امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 78 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به منظور تهيه طرح طبقه بندي مشاغل و نظام پرداخت پويا و جامع از مدتها قبل مطالعات وسيعي در حوزه معاونت اداري و مالي دانشگاه شروع گرديده بود وهم زمان بااين كوشش ، دولت نيز به دنبال تغيير زير بنايي نظام پرداخت خود پيشنهادهاي متفاوتي را به مجلس ارائه مي نمود تا سرانجام نظام هماهنگ حقوق را به تصويب رسانيد تقريبا تمام موسسات دولتي و وابسته به دولت زير پوشش آن قرار گرفت
استخدام : عبارت از پذيرفته شدن شخص به خدمت در دانشگاه طبق ضوابط اين آيين نامه مي باشد.
كاركنان : كليه افرادي كه تحت عنوان شاغل رسمي يا قرار دادي ( اعم از تمام وقت و يا نيمه وقت ) به موجب حكم استخدامي و يا قرارداد كار به خدمت دردانشگاه پذيرفته مي شوند كاركنان دانشگاه ناميده شده و براي مدت دائم و يا موقت به يكي از پستهاي سازماني منصوب مي شوند .

استخدام : عبارت از پذيرفته شدن شخص به خدمت در دانشگاه طبق ضوابط اين آيين نامه مي باشد.
كاركنان : كليه افرادي كه تحت عنوان شاغل رسمي يا قرار دادي ( اعم از تمام وقت و يا نيمه وقت ) به موجب حكم استخدامي و يا قرارداد كار به خدمت دردانشگاه پذيرفته مي شوند كاركنان دانشگاه ناميده شده و براي مدت دائم و يا موقت به يكي از پستهاي سازماني منصوب مي شوند .
حقوق و مزايا : مبلغي است كه در برابر انجام كار واحد بر اساس نظام پرداخت دانشگاهي محاسبه و به طور ماهانه پرداخت مي شود.
مشاغل رسمي : مستخدم تمام وقتي است كه دوره آزمايشي خود را طي كرده و داراي حكم رسمي است.
مشاغل قراردادي : مستخدم تمام وقت يا نيمه وقتي است كه پس از طي دوره آزمايشي داراي قرارداد ساليانه و تحت پوشش ضوابط و مقررات بازنشستگي دانشگاه نخواهد بود مثل بازنشستگان به مامورين و مشاغلين ساير موسسات ومشاغلين غير تمام وقت .
ورود به خدمت 
شرايط عمومي ورود به خدمت در دانشگاه به شرح زير است :
تابعيت جمهوري اسلامي ايران ( استخدام اتباع بيگانه تابع مقررات عمومي كشور است ) 
داشتن حداقل ۱۸ سال و حداكثر ۴۰ سال و براي مشاغل تخصصي ۵۵ سال .
اعتقاد به يكي از اديان رسمي مقرر در قانون اساسي و معتقد به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .
نداشتن سابقه محكوميت جزائي موثر و اعتياد به مواد مخدر.
داشتن صحت مزاج و توانايي انجام كاري كه براي آن استخدام مي شود.
انجام خدمت وظيفه عمومي با داشتن معافيت قانوني دائم درصورت مشمول بودن.
دارا بودن حداقل گواهينامه پايان دوره ابتدايي يا گواهينامه تكميلي نهضت سواد آموزي .
دارا بودن شرايط احراز شغل مورد نظر طبق ضوابط مربوط.
انجام گزينش اخلاقي.
انتخاب افراد براي استخدام در دانشگاه از طريق مصاحبه و درصورت  لزوم آزمايش كتبي و ياشفاهي توسط مسوولان ذيربط انجام مي شود.
آيين نامه استخدام هيات علمي تمام وقت در دانشگاه آزاد اسلامي
ماده ۱- هدف :
هدف از تدوين آيين نامه تامين هيات عملي دانشگاه از طريق استخدام متخصصان غير شاغل و بازنشسته كه ميلند به منظور تربيت و آموزش جوانان كشور با دانشگاه آزاداسلامي همكاري نمايند.
ماده ۲- شرايط استخدام : 
۱-۲- دارا بودن سلامت و توانايي جسمي لازم .
۲-۲- دارا بودن درجه فوق ليسانس در رشته مربوط.
۳-۲- قبولي در گزينش علمي و عمومي توسط سازمان مركزي دانشگاه آزاد اسلامي .
ماده ۳ – نحوه استخدام : 
استخدام تمام وقت در دانشگاه آزاد اسلامي به صورت پيماني ، رسمي آزمايشي و رسمي قطعي به شرح زير مي باشد :
۱-۳- استخدام پيماني :
اعضاي هيات علمي كه مستقيما به واحدهاي دانشگاهي با سازمان مركزي مراجعه مي كنند، مي توانند حداكثر به مدت يك سال به استخدام پيماني دانشگاه آزاد اسلامي در آيند.
۲-۳- استخدام رسمي آزمايشي :
اعضاي هيات علمي از زماني صلاحيت علمي و عمومي آنان به تاييد سازمان مركزي دانشگاه رسيده باشد به استخدام رسمي آزمايشي دانشگاه در خواهند آمد.
۳-۳- استخدام رسمي قطعي :
اعضاي هيات علمي پس از گذراندن مرحله استخدام رسمي آزمايشي در صورت داشتن صلاحيت كافي به تشخيص سازمان مركزي به استخدام رسمي قطعي دانشگاه آزاد اسلامي در مي آيند مدت زمان لازم براي صدور حكم رسمي از بدو استخدام ( به صورت پيماني و رسمي آزمايشي )حداقل سه سال مي باشد.
تبصره ۱: در موارد خاص كه متقاضيان مستقيما به واحدهاي دانشگاهي مراجعه مي نمايند. واحدهاي دانشگاهي مي توانند پرونده متقاضيان را تكميل نموده و حداكثر ظرف يك ماه از تاريخ مراجعه جهت بررسي علمي و عمومي به سازمان مركزي ارسال دارند.واحدها نيز در صورت نياز مي توانند اينگونه متقاضيان را براي مدت دو نيم سال تا اعلام نتيجه صلاحيت هاي علمي و عمومي از طرف سازمان مركزي براساس قرارداد به كارگيرند.
تبصره ۲ – در صورتي كه ظرف يكسال از تاريخ اعلام وصول مدارك كامل اعضاي هيات علمي پيماني به هردليل پاسخ مثبت يا منفي از طرف سازمان مركزي اعلام نشود واحدها راسا مي توانند نسبت به استخدام رسمي آزمايشي آنان اقدام و يك نسخه از حكم مربوطه را به سازمان مركزي ارسال دارند به حال استخدام رسمي قطعي اعضاي هيات علمي منوط به طي مراحل گزينش علمي و عمومي آنان از طريق سازمان مركزي خواهد بود.
تبصره ۳- فارغ التحصيلان در مقاطع فوق ليسانس و دكتري مي توانند با استفاده از مزاياي طرح قانوني خدمت مشمولان متخصص تعهدات نظام وظيفه عمومي خود را دانشگاه آزاد اسلامي بگذرانند تعهد خدمت اينگونه متقاضيان به دانشگاه آزاد اسلامي در تهران و شهرستانهاي درجه يك ومراكز استان ۲ سال به انضمام دوره خدمت سربازي و براي مناطق محروم يكسال به انضمام دوره مزبور خواهد بود.
تبصره ۴ – در صورتي كه در مدت زمان استخدام پيماني صلاحيت عضو هيات علمي مورد تاييد قرار نگيرد واحد مربوطه ملزم به فسخ قرارداد خواهد بود.
ماده ۴- وظايف اعضاي هيات علمي :
اعضاي هيات علمي موظفند به ميزان ساعات تعيين شده در ماده ۵ اين آيين نامه به انجام وظايف مشروحه زير بپردازند :
۱-۴- تدريس دروس مطابق برنامه دانشگاه.
۲-۴- عهده دار شدن راهنمايي دانشجويان .
۳-۴- انجام امور پژوهشي درزمينه هاي مربوط با پيشنهادرئيس واحد دانشگاهي و تاييد سازمان مركزي.
۴-۴- انجام ساير امور كه از طرف واحد درارتباط با آموزش به وي محول مي شود.
ماده ۵ – تعداد ساعات كار موظف :
۱-۵- تعداد ساعات كار موظف در هفته ( تدريس و غير تدريس ) براي اعضاي هيات علمي تمام وقت ۳۲ ساعت مي باشد.
۲-۵- تعداد ساعات تدريس اعضاي هيات علمي تمام وقت ، ۱۰ ساعت در هفته خواهد بود.
۳-۵- حداقل ساعات تدريس براي روسا و معاونين واحدها كه به عضويت هيات علمي در آينده و ( داراي درجه دكتري يا فوق ليسانس مي باشند ) به ترتيب ۴ ساعت و ۶ ساعت خواهد بود كه با تدريس ساعات مزبور حقوق كامل ( منظور از حقوق بر مبناي ۱۰ ساعت تدريس است ) دريافت خواهند داشت و براي مسئولين ( روساي تمام وقت گروههايي كه عضو هيات علمي هستند در واحدهاي بسيار بزرگ و بزرگ بين ۶ تا ۱۰ ساعت و به تشخيص رئيس واحد و تاييد سازمان مركزي ) تعيين مي گردد.
حداقل ساعات تدريس اعضاي هيات علمي شاغل در سازمان مركزي بنا به پيشنهاد معاونت مربوط و تصويب رياست دانشگاه تعيين خواهد گرديد.
۴-۵- چناچه عضو هيات علمي بنا به تشخيص رئيس واحد دانشگاهي مربوط لازم باشد بيش از ساعات موظف تعيين شده در هفته تدريس نمايد به تعداد ساعات تدريس اضافي از ساعات موظف غير تدريس در هفته وي كسر و برابر آيين نامه حق التدريس مابه تفاوت حق التدريس ساعتي و ساعات كار غير تدريس را دريافت خواهند داشت.
۵-۵- در صورتي كه عضو هيات علمي بنا به نياز لازم باشد خارج از ساعات موظف خود كار غير تدريس نمايد حق الزحمه وي به ازاي هر ساعت كارغير تدريس عبارت از مجموع حقوق پايه ( ۴ ساعت تدريس در هفته ) به اضافه سوابق تدريس دانشگاهي ، به اضافه مزاياي مخصوص تقسيم بر ۱۵۰ خواهد بود .
۶-۵- هر عضو هيات علمي نبايد كمتر از ساعات تعيين شده تدريس نمايد.

ماده ۶ مزاياي مخصوص :
۱-۶- به منظور جذب متخصصان مورد نياز دانشگاه آزاد اسلامي به ويژه در نقاط محروم كشور مي توان تا ميزان دويست درصد حقوق پايه به عنوان مزاياي مخصوص به حقوق و مزايا به شرح زير اضافه نمود:
الف – تاميزان ۳۰ درصد نقاط غير محروم و ۵۰ درصد نقاط محروم به تشخيص رئيس واحد .
ب – علاوه بر بند الف تا ميزان ۵۰ درصد نقاط غير محروم و محروم به تشخيص رئيس منطقه .
پ – علاوه بر بند الف و ب بالا تا ميزان ۱۲۰ درصد نقاط غير محروم و ۱۰۰ درصد در نقاط محروم بنا به درخواست واحد از طريق رئيس منطقه و تائيد رياست دانشگاه .
ماده ۷ – فسخ قرار داد در مورد افضاي هيات علمي پيماني :
۱-۷- دانشگاه مي تواند بايك ماه اعلامي قبلي ابلاغ اعضاي هيات علمي پيماني را فسخ نمايد.
۲-۷- عضو هيات علمي پيماني مي تواند حداقل يك ماه قبل از پايان هرسال تحصيلي نسبت به فسخ قرار داد يا اعلام همكاري درنيمسال بعد تصميم خود را كتبا به اطلاع واحد دانشگاهي برساند.

ماده ۸ – ميزان حقوق و مزايا :
۱-۸- حقوق اعضاي هيات علمي بر اساس ۱۰ ساعت تدريس در هفته تعيين مي گردد.
تبصره ۱- حقوق پايه دانشيار عبارت است از حقوق پايه استاديار به اضافه ۱۰ در صد آن .
تبصره ۲- حقوق پايه استاد عبارت است از حقوق پايه استاد يار به اضافه ۲۰ در صد آن .
تبصره ۳- حقوق پايه براساس ۴ ساعت تدريس در هفته محاسبه مي گردد.
تبصره ۴- منظور از حقوق كامل : حقوق براساس ۱۰ ساعت تدريس در هفته و منظور از حقوق پايه حقوق بر اساس ۴ ساعت تدريس در هفته است.
۲-۸- حق سرپرستي وساير پرداختها مطابق آيين نامه مربوط و جدول امتيازات واحدها خواهد بود.
۳-۸- سوابق تدريس دانشگاهي و پيش دانشگاهي اعضاي هيات علمي قبل از استخدام در دانشگاه آزاد اسلامي و نيز سوابق تدريس آنان در دانشگاه آزاد اسلامي بر اساس جدول ضميمه محاسبه و بر اساس آن مرتبه و پايه علمي اعطا مي شود.
۴-۸- حق فرزند ، مسكن و خواربار طبق ضوابط دانشگاه تعيين مي شود اين مزايا تنها به اعضاي هيات علمي تمام وقت تعلق مي گيرد.
ماده ۹- مرخصي استخقاقي واستعلاجي :
۱-۹- مدت مرخصي استحقاقي ساليانه اعضاي هيات علمي رسمي كه با دانشگاه همكاري دارند يك ماه در سال با كليه حقوق و مزاياي مربوط خواهد بود و زمان آن به جز تعطيلات تابستاني به وسيله گروه آموزشي و تاييد رئيس واحد دانشگاهي تعيين مي گردد
  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل به صورت زیر تهیه شده است:

