• بازدید : 95 views
  • بدون نظر

فهرست

فصل اول.. ۱

انسانهای نخستین.. ۱

مقدمه. ۲

آن زمان که انسان نبود. ۴

پیدایش نخستین باره انسان.. ۵

بشر راه رفتن روی دوپا را می آموزد . ۶

بشر راه استفاده کردن از دستهایش را می یابد . ۷

بشر ، ابزار می سازد . ۸

بشر شکارچی.. ۹

جمع آوری غذا ۱۰

کشف آتش… ۱۱

دوره اسکان بشر در غار. ۱۱

غارهای کمربند ، هوئو و همجوار آن در مازندران : ۱۲

۲- غار تنگ پَبدَه در کوههای بختیاری : ۱۴

۳- غارهای دره خرم آباد لرستان : ۱۴

۴- غارهای هیوِ در استان مرکزی : ۱۵

دوره اسکان بشر در دشت.. ۱۵

تصور انسانهای اولیه از آسمان.. ۱۹

سازگاری یافتن با آب و هوای سرد. ۱۹

دین و فرهنگ جوامع اولیه. ۲۰

تکامل انسان.. ۲۲

نتیجه گیری.. ۲۴

فصل دوم. ۲۶

پیدایش روستا ۲۶

مقدمه. ۲۷

تاریخچه روستا ۲۹

جغرافیای روستایی : ۳۰

ریشه های جغرافیای روستایی.. ۳۲

نقش آب در پیدایش سکونتگاه های ایران.. ۳۳

شکل روستا ها ۳۴

روند خانه سازی در روستا ها ۳۶

وسعت سکونتگا ههای روستایی.. ۳۶

موقعیت سکونتگا ههای روستایی.. ۳۸

منابع درآمد روستاییان.. ۴۰

شیوه های تولید زراعی : ۴۱

حمل و نقل پایدار در روستا ۴۲

جمعیت واشتغال روستایی.. ۴۴

ارزش روستا ۴۵

مشارکت جوامع محلی در گردشگری روستایی.. ۴۶

مشارکت در توسعه گردشگری روستایی.. ۴۸

نتیجه گیری.. ۴۹

منابع.. ۵۰

فهرست

فصل اول.. ۱

انسانهای نخستین.. ۱

مقدمه. ۲

آن زمان که انسان نبود. ۴

پیدایش نخستین باره انسان.. ۵

بشر راه رفتن روی دوپا را می آموزد . ۶

بشر راه استفاده کردن از دستهایش را می یابد . ۷

بشر ، ابزار می سازد . ۸

بشر شکارچی.. ۹

جمع آوری غذا ۱۰

کشف آتش… ۱۱

دوره اسکان بشر در غار. ۱۱

غارهای کمربند ، هوئو و همجوار آن در مازندران : ۱۲

۲- غار تنگ پَبدَه در کوههای بختیاری : ۱۴

۳- غارهای دره خرم آباد لرستان : ۱۴

۴- غارهای هیوِ در استان مرکزی : ۱۵

دوره اسکان بشر در دشت.. ۱۵

تصور انسانهای اولیه از آسمان.. ۱۹

سازگاری یافتن با آب و هوای سرد. ۱۹

دین و فرهنگ جوامع اولیه. ۲۰

تکامل انسان.. ۲۲

نتیجه گیری.. ۲۴

فصل دوم. ۲۶

پیدایش روستا ۲۶

مقدمه. ۲۷

تاریخچه روستا ۲۹

جغرافیای روستایی : ۳۰

ریشه های جغرافیای روستایی.. ۳۲

نقش آب در پیدایش سکونتگاه های ایران.. ۳۳

شکل روستا ها ۳۴

روند خانه سازی در روستا ها ۳۶

وسعت سکونتگا ههای روستایی.. ۳۶

موقعیت سکونتگا ههای روستایی.. ۳۸

منابع درآمد روستاییان.. ۴۰

شیوه های تولید زراعی : ۴۱

حمل و نقل پایدار در روستا ۴۲

جمعیت واشتغال روستایی.. ۴۴

ارزش روستا ۴۵

مشارکت جوامع محلی در گردشگری روستایی.. ۴۶

مشارکت در توسعه گردشگری روستایی.. ۴۸

نتیجه گیری.. ۴۹

منابع.. ۵۰

منابع

۲-    توکلی ، مهران ، سرگذشت عالم و آدم ، تهران ، نشر نی ، چاپ اول ، ۱۳۸۳ .

۳-    سعیدی ، عباس ، مبانی جغرافیای روستایی ، وزارت فرهنگی و ارشاد اسلامی ، ۱۳۸۴ .

۴-    فشارکی – پریدخت ، جغرافیای روستایی ، انتشارات دانشگاه پیام نور ، ۱۳۸۴ .

۵-    لوکاس ، هنری ، تاریخ تمدن ، عبدالحسین آذرنگ ، کیهان ، جلد اول ، ۱۳۷۲ .

۶-    مهرآبادی ، میترا ، تاریخ کامل ایران باستان ، نشر افراسیاب ، چاپ پیک ایران ، ۱۳۸۰ .

۷-    ناپیر ، جان ، اجداد بشر ، فرح ا… خداپرستی ، انتشارات پدیده ، ۱۳۵۲ .

۸-    وزارت آموزش و پرورش ، تاریخ ایران و جهان ، کد ۴/۲۳۵ ، ۱۳۸۵ .

۹-    وزارت آموزش و پرورش ، تعلیمات اجتماعی چهارم دبستان ، ۱۳۸۲ .

۱۰- وزارت آموزش و پرورش ، جغرافیای یک ، کد ۲/۲۲۵ ، ۱۳۸۴ .

 
مقدمه

مطابق یک فرضیه علمی معاصر ، سیر تکاملی نخستین میمونهای انسان نما ( اجداد انسان ) در حدود ۴ میلیون سال پیش در آفریقا آغاز گردید . سپس ، میل دگر خواهی مهاجرت این میمونهای انسان نما را به آسیا و اروپا جایی که آنها تکامل خود را ادامه دادند ، منتقل نمودند آنهایی که در آفریقا باقی ماندند به روند تکاملی خود ادامه دادند و به صورت انسانهای امروزی درآمدند و سرانجام آنها به همه نقاط جهان مهاجرت کردند و جای همه میمونهای انسان نمای اولیه را گرفتند .

حدود ۸/۱ میلیون سال پیش دسته هایی از انسان های اولیه از راه خاورمیانه و آسیای جنوب غربی به سرزمینی که امروز گرجستان است مهاجرت کردند . این انسانهای اولیه جزو اولین دوره های انسان راست قامت یا آخرین دوره ای پیش از آن یعنی انسان ماهر (ابزار ساز ) یا Homo Habilis
دسته بندی می شوند . حجم مغز انسانهای اولیه ۹۰۰ سانتی متر مکعب بود در مقابل حجم مغز انسان امروزی که به طور متوسط ۱۳۵۰ سانتی متر مکعب است .

از خصوصیات این دسته گوشتخوار بودن است . چرا که در جایی مثل آسیای مرکزی و گرجستان
نمی شود مانند آفریقای آن زمان فقط با میوه ها و دانه های گیاهی زندگی کرد . سرزمینهای آسیای مرکزی دو فصل اصلی داشته است و در دوره ای از سال میوه و گیاهان به اندازه ی کافی در دسترس نبوده است .

در جایی به نام دمانیسی میان گرجستان و ارمنستان امروزی فسیل هایی از انسانها کشف شده است که طبق نظر محققین باید جزو این دسته از انسانها باشند . خود همین کشف به تنهایی از این نظر جالب است که نشان از مهاجرت انسانهای اولیه از آفریقا به سرزمین های آسیای مرکزی و روسیه دارد . یکی از این فسیلها نشان می دهد که دندانها در سنین نوجوانی او ریخته است ولی توانسته است که سالها پس از آن زندگی کند بطوری که موقع مرگ ۴۰ ساله بوده است . نشانه ی این موضوع پوشانده شدن
سوراخ های دندان های ریخته شده بوسیله ی رشد بعدی آرواره است . خوب سوالی که حالا مطرح است اینست که در شرایطی که میوه و گیاهان در دوره ی طولانی از سال در دسترس نبوده اند و فقط با گوشت شکار می شد زندگی کرد ، این انسان چگونه توانسته است بدون دندان سالها زندگی کند ؟ نام این فسیل را پیرمرد گذاشته اند .

راه حلی که می تواند منطقی تر از بقیه باشد این است که افرادی در گروه به او کمک می کرده اند و این کمک در طول سالیان ادامه داشته است . یعنی اتفاقی نمی توانسته است باشد . این کشف کوچک نیست و نشان می دهد که پیوندهای فامیلی و قبیلگی پا به پای رشد انسانی بتدریج در حال شکل گرفتن بوده اند و تاریخی بسیار دورتر دارند . همانطور که اشاره کردم دورترین نشانه ها در انسان هموساپینس و انسان نئاندرتال دیده شده بود .

با توجه به این یافته ها می توان به این فکر کرد که انسان در تماتیش محصول یک تکامل تدریجی است و آنچه انسانیت ما نام دارد یکباره شکل نگرفته است و ریشه های انسانی ما بیشتر از آنچه به نظر می آید با طبیعت درآمیخته است .

آن زمان که انسان نبود

زمانی بسیار دراز ، پیش از آنکه آدمیزاد بر روی زمین هویدا شود ، این زمین – که دیرزمانی پس از آن زادبوم انسان می شد – مراحل بی شماری از دگرگونی را پشت سر نهاده بود ، شکل گرفتن زمین به چهار هزار و هفتصد میلیون سال پیش باز می گردد . آن زمان که توده ای از گازهای گداخته بر رویه ی سخت یکی از سیاره ها نشست و سرد شد . آن سیاره همین زمینی است که ما بر آن زیست می کنیم . به دنبال آن در درازای شصت هزار سال باران های سیل آسا بر زمین فرو ریخت که اقیانوس ها از آن به وجود آمدند . همزمان آتشفشان های بزرگ پی در پی کوه ها را به وجود آوردند و شکل آنها را پی در پی دگرگون کردند . میلیون ها سال دیگر سپری شد تا جانوران پستاندار نمودار شدند که تکامل آنها به پیدایش انسان انجامید . باورهای گونه گون درباره ی پیدایش عالم و آدم که از اسطوره ها سرچشمه می گیرند بخشی بزرگ از میراث فرهنگی بشریت اند . دانش نو با همه پیشرفتگی و دستاوردهایش آدمی را درباره ی چگونه پیدا شدن زمین و منظومه ی شمسی به یک باور همگانی ، یکدست و بی چون و چرا نمی رساند . با این حال امروزه عموماً بر این گمان اند که منظومه شمسی این گونه به وجود آمد که توده ای از گازها و غبارهای پراکنده در فضا زیر تأثیر نیروهای جاذبه رفته رفته و به آرامی بر یکدیگر انباشته و فشرده شدند . از گرمایی که از این انباشتگی و فشردگی گازها و غبارها برخاست خورشید کم نوری زاده شد که رفته رفته دایره ای از گاز و بخار پیرامون خود پراکند . این گازها و بخارها کم کم سرد شدند ، فشرده شدند تا اینکه سیارات از آنها به وجود آمدند .

همزمان ، خورشید رفته رفته کوچک تر شد ، دورتر رفت و گداخته تر شد . نزدیک به خورشید توده های گاز و بخار که سنگین تر بودند بر هم فشردند و سیارات درونی منظومه شمسی را ساختند که زمین یکی از آنهاست . دورتر از خورشید اتم های سبک تر در هم فشردند و سیارات برونی را ساختند . گمان می رود که توده ی گازی که از زمین از آن ساخته شد چهار هزار سانتی گراد گرما داشت ، کمابیش به اندازه ی گرمای خورشید ۴۷۰۰ میلیون سال پیش زمین سرد شد ، گازها به مایع بدل شدند و آنگاه در گرمای ۱۵۰۰ درجه ذرات سفت و سخت بر رویه ی زمین نمایان شدند که بر توده ی گداخته زمین شناور بودند . گرما که کاهش یافت و به درجه ۷۰۰ درجه رسید رویه ی سخت زمین ده کیلومتر کلفت شده بود . از آن پس آهنگ سرد شدن زمین کند شد . رفته رفته که گرما بیشتر کاهش یافت اینجا و آنجا باران نم نم باریدن گرفت و نم نم باران به زودی به رگبارهای تند بدل شد .

ابرهایی که بر فراز زمین آونگ بودند در ازای شصت هزار سال بر زمین باریدند و  در گودی های رویه ی زمین اقیانوس ها را به وجود آوردند  . آب باران ها که بر زمین می بارید و اقیانوس ها را می انباشت رفته رفته گرمای زمین را کاهش می داد تا سرانجام به آن درجه رسید که امروز هست ، بیست تا سی درجه سانتی گراد . بارانی که بر زمین می بارید کمابیش سه میلیارد سال پیش بند آمد اما تا آن وقت زمین هنوز برای زیستن آماده نشده بود . هوای پیرامون زمین ترکیبی بود از اکسید دو کربن ، بخار و آب ، متان و آمونیاک . پس نمی توانست تابش ماوراء بنفش را که از خورشید به زمین فرو می ریخت چاره کند . رویه ی زمین نیز هنوز به اندازه ی کافی سفت و سخت نشده بود . خمش و نرمش داشت زیرا گدازه های آتشفشانی از اندرون زمین برون می جهید و بر رویه ی زمین می پراکند . بر خاره سنگ ها که گدازه های آتشفشانی به جا نهاده بودند هنوز هیچ گیاهی نروییده و آبی که بر رویه ی زمین یافت می شد شورابی بود که در فرورفتگی ها و گودال ها انباشته شده بود . اما همین چند و چون های بی نوید هسته های زندگی را در خود می پروریدند . عناصر شیمیایی پیچیده و شگفت آوری همچون اسیدهای آمینه و اسید فورمیک در آب دریاها پیدا شدند و از آب دریاها یک محیط زیست ساختند . ( توکلی ، ۱۳۸۴: ۲۱۳-۲۱۰ )
پیدایش نخستین باره انسان

دانستن اینکه انسان برای نخستین بار کی و کجا پیدا شده است برای تاریخدان فرهنگ ، ممکن نیست ، ولی یقین هست که انسان در آخرین دوره عصر نو زیوی وجود داشته است . استخوانهایی که ایوگن دوبوا جراح هلندی در ۱۸۹۱ در ناحیه توبنال واقع در جاوه کشف کرد  – استخوانهای بخش بالایی جمجمه یک استخوان ران و دو دندان – اگر براستی استخوانهای یک موجود بوده باشد می تواند نشان از وجود انسان در روزگاری کهن باشد . این تکه های بازمانده که تاریخدانان به عنوان انسان جاوه می شناسند ، شاید کهنترین تکه های استخوان بندی انسانی است که در اختیار ماست . عموماً فرض این است که انسان جاوه در اوایل دوره پلئیستوس می زیسته است . همچنانکه نشانه های اتصال ماهیچه حکایت می کند . او با اندام راست راه می رفته است . شیارهای مغزش نشان می دهد مغز او تفاوت بسیاری با مغز انسانواره دارد باید این واقعیت را یادآور شد که هیچ ابزاری همراه با بازمانده های انسان جاوه کشف نشده است نظریه های
بی پایه و مایه درباره فرهنگ انسان جاوه باورکردنی نیست . ( لوکاس ،۱۳۷۲ : ۲۲۰ )
بشر راه رفتن روی دوپا را می آموزد .

از نخستین رویدادهائی که در حیات بشر ، پس از ترک درختان و اختیار زندگی در سطح زمین رخ داد ، این بود که راه رفتن روی دو پا را آموخت .

وقتیکه طفل شش ماهه می شود ، با چهار دست و پا شروع به خزیدن بر روی زمین می کند . در دوازده ماهگی می تواند راست بایستد و نخستین قدمها را با دو پای ناتوان و لرزان خود بردارد . با آغاز ، باصطلاح تاتی تاتی راه رفتن طفل ، همیشه این خطر برای او وجود دارد ، که با صورت به زمین بخورد . حتی هنگامیکه می خواهد طول اطاق را بسرعت بپیماید ، ترجیح می دهد که باز خزیده و با کمک دستها و پاهای خود آن فاصله را طی کند . اما سرانجام بموازات تکامل و بهبودی وضع حس تعادل و بحد کافی قدرت و نیرو گرفتن پاهایش و بتدریج بیشتر و بیشتر از پاهای خود بعنوان وسیله تغییر مکان و رفتن از جائی به جای دیگر استفاده می نماید . مع الوصف در طی زمانی نسبتا طولانی راه رفتن واقعی را فرا می گیرد .

انسان برای یادگیری عمل راه رفتن ، همان مراحلی را می پیماید که اجداد او در طول میلیون ها سال پیش برای اینسو و آنسو رفتن طی کردند . شاید کودکان بخود بگویند : چرا راه رفتن روی دو پا را یاد می گیرم ؟ اینکه کاری ناراحت کننده است ، راستی چرا خودم را اذیت می کنم ؟

جوابی که این کودکان پس از دوره ای کوتاه برای خود می یابند اینست : فایده اینگونه راه رفتن اینست که می توانم روی دو پا ، باین سو و آن سو شتافته و دستهایم نیز آزاد خواهد بود و بدینوسیله بخوبی می توانم اشیائی نظیر اسباب بازیهایم را با خود حمل کنم !

البته خود ما هنوز نمی دانیم که چرا انسان راه رفتن را شروع کرد ؟ اما چنین به نظر میرسد که آزاد بود دستها برای انسان اولیه مزیت بسیار مهمی داشته است ، چه بدان طریق قادر به حمل همه نوع وسائل ، خوراک ، اسلحه یا حتی کودکانش بوده است و بهمین علت نیز ، انسانهای اولیه توانستند ، با توجه به مشقات فراوان زندگی در چراگاههای گسترده زنده بمانند .

بنابراین بار دیگر ، طبیعت نشان داد که حیواناتی می توانند نسلی از خود بجای گذارند که قادر باشند خود را با طبیعت و شرایط زیست موجود تطبیق دهند و بازنده ماندن ، اجداد نسل های آینده خود باشند . مفهوم تکامل نیز همین است . ( ناپیر ، ۱۳۵۲ : ۱۹-۱۸ )
بشر راه استفاده کردن از دستهایش را می یابد .

