امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 83 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مارک تواین: با داشتن عوامل قدرتمند، به مقصود خود دست می یابید
… و به درستی همین طور است. شکست یا موفقیت فعالیتهای بازاریابی شما به نوع کلمات انتخابی برای معرفی تولیدات، خدمات و موقعیت خودتان در تبلیغات بستگی دارد . شما در انتخاب کلمات مختارید. مشکل اصلی استفاده از کلمات پوچ و بی معنی است . مغز به یکباره از هرگونه فکر خلاق تهی می شود. این زمانی است که مجموعه ی جملات تعیین شده برای ایجاد تغییرات اعجاب انگیز در تبلیغات، جادوی خود را از دست می دهند. منظور، مجموعه ای از عبارات از پیش نوشته شده است که با اضافه کردن به متن تبلیغات، نیرویی خارق العاده و همین طور امکان انتخاب گزینه های مختلف را به وب سایت شما عرضه می کند. 
 حال، چگونه این عبارات و نکات روز را انتخاب می کنید؟گام نخست: به درستی از مضمون آگهی تبلیغاتی که- در تلویزیون، روزنامه، ای میل یا مجله به نمایش گذاشته اید، آگاه باشید. کافی است تبلیغات را به دقت مطالعه کنید .
گام دوم: این بخش شامل جملات درنظر گرفته شده ی شماست. کلماتی را که تأثیر عمیقی بر شما می گذارند، در جایی یادداشت کنید. دفترچه یا بخشی از کامپیوتر خود را به نوشتن این نکات روز اختصاص دهید. این ها جملات آگهی هایی  هستند که اخیراً یادداشت کرده ام :
چیزی را نپذیر مگر آنکه بهترین باشد، چرا که تو ارزشش را داری، و این هدیه ای از خودت به خودت است .
گام بعدی: ترکیب و اضافه کردن این جملات به تبلیغات است. برای درک بهتر این مرحله باید تبلیغی را که قبلا تهیه شده مورد بررسی قرار دهید . میزان تأثیر آن بر خواننده چقدر است؟ چقدر شور و حرارت در آن موج می زند؟ آیا این تبلیغ توجه شما را به خود جلب می کند؟ درصورت منفی بودن پاسخ، زمان استفاده از جملات سحرآمیز بازاریابی فرا رسیده است. جمله های مناسب که خدمات یا تولیداتتان را هرچه بهتر معرفی می کند، در جای جای تبلیغات گنجانده، سپس آن را اصلاح کنید .
حال این آگهی  را که شخصی بدون آگاهی از جملات سحرآمیز بازاریابی نوشته، بخوانید :
کت قهوه ای جدید برای بانوان- سایز XL
در حقیقت این جملات مرا جذب نکرد، بلکه تصویر مربوط به آن برایم تازگی داشت . بله، واقعاً تولید فوق العاده ای است: حال ببینید که چگونه یک تبلیغ خشک و خالی با استفاده از جملات سحرآمیز بازاریابی تغییر می کند :
با پوشیدن این کت چرمی قهوه ای شکلاتی، تمام قد و عالی، به هرآن چه که در اطراف شماست می تابید .
برای دوست داران کیفیت خوب با پرداخت بخشی از قیمیت خرده فروشی راحتی و شیک پوشی را تجربه می کنید .
این کت بی نظیر زیبایی را به کمد لباس های زمستانی خود وارد می کنید .
برای بانوان با سایز XL
آیا تفاوت را حس می کنید؟ با استفاده از کلمات جادویی بازاریابی به راه های جدید تاثیر برخریداران دست پیدا کرده، به این طریق تولیدات خود را هرچه عمیق تر در قلب و روح آن ها جای می دهید و به ژرف ترین نقطه ی خواسته های آن ها می رسید .
چرا از همین حالا برای تبلیغات تان اقدام نمی کنید؟ کافی است این سه پیشنهاد را برای اضافه کردن گرمی، رنگ و حس به تبلیغات تان اضافه کنید. تغییرات حاصل را در تبلیغات و همین طور در درآمد حاصل از فروش محصولات بررسی کنید .
پیش‌بینی رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان یک نیاز اساسی برای بازاریابان و فروشندگان است چرا که با تعیین آن کامیاب خواهند شد و در صورت پیش‌بینی نادرست ناکام . اما چگونه می‌توان به این پیش‌بینی، یعنی تعیین نوع رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان دست یافت؟
دانش روانشناسی تا حدودی قادر است نوع رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان را تعیین کند. برپایه این دانش و با کسب آگاهی از نیازها و محرک‌های درونی مصرف‌کنندگان، می‌توان کالایی متناسب با نیازهای آن‌ها تولید و به آن‌ها عرضه کرد.

 افزون بر آن کارگزاران تبلیغات با شناسایی و درک سبک و نحوه زندگی بیش‌تر مشتریان در بازار هدف و آگاهی از علایق و انگیزه‌های آن‌ها در مراحل مختلف زندگی، قادر خواهند بود با طراحی و ایجاد تبلیغات متناسب با نیازها و خواسته‌های مصرف‌کنندگان به موفقیت بیش‌تری برای هدف‌های از پیش تعیین شده و پیشبرد فروش دست یابند. در ادامه، متکی بر «نظریه سلسله مراتبی نیازهای مازلو» سعی شده چارچوبی فراهم آید تا بازاریابان در پرتو آن بتوانند رفتار خرید یا نیازهای مشتری را پیش‌بینی کنند. به عبارت دیگر با این نگرش، بازاریابان می‌دانند مشتری در جست‌وجوی چه نوع کالا یا کالاهایی است، چه کالاهایی برای او اهمیت بیش‌تری دارد و چه کالاهایی کم‌اهمیت‌ترند .
پیش‌بینی رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان براساس مدل مازلو
احساس محدودیت همان نیاز است و انسان دارای نیازهای پیچیده‌ای است. آبراهام مازلو، روانشناسی بود که درباره افراد موفق تحقیق و بررسی کرد. وی سلسله مراتب نیازهای انسان را شناسایی و آن را به پنج طبقه اصلی تقسیم کرد. به عقیده مازلو، به محض این که نیازهای مرحله اول انسان برآورده شود، او وارد مرحله دوم و سپس مرحله سوم و همین طور مراحل بعدی می‌شود. در ادامه به طور خلاصه این مراحل و ارتباط آن‌ها با کالاهای مختلف مورد نیاز مصرف‌کنندگان تشریح می‌شود .
مرحله اول: نیازهای جسمانی (physiological needs)
این گونه نیازها، جزو اصلی زندگی انسان هستند نظیر غذا، آب، سرپناه، هوا و خواب. افرادی که در این مرحله هستند، احتمالا پول زیادی ندارند و تامین غذا و سرپناه و اسباب و لوازم اولیه زندگی باید از اولویت‌های اصلی آن‌ها باشد، بنابراین آن‌ها محصولات ارزان‌تری را خریداری خواهند کرد حتی اگر از کیفیت خیلی خوبی برخوردار نباشند، چرا که آن‌ها قادر به خرید محصولاتی با کیفیت بهتر نیستند. این افراد به هر آنچه که منجر به صرفه‌جویی در هزینه و پس‌انداز پول آن‌ها شود گرایش می‌یابند .
مرحله دوم: نیاز به امنیت (Safty needs)
نظیر احساس امنیت و آرامش خاطری که شما در خانه خود احساس می‌کنید، احساس امنیت مالی یا داشتن روابط مطمئن با دوستان و اعضای خانواده .
مصرف‌کنندگان در مرحله دوم نیاز دارند احساس کنند که در زمان حال و آینده در امنیت و آرامش خاطر خواهند بود. آن‌ها تمایل به خرید محصولاتی خواهند داشت که به کمک آن‌ها احساس آرامش و اطمینان بیش‌تری کنند مثل صندوق‌های پس‌انداز و بازنشستگی، بیمه، نصب دزدگیر برای اتومبیل و منزل، کلاس‌های‌آموزش دفاع شخصی، اسلحه و …
مرحله سوم: نیاز به محبت و تعلق (love and Belonging needs)
نظیر روش‌هایی که فرد برای پذیرش در گروه مورد نظرش برمی‌گزیند، روابطی که فرد با دوستان و خانواده‌اش دارد و همچنین علاقه‌ای که دیگران نسبت به او دارند .
مورد قبول واقع شدن در این مرحله بسیار حائز اهمیت است. هر کسی دوست دارد با سایر افراد تناسب داشته باشد و هیچ‌کس نمی‌خواهد که برچسب بیگانه، غیرعادی یا عجیب و غریب بخورد. افراد در این مرحله از زندگی سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است از هنجارها و نرم‌های جاری در اجتماع پیروی می‌کنند، بنابراین بیش‌تر مورد قبول همنوعان و هم‌ردیفان خود قرار می‌گیرند. مرحله ‌سوم همچنین مرحله‌ای است که در آن افراد دوست دارند با سایرین باشند. بسیاری از افراد دوست ندارند برای همیشه تنها بمانند و به همین دلیل به سمت چیزهایی جلب می‌شود که آن‌ها را نزد دیگران و خصوصا جنس مخالف جذاب‌تر جلوه دهد .
افراد در مرحله ‌سوم کالاهای ویژه‌ای نظیر محصولاتی با نام تجاری معتبر، لباس‌های متناسبی که به آن‌ها کمک می‌کند تا بیش‌تر با سایرین منطبق شوند و مورد پذیرش آن‌ها قرار بگیرند، عطریات، لوازم آرایشی و وسایل و کالاهای لوکس و زینتی خریداری می‌کنند .
مرحله چهارم: نیاز به احترام (Esteem needs)
این مرحله شامل نیاز به عزت نفس، احترام گذاشتن و مورد احترام واقع شدن، داشتن اقتدار و همچنین نیاز به حس ارزشمند بودن است. همین که به مرحله چهارم برسیم، این آمادگی را خواهیم داشت که بهتر مراقب خودمان باشیم. فردیت برای افرادی که در این مرحله هستند بسیار حایز اهمیت است. به دلیل آن‌که آن‌ها با خودشان احساس خشنودی می‌کنند و یک حس احترام به خود و عزت نفس خوبی دارند و تمایل ندارند که شبیه هیچ‌کس دیگری باشند. این افراد لباس‌های مرتب و منظمی می‌پوشند تا تحسین خود و سایرین را برانگیزند. با تحسین دیگران شاد می‌شوند، اما با انتقاد دیگران کم‌تر می‌رنجند. مصرف‌کنندگانی که در این مرحله قرار دارند، خواستار آنند که دیگران به آن‌ها احترام بگذارند، به آن‌ها نگاه کنند و برایشان ارزش قایل شوند. افرادی که در مرحله چهارم قرار دارند، برخی از کالاها و خدمات زیر را به دلایلی که به آن اشاره شد خریداری خواهند کرد :
‌)‌ فعالیت‌ها، وسایل، تجهیزات و مواد غذایی سالم برای این‌که سالم‌تر باشند .
‌)‌ کتاب‌هایی که به آن‌ها کمک می‌کنند تا رییس خودشان باشند چرا که خواهان داشتن قدرت و کنترل شرایط هستند .
‌)‌ انجام سرمایه‌گذاری‌ها و داشتن حساب‌های بانکی .
‌)‌ لباس، ماشین و به طور کلی هر چیز گران‌قیمتی که به آن‌ها این قدرت را بدهد که نسبت به دیگران احساس برتری کنند .
مرحله پنجم: نیاز به خودیابی و کمال (Self Actualization needs)
در این مرحله فرد احساس می‌کند به هر آنچه ممکن بود بتواند دست یابد، رسیده است. اگر کسی به این مرحله برسد، به شدت طرفدار و خواستار صلح، دانش و کمال خواهد بود .
این آخرین مرحله است و متاسفانه بسیاری از مردم ممکن است هرگز در طول زندگی خود به این مرحله از زندگی نرسند. با وجود این افرادی که به مرحله پنجم می‌رسند، با خودشان و نوع زندگی‌ای که داشته‌اند احساس خشنودی می‌کنند. آن‌ها چیزهایی خریداری می‌کنند که به آن‌ها احساس لذت و شادمانی می‌دهد و همچنین چیزهایی می‌خرند که به دیگران نیز احساس لذت و شادمانی بدهد .
در برخورد با افراد مختلف چه باید کرد؟
به پرسش اصلی بازگردیم. پرسش اصلی این بود که چطور از این پارادایم – شناخت نیازها و درک سلسله مراتبی بودن آن – برای آگاهی از آنچه در سر مشتریان می‌گذرد استفاده کنیم؟ برای درک این موضوع، بهتر است خود را جای مشتری بگذارید و به این بیندیشید که اگر شما به عنوان مشتری خواهان کالا یا خدمت مورد نظر بودید، چطور فکر کرده و چگونه عمل می‌کردید. به طور مثال اگر خود را در جای مشتری بالقوه یک باشگاه بدنسازی قرار دهید چه چیزهایی انگیزه لازم را برای مراجعه و عضویت در این باشگاه به شما می‌دهد؟
هنگام بررسی برای عضویت در این باشگاه، توجه به هر یک از نکات زیر ممکن است انگیزه لازم را به شما بدهد .
انجام تمرین‌های بدنسازی تا چه حدودی روی تغذیه و سلامت جسمی و روانی شما تاثیر می‌گذارد؟
داشتن آمادگی جسمانی تا چه حد توانایی شما را برای تامین امنیت خود در جامعه و دفاع شخصی افزایش می‌دهد؟
 تناسب اندام تا چه حد بر جایگاه شما در جامعه و پذیرش در گروه‌های مختلف تاثیر می‌گذارد؟
 چقدر تناسب اندام و آمادگی جسمانی بر نوع تفکر و طرز تلقی شما از خودتان تاثیر می‌گذارد؟
 تا چه میزان داشتن تناسب اندام روی خودباوری شما اثر می‌گذارد؟
بیش‌تر مشتریان در ضمیر ناخودآگاه خود این پرسش‌ها را از خود می‌پرسند، بدون آن‌که آگاهانه در موردشان فکر کنند. بنابراین اگر آگاهانه به این پرسش‌ها پاسخ دهید، می‌توانید به بینش و آگاهی لازم از فرآیند‌ی دست یابید که مشتریان هنگام خرید کالا یا خدمت در ذهن خود پردازش می‌کنند و در نهایت به آن‌ها انگیزه لازم را برای خرید محصول می‌دهد. شناخت این فرآیند به شما کمک می‌کند تا روش‌هایی را به طور مشخص تعریف کنید که به وسیله آن‌ها می‌شود توجه مشتریان را به محصول یا خدمت خود معطوف کرده و آن‌ها را ترغیب به خرید کرد .
در صورتی که هنگام برنامه‌ریزی برای انجام فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی برای محصول خود به پرسش‌هایی نظیر آنچه پیش از این مطرح شد توجه کرده و پاسخ دهید، آن‌گاه شما یک مزیت بازاریابی قابل لمس خواهید داشت، چرا که توانسته‌اید به پرسش‌هایی که در ضمیر ناخودآگاه مشتریان مطرح می‌شود پاسخ مناسب بدهید .
  • بازدید : 100 views
  • بدون نظر

روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی
سازمان رسمی وغیر رسمی :سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد .

سازماندهی

 

تعریف سازماندهی

سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .

انواع مختلف سازماندهی

روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی
سازمان رسمی وغیر رسمی :سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد .

تعریف سازمان رسمی

در سازمان رسمی ، مدیر روابط سازمانی را به طور مکتوب و به کمک نمودار با دقت هر چه بیشتر برای کارکنان تشریح می کند . تغیرات بعدی در صورت لزوم می تواند به طور رسمی یا غیر رسمی انجام شود .

