• بازدید : 94 views
  • بدون نظر

معدنها یکی از بزرگترین و ارزشمندترین خلقتهای خداوند است که انسانها از ان استفاده بسیا زیادی میکنند ودر زندگی روزمره هم از تولیدات معدنها استفاده زیادی میکنند .منگنز یکی از تولیداتی است که از معدنها استخراج میشود.

در خدمت شما هستیم با پایان نامه ای در خصوص رشته معدن -بررسی کانه ارایی کانسنگ منگنز که با فرمت doc ودر قالب 87 صفحه خدمت شما ارائه میشود.

  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سنگهاي اولترامافيک سازنده افيوليتها در اثر هجوم سيالات گرمابي حاوي CO2 تحت تاثير فرآيند کربناته شدن تبديل به ليستونيت مي شوند. ليستونيتها با مجموعه کانيائي عمومي کوارتز و کربناتهاي حاويMg- Fe- Ca مشخص هستند. از چند دهه گذشته در افيوليتهاي جهان، کاني سازي طلا در هميافتي با اين سنگها مورد توجه قرار گرفته است. 
افيوليتهاي ايران مرکزي به شکل دو کمربند اصلي يعني دهشير- سورک- نائين و جندق-انارک رخنمون دارند. اين افيوليتها در بخش سرپانتينيتي خود ليستونيتي شده اند. دگرساني گرمابي در اين سنگها تا مرحله سيليسي شدن(شکل گيري بيربيريتها) نيز يپش رفته است
اين سنكانس با تولئيتهاي جزاير قوسي قابل مقايسه است. و اما در افيولتهاي دهشير داد ه هاي ژئوشيميايي عناصر اصلي، قليل و نادر خاكي براي تاييد خويشاندي واحدهاي مختلف سنگي مورد بررسي قرار گرفته اند. به طور كلي ماگماي سازنده افيوليت دهشير داراي سرشت تولئيتهاي MORB است كه از ذوب بخشي (حدود ۲۲%) سنگ مادرگارنت لرزوليت حاصل شده است. پلاژيوگرانيتها در اينجا به دو دسته قابل جدايش هستند: 
۱ـ در هميافتي با دايكهاي صفحه اي – گابروهاي آمفيبول دار 
۲ـ در هميافتي با مجموعه دگرگوني ناحيه اي بصورت نافذ در آن. 
در هر دو دسته پلاژيوگرانيت شباهت ژئوشيميايي داشته و در محدوده پلاژيوگرانيتهاي اقيانوسي (OP) واقع مي شوند. پلاژيو گرانيتهاي دسته دوم احتمالا از ذوب بخشي گابروهاي هيدراته – آمفيبوليتها حاصل شده اند. با توجه به شواهد موجود محيط ژئوديناميك افيوليت دهشير يك كافت اقيانوسي بوده است. رخداد سرپانتيني شدن اولترامافيك ها در گستره دهشير منجر به آزادي Cao و هجوم آن به سوي دايكهاي گابرويي شده استرودنژيت ها كه حاصل متاسوماتيسم هستند از مجموعه كانيابي جگراسولر، پكتوليت، وزوويان ، اسفن، پرهنيت، اپيدوت تشكيل شده اند. فرايند كربنات زايي (ليستونيتي شدن) تحت تاثير سيالات حاوي CO2 در اولترابازيك هاي دهشير صورت گرفته است. ولكانيسم كوارتنر با سرشت كالكوآلكالن در حواشي افيوليت به عنوان عامل تامين سيالات co2 دار در ليستونيتي شدن از ديدگاه ژئوشيمي مورد بررسي قرار گرفته است. 
پترولوژي و ژئوشيمي افيوليت هاي دهشير با تأكيد بر آلتراسيون هيدروترمال وابسته(رودنژيتي شدن، ليستونيتي شدن)
مجموعه افيوليتي دهشير واقع در ۸۰ كيلومتري جنوب غرب يزد در راستاي گسل بزرگ دهشير – بافت رخنمون دارد و جزئي از كمربند حلقوي افيوليت ايران مركزي محسوب مي شود.
واحدهاي سنگي تشكيل دهنده اين افيوليت به ترتيب از پايين به بالا شامل موارد زير است: الف) سنگ هاي اولترامافيك متشكل از سرپانتينيت، هرزبورژيت، دونيت لرزوليت و پيروكسنيت. ب) گابرو هاي آمفيبول دار، پيروكسن دار و كمتر ديوريت. ج) پلاژيوگرانيت. د) دايك هاي صفحه اي. ه) بازالت هاي توده اي وكمتر بالشي. و) سنگ آهك هاي پلاژيك و راديولاريت ها به سن كرتاسه فوقاني. سنگ هاي دگرگوني كه شامل دگرگوني هاي كف اقيانوسي، دگرگوني هاي ديناميك در زون هاي برشي و دگرگوني هاي ناحيه اي تا رخساره آمفيبوليت هستند. بر پايه مشاهدات صحرائي، پلاژيوگرانيت ها به دو دسته قابل جدايش هستند. الف) در هميافتي با دايك هاي صفحه اي- گابروهاي آمفيبول دار. ب) در هميافتي با مجموعه دگرگون ناحيه اي و بصورت نافذ در آن.
داده هاي ژئوشيميايي عناصر اصلي، قليل و نادر خاكي براي تأئيد خويشاوندي واحدهاي مختلف سنگي مورد بررسي قرار گرفته اند. بطور كلي ماگماي سازنده افيوليت دهشير داراي سرشت تولئيت هاي(MORB) است كه از ذوب بخشي (حدود ۲۲%) سنگ مادر گارنت لرزوليت حاصل شده است.
هر دو دسته پلاژيوگرانيت، شباهت ژئوشيميايي داشته و در محدوده پلاژيوگرانيت هاي اقيانوسي(OP)واقع مي شوند. پلاژيوگرانيت هاي دسته دوم احتمالاً از ذوب بخشي گابروهاي هيدراته و آمفيبوليت ها حاصل شده اند.
با شواهد موجود محيط ژئوديناميك افيوليت دهشير يك كافت اقيانوسي بوده است. رخداد سرپانتيني شدن اولترامافيك در گستره دهشير منجر به آزاد سازيCaOو هجوم آن به سوي دايك هاي گابرويي شده است. رودنژيت ها كه حاصل متاسوماتيسم هستند از مجموعه كانيائي گروسولر، پكتوليت، وزوويان، اسفن، پرهنيت، اپيدوت تشكيل شده اند.
فرايند كربنات زائي (ليستونيتي شدن) تحت تأثير سيالات حاويCO2در اولترابازيك هاي دهشير صورت گرفته است. در اين ميان عمدتاً دولوميت – منيزيت – برونريت، كوارتز به خرج واپاشي كاني هاي اوليه چون سرپانتين، اليوين شكل گرفته اند. ليستونيت ها با سنگ هاي كوارتز – كربنات در زون هاي برشي، امتداد شكستگي ها و گسل ها به وضوح رخنمون دارند.
ليستونيتي شدن نه تنها سنگ هاي اولترابازيك، بلكه سازندهاي رسوبي فليش گونه ميوسن، چرت، بازالت، آندزيت و ساير سنگ هاي مجاور را نيز شامل شده است.
رخداد سرپانتينيت هاي نوتترونيتي- سيليسي شده بدون عملكرد CO2تبديل قلوه هاي منيزيت- هونتيت عهد حاضر به كلسيت- دولوميت (متاسوماتيسم كلسيم) از موارد نادر است كه مشاهده مي شود.
آلتراسيون كروميت ها در حين فرايندهاي ليستونيت زائي شامل تغييرات شيمي كروميت و تمركز طلا در آنها است.
نهايتاً ولكانيسم كواترنر با سرشت كالكوآلكالن در حواشي افيوليت، بعنوان عامل تأمين سيالات CO2دار در ليستونيتي شدن، از ديدگاه ژئوشيمي، مورد بررسي قرار گرفته است
 
 
نقشه ۱- موقعيت افيوليت هاي ايران مرکزي
دهشير:D  سورک:S  نائين:N  انارک:A  جندق:G
Gold Mineralization in Central Iran Listvenites
M. Noghreian*, M. A. Haghighipoor**, M. A. Mackizadeh***,  B.  Taghipour**** and
 S. Sherafat*****
*Department of Geology, University of Isfahan
**Department of Chemistry, University of Isfahan
***Ph.D. Candidate, Shahid Beheshti University
**** Jahad Daneshgahi, of Isfahan University of Technology and Ph.D. Candidate, University of Isfahan
***** Ph.D. Candidate, University of Isfahan

Abstract
       Listvenites are formed during the CO2-rich fluids ultramafics interactions. Commonly, these carbonatized ultramafic rocks (especially serpentinites) are characterized by quartz and Mg-Fe-Ca carbonates assemblage. Gold mineralization in these rocks had been a new target for exploration during the past decades.
      There are two main ophiolitic belts in Central Iran, Dehshir-Surk-Nain belt and Jandagh-Anarak belt. Hydrothermal alterations have produced listvenites and finally birbirites (silicified serpentinites) in ultramafic members of these ophiolites. In Dehshir, listvenites and paralistvenites are outcropped along the ophiolite belt and are barren. In Surk, listvenitization is followed by bribirites formation and gold mineralization has a close association with ferrite chromites. 
      There is pyrite mineralization in highly silicified serpentinites with Au-Hg anomaly in Nain ophiolites. In Jandagh serpentinites, talc-carbonate rocks are formed during carbonatization. Trace amounts of gold anomaly are detected in these rocks. Anarak old ophiolites have widespread listvenitization. Various minerals and  
ore minerals with multistage paragenesis are characteristic. In addition to geochemical anomaly,  gold mineralization is detected as visible gold.
 Key words: Ophiolite, Serpentinite, Listvenite, Birbirite, Gold

مقدمه 
ليستونيتها عضو سرپانتيني مجموعه هاي افيوليتي هستند که تحت تأثير دگرساني گرمابي از نوع کربناته شدن (Carbonatization) واقع شده اند. اين سنگها که به سبب کاني شناسي خاص خود به سنگهاي کوارتز- کربنات ( Auclair et al, 1993) يا مجموعه اي سيليسي- کربنات (Sazanov,1975) مشهورند. يکي از مهمترين انواع سنگهاي حاوي کاني سازي  طلا، نقره، جيوه، پلاتين، آرسنيک و آنتيموان در مجموعه آلتراسيون هاي ليستونيتي –بيربيريتي در کمربند هاي افيوليتي هستند. اين آلتراسيون در شرايط خاص محلول گرمابي کلريدي غني از S, K, CO2 و PH<5 ، درجه حرارت ۴۰-۲۵۰ درجه سانتي گراد و فشار ۱٫۸-۰٫۶ کيلوبار، سنگ منشا و ساختار تکتونيکي مناسب ايجاد مي شود(Sazonov, 1978).
در جديدترين مطالعه(Halls et al, 1995) ليستونيت يک نوع سنگ ويژه است که مي تواند در دسته برسيتيك – فيليک (Spirinov,1991) جاي گيرد ليستونيتي شدن با وجود پتاسيم از کربناته شدن اولترامافيک ها متمايز مي‌شود لذا متاسوماتيسم آلکالن را نيز در بر مي گيرد.
ليستونيت ها در رخنمون هاي  صحرائي به اشکال عدسي و رگه اي داخل سرپانتينيتها و يا در همبريهاي زمين ساختي آنها با سنگهاي اطراف ديده مي شوند. کوارتز و کربنات حاوي  Mg-Fe-Caعمده کاني هاي سازنده اين سنگها هستند ولي بقاياي سرپانتين، کروم اسپينل، تالک، کلريت، فوشزيت «مسکويت کروم دار» و کانه هاي مختلف نيز در اين سنگها ديده مي شوند. بافت غالب اين سنگها دانه اي، پورفيروئيد، رگه اي، نواري و شبحي((Ghost texture  باقيمانده از سرپانتينيت اوليه مي‌باشد.
محصول نهايي دگرساني سرپانتينيت ها بعد از ليستونيتي شدن سنگهاي شديداُ سيليسي شده اي هستند که به نام بيربيريت (birbirite) مشهورند. اين سنگها کوارتزيت هاي هيدروترمال نيز ناميده شده اند(سازونوف، ۱۹۷۸). 
موارد متعدد کاني سازي فلزي«طلا، جيوه، آنتيموان، سرب و نيکل» از ليستونيتهاي مجوعه افيوليتي مناطق مختلف دنيا نظير ايتاليا، مراکش، عربستان سعودي و ترکيه  (Buisson et al,1985) گزارش شده است.
بزرگترين کانسار طلاي ليستونيتي در مجاور مرز شمالي ايران معدن زود (Zod) در ارمنستان است. اسميرنوف و همکاران کانسار فوق را جزو کانسارهاي سازند طلا-کوارتز-کالسدوني تقسيم بندي کرده اند(Smirnov et al, 1983) که در کمربند افيوليت کرتاسه بالائي قفقاز کوچک واقع شده است. در ادامه اين افيوليتها در شمال غرب کشور (افيوليتهاي ماکو) آلتراسيون هاي سيليسي، آرژيليک و ليستونيتي همراه با کاني سازي جيوه شناسايي شده است. امامعلي پور (۱۳۷۴) در منطقه سيه چشمه (ماکو) زون ناهنجاري طلا (حداکثر ppm22) گزارش نموده است. زرين کوب (۱۳۷۴) با مطالعه ليستونيتهاي سهل آباد(بيرجند) آنها را کليدي براي پي جوئي طلا و جيوه معرفي کرده است. يوسف زاده(۱۳۷۵) نيز به کاني شناسي و پتروگرافي ليستونيتهاي خوسف جنوب غربي بيرجند پرداخته است. (عابدي،۱۳۷۶) براي اولين بار با استفاده از مدلهاي اکتشافي ژئوشيميائي ذخاير ليستونيتي کشورهاي شوروي سابق ليستونيتهاي افيوليت بيرجند (سهل آباد) را مورد مطالعه قرار داده است. در اين منطقه آنومالي طلا(ppm 0.5) و جيوه (ppm1.6) تشخيص داده است. اين مقاله ضمن معرفي مناطق ليستونيتي در افيوليتهاي ايران مرکزي به ارزيابي پيدايش طلا در آنها نيز مي پردازد(نقره ئيان و همکاران ۱۳۷۷و۱۳۸۰). 
سنگهاي افيوليتي در امتداد گسلهاي سراسري ايران مرکزي به شکل کمربند رخنمون دارند که از آن جمله مي توان به کمربند افيوليتي شمال نائين، سورک، دهشير، جندق و انارک اشاره نمود. در اين ميان مجموعه افيوليتي انارک و جندق با سن پروتروزوئيک بالايي – کامبرين زيرين (باقري، ۱۳۷۲) از قديميترين افيوليتهاي ايران مرکزي محسوب مي شوند. افيوليتهاي نائين، سورک و دهشير در ارتباط با زمين درز خرده قاره ايران مرکزي بوده و در کرتاسه بالايي شکل گرفته اند. 