کلیه میمون ها و میمون های بی دم ، هوشیارانه و در راههای مختلفی دستهای خود را بکار گمارده و از آنها استفاده می کنند . آنها می توانند قفلها را باز کرده ، چوب پنبه ها را از سر بطری ها درآورده و حتی نقاشی کنند . در واقع میمون ها بدین علت قادر به انجام این کارها میباشند که انگشت شست آنها قابلیت تحرک بسیار خوبی دارد و تقریباً در هر وضعیتی می توانند با کمک آنها به اشیاء چنگ بزنند . دلیل دیگر آنستکه میمون ها دارای دماغ و مغزی فعال می باشند . آنها با تماشای انسانی که مشغول درآوردن چوب پنبه  یک بطری است ، بطور دقیق بیرون آوردن چوب پنبه را یاد می گیرند . بحدی مغزشان کنجکاو و فعالست که هر آنچه را می آموزند خود میآزمایند . وقتیکه اجداد بیشه ها را ترک کرده و زندگی در چراگاهها را پذیرا شدند ، دستهایشان تقریباً همانند دستهای ماهر میمونهای امروزی بود . پس از گذشت بیش از میلیونها سال دستهای انسان مختصر دگرگونی پذیرفته . انگشت شست کمی درازتر و کلفت تر شده و گوشت انتهای انگشتان پهن تر گشته است .

در جریان تکامل دست بشر ، تغییر مهمی در شکل آن بوجود نیامده ، بلکه دگرگونی عمده در وظیفه آن صورت گرفته است . اگر لحظه ای تعمق کنید ، درک خواهید کرد که دست هر عملی را که مغز امر باجرای آن دهد انجام می دهد . بنابراین چون مغز تکامل یافته و هوشیار تر شده ، بالنتیجه دست نیز ماهرتر گشته است .

مهمترین گامی که در راه تکامل بشر برداشته شد ، یادگیری طرق استفاده از اشیاء نظیر سنگ ، چوب و استخوانهای دیگر حیوانات بوده است .

بشر به خوبی دریافت که می توان از این اشیاء ابزار شگفت انگیز و مفیدی ساخت ، بعنوان مثال بشر می توانست ، یک سنگ گرد را بعنوان چکش بکار گرفته ، یک قطعه چوب را بصورت بیلی درآورده و از فک گوسفند نیز بعنوان یک  اره خوب استفاده کند . حدود یک میلیون سال پیش گروهی از انسانهای اولیه بسیار باهوش ، در آفریقای جنوبی زندگی می کردند ، آنها استعداد عجیبی در ساختن ابزار مختلف از استخوانهای حیوانات و طرز استفاده از آنها داشتند. ( همان منبع قبلی : ۲۱-۲۰ )
بشر ، ابزار می سازد .

در منطقه بسیار دور افتاده ای واقع در آفریقای شرقی بنام سرنگتی Serengeti دره تنگ و درازی بطول ده میل قرار دارد که الدووای گورج Olduvai Gorge نامیده میشود ( گورج بمعنی دره تنگ است ) .

هم اکنون این منطقه بصورت یکی از معروفترین دره های جهان درآمده است . عمق این دره سیصد فوت (پا) می باشد و صخره های آن متشکل از لایه های گوناگونی است که هر یک از لایه ها ، نشانگر و نمودار نشست رسوبات آتش فشانی است که طی سالیان متمادی بر روی یکدیگر قرار گرفته اند . در سال ۱۹۵۹ در لایه تحتانی آن که نخستین ریزش ها و رسوبات آتش فشانی بود و بالنتیجه قدیمیترین آنهاست . استخوان های بدن یک نوع انسان اولیه کشف شد . این موجودات همانند پیگمی ها نسبتا کوچک اندام بودند . پیگمی ها افرادی کوتاه قد هستند که در آفریقا و گینه نو پراکنده شده اند میانگین قد پیگمی های آفریقا که نگریلو  Negrillo نامیده میشوند کمتر از ۵ فوت می باشند .

کشف اسکلت تقریبا کامل پاهای این موجودات نشان داد که آنها همانند انسانهای امروزی روی دو پا راه می رفتند . فسیل استخوانهای این انسان اولیه همراه با شواهدی که بیانگر طرز زندگی و شرایط زیست و محیط اطراف آنها بود کشف گردید . استخوانهای حیوانات کوچک و ماهیانی که این انسان اولیه بدام انداخته بود و نیز استخوانهای حیوانات بزرگی را که تصادفا آنرا یافته و برای در آوردن مغزش آنرا شکسته بود بدست آمد .

همچنین ابزار سنگی ، در آن نواحی یافت شد که نوعی تبر محسوب می شود و انسانهای الدووای بمنظور های مختلف آنرا بکار می بردند . در واقع تبرهای سنگی مکشوفه  ، مثل چاقوهای جیبی پیش آهنگان ، برای انسانهای اولیه مفید بوده است .

بسیاری از مردم بر این عقیده اند که مهمترین مرحله تکامل انسان مرحل ایست که بشر اولیه شروع بساختن ابزار از اشیایی که در پیرامون خود می یافته و از آنها استفاده های ساده ابتدایی میکرده است . زیرا این مورد نشان میدهد که انسان شروع بتفکر در مورد آینده کرده است و همین بیش نگری و تفکر است که از جمله تمایزات اساسی و مهم بین انسان و حیوانات می باشد . شواهد و مدارکی که به نام طبقات زندگی شهرت یافته و از الدووای بدست آمده نشان می دهد که انسان الدووای درین دوره در گروه های خانوادگی زندگی می کرده است . ( همان منبع قبلی : ۲۳-۲۲ )
بشر شکارچی

خوراک ، انسان اولیه الدووای ، بیشتر سبزیجات ، میوه ها و ریشه درختان بوده و علاوه بر اینها از گوشت حیوانات کوچکی نیز که می توانست بدام اندازد ، تغذیه می کرد . خوراکهای فوق تفاوت چندانی با غذای افراد قبائل پیگمی امروزی ساکن کنگو ندارد . حدود نیم میلیون سال بعد از انسانهای کوچک الدووای افریقائی که دارای ابزارهای سنگی خشن و روشهای ساده تله گذاری بودند ، انسانهای بسیار پیشرفته تری بظهور رسیدند که شکارچی حیوانات بزرگ محسوب میشوند . اکتشافات و آثار مربوط به نخستین شکارچیان حیوانات بزرگ در جاوه واقع در هند شرقی و جزائر سند بدست آمده است ، بعدها نیز سنگواره بازمانده های این نژاد انسانی در چین ، اروپا ، آفریقای شمالی ، آفریقای شرقی و جنوبی کشف شد . چنانچه ملاحظه می کنید ، در آن عصر بشر در نواحی مختلف جهان که محل سکنی بشر امروزی است پراکنده شده بود .

بسیاری از مناطقی که انسان جاوه ای و اخلاف آن ، در آن نواحی کشف کرده اند ، دارای زمستانهای بسیار سرد بوده است . بالنتیجه دو مرحله مهم از تکامل انسان ، ( که او را قادر بزیست در آب و هوای بسیار سرد نمود ) در این دوره صورت گرفت .

یکی از این عوامل ، پیدایش آتش و استفاده از آن برای گرم نگهداشتن خود و ترسانیدن و گریزاندن حیوانات وحشی و درنده بوده و دیگری پرداختن بشکار ، بمنظور تهیه گوشت برای دوران طولانی زمستانها
( که در این فصل میوه و حبوبات نیز کمیاب می شد ) بوده است و بدین ترتیب توانستند ، نسل خود را حفظ کرده و زنده بمانند .

در صفحه مقابل صحنه ای از شکار نقاشی شد است . احتمالا انسانهائی که در شکار شرکت می کردند از چندین قبیله و گروههای خانوادگی مختلف بودند . باین علت آنها گرد هم جمع شده و بشکار دسته جمعی می پرداختند که تنها بدان طریق امکان بدام انداختن و فائق آمدن بر حیوانات عظیم الجثه وجود داشته است. شکار حیوانات بزرگ ، نسل انسان را در راه تکامل مرحله دیگری نیز رهنمون شد . زیرا بدینوسیله به ارزش کار جمعی و همکاری همگانی پی برد . گروههای کوچک انسانها بیکدیگر پیوسته و بجای جنگ با یکدیگر به کمک و یاری هم همت گماشتند . لذا تعاون و همکاری های ابتدائی بمنظور شکار دسته جمعی ، موجب پیدایش جوامع امروزی شد . ( همان منبع قبلی : ۲۵-۲۴ )
جمع آوری غذا

مهم ترین مشکل انسان نخستین ، فراهم کردن غذا بود . او از صبح تا شب در جنگلها به جست و جوی غذا می پرداخت و غذای خود را از میوه ی درختان ، ریشه و برگ گیاهان و تخم پرندگان به دست می آورد . جمع آوری غذا کار سختی بود . زیرا بعضی روزها از صبح تا شب سپری می شد و او چیزی برای خوردن پیدا نمی کرد . شب ها هم برای در امان ماندن از حمله ی حیوانات ، بالای درختان می خوابید .

خداوند به انسان در مقایسه با بقیه ی جانوران دو نعمت بزرگ عطا کرده است یکی نیروی عقل و دیگری دست های توانا . انسان نخستین به تدریج یاد گرفت که به کمک دست های خود ، ابزار بسازد . اولین ابزارهای او پیش تر سنگی بودند . در ابتدا از سنگ ، شاخه ی درختان و استخوان حیوانات برای کندن زمین و پیدا کردن ریشه ی گیاهان و سوراخ کردن پوست برای تهیه ی لباس استفاده می کرد . با گذشت زمان ، انسان ابزارهای بهتر و جدیدتری ساخت . برای مثال با بستن یک دسته ی چوبی به یک سنگ لبه تیز ، تبر ساخت یا با بستن یک سنگ نوک تیز به یک قطعه چوب نیزه درست کرد . او با استفاده از این ابزارها توانست بهتر از گذشته حیوانات را شکار کند .
کشف آتش

در ابتدا ، انسان ها از آتشی که در اثر رعد و برق به وجود آمد ، می ترسیدند و فرار می کردند . اما بعدها کم کم به آن نزدیک شدند . آنها پس از مدتی پی بردند که با به هم زدن بعضی سنگ ها می توانند آتش درست کنند . از آن پس از آتش برای گرم کردن خود ، روشنایی و پختن گوشت استفاده کردند . مدتی بعد از کشف آتش ، انسان توانست از آن برای ساختن ظروف سفالی ( پختن ظروف گلی ) استفاده کند . ( وزارت آموزش و پرورش ، ۱۳۸۲ : ۷۳-۷۱ )
دوره اسکان بشر در غار

انسان غار نشین در این دوره برای تهیه خوراک خود به شکار می پرداخت و برای این منظور حیله را بیش از اعمال قدرت بکار می برد . وی به طرز استعمال چکش سنگی ، تبر دستی ، تبری که به چوبدستی شکافدار متصل بود ، آشنایی داشت . انسان در آن موقع یک نوع ظرف سفالین نا هموار را که بطور ناقص پخته بود بکار می برد و در پایان دوره سکونت در غار این ظروف از فرط دود خوردگی به رنگ سیاه سیر درآمده بود . در این جامعه بدوی وظیفه مخصوصی به عهده زن گذاشته شده بود . وی گذشته از آنکه نگهبان آتش و شاید اختراع کننده و سازنده ظروف سفالین بود ، می بایست چوبدستی به دست گرفته در کوهها به جستجوی ریشه های خوردنی نباتات یا جمع آوری میوه های وحشی بپردازد . شناسایی گیاهان و فصل روییدن آنها و دانه هایی که می آوردند مولود مشاهدات طولانی و مداوم بود و او را به آزمایش کشت و ورز هدایت می کرد . نخستین مساعی وی در باب کشاورزی در زمینهای رسوبی انجام گرفت و در همان حالکه مرد اندک پیشرفتی کرده بود ، زن با کشاورزی ابتدایی خود در دوره نئولیتیک اسکان در غار ابداعات بسیاری کرد . در نتیجه می بایست عدم تعادلی بین وظایف زن و مرد ایجاد شود و شاهد همین امر اساس بعضی جوامع اولیه که زن در آنها بر مرد تفوق یافته بوده است .در چنین جوامعی و همچنین در جوامعی که تعدد شوهران برای زن معمول است ، زن کارهای قبیله را اداره می کند و به مقام روحانیت می رسد و در عین حال زنجیر اتصال خانواده بوسیله سلسله زنان صورت می گیرد؛چه زن ، ناقل خون قبیله به خالص ترین شکل خود بشمار می رود . این طرز اولویت زن یکی از امور مختص ساکنان اصلی نجد ایران بوده و بعدها در آداب آریاییان فاتح وارد شده است . (مهرآبادی،۱۳۸۰: ۴۴-۳۴ )

در این قسمت به ذکر غارهایی در ایران پرداخته می شود که توسط باستانشناسان مورد بررسی هایی پیش از تاریخی قرار گرفته اند . تاریخ تخمین زده شده برای این غارها حدود ۷۵۰۰ سال ق.م تا اوخر هزاره دوم ق.م می باشد .
غارهای کمربند ، هوئو و همجوار آن در مازندران :

 در سالهای ۱۹۴۹ و ۱۹۵۱ کارلتون .س. کون از دانشگاه فیلادلفیا به مطالعه دقیق دوران پیش از تاریخ در غارهای فوق پرداخت . الف – غار کمربند در نزدیکی بهشهر واقع است . در کاوشهای سال ۱۹۴۹ در این غار ۶ طبقه تشخیص داده شد که روی هم قرار داشت و مجموع این ۶ طبقه به ۲۸ قشر ۲۰ سانتیمتری تقسیم شد . این طبقات از نظر تاریخ میان دورانهای مزولیتیک و نئولیتیک واقع شده بود :
۱- طبقه بالا شامل آثار دوران نئولیتیک تا عصر حاضر بود . ۲- طبقه زیرین شامل سفالهای دوران نئولیتیک قدیم بود . ۳- طبقه سوم هیچ شباهتی به طبقه دوم از حیث آثار باستانی نداشت و در آن اثری از سفال بدست نیامد و نیز نشانه ای از کارهای زراعتی در آن دیده نمی شد . این دوره در عصر لئولیتیک پیش از سفال قرار دارد . ۴- طبقه چهارم شامل آثار پالئوتیک جدید یا دوران مزولیتیک بود ( مثلاً چاقوهای کوچک از سنگ چخماق سیاه ) ، ضمناً استخوانهایی شبیه به استخوانهای آهوهای پیش از تاریخی معروف به لاگاز لاسوب گوتروزا در آن طبقه دیده می شد . ۵- در این طبقه اشیایی شبیه به اشیاء طبقه چهارم پیدا شد . بعلاوه در آن تیغه هایی از سنگ چخماق و قطعاتی از سگ دریایی نیز دیده شد . ۶- طبقه آخر شامل خاک رس و شن و ماسه بود که در روی قشر های آب زیر زمینی قرار داشت . کاوشهایی که در سال ۱۹۵۱ در این ناحیه به عمل آمد ، نتایج پیدایشهای سال ۱۹۴۹ را تائید کرد . کارلتون کون پس از اینکه تحقیقات متخصصان مختلف را دقیقاً بازرسی کرده به این نتیجه رسیده که در دوره مزولیتیک جدید ، ساکنان غار  کمربند زندگی خود را با شکار خصوصاً شکار آهو یا بز کوهی و گوسفند و بز وحشی می گذرانده اند . این دو حیوان اخیر را در همان زمان تدریجاً اهلی کرده اند و در خدمت خود قرار دادند . در دوره نئولیتیک قدیم ، ساکنان غار مزبور اوقات خود را مصروف تربیت حیوانات اهلی می نمودند و گله های بز و گوسفند خود را به چراگاه می بردند . در دوران نئولیتیک جدید غارنشینان مزبور به کار زراعت پرداختند . در همان زمان نیز مردم نامبرده با هنر بافتنی و کوزه گری آشنایی پیدا کردند . از آن پس پشم و شیر بز مورد استفاده آنها قرار گرفت . کمی بعد خوک و بز کوهی نیز اهلی شد . بنابراین زراعت و اهلی شدن حیوانات در این ناحیه را می توان در آغاز هزاره چهارم ق. م قرار داد . ب – غار هوتو نزدیک تریجان واقع است . آزمایشهایی که با روش کربن ۱۴ به عمل آمد ، نشان داد که طبقات نئولیتیک غار هوتو متعلق به حدود ۶۰۰۰ ق.م بوده است و آثار طبقات مزولیتیک در آن ناحیه میان ۶۰۰۰ و ۸۰۰۰ سال ق.م  واقع شده است . باقیمانده های استخوانهایی نیز بدست آمد که یکی از آنها جمجمه یک دختر ۱۲ ساله از نوع معروف به انسان نئاندرتال بود . نمونه هایی از غلات و یک چنگال از جنس شاخ حیوان که از عهد نئولیتیک قدیم بود ، در این طبقه دیده شد . بطور کلی در این غار آثار تمدن دوران آهن و برنز و تمدن دورانهای کالکولیتیک و نئولیتیک سفال موجود است . ج – غار همجوار غار هوتو : در سال ۱۹۵۱ در این غار کاوشهایی به عمل آمد . ابتدا گودالی به عرض ۳ متر و طول ۵ متر و عمق ۲۵/۷ متر کنده شد . در عمیق ترین نقطه این گودال به سنگریزه های هعهد یخچالها برخوردند . این گودال را گودال A نامیدند و در آن تعداد زیادی طبقات از عهد آهن تا دوران نئولیتیک دیده شد و در قسمت پایین آن آثار دوران پالئولیتیک نیز به چشم می خورد . برای تحقیق بیشتر کاوش کنندگان یک گودال فرعی در میان طبقات دوران یخ بندان به عرض و طول ۲ متر در ۲ متر کندند و در آن چهار قشر متمایز را مشخص نمودند که شامل سنگ ریزه های سیاه بود در فاصله هر یک از این قشرها ماسه و لای قرار داشت . زیر این طبقات که از دوران یخچالها بود ، قشر دیگری از ماسه دیده شد و بالاخره کمی پایین تر به قشری از سنگ ریزه قرمز رنگ مخلوط با ماسه و خاک رس برخورد کردند . در این قشر ها اشیایی از سنگ چخماق بدست آمد که متعلق به دوران پالئولیتیک بود . در قشر چهارم در این طبقه و در زیر قشر سنگ ریزه ها سه اسکلت انسان پیدا شد که احتمالاً در حدود ۷۵۰۰ سال ق.م در این منطقه زندگی می کرده اند .

