• بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين آيات كتاب حكيم است (كتابى پرمحتوا و استوار)! (۲)
مايه هدايت و رحمت براى نيكوكاران است. (۳)
همانان كه نماز را برپا مى‏دارند، و زكات را مى‏پردازند و آنها به آخرت يقين دارند. (۴)
آنان بر طريق هدايت از پروردگارشانند، و آنانند رستگاران! (۵)
و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزا گيرند; براى آنان عذابى خواركننده است! (۶)
و هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مى‏شود، مستكبرانه روى برمى‏گرداند، گويى آن را نشنيده است; گويى اصلا گوشهايش سنگين است! او را به عذابى دردناك بشارت ده! (۷)
(ولى) كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، باغهاى پرنعمت بهشت از آن آنهاست; (۸)
جاودانه در آن خواهند ماند; اين وعده حتمى الهى است; و اوست عزيز و حكيم (شكست‏ناپذير و دانا
اين آفرينش خداست; اما به من نشان دهيد معبودانى غير او چه چيز را آفريده‏اند؟! ولى ظالمان در گمراهى آشكارند. (۱۱)
ما به لقمان حكمت داديم; (و به او گفتيم:) شكر خدا را بجاى آور هر كس شكرگزارى كند، تنها به سود خويش شكر كرده; و آن كس كه كفران كند، (زيانى به خدا نمى‏رساند); چرا كه خداوند بى‏نياز و ستوده است. (۱۲)
(به خاطر بياور) هنگامى را كه لقمان به فرزندش -در حالى كه او را موعظه مى‏كرد- گفت: س‏خ‏للّهپسرم! چيزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است.» (۱۳)
و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرديم; مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد (به هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه‏اى را متحمل مى‏شد)، و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى‏يابد; (آرى به او توصيه كردم) كه براى من و براى پدر و مادرت شكر بجا آور كه بازگشت (همه شما)به سوى من است! (۱۴)
و هرگاه آن دو، تلاش كنند كه تو چيزى را همتاى من قرار دهى، كه از آن آگاهى ندارى (بلكه مى‏دانى باطل است)، از ايشان اطاعت مكن، ولى با آن دو، در دنيا به طرز شايسته‏اى رفتار كن; و از راه كسانى پيروى كن كه توبه‏كنان به سوى من آمده‏اند; سپس بازگشت همه شما به سوى من است و من شما را از آنچه عمل مى‏كرديد آگاه مى‏كنم. (۱۵)
پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى (كار نيك يا بد) باشد، و در دل سنگى يا در (گوشه‏اى از) آسمانها و زمين قرار گيرد، خداوند آن را (در قيامت براى حساب) مى‏آورد; خداوند دقيق و آگاه است! (۱۶)
پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منكر كن، و در برابر مصايبى كه به تو مى‏رسد شكيبا باش كه اين از كارهاى مهم است! (۱۷)
(پسرم!) با بى‏اعتنايى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبر مغرورى را دوست ندارد. (۱۸)
(پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعايت كن; از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت‏ترين صداها صداى خران است. (۱۹)
آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخر شما كرده، و نعمتهاى آشكار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! ولى بعضى از مردم بدون هيچ دانش و هدايت و كتاب روشنگرى درباره خدا مجادله مى‏كنند! (۲۰)
و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد!»، مى‏گويند: «نه، بلكه ما از چيزى پيروى مى‏كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم!»آيا حتى اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان كند (باز هم تبعيت مى‏كنند)؟! (۲۱)
كسى كه روى خود را تسليم خدا كند در حالى كه نيكوكار باشد، به دستگيره محكمى چنگ زده (و به تكيه‏گاه مطمئنى تكيه كرده است); و عاقبت همه كارها به سوى خداست. (۲۲)
