱۹۹۲ حداكثر ظرفيت ذخيره سازي معدن والنبرگ مورد تحقيق واقع گرفت و آب عدني يكبار ديگر از اين معدن بيرون فرستاده شد و معروف به گيرنده ذخيره سازي معدن والنبرگ مورد تحقيق واقع گرفت و‌تاب معدني يكبار ديگر از اين معدن بيرون فرستاده شد و معروف به گيرنده محلي شده سپس پي برده شد كه افزايش دورة اقامت PH آب و به طور تقريبي PH¬  2  به PH 6  تغيير يافته بود.
اين تغيير توسط يك كاهش شگرفت در غلظت مس تقريبا از ۲۵۰۰ يك ميلي گرم را توأم مي شد. بهره برداري از فرآيندهاي موادشيميايي زميني در معدن والنبرگ اتفاق مي افتد، فضولات معدن اسيد از صخره هاي مخروب و در هم كوبيده بيرون مي آيند و ديگر صنايع صوري تا سال  1992 گردآوري شده اند و او به معدني در ميان قسمت شرقي تصوير شماره يك معرفي شده.
اين زهاب تقريبا شامل m3  000 و ۲۰۰ هرساله و معمولاً حاوي دوبيست ميلي گرم /۱ مس مي باشد. عاقبت زمانيكه آب از بدنة معدن والبنرگ (چنانچه در فهرست شماره يك بيانگر است) روانه و به بيرون فرستاده مي‌شود و غلظت و چگالي مس در رديف ۵ – ۱ ۵۰ ميلي گرم /۱ مي باشد. (Arnesen در سال ۱۹۹۹ چنين تحقيق كرد.)
با اين نكته كه حجم و مقدار زياد آهن درون آب معدني خارج شده، موجودات كه در تركيب آهني آن رخ مي دهند. طغيان معدن والنبرگ و عملكرد معدن مانند يك گياه معالج مواد شيميائي زمين براي زهكشي در محمولة مس ناب از معدن kkex   L به تقليل ۹۵ درصد كشيده شده است. (تحقيق Versex (و Arnesen در سال ۲۰۰۱ مي‌باشد) و معيار راه حل، يك موفقيت شگرف در نظر گرفته شده، به هر حال، در پاييز سال ۲۰۰۱ كيفيت آب معدني خروجي شروع به تغيير كرد و قسمتهاي متفاوت PH را پايين آورد و نه غلظت بالاي مس در طي دوسال اخير مشاهده شده بود (هيئت مديرة استخراج معدن كشور نروژ به طور شخصي و گروهي)
اگرچه افزايش غلظت مس به حد mgll 1405 مي رسد، دور از مقايسه شگرف با غلظت سابق سال ۱۹۸۳ مي باشد. آن مي تواند منجر به يك تخطي و تخلف از محدودة اعلايي آب براي گيرندة محلي مشخص توسط توانايي كنترل آلودگي نروژ بشود.
  • بازدید : 91 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آلونيت در جهاني از قرن پانزدهم تا اواخر قرن حاضر بعنوان منبعي براي زاج و سولفات آلومينيوم مورد استفاده قرار گرفته است . از زمان شناخت و بكارگيري آلونيت در ايران تاريخ دقيقي در دسترس نيست اما ترديدي نيست كه سابقه طولاني داشته و چه بسا ايرانيان از پيش از قرن پانزدهم آن را مورد استفاده قرار مي دهند از اوايل قرن حاضر از بوكسيت و رس هم تا حدودي براي بدست آوردن زاج و سولفات آلومينيوم استفاده مي شود . آلونيت در طول اولين جنگ جهاني نقشي استراتژيك و حساس در استراليا و ايالات متحده امريكا در تهيه كود سولفات پتاسيم ايفا كرده است.
در برخي كشورها آلونيت جهت توليد آلومين   مورد استفاده قرار مي گيرد ، چنانكه در آذربايجان شوروي ( سابق ) كارخانه اي با ظرفيت توليد تقريباً ۲۰۰ تن در روز آلومين برپاست كه از آلونيت ، آلومين استخراج مي شود ، از آنجا كه آلومين منبع با ارزشي براي آلومينيوم است ، آلونيت را مي توان كانسار آلومينيوم بشمار آورد . كود از محصولات فرعي آلونيت است در ايران آلونيت از قديم و بطور سنتي در توليد زاج مصرف مي شده است كه بكار رنگرزي و تصفيه خانه هاي آب و نفت مي آيد . 
آلونيت در بسياري از كشورها وجود دارد البته بايد در نظر داشت كه انباشته هاي بزرگ و غني از آلونيت كه براي تاسيس كارخانه توليد آلومين يا كود مناسب باشد ، به طور نسبي ،  كم است . 
در دهه اخير انباشته هاي بزرگي از آلونيت در برخي از ايالات باختري آمريكا كشف شده كه مهمترين آن ها در جنوب باختر يوتا است ، ولي انباشته هاي آريزونا و كلرادو هم شايان توجه اند ، در نوادا و نيومكزيكو و به احتمال در مكزيك هم پتانسيل يا كانسارهايي از آلونيت با عيار بطور نسبي خوب وجود دارد . 
به نظر مي رسد بزرگترين و بهترين انباشته هاي آلونيت از نظر گستردگي و عيار در جمهوري هاي شوروي ( سابق ) است ، كارخانه توليد آلومين در آذربايجان شوروي از توف هاي آلونيتي شده اواخر ژوراسيك نزديك ، زايليك (  Zaglik ) چند كيلومتري شمال باختر داش كس ( Dashkesan ) تغذيه مي شود و مقدار آلونيت سنگ ها حدود ۴۰ درصد مي باشد در ديگر جمهوري هاي شوري ( سابق ) بيش از ۸۰ ذخيره ديگر وجود دارد كه اين انباشته ها در قزاقستان ، ارمنستان ، ازبكستان ، قرقيزستان ، تاجيكستان ـ پراكنده است . 
در قاره آسيا بويژه در چين انباشته خيلي بزرگ از سنگ هاي واجد آلونيت در ناحيه پين يانك فانشن ( pinyang Fanshan ) ، در ژاپن ، جنوب كره ، تركيه و ديگر كشورها هم گزارش هايي در مورد آلونيت موجود است ولي اقتصادي بودن برخي از آنها هنوز نامشخص است . همچنين ذخاير يا منابع موجود در اسرائيل ( فلسطين اشغالي ) ، مصر ، مراكش ، تانزانيا ، نيجريه ، نيوزيلند ، و سوماترا و فيليپين مورد بررسي هاي دقيق قرار نگرفته است . در كشورهاي  اروپايي مانند ايتاليا ، اسپانيا ، در جنوب امريكا ، جنوب مكزيك و استراليا هم انباشته هاي قابل توجهي از آلونيت موجود است . 

۲ ـ ۱ ـ تركيب شيميايي و برخي خصوصيات كاني شناسي آلونيت 
آلونيت خالص از نظر تئوري با فرمول   مشخص است كه   05/13 ، درصد   37/11 درصد ،   92/36 درصد و   66/38 درصد مي باشد آناليز بعضي از بلورها ممكن است مشابه تركيب فوق باشد اما آلونيت طبيعي مقداري سديم دارد كه جانشين پتاسيم شده است و در صورتيكه نسبت اتمي سديم به پتاسيم معادل يك يا بزرگتر از يك باشد كاني راناترو آلونيت گويند و اگر نسبت اتمي سديم به پتاسيم بزرگتر از ۱:۳ مي باشد ممكن است به آن آلونيت سديك گويند اگر چه اين نام گاهي به غلط مترادف با ناترو آلونيت در نظر گرفته مي شود . 
آلونيت از نظر بلورشناسي در سيستم هگزالگونال تبلور يافته و در حالت بلوري به صورت فيبري ولي اغلب در طبيعت به صورت متراكم يافت مي شود . سختي كاني خالص آن ۵/۳ تا ۴ و وزن مخصوص آن بين ۶/۲ تا ۸/۲ متغير است . رنگ اين كاني با توجه به ناخالصي هاي همراه آن متغير است چنانكه در رنگ هاي سفيد ، خاكستري ، صورتي ، متمايل به زرد و قهوه اي و حتي بنفش مشاهده مي شود . 
۳ ـ ۱ ـ چگونگي رخداد 
آلونيت به صورت عدسي ها و رگچه ها در داخل كانسارهاي رگه اي فلزات و نيز در داخل شكاف هاي سنگ هاي آذرين قليائي يافت مي شود ولي توده هاي بسيار بزرگ آن به طور معمول ،‌‌ در داخل توف ها و گدازه ها تشكيل مي گردد . در ايران هم از هر دو نوع وجود دارد ولي تنها آن دسته كه در اثر آلتراسيون با هر پديده ديگر در سنگ هاي ولكانيكي يا توفي بوجود آمدها ، از نظر حجم و وسعت شايان توجه است . 
انباشته آلونيت نوع جانشيني شباهت كمي با نمونه هاي موجود در موزه يا توصيف هاي موجود در متون و نشريه هاي كاني شناسي دارد . بطور نمونه آلونيت در سنگهاي آتشفشاني دانه ريز يا پورفيرهاي دانه درشت تر ساب ولكانيك و يا در سنگ هاي نفوذي كم ژرفا بر اثر آلتراسيون مي تواند بوجود آيد و سنگ دگرسان شده اساساً از كواتزهاي ميكرو كريستالين ، آلونيت و مقادير جزي هماتيت ، روتيل و آناتاز تشكيل شده است ، رسها و كانيهاي سيليسي غالباً سيليسي غالباً از همراهان آلوتيت در سنگ هاي آلتره شده مي باشد . حضور فراون همين همراهان در فرايند توليد آلومين   مي تواند توليد اشكال نمايد . 
تشخيص سنگ هاي آلونيت دارد در روي زمين كار ساده اي نيست . سنگ هاي ولكانيكي دگرسان شده غني از آلونيت و كائولينيت  ، سريسيت و ديگر كاني هاي دگرساني خيلي مشابهند ، اما چون وزن مخصوص آلونيت ( ۸۲/۲ ) كمي بيش از وزن مخصوص كوارتز و رسها است ، بطور معمول ، حضور مقدار زياد آلونيت در يك نمونه سنگ ولكانيك قابل تشخيص است . 
آلونيت هايي كه بصورت رگه اي هستند معمولاً صورتي رنگند ولي رنگ كلاً معياري ضعيف در تشخيص سنگ هاي آلونيتي است . چون آلونيت در رنگهاي گوناگون مي تواند باشد . ( بطور معمول ، رنگارنگ يا داراي خطوط رنگيني است و يا به آهن آلوده شده است . رنگ زرد پرتقالي معمولاً نشانه حضور جاروسيت ( سولفات آهن آبدار ) مي باشد ) . 
انباشته هاي مختلف آلونيت اندازه هاي متغيري دارد چنانكه از نودول ها يا  عدسي هاي كوچك در حد سانتي متر و تا توده هاي بزرگ محتوي چندين ميليون تن سنگ دگرسان شده با ۳۰ تا ۴۰ درصد آلونيت در تغيير است . در رگه هاي درون زا ( hupogene ) آلونيت به طور تقريب خالص مي تواند يافت گردد . Hall ( 1978 ، ۱۹۸۰ ) انباشته هاي آلونيت را در سه گروه مي گنجاند : 
۱ ـ آلونيت رگه اي ؛ ۲ ـ آلونيت گرهكي ؛ ۳ ـ آلونيت جانشيني ؛
  • بازدید : 104 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