در کنار غارهای ذکر شده در فوق ، کارلتون کون غارهای علی تپه ، رستم قلعه و کلَّره ( نزدیک رستم قلعه ) ، بیستون ، تَمَتا و خونیک را نیز مورد بررسیهای پیش از تاریخی قرار داد .
۲- غار تنگ پَبدَه در کوههای بختیاری :

ر . گریشمن در سال ۱۹۴۹ این غار را که در شمال شرقی شوشتر و در کوههای بختیاری بود کشف کرد . این غار از زمان نئولیتیک تشخیص داده شده و تمدن آن همزمان با تمدن طبقه اول سیلک می باشد . از سه طبقه این غار اشیا متعدد از سنگ و استخوان و تعداد زیادی قطعات سفال بدست آمد .
۳- غارهای دره خرم آباد لرستان :

اکتشافات مزبور توسط ف . هول صورت گرفت . دره خرم آباد به طول ۵/۱ کیلومتر و عرض ۱۰ کیلومتر بین کوههای آهکی که به موازات هم کشیده شده ، در ارتفاع ۱۱۷۰ متری از سطح دریا واقع شده است . کوههای اطراف به صورت یک منبع ذخیره آب درآمده و در نتیجه بر خلاف سایر دره های لرستان ، دره خرم آباد دارای چشمه های آب خنک و تعدادی غار می باشد . هول ۱۷ محل اقامتگاههای انسانی دوره پالئولیتیک را این دره یافت . ۵ غار از این غارها یا مورد آزمایش قرار گرفتند و یا اینکه کاملاً حفاری شدند . متجاوز از ۹۰۰۰ ابزار سنگی جخماقی دستکاری شده و ۶۰۰۰ تکه استخوان حیوانات قابل تشخیص بدست آمد . هول تاریخ این آثار را احتمالاً مربوط به اواخر دوره موستری و آنها را حاکی از سکونت دامنه دار و مداومی در زاگرس می داند . از مشخصات این دوره وجود سر نیزه های مثلثی شکل و تیغه های جانبی می باشد که تقریباً تعدادشان سه برابر سر نیزه ها می باشد . مته و قلمهای حکاکی ساده ای با تعداد نسبتاً کم مشاهده شده اند .
۴- غارهای هیوِ در استان مرکزی :

در استان مرکزی ، در حدود ۸ کیلومتر بعد از هشتگرد به طرف قزوین و کنار جاده کارخانه سیمان آبیک ، یک جاده شوسه به طول ۴ کیلومتر به طرف کوهی که غارها در دامنه آن قرار دارند ، امتداد یافته است . در آنجا ۳ سغار به فاصله تقریباً ۱۵ متر از یکدیگر قرار دارند . یحیی کوثری باستانشناس ایرانی در سال ۵۴-۱۳۵۳ در این ناحیه بررسی هایی به عمل آورد و آنها را مربوط به دوران پارینه سنگی دانست .
( مهرآبادی ، ۱۳۸۰ : ۳۸-۳۴ )
دوره اسکان بشر در دشت

در هزاره قرن پنجم ق.م خشک شدن روز افزون دره ها که معلول پیشرفت دوره بی آبی بود موجب تغییراتی ژرف در شرایط زندگانی انسان گردید . دریاچه عظیم مرکزی کوچک شد و سواحل آن – که روها در آن ذخیره ای از لای حاصلخیز به جا گذاشته بودند – از مراتع و مرغزارهای وافر پوشیده گردید . جانورانی که در کوهها می زیستند ، به سمت چمنزارهایی که تازه پدید آمده بود ، فرود آمدند و انسان که به وسیله شکار زیست می کرد ، آنها را تعقیب کرد و در دشت اقامت گزید .

۱- تپه سیَلک کاشان : قدیمی ترین محل سکونت بشر که در دشت شناخته شده می باشد علایم سکونت اولیه انسان در این موضع در پای تپه ای مصنوعی درست بر فراز خاک بکر یافت شده است . الف – عهد اول سیلک : در این عهد که مربوط به هزاره پنجم ق.م می باشد ، انسان هنوز طرز ساختن خانه را نمی دانست و در زیر آلونکهایی که از شاخسار درختان درست شده بود خود را محافظت می کرد . سپس به زودی چینه های مخروبه محقری بر سر بقایای مساکن پیشین ساخته شد . وی همچنانکه به شکار خود ادامه می داد ، فعالیتهای فلاحتی را توسعه می بخشید و به ذخیره کردن آذوقه می پرداخت . استخوان گاو و گوسفند اهلی در بقایای این عهد پیدا شده است . علاوه بر ظروف سفالین و سیاه و دود زده که در غارها با دست و بدون چرخ ساخته می شد ، یک نوع ظروف تازه قرمز هم پیدا شده که در کوره های بسیار ابتدایی می پخته اند و عوارض این پخت و پز ، قطعات سیاه رنگی بر سطح آنها به جا گذاشته است . در این زمان نخستین پیشرفت در فن کوزه گری صورت گرفت و آن پیدایش ظروف منقوش بود . در اواخر این عهد نخستین اشیای کوچک مسین که هنوز چکش کاری می شد ظهور نمود . این انسان تازه دریافته بود که مس ، نرم و قابل تورق است . اما هنوز طرز ذوب کردن آن را نمی دانست. ب – عهد دوم سیلک : این مرحله در هزاره چهارم ق.م عبارت از دوره ای است که اندکی پیشرفته بود . بقایای این عهد بر روی آثار مربوط به نخستین دوره سکونت بشر در دشت اندوخته شده است .

در این دوره خانه وسیعتر گردید و دارای درهایی شد که محل نصب آنها اکنون مشهود است . چینه جای خود را به خشت گلی که تازه اختراع شده بود داد . اما در این عهد ، خشت فقط کلوخه ای از خاک بود که آن را در کف دست با خشونت درست کرده ، در آفتاب خشک می کردند . گودیهای داخل آن که به وسیله انگشت ابهام ایجاد می شد ، خود موجب اتصال ملاط می گردید . در زیر خاک کوفته ، نزدیک اجاق در جایی گود که مختص جام و کاسه بود و در عمقی قریب به ۱۵ یا ۲۰ سانتیمتر میت را به طرز خمیده و منحنی دفن می کردند . در این دوره یک نوع ظروف دیگر در جوار مصنوعات قدیم به ظهور رسید که کوچکتر از آنها بود ولی با دقت بیشتری ساخته و به طرز بهتری در کوره اصلاح شده ای پخته می شد . پیدایش این ظروف نشانه اختراع چرخ است که عبارت از یک تخته ساده باریک بود که روی زمین قرار می گرفت و شخصی آن را می چرخانید . فلز بتدریج برای ساختن ابزار مورد استفاده قرار گرفت و سنگ نیز ارزش اولی خود را حفظ کرد . مس را هنوز چکش کاری می کردند ولی ذوب نمی کردند و آن را برای درفشهای کوچک یا سنجاق بکار می بردند . علاوه بر استخوانهای حیوانات اهلی مربوط به عهد قبل استخوانهای نوعی از سگ تازی و اسبی از نوع پرزوالسکی نیز بدست آمده است . استخدام این چهارپایان مساله مسافرت و حمل و نقل را حل کرد و از سوی دیگر کشت مزارع را تسهیل نمود . دهکده به سرعت ترقی کرد . بشر که خیش را از سابق استعمال می کرد ، با توسعه فعالیت وی در رشته کشاورزی بر آن شد که بیش از پیش طرز کار کردن اجتماعی را بپذیرد و از مدد همسایگان خود در ساختمان خانه ، هموار کردن زمین و آبیاری استفاده کند . زن ، خود را با باغ مشغول می داشت . غذا تهیه می کرد و هنوز به ساختن ظروف سفالی نیز می پرداخت . اما صنعت مذکور در این عهد به دست پیشه ورانی افتاد که هنوز چرخ کوزه سازی را بکار می بردند . در این زمان تجارت توسعه یافت و مبادلات متداول می گردید . جو و گندم که بومی ایران است ، از ایران هم به مصر و هم به اروپا وارد می گردید . ارزن که اصل آن از هند بود به ایتالیا فرستاده می شد و برعکس جو دوسر و خشخاش اروپا در آسیا رواج داشت و حتی به چین هم می رسید . ج – عهد سوم سیلک : این دوره نیز در هزاره چهارم ق. م بوده است . در این زمان در معماری ماده جدید ظهور کرد . بدین معنی که آجر بیضوی شکل متروک گردید و بجای آن آجر صاف و مستطیل که با خاک نرم ساخته می شد و هنوز هم مورد استعمال است ، به کار برده شد . محله های دهکده که کوچه های تنگ و پیچاپیچ آنها را قطع می کرد ، به وسیله مرزها از یکدیگر مجزا می گردید . دیوارهای خارجی خانه ها برای کسب نور و سایه دارای فرورفتگیها و برجستگیها بود و پی آنها گاهی بر سنگهای خشک نهاده می شد . درها همچنان پست و تنگ بود و ارتفاع آنها معمولاً از ۸۰ و ۹۰ سانتیمتر تجاوز نمی کرد . پنجره نیز متداول بود و عموماً به طرف کوچه باز می شد . قطعات سفالی بزرگ که در دیوار کار می گذاشتند ، خانه را از رطوبت حفظ می کرد . تزیین داخلی همچنان با رنگ قرمز صورت می گرفت اما رنگ سفید هم در این عهد پدید آمد . مرده را هنوز در کف خانه دفن می کردند و همراه میت مقدار بسیاری لوازم در قبر می نهادند . در این دوره پیشرفت قطعی ای که ما هنوز از فواید آن برخورداریم در صنعت کوزه گری ایجاد شد و آن اختراع چرخ و کوره آجرپزی با ضمائم آن بود . صنعت فلزکاری نیز به ترقی خود ادامه داد . مس را ذوب و ریخته گری می کردند و شماره و تنوع اشیاء بیش از پیش بود . اما ابزار سنگی همچنان مورد استعمال و استفاده عموم بود و بتدریج جای خود را به تبر هموار مسی و کج بیل دارای ثقبه اتصال داد . دشنه ها و چاقوهای مسین در خانه های متعلق به این دوره یافته شده است . پیشه ور به ساختن لوازم آرایش آغاز کرده بود ، از قبیل آیینه و سنجاقهای بزرگ با سر نیمکره شکل . جواهر بیش از پیش تنوع یافت و از حیث مواد غنی تر شد . برای تشخیص مالکیت ، مُهر را استعمال می کردند : روی کلوخه ای از گل رس علامت گذاری می شد و آن را در دهانه خمره جا می دادند و یا به طنابی می بستند . در ابتدا تزیینات هندسی قاعده اصلی بود ، اما بزودی تجسم اشکال انسان ، نباتات و برخی علایم ه بدون شک از تزیینات ظروف سفالین الهام گرفته بود و شاید مانند همان تزیینات مفهوم تحریر را داشت ، معمول گردید . جامعه با آنکه از لحاظ خانواده بیش از پیش توسعه یافته بود ، قرنها در مرحله ماقبل تاریخی باقی ماند .

۲- خوزستان : دشت رسوبی خوزستان از دورانهایی بس قدیم در حدود ۱۰۰۰۰ سال ق.م مورد سکونت اقوام پیش از بوده است . این اقوام پیش از تاریخ در این دشت ، تمدنی را بوجود آوردند که از مشخصات آن نوعی سفال نخودی رنگ ظریف و زیبا بود و به همین لحاظ در باستانشناسی به نام تمدن سفال نخودی رنگ شناخته شده و نامگذاری گردیده است . سفال نخودی رنگ این تمدن همراه با خصوصیات دیگر آن در منطقه وسیعی گسترش یافت و به نقاط مجاور و نواحی اطراف این تمدن راه یافت . این تمدن سفال نخودی رنگ به تدریج به مراحل کمال رسیده و در این هنگام مرکز آن یعنی شهر شوش ، دوران و مرحله یک اجتماع کشاورزی را پشت سر گذارده و در حدود اواخر هزاره پنجم ق.م به مرحله دوران شهرنشینی رسید . نفوذ این تمدن که در زمینه شهرنشینی و صنایع پیشرفت قابل توجهی نموده بود ، بتدریج به مناطق همسایه و همجوار سرایت کرد و آنها را تحت تاثیر خود قرار داد . آثار و بقایای سفال منقوش و مشخص آن که به نام سفال نخودی مشهور است  ، در منطقه وسیعی از شرق دریای مدیترانه تا دره رود سند ، در حفاریهای باستانشناسی در مناطق باستانی آشکار گردیده است . پیشرفت صنایع به همراه وضع پیشرفته و شکوفای اقتصادی اقوام مسکون در دشت شوش را بدانجا رسانید که ساختمانهای عظیم عام المنفعه احداث کردند و مبادلات تجارتی که در این هنگام در این شهر و نواحی مجاور آن انجام می گردید ، بتدریج ضرورت ثبت و ضبط این مبادلات را ایجاب نموده و راهگشای علائم ابتدایی بدین منظور گردید و به زودی به مرحله نحوه کتابت خطوط تصویری و ابتدایی – که بهترین وسیله ثبت و ضبط این مبادلات بودند منجر گردید . بتدریج اقوام پیش از تاریخ دشت شوش ، مراحل ابتدایی خطوط تصویری را پشت سر گذارده و در حدود اواسط هزاره چهارم ق.م این اجتماع وارد دوران تاریخی گردید . (مهرآبادی ،۱۳۸۰ : ۴۰-۳۸ )

  • بازدید : 261 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با نگاهي به موضوع مورد بررسي و با توجه به پژوهشها و بررسيهايي تا به اميرو انجام گرفته و به ثبت رسيده است احتمالاً ممكن است تفاوت ميان افراد از لحاظ هوش هيجاني با سلاما رواني آنها به بساري از مسائل كه در اينجا گنجانيده . نمي شود پرداخته شده باشد . در اين پژهش ما به دنبال مسائلي از لين قبيلي هستيم كه :
با شناخت از هوش هيجاني مي توان سلامت عمومي را در افراد پيش بيني كرد .
با بررسيهاي انجام شده مي توان در نظر داد كه كدام يك از مؤلفه هاي سلامت عمومي مي تواند بيشتر در هوش هيجاني تأثير داشته باشد و در جهت رفع يك تلاش نمود 
هدف اصلي اين پژوهش بررسي رابطه هوش هيجاني با مؤلفه هاي جسماني بايد كاركردي اجتماعي ، افسردگي شديد ، اضطراب و در كل سلامت عمومي باشد شناساندن يك مسئله كه چطور هوش هيجاني در سلامت عمومي فرد مي تواند تأثير گذار باشد و با در نظر گرفتن اينكه خانواده ها با كلامشان و عملكردشان مي توانند كودك را در جهت شناخت خود و رفتارش و در عين حال شناخت ديگران نقش داشته باشند و با توجه به اينكه هوش هيجاني زير مجموعه اي از هوش اجتماعي است و مي تواند فرد را در جهت سازگاري با جامعه همراه نمايد .

۴- امكان بررسي موضوع اهميت آن از لحاظ علمي و نظري :
عوامل متعددي در سازگاري و رضايت از زندگي دخيل مي باشند كه مي توان هوش هيجاني را در اينجا نام برد كه در جهت سازگاري و بهداشت رواني هر چه بيشتر افراد تأثير گذار مي باشند .
هوش هيجاني نيز مانند هوش غير شناختي دشوار است هوش هيجاني نوع ديگري اسز هوش است كه مشتمل بر شناخت احساسات خويشتن و استفاده از آن براي اتخاذ تصميم هاي مناسب در زندگي است . توانايي مطلوب خلق و خو وضع رواني و كنترل تكانش هاست عاملي است كه به شكست ناشي  از دست نيافتن به هدف و شخص ايجاد انگيزه اميد مي كند ( دانيل گلمن ۱۳۸۸ ، ص ۱۸ ) در واقع باعث مي شود كه فرد همدلي و هم حسي را لمس نمايد .
گلمن ضمن مهم شمردن هوش غير شناختي و هيجاني مي گويد هوش بهر در بهترين حالت خود تنها عامل ۲۰ درصد از موفقيت هاي زندگي است و ۸۰ درصد موقعيت ها به عوامل ديگر دابسته است و سرنوشت افراد در بساري از موارد در گروه مهارت هايي از هوشهايي ديگر از قبيل هوش هيجاني را تشكيل مي دهد .
با توجه به اينكه سلامت عمومي در سازگارتري بهتر فرد با محيط پيرامون خود از مسائل اصلي جامعه مي باشد مي توان انتظار داشت كه هوش هيجاني مي تواند چقدر در تأثير گذاري فرد در سازگاري هر چه بيشتر او با اجتماع خود نقش آفرين باشد و او در جهت كمال و موفقيت روز افزون ياري نمايد .

۵- سوالهاي پژوهش : 
ساختار جامعه بر پاية سلامت عمومي جامعه استوار است .
در اين پژوهش سوالهايي از اين فبيل مطرح مي شود .
آيا هوش هيجاني با مؤلفه بدني سازي رابطة معناداري دارد .
آيا هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معناداري دارد .
آيا هوش هيجان با مؤلفه بدكاركردي اجتماعي رابطة معنا داري دارد .
 
آيا هوش هيجاني با مؤلفة افسردگي و خيم رابطة معنا داري دارد .
آيا هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معنا داري دارد .

۶- فرضيه هاي تحقيق :‌
با توجه به سؤالهايي كه مطرح شد فرضيه هاي زير تدوين شده است .
هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معناداري دارد . 
هوش هيجاني با مؤلفه بدن سازي رابطة معناداري دارد .
هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معنا داراي دارد .
هوش هيجاني با مؤلفه بدكاري اجتماعي رابطة معنا داري دارد . 
هوش هيجاني با مؤلفه افسردگي و خيم رابطه معنا داري دارد .

۷- متغير پژوهش و تعريف عملياتي و اطلاعاتي : 
۶-۷-۱- متغير پيش بيني كننده :‌
متغيري است كه تغيير آم در دست پژوهشگر است كه به آن متغير مستقل نيز مي گويند . متغير پيش بيني كننده ( مستقل) در اين پژوهش ميزان هوش هيجاني مي باشد.