و كسى كه كافر شود، كفر او تو را غمگين نسازد; بازگشت همه آنان به سوى ماست و ما آنها را از اعمالى كه انجام داده‏اند (و نتايج شوم آن) آگاه خواهيم ساخت; خداوند به آنچه درون سينه‏هاست آگاه است. (۲۳)
ما اندكى آنها را از متاع دنيا بهره‏مند مى‏كنيم، سپس آنها را به تحمل عذاب شديدى وادار مى‏سازيم! (۲۴)
و هرگاه از آنان سؤال كنى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟» مسلما مى‏گويند: «الله س‏ذللّه، بگو: «الحمد لله (كه خود شما معترفيد)!» ولى بيشتر آنان نمى‏دانند! (۲۵)
آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست، چرا كه خداوند بى‏نياز و شايسته ستايش است! (۲۶)
و اگر همه درختان روى زمين قلم شود، و دريا براى آن مركب گردد، و هفت درياچه به آن افزوده شود، اينها همه تمام مى‏شود ولى كلمات خدا پايان نمى‏گيرد; خداوند عزيز و حكيم است. (۲۷)
آفرينش و برانگيختن (و زندگى دوباره) همه شما (در قيامت) همانند يك فرد بيش نيست; خداوند شنوا و بيناست! (۲۸)
آيا نديدى كه خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل مى‏كند، و خورشيد و ماه را مسخر ساخته و هر كدام تا سرآمد يعنى به حركت خود ادامه مى‏دهند؟! خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. (۲۹)
اينها همه دليل بر آن است كه خداوند حق است، و آنچه غير از او مى‏خوانند باطل است، و خداوند بلند مقام و بزرگ مرتبه است! (۳۰)
آيا نديدى كشتيها بر (صفحه) درياها به فرمان خدا، و به (بركت) نعمت او حركت مى‏كنند تا بخشى از آياتش را به شما نشان دهد؟! در اينها نشانه‏هايى است براى كسانى كه شكيبا و شكرگزارند! (۳۱)
و هنگامى كه (در سفر دريا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار گيرد)، خدا را با اخلاص مى‏خوانند; اما وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد، بعضى راه اعتدال را پيش مى‏گيرند (و به ايمان خود وفادار مى‏مانند، در حالى كه بعضى ديگر فراموش كرده راه كفر پيش مى‏گيرند); ولى آيات ما را هيچ كس جز پيمان‏شكنان ناسپاس انكار نمى‏كنند! (۳۲)
اى مردم! تقواى الهى پيشه كنيد و بترسيد از روزى كه نه پدر كيفر اعمال فرزندش را تحمل مى‏كند، و نه فرزند چيزى از كيفر (اعمال) پدرش را; به يقين وعده الهى حق است; پس مبادا زندگانى دنيا شما را بفريبد، و مبادا (شيطان) فريبكار شما را (به كرم) خدا مغرور سازد! (۳۳)
آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست، و اوست كه باران را نازل مى‏كند، و آنچه را كه در رحم‏ها(ى مادران) است مى‏داند، و هيچ كس نمى‏داند فردا چه به دست مى‏آورد، و هيچ كس نمى‏داند در چه سرزمينى مى‏ميرد؟ خداوند عالم و آگاه است! (۳۴)
پيشگفتار
بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الحمدللّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على سيّدنا و نبيّنا محمّد و آله الطاهرين
اگر انسان، به راهنما نياز دارد، كتاب آسمانى، امام و راهنما است. (۱) 
اگر انسان، به معلّم و مربّى نياز دارد، كتاب آسمانى معلّم و مربّى است. (۲) 
اگر در تاريكى‏ها به نور نياز است، قرآن نور است. (۳) 
اگر جامعه به قانون و عدالت نياز دارد، قرآن كتاب عدل و قانون است. (۴) 
اگر انسان به اميد نياز دارد، قرآن سراسر بشارت و اميد است. (۵) 
اگر انسان به استدلال، منطق و برهان نياز دارد، قرآن دليل و برهان است. (۶) 
اگر انسان به منجى نياز دارد، قرآن پرچم نجات است. (۷) 
اگر انسان نياز به تذكّر و تعقّل دارد، قرآن وسيله‏ى تعقّل و تفكّر است. (۸) 
اگر انسان به دنبال راهى بدون انحراف است، راه قرآن انحراف ندارد. (۹) 
اگر انسان به موعظه نياز دارد، قرآن موعظه است. (۱۰) 
اگر انسانِ دردمند، به دارو و درمان نياز دارد، قرآن بهترين دارو و درمان است. (۱۱) 
اگر انسان به آرامش نياز دارد، قرآن، ذكر الهى (۱۲) و تنها آرام‏بخش دلهاست. (۱۳) 
و اگر انسان…، قرآن جامع تمام بركات، كمالات، دانش‏ها و سرچشمه‏ى همه نيكى‏هاست.