طي ۲۰ سال اخير، قوياً به واكنش ساختمان ها در مقابل پيچش هاي سختي كه در اثر حركات ناشي از زلزله  به وجود مي آيند، رسيدگي شده است، اما اكثر تحقيقات انجام شده، تنها به مدل هاي ساده اي هم چون مدل تيرهاي برشي و ساختارهاي يك طبقه محدود شده اند. در اين مقاله، با استفاده از يك سري از ساختارهاي بتن هاي تقويت شده ۱، ۳و۵ طبقه اي كه براي مقادير مختلفي از ناهنجاري هاي طبيعي و تصادفي طراحي شده اند، به اين مشكل پرداخته شده است. ايده آل سازي مواد پلاستيك اين ساختارها، جهت انجام يك سري تحقيقات پارامتريك پيرامون برخي حركات حقيقي و نيمه مصنوعي كاربرد دارد.
يافته ها اين طور نشان داده اند كه نتايجي كه از مدل هاي تيرهاي برشي، يك طبقه و ساده اخذ مي شوند آنچنان قابل اعتماد نيستند لذا استفاده از آنها براي ايجاد اصول پايه كدگذاري شده توصيه نمي شود. 
 
مقدمه:
اكثر كارهاي منتشر شده اي كه در مورد واكنش ساختارهاي متقارن به پيچش هاي ناشي از زمين لرزه هاي سخت هستند براساس مدل هاي ساده و يك طبقه اي از تيرهاي برشي شكل گرفته اند. ابتداً، اين مدل ها از سه عنصر تشكيل شده بودند كه به صورت موازي با محور y قرار داشتند، بنابراين تنهنا رابطه ساده  برقرار بود و اين رابطه به حركات ساده زلزله اي تعلق داشت.
بعدها برخي عناصر مقاومتي به راستاي x اضافه شدند و به همين جهت سيستم‌هايي با دو نامساوي   تحت عنوان ورودي هاي زلزله اي دو بعدي قابل توجه شدند. جالب است بدانيد كه مول تيرهاي برشي سخت از سال ۱۹۷۲ براي تحليل واكنش سيستم هاي چند طبقه اي متقارن در مقابل زمين لرزه كاربرد داشته است. 
نتايج حاصل از رسيدگي به پيچش هاي سخت كه با مدل هاي يك طبقه و ساده‌اي از تيرهاي برشي به وجود آمده معمولاً براي ارزيابي ميزان كفايت قوانين سختي جهت ايجاد كدهاي طزراحي ضد زلزله جديد و ارائه پيشنهاداتي براي اصلاح اين طرح ها به كار مي روند. به هر حال، بنا به دلايلي كه در زير ارائه مي شوند چنين برآوردهايي چندان قابل اطمينان نيستند.
 
(a) مدل ساده اي از تيرهاي برشي يك طبقه، كه اصولاً به دليل سادگي در ساختارشان از آنها استفاده مي شود، نمي توانند تخمين قابل قبولي از واكنش ساختارهاي چند طبقه اي حقيقي ارائه كنند. بنابراين نتايجي از اين قبيل تنها داراي ارزش كيفي هستند. 
(b) سختي و استحكام عناصر مقاومتي مدل تير برشي، شرايط مخصوصي دارند و تنها براي بارهاي ناشي از زلزله، آن هم به صورت مستقل از هم محاسبه مي شوند. در ساختارهاي حقيقي عوامل سختي، استحكام و تغيير شكل تسليم چنان ارتباط مستقيمي با هم دارند كه تغيير در يك پارامتر به تغيير ۲ پارامتر ديگر منجر خواهد شد.
(c ) در ساختارهاي حقيقي، اعضا جهت تحول بارهاي افقي و عمودي طراحي مي‌شوند، لذا استحكام و سختي آنها در ارتباط با يكديگر، با مقادير مشابه مقاومتي در مدل تيرهاي برشي ساده شده متفاوت خواهد بود. بنابراين درصد تغيير در اين كميت‌هاي ايجاد شده براساس اصول كدگذاري شده پيچش در ساختارهاي حقيقي، بسيار كمتر از موارد مشابه در تيرهاي برشي است.
 (d) تسليم عنصر انتهايي يك مدل ساده شده يك بيانگر عملي از حذف سختي در آن وضعيت است. در ساختارهاي حقيقي ميله هاي تحول كننده سختي ارتجاعي در هر قاب در حقيقت جزء مهمي از خواص سختي ارتجاعي آن به شمار مي رود كه اين سختي توسط ستون هايي كه جهت باقي ماندن به حالت الاستيك طراحي شده اند كنترل مي شود. 
به همين جهت از نظر تفاوت هاي بزرگي بين ساختارهاي حقيقي و مدل هاي تير برشي وجود دارد. نقص هايي كه براي مدل هاي ساده شده بيان كرديم نشان مي‌دهد كه اين مدل ها نيازمند رسيدگي بيشتر هستند. اين كار به واسطه ايجاد طرح هاي سه بعدي دقيق، واقعي و ايده آل شده اي صورت مي گيرد كه براي ساختارهاي چند طبقه‌اي كه در آن اعضاي خميده شده توسط يك مدل محوري پلاستيك ايده آل سازي شده اند ساخته شده تا كنون هيچ تحقيقات سيستماتيكي كه براساس اين مدل ها صورت گرفته باشد انجام نشده است.
نشريات وابسته تنها به پرداختن به ساختارهاي موجود يا تحقيق پيرامون ساختارهايي با قاب هاي كاملاً ايده آل شده با يك محور تقارن و تحت حركت يك بعدي محدود شده اند. ]۱۲و۱۱[ مقاله موجود نتايج اخذ شده از يك مطالعه گسترده پيرامون اين مشكل را ارائه مي دهد. اين مطالعات براساس مدل هاي سه بعدي و چند طبقه‌اي كه داراي يك يا دو نقص هستند و با گروهي از حركات زلزله اي مركب تحريك شده اند، شكل گرفته است.
سيستم ها و حركات به كار رفته:
ساختارهايي كه براي اين تحقيق استفاده شده داراي يك، سه يا پنج طبقه هستند و قاب هايي با بتن تقويت شده، و مقاوم در برابر گشتاور در دو راستا تشكيل شده اند. اين ساختارها در شكل ۱،۲و۳ نشان داده شده اند اگرچه ما اين قاب ها را قاب هاي فضايي مي ناميم ولي در اينجا آنها را با پارامترهاي Fr1 تا Fr6 رسم كرده ايم. به طريقي كه Fr1، Fr2 و Fr3 به موازات محور Fr4، Fr5 و Fr6 موازي محور xها قرار گرفته اند. توجه داشته باشيد كه Fr2 در ساختارهاي ۳ طبقه‌اي Fr29 و Fr4 در ساختارهاي پنج طبقه اي به دو قاب بعديشان كه در وسط قرار گرفته اند مربوط مي‌شوند.
در اين حالت، مي توان نتايج را با عناصر مشابه در مدل ساده اي از تيرهاي برشي مقايسه كرد. ميزان نامتعارف سختي، كه براي تمام سطوح يكسان است، با مقادير ۰٫۳۰L . 0.20L , 0.10L , e=0.00 (L بعد افقي طرح) آمايش شد. در حالت يك نقصي، مركز ثقل (CM) و مركز سختي (CR) روي محور x مي خوابد   در حالي كه در وضعيت دو نقصي اين دو مركز به صورت اريب (شيب دار) قرار مي گيرند.   توجه كنيد كه در ساختارهاي چند طبقه اي، عموماً CR تعريف نمي شود، مگر در بعضي شرايط بسيار حاد.
اينجا اين مركز براساس حدود سختي قاب تخمين زده شده است. براساس مدل تير برشي ساده شده قاب هاي نزديك تر به CR (Fr1 و Fr6) قسمت هاي سخت و قاب‌هاي دورتر از CR (Fr3 و Fr4) قسمت هاي انعطاف پذير هر ساختار به شمار مي‌روند.
ارتفاع طبقه در تمام ساختمان ها ۳ متر است و طبقه همكف ۴ متر. تمام ساختمان‌ها براي تحول نيروهاي ثقل و نيروهاي ناشي از زمين لرزه براساس كدهاي اروپايي ۲ (بتن تقويت شده) و ۸ (طرح مقاوم در مقابل زلزله) طراحي شده اند، در حالي كه طراحي هاي فرعي جهت تحمل مقادير مختلفي از ناهنجاري هاي تصادفي نيز وجود دارند. eacc=0.05L , e¬acc=0.0 (براي هر EC8) و eacc=A0.05L (به عنوان هر UBC-97 و كد يوناني [۱۵]) دوره هاي طبيعي در شرايط مختلف در ليست جدول ۱ آمده‌اند. تحليل غير خطي ديناميكي ساختارها براي گروهي از حركات حقيقي و مصنوعي به كار مي رود. اين كار با استفاده از اصول اصلاح شده برنامه ANSR صورت مي گيرد. اجزا قاب به وسيله يك مدل از محور پلاستيكي ايده آل سازي شدند كه در آن گشتاور چرخشي اصلاح شده با نسبت سختي برابر با ۰٫۰۵ در نظر گرفته شده سختي در نقطه تسليم به واسطه زانوهاي ضد زلزله با مقدار EL=Myl/6ey قرار داده شد در حالي كه Qy براساس معادلات نيمه تجربي ارائه شده توسط 
Park & Ang محاسبه گشت. در تحقيق موجود سه گروه از تحريكات زلزله اي به كار رفتند، كه هر كدام شامل ۵ حركت دو جزيي بودند. اولين گروه، گروه A،  حركات حقيقي و از نوع باز بودند، دومين گروه، گروه B، شامل حركاتي با ضربان هاي سريع و به صورت حقيقي بود. سومين سري از ده حركت نيمه مصنوعي به واسطه اصلاح ۱۰ جز حركات گروه A به وجود آمدند (گروه C). 
بنابراين مي توان گفت اين طيف حركات جديد تقريباً با طيف الاستيك طراحي شده EC8 برابري مي كند. متد به كار رفته بر پايه روش سعي و خطا و تكنيك هاي تبديلي Fourier شكل گرفت. اين مقايسه بسيار نتيجه بخش بود. مخصوصاً براي حركات نيمه مصنوعي كه در آن تفاوت هاي طيفي از   تجاوز نمي كند. هر جفت از حركات دوبار اعمال شد، با تغيير جهت اجزاء در امتدادهاي y,x. 
  • بازدید : 113 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كاربرد مواد معدني در صنايع بويژه بعد از جنگ جهاني دوم رشد سريع پيدا كرده است.امروزه تعداد زيادي از انواع گوناگون سنگ و كاني و تركيبت آنها در صنايع به كار برده مي شودكه بين آنها ذغال سنگ جايگاه مخصوص به خود را دارد،كه در حال حاضر حيات بسياري از صنايع در گرو اين ماده معدني است.
در كشور ما كه اقتصادي وابسته به نفت داشته و دارد،بيشتر نگاهها معطوف به صنعت نفت بوده است و صنايع ديگر معدني رشد چنداني ننموده ويا به طور ناقص از اين صنايع بهره برداري گرديده است.
در حال حاضر به دلايل زيادي نمي توان به صنايع غير نفتي فقط به عنوان منابع اشتغال زا نگريست و جايگاه اين صنايع اكنون پررنگ تر به نظر مي رسند، پس بايد با نگرشي درست و مديريتي استوار اين منابع را جايگزين نفت نمود.
ناحيه‌پروده با وسعتي در حدود ۱۲۰۰ كيلومتر مربع در ۷۵ كيلومتري جنوب شهرستان طبس در محدوده عرض جغرافيايي َ۵۰  ْ ۳۲ تا َ ۰۵ ْ ۳۳و طول جغرافيايي َ ۴۵ ْ ۵۶ تا َ۱۵ ْ۵۷ قرار گرفته است . شكل هاي ۱-۱ و ۱-۲ موقعيت جغرافيايي پروده را نشان مي دهد .
ارتفاع متوسط ناحية‌زغالدار پروژه از سطح دريا ۸۵۰ متر مي باشد كه مرتفع ترين نقطة آن در غرب ۱۰۴۷+ متر و پست ترين آن در شرق۷۳۰+ متر قرار گرفته است . ناحية پروده جزء مناطق كويري با آب و هواي خشك و قاره‌اي محسوب مي شود كه نوسانات درجه حرارت شبانه روزي و ماهيانة آن زياد است .
حداكثر درجه حرارت شهر طبس در تابستان به ۴۵+ درجه ودر زمستان حداقل درجه حرارت به ۵- درجه مي رسد . اغلب ماههاي سال خشك و يا كم باران بوده و معمولاً‌در فصل زمستان و اوايل بهار باران نسبتاً كم مي بارد . درمنطقه مورد مطالعة رودخانه هاي داراي جريان دائمي نداريم و رودخانه‌هاي متعدد فصلي كه معمولاً جريان آب در آنها به هنگام بارندگي بصورت سيلاب مي باشد. ناحية زغالدار پروده عاري از پوشش گياهي بوده و تنها بوته هاي خار بصورت پراكنده به چشم مي خورد .