هدف: نظر به ارتباط هوش هيجاني با توانايي حل مسأله و انتخاب خودكشي ب هعنوان يك روش انطباق با مشكلات، اين پژوهش، با
هدف بررسي هوش هيجاني در زنان اقدا مكننده به خودكشي به روش مسموميت انجام شده است.
روش: در يك طرح پژوهشي پس رويدادي (عل ي- مقايس هاي) و شبه آزمايشي ۸۰ نفر از زنان اقدا مكننده به خودكشي به روش
نمون هگيري در دسترس از ميان مراجع هكنندگان به اورژانس مسمومين بيمارست ان نور اصفهان ب هعنوان گروه آزمايشي و ۸۰ نفر از زنان
عادي از ميان ملاقا تكنندگان بيماران بخش داخلي بيمارستان نور اصفهان، ب هعنوان گروه گواه به روش تصادفي انتخاب و ب هكمك
پرس شنامه هوش هيجاني بار- ان بررسي شدند. براي تحليل داد هها، روش تحليل واريانس چندمتغيره و روش تحليل تمايزات
ب هكار برده شد.
يافته ها: نتايج تحليل واريانس چند متغيره نشان داد كه نمره كل هوش هيجاني و زيرمقيا سهاي آن در گروه خودكش يكنندگان
ه مچنين بر پايه نتايج تحليل تماي زات، همراه با نقطه برش .( p<0/ در مقايسه با گروه گواه به شكل معن يداري پايي نتر بوده است ( ۰۰۱
۲۵۳/۸۶ براي تفكيك دو گروه اقدا مكننده به خودكشي و سالم، حساسيت و ويژگي هر دو ب هطور جداگانه برابر با ۱۰۰ % محاسبه
گرديد
مقدمه
هوش هيجاني مجموع ه اي از توانايي هاي شناختي و
، هيجاني به هم پيوسته است (كياروچي ۱، فورگاس ۲ و مير ۳
۲۰۰۱ ) كه به فرد كمك مي كند تا با دريافت، ارزياب ي و بيان
دقيق هيجان ها، از احساساتي كه افكار را تسهيل مي نمايند
۱۹۹۹ ؛ ماير، سالووي ۶ و ، آگاهي يابد (ماير ۴ و كاروسو ۵
كاروسو، ۲۰۰۱ ) و با برقراري توازن ميان افكار و هيجان هاي
خود، تصميم گيري هاي عاقلانه و رفتاري مسئولانه داشته باشد
۲۰۰۷ ) هوش هيجاني را يك ) (اكرامي، ۱۳۸۰ ). بار- ان ۷
رشته توانمندي ها و مهارت هاي غيرشناختي مي داند كه
توانايي هاي فرد را در برخورد با فشارهاي محيطي افزايش
مي دهند و آن را در پنج مقوله كلي بهره هيجاني
درون شخصي و بين شخصي، توانمندي هاي سازش يافتگي،
مديريت تنيدگي و خلق عمو مي تعريف مي كند (بار – ان و
پاركر، ۲۰۰۰ ). سالوي ( ۱۹۹۰ )، هوش هيجاني ر ا با سلامت
روان در ارتباط مي داند . وي دريافت كه افراد داراي هوش
هيجاني بالا، توانايي بهتري براي مقابله با استرس دارند . از
سوي ديگر افراد داراي هوش هيجاني پا يين، پيوسته احساس
پوچي و فروپاشي نموده، واكنش هاي عاطفي نامناسب نشان
مي دهند. از اين رو هوش هيجاني پايين مي تواند از عوامل
خطرساز در ابتلا به بيماري هاي رواني و ايجاد مشكلات در
، سازگاري افراد با مح يط به شمار آ يد (تيلر ۸، پاركر و بگبي ۹
۱۹۹۹ ). در افراد با هوش هيجاني پايين، توانايي حل مس أله به
ميزان چشم گيري پايين تر است و ا ي ن افراد در بهره گيري از
مهارت هاي مقابل ه اي در رويارويي با فشارهاي رواني زندگي ،
توانايي ز يادي ندارند (بار – ان و پاركر، ۲۰۰۰ ). پژوهش ها
نشان داده اند، افرادي كه توانا يي ايجاد سازگاري لازم را در
زندگي خود دارند (افراد بهنجار ) در برخورد با م شكلات،
مهارت هاي مقابل ه اي كارآمد را به كار مي گيرند كه مي توان
مهارت هاي مقابل ه اي متمركز بر » آنها را به دو دسته كلي
تقس يم نمود « مهارت هاي مقابل ه اي متمركز بر هيجان » و « مسأله
.( (نوروزي، ۱۳۷۳
از سوي ديگر، در زمينه روانشناسي شناختي بر نقش
در ساختارشناختي مبتلايان به افسردگي « مسأله گشايي نارس ا »
۱۹۷۵ ) و نقش ، تأكيد شده (پيكل ۱۰ ، پروسوف ۱۱ و مه ير ۱۲
در افراد افسرده داراي « مسأله گشايي » كمبود مهارت هاي
انگاره پردازي خودكشي مورد توجه قرار گرفته است
(كاوياني، رحيمي درآباد و نقوي، ۱۳۷۸ ). هر چند خودكشي
و اقدام به آن از نشانه هاي افسردگي است، اما افسردگي تنها
علت خودكشي نيست . دامنه گسترده اي از اختلال هاي رواني
هم چون اضطراب، خود بيمارانگاري و گرايش هاي
ضداجتماعي، هيستريايي و پارانوييدي در بروز خودكشي
.( مؤثرند (سادوك ۱۳ و سادوك، ۲۰۰۳
مقوله خودكشي مي تواند از نظر شدت ، دامنه گسترده اي
داشته باشد كه در ي ك سر آن تنها افكار و انگاره هاي ي در
زمينه خودكشي وجود دارد و در انتهاي د يگر آن، رفتارها يي
، به شكل اقدام قاطع با احتمال بس يار زياد مرگ (لوينسون ۱۴
، ۱۹۹۶ ؛ ماسكيكي ۱۷ ، اُكارول ۱۸ و لاك ۱۹ ، روهد ۱۵ و سيلي ۱۶
۱۹۸۹ ). شيوع اقدام به خودكشي در فرهنگ ها ي گوناگون ،
متفاوت است . براي نمونه ميزان خودكشي در ن يجري ه چهار
مورد در ۱۰۰۰۰۰ نفر و در سوييس ۲۲۷ مورد در ۱۰۰۰۰۰ نفر
۱ .(۱۹۹۵ ، ۲۰۰۱ ؛ لاهارپ ۲۲ ، مي باشد (نوسا ۲۰ و اودسانمي ۲۱
داراي « اقدام به خودكشي » ، از ديدگاه بهداشت روان
پيامدهاي فردي، اجتماعي، روان شناختي، فرهنگي و اقتصادي
، است (گيلدر ۲۳ ، مه يور و كاث، ۱۳۶۹ ؛ كليتون ۲۴ و بارسل ۲۵
۱۹۹۹ ). در آمريكا سالانه ۳۰۰ هزار نفر خودكشي مي كنند و
برآورد مي شود كه ۲۵ % بيماران افسرده، دس ت كم يك بار در
، طول زندگي خود اقدام به خودكشي مي كنند (مالون ۲۶
۱۹۹۵ ). در ايران نيز هر چند در ، سزانتو ۲۷ ، كوربيت ۲۸ و مان ۲۹
مقايسه با كشور هاي پيشرفته صنعتي، ميزان خودكشي كمتر
است، اما بررسي هاي انجام شده در دو دهه اخير نشان داد ه اند
كه خودكشي و اقدام به آن در ايران رو به افزايش است
(جانقرباني، ۲۰۰۵ ؛ محسني، ۱۳۶۶ )؛ اقدام به خودكشي در
جوانان و زنان بيش از ساير گروه ها است و مسايلي مانند
اختلافات زناشويي، درگيري با بستگان، اختلال هاي رواني و
بي كاري از دلايل مهم اقدام به خودكشي گزارش شده اند
  • بازدید : 222 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

طرفداران اصلي روان شناسي انسان گرايانه در اين دهه گوردن آلبورت ، آبراهام مازلودكارل راجرز عقيده دارند كه يكي از احتياجات ضروري و مبهرم انسان اين است كه نسبت به خودش احساس خوبي داشته باشد هيجان هاي خود را مستقيماً تجربه نمايد و از نظر هيجاني رشد كند .
 در حيطه روان شناسي انديشمندان بزرگ از طرفي به علت شناسي دردهاي رواني انسان و از طرف ديگر به طرح روش هايي براي بهره مندي انسان از ظرفيت كامل خود در جهت سلامت عمومي پرداخته اند كه همه در جاي متبول و هريك تكامل بخش و يا حداقل مپوش نظريه هاي خود بوده است . فرويد به عنوان چهره ي معروف ، روان شناسي نيروي اول معتقد است هسترمركزي روان نژندي يانوردتيك اضطراب است . 
بيان مسأله :
به اين ترتيب هيجان كه سال ها ارزش محوري خود را از دست داده بود و در سلامت انسان هيچ جايي براي اين عنصر اساسي به رسميت شناخته نمي شد و برعكس تمام مركزيت ديدگاههاي متفاوت را مسأله شناخت تشكيل مي داد . دوباره در يك سلسله تغيير و تحولات نظريه ها به عنوان عنصر اساسي قابل توجه علت شناسي رفتارهاي انسان از جمله موفقيت ها و شكست ها كه سال ها به هوش عقلاني نسبت داده مي شد ، مطرح شد سنجش هوش هيجاني جهت آماده ساختن افراد جامعه براي مازهزار توي پيچيده زندگي تأكيد ورزيد وي توضيح داد كه هوش هيجاني توانايي هايي با خود به همراه دارد مثل توانايي براي برانگيختگي خود پايداري در مواقع شكست ، توانايي نظم بخشيدن به حالت هاي روحي و خلق وخوي و توانايي اصرار و نديدن و اميدواري . به اين ترتيب اين نظريه معتقد است آنچه كه مي تواند پيش بيني كننده موفقيت و سلامت رواني فرد در آينده باشد توانايي هوش هيجاني است است تفاوت ويژه اي كه اميدوار كننده نيست مي باشد . اين است كه هوش تحصيلي به عنوان يك صفت تقريباً لاتغيير شناخته شده است و حال آنكه هوش هيجاني از ديدگاه مفسران مي تواند بر سلامت رواني و عمومي فرد تأثير مثبت داشته باشد با توجه به اهميت مسئله سلامت روان در اثر حاضر و بررسي آمار روز افزون مراجعه كنندگان بر مراكز مشاوره در ارتباط با اختلال هاي رواني در روابط بين فردي در ايران از يك سو و از سوي ديگر براساس قرائن و شواهدي كه نشان دهندة امكان ارتقاء هوش هيجاني از طريق آموزش هاي ويژه مي باشد و همچنين خلأ تحقيقاتي موجود محقق را بر آن داشت كه پژوهشي در راستاي اين پژوهشي انجام دهد كه آيا آموزش مؤلفه هاي هوش هيجاني مي تواند سلامت عمومي فرد را افزايش دهد . 
اهميت و ضرورت تحقيق :
قضاوت دربارة ارزش چيزهاي كوچك يا بزرگ بستگي به جنسي دارد كه آن چيزها در ما ايجاد مي كنند در جايي ممكن است چيزي و در نتيجه عقيده اي كه راجع به آن داريم انديشمند قلمداد كنيم و اين خود به اين خاطر است كه خود آن عقيده در حقيقت با يم احساس در رابطه بوده است اما اگر ما به طور راديكالي خالي از احساس باشيم و اگر عقايد تنها چيزهايي بودند كه ذهن ما مي توانست به آنها باشد ما به يك باره مي بايست تمام چيزهايي را كه دوست داريم يا نداريم از دست بدهيم و ديگر براي اشاره به موقعيت يا تجربه اي كه در زندگي با عنوان موقعيت يا تجربه اي ارزشمند و با اهميت تر از بقية تجربيات است توانايي نداشته ايم در حال حاضر آن چيزي كه انسانها ناديده مي گيرند اين است كه تفاوت احساسات خودشان با ديگران را در نظر نمي گيرد . (جيمز ۱۹۵۸ به نقل از كارو وروشي پر ترجمه رضواني ۱۳۷۵) . 
طبق عقيدة بار (۱۹۹۴) احساسات هستة مركزي زندگي هستند احساسات بر هيجانات و هيجانات بر احساسات اثر مي گذارند .  اين دليل پر اهميت تر است مبني بر اينكه چرا بايستي راجع به چگونگي قضاوت و كنترل هيجانات افراد كاري انجام شود . همه بايد بدانند كه هيجاناتشان مي تواند توانايي زندگي در مدرسه و رابطه با همسالان و پاسخگويي به مسئوليت و اتكا به خود در هم چنين كنار آمدن با مسائل مختلف زندگي و مرگ را به آنها ديكته كند (ديور و اوپيكار ۱۹۹۵) با توجه به تأثير هيجانات در عرصة زندگي به خصوص سلامت زندگي و ارتباطات پرواضح است كه پژوهش دربارة شيوة آموزش مؤثر بر شناخت و كنترل هيجانات و به تعبير ديگر ارتقاء و بهبود هوش هيجاني تا چه اندازه مي تواند مهم باشد . لذا به طور خلاصه اهميت اين موضوع با توجه به مشكلات روزافزون درون فردي مانند اضطراب و افسردگي و از خود بيگانگي اقدام به خودكشي و نيز مشكلات بين فردي واضح و روشن است . 


اهداف تحقيق :
هدف از تحقيق حاضر بررسي بين رابطة سلامت عمومي  و هوش هيجاني در بين دانش آموزان دختر مقطع سوم دبيرستان شهرستان ابهر است كه هدف كلي بررسي رابطه بين سلامت عمومي و هوش هيجاني است و هدف جزئي اينكه آيا بين هوش هيجاني و اضطراب يا هوش هيجاني و اختلال در خواب ، ضعف جسماني و افسردگي رابطة معني داري وجود دارد يا نه ؟ هوش هيجاني نمي تواند در سلامت عمومي تأثير گذار باشد . 
فرضيه ها ي تحقيق 
بين هوش هيجاني و سلامت عمومي رابطة معني داري وجود دارد . بين هوش هيجاني واضطراب رابطة معني داري وجود دارد . بين هوش هيجاني و اختلال در خواب رابطة معني داري وجود دارد . بين هوش هيجاني و ضعف جسماني رابطة معني داري وجود دارد . 
متغيرهاي تحقيق 
هوش هيجاني = متغير وابسته
سلامت عمومي = متغير مستقل
اضطراب و اختلال در خواب و ضعف جسماني = متغير مستقل

تعاريف عملياتي و نظرية واژه ها در مفاهيم :
تعريف نظرية هوش هيجاني: توانايي درك درست محيط  پيرامون ـ خود انگيزي، شناخت و كنترل احساسات خويش به طوري كه اين فرآيند بتواند جريان تفكر و ارتباطات را تسهيل نمايد . (ماير و سالودي ۱۹۹۵) .
تعريف عملياتي هوش هيجاني : داراي مؤلفه هاي خودآگاهي به معناي تشخيص احساسات و يافتن واژگان براي بيان آنها ، در يافتن پيوند ميان افكار و احساسات و واكنش ها و آگاهي بر اينكه در تصميم گيري فكر غلبه دارد يا احساسات ، توجه كردن به پيامدهاي انقلاب راههاي مختلف و پياده كردن اين پيش فرض ها در تصميم گيري درباره مشكلات مختلف .
تعريف نظري سلامت عمومي : عبارت است از اين كه فرد چه احساسي نسبت به خود ، دنياي اطراف محل زندگي و اطرافيان دارد و مخصوصاً با توجه به مسئوليتي كه در مقابل ديگران دارد ، چگونگي سازش وي با درآمد خود و شناخت موقعيت مكاني و زماني خويشتن حائز اهميت است . (ميلاني فر ۱۳۸۲) .
تعريف عملياتي سلامت عمومي عبارتند از عزه اي است كه آزمودني از آزمون گلرنبرگ بدست آورده است . 
  • بازدید : 79 views
  • بدون نظر

دانلود پروژه پایان نامه با موضوع رابطه بين خلاقيت با جنسيت

نوع فایل : Word

تعداد صفحات : ۵۰

پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي در رشته مشاوره و راهنمايي

شرح محتوا

چکيده

پژوهش حاضر به بررسي رابطه جنسيت و خلاقيت پرداخته است. جامعه آماري پژوهش شامل همه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي اردبيل است. گروه نمونه نيز شامل ۵۰ نفر دانشجوي دختر و ۵۰ نفر دانشجوي پسر بود که به صورت تصادفي و مستقل انتخاب شده اند.

سنجش خلاقيت بر اساس آزمون خلاقيت ژان – لوئي سيله شامل سه قسمت، خلاقيت کلامي، خلاقيت تکميل تصاوير، خلاقيت تفسير تصاوير است که پس از انجام و بررسي با استفاده از روش آماري t براي دو گروه مستقل مورد تحليل قرار گرفت و نتيجه زير حاصل شد : پس از جمع آوري اطلاعات و بررسي گروه ها مشخص شد که بين خلاقيت با جنسيت رابطه معناداري وجود ندارد.

 

مقدمه

هدف نخستين هر انساني توانايي بخشيدن به خرد و انديشه است. نعمت آموزش و پرورش پذيري در بهينه سازي انسان و سازندگي تن و روان تموج آن دو آدمي را به خداوند که سرچشمه خرد و انديشه و نظام آفرين هستي است پيوند مي دهد. آموزش و پرورش کارسازترين و نيرومندترين ابزار انسان است.

آفريننده جان و خرد بدو توان آموختن بخشيد که تا با علم و عمل در راه سازندگي قيام کنند. زندگي بدون آفرينندگي خاموش و به گورستان ماننده است. واژه خلاقيت مترادف با ابداع، توانايي پيش بيني و ايجاد ايده است. مي خواهيم رابطه بين خلاقيت و جنسيت را مورد مکالمه و بررسي قرار دهيم و اما مطلبي که اين رابطه از اهميت خاصي برخوردار نموده. نقش جنسيت ر تفکر خلاق است و اينکه جنسيت آدمي در ميزان خلاقيت او موثر است يا خير.

در مسئله خلاقيت علاوه بر عامل هوش و جنسيت، مسئله شخصيت و فرهنگ اجتماعي و خانوادگي افراد را هم بايستي مدنظر قرار داده و اهميت زيادي براي آن قائل شد، چرا که بسياري از استعدادهاي خلاق به صورت بالقوه باقي مي ماند و اجازه بروز به آن داده نميشود که اين مسئله ناشي از همان فرهنگ خانوادگي و اجتماعي است.

