• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

آخرین سلسله نظام شاهنشاهی ایران، سلسلۀ پهلوی بود كه رضاخان میرپنج آن را بنیان نهاد و خود ۱۶ سال سلطنت كرد.
   رضاخان در ۲۴ اسفندماه ۱۲۵۵ش در قصبۀ آلاشت از توابع سواد كوه مازندران متولد شد. اندكی پس از تولد، پدرش درگذشت و قیومیت او را عمویش سرهنگ نصرالله‌خان به عهده گرفت. رضاخان از پانزده سالگی  درجات نظامی را یكی پس از دیگری پشت سر نهاد، به‌طوری كه در سال ۱۲۹۷ش به درجۀ سرتیپی و در ۱۲۹۹ش به درجۀ میرپنجی رسید.
  عامل سیاسی كودتا، سیدضیاء‌الدین طباطبائی و عامل اجرائی و نظامی آن رضاخان بود. رضاخان و نیروهایش روز سوم حوت ۱۲۹۹ش وارد تهران شدند و حكومت نظامی اعلام كردند و تمام وزارت‌خانه‌ها و پست تلگراف را تعطیل نمودند. احمدشاه به‌ خواست كودتاچیان سیدضیاء‌الدین را به صدرات منصوب كرد و به رضاخان منصب سرداری داد. رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمد‌التجار و مدرس كه از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد.
احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب كرد و خود راهی اروپا شد از آن‌جا كه در آن زمان دولت عثمانی از سلطنت به جمهوری تغییر یافته بود، در ایران نیز نظامیان به تحریك سردار سپه خواستار دولت جمهوری شدند لذا طرح جمهوریت تقدیم مجلس شد. اما با بروز تظاهرات به رهبری روحانیون، انصراف از جمهوریت توسط رضاخان اعلام شد. احمدشاه بعد از شنیدن این خبر، رضاخان را خلع كرد اما به علت تهدید نظامیان بار دیگر رضاخان روی كار آمد.
  در سال ۱۳۰۴ش احمدشاه قصد بازگشت به كشور را داشت، اما به دلیل تظاهرات در تهران به علت كمیابی نان منصرف شد. در این اثنا رضاخان به منظور یكسره كردن كار قاجار عده‌ای از درباریان را به اتهام كمبود نان خلع كرد.
  در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شكل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشكیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر موسسان موکول گردید. سرانجام مجلس موسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذكور وی تفویض نمود.
  رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده كرد. راه­های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شكل گرفت. دانشگاه تهران تاسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از كشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن كشور به كمك متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در كشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو كاپیتولاسیون را صادر كرد.
  اولین عكس العمل روحانیت نسبت به شاه توسط شیخ محمد بافقی در فروردین ۱۳۰۶ش، زمانی صورت گرفت كه بانوان درباری بدون حجاب از حرم حضرت معصومه (س) خارج شدند. روز بعد شاه با تجهیزات نظامی وارد قم شد و دستور ضرب و شتم روحانیون را صادر كرد. دومین اعتصاب روحانیت در اعتراض به اجرای قانون نظام اجباری بود كه طی مذاكرات دولت با علمای قم و پذیرفته شدن تقاضاهای آن‌ها مبنی بر تجدیدنظر در قانون نظام اجباری، علما متفرق شدند.
  در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشكل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امكان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حكومت پهلوی شد.
  طی اشغال ایران توسط متفقین در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ش، رضاخان مجبور به كناره‌گیری از سلطنت شد و به جزیرۀ مورس تبعید گردید. بدین ترتیب محمدرضا پهلوی به سلطنت رسید.
  در انتخابات دورۀ چهاردهم مجلس شورای ملی به مردم فرصت داده شد تا به هر كسی كه می‌خواهند، رأی بدهند. در نتیجه این آزادی، افرادی چون دكتر محمد مصدق انتخاب شدند. دكتر مصدق در مجلس طرحی راجع به نفت به تصویب رساند مبنی بر این كه هیچ یك از مقامات كشور حق مذاكره یا بستن قرارداد نفت با هیچ كشور خارجی را ندارد. در این موقع هیئتی از روسیه وارد ایران شدند تا امتیاز نفت شمال را بدست آورند، اما بی‌نتیجه برگشتند.
  بعد از اتمام جنگ جهانی دوم (۱۳۲۴ش) نیروهای شوروی خاك ایران را ترك نكردند و به اختلافات گروهی در ایران دامن زدند. در آذرماه همان سال آمریكا و انگلیس از شوروی خواستند كه ایران را ترك كند، اما تا آذرماه ۱۳۲۵ كه فرمان پیشروی ارتش به آذربایجان صادر شد و آخرین مواضع فرقۀ دمكرات در تبریز از بین رفت، شوروی هم‌چنان به حمایت گروه‌های سیاسی مشغول بود.
  شاه بعد از این‌كه در دانشگاه تهران مورد هدف گلوله قرار گرفت، انحلال حزب توده را اعلام كرد و آیة‌الله كاشانی را به خرم‌آباد تبعید نمود. در شهریور ۱۳۲۸ نخستین جبهۀ ملی ایران به رهبری دكتر مصدق تشكیل شد. رزم‌آرا با مخالفت‌هایی كه نسبت به ملی‌شدن صنعت نفت داشت در اسفند ۱۳۲۹ توسط خلیل طهماسبی از فداییان اسلام به قتل رسید و كمیسیون خاص نفت به ریاست مصدق، ملی‌شدن صنعت نفت را تصویب كرد. مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۰ به نخست‌وزیری منصوب شد. او برنامۀ كار خود را بر دو اصل استوار ساخت:
  1- اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت
  2- اصلاح قانون انتخابات
  از آن‌جا كه شاه وزارت جنگ را بنا به درخواست مصدق به او نداد، مصدق استعفا كرد. اما با تظاهرات مردم در ۳۰ تیر كه خواستار بازگشت مصدق بودند، بار دیگر او با اختیارات بیشتری از قبیل وزارت جنگ به مقام نخست‌وزیری برگزیده شد و عدۀ زیادی از امرای ارتش را باز نشسته نمود. سپس روابط سیاسی با انگلستان را قطع كرد و همین امر باعث شد تا انگلستان و آمریكا درصدد ساقط كردن دولت وی برآیند. سرانجام شاه در ۲۲ مرداد ۱۳۳۲ مصدق را عزل كرد.