۱-۲- تاريخچه مطالعات 
 بررسي مناطق زغالدار طبس براي اولين بار در سال ۱۳۴۷ توسط اكيپ اعزامي از واحد كرمان آغاز شد .
شكل ص ۴و ۵ 
به دنبال آن در سال ۱۳۴۹ كارشناسان روسي شركت ذوب آهن ايران به منظور تعيين كيفيت ، از لايه هاي زغالي ناحية نايبند نمونه برداري كردند .سپس در سالهاي ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳ به منظور مطالعات جامعتر گروه هايي از كارشناسان روسي و ايراني به مناطق زغالدار اعزام گرديدند و در ارتباط با زغالخيزي  رسوبات ترياس ، ژرواسيك و كيفيت لايه‌اي زغالي مطالعاتي را انجام دادند .
بر اساس مطالعات ياد شده حدود گسترش رسوبات زغالدار ايران (‌مترياليس  ژرواسيك) در حوضة زغالدار طبس مشخص گرديد و وجود زغالهاي كك شو در نواحي شرق حوضچه (پروده – نايبند ) و زغالهاي حرارتي در ناحية غربي ( مزينو) مورد توجه قرار گرفت .
۱-۳-تكتونيك و ساختمان زمين شناسي حوضة طبس
 حوضة طبس بلوكي است نوري شكل كه بين گسلهاي نايبند –کلمردنائين واقع شده است . مشخصات اجمالي اين گسلها عبارتند از :

۱-۳-۱- گسل نايبند :
گسل نايبند با امتداد شمالي جنوبي از شرق حوضه عبور ميكند. اين گسل ۵۰۰ كيلومتر طول داشته و از نوع راستگرد مي باشد . شيب گسل بطرف شرق بوده و با عملكردي از نوع معکوس بلوك غرب را بالا برده است .
گسل نائيني به موازات گسل کلمردو با عملكردي عكس آن قرار گرفته است .
در حد فاصل گسلهاي اصلي نايبند و در جهتي تقريباً عمود بر آنها گسلهائي وجود دارند كه معمولاًدر نزديكي گسلهاي اصلي به طرف جنوب چرخشي مي نمايند .
اين گسلها از شمال به طرف جنوب عبارتند از : گسل پرورده (‌رستم )، گسل زنوغان ، گسل توري چاي و گسل قدير ، شيب تمامي اين گسلها به طرف جنوب بوده و به صورت رورانده عمل كرده اند .
سه ناحيه زغالي مجزا در حوضة‌طبس وجود دارند كه عبارتند از مزينو، نايبند و پروده
۱-۳-۲-ناحية زغالي مزینو:
اين ناحيه در غرب دشت آبرفتي طبق واقع گرديده است، اين ناحيه از طرف شرق تسوط گسل نامرئي با روند شمالي جنوبي از ناحيه پروده جدا شده و از طرف غرب به گسلهاي کلمرد و نائيني محدود مي شود . لايه هاي زغالي اين ناحيه سن ژوراسيك پاييني داشته اند و از نوع آنتراسيت و حرارتي مي باشد .
در حال حاضر ناحية زغالي فرينو به وسعت ۸۸۰۰ كيلومتر مربع مرحلة اكتشافي مقدماتي را گذرانده است .
 1-3-3- ناحية‌زغالي نايبند :
اين ناحيه داراي وضعيتي برابر ۴۵۰۰ كيلومتر مربع مي باشد و ناحيه‌ زغالدار نايبند در جنوب گسل قوري چاي واقع شده است . در اين ناحيه رسوبات ترياس فوقاني و ژوراسيك تحتاني داراي لايه هاي زغالي قابل كار از نوع كك شو مي باشد .
۱-۳-۴- ناحية زغالي پروده :
 ناحية زغالدار پروده با وسعتي برابر ۶۴۰۰ كيلومتر مربع يكي از بزرگترين نواحي زغالدار حوضه مي باشد . در اولين مرحله كه در سال ۱۳۶۰ آغاز گرديد بررسي كيفي و كمي زغالهاي كك شو در وسعت حدود ۴۰۰ كيلومتر مربع انجام گرديد ودرمرحلة دوم مناطق داراي پتانسيل مثبت مورد اكتشاف مقدماتي قرار گرفت . ضمن بررسي هاي پي جوئي مرحلة‌اول ناحية پروده به در بخش شمالي و جنوبي در طرفين گسل رستم تقسيم شد كه مناطق پروده به وسعت ۱۲۰۰ كيلومتر مربع در حد فاصل گسلهاي رستم و قوري چاي واقع شده و نهشته هاي ترياس بالائي در آن داراي لايه هاي زغالي قابل كار از نوع كك شود مي باشد .
شكل شماره ۱-۳ نقشة شماتيك نواحي سه گانة مذكور را نشان مي دهد . 