تعریف سازمان غیر رسمی

دراین سازمان ، مدیر روابط سازمانی را به طور شفاهی برای کارکنان توضیح می دهد و این روابط را بر حسب نیاز تغییر می دهد .
برنامه ریزی فرایندی است که به موجب آن شما آینده خود را دائماً می سازید « روجرفریتز»

انسان ذاتاً کنجکاو است با حواس پنجگانۀ خود به جستجو در دنیای اطرافش پرذاخته تلاش می کند تا مشاهداتش را در قالب های منسجم نظم بخشد . انسان امروزی نه تنها نیمی از روزش را به همکاری در تلاش های گروهی می گذراند بلکه نیم دیگر را به تماشای تلویزیون ، خواندن روزنامه و کتاب یا به مجامع عمومی برای سرگرمی سپری می کنند که همگی حاصل تلاش گروهی انسانها در واحدهای سازمانی است . نظریه پردازان سازمان از حوزه های گوناگون نظیر : مدیریت ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، علوم سیاسی، اقتصاد، مردم شناسی، مهندسی ، مدیریت بیمارستانی و … پدید آمده اند و هر یک چیزی براین موضوع افزوده اند . فرآیند سازماندهی معمولاً با مرحلۀ تکوینی شکل گیری در هر مؤسسه ای آغاز شده و شانه به شانۀ رشد و توسعۀ آن پیش می رود. به طور کلی در پی روشن شدن تکلیف علت وجودی هر سازمانی، امکان سازماندهی آن از طریق تکمیل همان گام هائی که پیش تر در بخش برپاسازی به آن اشاره شد یعنی: تقسیم حیطۀ کاری سازمان، تعریف اختیارات و تفویض مسؤلیت ها و تعیین روابط میان اجزای مختلف نهاد مورد بررسی، محقق می گردد. به طور کلی، منظور از سازماندهی به انجام رساندن گام های مطرح شده در یک مؤسسه است، به نحوی که مرزبندی مشخصی میان تمامی اجزای قابل تفکیک در نهاد مذکور به دست آید. در نتیجۀ یک سازماندهی خوب بایستی تمامی افراد درگیر در سازمان، جایگاه مشخصی یافته و شرح وظایف تنظیم شده ای داشته باشند. همچنین لازم است شیوۀ برخورد با سایر طبقات و قسمت های سازمانی و ضوابط و روابط میان تمامی افراد در بخش های مختلف به درستی مشخص باشد. بدیهی است که هر چه وسعت نهاد مورد نظر بیشتر باشد، چگونگی تعریف این مرزبندی ها و روابط مربوط به آنها پیچیده تر شده و اهمیت بیشتری پیدا خواهد نمود. به طور خلاصه، الگوهای بنیادین برای سازماندهی و یا مرزبندی وظایف کاری را می توان بر پایۀ معیار های زیر بیان نمود:

اهداف

نوع عملیات

نوع کاربران و مخاطبان

محل و منطقۀ جغرافیائی ارائۀ خدمت

تعداد افراد زیر پوشش

زمان خدمت دهی

نوع عملکرد

ماتریسی یا پروژه ای

مشارکتی یا گروهی

شایان ذکر است که امروزه به جهت دستیابی به نهاد های اجرائی کارآمدی که کارائی لازم برای حل مسائل اجتماعی را دارا باشند، بسیاری از سازمان ها ناگزیر از به کار گیری ترکیبی روش های مذکور برای سازماندهی خود می باشند. این بدان جهت است که اصولاً مسائلی که بشر با آنها روبروست، بسیار پیچیده و در هم تنیده شده اند و این به طبع، نیاز به یک سازمان مجهز و پیچیده را ایجاب می نماید. اما صرف نظر از شیوۀ برگزیده شده برای سازماندهی یک مجموعه، نحوۀ تقسیم کردن مسؤلیت ها، تشریح وظایف، تخصیص کارها، تفویض اختیارات، طلب نتایج و تعریف موازین پاسخگوئی همه از ضرورت هائی هستند که در دل فعالیت های مربوط به سازماندهی جای می گیرند. بحث دربارۀ جزئیات هر یک از این موارد به طور اختصاصی، مستلزم اشارات فراوان در نوشته ای مجزا خواهد بود که از مجال در اختیار این نوشته خارج است. اما آنچه در اینجا و در حوصلۀ این نوشته می گنجد، تنها اشاره به برخی از این موارد و تأکید روی بخشی از مفاهیم وابسته به آنهاست. مهمترین موضوع در این رابطه را می توان بحث مربوط به موازنۀ میان مسؤلیت های تعیین شده و اختیارات تفویض شدۀ مناسب با آنها دانست که طبق مطالعات صورت گرفته، بسیاری از مشکلات یک سازمان می تواند در گروی همین توازن نادرست میان اختیارت و مسؤلیت ها می باشد. در ادامه، بحث مربوط به واگذاری اختیارات و همچنین اشاره ای دربارۀ مسألۀ تأمین و تجهیز نیروی انسانی در زیر بخش های مجزا مطرح می گردند:

واگذاری اختیارات

تأمین و تجهیز نیروی انسانی


 

اهداف


در این روش، پیگیری اهداف سازمانی مبنای مرزبندی را تشکیل می دهند. به عنوان مثال اگر یک سازمان غیر دولتی در پی به انجام رساندن امور مربوط به حفاظت از محیط زیست باشد، اهداف مختلفی از جمله حفظ منابع دریائی، نگهداری از جنگل، جلوگیری از آلودگی منابع آب زیر زمینی و غیره می توانند مبنای مرزبندی وظایف در آن باشند. در نتیجه معاونت های زیر مدیر عامل و به طبع سایر افراد اجرائی مؤسسه، در جهت پاسخگوئی به اهداف تقسیم بندی شده و متناسب با آنها تعیین می شوند.

نوع عملیات یا خدمت دهی


از آنجائی که فعالیت های سازمانی را می توان بر حسب نوع عملیاتی شان تقسیم بندی کرد، قابلیت مرزبندی بخش های اجرائی در یک سازمان بسیار رایج است. مثلاً زیر بخش های اجرائی مدیر عامل را می توان میان معاونت های مالی، تدارکات، آموزش، پژوهش و غیره پخش نمود. این نوع سازماندهی که در ضمن یکی از مرسوم ترین روش در میان سازمان های موجود در ایران است را می توان تقسیم بندی سنتی سازمان نامید.

 

  • بازدید : 97 views
  • بدون نظر

مقاله حاضر مسائل مربوط به بودجه و بودجه ریزی در سازمان تامین اجتماعی را  مورد بررسی قرار می دهد. در این راستا ابتداکلیاتی در خصوص بودجه، نظیر :  تعاریف بودجه، سیر تکوین بودجه، ضررورت و اهمیت بودجه، ارائه وسپس  روند بودجه ریزی در سازمان تامین اجتماعی از مرحله تهیه و تنظیم، تا مرحله نظارت و کنترل بر بودجه مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه  نیزکاستی های نظام فعلی بودجه ریزی سازمان مورد بررسی قرار گرفته است. در پایان نیز الگوئی برای اصلاح نظام فعلی بودجه ریزی سازمان پیشنهاد شده است. الگوی مذکور، الگوی میان مدت مخارج(MTEF) می باشد که بنابر ارتباط بین سیاستگذاری، برنامه ریزی   و بودجه ریزی تنظیم شده است. بر اساس مبانی نظری این الگو، نظام بودجه ریزی  مطلوب، نظامی است که در آن در ابتدا اهداف و خط مش های کلان سازمانی تعیین  و در ادامه برنامه های مورد نیاز برای تحقق اهداف مذکور مشخص گردد و بودجه سالانه نیز در راستای برنامه های مشخص شده و برای تحقق آنها، تنظیم گردد.

مفهوم بودجه همگام با تكامل دولت ها و پيچيده تر شدن وظايف دولت, تغيير و تكامل يافته است. اين تكامل را مي توان به چهار مرحله متمايز تقسيم كرد. در مرحله اول كه تقريباً از ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۵ مي باشد, تاكيد عمده روي ايجاد يك سيستم با كفايت براي كنترل هزينه‌ها بود و حسابداري هزينه ها و پيوند بين حسابداري و بودجه مطرح بود. مرحله دوم كه در توسعه بودجه عملياتي خود را نشان مي دهد, استفاده از بودجه به عنوان ابزار مديريت مالي بود و خود را در اصلاح ساختار مناسب, بهبود مديريت و برنامه هاي اندازه‌گيري كارظاهر ساخت و بر بودجه اي تاكيد داشت كه كار و فعاليتهاي سازمان را اندازه بگيرد.

مرحله سوم با پيوند دادن بودجه و برنامه به عنوان معياري براي تجزيه و تحليل رفاه اقتصادي آغاز شد و روي پيشرفتهائي كه در تكنولوژيهاي تصميم گيري و اطلاعاتي رخ داده بود تمركز داشت.

مرحله چهارم بواسطه پيچيدگي محيط سازمانها بوجود آمده و باعث استفاده از بودجه بر مبناي صفر به عنوان ابزاري برنامه ريزي راهبردي (استراتژيك) گرديده است. بر این اساس سیر تکوین بودجه را می توان به شرح ذیل برشمرد:

الف- بودجه به عنوان ابزار كنترل

ب- بودجه به عنوان ابزار برنامه ريزي

ج- بودجه به عنوان ابزار مديريت مالي

د- بودجه به عنوان ابزار راهبردي(استراتژيك)

۴-۱) ضرورت بودجه و بودجه ریزی:

بودجه بندي را ”فرآيند تخصيص منابع محدود به نيازهاي نامحدود“ مي دانند . مجموع كوشش هائي كه صرف تدوين و تخصيص منابع مي شود به منظور”حداكثر استفاده“ از منابعي است كه معمولاً در حد كفايت نمي نمايند و به اصطلاح اقتصادي”كمياب“ هستند. بنابراين در راه رسيدن به ”اهداف مطلوب“ ضرورت دارد