روش کار
براي شناسايي کانيها و پتروگرافي ليستونيتها در ابتداي کار از نمونه هاي قابل توجه مقاطع ميکروسکوپي و صيقلي تهيه شد. در مراحل بعدي براي شناسايي دقيق تر فازهاي کانيايي«بويژه کربناتها» از روش پراش سنجي پرتو(XRD) X استفاده شد. ترکيب شيميائي اين سنگها با روش فلورسانس اشعه ايکس (XRF) تعيين شد و از آنجا که تجزيه به روش فعال سازي نوتروني (NAA) از دقيق ترين روشهاي اندازه گيري طلا و عناصر ردياب آن مي باشد. نمونه هاي مشکوک به منظور تعيين مقدار طلا و عناصر ردياب همراه As, Hg, Sb, Cu توسط روش فوق مورد تجزيه قرار گرفت. شناسايي ذرات آزاد طلا و ساير عناصر به روش تکميلي SEM «توسط ميکروسکوپ الکتروني» نيز انجام گرفته و وجود عناصر فوق الذکر محرز گرديد. آزمايشات XRD-SEM در مرکز تحقيقات نسوز آذرانجام گرفته است. آناليز هاي NAA در مرکز تکنولوژي هسته اي اصفهان بخش راکتور مينياتوري انجام گرفت. 
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اسفناج واقعی در مناطق گرمسیری به خوبی رشد نمی کند ، به همین دلیل در برزیل جنبه تجاری ندارد . در عوض جانشین اسفناج که برای نیوزیلند است در این کشور به طور گسترده استفاده می شود . اطلاعات کمی در خصوص شرح موارد معدنی وجود دارد و هیچ اطلاعی درباره شکستن مواد معدنی محلول در این سبزی در اختیار نیست . حلالیت یک کانی یکی از مهم ترین عوامل جذب آن است . به همین دلیل شکست مولکول های محلول کلسیم ، منیزیم ، آهن ، منگنز ، مس ، روی ، پتاسیم و سدیم در جانشین اسفناج خام تعیین و تاثیرات زمان پوست کندن این مواد معدنی جانشین مشخص شده است .
در برزیل ، جانشین اسفناج برای انواع سالاد و پخت و پز استفاده می شود . اصل آن برای نیوزیلند و محصولی آبدار متعلق به خانواده آیزواسی است . در مناطق استوایی به خوبی رشد می کند و به همین دلیل به خوبی در این کشور سازگار شده است . به عبارت دیگر ، اسفناج واقعی که سبزی پر برگی متعلق به خانواده چنوپودیاسی است در نواحی معتدل جهان مصرف می شود و در نواحی گرمسیر به خوبی رشد نمی کند . اسفناج واقعی در برزیل جنبه تجاری ندارد . تمرکز مقدار کمی از کانی های مهم غذای و جذبشان برای برای اسفناج واقعی مورد تحقیق قرار گرفته است . اخیرا ترکیب های معدنی برای جانشین اسفناج نیوزیلندی که در برزیل استفاده می شده و سبزی های پر رنگ دیگری به چاپ رسیده است .
حضور یک ماده مغذی در غذا به معنی دسترسی به آن نیست . جذب یک ماده غذایی معدنی بستگی به شکل شیمیایی و حضور افزودنی ها یا بازدارنده های درون غذا و همچنین وضع غذایی و نوع خوردن آن دارد . آزمایشات in vitro و in vivo برای اندازه گیری مقدار دسترسی به مواد معدنی استفاده می شده است . روش in vitro شامل تقلیدی از عمل گوارش و اطلاعاتی جزئی است زیرا شامل مصرف مواد غذایی از ترکیب های انسانی نمی باشد . مطالعات in vivo ، ایزوتوپ های رادیو اکتیو یا ثابت در مورد مباحث انسانی یا حیوانی اندازه می گیرد . این روش به عمل جذب طبیعی نزدیک تر است ، اگر چه نسبت به روش های in vitro طولانی تر و گران تر است . برآورد موجودیت که به صورت مدل های ریاضی ، تجمع مواد معدنی و بازدارنده ها و افزودنی ها را شرح می دهد نیز پیشنهاد شده است . حلالیت یک 
کانی ، یکی از شرایط جذب به وسیله مدت هضم است و دانش آن اطلاعات اولیه برای قدرت جذب را فراهم می کند .
اندازه گیری حلالیت روشی ساده تر و ارزان تر نسبت به مطالعات in vivo  و
in vitro است . در این مسیر ( تسیر ، کمپ بل و بیسون ) موافقت نامه جالبی را که ابتدا برای مطالعه رسوب رودخانه ای استفاده می شود ، پیشنهاد کردند .
این روش برای رژیم آزمایشی حیوانی و شرح معده ای و روده ای در مطالعه هضم و جذب آهن در موش ها در خواست شده است . ( ریک دال ) و ( لی ) روش دیگری را دنبال کرده و کلسیم قابل تجزیه موجود در شیر و اسفناج واقعی را در نمونه هایی که برای هضم in vitro پپسین و HCI و نمونه های غیر قابل هضم بوده است اندازه گیری کردند . هنگامی که کلسیم قابل تجزیه با نمونه های غیر قابل هضم مقایسه 
شد ، شرح آن بیش از دو برابر بزرگتر از نمونه های هضم شده بود . ( شمیت ، مک دونالد و کلی ) به نوبت ، آهن ، کلسیم و منیزیم موجود در آب و موجد در هضم
in vitro پپتیک که از برگ های همیشه بهار خام و پخته گرفته شده است را اندازه گیری کردند . نتیجه دو روش برای نمونه های خام نزدیک به هم بود ولی برای 
نمونه های پخته شده ، هنگامی که با هم مقایسه شدند ، نتیجه هضم پپتیک دو برابر آب بود.
اکسالیت ها ( oxalates ) بازدارنده های مهمی برای جذب مواد معدنی هستند ، زیرا آنها نمک های نا محلول را همراه کلسیم ، آهن و منیزیم شکل می دهد . حضور اکسالیت ها در غذاها مربوط به کلسیم است زیرا آنها جذب این کانی را کاهش 
می دهند .
جذب کلسیم از اسفناج واقعی که یک غذای پر اکسالیت است ، برای مباحث انسانی به صورت کم نشان داده شده است . مقدار اکسالیت موجود در اسفناج خام نیوزیلند که در برزیل هم استفاده شده است ، تعیین شده و تقریبا ۵ برابر
 (g 100/ mg 7/95 ± ۷/۱۷۶۴ ) بلند تر از اسفناج واقعی است ( g 100/8/ ± ۶/۳۲۹ ) انحراف استاندارد ، تغییر پذیر که در طبیعت بخورد می کند و مقصد نهایی است را نشان می دهد .
تحقیق کنونی با هدف ۱) شکستن شش کانی غذایی مهم ( Cu و Zn و Fe و Mn و  Mg و Ca ) و دو الکترولیت ( Na وk ) موجود در جانشین اسفناج مورد استفاده در برزیل است تا به شرح توضیع مواد معدنی در شکستن مولکول های محلول
( مستخرج با ۷ PH )  و شکست رسوبی ( که با عمل اسیدی و پر اکسید ملایم پایدار است ) رسیدگی کند . ۲) تاثیرات زمان پوست کندن ( blanching ) این مواد معدنی و خسارت ممکن که از شستن به دست می آید را افزایش می دهد .
۲) مواد و روش ها :
۱-۲ ) آماده سازی نمونه ها
سه دسته از جانشین اسفناج ، ۵ مرتبه در طول شش ماه در فروشگاه داخل شهر کمپیناس در ایالت سائوپائولو پیدا شد . دسته های بزرگ زیر آب روان شسته شده بود تا شن هایش پاک شود ون سپس با آب دو بار یونیزه شده شسته شده و 
خشک کن دستی آشپزخانه و دستمال کاغذی به آرامی خشک شده است . ریشه های سفت برگ های پلاسیده از آن جدا شده است . برگ ها و ریشه های نازک ریز زرد شده و با دست به خوبی مخلوط شده اند وحدود ۲۵۰گرم آن دور ریخته شده است . بقیه به کمک دستگاه پردازنده غذا یک جور می شوند . اجزای دستگاه پردازنده غذا
( Food  Procssor ( در ارتباط با نمونه ها همراه با محلول آبدار داغ حاوی دو درصد EDTA  و دو درصد اسید سیتریک مورد عمل قرار می گیرد و برای پاک کردن هر اثری از آهن با آب دو بار یونیزه شده نشسته می شود و قبل از مصرف در مجاورت هوا خشک می شود . پس از شستن و خشک کردن و قبل از ریز کردن ، ۲۵۰ گرم از بخش های نمونه ها ، یعنی برگ ها و ریشه ای نازک برای پوست کندن جدا می شود . برگ ها و ریشه ها در ماهی تابه ای شیشه ای که شامل دو لیتر آب جوش دو بار یونیزه شده ، به ترتیب به مدت یک ، پنج و پانزده دقیقه گرم می شود . سپس همان طور که در بالا گفته شد سبزی پوست کنده شده در خشک کن دستی آشپزخانه خشک و در دستگاه پردازنده غذا یکجور می شود.
۲-۲ : مجموع جامدات 
موارد مکرر در نمونه های خام و پوست کنده شده تکثیر می شوند که در ظرف آلومینیومی روی گاز در درجه ۱۰۵ درجه سانتیگراد خشک می شود تا به وزن ثابتی برسند . به اندازه cm / gm 15 خاک سیلیسی به هر طرف آلومینیوم اضافه می شود تا توزیع گرما بهتر شود . مجموع جامدات برای اندازه گیری تجمع مواد معدنی روی ماده خشک و مقایسه مراحل عناصر در میان شکست های پی در پی استفاده 
می شده است .
۳-۲ : تعیین مواد معدنی منحصر به فرد 
کل حجم هر ماده معدنی مکررا پس از هضم نمونه ها با نیتریک اسید تعیین شده است . پس از نابودی کامل ماده اصلی ، پس ماند آن با نیتریک اسید و lanthanum کافی از بین می رود تا به تجمع نهایی یک درصدی HNO و نیم درصدی lanthanum در یک قمقمه غلظت سنج با سایز مناسب برسد . این راه حل برای اندازه گیری پتاسیم ، سدیم ، کلسیم ، منیزیم ، آهن ، مس ، منگنز و روی توسط طیف سنج جذب اشعه اتمی روی ریز پردازنده ای که وسیله ( پرکین المر) را کنترل 
می کرد استفاده می شده است . 
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پراکندگي و گسترش کاني‌ها در پوسته زمين تصادفي نيست و مشخصاً توسط عوامل زمين شناسي فيزيکو شيميايي و ترموديناميکي کنترل شده‌اند. بدين ترتيب زمين شناسان با استفاده از دانسته‌هاي خود راجع به اين عوامل و نقش تعيين کننده آنها در متمرکز ساختن عناصر در نواحي مختلف و پديده‌هاي زمين شناسي در گذشته و حال و رابطه آنها با هر عامل قادرند با سعي و تلاش و تجزبه و تحليل داده‌هاي خود مناطق مستعد و داراي پتانسيل‌هاي معدني را شناسايي کنند و يک الگوي منسجم و کارآيي در اختيار مهندسان اکتشاف معدن قرار دهند. 
در سال ۱۷۸۹ شخصي به نام Klaprothe داروساز و پروفسور شيمي دانشگاه برلين هنگام تحقيق بر روي ميزان پچبلند از سنگ معدن کوههاي ساکسوني کشف کرد. در ابتدا نام آنرا اورانيت گفتند ولي در سال ۱۷۹۰ به نام اورانيوم برگرفته از سياره اورانوس بود. در سال ۱۸۴۲ دانشمندي بنام peliget متوجه شد که جسم قبلي در حقيقت   يعني اکسيد اورانيوم بوده ، لذا توسط احياء اورانيوم تتراکلريد آبدار با فلز پتاسيم در يک محفظه بسته پلاتيني فلز اورانيوم خالص را تهيه نمود. 
در دورانهاي قبل از اورانيوم و سنگهاي معدني اورانيوم براي تهيه راديوم استفاده مي‌شد طوري که مندليف نيز اورانيوم را در گروه جدول تناوبي با کرم موليبدن و تنگستن در يک طبقه بندي قرار داد. زيرا اورانيوم به عنوان يک محصول فرعي راديو محسبو مي‌شد. 
(cay) در سال ۱۸۹۶ Henre Bequerel دانشمند فرانسوي در هنگام مطالعه روي پديده فسفر سانس ، مقداري اورانيوم را روي قطعات فيلم عکاسي که با ورقه‌هاي سياهي پوشيده شده بود قرار داد. پس از چندي متوجه شد که فيلمها همگي سياه شده‌اند. که اولين موضوع در تابش انرژي از اورانيوم ناميد. 
در دهه ۱۹۳۰ دانمشندان به بررسي ساختمان داخلي اتمي عناصر از طريق مطالعه و بمباران اتمهاي عناصر توسط ذرات نوترون استفاده کردند. که شاخه جديدي در فيزيک بنام فيزيک هسته‌اي بوجود آمد. بعد از ان دانشمندان آلماني موفق به شکافت هسته اورانيوم شدند. که در نهايت در ۱۹۴۲ Decemher اولين راکتور هسته‌اي توسط Enried Fermi و تعدادي از دانشمندان در شيکاگو امريکا ساخته شد. 
۲-۱- مواد راديو اکتيو : 
مواد راديو اکتيو موادي هستند که تعداد نوترونهاي آنها بيش از ۵/۱ برابر تعداد پروتونهايشان باشد. مواد راديو اکتيو که بيشتر در طبيعت يافت مي‌شوند عبارتند از : اورانيوم ، توريوم ، پتاسيم ، روبيديم ، اکتينيوم که در طبيعت نا پايدار بوده و دائماً در حال متلاشي شدن و تغيير مي‌باشند. 
۳-۱- شناخت اوليه اورانيوم 
در جدول تناوبي مندليف اين عنصر در گروه چهارم و در دوره هفتم جاي دارد و در گروه آکتنيدها مي‌باشد مشخصات شيميايي آن بدين شرح مي‌باشد : 
– پيشينه اورانيوم در ايران : 
در سال ۱۹۵۵ يک کارشناس فرانسوي بنام Barian به همراه کارمندان ايراني زمين شناسي در ضمن بررسي‌ها براي رساله دکتراي خود موفق به کشف تعدادي از کانيهاي اورانيوم دار گرديد که اين مطالعات در نواحي شمال شرقي و شمال آذربايجان ، ايران مرکزي و شمال شرق البرز و ساير نواحي ايران بوده است. 
اين بررسي‌هاي اوليه باريان و زمين شناسان ايراني موجب شد تا از طرف فرانسه گروهي از زمين شناسان اورانيوم به ايران عزيمت نموده و مطالعات دامنه‌داري را در نواحي مختلف ايران انجام دهند و پيشنهاداتي را براي اکتشاف و بهره‌برداري از اورانيوم ايران ارائه دادند. 
در سال ۱۹۷۰ Klaroth انرژي اتمي فرانسه طي قرار داد با دولت ايران به دنبال همکاريهاي قبلي از طريق سازمان گسترش صنعت و نوسازي ايران با نظارت کارشناسان زمين شناسان کشور آمادگي خود را براي انجام يک سلسله مطالعات سيستماتيک براي پوشش سراسري ايران از طريق مطالعات راديومتري براي اکتشاف اورانيوم اعلام نمود که اين مطالعات اولين بار بطور مدون در حوزه کرمان انجام گرفت. زيرا در اتبدا تصور مي‌شد که به علت وجود تشکيلات ماسه سنگي مربوط به رسوبات مردابي ژوراسيک پيشين و نيز وجود رخسارهاي fluial که مربوط به سازنده‌هاي لياس و دوگر بود و شباهت اين رخسارها با طبقات ذغالي و ماسه سنگي و تشکيلات کورو متعلق به پالئوزوئيک در افريقا دارند ، گروه اکتشافي را ترغيب به بررسي‌هاي همه جانبه جهت شناخت لايه‌هاي پرتوزائي داراي اورانيوم در منطقه کرمان تا زرند و کوههاي نريگان انجام گرفت. 
که نتايج اين مطالعات تنها در شمال شرقي کرمان در ناحيه‌اي به نام خانوک در طبقات ماسه سنگي و کنگلومرائي قرمز و خاکستري به همراه کاني سازي مس در يک محيط اکسيدان و احياء مشاهده شد در اين ناحيه کاني سازي اورانيوم بصورت عددي‌هاي خاکستري مايل به قرمز در قاعده دوره کرتاسه صورت گرفته است. 
در سري بعدي مطالعات در جنوب طبس در ناحيه عباس آباد آئار کاني سازي توويوم به صورت مونازيت در ماسه سنگهاي تشکيلات دونين شيستو ملاحظه گرديد. 
۵-۱- آنومالي‌هاي راديوکتيويته ايران : 
مهمترين اين آنومالي‌ها عبارتند از گورچين حوزه تلخه رود ، زرگاه اطراف سراب ، خارک ، قشم ، مراغه ، سرخان لو ، آلودچان ، خراسان لو ، باستان در آذربايجان ، ساعتد گچين ، انارک ، کاله کافي ، عروسان ، خسرق جازموريان ، طالمسي ، مسن کني توناليت کوههاي شيور داغ ، دچان ، معدن فيروزه نيشابور ، عباس آباد طبس ، خانوک در شمال غربي حوزه کرمان ، خمور بيابانک .
۱-۶- اورانيوم و انواع ترکيبات آن با اکسيژن 
اورانيوم در گروه تنگستن قرار گرفته ولي عملاً خواص شيميايي آن متناوب از اين عنصر مي‌باشد. به عنوان مثال اورانيوم بصورت ترکيب با کمپکلهاي گوناگون از ساير عناصر ظاهر مي‌شود که به دليل ميل شديد به تشکيل يونهاي کمپکس در محلول آن مي‌باشد. اورانيوم داراي خاصيت lithophile   مي‌باشد يعني با گوگرد S ترکيب کم و در عرض ميل شديدي به ترکيب شدن با اکسيژن را دارد. 
در نتيجه اورانيوم فلزي بطور طبيعي —- نمي‌شوند و بصورت کانيهاي اکسيدي و يا غکهاي اکسيژن‌دار در طبيعت يافت مي‌شوند. 
اورانيوم ۶ ظرفيتي پايدارترين نوع است که موجب تشکيل يون اورانيل و نمکهاي اورانيل مي‌گردد. که اين غکها به رنگ زرد مايل به سبز بوده و توانايي فلورسنتي را داراي مي باشند. 
عيار حذا اورانيوم ۱۱٫ اگر در تن مي باشد. که در شرايط احيائي بسيار کم تحرک و در شرائي اکسيد کننده بسيار پر تحرک و در محيط هاي خنثي تا قليايي بسيار زياد مي‌باشد. 
اکسيدهاي اورانيوم پايدا نقش مهمي در تکنولوژي توليد اورانيوم را ايفا مي‌کنند که u+4 و u+6 متداولترين حالات اکسيداسيون اورانيوم در طبيعت مي‌باشند و کانيهاي اورانيوم محتوي u+4 اوليه هستند که عمل متاميکتيزاسيون در آنها صورت مي‌گيرد اين کاني‌ها تيره رنگ ، غير محلول بوده و فاقد خاصيت فلوئورسانس مي‌باشند.تمامي اين اکسيدهاي شناخته شده به شرح ذيل مي‌باشند : 
۱٫ منو اکسيد اورانيوم uO
۲٫ دي اکسيد اورانيوم   : 
  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر

خرید اینترنتی فایل تحقیق پگمانیت-دانلود رایگان فایل تحقیق پگمانیت-دانلود رایگان مقاله پگمانیت-تحقیق پگمانیت-دانلود فایل تحقیق پگمانیت

این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش هیه شده است امیدواریم که بتواند به شما کمک کند وبه موارد زیر اشاره میکند:

مقدمه

فراوانترین پگماتیت‌ها ، پگماتیت‌های گرانیتی هستند. بعضی از پگماتیت‌ها به علت داشتن عناصری مانند لیتیم ، نیوبیوم ، تانتالیم ، اورانیم ، و خاکهای کمیاب حائز اهمیت اقتصادی هستند. در بعضی از ماگماها مقدار آب به حدی زیاد است که تحت شرایط معینی سبب می‌شود که یک فازی گازی که با فازهای مایع و جامد در حال تعادل است از ماگما جدا شود که از نظر تشکیل پگماتیت‌ها اهمیت زیادی ندارد.

پگماتیت‌های ماگمایی در آخرین مرحله تحول عادی سنگهای آذرین از مایعات باقی مانده که از نظر آلوموسیلیکاتهای قلیایی و مواد فرار غنی هستند، تشکیل می‌شود که این مواد فرار به مقدار زیادی دمای تبلور و ویسکوزیته محلولهای سیلیکاته را پایین می‌آورند. چون این مواد گازی دارای وزن ملکولی کمی نسبت به سایر سیلیکاتهای ماگما هستند. لذا نسبت مولار آنها بالاست و روی پتانسیل شیمیایی تاثیر خیلی زیادی دارند، برای همین می‌تواند در تبلور و واکنش مایعات سیلیکاته تاثیر خیلی زیادی داشته باشد. به علاوه اثر فشار روی تعادل سیستمهایی که دارای فاز گازی هستند نیز خیلی زیاد است.

 

وضعیت و محل پیدایش پگماتیت‌ها

اکثریت خیلی زیادی از پگماتیت‌ها از نظر ترکیب گرانیتی هستند و از کوارتز ، میکروکلین ، پلاژیوکلاز سدیک و میکاها همراه با تعدادی کانیهای کمیاب مانند تورمالین ، آپاتیت ، اسفن ، مونازیت ، زیرکن ، فلوئورین و غیره تشکیل شده‌اند پگماتیت‌های گابرویی و دیوریتی که از هورنبلند و پلاژیوکلاز تشکیل شده باشند نیز شناخته شده‌اند، ولی به مراتب کمتر از پگماتیت‌های گرانیتی دیده می‌شوند.

تقسیم بندی پگماتیت‌های اسیدی

پگماتیت‌های ساده

پگماتیت‌های ساده از کوارتز ، فلدسپاتهای قلیایی مقدار کمی از میکاها تشکیل شده است و کانیهای کمیاب یا در آنها وجود ندارد یا مقدارشان خیلی کم است. پگماتیت‌های ساده به صورت دسته دایک‌ها یا رگه‌ها و عدسی‌های مسطح در داخل یا حاشیه باتولیت‌ها و استوک های گرانیتی و گرانودیوریتی و یا جز کمپلکسهای پیگماتیتی دیده می‌شوند.

 

محل تشکیل پگماتیت‌ها از ماگما

  • مرحله ماگمایی : در این مرحله تعادل بین فازهای بلورین و مایع برقرار است.
  • مرحله پگماتیتی : در طی بخش عمده‌ای از این مرحله فازهای بلورین ، مایع و گازی توام باهم وجود دارد.
  • مرحله پنومالیتیک : این مرحله با تعادل بین فازهای بلورین و گازی مشخص می‌شود.
  • مرحله گرمابی : در طی این مرحله تعادل بین فازهای بلورین ، محلولهای آبکی و گازهای آبدار برقرار است.

میکروکلین و کوارتز و میکاها مربوط به مرحله پگماتیتی و ابتدای مرحله پنومالیتی هستند. آلبیت در مرحله پنومالیتی جانشبن میکروکلین می‌شود و در مرحله گرمابی آدولر و زئولیت‌ها به آن می‌پیوندند

پگماتیت

محلولهایی را که در مراحل آخر سرد شدن و انجماد ماگما تولید می‌شوند، محلولهای گرمایی می‌نامند. از تبلور این محلولها سنگ آذرین بسیار درشت دانه‌ای موسوم به پگماتیت تشکیل می‌شود از واژه لاتین پگمات به معنی به هم بافته شده مشتق شده است. کوارتز و فلدسپات پتاسیم‌دار کانیهای اصلی حاصل از تبلور محلولهای گرمایی هستند. پگماتیتها صرفا بر مبنای اندازه‌های غیر عادی دانه‌های کانی موجود قابل تشخیص‌اند.


در معدودی از پگماتیت‌ها دانه‌های فلدسپات پتاسیم و کوارتز رشد در هم داشته و اساسا یک واحد را تشکیل می‌دهند. در این پگماتیت‌ها کوارتز رنگی تیره تر از فلدسپات داشته و در نتیجه شکل کلی آن شبیه کتیبه‌های باستانی آشوری و بابلی است. به همین علت این نوع رشد در هم به ساختار گرافیک شهرت یافته است (از واژه لاتین گرافین به معنی نوشتن مشتق شده است

فراوانترین پگماتیت‌ها ، پگماتیت‌های گرانیتی هستند. بعضی از پگماتیت‌ها به علت داشتن عناصری مانند لیتیم ، نیوبیوم ، تانتالیم ، اورانیم ، و خاکهای کمیاب حائز اهمیت اقتصادی هستند. در بعضی از ماگماها مقدار آب به حدی زیاد است که تحت شرایط معینی سبب می‌شود که یک فازی گازی که با فازهای مایع و جامد در حال تعادل است از ماگما جدا شود که از نظر تشکیل پگماتیت‌ها اهمیت زیادی ندارد.