گسلهاي رستم و قوري چاي كه ناشي از گسلهاي بزرگ نايبند وکلمردمي باشند بر فرم ساختماني و تكنونيكي ناحية تأثير گذاشت و با ايجاد گسيختگيهائي كوچك با روند شمال غربي‌، جنوب شرقي مناطق جدا از هم را به وجود آورده اند . ناحيه زغالدار پروده بر اساس گسلهاي اخير به محدوده هاي كوچكتري تقسيم شده است كه اين مناطق از شرق به غرب عبارتند از IV,III,II,I
پرودة شرقي ، علاوه بر اين مناطق داراي ويژگيهايي مي باشند كه آن را از ساير مناطق زغال دار ايران متمايز ساخته كه بعضي از اين ويژگيها عبارتند از :
۱-۳-۵- ساختمان زمين شناسي 
ساختمان زمين شناسي ناحية‌پرودة نسبت به ساير مناطق  زغالي ايران پيچيده نبوده و در اين رابطه دو فاكتور شيب و عدم شكستگيهاي مكرر بسيار قابل توجه مي باشند .تغييرات شيب و تكرار شكستگيها از عمده موانعي هستند كه جريان استخراج و توليد زغالسنگ دچار مشكل مي سازد.
در ناحيه پروده شيب كم و يكنواخت لايه ها و همچنين كم بودن تعداد شكستگيها باعث گرديده كه بلوكهاي معدني جهت استخراج شرايط ايده آل داشته باشند كه اين شرايط بر سهولت استخراج زغال تأثير بسزائي دارد.
۱-۳-۶- وسعت منطقه 
 ناحية زغالدار پروده با وسعتي حدود ۱۲۰۰ كيلومتر مربع اگرچه در نتيجة عملكرد چندين گسل و همچنين ساختمانهاي زمين شناسي به بلوكهاي متعدد تقسيم شده ولي در عين حال محدوده‌اي است بهم پيوسته بطوريكه كه رخنمون لايه هاي زغالي از غرب به شرق در طول ۴۰ كيلومتر تداوم داشته و تغييرات كمي وكيفي آنها از روند مشخصي پيروي مي كنند . علاوه بر اين به لحاظ شرايط و ويژگيهاي رسوبگذاري ، برخي خصوصيات زمين شناسي و حتي پاره‌اي از مشخصات كيفي و تكنولوژي ، لايه هاي زغالي در كل ناحيه مشابه بوده و تغييرات ، داراي قانونمندي و روند نسبتاً مشخص مي باشد . و امكان طراحي معدن هاي متعددي در مجاورت يكديگر فراهم ميگردد . قطعاً طراحي معدن در مجاورت يكديگر هزينه هاي زير بنائي هر معدن را بسيار كاهش ميدهد و ميزان نيروي انساني و ساير امكانات مورد نياز كاهش مي يابد .
  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

معدن سرب نخلک یکی از قدیمی ترین معادن ایران می باشد . تجهیزاتی که در معدن مورد استفاده قرار می گیرند همگی از نوع ابتدایی بوده و کار با آنها بسیار مشکل می باشد . معدن سرب نخلک از دو قست عمده زیرزمینی و کارخانه تغلیظ تشکیل شده است . در معدن زیرزمینی طی چند سال اخیر ، اخراج رگه های با صرفه مد نظر بوده و راه اندازی و احداث طبقات دیگر معدن از دستور کار حذف شده اند.
معدن سرب نخلک در فاصله ۱۲۰ کیلومتری شمال شرقی نائین و ۵۰ کیلومتری شمال شرقی انارک در حاشیه کویر مرکزی ایران واقع شده است . در بخش شرقی یک رشته کوه منفرد و با طول و عرض جغرافیایی’۵۰ ،۰۵۳ و ’۳۴ ،۰۳۳ قرار دارد . آب و هوای منطقه گرم و خشک می باشد که درجه حرارت در تابستان در سایه به ۰۴۸ و در زمستان گاهی تا۰۱۴-می رسد . بلندترین قله آن بنام کوه قلعه بزرگ حدود ۱۴۴۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد . لیکن عملیات استخراج عمدتاً در بخش شمال شرقی معدن در ارتفاع حدود ۱۰۰۰ متر از سطح زمین تا ۸۱۵ متر طبقه ۲۴۰- متری صورت می گیرد . معدن با شهرستان نائین بوسیله یک جاده آسفالته ارتباط دارد . بر طبق نظریه کارشناسان قدیمی و جدید ، معدن سرب نخلک از ۲۰۰۰ سال قبل مورد بهره برداری قرار گرفته و این موضوع با کشف ابزار آلات ابتدایی سنگی و آهنی در کارگاههای قدیمی تایید می شود . تعداد این کارگاههای قدیمی حدود ۳۰۰ عدد می باشد که این تعداد زیاد ، نشان دهنده شدت عملیات استخراجی در گذشته می باشد . کارهای سطحی قدیمی به عنوان یک قاعده دارای شکل شیار مانندی هستند و معمولاً در امتداد قسمت های پر عیار رگه ها کنده شده اند ، در حالیکه رگه های کم عیار و کانه های پراکنده در دیوارها و ستون ها به صورت دست نخورده باقی مانده اند شدت استخراج در نواحی جنوبی چاه شماره ۱ که قسمت های   پر عیار مواد معدنی بر اثر فرسایش عریان شده ، بیشترین حد را داشته است . در حال حاضر در معدن نخلک ۶ حلقه چاه موجود می باشد . تعداد زیادی کارهای قدیمی در فاصله چاههای شماره ۱ تا ۵ و نیز نواحی شمال غربی چاه ۵ وجود دارد . چاه شماره ۴ مخصوص آسانسور و رفت و آمد افراد ، چاه شماره ۵ جهت اسکیپ و چاه شماره ۶ جهت تهویه تعبیه شده اند . تقریباً تمام مواد معدنی پر عیار در این ناحیه از سطح خورده شده و تعدادی از کازگاهها به شکل سینوس و یا عرض کم تا طبقه ۱۲۵- متری نیز ادامه یافته است . بر طبق اطلاعات موجود کانی سازی تا عمق قابل توجهی گسترش یافته است . در مناطق جنوبی تعداد کارگاههای قدیمی کم است . تعدادی از رگه ها در تپه های کم ارتفاع شمالی در ناحیه کلاه نمدی وجود داشته که استخراج شده است . در دهه های گذشته کانسار از طریق چاه ها و تونل ها شدیداً مورد استخراج قرار گرفته است . تا سال ۱۳۳۲ معدن در اختیار شرکت خصوصی مولد بوده است ولی هیچگونه اطلاعات زمین شناسی در مورد کانسار در دوره مذکور در دست نمی باشد . قبل از دولتی شدن معدن ، احتمالاً رگه های موجود در بین چاه های یک و سه بیشتر بوده که توسط بخش خصوصی استخراج شده است .
بر اساس مطالعات بنه  در سال ۱۹۲۹ در معدن سرب نخلک ، حدود ۵۳ سال قبل بهره برداری مشاهده شده است که البته با در نظر گرفتن امکانات و وضعیت آن زمان که تا سال ۱۳۳۲ ادامه داشته است ، از آن پس شرکت سرب نخلک به شرکت سهامی کل معادن ایران واگذار گردیده است که از آن تاریخ تاکنون مراحل کارهاهی استخراج و ذوب به شرح زیر می باشد :
از سال ۱۳۳۲ تا پایان سال ۱۳۴۹ مراحل ا کتشاف و استخراج رگه های معدنی همراه با ذوب سرب بوسیله سه کوره ذوب سنتی در معدن نخلک ادامه داشته است و کارهای استخراجی عمدتاً در افق های معدنی در طبقه ۱۲۵- و ۱۳۷- متری و کمی هم در طبقات ۱۳۷- متری و کمی هم در طبقات سطحی صورت گرفته است . از سال ۱۳۴۹ به علت عدم رعایت اصول ایمنی در کوره های ذوب سرب که باعث آلودگی هوای منطقه ، خصوصاً هوای معدن شده ، همچنین مصرف بی رویه چوبهای جنگلی جهت گرم کردن کوره ها که خود در این منطقه کویری باعث نابودی درختان شده است ، همچنین مقرون به صرفه نبودن عمل ذوب در کوره های سنتی ، ادامه کار در کوره های مذکور متوقف گردید . در حال حاضر معدن سرب نخلک با تعداد ۲۳۹ نفر کارگر و کارمند ، سالیانه در حدود ۲۰۰۰ تن سنگ معدن با عیار متوسط ۷ % و نقره حدود ۸۰ گرم در تن استخراج و به کارخانهه تغلیظ فصلی حل می شود . در کارخانه تغلیظ مرحله پر عیار کردن انجام می شود و محصول بدست آمده در حال حاضر سالیانه حدود ۱۲۰۰ تن کنسانتره سرب با عیار ۶۴-۶۲ درصد سرب و حدود ۶۵ گرم نقره در تن می باشد .
صادرات محصول کنسانتره از معدن به کشور روسیه انجام می گیرد . خاطر نشان می شود که سرب به علت رادیو اکتیو بودن جایگاه خود را در صنعت به تدریج از دست می دهد و محصول کنسانتره فقط به علت داشتن نقره با ارزش می شود .
 
  • بازدید : 110 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در رشته مكانيك خاك و مهندسي پي يا ( ژئوتكنيك ) ، تعيين مشخصات خاك تعريفي از چگونگي رفتار و ويژگيهاي خاك از اهميت زيادي برخوردار است . در كارهاي عمومي كه غالباً با خاك سروكار داشته و مجبور به تصرف در وضعيت موجود آن هستيم ، لازم است توانايي خاك براي تحمل بارهاي وارده از سوي ما و نيز قابليت آن به عنوان يك مصالح در روبرو شدن با حالات و شرايط متفاوت مورد بررسي و ارزيابي قرار گيرد . تمام اين مطالب ما را به تعريف آزمايشهايي براي تعيين خواص مكانيكي و مقاومتي خاك و نيز احياناً ويژگيهاي فيزيكي آن رهنمون مي سازد كشورهاي مختلف سعي كرده اند آزمايشهاي لازم را بصورتي ثابت تعريف كنند تا قابل استفاده در محلهاي مختلف باشد و بتوان از نتايج آن براي مقايسه و نيز انجام كارهاي پژوهشي سود و نيز از خطاهاي دستگاهي و … احتراز جست
آزمايشهايي كه در آزمايشگاه برروي خاك براي تعيين خواص فيزيكي آنها انجام مي شود ،بخش لازمي براي طراحي و اجراي پي سازه ها ، تعيين ويژگي و نيز بهبود اين خواص و كنترل مشخصات و ميزان تراكم خاك محسوب مي شوند . بايد به خاطر داشت كه خواص فيزيكي رسوبات طبيعي خاك در فاصله حتي چند صد متر يا فوت تغييرات عمده‌اي دارند . روابط تئوريك و تجربي اساسي و اصلي كه در مكانيك خاك استفاده مي شوند در كارهاي عملي نيز صرفاً وقتي استفاده مي شوند كه پارامترهاي فيزيكي مورد اشاره اي كه بايد در اين روابط به كار روند ، در آزمايشگاه به دست آمده باشند . لذا ، اطلاع و آموختن روش انجام اين آزمايشها برروي خاك در آزمايشگاه ، نقش مهمي در حرفة مهندسي ژئوتكنيك دارد .
استفاده از دستگاه ها و وسايل آزمايشگاهي 
از حيث قيمت ، قيمت اين دستگاه همواره متغير بوده است . براي آنكه نتايج خوبي داشته باشيم بايد اين دستگاه ها به خوبي نگهداري شوند . كاليبره كردن اجزاي آنها مانند ترازوها و حلقه هاي بارگذاري ، بايد بطور مداوم كنترل شود . لازم است تمام وسايل قبل و بعد از استفاده تميز باشند . اين امر در بهتر شدن نتايج نقش با اهميتي دارد .