نتيجه تحقيق نشان داد که ميزان خلاقيت در پسران نوجوان بيشتر از دختران نيست، به عبارت ديگر رابطه معني داري ميان ميزان خلاقيت و جنسيت مشاهده نميشود…


  • بازدید : 89 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

کنجکاوي و تفکر پيرامون افراد تيزهوش و با استعداد سابقه بسيار طولاني دارد و احتمالاً به زمان بر مي گردد که براي اولين بار انسان علاقمند شد به اين که چرا افراد با هم تفاوت دارند. در جوامع مختلف هر زمان افرادي بودند که با استعداد فراوان و نبوغ فوق العاده خويش در طول زندگي توجه و تحقيق هم را با خود جلب نمود و يا بدون توجه به مردم زندگي کرده و گه گاه پس از مرگشان به نبوغ آنها پي برده شده است. در يونان قديم افلاطون عقيده اش برآن بود که کودکان باهوش مي بايست در سنين کوچکي انتخاب شده و به آنها به طور اختصاصي علوم و فلسفه تعليم داده مي شده. طرز تفکر آداب و رسوم و عقايد جوامع نقش موثري در ارزشيابي و تعليم و تربيت کودکان سرآمد داشته است 
خلاقيت افسانه ها و واقعيت ها 
بزرگترين افسانه در مورد خلاقيت اين است که آن را در انحصار افراد نادر، خاص و باهوش مي دانند. گاهي با مرتبط کردن خلاقيت و حماقت، افراد خلاق، و خل به حساب مي آيند (گنجي، ۱۳۸۲).
حتي اگر در دنياي اختراعات انقلابي به پا نکرده باشيد و ديگران شما را به عنوان مخترع يا خلاق نشناخته باشند، غير ممکن است که تا به حال خلاقيت خود را در جايي نشان نداده باشيد. اگر توانسته باشيد، حتي يک بار، با موادي که براي سه نفر کافي بوده است، براي پنج نفر غذا بپزيد، يا توانسته باشيد کسي را متاثر و هيجان زده کنيد، خلاقيت خود را نشان داده ايد. همه انسان ها خلاق هستند، اما برخي بيشتر و برخي کمتر از بقيه، خلاقيت جزئي از سرشت انسان است. علاوه بر آن، مي توان رفتار خلاقانه را با تمرين هاي مناسب پرورش داد، محيط نيز مي تواند به آن شتاب بدهد و، در نهايت، نياز يکي از قويترين عوامل شکوفايي خلاقيت است.
مسلماً هيچ نيازي نيست که انسان ديوانه باشد تا بتواند چيزي را خلق کند. حتي اگر کسي، ديوانه يا خل به حساب آيد، ممکن است يک خلاق بزرگ باشد. به عبارت ديگر، روان رنجوري (يعني اختلالاهاي رفتاري خفيف داشتن) نمي تواند معياري بر خلاقيت باشد.
دومين افسانه درباره خلاقيت عبارت از تفاوت قائل شدن بين اعمال خلاقانه است: چه هنري، چه علمي يا تنها براي حل مشکلي کوچک. به سخن ديگر، وقتي ديدگاه منطقي دنبال مي شود، اغلب سعي ميشود که خلاقيت واقعي توصيف و طبقه بندي شود و نقاط قوت آن را خلاقيت تصادفي يا کم اهميت، گاهي هم به صورت درجه بندي، متمايز گردد.
خلاقيت به شيوه يکسان عمل مي کند، چه در مورد فرستادن انسان به کره ماه و چه در مورد نگه داشتن شلوار بدون کمربند. عمل خلاق، تا حد زيادي، عبارت است از کنار هم گذاشتن عناصر ناهمگون، به منظور ساختن يکي تصوير ذهني جديد يا واقعيت جديد. هنرمند نقش فضا و فرم را تغيير شکل مي دهد تا از منظره اي که ديده است چيز تازه و متفاوتي به وجود آورد مي توان گفت که کانتير، همان صندوق عقب اتومبيل تغيير يافته است، همان طور که ساندويچ مخصوص،‌ نسخه جديدي از ساندويج سنتي است. مطالعات نشان مي دهد که رفتار خلاقانه براي همه در همه زمينه ها يکسان است.
مرتبط دانستن خلاقيت و هوش نيز افسانه است. اگرچه براي نشان دادن خلاقيت به حداقل هوش نياز هست، خلاقيت به هيچ وجه تابع هوش نيست. بنا به برخي از پژوهش هاي آمريکايي، حتي به نظر مي آيد، هوش که با آزمون ها اندازه گيري ميشود (IQ)، ترمزي براي خلاقيت است. کساني که ضريب هوشي بالايي دارند، کمتر خلاق هستند، زيرا نوع هوششان آنها را به طور دائم وادار مي کند تا با هنجارها سازگار شوند، در حالي که خلاقانه عمل کردن، فرد را وادار مي کند که از هنجارها خارج شود تا به افکار اصيل و تازه دست يابد (گنجي، ۱۳۸۳).

خلاقيت و فرهنگ 
مطالعه در احوال دانشمندان و هنرمنداني که دستاوردهاي اصيل و مهمي در        رشته هايشان داشتند نشان مي دهد که عوامل شخصيتي نظير استقلال در قضاوت، برخورداري از انگيزه پيشرفت، ابتکار عمل و بردباري در برابر الهامات، از جمله شرايط مهم در دستيابي به کشفيات خلاق هستند، ازاين رو خلاقيت ممکن است در زمره خصايصي نباشد که بتوان آنها را با يک آزمون واحد به طور دقيق ارزيابي کرد (هيگارد و اتکينسون،‌ ۱۳۷۰).
مطالعاتي که بارون (۱۹۸۵) در زمينه شخصيت افراد خلاق انجام داده نشان مي دهد که مردم خلاق در مقايسه با افرادي عادي بيشتر خوش بين هستند، داراي انرژي رواني جسمي استثنايي مي باشند، زندگي آنها بيشتر پيچيده است، به دنبال تنش هستند تا از طريق آزاد شدن از آن احساس لذت کنند و برخورد آنها با ناهشياري يعني با تخيلات و تصورات ذهني بيشتر است (ساعتچي، ۱۳۶۶).
اشخاص بسيار خلاق تمايل به تعريف و تمجيد از خود دارند، گواه اين امر شمار کثير صفات ستايش آميزي است که در توصيف خود به کار مي برند و نيز نمرات نسبتاً بالاي آنها در مقياسي است که با آن خودپذيري اساسي فرد اندازه گيري ميشود (طموريان، ۱۳۶۹).
کتاب نبوغ وراثتي که گالتن در سال ۱۸۶۹ منتشر کرد مجموعه اي از مطالعات آماري بررسي خانواده هاي افراد برجسته را بنيان نهاد. تمامي اين مطالعات نشان مي دهد که برجستگي در بين فاميل ها منتقل ميشوند. اظهارات گالتن درباره برتري حسي و سلامت بهتر افراد نابغه قابل توجه است (طهموريان، ۱۳۶۹).

کاربرد خلاقيت :
تخيل، هوش، خلاقيت 
تخيل، خلاقيت نيست. تخيل به تنهايي نمي تواند شرط لازم براي خلاقيت باشد. در مورد هوش نيز چنين است. هوش به تنهايي نمي تواند شرايط لازم براي خلاقيت را به وجود آورد. ايده آل اين است که از اين دو توانايي، ترکيبي همگون فراهم شود تخيل و هوش، نه تنها متضاد نيستند بلکه يکديگر را تکميل مي کنند، باعث بروز خلاقيت واقعي مي شوند. تخيل افسار گسيخته نيز خلاقيت نيست.
 وانگهي، بيش از حد منطقي بودن نيز مانع قوي براي خلاقيت است، زيرا بخش بزرگي از انتقاد و قضاوت هنجاري رابه همراه مي آورد (گنجي، ۱۳۸۳).
گانيه در طبقه بندي خود از انواع يادگيري بالاترين سطح يادگيري را حل مسئله مي داند، ومعتقد است که آفرينندگي نوع ويژه اي از راه حل مسئله است (سيف، ۱۳۶۸).
در عين حال، مي توان بين حل مسئله و آفرينندگي از اين لحاظ تفاوت قائل شد که، حل مسئله بيشتر بر واقعيات استوار است و هدف آن عيني و بيروني است، در حالي که آفرينندگي بيشتر جنبه شخصي دارد و زياد از حل مسئله مبتني بر شهود و تخيل است (سيف، ۱۳۶۸).
از مدتها پيش خلاقيت مد روز شده است. خلاقيت به ساير فنون و مردم پسند، که هدفشان درمان فردي يا گروهي است، شباهت پيدا کرده است. بديهي است که رشد خلاقيت به فرد اجازه مي دهد تا شخصاً به خود شکوفايي برسد، اما فنون خلاقيت، عملکرد درماني ندارند. هدف آنها اساساً اين است که مشکلات موجود در سازمان هاي بزرگ يا در جامعه را، به شيوه مناسب و مبتکرانه حل کنند.
به اين ترتيب، توانسته اند خلاقيت و پويايي گروه يا حتي تمرين هاي ازقيد و شرط بين آوردن را در هم آميزند. جلسات خلاقيت با جلسات ديگري که درباره رشد شخصيت از طريق کسب آگاهي از نيروهاي جسمي، فلسفه دروني يا مراقبه متعالي انجام مي گيرد، ربط داده ميشود. خلاقيت از فلسفه دروني سرچشمه نمي گيرد و جريان جلسات خلاقيت، رهبران روحاني نيستند، هرچند مي توانند به شرکت کنندگان تجاربي را القا کنند که در سمينارهاي روان شناختي يا مراقبه متعالي القا ميشود. خلاقيت، وقتي با اين روش به کار برده ميشود، مي تواند به ايدئولوژي جديدي تبديل شود که رهبران روحاني و مراسم خاص خود را خواهد داشت. دراين صورت، با خطر ازدست دادن اعتبار در دنياي تجارب روبرو خواهد شد (گنجي، ۱۳۸۳).
بزرگترين خطر در اجتماع ما اين است که خلاقيت به صورت ابزاري درآيد فقط براي حل مشکلات به کار برده مي شود. دراين صورت، افراد و سازمان ها، از تمام دست آوردهايي که خلاقيت مي تواند به همراه آورد، محروم خواهند شد.
اگر خلاقيت تنها به حل مشکلات اختصاص يابد، از پرداختن به سوالات وسيع، مثل بازي سازي، تغيير ديدگاه ها يا اصلاح درک مسائل، باز خواهد ماند، اينجاست که خلاقيت توانايي تغيير دادن دنيا را نخواهند داشت، همان طور که تا به حال نداشته است (گنجي، ۱۳۸۳).