۷-۲- متغير پيش بيني شونده :
متغيري است كه تحت تأثير متغير پيش بيني كننده (مستقل) مقدارش فرق مي كند و در اين پژوهش ميزان متغير پيش بيني شونده وابسته ، است (دلاور ، ۱۳۷۴ ، ص ۴۹ ) سلامت رواني همراه مؤلفه هايش .
متغير وابستة رفتاري را كه مي خواهد اثر متغير مستقل را بر روي آن مورد مطالعه قرار دهد مشخص مي كند لذا افراديكه در پرسشنامه آزمون هوش هيجاني نيمرة بالايي را كيب كند از سلامت رواني بالايي برخوردار است . (مفلامري ، ۱۳۷۹) 

۷-۳- هوش هيجاني :
با توانايي درك خود و ديگرا يعني شناخت هرچه بيشتر احساسات ، عواطف خويش و ارتباط سازگاري قفرد با مرد و محيط پيوند دارد . (گلكن ، ۱۳۸۰)

۷-۴- هيجان :
پاسخ به بلافاطلة ارگانيسم با توجه به درجة جذابيت يك موقعيت خاص ( واكمير ، ۱۹۹۰ ، ص ۲۹ )


۷-۵- سلامت رواني :
سازمان جهاني بهداشت ، بهداشت رواني را چنين تعريف مي كند بهداشت رواني در درون مفهوم كلي بهداشت جاي ميگيرد و بهداشت يعني توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي ، رواني جسمي ، شخصي كه از بهداشت رواني برخوردار است مي‌توان شمار صفهاي خود را با دنيايي بيرون و درون حل كند . اگر شخص توان انجام دادن سازگاري با محيط را نداشته باشد تعارض هاي او به صورت نوروز نشان مي دهد و به شخص نوروتيك تبديل مي شود .

۷-۶- علائم جسماني : 
تعريف نظري :
علائم جسماني نشانه هايي بيمارگونه حاكي از يك بيماري جسماني هستند . كه ممكن است در اثر مصرف دارو و يك بيماري جسماني با يك اختلال رواني ظاهر شوند . (كاپلان و سادوك ، ۱۹۹۳ ، ص ۹۵ )
 
تعريف عمليات : 
علائم جسماني ، نمراتي است كه پرشهاي هفت گانه مقياس   در فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد و ميزان علائم كه هر آزمودني از خود نشان مي دهد ميزان نمره اي است كه از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .

۷-۷- اضطراب و اختلال در خواب :
تعريف نظري :
اضطراب ، احساس دلواپسي ، به علامت انتظار نظري است كه ممكن است دروني يا بيروني باشد .
بي خوابي يا اختلال در خواب فقدان يا كاهش توانايي به خواب رفتن است كه به سه كل بي خوابي اول شب ، وسط شب و آخر شب ظاهر مي شود كه غالباً با يك اختلال نظير اضطراب و افسردگي ،  يك علت عضوي معلوم يا مصرف مواد مربوط مي شود . (كاپلان و سادوك ، ۱۹۹۴ )

تعريف عملياتي :
اضطراب و بي خوابي نمراتي است كه از پرسشنامه هاي هفت گانه مقياس   از فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان برخورد داري هر آزمودني از آن ميزان نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
۸-۷- اختلال در كنش اجتماعي :
تعريف نظري :
كنش اجتماعي در فرهنگ علوم رفتاري به صورت زير تعريف هر عنل طبيعي يا مصنوعي كه آثار اجتماعي توليد مي كند اين اصلاح در برنامه نحصيلي براي ااشاره به جنبه فعاليتهاي عمومي مربوز به زندگي گروهي در تمام فرهنگها بكار مي رود ( شعاري نژاد ، ۱۳۶۴ ، ص ۳۰ )
تعريف زير از كنش اجتماعي ، مجموعه عملياتي است كه از طريق آن پاكي از اشكال ساخته يافته اجتماعي تجلي مي نمايد نقش است كه يك عضو و يا جزء از حيات اجتماعي در درون ساخت جزيي يا كلي ايفا مي كند تمامي جلوه هاي عيني و قابل مشاهده كه موجبات انطباق و سازگاري يك نظام خاص اجتماعي را فراهم مي آورد و بر همين اساس اختلال در كنش اجتماعي يا كنش اجتماعي نا مطلوب هر جلوه عيني يا قابل مشاهده است كه اين سازگاري نظام را كاهش ميدهد .
 
تعريف عملياتي :
اختلال در كنش اجتماعي ، نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس از فرو ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان آن در هر ازمودني ، ميزان نمراه ايت كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
۹-۷- افسردگي شديد يا اساسي :
تعريف نظري :
اين اصلاح بسيار وسيع و تا حدودي مبهمي است براي شخص عادي  حالتي مشخص يا غمگين و گرفتگي و بي حوصلگي است و براي پزشك گروه وسيعي از  اختلالات خلقه يا زير شاخه هاي متعدد را تداعي مي كند .
خصووصياتاصلي حالات افسردگي كاهش عميق ميل به فعاليتهاي لذا بخش روز مره مثل معاشرت ، تفريح ، ورزش ؟ روابط جنسي است .اين ناتواني براي كسب لذت حالتي ناقد و پايا دارد . به طور كلي ، شدن افسردگي بستگي به تعاد علايم و درجة متعدد آن دارد و خفيف ترين شكل ممكن است فقط محدودي از علايم اصلي وجود داشته باشد . مهمترين علامت افسردگي همين ناتواني در كسب لذت در چيزهايي است كه قبلاً لذت بخش بوده است و غمگيني يكي از خصوصيات افسردگي است لذا در تمام انواع جزيي از علائم بيماري نيست . بيمار ممكن است بجاي غمگيني از گيچي و اضطراب و عدم تمركز فكري شكايت داشته باشد احساس درماندگي ، ميل به خود سلامت گري ، كاهش اعتماد به نفس از شايع ترين علائم افسردگي است ( پورافكاري ، ۱۳۷۳ )
در افسردگي اساسي بيمار ممكن است رابطة خود را با واقعيت از دست بدهد ، دچار هذيان شود و چه بسا دست به خودكشي بزند غالباً گفته مي شود كه چنين فردي پسيكوتيك است . ( وهاب زاده ، ۱۳۷۳ ، )
تعريف عملياتي :
افسردگي اساسي نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس   از فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه يلامت عمومي بدست مي آيد و شدت آن در هر آزمودني نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
چكيده فصل :
در اين فصل موضوع تحقيق عبارتست از رابطة هوش جرياني با سلامت رواني كه از جهت ابعاد هدف و اهميت آن از لحاظ علمي و نظري مورد بحث قرار گرفت موضوع تحقيق از نظر شناخت آگاهي از وجود هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد .هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد . هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش و هيجان در افراط و رابطة آن با سلامت رواني و مؤلفه هاي آن مي باشد در پايان فصل تعاريف عملياتي و اصطلاحي متغير هاي مستقل و وابسته ارائه شده است .
 
  • بازدید : 105 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

صورت مسأله : [تهيه صورت جريان هاي نقدي – روش مستقيم (اهداف ۲ و ۳)] حسابداران شركت سهامي خیام الکتریک ، اطلاعات زير را از اسناد و مدارك حسابداري شركت براي سال مالي منتهي به ۳۰ بهمن ماه ۹ ۱۳ استخراج كرده اند: 
الف. هزينه حقوق و دستمزد، ۳۰۰، ۱۰۵ ريال 
ب. پرداخت هاي نقدي بابت خريد دارايي هاي ثابت، ۰۰۰، ۱۸۱ ريال 
پ. عوايد حاصل از انتشار اوراق بدهي بلند مدت، ۱۰۰، ۴۴ ريال 
ت. پرداخت بدهي بلند مدت، ۸۰۰، ۱۸ ريال 
ث. عوايد حاصل از فروش دارايي هاي ثابت، ۷۰۰، ۵۹ ريال، شامل ۶۰۰، ۱۰ ريال سود
ج. درآمد بهره، ۱۰۰، ۱۲ ريال 
چ. دريافت نقدي بابت درآمد سود سهام حاصل از سرمايه گذاري در سهام شركت ها، ۷۰۰، ۲ ريال 
ح. پرداختي به فروشندگان مواد، ۳۰۰، ۶۷۳ ريال 
. هزينه و پرداخت هاي بهره، ۸۰۰، ۳۷ ريال 
د. بهاي تمام شده كالاي فروش رفته ۱۰۰، ۴۸۱ ريال 
ذ. وصول درآمد بهره، ۷۰۰، ۱۱ ريال 
ر. تحصيل تجهيزات از طريق انتشار اسناد پرداختني كوتاه مدت، ۵۰۰، ۳۵ ريال
ز. پرداخت حقوق و دستمزد، ۰۰۰، ۱۰۴ ريال 
ژ. فروش هاي نسيه، ۱۰۰، ۶۰۸ ريال 
س. اعطاي وام به شركت پاكسان، ۰۰۰، ۳۵ ريال 
ش. هزينه و پرداخت هاي ماليات بر درآمد، ۴۰۰، ۵۶ ريال 
ص. هزينه استهلاك، ۷۰۰، ۲۷ ريال 
ض. وصول حساب هاي دريافتني، ۱۰۰، ۵۷۳ ريال 
ط. وصول وامها، ۴۰۰، ۷۴ ريال 
ظ. عوايد حاصل از فروش سرمايه گذاري ها، ۷۰۰، ۳۴ ريال، شامل ۸۰۰، ۳ ريال زيان. 
ع. پرداخت بدهي بلند مدت از طريق انتشار سهام ممتاز، ۳۰۰، ۱۰۷ ريال 
غ. هزينه انقضاء ۹۰۰، ۲۳ ريال 
ف. فروش هاي نقدي، ۰۰۰، ۲۵۰ ريال 
ق. عوايد حاصل از انتشار سهام عادي، ۹۰۰، ۱۱۶ ريال.
ك. پرداخت سود نقدي سهام، ۵۰۰، ۵۰ ريال 
گ. مانده حساب وجه نقد: ۳۰ مهر ماه ۸ ۱۳- ۸۰۰، ۵۳ ريال 
                                                       30 مهرماه ۹ ۱۳ – ؟ ريال 
مطلوبست: 
صورت جريان هاي نقدي شركت خیام الکتریک  را براي سال مال منتهي به ۳۰ بهمن ماه ، ۹ ۱۳ تهيه كنيد از الگوي شكل ۲-۱۸ متابعت كنيد، اما ارقام را به هزار ريال نشان ندهيد. براي صورت جريان هاي نقدي كه تهيه مي كنيد، جدول فعاليت هاي سرمايه گذاري و تامين مالي همراه را ضميمه نماييد. سال مالي ۹ ۱۳ را بر حسب جريان هاي نقدي ارزيابي نموده و دلايل خود را نيز ارائه كنيد. 
با تغییر یکی از آیتم های موجود در تک تک مراحل  خالص جریان خروجی ، خالص ورودی وجه نقد و  نهایتاً وجه نقد پایان دوره  تغییر می کند   برای مثال با تغییر مقدار وصول درآمد بهره در قسمت ۲ از مقدار ۱۱۷۰۰ به ۱۲۷۰۰ مقدار خالص جریان خروجی تغییر میکند و بالتبع آن مقدار خالص ورودی وجه نقد و در نهایت وجه نقد پایان دوره از ۶۰۳۰۰ به ۶۸۳۰۰  تغییر می کند 
  • بازدید : 115 views
  • بدون نظر

دانلود پروژه پایان نامه ورد بررسي تأثير آموزش راهبردهاي حل مسأله در پيشرفت رياضي و بهبود نگرش نسبت به درس رياضيات در دانش‌آموزان سال دوم راهنمايي شهرستان طارم رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.
برخی از عناوین موجود در این فایل :
۱- مقدمه

۲- بيان مسئله

۳- ضرورت تحقيق

۴- اهداف تحقيق

۵- فرضيه‌هاي پژوهش

۶- تعريف اصطلاحات و متغيرها

۷- تعريف نظري راهبردهاي حل مسئله

۸-تعريف عملياتي راهبردهاي حل مسئله

و بسیاری موارد دیگر…
امیدوارم این مقاله مورد استفاده شما دوستان عزیز قرار بگیره.

مقدمه:

          يك كشف بزرگ سبب حل شدن يك مسأله بزرگ مي‌شود، ولي در حل هر مسئله حبه‌اي از اكتشاف وجود دارد. مسئله شخص ممكن است چندان پيچيده نباشد، ولي اگر كنجكاوي وي را برانگيزد و ملكه‌هاي اختراع و اكتشاف را در فرد به كار وادارد، و اگر آن را با وسايل و تدابير خود حل كند ممكن است از تنش و شادماني حاصل از پيروزي در اكتشاف شاد شود، چنين حال و تجربه‌اي در سالهاي تجربه‌پذيري مي‌تواند شوق و ذوقي براي كار عقلي و فكري پديد آورد و آثار خود را بر ذهن و روان و خصلت شخص در تمام عمر باقي گذارد (پوليا[۱]، ۱۹۴۴، ترجمه آرام، ۱۳۷۷).

بنابراين، معلم رياضيات فرصت بزرگي در برابر خويش دارد. اگر وقت اختصاصي خود را به تمرين دادن شاگردان در عمليات پيش پا افتاده بگذراند، علاقه و دلبستگي آنان را مي‌كشد و مانع رشد و تعامل عقلي آنان مي‌شود و بايد گفت فرصتي را كه در اختيار داشته به صورت بدي صرف كرده است، ولي اگر كنجكاوي دانش‌آموزان را با مطرح كردن مسائلي متناسب با دانش و شناخت ايشان برانگيزد و در حل مسائل با طرح كردن پرسشهايي راهنما به ياري آنان برخيزد مي‌تواند ذوق و شوق و وسيله‌اي براي انديشيدن مستقل در وجود ايشان پديد آورد. 

  • بازدید : 100 views
  • بدون نظر

تاسیسات  اقامتی ،واحدهای گوناگون اقامتی هستند که با توجه به محل تأسیس،کیفیت تجهیزات و سرویس دهی، بخشهای خدماتی، متفاوتند و هریک با توجه به موقعیت خود، خصوصیات ویژه ای دارند و به اسامی خاصی نیز نامیده می شوند. 

  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر

ارتباطات از عوامل بنيادي هويت سازمان و جوهره اصلي مديريت است. همچنين مديران به خوبي مي‌دانند كه تعارض پاره‌اي اجتناب ناپذير از حيات سازماني است بنابراين، براي مديران اهميت دارد كه پديده‌هاي تأثيرگذار بر تعارض را شناسايي كنند. تعارض مي‌تواند كاركردي يا غير كاركردي باشد. در مقاله حاضر تعارض غير كاركردي مد نظر است و از ميان عوامل مؤثر بر تعارض سازماني، موانع ارتباط فردي بررسي مي‌گردد. پنج مؤلفه موانع ارتباط فردي تحت عناوين عدم گشودگي، عدم همدلي، عدم حمايتگري، عدم مثبت‌گرايي و عدم تساوي مورد بررسي قرار گرفته است.

از مهمترين عوامل اساسي در اعمال مديريت ، انسان است . مهمترين سرمايه سازمان نيروي انساني آن است. توجه به نيروي انساني در سازمانها طي سالهاي اخير بخش عظيمي از زمان وسرمايه سازمانهاي پيشرو را به خود اختصاص داده است. رشته ارتباطات سازماني بسياري از دشواريهاي سازماني را تحليل وبراي آ نها راه حل مناسب مي يابد.
(فخيمي،۱۳۷۹،ص۴۱۰).ايجاد سازمان تحت شرايطي كه استقرار ارتباطات مشكل و يا به كلي غير ممكن باشد كاري بيهوده است. همچنان كه «هربرت سايمون» اظهار داشت كه: «سازمان نمي‌تواند بدون ارتباط وجود داشته باشد.» «چستر بارنارد» مي‌گويد: «تهيه يك سيستم ارتباطي از جمله وظايف اساسي مدير است.»

  • بازدید : 94 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:


