گردنبند مرغ آمین خرید vpn امپراتور همکاری در فروش فایل
  • بازدید : 227 views
  • بدون نظر

خریددانلود فایل تحقیق پایان نامه عمران شناخت بارها و تعاريف سامانه‌هاي انتقال بار و بارگذاري ارزانتر از همه جا آماده ارائه به دانشجویان و علاقمندان گروه هدف

۱-۱) كليات

سازه‌هاي عمراني به عنوان يك فرآورده توليدي و صنعتي با كاربرد مشخص بوده كه با توجه به نوع كاربري و استفاده موردنظر، بارهاي مشخصي به آن وارد مي‌شود. اين سازه عمراني اگر پل باشد، مطمئناً بارهاي وارده بر آن با يك سد يا ساختمان مسكوني متفاوت خواهد بود. در پل بار اصلي وارده بر سازه آن، علاوه بر وزن پل، وزن خودروهاي عبوري و همچنين بار فشار سيلاب‌ها مي‌باشد، در حالي كه در سدها بار اصلي، فشار آب پشت سد و خطرات ناشي از لرزش‌هاي زمين لرزه مي‌باشند. در يك ساختمان كه كاربري مسكوني دارد، نيز مقادير بارهاي اصلي با ساختماني كه كاربري درماني يا تجاري دارد، متفاوت خواهد بود.

به عنوان يك تعريف كلي، بارگذاري تعيين حداكثر بار وارد بر يك سازه در مدت سن سودمندش با ريسك و خطر قابل پذيرش مي‌باشد. بطور كلي سازه‌هاي موجود را به سه دسته مي‌توان بخش كرد كه عبارتند از:

۱٫ سازه‌هاي عادي و رايج، ساختمان‌هاي مسكوني، بيمارستان‌ها، مدارس و … بوده و داراي حداقل سن ۵۰ سال مي‌باشد. در اين نوع سازه‌ها، ريسك و خطر قابل قبول بين ۱۰-۵% است، احتمال خطا و اشتباه در بارگذاري و تعيين بار اين نوع سازه‌ها تقريباً نزديك به صفر مي‌باشد، چرا كه به وفور ساخته شده و بارها تا اندازه‌ زيادي شناخته مي‌شوند.

۲٫ سازه‌هاي صنعتي نظير ساختمان‌هاي كارخانه‌ها، سوله، دكل‌هاي انتقال برق و … بوده و داراي حداقل ۲۵ سال سن مي‌باشند. در اين دسته از سازه‌ها ريسك و خطر قابل قبول بين ۱-۵/۰% است و احتمال خطا در بارگذاري و تعيين بار اين نوع سازه‌ها تا اندازه‌اي وجود دارد.

۳٫ سازه‌هاي عمراني نظير سدها، پل‌ها، اسكله‌ها و .. بوده و داراي حداقل سن ۲۰۰-۵۰ سال مي‌باشند. در اين دسته‌ از سازه‌ها ريسك قابل قبول بين ۱-۵/۰% است و با نظر به اينكه با توجه به شرايط ساختگاهي (به ويژه در سدها) نوع بارگذاري، طراحي و محاسبات متغير بوده و به شدت تاثيرپذير است، از ضرايب اطمينان بالايي در تعيين بارها استفاده مي‌شود. 

  • بازدید : 192 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

      اين تحقيق را مركزحمايت ازحقوق كارگران مطابق با NIOSH ( انستيتوبين المللي بهداشت و ايمني) تهيه كرده است.
      اين مركزبطورچشمگيري به كارگران، پيمانكاران ارائه خدمات داده وفعاليت عمده آن پيشرفت و گسترش ايمني و بهداشت درصنايع ساختماني مي‌باشد.  
جهت كسب اطلاع از اين گزارش مي‌توان با آدرس WWW.CPWR.COM تماس گرفت.
پاول مور، مهندس ايمني بخش تحقيقات NIOSH ، جهت همكاري با اين مقوله ، گزارشي از ارزيابي موارد مرگ وميرتهيه نموده است .
حوادث ناشي از آسانسورها وپله برقي‌ها سالانه درامريكا۳۰مورد كشته و حدود۱۰۰/۱۷مورد جراحت وخيم و آسيب جدي ببارمي آورد.
(طبق اطلاعات به دست آمده ازآمار اداره كار امريكا و كميسيون ايمني محصولات مصرفي)
كه از اين تعداد،تعدادكشته شدگان افراددرحال كاردرآسانسورها و يا در مجاورت آنها،درحال فعالينهايي  مثل نصب،تعميرو كاردرنزديكي ومجاورت شفت ها بوده است (كه اين تعداد۱۶،۱۵نفربوده يعني حدود ۶۲%)
دوعلت عمده مرگ ومير، سقوط وگيركردن بين قسمت هاي متحرك آسانسورها وپله برقي‌ها مي‌باشد . همچنين برخي ازحوادث درمكان هايي رخ مي‌دهد كه كارگران بوسيله آسانسورها ، وزنه هاي تعادل وقسمت هاي برق دار مورد ضربه و برخورد قرار مي گيرند ويا روي سطوح معيوب داخل آسانسورها قرار دارند.
پيشنهادات جهت پيشگيري ازجراحات ومرگ وميردرآسانسورها وپله برقي ها شامل :
تمرينات حفاظتي وآموزش مناسب :
محدود كردن فضاهاي برق دار وتجهيزات مكانيكي زمانيكه آسانسورها وپله برقي ها خراب و در دست تعميرمي‌باشند.  
انتشار برنامه فضاهاي بسته غيرمجاز براي شفت هاي آسانسورها
نصب حفاظ (جهت جلوگيري ازسقوط) درشفت هاي آسانسور ويا نزديك آنها.   
كارفرمايان برنامه تعميروبازرسي مناسب داشته باشند
كارفرمايان افراد كارآزموده را براي تعميد وسرويس آسانسورها وپله برقي ها استخدام نمايند.


«مقدمه»
      مركزحمايت ازحقوق كارگران CPWR عوامل موثربرمرگ وميروخدمات ناشي ازآسانسورها وپله برقي ها را مورد تجزيه وتحليل قرارداده است.
      آسانسورها وپله برقي ها عامل صدمات جدي ومرگ وميركارگران كه درنصب ، تعميروسرويس آنها مشغول بكار هستند مي‌باشد. آنها همچنين هنگام تميزكردن شفت ها يا تعميردرنزديك شفت هاي بازدچارحادثه مي گردند.
      سازمانهايي مثل سازمان مهندسان مكانيك آمريكا استانداردهايي براي ساخت وتعميرواستفاده ايمن ازآسانسورها وپله برقي ها تنظيم كرده‌اند.
      اين مقوله شامل اطلاعاتي ازآمار ۷ ساله صدمات شغلي كشنده مي باشد(۹۸- ۱۹۹۲) كه توسط اداره آماركارآمريكا گردآوري شده است .
      دراين گزارش تفاسيري از مرگ وميرناشي ازنصب وتعميرآسانسورها ، پله برقي‌ها،‌ جرثقيل‌ها، بالابرها وماشين آلات صنعتي آمده است.
      علاوه برآن خلاصه تجزيه وتحليل مرگ وميروصدمات مسافران آسانسورها وپله برقي ها در۲۳ آگوست ۲۰۰۰-۱۹۹۲ توسط «كميسيون ايمني محصولات مصرفي» بررسي وگردآوري شده است .


«مرگ وميرناشي ازكار درآسانسورها وپله برقي ها ويادرمجاورت آنها»
      طبق «آمارصدمات وخيم وكشنده شغلي» (CFOL ) 152 مورد فوت براثر كار وفعاليت درآسانسورها وپله برقي ها گزارش شده است . اين آماردر۷ سال ۹۸- ۹۲ گزارش شده كه به ازاي هرسال ۲۲ مورد مي باشد.از اين تعداد ۱۰۸ مورد مربوط به كاردرآسانسورها و… ۴۴ مورد مربوط به مسافران وافرادي كه طي كارسوار آسانسورها و… مي شوند مي‌باشد. 
      از۱۰۸ مورد ، ۱۵ مورد درسال بدليل سقوط درشفت هاي آسانسورها (۴۲% طبق نمودارشماره  1) مي باشد.

«تعميركاران ونصابان آسانسورها»
      اين افراد ۴۱% موارد را شامل مي شوند. ۲ دليل عمده مرگ وميراين افراد گيركردن آنان بين آسانسوروشقت هاي آسانسور يا با ديگرآسانسورها وايجاد ضربه شديد(باهرعاملي كه عمدتاٌ آسانسورها مي باشد) منجربه فوت مي باشد
مرك ومير ناشي از كار آسانسورها وپله برقي ها و يا در مجاورت آنها با توجه به نوع شغل .  98-1992
توجه : ميزان مرگ ومير كل ۱۰۸ مورد مي باشد
منبع : BLS
      اگر چه مرگ ومير تعميركاران و نصابان مربوط به صنايع عمومي و صنعت ساختمان مي باشدولي سه چهارم از مرگ ومير در اين گروه مربوط به كارگران ساختماني است ۰
در حقيقت تعميركاران ونصابان آسانسورهاي ساختماني در چهارمين درجه مرگ ومير ناشي از كاردرصنعت ساختمان قرار مي گيرد.(نمودار شماره ۳)
      ميانگين مرگ ومير تعميركاران و نصابان آسانسورها ۶/۳۱ مورد در هر ۱۰۰۰۰۰ كارگر تمام وقت مي باشد(۹۸-۹۲) 
نصب وتعمير آسانسورها و پله برقي ها»
       دو سوم از ۶۵ مورد فوت « نصب وتعمير» مربوط به نصابان و تعميركاران آسانسورها و بقيه شامل تعميركاران ماشين آلات ، مهندسان ، مسئولين ساختماني‌، برق كاران‌،‌سرويسكاران و…
ماموران  پاركينگ ها مي باشد۰ 
      مرك ومير ناشي از گيركردن شامل گير كردن در ماشين آلات آسانسور(مثل وزنه تعادل ) يا بين دو اتاقك آسانسور و يا بين درب واتاقك مي باشد.
  • بازدید : 188 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