  • بازدید : 80 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرتایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از برنامه‏ها و اقدامهاى امام مهدى (ع)، پديد آوردن رفاه در كل جامعه بشرى است. در آن دوران طبق ترسيم آيات و احاديث، جامعه بشرى واحدى تشكيل مى‏گردد كه مانند خانواده‏اى زندگى مى‏كنند، و مساله ناهنجار جوامع پيشرفته و ابرقدرت، و جامعه‏هاى در حال رشد، و جامعه‏هاى عقب‏مانده و محروم از ميان مى‏رود  و بشريت‏به طور كلى به رفاه اقتصادى و بى‏نيازى دست مى‏يابد، و همين چگونگى زمينه اساسى رشد و تعالى معنوى و فكرى انسان را مى‏سازد. 
طبق تحقيقات كارشناسان و متخصصان بخش عظيم و مهمى از مسائل عقب‏ماندگى و وابستگى و كمبود مواد غذايى و معيشتى (اگر نگوييم تمام آن) به دو عامل بستگى دارد، و اين هر دو عامل با هم در ارتباط‏اند: 
نظام اقتصادى حاكم بر جهان‏»، يعنى نظام و سيستمى كه قدرتهاى اقتصادى جهان در كشورهاى استعمارگر پديد آورده‏اند، و هدف و آرمان آنها دستيابى به قدرت اقتصادى روزافزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است. اين قدرتهاى سلطه‏گر، با برنامه‏ريزيهاى دقيق خود، مانع هرگونه استقلال، خودكفايى و رشد توليد و پيشرفت اقتصادى در كشورهاى عقب نگهداشته شده‏اند. اين قدرتها از راههاى گوناگون و شيوه‏هاى تبليغى و برنامه‏ريزيهاى گسترده و عميق، در سايه سلطه نظامى و سياسى و فرهنگى، آزادى فكر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم مى‏گيرند، و روشها و شيوه‏هايى در همه مسائل زندگى از جمله در توليد و مصرف و تكنولوژى و فرهنگ و راههاى معيشت، بر آنان تحميل مى‏كنند كه به سود سرمايه‏داران بزرگ و سلطه بيشتر جهان پيشرفته است. در سايه اين سلب فكر و سلب شخصيت و سلب آزادى و آزادفكرى، پديده عقب‏ماندگى ويى و خوديابى و اعتماد به نفس مى‏ميرد، و وابستگى روز به روز در اعماق اجتماعات عقب‏مانده گسترش مى‏يابد. از اين رو، صاحب‏نظران مسائل اقتصادى – اجتماعى مى‏گويند: كمك به كشورهاى عقب‏مانده  تنها در اين است كه آنها را به خودشان واگذارند. 
نظام سياسى حاكم بر كشورها» نيز نوعا عامل و دست‏نشانده قدرتهاى جهانى هستند، و همواره به زيان ملتهاى خود گام برمى‏دارند، و براى سلب هرگونه فكر و انديشه از مردم و نفى حس خودشناسى و خوديابى در مردم خويش مى‏كوشند، و جريانهاى فكرى و فنى فرمايشى را در ميان ملت‏خويش نشر مى‏دهند، و با رسانه‏ها و ابزارهاى تبليغاتى هرگونه استقلال فرهنگى و اقتصادى را از جامعه سلب مى‏كنند، و توده‏ها را برده‏وار به اسارت و پيروى كوركورانه اين دو جريان مسلط و حاكم – يكى بيگانه و ديگرى خودى – نخستين موضوعى كه صدمه مى‏بيند و يا بكلى نفى مى‏گردد، اصالت فكر و فرهنگ خودى و حس اعتماد به نفس و بازيابى و بازشناسايى نيروهاى نهفته در درون خود و جامعه خودى است. 
در رستاخيز ظهور امام منجى (ع)، اين بندها و دامها از سر راه برداشته مى‏شود، و عوامل سلطه بر فكر و فرهنگ و اقتصاد و سياست جهان و كشورها نابود مى‏گردد، و انسانها آزاد مى‏شوند، و با هدايت آن امام به خود مى‏آيند و ديگر بار خويشتن خويش را بازمى‏يابند و بازمى‏شناسند و آزادانه فكر مى‏كنند، و راههاى تحميلى و تبليغى را از راه اصلى و درست جدا مى‏سازند. و اين است آزادى و آزادگى واقعى، آزاديى كه در سراسر دنياى كنونى تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبرى نيست. 
در دنيايى كه تقسيم‏بندى جهانى با معيارهاى ظالمانه صورت مى‏گيرد، و امتهاى ضعيف، به حال خود گذارده نمى‏شوند، و از راههاى مريى و نامريى در شبكه‏هاى پيچيده نظامهاى سلطه و سرمايه‏دارى جهان گرفتار مى‏آيند، سخن از آزادى واقعى و آزادفكرى، بازى با كلمات است. و گفتگو بر سر استقلال اقتصادى و انتخاب شيوه و راه زندگى و معيشت و دستيابى به رفاه بيهوده است. زيرا در چنين شرايطى، بخشهاى عظيمى از بشريت مواد لازم زندگى را در اختيار ندارند و دچار كمبود و فقرند، و بخشهاى ديگر نيز طبق الگوها و معيارهايى كه سرمايه‏داران و توليدكنندگان بزرگ بر جامعه تحميل مى‏كنند بايد زندگى كنند، و از مواد و كالاها بهره گيرند، و خود قدرت اختيار و انتخاب ندارند. 
از اين رو در رستاخيز امام مهدى (ع)، انسان در آغوش آزادى به معناى واقعى كلمه مى‏آرامد، و در پرتو اين آزادى همه بندها و زنجيرهايى را كه بر پايش نهاده‏اند مى‏گسلد، ورا به دو بخش پيشرفته و عقب‏مانده تقسيم كرده‏اند از ميان مى‏رود، و پديده شوم فقر و نياز نيز نفى مى‏گردد، و رفاه اقتصادى در پرتو چنين معيارهايى به جامعه و افراد داده مى‏شود. ترديدى نيست كه بدترين و ناهنجارترين اسارت براى بشريت، فقر و نياز روزانه به غذا، لباس، مسكن، دارو و ديگر لوازم زندگى است. اين اسارت براى انسان لحظه‏اى آسايش و فراغت‏باقى نمى‏گذارد، و زمينه‏هاى رشد و تكامل معنوى و مادى او را نابود مى‏سازد، و همواره انسان را در انديشه سير كردن شكم و پوشاندن بدن و دست‏يابى به سايبان و بهبودى از درد و بيمارى و… فرو مى‏برد، و فرصتى باقى نمى‏گذارد تابه مفاهيم بالا و برتر زندگى بينديشد، و پايگاه انسانى خود را درك كند، و از عروج و تكامل نوع انسان سخن بگويد. 
در دوران رفاه اقتصادى و رفع همه نيازها، آدمى از اين بردگى و اسارت هستى‏سوز رهايى مى‏يابد، و از بند مشكلات آن آزاد مى‏گردد، و به مسائل متعالى و برتر و تكامل و رشد و صعود مى‏انديشد و در آن راستا گام برمى‏دارد. 
احاديث‏بسيارى درباره رفاه اقتصادى دوران ظهور وجود دارد و شايد از جمله مسائلى باشد كه بيشترين تاكيد بر آن شده است. و اين اهميت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعه سالم قرآنى مى‏رساند، و شايد پس از اصل عدالت دومين موضوعى باشد كه در آن دوران در جامعه‏ها پديد مى‏آيد. و اين هر دو با يكديگر پيوندى ناگسستنى دارند، زيرا كه اجراى دقيق عدالت‏براى از ميان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه آكل و ماكولى است تا اقويا حق ضعيفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراين، رفاه اقتصادى براى همه، با اجراى اصل عدالت اجتماعى و برپايى قسط قرآنى امكان‏پذير است، بلكه رفاه و بى‏نيازى از ميوه‏هاى درخت تناور عدل است، و امام با تحقق بخشيدن به اصول دادگرى و عدالت اجتماعى، همگان را به زندگيى درست و سامان‏يافته مى‏رساند. 
امام صادق (ع: 
…ان‏الناس يستغنون اذا عدل بينهم… 
– … مردمان بى‏نياز مى‏گردند آنگاه كه عدالت ميانشان حاكم باشد… 
ن‏الله لم يترك شيئا من صنوف‏الاموال الا و قد قسمه، واعطى كل ذى حق حقه، الخاصة والعامة والفقراء والمساكين، و كل صنف من صنوف‏الناس… فقال: لو عدل فى‏الناس لاستتغنوا… 
– خداوند همه ثروتها را (از همه منابع درآمد) ميان مردم تقسيم كرده است، و به هر كس حقش را داده است: كارگزاران و توده مردم و بينوايان و تهيدستان و هر گروهى از گروههاى مردم. سپس امام گفت: اگر عدالت اجتماعى برقرار شده بود همه مردم بى‏نياز شده بودند… 
بنابراين در سايه عدالت است كه به رفاه اقتصادى و بى‏نيازى مادى مى‏توان دست‏يافت. 
همچنين از نظر تعاليم اسلامى، حاكميت اگر درست و اسلامى باشد و برنامه‏ها و مجريانى قرآنى و اسلامى به كار گمارده شوند، محروميت و نيازمندى در جامعه باقى نمى‏ماند، زيرا كه اصول عدل و حق اجرا مى‏گردد، و در پرتو آن اجراى اصول، همه مردم به رفاه و بى‏نيازى مى‏رسند. 
امام على (ع: 
اما والذى فلق‏الحبة، و برا النسمة، لو اقتبستم‏العلم من معدنه، و ادخرتم‏الخير من موضعه و اخذتم‏الطريق من وضحه، و سلكتم من‏الحق نهجه، لنهجت‏بكم‏السبل، وبدت لكم‏الاعلام، و اضاء لكم‏الاسلام، و اكلتم رغدا، و ما عال فيكم عائل، و لا ظلم منكم مسلم و لامعاهد 
– سوگند به خدايى كه دانه را (در دل خاك) بشكافت، و آدميان را آفريد، اگر علم را از معدن آن اقتباس كرده بوديد، و خير را از جايگاه آن خواستار شده بوديد و از ميان راه به رفتن پرداخته بوديد، و راه حق را از طريق روشن آن پيموده بوديد، راههاى شما هموار مى‏گشت، و نشانه‏هاى هدايتگر پديد مى‏آمد، و فروغ اسلام شما را فرا مى‏گرفت، و به فراوانى غذا مى‏خورديد، و ديگر هيچ عائله‏مندى بى‏هزينه نمى‏ماند، و بر هيچ مسلمان و غير مسلمانى ستم نمى‏رفت. 
در پرتو حاكميت قرآنى و محمدى (ص) و علوى (ع) امام مهدى (ع)، و با اجراى اصل عدالت اجتماعى كه سيره انكارناپذير آن امام‏سامان مى‏يابد، و نيازها برآورده مى‏گردد، و رفاه اقتصادى و آسايش معيشتى بر تمام بخشها و زواياى زنگى خانواده بشرى پرتو مى‏افكند. 
با اينكه موضوع رفاه اقتصادى از شاخ و برگهاى عدالت اجتماعى است، در احاديث جداگانه مطرح گرديده است. و اين اهميت موضوع را آشكار مى‏سازد. 
پيامبر اكرم (ص: 
يكون فى امتى‏المهدى… يتعنم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قط، البر والفاجر، يرسل‏السماء عليهم مدرارا، ولا تدخرالارض شيئا من نباتها. 
– در امت من مهدى قيام كند… و در زمان او مردم به نعمتهايى دست مى‏يابند كه در هيچ زمانى دست نيافته باشند. (همه) نيكوكار و بدكار. آسمان بر آنان ببارد و زمين چيزى از روييدنيهاى خود را پنهان ندارد. 
پيامبر اكرم (ص: 
يكون فى امتى‏المهدى … والمال يومئذ كدوس، يقوم‏الرجل فيقول: يا مهدى اعطنى، فيقول: خذ ( 
– در زمان مهدى (ع)… مال همى خرمن شود. هر كس نزد مهدى آيد و گويد: «به من مالى ده! مهدى بيدرنگ بگويد: «بگير.» 
امام على (ع: 
… و اعملوا انكم ان اتبعتم طالع‏المشرق سلك بكم منهاج‏الرسول … و كفيتم مؤونة‏الطلب والتعسف، و نبذتم‏الثقل الفادح عن‏الاعناق… 
– بدانيد اگر شما از قيامگر مشرق (امام مهدى «ع‏») پيروى كنيد، شما را به آيين پيامبر درآورد… تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستيابى به امور زندگى) آسوده شويد، و بار سنگين (زندگى) را از شانه‏هايتان بر زمين نهيد… 
رفاه تا اين پايه و تامين سطح زندگى تا اين سطح، آرمانى است الهى كه به دست مبشر راستين عدالت و انصاف و سعادت و آسايش، امام مهدى (ع) تحقق مى‏يابد. 
امام على (ع: 
ثم يقبل الى‏الكوفة فيكون منزله بها، فلا يترك عبدا مسلما الا اشتراه و اعتقه، ولا غارما الا قضى دينه، و لا مظلمة لاحد من‏الناس الا ردها، ولا يقتل منهم عبد الا ادى ثمنه، دية مسلمة الى اهلها، و لا يقتل قتيل الا قضى عنه دينه والحق عياله فى‏العطاء، حتى يملاالارض قسطا و عدلا… 
– … سپس (امام مهدى «ع‏») به كوفه، درآيد، و در آنجا مسكن گزيند، و هر برده مسلمانى را (در صورتى كه باقيمانده باشد) بخرد و آزاد كند و دين بدهكاران را بپردازد، و مظلمه‏ها و حقهايى كه بر گردن كسان است (به صاحبان حق) بازگرداند، كسى كشته نشود مگر اين كه بهاى آن را (كه ديه است) به صاحبانش تسليم كند، و آن كس كه كشته شد بدهيش را بپردازد، و (زندگى) خانواده او را تامين كند، تا سراسر زمين را از عدل و داد بيآكند… 
تامين زندگى و رفاه تا اين پايه است كه اگر از مسلمانان كسى هنوز در بردگى مانده بود به دست امام خريده مى‏شود و آزاد مى‏گردد. اگر كسى بدهكارى داشت‏بدهى او پرداخت مى‏شود. هر كس حقى و حقوقى از ديگران برى قصاص شد ديه او به صاحبش پرداخت مى‏گردد. هر كس به دليل جرمى به اعدام محكوم شد بدهكاريهاى او پرداخت مى‏شود، و پس از اعدام وى زندگى خانواده‏اش همسان و هم‏سطح ديگر مردم تامين مى‏گردد. و اينها همه براى اجراى عدالت دقيق در سراسر آباديهاى زمين است. يعنى عدالت در آن دوران چنين مفهومى عميق و گسترده و انسانى دارد، كه هر مشكل و ناهنجارى و گرفتارى را برطرف مى‏سازد. 
امام باقر (ع: 
و يعطى‏الناس عطايا مرتين فى‏السنة و يرزقهم فى‏الشهر رزقين… حتى لاترى محتاجا الى الزكاة و يجيى‏ء اصحاب‏الزكاة بزكاتهم الى‏المحاويج من شيعته فلا يقبلونها، فيصرونها و يدورون فى دورهم، فيخرجون اليهم، فيقولون: لا حاجة لنا فى دراهمكم … فيعطى عطاء لم يعطه احد قبله 
امام مهدى «ع‏»)، در سال دو بار به مردم مال ببخشد و در ماه دو بار امور معيشت‏بدانان دهد… تا نيازمندى به زكات باقى نماند. و صاحبان زكات، زكاتشان را نزد محتاجان آورند، و ايشان نپذيرند. پس آنان زكات خويش در كيسه‏هايى نهند و در اطراف خانه‏ها بگردند (براى دستيابى به محتاجى)، و مردم بيرون آيند و گويند: 
ما را نيازى به پول شما نيست… پس دست‏به بخشايش گشايد، چنانكه تا آن روز كسى آنچنان بخشش اموال نكرده باشد. 
  • بازدید : 93 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هدف‌ اين‌ استاندارد، تجويز رويه‌هاي‌ حسابداري‌ و افشاي‌ مناسب‌ براي‌ اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ و عملياتي‌ توسط‌ اجاره‌دهنده‌ و اجاره‌كننده‌ است‌.

۲ . اجاره‌ ابزاري‌ است‌ كه‌ واحد تجاري‌ از طريق‌ آن‌ حق‌خريد يا استفاده‌ از داراييها را به‌ دست‌ مي‌آورد. در قراردادهاي‌ اجاره‌ به‌ شرط‌ تمليك‌، اجاره‌دهنده‌ موظف‌ است‌ در صورت‌ عمل‌ به‌ شرايط‌ قرارداد توسط‌ اجاره‌كننده‌، مالكيت‌ قانوني‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ را در پايان‌ مدت‌ اجاره‌ به‌ وي‌ انتقال‌ دهد. بنابراين‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد در مورد حسابداري‌ قراردادهاي‌ اجاره‌ به‌ شرط‌ تمليك‌ نيز كاربرد دارد.
در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم
دامنه‌ كاربرد 
۳ . الزامات‌ اين‌ استاندارد بايد براي‌ حسابداري‌ كليه‌ اجاره‌ها به‌ استثناي‌ موارد زير بكار گرفته‌ شود :
 الف‌. قراردادهاي‌ اجاره‌ براي‌ اكتشاف‌ يا بهره‌برداري‌ از منابع‌ طبيعي‌ مانند نفت‌ ،  گاز ،  جنگل‌ ، فلزات‌ و ساير حقوق‌ مربوط‌ به‌ معادن‌ ،  و
 ب‌ . قراردادهاي‌ اعطاي‌ مجوز درخصوص‌ استفاده‌ از مواردي‌ نظير فيلمهاي‌ سينمايي‌ و ويديويي‌، نمايشنامه‌ ،  حق‌ اختراع‌ ،  حق‌ تأليف‌ و نرم‌افزارهاي‌ رايانه‌اي‌ .
 4 . اين‌ استاندارد، براي‌ قراردادهايي‌ كاربرد دارد كه‌ حق‌ استفاده‌ از دارايي‌ را انتقال‌ مي‌دهد، حتي‌ اگر بخش‌ عمده‌اي‌ از خدمات‌ تعمير و نگهداري‌ دارايي‌ توسط‌ اجاره‌دهنده‌ ارائه‌ شود. ازسوي‌ ديگر، اين‌ استاندارد براي‌ قراردادهاي‌ خدماتي‌ كه‌ حق‌ استفاده‌ از دارايي‌ را از يك‌ طرف‌ قرارداد به‌ طرف‌ ديگر منتقل‌ نمي‌كند، كاربرد ندارد.
 

تعاريف‌ 
۵ . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ :
 .  اجاره‌  موافقتنامه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌، اجاره‌دهنده‌ در قبال‌ دريافت‌ مبلغ‌ يا مبالغ‌ مشخصي‌ حق‌ استفاده‌ از دارايي‌ را براي‌ مدت‌ مورد توافق‌ به‌ اجاره‌كننده‌ واگذار مي‌كند .
 .  اجاره‌ سرمايه‌اي‌  عبارت‌ است‌ از اجاره‌اي‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ تقريباً تمام‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ ناشي‌ از مالكيت‌ دارايي‌ به‌ اجاره‌كننده‌ منتقل‌ مي‌شود .  مالكيت‌ دارايي‌ ممكن‌ است‌ نهايتاً انتقال‌ يابد يا انتقال‌ نيابد .
 .  اجاره‌ عملياتي‌  به‌ اجاره‌اي‌ غير از اجاره‌ سرمايه‌اي‌ اطلاق‌ مي‌شود .
 .  اجاره‌ غير قابل‌ فسخ‌  نوعي‌ اجاره‌ است‌ كه‌ تنها در موارد زير قابل‌ فسخ‌ است‌ :
 الف‌. وقوع‌ برخي‌ پيشامدهاي‌ احتمالي‌ بعيد ،
 ب‌ . با مجوز اجاره‌دهنده‌ ،
 ج‌  . انعقاد قرارداد جديد اجاره‌ براي‌ همان‌ دارايي‌ يا دارايي‌ مشابه‌ ،  بين‌ همان‌ اجاره‌كننده‌ و اجاره‌دهنده‌ ،  يا 
 د  . پرداخت‌ مبلغ‌ اضافي‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ ،  به‌ گونه‌اي‌ كه‌ در آغاز اجاره‌ در رابطه‌ با استمرار اجاره‌ اطميناني‌ معقول‌ وجود داشته‌ باشد .

 .  آغاز اجاره‌  عبارت‌ است‌ از تاريخ‌ در اختيار گرفتن‌ دارايي‌ يا آغاز تعلق‌ گرفتن‌ اجاره‌بها، هر كدام‌ مقدم‌ است‌ .
 .  دوره‌ اجاره‌  عبارت‌ از دوره‌ غيرقابل‌ فسخي‌ است‌ كه‌ اجاره‌كننده‌ ،  دارايي‌ مورد نظر را براي‌ آن‌ دوره‌ اجاره‌ كرده‌ است‌ به‌ اضافه‌ هر مدت‌ زمان‌ ديگري‌ كه‌ اجاره‌كننده‌ اختيار دارد اجاره‌ آن‌ دارايي‌ را با پرداخت‌ يا بـدون‌ پرداخت‌ مبلغ‌ اضافـي‌ ادامه‌ دهد و در آغاز اجاره‌ اطمينان‌ معقولي‌ وجود داشته‌ باشد كه‌ اجاره‌كننده‌ از اين‌ اختيار استفاده‌ خواهد كرد .

