• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق حساسيت زدايی منظم-خرید اینترنتی تحقیق حساسيت زدايی منظم-دانلود رایگان مقاله حساسيت زدايی منظم-تحقیق حساسيت زدايی منظم
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
روش حساسيت زدايی منظم(systematic desensitization) اولين بار توسط ژوزف ولپی(۱۹۵۸) برای درمان فوبی ها ابداع شد.در اين روش بنا به اصل شرطي سازي تقابلي ، ابتدا پاسخهايي كه با ترس مغاير هستند، شناسايي مي شوند 
اين روش شامل سه مرحله است: آموزش آرميدگي، تهيه سلسله مراتب اضطراب و شرطي سازي تقابلي(حساسيت زدايي).
درمرحله اول به مراجع ياد داده مي شود تا ماهيچه هاي مختلف بدن خود را به آرامش كامل در آورد. در مرحله ي دوم،صحنه ها ايجاد كننده ي ترس از لحاظ ايجاد اضطراب از ضعيف ترين تا شديدترين مرتب مي شوند. پس از آموزش آرميدگي و تهيه سلسله مراتب اضطراب، جريان حساسيت زدايي شروع مي شود.در اين مرحله مراجع پس از قرار گرفتن در حالت آرميدگي، فرد با صحنه هاي ايجاد كننده ي ترس(بصورت خيالي وتجسمي) به ترتيب سلسله مراتب تهيه شده،مواجه مي شود.
شواهد پژوهشي نشان مي دهند كه توانايي مقابله ي مراجع با صحنه هاي خيالي اضطراب زا كه در ضمن حساسيت زدايي منظم آن را كسب مي كند، قابل انتقال به موقعيتهاي طبيعي است.
همچنين بعضي در بعضي از روشها به جاي آرميدگي از روشهاي ديگر استفاده مي شود. گاهي نيز از روش حساسيت زدايي واقعي استفاده مي شود.
 شرطي‌سازي تقابلي فرايندي است كه درآن پاسخ با پسخ‌ ديگري كه با آن ناهمساز است جانشين مي‌شود. و اين سبب مي‌شود كه پاسخ شرطي (كه نا مطلوب است و هدف تغيير رفتار واقع شده) در خصوص محرك شرطي داده شود.
بطور مثال اگر كودكي از سگي مي‌ترسد چنانچه در گوشه‌اي از حياط او به همراه تعدادي از كودكان ديگر از هيجان مبت (كنار كودكان ديگر بودن) پاسخ هيجاني ترس را نشان نخواهد داد.
مهمترين روش تغيير رفتار و رفتاردرماني برخاسته از شرطي تقابلي حساسيت‌زدايي است.



انواع حساسيت‌زدايي:
۱- حساسيت‌زدايي منظم (خيالي)
۲- حساسيت‌زدايي واقعي
۳- خود حساسيت‌زدايي

۱) حساسيت‌زدايي منظم (خيالي): در اين روش حساسيت‌زدايي منظم خيالي محركي را كه مولد اضطراب است در شرايط آرميدگي عضلاني به تدريج به فرد مضطرب ارائه مي‌كنند و اين كار ادامه مي‌دهند تا اينكه بتواند محرك  مولد اضطراب را با حداكثر شدت تحمل نمايد. براي اجراي حساسيت‌زدايي منظم سه مرحله زير بايد طي شود:
۱- ايجاد سلسله مراتب اضطراب
۲- آموزش آرميدگي
۳- حساسيت‌زدايي

۲) حساسيت‌زدايي واقعي: در روش حساسيت‌زدايي واقعي محرك اضطراب‌آور تدريجاً ولي به‌صورت عيني يا واقعي به فرد ارائه مي‌شود.