 ثبت اطلاعات 
در هر آزمايش ، همواره عادت به ثبت اطلاعات در جدولي مناسب بلافاصله بعد از انجام آزمايش كاري لازم محسوب مي شود بعضي اوقات ، دانشجو روي كاغذ با دستخط ناخوانا اين اطلاعات را مي نويسد ، در حالي كه اين كاغذ ممكن است گم شود يا به دور افكنده شود اين كار ممكن است موجب آن شود كه آزمايش تكرار شود و يا حتي نتايج ناصحيحي به دست آيد .
 تهية‌گزارش 
 در كلاس درس بسياري از آزمايشهايي كه شرح داده مي شود بايد توسط گروه هاي كوچك(۳٫۲ نفره ) انجام شود ولي هر گزارش بايد توسط يك يك دانشجويان تهيه شود . اين كار باعث بهبود مهارت دانشجو در نوشتن و تهيه يك گزارش فني است . هرگزارش بايد داراي اجزاي زير باشد :
۱- جلد : شامل عنوان آزمايش ، نام و اطلاعات لازم كه بر اساس آنها آزمايش انجام شده است .
۲-صفحه بعد از جلد : شامل فهرست عناوين زير:
الف – هدف از آزمايش 
ب- وسايل آزمايش 
ج- تصوير شماتيك وسايل آزمايش 
د- توضيح مختصري از وسايل اصلي مورد استفاده در آزمايش 
۳- نتايج اين قسمت شامل :
الف – صفحه (‌صفحات ) اطلاعت و ارقام 
ب – نمونة‌محاسبات انجام شده 
ج- منحنيهاي مورد نياز 
۴- بحث در مورد دقت آزمايش و منابع خطا 
 نكاتي دربارة منحنيها و جداول لازم در تهية گزارش 
منحنيها و جداول تا حد امكان بايد مشخص و تميز ارائه شوند واحدها همواره ذكر شوند .منحنيها تا حدي كه مي شود بزرگ رسم شوند و شماره گذاري گرديده و توضيح لازم در زير آنها داده شود . نمونه اي از يك منحني كه به شكل بدي رسم شده ومنحني اي كه خوب رسم شده است در شكل ۱-۱ آورده شده است در جايي كه نياز است از قوس و خط مستقيم نيز استفاده كرد .

شكل ۱-۱( a) منحني بد رسم شده اي بري تغييرات وزن مخصوص خشك خاك نسبت به درصد رطوبت و (b) منحني خوب ترسيم شده اي كه از هان نتايج
واحدها 
نتايج مربوط به آزمايشهاي انجام شده در آزمايشگاه بايد استفاده از يك سيستم واحد مشخص بيان و نوشته شوند .به اين منظور مي توان هم از سيستم بين المللي SI و هم سيستم انگليسي استفاده كرد در زير عناوين مورد نياز و ضرايب تبديل در دو سيستم مذكور ذكر شده اند .
  • بازدید : 120 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سرزمين اسلامي ايران از نظر خاير معدني به خصوص سنگ آهن كشوري است غني و در ميان ساير كشورهاي دنيا جاي خاصي را به خود اختصاص داده است در ايران بيش از چندين توده معدني آهن شناخته شده كه فقط برخي از اين كانسارها مطالعه شده است و به طور كلي نواحي آهن دار دارد ايران به مناسبت نزديكي كانسارهاي آهن نسبت به هم و چند منطقه تقسيم كرده اند كه ذيلاً فقط به برخي كانسارها اشاره مي شود:
۱- منطقه اراك – ملاير ۲- منطقه بافق –يزد ۳- منطقه اصفهان –كاشان
۴-منطقه خراسان ۵- منطقه تهران، قم، قزوين ۶- منطقه خليج فارس
معدن سنگ آهن چغارت بافق در فاصله ي ۱۳۳ كيلومتري جنوب شرقي يزد و ۱۳ كيلومتري شمال شرقي شهرستان بافق واقع شده است
شهر بافق يك از غني ترين بخش هاي معدني كشور محسوب مي شود مواد معدني متنوعي به صورت هاي توده اي، رگه اي و رسوبي در اين منطقه ذخيره شده است.
معادن آهن و كانسارهاي سرب و روي، گچ و نمك و دهها ماده فلزي و غير فلزي ديگر در اين منطقه شناسايي شده كه امروزه علاوه بر اشتغال جمع كثيري از روستائيان اين منطقه محروم در تقويت اقتصادي كشور و فعال شدن بخش معدن و صنعت نيز نقش تعيين كننده اي دارد.
بدون شك وجود معادن در اين منطقه عاملي مؤثر در افزايش درآمد مردم و كاهش نرخ مهاجرت به خارج و كاهش بيكاري و ايجاد اشتغال بوده است چنين عواملي مطالعه استعدادهاي اين منطقه را در گروه يكي از موضوعات مهم ناحيه اي و حتي كشوري قرار داده است. وجود معدن چغارت در اين منطقه مي تواند عاملي مؤثر در جلوگيري از مشكل اشتغال، افزايش بيكاري، كاهش پتانسيل هاي توليدي و مهاجرتهاي بي¬رويه و ناخواسته باشد.
اهميت و ضرورت مطالعه 
همانگونه كه قبلاً اشاره شد امروزه مي توانيم نقش معدن، معدن سنگ آهن چغارت را در توسعه چند جانبه شهر بافق مشاهده كنيم. 
سرمايه گذاري و بهره برداري از منابع سرشار اين شهر و اطراف آن مي تواند در توسعه و تحول جوامع ساكن در آن، نقش به سزايي داشته باشد و در ازاء ركود كشاورزي تا حدودي خلاء اقتصادي و اشتغال مردم را جبران نمايد و در دامان كوير اقتصادي پويا را شكل دهد.
عليرغم آن شهر بافق از بسياري مواهب طبيعي نظير آب كافي، خاك حاصلخيز، پوشش گياهي و اقليم مساعد بي نصيب مانده است و كشاورزي و دامداري آن نيز نقش مهمي در توسعه پايدار و رونق اقتصادي اين شهر ندارد، با اين وجود شرايط زمين شناسي مناسب آن باعث شكل گيري و تنوع مواد معدني جهت توسعه بخش صنعت و معدن شده است پس برنامه ريزي هاي صحيح راهگشاي مناسبي جهت توسعه اقتصادي هر چه بيشتر اين شهر مي باشد.
پيشينه تحقيق
در زمينه معدن چغارت، تحقيقات زيادي صورت گرفته است ولي شايد كمتر تحقيقاتي به بررسي تأثير معدن سنگ آهن چغارت بر روي زندگي ساكنان شهر بافق پرداخته باشد. وزارت معادن و فلزات تحقيقاتي را در رابطه با معادن هراز چند گاهي منتشر مي كند نظير:
– طرح توسعه مجتمع معدني سنگ آهن چغارت
– ميزان ذخاير و مشخصات محصولات
– عملكرد مالي- فيزيكي
– تنگناها و مشكلات
– برنامه زماني و جداول اعتبارات مورد نياز پروژه هاي اصلي جهت راه اندازي 
– وضعيت زمين شناسي و معدني منطقه
كارهايي كه شركت ملي فولاد در ايران در اين زمنيه انجام داده است راهناي خوبي براي بررسي ميزان توسعه اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مي باشد.
طرح مسئله
قطعاً پژوهش در اين زمينه سؤالاتي از اين قبيل را در ذهن تداعي مي كند:
۱- آيا معدن چغارت در اشتغال مردم شهر بافق تأثيري داشته است؟
۲- آيا معدن چغارت باعث افزايش سطح درآمد مردم شهر بافق شده است؟
۳- آيا معدن چغارت در كاهش مهاجرت مردم شهر بافق مؤثر بوده است؟
۴- آيا معدن چغارت در گسترش شبكه حمل و نقل شهري شهرستان مؤثر بوده است؟ 
فرضيه ها  
چنين به نظر مي رسد كه معدن سنگ آهن چغارت از شروع فعاليت تاكنون در افزايش درآمد ميزان اشتغال سطح توليدات و كاهش مهاجرت نقش مهمي داشته است پس فرضيات اين تحقيق به صورت زير مي باشد:
۱- به نظر مي رسد معدن سنگ آهن چغارت در اشتغالزايي شهر بافق مؤثر بوده است.
۲- به نظر مي رسد معدن سنگ آهن چغارت در افزايش سطح درآمد مردم مؤثر بوده است.
۳- به نظر مي رسد معدن سنگ آهن چغارت دركاهش مهاجرت مردم شهر بافق مؤثر بوده است.
۴- به نظر مي رسد معدن سنگ آهن چغارت درگسترش شبكه حمل و نقل شهري شهرستان  مؤثر بوده است.
  • بازدید : 101 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