 .  حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌  عبارت‌ است‌ از مبالغي‌ كه‌ اجاره‌كننده‌ بايد در طول‌ دوره‌ اجاره‌ بپردازد يا از وي‌ انتظار مي‌رود كه‌ پرداخت‌ كند (به‌ استثناي‌ مخارج‌ ماليات‌ ،  نگهداري‌ دارايي‌ و خدمات‌ كه‌ به‌ عهده‌ اجاره‌دهنده‌ است‌) به‌ اضافه‌ : 
 الف‌. در ارتباط‌ با اجاره‌كننده‌ ،  هر مبلغي‌ كه‌ توسط‌ وي‌ يا هر شخص‌ وابسته‌ به‌ وي‌ تضمين‌ شده‌ است‌ ،  يا
 ب‌ . در ارتباط‌ با اجاره‌دهنده‌ ،  هر گونه‌ ارزش‌ باقيمانده‌ كه‌ پرداخت‌ آن‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ يا شخص‌ ثالثي‌ به‌ اجاره‌دهنده‌ تضمين‌ شده‌ باشد .
 با اين‌ حال‌، چنانچه‌ اجاره‌كننده‌ اختيار داشته‌ باشد دارايي‌ مورد اجاره‌ را به‌ قيمتي‌ خريداري‌ كند كه‌ انتظار رود به‌ مراتب‌ كمتر از ارزش‌ منصفانه‌ آن‌ در زمان‌ قابل‌ استفاده‌ بودن‌ اختيار خريد باشد و در آغاز قرارداد نيز اطمينان‌ معقولي‌ درباره‌ استفاده‌ از اين‌ اختيار وجود داشته‌ باشد ،  حداقل‌ مبلغ‌ اجاره‌ عبارت‌ از حداقل‌ اجاره‌ بهاي‌ قابل‌ پرداخت‌ در طول‌ دوره‌ اجاره‌ به‌ اضافه‌ مبلغ‌ مورد نياز براي‌ استفاده‌ از اختيار خريد مزبور است‌ .
 .  ارزش‌ منصفانه‌  مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ كنند .
 .  عمر اقتصادي‌  عبارت‌ است‌ از  :
 الف‌. مدت‌ زماني‌ كه‌ انتظار مي‌رود يك‌ دارايي‌ از لحاظ‌ اقتصادي‌ توسط‌ يك‌ يا چند كار بر قابل‌ استفاده‌ باشد ،  يا
 ب‌ . تعداد توليد يا واحدهاي‌ مشابهي‌ كه‌ انتظار مي‌رود در فرايند استفاده‌ از دارايي‌ توسط‌ يك‌ يا چند استفاده‌كننده‌ كسب‌ شود .
 .  عمر مفيد  عبارت‌ است‌ از مدت‌ زماني‌ كه‌ انتظار مي‌رود منافع‌ اقتصادي‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ توسط‌ واحد تجاري‌ مصرف‌ شود .  اين‌ دوره‌ از ابتداي‌ دوره‌ اجاره‌ شروع‌ مي‌شود و متأثر از محدوديتهاي‌ زماني‌ مندرج‌ در قرارداد اجاره‌ نيست‌ .
 .  ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ شده‌  عبارت‌ است‌ از :
 الف‌. در مورد اجاره‌كننده‌ ،  آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌ دارايي‌ كه‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ يا شخص‌ وابسته‌ به‌ وي‌ تضمين‌ گرديده‌ است‌ (مبلغ‌ تضمين‌ شده‌ حداكثر مبلغي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند تحت‌ هر شرايطي‌ قابل‌ پرداخت‌ باشد) ،  و
 ب‌ . در مورد اجاره‌دهنده‌ ،  آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌ دارايي‌ كه‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ يا شخص‌ ثالثي‌ تضمين‌ شده‌ است‌ .
 .  ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ نشده‌  عبارت‌ است‌ از آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌ دارايي‌ كه‌ اجاره‌دهنده‌ نسبت‌ به‌ تحقق‌ آن‌ اطمينان‌ كافي‌ ندارد يا تنها توسط‌ شخص‌ وابسته‌ به‌ اجاره‌دهنده‌ تضمين‌ شده‌ است‌ .
 .  سرمايه‌گذاري‌ ناخالص‌ در اجاره‌  عبارت‌ است‌ از مجموع‌ حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ مربوط‌ به‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ از ديد اجاره‌دهنده‌ و هر گونه‌ ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ نشده‌اي‌ كه‌ به‌ وي‌ تعلق‌ مي‌گيرد .
 .  درآمد مالي‌ كسب‌نشده‌  عبارت‌ است‌ از تفاوت‌ بين‌ :
 الف‌. مجموع‌ حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ مربوط‌ به‌ قرارداد اجاره‌ سرمايه‌اي‌ از ديد اجاره‌دهنده‌ و هر گونه‌ ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ نشده‌اي‌ كه‌ به‌ وي‌ تعلق‌ مي‌گيرد ،  و
 ب‌ . ارزش‌ فعلي‌ مبلغ‌ يادشده‌ در بند “الف‌” با نرخ‌ ضمني‌ سود تضمين‌شده‌ اجاره‌ .
 .  سرمايه‌گذاري‌ خالص‌ در اجاره‌  عبارت‌ است‌ از سرمايه‌گذاري‌ ناخالص‌ در اجاره‌ پس‌ از كسر درآمد مالي‌ كسب‌نشده‌ .
 .  نرخ‌ ضمني‌ سود تضمين‌شده‌ اجاره‌  عبارت‌ است‌ از نرخ‌ تنزيلي‌ كه‌ در آغاز اجاره‌ ،  سبب‌ شود مجموع‌ ارزش‌ فعلي‌ حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ و ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ نشده‌ دارايي‌ با ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ برابر شود .
 .  نرخ‌ فرضي‌ استقراض‌ براي‌ اجاره‌كننده‌  نرخ‌ سود تضمين‌ شده‌اي‌ است‌ كه‌ اجاره‌كننده‌ نا  گزير مي‌بود براي‌ يك‌ اجاره‌ مشابه‌ پرداخت‌ كند يا در صورت‌ عدم‌ امكان‌ تعيين‌ آن‌ ،  نرخي‌ كه‌ اجاره‌كننده‌   نا  گزير مي‌بود در آغاز اجاره‌ براي‌ دريافت‌ وامي‌ با شرايط‌ بازپرداخت‌ و تضمين‌ مشابه‌ جهت‌ استقراض‌ مورد نياز براي‌ خريد دارايي‌ مورد نظر متحمل‌ شود .
طبقه‌بندي‌ اجاره‌ها 
۶ . در اين‌ استاندارد طبقه‌بندي‌ اجاره‌ها مبتني‌ بر ميزان‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ ناشي‌ از مالكيت‌ دارايي‌ است‌ كه‌ به‌ اجاره‌دهنده‌ يا اجاره‌كننده‌ تعلق‌ مي‌گيرد. مخاطرات‌ شامل‌ امكان‌ وقوع‌ زيان‌ ناشي‌ از ظرفيت‌ بلااستفاده‌ يا منسوخ‌ شدن‌ فناوري‌ و كاهش‌ در بازده‌ دارايي‌ به‌ دليل‌ تغيير شرايط‌ اقتصادي‌ است‌. همچنين‌ مواردي‌ از قبيل‌ انتظار عمليات‌ سودآور در طول‌ عمر اقتصادي‌ دارايي‌ و هر گونه‌ سود حاصل‌ از افزايش‌ ارزش‌ دارايي‌ يا تحقق‌ ارزش‌ باقيمانده‌ مي‌تواند معرف‌ مزايا باشد.

۷ . اجاره‌اي‌ به‌ عنوان‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ تقريباً تمامي‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ ناشي‌ از مالكيت‌ دارايي‌ منتقل‌ شود. اجاره‌اي‌ كه‌ تقريباً تمام‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ ناشي‌ از مالكيت‌ دارايي‌ را منتقل‌ نكند به‌ عنوان‌ اجاره‌ عملياتي‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود.

۸ . نوع‌ اجاره‌ (يعني‌ سرمايه‌اي‌ يا عملياتي‌) به‌ محتواي‌ معامله‌ و نه‌ شكل‌ قرارداد بستگي‌ دارد. نمونه‌هايي‌ از شرايطي‌ كه‌ در آن‌، يك‌ اجاره‌ معمولاً به‌ عنوان‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود، به‌ شرح‌ زير است‌:
 الف‌. طبق‌ قرارداد اجاره‌، مالكيت‌ دارايي‌ در پايان‌ دوره‌ اجاره‌ به‌ اجاره‌كننده‌ منتقل‌ شود (اجاره‌ به‌ شرط‌ تمليك‌)،
 ب‌ . اجاره‌كننده‌ اختيار داشته‌ باشد كه‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ را در تاريخ‌ اعمال‌ اختيار خريد به‌ قيمتي‌ كه‌ انتظار مي‌رود به‌ مراتب‌ كمتر از ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ در آن‌ تاريخ‌ باشد خريداري‌ كند و در آغاز اجاره‌، انتظار معقولي‌ وجود داشته‌ باشد كه‌ اجاره‌كننده‌ از اين‌ اختيار استفاده‌ خواهد كرد،
 ج‌ . دوره‌ اجاره‌ حداقل‌ ۷۵ درصد عمر اقتصادي‌ دارايي‌ را دربر گيرد، حتي‌ اگر مالكيت‌ دارايي‌ نهايتاً منتقل‌ نشود. 
 د . ارزش‌ فعلي‌ حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ در آغاز اجاره‌ حداقل‌ برابر با ۹۰ درصد ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ باشد، و 
 ه . دارايي‌ مورد اجاره‌ داراي‌ ماهيت‌ خاصي‌ باشد به‌ گونه‌اي‌ كه‌ تنها اجاره‌كننده‌ بتواند بدون‌ انجام‌ تغييرات‌ قابل‌ ملاحظه‌، از آن‌ استفاده‌ كند.
۹ . طبقه‌بندي‌ اجاره‌ها در آغاز اجاره‌ صورت‌ مي‌گيرد. اگر در هر زماني‌ اجاره‌دهنده‌ و اجاره‌كننده‌ توافق‌ كنند كه‌ به‌ جاي‌ تجديد قرارداد اجاره‌، شرايط‌ آن‌ را به‌ گونه‌اي‌ تغيير دهند كه‌ با توجه‌ به‌ معيارهاي‌ بندهاي‌ ۶ تا ۸ منجر به‌ طبقه‌بندي‌ متفاوتي‌ نسبت‌ به‌ اجاره‌ قبلي‌ شود، قرارداد تجديدنظر شده‌ به‌ عنوان‌ يك‌ قرارداد جديد تلقي‌ مي‌شود. تغيير در براوردها (نظير تغيير در براورد عمر اقتصادي‌ يا ارزش‌ باقيمانده‌ دارايي‌ مورد اجاره‌) يا تغيير شرايط‌ ( به‌ طور مثال‌، عدم‌ پرداخت‌ اجاره‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌) نمي‌تواند به‌ عنوان‌ دليلي‌ جهت‌ تجديد طبقه‌بندي‌ اجاره‌ براي‌ مقاصد حسابداري‌ بكار رود.

۱۰ . اجاره‌ زمين‌ و ساختمان‌ همانند اجاره‌ ساير داراييها به‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ و عملياتي‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود. اما يكي‌ از ويژگيهاي‌ زمين‌ اين‌ است‌ كه‌ معمولاً عمر اقتصادي‌ نامحدود دارد و چنانچه‌ انتظار نرود مالكيت‌ آن‌ در پايان‌ دوره‌ اجاره‌ به‌ اجاره‌كننده‌ منتقل‌ شود، تقريباً تمامي‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ ناشي‌ از مالكيت‌ به‌ اجاره‌كننده‌ منتقل‌ نمي‌شود (مانند اجاره‌ زمينهاي‌ وقفي‌). اين‌ نوع‌ اجاره‌ها، اجاره‌ عملياتي‌ تلقي‌ و هر گونه‌ پرداخت‌ اوليه‌ در رابطه‌ با آنها به‌ عنوان‌ پيش‌پرداخت‌ اجاره‌ محسوب‌ و در طول‌ دوره‌ اجاره‌ برمبناي‌ الگوي‌ كسب‌ منافع‌ مورد انتظار مستهلك‌ مي‌شود. پيش‌پرداخت‌ يادشده‌ در سرفصل‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود تحت‌ عنوان‌ “پيش‌پرداخت‌ زمينهاي‌ استيجاري‌” منعكس‌ مي‌شود.

حسابداري‌ اجاره‌ها توسط‌ اجاره‌كننده‌
اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ 
۱۱ . اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ بايد تحت‌ عنوان‌ دارايي‌ و بدهي‌ و به‌ مبلغي‌ معادل‌ ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ در آغاز اجاره‌ يا به‌ ارزش‌ فعلي‌ حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ ،  هر كدام‌ كمتر است‌ ،  در ترازنامه‌ اجاره‌كننده‌ منعكس‌ شود .  براي‌ محاسبه‌ ارزش‌ فعلي‌ حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ ،  از نرخ‌ ضمني‌ سود تضمين‌شده‌ اجاره‌ و در صورتي‌ كه‌ تعيين‌ نرخ‌ ضمني‌ سود تضمين‌شده‌ اجاره‌ امكان‌پذير نباشد از نرخ‌ فرضي‌ استقراض‌ براي‌ اجاره‌كننده‌ استفاده‌ مي‌شود .

۱۲ . معاملات‌ و ساير رويدادها طبق‌ محتوا و واقعيتهاي‌ اقتصادي‌ و نه‌ صرفاً شكل‌ قانوني‌ آنها شناسايي‌ مي‌شود. در مورد اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ ممكن‌ است‌ شكل‌ قانوني‌ اجاره‌ به‌ گونه‌اي‌ باشد كه‌ اجاره‌كننده‌ مالكيت‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ را به‌ دست‌ نياورد، اما محتوا و واقعيتهاي‌ اقتصادي‌ مربوط‌ به‌ اجاره‌ مبين‌ آن‌ است‌ كه‌ اجاره‌كننده‌ با تعهد پرداخت‌ مبلغي‌ تقريباً برابر ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ به‌ اضافه‌ هزينه‌ مالي‌ مربوط‌، منافع‌ اقتصادي‌ حاصل‌ از بكارگيري‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ را براي‌ بخش‌ عمده‌ عمر اقتصادي‌ آن‌ تحصيل‌ مي‌كند.

۱۳ . چنانچه‌ اين‌ اجاره‌ها در ترازنامه‌ اجاره‌كننده‌ منعكس‌ نشود، منابع‌ اقتصادي‌ و تعهدات‌ واحد تجاري‌ كمتر از واقع‌ ارائه‌ و بدين‌ ترتيب‌ نسبتهاي‌ مالي‌ آن‌ نيز مخدوش‌ مي‌شود. بنابراين‌ انعكاس‌ اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌، از يك‌ سو به‌ عنوان‌ دارايي‌ و از سوي‌ ديگر به‌ عنوان‌ تعهد پرداخت‌ مبالغ‌ اجاره‌بها در آينده‌، در ترازنامه‌ مناسب‌ است‌. 

۱۴ . انعكاس‌ بدهيهاي‌ مربوط‌ به‌ اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ به‌ شكل‌ مبلغ‌ كاهنده‌ داراييهاي‌ مربوط‌ در ترازنامه‌ مجاز نيست‌. اگر در متن‌ ترازنامه‌، بدهيها به‌ جاري‌ و غيرجاري‌ تفكيك‌ شود، با بدهيهاي‌ مربوط‌ به‌ اجاره‌ نيز به‌ همين‌ شكل‌ برخورد خواهد شد.

۱۵ . مخارج‌ مستقيم‌ اوليه‌ مرتبط‌ با هر يك‌ از اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ از قبيل‌ هزينه‌هاي‌ ثبتي‌ و تأمين‌ تضمينهاي‌ مربوط‌ به‌ عنوان‌ بخشي‌ از مبلغ‌ دارايي‌ شناسايي‌شده‌ انعكاس‌ مي‌يابد.

۱۶ . مبالغ‌ اجاره‌ بايد بين‌ هزينه‌هاي‌ مالي‌ و كاهش‌ مانده‌ بدهي‌ تسهيم‌ شود .  هزينه‌ مالي‌ بايد به‌ گونه‌اي‌ به‌ دوره‌هاي‌ مالي‌ در طول‌ دوره‌ اجاره‌ تسهيم‌ شود كه‌ يك‌ نرخ‌ سود تضمين‌ شده‌ ادواري‌ ثابت‌ نسبت‌ به‌ مانده‌ بدهي‌ براي‌ هر دوره‌ ايجاد كند .  در عمل‌ براي‌ سهولت‌ محاسبه‌ مي‌توان‌ از نرخ‌ تقريبي‌ براي‌ اين‌ منظور استفاده‌ كرد .

۱۷ . در هر دوره‌ مالي‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌، سبب‌ ايجاد هزينه‌ استهلاك‌ دارايي‌ و هزينه‌هاي‌ مالي‌ مي‌شود . رويه‌ استهلاك‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ بايد با رويه‌ مورد استفاده‌ براي‌ داراييهاي‌ استهلاك‌پذير تحت‌ تملك‌ واحد تجاري‌ يكسان‌ باشد .  هزينه‌ استهلاك‌ بايد طبق‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ ۱۱ با عنوان‌  ” حسابداري‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود ”  محاسبه‌ و شناسايي‌ شود .  اگر نسبت‌ به‌ تملك‌ دارايي‌ در پايان‌ دوره‌ اجاره‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ ،  اطمينان‌ معقولي‌ وجود ندارد ،  دارايي‌ اجاره‌شده‌ بايد در طول‌ دوره‌ اجاره‌ يا عمر مفيد آن‌ هر كدام‌ كوتاه‌تر است‌، مستهلك‌ شود .

۱۸ . دارايي‌ ناشي‌ از اجاره‌ سرمايه‌اي‌ كه‌ معرف‌ حق‌ اجاره‌كننده‌ براي‌ استفاده‌ از مورد اجاره‌ است‌، غالباً عمر محدودي‌ دارد و بنابراين‌ بايد در دوره‌هايي‌ مستهلك‌ گردد كه‌ منافع‌ آن‌ عايد واحد تجاري‌ مي‌شود. مبلغ‌ استهلاك‌پذير دارايي‌ اجاره‌ شده‌، براساس‌ روشي‌ منظم‌ و يكنواخت‌ با رويه‌ استهلاك‌ ساير داراييهاي‌ مشابه‌ تحت‌ تملك‌ اجاره‌كننده‌، در طول‌ دوره‌ استفاده‌ مورد انتظار از دارايي‌ اجاره‌شده‌، مستهلك‌ مي‌شود. چنانچه‌ اطميناني‌ معقول‌ وجود داشته‌ باشد كه‌ در پايان‌ دوره‌ اجاره‌، مالكيت‌ دارايي‌ به‌ اجاره‌كننده‌ منتقل‌ مي‌شود، دوره‌ استفاده‌ مورد انتظار معادل‌ عمر مفيد دارايي‌ است‌. در غير اينصورت‌، دارايي‌ طي‌ دوره‌ اجاره‌ يا عمر مفيد آن‌، هر كدام‌ كوتاه‌تر است‌، مستهلك‌ مي‌شود.