بى شك، بهره‏مند شدن از آن همه آثار به شرطى است كه انسان بخواهد از نور، عدالت، موعظه، دارو، معلّم و… استفاده كند. امّا اگر بر چشم و روح خود پرده‏ى غفلت بيندازد و خود را به خواب بزند، از آن همه بركات بهره‏اى نخواهد برد.
آنچه قرآن از ما مى‏خواهد، تلاوت، تدبّر، عمل و تبليغ است.
ما نبايد حتّى براى لحظه‏اى بى تحرّك و راكد بمانيم، قرآن مى‏فرمايد: اى مؤمنان! ايمان آوريد، يعنى ايمان خود را توسعه و تعمّق بخشيد. (۱۴) 
قرآن كه به صابران بشارتِ بهشت مى‏دهد، (۱۵) از صابران مى‏خواهد دائره‏ى صبر خود را توسعه دهند (۱۶) و از مرحله‏ى صابر بودن به مرحله‏ى صبّار بودن پا نهند.
اگر روزى را براى يادگيرى، روخوانى و حفظ قرآن در نظر گرفتيم، بايد روز ديگر را براى ترجمه، روز پس از آن را براى تدبّر و روز ديگر را براى عمل و تبليغ قرار دهيم.
چند سال است كه با اراده و الطاف الهى، ستاد تفسير قرآن كريم تشكيل و بحمداللّه گام‏هايى
سيماى سوره‏ى لقمان
اين سوره، از سوره‏هاى مكّى است و به مناسبت نام لقمان، كه در تمام قرآن تنها دوبار، آن هم در اين سوره آمده، لقمان ناميده شده است. اين سوره از جمله شش سوره‏اى است كه با حروف مقطّعه‏ى «الم» آغاز مى‏شوند.
محتواى سوره‏ى لقمان را مى‏توان در اين موارد خلاصه نمود:
۱- بيان عظمت و اهميّت قرآن در هدايت بشر.
۲- تقسيم انسان‏ها به نيكوكار و مستكبر و بيان سرنوشت آنان.
۳- بيان برخى معجزات علمى قرآن از قبيل قانون جاذبه و زوجيّت گياهان.
۴- نصايح و موعظه‏هاى حكيمانه‏ى لقمان به فرزندش.
۵ – دلايل ايمان به مبدأ و معاد.
۶- بيان علوم اختصاصى خداوند، مانند: زمان مرگ و برپايى قيامت.

آيه (۱ تا ۴)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان
«۱» الم «۲» تِلْكَ ءَايَتُ الْكِتَبِ الْحَكِيمِ
الف، لام، ميم. اين، آياتِ كتابِ سراسر حكمت است.
«۳» هُدىً وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ
كه (مايه‏ى) هدايت و رحمت، براى نيكوكاران است.
«۴» الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُم بِالْأَخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
آنان كه نماز به پا مى‏دارند و زكات مى‏پردازند و تنها آنان به آخرت يقين دارند.