Atlas اين زمينلرزه را در ساعت ۰۳:۲۸ (GMT ) با بزرگي ۳٫۶ M و شدت Io=8-9 با او مركز ۳۶٫۶N-59.43 در ۳۸ كيلومتري شمال – شمال باختر مشهد حد فاصل مشهد و چناران   ( با ذكر خطا) گزارش كرده است.
امبرسز وملويل ( ۱۹۸۲) اين زمينلرزه را در ساعت ۰۳:۲۸ (GMT) با بزرگي ۶٫۴ Ms ،شدت ۳ ( مخرب) و شعاع دريافت پذيري ۴۳۰ كيلومتر با رومركز مهلرزه اي ۳۶٫۹۴N-59.FFE 70 كيلومتري شمال مشهد و  7 كيلومتري كلات نادري گزارش كرده اند
( ۲۰۰۱) Amraseys  ‌ مختصات رومركز مهلرزه اي اين زمينلرزه را به ۳۴٫۱۰N-59.65E  تصحيح كرده است كه اين نقطه در ۱۵ كيلومتري شمال باختر كلات و ۲۵ كيلومتري جنوب kaahkka ( قهقهه) در حاشيه مرز ايران و تركمنستان قرار مي گيرد.
گسل (؟) كه از جنوب خاور دره گز آغاز و تا شمال كلات امتداد مي يابد و در طول مسير خود واحدهاي (؟) را بريده و آبراهه ها را بصورت راستگرد جابجا نموده است ،   (5/0 كيلومتر) درون گستره كلان لرزه اي اين رويداد قرار مي گيرد.
مكان وقوع اين زمينلرزه در حاشيه شمالي كپه داغ خاوري و در حد فاصل پهنه چين و گسل خوره با پلت فرم توران قرار مي گيرد. در اين بخش گسلش راندگي علاوه بر امتداد لغز نيز گسترش يافته است.
۱۷ آوريل ۱۹۰۷، كاكلي ( Ms=5.8 )
اين زمينلرزه در ساعت ۰۸:۳۶ (GMT ) با بزرگي Ms5.8 و شدت ۳ (مخرب ) با رومكز مهلرزه اي ۳۷٫۷۴N-54.85E و شعاع گسترده كلانلرزه اي (ro ) 8 كيلومتر گزارش شده است ( امبرسزوملويل، ۱۹۸۲).
اومركز زمينلرزه د ر۳۸ كيلومتري شمال شيروان و در روستاي كاكلي بر روي گسل بانمان واقع مي شود.
۲۹ اوت ۱۹۱۷، شيروان ( Ms=5.7 )
اين زمينلرزه در ساعت ۱۳:۰۰ (GMT ) روز ۲۹ اوت با بزرگي Ms5.7 ، شدت اومركز ي ۳ ( مخرب)، شعاع گستره كلانلرزه اي ۱۲ كيلومتر و شعاع دريافت پذيري ۱۸۰ كيلومتر با اومركز مهلرزه اي ۳۷٫۳۷N-58.O5E توسط امبرسز وملوميل ( ۱۹۸۲) گزارش شده است. اومركز زمينلرزه در ۱۰ كيلومتري خاور شيروان و حد فاصل شيروان و خارج قرار مي گيرد.
 
۲۴ اكتبر ۱۹۱۷، گرگان ( Ms=5.3)
زمينلرزه ۲۴ اكتبر گرگان با بزرگي Ms=5.3 و شدت اومركزي ۲+ ( ويرانگر )  در ساعت ۱۱:۰۰  (GMT ) با رومركز مهلرزه هاي ۳۶٫۹۴N-54.31E ، شعاع گستره كلانلرزه اي ۱۰ كيلومتر و شعاع دريافت پذيري ۱۰۰ كيلو متر گزارش گرديده است 
( امبرسز وملويل،۱۹۸۲). رومركز مهلرزه اي د ۱۵ كيلومتري شمال باختر گرگان در ۲۰ كيلومتري خاور – شمال خاور بندر تركمن واقع مي شود. رومركز زمينلرزه در زمينهاي پست دشت گرگان و حاشيه خزر قرار مي گيرد.
گستره كلانلرزهاي اين رويداد در جنوب باختر گستره كلانلرزه اي زمينلرزه ۱۴۷۰ گرگان ( جرجان ) ( Ms 5.5 ) قرار مي گيرد.
۲۸ نوامبر ۱۹۱۷ ، گليان ( Ms =5.9 )
اين زمينلرزه در ساعت ۱۴:۴۲  (GMT ) با بزرگي Ms5.9  و شدت ۳ ( مخرب ) و رومركز مهلرزه اي ۳۷٫۱۸N-57.88E ، شعاع گستره كلانلرزه اي ۲۰ كيلومتر و شعاع دريافت پذيري ۱۷۰ كيلومتر توسط امبر سز وملويل ( ۱۹۸۲) گزارش شده است. رومركز زمينلرزه در ۲۵ كيلومتري جنوب شيروان ( گليان ) و ۳۵  كيلومتري شمال خاور اسيزاين قرار مي گيرد.
Atlas اين زمينلرزه را با بزرگي Ms 5.7 و رومركز ۳۶٫۵۰N-69.10E در ۵۰ كيلومتري شمال باختر مشهد، ۱۸ كيلومتري جنوب چناران گزارش كرده است. همچنين زمينلرزه ديگري در ساعت ۱۷:۴۳  (GMT ) 28 نوامبر با بزرگي Ms5.2 و رومركز
 36.50N-58.40E در ۵۰ كيلومتري شمال باختر نيشابور، ۶۷ كيلومتري جنوب قوچان گزارش شده است.
۱۷ سپتامبر ۱۹۲۳ ، شمال بجنورد ( Ms=6.4 )
در بامداد ( ۷:۰۹  (GMT ) 25 شهريور ۱۳۰۲ شمسي ، زمنيلرزه اي ويرانگري در روستاهاي دراز ناي رود اترك، شمال باختر بجنورد، روي داد ( شكل) : ناحيه اي كه عمدتاً آسيب ديد در دامنه هاي شمالي خاوري آخرداغ  و در دامنه هاي جنوب باختري كوه باب بلند جاي داشت كه در آن ۱۰ روستا ويران شد و ۲۲ روستاي ديگر به سختي آسيب ديد. تلفات در اين ناحيه ۱۵۷ كشته و ۱۴۶ زخمي ذكر شده است و به  دارايي ها نيز زيان چشمگيري رسيد. در بجنورد به ساختمان هاي همگاني آسيب رسيد و برخي خانه ها ويران شد، اما كسي كشته نشد. دامنه آسيب ها تا شيروان، گيطات و دربد گسترش داشت. در منطقه قلعه جق اين لرزه زمين لغزه هاي گسترده اي را به راه انداخت و در جاهاي ديگر گواه هايي بر دگر ريختي زمين ديده شد. اين دگر ريختي هي احتمالي بصورت شكاف هاي بازي از قلعه جق در دارز ناي چند كيلومتر با روند ۲۴۰ كشيده شده بود. زمينلرزه در عشق آباد (۱۱۰ كيلومتري)  به نيرومندي حس شد و در مشهد ( ۲۶۰ كيلومتري جنوب خاور) و كارانسژيك ( ۲۳۰ كيلومتري شمال باختر ) نيز دريافت پذير بود. به دنبال زمينلرزه پسلرزه هايي آمد كه دست كم يك ماه دنباله داشت و آسيب هاي افزونتري به بجنورد رساند به گونه اي كه در آن هيچ حادثه اي براي سكونت امن تلقي نمي شد ( امبرسز وملويل،۱۹۸۲).
روزنامه ايران ، مورخ ۲۸ سنبله ۱۳۰۲- ۲۰ سپتامبر ۱۹۲۳ در شرح رويداد اين زمينلرزه چنين مي نويسد:‌به موجب تلگراف واصله از بجنورد روز ۲۵ برج جاري يكساعت قبل ازظهر زلزله شديدي در بجنورد حالت گرديد. متجاوز از ۲ دقيقه با كمال شدت زمين متزلزل بود و صداي بسيار مهيبي شنيده شد. بيشتر ابنيه و عمارات و دكاكين بجنورد يا خراب شده و يا شكست خورده است ولي بحمدالله آسيب جاني به كسي وارد نيامده است و بعضي از اشخاص كه زير آوار رفته بودند،‌آنها را بيرون آورده اند و فقط اعضيشان مجروح شده است.
زمينلرزه توسط امبرسز وملويل ( ۱۹۸۲) با بزرگي Ms6.3 و mb 6.1 ،شدت رومركزي ۲+ ( ويرانگر) ، شعاع گستره كلانلرزه اي ۱۳ و شعاع دريافت پذيري ۲۶۰ كيلومتر با رومركز مهلرزه اي ۳۷٫۶۳N-57.ooE مكان يابي نموده است. بدين ترتيب رومركز ISS با خطاي ۳۱۰ كيلومتري در راستاي جنوب باختر ( N220 ) در نزديگي طرود واقع مي شود و رومركز نوروزي نيز با خطاي ۷۳ كيلومتري در راستاي N300 در نزديكي ايران و تركمنستان قرار مي گيرد.(۱۹۹۸) Engdahl et al  نيز با استفاده از داده هي دور لرزه اي ، اين زمينلزه را مورد مكان يابي مجدد قرار داده اند و با درجه تحليل ضعيف و خطاي استاندارد موقعيت بيش از ۳۵ كيلومتر ، رومركز را ۳۷٫o56N-57.715E و بزرگي را Ms6.5 تعيين كرده اند. اين مكان يابي مجدد نيز داراي خطاي ۷۸ كيلومتر در راستاي جنوب خاور ( N145 ) مي باشد. (۲۰۰۱) Ambraseys زمينلرزه را با رومركز مهلرزه اي، بزرگي گستره كلانلرزه اي اين رويداد با گستره كلانلرزه اي ۹۴۳ سملقان و ۱۸۱۰ غلامان همپوشاني دارد.
  • بازدید : 106 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه اساس و مبناي تحليل و طراحي‌هاي سازه‌هاي زيرزميني و حفرياتي همچون تونل بر پايه اطلاعات دقيق مكانيك سنگي و زمين شناسي بوده واستفاده از نرم‌افزارهاي مرتبط و تلفيق اين داده‌ها و لحاظ نمودن آن در طراحي جزء لاينفك و اساسي مي‌باشد.
در اين پروژه كه به آناليز تونل امام زاده هاشم واقع در جاده هراز پرداخته‌ايم، سعي كرده‌ايم تا با جمع‌آوري اطلاعات كاربردي بر پايه مكانيك سنگ و برداشت‌هاي زمين‌شناسي و استفاده از نرم افزارهاي phases و unwedge به اين مهم دست يابيم.
ساختار زمين ساختي و تكتونيكي منطقة البرز مركزي كه محدودة احداث تونل امام زاده هاشم نيز جزء اين منطقه مي باشد ، ساختاري تكتونيزه و پردرزه(ريزشي) مي باشد و با توجه به اينكه نمي توان تونلهاي بزرگ مقطع را در اين گونه مناطق به صورت تمام مقطع حفر نمود (بدليل مشكل ريزش و نگهداري) عموماً اساس حفاري اينگونه تونلها بصورت نيم مقطع و با طراحي هاي مختلف و در ادامه نگهداري بصورت مرحله اي مي باشد . بر اين اساس مبناي آناليز وتحليل اين تونل را بر اساس طراحي مقاطع مختلف قرار داديم تا از اين طريق بتوانيم بهترين شرايط را جهت كنترل و نگهداري گوه ها ( با توجه به تقسيم نيروي شكل خود گوه ها و حصول بهترين ضريب ايمني ) و تعيين اثر انواع مختلف تنشهاي اطراف تونل (تنش عمودي   و تنش افقي   و تنش هيدروستاتيكي   و تحليل آنها و بررسي ضريب ايمني هر يك و برطرف كردن نقاط ضعف هر قسمت از طريق حفاري بصورت مقاطع هندسي مناسب و در نهايت نگهداري هر مقطع با توجه به شرايط محيطي و خود ايستايي سنگهاي اطراف سازة زيرزميني فراهم نماييم . 
از محاسن اين روش مي توان به موارد زير اشاره كرد :
۱- كنترل ريزش هاي ناگهاني قبل و بعد از نگهداري 
۲- كاهش هزينه هاي نگهداري در دراز مدت 
۳- افزايش ضريب ايمني كاري 
۴- جلوگيري از تلفات جاني و مالي 
۵- طراحي و نگهداري سازة زير زميني قبل از اجراء و …
انواع مقاطع مورد بررسي :
در طراحي مقاطع و تحليل آنها از دو نرم افزار Phases و Unwedge استفاده گرديد و سعي خود را بر اين گذاشتيم تا از مقاطي استفاده گردد كه قابليت اجرا را دارا بوده و عموماً در حفاري تونل از آنها استفاده شده است . بر اين اساس شش مقطع بعنوان جبهة كار مورد بررسي قرار گرفت كه در پيوست (۱-۱) آمده است و در نهايت بهترين مقطع بعنوان مقطع پيش روي انتخاب گرديد كه در تحليل هر يك از نرم افزارهاي فوق الذكر بصورت مفصل در مورد هر يك توضيح خواهيم داد . 
محدودة مورد بررسي اطراف تونل نيز بر اساس تأثير ايجاد يك حفرة زير زميني يعني چهار برابر بيشترين شعاع تونل از جدارة تونل (۴a) در نظر گرفته شد كه در هر دو نرم افزا لحاظ گرديد . 
نحوة جمع آوري اطلاعات مربوطه :
از جمله مسائلي كه بايد به دقت به آن مي پرداختيم جمع آوري اطلاعات مورد نياز بود. با توجه به اطلاعات مكانيك سنگي حاصل از جمله روش RMR و  Q و اطلاعات برداشتهاي زمين شناسي شامل امتداد – شيب – فاصله داري دسته در زه ها و شناختن جنس لايه ها اطراف تونل و با توجه به گزارشات شركت مهندسين مشاور توانستيم اطلاعات جزئي و در عين حال دقيق تر خود را بدست آوريم كه در آناليز هر يك از نرم افزارها بطور مفصل به آن خواهيم پرداخت . 
نحوة ارائه تحليل :
از آنجايي كه تعداد مقاطع مورد مطالعه و محدوده هاي مورد بررسي از طريق اين دو نرم افزار زياد مي باشد و بررسي هر حالت نياز به ارائه تصاوير هر يك داشت ، سعي كرديم كه در هر نرم افزار يك محدوده را بطور كامل و با ارائه تصاوير بررسي نماييم و بقية محدوده ها و مقاطع را پس از آناليز نهايي در قالب يك CD  ضميمة  اين پايان نامه كنيم و فقط نتايج و توضيحات مربوط به هر محدوده و مقطع را بصورت مكتوب ارائه دهيم كه در نهايت علاقه مندان مي توانند با مراجعه به CD  مورد نظر به هر يك از اطلاعات دست يابد . 
۲-۱ روشهاي مورد استفاده جهت طبق بندي توده هاي سنگ 
براي طبقه بندي توده هاي سنگ چندين روش متكي بر پارامترهاي ژئوتكنيكي مختلف موجود است تفاوت بين اين روشها در انتخاب پارامترها و چگونگي كاربرد آنها در اندازه دهي است . مهمترين روشهاي تجربي كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرد عبارتند از :
۱- روش بينيا و سكي يا RMR 
۲- روش بارتن يا Q