۱۹ . مجموع‌ هزينه‌ استهلاك‌ دارايي‌ و هزينه‌ مالي‌ دوره‌ به‌ ندرت‌ با مبالغ‌ اجاره‌ براي‌ آن‌ دوره‌ برابر است‌ و بنابراين‌، شناسايي‌ مبالغ‌ اجاره‌ به‌ عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ صحيح‌ نيست‌. از اين‌ رو، پس‌ از آغاز اجاره‌، برابر بودن‌ مبلغ‌ دارايي‌ و بدهي‌ مربوط‌ به‌ اجاره‌ امري‌ بعيد است‌.

۲۰ . براي‌ تعيين‌ كاهش‌ ارزش‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ و به‌ عبارت‌ ديگر فزوني‌ مبلغ‌ دفتري‌ نسبت‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ مورد انتظار دارايي‌، از استاندارد حسابداري‌ شماره‌ ۱۱ با عنوان‌ حسابداري‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود  استفاده‌ مي‌شود.

۲۱ . اجاره‌كننده‌ بايد در رابطه‌ با اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ موارد زير را افشا كند :
 الف‌. رويه‌ حسابداري‌ مورد استفاده‌ جهت‌ شناسايي‌ اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ ،
 ب‌ . روشهاي‌ مورد استفاده‌ جهت‌ محاسبه‌ استهلاك‌ و عمر مفيد يا نرخهاي‌ استهلاك‌ مورد استفاده‌ ،  
 ج‌  . صورت‌ تطبيق‌ ناخالص‌ مبلغ‌ دفتري‌ ،  ذخيره‌ كاهش‌ دائمي‌ در ارزش‌ دارايي‌ و استهلاك‌ انباشته‌ در ابتدا و انتهاي‌ دوره‌ كه‌ اضافات‌ ،  كاهش‌ ،  استهلاك‌ دوره‌ و ساير اقلام‌ گردش‌ داراييهاي‌ مورد اجاره‌ را نشان‌ دهد ،
 د  . مجموع‌ هزينه‌هاي‌ مالي‌ كه‌ بابت‌ قراردادهاي‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ به‌ دوره‌ جاري‌ تخصيص‌ يافته‌ است‌ ،
 ه  . مبالغ‌ تعهدات‌ ناشي‌ از قراردادهاي‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ پس‌ از كسر هزينه‌هاي‌ مالي‌ تخصيص‌ يافته‌ به‌ دوره‌هاي‌ آتي‌ و تفكيك‌ خالص‌ بدهيهاي‌ مربوط‌ به‌ دو طبقه‌ جاري‌ و غيرجاري‌ .
 و  . شرح‌ كلي‌ از اهم‌ شرايط‌ قرارداد اجاره‌ براي‌ اجاره‌كننده‌ از جمله‌ مدت‌، مبلغ‌ اجاره‌ سالانه‌، شرايط‌ تجديد قرارداد ،  اختيار خريد و محدوديتهاي‌ پيش‌بيني‌ شده‌ در قرارداد اجاره‌ شامل‌ محدوديت‌ در تقسيم‌ سود ،  استقراضهاي‌ جديد يا قراردادهاي‌ اجاره‌ جديد .

اجاره‌هاي‌ عملياتي‌
۲۲ . در اجاره‌هاي‌ عملياتي‌ ،  مبالغ‌ اجاره‌ بايد برمبناي‌ خط‌ مستقيم‌ طي‌ دوره‌ اجاره‌ به‌ عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ شناسايي‌ شود مگر اينكه‌ مبناي‌ سيستماتيك‌ ديگري‌ بيانگر الگوي‌ زماني‌ كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ توسط‌ استفاده‌كننده‌ باشد .

۲۳ . براي‌ اجاره‌هاي‌ عملياتي‌، مبالغ‌ اجاره‌ (به‌ استثناي‌ مخارج‌ خدماتي‌ نظير بيمه‌ و نگهداري‌) برمبناي‌ خط‌ مستقيم‌ به‌ عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ شناسايي‌ مي‌شود، مگر اينكه‌ مبناي‌ سيستماتيك‌ ديگري‌ معرف‌ الگوي‌ زماني‌ كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ دارايي‌ توسط‌ استفاده‌كننده‌ باشد، حتي‌ اگر پرداختهاي‌ مربوط‌ به‌ اجاره‌ برآن‌ مبنا نباشد.

۲۴ . اجاره‌كننده‌ بايد در رابطه‌ با اجاره‌هاي‌ عملياتي‌ موارد زير را افشا كند :
 الف‌. حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ آتي‌ براي‌ اجاره‌هاي‌ عملياتي‌ غيرقابل‌ فسخ‌ همراه‌ با اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ مدت‌ و مبلغ‌ اجاره‌ ساليانه‌ ،
 ب‌ . مبالغ‌ اجاره‌ كه‌ به‌ عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ شناسايي‌ شده‌ است‌ ،  و
 ج‌ . شرح‌ كلي‌ از اهم‌ شرايط‌ اجاره‌ در مورد اجاره‌كننده‌ از جمله‌ محدوديتهاي‌ پيش‌بيني‌ شده‌ در قرارداد اجاره‌ ،  شامل‌ محدوديت‌ در تقسيم‌ سود ،  استقراضهاي‌ جديد و انعقاد قراردادهاي‌ اجاره‌ جديد .

حسابداري‌ اجاره‌ها توسط‌ اجاره‌دهنده‌ 
اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ 
۲۵ . اجاره‌دهنده‌ بايد دارايي‌ مرتبط‌ با اجاره‌ سرمايه‌اي‌ را در ترازنامه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ رقم‌ دريافتني‌ و به‌ مبلغي‌ معادل‌ سرمايه‌گذاري‌ خالص‌ در اجاره‌ منعكس‌ كند .

۲۶ . در اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌، اجاره‌دهنده‌ تقريباً تمام‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ ناشي‌ از مالكيت‌ دارايي‌ را به‌ اجاره‌كننده‌، منتقل‌ مي‌كند و بنابراين‌ با مبالغ‌ اجاره‌ دريافتني‌ به‌ صورت‌ بازيافت‌ اصل‌ و درآمد مالي‌ سرمايه‌گذاري‌ برخورد مي‌شود.
  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دانش، شيوه‌اي براي شناخت جهان و زاويه و الگويي از تفكر است كه از همان نخستين سال‌هاي زندگي شكل مي‌گيرد. از اين رو، مشاركت والدين در آموزش علوم به كودكان اهميت زيادي دارد. خانواده‌هايي كه با هم در جهان كاوش مي‌كنند، انديشمندان علمي و دانش‌آموزان عالي و دلخواه پرورش مي‌دهند. 
آن‌چه كه به فرزندان خود مي‌گوييد مهم است، اما آن‌چه كه نبايد بگوييد شايد مهم‌تر باشد. والدين، اغلب نگرش‌ها و انتظار خود را به طور مستقيم به فرزندانشان منتقل مي‌كنند. اگر به فرزندتان مي‌گوييد «من هيچگاه درس علوم را دوست نداشتم» يا «من بدترين نمراتم را در درس علوم گرفتم
انتظار والدين مي‌تواند نگرش‌هاي مثبتي در فرزندان ايجاد كند. فراموش نكنيد كه دخترها نيز به اندازه‌ي پسرها درباره‌ي علم كنجكاوند. براي دخترتان جعبه ابزار بخريد و به خاطر داشته باشيد كه علم اغلب با «ريخت وپاش» همراه است. ريخت وپاشي را كه از فعاليتي همراه با شور و شوق فراهم مي شود، با خروارها شلختگي مقايسه كنيد كه نتيجه بي‌توجهي و سهل‌انگاري است. والدين با پرسيدن پرسش‌هاي نامحدود و صرف وقت مي‌توانند شوق آموختن را در فرزندانشان تقويت كنند. 
مهارت هاي علوم را آموزش دهيد 
۱) مشاهده: از فرزند خود بخواهيد به چيزها‌ي گوناگون بادقت نگاه كند. 
* «در شبكه‌ي تار عنكبوت چه شكل‌هايي مي‌بيني؟» 
* « سطح اين دو قطعه سنگ را لمس كن. آيا تفاوتي حس مي‌كني؟» 
۲) طبقه بندي: از فرزندتان بخواهيد چيزها را بر پايه‌ي ويژگي‌هايشان دسته‌بندي كند. 
* «بيا جوراب‌ها را بر پايه‌ي رنگشان دسته‌بندي كنيم.» 
* «فكر مي‌كني بهتر است اسباب‌بازي‌هايت را بر چه پايه‌اي دسته‌بندي كنيم.» 

۳) پيش بيني: درباره‌ي چگونگي رخ‌دادن پديده‌ها در پيرامون خود نظري را مطرح كنيد و آن را بيازماييد. 
* «چه قدر طول مي‌كشد تا قطعه يخي كه در اين‌جا گذاشته‌ايم، آب شود؟» 
* «اگر آن را در جاي ديگري بگذاريم، آيا ديرتر آب خواهد شد؟» 
۴) اندازه گيري: از فرزندتان بخواهيد دنياي پيرامونشان را ان نظر مقدار ارزيابي كنند. 
* «چه كسي كوتاه‌ترين قد را در خانواده دارد؟ به چه اندازه؟» 
* «اتاق تو چند گام است؟ اتاق پذيرايي چه؟» 
همه‌جا آموزشگاه علوم است 
مهارت هاي علوم را همه جا مي‌توان تمرين كرد و بايد چنين كنيم. اما پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه ذهن بچه‌ها در محيط‌هاي گوناگون بهتر رشد مي‌كند. هنگامي كه در محله‌ي خود گشتي مي‌زنيد، به فروشگاه خواروبار فروشي سر مي‌زنيد، به پارك مي‌رويد يا از پايگاه آتشنشاني محله‌ي خود بازديد مي‌كنيد، با فرزندتان گفت و گوي بازي داشته باشيد. براي پرورش انديشه‌ي علمي در فرزندتان، سفرهاي كوتاه و كم هزينه‌اي به يك كشتزار يا دشتي در حومه‌ي شهر ترتيب دهيد. 
* فرزندتان را به جدا كردن اجزاي يك ساعت، اسباب بازي يا لوازم كهنه منزل ترغيب كنيد و نگران آن نباشيد كه چگونه مي توان بار ديگر آنها را گرد هم آورد! نكات ايمني را به فرزندتان يادآوري كنيد. اگر لازم بود بر كار فرزندتان نظارت كنيد. 
* راجع به مشاغل علمي با فرزندتان بحث و گفت وگو داشته باشيد. وقتي با كسي روبه رو مي شويد كه شغل علمي دارد، از فرزندتان بخواهيد تا درباره شغل او و آموزش هايي كه براي آن ضروري است، از او بپرسد. 
* همراه فرزندتان از يك مركز علمي، موزه يا باغ وحش بازديد كنيد و به او امكان دهيد در حين لذت بردن از بازديد، خودش به كند و كاو در محيط بپردازد و در يك فرايند علمي شركت كند. 
* به فرآيند آموزش علوم در مدرسه كمك كنيد.كلاس درس، مانند جهاني كوچك است. با وجود اين، حتي بهترين كلاس ها نمي توانند محيط كاملي براي آموزش علوم فراهم سازند. از اين رو، والدين بايد در تقويت آموزش علوم در مدرسه فرزندشان فعالانه شركت كنند. 
* راجع به كلاس علوم با فرزندتان صحبت كنيد. سعي كنيد براي بحث پيرامون درس هاي مدرسه در خانه، راهي پيدا كنيد. اگر مثالي به ذهنتان نمي رسد، از معلم فرزندتان راهنمايي بخواهيد. در اغلب كتاب هاي درسي فعاليت هايي گنجانده شده است كه در انجام آنها مي توانيد به فرزندتان كمك كنيد. روي اينترنت، در كتاب هاي كمك آموزشي و مجلات آموزشي، فعاليت هاي مناسبي را مي توانيد پيدا كنيد. 
* در همايش هايي كه در مدرسه برگزار مي شود، فعالانه شركت كنيد تا از كم و كيف برنامه هاي آموزشي و امكانات مدرسه آگاه شويد. براي اين كار، زمان كافي اختصاص دهيد و هر طور كه مي توانيد از برنامه هاي آموزشي حمايت كنيد. 
* در جامعه خود عضو فعالي باشيد. با انتشار اين پيام به مدارس كمك كنيد: كسي كه سواد علمي دارد، به ساختن پايه هاي اقتصادي جامعه اش كمك مي كند. از اين رو، سرمايه گذاري براي بهبود كيفيت آموزش علوم، بهترين سرمايه گذاري است. 
* به بازديدهايي كه مدرسه از مراكزي ترتيب مي دهد كه به نحوي با درس علوم مرتبط هستند، كمك كنيد. اگر كسي را مي شناسيد كه شغل علمي دارد، براي آشنايي بچه ها با نحوه استفاده از علم در حرفه هاي مختلف، با هماهنگي مدرسه از او براي سخنراني و بحث و گفت وگو در كلاس علوم دعوت كنيد. 
برداشت‌هاي خود را از علم بازنگري كنيد 
۱) علوم سخت است. 
آگاه‌شدن از همه‌ي دانستني‌هاي علمي سخت است. اما علم فقط دانستني‌ها نيست. علم شيوه‌ي نگرش به جهان پيرامونمان و حل كردن مساله است. همه بايد علمي رفتار كنيم! از اين رو «علمي بودن» يك فعاليت خانوادگي بزرگ است. 
۲) براي آموزش علوم به فرزندتان به اطلاعات زيادي نياز داريد. 
چه خوب است بگوييم، «من نمي‌دانم. بيا با هم پاسخش را پيدا كنيم.» اين سخن در بيشتر جاها بهتر از آن است كه بگوييم، «من پاسخ را مي‌دانم، بيا به تو بگويم.» 
۳) علم به ابزار نياز دارد. 
علم براي همه جاست! مهارت‌هاي علم را در هر محيطي، از جمله آشپزخانه يا پارك مي‌توان تمرين كرد. براي آغاز، بهترين كار گفت وگو ست. پدران و مادراني كه از فرزندان خود پرسش‌هاي باز مي‌پرسند(يعني پرسش‌هايي كه فقط يك پاسخ درست ندارند) و كساني كه به دقت به پاسخ‌هاي فرزندانشان گوش مي‌دهند، بنيادي‌ترين مهارت‌ها را براي دانشمندان جوان پي‌ريزي مي‌كنند. 
۴) مهارت‌هاي علوم را بايد پس از مهارت‌هاي خواندن آموزش داد. 
براي گرايش بيشتر بچه‌ها به علوم، پدران و مادران و آموزگاران بايد دست به دست هم دهند تا همراه با فرصت‌هايي كه براي خواندن فراهم مي‌سازند، پايه‌ي تجربه‌هاي علمي را در آنان پرورش دهند. در دوران پيش از دبستان، با مهارت هاي علمي بهتر مي‌توان علم را به كودكان آموزش داد تا با مطالعه. آموختن پيرامون علم مي‌تواند بچه ها را به خواندن نيز گرايش دهد.
آموزش نقطه‌اي است كه متقاعد مي‌شويم آن قدر كودكانمان را دوست داريم كه آنان را از جهان خودمان ترد نمي كنيم يا آن اندازه آنان را محدود نمي كنيم كه توان پذيرش چيزهاي تازه را نداشته باشند، بلكه آنان را براي نوسازي جهان كنوني آماده مي كنيم.
  • بازدید : 102 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