۳)‌خود حساسيت‌زدايي: روش خود حساسيت‌زدايي همان روش حساسيت‌زدايي منظم اسن با اين تفاوت كه در حساسيت‌زدايي منظم درمانگر به تدريج موقعيت‌هاي اضطراب‌زا را كه در سلسله مراتب اضطراب مرتب شده‌اند به مددجو معرفي مي‌كند. اما در خود حساسيت‌زدايي، خود مددجو كنترل صحنه‌هاي اضطراب‌زا را برعهده مي‌گيرد.


روش‌هاي بيزاري‌آور
روش‌هاي درماني انزجارييا بيزاري‌آور براي از بين‌ بردن رفتارهايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه خود آنها تقويت كننده هستند و به آساني تن به خاموشي نمي‌دهند.
۱) شرطي‌سازي بيزاري‌آور Ñ درمان الكسيم- اعتياد- انحرافات جنسي- پرخوري
۲) حساسيت‌زدايي Ñ فرد به صورت خيالي محرك مولد رفتار را با يك محرك آزارنده همراه كند.
۳) ساير روش‌ها Ñسيگار كشيدن سريع

     

۳- سرمشق گيری:
الگوبرداي يا سرمشق گيري به آن فرايند يادگيري گفته مي شود كه به واسطه ي آن فرد،در نتيجه ي مشاهده ي رفتار يك فرد ديگر(الگو يا سرمشق) يعني ديدن ،شنيدن يا حتي خواندن درباره ي آن رفتار تغيير مي كند.
در اين شيوه معمولآ بيمار فوبيك فردي را مشاهده مي كند كه فوبيك نيست و رفتاري را انجام مي دهد كه بيمار فوبيك خود قادر به انجام آن نيست. مثلآ : بيمار مبتلا به فوبي مار بارها الگويي را مشاهده مي كند كه به يك مار واقعي نزديك مي شود، آنرا بلند كرده و نوازش مي كند. بيمار فوبيك وقتي كه مي بيند طرف مقابل او صدمه نمي بيند،از اين موقعيت كمتر دچار ترس مي شود. بعد درمانگر به تدريج بيمار فوبيك را درگير تمرينها مي كند. در ابتدا ممكن است از بيمار فوبيك خواسته شود تا با صداي بلند آنچه را كه مي بيند شرح دهد، بعد به مار نزديك شود و بالاخره آن را لمس كند. اين شيوه تكرار خواهد شد تا فوبي كاهش يابد.
 ترس و اضطراب واکنشهای طبيعی هستند که ارزش حياتی برای جانداران دارند.ترس يك واكنش طبيعي در برابر خطر است و بقاي فرد و نوع را تقويت مي كند و در حد اعتدال آميز آن مناسب و حتی ممکن است مفيد باشد؛ اما گاهي ترس جنبه ي افراطي و غير منطقي به خود مي گيرد.در اين شرايط  با وجود اينكه ترس براي خود شخص نيز غير منطقي است، باز از آن اجتناب مي كند و حتي ممكن است بر عملكردش تأثير منفي بگذارد كه در اين صورت ترس مرضي و نابهنجار يا به اصطلاح فوبي است.اختلالات اضطرابي( از جمله فوبي ها) از شايعترين اختلالات روانپزشكي هستند.مطالعات نشان داده اند اين اختلالات بيماري قابل ملاحظه،استفاده زياد از خدمات مراقبت بهداشتي و اختلال كاركرد بيش از اندازه ايجاد مي كنند.همچنين اختلال اضطرابي مزمن ممكن است ميزان مرگ و مير مربوط به اختلالات قلب و عروق را بيشتر كند كه اين امر لزوم تشخيص بموقع اين اختلالات را مشخص مي كند.(كاپلان و سادوك، ترجمه پورافكاري)
براي روشن شدن معناي فوبي(ترس مرضي) ابتدا در مورد ترس توضيح مي دهم و بعد به فوبي مي پردازم.       
ترس  