۲-۱-۱ روش بينيا و سكي BIENIAWDKI
مهندس بينيا و سكي پنج پارامتر را جهت درجه بندي سنگها در نظر مي گيرد :
۱- مقاومت فشاري ساده يا آزمايش فرانكلين (براي سنگهاي سخت )
۲- R.Q.D براي مشخص كردن كيفيت سنگ 
۳- فواصل در زه ها ،منظور از در زه تمام انواع ناپيوستگيهاي سنگ مي باشد – ( چينه بندي سنگ ، شيستي بودن ، شكاف در سنگهاي رسوبي)
۴- نوع در زه ها 
۵- وروديهاي آب 
مقادير مربوط به اين پارامترها در جدول شماره ۲-۱-۱-۱ پيوست درج شده است . 
به هر پارامتر يك نمره داده مي شود كه مجموع اين نمرات كيفيت سنگ را مشخص مي كند پس از جمع كردن نمرات حاصل براي پنج پارامتر اصلي و منظور نمودن درجه بندي سنگ (از خيلي خوب تا خيلي بد) از جدول شماره ۲-۲-۱-۳ استفاده مي گردد . 
همچنين براي تعيين زماني كه در طول آن قسمت حفاري شده بدون حائل بندي پايدار خواهد ماند نيز ازنمودار شماره ۲-۲-۱-۴ استفاده مي شود . 
با حاصل جمع نمره هائي كه بدست مي آيد . رده بندي سنگ را كه R.M.R ناميده مي شود ، تعيين مي كنند . 
 
  • بازدید : 86 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين پروژه نقش سازنده اي زمين شناسي در وضعيت هيدروژئولوژيكي دشت  يزد – اردكان با استفاده از دور سنجي را مورد بررسي قرار داده است . با توجه به كمبود آب منطقه چه از لحاظ شرب و چه از لحاظ كشاورزي و نيز پائين بودن كيفيت آب در اكثر نقاط منطقه ، اهميت انجام اين پروژه به وضوح مشخص مي باشد . لذا اميد است انجام اين تحقيق ، در حل مسائل آبي منطقه كمكي هر چند ناچيز بكند .
در انجام اين پروژه شركت آب منطقه اي يزد در مورد مطالعه زمين شناسي منطقه و مطالعه آبهاي زير زميني منطقه و همچنين موسسه سنجش از دور بصير در مورد كارهاي دورسنجي همكاريهاي لازم را داشته اند . 
اين گزارش مشتمل بر پنج فصل است . 
فصل اول در مورد تكنولوژي سنجش از دور و كاربرد آن در هيدروژئولوژي توضيح 
مي دهد . 
فصل دوم انواع سازند هاي زمين شناسي از نظر هيدروژئولوژي را مورد بررسي قرار 
مي دهد . 
در فصل سوم به هيدروژئولوژي دشت يزد – اردكان اشاره شده است . 
فصل چهارم در مورد كاربرد سنجش از راه دور در بررسي نقش سازنده هاي زمين شناسي و اثر آن بر منابع آب زير زميني منطقه از نقطه نظر كمي و كيفي توضيح مي دهد و در پايان فصل نيز به شرح و تفسير عكسهاي تهيه شده از Google Earth مي پردازد و در نهايت فصل پنجم مربوط به نتيجه گيري و پيشنهادات مي باشد .
 