پگماتیت‌های ماگمایی در آخرین مرحله تحول عادی سنگهای آذرین از مایعات باقی مانده که از نظر آلوموسیلیکاتهای قلیایی و مواد فرار غنی هستند، تشکیل می‌شود که این مواد فرار به مقدار زیادی دمای تبلور و ویسکوزیته محلولهای سیلیکاته را پایین می‌آورند. چون این مواد گازی دارای وزن ملکولی کمی نسبت به سایر سیلیکاتهای ماگما هستند. لذا نسبت مولار آنها بالاست و روی پتانسیل شیمیایی تاثیر خیلی زیادی دارند، برای همین می‌تواند در تبلور و واکنش مایعات سیلیکاته تاثیر خیلی زیادی داشته باشد. به علاوه اثر فشار روی تعادل سیستمهایی که دارای فاز گازی هستند نیز خیلی زیاد است. 

دلایل درشتی دانه‌ها در پگماتیت‌ها 

درشتی دانه‌ها در پگماتیت‌ها اولا در نتیجه کمی غلظت سیال است. ثانیا ترکیب عمومی سنگ نتیجه ترکیب مستقیم مایع باقیمانده است و ثالثا وجود کانیهای نادر را که یکی از اختصاصات پگماتیت‌هاست می‌توان به این طریق توجیه کرد که عناصری که شعاع اتمی آنها تفاوت فاحشی با شعاع اتمی عناصر عادی سازند، سنگهای آذرین دارد، در این مایع باقیمانده جمع می‌شوند.

تعدا زیادی از کانیهای موجود در پگماتیت‌های گرانتی در نتیجه جانشینی بوجود آمده‌اند. بریل ، آلبیت و همه کانیهای لیتیم و منگنز و فسفات‌دار ظاهرا نتیجه عمل جانشینی هستند. ترکیب متوسط عده قابل توجهی از پگماتیت‌ها در حوزه پایینترین دمای سیستم مایعات باقیمانده قرار نمی‌گیرد و باید گفت که این پگماتیت‌ها نتیجه عملی غیر از ماگمایی هستند و در حقیقت محصول جانشینی ، تفریق دگرگونی یا گرانیتی شدن می‌باشند. 

وضعیت و محل پیدایش پگماتیت‌ها 

اکثریت خیلی زیادی از پگماتیت‌ها از نظر ترکیب گرانیتی هستند و از کوارتز ، میکروکلین ، پلاژیوکلاز سدیک و میکاها همراه با تعدادی کانیهای کمیاب مانند تورمالین ، آپاتیت ، اسفن ، مونازیت ، زیرکن ، فلوئورین و غیره تشکیل شده‌اند پگماتیت‌های گابرویی و دیوریتی که از هورنبلند و پلاژیوکلاز تشکیل شده باشند نیز شناخته شده‌اند، ولی به مراتب کمتر از پگماتیت‌های گرانیتی دیده می‌شوند. 

  • بازدید : 84 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بسيارى از مردم حتى اهل فن به جواهرات و سنگها صرفا از ديد زيور آلات و زيبايى و يا ارزش قيمت آن مى نگرند اما بايستى اين مسئله را مد نظر داشته باشيم كه هيچ چيزى در اين دنيا بدون دليل و علت بوجود نيامده است . اگرما از چگونگى بوجود آمدن آن و خواص و فوائد آن اطلاع حاصل كرده باشيم ,در مى يابيم كه چگونه و در چه جايى از آن ها استفاده نمائيم , ميتوانيم نتيجه مطلو بى را كه خواهان آن هستيم بدست آوريم .
سنگ ها داراى خواص مغناطيسى و درمانى مى باشند و در حال حاضر با تكنولوژى پيشرفته اى كه بشر حاصل نموده از نور و اشعه در علم و صنعت و طب استفاده ميشود.
جواهرات و سنگ ها اشعه و حرارت كيهانى را جذب نموده , سپس طبق خواص خود, پرتو و اشعه را به هاله ها و چاكرا هاى فرد منعكس كرده و به شخص نيرو مى بخشد.سنگ ها و جواهرات داراى۱- خواص مغناطيسى ۲- خواص طبى ۳ – خواص سحرى ميباشد و بايد دقيقا اين خواص را شناخته و در رابطه با طبع و مزاج و عنصر خود و همينطور برج و ستاره خود ,سنگ ها و جواهرات را انتخاب و از آن استفاده نمائيم . 
دوست داريم با مطالعه اين سايت و بررسى دقيق كاربرد سنگهاى قيمتى و جواهرات ديد تازه اى از نوع مصرفشان به شما بدهيم و شما را با دنيايى آشنا سازيم كه بسيار متفاوت با آنچه تاكنون شناخته ايد مى باشد.اولين بار استفاده از سنگهاى قيمتى براى درمان و رفع بيمارى ها در قرن هجدهم اتفاق افتاد .امروزه هر چند موارد استفاده از اين سنگها به اين شكل معمول و شناخته شده نيست ولى گاهى در گوشه هايى از جهان شاهد استفاده از سنگها به عنوان دارو هاى تدريجى مى باشيم .حتى افرادى كه به اين گونه درمان ها معتقد نيستند اگر يكى از اين سنگ هارا در اختيار داشته باشند و بر روى بدن يا در اتاق خود قرار دهند متوجه نيروهاى مثبت آن خواهند شد .هر چند با صراحت اعلام مى كنيم كه اين سنگها هرگز جايگزين علم پزشكى نميشوند ولى بسيار سودمندند.
بسيارى از مديتور ها براى انجام عمل مديتيشن از نوعى كريستال خاص كه سرشار ازسنگ سيليس است استفاده مى كنند .اين تركيب به ميزان فراوانى در شن هاى كوير لوت ايران يافت مى شود كه ازهند و بسيارى از كشورهاى اروپايى براى داشتن آن به ايران مسافرت مى كنند .
كليد اصلى درمان ,كشف طبيعت بيمارى و درك علت يا علل اصلى بيمارى مى باشد ضرورى است كه ابتدا ريشه و طبيعت بيمارى را كشف نمائيم .
بيمارى ها معمولا نشات گرفته از نگرانى يا استرس هاى درونى است كشمكش ميان روح و شخصيت فرد ,موجب بهم خوردن تعادل و ايجاد عدم هماهنگى در اعضاى بدن ميشود مهمترين بخش درمان ,آگاهى افراد ,پيشگيرى و درك علت بيمارى است .
چنانچه فرد براى روح و جسم خود اهميت ويژه قائل شود و روح و روان خود را تقويت كند ميتوان گفت كه بيشتر امراض را از خود دور كرده و زندگى سالم و پر نشاطى خواهد داشت.
وقتى روح خسته و بى نشاط باشد امراض و بيمارى ها به سراغ فرد آمده و او را از پاى در مى آورد. در اين بين براى نشاط و تقويت روح , سنگ ها و جواهرات نقش ويژه و ارزنده اى ايفا مى كنند . كافى است كه از خواص درمانى سنگها مطلع و آگاه باشيم . امراض و بيماريهاى روحى ,روانى و درونى به راحتى و بدون نياز به داروهاى شيميايى قابل پيشگيرى و درمان هستند. گذشته از زيبايى ظاهرى سنگها از نظر شكل و رنگ طبيعى آن كه آرامش خاصى به افراد ميدهد ,استفاده مداوم از آنها در پيشگيرى و درمان بيمارى, با توجه به انرژى هاى نهفته در درون سنگها و جواهرات انسان را قوى مى كند ودر برابر بيمارى ها و مشكلات مقاوم مى سازد . هميشه افرادى كه در برابر مشكلات و ناراحتيها مقاومت و پايدارى مى كنند نيازمند يك نيروى پشتيبان و تقويت كننده هستند تا بتوانند به آنها غلبه و خود را پيروز معرفى كنند كه در اين ميان سنگها (مواد معدنى) ميتوانند كمك شايانى به افراد بكنند و سلولهاى ضعيف را كه بر اثر مقاومت بيش از حد در حال از بين رفتن هستند تقويت كرده و موجب تجديد حيات آنها مى گرداند.كافى است كه به قدرت اعجاز آميز سنگها در زمينه درمان پى ببريم :
وقتى روح فردى با مشكلات دست به گريبان شد و نتوانست به آنها غلبه كند آزرده ميشود و انرژى و امواج نامطبوع (يا منفى) منتشر مى كند كه همين امر در برخوردها و رويا رو شدن با ديگران موجبات ناخشنودى ديگران را فراهم ميسازد و انرژى منفى ناخواسته به ديگران منتقل شده و شادى را از محيط اطراف خود ميگيرد.بطور مثال چنانچه در بين چند نفر , يكى از آنها شاد و خنده رو باشد انرژى مثبت خود را به ديگران ميدهد.وقتى دقت كنيد مى بينيد كه تمامى آن جمع بخودى خود درحال خنديدن و شادى هستند (جشنها و عروسى ها) و بالعكس(مراسم عزادارى و سوگوارى(
ضرب المثل بودائيان تبتى :
اگر پس از به دنيا آمدن به عنوان يك موجود بشرى, به اصول و عقايد مقدس اهميت ندهيد مانند كسى هستيد كه از يك سرزمين پر از سنگها و جواهرات قيمتى,دست خالى باز ميگرديد كه چنين قصورى بسيارى دردناك است طبيعتى كه درآن زندگى مى كنيم پر از راز و رمز هايى است كه كمتر به آن توجه شده است در اينجا مختصر توضيحى راجع به خواص سنگهايى كه براى حتى افراد معمولى و متوسط قابل دسترسى است داده ميشود تا انشاء الله بتوان خدمتى ولو كوچك به جوامع بشرى كرده باشيم .
 
خواص سنگها و رنگهاى مرتبط

خواص درمانى سنگ هاى قرمز:
سنگ هاى قرمز براى كمك به بهبود كم خونى اثر فوق العاده اى دارد.در موارد لاغرى و نحيفى ,فقر غذايى,غش و مواردى كه بر اثر هواى سرد دستها و صورت كبود ميشوند, بايد از سنگ قرمز استفاده شود. 
تمام سنگهاى قرمز : ياقوت,مرجان, سنگ يشم,بلادستون و…
رنگ قرمز نشانه زندگى و جنب و جوش است سنگ قرمز موجب تشديد نيروى حيات ميشود.
خواص درمانى سنگ هاى نارنجى:
سنگ نارنجى براى حفظ سلامتى و نيروى حيات ضرورى است .
سنگ نارنجى گرم , مثبت و تقويت كننده است و در درجه اول ,مشكلات حياتى مربوط به هضم غذا و گردش خون را تحت تاثير قرارمى دهد.سنگ نارنجى مسايل تغذيه اى را منظم مى كند .
تمام سنگهاى نارنجى : عقيق قرمز ,اوپال آتشين يشم و عقيق آتشين , يشم نارنجى و… رنگ نارنجى علامت انرژى است و از اختلاط دو رنگ قرمز و زرد حاصل ميشود.
( رنگ قرمز نشانگر شخصيت و رنگ زرد نشانگر عقل است,از جمع شدن اين دو غلبه بر خشم و كنترل بر خويش حاصل ميشود.)
خواص درمانى سنگ هاى زرد: 
سنگ زرد داراى قدرت درمان در مورد ديابت (مرض قند) و يبوست مى باشد. 
اگر كسى بطور غير عادى لاغر باشد احتمالا اشعه قرمز را زياد جذب مى كند كه در اين بين اشعه (سنگ و رنگ ) زرد ميتواند اين شرايط را در سيستم بدنى خنثى نموده و متعادل نمايد . كسانى كه بيش از حد چاق هستند احتمالا رنگ آبى را بيش از حد جذب مى كنند كه اشعه زرد ميتواند اين امر را خنثى كند.
تمام سنگ هاى زرد توپاز (ياقوت زرد) , سيترين , كهربا و…
رنگ زرد علامت ذهن, هوش,فهم و درايت زياد است.سنگ زرد بصورت ارتعاشات مثبت و آهن ربايى است كه داراى اثر تقويتى روى اعصاب مى باشد سنگ زرد ميتواند در متعال كردن سيستم عصبى نقش بزرگى داشته باشد .
خواص درمانى سنگ هاى سبز :
سنگ سبز داراى ارتعاشات متعادل كننده مهمى براى سيستم عصبى ميباشد رنگ سبز موجب هيجان ,التهاب و يا حساسيت نميشود.
قلب آدمى مركز تهيه خون است و رنگ سبز كمك زيادى را براى رفع هر نوع اشكال مربوط به قلب , دستگاه گردش خون و فشار مى كند. 
تمام سنگهاى سبز : زمرد ,تورمالين سبز ,عقيق خزه اى , يشم سبز و…
بطور كلى سنگ سبز علامت هارمونى (هماهنگى) , همدردى, خلاقيت ,سلامتى و فراوانى است . رنگ سبز بر اثر اختلاط دو رنگ زرد وآبى بوجود مى آيد . سنگ سبز انرژى جديدى به انسان مى دهد و موجب تمدد اعصاب خسته مى باشد.
خواص درمانى سنگ آبى :
سنگ آبى داراى قدرت درمان كننده در زمينه بيماريهاى مختلف و گرفتگى گلو ميباشد. رنگ آبى خنك كننده ,خواب آور , قابض و درمان كننده است.رنگهاى آبى تيره داراى اثرات بسيار قوى در اين زمينه هستند در حاليكه رنگ آبى روشن داراى اثرات الهام بخش و اخلاقى بالايى هستند. 
تمام سنگهاى آبى: سافير ,ياقوت آبى ,فيروزه و …
رنگ آبى علامت الهام , اخلاص ,جاودانگى و مذهبيت است.رنگ آبى موجب ايجاد روحيه مثبت و ترفيع فرد شده , موجب آرامش و تشعشعات صلح آميز ميشود و داراى كيفيت خواب آور است .
خواص درمانى سنگ نيلى :
جهت هر نوع بيمارى ذهنى ,سنگ نيلى از ارزش ويژه اى برخوردار است و جهت پرورش چشم سوم استفاده مى شود و بدين وسيله تحقيقات علمى و فلسفى را مى توان عملى ساخت . 
تمام سنگهاى نيلى:سافير نيلى,ازورايت و …
رنگ نيلى علامت نيل به روحانيت , خود كفايى و عقل است .سنگ نيلى موجب گشادگى چشم سوم (ديد درونى و برونى) ميگردد وآن را بروى نا آگاه باز ميكند. به كمك سنگ نيلى ميتوان خاطرات روحى فراموش شده را به ذهن باز گرداند.
تاثيرات خاص سنگ ها : 
هر سنگى خواص خاص خود را داشته و ما بايد اين خواص را شناخته و سپس طبق منظورى كه داريم و آن چيزى كه مى خواهيم جواهرات مورد نظر و علاقه خود را انتخاب كرده و بدانيم كه اين سنگها و جواهر با طبع و مزاج ما موافق بوده و استفاده گردد . سنگها مى توانند براى ما خوشبختى آورند و فقط بايد بدانيم كه كدام يك از سنگها با روز تولد,موافق مى باشد.