يافته هاي داخلي :
علي کريمي (۱۳۷۹) در پژوهش نشان داد که رابطه معناداري ميان خلاقيت و اضطراب در هر دو گروه پسران و دختران وجود دارد در پژوهش حاضر پسران به طور معناداري در خلاقيت برتراز دختران بودند معنادار بودن منزلت اجتماعي والدين (تحصيلات پدر و مادر) و خلاقيت آزمودنيها در اين پژوهش بارز است.
بتول مهين زعيم (۱۳۷۹) ؛ نتايج تحقيق داد که :
۱- ويژگي هاي شخصيتي دانشجويان رشته هاي تحصيلي دانشگاهي هنر، علوم انساني مهندسي، پزشکي متناوب است.
۲- ميزان خلاقيت دانشجويان رشته هاي تحثيلي دانشگاهي هنر، علوم انساني، مهندسي و پژشکي متفاوت است.
۳- بين ويژگي هاي شخصيتي و خلاقيت رابطه وجود دارد.
زهرا دست لزرگي (۱۳۸۱) : 
همه افراد داراي خلاقيت هستند اما عدم وجود محيطي مناسب و بي توجهي به اين توانايي مانع ظهور آن مي گردد و يکي از جديدترين قلمروهاي آموزش خلاقيت، آموزش مبتني بر کارکردهاي مغزاست. پژوهش حاضربه مقايسه دو روش آموزش خلاقيت، روش مبتني بر کارکردهاي تمام مغز در ميان دانش آموزان دختر سال اول نظري پرداخته است.
زهرا نوري؛ در پژوهش نشان داد که :
رابطه مثبت معني دار بين نمره کل خلاقيت و عملکرد تحصيلي وجود ندارد.
در رابطه خلاقيت و عملکرد تحصيلي بين دختران و پسران تفاوت معنادار مشاهده شد.
به طور کلي اين تحقيق در مورد تفاوت هاي جنسيتي در عملکرد تحصيلي با تحقيقات سادکر (۱۹۹۱) و کوبيس (۱۹۷۸) همسو بود و نيز در مورد ارتباط بين خلاقيت تحصيلي با تحقيق کفايت (۱۳۷۲)، کنات و هاگتوت (۱۹۹۳) همسو بود.
فريبا پورجلي (۱۳۷۹) : نتايج پژوهش تفاوت هاي جنسيتي در تاثير انگيزش بيروني (پاداش) بر خلاقيت نشان داد که :
۱- پاداش منجر به کاهش خلاقيت دانش آموزان دختر شد.
۲- پاداش تاثير معني داري بر خلاقيت دانش آموزان پسر نداشت.
۳- پاداش تاثير تعاملي بر خلاقيت دانش آموزان داشت.
۴- پاداش صرفنظر از جنسيت منجر به کاهش خلاقيت دانش آموزان شد.
۵- دانش آموزان دختر در مقايسه با دانش آموزان پسر از خلاقيت بيشتري برخوردار بودند.
مسلم گوهري (۱۳۷۷) :
در پژوهش حاضر، بررسي رابطه خودپنداره و منبع کنترل با خلاقيت در دانش آموزان پسر دوره تحصيلي راهنمايي که خلاقيت کلي بعنوان تغيير ملاک و خودپنداره و منبع کنترل بعنوان متغيرهاي پيش بين در نظر گرفته شدند. نتايج نشان داد که : رابطه خودپنداره در خلاقيت کلي معني دار است.
تاثير تعاملي سطوح خودپنداره و منبع کنترل در سطح معني دار و همبستگي بين بخشهاي مختلف خلاقيت (کلامي – تصويري – کلي) در سطح ۵% معني دار است.
  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پژوهش حاضر به منظور بررسي و مقايسه ميزان افسردگي بين دانش‎آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه در شهرستان كوهدشت انجام گرفت. به اين صورت كه تعداد ۴۰ نفر از دانش‎آموزان (۲۰ نفر دختر و ۲۰ نفر پسر) با روش نمونه‎گيري خوشه‎اي به طور تصادفي انتخاب و براساس آزمون افسردگي بك مورد آزمون واقع شدند. مطابق اغلب يافته‎هاي پيشين بخصوص در خارج از كشور) يافته‎هاي پژوهش حاضر نشان مي‎دهند كه در كل افسردگي دانش‎آموزان دختر مقطع متوسطه به طور معناداري بالاتر از ميزان افسردگي دانش‎آموزان پسر در اين مقطع مي‎باشند. 
همچنين برحسب نتايج تحليل آماري ‎t استودنت براي گروه‎هاي مستقل با درجة آزادي ۳۸=‎d.f و در سطح آلفاي ‎(۵/۰ =  ) جهت بررسي فرضيه يك سويه كه «ميزان افسردگي دانش‎آموزان دختر مقطع متوسطه به طور معناداري بالاتر از ميزان افسردگي دانش‎آموزان پسر مقطع متوسطه مي‎باشد» نتايج بيانگر تفاوت معني‎دار بين ميزان افسردگي دو گروه مي‎باشد. 
رمز این فایل به این صورت می باشد:www.ir-translate.com
افسردگي متداولترين بيماري بين اختلالات روانپزشكي به شمار مي‎رود، به طوري كه درصد بالايي از كليه بيماران بستري در بيمارستان‎ها را اين نوع بيماري تشكيل مي‎دهند،‌ هر روز،‌در مراكز درماني دنيا، ميلون‎ها نفر بوسيله متخصصان امر به عنوان مراجع افسرده تشخيص داده مي‎شوند. همه افراد در مرحله‎اي از زندگي دچار افسردگي مي‎شوند و به عبارتي۲۵% افراد و يا شايد تعداد بيشتري از مردم عادي، حداقل يك بال در زندگي دچار افسردگي شده‎اند درصد زيادي از افراد هر جامعه، در شرايط زماني خاص، به علت انواع استرس‎ها، روابط ميان فردي ناسالم و آسيب‎پذير، انواع فقدان‎ها، مشكلات و درگيري‎هاي خانوادگي يا زناشويي تنهايي، درگيري اجتماعي يا شغلي، طلاق و جدايي، قرار گرفتن در تضادهاي دروني و همين‎طور اجتماعي، نداشتن حمايت‎هاي اجتماعي، رشد ناسالم دوران كودكي، بهداشت رواني نازل در جامعه، بغرنجي شرايط زندگي، صنعتي شدن و بسياري عوامل ديگر ممكن است دچار افسردگي شوند (ترجمه شمس، ۱۳۷۹). 
افسردگي در همه افراد جامعه،‌ثروتمند و فقير،‌ نوجوان، جوان و پير، زن و مرد، متأهل و مجرد ديده شده است. اما بعضي از افراد بيشتر از ديگران مستعد ابتلا به افسردگي هستند. شيوع افسردگي در زنان دو برابر مردان گزارش شده است. همچنين بيماري از متخصصان باليني معتقدند كه افسردگي در افراد ميانسال، نوجوان، كودكان و حتي خردسالان به طور يكسان شايع است هرچند نشانه‎هاي مرضي در گروه‎هاي مختلف سني متفاوت است (آزاد، ۱۳۷۸). 
با توجه به اينكه دانش‎آموزان مقطع متوسطه از طرفي (رواج سن نوجواني و بحران‎هاي اين دوره و از طرفي ديگر در آستانه اتمام مقطع متوسطه و ورود به يك دورة آموزشي نوين بنام پيش‎دانشگاهي قرار دارند كه اين شرايط آنان را از بحرانهاي رواني مصون نمي‎دارد. بنابراين پژوهش حاضر سعي دارد كه از وضعيت افسردگي دانش‎آموزان مقطع متوسطه آگاهي يابد. 
بيان مسأله:
مسائل و مشكلات عاطفي، امروزه در جهان شيوع و گسترش زيادي پيدا كرده است و بسياري از افراد از مشكلات و بيماري‎هاو اختلالات عاطفي رنج مي‎برند. اين مسائل و مشكلات نه تنها افراد را زير پوشش قرار مي‎دهند بلكه به تبع فرد، جامعه را هم در برگرفته و دچار اختلالات و معضلات بسياري مي‎نمايند و عواقب و تبعات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و آموزشي زيادي را به دنبال خود مي‎كشند بررسي مشكلات عاطفي به اشكال مختلف در مدارس، دانشگاه‎ها و مراكز علمي از ديرباز مورد توجه بوده است. يكي از روشهاي بررسي مشكلات رواني بررسي ميزان افسردگي در افراد مي‎باشد، مسئله تحقيق حاضر به بررسي ميزان افسردگي در دانش‎آموزان و نيز مقايسه آن در دو جنس با يكديگر در سطح شهرستان كوهدشت مي‎پردازد. 
اهميت و ضرورت تحقيق:
توجه به مسايل و موضوعات ذيل هر پژوهشگري را به اين حيطه سوق مي‎دهد كه درباره وضعيت رواني دانش‎آموزان مقطع متوسطه و همچنين بازنگري مجدد بر يكي از بيماريهاي عصر حاضر يعني افسردگي تحقيق نمايد. 
۱) موضوع بازنگري بر ميزان فراواني افسردگي در بين نوجوانان با توجه به اينكه پژوهشگران دريافته‎اند كه حدود ۸ درصد پسران و ۱۰ درصد دختران در دوران نوجواني افسرده مي‎شوند (ترجمة گنجي،‌ ۱۳۷۸). 
۲) يافته‎هاي پژوهشگران نشان مي‎دهد كه تا قبل از پايان دوران نوجواني يعني ۱۹ سالگي تعداد دختران افسرده دو برابر پسران افسرده مي‎باشد (ترجمة گنجي، ۱۳۷۸) بر اين اساس بررسي كردن اين امر ضروري است كه آيا دختران نوجوان بيشتر از پسران نوجوان دچار افسردگي مي‎شوند. 
۳) بحث و موضوع تغييرات نظام آموزشي دورة‌ متوسطه و پديدار شدن نظام نوين آموزشي بنام پيش‎دانشگاهي و همچنين قرار گرفتن دانش‎آموزان در يك بحران استرس‎زا آموزشي، پژوهشگر را به اين حيطه تحقيقي سوق مي‎دهد كه عوارض رواني اين تغييرات آموزشي چه مي‎باشد و چگونه مي‎توان آن را شناسايي نمود. 
۴) مطالعه و بررسي مشكلات رواني دانش‎آموزان زماني پراهميت مي‎گردد كه اين مسايل در محيط و فرهنگهاي مختلف صورت گيرد تا شايد بتوان از نتايج حاصله از آن در برنامه‎ريزي احتمالي جهت كاهش افسردگي در مدارس استفاده كرد چرا كه اين قبيل بيماريها اگر به موقع تشخيص داده نشود ريشه مي‎دواند و اثرات آن به صورت افزايش ميزان خودكشي و در شكل خفيف‎تر بصورت كندي پيشرفت تحصيلي نمايان مي‎شود. 
اهداف تحقيق:
هدف كلي:
بررسي و مقايسه ميزان افسردگي در بين دانش‎آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه 
اهداف اختصاصي:
۱) بررسي ميزان افسردگي در بين دانش‎آموزان دختر مقطع متوسطه 
۲) بررسي ميزان افسردگي در بين دانش‎آموزان پسر مقطع متوسطه 
۳) مقايسه ميزان افسردگي در بين دانش‎آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه 
سؤالات و فرضيات تحقيق:
۱) ميزان افسردگي دانش‎آموزان دختر مقطع متوسطه چقدر است؟
۲) ميزان افسردگي دانش‎آموزان پسر مقطع متوسطه چقدر است؟
۳) ميزان افسردگي دانش‎آموزان دختر به طور معناداري بالاتر از ميزان افسردگي دانش‎آموزان پسر است. 
روش تحقيق:
با توجه به عنوان و موضوع پژوهش،‌ بررسي و مقايسه ميزان افسردگي در بين دانش‎آموزان مقطع متوسطه، تحقيق حاضر از نوع روش تحقيق علي‎- مقايسه‎اي يا گروه ملاكي مي‎باشد «عمده‎ترين ويژگي تحقيق علي‎- مقايسه‎اي اين است كه اين پژوهش پس از وقوع علت آغاز و پژونشگر اقدام به جمع‎آوري اطلاعات مي‎كند. پژوهشگر معلول يا متغير وابسته را مورد بررسي قرار داده و با مراجعه به گذشته به كشف علت مي‎پردازد.» (دلاور، ۱۳۸۳).
جامعه پژوهش:
دانش‎آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه كليه دبيرستانهاي شهرستان كوهدشت 
حجم نمونه: 
تعداد ۴۰ نفر از دانش‎آموزان مقطع متوسطه حجم نمونه تحقيق حاضر مي‎باشند كه اين تعداد را دو گروه ۲۰ نفره از دانش‎آموزان دختر و پسر تشكيل مي‎دهد. 

تعريف  عملياتي واژه‎ها و اصطلاحات:
افسردگي: افسردگي بيماري است كه خصوصيت اول و عمده آن تغيير خلق است و شامل احساس غمگيني است از يك نوميدي خفيف تا احساس تأمين شديد ممكن است نوسان داشته با شد، اين تغيير خلق نسبتاً ثابت براي روزها، هفته‎ها، ماهها، يا سالها ادامه دارد. همراه اين تغيير خلق تغييرات شخصي در رفتار، نگرش، تفكر، كارايي و اعمال فيزيولوژيك وجود دارد (رس، ۱۹۸۲). 
ميزان افسردگي: منظور از ميزان افسردگي در اين پژوهش نمره‎اي است كه آزمودني در تست افسردگي بك كسب مي‎كنند. 
دانش‎آموز: دختر و پسري كه طبق مقررات آموزش و پرورش در مقطع متوسطه يكي از دبيرستانهاي شهرستان كوهدشت مشغول به تحصيل مي‎باشند. 
سطح متوسطه: يكي از مقاطع تحصيلي نظام آموزش و پرورش كشور است كه در برگيرنده دورة سه ساله مي‎باشد. هدف كلي اين مقطع تحصيلي اعتلاي سطح فرهنگ دانش عمومي و شناخت بهتر استعدادها و علاقه دانش‎آموزان و ايجاد زمينه مناسب هدايت آنان به زمينه‎هاي تحصيلي موردنظر و احراز آمادگي نسبي جهت ادامه تحصيلات عالي‎تر است. 
شهرستان كوهدشت: يكي از شهرستان‎هاي استان لرستان است كه در جنوب غربي اين استان قرار دارد. 
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

خانواده کانون و هسته تشکیل اجتماعی بوده و بعنوان یک سیستم کوچک اجتماعی است که زیر بنای جامعه بزرگتری را فراهم می کند و هنجارها و ارزشهای حاکم بر آن بر تک تک افراد تأثیر قطعی دارد . 
شناخت سازمان و انگاره های خانواده می تواند بعنوان کلیدی برای شناخت رفتارهای فرد پرورش یافته در آن تلقی گردد زیرا بدون تردید خانواده مهمترین عامل پیدایش و تشکل شخصیت فرد محسوب می شود لذا با توجه به اهمیت موضوع و اینکه تحقیق حاضر نیز به جنبه های خانوادگی مؤثر بر بزهکاری تأکید دارد لازم است توضیحات پیرامون خانواده و وظایف و … آن  ارائه شود 
جامعه مورد مطالعه پژوهش حاضر نوجوانان و جوانان پسر مذکور کانون اصلاح و تربیت تهران می باشد که تعداد آنها ۳۰۰ نفر است و همچنین کلیه دانش آموزان دوره متوسطه یکی از مدارس استان تهران که تعداد کل دانش آموزان ۲۰۰ نفر است. 
نمونه و روش نمونه گیری : 
از جامعه فوق نمونه ای به حجم ۵۰ نفر از دانش آموزان دوره متوسطه و ۵۰ نفر از نوجوانان بزهکاربه طریق تصادفی خوشه ای انتخاب می گردد از خوشه در دسترسی یعنی در کانون اصلاح و تربیت زیباشهر انتخاب شده اند. 
در این تحقیق جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده است . 

ابزار اندازه گیری : 
در تحقیق حاضر  ، بررسی جمع آوری اطلاعات در مورد ابعاد مختلف عملکرد خانواده از ابزار سنجش خانواده ( پرسشنامه FAD ) استفاده شده است . 

ابزار سنجش خانواده (FAD ) : 
به منظور اندازه گیری و سنجش عملکرد خانواده از ابزار سنجش خانواده (FAD ) استفاده شده است . این پرسشنامه بر اساس مدل مک مستر و با هدف توصیف ویژگی های سازمانی و ساختاری خانواده تهیه گردیده است ( اپستین ، بیشارپ و بالدوین ، ۱۹۷۳ ) . 
ابزار فوق برای تمیز خانواده های سالم و بیمار ، الگوهای تبادلی میان اعضای خانواده را مورد ارزیابی قرار می دهد . 
ابعاد مختلفی از عملکرد خانواده که بوسیله این آزمون سنجیده می شود عبارتند از : 
حل مشکل ، ارتباط ، نقشها ، واکنشهای عاطفی ، مشارکت عاطفی و کنترل رفتار ( امینی ، ۱۳۷۹) لذا ابزار سنجش خانواده متناسب با این شش بعد از شش خرده مقیاس برای سنجیدن آنها ، به علاوه یک خرده مقیاس هفتم ، مربوط به عملکرد کلی خانواده تشکیل شده است . 
ابعاد مختلف فوق الذکر به نقل از امینی ( ۱۳۷۹ ) توضیح داده می شود : 

حل مشکل 
این بعد به توانایی خانواده در حل مشکلات در حدی که بتواند کارایی موثری داشته باشد اطلاق می گردد . در این سازه دو حوزه ابزاری و عاطفی وجود دارد . حوزه ابزاری مربوط به مسائل عملی و روزمره زندگی از قبیل تهیه خوراک ، مسکن ، پوشاک و تأمین بودجه خانواده در حد کفایت است و حوزه عاطفی مربوط به احساسات از قبیل خشونت یا عدم اعتماد میان اعضای خانواده است . 

ارتباط 
این بعد بر توانایی خانواده در تبادل اطلاعات و همچنین میزان وضوح و صراحت اطلاعات مبادله شده مربوط می باشد. 



نقش ها 
این بعد مربوط به الگوهای تکراری افراد خانواده می باشد الگوهایی که اعضاء بوسیله آن کارکرد خانواده را محقق می سازد . نقشها نیز شامل دو بعد ابزاری و عاطفی بود که هر کدام از این دو بعد شامل پنج بخش است . 
۱) مدیریت و ابقای نظام که شامل موارد چگونگی رهبری خانواده ، فرآیند تصمیم گیری ، حفظ مرزهای خانواده ، تعیین استانداردها و حفظ آنها می باشد . 
۲) تقسیم منابع 
۳) پرورش و حمایت فرزندان . 
۴) خشنودی جنسی زن و شوهر 
۵) پرورش مهارت های زندگی که شامل حمایت از فرزندان در دوران تحصیلی کمک به اعضای بزرگسال برای یافتن شغل و حفظ آن و راهنمایی هر یک از اعضاء در مسائل رشدی خود است . 

مشارکت عاطفی 
در این بعد نوع مشارکت و درگیری اعضای خانواده با یکدیگر مورد بررسی قرار می گیرد و میزان و کیفیت علاقه و توجه اعضای خانواده به یکدیگر ارزیابی می گردد . خانواده مسئول تأمین نیازهای عاطفی 


اعضای خود بوده و این مسئولیت معمولاً هنگام بلوغ فرزندان و هنگامیکه آنها به درجه ای از رشد برسند که برخی از نیازهایشان توسط افراد خارج از خانواده برطرف گردد ، کاهش می یابد . 

واکنش های عاطفی 
این عنوان به  چگونگی واکنش عاطفی خانواده در روابط خود ، توانایی اعضای خانواده در ابراز احساسات و همچنین تناسب واکنشهای عاطفی آنها با موقعیت ( از لحاظ کمی و کیفی ) اطلاق می گردد . 
کنترل رفتار 
این سازه در برگیرنده قواعدی است که خانواده بر اساس آن امورش را می گذارند . همچنین این بعد میزان تأثیر و نفوذ اعضای خانواده بر یکدیگر را نیز شامل می شود بقاء و سازگاری خانواده مستلزم شیوه هایی جهت کنترل رفتار اعضای آن است . 
FAD در مجموع از ۶۰ سئوال تشکیل شده است . سئوالات ۴- ۱۰- ۱۵- ۲۳ – ۳۰ – ۳۴- ۴۰ – ۴۵ – ۵۳ به بعد نقش ها ؛ سئوالات ۲- ۱۲ -۲۴ – ۳۸ – ۵۰ – ۶۰ به بعد حل مشکل ؛ سئوالات ۳- ۱۴ – ۱۸ – ۲۹ – ۴۳ – ۵۲ – ۵۹ به بعد ارتباط ؛ سئوالات ۵ – ۹- ۱۹- ۲۸ – ۳۵ – ۳۹ – ۴۹ – ۵۷ به بعد واکنش های عاطفی ؛ سئوالات ۱۳- ۲۱- ۲۲- ۲۵- ۳۳- ۳۷ – ۴۲- ۵۲ به بعد مشارکت عاطفی ؛ سئوالات ۷ -۱۷ – ۲۷ – ۳۲- ۴۴- ۴۷ – ۴۸ – ۵۵ – ۵۸ به بعد کنترل رفتار و سئوالات ۱- ۶ – ۸- ۱۱- ۱۶- ۲۰- ۲۶- ۳۱ – ۳۶ – ۴۱- ۴۶- ۵۱- ۵۶ به بعد عملکرد کلی اختصاص دارد . 