Fear (ترس) از كلمه انگليسي قديمي faer به معناي خطر ناگهاني مشتق شده است.اين ترس قابل توجيه و خطر ايجاد كننده ي آن ذاتي ، واقعي و معلوم است.ترس متناسب با خطر است و گاهي اگر ضرورت آسيب وجود داشته باشد ، مفيد هم هست. 
هنگامي كه ما خطر را تجربه مي كنيم، دستخوش تغييرات بدني و هيجاني گوناگوني مي شويم كه پاسخ ترس را تشكيل مي دهند.پاسخ ترس داراي چهار عنصر است:
۱-  عناصر شناختي : عبارتند از انتظار آسيب قريب الوقوع بخصوص و معمولآ در آينده نزديك . در خيابان پرت و تاريكي،حركت ناگهاني را پشت سر خود احساس مي كنيد؛ فكر مي كنيد كه يك كيف زن است و ميخكوب مي شويد. توجه داشته باشيد كه بازنمايي هاي ذهني ، واكنشهاي بدني ترس را فرا مي خوانند.
۲-  عناصر بدني : واكنشهاي اضطراري بدن به خطر(افزايش فشار خون و ضربان قلب،تنفس سريعتر، گشاد شدن مردمك چشم و…) به علاوه ي تغييرات موجود در ظاهر ما. 
۳-     عناصر هيجاني : احساس دلهره ،وحشت ، تهوع، لرزش و احساسهاي مورمور شدن و ورم معده. 
۴-     عناصر رفتاري : رفتاري كه ما هنگام ترس بدان مي پردازيم كه معمولآ‌ عبارتند از:  جنگ وگريز.
 در فوبي نيز به عنوان نوعي از ترس،ما اين علائم را تجربه مي كنيم ولي بصورت اغراق آميز آن.دامنه اي از موقعيتهاي خطرناك و دامنه اي از پاسخهاي ترس وجود دارد.زماني كه پاسخ ترس ما با مقدار خطر موجود در موقعيت متناسب است،آن را مي پذيريم؛اما وقتي كه پاسخ ترس با مقدار خطر تناسب ندارد،آن را نابهنجار و بطور خلاصه فوبي مي خوانيم.در حاليكه ترس بهنجار و فوبي نابهنجار است، هر دوي آنها در يك پيوستار قرار مي گيرد. آنها از نظر مقدار فرق دارند نه از نظر نوع.
فوبی 
فوبي(phobia)به ترس شديد از يك شيء يا موقعيت يا وضعيت اطلاق مي شود.اين واكنش ترس پايدار و غير منطقي است و شديدآ‌ با واقعيت ترس بي تناسب است.شخص فوبيك بصورت هشيارانه از شيء،فعاليت يا موقعيت منبع ترس اجتناب مي كند.حضور يا پيش بيني ماهيت فوبيك ناراحتي شديد در شخص مبتلا ‌به وجود مي آورد. اين پاسخ ها ممكن است به شكل يك حمله پنيك (وحشتزدگي) وابسته به موقعيت يا زمينه سازي شده با موقعيت در آيند.واكنشهاي فوبيك معمولآ منجر به گسستگي توانائي شخص براي عملكرد در زندگي روزمره مي گردند، اما برخي فوبي ها چنين نيستند.( مثل ترس از عنكبوت)


نشانه هاي فوبي بسيار واضح هستند و اين امر تشخيص اين اختلال را آسان مي كند. اين نشانه ها عبارتند از :
۱-     ترس پايدار از يك موقعيت بخصوص كه با واقعيت خطر بي تناسب است.
۲-  اضطراب شديد يا حتي حمله ي وحشتزدگي(panic) كه توسط مواجهه ي واقعي با آن موقعيت ايجاد مي شود.
۳-     اجتناب بيمار از موقعيت فوبيك.
۴-     پي بردن فرد به اينكه ترس بيش از اندازه يا نامعقول است.
۵-     نشانه هايي كه به علت اختلال ديگري نيستند.نظير: OCD,PTSD,Panic
۶-  به استثناي فوبي مكانهاي باز،مشكلات رواني افراد فوبيك كاملآ مجزاست. معمولآ‌ تنها مشكل خود فوبي است و افراد فوبيك قادرند در اغلب زمينه هاي ديگر زندگي شان عملكرد خوبي داشته باشند.