زبان آموزي ورشد گفتار در۸۰ سال گذشته مورد توجه قرار گرفته به ويژه درنيمه دوم قرن بيستم بطور دقيق تر مورد بررسي قرار گرفته است. زبان آموزي كودك به همراه توصيف وبررسي ساخت زبان وچگونگي كاركرد آن مورد توجه زبان شناسان می باشد. يافته هاي مربوط به زبان آموزي، مراحل فراگيري زبان، تدوين دستور زبان كودك وارائه ويژگي هاي همگاني زبان از نتايج مهم این بررسي ها بوده است.
يافته هاي زبان آموزي همچنين به بررسي چگونگي گسترش مهارت هاي زباني نيز وزبان پريشي مورد استفاده بوده است به علاوه يافته هاي ياد شده درزمينه بررسي آموزش زبان دوم وهمچنين زبان خارجي وارائه فرضيه ها وروش هاي آموزش زبان دوم تأثير به سزايي داشته است. زبان آموزي هم از لحاظ نظريه هاي يادگيري وهم از لحاظ بررسي مراحل رشد زباني قابل توجه است.                 زبان آموزي درزماني پس از يك سالگي شروع مي شود وتا ۵ سالگي تقريباً به حالت ثابت نزديك مي شود. دوره زبان آموزي درحدود ۵/۳ به طول مي انجامد
        بررسي زبان آموزي به چگونگي رشد مهارت هاي گفتاري وشنيداري را مشخص مي سازد . كودك تا پيش از سواد آموزي قادر است از زبان بطور مناسب دربرقراري ارتباط زباني استفاده نمايد. بعلاوه هر سخنگوي زبان علاوه برقواعد دستوري ، قواعد كاربردي زبان را نيز به تدريج      مي آموزد؛ يعني از طريق تعامل با محيط واطرافيان اصول كاربرد شناختي زبان را نيز فرا              مي گيرد.زبان آموزي تنها به توانايي هاي آوايي ، واژگاني ، دستوري وسبكي محدود نمي شود؛ بلكه به ويژگي هاي كاربردي زبان نيزشامل مي گردد. البته دانش زباني كودك ناخودآگاه است بكارگيري وقضاوت ناخود آگاه زبان توسط كودك شم زباني ناميده مي شود. 
نتيجه تسلط كودك برمهارت هاي زباني كسب توانايي به كارگيري زبان است . درصورتي كه كودك توانايي زبان را داشته باشد نه تنها دانش ومهارت هاي زباني وارتباطي خود را بكار مي برد بلكه خواهد توانست درآينده نيز براين خلاقيت زباني تكيه كند .
به نظر انسترون وبليايف زبان آموزي برافزايش وتقويت توانش زباني، توانش ارتباطي، خلاقيت زباني، تفكر درباره زبان وهمچنين مهارت هاي آمادگي خواندن ونوشتن درآينده تأثير مي گذارد    (بليايف ، ۱۳۶۸ ،ص۷۷) .
۱-۲  نظريه هاي زبان آموزي
الف: نظريه شناخت گرايي
 پياژه، روانشناس بزرگ سوئيسي، به اصل شناخت دريادگير ي كودك توجه داشت. از این رو به پديده زبان آموزي علاقه مند نبود. او زبان را به عنوان منبعي براي داده هاي لازم جهت بررسي چگونگي رشد شناخت درنظر مي گرفت. به نظر او زبان آموزي يك پديده ثانويه است كه دردرون شناخت طبيعي كودك از محيط خود شكل مي گيرد. از این رو پياژه زبان آموزي را وابسته به شناخت مي دانست. وقتي زبان را به عنوان مجرايي براي ايجاد ارتباط ميان كودك و محيط اجتماعي او در نظر گرفته است . پياژه معتقد بودكه ذهن كودك براي كسب شناخت، از جهان اطراف همواره فعال است واز این لحاط ، اطلاعاتي از راه زبان توسط افراد محيط به او            مي رسد؛ به گسترش شناخت او چندان كمك نمي كند. او رشد زبان كودك را ناشي از رشد شناختي واجتماعي او مي دانست. با این حال ، پياژه این فرض را كه تنها رشد شناختي براي رشد زبان آموزي كافي باشد انكار مي كند. به عقيده او ميزان مناسبي از رشد شناختي براي رشد زباني لازم است، با این حال تنها رشد شناختي را براي زبان آموزي كافي نمي داند ، بلكه برخي فرآيندهاي ديگر را نيز ضروري مي داند.( مشكوه الديني ، ۱۳۷۶، ص۲۷۴)
مهمترين نظريه هاي يادگيري مبتني بر شناخت گرايي عبارتند از: نظريه يادگيري گشتالت گرايان ، نظريه معنا دار ديويد آزوبل، نظريه پردازش اطلاعات، نظريه شناختي پياژه ونظريه شناختي بروند. 
ب: نظريه شرطي شدگي رفتار زباني
اسكينر، روان شناس آمريكايي، به اصل شرطي شدگي درباره زبان آموزي كودك اعتقاد داشت.  وي اعتقاد داشت كه برپايه رفتار گرايي همه جنبه هاي زبان ورفتار انسان را مي توان توضيح داد. او يادگيري انسان را امري اكتسابي مي داند . به اعتقاد اسكينر ذهن انسان شبيه لوح سفيد ياد صفحه خالي است ووقتي زبان دراين صفحه خالي وارد مي شود، يادگيري تحقق مي يابد. براساس این ديدگاه ذهن انسان فقط محركات زباني بيروني را پذيرفته وهنگام يادگيري زبان مشاهده منظم رويداد هاي جهان خارج كودك را وارد به توليد زبان مي كند. به عقيده اسكينر انسان از راه آزمايش وخظا به يادگيري زبان مي پردازد. وي كه آزمايشهاي زيادي در خصوص يادگيري حيواناتي مثل موش، كبوتر انجام داده است این نوع يادگيري را شرطي شدن عامل ناميده وآنرا ‹‹ترتيب از راه پاسخ هاي ارادي ›› مي داند.
در نظريه اسكينرتنها شرط لازم براي فهم چگونگي يادگيري زبان این است كه بتوانيم متغيرهاي حاكم وعوامل بيروني را مشخص كنيم.
درواقع نظريه يادگيري اسكينر مي كوشد  يادگيري زبان را با استفاده از يك مدل محرك پاسخ، تبيين كند. به تعبيراسكينر اگر رفتار زباني معيني بطور مكرر يك نتيجه مثبت داشته باشد به تقويت مثبت واگر نتيجه منفي داشته باشد به تقويت منفي منجر مي شود. درحقيقت تقويت مثبت براثر پاداش رفتار زباني فرد وتقويت منفي براثر تنبيه رفتار زباني فرد شكل مي گيرد. از سوي ديگر، از ديدگاه رفتار گرايان، كودك دريادگيري زبان تا حد زيادي از عامل تقليد كمك مي گيرد. بسامد استفاده، كاربرد واژه ها وساخت هاي زبان نيز درياد گيري از راه تقليد مؤثر است. اگر كودكي درحال يادگيري زبان، پس از كاربرد يك عنصر يا قاعده زباني احساس كند ارتباط مؤثر زباني برقرار شده است، فكر مي كند رفتار زباني او مورد تأييد قرارگرفته است. این احساس مثبت باعث تقويت آن رفتار و در نتيجه يادگيري آن عنصر مي شود.
به عقيده اسكينر، بر پايه فرآيند شرطي شدگي رفتار مؤثر زباني كه در نتيجه انگيزه ها و پاسخ هاي ناشي از محيط از جمله پدر و مادر و ديگر افراد محيط برايش پيش مي آيد، زبان را فرا مي گيرد. به این معني كه بر اثر تقويت و شرطي شدگي رفتار زباني از راه پاداش هاي مطلوبي كه از محيط خود دريافت مي نمايد، سرانجام عادت هاي زباني ويژه مربوط به محيط خود را كسب مي كند. بنابراين، به عقيده اسكينر براي توضيح فرآيند زبان آموزي لازم نيست هيچگونه ويژگي ذاتي ذهن خاص و پيچيدگي براي كودك فرض شود، بلكه براي توضيح آنها كافي است كه روابط منظم موجود ميان رويدادهاي جهان بيرون و گفته هاي كودك كه به طور مثبت تقويت مي شود نشان داده شود كه به این ترتيب در دوره زماني مناسب تكرار و استوار مي گردد. (مشكوه الديني، ص۲۷۶) 
در فرآيند شرطي شدگي زباني در زبان آموزي كودك، در فرضيه اسكينر نارساني هايي را               مي توان ملاحظه نمود. در فرضيه اسكينر نارسايي هايي را در فرآيند شرطي شدگي زباني در زبان آموزي كودك مي توان ملاحظه نمود.
۱- تقليد: با وجود اينكه تقليد در امريادگيري زبان وجود دارد ولي مي توان به نمونه هاي فراواني اشاره كرد كه نشان دهنده عملكرد ذهني انسان هستند. مهمترين این شواهد از انحراف هاي زباني نظامند حاصل مي شوند. يكي از این انحرافات تصميم افراطي است كه كودك طي برخي قواعد ساخت هاي مختلف را بر ساخت هاي ديگر تعميم مي دهد. مانند صورت هاي ‹‹سوزيدم›› و ‹‹كاريوم›› بنابراين اگر يادگيري صرفاً از راه تقليد صورت مي گرفت، نبايد صورت هاي يادشده كه توسط بزرگسالان هيچگاه به كار نمي روند، توليد شود. بنابراين بايد به ‹‹قاعده سازي دروني›› معتقد باشيم تا بتوانيم تعميم هاي افراطي را به درستي توجيه نماييم .
۲- بسامد عناصر: بسامد واژه ها وساخت هايي كه در محيط يادگيري زبان به كار مي روند تا آن حدي كه رفتارگرايان بر آن تأكيد مي كنند بر يادگيري زبان اثر نمي گذارد. 
اگر بسامد عناصر زباني در يادگيري تأثير زيادي داشته باشد نبايد واژه هاي پر بسامد كه طبيعتاً بيشتر شنيده مي شوند دچار تصميم افراطي شوند. در مقابل، عناصر زباني وجود دارند كه از طرف بزرگسالان به طور فراوان استفاده شده و پر بسامد هستند ولي كودكان در جريان يادگيري زبان سالها طول مي كشد تا آنها را يادبگيرند و استفاده نمايند. (زندي ۱۳۸۱، ص۶۶)
۳- تأييد: رفتارگرايان تأثير والدين و يا اطرافيان را در يادگيري زبان به عنوان مهم ترين نوع تقويت مطرح مي كنند. از نظر آنان تأييد يك رفتار زباني، به قابل قبول بودن آن از لحاظ دستوري وابسته است، اما تحقيقات نشان مي دهد كه تأييد يا عدم تأثير اطرافيان با صحت دستوري جملات ارتباط اندكي دارد.
۴- نظريه اسكينر فقط در آزمايشگاه قابل كاربرد است. تقسيم كار به تعدادي مراحل تدريجي و دادن پاداش پس از به انجام رسيدن هر مرحله، ممكن است در آزمايشگاه سير و قابل هدايت باشد، ولي چنين تقسيمي در محيط زبان آموزي كودك به هيچ وجه روي نمي دهد.
در بالا نيز تأييد والدين این امر را تصديق مي كند. والدين ممكن است در برابر پاسخ غلط كودكان به آنان پاداش بدهند در حالي كه مادر يا پدر به درستي به گفته هاي كودك خود توجه نمي كنند. از طرفي رفتار كودك قابل پيش بيني نيست.
۵- زبان از خود نظامي قانون مند دارد. زبان، داراي ساختاري است كه زبان آموزي كودك بر اساس مراحل شخصي رخ مي دهد و نظامند بودن زبان جزء لاينفك هر زباني است. اگر كودك از طريق شرطي شدن زبان را بياموزد و در طي محرك و پاسخ به زبان آموزي بيانجامد كه قوانين زبان آموزي هر كودك نسبت به كودك ديگر متفاوت  باشد، در حالي كه تمام كودكان در دوره خاصي از يادگيري زبان به قسمتي از زبان تسلط مي شوند و این دوره از شروع تا تكامل و به پايان رسيدن آن زمان مشخصي را طي مي كند.
مهمترين نظريه هاي يادگيري مبتني بر رفتارگرايي عبارتند از: نظريه ادوارد ترندايك و نظريه شرطي سازي عامل بي.اف اسكينر.
  • بازدید : 87 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تا مدتي نه چندان پيش عقيده ي عامه و بعضي از خواص همنوا با شاعر خوشكدام و بذله گوي تما ايرج ميرزا بود كه «زبان» نيز در راستاي ديگر مهارت ما ياد دادني است يعني مادر با گذاشتن الفاظ بر زبان كودك او را به ترني وا مي دارد همچون جوجه پرندگان كه به نواي مادر به ترنم در مي آيند 
از نظر رفارگرايان كودكان زبان را به عنوان فرآيندي تقليد و تقويت مي آموزند . كودك با تقليد كردن گفته هاي شنيده شده از اطرافيان و با تقويت پاسخ هايشان ، با تكرار و تصحيح اين شنيده ها و از طريق عكس العمل هايي كه بزرگترها نسبت به آن ها نشان مي دهند 
طرف مقابل رفتارگرايي مدعي است كه طفل همراه با دانش فطري خاصي به دنيا مي آيد ، دانشي كه نه تنها شامل آمادگي هاي قبلي و گرايشهاي كلي بلكه شامل علم بر ماهيت زبان و جهان است . سپس ، طفل از طريق اعمال اراده ي خود و با تكامل بخشيدن بدين مجموعه هاي دانش ، بر محيط خويش تأثير مي گذارد . 
يكي از منتقدين رفتارگرايي نوام چامسكي زبان شناسي آمريكايي است كه ادعا كرد كه كودكان با توانائي ذاتي رشد زبان به دنيا مي آيند . يعني مغز انسان آماده ي فراگيري است به طوري كه وقتي در معرفي زباني خاصي قرار مي گيرد اصول كلي خاص براي كشف ساختار زبان به طور خودكار شروع به عمل مي نمايد . اين اصول «وسيله فراگيري زبان» را تشكيل مي دهند . كودك با اين وسيله براي فهميدن گفته هاي اطراف خود يا درون داد به فرضيه سازي درباره ي ساخت و ساختن سلامت به كار مي برد . 
شيوه ي شناختي :
ژان پياژه رشد جامع الاطراف را نتيجه ي كنش متقابل و سن كودك و محيط او /// كنش متقابل و مكمل بين استعدادهاي شناختي در حال رشد او از يك طرف و تجربه ي زباني وي از طرف ديگر مي داند . آنچه كودك درباره ي زبان مي آموزد ، تابع چيزي است كه از قبل درباره ي دنيا مي داند . از نظر آنان فراگيري زبان را بايد در متن رشد فكري كودك مطالعه كرد . ساختارهاي زباني فقط هنگامي رشد خواهند كرد كه مباني شناختي قبلاً بوجود آمده باشد مثلاً قبل از به كارگيري مفهوم مقايسه كردن كودك بايد مفهوم اندازه را آموخته باشد . 
شيوه ي همخوان (تداعي) :
در سال ۱۹۷۲ جان مك نامارا مقاله اي متشر كرد كه استدلال چامسكي را درباره ي وسيله ي فراگيري زبان واژگون كرد . به جاي اين ادعا كه كودكان يك وسيله اي فراگيري «ذاتي» دارند كه محتوي آن خاصي زبان است ، با اين نتيجه كه كسب زبان زودتر از ديگر مهارت هاي عقلي جريان مي يابد ، مك نامارا گفت كه كودكان دقيقاً به اين علت قادر به يادگيري زبان هستند كه برخي مهارت هاي ديگر دارند و به ويژه به اين علت كه كودكان توانايي نسبتاً تكامل يافته اي براي درك كردن برخي از انواع وضعيت هاي روابط بلافصل و سيستم انساني دارند . يادگيري زبان بي شك براي مدتي دراز پيوند ناگسستني بيشتري با عناصر غيرزباني خواهد داشت تا با هر چيز ديگري كه تاكنون گفته شده است . 
زبان و رشد فرآيندهاي ذهني كودك :
براي پيوندهاي ميان و پيشرفت زباني و رشد كلي ذهن كار آساني نيست ، زيرا فرآيندهاي ذهن كودك ، هم بر اثر نضج و هم بر اثر شرايط زندگي دچار تغيير مي گردد و تفكيك اين دو عامل از عامل زبان كه در تشكيل فرآيندهاي ذهني كودك دخالت دارد ، بسيار دشوار است و غالب محققان در ريشه يابي و پيشرفت هاي ذهن كودك راه خطا رفته اند . 
پياژه رشد فكري و /// آموزش را دو فرآيند كاملاً مجزا از هم مي داند و وظيفه ي آموزشي را صرفاً آشنا ساختن كودك با روش هاي تفكر اشخاص بزرگ سال مي داند ، در صورتي كه ويگوتسكي در بررسي تفكر كودك به تأثير متقابل رشد و آموزش توجه كافي دارد . به عقيده ي ويگوتسكي معناي واژه هنگامي پديده ي زباني محسوب مي شود كه زبان با انديشه در مي آميزد . او معترف است كه تفكر صرفاً در قالب واژه ها بيان نمي شود ، بلكه با استعانت آن ها به وجود مي آيد . 
يكي از پيشاهنگان اين نظر كه زبان بر انديشه تأثير مي گذارد ، بنجامين و ورف بود كه با ادوارد ساپير فرضيه ي بسيار مشهور ساپير ـ ورف درباره ي نسبيت زباني را مشكل دادند . طبق اين فرضيه هر زبان «جهان بيني» خاصي بر گويندگان خود تحميل مي كند . 
جروم برونر ، الور ، و گرين فيله (۱۹۶۶) منابع رشد ذهني را ، كه متأثر از زبان است را مشخص نمودند ، منابع مانند : كلمات كه مفاهيم را شكل مي دهند ، مكالمات ميان والدين و كودك ، يا بين معلم و كودك كه در جهت دادن به ديدگاه كودك و تربيت وي مؤثر است و نيز منابع ديگر . پژوهشها بدين واقعيت اشاره داشته است كه رشد شناختي و رشد زباني به وجهي تفكيك ناپذير در هم پيوسته است و وابستگيهاي متقابل بين آن ها وجود دارد . 
نقش تقليد در زبان آموزي كودك : 
براون (۱۹۸۰) اظهار مي دارد كه عقيده ي شايع اين است كه كودكان «مقلدهاي خوبي» هستند . ما كودكان را مشخصاً تقليد كننده هاي مي دانيم و بعد نتيجه گيري مي كنيم كه تقليد يكي از استراتژه هاي مهمي است كه كودك در فراگيري زبان به كار مي برد . اين نتيجه گيري در سطح كلي نادرست نيست . در واقع ، تحقيقات نشان داده است كه بازگويي استراتژي مخصوصاً بارزي در اوايل يادگيري زبان و جنبه ي مهمي از فراگيري دستگاه واجي زبان در اين دوره است . 
اما بايد پرسيد كه چه نوع تقليد مورد نظر است . به گمان رفتارگراها يك نوع تقليد وجود دارد ، ولي تقليد عميق تري داريم كه در فرآيند فراگيري زبان از اهميت بيشتري برخوردار است . نوع اول تقليد روساختي است ، كه در آن شخص اجزاء سطحي زبان را تقليد مي كند و به جاي توجه به نظام معنايي ، به نظام واجي زبان مي پردازد . مراحل آغازين فراگيري زبان كودك ممكن است شامل مقدار زيادي تقليد سطحي باشد ، ولي وقتي كه به اهميت سطح معنايي زبان پي برد ، عمدتاً به اين سطح معنايي يعني ژرف ساخت زبان مي پردازد . او ديگر دست به كار تقليد ژرفساخت مي شود . 
درون نهاد زباني كودك : 
براي سال ها در غالب نظريه ي فطرت گرايانه اهميت زباني كه بزرگسالان در صحبت كردن با كودكان به كار مي برند (به خصوص مادران) از اهميت كمتري برخوردار بود . اما در سال هاي ۱۹۷۰ اهميت زبان مادرانه يا گفتار پرستار كودك نقش آن را آشكار ساخت . طرفداران نظريه ي فطرت گرايي ادعا مي كردند كه درون ـ نهاد فراهم شده براي كودكان از ساختاري پيچيده و بريده بريده ، تشكيل شده است . اما امروزه آشكار شده است كه مادران در صحيت خود با كودكان خردسال ، تقريباً تغييرات مداومي به عمل مي آورند . طبق تحقيقات به عمل آمده اين تغذيه ي كلامي از نظر نحوي ساده و به شدت روان و تكراري ، حاوي بخش عمده اي از جمله هاي /// و امري و هم اينكه با زير و بي بالاتر همراه با آهنگ نماهاي شدت يافته ادا شده بود . به علاوه ، اين تغييرات بي توجه به طبقه ي اجتماعي ، موقعيت مادر يا جنسيت كودك ، صورت مي گرفت (۱۹۷۷ show) در تحقيقات تعدي معلوم شد كه پدران و همسالان نيز قادر به فراهم آوردن گونه ي كاربردي ساده شده در صحبت خود با خردسالان زبان آموز هستند . مطالعات اوليه مربوط به تغذيه ي كلامي حاكي از آن بود كه مادران طول متوسط گفته هايشان را در رابطه با ميزان درك كودك تغيير مي دهند . 
ديويد كريستال (۱۹۸۹) اظهار مي دارد كه اين گفتگوي مادر با كودك به نظر مي رسد كه پايه ي مكالمات در هنگام همين تعامل اوليه ريخته شود . به موازات رشد كودك اين تعامل نيز تغيير مي يابد . در حول و حوش ۵ هفتگي اين دادوستد به هنگام لبخند زدن بيشتر احساس مي شود . حرف هاي مادر همراه با رشد تغيير مي كند . وقتي كودك شروع كرد به توجه كردن به اطراف مادر بلندتر صحبت مي كند و توجه خود را به اشياء دوروبر مي كشاند . تن صدا كشيده تر مي شود و جملات را بيشتر تكرار مي كند . در ۶ ماهگي مادر در توجه به پاسخ هاي كودك توجه خاص به آن قسمت هايي كه بيشتر ساختمندتر هستند مي كند در ۸ تا ۱۰ ماهگي كودكان با اشاره كردن به اشياء شروع به دنبال كردن مكالمه بزرگسالان مي پردازند . وقتي كه اولين كلمات كودك ظاهر شد ، كودكان در چيزهاي فراواني هم از مشاهده و هم از تمرين و توجه به اين كه مكالمه چيست و چگونه بايد در آن شركت جست آموخته است . 
براون (۱۹۸۰) اشاره مي كند كه طبق پژوهش هاي جديدتر آنچه كودك از بزرگسالان و همسالان خود ياد مي گيرد به مراتب مهمتر از آن است كه احتمالاً فطرت گرايان در گذشته معتقد بوده اند . به نظر مي رسد درون ـ نهاد كه اهميت درون ـ نهاد والدين به عنوان بخش از كل درون ـ نهاد تا چه اندازه است مطلبي است كه هنوز آشكار نشده است . 
××××××××××××××××××××××××
جين اچسون (۱۹۸۲) اظهار مي دارد كه استناد به زبان مادرانه نمي تواند مراحلي را كه كودكان در طول فراگيري زبان طي مي كنند توجيه نمايد . اما بايد اعتراف كرد كه زبان مادرانه عامل مهمي است كه در بررسي مربوط به تحول زبان كودك بايد مورد توجه قرار گيرد . 
به گفته ي لوريا و يودوويچ (۱۹۷۵) زبان كودك بازتابي از واقعيت است ، لاجرم خواهيم پذيرفت كه همزمان با پيشرفت هاي زباني كودك ، ساختمان ذهن كودك نيز دستخوش تغيير مي گردد و با اين تغيير ، رفتار او نيز دگرگون مي شود و كودك در سازگاري با محيط موفق تر خواهد بود . لذا پدران و مادران و مربيان آموزشي بايسته است كه با مطالعه و غور درباره ي نقشي كه زبان در ايجاد و تقويت قوي ي شناخت كودك ، قدرت تجزيه و تحليل و به طور كلي رشد فكري و تكوين شخصيت وي ايفا مي كند ، به لزوم و اهميت آموزش صحيح زبان پي برد ، و با بارور ساختن قواي دماغي و شكوفا ساختن استعدادها و نيروهاي خلاق وي او را براي زندگي سالم و سودمند آماده تر سازند . زبان فقط يكي از چند وسايلي است كه به كمك آن جهان را براي خود از نو خلق مي كنيم . 
به گفته ي لوريا (۱۹۷۵) رفتار كلامي عمدتاً از گفت و گو با شخص بزرگسال نشأت گرفته و نضج مي گيرد ، متناسب بودن «دستورالعمل هاي» نخستين شخص بزرگسال با علائق خود كودك و اشتياق و اعتمادي كه كودك در اطاعت از دستورالعمل هاي وي ابراز مي دارد به حصول شرايط مساعد كمك مي كند . 
لوريا معتقد است كه نه تصحيح كردن هاي مستقيم از جانب والدين و نه تكرار فوري از جانب كودك هيچكدام تأثير مهمي در يادگيري زبان ندارد . ولي منطقي به نظر مي رسد كه انتظار داشته باشيم كه لغات و ساخت هايي كه مكرراً در گفتار بزرگسالان به كار مي روند زودتر از ساخت ها و كلمات ديگر در حرف هاي كودكان ظاهر شوند .
جين اچسون مي گويد : گفته هاي والدين و مربيان كودك مي تواند عجيب و غيرعادي باشد بعضي از والدين بيشتر نگران حقيقت كدام هستند نه دستور . جمله غلط دستوري «بابا كلاه سر» ممكن است مورد تأييد گيرد اما جمله دستوري خوش ساخت «بابا كلاه سرش گذاشته» وقتي كه بابا دنبال كلاهش مي گردد نادرست جلوه كند . شايد انتظار اين باشد كه كودكان ما «حقيقت گو» بزرگ شوند تا جمله هاي دستوري درست بسازند . اما واقعيت برعكس اين را نشان مي دهد . 
والدين و مربيان بيشتر نگران ادب كودك خود هستند : بگو لطفاً … اين حرف بده . دوباره نشنوم اينو گفته باش … و گاهي اوقات سعي در اصلاح تلفظ او را دارند . 
لحن شاكيانه ، غرغر كردن راجع به نحوه ي حرف زدن كودك ممكن است كه اعتماد به نفس كودك را سلب كند . كودك شايد بفهمد كه چيزي را اشتباه كرده ولي نمي داند چه چيزي را . فقط آن دسته از حرف ها كه مستقيماً با او زده مي شود اثر دارد . اچسون از كودكي نام مي برد كه در خانواده اي با والدين ناشنوا متولد شد . 
او زبان اشاره را ياد گرفته بود كودك با اشتياق جلو تلويزيون مي نشست و به آن چشم مي دوخت اما او به صداها گوش نمي داد . تنها وقتي كه به مدرسه رفت و فرصت يافت تا با كسي حرف بزند ، شروع به صحبت كرد . نتيجه ي تحقيقي در منچستر نشان داد كه تلويزيون مي تواند رشد زبان حتي در كودكان سالم به تأخير اندازد. اين كودكان مجذوب رنگ ها و نور مي شوند و صداها را فراموش مي كنند . اين رقصي است كه دو نفره آن را 
اجرا مي كنند بدون طرف مقابل يادگيري در كار نخواهد بود . 
نادري و سيف (۱۳۷۲) در يك پژوهش كه بر روي ۳۰ نوزاد به صورت روش مقطعي صورت گرفت با توجه به نتايج آن پيشنهاد مي كنند كه : 
۱ـ اهميت تأمين سلامت رواني و ذهني كودكان ، لازم است والدين از آموزشي هاي پيش از موقع محرك هاي شنوايي پرهيز كنند . 
۲ـ براي آموزش مناسب و مؤثر لازم است ، مربيان دقيقاً مراحل رشد تكلم در كودكان را مورد توجه قرار دهند و آن را درك كنند . 
۳ـ نويسندگان كتاب هاي كودكان براي جذابيت كتاب هاي خويش لازم است از روند رشد تكلمي كودكان به خوبي مطلع باشند . 
  • بازدید : 106 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۲۵ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.