نمره گذاری 
برای نمره گذاری FAD به هر سئوالا ۱ تا ۴ نمره با استفاده از این کلید داده می شود : 
قویاً موافق = ۱ ، موافق = ۲، مخالف = ۳، قویاً مخالف = ۴ 
به سئوالها یا عباراتی که توصیف عملکرد ناسالم اند ، یعنی سئوال های شماره ۱- ۴- ۵- ۷- ۸- ۹- ۱۳- ۱۴- ۱۵- ۱۷- ۱۹- ۲۱-۲۲- ۲۳- ۲۵- ۲۸- ۳۱- ۳۳- ۳۴- ۳۵- ۳۵- ۳۷- ۳۹ – ۴۱- ۴۲- ۴۴- ۴۵- ۴۷- ۴۸- ۵۱- ۵۲- ۵۳- ۵۴- ۵۸ نمره معکوس داده می شود . نمرات کمتر نشانه عملکرد سالم تر است.
این آزمون پس از تهیه توسط اپستین ، بالدوین و بیشارپ در سال ۱۹۸۳ ، بر روی یک نمونه ۵۰۳ نفری اجرا شد . دامنه ضریب آلفای زیر مجموعه های آن بین ۷۲% تا ۹۲% است که حاکی از همسانی درونی نسبتاً خوب آن است . 
محاسبه اعتبار FAD نیز نشان داد که این آزمون  توانسته اعضای خانواده های غیر بالینی و خانواده های بالینی را در هر هفت خرده مقیاس خود از یکدیگر متمایز سازد نتایج پژوهش مذکور در سطح    معنادار بوده علاوه بر پژوهش های خارج از کشور ، تحقیقات انجام شده در ایران نیز تأیید کننده اعتباروپایائی این آزمون است . 
امینی ( ۱۳۷۹ ) ضرایب آلفای خرده مقیاس های حل مشکل ۶۱/۰ ، ارتباط ۳۸/۰ ، نقش ها ۷۲/۰ ، واکنش های عاطفی ۶۴/۰ ، مشارکت عاطفی ۶۵/۰ ، کنترل رفتار ۶۱/۰ و عملکرد کلی ۸۱/۰وهمچنین برای کل مقیاس ۹۲/۰ بدست آورده است . او مقادیر خطای استاندارد و اندازه گیری را نیز به ترتیب ۳۴/۱۰ ، ۷۴/۱۲ ، ۳۲/۸ ، ۳۲/۱۰ ، ۲/۱۰ ، ۵۴/۱۰ ، ۴۱/۷ و برای کل مقیاس ۴۵/۶ بدست آورده است . 
رضایی ( ۱۳۷۸ ) ضرایب آلفای خرده مقیاس های حل مشکل ۶۶/۰ ، ارتباط ۶۷/۰ ، نقش ها ۶۳/۰ ، واکنش عاطفی ۴۲/۰ ، مشارکت عاطفی ۶۱/۰ ، کنترل رفتار ۳۸/۰ و عملکرد کلی ۷۳/۰ و همچنین برای کل مقیاس ۹۱/۰ بدست آورده است .

روش جمع آوری اطلاعات : 
یکی از گامهای مهم تحقیق جمع آوری اطلاعات می باشد و این مهم به طرقی مختلف از قبیل مشاهده پرسشنامه ، مصاحبه ، آزمایش ، تجربه ، مطالعات کتابخانه و … بنا به ماهیت  تحقیق صورت می گیرد آنچه در این مرحله حائز اهمیت می باشد اتخاذ تدابیر و مجموعه اقداماتی است که منجر به دستیابی اطلاعاتی صحیح و واقعی شود و لذا دوری نمودن محقق از تمایلات شخصی ، زیرکی و هوشیاری محقق ، توجه به عوامل اجتماعی و فرهنگی پاسخ گویان ، تعیین حدود و اطلاعاتی که باید بدست آید و بالاخره توجه به اهداف تحقیق در هر یک از موارد فوق الذکر و در طرح سئوالات لازم و ضروری است .
در این تحقیق نیز به منظور انتخاب افراد نمونه و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز ، ابتدا مراجعه به زندان این و سازمان زندانها و کانون اصلاح و تربیت پسران نموده و بعد از اخذ مجوز بر اساس نمونه گیری تصادفی ( خوشه ای چند مرحله ای ) ۵۰ نفر از مدد جویان را انتخاب نموده  و همینطور ۵۰ نفر از دانش آموزان مدرسه را به همان روش انتخاب نموده و از پرسشنامه FAD برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز استفاده نموده . 

روش آماری : 
در این تحقیق از نرم افزار Spss استفاده شده و روش T برای دو گروه مستقل ( بزهکار وغیر بزهکار ) برای اثبات عملکرد خانواده و بزهکاری و غیر بزهکاری نوجوانان بطور تک تک در هر گروه بزهکاران کانون اصلاح و تربیت شهر تهران و غیر بزهکاران که در حال تحصیل در مدارس شهر تهران بوده اند استفاده گردیده است . 
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان پایان نامه بررسی تأثیر هوش هیجانی وتحصیلات بر کارایی مشاورین تحصیلی شهر تهران-خرید اینترنتی پایان نامه بررسی تأثیر هوش هیجانی وتحصیلات بر کارایی مشاورین تحصیلی شهر تهران-تحقیق بررسی تأثیر هوش هیجانی وتحصیلات بر کارایی مشاورین تحصیلی شهر تهران-پایان نامه بررسی تأثیر هوش هیجانی وتحصیلات بر کارایی مشاورین تحصیلی شهر تهران
این فایل قابل ویرایش می باشد وشامل موارد زیر است:

در اين تحقيق، به «تأثير هوش هيجاني بر كاركرد مشاوره» پرداخته شده است. بنابراين، در ابتدا به توصيف ويژگيهاي دموگرافيك در نمونه‌هاي تحقيق (مدرك تحصيلي و جنسيت) اقدام نموده و جداول توزيع فراواني و درصد ترسيم گرديدند، پس از آن به منظور نمايش تصويري داده‌هاي فوق، از نمودار ستوني (ميله‌اي) استفاده به عمل آمده است.در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات مفصلی می دهیم

مشاوره مجموعه فعالیتهایی است که به فرد برای غلبه بر مشکلاتش  یاری می رساند.بسیاری از مراجعین درنشستهای مشاوره ای ،با انبوهی از تنشهای ناشی از مشکلات وارد جلسه می شوند وانتظار دارند که با حال بهتر وآرامش بیشتری از جلسه خارج شوند .همدلی نمودن یکی از روشهای مطرح در مشاوره  برای رسیدن به چنین وضعیتی است.کارل راجرز به عنوان اولین کسی که ایجاد رابطه با مراجع از نوع درک همدلانه را بعنوان مرکز درمان مطرح کرده است،در توصیف این رابطه می گوید «من دریافته ام که ارتباط به اندازه ای گرانقدر است که احساس می کنم درک کردن آن آرزوی همیشگی من است-. از آنجايي كه طيف وسيع خدمات مشاوره مي‌تواند موجبات كاهش سوء استفاده از دارو و رفتارهاي ونداليسمي را كاهش دهد، ضروري است تا بتوان طيف فراگيري خدمات مشاوره را افزايش داده و از اين طريق نه تنها ميزان اضطراب، افسردگي و ديگر مشكلات روان‌شناختي را كاهش داد، بلكه تلاش كرد تا مشكلات خانوادگي و ديگر حيطه‌هاي مشكلات روان‌شناختي كاهش يابد. اينگونه اقدامات، بايد در بستر بررسي‌هاي روان‌شناختي و به‌خصوص هوش هيجاني صورت مي‌گيرد.

از اين‌رو، با توجه به اينكه عوامل مؤثر متفاوتي بر ارائه خدمات مشاوره بر روي مشاوران مؤثر است، در اين تحقيق به بررسي تأثير يكي از اين عوامل تحت عنوان هوش هيجاني پرداخته شده تا از اين طريق بتوان تأثير هوش هيجاني بر كاركرد مشاوره را تعيين نمود. با توجه به نظريه‌هاي متفاوت هوش و بخصوص نظريه عوامل در تعريف هوش، هوش داراي ابعاد گوناگوني است كه از جمله زمينه‌هاي عاطفي و اجتماعي را شامل مي‌شود. يكي از مهم‌ترين ابعاد هوش، هوش هيجاني و ميزان آگاهي نسبت به عواطف خويشتن و ديگران است كه امروزه از اين بعد تحت عنوان هوش عاطفي ياد مي‌گردد.

از اين‌رو، در تحقيق حاضر تأثير هوش هيجاني بر كاركرد مشاوره مدّنظر قرار گرفته است. بنابراين،‌ به ذكر يافته‌هاي تحقيق حاضر با تأكيد بر سؤالات اصلي و سؤالات فرعي و سپس مقايسه آن با پيشينه تحقيقات انجام شده در داخل و خارج از كشور پرداخته مي‌شود:

سؤال‌ اصلي ۱:  آيا بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با كارايي مشاوران رابطه معني‌داري وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري رگرسيون چندمتغيري استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با كارايي مشاوره وجود دارد و توان پيش‌بيني كارايي مشاوران از طريق  عامل خودآگاهي وجود دارد. از آنجايي كه اين ارتباط مثبت مي‌باشد، بنابراين مطرح مي‌گردد كه با افزايش خودآگاهي مشاوران، كارايي آن‌ها نيز افزايش مي‌بايد و با كاهش خودآگاهي مشاوران، كارايي آن‌ها نيز كاهش مي‌بايد.

 

سؤال‌ فرعي ۱:  آيا بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با عملكرد رابطه معني‌داري وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري رگرسيون چندمتغيري استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با عملكرد مشاوران وجود دارد و توان پيش‌بيني عملكرد مشاوران از طريق خودآگاهي وجود دارد. از آنجايي كه اين ارتباط مثبت مي‌باشد، بنابراين نتیجه می گردد كه با افزايش خودآگاهي مشاوران، عملكرد آن‌ها نيز افزايش مي‌بايد و با كاهش خودآگاهي مشاوران، عملكرد آن‌ها نيز كاهش مي‌بايد.

سؤال‌ فرعي ۲:  آيا بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با رفتاري شغلي- اخلاقي رابطه معني‌داري وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري رگرسيون چندمتغيري استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با رفتاري شغلي- اخلاقي مشاوران وجود دارد و توان پيش‌بيني رفتاري شغلي- اخلاقي مشاوران از طريق خودمديريتي، آگاهي اجتماعي و مديريت رابطه وجود دارد. از آنجايي كه اين ارتباط مثبت مي‌باشد، بنابراين مطرح مي‌گردد كه با افزايش خودمديريتي، آگاهي اجتماعي و مديريت رابطه در مشاوران، رفتاري شغلي- اخلاقي آن‌ها نيز افزايش مي‌بايد و با كاهش خودمديريتي، آگاهي اجتماعي و مديريت رابطه در مشاوران، رفتاري شغلي- اخلاقي مشاوران نيز كاهش مي‌بايد.

سؤال‌ فرعي ۳:  آيا بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با توسعه فردي رابطه معني‌داري وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري رگرسيون چندمتغيري استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با توسعه فردي مشاوران وجود دارد و توان پيش‌بيني توسعه فردي مشاوران از طريق خودآگاهي وجود دارد. از آنجايي كه اين ارتباط مثبت مي‌باشد، بنابراين مطرح مي‌گردد كه با افزايش خودآگاهي مشاوران، توسعه فردي آن‌ها نيز افزايش مي‌بايد و با كاهش خودآگاهي مشاوران، توسعه فردي آن‌ها نيز كاهش مي‌بايد.

سؤال‌ فرعي ۴:  آيا رابطه معني‌داري بين هوش هيجاني و كارايي مشاوران با مدرك تحصيلي آن‌ها وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري t دو گروه مستقل استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين هوش هيجاني و كارايي مشاوران با مدرك تحصيلي آن‌ها وجود ندارد. به عبارتي ديگر، ميزان هوش هيجاني و كارايي مشاوران در مشاوران با مدرك تحصيلي كارشناسي و كارشناسي ارشد به يك اندازه است.

سؤال‌ فرعي ۵:  آيا رابطه معني‌داري بين هوش هيجاني و كارايي مشاوران با جنسيت وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري t دو گروه مستقل استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين هوش هيجاني و كارايي مشاوران با جنسيت وجود ندارد. به عبارتي ديگر، ميزان هوش هيجاني و كارايي مشاوران در زنان و مردان به يك اندازه است.

نتیجه :

از مباحث و موضوعاتي كه در سال‌هاي اخير توجه بسياري از روان‌شناسان و مديران منابع نيروي انساني را به خود جلب كرده، هوش هيجاني است. هوش هيجاني همانطور كه گلمن (۱۹۹۵)، مطرح مي‌كند، «توانايي بالقوه فرد در ادارة مهارتهاي بين فردي، خودآگاهي، خود نظم‌دهي، آگاهي اجتماعي و مديريت در روابط است كه مي‌تواند به پيشرفت‌هاي شغلي منجر شود. به عبارتی دیگرخود آگاهی ،بازشناسی وتوانایی مهار لحظه به لحظه احساسات ،برای درک خویشتن است.افرادی که به احساسات خود اطمینان دارند مهارت بیشتری برای هدایت وقایع زندگی نشان می دهند. خود آگاهی باعث می شود فرد هوشیارانه عمل کند .مهار هیجان بدنبال خود آگاهی ایجاد میگردد واشخاص کارآمد در این حیطه بهتر عمل می نمایند.

گلمن معتقد است هوش هيجاني را مي‌توان به عنوان يكي از عوامل مهم و مؤثر بر عملكرد دانست و آنرا در خويشتن پرورش داده و استحكام بخشيد(رودگولشه[۱]، ۱۹۹۶؛ به نقل از ميرزايي، ۱۳۸۲).

در یک مطالعه تت [۲]وهمکارانش  نیزدریافتند که عملکرد شغلی از طریق برخی صفات شخصیتی قابل پیش بینی است.استین وبوک [۳]رابطه بین نمره های هوش هیجانی و موفقیت شغلی را در بررسی برروی هزاران نفر گزارش دادند.همچنین استرنبرگ با قاطعیت درباره اهمییت ونقش هوش عملی در موفقیت شغلی بحث نموده است.بعلاوه نتایج حاصل از تحقيقات روزنهال (۱۹۹۷)، مبني بر ارتباط بين درك هيجان‌هاي ديگران با موفقيت در زندگي اجتماعي؛ چرنیس وگلمن (۱۹۹۹)، مبني بر برخورداري از هوش هيجاني و ارتباط آن در تسهيل در عملكرد و رضايت؛ پالمزاوالزا (۲۰۰۱)، مبني بر بررسي ارتباط بين هوش هيجاني و رهبري اثربخش؛ گلمن (۲۰۰۱)، مبني بر ارتباط هوش هيجاني و مهارت در شايستگي اجتماعي؛ جوزف بی (۲۰۰۵)، مبني بر ارتباط هوش هيجاني با عملكرد گروهي؛ اسماعیلی(۱۳۸۳)، مبني بر تأثير آموزش هوش هيجاني بر بهره‌وري كاركنان؛ عبدالهی (۱۳۸۵)، مبني بر ارتباط هوش هيجاني با مهار خشم و موفقيت؛ افخمی(۱۳۸۶)، مبني بر رابطه هوش هيجاني با رضايت شغلي و تعهد سازماني نشان می دهد با تحقیق حاضر  هماهنگ و هم‌سو است؛ زيرا در تمامي تحقيقات حاضر نيز به نوعي به بررسي ارتباط هوش هيجاني با عملكرد پرداخته شده است.

از حیث تأثیر جنسیت بر کارایی نیز  در بررسی  آقای فیروز تیز رو طولی  به راهنمایی دکتر ملیحه آشتیانی  (1378)نگرش دانش آموزان دبیرستانی نسبت به اثر بخشی مشاوران در کمک به حل مشکلات تحصیلی –شغلی ،شخصیتی وخانوادگی ایشان مورد بررسی قرار گرفته وتفاوت معنا داری بین اثر بخشی مشاوران از حیث جنسیت بدست نیامد.در پژوهش کورش بنی هاشمیان (۱۳۸۵)هوش هیجانی مردان وزنان با یکدیگر مقایسه شدند وچنین برآورد گردیده که هوش هیجانی زنان بالاتر از مردان است ولی در خصوص تأثیر برکارایی اطلاعاتی در اختیار نگذاشته است. در نهايت، با مقايسه يافته‌هاي تحقيق حاضر با پيشينه‌ي تحقيقات انجام شده در داخل و خارج از كشور، مطرح مي‌شود،  نتایج بدست آمده ازتحقيق حاضرمؤید پیشینه آن است.