(مشروعيت ) يكي از قديمي ترين و اساسي ترين مباحث نظام سياسي است كه از يونان باستان ، توسط افلاطون و ارسطو و سپس از سوي متفكراني همچون سيسرو ، آگوستين قديس ، توماس آكويناس ، فارابي ، ابن رشد ، غزالي ، ماوردي ، ابن سينا و ساير شخصيت هاي مشرق و مغرب زمين مورد توجه قرارگرفته و با تقسيم حكومت به آريستوكراسي ، دموكراسي ، موناركي ، جمهوري و مانند اين ها به بحث ازمصاديق حكومت هاي مشروع و نامشروع پرداخته شده است . هر حكومت ، دولت و يا نظام سياسي براي حدوث و بقاي خود ناچار به بازشناسي مباني مشروعيت نظام سياسي خويش است تا با پشتيباني از مباني بتواند در امور عمومي و اجتماعي مردم تصرف كند و حق فرمانروايي را از آن خود قرار دهد 
-تعاريف مشروعيت
اينك به پاره اي از تعاريف در زمينه ي مشروعيت اشاره مي شود :
۱ ـ مشروعيت عبارت است از توجيه عقلاني ( اعمال سلطه و اطاعت ) . اگر اطاعت ، غير عقلاني باشد ، مستند به سنت جاري (Traditional) يا محبوبيت حاكم ( فره ايزدي يا (Charisma خواهد بود .۱
۲ ـ مشروعيت يعني توجيه عقلي ( اعمال قدرت حاكم ) و اين كه حاكم براي اعمال قدرت خود چه مجوزي دارد و مردم چه توجيه عقلي را براي اطاعت از حاكم ارايه مي كنند . مشروعيت ، متضمن توانايي نظام سياسي در ايجاد و حفظ اين اعتقادات است كه نهادهاي سياسي موجود ، مناسب ترين نهادها براي جامعه هستد . مشروعيت ارتباط نزديكي با مفهوم تعهد و التزام به فرمان برداري دارد . 
۳ ـ مشروعيت به معني قانوني بودن يا طبق قانون بودن است . اين كلمه دراروپاي سده ي ميانه هم به همين معنا به كار مي رفت . سيسرو (Cicero) اين واژه را براي بيان قانوني بودن قدرت به كار برد . بعدها واژه ي مشروعيت در اشاره به روش هاي سنتي ، اصول قانون اساسي و انطباق با سنت ها به كار رفته است . بعد از آن هم مرحله اي فرا رسيد كه در آن ، عنصر رضايت به معني آن افزوده شد و ( رضايت ) ، پايه و اساس فرمانروايي مشروع دانسته شد .   
۴ ـ وقتي حكومت ، مشروعيت دارد كه مردم تحت فمان ، اعتقاد راستين داشته باشند بر اين كه ساختار ، عملكردها ، اقدامات ، تصميمات ، سياست ها ، مقامات ، رهبران يا حكومت از شايستگي ، درست كاري يا خير اخلاقي از حق صدور قواعد الزام آور برخوردار باشند . 
۵ ـ ژان بيندال ، مشروعيت را چنين تعريف مي كند كه مردم به طور طبيعي و بدون ترديد ، سازماني را كه به آن تعلق دارند ،  مي پذيرند . 
۶ ـ ج ـ ك . رابرت مي گويد : ( مشروعيت همان اصلي است كه دلالت مي كند بر پذيرش همگاني دست يافتن شخص يا گروه معيني به مقامي سياسي ، به طور كل از راه اعمال قدرت يا در برخي موارد ويژه بر اين اساس كه اعمال قدرت براي دست يابي به آن مقام با برخي اصول و رويه هاي عمومي اجراي اقتدار هماهنگ است ) . 
۷ ـ نظريه ي مختار : مشروعيت (Legitimacy) كه از صفت (Legitimate) اشتقاق يافته ،  در لغت به معناي ( قانوني ) ترجمه شده است . اين اصطلاح از روزگاران قديم در فلسفه و كلام سياسي ، مورد توجه قرار گرفته و از قرن نوزدهم در جامعه شناسي سياسي كه يكي از شاخه هاي علوم سياسي مي باشد مطرح گرديد . فلسفه ، كلام و يا فقه سياسي به مسائل هنجاري و بايد و نبايد هاي حقوقي و ارزشي درحوزه ي سياست مي پردازند . بر اين اساس ، مشروعيتي كه در اين شاخه هاي علوم سياسي مورد بحث قرار مي گيرد ، ( مشروعيت هنجاري ) نام دارد .و جامعه شناسي سياسي ، تلاش فكري در جهت توضيح و تبيين پديده ها و رفتارها و ساخت هاي سياسي به وسيله ي عوامل اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي است . موضوع اين رشته ي سياسي ، روابط دولت و جامعه و تاثيرات جامعه بر روي دولت است. اين علم به بررسي محيط اجتماعي ـ سياسي مي پردازد .  
به همين دليل ، مباحث مربوط به جامعه شناسي سياسي از جمله مسله ي مشروعيت و منابع آن ، كاملاً غير هنجاري است . يعني از هست ونيست هاي روابط ميان دولت و ملت سخن به ميان مي آورد و به بايستي ونبايستي هاي حقوقي و ارزشي نظر ندارد . 
( مشروعيت به مفهوم مقبوليت ) و مورد رضايت مردم در حوزه ي جامعه شناسي سياسي و ( مشروعيت به مفهوم حقانيت ) در برابر غصب (Usurpation) يعني ناحق بودن حكومت در حوزه ي فلسفه ، كلام و حقوق سياسي مورد بحث قرار مي گيرد . در فلسفه ي سياسي ، پرسش اصلي آن است كه حق حاكميت از آن كيست و چه كسي بايد حكومت كند و آيا نوع حكومت و يا شخص حاكم ، حق است يا ناحق ؟ مشروعيت دارد يا ندارد ؟ حقانيت دارد و يا غاصب است ؟
در جامعه شناسي سياسي ، پرسش بدين گونه است كه چگونه يك حكومت ، كارآمد خواهد بود و دوام و مقبوليت و رضايت مردمي پيدا مي كند ؟ يك حاكم معين در جامعه ي ديني يا غير ديني ، با چه فاكتورها و شرايط و عواملي ، محبوبيت مي يابد ؟ آيا زور و غلبه و فشار سياسي ، منشا استقرار و استمرار نظام سياسي مي شود ؟ آيا وراثت ، شيخوخيت ، نژاد پرستي ، ملي گرايي ، اشراف سالاري ، نخبه گرايي ، ويژگي هاي اخلاقي و شخصي و وارستگي و فرهمندي عرفاني ، منابع مشروعيت جامعه شناسانه به شمار مي روند ؟مشروعيت در جامعه شناسي سياسي ، و به حق و ناحق بودن حكومت و حاكم كار ندارد و به مقبوليت مردمي و پايگاه اجتماعي حكومت نظر دارد كه آن هم مقوله اي تشكيكي بوده و داراي مراتبي است ؛ يعني هيچ دولتي صد در صد مقبول يا نامقبول نيست . آيا مشروعيت هنجاري و يا ناهنجاري يا فلسفي و جامعه شناختي ، ارتباط مستقيم با قدرت دارد ؟ حكومت و حاكمي كه مشروعيت فلسفي ، كلامي و حقوقي را به دست آورد ، قدرت و اقتدار او مشروع است ودر غير اين صورت ، نامشروع و ناحق مي باشد ؛ حتي اگر نفوذ اجتماعي فراواني داشته باشد ونيز حاكم و حكومتي كه به دلايل و عوامل معرفتي ، اجتماعي ، روان شناختي مقبوليت مردمي و رضايت اجتماعي پيدا كند ، قدرت بالفعل سياسي نيز به دست مي آورد ؛ گرچه با نگاه فلسفي و كلامي ن مشروع و حق نباشد ؟

