• بازدید : 109 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان پایان نامه سکولاریسم وکشف حجاب در ایران-خرید اینترنتی پایان نامه سکولاریسم وکشف حجاب در ایران-دانلود رایگان مقاله سکولاریسم وکشف حجاب درایران-پایان نامه سکولارسیم وکف حجاب در ایران

این فایل در صفحه ابل ویرایش تهیه شده است وشامل موارد زیر است:
در این فایل با مطالعه اقدامات ضد دینی در ایران وترکیه که نهایتا جامعه را به سوی سکولاریسم هداست کرد آنا میشویم وهم چنین در این پژوهش سیاست های رضا شاه را دمقابل مذهب ونیروهای مذهبی بصورت مقایسه ای بررسی خواهیم کرد.

معرفي روش و ماهيت تحقيق  كه معمولاً به شكل طرح  تحقيق  يا طرح پژوهش ارائه

 

مي شود موجب مي شود  كه  محقق  و خواننده  بر محتوا و شكل تحقيق  تسلط و احاطه داشته

 

باشند . با معرفي روش  و ماهيت تحقيق است  كه ارزيابي  و قضاوت در توفيق يا عدم توفيق   

 

نتايج  علمي تحقيق  براساس هدف و روش اعلامي ميسر مي شود براساس چنين ضرورتي در

 

بخش ابتدايي اين  پژوهش  طرح مسأله  –  تاريخچه  موضوع – هدف و قلمرو تحقيق – بيان

 

فرضيه – روش گردآوري داده ها و تجزيه و تحليل  آنها – سازماندهي  تحقيق  و ساير مسائل

 

به منظور تبين و تحديد و تدقيق و تعميق موضوع  مورد بررسي قرارمي گيرد .    

 

۱-۱) بيان مسأله 

 

تاريخ  بزرگترين منبع  شناخت ، سرشارترين ذخيره تجربه اندوزي و مؤثرترين وسيله

 

عبرت گيري  براي گام برداشتن در حال و روشن  نمودن  تصوير آينده است . تاريخ  بستري

 

است كه ما را با منابع اصلي انديشه ها و ريشه تحولات آشنا مي سازد . از اين رو درمراجعه

 

به  تاريخ  بايستي بسيار دقيق  بود و به ابعاد و زمينه هاي فكري  –  سياسي  –  اقتصادي  و

 

فرهنگي و بين الملي حوادث و تحولات توجه نمود .

 

 

تاريخ معاصر ايران و تركيه نيز از نظرمحتوا و مضمون سياسي، اجتماعي و فرهنگي

 

و كيفيت تحولات و فراز و فرودهاي  آن به خصوص در زمينه تعامل دين و دولت دربردارنده

 

 حوادث و تجربيات مهمي است كه آگاهي دقيق از آنها ميتواند براي ما در پيمودن راه دشوار

 

در مقطع حساس كنوني مفيد باشد و بي توجهي  به آن موجب ضرر و زيان خواهد شد .

 

جنبش ها و انقلاب هاي مهم در تاريخ  اسلام و بويژه در ايران و تركيه  با رهبري  و

 

حمايت  روحانيون  همراه  بوده  است . تحريم  تنباكو –  انقلاب  مشروطيت  و جنبش هاي

 

مقطعي  در شهرهاي مختلف  ايران عموماً  به رهبري روحانيت و تحت تأثير مستقيم عنصر

 

دين  صورت  گرفته  است ؛ در تاريخ  اجتماعي ، سياسي عثماني  و سپس تركيه هم دين  و

 

روحانيت نقش مهمي داشته اند .

 

اعلان  جنگ عثماني  به مصر در سا ل  1516  با فتواي  شيخ الاسلام علي جمالي

 

صورت گرفته است . در دولت عثماني  شماري از پادشاهان براساس فتواي  شيخ الاسلام ها

 

از قدرت  و سلطنت خلع شده اند .سلطان سليم سوم  و سلطان عبدالعزيز دوم و سلطان عبد-

 

الحميد دوم  با فتوا خلع  شده اند .

 

همچنين  قيام شيخ رجب و شورش شهر سيواس درمركز تركيه و قيام  شيخ سعيد در

 

شرق تركيه ( پس از تشكيل تركيه جديد) با رهبري وهدايت روحانيون صورت گرفته است .

 

به قدرت رسيدن مصطفي كمال پاشا در تركيه و همچنين رضاخان در ايران از جمله

 

حوادث مهم تاريخي است كه سرآغاز وسرمنشاء تحولات سياسي اجتماعي و فرهنگي بزرگي

 

دراين دو كشور به شمار مي آيد . به قدرت رسيدن مصطفي كمال پاشا و رضاخان  در كنار

 

شرايط داخلي ناشي از شرايط و تحولات بين الملي پس ازجنگ جهاني اول وانقلاب بلشويكي

 

در روسيه محسوب  مي شود . در دوران زمامداري مصطفي كمال پاشا و رضاخان ؛ كشور

 

ايران  و تركيه  وارد مسيري متفاوت از سيرتاريخي خود شد . گسترش  يافتن وابستگي هاي

 

فرهنگي ايران و تركيه به غرب و ترويج غربگرايي و خود باختگي و پي گيري سياست هاي 

 

تجدد گرايانه از طريق تضيف مذهب و از بين بردن دين و نيروهاي مذهبي و همچنين تشكيل

 

ارتش مدرن براي از بين  بردن مخالفان از مهمترين رويدادهايي است كه با اين دوران آغاز

 

مي شود .

 

در ايران و تركيه هر چند كه روند  تجدد گرايي از زمانهايي  بسيار دوري آغاز شده

 

بود  ولي در دوران حاكميت رضاشاه و مصطفي كمال حركت به سوي غرب و غرب گرايي 

 

بيشتر و با جدّيت و در قالب يك  دولت متمركز و مدرن دنبال گرديد . براي رسيدن  به چنين

 

آرماني هرچيزي كه دركشوراحساس مي شد  در برابر نوسازي مقاومت خواهد كرد به سرعت

 

از بين برده مي شد .

  • بازدید : 117 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق تحليلي بر حضور حماس در پارلمان فلسطين و مواضع آتي آن-خرید اینترنتی تحقیق تحليلي بر حضور حماس در پارلمان فلسطين و مواضع آتي آن-دانلود رایگان مقاله تحليلي بر حضور حماس در پارلمان فلسطين و مواضع آتي آن-دانلود رایگان سمینار تحليلي بر حضور حماس در پارلمان فلسطين و مواضع آتي آن
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وامل موارد زیر است:
در سال ۱۹۸۷، شيخ احمد ياسين گروه  حماس (جنبش مقاومت فلسطين)را براي مبارزه با اشغالگري اسرائيل بنياد نهاد حماس در آغاز، تنها چند عضو بيشتر نداشت كه تعدادي از آنها در زندان‌هاي اسرائيل بودند و در پايان سال ۱۹۸۸، اسرائيل حدود ۲۱ تن از رهبران و كادرهاي حماس از جمله دكتر عبدالعزين الرننيسي و ابراهيم اليازوري . صالح الشحاده را بازداشت كرد

از اين رو مسئول دفتر سياسي جنبش موسي (ابومرزوق) كه تا آن زمان جندان شناخته شده نبود، مجبور شد به غزوه برود و پيكره سازماني جنبش را در آنجا بازسازي كند، در همانجا بود كه شاخه نظامي اين جنبش تحت عنوان گردانهاي شهيد عزالدين قسام متولد شد. از اين مرحله به بعد رويارويي جنبش حماس با نيروهاي اسرائيلي، رنگ خشونت بيشتري به خود گرفت و برخلاف رويكردهاي سازماني آزاديبخش، از ينگ به كارد و سرانجام به گلوله و بمب و انفجارها نزديك شد. سال ۱۹۹۰ رويارويي همه جانبه اين گروه با اشغالگران آغاز شد و ناگهان ۱۳۰۰ تن از كادرها و رهبران اين جنبش در كرانه باختري و غزوه دستگير شدند، رفته رفته اين جنبش حماس با شهدا و بازداشت شدگانش توانست پايگاه مردمي گسترده‌اي پيدا كند و از مساجد، دانشگاه‌ها و مدارس ، جوانان تازه نفس به اين گروه ملحق شدند كه رهبران جديدي را براي آينده حماس تشكيل داده و توانستند اين جنبش را به پيش برند. 
پيمان «اسلو» علي‌رغم اين تعداد بازداشت شدگان جماس را گاهش داد ولي شرايط سخت‌تري را براي حماس پديد آورد زيرا اقدامات نظامي حماس به دليل احمال رويارويي با دولت فلسطين و تلاش حماس براي حفظ انسجام دروني، كاهش پيدا كرد و در عوض در اين مرحله هواداري از جنبش حماس همجنان روبه‌ گسرتش نهاد و علت اين موضوع از يك طرف به ادغام جنبش فتح در دولت فلسطين و كنار نهادن مبارزه مسلحانه از سور فتح ، نيز فساد حاكم بر سيستم دولت فلسطين و از طرف ديگر به عقلاانيت حماس مرتبط بود كه با وجود دستگيري تعدادي از فعالان نظامي‌اش توسط دولت فلسطين،حماس به روند روياوريي با دولت فلسطين كشيده نشد و البته بعضي از اعضا و هواداران حماس به روند رويارويي با دولت فلسطين افتادند: از جمله عبدالغزيز ارنتيسي و محمود الزهار و ابراهيم المقاده و غيره 
مقاومت و مبارزه مسلحانه تا عملايت شهادت طبانه عليه رژيم صونيستي به يك اجماع دست يافتند و از اين جهت حماس كه خواهان و مدافع عمليات نظامي عليه اشغالگران بود، پايگاه مستحكمي در جامعه فلسطين به دست آورد. در اين دوره ، اسرائيلي ها از روي هيچ راهكاري براي تعقيب و ياترور يا بازداشت اعضاي حماس و حتي تخريب خانه‌هاي آنها فوگذاري نكردند. اما با اين حال برتوان، سرسختي و حضور سياسي حماس افزوده شد و البته حضور رهبراني چون شيخ احمد ياسين و عبدالعزيز الرنتيسي نقش مهمي در پيشرفت حماس ايفا كرد و بدون ترديد الرنتيسي‌ همانند شيخ احمد ياسين از جايگاه ويژه‌اي در اين ميان برخوردار بود .او زباني تند داشت و با تمام توان و بدون هيچ‌گونه ملاحظه‌كاري از مقاومت دفاع كرد، لذا الرنتيسي در بين فلسطيني‌ها و حتي كشورهاي عربي و اسلامي محبوبيت زيادي كسب كرد تا آنجا كه مجله امريكايي «تايم» در سال ۲۰۰۲ او را به عنوان يكي از پنج شخصيت اثرگذار بر مسائل خاورميانه انتخاب كرد. پس از آنكه كران باختري تعدادي از رهبران خود را در پي ترور يا بازداشت‌ها از دست داد، غزه جايگاهي متفاوت يافت، و بخش اعظم برخوردهاي نظامي در كرانه باختري تمركز داشت . اين تفاوت به ضعف دستگاه نظامي فلسطيني‌ها در غزه مربوط نمي‌شد بلكه به ديوار امنيتي پيرامون غزه با كمي تعداد اهدافي كه بتوان انها را مورد حمله قرار داد و نيز به شهرك‌هايي كه بتوان آنها را مورد حمله قرار داد و نيز به شهركهايي يهودي كه به دليل موانع نظامي دور از دسترس بود كه زنجيره‌اي از ترورها شروع (از سوي اسرائيل )شد تا به شيخ احمد ياسين و عبدالعزيز الرنتيسي رسيد. به گونه‌اي كه آينده حماس را در معرض خطر قرار داد ولي همچنان به راه خود ادامه داد چون بازداشت و ترور نمي‌تواند به جنبش‌هايي كه زيست‌فكري و اجتماعي نيرومندي داردند آسيب برساند، به علاوه ، با توجه به پايگاه جنبش حماس در بين جوانان كه غالباً رهبران جديدي را به ميدان مي‌آورد، به ويژه جواناني كه در دوره مقاومت و چالش هاي رودرو تربيت شده‌اند در ناز و نعمت بايد به يك عامل مهم ديگردر اين باره اشاره كرد و آن حضور بخش گسترده‌اي از از رهبران ناشناخته در سايه است. عامل ديگري كه وحدت و يكپارچگي و ادامه مبارزه حماس را را تامين مي‌كند حضور اين جنبش در خارج از فلسطين است. پس از ترور شيخ احمد ياسين و جانشين وي عبدالعزيزالرنتيسي ، رويارويي حماس و اسرائيل رنگ ديگري به خود گرفت و اين گروه در حالي كه توسط شوراي رهبري هدايت ميشد و رهب واحدي نداشت به مبارزه خود عليه دشمن ديرينه‌اش ادامه داد. خماس در تمام طول عمر خود همواره به رويارويي با اسرائيل پرداخته است، بر خلاف جنبش فتح خماس تاكنون هيچ‌گونه انعطاف‌پذيري در مقابل اسرائيل از خود نشان نداده در حاليكه محمود عباس رئيس حكومت خودگردان موضع كبيري مخلفت كرده و و از گلوله و مبارزه نظامي سخن مي‌گويد و دست به عمليات نظامي مي زند. بدين ترتيب آتش بس كه محمود عباس پس از ماه‌ها مذاكره با اسرائيل در مورد آن به توافق رسيده بود، چندين مرتبه با شليك گلوله‌‌هاي خمپاره حماس شكسته شد. اساسي‌‌ترين تفاوت حماس و فتح در واقع موضع‌گيري اين دو گروه در قبال موجوديت اسرائيل است. حماس همواره بر اين موضوع تاكيد داشته كه موجوديت اسرائيل را به رسميت نمي‌شناسد و بر همين اساس حاضر به مصالحه با آن نيست. اين در حالي است كه اسرائيل نيز موضع‌گيري مشابهي در قبال اين گروه داشته و اين گروه را به عنوان گروه تروريستي و غير قابل مذاكره و معامله معرفي كرده است. 
  • بازدید : 127 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان پایان نامه اهميت معنويت و رشد معنوي در انسان-خرید اینترنتی پایان نامه اهميت معنويت و رشد معنوي در انسان-پایان نامه اهميت معنويت و رشد معنوي در انسان-دانلود رایگان مقاله اهميت معنويت و رشد معنوي در انسان

این فایل در ۱۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

     اهميت معنويت و رشد معنوي در انسان، در چند دهه گذشته به صورتي روز افزون توجه روان شناسان و متخصصان بهداشت رواني را به خود جلب كرده است. پيشرفت علم روان شناسي از يك سو و ماهيت پويا و پيچيده جوامع نوين از سوي ديگر، باعث شده است نيازهاي معنوي بشر در برابر خواسته ها و نيازهاي مادي قد علم كنند و اهميت بيشتري بيابند

اهمیت و ضرورت پژوهش

     پیشرفت شدید روان شناسی در دهه های اخیر و کشف آثار گسترده و غیر قابل انکار دین و معنویت در همه ابعاد زندگی انسان، به خصوص نقش بی بدیل آن در آرامش روانی، بهداشت و سلامت روانی و حتی تاثیر جدی آن در کاهش و بهبود رنج های روحی، اختلالات روانی و ناهنجاری های اجتماعی موجب رشد فزاینده و رو به گسترش مطالعات روانشناسی دین و معنویت در ابعاد مختلف شد (غروی، ۱۳۸۲). همانطور که پیشتر آمد، یکی از نتایج این توجه و علاقه گسترده روانشناسان به حوزه دین و معنویت، پیدایش مفاهیمی جدید در ادبیات روانشناسی بوده است. به علل گوناگونی، جامعه روانشناسی ایران با این مفاهیم جدید آشنایی کمی دارد و بطور کلی ممکن است زمان زیادی از پیدایش مفاهیم و رویکردهای جدید در حوزه روانشناسی بگذرد تا فضای دانشگاهی در ایران با آن ها آشنا شود.

      از آنجائيكه هوش معنوي يك مفهوم جديد در روانشناسي است و پژوهش هاي اندكي در رابطه با اين مفهوم در ايران صورت گرفته و مخصوصا ابزاري دقيق و استاندارد كه بتواند اين سازه را اندازه گيري كند وجود ندارد، لذا ضروري است، اين تست بر روی افراد مختلف از جمله دانشجويان اجرا شود تا بدينوسيله گامي در جهت استاندارد سازي آن در كشور عزيزمان ايران صورت پذیرد. از طرفي، اين ابزار زمانی اهميت پيدا خواهد كرد كه وسيله اي استاندارد و مناسب براي كساني كه در اين حوزه مي خواهند پژوهش هاي بيشتري انجام دهند، به حساب آید.  بنابراين، روشن است وجود ابزاري فني (عملي بودن، اعتبار، روايي و نرم يابي) به منظور سنجش دقیق سازه هوش معنوی در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان زنجان می تواند از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد.

 

اهداف پژوهش

     هدف از انجام اين تحقيق استاندارد ساختن تست هوش معنوي در بين دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان زنجان است.  تلاش بر اين است، اين ابزار وسيله اي شود جهت سنجش توانايي دانشجويان در استفاده از منابع معنوي در حل مشكلات روزمره خود و از طرفی نیز ابزاري براي پژوهش كساني كه در زمينه هوش معنوي علاقمند به كار هستند  باشد.

     استاندارد ساختن اين آزمون در واقع گامي در جهت سنجش توانايي افراد در استفاده از منابع معنوي در حل مشكلات روزمره است.  بطور خلاصه، مي توان اهداف پژوهش را به شرح زير بيان داشت:

 

۱-  شناخت مولفه هاي اصلي هوش معنوي.

۲-  فراهم ساختن ابزاري مناسب براي پژوهشگران ديگر در استاندارد ساختن آزمون هاي ديگر و پژوهش هاي مرتبط.

۳-  تهيه وسيله اي عيني، معتبر و روا براي سنجش هوش معنوي.

 

سؤالات پژوهشی

     چون اين ابزار (سياهه) براي نخستين بار در ايران ترجمه شده است، بررسي روايي و اعتبار آن در گروه دانشجويان ضروري است.  با توجه به اينكه موضوع مورد بررسي جنبه اكتشافي دارد،  لذا تهيه پاسخ براي پرسش هاي زير نيز امري ضروري است.

۱-              آيا بين مجموعه پرسش هايي كه به منظور سنجش هوش معنوي تهيه شده است، هماهنگي دروني كافي وجود دارد؟

۲-              آيا آزمون هوش معنوي داراي روايي كافي است؟

۳-              محتواي مجموعه سياهه  هوش معنوي از چه عواملي و تا چه حد اشباع شده است؟

۴-               آيا مجموعه سوال هايي كه براي هوش معنوي تهيه شده است، با نمره هاي هوش هيجاني همبستگي مثبت دارد؟

۵-              آيا عامل هاي به دست آمده از سياهه هوش معنوي با ساختارهاي نظري آن مطابقت دارد؟

 

تعریف مفاهیم و اصطلاحات

     آزمون[۱] : آزمون وسيله اي است عيني و استاندارد كه براي اندازه گيري نمونه اي از رفتار يا خصايص آدمي بكار مي رود. در اين تعريف، مراد از عيني آن است كه روش اجرا، نمره دادن و تعبير و تفسير نتايج آزمون بر اساس قواعدي معين و مشخص صورت مي گيرد و  قضاوت شخصي در آنها بي تاثير است (شريفي،۱۳۷۷).

     هوش معنوی : هوش معنوی بیانگر مجموعه ای از توانایی ها، ظرفیت ها و منابع معنوی   است که کاربست آنها در زندگی روزانه می تواند موجب افزایش انطباق پذیری و بهزیستی فرد شود.  در تعریف های موجود از هوش معنوی، به ویژه بر نقش آن در حل مسائل وجودی و یافتن معنا و هدف در اعمال و رویدادهای زندگی روزمره تاکید شده است (زوهر و مارشال[۲]، ۲۰۰۰؛سیسک[۳]، ۲۰۰۱؛ولمن[۴]، ۲۰۰۱؛ناسل[۵]، ۲۰۰۴؛کینگ، ۲۰۰۷). از نظر عملیاتی هوش معنوی نمره ای است که آزمودنی در مجموعه تست هوش معنوی به دست می آورد.  

     عملي بودن[۶] : شامل همه ملاحظاتي است كه يك آزمون را در عمل از نظر عوامل اقتصادي، سهولت اجرا، تفسير و استفاده صحيح از نمره ها قابل استفاده مي سازد (هومن،۱۳۸۴).

     اعتبار[۷] : اعتبار آزمون، به دقت وسيله اندازه گيري اشاره مي كند و به ثبات، پايايي، همگوني، نظم، بازپديدآيي، پيش بيني پذيري و حساسيت آن مربوط مي شود.  در مفهوم ديگر يعني اينكه اگر خصيصه  مورد نظر را با همان وسيله يا وسيله مشابه قابل مقايسه با آن شرايط مشابه مورد سنجش قرار دهيم نتايج حاصل تا چه حد مشابه، دقيق، پيش بيني پذير و قابل اعتماد است (هومن،۱۳۸۴).  