 

۲-۵ محدوديت‌هاي پژوهش

در اين تحقيق، با دو نوع محدوديت تحت عنوان محدوديت‌هاي تحت كنترل پژوهشگر و محدوديت‌هاي خارج از كنترل پژوهشگر سر و كار داشته كه به شرح زير مطرح مي‌شوند:

۱-۲-۵ محدوديت‌هاي تحت كنترل پژوهشگر

باتوجه به مشکلات جمع آوری اطلاعات که در هر مدرسه تنها یک مشاور فعالیت دارد وبرای نمونه ۲۰۰ نفری می بایست به ۲۰۰ مدرسه مراجعه نمود امکان تأثیر کامل بر تمامی نمونه ها از حیث همکاری وجود نداشت.

 

 عدم استفاده از مدلهاي آماري پيشرفته، همچون تحليل عاملی (بدليل حجم نمونه اندك) بمنظور بررسي عوامل سازنده‌ي كاركرد مشاوران و يا تحليل مسير (بدليل عدم استفاده از مدل آماري تحليل عاملی) جهت بررسي عوامل تأثير گذار (مستقيم و غير مستقيم) بر كاركرد مشاوران.

 

 

 

۲-۲-۵ محدوديت‌هاي خارج از كنترل پژوهشگر

 عدم كنترل برخي متغيرهاي مزاحم از قبيل سن، ميزان تحصيلات و موقعيت اقتصادي-اجتماعي مشاوران كه اين وضعيت، منجر به كاهش روايي دروني گرديده است.

محدودیت منابع مربوط به مشاوره وتحقیقات انجام کرفته در زمینه مشاوران از دیگر موانع محسوب می گردد.

۳-۵ پيشنهادهاي پژوهش

در اين تحقيق با دو نوع پيشنهاد تحت عنوان پيشنهادهاي روش‌شناختي و پيشنهادهاي مبتني بر يافته‌ها سر و كار داشته كه به شرح زير مطرح مي‌شوند:

۱-۳-۵ پيشنهادهاي روش‌شناختي

پيشنهاد مي‌شود كه در تحقيقات بعدي، به استفاده از مدلهاي آماري پيشرفته‌تر همچون تحليل عامل پرداخته تا از اين طريق بتوان عوامل تشكيل دهندة كاركرد مشاوران را تعيين كرد و در نهايت از مدل آماري تحليل مسير جهت شناسايي عوامل مؤثر به كاركرد مشاوران پرداخته شود تا بتوان عوامل مستقيم و غير مستقيم را ‌ تعيين نمود.

۲-۳-۵ پيشنهادهاي مبتني بر يافته‌ها

 با توجه به اينكه يافته‌هاي تحقيق نشان داد، هوش هيجاني بر كاركرد مشاوران و به‌خصوص خودآگاهي بر كاركرد مشاوران تأثير دارد و مشاوراني كه از خودآگاهي بالاتري برخوردارند، كاركرد بالاتري را نيز نشان مي‌دهند، از اين رو، پيشنهاد مي‌شود كه  آموزش وپرورش در تمامي مدارس از روان‌شناسان و متخصصان استفاده به عمل آورده و با برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي پيرامون افزايش خودآگاهي و در نتيجه هوش هيجاني  كاركرد مشاوران در حيطه مشاوره بهبود بخشد

پيشنهاد مي‌شود كه در تحقيقات بعدي به موضوع عدم تفاوت معناداری بین سطح تحصیلات در میزان کارایی توجه بیشتری صورت گیرد از این حیث که آیا توان افراد بیش از این نبوده یا بستر مناسب جهت فعالیت مشاوران توانمند تر وجود ندارد. ووظایف تعریف شده وفضای موجود از ظر فیت لازم بهره برداری نمی نماید.

.