۲-منابع مشروعيت 
انديشمندان علوم سياسي از دو زاويه ي فلسفي و جامعه شناختي به بحث منابع مشروعيت پرداخته اند .
ماكس وبر سه نوع مشروعيت سنتي ، كاريزمايي و قانوني را به عنوان منابع مشروعيت بر مي شمارد .
۱) مشروعيت سنتي  (Traditional)
كه مبتني بر اعتقاد متداول ميان سنت ها و فرهنگ هاي مختلف است واز قديم الايام اعتبار داشته و حكومت هاي وراثتي ،شيخوخيت ، پدر سالاري ، نژاد پرستي ، اشراف گرايي و غيره را به خود اختصاص داده است .
۲) مشروعيت فره مندانه و كاريزمايي (Charismatic) 
كه مبتني بر فرمان برداري غير عادي و استثنايي از يك فرد به جهت تقدس ، قهرماني و يا سرمشق بودن وي و از نظامي كه او ايجاد كرده و به او الهام شده است .
۳) مشروعيت قانوني كه مبتني بر اعتقاد به قانوني بودن مقرارت موجود و حق اعمال سيادت فراخوانده است . البته مراد ماكس از قوانين در اين جا توافقات عقلايي است . 
ديويد ايستون ، بر اساس سه نوع منبع به توصيف سه قسم ازمشروعيت مي پردازد :
۱ ـ مشروعيت ايدئولوژيك : وقتي كه منبع مشروعيت ايدئولوژي ، حاكم بر جامعه باشد ، آن را مشروعيت ايدئولوژيك مي نامند . نظام سياسي در واقع تجسم كمال مطلوب ها ، هدف ها و مقصدهايي است كه اعضاي جامعه را در تفسير راه و توضيح حال كمك مي كند و تصوري از آينده در ذهن مي آفريند . ايدئولوژي ،هدف هاي نظام سياسي را تصوير و اعلام مي كند .
۲ ـ مشروعيت ساختاري : هر نظام سياسي ، اصولي در مورد واگذاري قدرت سياسي و اعمال اقتدار دارد و بر پايه ي اين اصول از مردم مي خواهد كه اعتبار ساختارها و هنجارهاي رژيم را بپذيرند . اگر اعتبار ساختارها و هنجارهاي رژيم پذيرفته شود ، مشروعيت ساختاري به وجود مي آيد .
۳ ـ مشروعيت شخصي : اگر رهبران ، شخصيت و رفتار برجسته اي داشته باشند و اگر مردم آن ها را قابل اعتماد و علاقه مند و متوجه به مسائل خود بدانند يا از آن ها بخواهند جامعه را به طرز ديگري اداره كنند و آن ها هم بپذيرند ، واقعيت غير قابل انكاري پديدار مي شود كه آن را مشروعيت شخصي مي نامند . 
گريس جونز منابع مشروعيت نظام سياسي انگلستان را بدين شرح گفته است :
۱ ـ تداوم نهادهاي سياسي و اجتماعي 
۲ ـ سنت عدم خشونت 
۳ ـ باورهاي ديني
۴ ـ باور به ارزش ها 
۵ ـ روند آزادي و يك دلي انتخاباتي
۶ ـ جامعه ي هماهنگ و يك پارچه و تداوم سنت هاي آن 
۷ ـ فرهنگ سياسي انطباق پذير 
به عقيده ي فردريك منابع مشروعيت عبارت اند از :
۱ ـ ديني ، ۲ ـ فلسفي ، ۳ ـ حقوقي ، ۴ ـ روشي ، ۵ ـ تجربي ،  
 مكاتبي مانند داروينسيم اجتماعي كه انديشه هاي سياسي و اجتماعي خود را بر تنازع بقا و بقاي اصلح مبتني مي سازند ، مشروعيت نظام حكومتي و انواع تصميم گيريهاي اجتماعي و بين المللي را بر اساس قهر و غلبه و زور و نزاع و مانند اينها قلمداد مي كنند . متاسفانه اين ره يافت سياسي علاوه بر انديشه ي سياسي غرب و ظهور آن در افكار كساني همچون ماكياولي ، هابز ، و نيچه در انديشه ي سياسي پاره اي از متفكران نظير غزالي و ماوردي نيز به چشم مي خورد . اين تئوري درواقع مبناي مشروعيت حكومت هاي استبدادي و ديكتاتوري مي باشد .
مشروعيت الهي ، يكي ديگر از منابع مشروعيت است كه در بستر تاريخي در كشورهاي شرق و غرب مورد تاييد قرار گرفته ، البته با اين روي كرد كه حاكمان و پادشاهان با بسط يد تام و حتي خارج از فرمان ها و دستورهاي الهي ، خليفه ي خداوند مي شدند و تمام فسق و فجور آن ها با تفكر جبرگرايي يا تئوري مشروعيت الهي اصلاح مي گرديدند و حكومت هاي سنتي و وراثتي را نيز از مصاديق مشروعيت الهي قلمداد مي كردند . اين نوع از مشروعيت در دوران قرون وسطي در مغرب زمين و نظام سياسي بني اميه و بني عباس و حكومت هاي عثماني ظاهر بوده است . اسلام اصيل و ناب محمدي (ص) و آيات الهي و روايات پيشوايان دين با تفسير ديگري ازمشروعيت الهي كه مبتني بر جهان بيني ، انسان شناسي و معرفت شناسي معيني است ، نظام سياسي خود را تثبيت مي كند كه توضيح آن در بخش بعدي خواهد آمد .

۳-مشروعيت در انديشه ي سياسي اسلام 
مشروعيت در نگاه فلسفه ، كلام و فقه اسلامي به معناي مطابقت با موازين و آموزه هاي شريعت اسلام است ، يعني حكومت و حاكمي مشروع است كه داراي پايگاه ديني باشد . بر اين اساس ، حكومتي كه پاي بند به موازين شرعي و الهي باشد ، حقانيت دارد . مشروعيت سياسي در انديشه و تفكر اسلامي از نوع پدر سالاري ، وراثت ، شيخوخيت ، نژادي ، مليت پرستي ، حكومت هاي اشراف گرايي ، نخبه گرايي ، كاريزمايي و مانند اين ها نيست ، گرچه به لحاظ توجه تام از سوي دين اسلام به ويژگي ها و خواص رهبري و اوصاف مديران و كارگزاران ن مديران نمونه ي ديني ، از فره مندي و وارستگي خاصي برخوردارند و همين امر سبب مي شود تا بر اطاعت پذيري و علاقه و رضايت مردم تاثير روان شناسانه اي داشته باشند ؛ ولي اين نكته با حقانيت حاكم و حكومت كاملاً جداست ؛ در نتيجه اگر حكومتي يا حاكمي تمام اسباب و عوامل رضايت مردم را فراهم مي كند اما مطابق موازين شريعت عمل ننمايد ، مشروعيت ديني پيدا نمي كند و درمقابل حكومت و حاكمي كه آموزه هاي ديني را مد نظر بگيرد و به احكام الهي پاي بند باشد ،همچنان كه مشروعيت ديني دارد ، بايد اسباب و عوامل رضايت مشروع اكثريت مردم را فراهم آورد و حقوق طبيعي و شرعي ملت را تحقق بخشد كه در آن صورت متديّنان به دليل اعتقاد آن ها به فرامين الهي و پاي بند بودنشان به شريعت ، مشروعيت ومقبوليت جامعه شناسانه را نيز پديد مي آورند .
اسلام به كارآمدي و صلاحيت و توان بالفعل حكومت و حاكم ديني كاملاً نظر دارد . حكومت ناتوان ، ضعيف و غير كارآمد كه از روي كوتاهي به وظايف شرعي و خدمت گذاري نپردازد ، نه تنها از مشروعيت به مفهوم مقبوليت ، بلكه از مشروعيت به مفهوم حقانيت نيز برخوردار نيست ؛ ولي نكته ي قابل توجه اين است كه در باب كارآيي يا ناكارا بودن حكومت و حاكم ، بايد قضاوتي منصفانه داشت و نبايد واقعيت هاي انجام شده را در طول عمر حكومت ناديده گرفت .
  • بازدید : 176 views
  • بدون نظر

امروزه لیزر و اشعه مادون قرمز کاربردهای بسیار در ساخت وسایل مختلف که  ساخت انها دقت زیادی میخواهد استفاده میشود همچنین این تکنولوژی در امور پزشکی نیز نقش بسزائی ایفا میکند و کاربرد های بسیار دیگری نیز داری.این پایان نامه ای که خدمت شما ارائه میکنیم اصول کار با لیزر را تشریح میکند که در قالب 147 صفحه نوشته شده و اماده خرید و دانلود است

  • بازدید : 209 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق جوشکاری لیزر-خرید اینترنتی تحقیق جوشکاری لیزر-دانلود رایگان مقاله جوشکاری لیزر-دانلود رایگان پروژه جوشکاری لیزر-تحقیق جوشکاری لیزر

این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده است وشامل موارد زیر می باشد:
لیزر-ساختار لیزر-مایعات مثل لیزرهای رنگی-گازها-جامدات-حواص امواج الکترومغناطیسی نور-سیر تحول ورشد-ساز وکار لیزر
در قسمت بعد برای آشنایی بیشتر شما توضیحاتی را ارائه می کنیم.

نور ليزر نوع كاملاً جديدي از نور است؛ درخشان‌تر و شديدتر از هرچه كه در طبيعت يافت مي‌شود. مي‌توان نور ليزري آن‌چنان قوي توليد كرد كه هر ماده‌ي شناخته شده‌ي روي زمين را در كسري از ثانيه بخار كند. مي تواند سخترين فلزات را سوراخ كند يا به راحتي جسم سختي مثل الماس را سوراخ كند و از آن بگذرد. 

برعكس، باريكه‌ي كم قدرت و فوق‌‌العاده دقيق انواع ديگر ليزر را مي‌توان براي انجام دادن كارهاي بسيار ظريف مثل جراحي روي چشم انسان به كار برد. نور ليزر را مي‌توان خيلي دقيق كنترل كرد و به صورت باريكه‌ي مداومي به نام موج پيوسته يا انفجارهاي سريعي به نام پالس درآورد. 

اگرچه اصول بنيادي ليزر از ۴۰ سال پيش شناخته شده بود، نمايش اولين ليزر، دريچه‌‌اي را به طرف يكي از هيجان انگيزترين و پردامنه‌ترين پيشرفت هاي تكنولوژي قرن بيستم گشود. در ظرف چند سال پس از نمايش اولين ليزر، انواع بسيار گوناگوني از ليزرها به صورت ابزارهاي عملي به صور گوناگون به كار گرفته شدند. ليزرها در تكنولوژي انقلابي جديد پديد آورده‌اند و تأ ثير آن‌ها بر زندگي ما در آينده نيز ادامه خواهد داشت. 

امروزه گستره‌‌ي وسيعي از ليزرها در همه جا به كار گرفته شده‌اند. فروشگاه‌هاي بزرگ و بسياري از انبارهاي بزرگ خورده‌فروشي براي جستجوي خود‌به‌خود، ثبت قيمت‌‌ها و صورت‌برداري از اقلام خريداري شده، در قسمت حساب كننده از ليزر بهره مي‌گيرند. در دستگاه‌‌هاي ويدئويي از نور ليزر براي خواندن ديسك‌هاي ويدئويي و ايجاد تصوير متحرك همراه با صدا استفاده مي‌كنند. مقدار زيادي اطلاعات را روي ديسك‌‌هاي ليزري ثبت مي‌كنند تا بعداً روي صفحه‌ي كامپيوتر خوانده شوند يا توسط چاپگرهاي ليزري به شكل نسخه‌ي سخت روي كاغذ چاپ شوند. 