     روايي[۸] : مقصود از روايي آن است كه وسيله اندازه گيري به واقع بتواند خصيصه مورد نظر را اندازه بگيرد نه خصيصه ديگري را. روايي يعني مناسب بودن، با معنا بودن و مفيد بودن استنباط هاي خاصي است كه از روي نمره هاي تست عمل مي آيد (هومن،۱۳۸۴).

     تحليل عاملي[۹] : تحليل عاملي اصطلاحي است كه براي رواسازي و توسعه ابزارهاي روان­سنجي، تحليل داده ها به منظور كشف سازه هاي جديد و كمك به تدوين تئوري تحليل محتوا و مواد محاسبه، سبك هاي مديريتي، علائق شغلي و . . .  بكار مي رود (هومن،۱۳۸۴). استخراج تعداد محدودي عوامل از ميان تعداد زيادي متغيرهاي همپوش به صورتيكه بين متغيرها مشترك باشد، به جاي تعدادي از متغيرها قرار مي گيرد اين عوامل با يكديگر همبستگي و تداخل نداشته باشد و سازه اي روشن و با معنا بيان كنند (ثرندايك، ترجمه هومن، ۱۳۷۵).

     بار عاملي[۱۰] : همبستگي يك متغير با يك عامل را بار عاملي مي گويند كه مقدار آن از ۱- تا۱+  تغيير مي كند (كلاين، ترجمه مينايي، ۱۳۸۰).

عامل[۱۱] : رويس معتقد است عامل، سازهاي است كه عملا از روي بارهاي عاملي اش تعريف      مي شود. اساسا عامل، بعد يا سازه اي است كه روابط مجموعه اي از متغيرها را به صورت خلاصه مطرح مي كند (كلاين، ترجمه مينايي، ۱۳۸۰).

     واريانس مشترك[۱۲] : نسبت واريانس مشترك هر متغير و عامل ها را واريانس مشترك مي نامند كه مقدار آن بين ۰ و ۱ تغيير مي كند (سرمد و همكاران،۱۳۸۷).

     واريانس خطا [۱۳] : نوعي واريانس كه تقريبا در همه پژوهش ها وجود دارد و بيانگر نوسان، تغيير يا پراش اندازه ها به سبب تاثير عوامل تصادفي است (هومن،۱۳۸۴).

     چرخش عامل ها : چرخش عامل ها واريانس بين عوامل و در نتيجه اعتبار را تغيير مي دهد (ثرندايك، ترجمه هومن، ۱۳۷۵). چرخش محور ها،  ساختار عامل ها را ساده می كند و چرخش عامل ها، ماتريس اوليه را به ماتريس ديگري انتقال مي دهد و از طريق پراكنده كردن واريانس در همه عامل ها،  تا حدي يكنواخت تر ساختار عاملي را روشن      مي كند و بطور كلي به يك راه حل تغيير پذيري به احتمال زياد به ساير نمونه هاي همان جامعه قابل تعميم باشد، مي گردد (هومن،۱۳۸۴).

     چرخش متعامد[۱۴] : روش متعامد، عامل هايي فراهم مي آورد كه مستقل از يكديگر است. اگر عامل ها مستقل از هم باشد، لازم است محورهاي عامل ها در جريان چرخش «عمود بر هم» باشد و هر مجموعه به ميزان زاويه قائمه چرخش داده شود (هومن،۱۳۸۶).  

     چرخش متمايل[۱۵] : بعضي اوقات خوشه بندي متغيري نسبت به هم به گونه اي است كه محورهاي حايل براي نمايش آنها مناسب تر است.  به اين روش چرخش كه محورها نسبت به هم با زاويه اي غير از قائمه قرار مي گيرند، چرخش متمايل گفته مي شود.  روش هاي متمايل اجازه مي دهد عامل ها بعد از چرخش همبسته باشد (هومن،۱۳۸۶).

     چرخش واريماكس[۱۶] : روش واريماكس «عامل ها را تميز مي كند»، يعني عامل هايي توليد مي­كند كه با مجموعه كوچكتري از متغيرها داراي همبستگي قوي و با مجموعه ديگري از متغيرها داراي همبستگي ناچيز باشد. اين روش ستون هاي ماتريس عاملي را ساده مي سازد، و در آن فرايند ساده سازي معادل با بيشينه ساختن واريانس مجذور بارهاي عاملي هر ستون است. در اين روش چون تعداد متغيرهايي كه بارهاي قوي در يك عامل دارد كمينه مي گردد، تفسير عامل ها ساده تر خواهد بود (هومن،۱۳۸۶).

     تحليل مولفه هاي اصلي[۱۷] (PC) : تحليل مولفه هاي اصلي كه يكي از مدل تحليل عاملي اكتشافي است عامل ها واريانس هر متغير، از جمله واريانس مشترك با ساير متغيرهاي مجموعه (كه وارياتس ها)، و نيز واريانس اختصاصي را توجيه مي كند. تعداد مولفه ها (يا عامل ها) در تحليل مولفه اي از لحاظ تئوري بايد با تعداد متغيرها برابر باشد. زيرا همه واريانس هر متغير بايد توسط عامل ها توجيه شود (هومن،۱۳۸۶).

     ساختار عاملی[۱۸] :عبارت است از تعداد عواملی که کل پراکندگی موجود در متغیرهای پرسشنامه را توصیف می کند (هومن، ۱۳۸۶). منظور از بررسی ساختار عاملی این است که پرسشنامه از چه عواملی تشکیل شده است.

     ارزش ويژه[۱۹] : مجموع مجذورات بارهاي عاملي هر عامل،  نسبت واريانس تبيين شده به وسيله آن عامل را منعكس مي كند. اين مقدار كل واريانس، ارزش ويژه عامل است. هر چقدر ارزش ويژه عامل زياد باشد آن عامل واريانس بيشتري را تبيين مي كند.

     نرم[۲۰] : نرم يا هنجار عبارت است از متوسط عملكرد گروه نمونه اي از آزمودني ها كه به روش تصادفي از يك جامعه تعريف شده انتخاب مي شود. نرم آزمون هاي استاندارد شده بر اساس توزيع نمره هاي خام گروه نمونه اي از آزمودني ها بدست مي آيد (شريفي، ۱۳۸۳).

     هنجار يابي[۲۱] : به دست آمدن نوعي نرم است كه در آن فاصله نمره ها از ميانگين بر حسب انحراف استاندارد بيان مي شود. در واقع يك نوع واحد استاندارد اندازه گيري است كه معناي آن در تست هاي مختلف اساسا يكسان و ثابت است (هومن، ۱۳۸۴).

     ضريب آلفاي كرونباخ : روشي براي محاسبه اعتبار تست از طريق يكبار اجراي تست است. اين روش به هماهنگي كاركرد آزمودني از يك سوال به سوال ديگر بستگي دارد (هومن، ۱۳۸۴).




  • بازدید : 112 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق سیری بر نظرات جامعه شناختی هایک-خرید اینترنتی تحقیق سیری بر نظرات جامعه شناختی هایک-دانلود رایگان مقاله سیری بر نظرات جامعه شناختی هایک-تحقیق سیری بر نظرات جامعه شناختی هایک

این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با توجه به گستردگی نظرات هایک، در این مقاله سعی شده است به مهمترین نظریات او در باب جامعه شناسی سیاسی در مورد آزادی خودی، عدالت اجتماعی، دموکراسی  حکومت قانون و راه حلئ پیشنهادی او پرداخته شود در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم.

دیدگاه هایک نسبت به خرد آدمی:

از نظر هایک ذهن انسان محصول تحولی تدریجی است. نهادهای اجتماعی هم محصول فرایند تدریجی و طولانی است و نوه محصول خرد آگاهانه انسان(گری، ۱۳۷۹: ۱۳)

اندیشه ای که در شناخت شناسی هایک موجود است. این است که ما نمی توانیم از ددگاه بشری مان فراتر برویم و به دیدگاهی فارغ از تجارب ذهنی مان نسبت به جهان در کل و به گونه ای که واقعاً هست، برسیم. به عقیده ی وی ما نمی توانیم بدانیم چیزها در واقعیت خود چگونه اند، تنها آنچه برای ما امکان پذیر است دستیابی به این شناخت است که ذهن ما چگونه به تجارب مختلف خود از امور نظم و سامان می دهد.

هایک با تأکید بر سنت و نقد عقلانیت برساخته، بر این نظر است که قواعد موروثی سنت بهتر می تواند در خدمت کارکرد جامعه باشد تا آنچه به صورت غریزی خوب دانسته می شود یا آنچه به طور عقلانی برای رسیدن به اهداف خاص مفید تشخیص داده می شود و این حقیقتی است که عقلانیت برساخته نمی تواند بپذیرد( همان:۴۰) او خودگرایی فرانسوی را که همراه با حکومت مطلقه است، ناشی از عقلانیت برساخته می داند. چرا که به عقیده ها یک افعال انسانی بر اساس یک سلسله قواعد و اصول کلی و انتزاعی صورت می گیرد، که توسط عقل انسان طراحی نشده و در نتیجه فرایند تکامل رشد کرده است.

نقد هایک بر عقلانیت برساخته شامل موارد دیگری هم می شود به نظر او عقلانیت بر ساخته که متأثر از اندیشه های دکارت و روسو است، به نتایج کاملاً مخالف فردگرایی حقیقی یعنی سوسیالیسم و دیگر انواع جمع گرایی منجر می شود( همان: ۷۳) همچنین عقلانیت برساخته به نابودی همه ارزش های اخلاقی می انجامد و به این اعتقاد منجر می شود که فرد باید فقط ارزیابی شخصی خود از اهداف خاص را راهنما بگیرد( هایک، ۱۷۴:۱۳۸۲)

 

 

 

 

 

۲- نظم خود انگیخته:

به عقیده ی هایک نظم موجود در اجتماع انسانی چیزی نیست که به شکل واقعیتی فی نفسه دربیرون وجود داشته است و ما آن را از جهان اخذ کرده باشیم. نظمی که ما در جهان شاهد آن هستیم نظمی است که محصول فعالیت خلاقانه ذهن است نه حاصل هدایت عقل و تأمل آگاهانه آدمی. نظم صورتی« خود انگیخته» است( محمد علی زاده)

 

 این شاید اساسی ترین مفهوم هایک باشد که منحصراً نیز متعلق به اوست و بر اساس این دید نسبت به نظم موجود در جهان اکثر نظریات او شکل می گیرد.

او بر شباهت و نزدیکی تفکر نظم خود انگیخته خود با نظریه تحول طبیعی داروین اعتقاد دارد. به نظر او داروین متأثر از اقتصاد دانی چون هیوم و اسمیت نظریه خود را مطرح کرده یعنی زیست شناسی از اقتصاد تأثیر پذیرفته و نه عکس..( گری، همان:۱۶) از دید او قانون نظم خودجوشی است محصول تحولی طولانی. قوانین نباید به طور عقلانی و ارادی توسط انسانها تدوین شود بلکه توسط یک جریان انتخاب تدریجی، قواعد حقوقی مؤثر و مفید برایذ تضمین آزادی به وجود می آیند.

به نظر هایک نظم انتزاعی از افراد نمی خواهد درباره اهداف مشترک به توافق برسند. فقط نیازمند آن است که هر کس هنگام تعقیب هدف خاص خودش با دیگران در برخی قواعد اساسی موافقت کند( هایک، همان:۲۹)

از دیدگاه او، نظم خودانگیخته نظمی است که اگر بخواهیم با ترتیب دادان هر بخش تغییری در آن بدهیم فقط آن را به زده ایم نه اینکه اصلاح کرده باشیم. تنها راه مؤثر اصلاح آن، اصلاح قواعد انتزاعی راهنمای فرد است. که این کار ضرورتاً کند و دشوار پیش می رود.( همان:۱۷۹)

او نمونه نظم خودانگیخته را در قلمروهای دیگری مانند قوانین، زبان اخلاق و اجسام فیزیکی چون بلور و … ونیز ذکر می کند. به عقیده هایک هر یک از اینها ساختارهای خودسامان یافته ای هستند. که بی هیچ طرحی پدید آمده اند( محمد علی زاده، همان) همچنین انتقاد هایک از عقلانیت خردگرا شامل برداشت آنها از نظم موجود در جهان نیز می شود. این دیدگاه غلط را که هر نظم اجتماعی مفیدی باید حاصل طراحی باشد هایک به فلسفه غلط ناشی از عقلانیت برساخته می داند. چرا که هایک آن نوع عقل گرایی را مورد حمله قرار می دهد که سعی دارد هر نوع اجتماعی را سازمان دهد( لسناف،۲۲۱:۱۳۸۷)

۳- آزادی فردی:

یکی از پیامدهای ضمنی مهم مفهوم نظم خودانگیخته در اندیشه هایک، این است که چون نظم در اجتماع خودانگیخته بوده و هدفمند نیست لذا در خدمت هیچ هدف خاصی نیز نخواهد بود چیزی که هایک از آن در نهایت در دفاع از آزادی فردی استفاده می کند. دفاع هایک از قواعد مستقل از هدف به عنوان قاعده ای اساسی جهت پیگیری آزادانه اهداف از سوی افراد بیانگر این اعتقاد اوست که شناخت ما از جامعه چنان انتزاعی است که امکان برنامه ریزی آگاهانه را از میان می برد و از این جهت است که نباید هیچ مرجعی را دارای قدرت در دستیابی به شناخت کامل دانست و این همان چیزی است که مانع از سلب آزادی از افراد و اعمال زور بر آنها می گردد ( محمد علی زاده، همان).

او با اصل قرار دادن آزادی فردی، دموکراسی ر ا شیوه ای برای رسیدن به هدف اصلی یعنی آزادی فردی می داند اما دموکراسی به شکل امروزی مانعی است برای رسیدن به آزادی چون حکومت اکثریت است( گری، همان:۲۷)

به نظر هایک تنها اصلی که تاکنون توانسته رشد مداوم یک تمدن پیشرفته را ممکن سازد اصل آزادی فردی بوده است. اما از دیدگاه او آزادی فردی زمانی امکان پذیر می شود که زندگی اجتماعی انسان به یک جامعه باز که انسجام آن حول رعایت قواعد انتزاعی( نظم خودانگیخته) تحقق می یابد، تحول پیدا کند.( همان منبع:۲۸)

۴- مخالفت با برنامه ریزی متمرکز:

هایک برای مخالفت با برنامه ریزی ابتدا بحثی را با عنوان« تقسیم معرفت» بیان می کند. بر این اساس همچنان که هیچ فردی قادر به داشتن تمامی تخصص های گوناگون کاری نیست. احاطه داشتن به تمامی معارف و اطلاعاتی که افراد جامعه در اختیار دارند غیر ممکن است پس تمامی معرفت در دست یک فرد یا گروه نیست و میان تمام افراد تقسیم شده است. از آنجا که اقتصاد متمرکز و برنامه ریز، به هیچ وجه قادر به جمع آوری کلیه اطلاعات ضروری و مفید جامعه به منظور رفاه حال افراد نیست، پس برنامه ریزی در بهترین حالت تنها بر پایه اطلاعات محدود صورت می گیرد( همان منبع:۱۴)

با توجه به این دیدگاه معرفی، هایک به نقد برنامه ریزی متمرکز( سوسیالیسم) که در بطن نطریات وی جای می گیرد کلیدی ترین مفهوم خود یعنی نظم خودانگیخته را بنیان می کند( که بیشتر به آن اشاره شد.) بنا بر دیدگاه وی برنامه ریزی اجتماعی جهت دستیابی به نظم امری محال است چرا که نظم از طریق قواعدی بر رفتار ما حاکم است که غیر قابل شناخت هستند( زندیگ ما همواره تحت فرمان و حاکمیت قواعد غیر قابل بیان است). او اعتقاد دارد که برنامه ریزی متمرکز، آن چه مدافعان آن می خواهند را تحقق بخشیده و در واقع اگر تلاش هایی برای این کار صورت گیرد، به انواعی از مشکلاتی که در راه بردگی به آن ها اشاره کرده است، منجر خواهند شد( شیرهور، ۲۸:۱۳۸۹)

به اعتقاد او، نظام های فاشیسمی، نتایج تلاش برای برنامه ریزی متمرکز اقتصادی بودند. از این بابت، نه تنها نازیسم را نباید آنتی تزکمونیسم تلقی کرد، بلکه وجوه تشابه به رژیم های هیتلوواستالین را باید بر این اساس شرح داد که هر یک از آن ها از طریق اشکال مطلوب سازماندهی اقتصادی خود، به شیوه ای مشابه از خصوصیات جامعه ای که به طوری نظام مند بر بربازار مبتنی باشد، فاصله گرفتند( همان) بنابراین تفسیر او این بود که هم استالپنیسم و هم نازیسم شکلهایی از سوسیالیسم هستند. به نظر او این دو رژیم تونالیتو، عنی سوسیالیسم چپ و سوسیالیسم راست بودند( سناف) همان:۴۱۴)

۵- عدالت اجتماعی:

به عقیده هایک، عدالت اجتماعی از اندیشه هایی است که به شدت قانون و آزادی را تهدید می کند. وی با عدالت اجتماعی به معنای توزیع ثروت بر اساس شایستگی افراد مخالف بو.د. چرا که به نظر وی بحث درباب عادالانه با ناعادلانه بودن توزیع در بازار که حاصل نظمی خودانگیخته و نه طراحی شده است، نادرست است از این جهت که این تصور متضمن اعطای قدرتی خاص به مراجع حکومتی است بنا بر صلاحدید خودشان در مورد شهروندان تصمیم بگیرند که نتیجه آن ممکن است سرکوب باشد. این اندیشه که هر کسی برخوردار از سهمی خاص از ثروت است که باید به وی اعطا شود امری خطرناک پنداشته می شود و از نظر هایک این همان چیزی است که سبب پیدایی نظام هایی چون فاشیسم و نازیسم می شود( محمد علی زاده، همان) او در یکی از سخنرانی های خود در استرالیا می گوید:« پوچی کامل اصطلاح عدالت اجتماعی از آن جا پیداست که درباره اینکه عدالت اجتماعی در هر مورد خاص نیازمند چیست، هیچ توافقی وجود ندارد؛ و هیچ محکی نیست اگر افراد اختلاف نظر پیدا کردند بدان وسیله بتوان نتیجه گرفت که حق با کیست؛ و ممکن نیست هیچ طرحی پیش پنداشته ای به طور مؤثر برای توزیع در جامعه ای تدبیر شود که افراد آن آزادند، بدین معنا که اجازه دارند از شناخت های خویش برای حصول مقاصدشان استفاده کنند(شیرمو، همان)

نابراین هایک بکار بردن واژه عدالت اجتماعی را از حیث عقلی بی اعتبار است و به همین جهت آن را سراب می داند. زیرا کاربرد واژه عدالت در مورد توزیعی که هیچ کس مسئول به وجود آمدن آن به انبوه و از پیش هم برنامه ریزی نشده است بی معناست. پس او تعریفی متفاوت از بی عدالتی دارد و آن را چنین معنا می کند: نقص تعهد توسط فرد و نقض قاعده رفتاری عادلانه( نقض قواعد حاصل از سنت و نظم خودانگیخته) لسناف، همان:۲۳۷)

۶- حمایت از حکومت قانون و نحوه صرف دموکراسی:

علاوه بر انتقادات شدید هایک علیه سوسیالیسم و اشکال آن، او دموکراسی امروزی را شکل دادن اکثریتی سازمان یافته برای حمایت برنامه ای خاص به نفع گروههای خاص تعریف می کند. در همین راستا او به شدت نسبت به احزاب بدبین است و آنان را همدستان صاحبان منافع 

می داند(همان:۲۴۵)

به نظر هایک این سخن که هنگامی که اکریت اعمال حکومت را تأیید کند، حکومت قانون حفظ شده است، چیزی به جز بازی با الفاظ نیست. حکومت قانون ضامن آزادی فردی دانسته می شود زیرا به این معنا بود که الزام و اجبار فقط در صورتی جایز است که در کلیه موارد آینده نیز اطاعت از قواعد عام ناظر بر رفتار فرد را که به طور مساوی شامل همگان گردد به اجرا بگذرد( همان:۲۳۲)

از نظر هایک آنچه به گسترش روز افزون حکومت بر زندگی اقتصادی می انجامد خود دموکراسی نیست بلکه شکلهای خاص دموکراسی است که امروزه تنها صور ممکن دموکراسی دانسته 

می شود. نظریه پردازان دموکراسی امروزین به اکثریت ها آموخته اند که هر چه می خواهند عادلانه است در حالی که آنچه امروزه عدالت اجتماعی با عدالت توزیعی خوانده می شود عمدتاً جایگزین رفتار عادلانه فردی می شود( هایک، همان:۱۹۳)

هایک حکومتی را می پذیرد که خودنیل قواعد رفتاری عادلانه عمل کرده و سیاستهایش را در تبعیت از آن قواعد به اجرا گذارد نه اینکه قانون گذاری جهت اجرای قوانین حکومت بر سایر ارگان ها در خدمت حکومت قرار بگیرد. بنابراین از دیدگاه او در صورتی حکومت مبتنی بر قانون شایسته است که قوانین چهارچوبی که افراد باید در آن حرکت کنند را معین سازد اما در درون چهارچوب تصمیم با خود افراد است این قوانین ما را تابع اراده دیگری نمی کند یا مجبورمان 

نمی کنند در خدمت اهداف افرار دیگری قرار گیریم. او این گونه حکومت قانون را نگهبان و تجسم قانونی آزادی می داند.( لسناف، همان: ۲۳۴)

 

 

۷- ارائه راه حل برای اصلاح دموکراسی امروزی:

به نظر هایک ریشه شر اختیار نامحدود قوه مقننه در دموکراسی های امروزی است. اختیاری که اکثریت پیوسته مجبور با استفاده از آن به نحوی است که اغلب ممکن است حتی خواهان آن نباشد( هایک، همان: ۱۸۹) از دیدگاه او عقیده نظریه پردازان کلاسیک حکومت انتخابی، به هیچ وجه موجود چنین قوه مقننه ای را نتیجه نمی دهد. به نظر لاک اخییار هیأت مقننه باید به نحوی معین محدود شود به گذرانیدن قوانین به مفهوم مشخص قواعد کلی حاکی برر رفتار عادلانه و مساوی قابل اعمال در مورد همه شهروندان( همان:۱۹۰)

با انتقاداتی که هایک بر قوای مقننه امروزی دارد، اصلاحی رادیکال و بنیادین در قانون اساسی 

دموکراتیک پیشنهاد می کند، نظراتی آن چنان رادیکال که خود او امیدی نداشت که هیچگاه به طور کامل جامه عمل بپوشد.