 برنامه ریزی به معنای تعیین ، پیش بینی و طراحی فعالیت ها و اقدامات آینده سازمان است .

۱-۱             به فرایند تدوین تمهیدات یا روش  پیگیری یا انجام کار  برنامه ریزی گفته می شود .

۱-۲            برنامه ریزی عبارت است از تصمیم گیری در مورد اینکه چه کارهائی باید انجام شود.

۱-۳            برنامه ریزی عبارت است از تصور و طراحی وضعیت مطلوب و یافتن و پیش بینی کردن راهها و و سایلی که نیل به آن ها را میسر می سازد.

۱-۴            برنامه ریزی عبارت است از طراحی برای تغییر یک شئی یا موضوع خاص ، بر مبنای الگوی پیش بینی شده.

  • بازدید : 100 views
  • بدون نظر

برای راه اندازی هر کسب و کاری نخست لازم است تا برای خودمان برنامه ای داشته باشیم.بدانیم چه منابعی در اختیار داریم ؟ چقدر فرصت داریم تا به اندازه مشخصی از پیشرفت برسیم؟ و بتوانیم تصوردرستی از مسیر حرکتمان را ترسیم کنیم. مجموعه این جزئیات ، می تواند چارچوب فعالیت ما را در قالب کسب و کاری که قرار است به راه اندازیم مشخص نماید.
امیدواریم از مطالب ارائه شده نهایت استفاده را ببرید و با خرید و دانلود این فایل بسیار ارزشمند علاوه بر دستیابی به مطالب مفید از ما حمایت

 نمایید  تا بتوانیم محصولات درخور شایسته دیگری به شما عزیزان ارائه بدهیم.
  • بازدید : 95 views
  • بدون نظر

دانلود کمک پایان نامه با عنوان کوبیسم و اکسپرسیونیسم که شامل ۶۵ صفحه میباشد:

نوع فایل : Word

فهرست محتوا

کوبیسم و اکسپرسیونیسم
۱-پيش گفتار:
«اي حسن تو در كل مظاهر، ظاهر وي چشم تو در كل مناظر، ناظر
از نور رخ و ظلمت زلفت دايم قومي همه مومنند و قومي كافر »
يكي از ويژگيهاي انسان كه او را از ساير موجودات ممتاز مي كند، تشخيص ظرافت و نظم و اعتدال و احساس حسن و جمال است. بدين جهت است كه مناظر زيباي طبيعت و نظام آفرينش و صفحات جالب و دواوين و لوحه‏هاي دل انگيز شعر و نقاشي و خط كه از دست سحر آفرين استادان چيره دست، ظهور يافته، او را مجذوب و مشعوف ساخته و نظرش را به سمت خود معطوف مي‌دارد.
جمال و زيبائي و كمال ورهيافت در محضر نقاش و قلم ساز و صحنه پرداز و معمار و مبدع جميلة هستي است كه منشاء هنرهاي زيباست. علاقة به زيبائي كه فطري آدمي است، ذوق را مي شكوفاند تا هر آنچه نشاني از زيبائي و جمال دارد و دفتري از معرفت كردگار همراه، او را ملهم كند و ذوق هنرمند آنرا با انديشه‏هاي عميق و دقيق خود دراميخته، به صورت اثر و هنر در منظر و مرآي باهوشان و سرمستان مي ناب هستي كه معرفت تام و تمام است قرار دهد .
جمال شاهد مقصود چشم بر راه است بكوش و پاك كن آئينه از غبار اينجا 
هنر همچون مقولة عشق است كه رفتن در وادي آن وتحقيق پيرامونش ابتدا سهل مي نمايد: اما وقتي دستي بر آن گرفتي حرارتش وجود را مي سوزاند و تنها آنان كه صابرند و به پايمردي ثابت و جانشان مجذوب معشوق ازلي تا شهر حق اليقين پيش مي رانند. 
الا يا ايها ساقي ادركاسا و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها 
در اين مجموعه گردآوري شده من سعي كردم تاثير سبكها و شيوه‌هايي كه بر روي كار من اثر گذاشته‌اند را بررسي كنم و مقدمه‌اي باشد براي آشنا شدن بيشتر شما با سبك شخصي من و مكتبهايي كه راهگشاي سبك من بوده‌اند. 
با پرداختن به سبك كوبيسم و اكسپرسيونيسم و شيوة كولاژ سعي كرد‌ه‌ام تاثير اين سبكها و تكنيك را بر روي آثارم شرح دهم و اينكه به وسيله آشنايي با اين سبكها و شيوه هاي هنري چه راهكارهايي در پيش روي من قرار گرفته‌ است و به چه صورت راهگشاي آثار هنري من بوده‌اند. 
2-معني هنر:
۱-۲ـ هنر از ديدگاه بزرگان نقاشي
اوژن دلاكروآ (۱۷۹۸- ۱۸۶۳ ميلادي) Eugene Delacroix
گوستاوكوربه ( ۱۸۱۹- ۱۸۷۷ ميلادي) Gustave Courbet
ماكس بكمان (۱۸۸۴- ۱۹۵۰ ميلادي) Max Beckman
جكسون پولاك (۱۹۱۲-۱۹۵۶ ميلادي) Jackson pollock
3- چگونگي پيدايش هنر (مدرن)
۱ـ تعريف مكتب كوبيسم : cubisme 
2-1ـ پيشگامان مكتب كوبيسم
پابلوپيكاسو (۱۹۷۳-۱۸۸۱) Picasso , pabloruizy
براك، جرج (۱۹۶۳-۱۸۸۲)Brague, Georges
3ـ تعريف مكتب اكسپرسيون:EXPRESSIONISM
1-3ـ پيشگامان مكتب اكسپرسيونيسم
خیابان کارل یوهان اثر مونک
جیغ اثر ادوارد مونک ، ۱۸۹۳ 
ماكس بكمان (۱۸۸۴-۱۹۵۰)
۲ـ تعريف كولاژ Collage
1-2_تاريخچه كولاژ 
2-2ـ كولاژ و پيشگامان آن
ژرژ براك، كوبيسم تركيبي

