• بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

من  درششم ماه مه ۱۸۶۱ در شهر کلکته واقع در ایالت بنگال در خوانواده ای سرشناس به دنیا آمد . نهمین و  اخرین  فرزند خانواده محسوب می شدم که همگی از هوش ، استعداد و سواد کافی بهره مند بودند . پدرم دبن درنات تاگور۱ یک فیلسوف آئین هندوئیسم بود و اجدادم از دی باز درزمره اصلاح طلبان ناحیه بنگال محسوب می شدند .من دوران کودکی را در بنگال که ناحیه ای زیبا و مصفاست به سر آوردم . شش ساله بودم که به دبستان رفتم و با اشتیاق شروع به تحصیل کردم . 
پدرم که به  سیر وسیاحت علاقه ای وافر داشت در ضمن یکی از سفرهایش به نواحی زیبای هیمالیا من را که پسری خردسال بودم همراه خود برد . من طی این سفر با جهان بیرون از کلکته آشنا شدم و شیفته زیباییهای طبیعت گردیدم . طی دوران تحصیل ونوجوانی پدرم همواره در راهنمایی و تربیت من نقش مهمی برعهده داشت . باتشویقات پدرم با آثار کالیداسیا شاعر بلند آوازه زبان سنسکریت۳ آشنا شدم . این آشنایی نخستین بارقه های شعر و شاعری را در ذهن من بیدار ساخت . به زودی دریافتم که تحصیل د مدرسه من را اغنا نمی کند . از این رو با همراهی پدرم امکانات تحصیل و مطالعه را به خانه منتقل کردیم . پدرم برای فرزنذانش معلم خصوصی گرفت ومن طریق تحصیل جدیدی را آغاز کردم . بحث ها و گفتگوها ی پرشور فلسفی در خانواده و راهنمایی های برادران بزرگترم هر چه بیشتر فکر و اندیشه من را روشن ساخت . نخستین اثرم مجموعه شعری بود تحت عنوان کاوی –کاهینی۴ . 
درسال ۱۸۷۸ هنگامیکه هفده سال داشتم همراه برادرم برای تحصیل در رشته حقوق عازم انگلستان شدم . به زودی پی بردم که رشته حقوق مورد علاقه ام نیست . از این رو شروع به مطالعه ادبیات انگلیسی زبان کردم و در زمینه فلسفه و عرفان مشرق زمین نیز مطالعاتی کردم . درسال ۱۸۸۰ تحصیل را نیمه کاره رها کرده و هند بازگشتم در واقع دوران آفرینش هنری من از این زمان به بعد آغاز گردید . مجله بهاراتی۵ به سردبیری یکی از برادرانم آغاز به انتشار کرد و من اشعار وداستانهایم را دراین مجله منتشر کردم . در سال۱۸۸۱ یمک درام موزیکال نوشتم تحت عنوان ” نبوغ والمیکی ۶″ که خودم ایفای نقش اصلی آن را برعهده گرفتم . این اثر براساس افسانه پیدایش رامایانا۷ تنظیم گردیده و ار تاثیرات ادبیات و موسیقی اروپایی نیز بهره مند بود . 
درسال ۱۸۸۲ نمایش های دیگر ی نوشتم تحت عناوین صید فربه که اثریست موزیکال ، نمایش نامه منظوم قلب شکسته۹ و انتقام طبیعت۱۰ . 
در سال۱۸۸۳ با دوشیزه بهابا تارینی –دوی۱۱ ازدواج کرد م . این ازدواج تا روز مرگ همسرم توام با عشق و علاقه دوام داشت . 
پدرم که مایل بود فرزندش در انگلستان تحصیلاتش را به پایان برساند بار دیگر شرایط سفر مرا مهیا ساخت من در سال ۱۸۹۰ به انگلستان رفتم اما از یک سو بیمار شدم و از سوی دیگر دوری از خانواده و تنهایی درغریت را تاب نیاوردم . پس ازیکماه توقف به هند بازگشتم خانه پدرم را برای سکونت برگزیدم و تصمیم گرفتم فکر تحصیل حقوق را از ذهن خود و خانواده ام بیرون کنم  . در بنگال ماندم و روز به روز پیوندم رابا هنر و ادب سرزمینم استوار تر کردم . 