راه حل او تشکیل دو مجمع انتخابی متفاوت با ذتکالیف مختلف است.یکی مجمع قانوگذاری حقیقی و مجمع دیگر که سروکارش با حکومت کردن به معنای اخص باشد. مجمع قانوگذاری مورد نظر هایک مطیع و فرمانبردار حکوکت نیست و ان گونه نیست که فوراً  هر قانونی که حکومت به منظور رسیدن به مقاصد آنی خود بخواهد، تصویب کند. قوانینی که مجمع قانوگذاری وضع می کند نه تنها باید در معنای رسمی آن کلی و عام بلکه انتزاعی هم باشد.یعنی هدف از آن رسدن به هیچ هدفی یا تأثیر گذاشتن بر هیچ گروهی نباشد بلکه ناظر بر موارد بی شمار ناشناخته ای در آینده باشد( همان:۲۰۳)

مجمع قانونگذاری نباید دستخوش سیاستهای حزبی شود. این مجمع باید میدان تضارب افکار و آرا باشد و نه میدان تعارض منافع. همچنین هایک برای اعضای این مجمع ویژگی هایی را بر 

می شمارد که عبارتند از:

۱- اعضای نسبتاً سن زیادی داشته باشند( ۴۵تا ۶۰ساله) و برای دوره های طولانی( مثلاً شانزده سال) انتخاب شوند.

۲- برای نوسازی اعضای مجمع، هماهنگ با تغییر تدریجی افکار رای دهندگان، اعضا همگی یکباره انتخاب نشوند بلکه عده ثابتی از آنان هر سال در پایان دوره نمایندگی عوض می شوند.

مجمع حکومتی میدان مبارزه سیاست های حزبی از همین نوع آشنا خواهد بود و انتخاب آن هم به همین شکل آشنای فعلی انجام می گیرد. این مجمع هیچ اختیاری برای اجبار و الزام شهروندان نخواهد داشت. اختیارات آن از جمله اخذ مالیات به منظور تأمین منابع مالی لازم برای خدماتی که حکومت باید عرضه کند، محدود به اجرای قواعد رفتار عادلانه خواهد بود که وضع آن را مجمع قانونگذاری بر عهده دارد( لسناف، همان:۲۴۶و۲۴۷)

هایک برای رسیدگی به اشتباهات مجمع حکومتی قانونگذاری در نظر می گیرد و آن را دادگاه قانون اساسی می نامند. این دادگاه برای رسیدگی به موارد تعارض میان مجلس قانونگذاری و سازمان های حکومتی، صلاحیت خواهد داشت( هایک، همان:۲۰۳)

  • بازدید : 103 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق وحدت ملي و انسجام اسلامي-خرید اینترنتی تحقیق وحدت ملي و انسجام اسلامي-دانلود رایگان مقاله وحدت ملي و انسجام اسلامي-تحقیق وحدت ملي و انسجام اسلامي

این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
وحدت یعنی با حفظ کرامت انسانی و ارزشهای دینی و مذهبی، مصالح کیان اسلام را در نظر داشت و مسلمانان با هر مذهب و اعتقادی که دارند خود را برادر دینی هم بدانند و فریب دسیسه های دشمنان مشترک خود را نخورند که دشمنان می خواهند اصل اسلام را که متشکل از اهل تسنن و تشیع است

سال ۸۶: سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی»
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایشان عید نوروز را به عنوان «جشن ملی ایرانیان» به فرد فرد ملت ایران، تمامی ایرانیان در سراسر جهان و همه ملتهایی كه نوروز را جشن می‌گیرند، تبریك گفتند و با اشاره به زیبایی‌های فراوان جشن ملی نوروز، افزودند: مستحكم كردن روابط و پیوندهای عاطفی، شادی و طراوت دلها و نو كردن محیط زندگی از جمله خصوصیات “زیبا، نجیبانه و مهربانانه” نوروز است كه همگی مورد تایید آیین مقدس اسلام است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به متبرك بودن سال ۱۳۸۵ به نام مبارك پیامبر اعظم (ص)، خاطرنشان كردند: سال ۸۵ لبریز از نام و ذكر آن بزرگوار بود اما دستیابی به معرفت پیامبر اعظم زمانی بسیار گسترده می‌طلبد و در واقع همه سالهای ما سال پیامبر اعظم است. رهبر انقلاب اسلامی، موفقیتها و پیشرفتهای ایران را در سال ۸۵ بیشتر از تلخی‌ها و توقفها ارزیابی كردند و افزودند: تلاشهای متراكم در عرصه‌های مختلف داخلی از جمله در زمینه‌های علمی و اقتصادی و متجلی شدن ابهت ملی ایرانیان در عرصه‌های بین‌المللی از نشانه‌های پیشرفت‌های چشمگیر ایران در سال ۸۵ محسوب می‌شود و این حركت و تلاش ملی در سال جدید نیز متناسب با نیازهای ملت، با همت بلند آحاد مردم و مسوولان ادامه خواهد یافت. ایشان، «بیداری، امید، عزم عمومی و اعتماد به نفس ملی» را دستمایه حركت به سوی آینده‌ای مطلوب خواندند و افزودند: ملت ایران با نو شدن سال، عزم خود را نو می‌كند و با ورود به میدانهای جدید و در برخورد مدبرانه با چالشها و دشمنی‌ها، مسیر روشن خود را ادامه می‌دهد. رهبر انقلاب اسلامی، ایجاد تفرقه و تضعیف وحدت ملی ایرانیان و به وجود آوردن مشكلات اقتصادی برای متوقف كردن پیشرفت كشور را دو روش عمده دشمنان برای مقابله با ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی برشمردند و با اشاره به ابلاغ سیاستهای كلی اصل ۴۴ قانون اساسی و فراهم بودن زمینه برای فعالیتهای اقتصادی، افزودند: تلاش اقتصادی همه مردم از جمله نیروهای ملی و معتقد به آرمانهای بلند ملت، و استفاده از ظرفیت‌های فراوان كشور، خنثی‌كننده تلاشهای دشمنان برای متوقف كردن روند آبادانی و پیشرفت كشور خواهد بود. 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری جنگ روانی و تلاشهای موذیانه دشمنان برای ایجاد اختلاف و تفرقه در میان ملت ایران و در جهان اسلام، افزودند: دشمنان به بهانه‌هایی همچون قومیت، مذهب و گرایشهای صنفی، درصدد هستند وحدت كلمه ملت ایران را از بین ببرند و در جهان اسلام نیز اختلافات مذهبی را دامن بزنند و با براه انداختن جنگ شیعه و سنی میان ملت ایران و جوامع اسلامی فاصله ایجاد كنند. 
ایشان تلاش برای اتحاد و یكپارچگی ملی و تقویت هوشیارانه و خردمندانه انسجام امت اسلامی را تنها راه ناامید كردن دشمنان و خنثی كردن توطئه‌های آنان خواندند و تاكید كردند: به یاری پروردگار، در سال ۸۶، آحاد ملت، قومیتهای گوناگون، مذاهب مختلف و همه صنوف مردم ایران با اتحاد ملی، حركت پرامید به سوی آینده درخشان خود را شتاب می‌بخشند و همه ملتهای مسلمان نیز با انسجام اسلامی و تقویت برادری اسلامی، وحدت كلمه خود را نشان خواهند داد. 
راهكارهای تحقق اتحاد ملی و انسجام اسلامی
چند سالی است كه با تدابیر مقام معظم رهبری، هر سال به یك عنوان نامگذاری می شود كه خود، آثار و بركات فراوانی را در سطوح مختلف و عرصه های گوناگون دربرداشته است. رهبر معظم انقلاب، در پیام نوروزی خود، سال ۱۳۸۶ را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری كردند كه در واقع ادامه روند محوریت سال گذشته كه همانا سال پیامبر اعظم(ص) بود، است. امید است با بهره گیری از سیره آن رسول بزرگوار و تعالیم و دستورات سعادتمندانه شان و با محوریت قرار دادن این فراز حكیمانه و اصولی كه از سوی رهبر معظم انقلاب بیان شد، بتوانیم سالی پر از موفقیت و پیشرفت هرچه بیشتر و بهتر را در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داشته باشیم. چنان چه مروری بر سخنرانی ها و ارشادات بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) داشته باشیم، به خوبی درمی یابیم كه آن رهبر راحل عظیم الشأن، همواره در جای جای جملات و سخنان هوشیارانه خود، موضوع اتحاد و همدلی را چه در سطح داخلی و چه در سطح جهان اسلام مورد توجه و تذكر قرار داده و تأكید می كردند كه چنان چه ممالك، دولت ها و ملت های اسلامی، در سایه اتحاد و انسجام و هدف واحد كه همانا تحقق اسلام ناب محمدی(ص) است قرار داشته باشند، می توانند سرنوشت و آینده ای روشن، سعادتمند و قدرتمند داشته باشند. در وصیت نامه سیاسی ـ الهی حضرت امام(ره)، این درسنامه بزرگ و این چراغ هدایتگر انقلاب و منشور بقای آرمان های انقلاب، وحدت كلمه و اتحاد، رمز پیروزی قلمداد شده است. چرا كه در زیر لوای همین اتحاد و همدلی و وحدت در هدف و كلمه بود كه مردم شریف كشورمان توانستند با مبارزات و پایه ریزی سنگ بنای انقلاب و در نهایت پیروزی بر حاكمان و نظام استبدادی ستم شاهی پهلوی، موجبات استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی را فراهم آورند. تعالیم دین مبین اسلام، فرمایشات و سیره ائمه معصومین علیهم السلام، احادیث و آثار به جای مانده از بزرگان دین و معنویت و از همه مهم تر روح بسیاری از آیات حیات بخش و روشنگر قرآن كریم، همواره بر موضوع اتحاد و انسجام تأكید ورزیده اند كه در جای خود نیاز است. به طور اصولی و مستمر بدانها پرداخته شود. حال اگر بخواهیم به طور سازمان یافته، موضوع راهكارهای تحقق اتحاد ملی و انسجام اسلامی را بررسی كنیم می توان آن را در ۲ بخش تقسیم بندی كرد: 
۱-  داخلی (ملی)
۲-  خارجی (بین المللی) 
▪ راهكارهای تحقق اتحاد ملی و انسجام اسلامی در سطح داخلی (ملی): آن چه مسلم است، تحقق این بخش از موضوع نیازمند یك عزم جدی و خالصانه همه جانبه از سوی مسئولان و مردم است كه شاید بتوان راهكارهای آن را به شرح زیر خلاصه و تقسیم بندی كرد: 
۱- عمل به دستورات و تعالیم الهی، قرآن كریم و عترت مطهر 
۲- فراموش نكردن آرمان های مقدس امام راحل(ره) و شهیدان والامقام 
۳- گوش به فرمان رهبر بودن 
۴-  خدا را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خود دیدن 
۵- تقدم منافع جمعی بر منافع فردی 
۶- توجه به سند چشم انداز بیست ساله كشور 
۷-  اجرای عدالت اجتماعی در همه سطوح و عرصه های مختلف
۸- داشتن حس نوع دوستی، انصاف و اعتدال
۹-  رفع تبعیض ها، توزیع متناسب امكانات، رفع محرومیت ها و توجه جدی به جوانان 
۱۰- توجه جدی به مقوله كار و تلاش و تولید علم و… 
راهكارهای تحقق اتحاد ملی و انسجام اسلامی در سطح خارجی (بین الملل): 
بیداری و هوشیاری جهان اسلام در مواجهه با تهدیدها و فشارهای همه جانبه دولت های سلطه جو، خود موضوع بسیار بااهمیتی است و چنان چه بخواهیم راهكارهای این بخش را به اختصار بیان كنیم، عبارتند از: 
۱-  استفاده مؤثر از صنعت تكنولوژی اطلاعات (IT) برای توسعه روابط و تعامل میان دولت های اسلامی. 
۲- تبیین عمیق جایگاه اتحاد و وحدت اسلامی در میان دولت ها به ویژه كشورهای مسلمان
۳- گسترش و نشر سازمان یافته احكام و تعالیم عالیه اسلامی در سطح جهان از طریق تأسیس شبكه های خبری، ماهواره ای و ایجاد یك سازمان منسجم و فعال برای گسترش اسلام با نام The Islam Promotion org (IPO). 
۴- تقویت نهادهای مسئول در امر تبلیغات و ارتباطات اسلامی 
۵- استفاده مطلوب و مؤثر از مناسك حج برای انسجام هرچه بیشتر مسلمانان 
۶- تلاش مضاعف دولت های اسلامی برای رفع مناقشات و مشكلات كشورهای اسلامی درگیر جنگ های داخلی و خارجی نظیر: فلسطین، لبنان، عراق، افغانستان و… 
۷- هماهنگی هرچه بیشتر كشورهای اسلامی در تدوین یك راهبرد مشخص و تأثیرگذار در مواجهه با تطمیع، تهدید، ارعاب و… قدرت های استعماری و زیاده طلب. 
۸- تلاش دولت های آسیایی و به ویژه مسلمان نشین و خاورمیانه برای تقویت هرچه بیشتر و ارتباط معنی دار و برنامه ریزی شده میان سازمان ها و ارگان هایی نظیر: اتحادیه عرب، سازمان كنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد، اوپك و… 
۹- هماهنگی هرچه بیشتر مسئولان جمهوری اسلامی ایران در بیان اظهارات، نظرات، اهداف و مواضع كشورمان در مورد مسائل مهم بین المللی.به امید پیروزی نهایی اسلام بر كفر جهانی.
انسجام اسلامی و چالش های فرارو
در حال حاضر، دشمنان اسلام با ترویج فرقه گرایی و تعصب های ناشی از آن می کوشند جهان اسلام را از پویایی، تحول و پیشرفت بازدارند و با استفاده از تمامی امکانات تبلیغی و رسانه ای خود، به ایجاد تنش و تفرقه میان کشورهای اسلامی مبادرت می کنند که بارزترین آن، سیاست اخیر واشنگتن در کمک تسلیحاتی به برخی کشورهای عربی برای طرح به اصطلاح (مقابله با تهدید ایران) است. 
مقام معظم رهبری در پیام نوروزی خود در آغاز سال ۸۶، این سال را سال (اتحاد ملی و انسجام اسلامی) نامگذاری کردند و در واقع، از یک سو شخصیت های داخلی و عمومی ملت ایران را به وحدت بیشتر دعوت کردند و از سوی دیگر همه رهبران، سیاستمداران و متکفران جهان اسلام را به انسجام بیشتر فراخواندند. معظم له همچنین در بیانات خویش در سالروز بعثت نبی مکرم اسلام(ص)، ضمن یادآوری شعار کلیدی (اتحاد ملی و انسجام اسلامی) به این امر اشاره کردند که امروز دنیای اسلام مجروح است و مفسدانی که با همه مسلمانان و با اصل امت اسلامی دشمن اند، با تشدید اختلافات قومی و فرقه ای، نظیر (شیعه و سنی) و (عرب و عجم)، در صددند بخش های مختلف جهان اسلام را مقابل یکدیگر قرار دهند و متأسفانه برخی در این دام خطرناک می افتند. در حال حاضر، دشمنان اسلام با ترویج فرقه گرایی و تعصب های ناشی از آن می کوشند جهان اسلام را از پویایی، تحول و پیشرفت بازدارند و با استفاده از تمامی امکانات تبلیغی و رسانه ای خود، به ایجاد تنش و تفرقه میان کشورهای اسلامی مبادرت می کنند که بارزترین آن، سیاست اخیر واشنگتن در کمک تسلیحاتی به برخی کشورهای عربی برای طرح به اصطلاح (مقابله با تهدید ایران) است. 
گزارش حاضر، چالش های فراروی بحث (انسجام اسلامی را در ابعاد مختلف بررسی و مطالعه می کند. 
▪ بخش اول: چالش های سیاسی 
چالش های سیاسی عمده فراروی بحث انسجام اسلامی را می تواند به چهار دسته کلی تقسیم کرد: 
الف) چالش های عربی-عربی 
ب) اختلافات ترکیه و برخی کشورهای عربی 
ج) چالش های عربی-ایرانی 
د) ارتباط ضعیف کشورهای اسلامی خاورمیانه با کشورهای اسلامی جنوب شرق آسیا 
در ادامه به اختصار، به هر یک از این چالش ها پرداخته می شود: 
الف) چالش های عربی-عربی 
مواردی که در این حوزه قابل طرح است و به طور مشخصی موجب اختلافات در بدنه جهان اسلام شده، عبارت است از: 
۱- مسئله عراق 
پس از اشغال عراق، به خصوص پس از روی کار آمدن دولت شیعی نوری المالکی در این کشور، برخی کشورهای عربی مواضع متفاوتی از خود بروز دادند؛ برای مثال عربستان، با هدف افزایش نفوذ خویش در این کشور و گسترش وهابی گری، به حمایت گسترده از گروه های سلفی وتندرو نظیر ارتش اسلامی، ارتش محمد، انصار الله، ارتش عمر و ارتش مجاهدین روی آورد و همین امر موجب اختلاف میان سران این کشورها با دولت عراق گردید. 
دولتمردان عراقی به درستی عربستان را یکی از پایه های اصلی بی ثباتی در عراق قلمداد کردند. نکته مهمی که باید بدان توجه کرد این است که آمریکا در حال حاضر، در پی خروج آبرومندانه از عراق است و در این چارچوب، به عربستان که با ایران وعراق اختلاف نظر دارد، میدان می دهد تا از تسلط کامل ایران بر عراق، در صورت خروج آمریکا جلوگیری کند. 
در این میان، اتهامی که برخی کشورهای عربی، نظیر مصر، اردن و عراق به ایران وارد آوردند، تلاش برای بی ثباتی در عراق است. آنان دولت جدید عراق را دست نشانده ایران می دانند. این امر به ایجاد اختلافات بین دولتمردان عراقی و سران این کشورها منجر گردید. 
نکته قابل توجه دیگر در بحث عراق این است که برخی کشورهای عربی- اسلامی، نظیر بحرین، با پناه دادن بعثی های سابق عراق، در واقع به طور جدی، به مخالفت با دولت فعلی عراق مشغول اند. نتیجه این امر، تشدید اختلافات میان عراق، به عنوان گوشه مهمی از جهان اسلام، با برخی کشورهای عربی- اسلامی دیگر است. 
۲- درگیری های داخلی فلسطین 
درگیری میان دو گروه فلسطینی فتح و حماس را که با حمایت های صریح مالی و دیپلماتیک اسرائیل و آمریکا از فتح همراه بود، می توان به عنوان عامل اختلاف و عدم انسجام در بخشی از جهان اسلام دانست. در واقع گروه های فلسطینی، در نتیجه برنامه دقیق صهیونیست ها و وجود حس قدرت طلبی و تمامیت خواهی در بین برخی رهبران این گروه ها، ناخواسته از دشمن اصلی خویش، یعنی اسرائیل که دشمن همه جهان اسلام است، چشم پوشیده، به مناقشه میان خود پرداختند. تأثیر این درگیری را بر تضعیف انسجام اسلامی می توان از منظر دیگری نیز تبیین کرد؛ بدین صورت که با تشدید این درگیری ها، برخی کشورهای اسلامی از فتح و برخی از حماس حمایت مادی- معنوی کردند و در نتیجه این موضوع موجب اختلاف شدید میان کشورهای حامی این دو گروه گردید. رقابت میان برخی کشورهای مهم اسلامی، نظیر مصر و عربستان برای میانجی گری و ایفای نقش ریش سفیدی بین گروه های فلسطینی نیز عاملی در جهت تضعیف انسجام اسلامی است. 
۳- مناقشات سیاسی سوریه و برخی کشورهای عربی 
در این رابطه می توان، به اختلاف شدید میان سوریه و لبنان (به عنوان دو کشور عربی-اسلامی)، بر سر مسئله قتل رفیق حریری و حمایت سوریه از حزب الله لبنان اشاره کرد. همچنین موضع سرسختانه سوریه نسبت به تجاوزات اسرائیل منشاء اختلاف میان سران این کشور با برخی کشورهای دیگر عربی-اسلامی، نظیر عربستان، اردن و … است. اتحاد راهبردی سوریه با ایران نیز عاملی مؤثر در تشدید اختلافات این کشور با دیگر کشورهای عربی-اسلامی، نظیر عربستان، مصر و اردن (که مخالف قوت گرفتن و افزایش نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران هستند) است. روابط مخفیانه و بعضا علنی برخی کشورهای اسلامی با اسرائیل که با مخالفت سوریه و برخی گروه های فلسطینی مواجه است، در تشدید این اختلافات مؤثر است. 
۴- مناقشات مرزی 
مناقشاتی که میان برخی کشورهای عربی-اسلامی، نظیر عربستان و اردن، عربستان و کویت، کویت وعراق و… بر سر حدود مرزها و منابع طبیعی موجود در نواحی مشترک وجود دارد، عاملی در جهت تضعیف وحدت و انسجام اسلامی به حساب می آید. لازم به ذکر است که هرچند این موضوع در حال حاضر، موجب مناقشه جدی و عمیقی میان کشورهای مذکور نشده است؛ ولی قابلیت به فعلیت رسیدن و عمیق شدن اختلافات میان این کشورها وجود دارد. 
  • بازدید : 111 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق فلسفه تکنولوژی ونظریه رسانه ها-خرید اینترنتی تحقیق فلسفه تکنولوژی ونظریه رسانه ها-دانلود رایگان مقاله فلسفه تکنولوژی ونظریه رسانه ها-تحقیق فلسفه تکنولوژی ونظریه رسانه ها
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
چکیده:

ارزيابي تكنولوژي، محدود به نتايج توسعه تكنولوژيك نيست؛ در عوض، وابستگي مستقيم فرآيند تصميم سازي تكنولوژيك به منافع و جهان بيني هاي آدمي را هم بايد در نظر گرفت
فلسفه تكنولوژي به بررسي ابعاد تأثير تكنولوژي بر محيط زيست و روابط انساني مي پردازد. 