نكته‏ها:
از مجموع بيست و نه سوره‏ى قرآن كه با حروف مقطّعه آغاز مى‏شود، در بيست و چهار مورد، پس از آن حروف، عظمت قرآن مطرح شده كه بيانگر آن است كه اين قرآن از همين حروف الفبا كه در اختيار شماست تأليف يافته، ولى هيچ كس از شما نمى‏تواند همانند آن را بياورد.
عموم نويسندگان، كتابِ خود را خالى از نقص نديده و به خاطر نقص‏ها و اشكالات كتابشان، از خواننده عذرخواهى مى‏كنند و از پيشنهادها و انتقادها استقبال مى‏كنند؛ تنها خداوند است كه درباره‏ى كتاب خود با صراحت مى‏فرمايد: «الكتاب الحكيم» تمام آياتش، محكم و بر اساس حكمت است. كتابى استوار و خلل‏ناپذير كه هيچ نقص و عيبى در آن راه ندارد
آيه (۱ تا ۴)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان
«۱» الم «۲» تِلْكَ ءَايَتُ الْكِتَبِ الْحَكِيمِ
الف، لام، ميم. اين، آياتِ كتابِ سراسر حكمت است.
«۳» هُدىً وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ
كه (مايه‏ى) هدايت و رحمت، براى نيكوكاران است.
«۴» الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُم بِالْأَخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
آنان كه نماز به پا مى‏دارند و زكات مى‏پردازند و تنها آنان به آخرت يقين دارند.
نكته‏ها:
از مجموع بيست و نه سوره‏ى قرآن كه با حروف مقطّعه آغاز مى‏شود، در بيست و چهار مورد، پس از آن حروف، عظمت قرآن مطرح شده كه بيانگر آن است كه اين قرآن از همين حروف الفبا كه در اختيار شماست تأليف يافته، ولى هيچ كس از شما نمى‏تواند همانند آن را بياورد.
عموم نويسندگان، كتابِ خود را خالى از نقص نديده و به خاطر نقص‏ها و اشكالات كتابشان، از خواننده عذرخواهى مى‏كنند و از پيشنهادها و انتقادها استقبال مى‏كنند؛ تنها خداوند است كه درباره‏ى كتاب خود با صراحت مى‏فرمايد: «الكتاب الحكيم» تمام آياتش، محكم و بر اساس حكمت است. كتابى استوار و خلل‏ناپذير كه هيچ نقص و عيبى در آن راه ندارد.
خداوند در يك جا، قرآن را مايه‏ى هدايت متّقين مى‏خواند، «هدىً للمتّقين» (۱۷) و در جاى ديگر آن را مايه‏ى هدايت و بشارت مؤمنان مى‏داند، «هدىً و بشرى للمؤمنين» (۱۸) و در اين سوره، قرآن را مايه‏ى هدايت و رحمت براى نيكوكاران مى‏شمرد، «هدىً و رحمة للمحسنين» پس قرآن مراحل سه گانه‏ى تكامل را در بردارد، مايه‏ى هدايت، بشارت و رحمت است. (۱۹) 
نماز، جامع همه‏ى كمالات معنوى است مانند: طهارت، تلاوت قرآن، اقرار به توحيد و نبوّت و ولايت، ذكر و دعا، سلام، قيام، ركوع، سجود و توجّه به حق؛ و زكات جبران همه‏ى كاستى‏هاى مادّى است.
در قرآن، مفهوم «زكات»، گسترده‏تر از آن است كه در فقه آمده، زيرا علاوه بر زكاتِ فقهى، عموم كمك‏هاى مالى را شامل مى‏شود.
پيام‏ها:
۱- ارشاد و هدايت، بايد بر اساس حكمت باشد. «آيات الكتاب الحكيم هدىً»
۲- قرآن، عين هدايت و رحمت است. «هدىً و رحمة» (كلمه‏هاى «هدىً» و «رحمة» در قالب مصدرى
آيه (۵)
«۵» أُوْلَئِكَ عَلَى‏ هُدىً مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
آنان بر هدايتى از پروردگارشان هستند و هم آنانند رستگاران.