 آماتيست  Amethyst:
جواهر الهام بخشى است و مشوق مديتيشن و عشق به خدا ميباشد .ما را به بخشش غير خود خواهانه و خدمت به بشريت دعوت مى كند.آماتيست انرژى دهنده است و داراى قدرت لازم براى تغيير آگاهى مى باشد و مى تواند مجموعه نقش ها و عاداتى را كه در ارتباط با عقايد و احساسات مى باشد , تغيير دهد. 
آماتيست خشم ,طغيان ,ترس,تشويق ,نگرانى و اظطراب را از بين مىبرد , احساسات فوق موانعى هستند كه نمى گذارند روح ما نا محدود را تجربه كند.آماتيست روياهاى ما را تصفيه مى كند . آماتيست بدليل نور بنفشى كه از خود بيرون مى دهد ارزش فوق العاده اى را در شفا بخشى خصوصاُ در زمينه درمان با رنگ ها ارائه مى دهد.
از آنجائيكه آماتيست داراى ارتعاشات بالايى است , براى انواع دردهاى جدى موثر است , به التيام دردهاى بدنى و نيز دردهاى ناشى از رنج و غم كمك مى كند. براى درمان
سردرد ها و بى خوابى كمك فوق العاده اى ميكند .
ارتعاشات آماتيست براى درمان بيماريهاى ناشى از عدم خلوص خون , نظير اگزما ,جوش , حتى بيماريهاى آميزشى موثر است. 
مخصوص دردهاى ناحيه سر,ميگرن و فشارهاى عصبى است وسيستم كلى بدن ما را بهبود ميدهد.غدد و هورمونها را تقويت ميكند و سوخت وساز سلولى را افزايش ميدهد.همچنين براى بيمارى ديابت موثر است و مارا دربرابر بى خوابى اضطرابها و كابوس ها محافظت ميكند آماتيست ها بهترين مداوا را براى مشكلات روانى و استرس به كار ميبرند اين سنگ هم چنين اراده ما را زياد ميكند و مارا در ارتباطات روحى و معنوى حمايت مى كند و نيز به ماتسلى قدرت ,شادى و شجاعت مى دهد اين سنگ به نشان برج سنبله (شهريور ) تعلق دارد و مخصوص چاكراهاى انتهاى سر است 
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

           مراحل آغازين شکل گرفتن زمين به دوره پره کامبرين يعنی در حدود ۶/۴ميليارد سال پيش باز می گردد.  
            اولين موجوداتی که بر روی زمين بوجود آمدند تنها دارای يک سلول بودند وسپس ميليونها سال طول کشيد تا اولين گياهان و سپس اولين جانوران که دايناسورها بودند بوجود بيايند.اما اگر بخواهيم به ديد زمين شناسی نگاه کنيم انسان جزء موجودات جديدی است که بر روی زمين بوجود آمده اند. چرا که در مقايسه با اين زمان عظيم از پيدايش انسان زمان زيادی نمی گذرد.
 زمين شناسی فيزيکی:
            زمين شناسی فيزيکی شامل شامل علوم مختلفی در رابطه با فيزيک زمين مانند:« هيدرولوژی-پترولوژي-تکتونيک و … » می شود.
             به دليل گسترده بودن اين علوم از شرح آنها صرفنظر می کنم و نظرتان را به ديدن چند تصوير در رابطه با زمين شناسی فيزيکی جلب مينمايم.


سنگ شناسی رسوبی 
ریشه لغوی 
سنگ شناسی رسوبی از دو کلمه Sedimentary به معنی رسوبی و Petrology به معنی سنگ شناسی گرفته شده است. 
دید کلی 
سنگهای رسوبی به دلیل داشتن منابع مهم نظیر نفت ، گاز ، ذغال ، آهن ، اوارنیم و نیز مواد مورد نیاز در مصالح ساختمانی مانند آهک ، گچ و غیره از اهمیت خاصی برخوردارند لذا سنگ شناسی رسوبی یکی از مهمترین شاخه‌های علوم زمین محسوب می‌گردد. در حدود ۷۰٪ از سنگهای سطح زمین ، دارای منشا رسوبی هستند، و این سنگها عمدتا از ماسه سنگها ، سنگهای آهکی ، شیل ها و به مقدار کمتری اما با همان معروفیت از رسوبات نمک ، سنگهای آهندار ، ذغال و چوب تشکیل شده است. 
تاریخچه و سیر تحولی 
مطالعه سنگهای رسوبی از نظر مشخصات ساختی ، بافتی و ترکیب شیمیایی آنها ، اولین بار در سال ۱۸۷۹ توسط سوربی انگلیسی انجام گرفت. وی مطالعه سنگهای رسوبی در مقاطع نازک را برای اولین بار ابداع نمود. بعدها در ۱۸۹۹ ، کایوی فرانسوی پاره‌ای از مشخصات میکروسکوپی و مشخصات ماکروسکوپی بعضی از سنگهای رسوبی در کشور فرانسه را ، به صورت مصور تشریح و تفسیر کرد.

از آن تاریخ به بعد ، به پیروی از کایو ، بررسیهای سنگهای رسوبی و کوشش اکثر سنگ شناسان ، عمدتا بر کانی شناسی و تشخیص کانی‌های تشکیل دهنده این سنگها متمرکز گردید. که در این میان ماسه سنگها و رسوبات ماسه‌ای و از میان کانی‌ها هم ، کانیهای سنگین (دارای وزن مخصوص بیش از ۲٫۸۵) ، بیشتر مورد توجه قرار گرفتند.
در سال ۱۹۱۹ ، ونت ورث آمریکایی برای سنجش اندازه ذرات و دانه های تشکیل دهنده رسوبات تخریبی مقیاسی ارائه داد و به کمک مقیاس ونت ورث مطالعه دانه سنجی و تجزیه‌های کمی و مکانیکی رسوبات بر مبنای اندازه دانه ها و فراوانی آنها ، میسر گردید.
سرانجام در ۱۹۳۳ ، آدن و کرمباین ، مقیاس‌های جدیدتری برای اندازه گیری دانه‌های رسوبی ارائه دادند و در مکانیسم تجزیه‌های مکانیکی رسوبات تخریبی ، تسهیلات زیادتری ایجاد کردند. امروز هم ، مقیاسهای اندازه گیری متداول برای مطالعات رسوب شناسی و سنگهای رسوبی ، به نام همین افراد معروف بوده و مورد استفاده سنگ شناسان و رسوب شناسان قرار دارد. 
گروههای اصلی سنگهای رسوبی 
رسوبات سیلیسی آواری :
رسوبات سیلیسی آواری (همچنین تحت عنوان رسوبات تریجنوس یا اپی کلاستیک خوانده می‌شوند) آنهایی هستند که از خرده سنگهای قبلی که توسط فرآیند فیزیکی حمل و رسوب کرده‌اند، تشکیل شده‌اند. این گروه شامل سنگها زیر می‌باشد:

کنگلومراها :
در این سنگها ، مواد دانه درشت گرد شده در زمینه‌ای از مواد دانه ریز قرار دارند.
برش‌ها :
مواد دانه درشت گرد نشده در زمینه‌ای از مواد دانه ریز قرار دارند.
ماسه سنگها :
اندازه دانه‌ها در ماسه سنگها ، کمتر از ۲ میلیمتر است.
گلسنگها :
اندازه دانه‌ها کمتر از ۲ میکرون می‌باشد.
رسوبات بیوژنیک ، بیوشیمیای و آلی :
رسوباتی هستند که بیشتر منشا بیو ژنیکی ، بیو شیمیایی و آلی دارند و شامل:

سنگهای آهکی :
سنگهای آهکی می‌توانند هم از طریق ته نشست مستقیم CaCo3 از آب دریا و هم از طریق رسوب کردن اسکلت‌های کربناتی موجودات به وجود آید.
چرت‌ها :
چرت ، یک واژه خیلی کلی برای رسوبات سیلیسی دانه ریز ، با منشا شیمیایی ، بیو شیمیایی یا بیوژنیکی است.
فسفاتها :
یکی از مهمترین کانی‌های رسوبی فسفاتها ، آپاتیت می‌باشد.
ذغال و شیل نفتی :
ذغال و شیلهای نفتی که از بقایای موجودات زنده قدیمی می‌باشند، انعکاسی از فرآیندهای دیانژ و دگرگونی دارند.
رسوبات شیمیایی :
این رسوبات منشا شیمیایی دارند و شامل موارد زیر می‌باشند:

تبخیر‌ی‌ها: تبخیری‌ها عمدتا رسوبات شیمیایی هستند که پس از تغلیط نمک‌های محلول در آب (بر اثر تبخیر) رسوب کرده‌اند.
سنگهای آهن‌دار :
آهن ، عملا بر اندازه چند در صد در تمام سنگهای رسوبی وجود دارد، ولیکن بطور غیر معمول ، در جایی که مقدار آهن بیش از ۱۵٪ باشد، سنگهای آهن‌دار را تشکیل می‌دهد.
رسوبات آذر آواری :
رسوبات آذر آواری رسوباتی هستند که عمدتا از دانه‌های با منشا ولکانیکی ، که از فعالیت‌های آتشفشانی همزمان سرچشمه گرفته‌اند، تشکیل شده‌اند. و شامل موارد زیر می‌باشند:

رسوبات اتوکلاستیک :
سنگهای ولکانوژیکی هستند که توسط برشی شدن در جای لاوا تشکیل شده‌اند.
رسوبات پیروکلاستیک – ریزشی :
این رسوبات به راحتی از طریق خرده‌های آتشفشانی خارج شده از یک مجرا یا یک شکاف ، بر اثر انفجار ماگماتیکی ، تشکیل می‌شوند.
رسوبات ولکانی کلاستیک – جریانی :
این رسوبات توسط انفجارات فورانی در محیط‌های خشکی ایجاد می‌شوند.
هیدروکلاستیک‌ها :
هنگامی که لاوای خارج شده ، با آب تماس پیدا کند، سرد شدن و خاموشی سریع ، باعث قطعه قطعه شدن لاوا می‌شود. این قطعات پس از حرکت در آب و دانه دانه شدن رسوبات هیدروکلاستیک را تشکیل می‌دهند.
رسوبات اپی کلاستیک :
رسوباتی هستند که از حرکت و ته نشست مجدد رسوبات ولکانی کلاستیک ایجاد شده‌اند. 
اهمیت مطالعه سنگهای رسوبی 
سنگهای رسوبی در ادوار گذشته زمین شناسی در محیطهای طبیعی متفاوتی که امروزه وجود دارد، رسوب کرده‌اند. مطالعه این محیطهای عهد حاظر و رسوبات و فرآیندهای آنها به درک بیشتر معادل قدیمی آنها کمک می‌کند.
دلایل زیادی برای مطالعه سنگهای رسوبی وجود دارد زیرا ارزش اقتصادی کانی‌ها و مواد موجود در آنها کم نمی‌باشد. سوخت‌های نفت و گاز از پختگی مواد آلی در رسوبات مشتق شده و سپس این مواد به یک سنگ مخزن مناسب ، که عمدتا یک سنگ رسوبی متخلخل است، مهاجرت می‌کند. ذغال ، سوخت فسیلی دیگری است که البته در توالی‌های رسوبی نیز وجود دارد. روشهای رسوب شناسی و سنگ شناسی به طور گسترده در پی جویی ذخایر جدید این منابع سوختی و سایر منابع طبیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. سنگهای رسوبی بیشتر آهن ، پتاس ، نمک و مصالح ساختمانی و بسیاری دیگر از مواد خام ضروری را تامین می‌کنند.
محیطها و فرآیندهای رسوبی و جغرافیای قدیمی و آب و هوای قدیمی ، همگی را می‌توان از مطالعه سنگهای رسوبی استنباط کرد. اینگونه مطالعات به شناسایی و درک تاریخ زمین شناسی زمین کمک فراوانی می‌کند. سنگهای رسوبی حاوی زندگی گذشته زمین ، به فرم فسیل‌ها هستند که اینها مفاهیم اصلی انطباق چینه شناسی در فازوزوئیک می‌باشند. 