تاریخ هند در این سالها بسیار پرالتهاب بود . برای درک این امر اشاره ای هر چند مختصر به مسائل پیرامون من  به نظر ضروری بود   .  در سال ۱۸۷۷ میلادی دولت انگلستان با انحلال کمپانی هند شرقی بریتانیا موضوع انضمام هند به انگلستان را رسمی کرد و طی تشریفات خاصی که در لندن به عمل   آمد تاج امپراتوری هند برسر ویکتوریا ملکه انگلستان شد . انضمام هندوستان به انگلستان سبب تغییراتی در سیستم اداری کشور هند گردید به طوریی که این سرزمین بر اثر اجرای پاره ای قوانین به دو قسمت تقسیم شد. قسمت انگلیسی و قسمت هندی ، قسمت اول که شامل مناطق مهم بندری و نطامی ویا با اهمیت اقتصادی بیشتری می شد رسما جز متصرفات انگلیس محسوب می شد وهمه امور آن به وسیله انگلیسی ها اداره میشد . قسمت دوم سرزمین هایی بود که هریک توسط حاکمان محلی یعنی نوابه ، راجه ها؛ مهاراجه ها و سایر امرا تحت حمایت بریتانیا اداره می شدند . 
مجموعه این امور منجر به تشکل های سیاسی تقلابیون و روشنفکران هندی جهت دستیابی به استقلال سرزمینشان از یوغ امپراتوری بریتانیا گردید . برای تاگور هند ومردم آن بسیار عزیز بود . اونیز مانند دیگر آزادیخواهان کشورش از تسل بیگانگان بر سرزمین شان رنج می برد و معتقد بود که سرنوشت هند راباید بدست خود هندیان سپرد . 
در سال ۱۸۹۰ تاگور نمایش نامه قربانی را که براساس یکی از داستانهای بلند او تحت عنوان حکبم شاهنامه۱۳ تنظیم گردیده بود به اتمام رسانید .او این اثر را درست زمانی نگاشت که ایامی نه چندان دور کاهنان معبد ( کالی ) برای جلب رضایت الهه جنگ آدمیان ؛ به خصوص کودکان معصوم و بیگناه را درپای وی قربانی می کردند تااینکه دولت هند با کمک تنی چند از متفکران کشور رسم کهنه و ضد انسانی را ممنوع کردند. 
در سال ۱۸۹۲ نمایشنامه منظوم چیترا ۱۴انتشار یافت . چیترا شاهزاده خانم سرزمین ” مالنیپور ” است . آرجون قهرمان حماسه کهن مهابهاراتا۱۵ با او برجورد می کند . چیترا که از زیبایی ظاهری بهره ای چندان ندارد با وجود تلاش فراوان وعرضه هنرها نمیتواند در دل او نفوذ کند . هنگامی که می نگرد پاکدامنی و وفاداری وایثلر و جان بازی درراه تامین زندگی محجمب هیچ یک در دلدار مغرور کارگر نمی شود . از ” مادان ” رب النوع عشق ، زیبایی به عاریت می گیرد . بار دیگر برابر آرجون پدیدا می شود . اما دیری نمی گذرد که از وی خسته می شود و سر انجام را ه گریز درپیش می گیرد . تاگور دراین اثر از قالب های سنتی تئاتر فاصله گرفت و به سوی مفاهیم و مضامین به اصطلاح نوگرایانه متمایل شد یک چندبه سوی نمایشنامه های کمدی درامد .مجموعه معما و چند کمدی کوچک  آثاری هستند که او درسبک وسیاق نمایشنامه های کمدی به رشته تحریر درآورد . درسال ۱۹۰۱ تاگور مدرسه ای بنام سانتی نیکتان۱۷ در ناحیه بولپور در دامنه هیمالیا بنا کرد . وبه تربیت جوانان به روشی تازه مشغول شد . همچنین مجله ای به نام بهاندرا۱۸ را نیز منتشر کرد که درآن مباحث فرهنگی ، اجتماعی و هنری هند ر منعکس می ساخت . چند اتفاق ناگوار به شدت او را متاثر ساخت همسرش در۲۳ نوامبر ۱۹۰۲ دراثر بیماری در گذشت . دخترش به سل مبتلا گشت و پدرش نیز در۱۹۰۵ چشم از جهان فروبست ، پسر کوچکش درنوامبر ۱۹۰۷ به وبا مبتلا شد و درسنین نوجوانی مرد . تحمل این مصائب برای روح حساس تاگور بسیار دشوار و توانفرسا بود . 