 

 

 


در پزشكي نور ليزر به عنوان نوع جديدي چاقوي جراحي بدون خونريزي استفاده مي‌شوند و وقتي كه نسجي مثل قسمت معيوب كيسه‌ي صفرا در خلال جراحي برداشته مي‌شود، رگ‌هاي خوني بسته مي‌‌شوند. كارهاي دندانپزشكي با ليزر درد كمتري دارند و براي روكش و پل دندان از ليزرها استفاده مي‌شود. 

در صنعت از ليزرها براي عمليات گرمايي فلزات، جوش دادن قسمت‌ها به يكديگر و وسايل هم‌ترازي دقيق استفاده مي‌شود. ليزرها را براي اندازه‌گيري دقيق فاصله‌هاي خيلي بزرگ و نيز فاصله‌هاي خيلي كوچك به كار مي‌برند. افزون بر اين‌ها ليزرها را همراه با تارهاي نوري، براي انتقال بهتر داده‌ها و بهبود ارتباط تلفني به كار مي‌گيرند. ليزرها در حال تغيير دادن نحوه‌ي پژوهش دانشمندان هستند. ليزرها مي‌توانند چشمه‌ي جديدي از قدرت الكتريكي بيافرينند، مشابه فرايندي كه در خورشيد براي توليد انرژي به وجود مي‌‌آيد. 

لیزر  

ليزر مخفف عبارت Light Amplification by Stimulated Emission of Radiation می‌‌باشد و به معنای تقويت نور توسط تشعشع تحريک شده است .ليزر وسيله‌ای برای تبديل نور معمولی به پرتوی باريک و متراکم است. دستگاه ليزر يک جريان الکتريکی را از ماده‌ای که می‌‌تواند جامد, مايع يا گاز باشد عبور می‌‌دهد. بعضی از اتم های ماده انرژی جذب می‌‌کنند و کوانتوم ساطع می‌‌کنند. اين امر موجب می‌‌شود که اتم های ديگر نيز کوانتوم ساتع کنند. اين کوانتوم ها (بسته‌های تشعشع) بين آينه هايی به عقب و جلو منعكس می‌‌شوند و نهايتاً به صورت نوری با يک طول موج واحد شليک می‌‌شوند. اولين ليزر جهان توسط « تئودور مايمن » اختراع گرديد كه در آن از ياقوت استفاده شده بود. . پس از دو سال آقای علی جوان دانشمند ایرانی برای نخستین بار لیزر گازی هلیوم- نئون (He-Ne) را ساخت

  • بازدید : 164 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي ازمباحث بسيارمهم علمي ، فني ، اقتصادي كه كمترازيك صدسال است توجه عده اي ازدانشمندان ومحققان را به خودجلب نموده ومطالعات بسيارزيادي بر روي آن انجام گرفته وميگيرد.موضوع «خوردگي»(Corrosion ) بويژه «خوردگي فلزات » ميباشد.به منظور روشن ساختن وتوجيه وتفهيم مكانيسمهاي انواع مختلف خوردگي تحقيقات وبررسي هاي وسيع، جدي ومستمرمخصوصاً در۵۰سال گذشته وهمگام با پيشرفتهاي سريع صنايع گوناگون صورت پذيرفته ، به طوري كه بااستفاده ازاصول ومباني علمي ونتايج حاصله ازاين پژوهشها درتدوين مقررات وروشهاي خاص كنترل يا جلوگيري ازخسارات ناشي ازپديده خوردگي اقدامات بسيارسودمندي به عمل آمده وبه پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي نائل شده اند.همچنين ازبدو شروع به فعاليتهاي گسترده دراين زمينه انستيتوهاي آموزشي وآزمايشگاههاي تحقيقات صنعتي كمكهاي زيادي به آموزش اصول ومباني واكنشهاي خوردگي كرده اند.
تكنولوژي جديد باكاربردموادومصالح صنعتي گوناگون ازجمله فلزات وآلياژها،پلاستيكها ، لاستيكها،سراميك ها،موادمركب ومتراكم،چوب وغيره همراه بوده بويژه مستلزم بررسي وتوليد آلياژها وديگرموادي است كه دربرابرخوردگي مقاومت لازم وقابل پيش بيني را داشته باشند ، همچنين احتياج به تدوين مقررات وروشهايي دارد كه بااعمال واجراي آنها بتواندميزانهاوسرعتهاي خوردگي را به طورقابل ملاحظه اي كاهش دهد.
جهت درك وبررسي اين پديده بادرنظرگرفتن اصول ومباني خوردگي ونظريه الكتروشيميايي واكنشهاي خوردگي ازيك سو وتوجه به اهميت فلزات وآلياژها دربين موادومصالح صنعتي(۱) ازسويي ديگر ضرورت آشنايي باالكتروشيمي ومتالوژي فيزيكي روشن ميگرددمحققين وپژوهشگران خوردگي به مطالعه مكانيسمهاي خوردگي پرداخته ، علل آنها رادريافته وراههاي جلوگيري يا به حداقل رساندن خسارات وصدمات را پيشنهاد مينمايد.مهندسين خوردگي با تكيه براطلاعات ونتايج تحقيقات وبررسي امكانات موجودوانجام محاسبات مربوط به عوامل مؤثربويژه توجيهات اقتصادي به كاربردواجراي طرحها وروشها مي پردازند.
خوردگي ومهندسي خوردگي مجموعه جالبي ازعلوم وفنون را تشكيل ميدهدكه مرحله تكامل آن درطي حدود۵۰ سال اخيرصورت پذيرفته است .خاطرنشان ميسازدكه اين مطلب بدان معني نيست كه پديده خوردگي به اين اندازه جديدميباشد برعكس ميتوان گفت كه اين موضوع اززماني كهبراي اولين بارانسان موفق به كشف واجراي روشهاي تهيه فلزات ازسنگهاي معدني مربوطه گرديدآغازشده است وبه بياني ديگرميتوان اذعان نمودكه قبل ازنيم قرن اخير نيزحضورووجودخوردگي مورد پذيرش وتأييد قرارداشته وبه طوراجتناب ناپذيري جرائم وخسارات ناشي ازآن نيزپرداخت ميگرديده به طورمثال درآن زمانها مسئولين ومديران بسياري ازواحدهاي صنعتي درادعاهاي خوددائربرعدم وجودودخالت خوردگي درواحدهاي صنعتي خويش اصرارداشتندوفقط به ذكرياگزارش تعويض برخي اقطعات اكتفا مينمودند.
ليكن درسالهاي اخيراين طرز فكرهاواظهارنظرهاي طفره آميزتغيير كرده كه دليل آن شناخت وفهم نسبي وتدريجي ازوجودپديده خوردگي وافزايش آگاهيها ازتأثيرات اقتصادي اين قبيل اتفاقات ميباشد.باتوجه به اهميت اين مسائل اينك به مرحله اي رسيده كه درتمامي       زمينه هاي صنعتي دراختيارداشتن متخصصين وكارشناسان مربوط ( كه امروزه به نام مهندسين خوردگي ناميده ميشوند)بي اندازه جدي وضروري جلوه ميكند.  (1)
درسالهاي اخير خوردگي وروشهاي كنترل ياجلوگيري به عنوان ركني اساسي دركليه     زمينه هاي مهندسي درآمده وروزبروز اهميت آن بيشتر وآشكارترميشودولي متأسفانه هنوزجايگاه واقعي خودرا پيدانكرده وآنچنان توجهي را كه ميبايستي عملاً به آن صورت گيردمبذول نميگردد.
كليه محيطها تاحدودي (كم وبيش)خورنده ميباشندمثلاهواورطوبت ،آبها،محيطهاي آلوده وصنعتي ،بخارآب ،گازها ،اسيدها،قليايي ها، خاكها ،حلالها،روغنها(اعم ازنباتي ونفتي)،محصولات غذايي … وغيره بايدخاطرنشان ساخت كه برخي ازمحيطها ودرشرايط خاصي خورنده تر ازديگري ميباشند.البته درمواردي نيزاستثناءوجوددارد.وجوداين پديده واثرات زيانبخش وناگوارآن تقريباً درهمه جا مشاهده ميشودازجمله : ساختمانها ،لوازم خانگي وسائط نقليه (زميني ـ دريائي ـ فضائي) ،جاده ها ،تسهيلات شهري ،تأسيسات بندري ودريائي واحدهاي صنعتي …وغيره.
موادومصالح صنعتي ازقبيل آهن ،آلومينيم ، مس، آلياژهاي مختلف ،پلاستيك ها ، سراميكها، چوب ، فلزات ديرگداز،شيشه وغيره هركدام داراي خاص ومشخصات ، كاربردها مزايا ومعايبي ميباشند.انتخاب يك يا چندتاازآنهاممكن است فقط دركاربردخاصي «مناسبترين انتخاب» باشدولي جهت هرگونه اقدامي وبراي نيل به بهترين انتخاب دسترسي به دانش ونتايج مطالعات وتخقيقات وتجربيات كاملا ضروري است.  (1)