  به دنبال آن اولین پیشنهاد دهندۀ ملی شدن صنعت نفت، دكتر حسین فاطمی تیرباران شد و آمریكا و انگلستان مذاكرات خود را در مورد مسئله نفت از سر گرفتند و بعد از ۴ ماه مذاكره، اعلامیۀ موافقت در مورد واگذاری نفت به كنسرسیوم بین‌المللی صادر گردید. در شهریور ۱۳۳۴ بعد از این‌كه حسین علاء (نخست‌وزیر وقت) مورد حمله فدائیان قرار گرفت، شاه فرمان دستگیری و مجازات فدائیان را صادر كرد و در ۲۷ شهریور فدائیان از جمله نواب صفوی،‌ خلیل طهماسبی، مظفر ذوالقدر و سیدمحمد واحدی تیرباران شدند.
  مسائلی از قبیل به رسمیت شناختن اسرائیل توسط شاه در سال ۱۳۳۶، تقلب در انتخابات دورۀ بیستم ۱۳۳۹، عدم رضایت دانشجویان دانشگاه از مسائل جاری سیاسی و رویۀ شاه در كلیه شئون مملكت، باعث راه‌اندازی تظاهرات شدید علیه شاه شد. مقام نخست‌وزیری به علی امینی، معتمد آمریكایی‌ها داده شد و آمریكا به شاه تكلیف كرد كه حق دخالت در امور مملكت را ندارد. امینی اوضاع آشفته كشور را ناشی از فساد دانست و برای مبارزه با آن اقدام نمود. اما شاه كه مسلوب‌الاختیار بود طی سفری به آمریكا عدم موفقیت امینی را اعلام كرد و درخواست نمود كه مجدداً تمامی اختیارات به او واگذار شود و قول داد كه نظریات كاخ سفید را به نحو مطلوب انجام دهد. بعد از جلب توجه آمریكا به ایران بازگشت و امینی را بركنار و امیر اسدالله علم را جایگزین كرد.
  در شهریور ۱۳۴۱ش هیئت وزیران علم، لایحه جدید انجمن‌های ایالتی و ولایتی را تصویب كرد و به زنان حق انتخاب رأی داد. در آن لایحه قید اسلام از شرایط انتخابات حذف و به جای سوگند به قرآن، سوگند به كتاب‌های آسمانی قید شده بود كه این تصویب‌نامه به شدت مورد اعتراض علما و روحانیون قرار گرفت و شاه و علم مجبور به لغو آن شدند.
  شاه به خواست آمریكا اصول شش‌ گانه‌ای را به نام اصلاحات اجتماعی به رفراندوم گذاشت اما این بار حضرت آیة‌ا… خمینی حكم به تحریم رفراندوم داد.
  امام خمینی عید نوروز ۱۳۴۲ را به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر (عج) اعلام نمود و در مدرسه فیضیه عزاداری مفصلی برگزار شد. اما مدرسه مورد حمله مأمورین امنیتی قرار گرفت و  تعدادی كشته و زخمی شدند. سپس شاه دستور دستگیری امام را صادر كرد. در بامداد ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ش امام دستگیر شد. اما با روی‌ كار آمدن حسنعلی منصور در اسفند ۱۳۴۲ ایشان آزاد شدند. بعد از تصویب لایحۀ مصونیت مستشاران آمریكایی، امام نطق كوبنده‌ای علیه شاه و آمریكا و اسرائیل ایراد نمود كه در نتیجه آن در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ بازداشت و به تركیه تبعید شدند.
  شاه در سال ۱۳۴۸ فرح پهلوی را نایب‌السلطنه قرار داد و در سال ۱۳۵۳ تشكیل حزب رستاخیز را به دبیركلی امیرعباس­هویداد اعلام كرد و مردم مجبور به عضویت در آن حزب شدند، همین امر نارضایتی مردم را افزون‌تر ساخت و آن‌ها به مخالفت‌های خود علیه رژیم پهلوی ادامه دادند. بزرگترین تظاهرات علیه رژیم شاه در روز ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ در تبریز رخ داد و در پی آن مردم اصفهان تظاهرات كردند و در روز ۱۷ شهریور حكومت نظامی اعلام شد، اما مردم در میدان ژاله اجتماع كرده و مورد حلمه مأموران قرار گرفتند، كه تعداد زیادی كشته شدند. این روز در تاریخ انقلاب ایران به جمعه سیاه معروف شد.
  در اواخر حكومت پهلوی دیگر كسی مقام نخست وزیری را نمی‌پذیرفت، تا این‌كه شاهپور بختیار انتخاب شد. شاه در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترك و به مصر رفت و روز ۱۲ بهمن همان سال امام وارد تهران شد و با سخنرانی در بهشت زهرا سلطنت پهلوی را غیرقانونی خواند. سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ش آخرین سلسله سلطنتی ایران منقرض شد و محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران در سوم مرداد سال ۱۳۵۹ در مصر درگذشت.

عتیقه زیرخاکی گنج