از سوی دیگر روز به روز مسائل سیاسی کشورش حادتر می شد ، تاگور عقیده داشت که تندروی بیش از حد در مسائل سیاسی انسان را به راه مبالغه و اغراق می کشاند و از طریق حقیقت دور می سازد . با همین نظرات بود که جوش وخروشی افراطی گروهی از جوانان کشورش ا گمذاه کننده تشخیص داد و از همکاری با آنان کناره گرفت . عقاید صوفیانه اش شدت یافت .بیشترین اوقاتش را در سانتی نیکتان به تدریس و نوشتن اختصاص یافت . گرچه مورد شماتت  گروههایی نیز قرار گرفت واین امر تا آنجا پیش رفت که از سال ۱۹۰۸ به بعد تاگور گوشه انزوا اختیار کرد و به ترجمه اشعار خود به زبان انگلیسی پرداخت . نمایشنامه را جا ۱۹ ( ۱۹۱۰) که بعدا تحت عنوان ” پادشاه اتاق تاریک “۱۹ ترجمه شد نام او را در خارج از هند نیز برسر زبانها انداخت . در سال ۱۹۱۲ بنا به دعوت مقامات انگلیس عازم لندن شد . در این سفر تاگور مجموعه یکی از آثار شعری  خود را به نام گیتانجالی ۲۱ یا ” ارمغان های شعری  ” که به زبان انگلیسی برگردانده بود همراه داشت . این اثر به فاصله چندماه بعد در انگلساتان به چاپ رسید . زمستان این سال را تاگور درآمریکا گذراند و سخنرانی هایی در دانشگاه این کشور ایراد کرد . نمایشنامه پستخانه ۲۲ که اثری تمثیلی است  سال ۱۹۱۳ انتشار یافتو مورد توجه ادب شناسان اروپایی  قرار گرفت . از سوی دیگر هنگامی که تاره به کشورش باز گشته بود اطلاع پیدا کرد که فرهنگستان سوئد جایزه ادبی نوبل را به خاطر مجموعه اشعار گیتانجالی به وی اعطا کرده است . این نخستین بار بود که اندیشمندی از مشرق زمین در شمار برندگان این جایزه قرار می گرفت . دانشگاه کلکته در همین سال به او دکتری افتخاری ادبیات اعطا کرد .در سال۱۹۲۴ نخستین جنگ جهانی اغاز شد . نیاز انگلستان به نیروی انسانی برای جنگ استعمار گران را برآن داشت تا به مردم هندوعده دهند که پس از خاتمه جنگ ازادی واستقلال آنان را باز خواهد داد . وقتی این آرزو برآورده نشد مردم هند سر به طغیان برداشتند . از سوی دیگر طی این سالها مهاتا گاندی ۲۳ از اعضای حزب کنگره بود محبوبیتی عظیم یافت و سیاست مقاومتی منفی ۲۴ را برعلیه دولت انگلیس مصرانه به اجرا گذاشت . گاندی در سال ۱۹۱۵ با عده ای از افراد   و عده ای از افراد سرشناس در سانتی نیکتان از تاگور د یدار کرد. گاندی دریکی از مقالات خود او را ” نگهبان بزرگ هند ” نامید . درآوریل ۲۹۱۹ مامورین انگلیسی در ایالت پنجاب دست به قتل عام و خونریزی فجیعی  زدند . تاگور هم صدا با مردم میهنش این اعمال خشونت بار را محکوم کرد و طی نامه اعتراض امیز خود به این جنایت در جه سلطنتی را که از طرف دولت انگلستان بوی اعطا شده بود پس فرستاد . نمایشنامه های دیگر تاگور عبارتند از : گردش بهار ۲۵ ۱۹۱۶، مالینی ۲۶، آبشار ۲۷ ۱۹۲۲ ، خرزهره سرخ  28 1924 ، سطنت ورق ۲۹ ۱۹۳۳ ، ونمایش نامه موزیکال دوشیزه نجس  30 1938 ، تاگگور سالها آرزو داشت درنزدیکی سانتی نیکتان دانشگاهی بنا  کند که در آن دانشجویان ملل مختلف را یکجا گرد آورد و تمدن های مختلف و متنوع جهان را در آنجا به  مطالعه وتحقیق گذارد . این آرزو بالاخره درسال ۱۹۲۱ برآورده شد با کمک مقامات کشورش ” دانشگاه علوم جهان ” در موطنش افتتاح شد . 

عتیقه زیرخاکی گنج