دوره ی نوجوانی وبلوغ به سنین بین ۱۲ الی ۱۸ سال اطلاق می شود که یکی ازبحرانی ترین دوره های زندگی می باشد.۱
بلوغ : بلوغ Puberty )  ) نخستین علامت مرحله ی نوجوانی Adolescence)) است ودربعضی ازفرهنگ ها اهمیّت بلوغ به قدری است که مراسم خاصّی دارد ودختروپسربا تشریفات خاصّی درجشن بلوغ خود شرکت می کنند . 
درتعریف بلوغ میان روان شناسان رشد اختلاف نظروجود دارد که عمدتاً نتیجه ی       دیدگاه های متفاوت ایشان به جنبه های گوناگون نوجوانی است . مثلاً بعضی ازایشان بلوغ را مرحله ای درفراخنای رشد وتکامل می دانند که کودک ازصورت یک موجود غیرجنسی یا فاقد خاصیّت جنسی ( Asexual) به صورت یک موجود جنسی (Sexual) درمی آید .
برخی گفته اند که معمولاً آغاز نوجوانی با بلوغ مشخّص می شود وبه تغییرات بدنی اطلاق می شود که به رشد ونضج تناسلی می انجامد .
کلمه ی بلوغ درزبان انگلیسی ازکلمه ی لاتین Pabertas)) به معنای سن مردانگی یا سن بزرگ سالی مشتق شده ودرزبان فارسی کلمه ی بلوغ به معنای ( رسیدن میوه ) یا ( رسیدن شخص به حدّ تکلیف شرعی ) است .
برخی ازروان شناسان رشد ، دوران نوجوانی را به سه مرحله تقسیم می کنند : 
۱- مرحله ی پیش ازنوجوانی ( از۱۰ تا ۱۲ سالگی )
۲- مرحله ی نوجوانی اوّلیّه ( از۱۳ تا ۱۶ سالگی ) 
۳- مرحله ی نوجوانی ثانویّه یابعدی ( از۱۷ تا ۲۰ یا ۲۲ سالگی ) 
بلوغ های مطرح شده درطول زندگی هرشخص عبارت است از: 
۱- بلوغ بدنی یا زیست شناختی   2- بلوغ افکارشناختی   3- بلوغ روان شناختی ( شناختی، روانی – حرکت ، عاطفی)   4- بلوغ جامعه شناسی   5- بلوغ بوم شناسی 
آثار تغییرات بلوغ : 
۱- انزوا طلبی        2- خستگی وملامت     3- ناهماهنگی     4- ستیزه جویی اجتماعی 
۵- احساساتی تند           6- فقدان اعتماد به نفس                7- حیا وعفّت افراطی 
دوره ی بلوغ نگرانی هایی برای نوجوان ایجاد می کند که عبارت است از: 
۱- نگرانی درباره ی عادّی بودن         2- نگرانی درباره ی عادّی بودن خصایص جنسی  3- نگرانی درباره ی عادّی بودن اندازه ی بدن  4- نگرانی درباره ی عادّی بودن الات تناسلی  5- نگرانی درباره ی عادّی بودن خصایص جنسی ثانوی 
هرکدام ازعلوم مختلف برای نوجوان خصوصیاتی قایل شده اند که ازدیدگاه روان شناسی ، این خصوصیات به شرح زیراست :
۱- برقراری روابط جدید ورشد یافته با هم سالان خود ازهردوجنس که ادامه ی رشد وتکامل رفتاراجتماعی را نشان می دهد .
۲- به دست آوردن توانایی ایفای نقش اجتماعی مردانه یا زنانه
۳- پذیرفتن اندام یا هیکل خود وکاربرد مؤثربدن 
۴- کسب استقلال عاطفی ازوالدین وسایربزرگ سالان ، معلّمان ووالدین ها باید فرصت هایی برای دانش آموزان فراهم آورند که ایشان برای خود تصمیم بگیرند.
۵- مایل بودن ، پذیرفتن وانجام دادن رفتارهای درست اجتماعی 
۶- انتخاب وآماده شدن برای یک حرفه که مستلزم راهنمایی درمدرسه است.
۷- رشد وگسترش مهارت های ذهنی ( هوشی ) ومفاهیم ضروری برای اصلیّت شهروندی که هدف اساسی مدرسه به شمار می رود .
۸- آماده شدن برای ازدواج وزندگی خانوادگی که همسریا والدین مؤثرشدن را           شامل می شود.
۹- علاقه مندی به دست رفتارمسئول اجتماعی که هدف اگرمدارس است وآموزش معارف اخلاقی عمدتاً به این هدف متوجّه است .
۱۰- داراشدن ایدئولوژی یا نظامی ازارزش ها ومعیارهای اخلاقی وافکارخاص .۱   
حال به روایات درمورد نوجوانی می پردازیم ، دوران حسّاس ومهمّ زندگی که هرکس این دوران ازحیات را طی می کند . اهمیّت این دوران آنقدرزیاد است که پایه ی رفتارومنش فرد را درسال های آتی رقم می زند . 
-« اِنَّ اَحَبَّ الخَلایقِ إلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ شابَّ حدثَ السنّ فِی صُورَةٍ حَسَنَةٍ جَعَلَ شَبَابَهُ وَجَمَالِهِ للهِ وَفِی طَاعَتِهِ ، ذَلِکَ الَّذی یُبَاهِی بِهِ الرَّحمَان مَلائِکَتِهِ یَقُولُ : هَذَا عَبدی حَقّآً . »۴ « دوست داشتنی ترین مخلوقات نزد خداوند متعال نوجوانی است زیبا رو که که جوانی وجمالی خویش را برای خداوند دراطاعت خدا قرار دهد . به چنین نوجوانی خدا برفرشتگان می بالد و        می فرماید : حقّا که این نوجوان بنده ی من است . » 
– قالَ علیعلیه السلام ) : «اِنَّمَا قَلبُ الحَدَث کَا لارضِ الخاسیةِ مَا اُلقِی فیهَا مِن شَیءٍ اِلاّ  
قَبِلَتهُ ۱» « دل نوجوان مانند زمین آماده است که هربذری درآن افشانده شود می پذیرد . » 
– قالَ علیعلیه السلام ):« اِنَّ العاقِلَ یَتَعَظَّ بِالادَبِ وَ البهائِمِ لا تَتَعَظُّ اِلاّ بِالضَرب . ۲»       « انسان عاقل به وسیله ی ادب به آگاهی درونی وروشنی می رسد واین چهارپایان هستند که تنها با کتک زدن تربیت می شوند . »
– «اِنَّ خَیرَ مَا وَرَّثَ الاباء لابنَائِهِم الادب لاَ المال ، فَاِنَّ المَالَ یَذهَبُ وَ الادَبُ یَبقَی ۳»        « همانا بهترین چیزی که پدران برای فرزندان خود به ارث می گذارند ادب است نه مال، همانا مال می رود وادب باقی می ماند .» 
 نیازها وعلا یق نوجوانان 
دوره ی اوّل نوجوانی ( ۱۲ تا ۱۵ سالگی ) که هم زمان با سال های دوره ی راهنمایی نوجوان درمدارس است ، معمولاً دشوارترین زمان برای نوجوان وبزرگسالان زندگی او خواهد بود .
هیجانات وعواطف آنان اغلب شدید ، تغییرحالت های آنها زیاد وسریع می باشد. آنان به دنبال هیجان هستند وازاین که باآنان مانند کودک رفتار شده به شدّت خشمگین می شوند، لکن درزیراین طغیان ، لباس های ژولیده ویا روشن فکری خام وتلاش روزافزون برای        بزرگ ترشدن ، یک احساس ناامنی شدید آنان رارنج می دهد. آنها درباره ی ظاهر خود وطبیعی بودنشان نگرانند ، درباره ی امورمدرسه ودرس خود نگرانند .
خوشبختانه بسیاری ازنوجوانان دارای گرایش های مثبتی نسبت به مذهب هستند و      ارزش های مطلوب معنوی آن را تشخیص می دهند.
نوجوانی که به خداوند واصول مذهبی معتقد است ، نه فقط به هنگام مواجهه با مشکلات بلکه درسراسر زندگی روزانه براعتقادات مذهبی خویش به عنوان بهترین راهنما درفرایند رشد 
تکیه دارد وازقدرت وجرأتی که ایمان مذهبی دراوپدید می آورد بهره مند می گردد .۱  
نیازهای نوجوان شامل : 
۱- نیازهای فیزیکی وجسمی نوجوانان ازقبیل : خوراک ، پوشاک و… این که همیشه نوجوان دوست دارد سرووضعی مرتّب داشته باشد که این مستلزم وضع اقتصادی خوب است.
۲- بیکاری
۳- گردش وتفریح ، نیاز اساسی نوجوانان ، پرکردن اوقات فراقت که شامل کتابخانه ، ورزش کردن ، سینما، تلویزیون و…
ندادن پاسخ منطقی به نیازهای این دوره باعث نا بسامانی های روحی ناشی ازاین مطلب درسرنوشت آینده افراد می شود.
جامعه شناسان معتقدند درچنین وضعیّتی ، عدم پاسخ گویی صحیح به احتیاجات دوران نوجوانی ، سبب پیدایش پاسخ های لازم ازطریق جایگزین های مختلف خواهد شد.
هیچ یک ازنیازهای دوران نوجوانی ، به هرحال بدون پاسخ نخواهد ماند ، امّا هرچه حلقه ی فشاربراین احتیاجات تنگ ترباشد پاسخ ها به همان مقداراز هنجارها فاصله می گیرند.
برای تضمین سلامت نسل جوان ، جامعه حتّی الامکان باید خود رابانیازهای مختلف آنان هماهنگ سازد.۲ 
مراقبت ها درنوجوانی 
۱- درزمینه ی غذا:
تغذیه ی صحیح ویژه ی نوجوانان به این صورت است : منع آنان ازخوردن برخی غذاهای تحریک کننده وقوی مانند گوشت قرمززیاد وتخم مرغ . درمقابل مصرف مرغ وماهی اثرات سوء کمتری دارد ، بنابراین مصرف آنها درحدّ اعتدال لازم است . هم چنین خوردن چای ، قهوه ی زیاد ، فلفل ، سُس های تند وهرنوع ادویه مضرّ است، امّا مصرف نمک اشکالی ندارد.
مصرف خوراکی های پخته ، به خصوص میوه های ساده ، انجیر، دوغ وسایر چیزهایی که به صورت خام خورده می شوند ، بسیار مفید است .۱ 
۲- درزمینه ی لباس :
– اورا ازپوشیدن لباس چسبان بپرهیزانید .
– مراقب باشید لباس زیراو بسیارزبریا بسیار نرم نباشد.
– او راعادت دهید که پس ازتعریق بسیارلباس خود را عوض کند.
– لباس خواب او نسبتاً فراخ تروراحت ترباشد.
– سعی کنید اوشب ها با زیرجامه ( شلواربلند ) بخوابد.
۳- درزمینه ی استحمام 
نظافت وشستشو دراین دوره ازعمر، درجهت حفظ سلامت تن ، شادابی روان وتعدیل غریزه دارای نقش مهمّ واساسی است وخوشبختانه غسل های واجب ومستحب دراین مرحله دراسلام اندک نیستند. اگرممکن است هرشب قبل ازخواب ، یا یک شب درمیان قبل ازخواب ۳تا۵ دقیقه زیردوش برود.
– آب مورد استحمام ملایم و ولرم باشد که این امردراستحکام اعصاب وسلامت روان مؤثّراست .
– توجّه کنید که درحمّام توقّف بسیارنداشته باشد.
– درحین استحمام شلواری کوتاه برتن ویا لنگی برکمرداشته باشد.
۴ – درزمینه ی خواب وبیداری
    درمسأله ی خواب وبیداری او رعایت این نکات ضروری است :
    – میزان خواب اورا تنظیم کنید که درشبانه روزحدود ۵/۷ تا ۸ ساعت است .
    – ساعت خواب اوهم تا حدّ امکان منظّم ومعلوم باشد .
    – عادتش دهیم که به پشت بخوابد وبه ندرت به پهلوی راست یا چپ بخوابد ( بغلتد).
    – درخواب ، کف پاها، دست ها وسربیرون ازلحاف باشد.
    – کوشش کنیم که او بدون اضطراب بخوابد وبا ذکر ودعای قبل ازخواب عوامل اشتغال فکری را ازخود دورسازد.
    – قبل ازخواب به تخلیه ی خویش بپردازد وحتّی اگرنیمه شب هم بیدار شد به دست شویی برود.
    – زمانی وارد رختخواب شود که مطمئن باشد دقایقی بعد به خواب خواهد رفت .
    – عادتش دهیم که پس ازبیداری صبح ازجای برخیزد وخود را آماده ی خروج ازبسترکند.
    – عادتش دهیم که دربسترنماند واوقات خود رابا غلطیدن دربسترسپری نکند.۱
    5- درزمینه ی روابط ومعاشرت ها
    دوستان ومعاشرین درهمه ی سنین می توانند زحمت افزا یا رحمت آفرین باشند ، امّا اهمیّت آنها دراین سنین بیشتربه چشم می خورد، ازاین رو دراین زمینه به نکات زیرعنایت کنیم :
    – روابط نوجوان را با دوستان زیرنظربگیریم وبا تذکّرات دوستانه آنها رامتوجّه کنیم.
    – درمواردی بکوشیم افراد درستی را سرراه اوقرار دهیم وموجبات انس ودوستی شان را فراهم کنیم .
    – با همه ی اصراری که نوجوانان به تداوم دوستی دارند ، تذکّرات خیرخواهانه وارشادات خود را ازآنان دریغ نداریم.
    – درمجالس دوستانه وروابط فامیلی ، مرزها را رعایت کنیم .
    – دراواخردوران نوجوانی می توانید به اوگوشزد کنید که فراهم آوردن موجبات عقد 
وازدواج ونامزدی را می پذیرید ، ولی رذالت ها وتن دادن به آلودگی را پذیرا نیستید.
    6- دیدن ها :
    چشم ها دروازه هایی به سوی جهان خارج هستند واین یک واقعیّت است که : هرآن چه دیده بیند دل کند یاد. به این ترتیب دردو جبهه باید کاروتلاش داشت .
    – درجبهه ی اصلاح وپاک سازی محیط حیات که وظیفه ای اسلامی برای همه ی        انسان هاست .
  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر

این فایل در ۹۷ صفحه ی قابل ویرایش تهیه شده است و شامل سه فصل زیر می باشد:
در فصل اول تاریخ آندلس شامل فتح آندلس،از فتح تا تاریخ اموی و عصر خلافت و… بیان شده است، در فصل دوم به تعریف شعر آندلسی و ویژگی های آن پرداخته شده،فصل سوم شعر امرای اموی در آندلس شامل اشعار سیاسی ، غنایی، حماسی  و ویژگی های آن به طور مفصل توضیح داده شده است.


  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر
دانلود پروژه پایان نامه کارشناسی ارشد رشته علوم انسانی و روانشناسی مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان,دانلود پروژه و پایان نامه رشته روانشناسی درباره مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان,دانلود رایگان پروژه و پایان نامه های کارشناسی ارشد رشته علوم انسانی و روانشناسی,دانلود پاورپوینت و پروپوزال رشته علوم انسانی مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان,دانلود تحقیق و مقاله ورد word مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم انسانی و روانشناسی,مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان
با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه پایان نامه کارشناسی ارشد رشته علوم انسانی و روانشناسی مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان  رو برای عزیزان دانشجوی رشته علوم انسانی و روانشناسی قرار دادیم . این پروژه پایان نامه در قالب ۱۶۱ صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیز با تخفیف ۵۰ درصدی فقط ۱۸ هزار تومان میباشد …

از این پروژه و پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید .

این پروژه پایان نامه برای اولین بار فقط در این سایت به صورت نسخه کامل و جامع قرار داده میشود و حجم فایل نیز ۲۸ مگابایت میباشد

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران مرکزی
دانشکده علوم انسانی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
رشته علوم انسانی گرایش روانشناسی
عنوان پایان نامه :  مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان


راهنمای خرید فایل از سایت : برای خرید فایل روی دکمه سبز رنگ (خرید و دانلود) کلیک کنید سپس در فیلدهای خالی آدرس ایمیل و سایر اطلاعات خودتون رو بنویسید سپس دکمه ادامه خرید رو کلیک کنید . در این مرحله به صورت آنلاین به بانک متصل خواهید شد و پس از وارد کردن اطلاعات بانک از قبیل شماره کارت و پسورد خرید فایل را انجام خواهد شد . تمام این مراحل به صورت کاملا امن انجام میشود در صورت بروز مشکل با شماره موبایل ۰۹۳۳۹۶۴۱۷۰۲ تماس بگیرید و یا به ایمیل info.sitetafrihi@gmail.com پیام بفرستید

مقدمه
در گذشته تصور بر اين بود كه هوش ذاتي فرد، كه از والدين به ارث مي‌رسد، عامل مهم يادگيري  است. در حال حاضر بر اين باورند كه بخش مهمي از رفتارهاي هوشمندانه را كاركردهاي شناختي تشكيل مي‌دهد و كاركردهاي شناختي، اكتسابي و تغييرپذير محسوب مي‌شود (سيف ، ۱۳۷۶).
از اواخر دهه ۱۹۷۰ به بعد، بحث در مورد سبك‌هاي يادگيري  رونق پيدا كرد. از سبك‌هاي يادگيري تعاريف گوناگوني ارائه شده است. با وجودي كه از اين اصطلاح به طرق گوناگوني تعريف به عمل آمده، ولي عمدتاً بر اين نكته تأكيد مي شود كه سبك‌هاي يادگيري شامل باورها يا اعتقادات، رجحانها و رفتارهايي است كه افراد بكار مي‌برند تا در موقعيت يادگيري به خود كمك كنند (حسيني، ۱۳۷۷).
از سويي، بسياري از مربيان بر اين باورند كه سبك‌هاي يادگيري، بر خود يادگيري تأثير مي‌گذارد و از ديگر سو، اين نكته كه شخصيت  بر روي يادگيري افراد تأثير مي‌گذارد، براي معلمان و مربيان موضوع تازه اي نيست. تجربيات كلاس‌هاي درس نشان داده است كه متغيرهاي شناختي به تنهايي تعيين كننده پيشرفت افراد نيست. اين متغيرها با نگرشها و علائق افراد، انگيزش‌ها و حيطه گسترده‌اي از پاسخ‌هاي هيجاني، مثل برانگيختگي، هم حسي و شايد بيش از همه اين‌ها با اضطراب ، در ارتباط متقابل می باشد در واقع ، ارتباط ویژه ای بین اضطراب و یادگیری وجود دارد.اضطراب به همان صورت كه در چگونگي يادگيري افراد اثر دارد، در شرايط امتحان، روي يادآوري مطالب نيز تأثير مي‌گذارد. همچنان طبق نظريه صفات، عده‌اي از افراد بطور سرشتي، سطوح بالايي از اضطراب را به نسبت افراد ديگر تجربه مي‌نمايند، تا آن حد كه مي‌توان آن را بعنوان يك مؤلفة پايدار ابعاد شخصيتي در نظر گرفت (فونتانا ، ۱۹۹۵).
در زمينه سبك هاي يادگيري و صفات شخصيتي نيز تحقيقات به اين نتيجه رسيده است كه همه عناصر سبك هاي يادگيري حداقل با يكي از صفات شخصيتي در ارتباط است (جكسون  و جونز  1996 ص ۲۹۳). علاوه بر اين، فورنهام  (1993) بطور دقيق پيشنهاد مي‌كند كه “سبك‌هاي يادگيري، زيرمجموعه شخصيت هستند” (همان منبع، ص ۲۹۳). اتكينسون ، مورل  و وينترز  (1990) گزارش كرده‌اند كه “بين سبك‌هاي يادگيري و تيپ‌هاي شخصيتي شغلي ارتباط وجود دارد”(همان منبع، ص ۲۹۳). نهايتاً ، افراد داراي تيپ‌هاي شخصيتي متفاوت، داراي سبك يادگيري منحصر به خود هستند.
با توجه به اين نكته، هدف پژوهش حاضر، مقايسه سبك‌هاي يادگيري و تيپ‌هاي شخصيتي دانشجويان، در رشته تحصيلي روانشناسي مقطع كارشناسي است. به اين اميد كه اين نتايج براي دست اندركاران دانشگاهها و ساير مراكز آموزشي مفيد باشد و نكاتي را جهت بهبود وضعيت يادگيري ارائه نمايد.