سنجش از دور يکي از فراگيرترين ، مهيجترين و نيرومندترين تکنيکهاي موجود در دست دانشمنداني است که با مسائل زيست محيطي در زمينه هاي گوناگون از نظير زمين شناسي ، جغرافيا ، کشاورزي ، منابع طبيعي ، زيست شناسي ، جنگلداري ، اقيانوس شناسي ، هوا شناسي ، باستان شناسي و برنامه ريزي و استراتژي نظامي سر و کار دارند .
چگونگي رشد سنجش از دور را مانند هر انتظام علمي ديگر مي توان با يک منحني که در شکل ۱ ديده مي شود نشان داد در اين منحني مرحله اول رشد اوليه با افزايش اندک متون سنجش از دور است بي آنکه شاهد ايجاد سازمان اجتماعي بر آن باشيم مرحله دوم دوره رشد چشمگير است که در آن تعداد نشريه هاي ادواري دو برابر شده و واحدهاي پژوهشي تخصصي تأسيس مي گردند مرحله سوم دوره اي است که در آن آهنگ رشد رو به کاهش مي گذارد و هر چند آهنگ رشد ساليانه ثابت مي ماند اما تخصص گرايي و بحث در اين زمينه افزايش مي يابد مرحله چهارم ، دوره نهائي است که در آن آهنگ رشد به صفر
مي رسد و واحدهاي پژوهشي تخصصي و سازمان اجتماعي رو به رکود مي گذارد و موضوع به حد تکامل مي رسد .
موقعيت سنجش از دور در اين چهارچوب در هر کشور متفاوت است در اکثر کشورهاي در حال توسعه سنجش از دور در مرحله اول قرار دارد در اغلب کشورهاي اروپايي در مرحله دوم و در ايالتهاي متحده آمريکا به مرحله سوم وارد شده است .
هدف نهايي سنجش از دور رسيدن به مرحله چهارم تکامل است يعني هنگامي که بتوانيم اطلاعات قابل اطمينان سنجش از دور را به صورت روزمره براي مديريت سياره آسيب پذير و شکننده خود توليد کنيم .
۱-۲- تعريف سنجش دور 
بنا به تعريف ، سنجش از دور عبارتست از اندازه گيري خصوصيات پديده هاي سطح زمين با استفاده از داده هائي که از راه دور توسط هواپيما و ماهواره کسب مي شوند به طور کلي اطلاعات مورد استفاده سنجش از دور در منابع زميني يا ماهيت تصويري دارند که شامل عکسهاي هوايي و عکسهاي فضايي هستند يعني انعکاسات اشعه الکترومغناطيسي از روي اجسام بر صفحه فيلمي که در دوربين هواپيما يا فضاپيما قرار گرفته اثر گذاشته و پس از ظهور فيلم به صورت عکس يا اسلايد مورد بررسي واقع مي شوند يا اينکه ماهيت رقومي دارند يعني اينکه انعکاسات الکترومغناطيسي از پديده هاي منابع زميني به وسيله سنجيده هاي ماهواره ها ثبت شده و پس از ارسال به ايستگاههاي زميني و انجام تصحيحات و پردازش لازم تبديل به تصاوير شده و مورد تفسير قرار مي گيرند و يا به کمک کامپيوتر مستقيماً تجزيه و تحليل مي شوند سيستمهاي سنجش از دور به ويژه آنهائي که بر روي ماهواره ها قرار دارند کره زمين را به صورت دائم و دوره اي مورد نگرش و تصويربرداري قرار مي دهند و لذا موجبات فرابيني و نظارت زمين و اثرات فعاليتهاي انسان بر روي آنرا فراهم مي کنند بعضي از کاربردهاي مهم سنجش از دور عبارتند از : 
۱- نظارت و تعيين تغييرات جهاني نظير کاهش لايه اوزون ، نابودي جنگل ها و گرم شدن جهان 
۲- کشاورزي ( وضعيت مزارع ، پيش بيني محصول و فرسايش خاک ) 
۳- کشف منابع غيرقابل تجديد ( از معادن ، نفت و گاز و طبيعي ) 
۴- نظارت منابع طبيعي تجديد شونده ( جنگلها و مراتع ، اقيانوسها و خاکها ) 
۵- هواشناسي ( ديناميک اتمسفر و پيش بيني وضع هوا ) 
۶- مراقبت هاي نظامي 
۱-۳- مباني راديومتري سنجش از دور 
۱-۳-۱- سيستم سنجش از دور 
هر سيستم سنجش از دور که از تابش الکترومغناطيسي استفاده مي کند چهار قسمت اساسي دارد : 
۱- منبع – منبع تابش الکترو مغناطيسي مي تواند طبيعي باشد مانند نور بازتابيده خورشيد يا گرماي گسيل شده از زمين يا مصنوعي باشد نظير رادار ميکروموج 
۲- بر هم کنش با سطح زمين – مقدار و مشخصه هاي تابش گسيلي يا بازتابيده از سطح زمين به مشخصه هاي اشياي روي سطح زمين بستگي دارد .
۳- بر هم کنش با جو زمين – انرژي الکترومغناطيسي که از جو زمين عبور مي کند و پيچيده و پراکنده مي گردد .
۴- سنجنده – تابش الکترو مغناطيسي که با سطح زمين و جو آن بر هم کنش مي کند به وسيله سنجنده اي مانند تابش سنج يا دوربين عکاسي ثبت مي شود .
۱-۳-۲ – انرژي الکترومغناطيسي 
عامل ارتباط ميان قسمتهاي اساسي سيستم سنجش از دور ، انرژي الکترو مغناطيسي است انرژي توانائي انجام کار مي باشد و با انجام کار ، معمولاً انرژي از نقطه اي به نقطه ديگر دراثر رسانش ، همرفت يا تابش منتقل مي شود در سنجش از دور در وهله نخست با انتقال انرژي در اثر تابش سروکار داريم .
۱-۳-۳- طيف الکترومغناطيسي 
تابش الکترو مغناطيسي به صورت پيوستاري از طول موجها و فرکانسها از طول موج کوتاه و فرکانس بالاي موجهاي کيهاني تا طول موج بلند و فرکانس پايين موجهاي راديويي انجام مي گيرد مهمترين امواج شناخته شده عبارتند از : گاما ، ايکس ، ماوراء بنفش ، مرئي ، مادون قرمز ، مايکروويو ، امواج راديويي ، گاما و ايکس طول موجهاي بسيار کوتاه دارند و به وسيله جو بالا جذب شده و در کارهاي سنجش از دور مصرفي ندارند طول موجهائي که در سنجش از دور بيش از همه مورد توجه هستند طول موجهاي مربوط به تابش مرئي و فروسرخ نزديک در باند موج ۳تا ۴/۰ ميکرومتر ، تابش فروسرخ در باند موج ۳ تا ۱۴ ميکرومتر و تابش ميکروموج در باند ۵ ميلي متر تا ۵۰۰ ميلي متر مي باشد طيف الکترو مغناطيسي در جدول زير آورده شده است .

۱-۳-۴- محدوده اپتيکي 
محدوده اپتيکي طيف الکترو مغناطيسي ، حدوداً از ۳/۰ ميکرومتر تا ۱ ميلي متر مي باشد ولي اکثر سنجنده هائي که تنها در بخش ۰۵/۰ -۳/۰ ميکرومتر آن فعاليت دارند ( اپتيکي ناميده مي شوند ) زيرا عناصر ساده اپتيکي نظيرعدسي ، آينه و غيره بر روي آنها تأثير 
مي گذارند يعني مي توانند آنها را متمرکز يا منعکس کنند .
۴/۰-۳/۰ ميکرومتر ؛ ماوراء بنفش 
۷/۰-۴/۰- ميکرومتر ؛ مرئي 
۳/۱-۷/۰ – ميکرومتر ؛ مادون قرمز نزديک 
۳-۳/۱ ميکرومتر ؛ مادون قرمز مياني 
۱۴-۳- ميکرومتر ؛ ( و بيشتر ) مادون قرمز حرارتي ، دفعي يا حرارتي 
محدوده اپتيکي را مي توان به دو بخش انعکاسي و دفعي يا حرارتي نيز تقسيم نمود انعکاسي از آنجا که اکثر پديده هاي زمين اين امواج را منعکس مي کنند سنجنده ها قادر به ثبت آنها هستند دفعي يا حرارتي به دليل آنکه در اثر جذب انرژي الکترومغناطيسي دماي اجسام بالا رفته و چنين امواجي را از خود دفع مي کنند سنجنده ها تشعشعات دفعي اجسام را نيز مثبت مي کنند .


۱-۴- سنجش از دور و سيستم اطلاعات جغرافيائي GIS
سيستم اطلاعات جغرافيائي که به اختصار GIS ناميده مي شود شامل اطلاعاتي اساسي درباره بسياري از عوامل است که بايد در همه برنامه ريزي ها و در تمامي نواحي جغرافيايي بررسي شود امار و اطلاعات مربوط به توپوگرافي ، آب و هوا ، وضعيت خاکها ، تراکم انساني ، چگونگي مالکيت اراضي و … از آن جمله است به طور کلي لازم است که براي يک ناحيه جغرافيايي با مختصات ويژه آن اطلاعاتي از اين قبيل و صدها اطلاعات و آمار ديگر درباره ديگر موارد تهيه و در بانکهاي اطلاعاتي نگهداري شود تا به موقع در برنامه ريزي هاي مختلف از آنها بهره برداري گردد GIS در حقيقت يک بانک اطلاعاتي از ويژگيهاي نواحي مختلف جغرافيائي است که بر روي نوارهاي قابل تغذيه با همساز با کامپيوتر ضبط و نگهداري مي شود البته ممکن است که همان آمار و اطلاعات جمع آوري شده را بر روي صفحه هاي ويژه کامپيوترهاي شخصي نيز ضبط و در مواقع لزوم استفاده کرد آمار واطلاعات موسوم به GIS صحت و کارآيي برنامه ريزي ها را بالا مي برد عمليات دورسنجي توسط ماهواره هاي لندست مي تواند بسياري از اطلاعات مورد نظر در خصوص سيستم GIS را فراهم مي آورد .
براي مثال ماهواره هاي لندست و نقشه هاي شماتيک تهيه شده از طريق دورسنجي آنها
مي توان در موارد زير اطلاعات و آمار لازم را در اختيار پژوهندگان و برنامه ريزان قرار دهد.
۱-۵- طريقه جمع آوري و ثبت اطلاعات جغرافيايي 
سنجش از دور علم يا هنري است که از طريق آن مي توان با استفاده از يکسري اندازه گيري هاي از فاصله دور بدون هيچگونه تماس فيزيکي درباره اشياء مختلف اطلاعات مفيد وقابل استفاده اي کسب نمود اساس کار بر اندازه گيري و ثبت خصوصيات فيزيکي و شيميايي جو زمين و سطح آن از فاصله دور ، به وسيله ابزارهاي ويژه اي به نام سنجنده که بر روي سکوهاي مختف مانند هواپيما و ماهواره نصب مي شوند استوار است در امر سنجش از دور سيستمهاي سنجنده با ويژگيهاي مختلف بهره برداري مي شود که از مهمترين آنها مي توان از سيستم هاي عکسبرداري و ماهواره اي نام برد .
ابزار سنجش از دور به طور کلي داراي دو ويژگي متمايز هستند : تصويرگر با داده هاي تصويري و غير تصويرگر با داده هاي رقومي يا غير تصويري . 
نوع اول سنجنده ها شامل انواع دوربين هاي عکسبرداري اعم از زميني يا هوائي با عدسي هاي مختلف است که با فيلمهاي متناسب عکسبرداري در طيفهاي ماوراء بنفش ، مرئي و مادون قرمز را انجام مي دهند .

عتیقه زیرخاکی گنج