فلسفه تكنولوژي

دو ديدگاه افراطي بر مباحثات جاري در باب تكنولوژي و ارزيابي آن حاكم است. از سويي، برخي بر اين باورند كه بشر بايد بر تحركات خود انگيخته توسعه تكنولوژيك مهار زند. چنين ملاحظاتي تحت تأثير مصيبت فاجعه بار نابودي احتمالي بشريت قرار دارند(علل ممكنه چنين سناريوهايي: تأثيرات گلخانه اي، زمستان هسته اي، سوانح هسته اي، پيامدهاي مهندسي ژنتيك). ديگران تكنولوژي را فرصتي مي دانند براي اثبات و تحقق خود يعني، عامل رهاسازي از محدوديت هايي كه طبيعت بر ما روا داشته است. اما تا زماني كه مشخص نشود حدود و حيطه واقعي واژه «تكنولوژي» چيست، در موقعيتي نيستيم كه ميان خطر و امكان آن، ميان ماشين ستيز و دوستدار تكنولوژي دست به انتخاب بزنيم.
نگاهي گذرا به بحث مطرح در باب اين حيطه، به طريق نظام مند، گستره ذيل را نمايان مي سازد. من بين دو نظريه متفاوت در خصوص تكنولوژي تمايز قائلم كه يكي را «نظريه خودگرداني» مي نامم و ديگري را «نظريه وابستگي» .هر يك از اين نظريات نيز خود به دو گروه ديگر تقسيم مي شود
۱- نظريه خودگرداني

مطابق اين نظريه، تصميمات راجع به توسعه تكنولوژي بر محدوديت ها و الزاماتي مستقل از منافع و خواست هاي انسان مبتني اند. اين استقلال به نوبه خود مي تواند به دو معناي نسبي و مطلق تفسير گردد.
الف) از نظر رويكرد استقلال نسبي، تكنولوژي موجد حوزه اي از تصميمات شبه خودگردان است؛ اين امر عقلانيت خاص خود را دارد. توسعه تكنولوژيك، هر چند هم كه منافع و باورهاي انساني باعثش باشد، نسبت به تصميمات تكنولوژيك چيزي است خنثي و فارغ از ارزش. اين نگاه ابزارگرايانه به تكنولوژي است. طبق اين ديدگاه، تكنولوژي تنها يك ابزار است، جرياني تابع قاعده كه به وسيله اهداف عقلاني هدايت مي شود. در تكنولوژي، چنانچه تكنولوژي به مثابه فرآيند حل مسأله تفسير شود، منافع آدمي در آغاز و انجام توسعه تكنولوژيك قرار دارند و نه در مركز آن. در نتيجه، پرسش هاي مربوط به ارزيابي تكنولوژي به نتايج توسعه تكنولوژيك محدود مي شوند. براي مثال، مي توانيم تصميم بگيريم از مواد خام به عنوان منبع انرژي استفاده كنيم. اما تكنولوژي خاصي كه بدين منظور به كار مي گيريم، صرفاً به واقعيات و اطلاعاتي بستگي دارد كه بر ملاحظات فني استوارند. باز مطابق اين ديدگاه، تكنولوژي چيزي نيست مگر ابزار حل مسائلي از قبيل تولد و عمل آوري مواد اوليه، مسائل حمل و نقل و غيره. تا جايي كه به منافع بشر مربوط مي شود، تصميمات تكنولوژيك بالنسبه خودگردان اند. اين بدان معنا است كه تصميم گيري هاي يك مهندس بستگي به اهداف منافع آدمي دارد، اما انتخاب ابزارها تنها به ملاحظات فني وابسته است. از ديد علوم انساني و پژوهش اجتماعي تكنولوژي به لحاظ منطق تصميم دروني خود صرفاً جعبه اي سياه است كه جذابيت بيشتري براي دانشمند ندارد. در وراي اين ديد، اين اعتقاد هست كه تكنولوژي مي تواند همچون علوم طبيعي از منافع آدمي مجزا گردد. تصميم گيري هاي مهندسان و دانشمندان فارغ از تأثير عوامل بيروني است. علوم طبيعي و تكنولوژي قلمرويي از استدلال منطقي را شكل مي دهند. تكنولوژي در عين حال به علت اهداف عملگرايانه تري كه دارد مستقل از علوم طبيعي است.
ب) مطابق ديدگاه دوم يعني؛ استقلال مطلق تكنولوژي، تكنولوژي به هيچ وجه يك ابزار نيست. برعكس، ابناء بشرند كه كاملاً  در چنگ توليدات تكنولوژيك گرفتارند، توليداتي كه با ضرورتي قانون وار توسعه پيدا مي كنند. اين ديدگاه اغلب جبرگرايي تكنولوژيك ناميده شده است. اما معلوم نيست كه موضوع جبرگرايي تكنولوژيك چيست. تفسير مباني ضرورت فوق بستگي به مواضع فلسفي خاصي دارد و از اين روي به تفصيل وارد بحث آن نخواهم شد. در اين ديدگاه مي توان مواضع متفاوتي از قبيل مواضع مارتين هيدگر و هرمان اشميت را يافت
.
۲-نظريه تكنولوژي وابسته

پيش از بيان مفصل اين نظريه ، مايلم ايده هاي اصلي در پس و پشت اين نظريه را خلاصه كنم. في الجمله، نظريه وابستگي بر آن است كه تصميمات فني در اصل و اساس خود، متكي بر منافع، خواست ها و جهان بيني هاي الگووار آدمي هستند. برخلاف رويكرد ابزارگرايانه، تصميمات تكنولوژيك با عنايت به ابزارها و وسايل، خودگردان به شمار نمي روند. انتخاب ابزار و وسايل بر مفروضات غيرفني استوار است. تصميمات تكنولوژيك جعبه سياه علوم انساني و اجتماعي نيستند؛ آنها في نفسه جز جداناشدني حوزه پژوهشي خودشان هستند.
بنابراين ارزيابي تكنولوژي، محدود به نتايج توسعه تكنولوژيك نيست؛ در عوض، وابستگي مستقيم فرآيند تصميم سازي تكنولوژيك به منافع و جهان بيني هاي آدمي را هم بايد در نظر گرفت. ضرورتي ندارد كه هميشه اين منافع و جهان بيني ها آشكار باشند. اينها پس زمينه پنهان تصميم گيريهاي مهندسي را شكل مي دهند. نمونه اي كه بدان اشاره مي كنم، پژوهشي است از كلوگه و شرام تحت عنوان «يادداشتهاي آب: «يك محيط و تاريخ اجتماعي آب آشاميدني»(۱۹۸۶) در اين پژوهش،  گزارشي آمده از مناقشه اي بر سر اين موضوع كه منابع آب آشاميدني حالت مركزي داشته يا نه. با پايان مناقشه، بيشتر مهندسان حالت مركزي سازي را ترجيح دادند. اما دلايل ايشان براي اخذ چنين تصميمي آن قدرها هم عقلاني نبود. جانبداري ايشان از راه حل مركزي بر ايده يك آبراه و كانال يكپارچه، خودكفا و دوراني اتكا داشت. انگيزه هاي حاضر در پس و پشت اين تصميم در مفروضاتي ايدئولوژيك از قبيل يكنواختي طبيعت ريشه داشت. پرسش جاري در نظريه تكنولوژي وابسته اين است كه چگونه اين منافع و جهان بيني هاي بشري كه در اتخاذ تصميمات تكنولوژيك دخالت تام دارند، تعريف مي شوند. تا جايي كه مي دانم، دو امكان براي اين تعريف وجود دارد:
الف) توليدات تكنولوژي چيزي نيستند جز بازتاب بيروني و مادي سازي ايده هايي كه در سر داريم. حالت روان شناختي توليدكنندگان مصنوعات فني مبناي تصميمات تكنولوژيك است. پس اگر در پي نقد دستاوردهاي تكنولوژي هستيم، بايد ايده هاي درون ذهن مهندس را نقد كنيم. مسأله، مصنوعات تكنولوژيك ساخت بشر نيست؛ مسأله، خود بشر است. بشر در مقابل توليدات و ساخته هايش مسئوليت دارد.
ب) در شق دوم نظريه تكنولوژي وابسته، فراورده هاي تكنولوژيك نه تنها بازتاب ايده هاي ذهن آدمي نيستند، بلكه جريان كور توسعه تكنولوژيك كه حالات ذهني ما را تعين بخشد، آن گونه كه تلقي جبرگرايي تكنولوژيك است، نيز وجود ندارد. حالات ذهني و توليدات تكنولوژي هر دو مخلوق عامل سومي هستند. عامل مزبور تشكيل مي شود از عادات و رسوم اجتماعي كه نه فقط حالات ذهني فردي ما بلكه توليدات تكنولوژي را نيز شكل مي دهند. نكته اصلي اين وضعيت را مي توان با نمونه زير كه «پديده اليزا» مي نامم،  نشان داد. برنامه ويزنباوم موسوم به اليزا، به ما اجازه مي دهد تا با كامپيوتر به طريقي مشابه زبان طبيعي ارتباط برقرار كنيم. ايده اين برنامه عبارت است از نصب يك مكالمه روان درماني در كامپيوتر. اين كار كه انجام شد، پروژه اليزا بسيار موفق بود. اما دليل واقعي اين توفيق نه هوش اين برنامه كامپيوتري بود و نه كند ذهني كساني كه با برنامه ارتباط برقرار كردند. دليل اصلي اين موفقيت نقشي اجتماعي بود كه مكالمه روان درماني، بويژه مطابق روش كارل راجرز، در آن نقش انجام گرفت. تنها اگر اين مكالمه به گونه اي نيمه خودكار صورت گيرد، شخصاً مي توانيم باور كنيم كه اين مكالمه ارتباطي ماشين گونه است و تنها پس از اين است كه جايگزيني مكالمه كامپيوتري با مكالمه زبان طبيعي صورت امكان مي يابد. در يك كلام:  موفقيت اليزاي ويزنباوم به خاطر ماشين گونه نقش هاي اجتماعي ماست و نه به خاطر خود ماشين. 
اكنون كه اين طرح طبقه بندي شده را براي تعاريف گوناگون حوزه تكنولوژي عرضه كردم، يك نكته ديگر را هم بيفزايم. اين طرح دوگانه اي كه ارائه شد، تنها يك خلاصه اجمالي از ديدگاه هاي استانده است. شرح و توصيف حد و حدود واقعي ترم «تكنولوژي» برخلاف اين چهار نوع ايده آل، كم و بيش تركيبي مبهم خواهد بود از ديدگاه هاي استانده اي كه فهرست شدند. متأسفانه نمي توانم مطلب را از اين كه هست وضوح بيشتري ببخشم
آنچه بخصوص از قلم افتاده تمايز قاطع ميان تكنولوژي به عنوان علم، روند توسعه تكنولوژيك و توليدات تكنولوژي است. علت اين ابهام نيز آن است كه چنين تمايز قاطع و واضحي تنها پس از تعريف و تعيين حوزه تكنولوژي و نه پيش از آن مي تواند گذاشته شود. جبرگرايي تكنولوژيك يا ابزارگرايي صرفاً مي توانند عناصر متفاوتي از مفهوم «تكنولوژي» را مؤكد سازند.
تعريف حدود و حيطه تكنولوژي براي تعيين ميزان آزادي اي كه براي كنترل توسعه تكنولوژيك داريم، ضروري است. معلوم است كه جبرگرايي تكنولوژيك و ابزارگرايي در اين باره پاسخ هاي متفاوتي دارند.
نظريه  رسانه ها
در بحثي كوتاه از نظريه رسانه ها كه در ذيل آمده، دو مؤلفه از يكديگر تفكيك شده اند:
الف) ايده اساسي نظريه رسانه ها كه مي تواند در شعار مارشال مك لوهان، «رسانه  همان پيام است»، خلاصه شود. اين شعار، كمابيش، بر اين نظر است كه رسانه هاي مختلف به كار گرفته شده، ساختارهاي ذهن ما را به كلي تغيير مي دهند
  • بازدید : 115 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق شوراها-خرید اینترنتی تحقیق شوراها-دانلود رایگان مقاله شوراها-تحقیق شوراها
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش شامل موارد زیر تهیه شده:

يكي از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي ايران، ايجاد شوراهاي اسلامي است كه يكي از مظاهر دموكراسي و حاكميت مردم به شمار مي رود
مواد قانون اساسي مرتبط با شورا:
۱- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران با اعتقاد به اهميت شورد و مشورت در جامعه و در اجراي دستور قرآن كريم، اصولي را به اين امر اختصاص داده است كه به شرح زير است:
اصل ۷ قانون اساسي: « طبق دستور قرآن كريم(« وامرهم شوري بينهم» و « شاورهم في الامر» ) شوراها، مجلس شوراي اسلامي، شوراي استان، شهرستان، شهر، محل، بخش، روستا و نظاير اينها، از اركان تصميم گيري و ادارة امور كشورند. طرز تشكيل و حدود اختيارات و وظايف شوراها را اين قانون و قوانين ناشي از آن معين مي كند».
اصل ۱۰۰ قانون اساسي:« براي پيشبرد سريع برنامه هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي، فرهنگي، آموزشي و ساير امور رفاهي از طريق همكاري مردم، با توجه به مقتضيات محل، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان يا استان با نظارت شورايي به نام شوراي ده، بخش، شهر، شهرستان يا استان صورت مي گيرد كه اعضاي آن را مردم همان محل انتخاب مي كنند.
شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان و حدود وظايف و اختيارات و نحوة انتخاب و نظارت شوراهاي مذكور و سلسله مراتب آنها را بايد رعايت اصول وحدت ملي و تماميت ارضي و نظام جمهوري اسلامي و تابعيت حكومت مركزي باشد، قانون معين مي كند.»
اصل ۱۰۱ قانون اساسي:« به منظور جلوگيري از تبعيض و جلب همكاري در تهية برنامه هاي عمراني و رفاهي استانها و نظارت بر اجراي هماهنگ آنها، شوراي عالي استانها مركب از نمايندگان شوراهاي استانها تشكيل مي شود. نحوة تشكيل و وظايف اين شورا را قانون معين مي‌كند.»
اصل ۱۰۲ قانون اساسي: « شوراي عالي استانها حق دارد در حدود وظايف خود طرحهايي تهيه و مستقيماً يا از طريق دولت به مجلس شوراي اسلامي پيشنهاد كند. اين طرحها بايد در مجلس مورد بررسي قرار گيرد.»
اصل ۱۰۳ قانون اساسي: « استانداران، فرمانداران، بخشداران و ساير مقامات كشوري كه از طرف دولت تعيين مي شوند، در حدود اختيارات شوراها ملزم به رعايت تصميمات آنها هستند.»
اصل ۱۰۴ قانون اساسي:« به منظور  تأمين قسط اسلامي و همكاري در تهية برنامه ها و ايجاد هماهنگي در پيشرفت امور در واحدهاي توليدي، صنعتي و كشاورزي، شوراهايي مركب از نمايندگان كارگران و دهقانان و ديگر كاركنان و مديران، و در واحدهاي آموزشي، اداري و خدماتي مانند اينها شوراهايي مركب از نمايندگان اعضاي اين واحدها تشكيل مي‌شود.
اصل ۱۰۵ قانون اساسي:« تصميمات شوراها نبايد مخالف موازين اسلام و قوانين كشور باشد.»
اصل ۱۰۶ قانون اساسي:« انحلال شوراها جز در صورت انحراف از وظايف قانوني ممكن نيست. مرجع تشخيص انحراف و ترتيب انحلال شوراها و طرز تشكيل مجدد آنها را قانون تعيين مي كند.
شورا در صورت اعتراض به انحلال حق دارد به دادگاه صالح شكايت كند و دادگاه موظف است خارج از نوبت به آن رسيدگي كند.»
بخش اول: شوراهاي اسلامي كشور:
چنانكه قبلاً گفته شد، درتقسيمات كشوري، امور و خدمات محلي بر اساس عدم تمركز اداري، به دست ساكنين آن نقاط سپرده شده است، يعني سازمانهاي مستقل و جدا از وزارتخانه ها كه آنها را در اصطلاح« سازمانهاي محلي يا شوراهاي محلي« مي نامند، ادارة امور و خدمات محلي مزبور را بر عهده دارند. اينها در واقع ارگانهاي واحدهاي سرزميني، مانند ده، شهر، شهرستان و استان هستند كه به صورت غير متمركز اداره مي شوند. در نظام گذشته اين نوع شوراها را انجمن مي ناميدند.
مقررات حاكم  بر اين سازمانها، در ابتداء عبارت بود از: قانون« تشكيل شوراهاي اسلامي كشوري» مصوب ۱ آذر ماه ۱۳۶۱ مجلس شوراي اسلامي، و قانو« اصلاح قانون تشكيلات شوراهاي اسلامي كشوري و انتخابات شوراهاي مزبور» مصوب ۲۹ تيرماه ۱۳۶۵ مجلس شوراي اسلامي و قوانين اصلاحي ۲۰/۹/ ۱۳۶۹ و ۲۲/۲/۱۳۷۰ و آيين نامة اجرايي ۵/۵/۱۳۶۸ اين قوانين هرگز ب مورد اجرا در نيامد اكنون قانون مصوب ۱/۳/۱۳۷۵ جايگزين آن شده است:
مادة ۱ قانون اصلاحي مذكور هدف از تشكيل شوراها را به اين شرح بيان كرده است:
«براي پيشبرد سريع برنامه هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي، فرهنگي، آموزشي و پرورشي و ساير رفاهي از طريق همكاري مردم و نظارت بر ادارة امور روستا، بخش، شهر و شهرك و شورايي به نام شوراي اسلامي ده، بخش، شهر و شهرك اين قانون تشكيل مي شود».
در قانون سابق شوراهاي اسلامي (مورخ آذرماه ۱۳۶۱ و اصلاحيه هاي آن) در هر روستا، شهر، شهرك، دهستان، بخش، شهرستان و استان يك شورا پيش بيني شده بود و اين امر با دستور قانون اساسي در مورد تعداد شوراها مطابقت داشت لكن مطابق قانون جديد شوراها(مورخ ۱۳۷۵) بيش از چهار شورا( روستا، بخش، شهرو شهرك) پيش بيني نشده و بر اين اساس هم انتخابات شوراها براي نخستين بار پس از انقلابي صورت گرفته است. چون انتخاب اعضاي شوراهاي شهرستان، استان، و شوراي عالي استانها دو درجه است با انجام انتخابات شوراهاي روستاها و شهرها به موقع مي توان نسبت به انتخاب آنها اقدام كرد.
همه شوراها انتخابي اند و همة آنها، واحدهاي سرزميني غير متمركز و جزء اشخاص حقوقي حقوق عمومي به شمار مي روند( مادة ۱۷ قانون سابق)
اينك در زيز به شرح سازمان و وظايف و اختيارات شوراهاي مزبور مي پردازيم.
 