۱-۱ بيـان مسئلـه :
ديدگاه روانشناسي معاصر، ذهن انسان را بعنوان نظام پيچيده‌اي از فرآيندهاي متعامل در نظر مي‌گيرد كه اطلاعات مختلف را به شيوه‌هاي متفاوتي پردازش مي‌نمايد. سبك‌هاي مختلف يادگيري درواقع بيان كننده نحوه پردازش اطلاعات در مقابل محرك‌هاي گوناگون مي‌باشد. در عين حال كه افراد در موقعيت‌هاي گوناگون، اطلاعات را با توجه به شرايط محيطي پردازش مي‌نمايند، داراي كليتي يكپارچه و خاص خود هستند و اين كليت، داراي ويژگي‌هاي كم و بيش باثبات و پايدار است. افراد با توجه به اين ويژگي‌هاي كم و بيش باثبات و پايدار، به صورت منحصر به فرد عمل مي‌نمايند. اين‌گونه عمل كردن، برخورد با محيط و با موقعيت‌هاي يادگيري، تابع سبك يادگيري است و در نهايت سبك يادگيري، تابع ويژگي هاي شخصيتي كم و بيش ثابت و پايدار مي باشد.
شناخت ویژگی های شخصیتی یادگیرندگان، وتوجه به تفاوتهای فردی آنها در زمینه علایق، نگرشها، خصوصیات شناختی، عاطفی و.. از وظایف مهم معلمان ومتخصصان تعلیم وتربیت می باشد. شناسایی تفاوتهای فردی در هر یک از ابعاد شخصیتی می تواند ما را در جهت شناخت بیشتر افراد عدد رسانده یکی از راههای شناخت بررسی در زمینه وبحث های شخصیتی  آنان می باشد یعنی اینکه چه عواملی سبب می شود خصوصیات، ویژگی ها و رفتار افراد از هم متفاوت باشد شخصیت را شاید بتوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی دانست، زیرا محور اساسی بحث در زمینه هایی مانند یادگیری، انگیزه، ادراک، تفکر، عواطف و احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است به عبارتی، موارد فوق الذکر اجزای تشکیل دهنده شخصیت به حساب می آیند شخصیت همانند ظرفی است که تمام پدیده ها وفرآیندهای روانشناختی در آن قرار دارند. بنابراین هدف پیچیده ونهایی روانشناسی درک مسأله شخصیت است( شاملو، ۱۳۸۲) کلیت مفهوم شخصیت وپیچیدگی آن موجب شده است که تعاریف مختلفی از آن ارائه شود. به طوری که دامنه این تعاریف از فرآیندهای درونی ارگانیسم تا رفتارهای ناشی از متعامل افراد در نوسان می باشد(۱۳۷۳) از دیرباز، روانشناسان مختلفی مانند هنری مورل  او گوردون آلپورت  1930، کارل یونگ  1927، یک فروم  1947، ریموند کتل ، ۱۹۷۵،هانس آیزنک  1980، رابرت مک کری و پل کوسستا ۱۹۸۵ ،….در زمینه شخصیت و یا ریخت های شخصیتی نظریه هایی را ارائه نموده اند (شولتز و شولتز،  1377) از جمله نظریه های عمده شخصیت می توان موارد زیر را نام برد فروید  معتقد بود که شخصیت بالغ متأثر از تلاش های «من»  برای کنترل انگیز ه های غریزی است تا آنها را به رفتارهایی قابل قبول سوق دهد آدلر  بیشتر به تأثیر نیروهای اجتماعی روی شخصیت تأکید داشت. یونگ معتقد بود که شخصیت تا حدود زیادی متأثیر از تأثیر متقابل تمایلات متناقض درونی است، عواملی از قبل قاطعیت و رفتار انفعالی، درونگرایی و برونگرایی ، وتضاد میان تجربه ومفاهیم ناخود آگاه  جمعی را مورد توجه قرار می داد کرچمر و شلدون  در زمینه رابطه ابعاد جسمی و شخصیت نظریه هایی را ارائه نمودند   ( هانت ، ۱۳۸۰)
از دیگر نظریه های عمده در زمینه ریخت های شخصیتی می توان نظریه  عاملی کتل درباره صفات شخصیتی ، نظریه هانس آیزنک دربره ویژگی های اساسی صفات شخصیتی از جمله ابعاد درونگرایی- برونگرایی، پایداری، روان رنجور خویی،  روان پریشی وکنترل تکانه  و نظریه پنج عاملی مک کری و کوستا شامل ابعاد روان رنجور خویی(نوروز گرایی) برونگرایی، گشودگی  (انعطاف پذیری) خوشایندی ، دلپذیری و وظیفه شناسی (باوجدانی) را نام برد(شولتز وشولتز، ۱۳۷۷)
برخی از روانشناسان مانند هاپاک ، رو ، جان هالند  و…. را بطه بین شخصیت ومشاغل افراد را بررسی نموده ودراین زمینه نظریه هایی راارائه نموده اند، به نظر آنها هر فردی با توجه به
تفاوت های فردی از نظر جسمانی، روانی و اجتماعی با نوع خاصی از مشاغل حداکثر سازش را دارا
می باشد همچنین به نظر آنها انجام مشاغل متعدد به خصوصیات خاصی نیاز دارد در نتیجه افرادی که به مشاغل گوناگون اشتغال دارند دارای ویژگی های متفاوتی هستند(شفیع آبادی، ۱۳۸۱)
دارلی و هاگیند ( ۱۹۵۵) بیان نموده اند که سنجش رغبت های شغلی یک مورد خاصی از نظریه شخصیت است واشاره کرده اندکه رغبتها،بازتابی ازواژگان دنیای کار،نظام ارزشها،نیازها،وانگیزه های افرادی می باشند وبه نظرها لند( ۱۹۷۳) باورهای شخصیتی وانتخاب های شغلی به هم مرتبط هستند رغبت های شغلی جلوه ای از شخصیت هستند که در کار افراد نمود پیدا می کنند، اگر رغبت های شغلی جلوه ای از شخصیت هستند،پس پرسشنامه های شغلی نیز پرسشنامه های شخصیت محسوب می شدند( اسپرکان   و همکاران، ۲۰۰۰) آیزنک ( ۱۹۸۷) نشان داده است که ریختهای شخصیتی و سبک های یادگیری با هم ارتباط دارند.
میسیک  (1996) بیان کرد سبک سازه ای است که می تواند به عنوان پل ارتباطی بین شناخت وشخصیت در تعلیم و تربیت باشد هاشوی ( ۱۹۹۸) ادعا کرد که بسیاری از نظریه های سبک ها بر اساس ریخت های شخصیتی وشخصیت بوجود آمده اند( زانگ، ۲۰۰۱)
پرونیاک و وداخ ( ۲۰۰۰) اظهار داشته اند سبک های یادگیری کلب و ریخت های شخصیتی هالند شباهت زیادی به هم دارند، فقط مسیر تحقیقاتی کلب به جای ریخت های شخصیتی،
سبک های یادگیری می باشد به نظر او هدف کلب ایجاد پیوندی بین ساختار سبک های یادگیری و ریخت های شغلی بود. به پروژه ( ۱۳۸۰) معتقد است که شناخت شخصیت هر کسی، سرنخ هایی برای درک وفهمیدن رفتارهای فرد مانند انتخاب شغل او به دست می دهد به عنوان مثال جریان تصمیم گیری، یکی ازخصلت های شخصیتی می باشد که در ارتباط نزدیک با خصوصیات دیگرفرد مانند داشتن اعتماد به نفس، درونگر بودن، سلطه جو بودن وخصلتهای دیگر می باشد. اینس وهمکاران  (2003) وزانگ  (2004) نیز انتخاب شغل را انعکاس از شخصیت  افراد می دانند وبیان می کنند که نظریه هالند بر مبنای تعامل بین شخص و محیط بوجود آمده است یکی از نظریه های معروف در زمینه ریخت های شخصیتی نظریه شغلی شخصیتی جان هالند می باشد این نظریه بر اساس رغبت های شغلی هالند بوجود آمده است نظریه ریخت های شغلی شخصیتی هالند
( ۱۹۷۳،۱۹۸۵،۱۹۹۴،به نقل از زانگ، ۲۰۰۴) بر اساس چهار فرضیه عمده ارائه شده است:
۱-    افراد به شش ریخت شخصیتی تقسیم می شوند که عبارتنداز: واقع گرا ، جستجو گر ، هنری ، اجتماعی ، متهور   و قرار دادی .
۲-    متناظر با شش ریخت شخصیتی، شش نوع محیط شغلی نیز وجود دارد که عبارتند از: واقع گرا، جستجو گر، هنری، اجتماعی، و قرار دادی.
۳-    مردم به صورت هدفمند به دنبال محیط هایی هستند که با ریخت شخصیتی آنها همخوانی داشته باشد.
۴-    رفتار افراد بوسیله تعامل بین ریخت شخصیتی ومحیطی که در آن قرار دارند تعیین می گردد.
یادگیری یکی از عوامل بسیار مهم وتعیین کننده رشد شخصیت به حساب می آید وبر حسب تجارب یادگیری می توان به تبیین تفاوت های فردی پرداخت یکی از موضوعاتی که در این زمینه از سالهای ۱۹۷۰ به بعد در پژوهشهای آموزشی مورد توجه قرار گرفته، سبک یادگیری  هر یک از فراگیران است یعنی اینکه دانش آموزان با بهره گیری از چه شیوه هایی به فراگیری مطالب
می پردازند.
هومن ( ۱۹۹۵) باورها، و رفتارهایی را که افراد به کار می برند تا به یادگیری آنان در یک موقعیت معین کمک کند، سبک یادگیری می نامد( ص ۹۷) از نظر سریواستاوا ( ۱۹۹۷) سبک یادگیری به استعداد یاآمادگی دانش آموز جهت اتخاذ یک استراتژی خاص یادگیری اطلاق می شود همچنین سبک یادگیری به الگوی خاصی از فعالیتهای یادگیرنده در پردازش اطلاعات به هنگام آماده شدن برای یک آزمون حافظه ای اشاره می کند.
سبک های یادگیری دارای انواع مختلفی هستند به طور کلی می توان آنها را به سه دسته شناختی ، عاطفی ، وفیزیولوژیکی  دسته بندی کرد( سیف، ۱۳۷۹) در سالهای اخیر مطالعه سبک شناختی  در روانشناسی معاصر یک جریان وسیعی بوده است این نشانگر علاقه به مطالعه ارتباط دوسویه شخصیت و شناخت می باشد سبک شناختی فرآیندی است که فرد از طریق آن اطلاعات را از محیط گرفته و به طریق خاص خود آن را تفسیر کرده وجهت پاسخگویی به شیوه مخصوص خود از آن استفاده می کند.
از جمله سبک های یادگیری یا سبک های یادگیری شناختی می توان سبک های تکانشی   وتأملی  کاگان  (1964) سبک های یادگیری دان و داون (۱۹۷۴)سبک های وابسته به زمینه  و  به زمینه  وتیکن  وهمکاران ( ۱۹۷۷)، سبک های یادگیری هانی و مامفورد ( ۱۹۸۲) سبک های یادگیری چهارگانه دیوید کلب (۱۹۸۵) و … را نام برد(گیوین ، ۱۹۹۶)
سبک یادگیری که در این تحقیق مورد پژوهش قرار می گیرد، سبک های یادگیری چهارگانه دیوید کلب می باشد از نظر کلب وکلب  (2001) سبک یادگیری به طریقه ای که یادگیرنده جهت به جریان انداختن اطلاعات آن را ترجیح می دهد، گفته می شود کلب( ۱۹۹۹) معتقد است که شخصیت ما نقش مهمی در تعیین سبک یادگیری ایفا می کند بنابه نظر سیف (۱۳۷۹) هر چند که
می توان راهبردها و سبک های موثر یادگیری را به دانش آموزان مختلف آموزش داد، اما درهر حال، هر سبک یادگیری یک ویژگی شخصیتی است که ممکن است برای یادگیرنده مناسب ترین روش باشد.
نظریه یادگیری تجربه ای کلب نتیجه وترکیب  سه الگو  از فرآیند یادگیری تجربه ای ، الگوی عملی وآزمایشهای لوین ، الگوی یادگیری دیویی  و الگوی یادگیری و تحول شناختی پیاژه  است.
( اسمیت ، ۲۰۰۴)
کلب وفرای ( ۱۹۷۵، به نقل از اسمیت، ۲۰۰۴)یک نوع چرخه یادگیری با دو قطب و چهار مرحله را معرفی کرده اند قطب نخست شامل دو مرحله (شیوه) یادگیری تجربه ای عینی  در مقابل مفهوم سازی انتزاعی  و قطب دوم شامل دو مرحله (شیوه ) یادگیری آزمایشگری فعال  در مقابل مشاهده تأملی  است آنها یادگیری را چرخه ای می دانند که با تجربه آغاز می شود، با تفکر ادامه می یابد و بعد به عمل می انجامد هر یک از یادگیرندگان بعد از ترکیب وضعیت های چهارگانه فوق با چهار نوع سبک یادگیری همگرا ، واگرا ، جذب کننده  وانطباق یابنده  مشخص می شوند( دون کلارک ، ۲۰۰۰، بنک وتامپسن ، ۱۹۹۵ به نقل از استوارت ، ۲۰۰۰، کلب و کلب، ۲۰۰۱ و اسمیت، ۲۰۰۴)
برخی از روانشناسان در زمینه رابطه بین ریخت های شخصیتی وسبک های یادگیری
بررسی های مختلفی بعمل آورده اند، از جمله: آیزنک، (۱۹۸۷ به نقل از زانگ، ۲۰۰۱)نشان داد که بین ریختهای شخصیتی وسبک های یادگیری رابطه وجود دارد در اموند واستو دارد ( ۱۹۹۲ به نقل از چکسون ولوتی- ، ۱۹۹۶) وجکسون ولوتی- جونز (۱۹۹۶) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که بین ریخت های شخصیتی وسبک های یادگیری رابطه وجود دارد   و همکاران( ۱۹۹۹) بیان نموده اند ریخت های شخصیتی هالند توجیحات شغلی افراد را بررسی می کنند، وسبک های یادگیری کلب نیز توجیحات تحصیلی و شغلی افراد را بررسی می کنند، بنابراین انتظار می رود که بین ریخت های شخصیتی و سبک های یادگیری رابطه وجود داشته باشد در مقابل برخی از محققان (مانند هیگوس و همکاران ، ۱۹۸۷، به نقل از وکاهیل ، ۲۰۰۰ و جکسون ، ۲۰۰۲) نتایج معناداری بین متغیرهای فوق نیافته اند
با توجه به اینکه اکثر تحقیقات انجام شده درباره رابطه بین ریخت های شخصیتی وسبک های یادگیری در زمینه هایی به غیر از ریخت های شخصیتی هالند وسبک های یادگیری کلب بوده است وهمچنین تاکنون در کشور ما رابطه متغیرهای مربوط به این دو نظریه با هم بررسی نشده اند، تحقیق در این زمینه می تواند ضمن رفع نمودن برخی از ابهامات موجود، بینش ما را برای کمک به یادگیری دانش آموزان وهدایت تحصیلی وشغلی آنان افزایش دهد حال با توجه به توضیحات قبلی سوال اصلی ما در این تحقیق این است که:
آیا بین ریخت های شخصیتی وسبک های یادگیری دانش آموزان رابطه وجود دارد؟

۱-۲ اهداف تحقيق:
پژوهش حاضر به منظور مطالعة بين تيپ‌هاي شخصيت و سبك‌هاي يادگيري اهداف زير را دنبال مي‌كند:
۱-۲-۱هدف كلي:
مشخص كردن رابطة بين تيپ‌هاي شخصيتي با سبك‌هاي يادگيري در دانشجويان روانشناسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي
۱-۲-۲ اهداف خاص:
 1) مشخص كردن رابطه بين تيپ‌هاي شخصيت با جنسيت در دانشجويان روانشناسي دانشگاه آزاد واحد تهران مركز
۲) مشخص كردن رابطة بين سبك‌هاي يادگيري با جنسيت در دانشجويان روانشناسي دانشگاه آزاد واحد تهران مركز
به طور كلي، هدف اين پژوهش، يافتن پاسخ‌هايي براي پرسش‌هاي زير است:
۱-    آيا بين ابعاد شخصيتي و سبك‌هاي يادگيري دختر و پسر تفاوت وجود دارد؟
۲-    آيا بين ابعاد شخصيتي درون گرايي ـ برون‌گرايي و سبك‌هاي يادگيري تفاوت وجود دارد؟
۳-    آيا بين ابعاد شخصيتي روان رنجورخويي ـ غيررنجورخويي و سبك‌هاي يادگيري تفاوت وجود دارد؟
۴-    آيا بين ابعاد شخصيتي روان پريش خويي ـ غير روان پريش‌خويي و سبك‌هاي يادگيري تفاوت وجود دارد؟

۱-۳ اهميت و ضرورت تحقيق
پرسش‌نامه‌هاي سبك يادگيري براي سنجش شيوه‌هاي مورد استفاده افراد در يادگيري بكار گرفته مي‌شود. در دنياي امروز براي پيشبرد تعليم و تربيت و همچنين صنعت، نياز به يادگيري و سبك‌هاي خاص يادگيري مي‌باشد. بعنوان مثال باتلر  (1988) در رابطه با اهميت تشخيص سبك‌هاي يادگيري بيان مي‌كند كه: “سبك‌هاي يادگيري از اين جهت در امر آموزش و پرورش داراي اهميت‌اند كه به مربيان جهت فهم چگونگي يادگيري در دانش‌آموزان و دانشجويان كمك مي‌كند” (باتلر، ۱۹۸۸ به نقل از جكسون و جونز، ۱۹۹۶، ص ۲۹۳). علاوه بر اين در يادگيري و پيشرفت تحصيلي، در كنار متغيرهاي شناختي، متغيرهاي شخصيتي و عاطفي نيز اثرگذار هستند. بدين لحاظ با مشخص شدن ارتباط بين سبك‌هاي يادگيري و ابعاد شخصيتي، همانطور كه در تحقيقات ديگران مشخص شده است، مي‌توان با درنظر گرفتن اين ارتباط، در برنامه‌ريزي و مشاوره‌‌هاي تحصيلي راهبردهاي مفيدي را ارائه كرد.
همچنين ضرورت دارد كه مشخص شود آيا بين سبك هاي يادگيري و ابعاد شخصيتي رابطه و همپوشي وجود دارد يا خير؟ زيرا، با توجه به شيوه‌ فعلي گزينش دانشجو و نيز نظام آموزشي كشور، كه ملاك انتخاب رشته تحصيلي، كسب نمره و تأكيد بر قواي ذهني است، مشكلاتي از قبيل افت تحصيلي، ترك تحصيل و عدم موفقيت در رشته تحصيلي و حتي بطور غيرمستقيم شكست شغلي قابل پيش‌بيني است. در چنين شرايطي، تعيين سبك‌هاي يادگيري و بدست آوردن رابطه با ابعاد شخصيتي، علاوه بر اينكه مي‌تواند در مشاوره‌هاي تحصيلي راهگشا باشد، در جهت‌دهي سيستم آموزشي كشور نيز مؤثر است.

۱-۴ سؤالات تحقيق:
سؤال اين پژوهش اين است كه :
آيا بين تيپ‌هاي شخصيتي و سبك‌هاي يادگيري رابطه وجود دارد و اگر رابطه وجود دارد اين رابطه در دختران و پسران متفاوت است يا خير؟

۱-۵ فرضيه‌هاي تحقيق:
پس از بررسي تحقيقات پيشين در اين زمينه، يك فرضيه اصلي و دو فرضيه فرعي به شرح زير تدوين گرديد:
۱-۵-۱ فرضيه اصلي:
بين تيپ هاي شخصيتي و سبك‌هاي يادگيري دانشجويان رابطه وجود دارد.