  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

استاد، ملاصدرا را تفكيكي مي داند و استدلال مي كند كه ملاصدرا در مسأله معاد دو موضع يا به تعبير ايشان دو «ايستار» دارد: يكي ايستار فلسفي كه طبق آن معاد جسماني را به ياري اصول فلسفي اثبات مي كند و ديگري ايستار وحياني كه طبق آن ملاصدرا پس از دريافت ناكامي عقل از اثبات معاد قرآني، به تعاليم وحياني روي مي آورد. استاد محمدرضا حكيمي معتقد است كه ملاصدرا تفكيكي است و براي اثبات اين ادعا كتاب «معاد جسماني در حكمت  متعاليه »(۱) را به اين «تفكيكي سترگ » تقديم داشته است . براي كساني كه با اصول مكتب تفكيك و مباني صدرايي آشنا باشند، اين  ادعا حيرت انگيز و اثبات ناپذير است؛ زيرا يكي از مهم ترين اصول  مكتب تفكيك ، اصرار بر جدايي راه عقل و شرع و كشف است و اين به كلي با سيرت فلسفي ملاصدرا ناسازگار مي نمايد . 
در اين نوشته مي كوشم قوت اين ادعا را بررسي كنم . اما پيش  از اين بررسي لازم است تأكيد كنم  كه در اين جا به هيچ روي قصد نقد يا دفاع از ديدگاه ملاصدرا درباره  معاد نيست . همچنين نگارنده مباني مكتب تفكيك را پذيرفتني نمي داند، اما در اين جا به  اين بحث نمي پردازد. بنابراين،  محور اين نوشته ، بررسي دلائل استاد حكيمي درباره تفكيكي بودن  ملاصدرا است .
معضل فلسفي معاد
از سويي اصل معاد و تصريح به آن از آموزه هاي مسلّم اعتقادي مسلمانان بوده است و از سوي ديگر اين اصل به دليل مشكلات  خاص خود از سوي مخالفان انكار شده است . با توجه به  دشواري ها فلسفي معاد بود كه فلاسفه از نظر فلسفي خود را تنها قادر به  اثبات نوع خاصي از معاد، يعني معاد روحاني، مي دانستند. آنان يا معاد جسماني  را نمي پذيرفتند و آيات مربوطه را تأويل مي كردند و يا فقط آن را از سر تعبد قبول مي كردند. كسي مانند ابن سينا تنها به اثبات معاد روحاني مي پردازد و درباره معاد جسماني به اين اشاره اكتفا مي كند: «فحديث آخر».(۲) 
در چنين فضايي بود كه ملاصدرا براي نخستين بار پاي پيش گذاشت و طرحي براي اثبات فلسفي معاد جسماني پي ريخت . ملاصدرا با طرح  مقدماتي چند براي نخستين بار كوشيد معاد جسماني يي را كه قرآن بيان مي كند، با ادله فلسفي اثبات نمايد. 
ادعاي استاد حكيمي 
استاد حكيمي در كتاب «معاد جسماني در حكمت متعاليه» مي كوشد نشان  دهد كه ملاصدرا تفكيكي است ؛ زيرا در نهايت به اين باور رسيده است  كه بايد دست عقل را در مسير اثبات معاد بست و راه تعبد را پيمود: «واقع اين است كه ما پس از تتبعات فراوان در آثار كوچك و بزرگ ملاصدرا و دقت در جوانب كلام او، به اين نتيجه رسيديم كه ايشان  براي وارد كردن بحث معاد جسماني در فلسفه ، به آن مباحث و اصول  پرداخته است ، و ليكن پس از طرح فلسفي  ـ عرفاني براي معاد جسماني ، معاد اصلي و اساسي اسلامي را همان معاد قرآني دانسته و در واقع ، ميان بحث معاد در فلسفه و فهم معاد از قرآن كريم تفكيك قائل شده است ، و معاد مثالي را معاد تام (عود الكل ) ندانسته است و معاد عنصري قرآني را مطرح كرده ، آن را مورد تأكيدها و تصريح هاي متعدد قرار داده است».(۳) طبق اين ادعا ملاصدرا درباره معاد دو موضع متفاوت اتخاذ كرده است : يكي موضعي فلسفي كه خودش آن را كافي نمي داند و ديگري موضعي  قرآني كه آن را تأييد مي كند. استاد اين  دو موضع را اين گونه تقرير مي كند: «فيلسوف شيراز در موضوع بسيار مهم معاد ، دو ايستار اتخاذ كرده است : ايستار نخست ، ايستار فلسفي ؛ در اين ايستارْ آن حجم بزرگ تلاش بحثي و فلسفي و عرفاني را عرضه مي دارد؛ آن كارمايه سترگ فني را به سامان مي رساند و از فلسفه «مشائي» و «اشراقي» بسي پيش تر مي آيد. در ايستار دوم (ايستار وحياني) به آستانه معالم قرآني ، و علم صحيح وحياني و تعاليم فياض  نبوي و وَلَوي روي مي آورد… و در جهت طرح وحياني معاد جسماني به استفاده از آبشخور لايزال حقايق «علم مصبوب» سر مي نهد».(۴)
در اين جا تنها درپي آن هستم كه نشان دهم آيا واقعاً ملاصدرا درباره معاد دو ديدگاه مختلف داشته است يا آن كه وي همواره بر يك موضع  پاي مي فشرده است . اين مسأله گاه مي تواند بحثي علمي باشد و گاه بحثي اخلاقي . در اين جا من به جنبه اخلاقي بحث توجه دارم و بر اين باور هستم كه استاد براي اثبات اين دوگانگي، صدر و ذيل گفتار اين فيلسوف را تقطيع يا «تفكيك» كرده و سخني به صدرا نسبت داده است كه روح وي از آن بيزار است . پيش از بررسي ادعاي استاد، لازم است گزارش كوتاهي از سلوك صدرا براي اثبات معاد جسماني به دست بدهم و سپس دعاوي  استاد را بررسي كنم . براي نشان دادن نادرستي ادعاي استاد حكيمي ، ديدگاه فلسفي ملاصدرا را در سه كتاب مهم ايشان پي مي گيريم: «مبدأ و معاد»، «اسفار» و «الشواهد الربوبيه» .
معاد در «مبدأ و معاد»
صدرا در بخش آغازين مقاله دوم كتاب «مبدأ و معاد» از اين نقطه مي آغازد كه همه مسلمانان معاد را مي پذيرند، اما در كيفيت آن اختلاف نظر دارند. از نظر وي ، منكران معاد دو دليل عمده براي ادعاي خود دارند: يكي امتناع اعاده معدوم و ديگري شبهه آكل و مأكول . در پاسخ به شبهه آكل و مأكول، متكلمان معتقد به اجزاي  اصليه اي هستند كه جزء هيچ بدن ديگري نمي شود و خداوند آن را براي هركس حفظ مي كند. اما پاسخ متكلمان قانع كننده نيست . ملاصدرا ديدگاه كساني مانند ملاجلال دواني را مستلزم مفسده تناسخ  معرفي مي كند. پس از آن مي كوشد تا معاد جسماني را كه در قرآن آمده  است ، به كمك هفت مقدمه اثبات كند: 
۱. تحقق و تحصل هر ماهيت تركيبي تنها به فصل آخر يا صورت آن است .(۵) 
۲. موضوع حركت كمّي ، همان شخص انساني متقوم از نفس معين همراه با ماده مبهمه است ، كه كميت آن همواره در حال دگرگوني است .(۶)
۳. تشخص هر چيز، چه مادي باشد و چه مجرد، به وجود خاص آن  است .(۷)
۴. وحدت شخصي همواره بر يك سياق نيست و وحدت هر چيزي به  حسب همان است .(۸)
۵. همان طور كه فاعل مي تواند در قابل شكلي ايجاد كند، مي تواند بدون  ماده قابل نيز شكلي ايجاد نمايد.(۹)
۶. خداوند نفس را شبيه خود آفريده و به آن قدرتي داده است كه مي تواند آنچه را بخواهد بيافريند.(۱۰)
۷. ماده اي كه در تحقق اشياء مورد نياز است ، جز امكان تحقق و قوه صرف  نيست . منشأ امكان نيز نقص وجود است .(۱۱)
ملاصدرا به جاي آن كه بكوشد مسأله بازگشت بدن هاي خاكي را حل كند، اين نظريه را مطرح مي سازد كه نفس انساني در مسير تكامل و اشتداد وجودي خود به جايي مي رسد كه بدني متناسب خود را مي سازد و اين بدن ْ بدن ِ قيامتي او خواهد بود، نه همان بدن خاكي . بنابراين مسأله بازگشت ابدان مطرح نيست تا شبهه آكل و مأكول يا مفسده  تناسخ پيش آيد؛ مسأله آفرينش است و خلق و ايجاد. 
ملاصدرا به اين نتيجه  مي رسد كه معادي كه او اثبات كرده است همان معاد قرآني و وَحياني است و با تأمل در آيات و روايات به دست مي آيد: «حال كه اين اصول و مقدمات با تتبع در احاديث و تدبر در آيات  تمهيد گشت ، محقق شد كه مُعاد (بازگردانده شده ) در مَعاد مجموع خود نفس و شخص آن و خود بدن و شخص آن است ، نه بدن عنصري ديگري آن گونه كه  غزالي برآن رفته است ؛ يا بدن مثالي آن گونه كه اشراقي ها بر آن رفته اند. و اين اعتقاد صحيح مطابق عقل و شرع و موافق آيين و حكمت است . پس هر كه درباره معاد به اين نوع ايمان آورد و آن را تصديق كند، به روز حساب و جزا ايمان آورده و حقاً مؤمن گشته است . و كوتاهي از اين ايمان خواري ، بلكه كفر و نافرماني است ».(۱۲)
معاد در «اسفار»
ملاصدرا همان مسيري را كه در «مبدأ و معاد» پيموده است با تفصيل بيشتر در «اسفار» مي پيمايد و براي اثبات معاد جسماني مورد نظر خود يازده اصل  فلسفي را تأسيس مي كند. اين يازده اصل، پس از كاستن سه اصل مشترك كه در هفت مقدمه پيشين نيز آمده بود، عبارتند از: 
۱. وجود در هر چيزْ اصل و ماهيتْ تابع آن است .(۱۳) 
۲. طبيعت وجود في نفسه شدت و ضعف مي پذيرد.(۱۴) 
۳. وجود، حركت اشتدادي را مي پذيرد.(۱۵)
۴. هويت و تشخص بدن به نفس آن است نه به جِرمش .(۱۶) 
۵. قوه خيالي جوهري است مجرد، نه قائم به بدن .(۱۷)
۶. صور خيالي و ادراكي قائم به نفس هستند.(۱۸) 
۷. ايجاد صورت هاي مقداري همواره نياز ماده نيست .(۱۹)
۸. نفس انساني شامل عوالم سه گانه است .(۲۰)
صدرا از اين اصول به همان نتيجه اي مي رسد كه در نقل قول او از «مبدأ و معاد» آورده شد.(۲۱)
معاد در شواهد الربوبيه 
ملاصدرا «مشهد چهارم» اين كتاب را به اين  بحث اختصاص مي دهد و در اشراق اول از اين مشهد نيز هفت اصل را تأسيس مي كند كه همان اصول فلسفي يا فلسفي  ـ عرفانيي هستند كه در جاهاي ديگر نيز به آن ها استناد كرده است .(۲۲) آن گاه اشراق دوم را با اين  عنوان مي آغازد: «در تفريع نتيجه مطلوب بر اصول هفتگانه مذكور»(۲۳) و از اصول پيشين خود چنين نتيجه گيري مي كند: «چون اصول هفت گانه ْ مسلّم و مبرهن گشت … ثابت و مسلم گشت كه  شخص مُعاد در روز قيامت هم از حيث نفس و هم از حيث بدن عيناً همان شخصي است كه در دنيا مي زيسته و اين كه تبدل خصوصيات  بدن در نحوه وجود و مقدار و وضع و ساير امور، ضرري به بقاي شخص بدن نمي رساند؛ زيرا تشخص و تعين هر بدني فقط مرهون بقاي نفس او با ماده عام و نامعلومي است (كه ضمن هر ماده خاص  معيني تحقق مي پذيرد) هرچند خصوصيات هريك تبديل يابد… اين است اعتقاد ما درباره معاد و هركس آن را انكار كند، ركن  بزرگي از ايمان را انكار كرده ، و عقلاً و شرعاً كافر و زنديق است و بايد بسياري از نصوص و احكام كتاب و سنت را نيز انكار كند».(۲۴) اين بود ديدگاه  فلسفي ملاصدرا درباره معاد. هنگامي كه اين ديدگاه را در كتاب هاي مختلف ايشان تحليل مي كنيم ، به چند نكته مي رسيم : نخست آن كه وي طرح واحدي براي كار فلسفي خود دارد و در همه جا آن را دنبال مي كند. وي در پروژه خود چند مرحله را دنبال مي كند: اهميت معاد را مطرح مي سازد، اقوال مختلف را در اين باره بيان مي كند و مدعي مي شود كه بسياري از فلاسفه مسلمان، در عين اعتقاد به معاد روحاني، از اثبات معاد جسماني ناتوان بودند، نظرگاه خود را درباره درستي معاد جسماني ابراز مي دارد، به تأسيس چند اصل فلسفي دست مي زند و بر اساس آن ها معاد مورد نظر خود را ثابت مي كند و سرانجام به شبهات معاد جسماني طبق مشرب خود پاسخ مي دهد.وي در هيچ جا سخني از داشتن دو موضع درباره معاد به ميان نمي آورد و همواره از يك موضع به اين مسأله مي پردازد. وي همه جا معادي را كه به كمك اصول فلسفي اثبات كرده است ، عين معاد قرآني مي داند و ادعا مي كند كه نخستين كسي است كه معاد قرآني را برهاني كرده است .صدرا بارها تصريح مي كند كه معاد قرآني را به كمك اصول فلسفي و عقلاني اثبات كرده  است؛ بنابراين نه تنها سخن از تفكيك نيست ، بلكه همواره شاهد آميختگي شرع  و فلسفه هستيم . ملاصدرا بارها ادعا مي كند كه به هيچ روي دست به تأويل آيات نزده است و معادي را كه اثبات كرده با ظواهر آيات سازگار است و به همين  دليل مي گويد كه عقيده او همان عقيده عامه مردم است . اما حق اين است  كه وي در اين جا نيز دست به تأويلي مهم زده است و آن تأويل در مفهوم جسم است . جسمي كه ملاصدرا مي گويد با جسمي كه عامه مي فهمند بسيار متفاوت است . ملاصدرا در اين جا فهم عامه را تخطئه مي كند، كه اگر هم در اين كار خود موفق باشد، باز عملاً از ظهور آيات دست كشيده است . اين بحثي است كه در جاي ديگري بايد به آن پرداخت ، اما يك نكته مسلم است و آن اين كه ملاصدرا همواره از يك ديدگاه به معاد مي نگرد و آن را معاد جسماني نيز مي داند و حتي بر شيخ اشراق ايراد مي گيرد كه معادي را كه ثابت نموده است ، مثالي است نه جسماني .(۲۵)
بررسي ادعاي استاد حكيمي  
استاد، ملاصدرا را تفكيكي مي داند و اين گونه استدلال مي كند كه ملاصدرا در مسأله معاد دو موضع يا به تعبير ايشان دو «ايستار» دارد: يكي ايستار فلسفي كه طبق آن معاد جسماني را به ياري اصول فلسفي اثبات مي كند(۲۶) و ديگري ايستار وحياني كه طبق آن ملاصدرا پس از دريافت ناكامي عقل از اثبات معاد قرآني، به تعاليم وحياني روي مي آورد و معادي را مي پذيرد (معاد عنصري) كه عقل فلسفي به آن راه نمي برد و تنها بايد آن را در پرتو اشراق وحي دريافت .(۲۷) استاد بر اين باور است كه ملاصدرا: «مبناي وحياني را از مشرب فلسفي و عرفاني تفكيك كرده و «معاد قرآني» را عنصري دانسته است و آن را به  صراحت پذيرفته و بر آن تأكيد كرده و مستلزم هيچ گونه امتناعي ندانسته است ».(۲۸) اگر ما باشيم و مكتوبات صدرا اين ادعا ناپذيرفتني است . استاد براي اثبات نظرگاه خود اقوالي را از ملاصدرا نقل مي كند و نتيجه مي گيرد كه وي داراي اين دو ايستار بوده است . اين نقل قول ها مفصل هستند، و بررسي همه آن ها در اين جا ممكن نيست . با اين همه چند مورد را بررسي مي كنيم. 
يك : استاد سخن بلندي را نقل مي كند كه مركز ثقل آن اين بند است : «از آنچه گفتيم ، دانسته شد كه وجود بهشت و دوزخ و ديگر احوال آخرت ، همان گونه كه توده هاي عوام مي فهمند و فهمشان به آن مي رسد، حق است و مطابق واقع است بر حسب همان اعتقاد يقيني  به آن . و هركس يك چيز از آن همه را انكار كند، پريشان گويي كرده (و سخن كفر گفته ) است و كارش تباه (و برون از هنجار) گشته است» .(۲۹)استاد از اين سخن ، نتيجه مي گيرد كه ملاصدرا از موضع فلسفي خود عدول كرده است . كافي است تا اين نقل قول را در مرجع اصلي آن بخوانيم و متوجه شويم كه اين  سخن نه تنها مؤيد نظرگاه استاد نيست ، بلكه برعكس ، گوياي همان  موضع و ايستار يگانه و تغييرناپذير صدرا در مسأله معاد است . ملاصدرا پس از تأسيس اصول خود و اثبات معاد جسماني طبق مبناي فلسفي خويش ، به پاسخ گويي به شبهات معاد جسماني مي پردازد. يكي از اين شبهات ، مفسده تناسخ است به اين بحث مي رسد كه چون عده اي از فلاسفه نتوانستند معاد جسماني را مستدل كنند و از سوي ديگر آيات صريح قرآني گوياي معاد جسماني است ، ناگزير شدند كه دست به دامان تأويل بزنند و بگويند كه عرب هاي عصر بعثت توان عقلي بالايي براي فهم معاد روحاني نداشتند، لذا قرآن كريم به زبان تمثيلي  با آنان سخن گفته است و اين آيات ناظر به حقيقت ديگري هستند. صدرا پس از نقل اين ديدگاه ، به شدت بر آن مي تازد و مي گويد كه  لازمه اين سخن آن است كه هدف تشريع ، گمراه ساختن مردم و فريفتن آنان باشد. سپس صدرا با ارجاع به آن اصول هفت گانه فلسفي، نتيجه مي گيرد كه معاد جسماني حق است و همه آنچه كه  عامه مردم از آيات مي فهمند و بدان باور دارند درست است. در حقيقت ملاصدرا مي گويد چون فلاسفه نتوانستند اصل معاد جسماني را برهاني كنند، به بيراهه رفتند و چون من توانستم اين كار بكنم ، ديگر نيازي به تأويل آيات  مربوط به بهشت و دوزخ نيست و ظاهر آن ها روشن و معناي آن ها حقيقي است ؛ بنابراين اين سخن صدرا يكي از نتايج همان معاد جسماني فلسفي او است ، نه ايستار ديگري و نقض آن موضع قبلي . دو: استاد قطعه اي از صدرا درباره حشر ابدان به اين شرح نقل مي كند: «اعتقاد ما درباره محشور شدن بدن ها (انسان ها) در روز جزا، اين است كه بدن ها از قبر بيرون مي آيند، به طوري كه هر كس هر كدام  از آنان را ببيند مي گويد: اين خودِ فلاني است ، اين آن ديگري است ، بدون كمترين شك و ترديدي . و اين عقيده كه اين خودِ فلان كس است ، عقيده اي صحيح و مطابق واقع است ، نه اين كه بدن هاي مثالي  و شَبَحي اشخاص باشد، بلكه بدن هاي انسان ها بايد (در معاد و رستاخيز) آن چنان باشد كه بر آن ها صدق كند كه اين خود آن انسان هاي دنيا و حقيقت آن هاست ، نه بدن هاي مثالي و ظلّي (سايه اي و شبحي )».(۳۰)
استاد اين سخن را ناقض قول به معاد جسماني فلسفي دانسته ، به اين نتيجه مي رسد كه اين بدن هاي دنيوي هستند كه از قبر بيرون مي آيند: «نه اين كه از خيال نفس  به صورت مثالي توليد شوند».(۳۱)
اما اگر باز به متن اصلي مراجعه كنيم ، در مي يابيم كه اين نقل قول نيز در جهت تثبيت معاد جسماني فلسفي است . ملاصدرا پس از استنتاج از اصول هفت گانه خود و اثبات معاد جسماني ، به پاسخ شبهه آكل و مأكول، مي پردازد و مي گويد تشخص  هر فرد به نفس اوست ، نه بدن دنيايي وي . بنابراين وجود ماده مبهمه كفايت مي كند و همان طور كه بدن شخص در طول زندگي عوض مي شود و اين دگرگوني در تشخص او اثري ندارد، در آخرت نيز همين طور است . كافي است در آخرت با ديدن فردي بگوييم كه اين همان شخص دنيايي است و سپس اين سخن را، كه استاد نقل كرده ، بيان مي كند و اين گونه نتيجه مي گيرد: «بازگشت همان شكل و هيئت يا مثل آن لازم نيست ، بلكه آن چه لازم است ، شكلي و هيئتي و مقداري با حفظ تشخص است».(۳۲) در اين جا ملاصدرا باز طبق همان مبناي هفتگانه خودش مسأله معاد را حل مي كند. پس اگر ما باشيم و متن اصلي ، بخشي كه  استاد حكيمي براي اثبات مدعاي خود نقل كرده اند، گوياي همان ايستار اول صدرا است ، نه ايستار دوم .
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فقر را می توان به غده یی سرطانی تشبیه کرد که اگر به موقع درمان نشود، تمام پیکره ی جامعه را دربر می گیرد و از پای در می آورد. به رغم دیدگاه های مختلفی که در طول تاریخ درباره ی علت پیدایش فقر و شیوه ی رویارویی با آن وجود داشته است، امروزه محرومیت زدایی یکی از اهداف همه ی نظامها و مکاتب شمرده می شود؛ هر چند درباره ی راه رسیدن به آن اختلاف وجود دارد. 
اسلام، چون دیگر ادیان الهی، به این مسأله اهمیت بسیار داده و بر ریشه کن کردن فقر و تأمین رفاه عمومی، به عنوان یک هدف اقتصادی، تأکید کرده است.»
دکتر سعید فراهانی فرد عضو هئیت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و سردبیر فصلنامه اقتصاد اسلامی است. تحصیلات دانشگاهی وی دکترای اقتصاد است و درس خارج فقه را نیز در کارنامه تحصیلات حوزوی خود دارند. 
تألیف کتاب «نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اسلام» یکی از چند صد کتاب منتشر شده توسط کانون اندیشه جوان است که در سال ۱۳۷۸ توسط دکتر فراهانی فرد به رشته تحریر درآمده است. در این کتاب به مباحثی چون عوامل فقر، درمان فقر و پیشگیری از آن، بررسی علل عقب ماندگی مسلمانان و … پرداخته شده است. 
گفت و گوی زیر، با دکتر فراهانی فرد در خصوص کتاب مذکور است. 
به چه دلیل به موضوع فقر و فقرزدایی علاقه مند و نسبت به تألیف این کتاب با محوریت «فقر از دیدگاه اسلام» اقدام نمودید. 
زمانی که در حوزه تحصیل می کردم و در خدمت اساتید بودم، محور اساسی مطالعاتم شامل مباحث حوزوی بود. از سوی دیگر به لحاظ تحصیلات دانشگاهی در رشته اقتصاد و بررسی و مطالعه در این زمینه به نظرم رسید یکی از مهم ترین مشکلات مطروحه برای نسل جوان، بحث فقر است. در تألیف این کتاب به پدیده فقر از دیدگاه اسلام توجه نموده و تلاش کردم با توجه به اندیشه ها و آموزه هایی که در مکتب اسلام برای برخورد با این پدیده وجود دارد و همچنین استفاده از مطالعات حوزوی – بالاخص موضوع شناسی در مواضع اقتصادی- و سایر مطالعات قبلی به این موضوع به شکل عمیق تری بپردازم. 
شما در این کتاب «فقر» را از چندین منظر بررسی کرده اید. لطفاً در این رابطه توضیح بیشتری بفرمایید. 
با توجه به اینکه کتابهای کانون اندیشه جوان به صورت خلاصه و مفید به نگارش درمی آید سعی کردم بحث خیلی مفصل نباشد و به همین منظور کتاب را در ۵ فصل پی ریزی نمودم. 
فصل اول یا کلیات که دارای چند بخش است. در بخش اول، ماهیت فقر و مفهوم ذهنی که از فقر داریم تبیین شده است. زیرا احساس کردم شبهات و مشکلاتی برای نسل جوان در ارتباط با معنای فقر وجود دارد. ضمن اینکه فقر را از نگاه اهل لغت، اهل تفسیر، فقها، فلاسفه و عرفا بررسی کردم، بدلیل اینکه مسأله فقر از منظر فلاسفه، عرفا یا فقها متفاوت است. به طور مثال فقر فلسفی و فقر عرفانی، معنا و مفهوم مثبتی دارد، در حالیکه فقر مورد نظر فقها و مفسرین منفی است. فقر فلسفی آن است که انسان خودش را نسبت به خداوند فقیرتر احساس و او را دارای کمال بیشتری می داند. در ادامه این بحث به اقسام فقر پرداختم. برای نمونه فقر جسمی(مثل افراد ناقص الخلقه)، فقر فرهنگی، فقر روحی، فقر اقتصادی یا مالی و …. 
در ادیان، مذاهب و مکاتب مختلف راجع به فقر دیدگاه های مختلفی وجود دارد. به دیدگاه های دین یهود، مسیحیت و نیز مکاتب سرمایه داری چون مارکسیسم و نهایتاً دیدگاه اسلام نسبت به فقر – خصوصاً فقر مالی و اقتصادی – توجه کرده و نیز به آثار فقر از جهت اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی بطور گذرا اشاره نمودم. 
در فصل دوم کتاب، عوامل فقر را تبیین کردم و اینکه چه عواملی باعث به وجود آمدن فقر می شود. در این فصل به این موضوع پرداختم که فقر اقتصادی یا مالی که افراد به آن مبتلا هستند، انتخابی یا تحمیلی است. 
فقر انتخابی می تواند مثبت یا منفی باشد. فقر انتخابی مثبت مثل اینکه دانشمندی بدون داشتن امکانات مالی برای رسیدن به دانش مجبور است سالها درس بخواند، در حالیکه شرایط مالی مناسبی ندارد، بنابراین این فرد برای رسیدن به کمال در علم و دانش آگاهانه فقر را انتخاب کرده است. مورد دیگر حضرت خدیجه(س) است. ایشان با اینکه ثروتمندترین بانوی عربستان بود، اما بدلیل اعتقادی که داشت فقر را انتخاب کرد. 
از طرفی ممکن است مسبب فقر انتخابی منفی که گریبانگیر بسیاری از جوانها و بعضی از قشرهای جامعه شده، خود آنها باشند. مثلاً به دلیل تنبلی و اینکه زمانی که فرد می توانسته آموزشی ببیند تنبلی کرده و بعدها به صورت طبیعی آثار تنبلی به شکل فقر بر او نمایان می شود، یا شخصی که برنامه ای برای زندگی اش ندارد و نیز موارد معنوی مثل ارتکاب گناه، همانطور که در روایات هم داریم ارتکاب گناه باعث فقر می شود. 
فقر تحمیلی که بخشی از فصل دوم کتاب را تشکیل می دهد، آنست که فرد در به وجود آمدن آن نقشی نداشته و عوامل بیرونی باعث به وجود آمدن آن شده است، مثل عوامل طبیعی، اقتصادی، فرهنگی. از جمله مهم ترین عوامل فقر فرهنگی، مسئله خودباختگی است که اشخاص به دلیل خود باختگی سبب فقر خود شده اند. 
در فصل سوم، بحث درمان و پیشگیری فقر را مطرح نمودم و به این موضوع پرداختم که چه کنیم که جامعه یا فرد فقیر نشود و در مرحله بعد، در زمان مواجه شدن با اینگونه پدیده ها در جامعه ای که فقیر است چه باید کرد. همچنین در این قسمت بحث شناسایی فقرا آمده است و به بررسی امکانات جامعه و سیاستهایی که برای درمان فقر وجود دارد اشاره شده است. 
فصل چهارم، بحث فقر زدایی است. در یک نگاه کلان به مسأله « سرمایه گذاری در بستر رشد و توسعه اقتصادی» و با این نگاه که اکثر نظریه های اقتصادی به یکی از موارد مهم که آن « سطح فقر و ایجاد رفاه عمومی است» توجه ویژه ای دارند. نهایتاً در موقعیت های مختلف دیدگاه اسلام را نسبت به توسعه – خصوصاً به جهت سطح فقر- مطرح کردم. 
در فصل آخر به سؤالات اساسی که معمولاً در ذهن همه وجود دارد، پرداختم. سؤالاتی از قبیل اینکه چرا مسلمانان عقب مانده هستند؟ علل عقب ماندگی و به تعبیری فقر جوامع اسلامی علیرغم یک پیشینه غنی چه می تواند باشد؟ 
 