تاريخچه خوردگي ورونداقدامات

وقوع طبيعي واكنشهاي مربوط به پديده خوردگي را ميتوان به زمانهاي خيلي دوراستنادنمودولي برخوردهاي علمي واصولي بااين پديده به مطالعات وتحقيقات بسيار ارزشمنددانشمندمعروف اياتاليائي ميسشل فاراده ( M.Faraday) نسبت داده ميشود.اين دانشمنددرسالهاي ۱۸۴۰-۱۸۳۰رابطه بين فعاليتهاي شيميائي وجريانات الكتريكي              ( نسبت بين مقدارفلزحل شده وجريان برق)را به صورت رابطه معروف   M =Kit ارائه نمود.او همچنين گزارش ميكندكه روئين شدن آهن ناشي ازتشكيل فيلم برروي آن است وبراي   اولين باراعلام ميداردكه انحلال فلزات ماهيت الكتروشيميائي دارد.
البته قبل از او همفري داوي (Humphrey Davy) دانشمندانگليسي به بررسي اصول خوردگي گالوانيكي پرداخته ونتايج آزمايشهاي خود درباره چگونگي حفاظت كاتدي بدنه كشتيها بانصب آندهاي ازبين رونده رادرسال۱۸۲۴ منتشرساخت اقدامات اين دانشمندپايه هاي عملي واجرائي حفاظت كاتدي را بوجودآورده وسبب توسعه وگسترش كاربردآهن گالوانيزه گرديد.
مطالعات وبررسيهاي سازماندهي شده جهت بررسيهاي خوردگي براي اولين بارتوسط «انجمن ترويج علوم انگلستان»(British association for the Advancement of science)درسالهاي دهه ۱۸۳۰صورت گرفته است .نتايج قسمتي ازاين تحقيقات كه توسط   Robert Mallet برروي چگونگي خوردگي آهن وچدن صورت گرفته بوددرسالهاي ۱۸۳۸و۱۸۴۰و۱۸۴۳منتشرگرديد.
درسال ۱۸۴۷ريچاردآدي (Richard Adie)نشان دادكه خوردگي ناشي (۱)              

ازاثراكسيژن برروي آهن ودرمعرض سيالي درحال حركت سبب ايجادجريان الكتريكي ميگردد.برپايه اين اطلاعات ودانشها پروفسورويتني(W.R Whitney) درسال ۱۹۰۳ نتايج مطالعات خودرا به صورت    مقاله اي كلاسيك وتحت عنوان «ماهيت الكتروشيميائي خوردگي »درمجله               American Chemical Societys Journal چاپ ومنتشرساخت كه اصول علمي پديده خوردگي را تشكيل ميدهد.اين دانشمندنتيجه ميگيردكه خوردگي آهن يك واكنش كاملا الكتروشيميائي بوده واينكه ميزان وسرعت خوردگي تابعي ازنيروي محركه الكتريكي ومقاومت مدارميباشد.
درسال ۱۹۰۶ درداخل «انجمن امريكائي براي آزمايش ومواد» ASTM               (American Society For Testing and Materials)كميته اي جهت هماهنگي واجراي آزمايشهاي مخصوص خوردگي تشكيل گرديدكه همزمان باشروع اين اقدامات سازمانهاي ديگري نيزفعاليتهاي خوددرزمينه بررسي مسائل خوردگي وچگونگي تدوين راههاي جلوگيري يا كنترل آن را آغازنمودند.
ازبين پيشقدمان درمطالعه اثرات خوردگي «كميته امريكائي الكتروليز»               (American Committee on Electrolysis)است كه اولين گزارش خودرا دراكتبرسال۱۹۱۶منتشرنمود.اين كميته كه متشكل ازنمايندگان:  (1)
«American Institute of Electrical Engineers»
«American Electric Railway Association»
«American Railway Engineering Association»
«National Bureau of Standads»

وعده اي ازسازمانهاي ديگربودفعاليتهاي خودرابيشتربرروي مسائل جدي وبسيارخطرناك ناشي ازجريانات سرگردان Straw Currentكه متوجه لوله ها وتأسيسات فلزي وكابل هاي مخابراتي زيرزميني ميگرديدمتمركزساخت.
درانگلستان «كميته خوردگي انستيتوي آهن وفولاد»
(Corrosion Committee of Iron and Steel Institute)
اولين گزارش خودرا درسال ۱۹۳۱وششمين گزارش خودرا درسال ۱۹۵۹منتشرنمود.درسال ۱۹۳۸ «كميته هماهنگي خوردگي آمريكائي»
(American Coordinating Committee on Corrosion)
باشركت نمايندگان ۱۷سازمان وانجمن فني تشكيل گرديد.اين گروه كه هدف آن      هماهنگ سازي فعاليتهاي سازمانها وانجمنهاي مختلف وجلوگيري ازدوباره كاريها وپراكندگي اقدامات بوددرسال ۱۹۴۸درسازماني به نام «انجمن ملي مهندسين خوردگي»        (National Association of Corrosion Engineers)درامريكا علاوه برانجمن NACE كه فعاليتهايش منحصراً برروي خوردگي وروشهاي كنترل آن متمركزاست تشكيلات وسازمانهاي علمي مهندسي زيادي به صورتهاي دولتي وتجارتي به فعاليت مشغولند كه ازنظررهبري دربين گروههاي علمي ومهندسي ميتوان :  (1)
«انجمن فلزات آمريكائي»   (American Society for Metals)
«انجمن آمريكائي براي آزمايش ومواد»   (American Society for Testing and Materials)
«انجمن شيمي آمريكا»   (American Chemical Society)
«انجمن الكتروشيمي»   (The Electrochemical Society)
رانام برد.ازارگانهاي دولتي دراين كشورميتوان «موسسه ملي استانداردها‌»NBS        (National Bureau of Standards) رانام بردكه فعاليتهاي خودبرروي بررسي مسائل خوردگي وروشهاي كنترل ياجلوگيري ازآن را ازسال ۱۹۲۲آغازكرده است .همچنين تشكيلات دولتي ديگري كه اغلب دراختيارسرويسهاي نظامي ميباشندنظير:
«Atomic Energy Commission»
«Federal Housing Administration»
«National Aeronautic and Space Administration»
ونيزعده اي ازدوايروادارات داخلي درسازمانها وتشكيلات گوناگون كه به مسائل مربوط به خوردگي وكنترل آن مشغولند.
دانشمندان ومهندسين خيلي ازكشورها درتوسعه وگسترش سريع علم خوردگي وارائه روشهائي براي كنترل آن شريك وسهيم بوده اندكه ازاين ميان خدمات ارزنده وشايان توجه دانشمندان ومتخصصين خوردگي شوروي را ميتوان نام بردازجمله «پروفسورتوماشف» (Nikon D.Tomashov) و«پروفسور چرنووا» (Galina P.Chernova)كه ازپيشقدمان        وپايه گذاران تحقيقات خوردگي دراسن كشورميباشند.توماشف كه رياست آزمايشگاه خوردگي فلزات درانستيتوي شيمي فيزيك مسكورا عهده داربوده مطالعات بسيارارزشمندي درباره روئين سازي فلزات رفتارهاي الكتروشيميائي وخوردگي فولادهاي ضدزنگ وفولادهاي حاوي مس تيتانيم وآلياژهاي آن روشهاي جديد افزايش مقاومت دربرابرخوردگي توسط اضافه كردن عناصر بسيارنجيب و… انجام داده است.  (1)

درآلمان نيزضمن بررسيهاي وسيع دراين زمينه مجله اي به نام                          Korrosion Und Metallschutz  قبل ازجنگ جهاني دوم منتشرميگرديدكه درسالهاي جنگ انتشارآن متوقف گرديدولي بعدازآن بانام جديد Werkstoffe Und Korrosion فعاليتهاي خودرا مجدداً ادامه داد.ازسال ۱۹۴۵وازسوي انجمن NACE مجلهCorrosionمنتشرگرديدوعلاوه برآن مجله اي نيزبه نام Materials Performance  ازسوي همين انجمن انتشاريافت. همچنين طي سالهاي اخيرمجلات مختلفي درچندكشورازجمله استراليا،بلژيك،انگلستان،فرانسه،هلند،ايتاليا،ژاپن،پرتغال،شوروي وسوئدچاپ ومنتشرميگردند.ازجمله مجلات معروفي كه درانگلستان چاپ ميشوندعبارتنداز:
British Corrosion Journal , Corrosion Science,
Corrosion Prevention and Control , Anti _ Corrosion
تعليم وآموزش رسمي درباره خوردگي اولين باردرآمريكا ودرسال۱۹۰۳ وتحت عنوان مقاومت شيميايي مواد(Chemical Resistanc of Materials)توسط پروفسورواكر(W.H.Walker)آغازشد.اين دانشمنددرپيگيري فعاليتهاي پروفسور ويتني(Whitney)آزمايشگاه شيمي كاربردي (Applied Chemistry)راتاسيس نمود.درسال ۱۹۱۲عنوان موضوع به موادساختماني (Materials of Construction)تغييرپيداكرده وتوسط پروفسورلوئيز(W.K.Lewis) تدريس ميشددرسال ۱۹۲۲ درانستيتوي تكنولوژي ماساچوست (دردانشكده مهندسي شيمي )براي اولين باراين موضوع تحت عنوان «خوردگي»(Corrosion)توسط پروفسور والترويتمن (Walter Whitman)تدريس شدسپس درسال  1931پروفسور ويليامز (R.S.Williams) (ازاعضاءدانشكده متالورژي اين دانشگاه) (۱)      

تدريس موضوع «خوردگي وآلياژهاي مقاوم دربرابرحرارت» (Corrosion and Heat Resisting) Alloys)راشروع نمودكه تاسال ۱۹۴۲ادامه داد.ازسال ۱۹۳۸پروفسور يوليگ(H.Huhlig)ارائه درس قبلي پروفسورWhitmanراپيگيري نمودكه بعدازيك دوره فطرت (درطي جنگ جهاني دوم)مجدداًآن را ازسرگرفت كه تاكنون ادامه دارد.آقاي يوليگ كتابها ومقالات زيادي را نوشته ومنتشرساخته است كه ازآن جمله كتابهاي معروف:
The Corrosion Handbook,Corrosion and Corrosion Control ميباشند.همانطوري كه قبلاً نيزاشاره شدخوردگي ومهندسي خوردگي كه مراحل تكميلي وگسترش وتدوين روشهاي اجرائي آن طي نيم قرن اخيرصورت گرفته به طوري كه هنوزعده اي ازبانيان اين موضوع درقيدحياتندوچون شرح كارها وفعاليتهاي تك تك اين دانشمندان ازعهده كتاب خارج است ، لذا درزيرفقط به ذكرنام چندتن ازآنان اكتفا ميشود:   (1)
دكتراوانز U.R. Evans
پروفسورپوربه M.Pourbaix
پروفسورواگنر C.Wagner
دكترهور T.P.Hoar
دكترشراير L.L.Shreir
پروفسورفونتانا M.G. fontana