۱-۵-۲ فرضيه های خاص:
۱- بین سبکهای یادگیری وابعاد شخصیتی روان رنجورخویی رابطه وجود دارد
۲- بین سبکهای یادگیری وابعاد شخصیتی درون وبرون گرایی رابطه وجود دارد.
۳- بین سبکهای یادگیری وابعاد شخصیتی روان پریش خویی رابطه وجود دارد
۱-۵-۳ فرضيه‌هاي فرعي:
۱- بين تيپ‌هاي شخصيتي و جنسيت رابطه وجود دارد.
۲- بين سبك‌هاي يادگيري و جنسيت رابطه وجود دارد.

۱-۶متغيرهاي مورد تحقيق:
در اين پژوهش، متغير پيش‌بين عبارت است از تيپ‌هاي شخصيتي و متغير ملاك، سبك‌هاي يادگيري است و جنسيت افراد شركت كننده در پژوهش به عنوان متغير تعديل كننده مطرح مي‌شود.

۱-۷ تعريف نظري و عملياتي متغيرهاي تحقيق:
۱)    شخصيت: از واژه شخصيت تعاريف گوناگوني به عمل آمده است. شخصيت از نظر آيزنك اين‌گونه تعريف مي‌شود: شخصيت به عنوان يك سازمان كم و بيش ثابت و پايدار منش شخص، خلق و خو، نيروهاي عقلاني و بدن مي‌باشد كه باعث سازگاري بي‌نظير فرد با محيط مي شود. (طالبي، ۱۳۷۹)
۲)    تيپ شخصيتي : مفهوم تيپ با دسته‌بندي تعداد قابل توجهي از صفات مختلف معني پيدا مي كند. يا اين كه تيپ از به هم پيوستگي چندين صفت تشكيل شده است كه براي معرفي شخصيت در درجه اول اهميت قرار دارد. (سياسي، ۱۳۷۱)
۳)    تيپ شخصيتي برونگرا: اصطلاح «برونگرا» با توجه به انرژي رواني به بيرون معطوف مي شود و با صفاتي نظير خونگرم، زودآشنا، اهل معاشرت و گفت و شنود، اهل عمل و … مشخص مي شوند و در اين تحقيق افرادي را شامل مي‌شود كه در مقياس “E” آزمون آيزنك در بالاي پيوستار قرار مي‌گيرند.
۴)    تيپ شخصيتي درونگرا: اصطلاح درونگرا با توجه به انرژي رواني به درون مربوط مي شود و با صفاتي نظير ديرآشنا، مردم گريز، محافظه كار، خيال پرور، اهل نظر و … مشخص مي شود.
۵)    سبك يادگيري: سبك يا رويكردهاي مطالعه‌اي به روش هايي اطلاق مي شود كه يادگيرنده براي يادگيري مطالب از آنها استفاده مي كند. (سهرابي ، ۱۳۸۱)
۶)    روش مطالعه عمقي: در مطالعه عمقي، فرد بر آنچه بيان شده است تمركز دارد. دانش قبلي را با دانش فعلي پيوند مي زند و نظريه‌هاي مطرح شده را با تجارب زندگي مرتبط مي‌سازد. (سهرابي، ۱۳۸۱)
۷)    روش مطالعه سطحي: در اين روش فرد بيشتر تكليف مدار است و در پي انجام كاري كه به او محول شده است مي‌كوشد تا حفظ كند و از اين طريق نمره‌اي بگيرد و در نهايت مدركي.
تعريف عملياتي:  در اين پژوهش منظور از تيپ‌هاي شخصيتي نمره‌اي است كه آزمودني در پرسشنامه شخصيتي آيزنك بدست مي‌آورد.
در اين پژوهش منظور از سبك هاي يادگيري نمره اي است كه آزمودني در پرسشنامه سبك هاي يادگيري كلب بدست مي‌آورد.

۱-۸ تعريف عملياتي متغيرها:
۱- سبك يادگيري شناختي: از سبك‌هاي يادگيري شناختي تعريف‌هاي گوناگوني ارائه شده كه پاره‌اي از معروف‌ترين آنها به شرح زير است:
سبك‌هاي شناختي عبارتند از : “روشهاي انفرادي مورد استفاده يادگيرنده براي پردازش اطلاعات در يادگيري مفاهيم تازه” (دي چكو و كرافورد ، ۱۹۷۴، ص ۶۳). يا “طرق گوناگون ادراك و سازمان دهي كردن اطلاعات” (وول فولك ، ۱۹۹۵، ص ۱۲۶).
سبك‌هاي يادگيري عبارتند از: “تفاوت‌هاي فردي كه يادگيري در موقعيت كلاس درس را تحت تأثير قرار مي‌دهد” (دمبو ، ۱۹۹۴، ص ۴۰۴؛ وول فولك، ۱۹۹۵، ص ۱۲۶).

  • بازدید : 98 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مشاغل کاذب شهري به آن دسته از مشاغل شهري گفته مي¬شود که ابتدا به شکل مستقيم و يا غيرمستقيم کمکي به افزايش بهره¬وري نهايي کار توليدي نکند و دوم اين که حذف آنها تأثير به سزايي در نيازمندي¬هاي توليد وتوزيع وخدمات و کالاها نداشته باشد. در پاره¬اي از موارد حتي حذف اين گونه مشاغل از صحنه توليد و توزيع کالا و خدمات باعث افزايش بهره¬وري نهايي کار توليدي خواهد شد. اين مقاله خلاصه¬اي است از تحقيق انجام گرفته تحت عنوان ” علل گرايش به مشاغل کاذب در شهر اهواز ” در سال ۱۳۸۶ که در مرکز شهر به عنوان نمونه صورت گرفته است
حق مسلم هر انساني است که آزادانه شغلي را انتخاب نمايد، شغلي که مورد علاقه او بوده و هم چنين مطابق با استعداد و تواناﻳﯽ هاي فردي او باشد تا از طريق آن بتواند امرار معاش کند، اما از آن چه که نبايد غافل بود نوع شغل فرد است، يعني فرد شغلي را انتخاب نمايد که ارزش اقتصادي داشته باشد. منظور اين است که آن شغل يا به توليدات جامعه بيافزايد يا به خدمتي منجر گردد.
در جهان امروزه ما شاهد تغيير و تحولاتي سريع در زمينه¬هاي علم، تکنولوژي و صنعت هستيم. تحولات علمي که در قرن اخير در جوامع پيشرفته و صنعتي رخ داده، هم چنان به رشد تکاملي خود ادامه مي¬دهد و نتيجه آن اکتشافات و نوآوري هايي است که در خدمت بشر امروزي قرار مي¬گيرد. اين تحولات نه تنها کره زمين را در بر گرفته و زندگي مردم را تغيير داده، بلکه علم و تکنولوژي امروزه، به قلب کهکشان ها کشانده شده و در عالم هستي سير مي کند. اکنون با تصور چنين دنيايي آيا ما از تأثيرات آن در امان خواهيم بود ؟
مسلماً خير. زندگي ماشيني و دستاوردهاي توليدي آن به اکثر کشورهاي جهان صادر مي¬شود. بنابراين ما ديگر نمي-توانيم در همان چهارچوب زندگي سنتي باقي بمانيم، بلکه بايد براي پيشرفت هماهنگ با جهان پيش برويم و براي حصول به اين مهم با نوآوري¬ها و تکنولوژي¬هاي جديد آشنا بشويم، اين آشنايي خود مستلزم کسب تخصص در زمينه¬هاي مختلف مي شود و از آن جا که نيازهاي انسان متفاوت مي¬باشد، لذا براي رفع اين نيازها تخصص هاي متفاوتي نيز ضرورت پيدا مي¬کند و انواع رشته هاي تحصيلي وتخصصي به وجود مي¬آيد. بنابراين پيشرفت صنعت و علم بر روي تمام شئون زندگي تأثير گذاشته که ذکر آن از حوصله اين تحقيق خارج است و ما فقط به تأثيري که بر مشاغل دارد مي¬پردازيم.
هرچه زندگي علمي¬تر و صنعتي¬تر مي-شود افراد به همان اندازه احتياج به فراگيري تخصص¬هاي لازم براي رفع نيازهاي خود پيدا مي¬کنند. جوامعي که نتوانند افراد متخصص به اندازه کافي تربيت کنند ناچار نيروي کار آنها به سوي مشاغلي روي مي آورند که احتياج به تخصص ندارد و از ميان مشاغل بدون تخصص، شغلي را انتخاب مي کنند که ساده تر و سودآوري آن سريع تر باشد بدون ترديد روش معيشت و نوع شغل شهروندان در سيماي شهر تأثير بسزايي مي گذارد. افرادي که به مشاغل کاذب مي پردازند چون مجوز قانوني براي کسب و کار ندارند، هرجا و هر گوشه از شهر را که فضاي خالي داشته باشد به عنوان محل کسب خود انتخاب و وسايل خود را همان جا پهن وشروع به کار مي کنند. اين افرادکه در خيابان¬هاي شهر به مشاغلي هم چون، سيگارفروشي، کوپن فروشي، دست فروشي، فال گيري و غيره مشغول¬اند باعث به وجود آمدن يک بازار آشفته مي¬شوند، که از نظر اقتصادي خود تأثير در بازار واقعي مي گذارد، يعني بازاري کاذب، درون بازار واقعي به وجود مي آورد. در اين ميان احتکار کنندگان وکساني که هدفشان فقط پول است از اين بازار کاذب و آشفته سود جسته و باعث ناياب شدن بعضي کالاها مي شوند، يعني به جاي اين که اين کالاها را با قيمت مناسب در اختيار خرده فروشان جهت مصرف مردم قرار دهند به همين افراد با قيمت بيشتر مي فروشند و بازار سياه ايجاد مي کنند. از نظر اجتماعي مشاغل کاذب، باعث تغييراتي در سيماي شهر شده اند. اين تأثيرات به اين صورت مي باشد که تجمع آن ها باعث سد معبر، مشکلات تردد، ترافيک، مسايل اخلاقي وغيره مي گردد. 
نظري ساده ولي عميق بر مشاغل کاذب آميخته در چهره ي شهر اهواز نشان مي دهد که افراد داراي شغل کاذب براي کار خود زمان و مکان مشخصي ندارند، اما به طور تقريبي مي توان گفت اين افراد، بيشتر صبح ها و عصرها در خيابان ها و چهارراه هاي مرکزي شهر تجمع مي کنند.

روش تحقيق 
در اين پژوهش ابتدا با مطالعه اوليه و اکتشافي درباره موضوع به بررسي نقطه نظرات انديشمندان و متفکران پرداخته شده است.اين مقاله بر اساس يافته¬هاي طرح پژوهشي که با هدف کلي شناخت ويژگي ها و توصيف دقيق وضع موجود صاحبين مشاغل کاذب در مرکز شهر اهواز صورت گرفته تدوين شده است. با توجه به گستردگي موضوع و تعاريف متنوعي که در مورد آن وجود دارد در اين تقيق تنها طيف باريکي از مشاغل کاذب يعني مشاغل کاذب غير پنهان يا مشاغل پياده رويي(دستفروشي، گل فروشي، فال گيري، کوپن فروشي و…) مورد توجه قرار گرفته است. در اين پژوهش از روش توصيفي از نوع پيمايشي استفاده شده است. براي انجام اين بررسي با توجه به محدوديت هاي تحقيق، پس از بررسي هاي اوليه محدوده ي مرکز شهر(سلمان فارسي، امام، طالقاني، ۲۴ متري، ۳۰ متري) به عنوان محدوده ميداني تحقيق انتخاب شده است. اين مکان با توجه به موقعيت و مسيرهاي دسترسي به آن تقريباً اغلب ويژگي¬هاي تمامي ميادين و گره گاههاي شهر اهواز را به نمايش مي¬گذارد و مي¬تواند مورد مناسبي باشد. براي جمع¬آوري اطلاعات ميداني در اين محدوده، در کنار بازديد و مصاحبه با شاغلين مذکور از روش تکميل پرسشنامه استفاده شده است. پس از تهيه و تنظيم پرسشنامه و مطمئن شدن از روايي و پايايي آن، با استفاده از روش برآورد هزينه و هم چنين فرمول کوکران از جمعيت ۱۸۰۰ نفري، جامعه آماري ۱۴۰ نفري در نظر گرفته شد. با استعانت از روش نمونه¬گيري تصادفي، پرسشنامه¬ها تکميل و در نهايت توسط رايانه نتايج، استخراج و فرضيات آزمون گرديد.
 براي تجزيه وتحليل داده ها از ضرايب همبستگي اسپيرمن، ضريب تاو کندال، آزمون t تک متغيره، روش آلفاي کرونباخ براي محاسبه ي پايايي، روش آماري غير پارامتريک خي دو(کاي – اسکوئر) استفاده شد.

اهميت و هدف تحقيق 
اين تحقيق در زمينه علل گرايش به مشاغل غيرمفيد- کاذب- اطلاعات ارزنده¬اي در اختيار ما مي¬گذارد که مي¬تواند زمينه مناسبي براي مطالعات بعدي و ارايه راهکارهايي براي مبارزه با اين گونه مشاغل باشد. واضح است که از طريق کاهش مشاغل کاذب و غيرمفيد از به هدر رفتن سرمايه¬هاي انساني جلوگيري شده و مي¬توان آنها را در جهت پيشبرد توسعه همه جانبه اقتصاد کشور به کار گرفت. بنابراين هدف اساسي، پژوهش حاضر به دست آوردن اطلاعات لازم در مورد علل گرايش به مشاغل کاذب وعوامل به وجود آورنده آن در شهر اهواز و هم چنين ارايه راهکارهايي جهت کاهش مشاغل غير مفيد مي باشد. 

بيان مسأله 
در يک نظر سطحي ولي کنجکاوانه به فعاليت¬هاي روزانه شهروندان در شهرهاي بزرگ کشورهاي در حال توسعه مشاهده خواهد شد که عده نسبتاً کثيري به فعاليت¬هاي کم و بيش غير مولد و سربار مشغول اند. اين گونه فعاليت¬هاي غيرمولد با درجات مختلف پراکندگي در بخش¬هاي اقتصادي به خصوص در بخش خدمات متمرکز شده اند. برخلاف انتظار بيشتر اين گونه مشاغل در بخش هاي غيررسمي متمرکز نشده اند بلکه عملا” درصد بالايي از آنها در فعاليت¬هاي رسمي بخش خدمات به صورت آشکار و پنهان يافت مي¬شوند. گستردگي و نهان بودگي مشاغل کاذب به حدي است که با کمي مطالعه کنجکاوانه، مولد بودن بسياري از مشاغل به ظاهر رسمي مورد سؤال قرار خواهد گرفت. مشاغل کاذب در بخش¬هاي غيررسمي، برعکس بخش¬هاي رسمي در گوشه و کنار خيابان¬ها به آساني به چشم مي-خورد. هرکسي در يک راه پيمايي کوتاه در مراکز پرازدحام شهرهاي بزرگ، به مشاغل کاذب و غير مولد در بخش غيررسمي از قبيل دوره گردي، دکه داري، سيگارفروشي سيار، واکسي سيار و انواع ديگر آن، برخواهد خورد. 
به طور کلي، وجود اين گونه مشاغل چه به شکل رسمي و چه به شکل پنهاني و غيررسمي آن، منبعث از ترکيب، تلفيق، تباين و واکنش هاي آثار و نتايج عوامل اقتصادي- اجتماعي- فرهنگي جامعه است. اين عوامل بسيار متنوع و پيچيده هستند ولي عملا” در چهارچوب الگوهاي صنعتي شدن در جامعه هاي در حال توسعه قابل بررسي اند(پورقاز ۱۳۷۶: ۱۵).
به عبارت ساده تر، گسترش فعاليت هاي غيرمولد و دست و پاگير، در يک ارتباط تنگاتنگ با مسايل و تنگناهاي اساسي توسعه اقتصادي- اجتماعي- فرهنگي قرار دارد. اين تنگناها متأسفانه به شکل پيوسته و نظام دار به يکديگر مرتبط هستند و رفع يکي از آنان به رفع بقيه تنگناهاي توسعه از قبيل بيکاري، بي سوادي، فقر، کمي درآمد، مهاجرت هاي بي رويه روستاييان، حاشيه نشيني، تمرکز بيش از اندازه جمعيت در پايتخت، رشد سريع جمعيت، کمبود نيروي انساني کارا و متخصص، وجود اقتصاد تک محصولي، فقرفرهنگي، نبود انگيزه هاي کار، توسعه ناموزون منطقه اي، اختلاس و فساد اداري، تشديد قشربندي هاي اجتماعي، کارايي پايين فعاليت هاي صنعتي، فقدان ارتباطات و مبادلات لازم بين بخش هاي خدمات کشوري و صنعت و غيره، بستگي به حل ساير عوامل ديگر دارد، اين درهم تنيدگي هاي موانع متعدد توسعه اقتصادي – اجتماعي، باعث شده است که محققان نتوانند به آساني متغيرها را تفکيک و مسايل را جداگانه حل کنند زيرا اين مسايل فرعي همه به يک “طرح مسأله کلي” مبدل شده اند و در نتيجه، متغيرهاي توسعه، همزمان و توﺃماً بر يکديگر اثر مي گذارند تا حدي که نمي توان جايگاه مشخصي را به علت ويا معلول بودن متغير اختصاص داد.
تجزيه وتحليل و مطالعه ي علل گسترش مشاغل کاذب شهري نيز از اين قاعده مستثني نيست و تا آن جايي که مقدور است، طرح آن را بايد به طور جامع و در ارتباط با تنگناهاي زيرساختي جامعه عنوان و پي ريزي کرد. به علت تنوع و چند بعدي بودن مشاغل کاذب از نظر ميزان درآمد، نوع شغل، بهره¬وري کار و شکل حقوقي آن دست اندرکاران و متفکران مسايل اجتماعي به يک تعريف مورد توافق نرسيده اند.
عده¬اي فصلي بودن و بي ثباتي شغلي را به عنوان پارامتر اصلي در تعريف مشاغل کاذب مورداستفاده قرارداده¬اند، گروهي ديگر مسأله رسمي بودن و يا غيررسمي بودن آن را مورد توجه قرارداده اند، عده¬اي قلت درآمدهاي به دست آمده را مبناي تعريف خود قرار مي دهند و شماري ديگر ميزان کمي سرمايه در گردش و استقلال کاري را اساس مشاغل کاذب قلمداد مي کنند. اگر چه تمام اين ابعاد به طور مشخصي با مشاغل کاذب پيوند دارند، ولي از آن جايي که طرح مسأله گسترش مشاغل کاذب بايد در ارتباط با مسائل رشد و توسعه اقتصادي- اجتماعي عنوان شود، در اينجا مسأله مولدبودن اين گونه مشاغل به عنوان بعد اصلي و اساسي مورد نظر ما قرار خواهد گرفت(دانش ۱۳۶۴: ۴). 
بنابراين مشاغل کاذب شهري به آن دسته از مشاغل شهري گفته مي¬شود که اول به شکل مستقيم و يا غير مستقيم کمکي به افزايش بهره¬وري نهايي کار توليدي نکند و دوم حذف آن ها تأثير بسزايي در نيازمندي هاي توليد وتوزيع خدمات وکالاها نداشته باشد. در پاره اي از موارد، حتي حذف اين گونه از مشاغل از صحنه توليد و توزيع کالا و خدمات باعث افزايش بهره¬وري نهايي کار توليدي خواهد شد(همان: ۴).