نكته‏ها:
از اين آيه استفاده مى‏شود كه رستگارى بر اساس توفيق و هدايت پروردگار حاصل مى‏شود، كه البتّه آن نيز در سايه‏ى تلاش و مجاهده، به انسان داده مى‏شود، چنانكه در جاى ديگر مى‏خوانيم: «اِنّ الّذين جاهدوا فينا لَنَهديَنّهم سُبلنا و اِنّ اللّه لَمَع المحسنين» (۲۱) آنان كه در راه ما تلاش و مجاهده كردند، ما راه را به آنان نشان داديم و همانا خداوند با نيكوكاران است.
پيام‏ها:
۱- نيكوكاران از هدايت‏هاى الهى برخوردارند. «اولئك على هدىً من ربّهم»
۲- هدايت، از شئون ربوبيت است. «هدىً من ربّهم»
۳- توفيق كارهاى خير ، لطف خداوند است.
«للمحسنين… هدىً من ربّهم» ۴- رستگارى، مخصوص كسانى است كه اهل نماز، زكات و يقين به آخرت باشند. «اولئك هم المفلحون»

آيه (۶)
«۶» وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُواً أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ
و برخى از مردم، خريدار سخنان بيهوده و سرگرم كننده‏اند، تا بى هيچ علمى، (ديگران را) از راه خدا گمراه كنند و آن را به مسخره گيرند؛ آنان برايشان عذابى خوار كننده است.
نكته‏ها:
كلمه‏ى «لَهْو»، به معناى چيزى است كه انسان را از هدف مهم بازدارد. «لهو الحديث»، به سخن بيهوده‏اى گويند كه انسان را از حقّ باز دارد، نظير حكايات خرافى و داستان‏هايى كه انسان را به فساد و گناه مى‏كشاند. اين انحراف گاهى به‏خاطر محتواى سخن است و گاهى به‏خاطر اسباب و ملازمات آن از قبيل آهنگ و امور همراه آن. (۲۲)
آيه (۶)
«۶» وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُواً أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ
و برخى از مردم، خريدار سخنان بيهوده و سرگرم كننده‏اند، تا بى هيچ علمى، (ديگران را) از راه خدا گمراه كنند و آن را به مسخره گيرند؛ آنان برايشان عذابى خوار كننده است.
نكته‏ها:
كلمه‏ى «لَهْو»، به معناى چيزى است كه انسان را از هدف مهم بازدارد. «لهو الحديث»، به سخن بيهوده‏اى گويند كه انسان را از حقّ باز دارد، نظير حكايات خرافى و داستان‏هايى كه انسان را به فساد و گناه مى‏كشاند. اين انحراف گاهى به‏خاطر محتواى سخن است و گاهى به‏خاطر اسباب و ملازمات آن از قبيل آهنگ و امور همراه آن. (۲۲) 
شخصى به نام نضربن حارث كه از حجاز به ايران سفر مى‏كرد، افسانه‏هاى ايرانى – مانند افسانه‏ى رستم و اسفنديار و سرگذشت پادشاهان – را آموخته و براى مردم عرب بازگو مى‏كرد و مى‏گفت: اگر محمّد براى شما داستان عاد و ثمود مى‏گويد، من نيز قصّه‏ها و اخبار عجم را بازگو مى‏كنم. اين آيه نازل شد و كار او را شيوه‏اى انحرافى دانست.