با توجه به اینکه جنابعالی در زمینه فقر، مطالعات و تحقیقات بسیاری داشته اید، لطفاً در مورد عواملی که سبب فقر مسلمانان می شوند توضیح بفرمایید. 
همانگونه که قبلاً گفته شد فقر می تواند انتخابی یا تحمیلی باشد. فقر مسلمانان هم مثل سایر جوامع از این دو مقوله خارج نیست. فقر انتخابی مثبت در جوامع اسلامی، مثل افرادی است که اهداف والایی را مورد نظر داشتند. در مورد فقر تحمیلی با نگاه کلان می توان درصدی را به تنبلی، بی برنامه بودن و عمل نکردن به ارزشهای اسلامی اختصاص داد. قبلاً گفتم ارتکاب گناه فاصله گرفتن از دین است و به اصطلاح سبب فقیر شدن قشر یا گروهی از جوامع اسلامی می شود. از طرفی برخی عوامل اقتصادی مثل توزیع ناعادلانه ثروت نیز می تواند تأثیرگذار باشد. به عنوان مثال در کشورهای اسلامی مثل عربستان – با آن همه ثروت- فقر در جامعه بیداد می کند. حتی در کشور خودمان هم بحث توزیع ناعادلانه ثروت وجود دارد. خداوند این ثروتها را به مصداق آیه شریفه« خلق لکم ما فی السموات و ما فی الارض» برای همه انسانها آفریده، اما توزیع ناعادلانه این ثروتها سبب شده که عده ای فقیر بمانند. یکی از عوامل فقر می تواند ضعف مدیریت در جوامع اسلامی باشد. 
در بحث فقر فرهنگی به موضوع «خود باختگی» اشاره می شود. متأسفانه بسیاری از خانواده هایی که در جوامع اسلامی زندگی می کنند، علیرغم داشتن پیشینه تمدن قومی، به این باور رسیده اند که هر آنچه از دانش و تخصص وجود دارد از طرف کشورهای غربی به آنها می رسد. 
در یک جمع بندی کلی می توان گفت فقر در جوامع اسلامی به فاصله گرفتن از آموزه های دینی و فقر تحمیلی که از جانب کشورهای دیگر بر ما روا شده است مربوط می شود. 
همچنین دلیل ثروتمند شدن کشورهای دیگر، زیر ساختهای اقتصادی توسط منابع طبیعی است که توسط نیروهای کار ارزان و متخصص کشورهای جوامع اسلامی و جهان سوم فراهم شده است. زمانی که این کشورها مشغول ساختن زیرساختهای اقتصادی بودند و فاصله خود را با کشورهای دیگر کم می کردند، حاکمان و مسؤولان اقتصادی و سیاسی جوامع اسلامی دچار غفلت بودند یا به عبارت دیگر اصلاً از مهره ها و عوامل کشورهای ثروتمند بودند، تا بتوانند راحت تر به غارت و یغمای کشورشان توسط استعمارگران کمک کنند. 
سؤالی که معمولاً در اذهان جوانان و دانشجویان وجود دارد این است که چرا افراد گناهکار از نظر مالی تأمین هستند ولی انسانهای باتقوا در فقر و تنگدستی به سرمی برند. پاسخ شما بعنوان مؤلف کتاب فقرزدایی از دیدگاه اسلام به این پرسش چیست؟ 
نگاه خرد و کلان به این تعبیر درست نیست. زیرا جوامع اسلامی و جهان سومی هم وجود دارد که مسلمان نبوده، اما فقیرند. افراد غیرمسلمان فقیر زیادی هم به صورت پراکنده در جهان وجود دارند. در آمریکا و کشورهای افریقایی تعداد کثیری از مردم غیر مسلمان فقیر هستند. از آن طرف مسلمانان ثروتمند زیادی هم داریم. چنین نظریه ای اصلاً قابل قبول نیست. باید نگاه کلی تری به موضوع داشت. از طرفی باید سؤال کنیم مگر می شود 
  • بازدید : 84 views
  • بدون نظر

دانلود پایان نامه با عنوان بررسی رابطه بین خود پنداره وشخصیت روان نژندی دربین دانشجویان دختررشته مشاوره روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر

نوع فایل Word

تعداد صفحات : ۱۰۴

شرح محتوا

فهرست مطالب

چكيده              

فصل اول كليات تحقيق       

مقدمه                                         

بيان مساله                  

اهميت و ضرورت تحقيق          

فرضيه و متغيرهاي تحقيق           

فصل دوم پيشينه تحقيق              

روان شناسي چيست                                                  

فصل سوم جامعه آماري و روش تحقيق                                            

جامعه مورد مطالعه                  

حجم نمونه        

روش نمونه گيري              

ابزار اندازه گيري                         

روش تحقيق                      

روش آماري مربوط به فرضيه  

روش جمع آوري اطلاعات       

فصل چهارم يافته ها و تجزيه و تحليل آنها                                                          

فصل پنجم بحث و نتيجه گيري                                                               

پيشنهادات                                                                     

محدوديت ها              

منابع و ماخذ                               

ضمائم                                                                 

 

چکیده

هدف ازتحقیق حاضربررسی رابطه بین خود پنداره وشخصیت روان نژندی دربین دانشجویان دختررشته روان شناسی ومشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر است که فرضیه عنوان شده عبارتند از اینکه بین خود پنداره وشخصیت روان نژندی رابطه معنی داری وجود دارد که جامعه مورد مطالعه عبارتند ازدانشجویان دختررشته روان شناسی ومشاوره است که ازبین جامعه مورد نظر ۸۰نفربه عنوان نمونه انتخاب گردیده وآزمون شخصیت روان نژندی کوندور وهمین طور درک ازخویشتن راتوس برروی آنها اجراگردیده است که جهت آزمون فرضیه تحقیق ازروش آماری ضریب هم بستگی پیرامون استفاده گردیده که نتایج بدست آمده حاکی ازآن است که بین خود پنداره وشخصیت روان نژندی رابطه معنی داری وجود دارد وسطح معنی داری آن برابر۵% است .

فصل اول

“كليات تحقيق”

مقدمه

انسان موجودی اجتماعی است وبدین خاطر ادامه زندگی وی به شیوه ای معقول وموفقیت آمیزبه صورت انفرادی تقریبا غیرممکن است .انسان ازبدوتولد با دیگران ارتباط برقرارمیکند این دیگران درمرحله بسیارمحدود است وشامل گروه کوچک خانواده می باشد

اما درمسیررشد با گروههای دیگری که به تدریج بزرگترمی شوند مانند همبازیها ،دوستان ،که درزمینه رشد اجتماعی وی رافراهم می آورند .رشد اجتماعی فردمانند سایرزمینه های رشدی اوکم کم وسعت یافته وتقریبا تمام فعالیتهایش تحت تاثیر اطرافیان قرارمی گیرد ، رشد اجتماعی هم چنین برای بیشتر افراد به تدریج وبه طورطبیعی دربرخورد با تجربه ها حاصل می گردد رفتارمناسب ومطلوب اجتماعی میتواند برای رسیدن به خودیابی وخود شکوفایی نقش بسزایی داشته باشد . دردوره نوجوانی ، رشد فرد درجنبه های مختلف ادامه می یابد .علائم برخی ازجنبه های رشد مانند رشد جسمی رابه سرعت وبایک نگاه میتوان دریافت مثل رشد وزن وقد که به طورآشکار ازافزایش وزن وبلند شدن قد مشهود است ، شخصیت هم باید تاثیر تربیت درست ومناسب قرارگیرد وگاهی عدم روابط درست ومناسب با اطرافیان باعث ایجاد روابط نادرست وشخصیت روان نژندی درفرد می شود که تمام اینها می تواند دررسیدن به خود شکوفایی وخودیابی نقش منفی داشته باشد واگراین روابط به درستی صورت نپذیرد موفقیت اودربه کارگیری استعدادها وشکوفا ساختن آنها به حداقل خواهد رسید به علاوه بسیاری از روابط ورفتارهای مناسب ونامناسب مثل به اوج رسیدن ، شکوفا شدن شخصیت ویا خودخواهی ووابستگی به دیگران درتشخیص وتمیز بین واقعیت ها ، رویا ها وتخیلات که جزرفتار ضد اجتماعی روان نژندی است که دراین حالت فرد دربسیاری ازموارد نمی تواند درست تصمیم بگیرد ویا بتواند برنامه ریزی خود برای رسیدن به خودیابی وخود شکوفایی که تمام اینها بستگی به اوضاع اجتماعی وخانوادگی وفردی افراد دردوره نوجوانی وجوانی دارد وتاکید روان شناسی انسان گرابرای کتنگری وخود شکوفایی ورسیدن به خود پنداره قوی رامیتوان بانقل قول معروف کارل راجرز نشان داد : ارگانیزم یک گرایش وتلاش اساسی دارد – شکوفا کردن – حفظ نمودن وتقویت کردن خود تجربه گر ، ارضا کردن نیازهای فیزیولوژیکی – ارگانیزم راحفظ وتقویت میکند تافرد بتواند ازشخصیت روان نژندی دورشود …

  • بازدید : 95 views
  • بدون نظر

دانلود پایان نامه با عنوان بررسي عزت نفس دانشجويان خودشكوفا در زمينه هاي ورزشي و تحصيلي 

نوع فایل : Word

تعداد صفحات : ۱۰۷

شرح محتوا

فهرست

فصل اول ۱
مقدمه ۲
كليات (بيان مسأله) ۴
اهميت و ضرورت مسئله : ۸
اهداف تحقيق : ۱۱
فرضيه هاي تحقيق:: ۱۳
متغيرهاي تحقيق ( تعريف نظري متغيرها – تعريف عملياتي) ۱۴
فصل دوم ۱۵
يادگيري و انگيزش در خود شكوفايي ۱۶
تاريخچه كوتاه پژوهش پرورشي درباره انگيزش ۱۷
هدف ۲۱
كارايي شخص ۲۲
منابع انتظار پيامد ۲۳
نظريه انتساب ۲۴
الگوگيري: ۲۷
موضوعات اخلاقي در تغيير رفتار ۲۹
تغيير دادن رفتارهاي اكتسابي در خودشكوفايي ۴۰
تحقيقات و مطالعات خارجي ۴۶
فصل سوم ۵۰
روش تحقيق ۵۱
جامعه آماري ۵۳
حجم نمون و نمونه آماري ۵۴
ابزار گردآوري اطلاعات ۵۵
روش گردآوري اطلاعات ۵۶
روش آماري ۵۷
فصل چهارم ۵۸
تجزيه و تحليل يافته ها : ۵۹
جدول پراكندگي نمرات در ۳ بخش عزت نفس ، ورزش و تحصيل ۶۰
نمرات سه گانه دختران و پسران دانشجو و نتايج آماري ۶۲
جدول نمرات عزت نفس و نمرات تحصيلي و ورزش پسران ۶۶
جدول نمرات عزت نفس و نمرات تحصيلي و ورزش پسران ۶۷
عمليات آماري ۷۲
آزمون فرضيه ها ۷۶
فصل پنجم ۷۸
بحث و نتيجه گيري ۷۹
محدوديتها و مشكلات ۸۴
پيشنهادات : ۸۵
منابع و مآخذ ۸۶
ضمائم و پيوست ها ۸۷

چكيده

هدف تحقيق حاضر با عنوان بررسي عزت نفس دانشجويان خود شكوفا در زمينه عزت نفس دانشجويان دختر و پيشرفت تحصيلي رابطه بيشتري وجود دارد و در پسران بين عزت نفس دانشجويان پسر پيشرفت ورزشي رابطه عميق تري وجود دارد . براي اين كار جامعه آماري ما دانشگاه آزاد اسلامي بود كه ۲۰۰ نمونه انتخاب شد ۱۰۰ نمونه دختر و ۱۰۰ نمونه پسر و نيز براي سنجش خود شكوفايي از ميانگين معدل كل در آزمودنيها در ترم هاي گذرانده استفاده شد و نيز با مراجعه به پرونده تحصيلي و يا سوال از خود آنها به عنوان نمره خود شكوفايي ورزشي و تحصيلي استفاده شد. و از پرسشنامه كوپر اسميت استفاده شد و از دو روش آمار استنباطي و توصيفي استفاده شده و در آمار توصيفي به نشان دادن ميانگين و نمرات عزت نفس دانشجويان دختر و پسر پرداخته ايم و از نمودار و جداول فراواني استفاده شده است و در مقايسه آمار استنباطي از روش آماري خي دو براي معني داري و رابطه عزت نفس با خود شكوفايي در متغيير ورزش و تحصيل استفاده كرده ايم. و متغيير مستقل عزت نفس و متغيير وابسته خود شكوفايي و يا عدم شكوفايي تحصيلي و ورزشي دانشجويان است.

مقدمه

ويژگي ها و خصوصيات شخصيتي همواره مورد توجه و مطالعه و تحقيق صاحب نظران و فلاسفه و حكيمان و پزشكان و عرفا در سال هاي اخير روان شناسان و روان كاوان و متخصّصان رفتاري و كارشناسان مختلف مددكاري و مشاروه و روان شناسي بوده و هست.

علّت اين توجه و علاقه كاملاً روشن است. انسان اگر هم در يك هيأت و كُلّ مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرد نمي توان از خصوصيات قد و وزن و علايق و استعدادها و توان و هوش و اراده و تصميم گيري و انزوا و گريز از گروه و افسردگي و اضطراب و ويژگي هاي مهمّ او را ناديده گرفت. (توزنده جاني، ۱۳۷۴ ، ص ۱۵)

اگر هم در نظر داشته باشيم به صورت قياسي رفتارها را بررسي كنيم لاجرم به پرداخت موارد فوق ناگزيريم.

در شكل استقرايي كه اين اصل است و نمي توان پارامترهاي هوش و توانايي و حافظه و احساس و ادارك و تعاملات را ناديده گرفت، اصولاً تحقيق در همين زمينه ها ما را به يك نگرش و نتيجه كلّي معطوف مي كند. و تأثير خود آگاهي از نتايج عملكرد طي تحقيقات تجربي و آزمايشگاهي در سال هاي اخير كاملاً به اثبات رسيده است.( پل فرس، ۱۳۸۰، ص ۶۳)

خود شكوفايي يك واژه و اصطلاح تازه و جديد است كه وارد ادبيات روان شناسي شده ولي مفهوم آن تا حد زيادي روشن است. و در تعريف تحققّ و برآورده كردن همه قابليت ها و توانايي هاي بالّقوه و فعليت آنها در رسيدن به هدف را شامل مي شود. (دوان شولتزه، ۱۳۷۷، ص ۳۶۶)

خودشكوفايي گاهي يك قطبي است يعني فردي هيچ گونه قابليت رفتاري و شناختي و هنري و عملي و اجتماعي ندارد. اما ممكن است در يك زمينه ديگر مثل آشپزي و يا ورزش و يا … برجستگي و نبوغ خاصي داشته باشد. (شولتز، ۱۳۷۷)

ابراهام مزلو در طبقه بندي نياز كه از نيازهاي فيزيولوژيكي و ايمني و نظم و ثبات و نيازهاي عاطفي و تعلّق و عشق  و نياز به احترام از جانب خود و ديگران تا نياز به خود شكوفايي و يا تحقق خود را شامل مي شود به اين نيازها و سلسله مراتب پرداخته است. (شولتز، ۱۳۷۷، ص ۳۶۲)

شكوفايي دانشجويان در تحصيل و ورزش از اهميت بسيار زيادي برخوردار هستند. زيرا هر دو شاخصي آينده علمي و توانايي كاركردي شغلي و درآمدي و خانوادگي را از يك سو و سلامت و بهداشت روان و توانايي و قدرت رويارويي وي در مقابل مشكلات و معضلات را نشان مي دهد. و در اين تحقيق قصد داريم. شاخص هاي ورزش و تحصيل دانشجويان خود شكوفا را در مقايسه با دانشجويان عادي به تحقيق و مطالعه نشان دهيم.


عتیقه زیرخاکی گنج