انواع فوبي
در طبقه بندي هاي جديد اختلالات رواني فوبي به دو نوع خاص و اجتماعي تقسيم بندي شده است.
۱) فوبي خاص(specific  phobia) :
فوبي خاص(اختصاص؛مشخص) ترس شديد و پايدار از يك شيء يا موقعيت است.اين ترس مشخص،پايدار و جنبه ي افراطي و غير منطقي دارد.فرد مبتلا ممكن است منتظر آسيب ديدن(مورد حمله يك سگ قرار گرفتن)باشد يا از تصور از دست دادن كنترل دچار وحشتزدگي panic) ) شود.

در-TR  DSM-ινفوبي خاص به نوع حيوانات، نوع محيط طبيعي(مثل طوفان)، نوع خون – تزريق – جراحت،نوع موقعيتي(مثل اتومبيل) و ساير انواع (NOS)تقسيم شده است.(در آينده احتمالآ در مورد انواع فوبی های خاص بيشتر توضيح می دهم.)



۲)فوبي اجتماعي(Social  phobia):
همه ما برخي اوقات در موقعيتهاي اجتماعي مضطرب مي شويم؛فوبي اجتماعي شكلهاي اغراق آميز اينگونه ترسها هستند.فوبي اجتماعي ترس شديد و مستمر از موقعيتهايي است كه در آن حالت، ممكن است شرمندگي روي دهد.مبتلايان به فوبي اجتماعي( اضطراب اجتماعي هم گفته مي شود) از تحقير شدن و شرمساري در موقعيتهاي اجتماعي خاص نظير گفتگو در جمع،دفع ادرار در توالت عمومي(اصطلاحآ مثانه خجالتي) و صحبت در قرار ملاقات به شدت مي ترسند.افراد مبتلا به فوبي اجتماعي از اينكه ديده شوند، مي ترسند. آنها مي ترسند به گونه اي عمل كنند كه تحقير آميز يا شرم آور باشد و در موقعيتي قرار گيرند كه به حمله ي وحشتزدگي بينجامد. آنها از صحبت كردن يا خوردن و نوشيدن در حضور ديگران وحشت دارند(اين ترسها جزء ‌شكايتهاي عمده ي آنهاست). 




فوبي هاي اجتماعي را به سه طبقه تقسيم مي كند:
۱-  تيپ عملكردي، كه طي آن فرد نمي تواند اعمال خاصي را در انظار انجام دهد. مثل: سخنراني، خواندن، نوشتن يا ادرار كردن؛ اعمالي كه وقتي تنهاست به راحتي آنها را انجام مي دهد.
۲-  تيپ محدود، كه طي آن اضطراب فقط در موقعيت خاص اجتماعي رخ مي دهد. نظير : قرار ملاقات يا صحبت كردن با رئيس .
۳-     تيپ فراگير، كه طي آن اغلب موقعيتهاي اجتماعي، اضطراب يا وحشتزدگي ايجاد مي كنند.

درمان
درمانهاي مختلفي براي اين اختلالات وجود دارد ولي به نظر مي رسد مؤثرترين درمانها،درمانهاي شناختي رفتاري(خصوصآ رفتاري)از جمله:غرقه سازي، حساسيت زدايي منظم و سرمشق گيري (الگو برداري).همچنين دارو درماني و درمانهاي تركيبي(دارو درماني و درمانهاي روانشناختي)
 دوستان اگر بعضی وقتها متن ها تخصصی می شه، معذرت می خوام؛ چون يکی از اهداف من نوشتن متنهای تخصصيه که علاوه بر عموم به درد دانشجويان روانشناسی هم بخوره.

عتیقه زیرخاکی گنج