نتيجه‌گيري:
گزارش كار:
رقص:
۱- طراحيهايي گسترده از حالات و حركات آناتوميك
۲- فهرست منابع:
فهرست منابع تصويري

  • بازدید : 65 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

برای انسان رسیدن به کمال بدون نوعی از عشق ورزیدن امکان پذیر نیست. بدین گونه هر کس در آرزوی عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است. هر چند عده زیادی هستند که بطور کامل ناکام می گردند. امروزه عده ای هستند که می ترسند به نفوذ عشق دیگری سر فرود آورند زیرا تصور می کنند هویت شخص خود را از دست می دهند. عده ای دیگر در ناخود آگاه خود عاشق شدن را ممنوع می کنند چون نمی خواهند مورد خیانت واقع شوند. در این مواقع است که بعلت ناسازگاریهای ناخود آگاه در درون فرد عشق ورزی غیر ممکن می گردد و در مواقع است که روانکاوی یا دوباره سازی روانی تقریبا همیشه موثر است. 
توهم در عشق 
افراد زیادی هستند که بدلیل عدم تجربه و آموزش کافی همیشه آنچه را که فقط توهمی خیال پردازانه است به عنوان عشق واقعی تعبیر می کنند. البته این توهم ببیشتر پیده ای رایج در میان جوانان است. تنظیم ملاک ها منبی بر تفاوت و تفارق بین عشق راستین و دروعین کار محالی نیست البته نه برای فرد عاشق چون او خود درگیر است بلکه برای بوسیله سوم شخص ناظر. بنظر ویلیام اشتکل روان شناس برجسته توهم در عشق ناشی از رنجیدگی است. 
 
هنر عسق ورزیدن
هنر عشق ورزیدن چیزی است که بایستی آموخته شود و شگفت آور نیست که پندار در عشق موجب شوربختی می گردد. نخستین شرط خوشبختی در عشق، عشق مطلوب و عاملی است که باعث گسترش شخصیت هر دو شریک می باشد. یکی از مشکلاتی که دراین رابطه در مورد خانم ها مطرح می گردد سرد مزاجی است. سرد مزاجی حالتی است با خصوصیات از قبیل اغلب عصبی، متلون، فتنه جو و بد مشرب. این حالت می تواند ریشه در علل و حوادث رخ داده در زندگی و یا کشمکش های روانی باشد. این موضوع می تواند در دراز مدت باعث جدایی زوجین گردد. متاسفانه چون اکثر مردان متوجه این موضوع نمی گردند نمی توانند به همسران خود دراین رابطه کمک نمایند. 
 ماهیت عشق 
غریزه در انسان هرگز چیزی منخصرا بیولوژیکی نیست. همانطور که در میان ما انسانها خوردن تنها در خدمت بقای فرد نمی باشد. بهمین شکل غریزه جنسی در زندگی می باشد. انسان برای بدست آوردن دل می بایست از راه احساسی نزدیک شود چرا که بدون آن خوشنودی واقعی امکان پذیر نیست. همچنین باید گفت عشق حقیقی موثرترین و تعالی بخش ترین خلاق وجود انسانی است. به امید آنکه این مقدمه بتواند کمک حال آندسته گردد که هنوز در ابتدای راه هستند. 
روانشناسي پيوند عاشقانه و مفاهيم عشق
افـراد بـالغ در ارتبــاط برقرار كردن با ديگران داراي تفاتهايي مي بـاشـند كـه ريشـه در طـفوليـت آنها و چگونگي رابطه سـرپرست آنان در خردسالي (پدر، مادر يا پرستار) با آنان دارد. بدين مفهوم كه اگر ســرپرست با طفل رابطه مـحبت آميز داشته و نيازهاي كودك را بدرستي پاسخ گويد، طفل نيز پيوند اطمينان آميز و توام با امنيت با سرپرست خـــود برقرار مي كـند. طـفل ميـل بـه برقــرار كردن رابطه نزديك و صـمـيـمانه بـــا سرپرست خود خواهد داشت و يا از دور به
سرپرست خود لبخند ميزند. حـال اگـــر سرپرست طفل به كودك آنچنان كه بايد توجه نكند و به وي بي اعتنا باشــد،در طفل دو سبك پيوند ديگر شكل ميگيرد يكي آنكه طـفل مضطرب و سردرگم ميگردد و خصومت و نارضايتي خـود رافعالانه و يا غير مستقيم به سرپرست خود نشان ميدهد و يا آنكه در طفل پيوند اجتنابي شكل گرفته و از سرپرست خود دوري مي كـند. اين طرز رفتار با طفل در شخصيت كودك رسوخ كرده و در بزرگسالي خود را نمايان ميكنـد كـه در اين صورت با ۴ شخصيت از لحاظ سبك شكل گيري پيوند و دلبستـگي مـيـان فـرد با فرد ديگر به ويژه جنس مخالف و مسايل عشقي مواجه خواهيم بود: 
۱- بالغين مطمئن و برخوردار از امنيت: اينگونه افراد داراي مشخصات زير ميباشند:توانايي ارتباط برقرار كردن و صميمي گشتن با ديگران. 
احترام به حريم شخصي و فضاي شخصي براي خود و شريك زندگي خود. نسبت به احساسات شريك زندگيش همدلي كرده و به آساني وي را ميبخشد . داراي مرز و حدود مشـخص براي خود، داراي عزت نفس بالا، پشـتيبان و محبوب ميباشد.
از آنكه با فردي خيلي صميمي گردد و يا از سوي وي طرد گردد، نـگـران و بـيمناك نيست. تمايل به برقراري رابطه دراز مدت. مسايـل خصـوصي خود را در صورت لزوم در اختيار ديگران قرار مي دهـد و در بـاز كردن سفره دلش نزد ديگران محتاط است. 
از رابطه جنسي لذت مي برد بويژه با يك شريك دراز مدت. 
براي ديگران احترام زيادي قائل است. هنگامي كه به كمك احتياج دارد از ديگران طلب ياري مي كند. در تعامل با ديگران مثبت، خوشبين، سازنده و سخاوتمند است. خلاق و روشن فكر بوده و از مرگ نمي هراسد.
۲- بالغين اجتنابي: اين گونه افراد داراي مشخصات زير ميباشند: 
رابطه آنها از لحاظ فيزيكي و احساسي غير صميمي ميباشد. 
آنها به دوري و جدايي عادت داشته و اينگونه راحت تر هستند. 
به ديگران زياد توجه ندارند و ممكن است خودخواه بنظر آيند. 
نسبت به احساسات و نيازهاي شريك زندگي خود بي مسئوليت، بـي اعـتـنا و ناشكيبا هستند. 
افــرادي منزوي هستند و مـمـكن است رفتـارهـاي كنـتـرل جـويانـه، منـتـقـدانـه و غضبناكي بروز دهند. نياز مبرمي به تعريف و تمجيد و پذيرش دارند. قادر به برقرار كردن رابطه صميمانه با ديگران نيستند. 
سفـره دلـشان را براي كسي نمي گـشايند و بـي پـرده احساستـشان را بـيـان نميكنند. خشك و انعطاف ناپذيرند و به ديگران اعتماد ندارند. 
زياد در رابطه دراز مدت سرمايه گذاري نميكنند. 
پس از جدايي زياد غمگين نميگردند. معمولا به كار زياد اعتياد دارند تا بتوانند اينگونه از رابطه صميمانه اجتناب كنند. 
هنگام رابطه جنسي با شريكش فرد ديگري را در ذهن مجسم ميكند. والدين خود را طرد كننده به خاطر مي آورند. دوران كـــودكي آشفته اي را پشت سر گذاشته اند (والدين الكلي و يا بد رفتاري از سوي آنان) هنگامي كه خود و يا شريك زندگيش پريشان و دچار مشكل مي گردند از شريك خود دوري ميگزيند. تعاملات اجتماعي را خسته كننده ميداند و از مرگ بيمناك است.
 
مفاهيم عشق
بـه واسـطه آزمـايشـات گـونـاگون تـفاوتهاي ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گرديده اند. براي مثال مشـخص شده كـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر بـها مي دهند و بـيـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است: 
۱- اروس(EROS): عشق شهواني – عـشق بـه زيبايي – فاقد منطق – عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول – با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند. 
۲- لودوس(LUDUS): عـشق تـفنني – ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد – عشق هاي رمانتيك زودگذر – لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد – كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي – به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد. 
۳- فيلو(PHILO): عشق بـرادرانـه – عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد.
۴- استورگ(STORGE): عشق دوستانه – وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل – در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد – صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است – پايدار و بادوام – فقدان شهوت. 
۵- پراگما(PRAGMA): عشق منطقي – اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد – پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد – همبستگي براي اهداف و منافع مشترك. 
۶-مانيا(MANIA): عشق افراطي – انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز – شيفتگي شديد به معشوق – اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه – مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد – عشق دردسر ساز – عشق وسواس گونه.
۷-اگيپ(AGAPE): عشق الهي – عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) – عشق گرانقدر . 
پژوهشها حاكي از آن ميباشد كه زنان بيشتر به عشق از نوع پراگما، استورگ و مانيا و مردان به لودوس و اروس گرايش دارند. 
مثلث عشق 
تجربه عشق شامل عملكرد اجزاء صميميت، هوس(شهوت) و تعهد ميباشد. شما براي دسـتـيـابـي بـه يك رابـطه سـالم و پـايدار مـي بــايد اعتدال را ميان اين سه عنصر برقرار سازيد. اكنون به تعريف آنها ميپردازيم: 
تعهد: تا چه اندازه شما خود را وقف آن ميكنـيد كه رابطه يتان را شاداب و با طراوت نگاه داريد؟ و يا تا چه اندازه با يارتان صادق مي بـاشـيد؟ شـامل مسئوليت پذيري، وفاداري و وظيفه شناسي ميباشد. تعهد در رابطه به مفهوم آن است كه اكـثر موانع و مشكلات را مي توان با كمك يكديگر از ميان برداشت – وفادار حتي در سخت ترين شرايط. 
صميميت: نزديكي در رابطه – اموري كه شما و يارتان در آن سهيم مي بـاشـيـد اما فرد ديـگري از آنـها آگـاهـي ندارد – رازها و تجربـيات فردي و مشترك – صميميت امري فراتر از نزديكي جنسي و فيزيكي مي باشد. تا چه اندازه شـما در كنـار يـارتان احـساس راحت بودن ميكنيد؟ آيا قادر به بيان عقايد و نقطه نظرهاي خود ميباشيد ؟ بـدون آنـكه از مـورد انتقاد قرار گرفتن و نكوهش شدن واهمه داشته باشيد؟ آيا هنـگامي كـه صحبت ميكنيد واقعا به حرفهاي شما گوش ميدهد؟ 
هوس و شهوت: انرژي بخش رابطه يتان مي بـاشد. تمايل بـه بازگشت به منزل، تـنها براي كنار يار بودن – هوس فوريت ، شهوت و تمايلات جنسي، رمانتيك بودن، اشـتـيـاق براي در كنار هم بودن و رفع سريع موانع براي وصال ميباشد – احساسات شديد -جاذبه جسماني.
اكـنـون به ابعاد متفاوت عشق در شرايط وجود و يا فقدان سه خصيصه فوق در يك رابطه توجه كنيد: 
تعهد+صميميت و فقدان هوس: ايـن رابـطـه در خـطـر فروپاشي قرار ندارد اما نيازمند خلاقيت و انگيزه براي شعله ور ساختن مجدد عشق ميباشد. 
تعهد+هوس و فقدان صميمـيت: ايـن رابـطه عذاب آور است – گـاهـي اوقـات انـگـيـزه شديدي آنها را جذب يكديگر ميكند اما سرانجام به ياس و ناكامي منجر ميگردد زيرا قادر به آن نميباشند كه رابطه يشان را عميق تر سازند. يا آنكه افكار،علايق و آرزوهاي قلبي يكديگر را بشناسند. 
صميميت+هوس و فقدان تعهد: اين رابطه يك شبه است-كشش و اشتياق شديدي حكمفرماست اما عدم امنيت از آنـكه رابـطـه تـا چـه مـدت دوام خـواهـد آورد هر دو فرد را مايوس ميسازد. عشق رمانتيك. 
صميميت و فقدان هوس و تعهد: علاقه. 
هـوس و فـقـدان صـمـيـميـت و تعهد: عشق شيدايي. 
تعهد و فقدان صميميت و هوس: عشق تو خالي و راكد. 
هوس+صميميت+تعهد = عشق كامل و مطلوب.
بهاي عشق چيست به جز عشق؟
 هنگام تولد ، عمري به ما اعطا ميشود و نيرويي براي عشق ورزيدن ، تازندگي كنيم . از آن رو كه مرگ اغلب بي خبر به سراغمان مي آيد . به ندرتعمري ديگر و عشقي ديگر در كار هستمؤثرترين عامل براي به تمامي زندگي كردن و به تمامي عشق ورزيدنپذيرش صادقانه اين واقعيت است كه هيچكس صاحب هميشه نيست عشق همان آب حيات و چشمه ي جواني است كه آدمي از ديرباز در پي آن بوده است 
مادام كه عشق بورزيم جوان خواهيم ماند و مرگ ديگر چيزي جز آخرين منزل  سير تكاملي زندگي نخواهد بود . خوب است فراموش نكنيم كه دو روزه مهمان اين زمينيم . كمتر از يك سده مجال زيادي براي عمر كردن نيست ، ولي آن اندازه هست كه بياموزيم عشق غايت هستي است.
 صحيح آن است كه مراعات آدمهايي را كه دوستشان داريم بكنيم ،بخصوص كه نميتوانيم نسبت به درگيريهاي آنها آگاهي كاملي بيابيم . شكيبايي به خرج ندادن و متوقع بودن كه رشد كن و عاقل باش حتي اگر كمال حسن نيت را هم داشته باشيم ، شايد به اين معني است كه از نظر ما رشد كردن و عاقل بودن اموري ساده است
گاهي ، بهترين خدمتي كه ميتوانيم به آنها كه دوستشان داريم بكنيم  اين است كه كنارشان بايستيم ، خاموش باشيم ، شكيبايي به خرج دهيم ، اميدوارم باشيم ، بفهميم و منتظر بمانيم.
 دوزخ يعني دگر عاشق نبودن
با آغوش گشاده پذيراي عشق باشيد
محبت زماني از راه ميرسد كه كمتر از موقع ديگر انتظارش را داريم و در جستجوي آن نيستيم
شكار عشق هرگز يار درست را به ارمغان نمي آورد
صرفا به خاطر بي كسي ، هر كسي را نپذيريد . معيارهاي خود را تعيين كنيد
چگونه عشقي را ميخواهيد به سوي خود فرا بخوانيد؟
از ويژگي هايي كه به راستي در ارتباط عاشقانه مي جوييد فهرستي تهيه كنيد
اين ويژگي ها را در خود بپرورانيد تا شخصي را به سوي خود بكشانيد كه صاحب اين ويژگي ها باشد
وقتي عشق از راه ميرسد برايش آماده باشيد زمينه را فراهم كنيد و آماده باشيد تا عشق را بپرورانيد لبريز از محبت و مهر باشيد تا دوست داشتني بشويد با آغوش گشاده پذيراي عشق باشيد.

عتیقه زیرخاکی گنج