برخى مفسّران در شأن نزول اين آيه گفته‏اند: افرادى كنيزهاى خواننده را مى‏خريدند تا برايشان بخوانند و از اين طريق مردم را از شنيدن قرآن توسط پيامبر باز مى‏داشتند، كه آيه‏ى فوق، در مذّمت چنين افرادى نازل شد. (۲۳) 
اين آيه به يكى از مهم‏ترين عوامل گمراه كننده كه سخن باطل است اشاره نموده است. در آيات ديگر قرآن، به برخى ديگر از عوامل گمراهى مردم اشاره شده كه عبارتند از:
الف: طاغوت، كه گاهى با تحقير «استخفّ قومه» (۲۴) و گاهى با تهديد مردم را منحرف مى‏كند. «لاجعلنّك من المسجونين» (۲۵) 
ب: شيطان، كه با وسوسه‏هايش انسان را گمراه مى‏كند. «يريد الشيطان ان يضلّهم» (۲۶) 
ج: عالم و هنرمند منحرف كه با استفاده از دانش و هنرش ديگران را منحرف مى‏سازد. «و اضلّهم السّامرى» (۲۷) 
د: صاحبان قدرت و ثروت، كه با استفاده از قدرت و ثروت، مردم را از حقّ بازمى دارند. «انّا اَطعنا سادتنا و كبرائنا فاضلّونا السبيلا» (۲۸) 
   

   


            

آثار مخرّب غنا
۱- ترويج فساد اخلاق و دور شدن از روح تقوا و روى آوردن به شهوات و گناهان، تا آنجا كه يكى از سران بنى‏اميّه (با آن همه آلودگى) اعتراف مى‏كند: غنا، حيا را كم و شهوت را زياد مى‏كند، شخصيت را درهم مى‏شكند و همان كارى را مى‏كند كه شراب مى‏كند.
برخى انسان‏ها از راه نوشيدن شراب و يا تزريق هروئين و مرفين مى‏توانند خود را وارد دنياى بى‏خيالى وبى‏تفاوتى كنند، برخى هم از طريق شنيدن سخنان باطل و شهوت‏انگيزِ يك آوازه خوان، غيرت خود را ناديده مى‏گيرند و در دنياى بى‏تفاوتى به سر مى‏برند.
۲- غفلت از خدا، غفلت از وظيفه، غفلت از محرومان، غفلت از آينده، غفلت از امكانات و استعدادها، غفلت از دشمنان، غفلت از نفس و شيطان. انسانِ امروز با آن همه پيشرفت در علم و تكنولوژى، در آتشى كه از غفلت او سرچشمه مى‏گيرد، مى‏سوزد.
آرى، غفلت از خدا، انسان را تا مرز حيوانيّت، بلكه پائين‏تر از آن پيش مى‏برد. «اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون» (۳۴) 
امروزه استعمارگران براى سرگرم كردن و تخدير نسل جوان، از همه‏ى امكانات از جمله ترويج آهنگ‏هاى مبتذل از طريق انواع وسائل و امواج، براى اهداف استعمارى خود سود مى‏جويند.
۳- آثار زيانبار آهنگ‏هاى تحريك‏آميز و مبتذل بر اعصاب، بر كسى پوشيده نيست. در كتاب تأثير موسيقى بر روان و اعصاب، نكات مهمّى از پايان زندگى و فرجام بدِ نوازندگان آلات موسيقى و گرفتارى آنها به انواع بيمارى‏هاى روانى و سكته‏هاى ناگهانى و بيمارى‏هاى قلبى و عروقى و تحريكات نامطلوب ذكر شده كه براى اهل نظر قابل توجّه و تأمّل است. (۳۵) 

خواننده‏ى عزيز!
خداوند، جهان را براى بشر و بشر را براى تكامل و رشد و قرب معنوى آفريد. او جهان آفرينش را مسخّر ما نمود و فرشتگان را به تدبير امور ما وادار كرد. انبيا و اوليا را براى هدايت ما فرستاد و آنان تا سرحدّ مرگ و شهادت پيش رفتند. فرشتگان را براى آدم به سجده وا داشت، روح الهى را در انسان دميد و بهترين صورت و سيرت را به انسان عطا كرد، قابليّت رشد تا بى‏نهايت را در او به وديعه گذاشت، او را با عقل، فطرت، و انواع استعدادها مجهّز نمود و تنها در آفرينش او، به خود آفرين گفت. «فتبارك اللّه احسن الخالقين» (۳۶)
آثار مخرّب غنا
۱- ترويج فساد اخلاق و دور شدن از روح تقوا و روى آوردن به شهوات و گناهان، تا آنجا كه يكى از سران بنى‏اميّه (با آن همه آلودگى) اعتراف مى‏كند: غنا، حيا را كم و شهوت را زياد مى‏كند، شخصيت را درهم مى‏شكند و همان كارى را مى‏كند كه شراب مى‏كند.