دلیل وجود کانیهایی با شکلها ی مختلف با فرمول یکسان fes2 
  

پیریت در سیستم مکعبی و رده پیریتوهدرون تشکیل می شود. غالبا به شکل بلوری و فرمهای شش وجهی با سطوح مخطط و یا هشت وجهی دیده می شود. اما مارکاسیت در سیستم ارتورمبیک و رده دی پیرامیدال متبلور می شود و معمولا دارای بلورهای صفحه ای است و گاهی هم به صورت منشوری دیده می شوند. 
همانگونه که می دانید پلیمورفها دارای ترکیب شیمیایی یکسان هستند اما شرایط فیزیکی تشکیل آنها متفاوت است و همین امر باعث تبلور آنها در سیستمهای تبلور متفاوت است. با تغییر شرایط دما و فشار ممکن است یک پلمورف ناپایدار شده و به پلیمورف دیگر که در شرایط جدید پایدار است تبدیل گردد.

آب مقطر یخ کرده کانی نیست 
  

بستگی دارد که چه یخی باشد ، اگر یخ ـ آب مورد سخن است خودش کانی نیست اما میتواند کانی به همراه داشته باشد ؛ اگر این آب همراه نفت خام و اجسام دیگر از زمین خارج شود در صورتیکه نمک و گوگرد و گاز های حل شده در آن باشند یخ بسته اش میتواند کانی باشد و مهمتر از همه شما چون نگفته اید منظورتان یخ آب است بنابراین یخ های دیگر مانند یخ خشک که یخ کردهء گاز کربنیک است و متان و گاز های دیگر منجمدشده در فشار زیاد در اعماق اقیانوس ها کانی بحساب میایند ، اگر اینها مد نظر شما نبود دوباره بپرسید . در ضمن کانی لزوما آنی نیست که از کانها یا معادن بدست بیاید.

آب معمولی از کانی ها نیست 
  

باز بر گشتم تا مقداری اضافه کنم – به دانشنامه ویکی پیدیا هم نگاهی بیندازید ویکی پیدیا آب را کانی نمیداند مگر آنکه کانی به همراه داشته باشد همانطوریکه که قبلا هم عرض کردم . بنا بر این تعریف آب معمولی کانی نیست در انگلیسی آب کانی را Mineral water مینامند و معنای فارسی آن آب معدنی یا آب کانی است اگر این واژه معدنی یا کانی همراه آب نبود دلیلی ندارد که بپنداریم آب از کانی هاست .

سنگ شناسی دگرگونی 

ریشه لغوی 
واژه دگرگونی ، که از کلمه لاتین Metamorphic به معنای تغییر شکل گرفته شده است، به این اشاره دارد که سنگ اولیه ، شکل اصلی خود را تغییر داده و به شکل جدید در آمده است. 

دید کلی 
سنگهای دگرگونی ، سنگهایی هستند که از تغییر شکل سنگهای قبلی به علت تغییر شرایط فیزیکی ( فشار ـ دما ) یا شیمیایی و در حالت جامد به‌وجود می‌آیند. پدیده دگرگونی به محو و ناپدید شدن یک یا مجموعه‌ای از کانیهای متبلور سنگ تعبیر می‌شود. این تغییرات ممکن است بر روی سنگهای رسوبی که در شرایط سطحی به وجود آمده‌اند یا در سنگهای آذرین که از ماگما متبلور گردیده و یا حتی در سنگهای دگرگونی حادث شود.


در حالت اخیر ، شرایط دگرگون شدگی سنگ قبلی تغییر می‌نماید و این پدیده با ظهور و پیدایش یک یا مجموعه‌ای از کانیهای جدید همراه می‌باشد. بنابراین دگرگونی عبارت از پاسخی است که هر سنگ در مقابل تغییرات محیط شیمیایی یا فیزیکی از خود بروز می‌دهد و این پاسخ به صورت تجدید تبلور کانیهای قدیمی به دانه‌های جدید و یا پدیدار شدن کانیهای نو ظهور و تخریب بعضی دیگر تجلی می‌کند. 

  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هر کسی که با زمين شناسی سروکار داشته باشد, تشخيص می دهد که پوسته زمين در طی تاريخ زمين شناسی يک واحد ثابت و غيرمتغيری نبوده است بلکه به کرات دربرابر عوامل داخلی و خارجی در آن تغيير شکل ايجاد شده است. شاهد اين مدعی وجود نواحی عظيم چين خورده يعني سلسله کوههاست که در آن رسوبات و سنگهاي ديگر فشرده شده و فرم آنها تغيير کرده است.
عامل ديگر رسوبات دريايي است که اينک در قلل مرتفع کوهها ديده می شود و در برخی موارد هزاران متر از سطح دريا بالاتر قرار گرفته است . اين خود ناپايداری قشر زمين را نشان می دهد. بطور کلی مي توان گفت که زمين شناسی ساختمان و تکتونيک, درباره ساختمانهای مختلف سنگهای تشکيل دهنده پوسته زمين, چگونگی تشکيل و ارتباط آنها با عوامل داخلی زمين بحث می کند
اهميت و کاربرد زمين شناسی ساختمانی 
زمين شناسی ساختمانی دربين ساير علوم زمين شناسی, موقعيت خاصي را داراست. مثلاً تهيه نقشه زمين شناسی محل, بدون آگاهی به نوع ساختمانهای منطقه, غير ممکن است. زيرا بدون توجه به ساختمانهاي موجود, ارتباط واحدهای مختلف زمين شناسی امکان پذير نيست. از سوي ديگر مواد معدنی, در ساختمانهاي خاص زمين شناسی متمرکز می شوند.
مثلاً نفت و گاز طبيعی بيشتر در قسمتهای بالای تاقديسها جمع می شوند. و با شناسايي اين ساختمانهاست که می توان امکان وجود آنها را بررسی کرد. همچنين بسياری از موارد معدنی بصورت رگه تشکيل        می شوند که اين رگه ها , معمولاً در امتداد گسلهای موجود در منطقه تشکيل می شوند. در بسياري موارد, در اثر وجود گسلها و شکستگيها, گسترش ماده معدنی در يک منطقه قطع می شودو برای پيدا کردن مجدد آن, آگاهی به مشخصات تکتونيکي منطقه, ضروری است.
آشنايي به وضعيت ساختمانی منطقه, کمک مؤثری در مطالعه آبهای زير زمينی است. زيرا گسلها و شکستگيها, مجراهای مناسبی جهت عبور آبهای زيرزميني می باشد. شناسايي دره ها و گسلهای ناحيه, يکي از بهترين مراحل مقدماتی حفر تونلها و احداث سدها به شمار می آيد.

انواع بررسی های زمين شناسی ساختمانی
بررسی بر اساس وضعيت هندسی
در اين نوع تقسيم بندی, ساختمانهای مختلف زمين از نظر شکل هندسی مورد توجه قرار گرفته و به انواع چين ها, گسل, درزه ها و… تقسيم می شوند.
بررسی از نقطه نظر سينماتيکی
در اين بررسی, اشکال مختلف زمين شناسی, از نقطه نظر نحوة حرکات پوسته زمين, که منجر به ايجاد ساختمان مزبور شده است, مورد بررسی قرار مي گيرن. در حقيقت در اين حالت چگونگی تشکيل ساختمانهای مختلف, مطالعه می شود.
بررسی تاريخی
مقصود از اين بررسی ها, مطالعه چگونگی تشکيل ساختمانهای مختلف, در دوره های خاص زمين شناسی است. زيرا بطوری که می دانيم, در دوره های مختلف دوران زمين شناسی, حرکات تکتونيکي مختلفی وجود داشته است.
بررسی از نظر ديناميکی
در اين بررسی, رابطه نيروهای مؤثر برسنگهای زمين و ساختمانهای حاصله ناشی از آنها مورد بررسی قرار ميگيرد.
زمين شناسی ساختمانی و ساير علوم زمين شناسی
پترولوژي
اين شاخه از علوم زمين از منشاء پيدايش و شرايط تشکيل سنگها و همچنين رابطه موجود اين سنگها گفتگو می نمايد وارتباط نزديکي با زمين شناسی ساختمانی دارد, مخصوصاً تغيير شکلهايي که در اعماق با تبلور مجدد يا دگرگونی سنگها همراه است.
رسوب شناسی
رسوب شناسي و رسوب گذاری از رخدادهای تکتونيکي, شواهد و مدارک زيادی ارائه می نمايند, زيرا تغيير شرايط ته نشيني و انباشته شدن رسوبات با تغيير شکل حوضه های رسوبی همراه است.
چينه شناسی
اغلب اوقات وضع چينه شناسی به موقعيت ساختمانی طبقات وابسته است که بدون دانستن سرگذشت تکتونيک منطقه, امکان بررسی ترتيب چينه شناسی وجود ندارد.
ژئومورفولوژي
ژئومورفولوژي در نواحی که تحت تأثير تکتونيک جديد قرار گرفته است, دارای اهميت زيادی است.

زمين شناسی کاربردی 
نيروها ی عمل کننده بر زمين باعث ايجاد تغيير در پوسته زمين و تأثيرگذاری بر روی سازه های احداث شده بر روی آن می شود. بنابراين شناخت پديده های ساختمانی و تکتونيکي کمک مؤثری به برنامه ريزي در اينگونه تشکيلات می نمايد.

زمين شناسی اقتصادي
بسياری از مواد معدنی بصورت رگه در امتداد گسلها و شکستگيهای موجود در منطقه تشکيل می گردد و يا نفت و گاز طبيعی بيشتر در ساختمانهای خاص زمين شناسي(تاقديس) جمع می شوند که برای شناخت اين ساختها و استفاده بهينه از مخازن موجود آگاهی از مشخصات تکتونيکي و ساختمانی منطقه لازم است.
هيدروژئولوژي
آشنايي به وضعيت ساختمانی منطقه کمک مؤثری در مطالعه مخازن زيرزميني است, چون گسلها و شکستگيها علاوه بر جابجايي لايه های آبدار, مجرای مناسبی جهت عبور آبهای زيرزميني هستند.
فتوژئولوژي
امروزه بررسيهای زمين شناسی ساختمانی با استفاده از عکسهاي هوايي و مطالعه مستقيم در روي زمين(زمين شناسی صحرايي) صورت می گيرد و اصولاً اين دو علم لازم و ملزوم يکديگرند
  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود تحقیق طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ -خرید اینترنتی تحقیق طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ -دانلود رایگان مقاله طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ -تحقیق طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ 