بخش دوم: اصول تشكيلات شوراها:
مقدمه: دوره فعاليت هر شورا از تاريخ تشكيل چهار سال است و انتخاب مجدد اعضاي آن بلا مانع مي باشد.
الف) تعداد اعضاي شوراي اسلامي روستاهاي تا۱۵۰۰ نفر جمعين سه نفر، و روستاهاي بيش از ۱۵۰۰ نفر جمعيت پنج نفر است. 
ب) تعداد اعضاي شوراي بخش پنج نفر است كه با اكثريت نسبي از بين نمايندگان منتخب شوراهاي واقع در محدودة بخش تشكيل مي شود. در صورتي كه عضو معرفي شده از شوراي روستا، به عضويت اصلي و يا علي البدل شوراي بخش انتخاب شود از عضويت شوراي روستا خارج نخواهد شد.
شوراي بخش، پس از تشكيل حداقل سه چهارم شوراهاي روستاهاي تابع بخش تشكيل مي شود، از يك روستا بيش از يك نفر نبايد در شوراي بخش عضويت داشته باشد در صورتي كه تعداد روستاهاي بخش كمتر از پنج نفر باشد اعضاي شوراي بخش از ميان مجموع اعضاي شوراهاي روستاها انتخاب خواهند شد. و حداقل از هر روستا يك نفر بايد انتخاب گردد.
ج) تعداد اعضاي شوراي اسلامي شهر و شهرك به قرار زير مي باشد:
شهركها از دويست خانوار تا هزار خانوار سه نفر و از هزار خانوار به بالا پنج نفر.
شهرهاي تا  50 هزار نفر، ۵ نفر.
شهرهاي بيش از  50 هزار تا دويست هزار نفر جمعيت ۷ نفر.
شهرهاي بيش از ۲۰۰ هزار تا يك ميليون نفر جمعيت، ۹ نفر.
شهرهاي بيش از يك ميليون نفر جمعيت، ۱۱ نفر
شهر تهران، ۱۵ نفر
ملاك تعيين تعداد اعضا، شهر و روستا آخرين سر شماري جمعيتي خواهد بود. در مجتمع هاي مسكوني واقع در خارج از محدودة قانوني و حريم شهرها و روستاها كه واحدهاي مسكوني آن طبق مقررات قانون تعاريفل و ضوابط تقسيمات كشوري، شهرك خوانده مي شود شوراي شهرك تشكيل مي شود. مكانهاي جمعيتي خارج از محدودة قانوني و حريم شهر كه حداقل داراي ۲۰۰ نفر خانوار بوده و عرفاً شهرك ناميده مي شود منحصراً جهت ايجاد انتخابات شوراي شهرك انجام، و اين شورا عهده دار وظايف و اختيارات شوراي شهرك خواهد بود( ماده ۱۳ قانون).
مطابق قانون، تعداد اعضاي علي البدل شوراها از دو تا شش نفر به تناسب تعداد اعضاي اصلي هر شورا با اولويت از لحاظ تعداد آراء بعد از حائزين اكثريت قرار  مي گيرند و چنانچه عضو يا اعضايي به هر دليل از عضويت شورا خارج شوند از اعضاي علي البدل براي شورا به ترتيب آرا دعوت مي شود( ماده ۴ آيين نامة اجرايي انتخابات شوراها).
هر شخصي مي‌تواند فقط عضو يك شورا باشد چنانچه از كارمندان دولت كسي به عضويت شورا انتخاب شود، مي تواند به عنوان مأمور خدمت در شورا انجام وظيفه كند و مدت عضويت او جزء سوابق خدمت او محسوب مي شود۰ ماده ۱۱ قانون ۱۳۶۱)
جلسات شورا با دو سوم مجموع اعضاي اصلي رسميت مي يابد و تصميمات با اكثريت مطلق آراي حاضرين معتبر است. اولين جلسه شورا ظرف يك هفته پس از قطعي شدن انتخابات، به دعوت مسئولان وزارت كشور در حوزه انتخاباتي و به رياست مسن ترين اعضا تشكيل مي شود و از بين خود يك رئيس و يك نايب رئيس و حداقل يك منشي انتخاب مي‌كند. نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، استانداران، فرمانداران، بخشداران، دهياران و مديران كل و رؤساي كل ادارات مي توانند در جلسات شوراي حوزة مسئوليت خود بدون حق رأي شركت كنندك در صورت دعوت شوراي روستا از دهيار، و شوراي شهر و شهرك از بخشدار و شهر مركز شهرستان از فرماندار، آنها مكلف به  شركت در جلسات شوراي مربوط مي‌باشند. اين دعوت بايد كتبي و با تعيين وقت قبلي و ذكر دستور جلسه انجام پذيرد و در صورت استنكاف از شركت در جلسات شورا بدون غذر موجه، توسط مسئول مافوق كتباً بازخواست و توبيخ خواهند ش( مواد ۱۱ و ۱۰) شوراها مي توانند اطلاعات مورد نياز را از سازمانها و مؤسسات دولتي بخواهند و آنها مكلفند اطلاعات لازم را در اختيار شورا قرار دهند.
انتخابات شوراها: برگزاري انتخابات شوراهاي اسلامي به عهدة وزارت كشور است. انتخاب اعضاي شوراها به صورت مستقيم، عمومي، با رأي مخفي و اكثريت نسبي آرا خواهد بود در حوزه هايي كه انتخابات آنها به علت بروز حوادث غير مترقبه و مسايل سياسي و امنيتي (بر اساس ماده ۸۴ ) متوقف يا به جهات قانوني ( مواد ۵۷ و ۵۸) ابطال شود و يا شورا پس از تشكيل (بر اساس ماده ۸۱۹ منحل گردد انتخابات براي تشكيل شورا بايد حداكثر ظرف دو ماه برگزار شود.
  • بازدید : 131 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق سكولاريسم و‌ آسيب‌شناسي فرهنگي،  اجتماعي نسل‌ها-دانلود رایگان تحقیق سكولاريسم و‌ آسيب‌شناسي فرهنگي،  اجتماعي نسل‌ها-خرید اینترنتی تحقیق سكولاريسم و‌ آسيب‌شناسي فرهنگي،  اجتماعي نسل‌ها-دانلود رایگان مقاله سكولاريسم و‌ آسيب‌شناسي فرهنگي،  اجتماعي نسل‌ها
این فایل در ۳۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آنچه كه امروز بعنوان صفت مميزة غرب از مشرق زمين قلمداد مي‌گردد يعني تفكر سكولاريسم، در ابتداي امر مكتبي الحادي نبوده اما بعدها در اثر همكاري اين مكتب با جنبش‌هاي ضد ديني اواخر قرن نوزدهم از طريق آثار چارلز برادلو سكولاريسم عموماً بصورت تز جداسازي دين از دولت نمايان گرديده و با مفهوم فرانسوي ليزاسيون  به معناي سياست خارج ساختن امور از كنترل دولت كه از عصر روشنفكري و انقلاب فرانسه نشأت گرفته نزديكي و تقرب زيادي دارد. 
بررسي مفهومي دنياگرايي (Secularism)
مقطعي از قرن يا ميان دور (Generation) مفاهيم تحت الفظي هستند كه براي واژه secular از ريشه لاتين seculum برگزيده شده است. در فرهنگ تفكر اجتماعي بيان شده كه: 
سكولاريسم secularism مكتبي است كه مي كوشد تا مجموع اصولي براي رفتار انساني مبتني بر تجربه و معرفت عقلاني، در برابر رفتار مبتني بر ماوراء الطبيعه و الاهيات ايجاد كند. 
همچنين در فرهنگ علوم سياسي، سكولاريسم را به معناي جدايي سياست از دين، جدايي انگاري دين و دولت، اعتقاد به انتقال مرجعيت از نهادهاي ديني به اشخاص و يا سازمانهاي غيرديني آورده اند. 
بنيان‌گذار بزرگ مكتب سكولاريسم هوليواك  بود كه در خانواده‌اي مذهبي از قشر صنعتگر بدنيا آمد و بعدها از حملة اعضاي هيأت تبليغي اجتماعي اوئني شد و خود از پايه‌گذاران سكولاريسم گرديد. 
در زبان عربي نيز دو واژه العلمانيه و العلمانيه را براي  تبيين سكولاريسم قرار داده‌اند. اما همانگونه كه از تعداد واژگان پيداست اختلاف قرائت بحث‌هاي بسياري را بين متفكران عرب پديد آورده است. 
طرفداران ترجمان العلمانيه، به بعد علم‌گرايي سكولاريسم توجه و آن را مشتق از علم مي‌دانند و سكولاريسم را علم‌گرايي تعبير كرده‌اند و با اين تعبير علماني را شامل كسي مي دانند كه به امكان معرفت اخلاقي يا ديني معتقد نبوده و گرايش به الگو قرار دادن علوم طبيعي و تجربي براي انواع شناخت دارند. 
طرفداران ترجمان العُلمُانيه، به بعد عالم و دنياگرايي سكولاريسم توجه و علمانيه را مصداق نقش انسان در عالم دانسته و بر استقلال عقل در تمام عرصه‌هايي كه نماد يابد صححه مي‌گذارند. 
البته جان كين در خصوص اين اختلاف قرائت بر اين باور است كه فقدان اصطلاحي در زبان عربي براي وصف سكولاريسم، سكولاريته و سكولار باعث اختلاف شده است. 
۲- تعريف سكولاريسم
از سكولاريسم دو دسته تعريف ارائه شده است: 
تعاريف مبتني بر نتايج و هدفهاي سكولاريسم
تعريف سكولاريسم 
تعاريف مبتني بر مباني فكري و فلسفي سكولاريسم
مثلا ماكس وبر آلماني معتقد است: 
آنجا كه جامعة ديني از جامعه سياسي جدا گرديده بصورتي كه دولت حق هيچ گونه اعمال قدرتي در امور كليسا را نداشته و بلعكس كليسا نيز حق هيچ گونه دخالتي در امور سياسي را نداشته باشد مفهوم سكولاريسم تبلور مي‌يابد. 
اين تعريف بر مبناي نتايج كاركردي سكولاريسم و هدفهاي آن تبيين شده است در صورتيكه حليم بركات در كتاب “المجتمع العربي المعاصر” بيان مي‌كند كه: 
سكولاريسم نظامي عقلاني است كه روابط بين افراد ، گروهها و موسسات را با نهاد دولت بر اساس مبادي و  احكام عمومي كه متضمن تساوي افراد جامعه در قبال آن است تضمين مي كند همچنين وي نه ويژگي را براي سكولاريسم با اين تعريف قائل است كه عبارتند از: 
۱- جدايي دين از دولت 
۲- طرد قوم گرايي و طايفه گري سياسي 
۳- برقراري مساوات بين افراد ملت، علي‌رغم اختلاف ديني كه محاكم مدني عمومي آن را تضمين مي كند. 
۴- تساوي بين زن و مرد در قانون و احوال شخصي 
۵- منشاء قانونگذاري، جامعه است كه بر اساس نيازها و مشكلات قانون وضع مي‌كند. 
۶- حاكميت و مشروعيت حكومت از ملت است. 
۷- منزلت داشتن فرهنگ علمي و عقلاني 
۸- به رسميت شناختن حقوق مذاهب و قوميت‌هاي ديني گوناگون 
۹- آزادي دين از سيطرة دولت و دولت از سيطره دين 
 
ب: زمينه‌هاي پيدايش سكولاريسم 
۱- زمينه‌هاي فكري: 
A – نهضت علمي 
B – علم و فن‌آوري 
۲- وقايع اجتماعي 
۳- زمينه‌هاي فرهنگي: 
A  – كليسا و عملكرد آن
B – نهضت اصلاح ديني 
(Reformation) 
 
معاني شش گانه  سكولاريزاسيون 
آقاي شاينر در مقاله‌اي به نام The sociology of Religion به شش معني از سكولاريزاسيون اشاره مي‌نمايد كه عبارتند از: 
۱- افول دين: 
در اين تعريف جامعة بي‌دين جامعه‌اي است كه نمادهاي مورد قبول گذشته و نهادها و عقايد پيشين، اعتبار و نفوذ خود را از دست داده و در نقطة اوج دنيايي شدن قرار گرفته‌اند. 
۲- سازگاري با اين جهان:
در اين معني گروه مذهبي يا جامعه‌اي كه بطور ديني شكل يافته توجهش را از ماوراء برگردانده و بيشتر به اين جهان متمايل است. 
نقطة اوج سكولاريزاسيون در اين معني عبارتست از جامعه‌اي كه بوسيله وظايف عملي اين جهاني پرشده و گروه ديني آن، از ديگر گروه‌هاي اجتماعي متمايز نباشد. 
۳- عدم دل مشغولي به دين:
در اين شكل جامعه خود را از درك مذهبي كه قبلاً هويت آن را شكل داده مجزا كرده تا خود را به صورت واقعيت مستقل رسميت بخشد و در نتيجه مذهب را به زندگي خصوصي محدود كرد. 
در نقطة اوج چنين جامعة سكولاريستي در جامعه فقط ادياني در محدودة گروه‌هاي ديني حضور داشته و اديان حاضر نيز با خصلت كاملاً دروني كه تقريباً خنثي بوده و بر نهادهاي اجتماعي بي‌تأثير است و كنش‌هاي جمعي نيز تأثير‌پذيري از آن ندارد. 
هانا آرنت در كتاب “بين گذشته و آينده”، دنيايي شدن را به جدايي دين و سياست تعريف كرده است. 

۴- جابجايي عقايد و نهاد ديني: 
معرفت، الگوهاي رفتاري و ترتيب هاي نهادين كه جنبه‌هاي از نيروهاي الوهي هستند و به ضرورت در محدودة وابسته به دين، در معناي چهارم رفته رفته به جنبه‌هايي از عقايد و تجاربي تبديل مي شوند كه از مفهوم مقدس خود تغيير يافته، به مفهومي صرفاً انساني تبديل مي‌شوند. 
نقطه اوج اين نوع از فرآيند سكولاريزاسيون، زماني است كه دين به طور كامل شخصي مي‌گردد و جامعه‌اي وجود داشته باشد كه همة كاركردهاي پيشين نهادهاي ديني را زدوده و جايگزين گردد. 
۵- تقدس زدايي از جهان: 
زماني كه انسان و طبيعت، موضوع تبيين علي و عقلاني و دخل و تصرف قرار مي‌گيرند جهان به تدريج از ويژگي‌  قدسي خود تهي مي‌ شود غايت اين معني عبارتست از جامعة جهاني كاملاً عقلاني شده كه در آن پديده‌هاي فوق طبيعي يا حتي رمز و رازها نقشي ندارند. 
اريك كالر مي‌نويسد كه سكولاريزاسيون آن است كه انسان از دين مستقل شده و با عقل زيسته (تجربه) و طبيعت عيني و فيزيكي مواجه است. 
۶- حركت از جامعة مقدس به جامعة دنيايي: 
مفهوم كلي تغيير اجتماعي، اين است كه از ميان دوره‌هاي متوالي بر متغيرهاي متعدد تأكيد مي‌كند. 
به اعتقاد هاواردبكر در اين شكل از  سكولاريزم كه جامعه مقاومتي در برابر اين تغيير نمي كند و بعبارت ديگر جامعه هر گونه پايبندي‌اش به ارزش‌ها و عملكردهاي سنتي را رها كرده و دگرگوني را مي‌پذيرد و همه تصميم‌هايش را بر اساس عقل فايده گرا اتخاذ مي كند. 
البته برنارد ميلاند نيز معتقد است در اين شكل از  سكولاريسم جامعه از سمت هنجارها و حساسيت هايي كه بطور سنتي پذيرفته به سوي علايق و عادت‌هاي مادي خودش حركت مي‌كند. 
البته تعريف ميلاند فقط شامل ارزش‌ها و هنجارهاي ديني نمي‌شود بلكه كليه هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي را در بر مي‌گيرد. 
تفاوت سكولاريسم با  سكولاريزاسيون: 
سكولاريزاسيون را فرآيندي از كاهش و افت فعاليتهاي ديني، باورها و روش‌هاي انديشه ديني و نهادهاي ديني كه بطور عمده همراه با تحول اجتماعي بطور ناخودآگاه يا آگاهانه صورت مي‌پذيرد دانسته اند در صورتيكه سكولاريسم يا اصالت دنياگرايي، ايدئولوژي بوده و اعتقاد به امور و مفاهيم ماوراء الطبيعه و حتي كاركردهاي آن را در همه اشكال طرد و تخطئه مي‌نمايد و از اصول غيرديني و ضد ديني به صورت مبناي اخلاق شخص و سازمان‌ اجتماعي حمايت مي‌كنند. 
سكولاريزاسيون ايدئولوژي نيست بلكه روندي اجتماعي است كه شدت و ضعف آن بسته به عوامي است. 
تفاوت سكولاريسم و لائيسم: 
اگر چه واژه لائيك و سكولار تقريباً مترادف بوده و مفاهيمي نسبي‌اند كه شامل طيف وسيعي از الحاد تا پذيرش دين بعنوان يك نهاد را در بر مي‌گيرند ولي لائيسم در اصل به معناي آييني است كه مي‌خواهد بنيادهاي اجتماعي و تأسيسات اجتماعي را از تسلط مذهب خارج كند. 
بعبارت ديگر سكولاريسم به جدايي دين از سياست قائل بوده و دين را در حد يك نهاد اجتماعي مي‌پذيرد. 
اما لائيسم كلاً منكر آن است. 
 
ب: زمينه‌هاي پيدايش سكولاريزم
۱- زمينه‌هاي فكري 
A – نهضت علمي 
B – علم و فن‌آوري 
۲- وقايع اجتماعي 
۳- زمينه‌هاي فرهنگي 
A – كليسا و عملكرد آن 
B – نهضت اصلاح ديني 
 