ادبيات تحقيق 
امروزه در اکثر کشورهاي جهان به صورت هاي مختلف اشکال گوناگوني از مشاغل کاذب ديده مي شود. در کشورمان نيز عينا˝شاهد اين مسأله هستيم. اگر بخواهيم از نظرگاه تاريخي به سابقه مشاغل کاذب بپردازيم، بايد اظهار کنيم که در ادوار کهن نيز گرايش به مشاغل کاذب وجود داشته است. براي اثبات اين مدعا مي توان به فروش بردگان اشاره نمود که در کتب تاريخ اسلام بيان شده است. يکي ديگر از مشاغل کاذبي که درطول تاريخ وجود داشته، رباخواري است که قرآن کريم به عنوان يک عمل زشت وحرام از آن ياد مي کند. قرآن کريم در مورد رباخواري مي¬فرمايد:(الذين ياکلون الربوا لايقومون الا کمايقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس ذلک بانهم قالوا انما البيع مثل الربوا و احل الله البيع و حرم الربوا افمن جاء ه موعظه من ربه فانتهي فله ما سلف وامره الي الله و من عاد فاولئک اصحاب النارهم فيهاخالدون).
«آن کساني که رباخوارند، از قبرها در قيامت برنخيزند، جز مانند آن که به وسوسه شيطان، مخبط و ديوانه شده و آنان به اين وسيله در اين عمل زشت- رباخوردن- که گويند هيچ فرق ميان معامله تجارت و ربا نيست و حال آن که خداوند تجارت را حلال کرده و ربا را حرام، هرکس پس از آنکه پند و اندرز کتاب خواهد رسيد از اين عمل دست کشد، خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کار او با خداي مهربان باشد. کساني که از اين کار دست نکشند آنان اهل جهنم هستند و در آن جاويد معذب خواهند بود»(سوره بقره: آيه۲۷۵).
بايد اذعان داشت که مشاغل کاذب در طول تاريخ کهن با توجه به شواهد فوق وجود داشته است. در مکاتب اقتصادي و فلسفي نيز رباخواري به عنوان عملي نادرست معرفي شده است. ارسطو مي گويد«پول عقيم و نازا است» و بهره گرفتن از پول را جايز نمي داند و رباخواري را محکوم مي کند و حتي ارسطو، برده فروشي را هم عملي نادرست مي داند. در عصر حاضر و در کشورمان در زمينه مشاغل غير مفيد- کاذب- در مشهد و اصفهان تحقيقاتي انجام گرفته که چکيده¬اي از اين دو تحقيق در زير ارايه مي¬شود. 
صرامي در مطالعه¬اي که در مورد مشاغل بخش غيررسمي شهر اصفهان انجام داده و آن را در کتابي با عنوان«مشاغل غيررسمي، بيکاري، نه کاري، ناکاري»، منتشر کرده است، بخش غيررسمي را تحت عنوان عبارت«نه کاري و ناکاري» آورده است. او با کاربرد واژه«نه کاري» اشاره به مشاغلي دارد که مقبوليت نسبي داشته و اخلاقا” محکوميتي ندارند(مثل دست فروشي، واکسي و نظايرآن) و از واژه ي(ناکاري) مشاغلي را در نظردارد که مقبوليت اجتماعي نداشته و نوعي خطا به شمار مي¬روند(مانند گدايي، قاچاق و….). به اعتقاد او اين گونه مشاغل با تمام اشکالات و تأثيرات منفي که دارند، به دليل مطابقت با وضعيت فقر و بيکاري همه¬گير جوامع جهان سوم و به دليل تسکين موقت آلام ورفع بيکاري، بايد با دقت، ملايمت و عدالت با آنها برخوردار شود.
عزت الله مافي(۱۳۷۲) در تحقيقي که با عنوان «بررسي مشاغل حاشيه¬اي در شهر مشهد» انجام داده، به اين نتيجه رسيده است که بيشترين تراکم اين گونه مشاغل در سمت شرقي شهر مي¬باشد. از کل کسبه حاشيه¬اي در خيابان¬هاي اصلي شهرحدود ۸۵ درصد در نواحي شرقي و ۱۵ درصد در نواحي غربي شهر به کسب اشتغال داشته¬اند، دلايل تراکم مشاغل حاشيه¬اي در اين شهر ناشي از عوامل زير است: 
الف) تراکم زياد جمعيت در اين قسمت از شهر؛
ب) پايين بودن درآمد ساکنان اين مناطق ؛
پ) تجمع زوار بويژه طبقات متوسط وکم درآمد به خصوص در محلات نزديک حرم ؛

چهارچوب نظري تحقيق 
موضوع مشاغل کاذب را مي¬توان از منظر تئوري¬هاي نظير رشد و توسعه متوازن در بخش¬هاي مختلف جامعه و هم چنين تئوري عدالت و توسعه(تودارو. ۱۳۶۴: ۲۳۵).(ازکيا. ۱۳۷۹٫ ۱۲۳). بررسي کرد. ليکن با توجه به اين که رويکرد خاص تئوريک اين مقاله اهتمام نگارندگان متمرکز بر نظريه هايي چون، تئوري وابستگي و تئوري جاذبه و دافعه لي مي باشد.
مدل وابستگي در ديدگاه تضاد- يکي از ديدگاههاي جامعه شناختي براي تبيين مسايل اجتماعي نضج گرفت. در ديدگاه تضاد جامعه عرصه تضادها و مبارزات طبقاتي است و متغيرهايي مانند: روابط حاکميت، تقسيم کار، توزيع نابرابر امکانات اقتصادي و تغييرات و دگرگوني¬هاي اساسي(انقلابي) مورد بحث قرار مي¬گيرند. در ديدگاه تضاد تبيين پديده¬ها و مسايل اجتماعي در مقياس کلان(نظام¬هاي سياسي- اجتماعي) است. تبيين پديده مشاغل کاذب که از اهم تبعات منفي مهاجرت روستاييان به شهرها است را مي¬توان در اين ديدگاه که به نظرات يا مدل-هاي وابستگي شهرت يافت مورد بررسي قرار داد. 
از ديد نظريه¬ پردازان اين ديدگاه مهاجرت(به ويژه مهاجرت روستاييان به شهر) در بطن روابط سرمايه¬داري جهاني و توسعه وابسته کشورهاي عقب مانده، بايد مورد تحليل قرار گيرد. اين گروه از نظريه پردازان بر اين اعتقادند که علل مهاجرت را نمي¬توان از اثرات آن جدا نمود، زيرا مهاجرت از يک سو، معلول توسعه نابرابر کشورهاي سرمايه¬داري و کشورهاي عقب مانده بود و از سوي ديگر عامل گسترش و تعميق توسعه نابرابر است، بنابراين در تعيين فرايند مهاجرت(به ويژه از روستا به شهر) که منجر به ايجاد و گسترش حاشيه نشيني و شکل¬گيري مشاغل کاذب شهري مي شود لازم است نخست به مسأله عدم توسعه توجه نمود، زيرا در اين راستا است که روابط نابرابر ساختي و مکاني بين بخش¬هاي مختلف جامعه مد نظر قرار مي¬گيرد(به نقل از Amin و Cohen، ۱۹۷۴: ۳۴۹). 
يکي از ايده¬هاي مطرح شده در اين ديدگاه، روابط مرکز- پيرامون در امر توسعه کشورهايي است که توسعه نيافته است و توسط ” سميرامين ” ارايه شده است. کشورهاي سرمايه¬داري وضعيت مسلط(مرکز) و کشورهاي توسعه نيافته وضعيت تحت سلطه(پيرامون) را دارند. اين وضعيت در ساختار داخلي کشورها نيز تأثير گذاشته و سبب به وجود آمدن قطب¬هاي پيشرفته و توسعه يافته سرمايه داري(معمولاً در شهرها) و مناطق توسعه نيافته(معمولاً روستاها) گشته است و نوعي عدم تعادل منطقه اي را به وجود مي آورد. اين امر موجب مهاجرت و جا به جايي نيروي کار از مناطق روستايي محروم به سوي مناطق شهري پيشرفته مي گردد و از آن جا که اين نيروي کار فاقد هرگونه مهارت و تخصص حرفه¬اي مي¬باشند به ناچار در شهر به سمت و سوي مشاغلي کشانده مي شوند که نه تنها در توليد و توزيع فعاليت¬هاي اقتصادي نقش بهينه¬اي ندارند بلکه خود موجبات گسترش و افزايش آسيب¬هاي شهري(من جمله: سد معبر، قاچاق کالا، آلودگي محيط- زيست شهري و غيره) را فراهم مي نمايند. 
” پل سينجر ” يکي ديگر از نظريه پردازان اين ديدگاه، دو مجموعه عوامل مربوط به مبدأ را که باعث مهاجرت مي شوند، از هم متمايز مي کند، اين دو مجموعه از عوامل عبارتند از: 
الف) عوامل رکودي، و اين عوامل زماني رخ مي دهد که جمعيت روستايي به دليل بهبود نسبي وضع بهداشت و درمان، رشدي بيش از توليدات کشاورزي داشته باشد و لذا نيروي کار اضافي، به وجود مي آيد. اين نيروي کار به علت نبود امکانات اشتغال در روستاها به سوي شهرها مهاجرت مي نمايند. 
ب) عوامل تغيير دهنده، اما عوامل تغيير¬دهنده موقعي مؤثرند که روش¬هاي توليد سرمايه¬داري مدرن در مناطق روستايي نفوذ کرده باشد و باعث تغيير شيو ها و تکنيک-هاي توليد مي¬گردد(مکانيزه شدن کشاورزي) در اين جا هدف، افزايش بهره¬وري کار از طريق صنايع سرمايه براست و بنابراين تعداد شاغلين را کاهش داده، سبب مهاجرت نيروي کار اضافه موجود در روستا مي-گردد. که نتايج حاصل از اين پژوهش مويد موارد مذکور است و اتوماسيون(مکانيزه شدن فعاليت هاي کشاورزي) به عنوان يکي از عوامل اقتصادي در مهاجرت رابطه ي معناداري با گسترش مشاغل کاذب شهري دارد. به طور خلاصه در نظريات وابستگي، مهاجرت امري اجباري است که براساس عدم توسعه يک محيط(روستا) نسبت به محيط ديگر(شهر) و وابستگي غير سرمايه-داري به بخش سرمايه داري به وجود مي آيد و يک امر کاملا” استثماري است و ادامه آن باعث گسترش هرچه بيشتر توسعه نيافتگي مي¬گردد(لهسايي زاده، ۱۳۶۸: ۲۲). 
از مدل فوق مي¬توان براي تبيين مهاجرت¬هاي شهر به شهر نيز مي¬توان استفاده کرد و مهاجرت از شهرهاي توسعه نيافته به شهرهاي توسعه يافته تر در يک کشور را در اين چارچوب تبيين کرد. چرا که درصد کمي از افراد مورد بررسي در اين پژوهش را مهاجرين شهري تشکيل دادند. از نظريه اورت اس. لي هم مي¬توان در تبيين پديده مشاغل کاذب بهره گرفت. 
در نظريه لي که به تئوري عوامل جاذبه و دافعه معروف است(زنجاني، ۱۳۸۰: ۱۳۳). جاذبه¬هاي اقتصادي- اجتماعي خاستگاه(شهر) چون(امکانات آموزشي، اشتغال مناسب، امکانات رفاهي، درآمد بيشتر، ازدواج، برخورداري از احترام و ارزش بيشتر) بر انگيزاننده مهاجرين بالاخص روستاييان مي¬شود و آن ها را به رهايي از شرايط کوچ¬گاه(بيکاري، نداشتن درآمد، عدم دسترسي به امکانات رفاهي و آموزشي و غيره) وا مي دارد. 
بر اساس اين تئوري و نتايج حاصله از اين پژوهش نگارنده بر اين باور است که مهم ترين عامل در مهاجرت روستاييان به شهرها(اهواز) عوامل اقتصادي مي¬باشد که تحت عنوان جاذبه هاي شهر مطرح مي-گردد. روستاييان، بي آن که آگاهي و شناخت لازم نسبت به محيط شهري داشته باشند و توانايي¬ها و مهارت¬هاي خويش را آزموده باشند جذب يک سري امکانات کاذب در محيط شهر شدند که اين امکانات هم چون سراب آنها را فريفت بي آن که اين دسته از افراد بتوانند خود را با محيط شهر وفق دهند و جذب فعاليت¬هاي توليدي شوند به سمت و سوي مشاغلي کشانده شدند که علاوه بر اين که کمکي به افزايش خلاقيت و شکوفا شدن استعدادهاي نهفته آنها نکرد بلکه بسياري از آنها بالاخص قشر جوان در دام باندهاي نامشروع قدرت و ثروت(گروهک¬هاي منافقين، باندهاي قاچاق مواد مخدر و غيره) گرفتار شدند. 

مدل نظري تحقيق 
اشتغال کاذب يا بيکاري پنهان پديده اي است که بعد از انقلاب صنعتي همراه با توسعه شهرها در کشورهاي پيشرفته و سپس در ممالک در حال توسعه از جمله ايران گسترش بيشتر يافته و در حال حاضر نيز ادامه دارد. 
اشتغال کاذب به عنوان مقوله اي چند وجهي بر بستري از تعاملات حاصل از تأثير و تأثرات مولفه هاي متعدد ظاهر مي شود. به طوري که گاهي تشخيص تقدم و تأخر اين مولفه ها نسبت به يکديگر مشکل بوده و انسان را دچار خطا مي¬کند. اين پديده گاهي به دليل تأثيراتي که برمحيط زيست شهري و اجتماعي مي گذارد در مباحث جغرافياي شهري مطرح مي شود، از سوي ديگر آن جا که بيکاري پنهان و اين گونه مشاغل در بخش غير رسمي به چشم مي-خورند مي¬توان آن را به عنوان يکي از معضلات اقتصادي در کشورهاي جهان سوم توصيف کرد. 
به طور کلي، وجود اين نوع مشاغل چه به شکل رسمي و چه به شکل پنهاني و غيررسمي آن، منبعث از ترکيب، تلفيق، تباين و واکنش¬هاي آثار و نتايج پارامترهاي اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي جامعه است. اين پارامترها بسيار متنوع و پيچيده هستند، ولي عملاً در چارچوب الگوهاي صنعتي شدن در جامعه¬هاي در حال توسعه قابل بررسي¬اند. 
در ارتباط با علت¬يابي و شناخت زمينه-هاي شکل¬گيري مشاغل کاذب، نظريه¬هاي متفاوتي در ابعاد متعددي(اقتصادي، روان شناختي، اجتماعي) ارايه شده است. اين نظريه¬ها، اگر چه تا حد زيادي ناشي از وجوه مختلف مشاغل کاذب است، ليکن تعلق صاحبنظران به ديدگاهها و مکاتب فکري گوناگون، سهم مهمي در اين امر دارد. هر کدام از صاحبنظران در مباحث مربوط به اشتغال به طور غير مستقيم، به عوامل متعددي در شکل¬گيري اين پديده اشاره کرده بودند.
براي نمونه در نظريات جمعيت شناختي، مالتوس، رشد جمعيت، در نظريات مهاجرت اکثر صاحبنظران از جمله لي جاذبه هاي اقتصادي- اجتماعي شهرها را در شکل گيري اين گونه مشاغل دانست. در مکتب نوسازي، مي توان اتوماسيون(ماشيني شدن) در مناطق روستايي که منجر به مهاجرت خيل عظيمي از روستاييان به حاشيه ي شهرها شد را در پديدآيي اين مسأله شهري دخيل دانست. به طوري که در يک جمع بندي کلي مي توان گفت: مهم ترين عاملي که در رابطه با شکل¬گيري مشاغل کاذب شهري مدنظر اکثر صاحبنظران مي باشد: مهاجرت از محيط هاي کوچک شهري و روستايي است. در ارتباط با مقوله مهاجرت نيز نظريه¬هاي متعددي در بخش مربوط به نظريه هاي مهاجرت ارايه شد. 
ديدگاهي که در اين پژوهش در ارتباط با علل مهاجرت مد نظر ما مي باشد، ديدگاه اورت اس. لي مي باشد که به تئوري عوامل جاذبه و دافعه معروف است. به طوري که بر اساس اين ديدگاه، دافعه هاي روستايي و جاذبه هاي شهري نقشي موثر در ارتباط با چگونگي مهاجرت به شهرها و ميزان آن دارند. 
در قسمت مربوط به پيامدهاي اجتماعي گسترش مشاغل کاذب، لازم به توضيح مي-باشد که ما در اين پژوهش با تأکيد بر ديدگاههاي صاحبنظران داخلي و به طور غير مستقيم صاحبنظران خارجي حاکم شدن فرهنگ فقر، بيکاري، تورم، احتکار، حاشيه¬نشيني، را از مهم ترين پيامدهاي اجتماعي- اقتصادي اين گونه مشاغل برشمرديم.
در يک جمع¬بندي کلي و براساس ديدگاههاي صاحبنظران در ارتباط با عوامل موثر بر شکل گيري مشاغل کاذب و هم چنين بررسي علل گرايش افراد به اين دسته از مشاغل به ارايه مدل نظري تحقيق مي-پردازيم. 
  • بازدید : 90 views
  • بدون نظر
This 8-page pdf file includes the translation of the original English file of the Vank Cathedral of this
site from English to Persian. This file fully translates the names of some characters of the Christian religion

این فایل ۸ صفحه ای شامل ترجمه ی فایل کلیسای وانک موجود در این سایت است. این فایل شامل ترجمه کامل اسامی و اصطلاحات به کار رفته در دین مسیح می باشد.

The original English pdf file and a 120-slide powerpoint file is also available in this site that make it easier for you to better understand the explanations. This file is bestowed to our dear country

برای این فایل ترجمه, فایل انگلیسی توضیحات کامل کلیسای وانک و نیز یک پاورپوینت ۱۲۰ اسلایدی هم در همین سایت موجود می باشد که امکان درک بهتر متن را فراهم می سازد. این اثر تقدیم می شود به تمامی فرهنگ دوستان ایران عزیزمان.


عتیقه زیرخاکی گنج