برخى انسان‏ها از راه نوشيدن شراب و يا تزريق هروئين و مرفين مى‏توانند خود را وارد دنياى بى‏خيالى وبى‏تفاوتى كنند، برخى هم از طريق شنيدن سخنان باطل و شهوت‏انگيزِ يك آوازه خوان، غيرت خود را ناديده مى‏گيرند و در دنياى بى‏تفاوتى به سر مى‏برند.
۲- غفلت از خدا، غفلت از وظيفه، غفلت از محرومان، غفلت از آينده، غفلت از امكانات و استعدادها، غفلت از دشمنان، غفلت از نفس و شيطان. انسانِ امروز با آن همه پيشرفت در علم و تكنولوژى، در آتشى كه از غفلت او سرچشمه مى‏گيرد، مى‏سوزد.
آرى، غفلت از خدا، انسان را تا مرز حيوانيّت، بلكه پائين‏تر از آن پيش مى‏برد. «اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون» (۳۴) 
امروزه استعمارگران براى سرگرم كردن و تخدير نسل جوان، از همه‏ى امكانات از جمله ترويج آهنگ‏هاى مبتذل از طريق انواع وسائل و امواج، براى اهداف استعمارى خود سود مى‏جويند.
۳- آثار زيانبار آهنگ‏هاى تحريك‏آميز و مبتذل بر اعصاب، بر كسى پوشيده نيست. در كتاب تأثير موسيقى بر روان و اعصاب، نكات مهمّى از پايان زندگى و فرجام بدِ نوازندگان آلات موسيقى و گرفتارى آنها به انواع بيمارى‏هاى روانى و سكته‏هاى ناگهانى و بيمارى‏هاى قلبى و عروقى و تحريكات نامطلوب ذكر شده كه براى اهل نظر قابل توجّه و تأمّل است. (۳۵) 

خواننده‏ى عزيز!
خداوند، جهان را براى بشر و بشر را براى تكامل و رشد و قرب معنوى آفريد. او جهان آفرينش را مسخّر ما نمود و فرشتگان را به تدبير امور ما وادار كرد. انبيا و اوليا را براى هدايت ما فرستاد و آنان تا سرحدّ مرگ و شهادت پيش رفتند. فرشتگان را براى آدم به سجده وا داشت، روح الهى را در انسان دميد و بهترين صورت و سيرت را به انسان عطا كرد، قابليّت رشد تا بى‏نهايت را در او به وديعه گذاشت، او را با عقل، فطرت، و انواع استعدادها مجهّز نمود و تنها در آفرينش او، به خود آفرين گفت. «فتبارك اللّه احسن الخالقين» (۳۶) آيه (۷)
«۷» وَإِذَا تُتْلَى‏ عَلَيْهِ ءَايَتُنَا وَلَّى‏ مُسْتَكْبِراً كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِى أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
و هرگاه آيات ما بر او خوانده شود، مستكبرانه روى برگرداند، چنان كه گويى آن را نشنيده، گويا در گوش‏هاى او سنگينى است، پس او را به عذابى دردناك بشارت ده.
نكته‏ها:
كلمه‏ى «وَقْر»، به معناى سنگينى است. به افراد با شخصيّت و سنگين نيز باوقار مى‏گويند.
از اين آيه استفاده مى‏شود كه افراد متكبّر، حتّى حاضر به شنيدن سخن حقّ نمى‏باشند. چه رسد به آنكه آن را بشنوند و در آن انديشه كنند و اگر منطقى نبود نپذيرند.

عتیقه زیرخاکی گنج