این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


معرفی ماده معدنی 
گروه سیلیس
گروه سیلیس شامل چندین گونه مینرالی می گردد که همگی از سیلیس Sio2  تشکیل شده اند و بطور طبیعی بصورت کریستالهای ایزومورف، آگرگات های میکروکریستالین و یا کریپتوکریستالین و بالاخره سیلیس آمورف یافت می شود.
هریک از سه گونه مینرالی، کوارتز، تریدیمیت کریستوبالیت، بامدیفیکایسون های حرارت بالا و پایین تظاهر می نمایند که بصورت β (نوع علیا) و α (نوع سفلی) معرفی می گردند. این شش مینرال در شرایط فیزیکی مختلف تشکیل یک سری پایدار می دهند.
در تمامی این مینرال ها تترائدرهای Sio4 از تمام گوشه ها بهم پیوند دارند. 
آرایش اتم ها تا اندازه ای پیچیده است و نمی توان با تصویر ساده آنرا نشان داد مطلب مهم این است که در تترائدرها، فنری شکل بهم پیوند دارند و آرایش آنها به نحوی است که فرم علیا از تقارن بیشتری برخوردار است تا فرم سفلی بنابراین کوارتز  α در کلاس هلو آکیسال (تراپتزوئدر) تبلور می یابد.
کوارتز α بصورت کریستال های کامل معمولاً تیپیک رگه ها و حفره های مینرالی است در حالی که در سنگهای آذرین حاصل تبدیل از نوع β است.
ماکل شدگی در کوارتز بر مبنای قوانین مختلف از مسائل کاملاً عادی است  ولی تنها بوسیله صفحات خارجی می توان آنرا تشخیص داد.
کوارتز β
فرم تیپیک هگزاگونال بی پرامیدال را گاهی با منشور هگزاگونال که بطور ناقص توسعه یافته از خود نشان می دهد. این فرمها در حقیقت مختص کلاس هلوسیمتریک از سیستم هگزاگونال هستند ولی ساختمان داخلی مینرال نشان داده که به کلاس تراپتزوئدر این سیستم تعلق دارد. تغییر فرم کوارتز β به کوارتز α بوسیله تغییر کوچکی در ساختمان اتمی آن صورت می گیرد.
یکی دیگر از فرمهای Sio2   تریدیمیت است که در حرارت بالا از ۸۷۰ درجه سانتی گراد پایدار می باشد این کریستال در بهترین وضعیت، بصورت صفحات ظاهراً ارتورومبیک ولی با شکل تقریباً کامل هگزاگونال نمایان می گردد، اما بطور معمول بالاخص در ریولیت ها بصورت دستجات ماکل کریستالی یافت می شود
موقعیت جغرافیایی و راه های دسترسی
محدوده مورد نظر در نقشه توپوگرافی   تایباد ثبت شده ودر شهرستان تایباد، روستای کرات در منطقه استحفاظی پاسگاه انتظامی کرات میباشد. برای دسترسی به ماده معدنی باید از مسیر آسفالته تایباد به سمت خواف به روستای کرات رسیده و درادامه بعد ازگذشت ۱۸ کیلومتر سمت راست جاده به سمت شمال حرکت کرده وبعد ازگذشت ۹ کیاومتر جاده مشترک نیازبه احداث ۱ کیلومتر جاده دسترسی به کانسار میباشد .
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عناصر فلزي شناخته شده با عنوان عناصر نادر خاكي با كلمه اختصاري REE نشان داده مي شوند. اصلاح مورد استفاده معمولاً براي نسبت ۲ به ۳ با اكسيژن RE2O3 به كار برده مي شود، كه به طور شگفت انگيزي خواص شيميايي و فيزيكي مشابهي داشته و در عين حال به سختي قابل جدايش از يكديگر مي باشند. عناصر نادر خاكي همواره به صورت تجمعي و تركيبي با يكديگر در طبيعت يافت مي‌شوند
عناصر نادر خاكي ليتوفيل هستند، بنابراين به صورت تركيبات اكسيدهاي از قبيل كربناتها، سيكلاتها، تيتاناتها و فسفاتها و… مي باشند:
۱- كاني هايي شامل لانتانيوم، نئوديميوم،ساماريم، يوروپيوم كه در آن سديم و بعضي مواقع لانتانيوم يا نئوديميوم به عنوان جزء اصلي تركيب هستند (گروه سديم). مثال اين گروه با ستنازيت به فرمول شيميايي (Ce…)Fco3 (ماكزيمم REO 75%) مونازيت (Ce…)Po4 (ماكزيمم REO 65%)، آلانيت (Fe,Al)3(Sio4)3(OH) (Ca.Ce…) (ماكزيمم REO 48%) مي باشد.
۲-كاني هاي كادلينوم تالوتتيوم و ايتريم به عنوان جزء اصلي (گروه عناصر نادر خاكي اتيريم). مثال بارز اين گروه گزنوتيم (Y=…)Po4 (ماكزيمم REO) و گادولينيت (Y=…)۲FeBe2Si2O10 (ماكزيمم REO 48%) مي باشند.
۳- كاني هاي كمپلكس كه در آن هر دو گروه اتيريم و سديم مي توانند حضور داشته باشند، كه هر كدام از اين گروه مي توانند به عنوان جزء اصلي تلقي شوند. كاني‌هاي اين گروه سنگهاي اكسيده شامل تيتانيوم، نئوبيوم، تانتاليم، اورانيوم و توريم مي باشند. براي مثال:
اگزنيت Euxenite:  
سامارسكيت Samarskite:  
فرگوسونيت Fergusonite:  
بتافيت Betafite:  
كاني هاي گروه اول و دوم در سنگهاي پگمانيت، دگرگوني، گناسيهاي هيدروترمال شدن و لايه هاي پنوماتوليك، اسكارنها و كربناتها وجود دارند. كاني هاي گروه سوم بيشتر در پگمانيتها يافت مي شود. با ستنازيت و مونازيت عموماً همراه مگنتيت وهماتيت گزارش شده اند. مونازيت بيشتر در ذخاير ثانوي در كاني هاي سنگين ماسه‌هاي ساحلي وجود دارد. استخراج مونازيت همراه روتيل، ايلمنيت و زيركن در استراليا، برزيل، هند و آمريكا مي باشد.
ذخاير جهاني عناصر نادر خاكي در سال ۱۹۹۰ در حدود ۶ ۱۰*۸۴ تن REO تخمين زده شده است. كه در اين ميان چين با ۶ ۱۰*۴۳ تن ذخيره ۵۰ درصد ذخاير جهان را داراست.
از سال ۱۹۸۰ تا سال ۱۹۹۱ قيمت مونازيت استراليا با بيش از ۵۵ درصد REO بين $/ton900-800 ثابت بوده است. گزنوتيم مالزي با ۶۰ درصد ايتريم به قيمت 
$/t33-32 مي باشد.
نقطه ذوب عناصر در دامنه  816 (Yb) تا  663 (Lu) است.
فلزات نادر خاكي به راحتي مي توانند در درجه حرارتهاي زير نقطه ذوب دفع شوند وجود ناخالصي ها، مخصوصاً اكسيژن اثر منفي و مضر روي خواص چرخشي سرد و گرم شدن دارد.
هضم  سنگ:
هضم تر، ذوب
مهمترين عناصر نادر خاكي، مونازيت، باستنازيت و اگزوفويايم عموماً بوسيله فرآيندهاي فيزيكي از قبيل جدايش واسطه سنگين، فلوتاسيون و جدايش مغناطيسي تغليظ مي شوند.
كاني ها تا اندازه   خرد شده و سپس توسط اسيد يا باز هضم مي‌شوند. اگر عمليات با قليا انجام شود توليد هيدروكسيد فلزات نادر خاكي و توريم مي كند كه بعداً مي تواند در هيدروكلريك غليظ يا اسيدنيتريك حل شود. عمليات با اسيد سولفوريك يا هيدروليك عناصر نادر خاكي را به كلريدها يا سولفاتهاي قابل حل تبديل مي كند.
كاني مونازيت:
هضم با قليا: واكنش فسفاتهاي عناصر نادر با قلياي غليظ (۵۰%-۷۰%) و گرم به صورت زير مي بشاد:
 
 
اين فرآيند در دماي بالا در اوتوكلاو (۶۰% قليا و نسبت جرمي ۱/۱) يا با قلياي غليظ‌تر در دماي كمتر ( ۱۲۰) و فشار نرمال قابل اجرا است.
محصولات هيدروكسيدي با آب گرم شسته مي شوند. فسفات تري سديم وارد محلول مي شود وهيدروكسيدها فيلتر مي شوند. فسفات تري سديم به عنوان محصول جانبي  با روش كريستاليزاسيون جدا مي شود. سپس هيدروكسيدهاي شسته شده در اسيدنيتريك يا هيدروكلريك حل مي شوند.
اگر غلظت اسيد در PH=4 نگه داشته شود، يك جدايش جزئي نتيجه مي شود كه هيدروكسيد توريم ناخالص جدا مي شود در حاليكه هيدروكسيد عناصر نادر خاكي محلول هستند.
هضم با اسيدسولفوريك:
مونازيت با اسيد سولفوريك ۹۸% در دماي ۳۰۰ -۲۰۰  قابل هضم است. سولفات عناصر نادر خاكي تشكيل شده سپس از حالت كريستالي درآ‚ده در آب سرد حل مي شوند.
سولفات توريم نيز بسته به شرايط واكنش يا رسوب كرده يا به صورت محلول باقي مي ماند. توريم حل شده كه در اولين مرحله مهمترين محصول توليدي بود اكنون بصورت سولفات راسب شده است. اگرچه جدايش خوبي ندارد. روشي كه اكنون ورد استفاده قرار گرفته اين است كه همه سولفات ها را حل كنند و سپس توريم را بوسيله يكي از روشهاي موثرتر زير جدا مي كنند.
ترسيب ThF4
– ترسيب فسفات توريم به وسيله افزايش PH يا رقيق كردن محلول
– ترسيب سولفات دوگانع عناصر سديم/ سريم، هنگاميكه در طرف مقابل نمكهاي منحلول عناصر ئيتريم و توريم در محلول باقي مي باشند. پس از آن توريم با اضافه كردن اسيد اكساليك رسوب داده مي شود. حلاليت اكساليت توريم از اكساليتهاي عناصر ئيتريوم كمتر است. قابليت انحلال كم سولفاتهاي دوگانه گروه سريم نادر خاكي جوشانده مي شوند. محلول قليايي تغليظ شده و تشكيل هيدروكسيدها را مي دهد كه اين هيدروكسيدها در اسيد بصورت مرحله مرحله محلول هستند.
  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

رزين هاي تعويض يوني ذرات جامدي هستند كه مي توانند يون هاي نامطلوب در محلول را با همان مقدار اكي والان از يون مطلوب با بار الكتريكي مشابه جايگزين كنند.
در سال ۱۸۵۰ يك خاك شناس انگليسي متوجه شد كه محلول سولفات آمونيمي كه به عنوان كود شيميايي بكار مي رود، در اثر عبور از لايه هاي ستوني از خاك، آمونيم خود را از دست مي دهد بگونه اي كه در محلول خروجي از ستون خاك، سولفات كلسيم در محلول ظاهر مي شود. 
اين يافته توسط ديگران پيگيري شد و متوجه شدند كه سيليكات آلومينيوم موجود در خاك قادر به تعويض يوني مي باشد. اين نتيجه گيري با تهيه ژل سيليكات آلومينيوم از تركيب محلول و سولفات آلومينيم و سيليكات سديم به اثبات رسيد. بنابراين اولين رزين مصنوعي كه ساخته شد سيليكات آلومينيوم بود.
به رزين هاي معدني، زئوليت مي گويند و در طبيعت سنگهاي يافت مي شوند كه مي توانند كار زئوليت هاي سنتزي را انجام دهند. اين مواد، يون هاي سختي آور آب ( كلسيم و منيزيم) را حذف مي كردند و بجاي آن يون سديم آزاد مي كردند از اينرو به زئوليت هاي سديمي مشهور شدند كه استفاده از آن در تصفيه آب مزاياي زيادي داشت چون احتياج به استفاده از مواد شيميايي نبود و اثرات جانبي هم نداشتند. اما زئوليت هاي سديمي داراي محدوديتهايي بودند. اين زئوليت ها مي توانستند فقط سديم را جايگزين كلسيم و  منيزيم محلول در آب نمايند و آنيونها بدون تغيير باقي مي ماندند. از اين رو آب تصفيه شده با زئوليت هاي سديمي به همان اندازه آب خام، قلياييت، سولفات، كلرايد و سيليكاتت دارند.
واضح است كه چنين آبي براي صنايع مطلوب نيست. مثلاً بي كربنات سديم محلول در آب مي تواند مشكلاتي را در مراحل بعدي براي ديگ بخار بوجود آورد. زيرا در اثر حرارت به سود و گاز دي اكسيد كربن تبديل مي شود. سود يكي از عوامل مهم در خوردگي موضعي در نيروگاههاست كه بحث مفصل تر آن در مباحث آينده خواهد آمد. گاز دي اكسيد كربن موجود در بخار آب در اثر ميعان بخار به صورت اسيد كرينيك در مي ايد كه باعث خوردگي لوله هاي برگشتي مي شود كه بخار آب خروجي از توربين را به كندانسور (چگالنده) مي برند.
يكي ديگر از اشكلات مهم استفاده از زئوليت ها ي سديمي، عدم كاهش غلظت سيليس در آب تصفيه شده مي باشد كه يكي از خطرناكترين ناخالصي هاي آب تغذيه ديگ بخار در فشارهاي زياد مي باشد.
تحقيقات براي رفع عيوب زئوليت هاي سديمي ادامه يافت تا آنكه  در اواسط دهه ۱۹۳۰ در هلند زئوليت هايي ساخته شد كه بجاي سديم فعال، هيدروژن فعال داشتند . اين زئوليت ها كه به تعويض كننده هاي كاتيوني هيدروژني معروف شدند، مي توانستند تمام نمكهاي محلول در آب را به اسيدهاي مربوط تبديل كنند. بعنوان مثال بي كربناتهاي كلسيم و منيزيم به اسيد كربنيك تبديل مي شوند كه اسيد كربنيك بي دي اكسيد كربن و آب تجزيه مي شود.
دي اكسيد كربن توليد شده را مي توان توسط هوادهي يا هوازدايي از محيط حذف كرد. لذا با اين روش تمام قلياييت بي كربناتي حذف مي شود. رزين هاي كاتيوني هيدروژني جديد، سيليس نداشته و علاوه بر اين قادرند همزمان هم سختي آب را حذف كنند و هم قلياييت آب را كاهش دهند.
آب خروجي از تعويض كننده كاتيوني هيدروژني، اسيدي است و بايد خنثي شود. اين كار با اضافه كردن قليا (‌باز) يا مخلوط كردن خروجي تعويض كننده كاتيوني هيدروژني با خروجي تعويض كننده سديمي (زئوليت ) امكان پذير است.
تعويض كننده هاي كاتيوني هيدروژني هم داراي محدوديت هايي هستند. هنوز آنيونها، مثل سولفات كلرايد و سيليكات حذف نمي شوند.
براي بهبود تكنولوژي تصفيه آب گام هاي اساسي در سال ۱۹۴۴ برداشته شد كه باعث توليد رزين هاي تعويض يوني آنيوني شد. (۳) رزين هاي كاتيوني هيدروژني تمام كاتيونهاي آب را حذف مي كنند و رزين هاي آنيوني تمام آنيونهاي آب از جمله سيليس را حذف مي نمايند. در نتيجه مي توان با استفاده از هر دو نوع رزين، آب بدون يون توليد كرد. پيشرفت هاي بعدي كه در دهه ۱۹۵۰ حاصل شد منجر به اختراع و توليد رزين هاي تعويض يوني ضعيف گرديدكه صرفه جويي قابل توجهي در مصرف مواد شيميايي مورد نياز براي احياء رزين ها را باعث شد.
 