  • بازدید : 109 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق استكبار جهاني  و سفسطه «دمكراسي-خرید اینترنتی تحقیق  استكبار جهاني  و سفسطه «دمكراسي-دانلود رایگان تحقیق  استكبار جهاني  و سفسطه «دمكراسي-دانلود رایگان مقاله  استكبار جهاني  و سفسطه «دمكراسي-تحقیق  استكبار جهاني  و سفسطه «دمكراسي
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروز دمكراسي به عنوان مردم سالاري ، در خود جوامع غرب رو به انحطاط است و در سطح بين المللي ، دمكراسي و برابري در مقابل قانون وجود ندارد .«نظام جهاني و رابطۀ بين اللملي » با همۀ سازمانهاي خودكه از پايان جنگ جهاني دوم به وجود آمده،به طور كلي يك سيستم«پدر سالاري» به معني ديكتاتوري و زورگوئي آن است و نه يك سيستم دمكراسي به معني مشاركت ،آزادي و مردم سالاري.
در چند هفتۀ اخيردرآمريكا ، كتابي به قلم پطروس غالي ديپلمات مصري و دبير كل سابق سازمان ملل درمورد روابط آمريكا با اين سازمان بين اللملي منتشر شده است . محتواي اين كتاب  بيشتر در مورد حمايت اوليۀ آمريكا از انتخاب اين ديوان سالار مصري به بزرگترين منصب سازمان ملل در سال ۱۹۹۱ و سپس مخالفت واشنگتن براي انتخاب مجدد او در سال ۱۹۹۶ به اين سمت است  توضيح اينكه « غالي»، تحصيلات خود را در دانشگاههاي مصر و پاريس به اتمام رسانده و سالها درامور سياسي ، اقتصادي و حقوقي آن كشور فعاليت داشته است . «غالي»از طرف واشنگتن و قاهره و بنا به توصيۀ حسني مبارك رييس جمهور مصر و موافقت جرج بوش رييس جمهور وقت آمريكا ، نامزد دبير كل اين سازمان بزرگ بين المللي شد .
غالي كه يك ديپلمات دوستدارآمريكاست ، در شرايطي به دبير كلي اين سازمان جهاني انتخاب مي شود كه احساسات ضدآمريكايي وضد غربي بر اثر جنگ خليج فارس شعله ور شده و آمريكايي ها اميدوارند كه با انتصاب او در اين سمت ، با يك تير چند نشان بزنند.غالي گرچه مسلمان نيست اما انتخاب او ، وجهۀ بيشتري به مصركه متفق اصلي آمريكا در خاورميانه است مي دهد .
سازمان ملل تحت دبيركلي غالي،كاملاًدر سلطۀ آمريكايي ها بود و اشغال كشورهاي هائيتي ، پاناما  و سومالي ، توسط آمريكا وكشتار و نسل كشي مسلمانان در چچن  و بوسني – هرزگوين زير پنجۀ صربها وكِرِواتها، در دورۀ اول دبيركلي اوصورت گرفت.واشنگتن عليرغم استفادۀ نامشروع از سازمان ملل از پرداخت بدهي هاي خود به اين سازمان جهاني خودداري مي كندوكنـگرۀ آمريكا كه مسئـول تنظيم بودجۀ آمريكاست ازتصويـب لوايح مربوط به پرداخت اين بـدهي ها سرپيـچي مي كند.
 ولي طبق اظهارات غالي در اين كتاب ، در آستانۀ انتخاب مجدد به دبير كلي سازمان ملل، او مرتكب يك اشتباه بزرگ مي شود،گناهي كه ازطرف آمريكا به عنوان سرايدار سازمان ملل در نيويورك ، قابل عفو نبود . در ژانويۀ ۱۹۹۶، غالي در يك سخراني در دانشگاه آْكسفورد ازضرورت استقلال بيشتر اين گونه سازمانهاي بين المللي از فشار قـدرتهاي بزرگ صحبت مي كند و از اينكه در غيبت چنيـن استقلال سازماني و تصميم گيري ، مشروعيت سازمان ملل مورد تهديد قـرار مي گيرد سخن مي گويد . طبق نوشته هاي غالي در اين كتاب ، چند هفتۀ بعد سايروس ونس وزير خارجۀ پيشين آمريكا و همراهش ديويد هامبورگ رييس بنياد كارنگي در ملاقاتي كه با غالي دارند يادداشتي رابراي او قرائت مي كند .دراين يادداشت كوتاه نوشته شده است : «دولت آمريكا تصميم گرفته است كه با انتخاب مجدد شما ( به دبيـر كلي سازمان ملل) مخالفت كند» غالـي ازونـس مي پرسد ، علت مخالفت واشنگتن چيست ؟ ونس جواب مي دهد كه به دستور وارن كريستوفر وزير خارجۀ وقت آمريكا و كاخ سفيد ، اجازه ندارد در اين باره صحبت كند .
مطابق اساسنامۀ سازمان ملل،آمريكا درانتخاب دبيركل اين سازمان جهاني حق وتو داردو واشنگتن تنهارأي مخالف عليه انتخاب مجددغالي را به صندوق مي اندازد و بدين ترتيب رياست سازمان ملل ازغالي به كوفي عنان كه مورد اعتماد آمريكايي هاست ،سپرده مي شود.قبل از آنكه دبير كل جديد سازمان ملل رسماً انتخاب شود،مطبوعات آمريكا با نوشتن سرمقاله هاي متعدد از او خداحافظي مي كنند  و جيمز روبين سخنگوي وزارت خارجۀ آمريكا اظهار مي دارد « سازمان ملل فقط كاري را مي تواند انجام دهد كه آمريكا اجازۀ آن را صادر كرده باشد .
كتاب غالي سندجالبي ازاستكبار جهاني ونمونۀ بارزي ازديكتاتوري و ماهيت « ضد دمكراسي»نظام جهاني و روابط بين دولتهاست . اين نظام استكباري حتي به پرورش يافته هاي خود نيز رحـم نمي كند وهمان طوري كه غالي درخاتمۀ كتاب خودذكر مي كند «آمريكا در همه جا از دمكراسي صحبت ميكند ولي در سازمانهاي بين المللي آن را رد مي كند » تعجب آورنيست كه در سراسر منشور و اسانامۀ سازمان ملل لغتي به نام دمكراسي وجود ندارد .
 مع الوصف اين روزها غرب و دررأس آن آمريكا ازدمكراتيزم كردن سايرملل صحبت و بر پايۀ آن برنامه ريزي مي كند و هواداران و فريفتگان دمكراسي غربي نيز در سطح ملي مي توانند در اين مورد سينه چاك كرده و ادبيات سياسي نظامهاي غربي را بدون تحليل و بررسي انتقادي ترجمه كرده و به عنوان آخرين سخنان روز به مردم ارائه كنند .
در چنين شرايط جهاني ، مانبايد استقلال فكري و صيانت عقلاني خود را از دست بدهيم بلكه بايد با تكيه به آرمانهاي اسلامي خود ، به سوي يك مردم سالاري اصيل حركت كنيم .قـرآن كريـم مي فرمايد كه اختلاف و تفرقه يكي از عذابهاي الهي است كه اجتناب از آن تكليف هر ملت و امت اسلامي است.در آيۀ شريفۀ ۱۰۳ سورۀ مبارك آل عمران آمده است« جملگي به رشتۀ دين خداچنگ زده ، به راههاي متفرق ( مدعيان دين ساز ) نرويد و بياد آريد اين نعمت بزرگ خدارا كه همه به لطف خدا برادر ديني يكديگر شديد ، در صورتي كه در پرتگاه آتش بوديد وخدا شما را نجات داد . باري بدين مرتبه وضوح و بدين پايۀ كمال خداوند آياتش را براي راهنمايي شما بيان مي كند باشد كه به مقام سعادت هدايت شويد . 

۲۴/۰۴/۱۳۷۸
بردگی فرهنگی و اقتصادی، هدف نخبگان غرب
یکی ازمدیران ارشد مؤسسۀ بین المللی مطالعات استراتژیک لندن ، در مقاله ای که اخیراً در مجلۀ آمریکایی «نیوزویک» منتشر کرده است و  خلاصۀ آن نیزبه صورت خبر، چندی پیش در مططبوعات چاپ شد ، به صراحت توصیه می کند ، برای اینکه غرب دشمنانش را شبیه خود کند  استراتژی دوگانه مهاروآلوده سازی فرهنگی و اقتصادی آنها ، باید دستور کاردولتمردان و سردمداران غرب باشد . مدت بیش از نیم قرن ، مطالعات «مهارکردن» نظامها یکی ازاهداف اصلی تأسیس چنین مؤسسه هایی در اروپا و آمریکا بوده و توجه به پژوهش و جمع آوری اطلاعات در مورد استراتژی نظامی ، سیاسی و اقتصادی غرب ، به این گونه سازمانها مشروعیت علمی داده است . رشتۀ مطالعات روابط بین الملل و رشد آن در غرب ودانشگاههای امروزی را نمی توان ازفعلیت نخبگان غرب در این سازمانها جدا کرد . نفوذ این گونه مؤسسات در تبیین مفاهیم و تعاریف بین المللی درشرق و به خصوص کشورهای اسلامی و دربین دولتمردان و بـه اصـطلاح « روشنفکران» دانشگاهی،خود یکی از استراتژیهای « آلوده سازی» غرب بوده است . به تقلید از غرب ، مراکز، دفترها و سازمانهایی به همین نام در کشورهای غیر غربی احداث و تأسیس شده است ، بدون اینکه چنین سازمانهایی درک کامل و قدرت کافی و مستقل از استرتژی غرب داشته باشند . بدتر آن که عقدۀ حقارت و مرعوب شدن به غرب ، باعث شده است که عملکرد و الگوی نشست های چنین مراکزی در شرق و ممالک اسلامی همیشه همراه با مهمانان ، سخنرانیها و نظریه پردازان مؤسسه هایی از لندن ، نیویورک ، ژنو و پاریس باشد. ولی آنچه دربارۀ مقالۀ مدیر مؤسسۀ بین المللی استراتژیک لندن جالب است ، اعتراف او نه دربارۀ « مهارکردن» کشورهای مستقل بلکه در « آلوده کردن » اقتصاد و فرهنگ آنهاست .آلوده کردن مؤسسات و افراد ، سیاست استعماری ثابت غرب در دویست سال اخیر بوده است ولی آنچه امروز تازگی دارد این است که این آلوده کردن ، عمودی و یک بعدی نیست بلکه همۀ جوانب یک جامعه را در بر می گیرد . از طرفی حرمت سکوت در بارۀ آلودگی ، جای خود را به اعلام قصد و نظر در مطبوعات داده است .این بار دیگر منتقدین سیاست غرب نیستند که از هجوم فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی غرب در کشورهای شرقی مناطق اسلامی سخن می گویند و استراتژی و نقشه های سازمانهای آمریکا و اروپا را زیر ذره بین امتحان و اکتشاف می دهند . بلکه این سخنگویان و برنامه ریزان خود غرب هستند که این بار آشکارا دستهای خود را باز کرده اند و مقاصد و اهداف خود را به وضوح بیان می کنند. تنها ساده لوحان و فریفتگان ظواهر غرب ، این مسأله را شعار دانسته و همچنان به فریب خود ادامه می دهند . 
منظور غرب ازآلوده کردن کشورهای مستقل و نظامهایی که درمقابل آمریکا و اروپا مقاومت می کنند چیست ؟
استراتژی آلوده کردن ، استراتژی تغییر کلی محیط زیست اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، نظامی و علمی و هنری یک جامعه است . توسعۀ وسایل ارتباطی و اطلاعاتی در نیم قرن اخیر ، استراتژی آلوده کردن را آسان تر کرده است .قدرتهای استعماری در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، با وسایل تکنولوژی ارتباطی و ترابری ابتدائی فقط قشر به خصوصی از جامعه مثل نخبگان ،تحصیل کرده ها، کارمندان اداری و دیوان سالاری را برای آلودگی هدف قرار می دادند ولی دردنیای به اصطلاح «جهان شمولی » و مافوق صنعتی که به اشتباه به « دهکدۀ جهانی» معروف شده ، تقریباً تمام طبقات و نفوس یک کشور و جامعه مورد هجوم و آلودگی قرار می گیرند . 
همانطور که نویسنده مقاله در نیوزویک می گوید :« ایجاد طبقه متوسط غیر سیاسی که علاقه ای به فداکاری برای ایدئولوژی رادیکال ندارد ، از راههای اصلی آلوده سازی جوامع است … باید کشورهای اسلامی را با ترویج سکس و آیت الله هارا با فرهنگ والت دیسنی در سرزمین هایشان به محاصره در آورد. » امروز مهار کردن کافی نیست بلکه آلوده سازی مهمتر است . شبکه ها و تکنولوژی های جدید اطلاعاتی ، مفاهیم و واژه های ساخت غرب که سالهاست به صورت توصیفی و نه تحلیلی و انتقادی در افکار و نظریات و دیدگاه های دیوان سالاران ، مدیران ، دولتمردان  و گروه زیادی از روشنفکران شرق و ممالک اسلامی جا انداخته شده ، زمینه را برای این آلودگی آماده کرده است . 
استراتژی «آلوده کردن» ، قدم مهمی در بردگی فرهنگی و اقتصادی عصر ما شده است . مطالعات و تجربیات چهل سالۀ من در رشتۀ روابط بین الملل دردانشگاههای غرب ، این نظریه را تأیید می کند و بررسی اسناد تاریخی تسلط غرب بر شرق در صد سال گذشته ، دلایل ارزشمندی را آشکار می سازد .در اواخر قرن نوزدهم ، دولت انگلیس یکی از کارشناسان سیاست خارجی لندن را به نام دکتر ویلیام هانتر مأمور کرد تا گزارش جامعی در بارۀ طرق مؤثرسلطه و حکومت برشبه قارۀ هندوستان تهیه کند . نتیجه مطالعات دکتر هانتر کتابی بود که در سال ۱۸۷۱ به نام «مسلمانان هند : آیا آنها علیه ملکه شورش خواهند کرد؟»در انگلستان به چاپ رسید . وی پس از بررسی زندگی و فرهنگ مسلمانان ،در آخرین فصل کتاب خود این پیشنهادات را ارائه داد :«نباید تدریس فقه اسلامی را به عنوان یک رشتۀ اصلی در مدارس قبول کنیم . تدریس فقه اسلامی یعنی توسعه دین اسلام در دنیا و این مسأله ، حكومت و دولت غير اسلامي (مسيحي) را با مشكل مواجه خواهد كرد ….به جاي آن بايد سعي كنيم كه نسلهاي آينده مسلمانها را از قوانين دوران قرون وسطائي (كه دورۀ طلايي تمدن اسلامي بود)دور نگاه داريم و براي اين منظور بايد آنها را با علوم غرب و آموزش و پرورش انگليسي تربيت و وارد زندگي كنيم .» استراتژي امپراتوري انگليس در آن زمان ، مهاركردن هند نبود زيرا كه هند تقريباً يك قرن جلوتر مهار شده و به تصريف لندن درآمده بود ولي آلودگي مسلمانان براي انگلستان در دستور روز بود و جهت حفظ منافع استعماري ، ضروري به نظر مي رسيد.
در اواخر قرن نوزدهم ، اين استراتژي آلوده كردن مسلمانان در دنياي غرب نيز توسط لندن به مرحلۀ اجرا درآمده بود و معمار و مغز متفكر آن ، لرد كرامر فرماندار و حاكم انگلستان بين سالهاي ۱۸۸۳تا۱۹۰۷ در مصر بود . در كتابي كه او در اوايل قرن بيستم به نام « مصر مدرن » براساس تجربيات خود تأليف كرد ، براي خوانندگان كتاب شكي نگذاشت كه سياست آلودگي فرهنگي به مراتب مهمتر از سياست آلودگي سياسي در استعمار مصر توسط انگلستان بود .در فصل نتيجه گيري ، كرامر سياست انگلستان را چنين تشريح مي كند : « پس از خروج ما (انگليسي ها ) از مصر، بايد سعي شود كه دولت آن كشور با اصول تمدن غرب موافقت داشته باشد …… نسل جديد مصر بايد قبول كنند و يا مجبور شوند (با زور و قدرت ) كه از تمدن حقيقي غرب اطاعت كنند » او در سراسر كتاب از تأسيس يك نظام اسلامي در مصر ترس و واهمه دارد و سياست اصلي كشور خود را جلوگيري از ايجاد چنين حكومتي كه مستقل از غرب باشد مي داند.
در آستانه ورود به قرن بيست و يكم ، اين استراتژي « آلوده كردن » توسط غرب كه قبلاً فقط طبقه و قشر به خصوصي را در نظر داشت ، همگاني و عمومي و جهاني شده است . در سايه زير ساختهاي اطلاعاتي و ارتباطي و با تكيه بر جهان شمولي شدن سرمايه و كار و حركت آنها در فرامرزها و با آگاهي تمام به اينكه دولتمردان و سردمداران اغلب كشورهاي شرق و اسلامي بدون اينكه خود كاملاً متوجه شوند تسليم الگوها و مفاهيم سياسي و اقتصادي و فرهنگي غرب شده اند ، قدرتهاي امروز غرب دايرۀ استراتژي خود را طوري تنظيم كرده اند كه هدف آنها كنترل كامل همۀ طبقات جامعه اعم از كودك و جوان و پير و كارگر و كارمند و بازاري و خانه دار و دانشگاهي است . هدف اصلي ، آلودگي محيط اجتماعي و ارزشهاي حاكم برجهان است . بدون آلوگي ، اين  ارزشها در جوامع سرايت نخواهد كرد .
چگونه مي توان از اين آلودگي جلوگيري كرد ؟قدم اول، شناخت و درك صحيح و جامع از نظامهاي غرب و استراتژي و نقشه هاي اصلي آنهاست و اين موقعي امكان پذير است كه ما آنها را با ديدگاه و ابزار و عاداتي كه به ما ياد داده اند و از آنها ارث برده ايم ننگريم بلكه استقلال فكر، ابتكار و روشهاي جديد سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و مطبوعاتي داشته باشيم . دوم اينكه ، فرهنگ اسلامي و ميهني خود را كاملاً شناخته و بدون مرعوب شدن و خجالت و ترس از ديگران ، الگوهاي مطلوب و سالم براي جامعۀ خود تهيه ببينيم و در مرحلۀ سوم ، به ارزشهاي اسلامي و جامعۀ خود ايمان داشته ، بدانها وفادار بمانيم و تا مي توانيم از قدرت طلبي و طمع به جاه و مقام بپرهيزيم . به خاطر داشته باشيم كه سياست بر مبناي قدرت طلبي و طمع ، دانش بدون آشنايي  و درك صحيح از ارزشهاي اسلامي و اقتصاد در غيبت ايمان و وفاداري مكتبي به معنويات ، نقطه هاي ضعف سياستها و استراتژيهاي قدرتهاي غرب هستند . 