تعريف خوردگي


با توجه به ديدگاهها و تخصصهاي مختلف دانشمندان و محققاني كه در اين زمينه به مطالعات اصولي پرداخته و نظريه هاي خود را ارئه نموده اند به منظور بيان مفهموم خوردگي تعاريفي چند و با مشابهتاهائي يكم و بيش اظهار داشته اند كه ذيلا چند نمونه آنها از نظر ميگذرد:
واكنش بين فلزات و محيط اطراف آن.
فساد ا انهدام مواد در واكنش هاي شيميايي يا الكترو شيميائي با محيط اطراف آن.
فساد فلزات در اثر تركيب با اكسيژن و يا ساير مواد شيميائي .
تخريب يا فساد حاصل د رمواد به هرعلتي بج عوامل مكانيكي .
خلاف جهت متالورژي استخراجي.
واكنش هاي الكترو شيميائي فلزات با محيط اطراف خود .
حملات تخريبي بر روي فلزات ناشي از واكنش هاي شيميائي يا الكترو شيميائي آنها با محيط اطـرافشان.
تخريب يا اتلاف اجسام جامد در اثر واكنش هاي شيميائي يا الكترو شيميائي كه از سطح آن شروع مي شود.
خاطر نشان مي سازد كه انهدامهاي ناشي از عوامل صرفاً فيزيكي يا مكانيكي«خوردگي» ناميده نشده و در اين موضوع مورد بحث و مطالعه نمي باشد از فبيل : سائيدگي (Erosion)،فرسودگي (Wearing)،خستگي (Fatigue)،خراشيدگي (Fretting) و غيره، ليكن در برخي حالات ممكن است پروسسهاي خوردگي همراه و همزمان بااين قبيل(۱) تخريبها باشند كه در اين صورت با عناويني نظير : «خوردگي سائيدگي»                          ( Corrosion Erosion) «خوردگي خستگي» (Fatigue Corrosion) ، « خوردگي خراشيدگي» ( Fretting Corrosion) ، «خوردگي تنشي » (Stress Corrosion ) و غيره تشريح  مي شوند.
يادآور مي گردد كه اصطلاح زنگ زدگي (Rusting) فقط در مورد آهن و فولادها آن هم به وسيله آب و اكسيژن بايد بكار برده شود زيرا منظور از زنگ (Rust) همان اكسيد هيدراته آهن   Fe (OH)3   مي باشد و يا به بياني ديگر فلزات غير آهني خورده و اكسيد مي شوند ولي زنگ نمي زنند.
با توجه به مطالبي كه ذكر شد و نيز از جهت اهميت موضوع خوردگي از مدتي پيش لغات و اصطلاحات غني و تعاريفي  كه در مباحث خوردگي بكار مي روند به صورت مدون و به زبانهاي مختلف تهيه شده اند كه در واقع زبان علمي و تكنيكي خوردگي مي باشند.
در اينجا اشاره به اين مورد ضرورت پيدا مي كند كه انواع خوردگي يعني چه و اصولا چند نوع خوردگي وجود دارد . بسته ه اينكه منظور از چند نوع چيست ؟پايه گذاران ، دانشمندان و مراكز تحقيقاتي روشهاي طبقه بندي گوناگوني ارائه نموده اند. برخي آنها را به ۲ يا ۳ دسته تقسيم مي كنند، بعضي ديگر ۸ يا ۱۰ نوع و سر انجام در گزارشهائي از ۵۷ نوع ( وبيشتر) ياد شده است . مراجعي نيز وجود دارند كه آنها را در چند دسته اصلي و هر دسته را چند نوع فرعي مورد بحث قرار داده اند ، و به طور كلي بايد گفت كه هنوز الگوي مشخص و معيني براي اين تقسيم بندي بوجود نيامده است . درباره اينكه چه عواملي بيشتر موجب بروز انواع مختلف خوردگي مي گيردند چندان در مباحث مد نظر نمي باشد و در بررسيهاي (۱)    مربوط به خوردگيهاي معمولي نظريه الكترو شيميائي بودن واكنشها به صور قاطع اعمال     مي شود و جهت توجيه و تشريح واكنش هاي شيميائي در اغلب پروسس هاي خوردگي فرمول ومعادلات مختلفي ابداع و تدوين شده كه در همه جا به كار برده مي شوند. اساساً  خوردگي شيميائي نيازمند ۴ عامل اصلي و اوليه مي باشد كه عبارتند از : آند ـ              كاتد – الكتروليت – مدار الكتروني . از اين رو صاحب نظران خوردگي نا چاراً ملاحظات لازم و دقيق در مورد فغاليتهاي پيچيده و بسيار ريز ملكول ها ، يون ها ، سطوح الكتروني و اتمي را بعمل مي آورند.
  • بازدید : 203 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان پاور پوینت روش تحقیق-خرید اینترنتی تحقیق روش تحقیق-پاورپوینت روش تحقیق-دانلود رایگان مقاله روش تحقیق
این فایل در ۷۹اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هدف غایی پژوهش حقیقت یابی و فهم در کنه یک موضوع است.
پژوهش کوششی است سازمان یافته و برنامه ریزی شده که یک پژوهشگر را در روشن شدن یک حقیقت یاری می دهد. پژوهشگر تلاش دارد با استفاده از واقعیت های موجود در جهان پیرامونی حقایق را کشف کند و این نیازمند انجام یک تحقیق است.
nتحقيق در اصل یک نوع قضاوت است.
nانواع قضاوت:
nقضاوت عینیObjective   براساس اصول علمی و روشهای آماری (مثال: اجراء یک طرح تحقیقاتی بر پایه مسائل آماری).
nقضاوت ذهنی Subjective شامل پیش داوری و تحت تاثیر نتایج دیگران قرار گرفتن (مثال: اجراء یک طرح تحقیقاتی در مسائل شهری جهت کنترل ترافیک بعنوان مثال یکطرفه کردن یک خیابان و یا اجراء یک روش تدریس آزمایشی در آموزش و پرورش که بر اساس تصورات پایه ریزی می شود)
nعلم:معلوم کردن و دانستن روابط علت و معلولی بین نمودهای طبیعت رابه شرط ابژکتیو بودن، علم می گویند.
nفلسفه بررسی روابط علت و معلولی از طریق سوبژکتیو

روشهای علمی قابل اثبات بوده و بر اساس فرضهایی مورد آزمون قرار می گیرد

تحقیق و توسعه عبارت از کار خلاقی است که بطور منظم برای افزایش ذخیره علمی و دانش فنی و نیز استفاده از این دانش در اختراع و طرح کار برهای جدید انجام می شود ( فریمن ۱۹۷۴)
فرایند تحقیق و توسعه و توسعه عبارت از شناسائی نیاز یا استعداد ، پیدایش اندیشه ها ، آفرینش ، طراحی ، تولید و معرفی و انتشار یک محصول یا نظام تکنولوژیک تازه است .(دین ولگدهار ۱۹۸۰)
یونسکو تحقیق و توسعه راچنین تعریف کرده است : هر گونه فعالیت منسجم ، خلاق در جهت افزایش سطح دانش و معرفت علم اعم از دانش مربوط به انسان ، فرهنگ ، جامعه و استفاده از این دانش برای کاربردهای جدید

تحقیق و توسعه عبارت از فرایند پویای به هم پیوسته ای از تحقیقات پایه ای ، تحقیقات کاربردی و تحقیقات توسعه ای است که نتایج علمی آن تولید علم و دانش می باشد ( یونسکو، ۱۹۸۸).
در جهان امروز اکثر کشورها امر برنامه ریزی و سیاست گذاری علمی ( علوم و تکنولوژی ) را جزئی از برنامه سیاست کلان دولت های خود قرار داده اند زیرا براین مسئله معتقدند که علوم و فنون می توانند به بهترین شکل ممکنه در خدمت دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور ، توسعه و پیشرفت اقتصادی و رفاه اجتماعی قرار گیرند . دستیابی به امر فوق می تواند قدرت سیاسی ، ایجاد استقلال ، افزایش در آمد ، توسعه صادرات ، رفاه اجتماعی و بهبود سطح زندگی افراد یک کشور را بدنبال داشته باشد. با این همه اهمیت در زمینه تحقیقات علمی و صنعتی و بهره گیری از دستاورد های مختلف اقتصادی و سایر زمینه ها ، کشورهای جهان سوم منابع انسانی و مالی عمده ای را در خدمت پژوهش قرار نمی دهند
nبنابراین می توان یکی از عوامل زمینه ساز برای گسترش و تولید علم در کشور را تحقیق و توسعه دانست و برای اینکه بتوانیم از تقلید علم از کشورهای پیشرفته جلوگیری کنیم بایستی به تحقیق و توسعه در کشور توجه زیادی داشته باشیم.
متأسفانه در کشور ما نقش تحقیق و توسعه نسبت به کشورهای پیشرفته بسیار کم رنگ است و همین عامل باعث شده که در تولید علم هیچگونه نو آوری نداشته باشیم و صرفأ بعنوان مقلد از علم سایر کشورهای جهان استفاده کنیم .
nسهم «تحقيق و توسعه» از درآمد صنايع؛ در كشورهاي پيشرفته ٣٠درصد، درايران كمتر از يك درصد.
nكمتر از ٢درصد مراكز، شركت ها و كارخانه هاي صنعتي در كشور داراي واحد تحقيق و توسعه (RD)است.  