۲- شيمي رزين ها
همانگونه كه مي دانيد محلول هاي الكتروليت داراي يون هاي مثبت (‌كاتيون) و يونهاي منفي (آنيون) هستند و از نظر بار الكتريكي خنثي هستند. يعني مجموع آنيون ها و مجموع كاتيون ها از نظر بار الكتريكي با هم برابرند.
رزين هاي تعويض يوني شامل بار مثبت كاتيوني و بار منفي آنيوني مي باشند به گونه اي كه از نظر الكتريكي خنثي هستند. اما تعويض كننده ها با محلول هاي الكتروليت اين تفاوت را داند كه فقط يكي از دو يون، متحرك و قابل تعويض است. بعنوان مثال يك تعويض كننده كاتيوني سولفونيك داراي نقاط آنيوني غير متحركي است كه شامل راديكال هاي آنيوني   مي باشد كه كاتيون هاي متحركي مثل H+ يا Na+ مي توانند به آن متصل باشند. اين كاتيون هاي متحرك مي توانند در يك واكنش تعويض يوني شركت كنند و به همين صورت يك تعويض كنده آنيوني داراي نقاط كاتيوني غير متحركي است كه آنيون هاي متحركي مثل هيدروكسيل يا كلرايد مي توانند به آن متصل باشند.
در اثر تعويض يوني، كاتيون ها با آنيون هاي موجود در محلول با كاتيون ها و آنيون هاي موجود در رزين تعويض مي شوند به گونه اي كه هم محلول و هم رزي ناز نظر الكتريكي خنثي باقي مي مانند. بايد توجه داشت كه در اينجا با تعادل جامد- مايع سروكار داريم بدون آنكه جامد در محلول حل شود. براي آنكه يك تعويض كننده يوني جامد، مفيد باشد، بايد داراي شرايط زير باشد : 
۱- خود داراي يون باشد.
۲- در آب غير محلول باشد.
۳- فضاي كافي در شبكه تعويض كننده وجود داشته باشد كه يون ها بتوانند بسهولت در شبكه جامد رزين وارد يا خارج شوند.
اكثر رزين هاي تعويض يوني كه در تصفيه آب بكار مي روند رزين هاي سنتزي هستند كه با پليمريزاسيون تركيبات آلي حاصل شده اند. بعنوان مثال روش تهيه رزين هاي سولفونيك در اينجا شرح داده مي شود.
براي ساختن رزين، استيرن را با دي وينيل بنزن مخلوط مي كنند و به آن يك ماده پراكسيد و يك عامل تفرق ساز  مي افزايند. آنگاه اين مخلوط را به آب اضافه مي كنند و با يك همزان آنقدر هم مي زنند تا  بصورت قطرات معلق با اندازه معين در آيند.
با حرارت دادن پليمريزاسيون شروع مي شود كه چون گرمازاست بايد با يك ماده سرد كننده، دما راكنترل كرد. ذرات به تدريج ويسكوز شده و در نهايت به صورت ذرات يا دانه هاي كروي در مي آيند. حرارت دادن ادامه مي يابد تا زماني كه پليمريزاسيون كامل شود. دانه هاي حاصل، شبكه پلي استيرن را تشكيل مي دهند. حال براي تهيه تعويض كننده كاتيوني بايد دانه ها را با سولفوريك اسيد تركيب كرد تا گروه HSO3 به شبكه هيدروكربن متصل شود. به ازاء هر دو گروه بنزن، حدود هشت تا ده گروه HSO3 در شبكه وارد مي شود.
براي تهيه تعويض كننده آنيوني بايد شبكه را با كلرايد متيل يا آمين تركيب كرد. رزين هاي  حاصل وقتي خشك شوند، شكننده خواهند بود و زنجيرها خيلي نزديك به هم قرار مي‌گيرند. به گونه اي كه يون ها نمي توانند به راحتي در دانه ها نفوذ كنند اما وقتي در آب قرار بگيرند با جذب آب متورم  مي شوند و زنجيرها از هم فاصله مي گيرند به طوري كه نفوذ يون ها امكان پذير مي شود. درجه متورم شدن بستگي به مقدار دي وينيل بنزن دارد. رزين هاي تجارتي در حدود ۸-۲۰% دي وينيل بنزن دارند. 
هر دانه رزين با آنيون غير متحرك    و يون متحرك H+ را مي توان همچون يك قطره سولفويك اسيد با غلظت ۲۵% تصور كرد كه اين قطره در غشايي قراردارد كه فقط كاتيون از آن مي تواند عبور كند. در شكل ۹-۲ مقطعي از يك دانه رزين را نشان مي دهد كه معادل تصور قطره اي آن نيز نشان داده شده است.
قدرت اسيدي يا بازي يك تعويض كننده را مي توان با تيتراسيون معلوم كرد كه براي اين كار، تغيير در  pH يك سوسپانسيون از آن رزين را اندازه مي گيرند.
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ميليون ها سال است كه زلزله در جهان به وقوع پيوسته و در آينده نيز به همانگونه كه در گذشته بوده است، اتفاق خواهد افتاد. اين پديده طبيعي هنگامي به يك مصيبت بزرگ انساني تبديل مي گردد كه در منطقه اي شهري با بافت متراكم اتفاق بيافتد. نمونه آثار اين سانحه مرگ آور، در زلزله هاي بزرگ ايران همچون زلزله سال ۱۳۸۲ بم و زلزله ۱۳۶۹ منجيل بر هيچكس پنهان نيست. با وجود آگاهي از بسياري از عوامل وقوع اين پديده، جلوگيري از وقوع اين پديده، با علم كنوني بشر امكان پذير نمي باشد؛ ليكن كاهش اثر ارتعاشات نيرومند زلزله در قالب تقليل خسارات، صدمات و مخصوصاً تلفات جاني ناشي از آن امكان پذير مي باشد
با پيش رو بودن عصر نوين در طراحي لرزه اي و توجه به خصوصيات و پاسخ هاي متفاوت سيستم هاي لرزه بر در برابر زلزله استفاده از  سيستم هاي بادبندي برون محور  بسيار گسترش يافته است. با توجه به اينكه كشور ايران در مجموعه كشورهاي لرزه خيز مي باشد و همچنين توجه به اين مسأله كه اين كشور در حال توسعه اقتصادي است، احداث بناهاي با كاربردي هاي متفاوت و با درجات اهميت بالا و متوسط، بسيار حياتي مي باشد، لذا لزوم يك آيين نامه قدرتمند كه بتواند با اعمال قوانين روشن و واضح در عرصه طراحي و اجراي  همگام با توسعه ساخت و ساز در كشور، حافظ منافع و منابع ملي اين مرز و بوم باشد، شديداً احساس مي شود. آنگونه كه مشاهده ميشود، استاندارد ۲۸۰۰ ايران توانسته به گوشه اي از اين اهداف دست يابد. خوشبختانه ا ستاندارد مذكور در حال توسعه و بازنگري دائمي بوده و اميد آن مي رود كه روزي به يك مجموعه مستقل در بخش طراحي لرزه اي و مهندسي زلزله از لحاظ مباني، تبديل گردد. در ويرايش سوم استاندارد ۲۸۰۰ (۱۳۸۴)، كه آخرين ويرايش آن تا اين تاريخ مي باشد، بسياري تفاوت ها و تغييرات بنيادي در ارقام كنترل و طراحي در مقايسه با ويرايش هاي قبلي به چشم مي خورد. ليكن به جهت مطالعه تحقيقي بخش كوچكي از اين آيين نامه به مطالعه قاب هاي ساده با بادبندهاي برون محور و عوامل مؤثر بر ضرايب رفتار خطي و غيرخطي آن پرداخته شده.  در اين  ويرايش همچنين اين قاب ها جز معدود مواردي هستند كه عدد جديدي براي آن اعلام نشده است. لذا ما در اين مجموعه با مطالعه و تحليل پارامترهاي ضريب رفتار سيستم مذكور همچون شكل پذيري، ضرايب اضافه مقاومت و ضرايب تنش مجاز متأثر از مشخصات هندسي مرسوم اين سازه ها كه در بخش هاي آتي بدان ها پرداخته خواهد شد، به دنبال تعيين ضريب رفتار سيستم هاي قاب هاي ساختماني فولادي ساده با بادبندهاي برون محور هستيم. تا بتوان نقص اين آيين نامه را در اين مورد در حدامكان نشان دهيم، اميد است اين تحقيق باعث صرفه جويي در مصرف و كاربرد غيرلازم فولاد، اين سرمايه ملي و گران قيمت گردد.  

 
۱-۳) ساختار مجموعه حاضر
پايان نامه حاضر با اهدافي كه در بخش هاي پيشين عنوان گرديد، در پنج فصل نگاشته و تنظيم شده است: 
فصل يكم: پيش گفتار و ساختار
اين فصل شامل پيشگفتار و مقدمه اي بر مهندسي زلزله و لزوم انجام تحقيق درباره ضريب رفتار سازه ها با سيستم هاي باربري لرزه اي متفاوت من جمله سيستم قاب ساده فولادي با بادبند واگرا مي باشد.
فصل دوم: تئوري هاي حاكم بر رفتار لرزه اي سازه
در اين فصل پس از بيان مقدمه اي بر طراحي لرزه اي و اهداف آن در آيين نامه هاي زلزله ايران،SEAOC ، ATC40 و UBC97 به رفتار نيرو – تغيير شكل سازه ها تحت بارهاي چرخه اي و صعودي مي پردازيم. مفهوم شكل پذيري و عملكرد انواع مختلف آن در اين فصل توضيح داده خواهد شد. با معرفي شكل پذيري نياز و مقدمه اي بر طراحي سازه براساس شكل پذيري به دنبال يافتن تأثير شكل پذيري در كاهش نيروي طراحي خواهيم بود. در ادامه با مروري بر طيف ظرفيت و تعريف ضريب رفتار سازه به تعيين عوامل مؤثر بر آن با توجه به طيف ظرفيت پرداخته و مفاهيم اضافه مقاومت و ضرايب تنش مجاز و در نهايت خود ضريب رفتار بازگو خواهد شد. در بخش هاي ديگري  با معرفي روش آناليز غير خطي استاتيكي يا روش بارافزون (pushover) و ترازهاي عملكرد لرزه اي سازه در تحليل هاي غيرخطي به تعيين نقطه عملكرد سازه خواهيم پرداخت. مفاهيم تبديل منحني ظرفيت و نياز به فرمت يكسان ADRS  و ميرايي و انواع رفتار سازه اي از ديگر مباحث فصل دوم مي باشد. پس از مروري بر انواع مفاصل پلاستيك در اين بخش و ملاك هاي پذيرش و كنترل عملكرد سازه به تعيين ضريب رفتار سازه با استفاده از طيف هاي ظرفيت – نياز سازه پرداخته مي شود. با ارائه مفاهيم كاهش تأثير زلزله به علت افزايش پريود، اتلاف انرژي و ميرايي، اضافه مقاومت و كنترل ضريب رفتار و مباني مفروض در اين تحقيق مباحث فصل دوم به سرانجام مي رسد. 

فصل سوم: بررسي رفتار ارتجاعي و غير ارتجاعي قابهاي فولادي با بادبند واگرا
در اين فصل ابتدا به معرفي عمومي سيستم هاي قاب فولادي مهاربندي شده با بادبند واگرا EBF و ذكر محاسن و لزوم استفاده از اين نوع سيستم باربر سازه اي پس از ذكر تاريخچه تولد اين نوع آرايش سازه اي پرداخته و با معرفي انواع اشكال هندسي اين نوع سازه ها به پردازش سختي، زمان تناوب و مقاومت و رابطه آن ها با خصوصيات هندسي سازه خواهيم پرداخت. پس از مطالعه رفتار هيسترزيس اين سيستم به بحث ملاحظات طراحي اين گونه قاب ها مي رسيم. در اين بخش به صورت خلاصه عمده مباحث موجود در مورد طراحي اين نوع سيستم ها و علي الخصوص مشخصات تير پيوند در اين قاب ها و انواع رفتارهاي مكانيكي مربوطه پرداخته خواهد شد.

فصل چهارم: بررسي تأثيرمشخصات تيرپيوند در ضريب رفتار قاب هاي فولادي با بادبند واگرا 
در اين فصل پس از انتخاب مدل و شرح ملاحظات تحليل خطي و غيرخطي استاتيكي به ارائه نتايج تحليل غيرخطي و محاسبه پارامترهاي رفتار غيرخطي استاتيكي به ارائه نتايج تحليل غيرخطي و محاسبه پارامترهاي رفتار غيرخطي سازه براساس طيف هاي ظرفيت سازه پرداخته خواهد شد. در اين راستا قاب هاي EBF با ترازهاي ارتفاعي و خصوصيات هندسي متفاوت مورد تحليل قرار مي گيرد. از ديگر مواردي كه در اين فصل به آن پرداخته شده تحليل و تعيين پارامترهاي مؤثر بر ضريب رفتار سازه و تعيين ضريب رفتار سازه هاي طراحي شده براساس عملكرد مناسب لرزه اي مي باشد. در ادامه با بررسي تحليلي ارقام به دست آمده، نتايج مدل سازي ها ارائه مي شود. 

عتیقه زیرخاکی گنج