۳/۲/۱۳۷۷
آواي مرگ دكترين «تجارت آزاد»
با جهاني شدن بازارها، تحت سلطۀ شركت هاي غول آسا و نظام بين المللي كنوني به خصوص آمريكا ، اهميت دكترين « تجارت آزاد» بيشتر از حفظ اصول سلامتي و بهداشت افراد و جوامع شده وعدۀ زيادي از مردم دنيا را به مرگ تهديد مي كند. 
اين بحران نامرئي كه نطفه هاي آن يك دهه قبل در آمريكا،در دورۀ رياست جمهوري رونالد ريگان و جرج بوش شكل گرفت و بامذاكرات و مقررات تجارت بين المللي معروف به « گات » يا سازمان تجارت جهاني آبياري شد و قوت پيدا كرد ، اكنون به صورت تسلط و گسترش بازارهاي تنباكو و سيگار و تشويق نسل هاي جوان آسيا ،آفريقا ، آمريكاي لاتين و اروپاي شرقي به « دودي شدن » تجلي مي كند . سلطه گرايي صنايع تنباكو و سيگار و نفوذ و تهاجم و بازار يابي و تبليغاتي آنها در بين ميليونها چيني،روسي و به خصوص كشورهاي در حال توسعه ، نمونه كوچكي ار تناقضات و تبعيضات نظام اقتصادي جهاني است كه در آن سوداگري و منافع كارتل هاي بزرگ تحت لواي « تجارت آزاد» ، تنها معيار روابط اقتصادي شده است .
سلسله گزارش هايي كه اين هفته در روزنامۀ « واشنگتن پست» منتشر شده، نشان مي دهد كه چگونه مقامات آمريكا از جمله دولت بيل كلينتون،درحالي كه براي بهداشت و سلامت و جلوگيري از ابتلاي مردم آمريكا به سرطان ، در داخل آمريكا مردم را به ترك سيگار دعوت مي كنند ، در سطح بين المللي به گسترش هر چه بيشتر بازارها و آگهي هاي مصرف سيگار شركت هاي آمريكايي پرداخته و صادرات اين كالاي معتاد كننده را بين ميليونها نفوس جهان تشويق مي كنند در حقيقت ، در حالي كه درآمد و منافع شركت هاي بزرگ تنباكو و سيگار آمريكا در سالهاي اخير به علت مبارزات و مقررات ضد سيگار در داخل به شدت كاهش يافته ، ميزان توليد و فروش اين شركت ها و همچنين درآمد و منافع كلي آنها به علت گسترش بازارهاي بين المللي از هميشه بيشتر شده و اكثر بازارهاي دنيا را دست دارند . از نظر آمريكايي ها ، توسعه بازارهاي سيگار و رفع موانع براي مصرف آن در سطح جهاني ، يك مسأله سلامتي و بهداشتي نيست بلكه فعاليت تجارتي و بازار آزاد است .
به همان نسبت كه صنايع سيگارسازي آمريكا بازارهاي جديد جهاني را به دست آورده و حجم كار و منافع خود را افزايش داده اند ، فعاليت اين شركتها و پشتيباني دولت آمريكا از آنها به علت حفظ « منافع ملي » ، امراض و عواقب نامطلوب و مرگ آوري را در سطح جهاني ايجاد كرده است طبق تخمين پرفسور ريچارد پتو از دانشگاه آكسفورد انگلستان، مصرف سيگار در سطح بين المللي  سالانه باعث مرگ سه ميليون نفرمي شود ، او پيش بيني مي كند كه اين رقم در سي سال آينده به ده ميليون نفر خواهد رسيد و پنجاه ميليون از جمعيت كنوني دنيا كه سن آنها ۱۸ سال و پايين تر است ، به علت سرطان ريه و امراض ناشي از كشيدن سيگار تلف خواهند شد .
طبق گزارش « واشنگتن پست » ، كسري تجاري آمريكا در ۱۹۸۴ ، حدود ۱۲۳ ميليارد دلار بود و با گسترش اقتصاد ژاپن و كشورهاي آسياي شرقي مثل كره جنوبي ، سنگاپور ، اندونزي و مالزي ، مقامات آمريكايي سعي داشتند كه اين عدم توازن در صادرات و واردات را با افزايش عوارض واردات اين كشورها جبران كنند . در عين حال ، سالها بود كه سه شركت عظيم تنباكو و سيگار آمريكا به نام فيليپ موريس ، آر.ج.رنالدر و برون اند ويليامز ، با تشكيل يك گروه تجارتي متحد تصميم داشتند در بازراهاي پرجمعيت آسيا نفوذ كنند .
  • بازدید : 107 views
  • بدون نظر
خرید اینترنتی تحقیق ديدگاه سياسي-دانلود رایگان مقاله ديدگاه سياسي-تحقیق ديدگاه سياسي
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آليسون” (۱۹۷۱,pp.163-48). مشخصه هاي اصلي الگوي سياست بورو كراتيك يا دولتي را مورد بحث قرار مي دهد. در اين الگو، تصميم ها و اقدام هاي سازماني، نتيجه فراگردهاي سياسي، فراگردهاي مذاكره، و بازي قدرت هاي موجود در سازمان ها هستند. سازمان ها تركيبي از بازيگراني در موقعيت هاي مختلف اند كه براي ارتقا قدرت و موقعيت خود در بازي ها وارد مي شوند.
بررسي هاي ديگري كه در زمينه علوم سياسي به عمل آمده نيز براي درك فراگردهاي سياسي درون سازماني سودمندند. دو اثري كه اغلب مورد اشاره قرار مي گيرند عبارتند از: كتاب قدرت رياست جمهوري نوشته نئوستات(۱۹۶۰) و كتاب “پديده بوروكراتيك” نوشته كروزير (۱۹۶۴) كتاب تنظيم شده از سوي روركي (۱۹۶۵)  با نام “قدرت بوروكراتيك در سياست ملي” نيز حاوي مقالاتي است كه سابقه كمك هاي علوم سياسي در درك سياست فراگرد تصمي گيري استراتژيك را نشان مي دهند. دانشمندان برجسته علوم سياسي نظير “فليپ سلزنيك”، “سايمون” و “آليسون” اثرات هيئت موكلان بر تصمي گيري اداري سازمانها، قدرت متخصصان بوروكراتيك، كشمكش هاي قدرت كه سياست بوروكراتيك را تشكيل مي دهند، و كنترل سياسي بوروكراسي را مورد مطالعه قرار داده اند.
تاثير محيط خارجي بر تصميم گيري استراتژيك
“هنري مينتزبرگ” در كتاب خود با نام “قدرت در/و پيرامون سازمانها” (۱۹۸۳) ، فهرستي خلاصه از افراد، گروه ها، و سازمان هايي كه مي توانند بر مديريت استراتژيك سازمانها اثر گذارند را ارائه كرده است. وي آنها را در چهار گروه وسيع طبقه بندي مي كند: “مالكان” سازمانها، “وابستگان” كه با مالكان در ارتباطند، انجمن هاي نماينده “كاركنان”، و “اقشار متختلف مردم” كه پيرامون سازمان قرار دارند.
به اعتقاد”مينتزبرگ”، مالكيت سازمانها مي تواند به شكل متمركز يا پراكنده باشد (نظير شركتي كه در مالكيت تعدادند كي از نهادهاست، در مقابل شركتي كه افراد مختلفي مالك آن هستند)، و مالكان، مي توانند عميقا در عمليات شركت داشته و يا به طور نسبي از عمليات منفك باشند. وقتي مالكيت متمركز باشد و مالكان در امور مداخله داشته باشند، از قدرت بيشتري براي تصميم گيري برخوردارند.
وابستگان معمول يك كسب و كار مشخص، معمولا شامل عرضه كنندگان مواد اوليه، مراجعين، شركا و رقيبان اند. سازمانهاي اين طبقه، اغلب به بخشي از نظام قدرت تبديل نمي شوند. مع هذا تا حدي قدرت مي يابند كه مي توانند داده هاي اساسي براي سازماني فراهم كنند.
انجمن هاي كاركنان وسيله اي هستند كه بر آن اساس كاركنان كه معمولا بخشي از ائتلاف دروني يك سازمان هستند، فشارهاي بروني را اعمال مي كنند. اين انجمن ها شامل انواع اتحاديه ها و انجمن هاي حرفه اي اند.
اقشار مختلف يك سازمان از نظر فني منفك ترين شكل سازمان اند. آنها را مي توان در سه طبقه جاي داد. اولين طبقه شامل مراقبان منافع عمومي اند (نظير سرمقاله نويسان روزنامه ها، كشيش ها و معلمان). طبقه ي دوم شامل اشكال مختلف دولت ها است، و طبقه ي سوم مشتمل بر گروه هاي ذي نفع خاص است
كساني كه در صدد تاثير گذاري بر استراتژي اند، اغلب ائتلاف تشكيل مي دهند. “مينتربرگ” ائتلاف هاي بيروني را به سه نوع اصلي تقسيم كرده است: با نفوذ ، تقسيم شده، و منفعل. ائتلافهاي بيروني با “نفوذ” زماني كه يك فرد پر نفوذ يا زيرمجموعه اي از افراد پرنفوذ در صدد تسلط يافتن بر ديگران باشند، تشكيل مي شود. اين ائتلاف به صاحب نفوذ حاكم، قدرت اعمال كنترل بر تصميم استراتژيك را ميدهد. در ائتلاف تقسيم شده، قدرت ميان صاحب نفوذهاي مستقل تقسيم مي شود و لذا سازمان بايد در قبال در خواست هاي متناقض عكس العمل نشان دهد. اين حالت مشخصا زمينه بالقوه مناسبي براي بروز اختلاف و مانور سياسي فراهم مي سازد. سرانجام، “مينتزبرگ” واژه ائتلاف بيروني منفعل را براي اشاره به موقعيتي كه در آن صاحب نفوذهاي متعددي وجود دارند و قدرت هر يك بسيار كم است، استفاده مي كند. در اين موقعيت، مديريت از قدرت و اختيار وسيع در جرح و تعديل اهداف كلي برخوردار است.
ديگر محققان مديريت استراتژيك از واژه”ذي علاقگان”، براي نشان دادن كساني كه مي كوشند سازمان را در جهت تطبيق با منافع خود تغيير دهند، استفاده مي كنند “فريمن”، يك ذي علاقه را “گروه يا افرادي كه بر موقعيت سازمان در رسيدن به اهداف اثر گذارده يا از آن متاثر مي شوند” تعريف مي كند. ذي علاقگان مشترك سازمان ها شامل: سهام داران، عرضه كنندگان مواد اوليه، اتحاديه ها، سازمانهاي دولتي، گروه هاي مصرف كننده، و انجمن هاي كارگري، هستند. ذي علاقگان از مباني قدرت مختلف، منجمله قدرت رسمي يا مبتني برآرا، قدرت اقتصادي، و قدرت سياسي برخوردارند.
جامعه شناسان و متخصصان علوم سياسي، عواملي كه به صاحب نفوذ خارجي قدرت مي دهند را بررسي كرده اند. “تامپسون” آنچه را كه خود”چندگانگي محيط هاي كار” مي نامد و به معناي وجود گروه هاي متعدد و افراد مختلف در محيط هر سازمان است كه مي توانند تاثيري بر اهداف، استراتژي، و رفتار سازمان داشته باشند، را توصيف مي كند. “تامپسون” مي گويد: درجه ي وابستگي هر سازمان به برخي عناصر محيط اش به نياز سازمان براي منابع يا عملكردهايي كه عنصر خاصي مي تواند تامين كند، و به توانايي عناصير ديگر در تامين همان منابع يا عملكردها، بستگي دارد. بنابراين، يك شركت توليد كننده كالا تا آنجا به يك سازمان مالي وابسته است كه به آن نياز داشته باشد و نتواند آن را از ساير سازمانها تامين كند.
يك بيمارستان تا جايي وابسته به پزشكان موجود در جامعه است كه بتواند بيماراني داشته باشد. چرا كه پزشكان انحصار قدرت براي معرفي بيماران به بيمارستانها را دارند. 
اين نظريه ها. در مفاهيم مربوط به جامعه شناسي، نظير “قانوني بودن” يا مشروعيت ريشه دارند “پارسونز” استدلال مي كند كه سازمانها مي كوشند به شكلي عمل كنند كه قانوني بودن خود را ديد سازمانهايي كه از نظر منابع حياتي به آها وابسته اند، ثابت كنند، مع هذا، اين كار وقتي سازمانها تقاضاهاي گوناگون و معيارهاي مختلف براي ارزيابي مشروعيت داشته باشند، بسيار دشوار خواهد بود. بررسي به عمل آمده از سوي “پيگل”و”فردلندر” نشان مي دهد كه گروههاي ذي نفع مختلف ممكن است معيارهاي مختلفي براي ارزيابي مشروعيت رفتار يك سازمان داشته باشند. نتيجه تحقيقات آنها همبستگي بسيار پاييني بين ادراكات ميدران از رضايت ذي علاقگان مختلف، و عملكرد سازمانهاي متبوعشان را نشان مي دهد. 
“اريك رن من” (۱۹۷۳) اهميت بررسي جامعه شناساني نظير “سلزنيك” (۱۹۴۹) را در درك چگونگي شكل گيري اهداف سازماني در پاسخ به محيط خارجي، گوشزد مي كند. وي استدلال مي كند كه اين اصول در تعيين راهكار مناسب براي برنامه ريزي بلند مدت در يك سازمان،مهم اند. “مازوليني” (۱۹۷۹) انواع تاثيراتي كه دولت ها بر استراتژي هاي شركتهاي تحت كنترل خود دارند را بررسي كرده است.
“موري”، بر اساس مطالعه انجام شده در يك شركت بزرگ سازنده لوازم الكتريكي نشان م دهد برنامه هاي با اهميت استراتژيك، پس از “مذاكره” با احزاب و گروه هاي صاحب نفوذ خارجي، و اغلب به شكل افزايش تدوين مي شوند ” موري” دريافت كه استراتژي و طرح هاي پشتيباني كننده اوليه، كاملا عقلايي بودند، ولي گروه هاي فشار خارجي، پيش از به اجرا در آمدن استراتژي، تجديد نظرهاي افزايشي متعددي را در آن اعمال كردند. در اين بررسي نشان داده شده كه قدرت مديريت شركت، در مقايسه با قدرت ديگر موسسات موجود در محيط شركت بسيار كم بوده است. همچنين، تصميم گيري نيز كاملا چند پارچه بوده، چرا كه تصويب گروه هاي مختلف مورد نياز بود. اين عوامل ما را در درك مشخصي افزايشي و مذاكره اي بودن تصميم كمك مي كردند.
“دير اسميت” و “كوالزكي” (۱۹۸۳) خاطرنشان ساخته اند كه بررسي “موري” نشان مي دهد، ” سازمانها از طريق تبادل اطلاعات، هم بر محيط اثر مي گذارند و هم از آن تاثير مي پذيرند.” آنها هم چنين اضهار مي دارند كه اين تاثير دو جانبه يا فراگرد ديالكتيك، به مذاكره ميان سازمان و عوامل موثر خارجي در مورد استانداردهاي مناسب براي اندازه گيري عملكرد، منجر خواهد شد
به طور خلاصه، سازمانها با فشارهايي از سوي صاحب نفوذهاي بيروني يا ذي علاقگان مواجه اند. اين فشارها، بسته به قدرت عناصر موثر بيروني و هماهنگي ميان آنها، كما بيش شديد است. در اينجا مورد شماري از صاحب نفوذهاي مشترك بحث شد و نشان داده شده كه ممكن است ميان تقاضاهاي آنها اختلاف وجود داشته باشد. سازمانها تا جايي تقاضاهاي گروه هاي مختلف ذي علاقه را مي پذيرند كه به اين گروه ها “وابسته اند”. همچنين، در اين بخش برخي از بررسي تاثير عوامل بيروني بر تصميم گيري استراتژيك را فراهم ساخته اند نيز مورد بحث قرار داده شد در بخش بعد، راه هايي كه نفوذ عامل بيروني در ساختارهاي سياسي”دروني” انعكاس مي يابد را مورد بحث قرار خواهيم داد.
ساختارهاي سياسي دروني
چه چيزي توزيع قدرت “ميان” گروه هاي تصميم گيرنده در سازمانها را تعيين مي كند؟ محققان عموما دريافته اند كه كنترل منابع حياتي يا توانايي برطرف ساختن عدم اطمينان هاي استراتژيك، يكي از منابع قدرت در سازمانها به شمار مي آيد. “كروزير”، از اولين كساني بود كه اين نكته را با بررسي سازمان انحصار صنعتي فرانسه اثبات كرد. وي در اين سازمان، شواهد متعددي دال بر وجود تضاد درون سازماني يافت و نتيجه گرفت كه جنگ قدرت، ريشه ي تمامي اين اختلاف ها بوده است وي نظر “پارسونز” مبني براين كه قدرت و اثرات آن بر فراگرد تصميم گيري بايد به محور اصلي نظريه سازماني تبديل شود را كاملا تأييد مي كند.
“كروزير” قدرت نسبي، و مباني قدرت چهار گروه را در شركت بررسي كرده است: كارگران توليد، كارگران تعمير و نگهداري، سرپرستان سطح پايين. و تيم مديريت.وي دريافت كه قدرت تيم مديريت، به دليل عقلايي كردن فراگرد امور، بسيار محدود بود. كروزير، با كمال تعجب دريافت كه كارگران تعمير و نگهداري قدرت زيادي در اين سيستم دارند، زيرا خرابي ماشين آلات “آخرين منبع باقي مانده عدم اطمينان در يك نظام سازماني كاملا يكنواخت و عادي شده”، است. رمز قدرت كارگران تعمير و نگهداري در اين نظام آن بود كه آنها راسا قادر به كنترل اطلاعات تعميرت و نگهداري بودند و دستيابي به آنها از سوي افراد ديگر درون سازمان تقريبا ناممكن بود. كنترل انواع مختلف اطلاعات يكي از رايج ترين مباني قدرت است كه در مطالعات بعد از “كروزير” نيز نشان داده شده است.
“هيك سون”، “هي نينگز”، “لي”، “اشنك” و “پنينگ” (۱۹۷۱)، معتقدند كه قدرت افراد يا واحدهاي فرعي در يك سازمان مبتني بر توانايي آنهها در برخورد با زمينه هاي مشكل آفرين عدم اطمينان براي سازمان است. آنها در بررسي كارخانه هاي مشروبات الكلي دريافتند كه قدرت يك واحد فرعي به توانايي آن در افزايش قابليت پيش بيني آينده براي ساير واحدها، اينكه تا چه حد واحدهاي ديگر مي توانند كار اين واحد فرعي را انجام دهند، و محوريت آن در جريان كار، بستگي دارد. تمام اين عوامل به واحد فرعي مورد بحث اجازه مي دهند كه عدم اطمينان براي ديگر واحدها را مديريت كند.
  • بازدید : 102 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق احکام ومسائل جرم سیاسی-دانلود رایگان مقاله احکام ومسائل جرم سیاسی-خرید اینترنتی تحقیق احکام ومسائل جرم سیاسی-تحقیق احکام ومسائل جرم سیاسی
این فایل در ۸۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تا به حال در مورد جرم سياسي تعريف كامل و جامعي نشده و تعريفي كه خالي از تعرض و ايراد باشد ارائه نشده است و همچنين هيچ تعريفي نيست كه بعد از اعلان مورد ايرادات و انتقادات وارد نشود و….
اصل ۱۶۸ قانون اساسي در مورد تعريف جرائم سياسي مطالبي را مقرر كرده است كه چنين مي باشد جرائم سياسي بايد با حضور هيأت منصفه رسيدگي شود كه تا كنون به اين اصل توجه نشده كه بايد مطالبات اجتماعي افراد افزايش پيدا كند و سعي در تثبيت نظام سياسي كشور شود و همچنين احزاب سياسي فعال شوند و اين احزاب سياسي بايد به سوي روابط مسالمت آميز و حل شدن مسائل و مشكلات و از بين بردن چالش‌هاي غيرقانوني و خشونت بار گام بردارند و احزاب براي رسيدن به اين اهداف بايد تعريف جامع و كاملي را براي جرم سياسي ارائه كنند و نحوه برخورد با مجرمان سياسي در قانون مطرح شود چون شايسته جامعه اسلامي نمي باشد كه با مجرمان سياسي كه انگيزه شرافتمندانه و قصد بهتر كردن جامعه را دارند همانند مجرمين جرائم ديگر برخورد شود.
همچنين در برنامه سوم توسعه اقتصادي و اجتماعي مصوب ۷۹ و در اصل ۱۸۸ قانون اساسي تلاش براي ارتقاء كيفي و همچنين افزايش كارايي محاكم و تخصصي كردن آنها از اهداف نظام مي باشد و لذا تعريف جرائم سياسي نيز از موارد برنامه سوم توسعه مي باشد .
در اصل ۱۶۸ ق.ا بدون اينكه تعريفي از جرم سياسي شود مقرر مي دارد كه رسيدگي به جرائم سياسي بايد با حضور هيأت منصفه و به صورت علني در محاكم دادگستري صورت گيرد و تعريف جرم سياسي بر اساس موازين اسلامي در قوانين عادي مي باشد ولي هنوز در قوانين عادي كشور ما تعريفي از جرم سياسي نشده و همچنين حقوقدانان هر كدام از زاويه ديد خود جرم سياسي را تعريف كرده اند يك عده معتقدند جرم سياسي جرمي است كه به منافع سياسي و به حقوق سياسي لطمه وارد يم كند و عده اي ديگر معتقدند جرم سياسي جرمي است كه هدف از ارتكاب آن واژگون كردن نظام سياسي و اجتماعي و همچنين هدف برهم زدن نظم و امنيت كشور را دارند و يك عده ديگر معتقدند جرم سياسي جرمي است كه در آن هدف بر هم زدن نظم و امنيت كشور و اختلال در نظام سياسي و اجتماعي و همچنين اخلال در مديريت و صدمه به مقالات سياسي و رئيس كشور مي باشد اين جرم ممكن است به تنهايي يا همراه با جرائم عمومي سياسي و امنيتي ديگر صورت گيرد. ولي تعريف كامل تر ديگري كه از جرائم سياسي به عمل آمده جرم سياسي كه در آن قصد لطمه زدن به مباني سياسي و امنيتي كشور و اخلال در نظام سياسي و امنيتي و اقتصادي و اجتماعي مملكت باشد و لايحه اي در مورد جرم سياسي و تعريف و نحوه رسيدگي به آن در محاكم دادگستري وجود دارد كه ماده ۱ اين لايحه از جرم سياسي تعريف كرده است كه چنين مقرر مي دارد: «جرم سياسي فعل يا ترك فعلي كه مطابق قوانين موضوعه قابل مجازات است هرگاه با انگيزه سياسي عليه نظام سياسي مستقر و حاكميت دولت و مديريت سياسي كشور و مصالح نظام جمهوري اسلامي ايران و يا حقوق سياسي اجتماعي و فرهنگي شهروندان و آزادي هاي قانوني آنان ارتكاب يابد جرم سياسي به شمار مي آيد مشروط بر آنكه مقصود از ارتكاب ان نفع شخصي نباشد» در ابتداي اين ماده از انگيزه سياسي ذكر شده و در آخر ماده گفته شده مجرم هدفش از ارتكاب جرم نفع شخصي نباشد يعني اگر انگيزه مجرم از ارتكاب جرم نفع شخصي باشد هرچند كه انگيزه اي كه او را به سمت ارتكاب جرم سوق داده سياسي باشد جرم سياسي محسوب نمي شود پس در جرم سياسي نياز به انگيزه سياسي براي ارتكاب و همچنين هدف از انجام جرم نفع شخصي نباشد كه با اين دو شرط جرم سياسي محقق مي‌شود .