  • بازدید : 200 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

انتظار این است که فراگیران پس از فراگیري این درس ، بی اعتبار بودن تعارض
میان علم و دین در حوزه تفکر اسلامی را پی برده و نیز آگاه شوند که تعارض علم
و دین در غرب مسیحی هم واقعی نبوده است ، بلکه عمدتاً عکس العملی بود در برابر
ضدیت مسیحیت تحریف شده کلیسایی با عقل ، علم و نوآوري هاي علمی ، طرح
گردیده است .

یکی از مباحث مطرح در کلام جدید، رابطه علم و دین است ، مبنی بر این که آیا
علم به معناي عام (اعم از علوم تجربی و انسانی و شاخه هاي دیگر آنها) به عنوان
رهاورد فکر و عقل بشر، با دین به معناي واقعی کلمه (دین یا ادیان آسمانی
و وحیانی )، تعارض داشته و با یکدیگر ناسازگارند و دیدگاهها و رهاوردهاي علمی ،
دیدگاهها و داده هاي دینی را نفی و نقض می کند و بالعکس ، یا این که اصلاً
میان علم و دین هیچ گونه ناسازگاري وجود ندارد و این دو در تعامل و
سازگاري کامل بوده و مؤ ید و مکمل یکدیگرند؛ همچنان که
عقل و دین چنین اند؟

بررسی ها نشان می دهد که در گذشته ، چه در دنیاي غرب و چه در جهان
اسلام ، هرگز میان علم و دین جدایی نبوده و در نتیجه ، تئوري ((تعارض علم و دین ))
اصلاً جاي طرح و بحث نداشته است . اما در قرون وسطی در دنیاي
غرب ، به این دلیل بود که نه علم از چنان رشد و بالندگی برخوردار بود
که قادر بر ارائه نظریاتی درباره انسان و جهان برخلاف آموزه هاي دینی  مسیحی
باشد و نه اساساً کلیسا چنین اجازه اي را به کسی می داد تا برخلاف دیدگاههاي
مسیحیت کلیسایی درباره مسائل مختلف اظهار نظر کند.
اما در دنیاي اسلام ،  چنان که اشاره شد و تفصیل آن خواهد آمد  به
این دلیل تعارضی وجود نداشته است که اساساً میان اسلام و علم و عقل جدایی
نیست ؛ و اسلام دین عقل و فطرت است و هرگز آموزه هاي برخلاف عقل و
علم در آن یافت نمی شود. به کار رفتن حدود هزار بار واژه هاي عقل ،
علم ، فکر و مشتقات آنها در قرآن کریم ، گواه روشن آن است ؛ و گواه دیگر آن این
است که در مدارس دینی  اسلامی و حوزه هاي علمیه آن ، همه علوم (اعم از علوم
دینی خاص و غیر آن ) تدریس می شد و از این جهت مرزي میان علوم
قائل نمی شدند. در حلقه درس رئیس مذهب شیعه ، امام جعفر صادق (ع )،
دانشمندان علوم مختلف (از فقه ، کلام ، طب ، شیمی ، تفسیر و…) حضور داشتند و آن
٣
حضرت براي همه آن عالمان رشته هاي مختلف علوم ، تدریس می کردند.
راز این که دانشمندان بزرگی چون جابر بن حیان ، شیمی دان معروف ، محمد زکریاي
رازي ، پزشک مشهور، ابو ریحان بیرونی ، ابو علی سینا، ابو نصر فارابی ، خواجه نصیر
طوسی و صدها و هزاران دانشمند علوم مختلف از قبیل فیزیک ، شیمی ،
ریاضی ، هیئت و نجوم ، زیست شناسی ، تاریخ و جغرافیا و… به همراه عالمان و فقیهان
دینی همگی در یک صف قرار داشته و همه آنها را عالمان اسلامی می گویند، همین است
که اشاره شد.
از این رو، جداانگاري علم و دین ، پدیده اي جدید و غربی است و به دوران رنسانس
علمی  صنعتی در آن دیار و پیشرفت سریع و خیره کننده بشر در علوم تجربی و
انسانی برمی گردد. جهش سریع علمی و توانمندي بالاي علم در پاسخگویی به
بسیاري از پرسش ها و نیازهاي بشر و نیز نقش تعیین کننده تجربه و آزمون در
گشودن مجهولات و پیدایش معلومات از یکسو و ناسازگاري برخی از آموزه هاي دینی 
مسیحی با فرآورده ها و داده هاي علمی از سوي دیگر، موجب شد تا این ذهنیت در
برخی دانش آموختگان دانشگاهی و غیر آنان پدید آید که با وجود توانایی علوم
براي پاسخگویی به مجهولات علمی و حل مشکلات زندگی ، دیگر نیازي به دین نیست ؛
چرا که به باور آنان ، علم (روش علمی و تجربی ) تنها راه قابل اعتماد براي رسیدن به
واقعیت هاست .
  • بازدید : 118 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هر ظرفي با ريختن چيزي در آن پر مي شود ، جز ظرف دانش كه هر چه در آن جاي مي دهي وسعتش بيشتر مي شود . امام علي ( ع) 
اين كلمه كه مي توان گفت در همه زبانهاي دنيا از قديمترين تاريخ تماس آدمي با واقعيتها شايع است ، سرگذشتي پرماجرا دارد . اگر فرض كنيم مواردي كه اين كلمه تا پيش از قرن نوردهم بكار رفته است ، مثلا صد مورد است ، در يك مورد فقط علم بمعناي خاص آن كه عبارتست از انكشاف صد در صد واقعيتست منظور شده است ، بقيه موارد استعمال علم با تعريفي كه امروزه براي علم در دست داريم ، سازگار نمي باشند .
يك اصل كه در گذرگاه پرماجراي علم ديده مي شود ، اينست كه علم ارتباطي است ميان ذهن انسان و جهان خارجي كه مطلوبيت دارد . ولي از اوايل قرن بيستم به اين طرف كه علم وسيله سوء استفاده در راه هدف هاي سلطه گرانه استخدام شد ، آن چهره مقدس خود را از دست داد. از طرف ديگر علم در برابر آن بحرانهايي كه در اصول و قوانين پيش ساخته بوجود آمده بود ، مقاومت خود را از دست داده ، رسما بوسيله پي يررسو ورشكستگي علم اعلام مي شود . البته بايد بدانيم كه علم هرگز شكست نمي خورد ، بلكه اين هدف گيري ها و حذف و انتخاب ها و تكيه عاشقلنه بر اصول پيش ساخته است كه با شكست مواجه مي گردد.

 
علم چيست ؟
امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه (( علم )) بدو معناي متفاوت بكار برده مي شود و غفلت از اين دو نوع كاربرد اغلب به مغالطاتي عظيم انجاميده است :
۱- معناي اصلي و نخستين علم ، دانستن در برابر ندانستن است . بهمه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم مي گويند و عالم كسيرا مي گويند  كه جاهل نيست . مطابق اين معنا ، اخلاق ، رياضيات ، فقه ، دستور زبان ، مذهب ، زيست شناسي و نجوم همه علم اند . و هر كس يك يا چند رشته ارآ‹ها را بداند عالم دانسته مي شود .
خداوند به اين معنا عالم است ، يعني نسبت به هيچ امري جاهل نيست و براي او مسأله مجهولي وجود ندارد . محتواي قرآن به اين معنا علمي است يعني كه مجموعه اي از دانستنيهاست و هر كس آنها را بداند عالم به قرآن است . همه فقها عالمند و هر كس از خدا و صفات و افعال او آگاهي داشته باشد نيز عالم است . ديده مي شود كه در اين معنا علم در برابر جهل قرار مي گيرد . كلمه KNOWLEDGE  در انگليسي و CONNAISSANCE  در فرانسه معادل اين معناي علم اند . 
۲- كلمه علم در معناي دوم منحصرا به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند . علم در اينجا در برابر جهل قرار نمي گيرد بلكه در برابر همه دانستني هايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند . اخلاق ( دانش خوبي ها و بديها ) متافيزيك ( دانش احكام و عوارض مطلق هستي ) عرفان ( تجارب دروني و شخصي ) منطق ( ابزار هدايت فكر ) ، فقه ، اصول ، بلاغت و … همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرار مي گيرند و همه به اين معنا غير علمي اند . كلمه SCHENCE  در انگليسي و فرانسه معادل اين معناي علم اند . 
ديده مي شود كه علم در اين معنا بخشي از علم به معناي اول را تشكيل مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستني هاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد.
رشد علم به معناي دوم عمده از اغاز دوره رنسانس به بعد است ، در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي ( معناي اول ) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است .
بلافاصله پس از شنيدن كلمه علم ما به ياد چيزي مي افتيم كه در ذهن است و مي تواند مطابق با واقع نباشد 
(( سواد )) برايمان تداعي مي شود  ،  به ياد فلسفه و پيچيدگي هايش مي افتيم كه در كتابها نوشته اند و در مدارس و دانشگاه ها مي آموزند . به ياد خطاها و كاستي هاي معلومات خود مي افتيم ، به ياد علم و محتواي شگرف و دستاوردهاي عظيم آن مي افتيم كه بافت خيلي پيچيده تئوري هاي علمي چيست ؟ و آيا اصولا تولد علم به خاطر واقع نمائي است ؟ به خاطر تنظيم پديده هاست ؟ و تازه اين در مورد معناي اعم علم است والا اگر به شاخه هاي بيشتري توأم با پيچيدگي هاي بيشتري پيدا خواهد كرد.
تعاريف عام و خاص علم 
با بررسي كليه تعاريفي كه در مورد علم ارائه گرديده است ، روشن مي شود كه تعاريف علم را مي توان به دو گروه متمتبز تقسيم بندي كرد، يكي تعاريف عام علم و ديگري تعاريف خاص علم .
الف : تعاريف عام علم : در زبانهاي اروپائي و غربي واژه (( SCIENCE )) از لغت لاتين ((SCIENTIA )) به مفهوم  “دانستن” گرفته شده است كه طبق آن ( علم ، دانستن هر موضوع و دانسته اي است ) و يا ( علم عبارتست از تراكم سيستماتيك اطلاعات ) كه به عبارت ساده تر مي شود ( علم مجموعه اي از ذخائر آگاهي منظم و مرتب است ) .
حكماي اسلامي كه ذهن را مركز دانش هاي بشر مي دانستند و آن را به آئينه تشبيه مي كردند و بعدها اين حرف توسط فراسيس بيكن هم تكرار شد مي گفتند : (( العلم هو الصورته الحاصله من الشي عند العقل )) يعني علم عبارتست از تصوير چيز در ذهن ، مثلا از كسي كه هرگز او را نديده ايم چيزي در ذهن نداريم ولي همين كه او را در ذهن حاصل مي شود .
البته صورتي كه در ذهن ايجاد مي گردد ، بر دو قسم است : 
۱- تصور ( REPRESNTATION يا NOTION يا IDDE يا CONCEPT ) و آن عبارتست از صورت ساده ذهن كه استناد چيزي بر چيز ديگر نباشد ، ماند ماه ، ستاره ، خورشيد ، انسان ، درخت و غيره .
۲- تصديق ( JUJEMENT ) كه عبارتست از استناد امري بر امر ديگر خواه ايجاب باشد مانند آتش سوزنده است يا سلب باشد ماند اسب يا خر ، گوشتخوار نيست .
بايد دانست كه تشابه ذهن به آئينه كامل نيست و تفاوتهايي بين آنها وجود دارد ، يكي اينكه آينه صورت اشياء را تا زماني نشان مي دهد كه در مقابل صفحه آن قرار گرفته اند و ديگر آنكه فقط تصوير اجسام قابل لمس و قابل ديدن را نشان مي دهد در حاليكه ذهن هم تصويري را كه گرفته است در خود نگه مي دارد و در مواقع لزوم آن را آشكار مي سازد و مي نمايد و هم علاوه بر متأثر شدن از انواع محسوسات ، حالات و چگونگي دروني و ذهني را نيز نشان مي دهد .
از ديگر تعريف هاي عام علم  آمده است : (( علم معرفتي است جمعي درباره امور كلي )) و (( علم بزرگترين كوشش مغز انسان است .)) 
ب ) تعاريف خاص علم : برخي گفته اند : (( علم نوعي تجزيه و تحليل است كه شخص محقق را كمك مي كند تا قضيه هايي را به صورت علت و معلول بيان مي نمايد )) طبق اين تعريف نمي توان هر نوع آگاهي را اگرچه در كمال نظم و ترتيب هم كسب شده باشد ، علم دانست مگر آنكه متكي بر حقايق و واقعيت باشد .
تعريف هاي زير در شمار تعريف هاي خاص علم مي باشند :
علم مجموعه بزرگي از واقعيت ها و نظرهايي است كه در پيوند با يكديگر قرار دارند .
علم شناخت منظمي است كه با روشهاي خاص اصولي بدست مي آيد .
علم عبارتست از يك سري دانستنيهاي مستدل جهت اكتشاف قوانين واقعيات .
علم مجموعه اي از تئوري ها و احكام قطعي است .
علم از آنچه هست گفتگو مي كند نه از آنچه بايد باشد .
علم عبارتست از اطلاعات قابل آزمايش و اثبات .
علم از محسوسات بحث مي كند نه از موهومات .
علم عبارتست از شناخت حقايق و واقعيات .
علم عبارتست از توافق فكري و وحدت نظر ( تعريفي از اگوست كنت .)
بطوريكه ملاحظه مي شود ، برخي از تعريف هاي علم به هر دانش نظري ، علمي ، هنري ، خبري، فلسفي ، اخلاقي و غيره اطلاق مي گردد ، اين دسته از تعاريف را تعريف هاي عام علم يا تعريف هاي كلي علم مي نامند و بعضي ديگر از تعريف هاي علم ، صرفا به شناخت حقايق غير قابل انكار ، گفته مي شود كه ارتباطي با معتقدات و نظرات افراد جوامع گوناگون و اشخاص مختلف و متفاوت ندارد . اين گروه از تعاريف ، تعاريف خاص علم ناميده مي شوند .
  • بازدید : 218 views
  • بدون نظر

بررسي الگوي سني ازدواج در ايران

 

بيان مسئله:

كنترل ميزان رشد جمعيت يكي از مهمترين شاخصهاي توسعه بحساب مي آيد. جمعيت دنيا در سال ۱۹۵۰ دو و نيم ميليارد نفر بوده و اكنون از مرز ۶ مليارد نفر گذشته است و پيش بيني مي شود در سال ۲۰۲۵ ميلادي به ۵/۸ ميليارد نفر برسد طي همين سالها در ايران روند رشد جمعيت از متوسط دنيا بالاتر بود و جمعيت ۱۰ ميليوني ۱۰۰ سال قبل اكنون به نزديك به ۷ برابر رسيده است[i].

كشور جمهوري اسلامي ايران كه در دوران سالهاي اوليه انقلاب داراي رشد جمعيت بالا و در حدود۷/۲ (كه تا ۴/۳ نيزذكر شده است)[ii] و در سالهاي اخير اين ميزان رشد  تا حدود ۷/۱ (و مواردي تا ۲/۱ نيز ذكر شده) كاهش يافت اين كاهش رشد جمعيت ناشي از اجراي طرحها و برنامه هاي كنترل جمعيت در سالهاي اخير بوده است.

هرم سني جمعيت ايران در سالهاي اول بعد از انقلاب شكلي مخروطي با قاعده پهن به خود گرفت كه اين شكل نشانگر رشد جمعيت بالا است و در سالهاي بعد اين رشد بسرعت كنترل و باعث تغيير در شكل نمودار فوق گرديد بطوري كه اكنون يك ناحيه فرو رفته در قاعده مخروط را مي توان بوضوح مشاهده كرد مشابه اين  تغيير را مي توان در نمودار رشد جمعيت كشور هاي اروپايي و بخصوص در كشور آلمان پس از جنگ جهاني اول مشاهده نمود كه البته اين تغيير شكل نمودار در اروپا در بين گروه جوانان و افراد ميانسال (بويژه مردان ) و بدليل كشته شدن سربازان در جنگ بوده است در حالي كه تغيير شكل مزبور در كشور ما ناشي از كنترل رشد جمعيت و تنظيم خانواده مي باشد


[iتان ۱۳۷۳

  • بازدید : 216 views
  • بدون نظر

الف ـ بخش حسابداري جاري :

دراين بخش ازحسابداري آن قسمت ازكارها وهزينه‌ها حسابداري مي‌شوندكه منافع آني ندارند واين هزينه‌ها معمولاً به طورمتداول وهميشگي وجوددارند . مثل هزينه‌هاي حقوق ، اياب‌وذهاب . درهزينه‌هاي تشكيلاتي هم دربخش جاري حسابداري مي‌شوندكه اين بخش‌به دوقسمت زيرتقسيم مي‌شوندكه عبارتند از :

۱ ـ بخش حسابداري قراردادها .

۲ ـ بخش حسابداري امورات جاري .

الف ـ بخش حسابداري جاري :

دراين بخش ازحسابداري آن قسمت ازكارها وهزينه‌ها حسابداري مي‌شوندكه منافع آني ندارند واين هزينه‌ها معمولاً به طورمتداول وهميشگي وجوددارند . مثل هزينه‌هاي حقوق ، اياب‌وذهاب . درهزينه‌هاي تشكيلاتي هم دربخش جاري حسابداري مي‌شوندكه اين بخش‌به دوقسمت زيرتقسيم مي‌شوندكه عبارتند از :

۱ ـ بخش حسابداري قراردادها .

۲ ـ بخش حسابداري امورات جاري .

  • بازدید : 223 views
  • بدون نظر

خریددانلود فایل تحقیق پایان نامه عمران بررسی مسکن در دوره های مختلف ارزانتر از همه جا آماده ارائه به دانشجویان و علاقمندان گروه هدف

مساکن اولیه

از زمان ظهورانسان اولیه واحد اجتماعی وی خانواده بود اما اجتماع  وی متحرک  بوده و برای دستیابی به منابع جدید باید تغییر مکان می داد وهمراه خودمتعلقاتش را به پناهگاه دیگر می برد.تا حدود۱۴۰۰۰۰سال قبل از میلاد هیچ واحد پایدار فیزیکی وجود نداشت.با نزدیک شدن آخرین عصر یخبندان انسان مجهز شده  وتوانسته بود خود را از مهلکه نجات دهد و در غارها پناه گیرد.و این نخستین مساکن حقیقی بود.دوام سکونت در یک محل بیش لز پیش تبدیل واحد فیزیکی به دکده را میسر می ساخت هرچند که این مجتمع ها بیش ا زمجتمع هایی از آلونک های بدوی نبود.ساختمان این خاه ها بسیار پیچیده تر و تناسب انها بسیار بیشتر از ان چیزی بود که وولی انتظار داشت.او تصور می کرد که تنها ساختمانهایی یک طبقه ,ساخته شد از خشت خام وصرفا دارای ۲ الی ۴ اتاق بیابد,ولی وی به ساختمانهایی دو طیقه با دیوارهای از آجر پخته در طبقه پایین و خشت خام در طبقه بالا دست یافت در حالی که گچ ودوغاب آهک تفاوت مصالح رامی پوشلنید


عتیقه زیرخاکی گنج