گفتار اول- مفهوم جرم سياسي در نزد علماي حقوق:
دو نظر مختلف در بين علماي حقوق راجع به جرم سياسي وجود دارد كه باعث به وجود آمدن دو سيستم دروني و بيروني شده است. در سيستم بيروني هرگاه به تشكيلات حكومت ضربه وارد شود جرم سياسي مي دانند در كنفرانس بين المللي كه در سال ۱۹۳۵ در كپنهاك تشكيل شد جرم سياسي را چنين تعريف كرده اند جرم سياسي جرمي است كه عليه تشكيلات و طرز اداره حكومت و مباين ناشي از آن مي‌باشد حقوق جزاي ايتاليا روند شديدي در مورد مجرمين سياسي پيش گرفته و بنا به حقوق اين كشور هر جرمي كه به حقوق سياسي اشخاص و منافع سياسي حكومت لطمه وارد كند جرم سياسي محسوب مي شود همينطور در جرائم عمومي كه ارتكاب تمام و قسمتي از آن ناشي از عللي باشد كه سياسي است و جرم سياسي محسوب مي‌شود.
سيستم دروني برعكس سيستم بيروني مي باشد در سيستم دروني به هيچ وجه به امور خارجي و نتايج محسوس آن توجهي نمي شود بلكه خود عامل جرم مدنظر است و به عبارت ديگر انگيزه در ارتكاب جرم در جرائم سياسي مد نظر است.
اشخاصي كه سيستم دروني جرم سياسي را پديد آورده اند معتقدند كساني كه به حكومت لطمه وارد مي كنند ولي مدعي اميالي كه جنبه خودپسندي دارد مي شوند از جمله حرص  اينها مجرم سياسي نمي باشد.
برعكس اشخاصي كه اقداماتشان مستقيماً لطمه به تشكيلات و منافع حكومت است و انگيزه عمومي براي ارتكاب جرم دارند كه اين افراد را مجرمين سياسي و اجتماعي مي‌‌دانند.
پس در سيستم بيروني جرم سياسي آن جرمي مي باشد كه به تشكيلات و منافع جامعه لطمه وارد كند ولي بر اساس سيستم دروني جرم سياسي آن است كه قصد مجرم لطمه وارد كردن به جامعه است پس سيستم بيروني جرم بايد كاملاً سياسي باشد .
مفهوم جرم سياسي در حقوق فرانسه:
مفهوم جرم سياسي كه بيان شد در رابطه با جرم كاملاً سياسي جرمي كه مستقيماً به تشكيلات و منافع و حيات كشور لطمه وارد مي كند هيچ مشكلي ندارد ولي تعريف جرم سياسي در رابطه با جرائم مركب و مرتبط با جرائم سياسي يعني جرائمي كه در ضمن آن به منافع خصوصي اشخاص و منافع اجتماعي لطمه وارد مي كند اشكالاتي وجود دارد ولي در مورد اشخاصي كه مقدم ترند در اقدام عليه امنيت خارجي كشور جرم آنها سياسي است و در مورد آنها رويه خاصي را اتخاذ كرده اند .
گفتار دوم- جرائم مركب يا مرتبط با جرم سياسي:
۱- جرائم مركب: در جرائم مركب راه حل هايي كه در حقوق داخلي و بين المللي مطرح شده با هم اختلاف جزئي دارد و به همين دليل در اتخاذ تصميم قطعي هنوز ترديد وجود دارد از لحاظ بيروني يك جرم كه نفع دولت و امنيت كشور را در معرض تهديد قرار مي دهد يك جرم عمومي مي باشد در سوء نيت قاعده اي بيان كرده كه تشخيص جرم سياسي از غيرسياسي بر عهده قاضي مي باشد تا با توجه به خصيصه‌‌هاي اصلي جرم خصيصه هر جرمي كه رجحان دارد آن جرم مي باشد و نسبت به آن حكم صادر مي وشد و وجود سوء قصد باعث شده كه در قرار داد بلژيك و فرانسه جرائم را سياسي ندانند و آن را قابل استرداد مي دانند .
جرائم مركب كه در ارتكاب آن به منافع خصوصي افراد خلل وارد مي كند ولي هدف از ارتكاب آن سياسي مي باشد آيا اين جرم عمومي مي باشد يا سياسي؟ اگر اين جرم كاملاً سياسي باشد مثل سوء قصد به هيأت رئيس جمهور كشور كه كشور فرانسه اين جرم را جرم عمومي تلقي كرده است و مجازات آن اعدام مي باشد در بسياري از قراردادهاي استرداد ماده اي به اسم سوء قصد وجود دارد كه استرداد اين قبيل مجمرين را متعاقدين قبول مي نمايند و اين خود مي رساند كه جرم مركب به طور كامل جرم سياسي نيست زيرا در صورت سياسي بودن استرداد مجرم ممكن نمي باشد .
۲- جرائم مرتبط با جرم سياسي: جرم مرتبط را نبايد با جرم مركب اشتباه نمود جرم مرتبط عبارتست از جرمي كه به واسطه رابطه عليت با جرم سياسي مربوط مي باشد مثلاً افرادي براي تجاوز به كاخ دولتي به يك مغازه اسلحه فروشي حمله كنند و اسلحطه ها را تاراج نمايند كه خود تاراج اسلحه جرم عمومي مي باشد ولي چون متجاوزين هدف سياسي داشته اند آيا مي توان تاراج اسلحه را نيز جرم سياسي دانست و بهترين راه حل كه مورد قبول مؤسسه حقوق بين الملل قرار گرفت اين است كه اين جرم را هم سياسي بداند اگر جرائم مركب و مرتبط با جرم سياسي خيلي هولناك و شديد نباشد مثل قتل و مسموم كردن عده اي و يا قطع عضو بدن و جرم هاي ارادي افراد جرم سياسي محسوب مي شوند ولي اگر جرائم ارتكابي هولناك باشد مثل موارديك ه ذكر شد و يا از قبل نقشه انجام اين جرائم گرفته شده باشد و شروع به اين اقدام جرائم و آسيب رساندن از راه حريق و انفجار و طغيان اب به املاك و سرقت مسلحانه صورت گيرد جرم عمومي محسوب مي شود .
جرم مركب جرمي است كه شامل جرم سياسي و عادي باشد و اين جرم در صورتي سياسي محسوب مي شود و قوانين جرائم سياسي براي آن اعمال مي شود كه جنبه سياسي اين جرم اهميت بيشتر داشته باشد و عده اي جرائم مركب را جرم عادي مي‌دانند و عده اي هم معتقدند جرائم مركب جرم سياسي است.
براي تشخيص جرائم مرتبط با جرائم سياسي ضوابطي وجود دارد مثلاً اگر طي تظاهرات افرادي به مغازه ها حمله كنند و شيشه هاي مغازه ها را بشكنند و يا آتش سوزي ايجاد كنند اين افراد مرتكب جرم عادي شده اند كه اين جرم مرتبط با جرم سياسي است در اين باره مؤسسه حقوق تطبيقي در سال ۱۸۹۲ ميلادي چنين گفته است:
«جرائمي كه در ارتباط با جرم سياسي هستند در صورتي سياسي محسوب مي شوند كه از لحاظ افكار عمومي و اخلاقي قابل سرزنش نباشد ولي اگر در ارتكاب جرم سياسي شخصي مرتكب آدمكشي يا آتش سوزي و يا مسموم كردن افرادي شود در اين صورت اعمال آن فرد از طرف افكار عمومي قابل سرزنش است و اين اعمال مشمول امتيازات جرائم سياسي نمي شود» و همچنين در سال ۱۹۳۵ كنفران بين المللي ايجاد شد به منظور يكنواخت كردن قانون جزا با حضور نمايندگان ۴۸ كشور كه نماينده ايران هم در اين كنفرانس شركت داشت كه در اين كنفرانس در مورد جرائم مرتبط گفته شد كه «جرم هاي عمومي كه عمليات اجرايي جرائم سياسي را دارد و همچنين اعمالي كه ارتكاب آن باعث تسهيل در جرائم سياسي مي شود و يا باعث مصون ماندن مرتكب از كيفر قانوني مي شود به عنوان جرم سياسي مي باشد ».
جرائم اجتماعي جرائمي است كه نتايج آن متوجه عموم جامعه باشد و جرائم اجتماعي همان جرائم سياسي نمي باشد و كسي كه دست به تخريب تأسيسات عمومي و مواردي شبيه آن مي زند جرائم سياسي نيست مگر اينكه شخص از ارتكاب اين جرائم هدف سياسي داشته باشد.
قانونگذار ما بعضي جرائم را به عنوان جرائم عليه آسايش عمومي نام برده كه اين جرائم عليه آسايش عمومي جداي از جرائم سياسي ما باشد جرائم عليه آسايش عمومي عبارتند از جعل، استفاده از سند مجعول، ضرب سكه قلب يا تخديش آن و… و اشخاصي كه مرتكب جرائم عليه آسايش عمومي مي شوند هر چند كه همانند مجرم سياسي آسايش مردم را بر هم مي زند ولي معمولاً مجرم جرم عليه آسايش عمومي هدفش از ارتكاب جرم نفع شخصي و اهداف مادي را دارد.
جرائم مطبوعاتي بر اساس اصل ۱۶۸ قانون اساسي در كنار جرائم سياسي قرار گرفته اند و اين دو جرم هميشه يكسان نيستند و رابطه اين دو جرم عموم و خصوص من وجه است يعني ممكن است جرم از يك جهت مطبوعاتي باشد چون در قالب مطبوعات رخ داده و از جهت ديگر سياسي باشد چون بر عليه نظام سياسي صورت گرفته.
قتل هاي سياسي نيز از جمله جرائم مركب است و كشورها رويه هاي مختلفي در مورد اين قتل ها پيش گرفته اند به طوري كه بعضي كشورها قتل هاي سياسي را جرم سياسي مي دانند و از استرداد مجرمان خودداري مي كردند و اين رويه به تدريج تغيير كرد تا اينكه قتل هاي سياسي به عنوان جرائم سياسي محسوب نشدند ولي اعمال تروريستي كه با هدف سياسي صورت مي گيرد رويه تمامي كشورها و مصوبات كنفرانس هاي بين المللي مانند كنفرانس سال ۱۹۳۵ كپنهاگ قطعنامه سال ۱۸۹۲ انجمن حقوق بين الملل آن است كه اين جرم سياسي نمي باشد .
  • بازدید : 122 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق جامعه شيعه در مدينه  نخاوله -خرید اینترنتی تحقیق جامعه شيعه در مدينه  نخاوله -دانلود رایگان مقاله جامعه شيعه در مدينه  نخاوله -تحقیق جامعه شيعه در مدينه  نخاوله 
این فایل در ۵۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مقاله حاضر بخش نخست مقاله اي بلند است كه درباره «جامعه شيعه در مدينه» نگارش يافته و فصول اصلي آن عبارتند از: اميرنشين شيعي بنوالحسين، اشراف حسيني در مدينه جديد، حرب و شاخه هاي شيعي آن، نخاولـه و ريشه هـا و ويــژگـي هاي اجتماعي آنها. دو قسمت ديگر اين مقاله در شماره هاي بعد به چاپ خواهد رسيد و در انتها كتابنامه نيز خواهد آمد. إن شاء الله.
پژوهش و تحقيقات من در باره شيعيان مدينه، از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد، اما به دلايلي، هر بار مجبور شدم تا كار پژوهش را براي مدتي طولاني قطع كنم. بعد از سال ها، شمار زيادي از همكاران دانشگاهي يا محققان (از پيش و تاكنون) و نيز برخي از دانشمندان مسلمان، كتابداران، كتابفروشان و ديگران مرا به صورت هاي مختلف در تهيه كتاب ها، نشريات و عكس ها ياري دادند، به طوري كه اطلاعات كتابشناسانه فراهم آمده، مرا به منابع ناشناخته راهنمايي كرد و سبب حلّ مشكلات زباشناسانه و ساير مشكلاتي شد كه من در هنگام تحقيق بر روي منابع ، با آنها روبرو بودم . اين افراد زيادتـر از آنـنـد كـه در اينـجـا از ايشـان بـه نـام يـاد شـود. مـن از هـمـه آنـهـا سپـاسـگـزاري مـي كـنـم. هـمـچـنـيـن از Deutsche Forschungsgemeinschaft براي حمايت هاي فراوانش، صادقانه متشكرم; از جمله براي امكاني كه در سال ۱۹۹۵ برايم فراهم كرد تا يك تابستان به عنوان فرصت مطالعاتي بگذرانم; دوراني كه به تحقيق روي مذهب شيعه اماميه پرداختم و تحقيقاتم را منظم كردم.
 
مقدمه
پژوهش حاضر كوششي است براي تشريح وضعيت جامعه شيعه مدينه و مناطق همجوار آن در جنوب شهر مدينه، البته بيشتر از قرن نوزدهم به اين سو و با اشارتي به پيشينه تاريخي آن. اين گزارش مبتني است بر يك رشته منابع جور و اجور; اعم از منابع درجه اول و دوم، از آثار عربي قرون ميانه تا نوشته هاي سياحان اروپايي و آثار مخالفان فعلي دولت سعودي. همچنين از نوشته هاي تاريخيِ سالشمارانه از قديم تاكنون و گزارش هايي كه ايراني ها و لبناني هاي شيعه و ديگر زائران مدينه نگاشته اند. البته تصوير به دست آمده، از بسياري جهات مبهم است، بويژه از آن روي كه مؤلفِ نوشته حاضر نتوانسته (و شايد هرگز نتواند) يك پژوهش جدي انجام دهد.
در آغاز بيان چند ويژگي، درباره اهميت عمومي مدينه در تاريخ شيعه و نيز در تفكر مذهبي آن، بسيار مناسب است و ما بايد به خاطر داشته باشيم كه مدينه در مقايسه با ساير شهرهاي مقدس و مذهبي نزد شيعيان امامي،۱ [و به طور كلي] به دليل داشتن چند ويژگي، متفاوت است:
(نخست آن كه:) تاريخ و اهميت مذهبي اين شهر، بستگي كامل به شهر مكه دارد، به اين معنا كه هر چند زيارت مدينه بخشي از اعمال حج نيست، اما زيارت آن، قبل يا بعد از اعمال حج، مورد اعتناي تمامي مسلمانان است، و در اصل براي شيعيان يك وظيفه مقدس به شمار مي آيد; ۲ اين در حالي است كه برخي از شهرهاي مقدس شيعه، مانند نجف و كربلا در اصل، در اطراف مرقد امامان(عليهم السلام) ساخته شده و نيز برخي از آن ها مانند مدينه، مدت ها پيش از آن كه نزد شيعه، شهري مقدس باشد، وجود داشته اند.۳ اگر ما اهميت تقدّس مذهبي شهرها را از ديد شيعه، بر اساس شمار اماماني كه در آن مدفونند بسنجيم، بايد نتيجه بگيريم كه شهر مدينه بيشترين اهميت و محبوبيت را در قياس با شهرهايي مانند نجف و كربلا دارد; چرا كه به عنوان مثال، در هر يك از آنها تنها يك امام دفن شده، اما مدينه (شهر محبوب همه مسلمانان، به دليل مدفون شدن پيامبر در آن)، قبر چهار امام را در خود جاي داده است. وآنها عبارتند از: «حسن بن علي»، «علي زين العابدين»، «محمد باقر» و «جعفر صادق»[(عليهم السلام)]. در آنجا همچنين قبر فاطمه دختر پيامبر(صلي الله عليه وآله) مادر دو امام; حسن و حسين و يكي از محبوبترين زنان قدسيه در اسلام قرار دارد. همين طور مرقد شمار ديگري از اعضاي خاندان پيامبر (اهل البيت) در آنجا     مي باشد.۴
البته اين امر به اين صورت، حساسيت بيشتري ايجاد نمي كند، اما اهميت ويژه اي را مطرح       مي سازد كه به هر روي، براي زيارت شهرهاي مقدس، افراد را به خود جذب مي كرد.
روشن است كه زيارت مدينه توسط زائران شيعه نسبت به همكيشان سنيِ آنها، عموميت بيشتري دارد.۵ شيعيان امامي همه امامان خود، به جز امام دوازدهم را، كه در غيبت است، شهيد مي دانند. طبيعي است كه توقف در برابر مرقد چهار امام در مدينه، عميق ترين احساسات مذهبي را در آنها ايجاد مي كند.
در دوره جديد; يعني از دهه ۱۹۲۰، اندوه شيعيان زائر قبرستان قديمي مدينه; يعني بقيع الغرقد (به اختصار بقيع)۶ شدت يافت; چرا كه آنها شاهد بودند كه حرم امامان در عراق، ايران و حتي بسياري از مراقد امامزادگان۷ با كتيبه ها و تزيينات پر هزينه از طلا و نقره و آيينه و غيره پوشيده شده اند. در چنين حالتي، سادگيِ بيش از حدّ آرامگاه امامان در مدينه، يك ضربه روحي براي آنها بود. اين امر، حتي براي زائراني كه آگاهي كافي در باره خرابي مراقد امامان بقيع ـ به دست سعودي ها پس از پيروزيشان در دسامبر ۱۹۲۵ ـ داشتند، صادق بود.
پيش ازاين حوادث نيز مدينه وضعيت متفاوتي با شهرهاي مقدس، در شرق; مانند نجف، كربلا، كاظمين و مشهد داشت (سامرا هم تا حدي يك استثنا بود). مدينه هيچ گاه حوزه علميه شيعي نداشت. گرچه (دانشمندان و واعظان و طلاب از) شيعيان در مدينه و اطراف آن از روزهاي نخست دوره اسلامي تاكنون وجود داشتند امّا، هيچ مدرسه اي كه قابل مقايسه با مراكز شيعي در عراق و ايران باشد، درآنجا تأسيس نشد.۸ همين سخن درباره مكه نيز صادق است. البته اين مسأله، نتيجه عمده وضعيت سياسي بود. به جز چند مورد، مدينه هميشه زير سلطه قدرت هاي سني بوده است. با اين همه حكام محلي مانند بسياري از شرفاي هاشمي مكه، به داشتن تمايلات شيعي شناخته شده بودند. شرفاي مكّه در نظر بسياري از نويسندگان شيعه، شيعياني بودند كه به دلايل روشني، خود را سني مطرح مي كردند. رفتاري كه بر اساس اصل «تقيّه» در فقه شيعه مشروع بود. اين سخن كه همه شرفا گرايش شيعي داشته باشند، جاي بحث دارد، با اين حال ترديدي نيست كه گرايش شيعي در ميان برخي از طوايف خاندان هاشمي، بويژه در ميان اشراف حسيني مدينه۹ وجود داشته است. اين حقيقت مي تواند روشن سازد كه چرا شيعيان آرزو داشتند تابه عنوان مجاور۱۰(براي زندگي و حتي مردن!) در مدينه باشند و معمولاً براي اقامت در مدينه يا حومه آن موفق مي شدند. ملامحمد امين استرآبادي (م ميان ۱۰۳۳ ـ ۱۰۳۶ / ۱۶۲۳ ـ ۱۶۲۶) كه مجدِّد مكتب اخباري ميان شيعه است، نمونه اي مشخص مي باشد.۱۱
مي توان دليل آورد كه ريشه و اساس رشد تشيع از لحاظ تاريخي، به دوران زندگي پيامبر بر     مي گردد; زماني كه طايفه وي، بني هاشم، از موقعيت خاص و عالي مذهبي، كه مورد تأييد قرآن هم بود، برخوردار شدند. محروم كردن خاندان او ـ اهل بيت ـ از ارث، بعد از رحلت ايشان، اقدامي بود كه سبب برآمدن شيعه; يعني طرفداران علي بن ابي طالب پسرعمو وداماد پيامبر و درنهايت رهبر هاشمي هاشد.
اين در حالي است كه نخستين جنبش هاي طرفدار شيعه علي(عليه السلام) در عراق پديد آمد. در حجاز هم مقاومت علوي (كم و بيش) در برابر امويان و سپس عباسيان به وجود آمد.۱۲ گرچه رشد بعدي تشيع; مانند ظهور شاخه ها و فرقه هاي مختلف و غيره، در عراق، ايران و مناطق ديگر صورت گرفت، ليكن نبايد فراموش كرد كه حجاز، بويژه مكه و مدينه، مهد تشيع بوده است. به همين ترتيب، نبايد حضور جامعه شيعي (امامي يا زيدي) از همان اوائل دوره اسلامي تا قرن بيستم، مورد غفلت قرار گيرد. اينك اين تداوم موضوع پژوهش حاضر است.
در تحقيقات غربي، «نقش مهم شيعيان علي در تاريخ حجاز»، تنها در قرون نخستين اسلامي توسط شماري از مؤلفان مورد توجه قرار گرفته است، و از آن زمان تا دوره اخير، توجه شايسته اي به آن نشده و حق مطلب ادا نگرديده است.C. Snouck Hurgronje در قرن نوزدهم بويژه در كتاب پيشگامانه خود، در تاريخ مكه، براي نخستين بار توانست دامنه و نيز موفقيت آرزوهاي علويان را در حجاز تا دوران عباسي نشان دهد. توجه وي به اين مطالب از آن روي بود كه به بحث ريشه قدرت اشراف و نيز رشد بعدي شرفاي مكه سخت علاقمند بود. با اين حال توضيحات وي از نقش اشراف شيعه مدينه در تاريخ حجاز، شامل سلطه آنان بر تمامي منطقه حجاز، محدود به چند اظهار نظر كوتاه ـ گرچه مربوط به مـوضـوع ـ اســت.۱۳
جهانگرد سويسي J. L. Burckhardt نخستين نويسنده غربي است كه جزئيات زيادي را در باره گروه هاي شيعي سادات حسيني در مدينه و نيز در باره يك جامعه برجسته از شيعه با نام «نخاوله» به دست داده است. او مي نويسد: آنها تا وقتي كه در نخلستان هاي خود هستند، عقيده تشيع را اظهار مي كنند، اما زماني كه به شهر مي آيند خود را سني معرفي مي كنند. اظهارات وي در باره شيعيان مدينه تأثير قابل توجهي روي شماري از غربيان و حتي مؤلفان مسلمان داشته است. بنابراين سزاست كه مطلب وي را به طور كامل در اينجا نقل كنيم. اين مطلب در فصلي از كتاب اوست كه به ساكنان مدينه اختصاص داده است. وي با ياد از خاندان هاي اشراف، مي نويسد:
«از جمله آنها، خانواده كوچك بني الحسين ـ از نسل حسين برادر حسن(عليهما السلام) ـ است. گفته مي شود كه آنها در گذشته در مدينه، بسيار قدرتمند بودند و رياست بخشي از موقوفات مسجد النبي را داشته و در قرن سيزدهم ميلادي (بر اساس گفته سمهودي) امتياز محافظت از مرقد نبوي را در اختيار داشته اند. در حال حاضر به دوازده خاندان كاهش يافته اند و با اين حال، هنوز در رديف اشراف شهر و از ثروتمندترين ساكنان آن مي باشند. آنها بخشي از شهر را در اختيار گرفته و منافع زيادي به دست مي آورند. اين درآمد بويژه از زائران ايراني است كه به آنجا مي آيند. آن ها را ـ عموماً ـ «رافضي» فرقه علوي ايراني! مي خوانند. آنان شعائر مذهبي خود را پنهان انجام مي دهند، گرچه در ظاهر خود را سني نشان مي دهند. اين خبر، كه شايع است و توسط شماري از مردم محترم تأييد مي شود، در عين حال قابل ترديد است. با اين حال بني الحسين نفوذ قوي در شهر داشته و در ظاهر اعمال مذهبي اكثريت (اهل سنت) را انجام مي دادند و به همين دليل در كار جلب موافقت عناصر متعصّب موفق بوده و از سوي آن ها مورد حمله قرار نمي گرفته اند.

عتیقه زیرخاکی گنج